با فيلم وقلم عليه جنگ

معرفي كتاب اربابان جديد جهان به قلم جان پيلجر

از: پولاد همايوني

 

چه كسي تروريست ها را آموزش مي دهد؟ اگر سازمان القاعده در اردوگاه هاي افغانستان به آموزش تروريست ها مي پرداخت ، آمريكا هم در “ مدرسة آموزشي Fort Benning “ در جورجيا مشغول همين كار است. 60000 سرباز، پليس ، گروههاي راست افراطي و نيروهاي امنيتي از كشورهاي آمريكاي لاتين براي سركوب مردم در همين مدرسه آموزش ديده اند. دو سوم از نيروهاي كه كميته حقيقت سازمان ملل آنها را به عنوان جنايتكاران جنگي در السالوادور معرفي نموده در همين مدرسه پرورش يافته اند. 40 در صد از وزراي جنايتكار گواتمالايي به اين مدرسه رفته اند. دانش آموختگان همين مدرسه بودند كه در شيلي پس از كودتا با استفاده از روش ها و ابزار پيشنهادي آن به شكنجه و اعدام مبارزان پرداختند.
چه كسي هواپيما ربايان را تشويق مي كند؟ بسياري از هواپيما رباياني كه با استفاده از آن از كوبا به آمريكا گريختند ، يا اصلا مورد تعقيب قرار نگرفتند و يا از سوي هيئت ژوري دادگاهها كه از ميان پناهندگان كوبايي انتخاب مي شدند ، بيگناه شناخته شدند. براي اينكه مهم نيست چه عملي انجام شده است ، مهم اينست كه چه كسي اين كار را كرده است .
چه كسي تروريست ها را پناه مي دهد؟ ارتشبد آرژانتيني خورخه انريكو، از عوامل درگيري هاي كثيف داخلي در آرژانتين و قاتل هزاران جوان در هاوايي زندگي مي كند. رهبر جوخة مرگ در هائيتي ، امانوئل كونستانت دارد با افتخار از جناياتش عليه مردم هائيتي ، در نيويورك زندگي مي كند. آرماندو فرناندز لاريوس مسئول اعدام و كشتار مبارزان شيليايي پس از كودتا در فلوريدا بسر مي برد.
اين مثالها را
Johan Pilger مستند ساز و نويسندة آمريكايي در كتاب جديدش اربابان جديد جهان به عنوان واقعيت هايي تلخ از آنچه در پشت پرده مي گذرد، ثبت كرده است. او تازه گي يك مستند تكاندهنده هم از رويداد هايي كه در فلسطين مي گذرد ، ساخته است
پيلگر به روزنامه نگاري شفاف و عريان اعتقاد دارد. الگوي او جورج اورول نويسندة كتاب معروف “ قلعه حيوانات “ است. اورول كه با گزارش هاي تكاندهنده اش از جنگ هاي داخلي اسپانيا ، تصاويري را از واقعيت نشان داد كه بسياري نمي پسنديدند. پيلگر در گزارش هايش پردة همگاني را كه مردم بر واقعيات هولناك مي كشند پاره مي كند و واقعيات تلخ را به ما نشان مي دهد. او مي گويد : “ من مي خواهم به مردم غرب نشان بدهم كه ، اندونزياييها، كامبوجي ها، فلسطيني ها، عراقي ها و .. چگونه به آنها مي نگرند. بازي سياسي غرب و سياست هاي زورگويانه اش قرباني هاي زيادي در اين كشورها بر جاي گذاشته است. ما اينها را مي دانيم ، اما دوست داريم فراموششان كنيم.“
مثالها بسيارند . پيلگر از واژه هايي چون نا انسان و خبرهاي آهسته براي شرح تحقيري كه غرب از مردمان ستم ديده مي كند، استفاده مي برد. نا انسان را براي كساني بكار مي برد ، كه غرب آنها را انسان به حساب نمي آورد. آنها در دوردست ها زندگي مي كنند، دوربين هاي تلويزيوني ما به آنها دسترسي ندارند. ما دوست نداريم دردها ورنج هاي آنان را ببينيم. بسياري از مردمان عادي افغانستان در بمبارانهاي ما از بين رفتند، تعداد آنها چند برابر كساني بود كه در حملة تروريستي 11 سپتامبر كشته شدند. او سپس مي پرسد : ما چه حقي داريم آنها را بكشيم؟ آنها به اين خاطر كشته شدند كه ما مي خواستيم در جنگ تحميلي كمترين تلفات را بدهيم.
خبرهاي آهسته . خبرهايي هستند كه از شالوده و روابط گفتگو مي كنند. اين خبر ها در پس پردة تصويرهايي از بمباران و انفجارها پنهان مي شوند. مثل تاريخ فلسطين . دلايل انتفاضه در پس پردة عمليات انتحاري گم مي شود. او به محاصرة اقتصادي عراق حمله مي برد و آن را بشدت محكوم مي كند. محاصره اي كه نيم ميليون كودك عراقي قرباني آن هستند. بيمارستانهايي كه داروي ويژه براي سزارين در اختيار آنان قرار نمي گيرد ، چون ممكن است در ساختن بمب از آن سود برده شود. داروي مبارزه با سرطان به همين دليل احمقانه براي عراقي ها ممنوع است. او در يك گفتگو با
Denis Haliday ، مامور عالي رتبه سازمان ملل كه از كارش استعفا داده است ، علت اسعفاي او را جويا مي شود. دنيس هاليدي در پاسخ او مي گويد : “ به من ماموريت داده شده بود ، سياستي را پيش ببرم كه در زبان حقيقت به آن انسان كشي مي گويند.“ اين صدام حسين نيست كه قرباني اين سياستهاست . قربانيان اصلي كودكاني هستند كه هنگام جنك كويت اصلا زاده نشده بودند. همة اين جنايات زير نام “ متوقف كردن صدام و سلاح هاي بيولوژيكي / شيميايي او “ انجام مي گيرد. تمامي مواد خامي كه ممكن است اين سلاح ها را با آن بشود ساخت توسط غرب به صدام داده شده است. شركت آمريكايي Type Culture Collection واقع در مريلند بسياري از اين مواد را در هنگامة جنگ با ايران و با اجازة اداره بازرگاني آمريكا به صدام فروخته است.
سياست ابر قدرتي بسيار زشت است. حملة ابرقدرت ها به مردماني كه ناانسان پنداشته مي شوند، هميشه با اين بهانه كه طرف مقابل مي خواهد ما را مورد حمله قرار دهد، انجام مي گيرد. پيلگر مي پرسد‌: پس چرا عده اي از ديكتاتورها اجازه دارند به جناياتشان عليه مردم ادامه دهند ، اما عدة ديگري بايد سرنگون شوند؟ مگر ديكتاتور هم خوب و بد دارد؟ او مي گويد : ما نبايد فراموش كنيم ، اين تبهكاران كنوني همان آدمهاي خوب ديروزي اند. طالبان تا به كارپيشبرد سياستهاي ما مي خوردند، خوب بودند، اما پس از انجام وظايفشان به دشمن ما بدل شدند. صدام حسين هنگامي كه مي خواست انقلاب ايران را متوقف كند ، دوست خوب آمريكا بود ، اما پايش را كه از گليمش بيرون برد ، بزرگترين شر روي زمين شد. پيلگر اضافه مي كند : هر چند ديكتاتور ها نفرت انگيز هستند ، اما جنگ راه حل درستي نيست.
پيلگر يك روزنامه نگار تنها و شرافتمند است . از اين مرواريد ها در آمريكا كم يافت مي شود. او سياستمداران غرب را مسئول تبهكاري هاي ميداند كه بر مردم جهان مي رود. او به ما نشان مي دهد كه چگونه مي شود از ديدگاه يك نا انسان به جهان نگريست. كتاب او بسيار خواندني است