www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
تازه هاى امروز 
طرح,عكس,كاريكاتور 
ماندنىها 
لوموند ديپلماتيك
هادى خرسندى

گزيده اخبار روز - 
بين المللى - 
خواندنيها - 
زنان - 
سياسى - 
فرهنگ و هنر و ادب - 
محيط زيست - 
موسيقى - 
...اعلاميه ها, بيانيه ها - 
مهمان روشنگرى - 
پيوندها - 

دفتر مهمانان
يادداشتهاى شما
Guestbook

زنی که زمستان را دوست ميداشت(به مناسبت سی و ششمين سال در گذشت فروغ فرخزاد)
محسن نسرين

همانطور که اطلاع داريد فروغ در طی عمر کوتاه خود علاوه بر اشعار بسيار زيادی که سروده يک فيلم نيز ساخته است. فيلمی که جوناتان روزنين يکی از منتقدين معروف سينمای امروز همواره از ان به عنوان بهترين مثال از آميزش شعر و سينما نام ميبرد. فروغ در پاييز 1962به همراه ابراهيم گلستان عازم تبريز شد تا ظرف دوازده روز فيلم خانه سياه هست که يک فيلم مستند در مورد جذاميان ميباشد را تهيه کند. فروغ خود از اينکه توانسته بود کاری کند که در مدت ساخته شدن اين فيلم جذاميان به وی اعتماد کنند احساس خوشحالی ميکرد. و مدت کوتاهی بعد از آن فروغ به آنجا رفت و بچه ای را که پدر و مادرش جذامی بودند به فرزند خواندگی قبول کرد. او را به تهران اورد تا در خانه مادرش زندگی کند. بعد از مرگ فروغ، پدر آن پسر نامه های زيادی را که فروغ در آنها احساسات مادريش نسبت به آن بچه را شرح داده بود در اختيار عموم گذاشت. احساساتی را که نتوانسته بود به بچه خودش که در خانه همسر قبليش بزرگ شده بود نشان دهد. اين فيلم در ضمن اولين فيلم ايرانی ميباشد که توسط يک کارگردان زن ساخته است.

سياوش آذری در مصاحبه ای با روزنامه همشهری گفته بود که فروغ يکی از اولين شاعران ايرانی است که مسائل انسان امروزی را در شعر خود آورده بود. اين موضوع در اين فيلم نيز ديده ميشود. جذاميان کسانی هستند که ما ابتدا از آنها فاصله ميگيريم. نزديکشان نميشويم. چرا که فکر ميکنيم اين بيماری واگيرداراست و به ما سرايت ميکند. اما اگر کمی دقت کنيم آنها ما هستند و ما آنها. و جامعه آنها جامعه ماست. ما با جامعه ای روبرو هستيم که به خدا اعتماد ميکند و اميد بهبودی را فقط در خواندن نماز ميبيند. درحاليکه فقط علم ميباشد که ميتواند اين بيماری را درمان کند. "جذام بيماری غير قابل درمانی نيست" . بدون برنامه درمانی جذام همراه با اين جامعه رشد ميکند و ريشه کن نميشود. فروغ خود در مصاحبه ای گفته است که:

                "به هر حال شعر از زندگی بوجود مياد. هر چيز زيبا و هر چيزی که ميتونه رشد کنه نتيجه زندگيه.                   نبايد فرياد کرد و نفی کرد بلکه بايد رفت و تجربه کرد. حتی زشت ترين و دردناکترين لحظه هاشو.                  البته نه مثل بچه بهت زده بلکه با هشياری و انتظار هر نوع برخورد نا مطبوع. تماس با زندگی برای                 هر هنرمندی بايد باشه. در غير اين صورت از چه چيزی پرميشه؟"

فروغ در اين فيلم نيز در پی تماس با دردناکترين لحظه های زندگی است. فيلمی که بمانند شعرهايش موضوعش ما هستيم. مای انسان امروزی. فقط گاهی سخت است که خود را در اين اينه ببينيم. چرا که جذاميان ما هستند ما جذامی.

 

محسن نسرين  

Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد