http://www.roshangari.net/
"جشنی که پاريس را نورانی می کند، باغ ايفل از درخشش فشفشه هايی که مادر آتش بازی جهان است، خواهد درخشيد"- از روزنامه های هندی.
اگر شنيده ايد بازار و سرمايه فقر و فلاکت به بار می آورد، باور نکنيد. اين شايعات را آدم های حسود و چشم تنگ به راه می اندازند. در رد اين شايعات اسناد و شواهد و مدارک زنده فراوان است. می توانيد به زندگی پسر و دختر آقای رفسنجانی نظری بيندازيد. اگر نمی پذيريد که بازار در تبديل آن ها به مردان و زنان موفق نقش بسيار موثری ايفا کرده است ومی گوئيد اين ها نمونه های خوبی نيستند چون تجارت و سعادت آن ها فقط محصول سياست پدر است و خيال می کنيد در هيچ جای ديگردنيا سياست در تجارت نقش بازی نمی کنيد، می توانيد به روسيه برويد و زندگی آقای خودورکوفسکی صاحب غول نفتی يوکو را ببينيد، يا آقای رومان آبراموويچ معروف را . اگر آن ها را هم قبول نداريد، شواهد روشن ديگری هست ديگر هيچ بها نه ای برای شما باقی نمی گذارد که به نق زدن در مورد بازار و سرمايه و فقر فلاکت ناشی از آن ادامه بدهيد، اين هم يک سند که نشان می دهد تجارت چه سعادت شاهانه ای می تواند به وجود بياورد.
بنا بر گزارش بی بی سی بين المللی ، در 22 ژوئن امسال عروسی دختر آقای لاکشمی ميتال، تايکون هندی در پاريس برگزار شد. آقای ميتال که البته ديگر نه در هند بلکه در لندن زندگی می کند، صاحب يک کمپانی فولاد است که ارزش آن 6.4 ميليارد دلار تخمين زده می شود. او در همين ماه گذشته برای خريد يک خانه در لندن 127 ميليون دلار پرداخت ، و با اين کار به صاحب گران ترين خانه جهان تبديل شد.
عروسی دختر 23 ساله آقای ميتال که وانيشا نام دارد و از مدرسه تحقيقات شرق و آفريقا هم يک مدرک دارد با نامزد 25ساله اش ، آميت، که يک بانک دار است، 5 شبانه روز به طول انجاميد و 55 ميليون دلار هزينه برداشت. 1000 ميهمان با کارت های زرکوب 20 صفحه ای از سراسر جهان به اين عروسی دعوت شده بودند، چرا کارت 20 صفحه ای ؟ داستان جالبی دارد که موضوع روزنامه های هند شده است ، ولی فعلا به خود جشن بپردازيم.
همه اين هزار ميهمان تمام 5 شبانه روز را در گران ترين هتل 5 ستاره پاريس اقامت داشتند، و نه تنها اين ، بلکه برای آن ها طی اين مدت تفريحات و ديدنی ها و سرگرمی هايی تدارک شده بود که هزينه آن ها هم به هزينه اقامت درهتل اضافه شد و البته سخاوت مندانه از طرف ميزبان پرداخت گرديد. آقای ميتال برای عروسی دختر خود يک
"شاتو" کرايه کرد که برای وزير دارايی لويی 14 ، نيکولاس فوکو ساخته شده بود. يکی از سخنگويان اين شاتو که در 55 کيلومتری پاريس قرار دارد گفت اين جا از ورسای کوچک تر است ، اما به لحاظ زيبايی به نظر ما مقام نخست را دارد- کسانی که ورسای و يا لااقل عکس های ورسای را ديده اند می توانند معنای حرف های اين آقای سخنگو را درک می کنند و در يابند تا چه حد تصويری که بی خبران و تنگ نظران از بازار و فقر و فلاکت همراه آن به دست می دهند بی پايه است.
مراسم اصلی عروسی روز 20 ژوئن در خود قصر ورسای که منزلگاه لويی 14 - خدای خورشيد فرانسه بود-برگزار شد. معلوم نيست کوکتل پارتی که در اين شب ترتيب داده شد و طی آن ميهمانان را از قصر ورسای عبور دادند، از چه خصوصيتی برخوردار بود که بی بی سی از آن به عنوان لحظه اوج و جلال مراسم ياد می کند.
هزار ميهمان، آن شب در ژاردن دوتويلری شام با شکوهی صر ف کردند. البته صرف شام نيز با برنامه های متعدد همراه بود که يک نمونه آن را در عکس می بيند که عروس و داماد را در حال رقص در ژارد ن تويلری نشان ميدهد.
ميزبانان، يعنی آقای ميتال و همسر او اوشا در اين مراسم يک ابتکار ديگر هم به کار بستند که آرزوی ميليون ها نو جوان و جوان در جهان نمايشی امروز است . آن ها به کارگردانان باليوود سفارش دادند که يک فيلم يک ساعته عشقی تهيه کنند که قهرمانانش عروس خانم وانيشاو نامزدش آميت بودند و صحنه های رمانتيک و عاشقانه آن ها درکنار رود سن را به نمايش می گذاشت. سناريو فيلم را سناريست معروف باليوود، جاويد اخگر نوشته بود. کارگردانش شانکار ماهدوان و کورئو گرافش فرح خان بود. البته هنرمندان ديگر باليوود مثل آشوری راج و شاه رخ خان هم ميهمانان را به برنامه فوق العاده دعوت کردند. اين هنر مندان که همه در باليوود معروف و دارای بازاری گرم اند، چقدرهنر خود را به آقای ميتال فروختند ، معلوم نيست.
برای اين که مراسم اصيل بوده و رنگ و بوی هندی داشته باشد، يکی از معروف ترين آشپزهای هند از کلکته به پاريس پرواز داده شد تا غذای سنتی هند هم تهيه شود.باز جای شکرش باقی است که آقای ميتال سنت مجلل مهاراجه های هند را در قلب پاريس زنده می کند. بعضی تاجران ميلياردر اين طرفی بعد از اين که از اين نوع خوش گذرانی ها ونيز پيوستن به انواع فرقه های مذهبی خسته شد ه اند به پدو فيلی رو آورده اند، مقاطعه کار بلژيکی مارک دو تروکس که همين ديروز به زندان ابد محکوم شد و در شبکه اش که از مشتی سياست مدار و تاجر و اعضای باندهای مافيايی تشکيل شده بودعلاوه بر دزديدن دختر بچه ها و تجاوز به آن ها ، تدارک قتل آن ها را هم می ديدند.
البته برای اين که مادام و مسيو به عقب ماندگی و " هندی بازی" متهم نشوند رقص
کن کن هم بود درست به سنت قديمی مولن روژ .
اما موضوع کارت 20 صفحه ای. کارت عروسی به اين دليل پرحجم بود که در آن شعرهايی در مدح عروسی نوشته شده بود تا دهان مدعوين آب بيفتد و از اقصا نقاط جهان برای شرکت در عروسی هم قطار خود به پاريس پرواز کنند.و بسياری از اين شعرها را اطرافيان تايکون نوشته بودند، بالاخره بدون مداحان، فرانسه صاحب خدای خورشيد نميشد، يکی ازشعر ها اين بود:
از شاتوهايی که در عمق تاريخ جای دارند،
به جهان مهاراجه ها و رازها وارد می شويم.
درقصری طلايی از شاهان بيکانر
جشنی شکوهمند به پا می شود لايق شاهان
آقای ميتال از ابتدا گفته بود که خبرنگاران را به اين جشن دعوت نکرده است. اما روزنامه نگاران هندی فرصت را از دست ندادند و از خبر "استقبال" خوبی به عمل آوردند، به ويژه که روزهای عروسی هم زمان بود با آتش سوزی در محله زاغه نشين در دل پايتخت و عکس زاغه نشينانی که ميان خاکسترها دنبال اشياء فکسنی خود می گشتند، به سراسر جهان مخابره شد.. روزنامه تلگراف هند با نقل شعر فوق در کارت عروسی نوشت :
اين تصادفی نيست که ميتال ها خود را مهاراجه هايی می بينند قابل قياس با خاندان های شاهی راجستان .
و به راستی بازار نئوليبرال،عصر خون و ارث و تايکون ها را به جای سلاطين، مهاراجه ها و نجبای آن نشانده است، با داستان هايی مشابه همان زمان ها از عروسی های هفت شبانه روزی و تلقی همه چيز به عنوان ملک شخصی.
وشايد يکی از گوياترين اشارات در اين مورد عنوان نشريه اوت لوک، يکی از بزرگ ترين نشريات هند بود:
" پاپا، ايفل را برای من بخر"