www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:28 بهمن/

28بهمن.هک سحام نيوز توسط ماموران سانسور اينترنتی رژيم

28بهمن.رئيس جمهور شارلاتان و نمونه ديگری از فرهنگ رژيم اسلامی

28بهمن.ويديوکليپ:فرهنگ در رژيم اسلامی

28بهمن.حاميان مادران عزدار در سلولهای انفرادی بند 209 و تحت شکنجه می باشند

28بهمن :ويدئوکليپ:به پايين کشيده شدن تابلوی خيابان "جمهوری اسلامی" توسط مردم

28بهمن :آمار حادثه ديدگان ناشى از كار در ايران


28بهمن :احضار يك روزنامه‌نگار شيرازی به دادگاه

28بهمن :عمليات تهاجمی در ايران عليه مطبوعات در سال ٢٠٠٩

28بهمن :به بهانه زادروز صادق هدايت

28بهمن :بحران اقتصادی ايران زير سايه بحران سياسی


28بهمن :۱۶ سال حبس و ۶ ميليارد جريمه برای حمزه کرمي، مدير سايت جمهوريت


28بهمن :برگزاری دادگاه روزنامه های همشهري، صدای عدالت، خبر و اقبال در ۱۶ اسفند

28بهمن :دل‌نوشته يک مادر صلح پس از رهايی از بند

28بهمن: مرجان کلهر، اولين زن ايرانی شرکتت کننده در المپيک زمستانی از مصاحبه با بی بی سی منع شد


28بهمن :نگذاريم لايحه ضد خانواده در مجلس به تصويب برسد:اعتراض ۱۲۰۰ مدافع حقوق برابر به لايحه حمايت از خانواده

28بهمن :بازداشت و ضرب و شتم سيد منصور موسوي، دانشجوی دانشگاه علامه


28بهمن :کارگران ايران زير سايه مرگ، زندان و بيکاری زندگی مي‌کنند

28بهمن :اعتراض عفو بين‌الملل به احکام صادرشده برای سه روزنامه‌نگار

28بهمن :وخامت حال همسر اميررضا عارفی بعد از شنيدن حکم اعدام همسرش

28بهمن: تقلب احمدی نژاد در ارائه آمار دو سال پيش بعنوان آمار روز


28بهمن: به خدا اين پول‌ها جواب اجاره خانه را هم نمي‌دهد، چه برسد به خرج شكم و لباس


28بهمن :يکی از کارگران شرکت نيشکر هفت‌تپه کشته شد

28بهمن :فاطمه کروبی: امکان سازش کروبی و احمدی نژاد وجود ندارد

28بهمن.اعتراض 1200 مدافع حقوق برابر به لايحه حمايت از خانواده: نگذاريم لايحه ضد خانواده در مجلس به تصويب برسد

28بهمن.مصاحبه با دختر کلهر:بگذاريد در خيابان راحت راه برويم



28بهمن.هک سحام نيوز توسط ماموران سانسور اينترنتی رژيم

روشنگری. ماموران سانسور اينترنتی رژيم بارديگر سحام نيوز را هک کردند. ماموران اين بار به عنوان اطلاعيه هک سايت به شيوه مرسوم رژيم اسلامی ايران و متناسب با فرهنگ خشن و ضدمدنی آن مشتی ناسزا خطاب به مهدی کروبی نوشته اند.

لينک سايت هک شده:

http://sahamnews.org/
">http://sahamnews.org/


28 بهمن 1388    23:32
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن.رئيس جمهور شارلاتان و نمونه ديگری از فرهنگ رژيم اسلامی

به ويديوکليپ زير مراجعه کنيد:





http://www.youtube.com/watch?v=kPyFbIPajBc
28 بهمن 1388    20:08
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
15:43 29 بهمن 1388
بوزينۀ خليفه نيز بسيار نازپرورده و پررو شده بود. همه می بايست ابتدا به دستبوس آن بوزينه می رفتند و خواسته هايشان را با او در ميان می گذاشتند. امروز هم مردم اينقدر خوار شده اند، که رئيس  مهورشان احمدی نژاد شده است و هم هالۀ نور دارد و هم با آب دهانش تبرک می کند. اگر اين بوزينه را به حال خودش بگذاريد، ادعا خواهد کرد، که خودش امام زمان است.

نام:   اصغر
ای-ميل:   a.gmx.de
22:18 28 بهمن 1388
دمکراسی @در زمین بی محابا

زمانه می گذرد

ومن دردمند  زآ ارتش کار

بی کارنشسته ام بخانه

درگیر ودار

باخیالاتی بی پیوست به فهم اندکم

که می آیند زن یروار

به ذهن من .

تصاویرمیآیند ومیروند.

شمع وگل و پروانه.

درگوشۀ میخانۀ تا  زاده های م اهد مسلم.

وعربده هاکه میکشند

ودخمه های شکن ۀ انسان .

وگورهای فراوان بی نشان مشابه خاوران

که ساخته اند

پن  تن آل عبا .برده پروری ورهبری.

خردورزی باچماق اساطیری فر ایزدی

بنام امنیت اتاق توطعه

تلۀ تؤری عدالت سرمایه

وزآنسو مردمی که سی سال است رن  می برند

واکنون روزانه حماسه می سازند

برعلیه بت شکن وبت.

ترس کودکی من ازختنه گی وترس واهی ام ازآنچه نیست

موی سیاه و لب سرخ زری کوچۀ دهقان که واقعی ست.

انگار پری

 نگل وتخت وچشمی چو چشم آهوان

وشیرین دشت شیخ شاهنامه خوان ذکی

و عفری مولوی مذهب. محبوب بهشیدبرادرم

منبر روضه وس ده

.پشم شتر. قبا .ریا

گرگ وگوسفند در لد عنتری

چاپلین و آلن.پیترسلرز خنده زیبایی

آنه هاتاوی کاترین دنوو امانوله به آ

دربه دری مسافران فهیم و منفرد خار ی

ونقش شان درفا عه ای که حاکم است

گربه ام

نازنین الهام زبان و زمانه ام

اکنون که میگریزی ازخیال

من نیزمیروم

به گشت وگذاری عمیق تر در پهنه ی سیاه وسبزدرون

وخوشحالم از مقاومتی که کرده ام درفراگیری نماز.

می دانم

به انتظارنوروز اینسال

که سال آزادی انسان ایرانی وتمامی تعلقات ورنگهاست

ققنوسی ازخاکسترخواص سیاه و سبزبرخواهدخاست

سرخ وسپید.عسگر


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن.ويديوکليپ:فرهنگ در رژيم اسلامی

به سخنان مشمئز کننده يک مبلغ رژيم اسلامی در منبر در لينک زير گوش کنيد



http://www.youtube.com/watch?v=jahPSScBi-4
">http://www.youtube.com/watch?v=jahPSScBi-4


28 بهمن 1388    20:05
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:46 29 بهمن 1388
هرچه اين مردک و آخوندهای ديگر از بالای منبر می گويند دروغ است و فی البداهه از خودشان اختراع می کنند و مردم خر هم پای منبر نشسته اند و تاييد می کنند. آخر اين شر و ورها به چه درد کشور می خورند؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن.حاميان مادران عزدار در سلولهای انفرادی بند 209 و تحت شکنجه می باشند



بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ،تعدادی زيادی از حاميان مادران عزادار در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوين تحت شرايط طاقت فرسا وقرون وسطائی قرار دارند.

از بامداد روز يکشنبه 17 بهمن ماه يورشها به حاميان مادران عزادار آغاز شد و شب 19 بهمن به اوج خود رسيد. يورشهای مامورين وزارت اطلاعات از ساعت 22:30 آغاز شد و تا ساعت 03:00 بامداد ادامه يافت که در اثر اين يورشها گفته می شود حداقل 7 نفر از مادران دستگير و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوين منتقل شدند. به منزل هر مادر که يورش می بردند بيش از 5 مامور وزارت اطلاعات شرکت داشت که با خشونت و وحشيگيری بی حد و مرزی همراه بود. مامورين وزارت اطلاعات در مقابل چشمان وحشت زده و گريان فرزندانشان ، مادران را با وحشيگری دستگير و با خود می بردند.اين يورشها با هماهنگی و همکاری لباس شخصيهای که محل سکونت آنها در همسايگی مادران بودند صورت می گرفت.

اسامی تعدادی از حاميان مادران عزادار دستگيرشده به قرارزير می باشند:

1- خانم گلی 49 ساله متاهل و داردی 2 فرزند می باشند او بامداد يکشنبه 17 بهمن ساعت 03:00 در منزل شخصی اش دستگير شد.

2-خانم الهام احسنی 27 ساله کارشناس درمان عمومي، او همچنين از فعالين حقوق کودکان کار و خيابانی و از ياری دهندگان به زنانی که مبتلا به ويروس آچ .آی .وی است، بود. او دوشنبه شب 19 بهمن ساعت 22:30 دستگيرو هنوز از محل بازداشت وی خبری در دست نيست.

3- خانم ژيلا اکرم زاده مکوندی 49 ساله، دوشنبه شب 19بهمن حوالی ساعت 23:30 دستگير و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوين منتقل شد.

4 .دکتر ليلا سيف الهی دوشنبه شب 19 بهمن دستگير و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

5-خانم فاطمه رستگاری متاهل و دارای 2 فرزند می باشد دوشنبه شب دستگير و گفته می شود به بند 209 زندان اوين متقل شدند

6 خانم فرزانه زينالی 53 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد او 19 دی ما ه به منظور شرکت در مراسم اعتراضی مادران عزادار عازم پارک لاله بود که در مسير توسط مامورين وزارت اطلاعات ربوده شد. خانم فرزانه 7-خانم رزا تمدن 53 ساله متاهل و دارای 2 فرزند می باشد.

خانواده های حاميان مادران عزادار از زمان دستگيری عزيزانشان برای پيگيری وضعيت،شرايط و محل بازداشت آنها به دادگاه انقلاب و زندان اوين مراجعه می کنند.برخورد پاسداران و مامور امنيتی که تحت عنوان افراد شاغل در دادگاه انقلاب و زندان اوين هستند با خانواده های حاميان مادران عزادار و حشيانه وغير انسانی است و پاسخگوی خانواده ها نيستند و با لحنی بی ادبانه و تهديد آميز با خانواده ها برخورد می کنند.

حاميان مادران عزادار که برای رسيدن به عدالت درکنار مادرانی هستند که فرزندان آنها با شکنجه های اسماعيل احمدی مقدم و احمدرضا رادان در کهريزک يا توسط نيروی انتظامی ،لباس شخصيها(اعضای ويژه سپاه پاسداران)،بسيج به شهادت رسيده اند و يا اينکه فرزندان آنها در زندانهای ولی فقيه بسر می برند، می باشند.مادران عزادار و حاميان آنها هر شنبه در پارک لاله گرد هم می آيند و با اعتراضات خود خواستار دستگيری و مجازات آمرين و عاملين کشتارهای مردم ايران هستند.آنها همچنين در کنار مادران عزدار بر آرامگاه شهدای راه آزادی مردم ايران گرد هم آمدند .که از جمله آنها روز تولد ندا آقا سلطان و اشکان سهرابی می باشد.ولی تاکنون پاسخ خواسته های به حق مادران عزادار و حاميان آنها باتون،توهين ،دستگيری ، سلول انفرادی و شکنجه بوده است.

مادران در هر آيين و مذهب و مليت در جهان از احترام و ارزش خاصی برخودار هستند و بخصوص مادرانی که فرزندان خود را فدای راه آزادی مردم کرده باشند . اما مامورين ولی فقيه حرمت آنها را هم حفظ نکردند و با باتون ،مشت و لگد آنها را آماج ضربات و توهينهای خود در پارک لاله و جاهای ديگر قرار دادند و نهايتا در اوج بيشرمی و رذالت به منازل آنها يوررش بردند و با اهانت و وحشيگری آنها را دستگير و در سلولهای انفرادی بند مخوف 209 محبوس کردند.بعد از کشتار مردم ايران در روز عاشورا که حرمت مذهبی را شکستند اينبار اما با دستگيری مادران حرمت تمامی مادران را هم شکستند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، يورش و حشيانه به منازل،دستگيری و در سلولهای انفرادی قرار دادن و شکنجه حاميان مادران عزدار را به عنوان يک عمل ضد بشری محکوم می کند و از شورای حقوق بشر ،کميسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ويژه زنان و دستگيريهای خودسرانه ملل متحد و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات فوری برای پايان دادن به جنايتهای ولی فقيه علی خامنه ای بر عليه مردم ايران است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

28 بهمن 1388 برابر با 17 فوريه 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193




28 بهمن 1388    20:51
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :ويدئوکليپ:به پايين کشيده شدن تابلوی خيابان "جمهوری اسلامی" توسط مردم

http://www.youtube.com/watch?v=2ceHOX_jko0&feature=player_embedded
">http://www.youtube.com/watch?v=2ceHOX_jko0&feature=player_embedded


28 بهمن 1388    19:53
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   secular
ای-ميل:  
20:45 29 بهمن 1388
هیچ  نبش آزادیخواهی بدون رهبری به پیروزی نمیرسد.???????????????????????????



in baziha kohneh shodeh !!!

نام:   ستاره
ای-ميل:  
20:44 29 بهمن 1388
حرف و هشدار به موقع و درستی است.

ولی چرا رهبری باید نماینده همه ملت (حتی همین خونخوارها که میگوئید) باشد و «درد مرام خاصی» را نداشته باشد ؟

نام:  
ای-ميل:  
13:13 29 بهمن 1388
تفسیر من ناامیدانه نیست.من تلاش میکنم که واقع بینانه به شرایط حاضر نگاه کنم. هیچ  نبش آزادیخواهی بدون رهبری به پیروزی نمیرسد. برای همین هم است که با کوچکترین نا آرامی و شعله ور شدن خشم مردم در خیابانها، رژیم به دستگیری  معی شخصیتهای سیاسی و حتی ا تماعی شناخته شده میپردازد. چون میداند که سیل مردم ناراضی ولی بدون رهبری، هرگز خطری  دی برای رژیم نخواهد بود.

خطری که  نبش ضد استبدادی مردم را تهدید میکند، تکرار شدن تاریخ است. رژیم دیکتاتوری شاه تمام مخالفان خود را به شدت سرکوب کرده بود. سران احزاب سیاسی مخالف را زندانی کرده و اک«ر روزنامه های مستقل را بسته بود. در این خلاء و قحطی ر ال و احزاب سیاسی آلترناتیو، خمینی  لاد و گرگ خونخوار در لباس میش و با ریش و پشم و عبای تقوی زیر سایه درختی در نوفل لو شاتو پاریس نشست و از آب ، برق و نفت م انی و آزادی های سیاسی برای همه ایرانیها حتی کمونیستها داد سخن داد .او افکار قرون وسطایی و ددمنشانه خود را در کتابهای خود نوشته بود ولی به خاطر سانسور شدید در رژیم شاه تنها معدودی از مردم به این کتابها دسترسی داشتند. خمینی با این وعده و وعیدهای خود بر مو  انقلاب مردم بر ضد شاه سوار شد و انقلاب را سرقت کرد.

نظیر چنین سرقتی میتواند با سازشهای پشت پرده کروبی و موسوی با ولایت فقیه صورت بگیرد. من مطمئن هستم که اگر کروبی و موسوی احساس کنند که رژیم و نظام در حال فروپاشی است، حاضر خواهند بود که دست در دست چلاق خامنه ای بگذارند و ملت آزادیخواه را قربانی اسلام ناب محمدی بکنند. در حال حاضر مردم استبداد زده ما مدام نگران سازش پشت پرده سران " نبش سبز!" با خامنه ای و مافیا های سپاهی و انتظامی و امنیتی میباشند . رفسن انی به دیدار خامنه ای میرود و مردم ستمدیده نفس را در سینه هاشان حبس میکنند که نکند رفسن انی م«ل همیشه در طول این ۳۱ سال مردم را فدای هدفهای مادی و "معنوی" خود و نظام "مقدس"!!! کرده و برای حفظ این نظام  هنمی و  اه و مقام خود با "مقام معظم رهبری "!!!! کنار آمده باشد.

 نبش ضد استبدادی نیاز مبرم به یک رهبری دارد که همه ملت را نمایندگی کند و درد دین و مرام خاصی را نداشته باشد. رهبری ای که این چنین آسیب پذیر و شکننده نباشد. بتواند صدا و پیام خود را به گوش مردم برساند و حیات و زندگی اش مرهون رحم و اغماض متکبرانه ولی فقیه نباشد. فکرش را بکنید خاتمی که از سران این  نبش سبز به شمار میرود، در سخنرانی خود میگوید " ما میخواهیم رهبری معظم انقلاب ، رهبر همه مردم باشند و نه رهبر گروهی خاص !! آیا به نظر شما چنین آدمهای بزدل و دردمند دین و نظام مقدس !! شایستگی رهبری  نبش آزادیخواهانه این ملت شریف و بزرگوار را دارند؟




نام:  
ای-ميل:  
02:14 29 بهمن 1388
تا زمانی که  نبش ضد استبدادی مردم فاقد تشکیلات و رهبری است، رژیم  نایتکار آخوندی اگر لازم ببیند میلیونها ایرانی آزادیخواه را از کودک ۱۰ -۱۲ ساله گرفته تا پیرزن ۷۰-۸۰ ساله م«ل گوسفند در خیابانها خواهد کشت بدون اینکه کفترین احساس ترس و واهمه ای از واکنش مردم داشته باشد.

کروبی و موسوی نیز هرگز دلشان برای آزادی لک نمیزند. درد دین دارند و بیم فرو ریختن این رژیم پوسیده دینی. موسوی خودش گفت که به دلیل نگرانی از سرنوشت نظام و ... به میدان انتخابات وارد شده است. به این ترتیب ایشان نگران سقوط این رژیم سراسر  نایت و خیانت میباشند و نه چیز دیگر. کروبی هم هنوز از خمینی به عنوان امام و رهبر فکری خود یاد میکند و آمده است که م«ل موسوی از سقوط این رژیم  لوگیری کند ولا غیر. بنا بر این کروبی و موسوی وابسته این رژیم هستند و تنها میخواهند با یک سری تغیرات  زیی و رفرم سطحی از نارضایی شدید مردم تا حدودی بکاهند و عمر ننگین این رژیم را طولانی تر کنند. موسوی مدام تکرار کرده است که خواهان حفظ قانون اساسی نظام ولایت فقیه است و این قانون اساسی واقعا ننگ ما ایرانی ها است. قانونی که زن را نصف مرد میشمارد و قانون قصاص ۱۴۰۰ سال پیش را در ایران پیاده میکند .

ما ایرانی ها باید هر چه زودتر  بهه ای متحد با یک رهبری سکولار که بتواند  نبش ضد استبدادی را به سوی پیروزی پیش ببرد. تشکیل بدهیم.

با دادن شعارهای : یا حسین ---میر حسین ، الله اکبر و .... کاری پیش نمیرود .

این رژیم نگران آبروی نداشته خود هم نیست. نگران رسوایی بیش از پیش خود در عرصه بین المللی نیز نیست. اینها یک مشت لومپن و چاقو کش هستند که نفت میفروشند و پولش را به  یبهای گشاد و شکمهای گنده و گندیده خود سرازیر میکنند. هیچ رژیمی در  هان ملت خویش را این چنین تحقیر و سرکوب نکرده است. هیچ رژیمی در  هان  وانان آزادیخواه خود را در زندانها مورد ت اوز قرار نداده است. این رژیم محکوم به سقوط است ولی سقوطش در گرو مبارزه ای بی امان و مبتکرانه مردم شریف و دلاور ایران است. به امید آن روز.


نام:   اصغر
ای-ميل:   a.gmx.de
02:04 29 بهمن 1388
این تفسیر ت ناامیدانه است.این تناقضی که به آن اشاره کرده ای -حرف وعمل- تحت حکومتی غیرانسانی و ولایی همیشه رخ میدهد.بخصوص در وامعی با ملیتهای متفاوت.درعمل و ت ربه مداوم روزانه مشکل فعلی تصحیح خواهدشد.

نام:  
ای-ميل:  
22:17 28 بهمن 1388
پايين کشيدن تابلوی « مهوری اسلامی» هم با الله اکبر واقعا تماشاييه! 100 سال ديگه هم بگذره، بازم آخوندها توی و ود مردم زنده هستند. بابا بگيد: الله اضغر، الله سرخر...!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :آمار حادثه ديدگان ناشى از كار در ايران

ايلنا: مقايسه تعداد حادثه‌ديدگان ناشى از كار در 6 ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته حكايت از آن دارد كه بيمه‌شدگان تأمين اجتماعى قزوين با 4هزار و 570نفر حادثه ديده در مقايسه با ساير استان‌هاى كشور، بيشترين تعداد حادثه‌ديدگان ناشى از كار را شامل مي‌شود.

به گزارش ايلنا، استان اصفهان نيز پس از قزوين با 874 نفر حادثه ديده ناشى از كار دومين استان حادثه‌خيز كشور است.

همچنين بيمه‌شدگان تهران بزرگ با 841نفر، خوزستان با 734نفر، مركزى با 730نفر، فارس با 725نفر به ترتيب بيشترين آمار حادثه ديدگان ناشى از كار را در بر مي‌گيرند.

گفتنى است جمع كل حادثه ديدگان ناشى از كار در تمام استان‌ها، 9هزار و 856نفر است كه اين رقم در مقايسه با سال گذشته كه تعداد 10هزار و 665نفر بوده‌است از كاهش 59/7درصدى حكايت دارد.




28 بهمن 1388    19:05
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
20:45 29 بهمن 1388
کاهش قابل تو ه حواد« ناشى از كار، تحقق آزادی و  امعه رفاه و مدرن با میزان قدرت کارگران گره خورده است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :احضار يك روزنامه‌نگار شيرازی به دادگاه

پارلمان‌نيوز: محمدرضا نسب عبداللهي،روزنامه نگار در شيراز به شعبه 102 دادگاه عمومی و جزايی اين شهر احضار شد.



در احضاريه‌ای كه به اين روزنامه نگار ابلاغ شده،از او خواسته شده تا ساعت 10 صبح نوزدهم اسفند 1388 در دادگاه حاضر شود.



،معاون دادستان شيراز با صدور كيفرخواست عليه نسب عبداللهي،او را به دليل انتشار خبر كشف چهار صندوق رای در وبلاگ شخصی اش به "نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی" متهم كرده است.



در همين حال معاون دادستان شيراز در كيفرخواست ديگري، اين روزنامه‌نگار را به علت مصاحبه با تلويزيون های BBC و VOA در هنگام ناآرامی های پس از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری به "فعاليت تبليغی عليه نظام جمهوری اسلامی و به نفع گروه های مخالف نظام" متهم كرده است.اين كيفرخواست برای رسيدگی به شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شيراز ارسال شده است.



معاون دادستان شيراز در كيفرخواست هايی كه عليه محمدرضا نسب عبداللهی صادر كرده،با استناد به ماده های 500 و 698 قانون مجازات اسلامي،خواستار تعيين مجازات برای اين خبرنگار شده است.


28 بهمن 1388    19:50
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :عمليات تهاجمی در ايران عليه مطبوعات در سال ٢٠٠٩

لادن فيروزبخت :راديو فرانسه

کميته حفاظت از روزنامه نگاران: احتمال می رود که تمامی روزنامه نگاران بازداشت شده در ايران به جاسوسی متهم شوند و اتهام جاسوسي، مجازات مرگ را در پی خواهد داشت.



اين کميته اعلام کرد : بيش از ۶٥ روزنامه نگار و نويسنده، در پی رخدادهای پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران بازداشت شده و با اتهام به جاسوسی برای رسانه های خارجی روبرو هستند.



رابرت ماهوني، نايب رئيس کميته حفاظت از روزنامه نگاران، که در يک کنفرانس خبری در مقر سازمان ملل در نيويورک، بدنبال انتشار گزارش سالانه کميته مذکور درباره آزادی مطبوعات، شرکت کرده بود، متذکر شد : وضعيت (روزنامه نگاران در ايران) بسيار تيره است.

اين گروه ناظر بر آزادی مطبوعات آخرين گزارش سالانه خود از وضعيت روزنامه نگاری در سال ٢٠٠٩ را با عنوان "عمليات تهاجمی عليه مطبوعات" منتشر کرده است.

رابرت ماهونی در ادامه اظهاراتش در اين کنفرانس مطبوعاتی گفت: اين احتمال می رود که تمامی روزنامه نگاران بازداشت شده در ايران به جاسوسی برای رسانه های خارجی متهم شوند. روبرت ماهونی همچنين در جمع روزنامه نگاران چنين توضيح می دهد که اتهام جاسوسي، مجازات مرگ را در پی خواهد داشت.

مازيار بهاري، روزنامه نگار ايرانی-کانادائی نيوزويک، نيز که در تابستان گذشته در ايران بازداشت و پس از ١٢٠ روز با قيد وثيقه از زندان آزاد شد، نيز در اين کنفرانس مطبوعاتی يادآور شد که بيش از صد روزنامه نگار، وبلاگنويس و نويسنده در جريان اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوری دستگير شده و بيش از ۶٥ روزنامه نگار همچنان در زندان به سر می برند. وی همچنين خاطر نشان کرد که حکومت (جمهوری اسلامی) هيچ حرمتی برای زندگی خصوصی شهروندان ايرانی قائل نيست و سياستهای آن به گونه ايست که به تمامی افراد و به خصوص روزنامه نگاران، احساس نا امنی را القا می نمايد.

روبرت ماهوني، نايب رئيس کميته حفاظت از روزنامه نگاران، درادامه اين کنفرانس خبری خاطرنشان کرد که اين کميته تلاشهای حکومت ايران در خصوص اعمال سانسور و فيلتر کردن مطالب منتشر شده بر روی اينترنت، جلوگيری از آزادی بيان از طريق اينترنت و فشارهای وارده بر روزنامه نگاران را به دقت زير نظر دارد.

شايان ذکر است که هفته گذشته، ايالات متحده امريکا، تلاش ايران برای محدود کردن انتشار اطلاعات به منظور مقابله با حرکت های مخالفان دولت را محکوم کرده و اينگونه اعمال را غير قابل توجيه خوانده بود.




28 بهمن 1388    19:48
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :به بهانه زادروز صادق هدايت

راديو کوچه:بيست و هشتم بهمن برابر با زادروزصادق هدايت نويسنده، مترجم و روشنفکر ايرانی است. هدايت از پيشگامان داستان‌نويسی نوين ايران و يک روشنفکر برجسته بود. برترين اثر وی رمان بوف کور است که آن را مشهورترين و درخشان‌ترين اثر ادبيات داستانی معاصر ايران دانسته‌اند.



صادق هدايت در ۲۸ بهمن سال ۱۲۸۱ در تهران در خانواده‌ای اصل‌ونسب‌دار و متشخص متولد شد. پدرش هدايت‌قلي‌خان (اعتضاد الملک) و مادرش نيرالملوک (نوه‌ی مخبر السلطنه هدايت) نوه عموی اعتضاد الملک بود. صادق کوچک‌ترين فرزند خانواده بود و دو برادر و سه خواهر بزرگ‌تر از خود داشت.



صادق هدايت تحصيلات ابتدايی را در مدرسه علميه تهران گذارند. در سال ۱۹۱۴ به دارالفنون رفت ولی در سال ۱۹۱۶ به خاطر بيماری چشم‌درد مدرسه را ترک کرد و در ۱۹۱۷ در مدرسه سن‌لويی که مدرسه فرانسوي‌ها بود، به تحصيل پرداخت.



به گفته‌ی خود هدايت اولين آشنايي‌اش با ادبيات جهانی در اين مدرسه بود و به کشيش آن مدرسه درس فارسی مي‌داد و کشيش هم او را با ادبيات جهانی آشنا مي‌کرد. در همين مدرسه صادق به علوم خفيه و متافيزيک علاقه پيدا کرد. اين علاقه بعدها هم ادامه پيدا کرد و هدايت نوشتارهايی در اين مورد انتشار داد.



صادق هدايت در جوانی گياه‌خوار شد و کتابی بانام «انسان وحيوان » در فوايد گياه‌خواری نيز نوشت. او تا پايان عمر گياه‌خوار باقي‌ماند. بزرگ علوی در اين باره مي‌نويسد: «يک بار ديدم که در کافه لاله‌زار يک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی مي‌گفتند، به اين قصد که لای آن شيرينی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هايش سرخ شد، عرق به پيشاني‌اش نشست و داشت قی مي‌کرد که دستمالی از جيبش بيرون آورد و لقمه نجويده را در آن تف کرد.»



هدايت در ۱۹۲۵ تحصيلات متوسطه را به پايان رساند و با اولين گروه دانش‌آموزان اعزامی به خارج راهی بلژيک شد و در رشته‌ی مهندسی به تحصيل پرداخت. در همين سال مقاله‌ی «مرگ در گان» را در روزنامه ايرانشهر که در آلمان منتشر مي‌شد به چاپ رساند و مقاله‌ای به فرانسوی به نام «جادوگری در ايران» در نشريه « له‌ويل دليس» نوشت. او از وضع تحصيل و رشته‌اش در بلژيک راضی نبود و مترصد بود که خود را به فرانسه و در آن‌جا به پاريس که آن زمان مرکز تمدن غرب بود برساند. سر انجام در ۱۹۲۷ پس از تغيير رشته و دوندگی فراوان به پاريس منتقل شد.



صادق هدايت در سال ۱۹۲۸ اقدام به خودکشی در رود مارن کرد، ليکن يک قايق ماهيگيری او را نجات داد. در همين دوران در پاريس با دختری به نام ترز دوست بود. صادق در مورد خودکشي‌اش به برادرش محمود مي‌نويسد: «يک ديوانگی کردم به خير گذشت.» ادعا شده‌است که راجع به خودکشی نخستش توضيحی به هيچ‌کس نداده‌است.



نخستين نمونه‌های داستان‌های کوتاه هدايت در همان سال خودکشي‌اش صورت گرفت. نمايشنامه‌ی «پروين دختر ساسان» و داستان کوتاه «مادلن» را در همين دوران نوشته‌است. پس از خودکشی نيز داستان معروف «زنده به گور» و «اسير فرانسوي» و رساله‌ی طنزآميز «البعثه الاسلاميه الی بلاد الافرنجيه» را نوشت.



هدايت در سال ۱۹۳۰، بي‌آنکه تحصيلاتش را به پايان رسانده باشد، به تهران بازگشت و در بانک ملی مشغول به کار شد. ليکن از وضع کارش راضی نبود و در نامه‌ای که به تقی رضوی (که دوستي‌شان در دوران متوسطه آغاز شده بود) در پاريس نوشته‌است، از حال و روز خود شکايت مي‌کند. دوستی با حسن قائميان که پس از مرگ هدايت خود را وقف شناساندن او کرد در بانک ملی اتفاق افتاد.



هدايت برای اولين بار در ايران اقدام به جمع‌آوری متل‌ها و داستان‌های عاميانه کرد و نوشتار «اوسانه» و کتاب نيرنگستان را در اين موضوع به چاپ رساند. مجله‌ی موسيقی را هم در اين دوران بنا نهاد.



هدايت در خلال اين سال‌ها به ترجمه‌ی آثاری از چخوف و نويسندگان ديگر نيز پرداخت و هم‌چنين در کتاب رباعيات خيام خود تجديد نظر کرد و آن را مفصل‌تر با عنوان ترانه‌های خيام انتشار داد. سفرنامه‌ای هم راجع به سفرش به اصفهان به نام اصفهان نصف جهان نوشت.



هدايت در سال ۱۳۱۵ به هند رفت. در هند به فراگيری زبان پهلوی نزد دانشمند پارسي‌ (از پارسيان هند) بهرام گور انکلساريا پرداخت و کارنامهٔ اردشير پاپکان را در هند از پهلوی به فارسی ترجمه کرد.



در طی اقامت خود در بمبئی اثر معروف خود بوف کور را با دست بر روی کاغذ استنيسل نوشته، به صورت پلي‌کپی در پنجاه نسخه انتشار داد و برای دوستان خود فرستاد؛ از جمله نسخه‌ای برای مجتبا مينوی که در لندن اقامت داشت و نسخه‌ای برای جمال‌زاده که آن زمان در ژنو بود. عده‌ای داستان بوف کور را محصول حال و هوای هند مي‌دانند.



صادق هدايت در سال ۱۳۱۶ از هند بازگشت و دوباره در بانک ملی مشغول به کار شد. سال بعد از بانک ملی استعفا داده، در وزارت فرهنگ استخدام شد. او تا سال ۱۳۲۰ که متفقين ايران رااشغال کردند به فعاليت‌های ادبی پرداخت و چندين داستان و مقاله انتشار داد. با وجود اين بوف کور همچنان در ايران منتشر نشده بود.



در سال ۱۳۲۱ مجموعه‌ی سگ ولگرد را انتشار داد. داستان بلند «حاجي‌آقا»داستان کوتاه «آب زندگي» و مجموعه« ولنگاری »که همه مضامين اجتماعی دارند در اين دوران به چاپ رسيدند. علاوه بر اين فعاليت‌ها هدايت به نوشتن مقاله‌های نقد ادبی و ترجمهٔ آثاری از کافکا نيز پرداخت و در نشريه‌های مختلف به چاپ رساند.. در سال ۱۳۲۴ هدايت سفری به تاشکند داشت و در انجمن فرهنگی ايران و شوروی از او تقدير شد.



در اين دوران بسياری از رفقای هدايت از جمله علوی و عبدالحسين نوشين به حزب توده پيوسته بودند و در مجموع نشست و برخاست وی با توده‌اي‌ها بيشتر شده بود و حتی مقالاتی در روزنامهٔ مردم که ارگان حزب توده بود با نام مستعار به چاپ رساند. ليکن علي‌رغم اصرار سردمداران حزب هرگز به حزب توده نپيوست.



پس از پايان جنگ و پيش‌آمدن مسائل آذربايجان هدايت از توده‌اي‌ها هم سرخورده شد و بيش از پيش به شرايط بدبين شد. بدبينی او به شرايط در نامه‌هايی که به جمال‌زاده و شهيدنورايی نوشته‌است، ديده مي‌شود.



در سال ۱۳۲۹ با همکاری حسن قائميان داستان «مسخ» کافکا را ترجمه کرد و در مجله‌ی سخن انتشار داد. در ۱۲ آذر همان سال با گرفتن گواهی پزشکی (برای اخذ رواديد) و فروختن کتاب‌هايش به فرانسه رفت.



در طول اقامت در فرانسه سفری به هامبورگ داشت و نيز سعی کرد به لندن برود که موفق نشد. سرانجام در ۱۹ فروردين ۱۳۳۰ در آپارتمان اجاره‌اي‌اش در پاريس با گاز خودکشی کرد.



او نخستين نويسنده و اديب ايرانی محسوب مي‌شود که خودکشی کرده است. وی چند روز قبل از انتحار بسياری از داستان‌های چاپ‌نشده‌اش را نابود کرده بود. هدايت را در قبرستان پرلاشز به خاک سپردند. مراسم خاکسپاري‌اش با حضور عده‌ای قليل از ايرانيان و فرانسويان صورت گرفت.


28 بهمن 1388    19:09
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:44 29 بهمن 1388
Chetor bad az khod koshi dastanhaye digari ham neveshteh ast?

نام:  
ای-ميل:  
02:13 29 بهمن 1388
very good

نام:   اصغر
ای-ميل:   a.gmx.de
02:10 29 بهمن 1388
باع« بسی تاسف است چگونه مشکلات ایران آنروزها بین مدرنیته وسنت تا«یراتی اینگونه مخرب دراذهان روشنگر ومنتقد میگذارد.زنده باد ایرانی آزادودمکراتیک برای برابری.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :بحران اقتصادی ايران زير سايه بحران سياسی

دويچه ‌وله:اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوری و مناقشه هسته‌ای ايران و غرب از تنها مشکلاتی نيستند که حکومت جمهوری اسلامی با آن روبروست علاوبر اين به نظر مي‌رسد حکومت ايران با بحران اقتصادی شديدی نيز روبرو است.



محمود احمدي‌نژاد در تازه ترين مصاحبه مطبوعاتی خود مدعی شد که شاخص تورم تا پايان دی ماه امسال ۱۲ درصد است در حالي‌‌كه افزايش حقوق كارمندان و كارگران بالای ۲۰ درصد است و اين بدان معناست كه قدرت خريد اين گروه از جمعيت کشور بالا رفته است.





اين در حالی است که رسانه‌های ايران از افزايش قيمت‌ها و کاهش قدرت خريد شهروندان خبر مي‌دهند. همچنين بسياری از شرکت‌ها و کارخانجات نيز از پرداخت دستمزد کارگران ناتوان هستند، شرايطی که افزايش اعتراضات کارگری را در پی داشته است.





برنامه‌ريزي؛ حلقه مفقوده اقتصاد ايران





انحلال سازمان برنامه و بودجه توسط محمود احمدی نژاد در اولين دوره رياست جمهوری وی با انتقادات بسياری روبرو شد. اما وی بي‌توجه به اين انتقادات نهادهای برنامه ريز اقتصادی را منحل و يا دره ادغام کرد.





با اين کار شيوه بودجه‌نويسی نيز تغييرات عمده‌ای يافت. احمدي‌نژاد مي‌گويد چند سالی ‌است که بودجه‌های ساليانه و برنامه پنجساله بسيار «جمع‌وجور» تهيه شده، اما اين روش برنامه‌نويسی مورد انتقاد کارشناسان اقتصادی قرار گرفته است.





اين کارشناسان معتقدند تغييرات مستمر و خلق الساعه در برنامه‌های اقتصادی از بي‌برنامگی دولت در امر اقتصاد نشات مي‌گيرد. به عنوان نمونه نيز به «طرح هدفمندسازی يارانه‌ها» و همچنين «طرح خوشه‌بندي» اشاره مي‌شود که پس از کش و قوس‌های بسيار به نظر مي‌رسد آنچه که در دستور کار قرار گرفته با محتوای پيش‌بينی شده تفاوت بسيار دارد.





در همين حال برخی نمايندگان مجلس نيز از تخلف دولت در طرح‌ريزی برای اجرای طرح هدفمندسازی يارانه‌ها و خوشه‌بندی خبر دادند. اعتراضاتی که منجر به کنار گذاشته شدن موقت طرح خوشه بندی شد. اين نمايندگان اعلام کردند «قانون مصوب مجلس مبنی بر اين بود که همه افراد جامعه به نسبت درآمدشان از قانون هدفمند شدن يارانه‌ها بهره مند شوند. تا قبل از اجرای طرح خوشه بندي، بنا نبود که اين گونه خوشه‌بندی شود و اکنون هرفرد کارمند و خدمت گذاری در خوشه سوم قرار گرفته است».





کسری بودجه و «راه حل‌های نو» دولت





منتقدان اقتصادی دولت احمدي‌نژاد معتقدند راه‌کارهايی که برای مقابله با کسری بودجه در لايحه بودجه سال۱۳۸۹ پيش‌بينی شده است، خود مبتنی بر روش‌های کسری در مقابل کسری است؛ يعنی دولت برای کاهش کسری بودجه به راه جديدي، مثل استفاده از «اوراق مشارکت ارزي» که در بودجه‌نويسی سابقه ندارد، متوسل شده است.





در اين باره عليرضا محجوب، دبيرکل خانه کارگر ايران به خبرگزاری کار ايران گفت: «ما انتظار نداريم که نبوغ و خلاقيت‌ها در عرصه اقتصادی در ملتی که هر روز حکايتی از نبوغ آن منتشر مي‌شود، آن قدر تحليل رفته باشد که از تنظيم يک سياست اقتصادی يا بودجه متوازن يا اتخاذ يک انضباط مالی قابل قبول برای پرهيز از کسری بودجه حقيقي، ناتوان باشد. »



آقای محجوب معتقد است که برای يافتن رقم واقعی کسری در بودجه، بايد به خود بودجه توجه کرد:«نگاهی به بند ۳ و اجزای آن و همچنين در رديف‌ها و بندهای متعددی که در قانون برای بخش‌های مختلف اجازه صدور اوراق داده است که مسلماً رقم بسيار قابل ملاحظه‌ای را مي‌سازند، و همچنين ۸۰ هزار ميليارد تومان هزينه اضافی که بايد از محل ۴۰ هزار ميليارد تومان هدفمند سازی يارانه‌ها در نظر گرفته شده‌اند که حسب قانون فقط حداکثر ۲۰ هزار ميليارد آن قابل تحقق است، گوشه‌ای از اين ارقام را نشان مي‌دهند.»





اين نماينده مجلس معتقد است که دولت‌ها در ايران سالهاست که از کسری بودجه فرار مي‌کنند و اين اقدام به اندازه کافی فرار هزينه داشته است، و به نظر مي‌رسد وقت آن نرسيده که کسری واقعی مشخص و حداقل جلوی زيان‌های فراوان آن از اين زمان به بعد گرفته شود.





صنعت ايران در خطر ورشکستی





وزير صنايع ايران معتقد است که «چرخ صنعت در شرايط فعلی خوب مي‌چرخد، لذا بايد مراقب باشيم دستي‌دستی برای خودمان با ايجاد فضا و منفي‌بافی مشکل ايجاد نکنيم.»





اين سخنان در حالی بيان می گردد که فعالين صنعت ايران نسبت به شرايط فعلی و آينده آن به شدت نگرانند.





خبرگزاری کار ايران در گزارشی آمارهای وزير صنايع ايران را غير قابل قبول مي‌خواند و تصريح مي‌کند که اين آمارها با آنچه که بخش خصوصی و حتی نهادهای دولتی منتشر کرده‌اند در تناقض است: «اصلي‌ترين آماری که از بحران عميق در صنعت و معدن کشور خبر مي‌دهد، گزارش سالانه بانک مرکزی است که به نام خلاصه تحولات اقتصادی کشور منتشر مي‌شود. نگاهی به اين گزارش‌ها بيانگر اين است که اولاً روند ناميمونی از کاهش رشد و حتی روند معکوس در زمينه صنعت و معدن طی ۳ سال اخير آغاز شده است و ثانياً بسياری از آمار مورد نياز کارشناسان و فعالان اقتصادی کشور منتشر نمي‌شود.»





در گزارش سالانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران که با عنوان خلاصه تحولات اقتصادی کشور طی سال‌های ۸۰ تا ۸۷ منتشر شده، آمده است که در سال ۱۳۸۰، بخش صنعت و معدن به ترتيب ۱۰ و ۹/۶ درصد رشد را نسبت به سال ۷۹ تجربه کرده است. در سال ۱۳۸۱، رشد صنعت و معدن به ترتيب به ۱۱ و ۱۲ درصد رسيده است.





اين روند در سال بعد نيز ادامه يافته است و به ۹/۹ درصد رشد برای بخش صنعت و ۱۲/۷ درصد رشد برای بخش معدن در سال ۱۳۸۲ رسيده است. در سال ۱۳۸۳ نيز بخش صنعت و معدن به ترتيب ۹/۵ و ۶/۸ درصد رشد را نسبت به سال پيش تجربه کرده‌اند.





اما بر اساس همين گزارش برای نخستين بار، در سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۸۷هيچ رقمی برای رشد يا کاهش در بخش‌های صنعتی و معدنی کشور اعلام نشده است.





بررسی بخش صنعت و معدن در شاخص صدور مجوزهای تاسيس نيز آمار مشابهی را در اختيار قرار مي‌گذارد. گرچه در سالهای اجرای طرح بنگاه‌های زودبازده و اعطای وام‌های کم بهره تعداد جوازهای تاسيس با افزايش ۷۳ درصدی روبرو بود اما با توقف اعطای وام‌ها روند نزولی خود را آغاز کرد.





اين روند در سال ۱۳۸۷، به کمترين ميزان خود رسيد و تعداد جوازهای تاسيس صادر شده برای ايجاد واحدهای صنعتی به ۲۶/۱هزار فقره کاهش يافت که نشان از کاهش ۴۵/۸ درصدی داشت و به نوعی بازگشت به شاخص‌های سال ۱۳۸۰ بود.





بنا بر گزارش خبرگزاری ايلنا در پی اين تحولات، فعالان بخش خصوصی به نمونه‌گيری از واحدهای صنعتی پرداختند. در نمونه‌گيری اتاق بازرگانی از ۱۸۳ واحد کوچک و بزرگ صنعتي، معلوم شد که تمامی اين واحدها به نوعی درگير مشکلات هستند و بخش اعظم آنها در آستانه بحران قرار دارند.





همچنين بسياری از نمايندگان مجلس پس از بازديدهای خود از واحدهای صنعتی گزارش دادند که صنايع با ۴۰ درصد از ظرفيت خود مشغول کارند.





با اين وجود آقای محرابيان، وزير صنايع جنجالی دولت محمود احمدی نژاد مدعی است: «فعاليت کارخانجات کشور با افزايش توليد و استفاده از تمام ظرفيت، در حال انجام است.»





مهدی محسنی



تحريريه: مصطفی ملکان




28 بهمن 1388    19:43
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :۱۶ سال حبس و ۶ ميليارد جريمه برای حمزه کرمي، مدير سايت جمهوريت

کلمه: بر اساس برخی خبرهای رسيده حمزه کرمی مدير سايت خبری جمهوريت به ۱۶ سال حبس و پرداخت ۶ ميليارد تومان جزای نقدی محکوم شده است .

به گزارش کلمه شنيده ها حاکی است حکم بدوی کرمی مدير سايت خبری جمهوريت که در ايام انتخابات فعاليت می کرد ،صادر شده که بر اساس آن وی در اين حکم به ۱۶ سال حبس و پرداخت ۶ ميليارد تومان جزای نقدی محکوم شده است.



به گفته شاهدان هنگام ابلاغ اين حکم به کرمی وی تعادل خود را از دست داده و حالش بسيار بد شده است.



وکيل کرمی هنوز ابلاغ اين حکم را تاييد يا رد نکرده است.



حمزه کرمی از کسانی است که در دادگاه اعتراف گيری حاضر و عليه خود و خانواده هاشمی رفسنجانی اعتراف کرد.




28 بهمن 1388    19:56
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :برگزاری دادگاه روزنامه های همشهري، صدای عدالت، خبر و اقبال در ۱۶ اسفند

هرانا: دادگاه رسيدگی به اتهامات سه روزنامه که به افترا،نشر مطالب خلاف واقع و تشويق افراد به ارتکاب اقدام عليه امنيت کشورمتهم هستند،روز 16 اسفند برگزار خواهد شد.



به گزارش فارس، دادگاه رسيدگی به اتهامات مطبوعاتی مديران مسئول روزنامه‌های همشهري، صدای عدالت، خبر و اقبال ۱۶ اسفند در شعبه ۷۶ دادگاه کيفری استان تهران به تصدی قاضی سيامک مدير خراسانی و با حضور هيئت منصفه دادگاه مطبوعات برگزار مي‌شود.



بر اساس اين گزارش، شاکيان پرونده‌های مديران مسئول همشهري، خبر و صدای عدالت مدعي‌العموم و شکات خصوصی هستند و در مورد روزنامه اقبال مدعي‌العموم شاکی است.



مديرمسئول روزنامه همشهری در اين پرونده متهم به افترا و مدير مسئول صدای عدالت متهم به تشويق افراد به ارتکاب اقدام عليه امنيت کشور است.



همچنين مدير مسئول روزنامه خبر متهم به نشر مطالب خلاف واقع و افترا و مدير مسئول روزنامه اقبال متهم به نشر مطالب خلاف واقع است.




28 بهمن 1388    19:38
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :دل‌نوشته يک مادر صلح پس از رهايی از بند

زهره تنکابني، از اعضای گروه مادران صلح پس از ازادی از زندان اوين در دلنوشته ای تاکيد کرد: چهل و پنج روز بهای ناچيزی بود که برای در کنار مردم بودنم پرداختم.



به گزارش ندای سبز آزادي، متن کامل اين دلنوشته به شرح زير است:



چهل و پنج روز بهای ناچيزی بود که برای در کنار مردم بودن پرداختم. ولی دلم گرفته نه از بابت خودم و نه از بابت 45 روزی که به عبث گذشت . برای نظام جمهوری اسلامی که دوست و دشمن ، پير و جوان و نخبه و عامی را به يک چوب می راند. خشونت فقط باتوم ، زنجير و نهايتا کشتن نيست، بلکه به بند کشيدن و اتلاف عمر انسانها بويژه جوانان هم در مقوله خشونت می گنجد.

آرزو دارم همه ايرانيان از هر دسته و مرامی در رفاه و شادی زندگی کنند و خواسته هايشان را از طرق قانونی و مسالمت آميز طلب کنند، چرا که حق گرفتنی است و نه دادنی .

دلم گرفته اصلا خجالت می کشم که مرا با اين سنم آزاد کردند اما جوانانی پر شور و نخبه و وطن پرست را در بند نگه داشته اند. همه جوانانی که با من 63 ساله بودند شديدا مخالف براندازی و شعارهای براندازانه بودند. همگی می خواستند در چارچوب نظام جمهوری اسلامي، زندگی آزاد و اميدوارانه ای را بگذرانند. من از روی نفيسه ، پريسا ، ليلا ، سولماز و ديگر همبندان جوانم ، از روی اميد و امثال او شرمنده ام .

نفيسه دختری 23 ساله، نفر پنجم کارشناسی ارشد مهندسی شيمی شريف و شاگرد برتر المپياد سراسری که با گرايش نفت و گاز يعنی مهمترين گنجينه اين کشور، دارد روزهای بدی را که بيش از پنجاه روز است به بطالت در بند می گذراند.

جوانی که واقعا باهوش است و از نخبگان خوب کشورمان می باشد. يادم نمی رود که نماز صبحش را هميشه به هنگام اذان صبح می خواند و ساعاتی از روز را به خواندن قرآن و مفاتيح می گذراند. جوانی که بايد با ادامه تحصيلش به همراه نخبگانی مثل خود، منابع عظيم نفت و گاز را به منبع رفاه و پيشرفت کشور تبديل نمايند. کسی که از سياست بری بود و فقط در طلب علم بود.

دلم سخت آرزوی ديدارش در آزادی را دارد. پريسا دختری سخت با فرهنگ و صبور و صادق است که تمام هم و غمش مراقبت از اجرای حقوق بشر بود. هر دوی آنها صادقانه در پی احضار تلفنی بازداشت شدند. نفيسه نماز ظهر عاشورا را به همراه بسيجيان دانشگاه تهران برگزار کرد.

برای من چراهای بسياری وجود دارد . چرا به ياد نمی آوريم که خود در جوانی چه شوری داشتيم و شور جوانان افتخار آفرين اين مرز و بوم را بجای به بند کشيدن به کانال های درست خدمت رسانی به مردم هدايت نمی کنيم؟

چرا به بچه های اين مرز و بوم عشق و محبت هديه نمی شود؟ چرا پدرانه و مادرانه به پای درد دل هايشان، به درک کمبودهايشان و به غمخواريشان نمی شتابيم؟

آری دلم گرفته است برای جوانان خوب اين نسل که فقط دنبال حق خودشان هستند و متأسفانه از آنان دريغ می شود. نفيسه عزيز و پريسای گلم قلبم با شماست و لو اين که قلبی مريض باشد از نبودن شما و امثال شما در کنارم دل شکسته ام.

مادر صلح - زهره تنکابنی




28 بهمن 1388    19:12
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   sarah
ای-ميل:  
02:12 29 بهمن 1388
khanom aziz inam nemineveshty sangin tar bodi engar kesi

az haram emama dare be mardom makhsosan javana nasihat mikone

نام:   اصغر
ای-ميل:   a.gmx.de
02:11 29 بهمن 1388
مادر گرامی وعزیزم تو ه کنید بدون براندازی تمامی این  وانان م«ل من وشما درزندان بزرگتری به وسعت ایران بایستی هر روزه بمیرند در زندان خیابان بیابان ودرخانه ها درآتشسوزی با سم ویا ازترس وفقر.ننویسید اینهارا مادر من که همیشه ز ر برده ای

نام:   نیما
ای-ميل:  
22:19 28 بهمن 1388
این رزیمی قرون وسطائی که با همه مظاهر رشد و ترقی و علم در ستیز است. اگر غیر از این برخورد می کرد ع یب بود. ترا خدا به اینقدر بر انداز بر انداز نکنید . با احترام به شما که مادران صلح هستید ولی بارژیمی موا ه هستیم که با حقوق اولیه انسانی در ستیز هست پس چرا باید باقی بمونه باید سرنگون بشه. باید دلسوزی کرد که چرا تا به حال بر  ا است و به  نایتهایش ادامه میدهد و زندگی میلیونها ایرانی را به تباهی کشانده است. زندگی چقدر ارزش دارد که برای خشنودی  لادی مانند خامنه ای زانو بزنیم آن هم در واپسین لحظات حیاتش


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن: مرجان کلهر، اولين زن ايرانی شرکتت کننده در المپيک زمستانی از مصاحبه با بی بی سی منع شد

خبر آنلاين

به دنبال درخواست های متعدد رسانه ها عصر سه شنبه، کلهر با حضور در محل اقامت نمايندگان رسانه ای ايران در بازی های المپيک ونکوور با خبرگزاری رويترز و US TODAY گفت و گو کرد.

اغلب سوالات خبرنگاران اين رسانه ها در مورد نحوه فعاليت ورزشی کلهر در ايران، پرچمداری ايران در المپيک، وضعيت ورزش بانوان در ايران و حضور در المپيک زمستانی به عنوان نخستين دختر ايرانی بود.

کلهر همچنين در محل دهکده بازی ها در برنامه گفت و گو با يکی از خبرگزاری های آلمان شرکت کرد. همچنين مسوولان کاروان ايران به دنبال ممنوعيت گفت و گو با BBC با انجام مصاحبه مرجان کلهر با اين رسانه مخالفت کردند.

بنابراين گزارش، شبکه تلويزيون کانادا (CTV) که 24 ساعته به پخش برنامه های المپيک اختصاص دارد با دعوت از مرجان کلهر قصد انجام گفت و گو با وی در استوديو اين شبکه را داشت که به دليل تداخل اين برنامه با گفت و گوی کلهر با رويترز و US TODAY حضور پرچمدار ايران در اين برنامه منتفی شد.
28 بهمن 1388    15:23
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :نگذاريم لايحه ضد خانواده در مجلس به تصويب برسد:اعتراض ۱۲۰۰ مدافع حقوق برابر به لايحه حمايت از خانواده

تغيير برای برابری: بيش از ۱۲۰۰ نفر از مدافعان حقوق برابر اعتراض خود را نسبت به تصويب لايحه حمايت از خانواده اعلام کردند. متن اين بيانيه به شرح زير است:



هم ميهنان عزيز؛ زنان و مردان برابری خواه و عدالت جو



کميسيون حقوقی و قضايی مجلس شورای اسلامي، در اقدامی عجولانه و نابخردانه مواد ۲۳ و ۲۵ لايحه به اصطلاح «حمايت از خانواده» را با اعمال تغييراتی بی فايده و غير موثر برای حمايت از نهاد خانواده، به تصويب رساند. اين لايحه، نه تنها از قانون ۳۵ سال پيش يعنی قانون مصوب سال ۱۳۵۳ بسيار عقب تر است، بلکه قصد دارد چندهمسری مردان را قانونی کند. براساس لايحه جديد، اگر زنی مبتلا به بيماريهای صعب العلاج شود، يا شش ماه از خانه غيبت کند، يا حتا اگر به طور نمونه به دليل صدور چک بلامحل زندانی شود، شوهرش می تواند همسر تازه ای اختيار کند. در حالی که در شرايط عکس آن، زن حتی حق طلاق هم ندارد.



اين اقدام در حالی صورت گرفته است که ارائه اين لايحه توسط دولت وقت به مجلس، در تيرماه ۱۳۸۶، اعتراض گسترده مدافعان حقوق زنان و همچنين ديگر مدافعان مدنی حقوق برابر و سلامت خانواده را به همراه داشت.



محور اعتراضات اين لايحه دو ماده ۲۳ و ۲۵ بود که اولي، به مردان امکان می داد که بدون اطلاع و اجازه همسر خود، همسران ديگری اختيار کنند و دومي، نيز در ابتدا برای مهريه زن ،‌ ماليات تعيين کرده بود و اخيرا با حذف ماليات بر مهريه ‌‌،آنرا به متعارف و غير متعارف تقسيم نموده است و بدون تعيين ملاکی برای اين امر‌، عملا امکان استفاده از تنها ابزار قانونی زنان برای طلاق را محدود کرده است. در واکنش به کليات اين لايحه ضد زن، کنشگران جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر، اعتراضات گسترده ای را سامان دادند. آنها با توزيع بروشورها، نوشتن مقالات و انتشار بيانيه ها، اطلاع رسانی وسيعی را تدارک ديدند. نتيجه اين اعتراضات تشکيل «ائتلاف بزرگ نه به لايحه ضد خانواده» در سال ۸۷ بود که با مشارکت طيف گسترده ای از کنشگران جنبش زنان تشکيل شد. فعالان اين ائتلاف، توانستند از راه های مختلف، همچون جمع آوری امضاء، ارسال پيامک و کارت پستال های اعتراضی «نه به لايحه»، حضور در دفاتر نمايندگان، و همچنين حضور اعتراضی در مجلس شورای اسلامي، صدای اعتراض زنان را به گوش نمايندگان مجلس برسانند. سرانجام، موج اين اعتراضات گسترده، منجر به حذف مواد ۲۳ و ۲۵ شد.



در فضای ايجاد شده پس از انتخابات دهم رياست جمهوري، مجددأ گروهی از نمايندگان مجلس در اقدامی فرصت طلبانه و زن ستيزانه با حمايت حاميان خود و در شرايطی که کوچکترين اعتراض توسط دانشجويان، معلمان، کارگران و روزنامه نگاران منتقد نسبت به نقض حقوق شهروندان با ارعاب، دستگيری و محاکمات غيرعادلانه همراه بود، تصميم به تصويب لايحه به اصطلاح حمايت از خانواده را گرفتند تا بار ديگر بر پيمان خويش در جهت تصويب قوانين تبعيض آميز بر عليه زنان تداوم بخشند.



هم ميهنان عزيز



اقتدارگرايان مردسالار می خواهند در حاشيه بحران سياسی موجود، بی سر و صدا و فرصت طلبانه ميخ قوانين تبعيض آميز عليه زنان را بر تن برابری خواهان و حاميان عدالت اين سرزمين محکم تر بکوبند. پيش از اين نيز در مقاطع حساس سياسي، بارها مطالبات زنان در سايه سنگين منازعات کلان سياسی به حاشيه رانده شده است. در سال های نخستين پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ نيز، خواسته های بر حق زنان به بهانه منازعات سياسی به عقب رانده شد؛ قانون حمايت از خانواده ملغا شد، حق انتخاب نوع پوشش از زنان سلب شد، زنان از قضاوت و رياست جمهوری محروم شدند، مجازات سنگسار در قانون مجازات اسلامی گنجانده شد، و مجوز قتل ناموسی در قالب قاعده فراش به مردان داده شد. با اين احوال، جنگ و بحران سياسی بهانه ای شد تا زنان اين سرزمين مهر سکوت بر لب زنند و به خانه ها رانده شوند. درحالی که عليرغم تمامی اين اقدامات و تصميم به خانه نشين کردن زنان، دختران و زنان آگاه توانستند "هويت" خود را با "حضور"شان در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و در جامعه به اثبات رسانند.



اينک، تلاش مجدد قانونگذاران، برای بازگرداندن غير قانونی مواد حذف شده ۲۳ و ۲۵ که مربوط به تعدد زوجات و تعيين ماليات بر مهريه و تقسيم آن به متعارف و غيرمتعارف است؛ حکايت از لجاجت آنها در برابر خواسته های بر حق زنان اين سرزمين دارد. محدود کردن زنان در استفاده از مهريه که تنها راهکار موجود برای جبران نابرابری های حقوقی آنهاست و برقراری شروط مبهم دهگانه برای ازدواج مجدد مردان، که زمينه وسيع سوء استفاده آنان را فراهم می کند، در شرايطی که زنان حتی از حق طلاق در صورت ازدواج مجدد مردان برخوردار نيستند، چيزی جز ناديده انگاری مطالبات زنان و برخورد تلافی جويانه با حضور عدالت خواهانه آنها نيست. گويا زنان که در جنبش سبز، به دليل وجود فشارهای چندگانه در زندگی فردي، اجتماعي، و سياسی بار ديگر به گونه ای آشکارتر، به عنوان کنشگر مستقل سياسی وارد ميدان شده اند و خوی حق طلبانه و به دور از خشونت به مبارزات مردمی بخشيده اند، مستحق تنبيهی جانانه اند. غافل از آنکه، اين کنشگران ديگر حاضر به پذيرش نابرابری قدرت، چه در حوزه عمومی و چه در حوزه خصوصي، نيستند. از افرادی که به نام نمايندۀ ملت بر کرسی نمايندگی مجلس تکيه زده اند و تاکنون نيز اقدام مؤثری برای جلوگيری از تصويب لايحۀ ضد خانواده انجام نداده اند، می خواهيم اجازه ندهند با تصويب اين قانون ننگ نابرابری قانونی ديگری به نام آنها رقم خورد.



ما، "جمعی از فعالان حقوق زنان و مدافعان حقوق برابر" با امضای اين بيانيه، اعتراض خود را به تصويب لايحه "تخريب خانواده" به ويژه مواد ۲۳ و ۲۵ آن اعلام می داريم و خواهان به رسميت شناختن حقوق انسانی زنان از طريق به تصويب رساندن قوانين برابر جنسيتی در مجلس هستيم. همچنين از همه زنان و مردان عدالت طلب ايرانی نيز می خواهيم تا با امضای اين بيانيه، مخالفت خود را نسبت به اين تبعيض آشکار بيان کرده و مانع از نهادينه شدن ستم ديگری بر زنان شوند.



اسامی امضاء کنندگان:



آتوسا عشقی/ آذر ارفع زاده/ آذر انوری/ آذر بهانی/ آذر بهبهانی/ آذر پارسايی/ آذر پژوهنده/ آذر حسينی/ آذر خونانی/ آذر معصوم خانی/ آذر مقيمی/ آذر مطيع/ آذر مهرابی/ آرام ديل مقانی/ آرزو نشاطی تنها/ آرش کيا/ آرش ادب پور(کمانگير)/ آرش بهمنی/ آرش بيژن زاده/ آرش حافظی/ آرش دکلان/ آرش نصيری اقبالی/ آرف شيرازی/ آرمان خطيبی/ آرمان ميهن دوست/ آرمين قهقايی/ آريا طاهری/ آزاده آريان پور/ آزاده اجلالی/ آزاده اميرسلطانی/ آزاده اميری/ آزاده بنايی/ آزاده خسروشاهی/ آزاده رستگار/ آزاده روانبخش/ آزاده عبدالغنی/ آزاده عدالت خواه/ آزاده فرامرزيها/ آزاده قلندر/ آزاده قنبری/ آسيه امينی/ آلما قوانلو/ آمنه حصاری/ آناهيتا توابی/ آناهيتا کوچمشگی/ آناهيتا ناهيد/ آوا زمانی/ آيدا مير/ آيدا سعادت/ آيدا قجر/ آينده آزاد/



ابراهيم شکوری/ ابوالفضل اردوخانی/ اتابک کيا/ احسان طرقی/ احسان مطلبی/ احمد بهبهانی/ احمد فاتحی/ احمد قرايی/ احمد نجاتی/ ارمغان ژند/ اسفنديار آبان/ اسماعيل زرگريان/ اسماعيل مولودی/ اشرف امينی/ اشرف رفايی/ اشرف صابری/ اشرف منظقی/ اشرف ميرهاشمی/ اشکان احمدی/ اعظم اصفهانی/ اعظم حقانی/ اعظم خاتم/ اعظم سامری/ اعظم گلشنی/ اعظم موحدی / اعظم يزدخواستی/ افرا ديانت/ افرا شکرلو/ افسانه سيفی/ افسانه شيخ/ افسانه عروجی/ افسانه فرجی/ افسانه گودرزی/ افسانه ناظری/ افشين پرورش/ اقبال رحيميان/ اقدس ابراهيمی/ اکرم رفعتی/ اکبر عروجی/ اکرم ابويی/ اکرم اصفهانی/ اکرم خيرخواه/ اکرم صبوری/ اکرم محمدی/ اکرم مصباح/ الميرا حسين نژاد/ الناز الف/ الناز حبيبی/ الناز يوسفی/ الهام دادی/ الهام علی اکبرپور/ الهام قيطانچی/ الهام کرمپور/ الهام محمدی/ الهام ملک پور/ الهه اسکندری/ الهه امانی/ الهه نظری/ الينا آذری/ امير فرزاد/ امير قندی/ اميرحسين توسلی/ امين صداقت‌پور/ اميد ايران مهر/ امير جواهری/ امير رشيدی/ امير فرشاد ابراهيمی/ امير محمدی/ امير نورمندی/ امير نيک پی/ امين احمديان/ امين بزرگيان/ امين صداقت پور/ انوشه پاداش/ ايثار کيانی/ ايران دخت مسلم خانی/ ايرج اديب زاده/



بابک خطيبی/ بابک نصيری/ باران ثالش/ باران کوثری/ بامشاد تابناک/ بانو صابری/ بتول مظاهری/ برديا حيدری/ بلال مرادويسی/ بن نسترن/ بنجامين خطيبی/ بنفشه صادقی/ بنفشه کاج آبادی/ بهاران معينی/ بهاره برزگر/ بهاره پارسا/ بهاره خردادی/ بهاره قاسم زاده/ بهرام توکلی/ بهرام دهقان/ بهرام طائر/ بهرام عباسی/ بهروز برهمن/ بهروز فدايی/ بهروز کريم زاده/ بهزاد کريمی/ بهمن اسدی/ بهمن امينی/ بهمن غلامی/ بهمن فياضی/ بهمن مباشری/ بهناز شاکری/ بهناز فراهانی/ بهناز مهرانی/ بهنام براهويی نوخط/ بيژن سينا/ بيتا آزاد/ بيتا خواجه/ بيتا ياری/ بيژن افتخاری/ بيژن حکمت/



پانته آ امين/ پانته آ رحمانی/ پدرام دريايی/ پرتو نوری علا/ پرديس درخشنده/ پرديس قره بگلو/ پرستو اله ياری/ پرستو دوکوهکی/ پرستو طاهری/ پرستو فرهدی/ پرهام تراب زاده/ پروانه اشرفی/ پروانه پرهيزکاری/ پروانه زرگر/ پروانه عظيمی/ پروانه يغمايی/ پروشات شکرلو/ پرويز ميرمکری/ پروين ابطحی/ پروين اخباری/ پروين اردلان/ پروين ارشادی/ پروين حيدرزاده/ پروين رياحی/ پروين ملک/ پری صيدی/ پروين کبيری/ پريسا احمديان/ پريسا شکورزاده/ پری ايران دوست/ پری ناز حق شنو/ پری نيکنهاد/ پری يوسفی/ پريزاد دباغ چيان/ پريسا افرا/ پريسا روشن فکر/ پريسا صادقی/ پريسا وحيدی راد/ پژهان مختاری/ پگاه اسماعيل زاده/ پوپک مهاجر/ پونه پيوندی/ پونه شقاقی/ پونه صابری/ پويا زندی/ پويا عزيزی/ پويا محموديان/ پويان امجدی/ پويان فخرايی/ پيام فرامرزيان/ پيام مداح/ پيمان ا.مويد/ پيمان رمضانپور/



تارا ايرانی/ تارا عظيما/ تايماز عظيمی/ تقی مينايی/ توران شريفی/ توسا مردانی/ تيمور عليزاده/ تينا فيوزی/



ثريا توکلی/ ثريا فلاح/ ثريا نويدی/



جادی ميرميرانی/ جعفر حسين زاده/ جعفر يگانه/ جلال حسينی/ جلال عصمتی/ جلوه جواهری/ جميله فروغی/ جواد بهنام جو/ جواد منتظری/ جهانشاه جاويد/



حامد احمد پناهی/ حامد بهراون/ حامد صادقی صفت/ حبيب بيگيان/ حبيب تبريزيان/ حجت زمانی فکری/ حجت نارنجی/ حجت نظری/ حسام طهماسبی/ حسام ميثاقی/ حسن آقاخانی/ حسن جعفری/ ‫حسن عربزاده حجازی/ حسن عليزاده/ حسن نايب هاشم/ حسن يوسفی اشکوری/ حسين پدرام/ حسين رضايی/ حسين جمالی/ حسين رزاقی/ حسين زندی/ حسين مبينی پور/ حشمت رئيسی/ حليمه مومن/ حماد شيبانی/ حماسه کثيری/ حمدالله کرمانی/ حميد ا. زاده/ حميد حميدی/حميد رضوانيان/ حميد لطيف/ حميد موحدی/ حميدرضا عسگری نژاد/ حميد سرداری/ حميده جوادی/



خديجه ايزدپناه/ خديجه مقدم/ خورشيد دانايی/



داريوش عظيم پور/ دانش باقرپور/ داود نوائيان/ دختربس فرامرزی/ دخی فصيحيان/ دريا محمدی زاده/ دريا ياسری/ دلارام علی/ دلبر توکلی/ دنيا مرادی منش/



راحله حسينی/ راحله طهرانی پور/ راحله کبيری/ راحله کشتگر/ راحله يوسف بيگی/ راشين مختاری/ راضيه الياسی/ راضيه ديلم صالحی/ رامين ارسطافر/ رحيم قابل نژاد/ رزا حسامی/ رزا قراچورلو/ رزيتا حق طلب/ رزيتا قهاری/ رزيتا محمدی/ رضا امينی/ رضا بحری/ رضا جباری/ رضا جمشيدنژاد/ رضا دلبری/ رضا زارعی/ رضا صمدپور/ رضا عليجانی/ رضا فانی يزدی/ رضا کريمی/ رضا گوهرزاد/ رضا هيوا/ رضوان مقدم/ رعنا سليمی/ رعنا طايفی/ رقيه شاه بابايی/ رقيه کرمی/ رقيه محمدی/ رکسانا حکيمی/ رها توحيدی/ رها عسگری زاده/ روبان تبريزی/ روجا لطفی نژاد/ روح انگيز منطقی/ روحی افسر/ روحی شفيعی/ رودابه اميديان/ روزبه ميرچرخچيان/ روژين محمدی/ روشنک آسترکی/ روشنک باب/ روشنک حميدی/ روناک الياسی/ رويا بيغش/ رويا صادقی/ رويا صحرايی/ رويا نفيس زاده/ رويا ابدی/ رويا ايرانی/ رويا برومند/ رويا زمانی/ رويا شاه بيگيان/ رويا شمشيری/ رويا صحرايی/ رويا طلوعی/ رويا کاشفی/ ری را عباسی/ ريحانه اخوان/ ريحانه معراج/



زارا امجديان/ زرين شگقاقانی/ زهرا احمدی/ زهرا بی شتاب/ زهرا جلالی/ زهرا حيدرزاده قمصری/ زهرا سعيدی/ زهرا شريف/ زهرا عزيزی/ زهرا قنبری/ زهرا کشوری/ زهرا کلانترپور/ زهرا کلهری/ زهرا مرادی/ زهرا مشتری/ زهرا منصوری جاجايی/ زهرا موسوی/ زهرا مينويی/ زهرا نبوی/ زهرا نژاد بهرام/ زهره ابولقاسميان/ زهره اسدپور/ زهره بحرينی/ زهره پهلوانی/ زهره خادم/ زهره قاسمی فر/ زهره کوچکی/ زويا اسکندريان/ زويا سيدحسنی/ زويا محمدی/ زويا نيک/ زيبا زمانی/ زيبا ميرحسينی/ زينب افضلی پور/ زينب پيغمبرزاده/ زينب کوچکی پور/



ژاله حريری/ ژاله مردانی/ ژانت آفاری/ ژيلا گلعنبر/ ژيلا ميرحسينی/



سارا احمدی/ سارا امينی/ سارا ايرانی/ سارا پورمعصوم/ سارا حسينی زاد/ سارا زارع/ سارا صباغيان/ سارا عباسی/ سارا فرد/ سارا کرباسی/ سارا لقايی/ سارا لقمانی/ سارا محمدی اردهالی/ سارا موسوی خوئينی ها/ ساره وثوقی/ سارينا مالکی/ ساسان امجدی/ ساقی قهرمان/ سالومه صفوری/ سام شهدادی/ سامان امينی/ سامان محمدحسين نژاد/ سامره پارياب/ ساناز اقتداريان/ ساناز رفايی/ ساناز محسن پور/ ساناز نيک رام/ سايا کلانترپور/ ساينا صدقيانی/ سپنتا پيروزفام/ سپهر سعيدی/ سپيدار فاضل/ سپيده بهاری/ سپيده بهرامی/ سپيده عباس زاده/ سپيده قدرت/ سپيده محمودی/ سپيده ميررحيمی/ ستاره اسماعيلی/ ستاره اشرفی/ ستاره داورپناه/ ستاره فيروزی/ ستاره هاشمی/ سجاد عزيزخانی/ سحر اجمی/ سحر افشار/ سحر ايزدی/ سحر تحويلی/ سحر جهان/ سحر رضازاده/ سحر علی پور/ سحر فرهانی/ سحر نجاری/ سروش ايزدی/ سعيد پيوندی/ سعيد حبيبی/ سعيد سجادی/ سعيد موسوی/ سعيده اشتری فر/ سعيده امين/ سعيده اسلامی/ سعيده جان بزرگی/ سعيده قاضيان/ سکينه آخوندی/ سکينه صابری/ سلطان حميديان/ سلمان پناهی/ سمانه تهرانی/ سمانه رضايی/ سمانه سوزنی/ سمانه فدايی/ سمانه کريمی/ سمانه گرامی/ سمانه موسوی/ سميرا غلامی/ سمير گرشاسبی/ سميرا اميری/ سميرا رزمی/ سميرا رزمی/ سميرا کيهانی/ سميرا لشکری/ سميه بهنام/ سميه خواجوندی/ سميه سلطانيان/ سميه ميرزايی/ سميه يعقوبی/ سهيل دولتشاهی/ سهيلا گلشاهی/ سهيلا ابطحی/ سهيلا ايرانی/ سهيلا بروجردی/ سهيلا وحدتی/ سهيلا وفادوست/ سهيلا ياورزاده/ سودابه جابری/ سودابه موسوی/ سوده راد/ سوده وثوقی/ سورنا شيرمحمدی/ سوری کعبی/ سوزان بهجدی/ سوسن پورصنعتی/ سوسن رخش/ سوسن صفری/ سوسن ضرابی/ سوسن طهماسبی/ سوفيا صديقپور/ سولماز اردشيری/ سولماز ايکدر/ سولماز نوين/ سونا رحيم زاده/ سيامک سلطانی/ سياووش جليلی/ سياوش فرهودی/ سيده مرجان طباطبايی/ سيران وهاب زاده/ سيروس برهمن/ سيما به نژاد/ سيما ثابتی/ سيما جاويد/ سيما حسينی/ سيما درخشان/ سيما هاشمی فر/ سيمين ملکی/



شادی عظيمی/ شادی صدر/ شاهين انزلی/ شايسته زاهدی/ شبنم ابراهيمی/ شبنم جمشيدی/ شبنم خسروان/ شبنم دوستی/ شبنم شافعی/ شبنم نظران/ شراره حيدری/ شراره شيرعلی/ شروين بذرکار/ شريفه پينه دوز/ شعری فيلسوف/ شقايق فرامرزی/ شقايق کمالی/ شکوفه جمشيدی/ شمزين فدايی/ شمسی جلائی/ شميم نصيری/ شهاب الدين شيخی/ شهاب فيضی/ شهرام تهرانی/ شهرام خلدی/ شهرام رفيع زاده/ شهرام شهبازی/ شهرزاد ايرانی/ شهرزاد هاديان/ شهره اژدری/ شهره اسفنديارپور/ شهره منصوری/ شهروز رحيمی/ شهروز مصطفوی/ شهرزاد پناهی/ شهزاد حسينی/ شهلا ابقری/ شهلا اخواری/ شهلا اعزازی/ شهلا انتصاری/ شهلا بهاردوست/ شهلا زندگانی/ شهلا فروزانفر/ شهلا ممبينی/ شهناز آقازاده/ شهناز جعفرزاده/ شهناز موسويان/ شهيده وحدت نيا/ شهين بين احمدی/ شهين محمدی/ شورانگيز داداشی/ شورانگيز داداشی/ شوکت رضوانی/ شيدا مداح/ شيرزاد ايرانی/ شيرين پردر/ شيرين فنونی/ شيلا خدايی/ شيدا جاويدان/ شيدا قاسمی فرد/ شيرين اکبری/ شيرين پارياب/ شيرين توکلی/ شيرين خاقانی/ شيرين دخت نورمنش/ شيرين عبادی/ شيرين فاميلی/ شيرين کلانترپور/ شيما صادقی/ شيما فيلسوف/ شيما منجم/ شيوا بديهی نژاد/ شيوا تقوی/ شيوا عليپور/ شيوا موسويان/ شيوا نامجو/ شيوا نوجو/



صابر صادقی/ صادق کار/ صادق سبحانی/ صبا تهرانی/ صبا واصفی/ صبری نجفی/ صديقه فخرآبادی/ صديقه کشاورز/ صغری مشهوری/ صفورا فرجی/ صفورا نوربخش/ صنم احمدزاده/ صنم منصور/



طاهره کاشفی/ طاهره مقدم/ طلعت تقی نيا/ طلعت سجاديان/ طيبه عليرضايی/ طيبه مينويی/



ظريفه نصيری/



عارف نادری/ عاطفه جعفری/ عاليه حسين آبادی/ عاليه شکربيگی/ عباس مخبر/ عبدالحميد معصومی تهرانی/ عبدالحميد شريعتی/ عذرا طبری/ عزت همتيان/ عسگر داوودی/ عسل اخوان/ عسل رضوی/ عشا مومنی/ عصرا طبری/ عصمت صادقی/ عطيه عباسی/ عطيه وحيدمنش/ عطيه يک کلام/ عطيه واعظی پور/ عفت جوکار/ عفت ژرفا/ عفت ماهباز/ عفت محمدپور/ علی اصغر افضلی/ علی اکبر امينی/ علی اکبر مهدی/ علی ايلباقی/ علی بهروزی/ علی پور نقوی/ علی تهرانی/ علی حسينی/ علی سلامتی/ علی طايفی/ علی نيلفروشان/ عليرضا انديشه/ عليرضا فقاهتی/ علی آشوری/ علی اکبر خسروشاهی / علی اوحدی/ علی پورنقوی/ علی صادقی/ علي‌ صدر/ علی صمد پوری/ علی عبدی/ علی عظيمی/ علی فلاح فر/ علی کلائی/ علی مشمولی/ علی مهتدی/ علی موقر/ علی نعمت پور/ علی واعظی پور/ علي‌يار طراوتی/ عمار مالکی/ عنايت کتولی/



غزال اميری/ غزال پارسا/



فائقه کلانتری/ فاخته مرادی/ فاطمه اسماعيلی/ فاطمه اميريان/ فاطمه بهرامی پور/ فاطمه بيات/ فاطمه حيدرزاده قمصری/ فاطمه خاکسار/ فاطمه خانی/ فاطمه خسروی/ فاطمه خوشرو/ فاطمه روحانی/ فاطمه ريحانی/ فاطمه سيفی/ فاطمه شمس/ فاطمه صابری/ فاطمه عباسی/ فاطمه عروجی/ فاطمه عسکری/ فاطمه فخاريان/ فاطمه فرهنگ خواه/ فاطمه قوام/ فاطمه کريمی/ فاطمه محمدی/ فاطمه مسجدی/ فاطمه موحدی/ فاطمه موسوی/ فاطمه هاشمی عليا/ فخراازمان نورجهانی/ فخری فروغی/ فرح جوزجانی/ فرح طاهری/ فرحناز حسن پور/ فرحناز محمدی/ فرخ شفيعی/ فرخنده جبارزادگان/ فرزاد جاسمی/ فرزانه ايل بيگی/ فرزانه خادمی/ فرزانه طاهری/ فرزانه قدس/ فرزانه محمدی/ فرزانه ميلانی/ فرزانه هوشمند/ فرزين اميری/ فرزين اورک زاده/ فرشاد محمودی/ فرشته انوری/ فرشته رجبی/ فرشته شيرازی/ فرشته عبادی/ فرشته فراهانی/ فرشته قاضی/ فرشته متين آرا/ فرشته نجيبی/ فرشته نرسی/ فرناز انصاری/ فرناز حاجی شمس/ فرناز عمران زاده/ فرناز کمالی/ فرنوش صديقی/ فرنوش هاشميان/ فرهاد رنجبر/ فروزان مشيری/ فروغ سميع نيا/ فروغ قره داغی/ فريبا جعفری کجور/ فريبا فروغی/ فريبا قربانی/ فريده پورعبدالله/ فريده يزدی/ فريدون رهنما/ فريار نيکزاد/ فريبا اصلی/ فريبا تحقيقی/ فريبا مرادی/ فريبا ياور زاده/ فريده هزاره/ فريدون شيبانی/ فريدون نجاتی/ فهيمه مظاهری/ فهيمه طلايی/ فيروزه درخشان/ فيروزه فولادی/



قدسی سرمست/ قمری احمدی/



کاظم متولی/ کتايون عظيمی فر/ کيوان رمضانپور/ کاظم علمداری/ کامليا خمسی/ کاوه آهنگری/ کاوه حيدری/ کاوه رضائی/ کاوه محمودی/ کاوه موسوی/ کتابون جديدی/ کتی پزشکی/ کسری فرمان آرا/ کلارا مراديان/ کلثوم خداکرمی/ کوروش استکی/ کوروش محرابی/ کوروش هخامنشی/ کوکب بليوند/ کيانا کريمی/ کيخسرو طالبی/ کيوان حميد/ کيوان سپهر/



گلاره شعبانپور/ گلاله بهرامی/ گلرخ سپاسدار/ گلرخ فصيحيان/ گلريز زامياد/ گلناز به گو/ گلناز حيدری/ گلناز مقدم/ گلی اتحادنيا/ گلی رجبی/ گلی مرادی/ گندم احتشام/ گوهر بيات/ گيتی شامبياتی/ گيسو جهانگيری/ گيتا طهماسبی فر/ گيتی خيرخواه/ گيتی ساوجی/ گيتی سلامی/ گيتی عاصمی/ گيسو شاه رکنی/ گينی ساوجی



لادن مقدم/ لاله گوهری/ لوا زند/ ليدا احمدی/ ليدا خالقی/ ليلا روحانی/ ليلا سالارتاش/ ليلا صحت/ ليلا کرمی/ ليلا مجتهدی/ ليلا منصوری/ ليلا موری/ ليلی بهبهانی



مائده رعيتی/ مارال قربانی/ ماريا رشيدی/ ماريا محمدی/ ماشاالله قدوسی/ ماشالله عباس زاده/ ماندانا ساری خانی/ ماندانا حکيمی/ ماندانا ضيا/ مانيزاده ابطحی/ ماهور پورمقدم/ مايبی مظاهر/ متين باقرپور/ متين رحماندوست/ مجتبی گنجی/ مجيد عابدينی/ مجيد موحدی/ محبوبه بيات/ محبوبه حسين زاده/ محبوبه عباسقلی زاده/ محبوبه فرزادی/ محبوبه لطفی اقدم/ محبوبه محبی/ محبوبه منصوری/ محترم نجفی/ محسن زمانی/ محسن شکری/ محسن صالحی/ محسن نژاد/ محسنه علی پور/ محمد اسماعيلی/ محمد جواد طواف/ محمد حسين پيکر آراء/ محمد خانی/ محمد رستمی/ محمد زرين/ محمد شمس/ محمد شوراب/ محمد صابر/ محمد علی برهانی پور/ محمد فلاح نيا/ محمد ميرزاخانی/ محمدجواد اکبرين/ محمدرضا موحدی/ محمدرضا نم نبات/ محمدرضا يدک/ محمدرضا يزدانی/ محمود ارگی/ محمود ستوده/ محمود معلم طبرسی/ مرتضی عليزاده/ مرجان افتخاری/ مرجان اميری/ مرجان بوترابی/ مرجان خداوردی/ مرجان مهرجو/ مرجان نمازی/ مرضيه احمدی/ مرضيه امامی/ مرضيه باقری/ مرضيه بخشی زاده/ مرم باقری/ مريم آرام/ مريم احمدی/ مريم اهری/ مريم ايران زاد/ مريم بابايی/ مريم بحرينی/ مريم بهزادی/ مريم بهشتی/ مريم بيگ/ مريم جواهری/ مريم حسين خواه/ مريم خرم/ مريم خطيبی/ مريم دستگيری/ مريم رحمانی/ مريم رستم پور/ مريم رضايی/ مريم زندی/ مريم سارويی/ مريم ساعتچی/ مريم شبستر/ مريم شريف/ مريم صفاريان/ مريم طالبی نيا/ مريم فولاد وند/ مريم قنبری/ مريم کارگرزاده/ مريم کسايی/ مريم کيان ارثی/ مريم کاشی/ مريم کيانصری/ مريم گلپايگانی/ مريم گلشنی/ مريم لطفی/ مريم مجد/ مريم محمدزاده/ مريم منجزی/ مريم مهجوری/ مريم هداوند/ مژده نظری/ مژده بيداربخت/ مژگان انجم/ مژگان ثروتی/ مژگان جعفری/ مژگان خداوردی ساروقی/ مژگان خردمند/ مژگان صفوی/ مژگان طاهری/ مژگان وليی/ مسعود بهنود/ مسعود سعيدی/ مسعود شب افروز/ مسعود شکوری/ مسيح علی نژاد/ معصومه تقی پور/ معصومه جعفری/ معصومه حيدری فرامرزی/ معصومه صبحدم/ معصومه ضياء/ معصومه عبدالهی/ معصومه فيجانی/ معصومه کشتکار/ معصومه وطنی/ معين محمدی دهج/ ملودی تزری/ مليحه حدادی/ مليحه کهوند/ مليکا شايسته/ مليکا ثقفی/ منصور احمدی/ منصوره خسروشاهی/ منصوره شجاعی/ منوچهر فاضل/ منوچهر نوروزی/ منورقنبری/ منيره برادران/ منيره رنجبر/ منيره کاظمی/ منيژه مرعشی/ مونا اصفهانی/ مونا جواهريزد/ مونا عليخواه/ مونا ناصری/ مهتاب تابان/ مهتاب رمضان پور/ مهتاب مرتضوی/ مهدخت صنعتی/ مهدی امينی/ مهدی حسينی نژاد/ مهدی خردگرا/ مهدی سهيلی/ مهدی قنادان/ مهدی محسنی/ مهدی مومنی/ مهدی نمازی/ مهدی وفايی/ مهدی يوسفی/ مهديه صالحی پور/ مهديه صالحی پور/ مهديه فراهانی/ مهران بهرامی/ مهران کشاورز/ مهراوه خوارزمی/ مهرداد حمزه/ مهرداد مشايخی/ مهرشاد علوی/ مهرناز جليلی/ مهرناز زارع/ مهرنوش اعتمادی/ مهرنوش رهاوردی/ مهرو تشکری/ مهرو صادقی/ مهرو مهدوی/ مهری جرچلو/ مهری جعفری/ مهری حاضری/ مهری عباسی/ مهسا بلالی/ مهسا حبيبی/ مهسا خطيبی/ مهسا سليمانی/ مهسا صانع/ مهسا فرتاب/ مهسا مهاجر/ مهسا مهجور/ مهسان بهنود/ مهشاد بنی اعتماد/ مهشيد ادريسی/ مهشيد اسکندری/ مهشيد پگاهی/ مهشيد موحدی/ مهگل سادات صحفی/ مهناز صادقی/ مهناز قدردان/ مهناز محمدی/ مهناز ميرمحمدی/ مهناز يوسفی/ مهنوش موحدی/ مهوش بهبهانی/ مهوش صولت/ مهوش مهاجر/ مهيار عرفانی/ مهين امامی/ مهين ايرانی/ مهين خاکسر/ مهين خديوی/ مهين دبير/ مهين کوثری/ ميترا آزادفر/ ميترا آزرم/ ميترا اتابک/ ميترا ترابی/ ميترا چتربحر/ ميترا حسن پور/ ميترا خراسانی/ ميترا روشن/ ميترا زاهدی/ ميترا نجفی/ ميترا يوسفی/ ميثاق افشار/ ميثم مهدی زاده/ ميراندا بشارتی/ ميررحيم موسوی/ ميلاد صابری/ ميلاد مکری/ ميلاد ملک/ مينا بلالی/ مينا جعفری/ مينا خرم/ مينا رنجبر/ مينا شريف زاده/ مينا لبادی/ مينا موحدی/ مينا مهاجر/ مينا مهجور/ مينو ابطحی/ مينو کيامان/



نادر احمدزاده/ نادر حاج محسن/ نادر نوروزی/ نارين محمدی/ ناز شريعتی/ نازدانه جواهری/ نازنين احمدی/ نازنين اخوان/ نازنين بخشی/ نازنين خوارزمی/ نازنين کاظمی/ نازنين محکمی/ نازنين نجفيان/ نازنين همت پور/ نازی سرو/ نازی عظيما/ نازيلا زرنگار/ ناصر ارغوانی/ ناهيد ابهری/ ناهيد امامی/ ناهيد توسلی/ ناهيد جعفری/ ناهيد عليطالب بابلی/ ناهيد کاشانيان/ ناهيد کشاورز/ ناهيد محد/ ناهيد موسی زاده/ ناهيد ميرحاج/ ناهيد نصرت/ ناهيد واحديان/ ناهيد همت پور/ نجمی گرمان/ ندا پورسعيد/ ندا فرخ/ ندا کامرانی/ نرگس توکلی/ نرگس جواهری/ نرگس طيبات/ نرگس عظيمی/ نرگس کرمانشاهی/ نريمان رحيمی/ نسرين افضلی/ نسرين جامعی/ نسرين حميدی/ نسرين رحيميه/ نسرين ساسانپور/ نسرين ستوده/ نسرين مقيمی/ نسرين ميرباقری/ نسرين ناصری/ نسرين نيکجويی/ نسيم افضلی/ نسيم خسروی مقدم/ نسيم روشنايی/ نسيم سلطان بيگی/ نسيم نصرالهی/ نصرت الله مسچاژخی/ نعيمه طلوعی/ نعيمه محمدی/ نقی يکتايی/ نگار انسان/ نگار بيات/ نگار خلج/ نگار ذاکری قمصری/ نگار رهبر/ نگار سماک نژاد/ نگين احتسابيان/ نگين جليلوند/ نگين رنجبر/ نگين فيروزه ای/ نوا نوين/ نوری خوزين/ نوری فخری/ نوشابه اميری/ نوشين احمدی خراسانی/ نوشين خاکسر/ نوشين کامرانپور/ نوشين کشاورزنيا/ نويد قاسمی/ نويد محبی/ نهال سلامی/ نيره توحيدی/ نيره سادات ابطحی/ نيکزاد زنگنه/ نيکی ايرانی/ نيلوفر احمدی/ نيلوفر انسان/ نيلوفر بيضايی/ نيلوفر ثالثيان/ نيلوفر رزاقی/ نيلوفر زاهدی/ نيلوفر شعبانی/ نيلوفر کشميری/ نيلوفر گراميان/ نيلوفر گلکار/ نيلوفر مهر/ نيما خسروی/ نيما دارابی/ نيما قاسمی/ نينا وباب/ نيوشا حسينی/



وارش قوامی/ وجيهه رضايی/ وحيده محمودی/ وحيده مولوی/ وفا لعلانی/ وفا معزی/ وهاب انصاری/ ويدا سليمانی/ ويدا صارمی/ ويدا قنبرپور/ ويدا محمدخانی/ ويدا مشايخی/ ويکتور آرام/



هادی بحری/ هادی مسعودلو/ هاله آگنج/ هانا ايرانی/ هانيه اردلان/ هانيه سليمی/ هانيه نوری/ هايده درآگاهی/ هدی تفضلی/ هدی کيانی راد/ هدی نظری/ هديه روشن ضمير/ هستی خضروی/ هما آزاد/ هما سپهر/ هما فصيحيان/ هما معصومی/ هما ميرزايی/ هما هودفر/ همايون مهمنش/ هنگامه هويدا/ هوشنگ خوش سرور/ هوشنگ دولتشاهی/ هومن غلامرضايی/ هيلا صداقت/



ياسمن نيلفروشان/ ياسمن دادور/ ياسی آزادقانيان/ ياسمن شفيعی/ يلدا زينعلی/



امضاها ادامه دارد ...



برای امضای بيانيه به آدرس زير مراجعه کنيد

https://spreadsheets.google.com/viewform?formkey=dFFNWXhoZUZwMmYyS3dyLV9fTnFqekE6MA&ifq


28 بهمن 1388    14:14
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   nasrin mozafarabadi
ای-ميل:   nas_nasrin2008@yahoo.com
15:30 30 بهمن 1388
I think we should fight against discrimination.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :بازداشت و ضرب و شتم سيد منصور موسوي، دانشجوی دانشگاه علامه

کميته گزارشگران حقوق بشر : بنابر گزارش های دريافتي، سيد منصور موسوی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبائی روز 22 بهمن ماه در حوالی ميدان صادقيه تهران بازداشت شده است.



شاهدان عينی از ضرب و شتم و ضبط وسايل شخصی و انتقال وی به داخل يکی از اتوبوس های مستقر در اطراف ميدان صادقيه هنگام دستگيری خبر داده اند. گفتنی است خانواده اين دانشجوی دانشگاه علامه از محل نگهداری و وضعيت وی اطلاعی ندارند.



سيد منصور موسوی از فعالان اسبق بسيج دانشجويی بوده که به گفته ی دوستان و خانواده اش در حال حاضر منسوب به هيچ تشکل و نهادی نمی باشد.




28 بهمن 1388    13:37
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :کارگران ايران زير سايه مرگ، زندان و بيکاری زندگی مي‌کنند

ندای سبز آزادی: در ناآرامي‌های اخير ايران کارگران از پيشروان اصلی جريان اعتراضی بوده‌اند و تعداد فراوانی از آنان بازداشت شده‌اند و کماکان در حبس به سر مي‌برند. سه روز پيش منصور اسانلو، از رهبران سنديكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (شركت واحد) بعد از ماه‌ها حبس دوباره راهی سلول انفرادی شد. ابوالحسن دارالشفايی از فعالان جريان کارگری نيز که همزمان با روز جهانی کارگر در ارديبهشت امسال يک بار بازداشت شده بود و مدتی را در حبس گذرانده بود به همراه همسر و دو دخترش در آستانه بيست و دوی بهمن بازداشت شدند و هيچ خبری از وضعيت آنان و دلايل اتهامي‌شان در دست نيست. امروز نيز خبر مرگ دلخراش يک کارگر در شرکت نيشکر هفت‌تپه در سايت‌ها منتشر شد که به دليل ايمنی پايين کارخانه قربانی شده بود. همه آسيب‌‌های مذکور خبر از يک نابسامانی و نارضايتی جدی در ميان صنف کارگران جامعه ايران مي‌دهد.



دولت نامشروع فعلی سابقه خرابی در تاخير در پرداخت حقوق کارگران دارد. در هفته نخست تيرماه ۱۳۸۷ بود که وزير بازرگانی ادعا کرد افزايش دستمزد کارگران از عوامل اصلی تورم است. ميرکاظمی گفت:« فشار هزينه‌ها در سال 2007 ميلادی افزايش يافت. اين در حالی است كه افزايش دستمزد كارگران طی سال‌های اخير روی افزايش قيمت كالاها بي‌تاثير نبوده است. در صورتی كه ۲۰درصد به دستمزد كارگران افزوده شود شش تا هشت درصد تورم افزايش مي‌يابد.» اين مدعيات در مورد افزايش حقوق کارگران در حالی ايراد شده بود که در تيرماه همان سال رسانه‌های نزديک به جريان کارگری در ايران خبر از بدون‌حقوق ماندن کارگران شرکت فرايند کاو به مدت 5 ماه کار بدون مزد و سپس اخراج آنان مي‌دادند.



پديده اخراج کارگران علاوه بر حقوقی آنان نيز پديده‌ايست که مکرر در طول چند سال اخير تکرار شده است. کارگران شرکت‌های متعددی از جمله شرکت ايران صدرای بوشهر، شرکت فرآيند کاو طبس، شرکت توليدی دامکو در لارستان و ده‌ها شرکت ديگر به اخراج کارگران خود در طول يک‌سال اخير مبادرت ورزيده‌اند. اکثر اين کارگران به دليل اتمام قراردادها و عدم مسووليت‌پذيری کارفرمايان در قبال کارگران و يا قربانی شدن يک شرکت کارآفرين داخلی به دليل واردات بي‌رويه از خارج و بي‌کفايتي‌های دولت از کار خود اخراج شدند.



پديده دستگيري‌های گسترده فعالان کارگری هم مختص اکنون نيست. کميته هماهنگی برای کمک به تشکل کارگری در بيانيه‌ای که ماه اخير منتشر نمود به اسامی ده‌ها فعال کارگری که بازداشت شده بودند اشاره نمود. از آن ميان مي‌توان به ضا درخشان از اعضای هيات مديره سنديکای نيشکر هفت تپه، خالد حسينی از فعالين کارگری شهر سنندج، پژمان رحيمی و محمد اسماعيلوندی از فعالان کارگری اهواز، محسن حکيمی و محمد اشرفي، منصور اسانلو و ابراهيم مددی از اعضای هيت مديره سنديکای واحد تهران و علی نجاتی ، ،فريدون نيکوفر، قربان عليپور، جليل احمدی و محمد حيدری مهر،نمايندگان سنديکای نيشکر هفت تپه که همچنان در زندان بسر می برند، نام برد.







بي‌ارزش شمرده شدن جان کارگران نيز از جمله مشکلات اساسی و جدي‌ای است که تشکل کارگری سال‌هاست با آن دست به گريبان است. از جمله فجايعی که فروردين امسال رخ داد کشته شدن بيش از ۱۲ نفر از کارگران معدن شرکت خصوصی دلتا ۱۰۰۰ در اثر انفجار گاز متان در معدن باب نيزو زرند بود. اين در حالی بود که در چند سال قبل از اين نيز ۹ نفر از كارگران معدن باب نيزو در اثر گاز متان كشته شده بودند.



همچنين در سال ۸۷ در اتفاقی مشابه دو کارگر کرمانى در معدن پابداناى کوهبنان از توابع استان کرمان در اثر انفجار گاز کشته شده بودند و ‌مسئولان تأمين اجتماعى استان و دبير اجرايى خانه کارگر استان از اين موضوع اظهار بي‌اطلاعى کرده بودند. در عمليات بازسازی و مرمت سرای حاج‌حسن در بازار تهران نيز که مهر ماه امسال دچار حريق شديدی شد، پس از پايان ساعت کاری در پی بارش باران بخشی از کارگاه مرمت تخريب و يکی از کارگران شاغل در اين کارگاه زير آوار جان داد.





اين‌گونه آسيب‌ها و خطرات جدی سال‌هاست که گريبان کارگران ايران را گرفته است. اگر تاکنون کارگران دست به اعتصاب سراسری نزده‌اند يا اعتصاب خود را شکسته‌اند به اين دليل بوده‌ است که تمام معاش و زندگی آنان به دولت نامشروع فعلی که به لحاظ اقتصادی به شدت بيمار و ضعيف شده وابسته است. اگر پشتوانه‌ مالی غيردولتی برای کارگران مملکت وجود مي‌داشت، آنان کار کردن زير سايه مرگ و در شرايطی که هر لحظه امکان دارد خانواده‌ای سرپرست خود را به دليل انفجار گاز، ريختن سقف معدن و سوختن در قير و يا گير کردن لای دستگاه کارخانه از دست بدهد يک لحظه نيز بر نمي‌تابيدند.







به راستی چه کسی پاسخگوی وضعيت بحرانی کارگران ايرانی است و تا کی بايد منتظر شنيدن اخبار مرگ و مير کارگران به دليل فقدان ايمنی و يا زندگی کردن زير خط فقر باشيم؟



و از همه اين‌ها مهم‌تر اينکه دولتی که بخش قابل توجهی از معترضانش کارگرانند و اين روزها به جرم عدالت‌خواهی در زندان به سر مي‌برند چگونه مي‌تواند ادعای مهرورزی و عدالت‌جويی داشته باشد؟




28 بهمن 1388    13:40
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
18:36 30 بهمن 1388
با کمک های مالی و معنوی، از مبارزات کارگران در اي اد تشکل های مستقل کارگری و صندوق اعتصاب آنان حمایت کنیم

نام:   حمید
ای-ميل:  
19:28 28 بهمن 1388
پیش به سوی تدارک اعتصاب عمومی سراسری و قیام مسلحانه  هت نابودی کلیت نظام ضد کارگری  مهوری اسلامی



برقرار باد حکومت کارگران


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :اعتراض عفو بين‌الملل به احکام صادرشده برای سه روزنامه‌نگار

مردمک :عفو بين‌الملل در اعتراض به احکام صادرشده برای سعيد ليلاز، بهمن احمدی امويی و کيوان صميمی بيانيه‌ای صادر کرد و خواستار آزادی اين سه روزنامه‌نگار شد.



بر اساس گزارش خبرگزاري‌ها در ايران، دادگاه انقلاب سعيد ليلاز را به تحمل 9 سال زندان و 74 ضربه شلاق، بهمن احمدی امويی را به تحمل هفت سال و چهار ماه حبس تعزيری و 34 ضربه شلاق و کيوان صميمی را به شش سال زندان و محروميت دائمی از فعاليت‌های سياسی محکوم کرد.



عفو بين‌اللمل در بيانيه‌ای که روز سه‌شنبه 16 فوريه (27 بهمن) آن را منتشر کرد، از دولت جمهوری اسلامی ايران خواست که زمينه آزادی سريع و بدون شرط اين سه‌روزنامه‌نگار را فراهم کند.



اين نهاد مدافع حقوق بشر تاکيد مي‌کند که «آنان تنها به‌خاطر فعاليت‌های مسالمت‌آميزشان در خصوص حق آزادی بيان زندانی شده‌اند».



عفو بين‌الملل در اين بيانيه با اشاره به حکم شلاق صادرشده از سوی دادگاه عليه آقايان امويی و ليلاز، مجازات شلاق را «بي‌رحمانه» و معادل با «شکنجه» دانسته و يادآور شده است که دولت ايران عضو قرارداد بين‌المللی حقوق سياسی و مدنی (آی سی سی پی آر) است که به شدت شکنجه را ممنوع مي‌کند.



اين نهاد حقوق بشر از دولت ايران خواسته که مقامات را وادار به اين تضمين کنند که زندانيان را مورد شکنجه و بدرفتاری قرار نمي‌دهند و گزارش هرنوع شکنجه و بدرفتاری با زندانيان پيگيری و مورد بررسی قرار گيرد.



عفو بين‌الملل در بخشی از بيانيه خود درمورد بازداشت‌شدگان پس از انتخابات رياست جمهوری دهم در ايران نوشته است: مسئولان تاييد کرده‌اند که بيش از چهارهزار نفر دستگير شده‌اند هر چند رقم واقعی بيش از اين است. بسياری از زندانيان در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های سراسر کشور مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته‌اند.



براساس بيانيه عفو بين‌الملل، برخی مدعي‌اند که مورد تجاوز واقع شده‌اند. بيش از 80 نفر در ارتباط با ناآرامي‌های اخير به زندان و شلاق و دست‌کم هفت نفر به مرگ محکوم شده‌اند.



احکام صادره عليه سه روزنامه‌نگار



سعيد ليلاز، روزنامه‌نگار اقتصادی و از منتقدان سياست اقتصادی دولت محمود احمدي‌نژاد، 27 خرداد در خانه خود در تهران بازداشت و زندانی شد.



بهمن احمدی امويي، روزنامه‌نگار اقتصادي، در نيمه شب سي‌ام خرداد به همراه همسر روزنامه‌نگارش ژيلا بني‌يعقوب در خانه بازداشت شد. خانم بني‌يعقوب پس از دوماه بازداشت، آزاد شد.



کيوان صميمي، مدير مسوول ماهنامه «نامه» و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، 23 خرداد بازداشت شد.



بازداشت فعال محيط‌ زيست



براساس گزارش عفو بين‌الملل ماه‌فريد منصوريان، فعال محيط ‌زيست و مترجم، از هشتم فوريه (19 بهمن) در اوين زندانی شده است.



براساس اين گزارش، اتهام‌های خانم منصوريان مشخص نشده و به گمان عفو بين‌الملل وی يک زندانی آزادی بيان است.




28 بهمن 1388    12:53
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :وخامت حال همسر اميررضا عارفی بعد از شنيدن حکم اعدام همسرش

ندای سبز آزادی: محمد مصطفايی در وبلاگ شخصی خود از حال وخيم روحی و جسمی همسر اميررضا عارفي، جوانی که به جرم عضويت در انجمن پادشاهی حکم اعدامش صادر شده است خبر داد. به گزارش ندای سبز آزادی متن کامل نوشته وکيل اين زندانی سياسی به شرح زير است:‌



امشب هيچ کس حال همسر مادر امير رضا عارفی را ندارد. يک ساعت پيش به دفترم مراجعه کردند. هيچ حرفی برای گفتن نداشتم. نمی توانستم بگويم حالتان چطور است. جو بسيار سنگينی در دفتر کارم ايجاد شده بود. زينب همسر امير ضا معروف به پيمان عهد بسته بود که در کنار همسرش تا آخر عمر زندگی کند. ولی حالا خبر صدور حکم اعدام پيمانش را می شنود.



هيچ کس حال او را ندارد. روزانه يک مشت قرص خوراک صبحانه و ناهار و شامش شده است. نمی توانست حرکت کند. لنگان لنگان وارد اتاق کارم شد. نمی توانستم آنها را ببينم. خبر صدور حکم اعدام را هم نمی توانستم بدهم. مجبور شدم از طريق پيام کوتاه برايشان بنويسم که" متاسفانه اميررضا عارفی به اعدام محکوم شد و در ظرف بيست روز اعتراض خواهم کرد" همسر و مادرش روی صندلی جلوی چشمانم نشستند.



دقايقی همه جا سکوت بود. ياد مراسم ترحيم افتادم که فاميل و دوستان و آشنايان نمی توانستند به صورت عزادار نگاه کنند.



همسر پيمان گفت آقای مصطفايی چه شده؟ يعنی می شود؟ چند درصد احتمال می دهيد که پيمان را اعدام نکنند. يعنی ... بعد هم گريه و گريه و گريه .... دست و پای زينب از ترس اعدام همسرش می لرزيد. او می گفت چطور خبر اعدام پيمان را به وی بدهيم.



امروز برای من روز وحشتناکی بود و می دانم امشب برای خانواده پيمان وحشتناک تر از هميشه است.



اميدوارم اين جوان ايرانی از اعدام به هر نحوی که شده رها شود و به جامعه بازگردد.



خدايا کمکش کن ....




28 بهمن 1388    12:55
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن: تقلب احمدی نژاد در ارائه آمار دو سال پيش بعنوان آمار روز

خبر آنلاين

روزنامه جهان صنعت با اشاره به کنفرانس مطبوعاتی احمدی نژاد ، نوشت :‌رييس‌جمهور در پاسخ به چگونگی تحقق وعده‌ها و رشد اقتصادی کشور جوابی داد که خبرنگاران و آگاهان اقتصادی را مبهوت کرد.



اين روزنامه در ادامه با بيان اينکه احمدی نژاد گفت که« حقوق کارمندان و کارگران 20 درصد بالا رفته، قدرت خريد مردم افزايش يافته و با وجود رشد 9/6 درصدی اقتصاد ايران، عده‌ای نمي‌خواهند اين پيشرفت را ببينند » ، تصريح کرد : بدون حاشيه رفتن، آمار سالانه بانک مرکزی که شهريورماه 88 منتشر شد را به ياد دکتر احمدي‌نژاد مي‌آوريم که اعلام کرده بود، رشد اقتصادی کشور در سال قبل 2/3 درصد است و آمار مورد اشاره وی مربوط به سال 86 و زمانی است که نفت در قله قيمت خود بود، نه سال 87 !



در ادامه اين مطلب افزووده شده : حال بايد پرسيد که چرا وی نمي‌گويد رشد اقتصادی امسال کاهش محسوسی داشته و پيش‌بينی سال بعد تا حدود يک درصد برآورد شده است. حال آمار اعلامی بانک مرکزی که مرجع رسمی در اعلام آمار اقتصاد کشور است را باور کنيم يا آمار دو سال قبل را ؟



جهان صنعت در خاتمه خطاب به رييس جمهوری گفت :‌ وقتی شما آمار دو سال قبل را اعلام کرده‌ايد چگونه انتظار داريد در حال حاضر همه آمارها را باور کنند؟ ای کاش در کنار خبر دو سال قبل حال و روز امروز و پيش‌بينی سال بعد را هم مي‌گفتيد تا باورپذيري‌مان رشد يابد.
28 بهمن 1388    11:01
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن: به خدا اين پول‌ها جواب اجاره خانه را هم نمي‌دهد، چه برسد به خرج شكم و لباس

ايلنا

واژه‌هايى كه طعم درد مي‌دهند



به خدا اين پول‌ها جواب اجاره خانه را هم نمي‌دهد، چه برسد به خرج شكم و لباس/ 4 ماهه كه داريم بي‌حقوقى را تحمل مي‌كنيم به خدا ما هم آبرو داريم/ تو اين زمونه حتى اگر كارگر رسمى هم باشى باز كارفرما مي‌تواند تو را اخراج كند.





فضاى اتاق مملو از جمعيتى است كه به گفت‌وگو با هم مشغولند. صداى تق و توق كفش‌هايى كه صاحبانشان آنها را براى ورود به اتاق در پشت در از پا در مي‌آورند و بر روى قفسه‌هاى آهنى جاى مي‌دهند شنيده مي‌شود.

از روى عادت با ورود هر نفر به داخل اتاق، سايرين به احترامش لحظه‌اى از زمين بلند مي‌شوند، از روى تعارف ميان آنكه تازه وارد شده با آنها كه به احترامش از جاى خود بلند شده‌اند سلام و عليكى رد و بدل مي‌شود سپس تازه وارد در جايى به انتخاب خود يا به دعوت آنها كه زودتر از او آمده‌اند مي‌نشيند و ديگران باز به كار خود مشغول مي‌شوند.

بيشتر اوقات محل اجتماع، اتاقى سرپوشيده است در اندازه‌هاى مختلف كه كف آن با موكت يا فرش پوشيده شده و در گرداگرد آن براى راحتى حاضران پشتي‌هايى به ديوار تكيه داده شده است، جايى شبيه به نمازخانه يا حسينيه.

در يكى از قسمت‌هاى انتهايى اتاق يك ميز با چند صندلى را قرار داده‌اند تا سخنرانان از پشت آن براى حاضرين صحبت كنند.

اين نماى تقريبى محل برگزارى جلسات هفتگى شوراهاى اسلامى كار استان تهران است كه حسب محور و از روى نوبت الفبا در نمازخانه يكى از كارخانه‌هاى حومه تهران برگزار مي‌شود.

ساعت از 9 صبح گذشته است اما چون تعداد حاضرين هنوز به حد نساب نرسيده، جلسه ساعت 10 به بعد كار رسمى خود را شروع و تا نزديكي‌هاى اذان ظهر ادامه مي‌دهد.

جمعيت حاضرين در قالب گروه‌هاى 2 تا 5 الى6 نفره در محيط نمازخانه پراكنده شده است؛ اعضاى هر گروه كه در گوشه و كنارى به دور هم جمع شده‌اند مركب است از اعضاى شوراهاى اسلامى كار كارخانه دور و اطراف كه تا پيش از شروع رسمى جلسه با يكديگر سرگرم بحث و گفت‌وگو هستند.

محور اصلى اين گفت‌وگوها تحت تاثير مشكلات اقتصادى تقريبا يكى است و حول ندارى و گرفتارى حاضرين يا دوستان و همكاران آنها دور مي‌زند.

صداها و فريادهايى كه از تعجب يا تاثر شنوندگان حكايت مي‌كند، در همراهى سخنرانان از جاي‌جاى محل جلسه شنيده مي‌شود؛ در پاسخ به گوينده به ندرت پيشنهادى مطرح مي‌شود آنچه كه گفته مي‌شود بيشتر جنبه دلسوزى و تاييد صحبت‌هاى گوينده را دارد.

يك

مرد، سرش را از روى تاسف تكان مي‌دهد و زير لب با خود چيزى مي‌گويد. با موهاى جوگندمى و قامت چهارشانه ميان سال به نظر مي‌رسد. در شركت واحد كار مي‌كند، در حالى كه تكيه داده با ديگران از متوقف شدن اجراى بازنشستگى مشاغل سخت و زيان‌آور در محل كارش صحبت مي‌كند: «جديدا هرچى راننده شركت واحد درخواست بازنشستگى مي‌كنن، سازمان تامين اجتماعى مخالفت مي‌كنه. ميگن شماها چون در سازمان دولتى كار مي‌كنيد نمي‌توانيد از قانون بازنشستگى سخت و زيان‌آور استفاده كنيد، بابا شركت واحد فقط 10-12 هزار كارگر دارد كه بيشترشون رانندن، كار سخت و زيان‌آور انجام مي‌دهند، چطور اين قانون شامل حال ما نمي‌شود...»

-«بابا اين تامين اجتماعى هم ديگر شورش را در آورده، هر روز يه بهانه، هر روز يه ايراد، بابا اين همه از پولمون بيمه داديم تا از حقمون تا زنده و سرپا هستيم استفاده كنيم» اين را مردى مي‌گويد كه در كنار دست راننده شركت واحد نشسته است. با موهايى كه از جلو در حال ريخته شدن است.

مردى كه لباس آبي‌رنگ محل كارش را بر تن دارد و سومين و آخرين حلقه اين گروه را تشكيل مي‌دهد در تكميل صحبت‌هاى مرد جوان مي‌گويد: «يادمه همين چند سال پيش سر اجراى بازنشستگى سخت و زيان‌آور اينقدر اين پا و اون پا كردند كه كارگرا تصميم به تجمع گرفتن.»

مرد راننده بدون توجه به اين صحبت مي‌گويد:« آخه تا همين چند ماه پيش، خيلى از همكارامون در شركت واحد با همين قانون بازنشسته شدن، به خدا راحت شدن، حالا ما مونديم بلاتكليف.»

مرد آبي‌پوش اينطور ادامه مي‌دهد: « بابا اينكه چيزى نيست، حل شدنيه، همين قانون 25 ساله‌ها رو كه يادتونه، فقط كارگراى كارگاه‌هايى كه مجوز وزارت صنايع داشتن با اين قانون بازنشسته مي‌شدن، من شنيدم تو بعضى كارخونه‌ها كه مجوز صنايع هم نداشتن اين قانون اجرا شده، يعنى اين‌طور كه مي‌گن صاحب كارخانه رفته مجوز گرفته و بعد خلاص...، مشكل شما كه چيزى نيست، فقط بايد خرج كرد».

مرد جوان در دنباله صحبت دوستانش مي‌گويد:«تمام دلخوشى كارگراى قديمى اينه كه قبل از تعطيلى كارخونه يه جور بازنشسته بشن و بعد دوباره يه جا مشغول به كار بشن وگرنه فرق اونا با كارگراى قراردادى و پيمانى چيه، تازه كارگرى قراردادى چون جوان‌تر هستن توى اين بازار كسادى شانس بيشترى دارن.»

دو

دانه‌هاى كهربايى تسبيح ميان انگشتان مردى مي‌لغزد و با تاخير بر روى دانه‌هاى قبلى قرار مي‌گيرند، مرد چهار زانو نشسته است با چهره‌اى متفكرانه مي‌گويد: «ديگر نمي‌دانيم چه كنيم، اين ماه هم حقوق نداريم آخه چطور مي‌شود يك بيمارستان را با 120 نفر اين‌طورى براى چهارماه اداره كرد؟ شده‌ايم شرمنده در و همسايه»

«وضع ما هم كه مزدمون را مي‌دهند بهتر از شما نيست، سرمان پيش خانواده پايين است، همين ديروز قرار بود براى خريد بريم بيرون، خرابى ماشين را بهانه كردم، به خدا اين پول‌ها جواب اجاره خانه را هم نمي‌دهد، چه برسد به خرج شكم و لباس» اين را مرد دومى كه كت و شلوار رنگ و رو رفته به تن دارد براى دلدارى مرد تسبيح به دست مي‌گويد و ادامه مي‌دهد: «خدا شاهده همين هفته پيش از تعاونى كارخانه چند بسته بيسكويت و پفك خريديم شد 4 هزار تومان، همه اينها خرج به روز بچه‌ها هم نيست حق هم دارن جوان هستن بايد بخورن، چه چيزى از بقيه كم دارن، اما مزد من روزى 10 هزار تومان هم نيست.»

آن‌سوتر پيرمردى كه كاپشن سربازى به تن دارد و به مخده تكيه داده است. در حالى كه با ناخن‌هاى يك دست مشغول خالى كردن محتويات ناخن‌هاى دست ديگر است مي‌گويد: «يادم هست سابق به اين پول دستمزد براى يك خانواده با چند سر عائله كافى بود، هيچ وقت از خالى بودن سفره حرفى نبود. مسافرت‌ها و مهماني‌ها برقرار بود، حالا اون كه ماشين داشت با ماشين خودش اونم كه نداشت با اتوبوس و تاكسى مي‌رفتن و مي‌اومدن. اما حالا هر چى كه از اضافه كارى و كار دوم و سوم هم در مي‌آرى باز كم است، انگار ديگر بركتى در كار نيست.»

مرد جوانترى كه مابين پيرمرد و مرد تسبيح به دست نشسته است اين‌طور دنباله صحبت‌ها را مي‌گيرد: «توى كارخانه ما هم چند وقتى هست كه پولمون را با تاخير مي‌دن تازه نه تمام و كمال، قبلا دستمزد بيست و پنجم به بيست و پنجم هر ماه تمام و كمال توى حسابمون بود، هر 6 ماه يكبار هم پاداش اضافه توليد تازه به غير از عيدى آخر سال، به هر مناسبتى جنس مي‌دادن، قند، شكر، چايي، روغن، برنج، حبوبات، گوشت، مرغ، كنسرو ماهي، آجيل و شيريني، شامپو، صابون، پودر رخت‌شويي، دفتر و مداد مدرسه و... هر چى كه فكرش رو بكنى اما همه اينها ور افتادن، يا روغن نمي‌دن يا برنج نامرغوبه، چى بگم، ناشكرى نباشد، همين‌ها كلى كمك بود كه ديگر نيست.

وقتى هم كه مي‌گيم چرا ندادين، مي‌گن حق شماها دستمزد و پاداش آخر ساله بقيه اگر چيزى هست لطف كارفرماست، اختياريه نه اجبارى.»

چهارمين سخنران، مردى است با ريش پرفسورى كه به دليل مصرف زياد سيگار، لباسش بوى سيگار مي‌دهد، ميان قامت و كمى چاق او هم در تكميل گفته ديگران مي‌گويد: «تا بوده همين بوده، وضع اقتصادى خرابه، مگر نمي‌دونين ركود جهانيه، اصلا اين دستمزدها جوابگو نيست، از قديم گفتن دخل و خرج بايد با هم جور در بياد.»

مرد جوان: «اصلا همين امسال، مگه دستمزدها رو تغيير ندادن و بعد گفتن كه نيمه دوم سال اضافه مي‌كنيم، الان سه ماه از نيمه دوم سال مي‌گذره و چند ماه بيشتر به پايان سال و اعلام دستمزدهاى جديد نمونده اما هيچ خبرى نيست».

مرد ريش پرفسورى ادامه مي‌دهد: «تازه همين 7-8 سال پيش بود كه قرار شد دستمزدها را به طور پلكانى چهارساله واقعى كنن. اما اين اتفاق نيفتاد، بگذريم از اين‌كه معلوم نيست با اين هدفمند شدن يارانه‌ها وضع چطور بشه، يكى مي‌گه خوب مي‌شه، اون يكى مي‌گه بد مي‌شه، يكى مي‌گه پول آب و برق را به ما مي‌دن اون يكى مي‌گه نه خير پول آب و برق از پولى كه قرار بدن خيلى بيشتره ما كه نفهميديم كى راست مي‌گه و كى اشتباه مي‌كنه؟

«همه اين حرف‌ها براى من بي‌معنيه شما تو فكر فردا هستين و ما تو فكر نون شب، خدا نكنه كسى يه روز ندارى بكشه اما ما 4 ماهه كه داريم بي‌حقوقى را تحمل مي‌كنيم به خدا ما هم آبرو داريم، خونه داريم، زن و بچه داريم و... چقدر قرض، چقدر شرمندگى» اين‌را مرد تسبيح به دست مي‌گويد و بعد دوباره شروع به چرخاندن دانه‌هاى تسبيح مي‌كند.

سه

مردى كه چهارزانو به زمين نشسته است، خود را جابه‌جا مي‌كند به پشتى لم مي‌دهد و پاهايش را دراز مي‌كند تا خستگى در كند، انگار كه مي‌خواهد ذهنش را آزاد كند، سپس مكث كرده و مي‌گويد: «انگار همين ديروز بود. تعطيلات عيد تازه تموم شده بود و همه برگشتن بودن كارخانه كه اسم اخراجي‌ها را رو اعلام كردن؛ غافلگيركننده نيست؟ چند ماه ديگه هم سال جديد شروع مي‌شه و معلوم نيست كه چند نفر ديگر ممكنه اين‌طور اخراج بشن، فقط شب سال نويى 5 ميليارد تومان نوشابه فروختيم.»

مردى كه در كنار دستش نشسته و با گوشى همراهش مشغول است، سربلند كرده و مي‌پرسد: «چقدر سابقه داشتن؟ چرا شكايت نكردن؟»

«همه قراردادى بودن، قرارداد همه هم آخر سال تمام شد، دست هيچكدام به هيچ‌جا بند نبود وقتى نمي‌شد براشون كارى كرد كه ديگر سابقه مهم نيست.» جواب كوتاه مرد لميده آنقدر روشن است كه دوستش بي‌آنكه حرفى زده باشد خود را دوباره با گوشى همراه سرگرم مي‌كند.

مرد لميده ادامه مي‌دهد: «ديگه آسايش نداريم، تو اين زمونه حتى اگر كارگر رسمى هم باشى باز كارفرما مي‌تونه تو را اخراج كند، ديگه واى به حال كارگراى پيمانى و قراردادى كه حسابشون پاكه و كارشون با كرام الكاتبين، همين شهريورماه بود كه مي‌گفتن كارگراى رسمى شركت نيرپارس اخراج شدن چون نخواستن قراردادى بشن.

مرد گوشى به دست هم كه ديگر كارش تمام شده دنباله صحبت‌هاى دوستش را اين‌طور مي‌گيرد: «راست مي‌گى ديگه هيچ امنيت شغلى نداريم، كار هم پيدا نمي‌شه، اما از همه بدتر وضع پيمانكاري‌هاس مگه همين ماه پيش نبود كه كارگراى پيمانكارى سيمان تهران به دليل تغيير پيمانكار اخراج شدن انگار نه انگار كه تو اين شركت كار مي‌كردن.»

مرد لميده اين‌طور ادامه مي‌دهد: «راستى راستى وضع پيمانكاري‌ها از همه بدتره، تا وقتى كه سركار هستى بايد بين ضايع شدن حقت يا اخراج يكى رو انتخاب كني، تازه وقتى هم كه پيمانكار عوض شد بايد از اخراج شدن بترسي، توى اين دوره زمونه رسيدن به سن بازنشستگى عمر نوح لازم داره يه روز قرارداد تموم مي‌شه، بعد نوبت پيمانكاريه تازه بايد شانس بيارى كه كارخانه تعطيل نشه.»

چهار

عقربه‌هاى ساعت از 10گذشته‌اند، اختلاط گروهى همچنان ادامه دارد، بيمه تكميلي، جلسات، هيات حل اختلاف طبقه‌بندى مشاغل، آيين‌نامه‌هاى شوراى حفاظت فنى و... مسئول جلسه نگاهى به ليست حاضرين كرده و سپس آغاز به كار نشست هفتگى جلسه شوراهاى اسلامى كار كارخانجات فلان محور استان تهران را اعلام مي‌كنند سخرانان براى حاضرين به ايراد سخنرانى مي‌پردازند از آنچه كه بر جامعه كارگرى گذشته و يا مي‌رود تا بگذرد از وضع نابسامان اقتصادى و تلاش‌هاى نمايندگان كارگرى براى حل آنها از تشكيل كارگروه‌ها و كميته‌هايى كه قرار است در مورد مزد، بيمه تشكيل شوند، توصيه و يادآورى در مورد تازه‌ترين تحولات هيات‌هاى تشخيص و حل اختلاف تا برگزارى جلسات مشترك نمايندگان كارگرى با شركاى كارفرمايي، وكلاى مجلس و مسوولان دولتى.

تمام آنچه كه گفته مي‌شود به نوعى دغدغه فكرى شنوندگان، شرح مبسوط يا خلاصه رنج‌هايى است كه در اين سال‌ها كارگران آن را به اميد بهتر شدن تحمل كرده‌اند.

با اذان ظهر، زمان جلسه نيز تمام مي‌شود؛ هواى داخل سالن جلسه از تنفس حاضران نسبت به بيرون گرم‌تر و سنگين‌تر است؛

جمعيت درحال خروج است اما سالن هنوز جمعيت دارد، دوباره صدا تق و توق در بيرون بلند مي‌شود. كفش‌هايى كه در قفسه‌ها چيده شده بودند توسط صاحبانشان بيرون آورده مي‌شوند تا دوباره پوشيده شوند، موعد جلسه تمام شده و ميهمانان مي‌روند، يك هفته صبر مي‌كنند تا دوباره دور هم جمع شوند، درد دل كنند و باز از گرفتاري‌هاى خود بگويند.

گويى درد دل از تحمل رنج با آنچه كه كارگران انتظارش را دارند همه در سالن بيان مي‌شوند اما ميان اين دو به وسعت 10 سالن فاصله است.

گزارش از: پانيد فاضليان
28 بهمن 1388    11:54
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
19:28 28 بهمن 1388
پیش به سوی تدارک اعتصاب عمومی سراسری و قیام مسلحانه  هت نابودی کلیت نظام ضد کارگری  مهوری اسلامی

برقرار باد حکومت کارگران


نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
13:31 28 بهمن 1388
طعم درد نیست استخوان را اتش میزند.

صدها و صدها هزار همچو این زحمتکشان در  امعه ایرانند.

بعداز این غم نامه قصه ای بشنویید و دلیل.



اخوندی  هت تبلیغ راهی روستای شد و در خانه کدخداروستا ساکن .

چرییدن و چپاول را اغاز کرد و شبهابه استراحت به خانه کدخدا.کدخدا را کودک نوزادی بود .

اخوندک شب "تنگش " می گیرد و سوی " ماوال" در حیاط .

خانه کدخدا " سگی" بگیر و بد " کلک " نگهبانی می کرد.با مشاهده و پارس سگ دو به اطاق بر مگردد از ترس ولی " تنگش "به  ا.اقدام م دد نیز فایده نکرده " تنگ " بدتر میشود.

اخر الا مر چاره در این می بیند که در قنداق نوزاد " بار " خویش بگذار د و خلاص.

فردا صبح اهل خانه از این همه " بار "نوزاد به تع ب می افتند و می گذرند .شب بعد هم همان تکرار میشود و اخوند همان کار را تکرا ر.

بعد از دو سه شب اهل روستا  مع می شوند به مشورت و پیدا کردن علت . خدمت اخوند میرسند و معروض می دارند که : یا شیخ تو که " علم و سوات" بسیار داری و ریش " ان ...بوه / علت این ک«رت مزا  نوزاد چیست.!؟

اخوند تاملی میفرمایند و ابراز می دارن که :

علتی دارد غائی و ان اینست که تا این " سگ " شبها در حیاط است وضع نوزاد تغییری نخواهد کرد.!!

حال تا " ولایت " و حکومت ت اهل در ایران است همین است که در بالاست.

خلاص.





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :يکی از کارگران شرکت نيشکر هفت‌تپه کشته شد

ندای سبز آزادی: يکی از کارگران شرکت نيشکر هفت‌تپه به اين دليل فقدان واحد ايمنی ماهر در اين کارخانه بر اثر يک سانحه در حين کار کشته شد. پزشکان اعلام کردند اگر او زودتر به بيمارستان انتقال می يافت زنده مي‌ماند.



به گزارش اتحاديه آزاد کارگران ايران روز دوشنبه ١٩/١١/٨٨ يکی از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه به نام منصور بشمه در حالی که تلاش مي‌کرد سنگی را از درون دستگاه آسياب خوراک دام بيرون بکشد به دليل روشن شدن دستگاه در ميان آن گير کرد و دستگاه يکی از پاهای وی را کند و پای ديگرش لای دستگاه ماند و همين مسئله باعث شد کارگران حاضر در آنجا نتوانند وی را بلافاصله از لای دستگاه بيرون بکشند.



بنا بر اين گزارش پس از گير کردن يک سنگ در ميان دستگاه خوراک دام، مسئولين کارخانه بطور ناقصی اقدام به خاموش کردن دستگاه مي‌کنند و زمانی که منصور بشمه در ميان دستگاه مشغول بيرون آوردن سنگ بوده است مسئولين کارخانه با زدن يکی از کليدها باعث به راه افتادن دستگاه ميشوند و منصور بشمه در ميان دستگاه گير مي‌افتد و در حالی که يکی از پاهايش بطور کامل کنده مي‌شود يکی ديگر از پاهايش در ميان دستگاه گير مي‌کند.



بنا بر اظهار کارگران اين کارخانه به دليل نبود واحد ايمنی ماهر در کارخانه حدود ٣ ساعت طول کشيد تا کارگران موفق به بيرون کشيدن منصور بشمه از لای دستگاه بشوند و زمانی که منصور از لای دستگاه بيرون کشيده شد به دليل ٣ ساعت خونريزی مداوم جان خود را از دست داده بود. مسئولين پزشک قانونی نيز علت مرگ منصور را خونريزی عنوان کرده و اعلام نموده‌اند چنانچه اين کارگر يک ساعت زودتر از لای دستگاه بيرون کشيده شده و به بيمارستان منتقل می شد، زنده مي‌ماند.




28 بهمن 1388    10:17
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
19:28 28 بهمن 1388
مرگ بر رژیم ضد کارگری  مهوری اسلامی

برقرار باد حکومت کارگران


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن :فاطمه کروبی: امکان سازش کروبی و احمدی نژاد وجود ندارد

آريا: فاطمه کروبی گفت: امکان سازش مهدی کروبی و احمدی نژاد وجود ندارد.



همسر کروبی در گفتگو با يک سايت نزديک به اصلاح طلبان در پاسخ به اين سوال که آيا امکان اينکه کروبی در مذاکرات احتمالی با محمود احمدی نژاد سازش کند و وی را به عنوان رئيس جمهور ايران بپذيرد وجود دارد؟ گفت:چنين چيزی به هيچ عنوان امکان ندارد ما 47 سال است با هم زندگی می کنيم و من ايشان را به خوبی می شناسم و می دانم که چنين چيزی امکان ندارد رخ بدهد.





اين در حالی است که پيش از اين مهدی کروبی از احتمال مذاکره با احمدی نژاد خبر داده بود.





مهدی کروبی که با يک رسانه خارجی گفتگو می کرد در پاسخ به اين سوال که آيا شما و ديگر رهبرمخالفان، ميرحسين موسوي، در باره امکان مذاکره و به توافق رسيدن با آقای احمدی نژاد تبادل نظر کرده ايد؟ گفت: فعلا داريم روی اين مسئله کار می کنيم. ما کسی را برای مذاکره با آقای احمدی نژاد منصوب نکرده ايم، اما مهمترين موضوع احترام و درک حقوق و خواسته های ملت است.کروبی در بخش ديگری از اين مصاحبه گفته است: آقای موسوی و من به زودی باهم جلسه ای خواهيم داشت که پس از آن استراتژی و راهکار را به اطلاع مردم خواهيم رساند. اين جلسه ممکن است در همين هفته برگزار شود.




28 بهمن 1388    10:23
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   اشنا
ای-ميل:  
20:44 29 بهمن 1388
من ازین بیانیه های درازو طویل موسوی هم دل خوشی ندارم چون چون خطوط اولش بیشتر عربیه و ما هرچی میکشیم ازاین  ملات غلمبه سلمبه عربیه

نام:   مصطفی
ای-ميل:  
20:44 29 بهمن 1388
کروبی  ون دمت گرم اگه خواستی مناظره کنی یه کیلو دستمال کاغذی با خودت ببر بذار  لوت م بور نشی از عبات دستمال در بیاری و پدر میکروفون را هم دربیاری


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28بهمن.مصاحبه با دختر کلهر:بگذاريد در خيابان راحت راه برويم





بي‌بي‌سی





نرگس کلهر، مهمان برنامه به عبارت ديگر، چهار ماه پيش برای نمايش فيلمش در يک جشنواره حقوق بشری به آلمان سفر کرد و ديگر به ايران برنگشت.



او مانند بسياری از جوانان ايرانی با نظام سياسی حاکم بر کشورش مخالف است، ولی تفاوتش با ديگر جوانان ايرانی آن است که پدرش، يکی از مشاوران ارشد محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران است.



او می گويد می خواهد صدای نسل معترضش باشد و برای بهبود وضع حقوق بشر در ايران و زندگی بهتر برای جوانان کشورش تلاش کند.



خانم کلهر! شما از چه زمانی خود را يک معترض حس کرديد، يا به اصطلاح رايج در ايران خود را در جمهوری اسلامی ايران غيرخودی حس کرديد؟



فکر می کنم که نهايت اين احساس دقيقا بعد از انتخابات بود و نه فقط برای من، برای خيلی از هم سن و سال های من. قبل از آن ما هميشه اعتراض داشتيم، شاکی بوديم، ولی مساله اين بود که خيلی از چيزها را پذيرفته بوديم، ولی نهايت اجحاف برای ما، اتفاقاتی بود که در انتخابات پيش آمد و ديگر نمی توانستيم ساکت باشيم.



يعنی شما قبل از انتخابات از وضع راضی بوديد؟



راضی که نمی شود گفت. مشکل ما فقط اين نبود که حقوق بشر، بالاخص برای خانم ها رعايت نمی شود. ساده ترين مسايل برای ما مشکل بود، ولی به آن حد نرسيده بوديم که برای رسيدن به حق خود بجنگيم.



يعنی به نظر شما، لااقل بخشی از جوانان ايرانی قبل از انتخابات، از وضع ناراضی بودند اما بعد از انتخابات معترض شدند؟



دقيقا همين طور است. در واقع می شود گفت يک سری بغض ها بود که جمع شد و يک جا ترکيد.



ولی خانم کلهر، پدر شما مشاور ارشد محمود احمدی نژاد بود و در خانواده ای زندگی می کرديد که خيلی به حاکميت نزديک بوديد و قاعدتا بايستی از يک امتيازاتی در جامعه برخوردار می بوديد که ديگران احتمالا نبودند. شما چرا ناراضی شديد؟ مشکل شما چه بود؟



واقعيت اين است که برای من هيچ امتيازی وجود نداشت. من حتی برای اينکه بتوانم خرج زندگی ام را دربياورم، مدت سه سال فيلمبردار مجالس عروسی بودم و فيلم های عروسی را تدوين می کردم و وقتی رئيس آنجا فهميد من دختر چه کسی هستم، من را از کار بيرون کرد. البته خيلی محترمانه. ترسيد که من می روم و گزارش می دهم که اينها مثلا گاهی اوقات به عروسی ها قاطی می روند.



يعنی من نه تنها چيزی به دست نياوردم بلکه خيلی جاها موقعيت های زندگی ام را از دست دادم و اصلا هم ناراحت نيستم. حالا کاراکتر پدرم اين طور بود، يا سيستم اين طور بود که من به خاطر طرز پوششم، به خاطر افکارم نمی توانستم در آن بخشی قرار بگيرم که پدرم رفت و آمد داشت، حتی با وجود آنکه پدرم در سينما خيلی آشنا داشت، ولی خودم هم نخواستم که اين اتفاق بيفتد. ترجيح می دادم که کار ديگری بکنم، پولم را از راه ديگری دربياورم ولی برای فکر خودم فيلم بسازم.



چطور بود که شما متفاوت بوديد؟ اشاره کرديد که به علت شيوه زندگی و نحوه پوششتان نمی خواستيد که مثل بقيه و وابستگان به حکومت باشيد. چرا؟ چرا در خانواده شما که خيلی نزديک به حکومت بود، اين طور بوديد؟ به شما ايراد نمی گرفتند؟



. اگر کسی به عنوان يک سياستمدار، يک چهره، جلو تريبون قرار بگيرد و حرفی بزند، بايد به حرفش متعهد باشد. جامعه ای درست است که بعد هم همين فرد را بکشد جلو تريبون و بپرسد شما فلان ساعت اين حرف را زديد، چی شد؟ اين يک جامعه درست است، ولی من نديدم.

نرگس کلهر

چرا. ما هميشه و مخصوصا اين اواخر مساله حجاب را داشتيم و يکی از چيزهايی بود که پدرم هميشه از آن ناراضی بود. البته نه من و نه خواهرم هيچ وقت به طرز عجيب و غريبی از خانه بيرون نرفته بوديم. ولی خب، مساله اين بود که به هر حال ظاهر ما متفاوت بود و فکر نمی کنم که الان بشود عواملش را گفت.



بالاخره پدر، مادر، جامعه، قشری که ما در آن بزرگ شده بوديم، اينها همه موثر بود. خواهران من از بچگی موسيقی کار کرده اند. رفت و آمد ما با قشری نبود که در سياست باشند، بيشتر طيف متفکر و اهل هنر بودند. اينها روی ما تاثير گذاشت. بالاخره کتاب هايی که ما از بچگی خوانده بوديم، بايد در آينده روی ما تاثير می گذاشت که حداقل اين طور نباشيم که به ما بگويند اين جور باش، اين جور بپوش و ما هم بگوييم چشم. بايد از خودمان تفکری می داشتيم و همين طور هم شد و همين راه هايمان را از هم جدا کرد.



چه چيزی شما و جوانان هم سن و سال های شما را در جامعه ای مثل ايران بيشتر آزار می دهد؟ از جامعه چه می خواهيد که به شما نمی دهد و شما را معترض می کند؟



واقعيت اين است که ساده ترين ارکان حقوق بشر، حتی نه همه اش، فقط چند موردش خواسته اين ملت است. خواسته من به عنوان يک دختر ايرانی نيست، خواسته اين ملت است.



بعد از اينکه دوره مدرسه برای يک جوان تمام می شود و می آيد توی جامعه و می بيند که چه چيزهايی به او گفته اند و در جامعه چه چيزهايی اتفاق می افتد، متوجه می شود که اين سيستمی که در آن به سر می برد، زندگی نيست. بخصوص وقتی که اينترنت آمد و يک جورهايی دروازه های مجازی ايران به روی دنيا باز شد، ما کاملا با يک قياس کوچک می فهميديم که ما فقط داريم اذيت می شويم.



حتی بحث ما فقط اين نيست که چرا رای ما را نخوانديد و يک رای ديگر را خوانديد. ساده ترين حقوقی را که يک انسان می خواهد داريد از ما می گيريد. اين خواسته مردم است و فکر نمی کنم که مختص جوانان باشد.



شما به هر حال در جمهوری اسلامی ايران، تحت نظام اسلامی متولد شديد، در آنجا بزرگ شديد. از دوره کودکستان تا دانشگاه به شما تعليم ها و آموزش های اسلامی دادند. قاعدتا نسل جوان ايرانی بايد بيش از نسل جوان هر کشور اسلامی ديگر اسلامگرا باشد. چی شد که در جامعه ايران برعکس شده است؟





نرگس کلهر: من شناختی که از پدرم داشتم به عنوان يک هنرمند او را می شناختم

من مشکلی با اسلام ندارم. همين جا هم که درخواست پناهندگی کردم، گفتند می توانی بنويسی که مذهبی نداری. گفتم که نه، من مشکلی با اسلام ندارم. من مشکلم با شيوه اجراست. اينکه هر کسی چه اعتقاد قلبی دارد، به خودش مربوط است. من معتقدم در هيچ جامعه ای نبايد لباس شهرت پوشيد.



اگر در جامعه ايران سنت بر اين است که لباس بايد طوری باشد که انگشت نما نشود، من می پذيرم. در جامعه غرب هم من قوانين را می پذيرم. اعتقاداتم مال خودم است.



اما اينکه يک سيستم بر مبنای اسلام يا هر دين ديگری به من امر و نهی کند و تمام چيزهايی را که در طول تاريخ بشر، ضد بشريت اعلام شده، پشت سنگر اين دين اعمال کند خب می تواند هر کسی را برانگيزد. آدم پس از رسيدن به بلوغ فکری می تواند برگردد و بگويد نه، اين اسلام نيست. حداقل بگوييد که ديکتاتوريد. می پذيرم. همان طور که هيتلر ديکتاتور بود. ولی اينکه بگوييد که پشت اين، اعتقاداتی است که برای همه ما ريشه در خانواده و زندگی مان داشته، پذيرفتنی نيست.



يعنی می گوييد از اسلام برای قدرت سوء استفاده می شود؟



دقيقا. برای اعمال حرفشان و برای سيطره قدرتشان.



يعنی جوانانی مثل شما هيچ دشمنی و يا انتقادی نسبت به نفس دين اسلام ندارند و فکر می کنند کسانی که در حکومت هستند از دين اسلام سوء استفاده می کنند؟



مسلما. البته اينکه نفس دين اسلام دقيقا چيست خودش ابهامات خيلی زيادی ايجاد کرده است. واقعيت اين است که من خودم از يک جايی زده شدم چون می گفتم اگر اينها اسلام است، پس وای بر اسلام. اگر نماد اسلام اين است که اگر کسی حرف زد، بايد اعدام شود پس بايد به آن تاسف خورد. ولی واقعيتش اين است که اين امر کاملا شخصی است. مذهب کاملا شخصی است.



فکر می کنيد چقدر اين شيوه برخورد شما با جامعه و بخصوص با اسلام، گسترده است؟ چقدر مشابه برخورد جوانان است؟



می توانم استناد کنم به جمعيت و مردمی ک