www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:19 بهمن/

19بهمن.«جعلی که رژيم تقلب و تزوير از قول بنی صدرکرده است»

19بهمن.نامه دو زندانی سياسی محکوم به اعدام

19بهمن.يکی از مديران متروی تهران بيش از 40 روز که در بند 209 است

19بهمن.يورش مامورين وزارت اطلاعات به فعالين حقوق کودک و دستگيری تعدادی از آنها

19بهمن :شيرين عبادی گزارشی از وضعيت نقض حقوق بشر ايران به سازمان ملل متحد ارسال کرد

19بهمن :مشروح سخنان موسوی در ديدار با جوانان و دانشجويان


19بهمن :بيانيه سازمان عفو بين الملل برای آزادی بی قيد و شرط فعال حقوق زنان و کمپين يک ميليون


19بهمن :فراخوان روشنفکران جهان برای دفاع از مردم ايران

19بهمن :انتقال حسين نورانی نژاد به قرنطينه زندان اوين

19بهمن :تاييد احکام سنگين حبس فعالين آذربايجانی در دادگاه تجديد نظر


19بهمن :نامه جمعی از اساتيد و دانشجويان دانشگاه شريف برای آزادی مهدی کلاری

19بهمن:فيلمی از صنحه های قيام بهمن 57

19بهمن :يک وکيل دادگستری بازداشت شد

19بهمن :متن كامل نامه 57 تن از نمايندگان در تعيين تكليف پرونده‌هاى حساسى مانند پرونده ماجراى كهريزك

19بهمن :400 كارگر كارخانه‌هاى واگن‌سازى به‌دليل پرداخت‌نشدن بدهكارى دولت بيكار شدند


19بهمن :شدت گرفتن حذف خبرنگاران از پارلمان بعد از انتشار گزارش کهريزک و پيگيری حوادث‌انتخابات

19بهمن: تاجزاده باز هم از خود دفاع نکرد

19بهمن: 70 ميليون امضا برای محاکمه خامنه اي، احمدی نژاد و دارو و دسته اش


19بهمن: فيلم تخم مرغ خوردن يک مامور امنيتی سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاگ

19بهمن :بازداشت اهالی رسانه به ۵۵ نفر رسيد؛بازداشت‌خبرنگار ميراث فرهنگی

19بهمن :گروگان‌گيری دولتی: اعضا خانوده «آق‌بهمن» را بردند

19بهمن.اردبيلی به خامنه ای:شما در تمام امور مملکت و جزئيات دخالت مي‌کنيد و خودتان را ..در يک سوی همه نزاع‌ها قرار داده‌ايد

19بهمن.نامه اعتراضی احمد منتظری به صدا وسيما به خاطر تخريب و توهين به آيت الله منتظری

19بهمن.«هنجار» های استبدادی وشيوه جديد ستايش «پيشوا»:«رهبر» گفت اهل دکترا نيستم/چفيه بخشی «پيشوا»!



19بهمن.«جعلی که رژيم تقلب و تزوير از قول بنی صدرکرده است»

دفتر بنی صدر

ابزرور (7 فوريه 2010 ) مصاحبه خود با آقای بنی صدر را انتشار داده است. از پرسشهای ابزور يکی اينست که هرگاه خمينی زنده بود مديريت خامنه ای چگونه ارزيابی می کرد؟ بنی صدر پاسخ داده است:

اگر بود به آقای خامنه ای صد آفرين می گفت. زيرا رژيمی که خمينی بر قرار کرد، خامنه ای ادامه داد. هدف خمينی اين بود در ايران رژيم استبدادی برقرار کند و اين رژيم برقرار است. زبان رسمی اين رژيم دروغ بود و همچنان دروغ است. روشش خشونت بود و همچنان خشونت است. کارش ايجاد بحران بود و همچنان بحران می سازد. خمينی اقتصاد را مال خر می دانست و هنوز هم رژيم اقتصاد را مال خر می داند.

"He would have said 100 times well done to Mr Khamenei because the very regime he established is being continued," Bani-Sadr told the Observer from Versailles, where he lives in exile, under 24-hour police protection. "Khomeini's aim was to establish and hold despotic power in Iran and this has come true. Such a regime is now ruling and its official language is lying and violence, its mission is creating crisis and it considers the economy as something for donkeys. Mr Khomeini considered things that way."

تبليغاتچی های رژيم از اين پاسخ، جمله اول را انتشار داده اند. يعنی بزرگ ترين دروغ را ساخته اند. بدين دروغ سازی تبليغاتچی ها اعتراف کرده اند که خامنه اي، «ولی امر مطلقه»، آنقدر بی اعتبار شده است که برای اعتبار دادن به او، می بايد از قول بنی صدر، بدينسان جعل قول، کنند:

اعتراف بني‌صدر به توانمندی و قدرت رهبر انقلاب

بني‌صدر با وجود مواضع عيان در عناد با جمهوری اسلامي، امام خمينی(ره) و مقام معظم «رهبري، به قدرت رهبر انقلاب و توانايی ايشان در حفظ نظام اسلامی در پی حوادث اخير اعتراف كرد

توانايی رهبر انقلاب در مديريت بحران‌های مختلف در طول بيست سال اخير موجب شده تا بني‌صدر هم با وجود مواضع خصمانه عليه نظام اسلامی و بنيان‌گذار كبير آن، به اين امر اعتراف كند

به گزارش «فردا»، ابوالحسن بني‌صدر، اولين رئيس‌جمهور ايران كه به حكم مجلس شورای اسلامی و تائيد امام خمينی از مقام خود عزل شد، در گفت و گو با آبزرور گفت: اگر ايشان [امام خمينی(ره)] زنده بودند، صدها بار به آقای خامنه‌ای آفرين مي‌گفتند

بني‌صدر افزود: دليل اين تحسين اين است كه آقای خامنه‌ای به خوبی توانسته نظامی كه آقای خمينی ايجاد كرد را حفظ كند»

اين متن را آينده نيوز از قول فردا انتشار داده است به تاريخ يک شنبه 18 بهمن 1388●






19 بهمن 1388    19:04
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
13:26 20 بهمن 1388
حضرت عباس مطئمنا آب را با  ایی از بدنش حمل می کند. مذهبی ها بدنشان همه  ایش م«ل دست است و مع ره دارد. مدهب های دیگر هم از این چیز ها دارند اسلام تنها نیست. کیششها نا بینا مادر زاد را شفا می دهند و بعد رنگها را از ازاو می پرسند!

یا عیسی به صلیب کشیده را می گویند که خرگوشی او را زنده کرده و دو باره عیسی بر می گردد!

شانس آورده که در آن حوالی خرگوش بوده و شغالها نبورند و از این چیزها در همه مداهب بدون است«نا هست.

نام:  
ای-ميل:  
12:00 20 بهمن 1388
ملاها در اين چيزها استادند: قرنهاست از ص رای کربلا تعريف های ع يب و غريب می کنند. می گويند: حضرت عباس رفته بود برای بچه های تشنه آب بياورد. شمر زد يک دستش را قطع کرد. حضرت عباس مشک را با دست ديگرش گرفت. شمر زد آن دستش را هم قطع کرد. بعد حضرت عباس مشک را انداخت روی گردنش(چه  وری؟ با دندان گرفت، تابش داد و انداخت روی گردنش. کاری ندارد برای حضرت عباس) و می خواست آب ببرد. شمر زد گردنش را هم قطع کرد. تازه قضيه تمام نشده است و لاف بزرگتری دارد: حضرت عباس بدون دست و کله، مشک را برد و رساند به بچه ها(مشک را چه  وری حمل کرد؟). بچه ها که ديدند عمويشان به آن حال و روز افتاده است، فرياد زدند: عباس عمو انم! ما آب نمی خواهيم!

و مردم خنگ هم باهم می زندند زير گريه و تکرار می کردند و تکرار می کنند: عباس عمو انم! ما آب نمی خواهيم!

مردمی، که تا اين تندازه خر باشند، حتما هر چيز ديگری را هم از ملاها خواهند پذيرفت.

نام:   فوضول باشی
ای-ميل:  
09:25 20 بهمن 1388
کار اداری در کشورهای آمپریالیسمی این  وری

است فقط حرف اول را می گیرند و بقیه را انکار می کنند.باور کنید این اواخر این رژیم کلاس می رود . و درست دارد کار اربابان آمریکایی و انگایسی و کانادایی خود را یاد می گیرد. ولی نمی دانم چقدر بابت این کلاسها پول می دهد . خدا داند اگر و ود داشته باشد.

نام:  
ای-ميل:  
22:27 19 بهمن 1388
در پست فطرتی رژیم شکی نباید داشت، رژیم پست فطرتان. در اسلام حاکم و شاید اسلام هر دروغگوئی و شیادی اگر علیه دشمن حاکمیت باشد  ایز است و این یکی از نمونه هاست. ت اوز به دختر و پسر مردم هم از لحاظ اینها رواست.

نام:   بهروز
ای-ميل:  
22:26 19 بهمن 1388
رژیم با این کارش برای بنی صدر تبلیغات م«بت و م انی کرده است, بعضی وقتها به آدم حرف بد بزنند بهتر است تا نام آدم بر زبان نیارند.

نام:   بیتا سالک
ای-ميل:  
22:23 19 بهمن 1388


ممنون از سایت روشنگری برای خبر رسانی. خدا قوت.

 ای تع ب نیست که تا چه اندازه این رژیم اسلامی خوار و ضعیفه . حیله گر!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن.نامه دو زندانی سياسی محکوم به اعدام

نامه محمد امين عبد الهی و قادر عبدالله زاده دو زندانى سياسى محكوم به اعدام





دوستان و هموطنان



اين رنجنامه را در حالی منتشر می کنيم که در طی چهار سال گذشته نه ناله ای از ما برخاسته و نه کسی صدای ما را شنيده است.



ما کرديم! اتهامی از اين بالاتر!



ما انسانيم! اين هم جرم کمی نيست!



و ما حق جو و آزادی خواهيم!



و شما خود قضاوت کنيد، اين همه جرم کمی نيست، آنقدر زياد است که يکی به سی و دوسال و ديگری به بيست سال زندان محکوم شديم.



ما، محمد امين عبدالهی و قادر محمد زاده هر دوبعد از صدور احکام دادگاه بدوی به اين احکام اعتراض داشتيم، در کمال تعجب در دادگاه تجديد نظر در و بعد از بارها و بارها دادخواهی از دستگاه قضايي، هر دو به محاربه و اقدام برای براندازی نظام افزايش حکم گرفته ايم و در اين روزگار حکم محارب نيز اتهامی است که مجازاتش اعدام است، اعدامی که در هيچ کجای دنيا به اين شکل که امروز در کشور ما اجرا می شود، ديگر کاربردی ندارد.



ما دوتن زندانی نه به اين حکم؛ که به روند دادرسی در دستگاه قضايی اعتراض داريم، چرا که معتقديم در يک نظامی که داعيه ی رفتارهای اسلامگرايانه دارد متهمان و احيانا مخالفانش را در دادگاههای جند دقيقه ای محاکمه نمی کنند.و قضاتش نيز که به رعايت عدل و انصاف و در نظر داشتن احکام الهی سوگند ياد کرده اند نيز زير فشار سيستم امنيتی اطلاعاتی برای متهمان توصيه شده احکام سنگين صادر نمی کنند.



ما دو نفر نه به عقوبت محاربه اعتراض داريم و نه به مجموعه ی پنجاه سال زندانی که برايمان در نظر گرفته اند، زيرا می دانيم از فرزاد کمانگر و صدها و شايد هزارن زندانی عقيدتی ديگری که هم اکنون در زندانها هستند برتر نيستيم، اعتراض ما به برخورد با هر صدای مخالف و منتقدی است که به محض برخاستن بر آن می شوند تا در گلو خفه اش کنند و اين بر خلاف آموخته هايی است که ما از دين به خاطر داريم.



ما نويسندگان اين نامه؛ محمد امين عبدالهی و قادر محمد زاده در حالی اين نامه را منتشر می کنيم که هر روز ممکن است حکم اعدام در موردمان اجرا شود و تنها هراسمان از اين است که برادران و خواهرانمان ندانند ما برای چه و به چه علت به دار آويخته شديم.



که در اين صورت خونمان به هدر رفته خواهد بود. اما اگر هموطنان ما بدانند که محمد و قادر به چه اتهامی و در چه شرايطی به دار کشيده شدند، آنگاه با خاطری آسوده و با گامهايی استوار مرگ را که فرجام هر زندگی است به آغوش خواهيم کشيد.



دوازدهم بهمن ماه هزار و سيصدو هشتادو هشت خورشيدی



محمد امين عبد الهی- قادر محمد زاده



زندان مرکزی اروميه










19 بهمن 1388    19:56
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن.يکی از مديران متروی تهران بيش از 40 روز که در بند 209 است





بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،يکی از مديران متروی تهران که از روز عاشورا دستگير شده است هيچ خبری از وضعيت و شرايط او در دست نيست.

آقای رضا آزادی 54 ساله از مهندسين قبلی نيروی هوايی و از مديران فعلی مترو تهران است او روز عاشورا هنگامی که در خيابان کريم خان اتومبيل خودش را مقابل سوپر مارکتی پارک می کرد و برای خريد وارد سوپر شد. هنگام بازگشت از سوپر متوجه ربوده شدن ماشينش می شود. آقای آزادی به پليس 110 ربوده شدن ماشينش را اطلاع ميدهد ولی بعد از مدتی طولانی انتظار از پليس خبری نمی شود و ناچار به بازگشت به منزل خود می شود. شب هنگام نيروهای لباس شخصی به منزل او يورش می برند و وی را دستگير و به بند 209 زندان اوين منتقل می کنند.

زندانی سياسی رضا آزادی از ناراحتی حاد قلبی رنج می برد و دارو مصرف می کند . عدم رسيدگی پزشگی جدی و يا تحت شکنجه قرار دادن او باعث به خطر انداختن جان وی خواهد شد.

خانواده آقای آزادی برای اطلاع يافتن از وضعيت و شرايط عزيزشان که بيش از 40 روز است از او بی خبر هستند به دادگاه انقلاب و زندان اوين، تقريبا بطور روزانه مراجعه می کنند اما از دادن هرگونه پاسخی در مورد وضعيت و شرايط او تا به حال خوداری کرده اند.



بازجويان وزارت اطلاعات فرزندان او را تهديد کرده اند که آنها را هم بازداشت خواهند کرد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، يورش به منازل مردم و دستگيری و انتقال آنها به شکنجه گاه اوين را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار تشکيل جلسه اصطراری شورای امنيت سازمان ملل برای رسيدگی به جنايت عليه بشريت در ايران است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

19 بهمن 1388 برابر با 08 فوريه 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193




19 بهمن 1388    19:47
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن.يورش مامورين وزارت اطلاعات به فعالين حقوق کودک و دستگيری تعدادی از آنها



بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،در طی روزها گذشته 2 تن از فعالين حقوق کودک با يورش مامورين وزارت اطلاعات دستگير و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.

روز 7 بهمن ماه 2 فعال حقوق کودک به نام های خانم سعيده ميرزائی 25 ساله فوق ليسانس شيمی از دانشگاه تهران از فعالين ان. جی . او . دنيايی بهتر که در حال کمک کردن به کودکان کار و خيابانی بود با يورش مامورين وزارت اطلاعات دستگير و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

همچنين آقای بابک نظری 22 ساله از ان.جی .او. جهان شايسته برای کودکان بود ولی بدليل پلمپ کردن آن توسط وزارت اطلاعات مدتی است که برای ياری به کودکان کار و خيابانی همکاری خود را با ان.جی. او. مولوی آغاز کرده بود. او حوالی 10:00 صبح مورد يورش وحشيانه مامورين وزارت اطلاعات قرار گرفت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

مامورين وزارت اطلاعات بعد از ظهر همان روز به منزل پدری آقای نظری در اسلام شهر يورش بردند و ساعتها منزل آنها را مورد بازرسی قرار دادند. آنها بعد بازرسی طولانی کامپيوتر،سی.دی و ساير وسائل شخصی او را با خود بردند.بازرسی و يورش مشابهی به منزل خانم ميرزائی صورت گرفت و بعضی از وسائل شخصی او توسط مامورين وزارت اطلاعات ضبط گرديد.

خانواده های ميرزائی و نظری از زمان دستگيری عزيزانشان تا به حال روزانه در طی روز مقابل دادگاه انقلاب و شبها در مقابل زندان اوين می باشند تا بتوانند از عزيزان خود اطلاعی پيدا کنند.

در هفته های اخير مامورين وزارت اطلاعات تعدادی از فعالين کودک را دستگير و در بازداشت خود قرار داده است که از جملۀ آنها خانم مريم ضياء و آقای مهدی آميزش می باشند که در حدود 2 ماه است در بند 209 زندان اوين زندانی می باشند. مامورين وزارت اطلاعات همچنين تعداد ديگری از فعالين کودک را برای مدتی بازداشت کرده و پس از چند روز بازجوئی با ضمانت بطور موقت آزاد کرده اند.

لازم به يادآوری است که اکثر افراد دستگير شده فوق برای دفتر يونيسف در تهران شناخته شده می باشند و بارها با مسئولين دفتر در مورد نحوه کمک به کودکان و تغيير شرايط آنها ملاقاتهايی داشته اند. سکوت و بی عملی دفتر يونيسف در تهران در قبال اين مسئله شگفت انگيز می باشد.فعالين حقوق کودک بارها بصورت کتبی و حضوری با مسئولين دفتر يونيسف تهران مذاکراتی در مورد فشارها و تهديدات وزارت اطلاعات داشته اند و بخصوص در مورد بستن دفتر ان .جی. او جهان شايسته برای کودکان ولی دفتر يونيسف تهران تا به حال از انجام مسئوليتهای خود شانه خالی کرده است و فعالين کودک را در معرض خطر شکنجه و بدرفتاری در بند 209 زندان اوين بی دفاع رها کرده است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، يورش مامورين وزارت اطلاعات به فعالين کودک که قربانی بی عدالتی اين رژيم می باشند را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و يونيسف می خواهد که برای آزادی آنها اقدامات عملی انجام دهد.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

19 بهمن 1388 برابر با 08 فوريه 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

دفتر مرکزی يونيسف

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193








19 بهمن 1388    19:46
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
00:55 21 بهمن 1388
motmaenin hamoon unisef zirabeshoon ro nazadeh?


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :شيرين عبادی گزارشی از وضعيت نقض حقوق بشر ايران به سازمان ملل متحد ارسال کرد

جرس:شيرين عبادی با ارسال گزارشی به سازمان ملل متحد ضمن اشاره به وضعيت معترضان در ايران بارديگر به زندانيان سياسی و نبود حقوق مدنی در ايران اشاره کرده و خواستار رسيدگی آن سازمان شده است.

عبادی همچنين با اشاره به اعدام های اخير در ايران شرايط را برای ساير زندانيان سياسی خطرناک توصيف کرده است .

عبادی اين گزارش را به بهانه تشکيل جلسه اي‌ در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، برای رسيدگی به وضعيت حقوق بشر در ايران، تهيه کرده است .

در اين جلسه نماينده جمهوری اسلامی ايران به مدت يک ساعت گزارشی را قرائت کرده و سپس نوبت به نمايندگان کشورهای عضو شورا مي‌‌رسد تا نسبت به آن اظهار نظر کنند.

اين مدافع حقوق بشر به اين علت که گزارش دولت ايران در برگيرنده تمامی حقايق نيست اين گزارش را برای کميسر عالي‌ حقوق بشر ارسال کرده است.گفتنی است که اين جلسه 26 بهمن ماه در ژنو برگزار می شود.

متن گزارش به اين شرح است :

خانم پيلای کميسر عالي‌ محترم حقوق بشر

اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

هر چند قبلا نيز به دفعات کتباً و حضوراً وضعيت رو به وخامت حقوق بشر در ايران را متذکر شده بودم، ولي‌ لازم مي‌‌دانم که در آستانه رسيدگی به گزارش دولت جمهوری اسلامی ايران در پانزدهم فوريه ۲۰۱۰ مجددا توجه سرکار و هم چنين اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را به موارد زير جلب کنم:

هموطنان من روزهای سختی را پشت سر گذاشته اند، پاسخ اعتراضات مسالمت آميز خود را با گلوله و زندان دريافت می کنند- فيلم ها، عکس‌ها و شاهدان فراوانی بر خشونت‌های دولتی تاکيد مي‌‌نمايند و حتی در چند مورد قاتلين با دليل و مدرک کافي‌ شناسائی و به مقامات دولتی و مردم معرفي‌ شده اند ولی متاسفانه هيچ اقدامی در جهت دستگيری قاتلين و حتی کاهش خشونت‌ها از سوی قوه قضائيه و ساير مسئولين حکومتی انجام نگرفته است.

تعداد کثيری از فعالين سياسي، مدنی و حتی فرهنگي‌ با دلايل واهی دستگير شده و برخي‌ از آنان را با محاکمه اي‌ چند ساعته و پشت درهای بسته محکوم به اعدام نموده اند - طبق اعلام رسمي‌ دولت جمهوری اسلامی ايران، تا کنون چهار تن‌ از آنان اعدام شده اند و بيش از ۲۵ نفر ديگر در انتظار لحظه موعود هستند.

با زندانيان سياسی بسيار بد رفتاری مي‌‌شود تا حدی که چند نفر از آنان نيز در زندان و زير شکنجه جان سپرده اند. زندانيان سياسی حتی از حقوق اندکی که قانون برای زندانيان عادی و مجرمين خطرناک در نظر گرفته است، نيز محروم هستند. برخي‌ از آنان به علت کهولت و يا بيماری در معرض خطر جدی قرار دارند که از آن جمله مي‌‌توان به دکتر ابراهيم يزدی و دکتر محمد ملکي‌ و مهندس بهزاد نبوی اشاره کرد که دو نفر اول با سني‌ قريب به هشتاد سال و بيماری سرطان و سومی با بيماری قلبی در شرايط غير بهداشتی زندان بسر ميبرند. آنان محروم از درمان بوده و هر لحظه بيم از دست رفتنشان مي‌‌رود و دردناک تر آن که زندانيان سياسی بيمار که نيازمند معالجات هستند منحصر به اين سه تن‌ نبوده و بيش از ۶۰ نفر آنها بايد در بيمارستان بستری شوند.

ايران تبديل به زندان بزرگ روزنامه نگارانی شده که گناهی جز اطلاع رسانی ندارند و در حال حاضر ۳ ۶ نفر روزنامه نگار و عکاس خبری در زندان هستند.

دانشجويان ايرانی با کوچکترين انتقاد روانه زندان شده و يا از تحصيل محروم مي‌‌گردند.

زنان ايران که خواهان تساوی حقوق هستند متهم به براندازی نظام جمهوری اسلامی شده و برای بيش از يکصد نفر از آنان پرونده کيفری ايجاد شده است.

کارگران و معلمين به علت شرکت در اتحاديه‌های صنفی و اعتراض به کمبود دستمزد متهم به ماجراجوئی و اغتشاش شده و تعدادی از آنان در زندان بسر ميبرند و تعداد کثيری نيز شغل خود را از دست داده اند.

نه تنها با غير مسلمانان بدرفتاری مي‌‌شود از جمله بهائيان ايران از ابتدای تاسيس حکومت جمهوری اسلامی ايران حتی اجازه تحصيل در دانشگاه را نداشته اند، بلکه حتی پيروان تشيع که مذهب رسمي‌ ايران است، نيز از خشونت‌های دولتی در امان نيستند، از جمله مي‌‌توان به ضرب و شتم و بازداشت دراويش گنابادی اشاره کرد.

و درد ناک تر آن که اخيرا برای تحت فشار قرار دادن فعالين سياسی و اجتماعي، يک يا چند تن‌ از بستگان آنان را گروگان مي‌‌گيرند تا با ايجاد فشار رواني‌ بر فعالين به اهداف غير قانونی خود دست يابند که در اين ارتباط مي‌‌توان به دستگيری دو دختر آقای توسلی - يکي‌ از فعالين سياسی ايران- اشاره کرد و متاسفانه تا کنون هشت خانواده به اين سرنوشت دچار شده اند.

و در اين ميان وضعيت مدافعان حقوق بشر از همه بدتر است زيرا مسئولين حکومتی تحت هيچ شرايطی مايل نيستند اخبار نقض حقوق بشر به خارج از ايران درز کند و به همين دليل است که اکثر مدافعين حقوق بشر شناخته شده ايران يا در زندان هستند يا ممنوع الخروج شده يا مجبور شده اند به طريق مخفي‌ و زير زميني‌ زندگی کنند و متاسفانه برای چند نفر از آنان نيز به اتهام محاربه کيفر خواست صادر شده است که جزای چنين جرمي‌ اعدام است.

در چنين شرايطی مردم بی پناه ايران، با برخورداری از بلوغ سياسی خود ، بطور مسالمت آميز بر خواست‌های بر حق خويش که همانا دموکراسی و حقوق بشر است پای فشرده و استقامت مي‌‌کنند.

سئوال من از شما نمايندگان کشورهائی که عضو شورای حقوق بشر هستيد آن است که تا چه زمان مي‌‌توان جوانان را به آرامش دعوت کرد؟ صبر و حوصله مردم ايران هر چند زياد ولي‌ بي‌ انتها نيست. در صورت تکرار وقايعی که در چند ماه گذشته اتفاق افتاد و ادامه سياست های سرکوب گرانه و کشتار مردم بی دفاع هر لحظه بيم آن می رود که فاجعه ای به بار آيد که نه تنها آرامش ايران بلکه منطقه را بر هم زند- بنا براين برای چندمين بار درخواست مي‌‌کنم به هر شيوه ممکن دولت جمهوری اسلامی ايران را وادار سازيد تا قطع نامه‌های مجمع عمومي‌ سازمان ملل متحد را که در مورد نقض حقوق بشر در ايران صادر شده است خصوصاً قطع نامه مورخ دسامبر ۲۰۰۹، را اجرا کرده و گزارشگران حقوق بشر به ويژه در زمينه بازداشت‌های خودسرانه، آزادی بيان، آزادی اديان و حقوق زن را به ايران راه داده و با آنان همکاری کنند.

همچنين تقاضا مندم برای بررسی وضعيت حقوق بشر در ايران گزارش گر ويژه اي‌ تعيين کنيد تا بطور مرتب رفتار حکومت را رصد کرده و با تذکرات به موقع و راه کار هايی که توصيه مي‌‌کند به خاتمه بحران سياسی و خشونت‌های رو به تزايد دولتی کمک کند.

همکاران ارجمند توجه داشته باشيد که هر يک از ما در قبال تاريخ پاسخ گو و مسئول هستيم، مبادا که فردا در قبال ملتی بي‌ پناه شرمنده زد و بند‌های سياسی خود باشيم. شيرين عبادی

مدافع حقوق بشر و برنده جايزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳


19 بهمن 1388    21:31
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:03 21 بهمن 1388
negaraniye tamamiye hafezane nezame zolm va setame tabaghati az yek enghelabe vagheii ba ghiame mosalahane va emale hakemiyate enghelabist.enghelabi keh na tanha sarneveshte iran ra ragham bezanad balkeh saraghazi baraye raha saziye keshvarhaye mantagheh bashad.in khanom kheili ba hoosh ast.baran vaseh nezame hakem mikhad nah seyle bonyan kan va zolm barandaz.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :مشروح سخنان موسوی در ديدار با جوانان و دانشجويان

کلمه:مهندس ميرحسين موسوی تأکيد کرد: جنبش سبز ملت ايران مستقل است و به هيچ وجه اجازه دخالت بيگانگان را در امور خود نمی دهد.



به گزارش خبرنگار ”کلمه“ مهندس موسوی که در جمع دانشجويان سخن می گفت افزود: دليل اينکه به جنبش سبز با چنين شدتی هجمه می شود اين است که روی مراجع، روحانيت و متدينين اثر بگذارند اما به صراحت اعلام می دارم جنبش به هيچ وجه به خارج وابسته نيست.



موسوی تاکيد کرد نيرويی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش اين است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگرديم که يکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار مي‌گيرد که آيا به بيگانه وصل است يا تحت تأثير آنها است يا نيست.



وی افزود: اما يادآور می شوم اين هجمه ها نيز ما را در شعار دچار عدم تعادل نمی کند.



مهندس موسوي۲۲ بهمن ماه را يک روز جامع و از ايام الله خواند و گفت: بايد با روحيه جمع بودن اما ضمن حفظ هويت در اين گونه حرکت ها حضور داشته باشيم.



مهندس موسوی جنبش سبز را جنبش جوانی ناميد که جوانان در آن سهم بالايی دارند، اما تصريح کرد: جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرايی در اين جنبش بسيار قوی است.



وی حفظ خردگرايی در کنار شور جوانان را سرمايه ای بزرگ برای کشور خواند و با اشاره به اينکه بايد حرکت ناصحانه خود را حفظ کنيم، افزود: حرکت جنبش سبز مسالمت آميز بوده و باز هم قوياً بايد اين مسئله ادامه يابد.



به گزارش کلمه، مشروح سخنان مهندس مير حسين موسوي، نخست وزير محبوب امام خمينی(ره) به شرح زير است:



دهه فجر را خدمت شما دانشجويان و جوانان عزيز تبريک مي‌گويم. اين دهه يادآور يک انقلاب بزرگ است. وقتی مي‌گوييم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت يک طيف، گستره و يا دسته در نظام خودمان مربوط نيست.اين انقلاب يک پديده شگفت‌آور در دوران خود بود که آ‌ثار بسيار عميقی در سطح جهانی بر جای گذاشته است.



نکته‌ای که فوق‌العاده مهم است اين‌که خود انقلاب نتيجه ۲۰ سال تلاش ملت است و اين‌گونه نيست که فقط يک عده‌ای در يک سال يا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و اين انقلاب پيروز شد. اين انقلاب نتيجه تلاش‌های بي‌شمار و تجارب فراوان بود. از نظر انديشه‌ای سابقه موضوع به بيش از چند دهه مي‌رسد. منتها اتفاقاتی نزديک پيروزی انقلاب در کشور افتاد که انقلاب را تسريع کرد و وسعت بخشيد و آن را گسترش داد و ما شاهد يک انقلاب عظيم بوديم.



دلايل مختلفی هم برای پيروزی انقلاب در سال ۵۷ ذکر کرده‌اند، دلايل سياسي، اقتصادی و مهم‌تر از آن رهبری درخشان حضرت امام (ره) که نقش بسيار اساسی در اين رابطه داشته‌اند. اما هيچ‌يک از اين دلايل نبايد ما را از ريشه‌ها غافل کند. بايد مجموعه عوامل را با هم ديد.



تحليل شعارهايی که مردم در دوران پيروزی انقلاب و بعد از پيروزی انقلاب سر مي‌دادند برای ما مهم است، «استقلال، آزادي، جمهوری اسلامي» يک شعار کليدی در آن موقع بود که بايد معنای آن تبيين شود و دلايل تاريخی که مردم به اين شعارها رسيدند مورد توجه قرار گيرد. اما شعارهای ديگری وجود دارد که امروز در سايه قرار گرفته و آن شعارها نيز خود تکميل‌کننده اين شعار اصلی است.



يکی از شعارهايی که در راهپيمايي‌های بعد از پيروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، چون در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا تقريباً يک سال بعد، هر چند روز يک بار راهپيمايی داشتيم. مخصوصاً در بهار سال ۵۸ اين شعار سر داده شده که «در بهار آزادي، جای شهدا خالي»؛ اين شعار را کسی به مردم ياد نمي‌داد، بلکه مردم خود لمس مي‌کردند که عده‌ای برای آزادی ايستادند و جنگيدند چون يکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نيل به آزادی بود و حسرت دوستان خود را مي‌خوردند که آنها «بهار آزادي» را نديدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اينکه آن موقع باب شد وقتی خانواده‌ای شهيد مي‌داد به او تبريک مي‌گفتند. به ياد دارم، در بالای منزل خانواده شهدا پرچم مي‌زدند. اين مسائل از ابتدای دوران پيروزی انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسيد. ولی در عين حال اين حسرت وجود داشت که عده‌ای از ياران، اين دوران را نديدند.



خود اين شعار به نظر من اگر دقت کنيم و فراگيری آن را لمس کنيم هم در ايجاد و تفسير قانون اساسی و هم در تفسير شعار «استقلال، آزادي، جمهوری اسلامي»، نقش بزرگی مي‌تواند داشته باشد.



وقتی به قانون اساسی باز مي‌گرديم، بسيار مهم است که فضايی که منجر به نوشتن اين قانون شد را در نظر بگيريم. دقت در آن فضا منجر به اين مي‌شود که اگر شناخت دقيقی از مسئله نداريم، که اين قانون اساسی چه معنايی دارد، بتوانيم وابستگی و پيوستگی اصول آن را درک کنيم.



به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهميت زيادی دارد. بويژه شعارها و فضای آن موقع بسيار مهم است. به همين دليل با توجه به آياتی که در اين جلسه قرائت شد، بايد بگويم ما هميشه در معرض اين موضوع هستيم که وقتی کتاب خدا را تحريف مي‌کنند، طبيعی است که ميثاق ملی بشری را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلايل گوناگون از جمله منافع فردی و باندی تحريف مي‌کنند. اما برای اينکه به آن سرچشمه‌ها برسيم بايد يک بازسازی از آن شرايط در دست داشته باشيم، در عين حال نگاه نو و امروزی خود را هم در اين تفسيرها از ياد نبريم.



حقيقت اين است که اگر ترکيب مجلس خبرگان قانون اساسی و سخنان اعضای اين مجلس مورد بررسی قرار گيرد، دغدغه‌هايی را نشان مي‌دهد که به نظر مي‌رسد بخشی از آن دغدغه‌ها هنوز وجود دارد و آن دغدغه‌ها در مورد اصول مهمی که در مورد حقوق اساسی مردم، مسائل اقتصادی و مطرح بوده و بحث‌های خيلی طولانی را به خود اختصاص داده بي‌دليل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل يک گفت و گوی وسيع و طولانی تاريخی ميان ملت‌ ما بوده است و اين‌گونه نيست که تعداد محدودی از خبرگان بحث کردند و اين قانون را نوشتند. اين مسائل تحت تأثير شرايط تاريخي، گفتمان‌های موجود در جامعه و گفت و گوی ميان احزاب و گروه‌ها بوده است.



اينگونه بحث‌ها بعد از مشروطه نيز در جريان بود. شما اگر به اصول اقتصادي، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصی در قانون اساسی باز گرديد، درواقع نتيجه عمری تجربيات تلخ در رژيم‌های سابق بوده که چنين کارهايی را انجام مي‌دادند. لذا به خاطر اين‌که برداشت درستی از قانون اساسی و انقلاب داشته باشيم، بايد شرايط آن موقع کاملاً سنجيده شود.



اين موضوع به اين خاطر است که در شرايط فعلی و وجود فضای خاص سياسی چه بسا افراد و گروه‌هايی با توجه به مشکلاتی که آنها با انقلاب داشته و يا انقلاب با آنها، سعی کنند تحريفی را در اين زمينه باعث شوند و ما مي‌بينيم حقايقی گفته نمي‌شود و برعکس، يک نوع شک و ترديدهايی در مورد بنيان‌های انقلاب اسلامی صورت مي‌گيرد. ولی فقط اين مسئله نيست که چهره واقعی انقلاب اسلامی را تهديد مي‌کند بلکه در اين سو هم افرادی که صاحب مال، امکانات و منافعی هم شده‌اند باز هم تفسير خاص براساس منافع خود از قانون اساسی را ارائه مي‌دهند.



برای همين مي‌بينيم که برخی اصول برجسته و برخی اصول کم‌رنگ مي‌شود، در حالی که قانون اساسی يک مجموعه به هم پيوسته است و باطل شدن بخشی از آن مي‌تواند به باطل شدن بخش‌های ديگری منجر شود و آ‌ن را بي‌اثر کند و پشتوانه مردمی از قانونی اساسی را حذف کند.



به همين دليل به نظر من، بسيار مهم است که اين مسائل با هم ديده شود. بايد ديد که چه کسانی از بسته شدن روزنامه‌ها و رسانه‌ها سود مي‌برند و يا ساير اصول قانون اساسی که بايد به آن پرداخت. قانون اساسی وقتی به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز مي‌گردد، فکر مي‌کنم معدل نتايج و چالش‌هايی است که در دهه‌های قبل از انقلاب اسلامی در کشور ايجاد شده و به اين دليل، هيچ دليلی ندارد که ما را قانع کند، که ما از بخشی از اين اصول صرف‌نظر کنيم.



مثالی در اين مورد مطرح مي‌کنم. البته بحث‌های ديگری هم وجود دارد که لازم است مطرح شود و جا دارد در اين روزها مسائلی که شايد کم‌اهميت به نظر مي‌رسد هم مطرح شود. يکی از بحث‌های اول انقلاب اسلامي، برقراری نظام شورايی بود.



همه مي‌گفتند؛ بايد از شورا استفاده شود. اين مسئله منجر به اين شد که فکر مي‌کنم ۷ اصل در قانون اساسی در مورد شوراها وجود داشته باشد ولی متناسب با اين ۷ اصل که بحث‌های مفصلی پشت آن هست، غير از بحث‌های مجلس خبرگان؛ به ياد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاه‌ها بحث بود، اما از اين ۷ اصل به اندازه کافی استفاده نکرده‌ايم و ظرفيت عظيم آن را که مي‌تواند بسياری از مشکلات کشور را حل کند و سايه ديکتاتوري، استبداد، حاکميت نظرهای شخصی و منافع گروهی را از نظام دور کند، هنوز استفاده نکرده‌ايم.



اول انقلاب بحث بود که کشور ما با توجه به تنوع اقوام و قوميت‌ها و فرهنگ‌ها نمي‌تواند به سمت يک حکومت فدرالی پيش برود ولی عدم تمرکز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنين ظرفيتی در اين اصول وجود دارد.



شايد زمانی به دليل نپختگی و شرايط جنگ و ساير دلايل، اجرای آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست ياری کند، ما طرح هايی را در مورد شوراها به مجلس داديم. ولی متأسفانه به تدريج دامنه اختيارات کم شد و منجر به همين شوراهای شهر و روستا شد که البته شوراهای شهر هم باز غنيمت است و به نظر من يکی از قوانين خوب ما همين قانون شوراها است. ولی چرا به اين اصول نمي‌پردازيم، محل سؤال است و فکر مي‌کنم جای سؤال برای همه ما بايد باشد. من نمي‌خواهم بگويم سوء‌نيتی وجود دارد، ولی يکی از بحران‌های رايج و مسائلی که در کشور پيش آمده به نوعی نتيجه اين تفکر است که بسياری از اين اصول قانون اساسی که ظرفيت فراوانی دارند را به کنار گذاشته‌ايم.



آنچه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوری در کشور اتفاق افتاد و حرکت عظيمی را باعث گرديد و انديشه‌های تازه‌ای در آن زاده شد، از اين نظر اهميت دارد که ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانيم «باز تفسير نو» و زنده‌ای را از قانون اساسی ارائه کنيم. تفسيری که بتواند مشکلات کشور را حل کند.



شما در نظر داشته باشيد که به هر حال جامعه ما به شدت تغيير کرده است و جامعه جهانی و محيطی ما هم تغيير کرده است و به تبع آن، به دليل تغييرات فضای جهاني، دگرگوني‌هايی هم در کشور اتفاق افتاده است. فروپاشی شوروی را نبايد دست کم گرفت، آثار آ‌ن در کشور ما بسيار عميق است. به ياد داشته باشيم که در مشروطيت اتفاقاتی که در شمال رخ داد در انديشه سياسی داخل کشور آثار فوق‌العاده‌ای داشت و اين آثار تا دورانی که بلوک شرق وجود داشت در کشور و سياست‌های آن منعکس بود تا اين‌که بلوک شرق فروريخت.



اين رخدادادی است که در فضای بيرونی کشور اتفاق افتاده ولی فقط اين موارد نيست. پيشرفت‌های اقتصادي، تکنولوژی و گسترش فضای مجازي، ماهواره‌ها، که عملاً آگاهی را در ميان ملت‌ها گسترش مي‌دهند و در حقيقت تمام اين موارد به اضافه مسائلی که در کشور به دليل تغييراتی که پيش آمده منجر به تغييرات عميقی در ميان ملت گرديده است.



يکی از مهمترين مشکلات کشور اين است که بين اين تغييرات و تغييرات حاکميت فاصله افتاده است. يعنی به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاکميت اين تغيير را نداشته است و اين يک مشکل وسيع است. به همين دليل، يک عقب‌افتادگی را حس مي‌کنيم که به چالش بسيار عميقی منتهی مي‌شود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خيابان‌ها اتفاق مي‌افتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمي‌شود. بلکه، با صدا و سيما، ساير رسانه‌ها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است که اين مسائل در قانون اساسی و دين ما ريشه دارد.



درحقيقت، رسانه‌ها مانند دادگاه‌هايی بايد عمل کنند که هيأت منصفه آن ملت بزرگ ايران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می ‌کنيم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را مي‌خواهد و عقل جمعي، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همين رخ داده و قانون اساسی نيز برای حاکميت مردم بر سرنوشت خود تدوين شد. اين زمانی اتفاق مي‌افتد که بحث و گفت و گويی در ميان مردم به صورت آزاد صورت گيرد و حاکميت به اصول و مبانی و قاعده بازی آن تن در دهد.



بنابراين بايد نگاه خود را به تبع شرايط جهاني، تغييرات اعجاب‌انگيز در توسعه تکنولوژی عوض کنيم و از ارتباطات و رسانه‌ها نهايت استفاده را ببريم. اما مي‌بينيم در اين رابطه مشکلاتی داشته‌ايم و نتيجه مي‌شود که حتی يک يا دو مناظره را هم برنمي‌تابند و احساس خطر مي‌کنند. برنامه را قطع مي‌کنند و درست برعکس آن عمل مي‌کنند. اما اگر نگاه خود را عوض کنيم، خواهيم ديد نه تنها آن دو مناظره، بلکه گسترش آن مي‌تواند بسيار مهم باشد.



درست گاهی برعکس مسئله عمل مي‌شود. اکنون در مجلس بحث اين است که چقدر پيام‌ های کوتاه را ، يا خبرها را کنترل کنند که اين بحث در جای خود خوب است ولی نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نمي‌تواند منجر به اصلاح امور شود.



آن نگاهی مي‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و کشور را به آرامش برساند که ريشه در دين ما داشته باشد و اجازه دهيم مردم تمام حرف‌ها را بشنوند و بهترين آن را انتخاب کنند و ما يقين داريم مردم درست انتخاب خواهند کرد.



نکات ديگری هم وجود دارد که مي‌تواند کمک کند که ما قانون اساسی را امروز بهتر ‌بينيم. متأسفانه گفته‌های بريده، بريده‌ای از حضرت امام(ره) در صدا و سيما و جاهای ديگر نقل مي‌شود که مورد اعتراض نوه گرامی حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقيقت اين است که اگر ما نتوانيم فضای زنده، پر شور و پر از معنويت و نورانيت که در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسير مي‌کند، بشنويم، منجر به اين مي‌شود که ما يک چهره تاريک و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهيم و اين مي‌تواند به اين موضوع منجر شود که نه تنها مردم از انقلاب بلکه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دين و اسلام است و مهمترين دغدغه بنيان‌گذاران جمهوری اسلامي، اين بود که به اسلام لطمه نخورد.



البته ممکن است که دو روزی منفعتی را به دست آ‌وريم و حجتی را از کلام امام(ره) بگيريم و از آن عليه گروهی استفاده کنيم ولی وقتی که اين کار را با لحاظ منافع خود مي‌بينيم و به آن سرچشمه رجوع نمي‌کنيم اين زيان را دارد که زبان کسانی که از اول با انقلاب بد بوده‌اند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهای انقلاب را زير سؤال ببرند.



در حالی که، انقلاب اسلامی در حقيقت حاصل جمع همه حرکت‌هايی است که بعد از انقلاب مشروطه ايجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و ساير جريانات و تجربياتی که ملت داشته است. بنابراين، بايد اين مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراين براساس چنين رويکردی مي‌توان ملت را در کنار انقلاب اسلامی نگه داشت. در غير اينصورت استفاده ابزاری از دين و مقدسات مي‌تواند دين را در معرض سؤال‌های جدی قرار دهد و خود اين خطر بزرگی است.



مسئله بعدی اين که اگر در شعار «استقلال، آزادي، جمهوری اسلامي» دقت کنيم، موضوع استقلال است. ملت ايران بعد از جنگ ايران و روسيه دائم در معرض تهاجم بيگانه بود. قطعات بزرگی هم از کشور جدا شده است و اين مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولی عملاً تمام اين موارد منجر به اين شد که ملت ما نسبت به نفوذ بيگانه، حساس و حتی دچار هراس شوند که ريشه بسياری از گفتمان‌های موجود در کشور به حساسيت مردم نسبت به نفوذ بيگانگان بود بويژه روس‌ها و انگليس‌ها و بعد آمريکا و الی آخر، اين مسائل در کشور وجود داشته و برای همين، در شعار «استقلال، آزادي، جمهوری اسلامي»، موضوع استقلال اهميت زيادی دارد.



اکنون اين حساسيت مردم و خود اين شعار مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرد يعنی نيرويی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش اين است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگرديم که يکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار مي‌گيرند که آيا به بيگانه وصل است يا تحت تأثير آنها است يا نيست. من مي‌خواهم بگويم که برای رهايی از سلطه بيگانه بايد کشوری پيشرفته داشت و بايد با نگاهی نو به جهان نگريست. با تغييراتی که در داخل و خارج اتفاق مي‌افتد خود را با حفظ ارزش‌ها تغيير دهيم. آن موقع مي‌توانيم استقلال واقعی خود را داشته باشيم. وقتی از اين شعارها به صورت ابزاری استفاده مي‌کنيم نتيجه آن تناقض‌هايی است که اکنون مي‌بينيم. از يک سو نامه‌های مکرر برای نصيحت سران کشورهای مختلف مي‌فرستيم و آنها را با عنوان «مديريت جهاني» دعوت به اسلام مي‌کنيم و سعی مي‌کنيم با آنها ارتباط برقرار کنيم و از سوی ديگر، در ارتباط با جهان حتی نمي‌توانيم يک دوست نزديک و صميمی در منطقه و جهان داشته باشيم.



فرض کنيم امريکا به عنوان يک قدرت بزرگ در جهان، مي‌خواهد سياستی را در مورد ما اعمال کند، با اينکه اين کشور قدرت بزرگی است و نيروی نظامی و اطلاعات وسيعی دارد و دستگاه‌های تبليغاتی و پول زياد دارد، به بودجه سالانه آمريکا نگاه کنيد و آن را با بودجه کشور مقايسه کنيد. با اين مقايسه حجم اقتصاد آ‌ن کشور را درک مي‌کنيم. اين کشور باز خود را بي‌نياز نمي‌بيند که نظر انگليس، فرانسه، آلمان، چين و روسيه را جلب کند تا سياستی را در مورد کشور ما اجرا کند. مثلاً در مورد تکنولوژی اتمي، اما عملاً در مقابل اين جريان که عليه ما است چند کشور و يا ملت را در کنار خود داريم که مؤثر هستند؟



اين در حالی است که با آنها نامه‌نگاری مي‌کنند به ما مي‌گويند بياييد و به اين کشورها ناسزا بگوييد و با آنها مقابله کنيد. ما مي‌گوييم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و يقيناً ملت ما حاضر نيست تحت تأثير منافع ديگران کار کند ولی اين‌که ما هم مثل شما، سياستی ماجراجويانه داشته باشيم، يک روز ناسزا بگوييم، يک روز بخنديم و روزی نامه فدايت شوم بنويسيم، را نمي‌پذيريم.



جنبش سبز يا اين شعار بوجود آمده که مي‌خواهيم تعاملی سازنده با جهان داشته باشيم و ما از اين مسئله غفلت نمي‌کنيم و دچار ماجراجويی نخواهيم و افراط و تفريط نمي‌شويم. ما به دنبال يک عقلانيت در رابطه خود با خارج و ملت هستيم. بايد براساس منافع درازمدت ملت حرکت کنيم. اگر به شعار استقلال به اين معنا بازگرديم به هيچ‌وجه، منافع بيگانگان تعيين‌کننده حرکت ما نبايد باشد. و ما به اين موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهيم داشت.



جنبش سبز ملت ايران مستقل است و به هيچ‌وجه اجازه دخالت بيگانگان را در امور خود نمي‌دهد ولی اين که ما منفعل باشيم. و هر کاری که مي‌کنيم در ترازو بگذاريم که يکی خوشحال شود و ديگری بدحال شود، اين کار را هم نمي‌کنيم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال مي‌کند و يک ملت در اين رابطه بايد حساس باشد. از آخوند خراسانی داريم که وقتی بحث روس و انگليس را مطرح مي‌کند و در پاسخ به عده‌ای که مي‌گويند چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگليس هستند که بحث مفصلی دارد، مي‌گويد که اگر قرار باشد فلان کار را نکنيم چون به نفع انگلستان است و کار ديگری را نکنيم چون به نفع روسيه است، هيچ کاری نمي‌توانيم انجام دهيم چون هر کاری صورت گيرد، کشورهای ديگری از آن نفعی خواهند برد و يا مي‌خواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی يک نظام مستقل و جنبش مستقل اين است که براساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بيگانگان نشود.



دليل اين که اين مسائل امروزه با جنبش شدتی مطرح مي‌شود، به خاطر اين است که روی مراجع و روحانيت و متدينين اثر بگذارند اما اينجانب به صراحت اعلام مي‌دارم به هيچ‌وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با اين مسئله مخالف است و تحت تأثير اين مسائل نيز قرار نمي‌گيرد و براساس منافع ملی حرکت مي‌کند و کارهای ما ارتباطی با بيگانه ندارد. در عين حال، اين هجمه‌ای که به جنبش سبز مي‌شود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمي‌کند. نصيحت ما به حاکميت اين است که سياست متعادلی را در پيش بگيريد و در جهان دوست پيدا کنيد و متحد داشته باشيد و از ظرفيت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ کشور را با دوستی و ارتباط محکم نمائيد تا آسيبی به کشور نرسد. اين نصيحت را به همه دارم. اين موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم اين گونه است و خواهد بود.



در شرايط فعلی آن چه جوانان مي‌توانند انجام دهند اين است که از ظرفيت عظيم تغييرات در کشور به بهترين وجه در سايه اصولی که به خاطر آن شهدای زيادی تقديم کرده‌ايم استفاده کند.



جنبش سبز، جنبش جوانی است که در آن جوانان سهم بسيار بالايی دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرايی در اين جنبش بسيار قوی است.



بايد خردگرايی را در کنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ کنيم چون سرمايه بزرگی برای کشورمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و بدانيم تغييرات و تحولاتی که هست، علي‌رغم تلخي‌ها، مشکلات، سرمايه‌ای برای آتيه کشور برای ورود به فضای نو محسوب می شود و ما بايد برای ورود به فضای نو، متناسب با تغييرات جهانی و مسائل خود اين دشواري‌ها را تحمل کنيم و با خرد مسائل را پيش ببريم.



بايد حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزی خود را نسبت به نظام از دست ندهيم. از اول حرکت جنبش سبز مسالمت‌آميز بوده و باز هم قوياً بايد اين مسئله ادامه يابد.



متأسفانه منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا در نتيجه اين دوقطبی بهتر مردم را سرکوب کنند و بهتر به اهداف خود برسند. جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقايد ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستيم.



نهادهايی در کشور وجود دارد که قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفيم. ما با بسيج، سپاه و نيروی انتظامی مخالف نيستيم. اينها نهادهايی هستند که يک نظام به طور طبيعی دارد و در آنجا برادرانی هستند که جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با اين روحيه بايد در صحنه حاضر باشيم. عصبانيت‌ها و تلخي‌ها نبايد کنترل را از ما بگيرد. ۲۲ بهمن ماه پيش رو است. حقيقتاً يکی از روزهايی است که بايد نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. يکی از ايام‌الله است. و مي‌تواند ويژگي‌های گوناگونی را در خود جمع کند. همه به اين مسئله علاقه دارند. احساس من اين است که با روحيه جمع بودن در ضمن حفظ هويت بايد در اين‌گونه حرکت‌ها حضور داشته باشيم و سعی کنيم با رفتار خود اثرگذار باشيم تا در سطح ملی آثار خوبی را در جای خود به جای گذارد.



تذکر آخر اين که برخورد با حرکت‌های مسالمت‌آميز مردم به نام اسلام باعث اسلام‌گريزی مي‌شود. کسانی که به دين اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانيت بايد بدانند که زندانی کردن، ضرب و شتم، گرفتن‌ و بستن‌ها، چون به نام اسلام و حکومت اسلامی صورت مي‌گيرد ضرر آن به اسلام بازمي‌گردد و بايد همه تلاش کنيم که اين حالت از بين برود.



اگر مي‌خواهيم که اسلام را به عنوان سرمايه برای کشور نگاه داريم نبايد منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثير قرار دهد.



زدن، گرفتن و بستن چه ربطی به اسلام دارد و يا جلوی برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطی به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصی مردم چه ربطی به اسلام دارد. وارسی ايميل‌های مردم چه ربطی به اسلام دارد. اين مسائل با اعتقادات دينی و اصول قانون اساسی منافات دارد.



اهانت به مردم، اهانت به آزادی انديشه، ارتباطی به اسلام ندارد و انشاء‌الله همه متوجه باشند که کاری نکنند که در کشور رويگردانی از اسلام را شاهد باشيم.



هيچ کشوری به پيشرفت نرسيده مگر اينکه در دوره‌هايی از اين مسائل را داشته و بسيار خوش‌بين هستم که خداوند نتيجه اين تلاش‌ها را به ثمر مي‌رساند و ما وضعيت بهتری را برای ملت خواهيم داشت تا از انديشه‌ها، از اقوام و از گويش‌های مختلف نترسيم.



هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قوميتی به عنوان بزرگ‌ترين دموکراسی ايستاده است و اين تجارب وجود دارد. آيا زبان برای اين کشور مشکلی ايجاد کرده که ما اين‌قدر برای اين موضوع مسئله ساخته‌ايم. در انتخابات هر جا مي‌رفتيم، مي‌گفتند، اينجا با موضوع زبان اين‌گونه برخورد کردند.



ما از آزادي، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمي‌بينيم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفيد است و به نفع اسلام و آينده کشور است.



والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته




19 بهمن 1388    18:04
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
00:14 19 بهمن 1388
aghaye musavi marhaba be in khoshfekri, kash hame emse to budan

نام:   اصغر
ای-ميل:   a.gmx.de
00:14 19 بهمن 1388
رفقا مشکل این است که درحال حاضر درتمامی دولتهای مدعی دمکراسی مذاهب آن کشورها بنحوی در ادارۀ امور ا تماعی مشارکت دارند این فرایند ابتدا با طرد کامل دخالتگری ادیان حاصل شده.ولی مزدوران آمریکایی سرمایه وانمود میکنند که درحال حاضر این عین دمکراسی ومشارکت است.

نام:   همیشک
ای-ميل:  
22:26 19 بهمن 1388
هم میهنان به هوش باشیم که در «یوم الکفتار 22 بهمن» فریب مکر الهی و خدعهء اسلامبارگان را نخوریم و به کمتر از نابودی حکومت اسلام نیاندیشیم. مطمئن باشیم که ایرانی پیروز است. ما رویاهایمان را باز پس می گیریم. آزادی خود را پس می گیریم. ایرانیتمان را پس می گیریم. 22 بهمن را بر سر نظام سنگسار اسلامی خراب خواهیم کرد. ما پیروزیم. اگر ذره ای از خواست ایرانی خود مبنی بر سرنگونی حکومت اسلام کوتاه بیاییم، خون صدها ندا و نداها را آیت الله ها و پدرخوانده های مافیای روحانیت و کارگزاران اصلاح طلب و ملی- مذهبی ِ باند رفسن انی به م«ابه شراب پیروزی انقلاب شکوه مندشان در اعیاد اسلامی و به سلامتی امام زمان خواهند نوشید. مبارزه با  مهوری اسلامی به هیچ و ه از مبارزه و محاربه با بربریت و توحش اسلام  دا نیست. فاشیسم و نازیسم و آپارتاید و ایدئولوژی هایی از این دست از  هان برافتاده اند و اسلام آخرین ایدئولوژی و آیین بربریت و پلیدی و تباهی است که گلوی انسان را در چنگال خونریز خود گرفته است.

نام:   همیشک
ای-ميل:  
22:26 19 بهمن 1388
اسلام دين مردارخوارهاست. اسلام از مرگ تغذيه می کند. مرگ انديشه ها، مرگ باورهای رنگارنگ انسانی. اسلام در واژه واژه اش، در يک کلام کوتاهش، در الله اکبرش، در لا اله الا الله اش و در هر نماد و نشانه اش يعنی مرگ آزادي، مرگ برابری. اسلام ايمان نيست، عبوديت است. بردگی و بندگی و خفت و خواری است. اسلام دين نيست، ديوانگی است. اسلام دين مردم نيست، اسلام دکان آخوند است. همانطور که دکان قتل و غارت محمد و علی و عمر و حسن و حسين بود. اگر ذره ای از خواست ایرانی خود مبنی بر سرنگونی حکومت اسلام کوتاه بیاییم، خون صدها ندا و نداها را آیت الله ها و پدرخوانده های مافیای روحانیت و کارگزاران اصلاح طلب و ملی- مذهبی ِ باند رفسن انی به م«ابه شراب پیروزی انقلاب شکوه مندشان در اعیاد اسلامی و به سلامتی امام زمان خواهند نوشید.

نام:  
ای-ميل:  
22:26 19 بهمن 1388
هدف موسوی حفظ نظامی است که قانون اساسی اش باید توسط علمای اسلامی مورد تائید قرار گیرد، قوانین م لس اش باید توسط عالمین اسلامی مورد تائید قرار گیرد، حقوق دانان اش و قضاتش باید اسلامی باشند، رئیس  مهورش باید شیعه و اسلامی باشد و از قبل مورد تائید قرار گرفته باشد و آخر همه و همه اینها کشک است و اگر رهبر معظم شیعه بگوید نه همه را باید رسخت دور. این یعنی فاشیسم مذهبی. گول موسوی شیاد را نخورید. بلاخره اینکه یکی نیست به این ... بگه که مگه اسلام بدون خشونت آمد ایران که حالا قرار است بدون خشونت باشد. رفتار رژیم کاملا با مردم و خود تو اسلامیست. مردم هر وقت خودشان تصمیم گرفتند وقت مقابله با  نگ مسلحانه ای را که دوستان شما علیه آنها شروع کرده اند را تعیین خواهند کرد.

نام:  
ای-ميل:  
22:25 19 بهمن 1388
نمونه دیگری از اینکه موسوی سعی دارد تظاهرات 22 بهمن را به تظاهراتی بنفع  مهوری فاشیستی اسلامی و نمایش تبلیغاتی رژیم تبدیل کند.



این ا یک سئوال و ود دارد. چرا صد ها نفر کشته شده اند و هزاران نفر در زندان بسر می برند و هزاران نفر شکن ه میشوند و ده ها هزار نفر کتک خوردند، اما شما راست راست راه می روید و سخنرانی میکنید؟؟؟؟؟



یا باید تظاهرات را خراب کرد و یا باید در آن شرکت نکرد. 22 بهمن دیگر روز انقلاب نیست روز نکبت است.

نام:   علي
ای-ميل:  
22:24 19 بهمن 1388
خب از نخست وزير خميني دروغگو، مرت ع، سواستفاده چي،  نايتکار و ساير خصوصيات مخرب، انتظار اينگونه مزخرفات را ميتوان داشت. از کوزه همان برون تراود که در اوست!

نام:   بیتا سالک
ای-ميل:  
22:23 19 بهمن 1388


یک انسان اندیشمند، نمی تواند هم روشنفکر باشد و هم مذهبی.

نام:   اصغر
ای-ميل:   a.gmx.de
19:26 19 بهمن 1388
بیچاره ملتی که بازهم بدنبال اینگونه یاوه گویی های سرشار ازتناقض بیفتد .تمامی نکبت کنونی ما از این اسلام است وبس


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :بيانيه سازمان عفو بين الملل برای آزادی بی قيد و شرط فعال حقوق زنان و کمپين يک ميليون

تغيير برای برابری: سازمان عفو بين الملل طی بيانيه ای خواستار اقدام فوری اعضای خود در خصوص بازداشت سميه رشيدي، فعال حقوق زنان و کمپين يک ميليون امضا شده است. در اين بيانيه عفو بين الملل ضمن محکوم کردن بازداشت اين فعال حقوق زنان خواستار آزادی فوری و بی قيد و شرط وی شده و از مقامات فضايی خواستار تضمين سلامت او در بازداشت و دسترسی وی به وکيل و خانواده خود شده است.



متن بيانيه به شرح ذيل است:

سازمان عفو بين الملل

اقدام فوری

فعال حقوق زنان بازداشت شد.

سميه رشيدی دانشجوی 24 ساله و فعال حقوق زنان، از زمان بازداشت خود در روز 19 دسامبر همچنان در زندان اوين به سر می برد. عفو بين الملل بر اين باور است که بازداشت او به دليل فعاليت هايش در زمينه احقاق حقوق زنان است. رشيدی از هنگام بازداشت تا کنون از ديدار با خانواده و وکلای خود منع شده است.



سميه رشيدی از ابتدای فعاليت در کمپين برای برابری در اين حرکت فعال بوده است. کمپين برای برابری يا کمپين يک ميليون امضا با هدف پايان دادن به قوانين تبعيض آمير عليه زنان، حرکتی است که برای تغيير قوانين تبعيض آميز در ايران شکل گرفته است.



ماموران امنيتی روز 14 دسامبر خانه سميه رشيدی را تفتيش کرده و وسائل شخصی او از جمله کامپيوتر و دست نوشته های وی را ضبط کرده و به وی احضاريه ای برای حضور در روز 19 دسامبر در شعبه 12 دادگاه انقلاب ارائه کردند. وی همراه با وکيل خود در روز 19 دسامبر به دادگاه انقلاب مراجعه کرد، اما وکيل او از حضور در جلسه بازجويی اين فعال حقوق زنان منع شد. سپس وکيل وی از بازداشت و انتقال او به اوين مطلع شد.



سميه رشيدی از زمان بازداشت خود از تماس و ملاقات با وکلای خود منع شده است. وی تنها دو بار با خانواده و دوستان خود تلفنی صحبت کرده است. همچنين خانواده او که در شهر مشهد ساکن هستند پس از مراجعه به تهران، از ديدار با سميه در روز 28 ژانويه منع شدند، در صورتی که سميه رشيدی در تماس تلفنی به آنها خبر داده بود که می توانند برای ملاقات وی در آن روز به زندان اوين مراجعه کنند.



قبل از بازداشت، سميه رشيدی بخاطر فعاليت های خود در جنبش زنان و در حوزه زنان در دانشگاه از ادامه تحصيل در سطح کارشناسی ارشد در رشته مطالعات زنان محروم شده بود.



لطفا نامه های خود را به زبان های فارسي، عربي، انگليسی و فرانسه و زبان های ديگر خود به مسئولان ايرانی ارسال کنيد. در اين نامه ها:

*خواستار آزادی فوری و بی قيد و شرط سميه رشيدی که فقط به خاطر استفاده از حق بنيادين آزادی بيان خود و فعاليت های مسالمت آميز خود در حوزه زنان در بازداشت به سر می برد شويد.

*خواستار تضمين سلامت سميه رشيدی در طول بازداشت توسط مقام های قضايی و امنيتی شده و تضمين آنان برای عدم استفاده از شکنجه و بد رفتاری با وی و ايجاد امکان برای برقراری ارتباط مداوم با خانواده، وکلا و در صورت نياز با پزشکش شويد.

* به مسئولان ايرانی يادآوری کنيد که آزادی بيان و برقراری ارتباط آزادانه با ديگران از حقوق بنيادينی هستند که در عهدنامه بين المللی حقوق سياسی و اجتماعی تضمين شده و ايران نيز به اين عهدنامه ملحق شده است.



نامه های خود را قبل از 19 مارس به مسئولان ايرانی ارسال کنيد:

آقای سيد عليرضا آوايي، رئيس قوه فضاييه استان تهران

آيت الله صادق لاريجاني، رئيس قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران



کپی اين نامه ها را به اين افراد ارسال کنيد:

محمد جواد لاريجاني، رئيس ستاد حقوق بشر قوه قضاييه




19 بهمن 1388    18:59
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :فراخوان روشنفکران جهان برای دفاع از مردم ايران

دويچه‌وله:بيش از ۱۵۰ تن از روشنفکران سراسر دنيا طی فراخوانی از چهره‌های شاخص فرهنگی و سياسی دنيا خواسته‌اند تا با مردم ايران اعلام همبستگی کنند. دکتر عبدالکريم لاهيجی يکی از امضاکنندگان اين فراخوان در مورد آن توضيح مي‌دهد.



در فراخوانی که به امضای بيش از ۱۵۰ متفکر، انديشمند و چهره‌های سرشناس دانشگاهی از سراسر دنيا رسيده، از تمامی روشنفکران و آزادانديشان جهان خواسته شده تا به پشتيبانی از مردم ايران برخيزند.



اين بيانيه به زبان‌های فارسي، انگليسي، فرانسوي، اسپانيايی و عربی منتشر شده و امضاکنندگان آن همچنين خواهان آزادی همه روشنفکران، روزنامه‌نگاران و فعالان سياسی در ايران شده‌اند.يرواند آبراهميان، داريوش آشوري، انتونيو نگري، علی بنوعزيزی و عبدالکريم لاهيجی از جمله امضاکنندگان اين بيانيه هستند.



دويچه‌وله: شما به همراه ۱۵۰ تن از روشنفکران و دانشگاهيان ايرانی و غيرايرانی سراسر دنيا، فراخوانی در دفاع از آزادی بيان داده‏ايد و از همه‏ی روشنفکران جهان خواسته‏ايد که به پشتيبانی از مردم ايران برخيزند. خواست مشخص شما از روشنفکران چيست؟ آن‏ها الان دقيقا چه کاری مي‏توانند برای مردم ايران انجام بدهند؟



دکتر عبدالکريم لاهيجی: متاسفانه طی هفت ماه گذشته با وجود ابعاد روزافزون خشونت، سرکوب، آدم‏کشي، شکنجه و گسترش روزافزون دستگيري‏ها (طبق آخرين خبرهای تاييد شده از ايران، بيش از سه هزار تن الان در ارتباط با وقايع هفت ماه گذشته، در زندان‏های جمهوری اسلامی هستند)، سياست‏ کشورهای دمکراتيک غربی و در صدر آن‏ها اتحاديه‏ی اروپا، امريکا و کانادا به صورتی نبوده که جمهوری اسلامی را زير فشار بگذارد. طی روزهای اخير، وزير خارجه‏ی جمهوری اسلامی در آلمان و معاون رييس دفتر احمدي‏نژاد در سوييس بودند. اين‏جاست که ما مخاطب خود را جامعه‏ی مدنی بين‏المللی قرار داده‏ايم و بيش از ۸۰ درصد امضاکنندگان اين بياينه هم خارجی هستند تا ايرانی. به اين ترتيب، مي‏خواهيم بگوييم ما پشتيبانی ديگری به غير از جامعه‏ی جهانی بين‏المللي، يعنی مردم و نيروهای مدني، برای انعکاس آن‏چه در ايران مي‏گذرد؛ از ترور، سرکوب، محاکمه‏های غيرعلنی هر روزه و محکوميت‏های سنگين نداريم. به اين صورت خواسته‏ايم جامعه‏ی بين‏المللی دولتی را از طريق جامعه‏ی جهانی روشنفکری و دانشگاهی زير فشار بگذاريم. به خصوص که مي‏دانيم از روز ۱۵ فوريه‏ وضعيت حقوق بشر در ايران، در شورای حقوق بشر سازمان ملل مورد بررسی قرار مي‏گيرد.



آيا جامعه‏ی مدنی در کشورهای اروپايی و امريکا و کانادا، از اين ميزان قدرت برخوردار هستند که بتوانند روی تصميمات دولتمردانشان تاثيرگذار باشند؟



در دمکراسي‏ها نقش رسانه‏های خبری و جوامع مدنی طوری است که هرگاه بسيج بزرگی صورت بگيرد، دولت‏ها ناگزيرند توجه کنند. چون دولت‏ها خود را برخاسته از آرای مردم مي‏دانند و شرايط در اين کشورها خوشبختانه مانند کشورهايی نظير ايران نيست. جامعه‏ی مدنی وسيله‏ی ديگری غير از استفاده از رسانه‏های خبري، روزنامه‏ها و ساير نهادهای رسانه‏ای ندارد. بنابراين ما به جز اين طريق و هم‏چنين برگزاری گردهمايي‏هايی که به خصوص در روزهای آينده، در ارتباط با سالگرد انقلاب ايران گسترش بيشتری خواهد يافت، وسيله‏ی ديگری نداريم که پيام مردم ايران را به جامعه‏ی بين‏المللی برسانيم. اميدمان اين است که اين بسيج، گردهمايي‏ها و فراخوان‏هايی از اين دست روی سياست کشورهای غربی هم اثر بگذارد و مثلا اتحاديه‏ی اروپا فقط به صدور يک اطلاعيه در ارتباط با دستگيري‏ها يا اعدام‏های اخير اکتفا نکند و يک بار بيانيه‏ها و گفتار خود را با عمل و سياستی درآميزند که بتوانند از آن طريق جمهوری اسلامی را ناگزير کنند دست از سياست سرکوب، اعدام و خشونت بردارد. اميدواريم طی روزهای آينده به چنين نتايجی برسيم.



آقای لاهيجي، به جلسه‏ی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد اشاره کرديد که قرار است روز پانزده فوريه (۲۶ بهمن) در ژنو وضعيت حقوق بشر در ايران را مورد بررسی قرار بدهد. فراخوان‏ها و بيانيه‏هايی از اين دست تا کنون کم نبوده‏اند؛ نهادهای بين‏المللی از اين بيانيه‏ها زياد صادر کرده‏اند، فدراسيون بين‏المللی جوامع حقوق بشر که خود شما عضو آن هستيد، چندين بيانيه در مورد وضعيت نگران کننده‏ی حقوق بشر در ايران صادر کرده است. آيا اين بيانيه‏ها و فراخوان‏ها ممکن است بتواند بر جلسه‏ی دوشنبه‏ی آينده تاثيرگذار باشد؟



ما اين اميد را داريم؛ البته جلسه‏ی دوشنبه پانزدهم فوريه در ارتباط با وقايع هفت ماه گذشته‏ی ايران نيست، بلکه از قبل تعيين شده و در چهارچوب رسيدگی دوره‏ای به وضعيت حقوق بشر است که شامل حال تمام کشورها مي‏‏شود.



ولی با توجه به آيين رسيدگی اين شورا، نماينده و هيأت نمايندگی کشور مورد بحث يک ساعت حق صحبت دارد. پس از آن ساير کشورهای عضو شورا هر کدام سه دقيقه و کشورهايی که عضو شورا نيستند، دو دقيقه حق سؤال دارند.



در گفت‏وگوهايی که با بسياری از هيأت‏های نمايندگی طی دو هفته‏ی گذشته داشتيم، اين قول را گرفته‏ايم که آن‏ها دست‏کم پرسش‏ها را در اجلاس شورا طرح کنند و بعد ببينيم از فردای آن روز هيأت نمايندگی جمهوری اسلامی چه پاسخی برای جامعه‏ی بين‏المللی جهانی دارد. کوشش‏ها و تلاش‏های ما نيز هم‏چنان ادامه خواهد داشت؛ روز جمعه‏ی اين هفته (۲۳ بهمن) يعنی پيش از آغاز کار اجلاس، کنفرانسی در ژنو خواهيم داشت که سه سازمان بزرگ حقوق بشري، فدراسيون بين‏المللی حقوق بشر، عفو بين‏الملل و ديده‏بان حقوق بشر، در آن شرکت خواهند کرد. خانم شيرين عبادی نماينده‏ی فدراسيون بين‏المللی جوامع حقوق بشر در اين کنفرانس خواهد بود. بعد از ظهر روز دوشنبه هم درست پس از نخستين اجلاس شورا، باز اين سه نهاد بين‏المللی حقوق بشری کنفرانسی خواهند داشت که من در آن شرکت خواهم کرد. تمام کوشش ما در فاصله‏ی پانزدهم تا هفدهم فوريه‏ اين است که شورای حقوق بشر به وخامت روزافزون و خطرناک وضعيت حقوق بشر در ايران توجه کند و واقعا شيوه‏ها و راه‏کارهايی را انتخاب کند که جمهوری اسلامی ناگزير شود از اين سياست دست بردارد.



با توجه به تغييری که در ترکيب شورای حقوق بشر داده شده و بسياری از فعالان حقوق بشر هم از اين تغيير ناخرسند بودند، شما چقدر به نتيجه‏ی اين شورا اميدوار هستيد؟



ترکيب شورای حقوق بشر روی قاره‏هاست و ترکيب اين دوره، ترکيب ايده‏آلی برای ما نيست، ولی با توجه به کوشش‏ها و تلاش‏هايی که تاکنون داشته‏ايم، اميدواريم لااقل سؤال‏های اساسی در اجلاس شورا طرح شود. منتها نمي‏دانيم که جلسه به صدور يک قطعنامه و اين که حداقل جمهوری اسلامی در برخی مسايل متعهد شود دست از اين سياست بردارد منتهی مي‏شود، يا اين که موکول به جلسه‏ای فوق‏العاده در ماه مارس برای رسيدگی به وضع وخيم کنونی حقوق بشر در ايران خواهد شد. امروز در موقعيتی نيستم که بتوانم نتيجه‏ی آن را به اطلاع شما برسانم. تمام اين‏ها مستلزم آن است که روز دوشنبه کشورهايی که به ما قول داده‏اند، اين سؤال‏ها را مطرح کنند و بعد ببينيم روز سه‏شنبه جمهوری اسلامی چقدر آمادگی دارد به اين سؤال‏ها پاسخ واقعی بدهد و متعهد شود که دست از اين سياست بردارد




19 بهمن 1388    18:39
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :انتقال حسين نورانی نژاد به قرنطينه زندان اوين

کميته گزارشگران حقوق بشر : بنابر گزارش های دريافتی حسين نورانی نژاد رييس کميته اطلاع رسانی جبهه مشارکت که پيش از اين در سلولی به همراه 15 زندانی ديگر نگهداری می شد به قرنطينه زندان اوين منتقل شده است. اين در حالی است که در روزهای گذشته با درخواست وکلای اين زندانی سياسی مبنی بر تبديل قرار بازداشت وی به قرار وثيقه توسط قاضی مقيسه مخالفت به عمل آمده است.



لازم به ذکر است به دليل افزايش بی سابقه تعداد زندانيان، قرنطينه زندان اوين که پيش از اين برای نگهداری چند روزه زندانيان تازه وارد استفاده می شد، عملا به بند عمومی تبديل شده است.



رسيدگی به پرونده حسين نورانی نژاد طی دو جلسه دادگاه در روزهای 27 دی و 10 بهمن ماه انجام شد و تاکنون پس از گذشت نه روز از دومين جلسه رای دادگاه به اين زندانی سياسی و وکلای وی ابلاغ نشده است.



حسين نورانی نژاد مسئول کميته اطلاع رسانی جبهه مشارکت شامگاه 26 شهريورماه در منزل يکی از نزديکانش بازداشت شد.




19 بهمن 1388    18:12
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :تاييد احکام سنگين حبس فعالين آذربايجانی در دادگاه تجديد نظر

ساوالان سسی : مرتضی مرادپور، فردين مرادپور، رسول بدلي، علی بدلي، امين پاشا قره باغی و آرش عشقی مولان از فعالين مدنی آذربايجانی در تبريز در دادگاه تجديد نظر استان آذربايجان شرقی به شش سال تا شش ماه زندان محکوم شدند.



بر اساس حکم صادره از سوی شعبه چهارم دادگاه تجديد نظر آذربايجانشرقی فردين مرادپور نوجوان ۱۸ ساله آذربايجانی به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر عليه امنيت کشور، تبليغ عليه نظام و تهيه و نگهداری مواد منفجره به شش سال حبس تعزيری و فردين مرادپور برادر وی به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر عليه امنيت کشور و تبليغ عليه نظام به سه سال حبس تعزيری و رسول بدلی به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر عليه امنيت به دو سال حبس تعزيری محکوم گرديدند.دادگاه همچنين علی بدلي، امين پاشا قره باغی و آرش عشقی مولان را به اتهام تبليغ عليه نظام محاکمه و هر کدام را به تحمل شش ماه حبس تعزيری محکوم کرد. .



اين افراد در جريان راهپيمايی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبريز و پس از طرح شعارهايی در رابطه با حقوق زبانی و ملی آذربايجانيها بازداشت و پس از نزديک به سه ماه بازداشت به قيد وثيقه آزاد شده بودند.



بازداشت اين افراد همزمان با سالگرد تظاهرات گسترده آذربايجانيها در اعتراض به کاريکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ايران صورت گرفته بود.



نيروهای امنيتی و انتظامی ايران در جريان برگزاری مراسم با تيراندازی و پرتاب گاز اشک آور به سوی شعار دهندگان به آنها حمله برده و عده ای را مجروح و بازداشت کرده بودند.



مسئولين امنيتی و قضايی ايران در اين پرونده با طرح اتهام تهيه و نگهداری مواد منفجره برای فعالين مدنی آذربايجانی و محاکمه و صدور حکم برای چندين تن ازمتهمان سرقت مسلحانه در قالب اين پرونده سعی در تصوير چهره ای خشونت طلب از فعالين مدنی آذربايجانی دارند. در همين رابطه ماموران اداره اطلاعات تبريز پس از بازداشت فردين مرادپور در ۱ خرداد ۸۸ با مراجعه به منزل پدری وی ديگر اعضای خانواده او از جمله پدر و مادر و برادر اين نوجوان آذربايجانی را بازداشت کرده بودند. مامورين پس از تفتيش خانه تعدادی ترقه دست ساز يافته و بر اين اساس اتهام تهيه و نگهداری مواد منفجره را به اين نوجوان آذربايجانی نسبت داده اند.



فشار بر فعالين مدنی آذربايجانی در ماههای اخير افزايش يافته و دستگاه امنيتی و قضائی ايران با طرح اتهامات ساختگی سعی در تصوير چهره ای خشونت طلب از مبارزات مدنی آذربايجانيها در ايران و صدور احکام سنگين برای اين فعالين دارد.




19 بهمن 1388    19:38
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   bozorgmhr azadi
ای-ميل:   kavean007@yahoo.com
10:56 21 بهمن 1388
aya ba aen hajm gostrdh ghomi dar iran mantgi

hast kh har kasi aday tdres zban madare dashth bashd pas zaban mle va kshvar kashk hast



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :نامه جمعی از اساتيد و دانشجويان دانشگاه شريف برای آزادی مهدی کلاری

کلمه:جمعی از اساتيد و دانشجويان دانشگاه صنعتی شريف در نامه ای خطاب به رييس قوه قضائيه خواستار آزادی مهدی کلاری دانشجوی اين دانشگاه شدند.



مهدی کلاری دانشجوی رشته مهندسی شيمی دانشگاه شريف است که در روز ۱۶ آذر ابتدا توسط حراست دانشگاه بازداشت شد.پس از گذشت يک ساعت و خروج کلاری از دانشگاه توسط نيروهای امنتيتی بازداشت شد.



به گزارش کلمه قرار است فردا دادگاه اين دانشجو به همراه تعدادی ديگر از دانشجويان برگزار شود.



جمعی از اساتيد و دانشجويان دانشگاه شريف در نامه ای سرگشاده خطاب به رييس قوه قضائيه خواستار آزادی هر چه سريعتر مهدی کلاری شده اند.



متن اين نامه به شرح زير است:



بسمه تعالی



حضور محترم جناب آيه ا آملی لاريجانی



رياست محترم دستگاه قضايی



با سلام،



حدود دو ماه پيش، دوست دانشگاهی و همنورد عزيزمان، مهدی کلاري، پس از خروج از دانشگاه صنعتی شريف در روز شانزدهم آذر ماه بازداشت گرديد. مهدی کلاري، دانشجوی با استعداد ورودی سال ۱۳۸۶ رشته مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف و حائز رتبه ۳۷۵ کنکور کارشناسی و رتبه دوم المپياد کشوری شيمی در سال ۱۳۸۵-۱۳۸۴ میباشد. متأسفانه مهدی در پی دستگيريش امتحانات ترم پاييز خود را از دست داد و کماکان در بازداشت به سر می برد.



مهدی دانشجويی آرام و غير سياسی و عاشق کوه و طبيعت و سياحت بوده و دغدغه های او نيز همچون بقيه دوستان و همنوردانش در دانشگاه، عزت و سربلندی برای ايران و فرهنگ اصيل ايرانی و اسلامی و آبادانی و پيشرفت کشور می باشد. نشنيده ايم که در بين دوستان همنورد و همکلاسی ها و آشنايان، جز نيکی و کمک از او ديده باشند و نديده ايم که کسی زبان به گله و شکايت از او بگشايد. او در خانوادهای فرهيخته، اصيل، مذهبی و معتقد به آرمانهای نظام و انقلاب رشد يافته و ما او را فردی معتقد و متعهد به قوانين اين نظام و کشور می شناسيم و وی را سرمايه ای گرانقدر برای جامعه می دانيم.



بي‌شک طولانی شدن زمان بازداشت اين دانشجوی نخبه کشورمان لطمات جبران ناپذيری به وضعيت تحصيلی او وارد مي‌کند. لذا خواستار رسيدگی عادلانه و سريعتر به وضعيت دوست عزيزمان هستيم و از دستگاه محترم قضايی می خواهيم که در ايام فرخنده فجر و سالروز پيروزی شکوهمند انقلاب اسلامي، شاهد حضور دوست عزيزمان در کلاس و دانشگاه و در صعودهايمان به مناسبت اين ايام خجسته باشيم.



با آرزوی توفيق روز افزون الهی در امر سخت و حساس قضا برای شما و همکارانتان در دستگاه محترم قضايی



جمعی از اساتيد، همکلاسی ها، دوستان و همنوردان



۱٫ سه معاونت دانشکده مهندسی شيمی و نفت، دانشگاه صنعتی شريف (بصورت غيرعلنی به استحضار خواهد رسيد.)



۲٫مجتبی شادمان راد، دانشجوی دکتری مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف



۳٫ميثم تکلو زاده، دانشجوی دکتری عمران دانشگاه صنعتی شريف



۴٫ نرگس السادات موسوي، دانشجوي، کارشناسی ارشد شيمي، پذيرش سهميه نخبگان، دانشگاه صنعتی شريف



۵٫مهدی تابع ارجمند، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد مکانيک دانشگاه صنعتی شريف، رتبه دوم کنکور ارشد، دانشجوی دکتری مکانيک، دانشگاه کلگری کانادا



۶٫جلال نوروز عليايي، فارغ التحصيل کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف، ارشد ذرات بنيادی شهيد بهشتي، دانشجوی دکتری فيزيک اپتيکی و کوانتومی دانشگاه کلگری کانادا



۷٫محسن شريفاني، فارغ التحصيل صنايع دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی دکتری مديريت عمليات دانشگاه واشنگتن، سياتل



۸٫محمد نوروزي، فارغ التحصيل کارشناسی کامپيوتر دانشگاه صنعتی شريف، کارشناسی ارشد کامپيوتر دانشگاه سايمون فريزه کانادا



۹٫همايون فطرس، کارشناسی صنايع دانشگاه صنعتی شريف



۱۰٫کاوه قرباني، کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف، مدال نقره جهانی المپياد نجوم



۱۱٫زهره قرباني، کارشناسی برق دانشگاه صنعتی شريف



۱۲٫حميد محمدي، کارشناسی مهندسی شيمي، کارشناسی ارشد مديريت MBA دانشگاه صنعتی شريف



۱۳٫سينا خليليان، کارشناسی ارشد هوافضا، سهميه نخبگان، دانشگاه صنعتی شريف



۱۴٫محمد امين ترابي، کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی کارشناسی ارشد ذرات بنيادي، کانادا



۱۵٫اميد صحرا دوست، کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف



۱۶٫زهرا جليلي، فارغ التحصيل کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعات، دانشگاه صنعتی شريف



۱۷٫مسعود آقاجاني، فارغ التحصيل کارشناسی مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف



۱۸٫مهديه آقازاده، فارغ التحصيل کارشناسی مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه Maine، آمريکا



۱۹٫پگاه جلالي، فارغ التحصيل کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف، کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه تهران



۲۰٫نيما قنوعي، دانشجوی کارشناسی ارشد شيمي، دانشگاه صنعتی شريف



۲۱٫فرهاد رمضان قرباني، دانشجوی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف



۲۲٫ندا شبان، فارغ التحصيل کارشناسی مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبايی



۲۳٫زهرا سهراب پور، فارغ التحصيل کارشناسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی دکتری شيمی دانشگاه مينه سوتا، آمريکا



۲۴٫کيوان باخدا، دانشجوی استعداد درخشان مهندسی صنايع، دانشگاه صنعتی شريف



۲۵٫محمد خليلي، کارشناس استعدادهای درخشان دو رشته ای مکانيک و مهندسی نفت، دانشجوی دکتری مکانيک، دانشگاه صنعتی شريف



۲۶٫مجتبی محمودی دشتي، فارغ التحصيل کارشناسی مکانيک، دانشگاه صنعتی شريف



۲۷٫علی قره باغي، فارغ التحصيل متالورژی دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی کارشناسی ارشد متالورژي، دانشگاه کی اچ کی استکهلم، سوئد



۲۸٫سميه نصرتي، دانشجوی کارشناسی ارشد هوافضا، دانشگاه صنعتی شريف



۲۹٫نگار تفتي، دانشجوی کارشناسی شيمي، دانشگاه صنعتی شريف



۳۰٫رضا کاظمی مقدم



۳۱٫سعيد انوری نژاد، فارغ التحصيل برق دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران



۳۲٫سحر برهان، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد نساجي، دانشگاه اميرکبير



۳۳٫محمدمحسن کاظم زاده، فارغ التحصيل کارشناسی مکانيک دانشگاه صنعتی شريف



۳۴٫جواد شيخي، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد مکانيک دانشگاه صنعتی شريف



۳۵٫سيد کمال اخوان طباطبايي، دانشجوی کارشناسی برق دانشگاه صنعتی شريف



۳۶٫امير عصرزاد، دانشجوی صنايع دانشگاه صنعتی شريف



۳۷٫الميرا زهره وندي، دانشجوی هوافضا دانشگاه صنعتی شريف



۳۸٫محدثه کشاورز، دانشجوی مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف



۳۹٫محمد علويان قوانيني، فارغ التحصيل کارشناسی برق، دانشجوی ارشد مديريت، دانشگاه صنعتی شريف



۴۰٫سعيد مغربي، فارغ التحصيل کارشناسی هوافضا دانشگاه صنعتی شريف



۴۱٫سارا شامخ، دانشجوی کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف



۴۲٫بهاره خليلي، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد شيمی دانشگاه صنعتی شريف، استعدادهای درخشان، دانشجوی دکتري، دانشگاه وسترن انتاريو، کانادا



۴۳٫فاطمه ارباب، فارغ التحصيل کارشناسی رياضی دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی کارشناسی ارشد رياضيات، دانشگاه کلگری کانادا



۴۴٫شادی بالانده، دانشجوی کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف



۴۵٫زينب آذرمند، فارغ التحصيل کارشناسی صنايع دانشگاه شريف و ارشد اميرکبير



۴۶٫رضا محمدنژاد، فارغ التحصيل متالورژی دانشگاه صنعتی شريف



۴۷٫بهاره جوادی نسب، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف



۴۸٫مرواريد بخشی زاده، کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف



۴۹٫سروش طالبي، دانشجوی کارشناسی رياضي، المپياد نقره رياضی کشوري، عضو بنياد ملی نخبگان، دانشگاه صنعتی شريف



۵۰٫ محمد محسن چيت چيان، کارشناسی مهندسی شيمي، کارشناسی ارشد سيستمهای انرژي، دانشگاه صنعتی شريف



۵۱٫ زهرا مختاري، دانشجوی کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف



۵۲٫ حسين حسني، سمپاد تهران، نقره المپياد فيزيک کشوري، دانشجوی کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف



۵۳٫ عرفانه واحدي، کارشناسی برق، دانشگاه صنعتی شريف



۵۴٫ اشکان آذري، کارشناسی مهندسی شيمي، دانشگاه صنعتی شريف



۵۵٫ زهرا ارجمندي، کارشناسی فيزيک، طلای المپياد جهانی نجوم هشتاد و شش، دانشگاه صنعتی شريف



۵۶٫ فاطمه رضايي، کارشناسی برق، دانشگاه صنعتی شريف



۵۷٫ وحيد خاتمي، کارشناسی کامپيوتر، دانشگاه صنعتی شريف



۵۸٫ پريسا گلستاني، کارشناسی مهندسی شيمي، دانشگاه صنعتی شريف



۵۹٫ سعيده ضامنی قلاتي، کارشناسی مکانيک، دانشگاه صنعتی شريف



۶۰٫ هاجر خاکرند، کارشناسی برق، دانشگاه صنعتی شريف



۶۱٫ دلارام قريشی لنگرودي، کارشناسی رياضي، دانشگاه صنعتی شريف



۶۲٫ هادی نوذري، فارغ التحصيل کارشناسی و دانشجوی کارشناسی ارشد هوافضا، دانشگاه صنعتی شريف



۶۳٫ حامد مرتضوي، دانشجوی کارشناسی ارشد فيزيک ماده چگال، دانشگاه صنعتی شريف



۶۴٫ احسان فرزام نيک، دانشجوی هوافضا، دانشگاه صنعتی شريف



۶۵٫ فاطمه ترکي، دانشجوی کارشناسی مکانيک، دانشگاه صنعتی شريف



۶۶٫ مجتبی عبدي، فارغ التحصيل کامپيوتر، دانشگاه صنعتی شريف



۶۷٫ انيس داوودي، دانشجوی کارشناسی برق، دانشگاه صنعتی شريف



۶۸٫ وحيد خيرانديش، فارغ التحصيل کارشناسی مهندسی شيمي، دانشگاه صنعتی شريف



۶۹٫ عبدا لباني، رتبه ۸۹ کنکور سراسري، فارغ التحصيل مکانيک دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی ارشد ماشينهای ريلی علم و صنعت



۷۰٫ احسان ادبي، فارغ التحصيل کارشناسی برق دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی دکتری برق دانشگاه برکلي، آمريکا



۷۱٫ قدسيه حبيبي، دانشجوی متالورژی دانشگاه صنعتی شريف



۷۲٫ سحورا کردستانچي، دانشجوی مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف



۷۳٫ محمود بادکان، دانشجوی کارشناسی مهندسی شيمی دانشگاه صنعتی شريف



۷۴٫ مرجان هادی زاده، دانشجوی کارشناسی عمران دانشگاه صنعتی شريف



۷۵٫ سحر حريري، دانشجوی کارشناسی مکانيک دانشگاه تورنتو کانادا، دانشجوی مهمان دانشگاه صنعتی شريف



۷۶٫ صديقه ميرزايي، فارغ التحصيل کارشناسی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی دکتری فيزيک دانشگاه پاول ساباتيه، فرانسه



۷۷٫ ميلاد آقازاده، دانشجوی کارشناسی هوافضا، دانشگاه صنعتی شريف



۷۸٫ زهرا حيدرنيا، دانشجوی کارشناسی مهندسی شيمي، دانشگاه صنعتی شريف



۷۹٫ مهدی معافی مدني، فارغ التحصيل کارشناسی صنايع دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی ايران شناسی دانشگاه شهيد بهشتی



۸۰٫ مرضيه آژيني، دانشجوی فيزيک دانشگاه صنعتی شريف



۸۱٫ زهرا رحمتي، دانشجوی کارشناسی مکانيک، مدال نقره المپياد فيزيک کشوري، دانشگاه صنعتی شريف



۸۲٫ الهه فرشادي، فارغ التحصيل صنايع دانشگاه صنعتی شريف، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران



۸۳٫ زهرا علوي، دانشجوی کارشناسی مهندسی شيمي، دانشگاه صنعتی شريف



۸۴٫ کمال پاکدامن، دانشجوی کارشناسی مهندسی شيمي، حافظ ده جزء قرآن، دانشگاه صنعتی شريف




19 بهمن 1388    19:57
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن:فيلمی از صنحه های قيام بهمن 57

روشنگری: برای مشاهده فيلم به لينک زير کليک کنيد:





http://www.youtube.com/watch?v=Q5ytM8CETr0
">http://www.youtube.com/watch?v=Q5ytM8CETr0




19 بهمن 1388    16:06
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :يک وکيل دادگستری بازداشت شد

امروز: مريم قنبري، وکيل دادگستری و از فعالان حقوق زنان ساعت ۳ صبح امروز توسط ماموران امنيتی در منزلش بازداشت شد.



مامورين امنيتی ابتدا زنگ همسايه ها را زده و از اين طريق وارد ساختمان شدند و سپس وارد منزل مريم قنبری شدند. ماموران امنيتی کامپيوتر وی را نيز ضبط کردند.



از اتهام مريم قنبری اطلاعی در دست نيست. در روزخای اخير و در آستانه 22 بهمن موج بازداشت فعالان سياسي، دانشجويی و مدنی گسترده شده است. طی روزهای اخير بيش از 50 دانشجو، روزنامه نگار و فعال مدنی بازداشت شده اند.




19 بهمن 1388    16:58
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :متن كامل نامه 57 تن از نمايندگان در تعيين تكليف پرونده‌هاى حساسى مانند پرونده ماجراى كهريزك

ايلنا: 57 تن از نمايندگان مجلس در نامه‌‌اى خطاب به آيت‌الله صادق لاريجانى و محمود احمدي‌نژاد، از روساى قواى قضاييه و مجريه خواسته‌اند كه به گزارش كميته حقيقت‌ياب مجلس توجه كنند.



اسامى اين نمايندگان ذيل اين نامه درج نشده است. نويسندگان اين نامه خواسته‌اند تا داوران محترم دستگاه قضايى اهتمام كافى براى دقت در ادله گزارش‌هاى بي‌طرفانه نمايندگان مردم شريف ايران به خرج دهند و خداى ناخواسته نتيجه آن نشود كه قوه قضاييه نزد افكار عمومى به ضعيف‌كشى متهم گردد.



متن كامل اين نامه كه از سوى مجلس ارسال شده، به اين قرار است:



يكى از حوادث تلخى كه پس از انتخابات، متعاقب قانون‌گريزى برخى از سياستمداران متوهم پيدا شد؛ ماجراى بازداشتگاه كهريزك و جان باختن چند جوان مظلوم در اين حادثه بود. ماجرايى كه رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان نظام را به شدت برانگيخت. ماجرايى كه زبان طعن دشمنان رابر روى نظام گشود و با ظلم به حقوق جمعى از شهروندان به آبروى نظام مقدس ضرب زده است.



براساس گزارش كميته حقيقت‌ياب مجلس شوراى اسلامى از اين حادثه رنج آور كه روز يكشنبه مورخ 20/10/88 در مجلس قرائت شد، فرد آمر در انتقال بازداشت‌شدگان به كهريزك‏، آقاى مرتضوى دادستان وقت تهران بود كه بر خلاف تدابير ابلاغ شده پيشين و با وجود ظرفيت‌پذيرش در بازداشتگاه اوين اين تصميم را گرفت.



در گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضاييه كه در مجلس هفتم انجام شد و در تاريخ 6/3/87 در مجلس قرائت گرديد، عملكرد نادرست و خلاف قانون همان دادستان يكى از محورهاى مهم گزارش بود. با كمال تعجب متعاقب آن گزارش شاهد تلاش گسترده آقاى مرتضوى در تعقيب قضايى نمايندگان عضو كميته تحقيق وتفحص بوديم!



خواسته ما امضاء‌كنندگان اين نامه نمايندگان مردم در مجلس شوراى اسلامى از رياست محترم قوه قضاييه اين است كه با حق‌طلبي‌اى كه بحمدالله دارند، نگذارند خداى ناخواسته در رسيدگى به پرونده متهمان بازداشتگاه كهريزك ماموران تعقيب شوند و دادستان وقت كه از نظر گزارش رسمى مجلس، ‌متهم به آمريت در اين فاجعه است و در گزارش تحقيق و تفحص سال 1387 نيز يكى از متهمان است از تعقيب جدى و بي‌طرفانه مصون بماند. بديهى است كه توجه اتهام به افراد، به دست قضاوت محترم اثر حقوقى دارد ولى انتظار اين است كه داوران محترم دستگاه قضايى اهتمام كافى براى دقت در ادله گزارش‌هاى بي‌طرفانه نمايندگان مردم شريف ايران به خرج دهند و خداى ناخواسته نتيجه آن نشود كه قوه قضاييه نزد افكار عمومى و ضعيف‌كشى متهم گردد.



از رئيس‌جمهور محترم نيز انتظارمان اين است كه فردى با چنين اتهامات مهمى را در منصب حساسى مانند رياست ستاد مبارزه با قاچاق ارز و كالا قرار ندهند. اخبار موثق حاكى است از آن است كه پس از عزل آقاى مرتضوى از دادستانى تهران، در ماه‌هاى اخير برخى از صاحب منصبان دولتى كه خودشان نزد نيروهاى وفادار به نظام وجاهتى ندارند، تلاش كرده‌اند تا ماموريت آقاى مرتضوى به قوه مجريه انجام شود و چنين سمتى به وى واگذار گردد.



دلسوزانه و مصرانه مي‌خواهيم كه حداقل تا تعيين تكليف پرونده‌هاى حساسى مانند پرونده ماجراى كهريزك، اين امانت را از وى سلب بفرماييد. بدين ترتيب به مظلومان حادثه و افكار عمومى نشان داده خواهد شد كه جنابعالى به نظرات مجلس و گزارش‌هاى رسمى آن احترام مي‌گذاريد و اعزاز قانون و حقوق شروندى را بر دوستى ترجيح مي‌دهيد.




19 بهمن 1388    18:24
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :400 كارگر كارخانه‌هاى واگن‌سازى به‌دليل پرداخت‌نشدن بدهكارى دولت بيكار شدند

ايلنا: مديرعامل شركت متروى تهران در مراسم افتتاح رسمى مسير توسعه شمالى خط يك از ايستگاه قلهك تا قيطريه كه صبح امروز با حضور قاليباف شهردار تهران و حسن بيادى نايب رئيس شوراى شهر تهران در ايستگاه قيطريه برگزار شد، با اشاره به روند ساخت ايستگاه قيطريه در مسير توسعه شمالى خط يك مترو ضمن گلايه از نامهرباني‌هاى دولت در مورد عدم تخصيص بودجه مصوب براى مترو گفت: عمده فعاليت ساخت ايستگاه قيطريه از سال 84 شروع شد كه اين ايستگاه از جمله ايستگاه‌هايى بود كه با فاينانس‌هاى خارجى و منابع مالى شهردارى اقدام به ساخت آن شد كه در وضعيتى هستيم كه عمده خطوط مسير شمالى خط يك مترو با فاينانس‌هاى خارجى تامين مالى شده است.

به گزارش خبرنگار ايلنا، محسن هاشمى با اشاره به ديگر خطوط متروى تهران گفت: خط چهار متروى تهران تا انتهاى شرق و غرب عمليات ساخت تونل آن به پايان رسيده است و ايستگاه‌هاى آن آماده بهره‌بردارى شده است و تا اواسط سال آينده در خط چهار متروى تهران به ميدان آزادى مي‌رسيم. خط 2 متروى به انتهاى شرق تهران رسيده است. خط 3 از آزادگان تا شهرك محلاتى در شمال‌شرقى تهران كاملا فعال است و به نتايج مثبتى هم رسيده است.

وى افزود: اگر بودجه‌هاى مصوب ما تزريق شود تا سال 90 خطوط در دست ساخت مترو در اختيار شهروندان قرار مي‌گيرد مخصوصا اگر يك ميليارد دلارى كه از صندوق ذخيره ارزى براى مترو در نظر گرفته است به ما برسد مي‌توانيم ظرفيت ساخت متروى شهرى را از سالى 15 كيلومتر به 30 كيلومتر برسانيم.

وى با اشاره به اينكه در حال حاضر در ساخت خطوط متروى شهر تهران از فناورى به روز دنيا استفاده مي‌شود گفت: با تجهيز چهار دستگاه PBN سرعت ساخت هر تونل به 60 متر و 30 كيلومتر در سال مي‌رسد كه قطعا باعث حل مشكل ترافيك در شهر تهران مي‌شود.

وى با اشاره به اينكه در حال حاضر به صورت مستقيم 20 هزار نيرو و 60 هزار نيرو به صورت غيرمستقيم درگير ساخت ايستگاه‌هاى مترو هستند، اظهار داشت: هم‌اكنون مسافرين و شهروندان تهرانى پاى كار هستند و منتظر ايستگاه‌ها و واگن‌هاى جديد هستند اما هنوز واگن‌ها در گمرك خاك مي‌خورد و به دست ما نرسيده است.

وى با انتقاد از نامهرباني‌هاى دولت در تخصيص بودجه‌هاى مصوب مترو خطاب به قاليباف گفت: سال 84 خود شما دستور داديد كه مشكل واگن‌ها را حل كنيد و الان قرارداد ساخت كارخانه‌هاى واگن‌سازى در سه منطقه كشور بسته شده و فعال است كه اگر بودجه برسد مشكلى نداريم و هم‌اكنون تنها مشكل ما اين است كه كالاها رسيده است اما در گمرك بندرعباس مانده و اگر پول برسد آنها را ترخيص مي‌كنيم.

وى با بيان اينكه بيش از 29 ميليارد تومان به گمرك بدهكار هستيم، گفت: نامهرباني‌هاى دولت در بخش يارانه‌ها هم به چشم مي‌آيد و 48 ميلياردى كه بايد هم به اتوبوس و مترو اختصاص يابد تنها 14 ميليارد آن اختصاص يافته است و علي‌رغم نامهرباني‌هايى كه با آن مواجه هستيم پروژه‌ها در حال انجام است و به نظر من اين پرت ظرفيت‌هاى عمرانى و مهندسى كشور است.

وى افزود: هم‌اكنون در آخرين روزهاى بهمن به سر مي‌بريم اما بودجه مصوب خود را دريافت نكرده‌ايم. بعضى اوقات در رسانه‌ها مطرح مي‌كنيم كه بودجه هنوز به دست ما نرسيده است اما دوستان گله‌مند مي‌شوند كه چرا اين مسائل را در رسانه‌ها مطرح كرده‌ايد كه واقعا نمي‌دانم اسم اين موضوع را چه مي‌توان گذاشت.

وى افزود: بيش از 400 نفر در كارخانه‌هاى واگن‌سازى كار مي‌كنند و چون تجهيزات و قطعات نرسيده است اكنون بيكار شده‌اند.

وى با اشاره به مشكلات ساخت ايستگاه قيطريه گفت:‌ اين منطقه داراى آب‌هاى زيرزمينى زياد و ريزش خاك بسيارى بود كه نگرانى ما را برانگيخته بود و اين مشكلات به دست مهندسان ما حل شد و پيمانكاران ساخت خط يك قول داده‌اند تا پايان پائيز سال آينده ايستگاه تجريش هم افتتاح شود.




19 بهمن 1388    16:39
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :شدت گرفتن حذف خبرنگاران از پارلمان بعد از انتشار گزارش کهريزک و پيگيری حوادث‌انتخابات

کلمه:سايت پارلمان‌نيوز همچنان فيلتر است،خبرنگار پارلمانی سايت اجازه حضور در مجلس هشتم و انجام فعاليت خبری را ندارد و يک خبرنگار پارلمانی اصلاح‌طلب شب گذشته بازداشت شده است.



به گزارش «پارلمان‌نيوز»، در ادامه محدوديت‌های صورت گرفته برای فراکسيون خط امام(ره) مجلس علي‌رغم گذشت سه هفته از ممنوع‌الورود شدن اعظم ويسمه، خبرنگار ارگان رسمی اين فراکسيون به پارلمان و وعده حجت الاسلام ابوترابي‌فرد نايب رييس اول مجلس برای حل مشکل ممنوع‌الورود شدن اين خبرنگار و رفع فيلتر سايت، همچنان محدوديت‌ها برای پايگاه خبری نمايندگان اصلاح‌طلب مجلس و خبرنگار آن باقی است.



علی رغم گذشته سه هفته از برخورد با خبرنگار پارلمان‌نيوز هيچ يک از اعضای هيات رييسه مجلس و بخصوص کارپرداز فرهنگی مجلس پاسخگو نبوده و دليل برخورد با اين خبرنگار را ذکر نکرده‌اند. تنها مطلب مطرح شده در اين مدت تماس تلفنی کوتاه عضو اداره اخبار و رسانه های گروهی مجلس و اعلام ممنوع الورود شدن اين خبرنگار به پارلمان بنا به درخواست حراست مجلس و حذف نام وی از ليست اجازه ورود خبرنگاران به پارلمان بوده است.



رايزني‌ها و مذاکرات صورت گرفته از سوی دبير کل فراکسيون خط امام(ره) با علی لاريجانی رييس مجلس و يکی از وزرا نيز برای رفع فيلترينگ سايت و ورود خبرنگار پارلمان‌نيوز به مجلس چندان مثمر ثمر نبوده و علي‌رغم تمايل و نظر مثبت رييس مجلس برای حل اين مشکلات،محدوديت‌ها برای سايت پارلمان‌نيوز همچنان باقی است و تنها يک‌روز و در سالروز يکسالگی پارلمان‌نيوز اين سايت از سوی يکی از مراجع اصلی فيلترينگ رفع فيلتر شد اما بخشی ديگر آن را فيلتر کرد در حالي‌که اکنون اين سايت به گفته مسئولان قضايی و امنيتی مشکلی برای ادامه فعاليت ندارد.



بر اساس گزارشات رسيده به پارلمان‌نيوز تحديد و تهديدها فقط شامل حال خبرنگار پايگاه خبری فراکسيون خط امام(ره) مجلس نشده و طی هفته‌های اخير چنان فضای تهديد برای اهالی رسانه در پارلمان ايجاد شده که خبرنگارهای رسانه‌های منصف و تا حدودی مستقل اصولگرايان نيز از اين برخوردها در امان نيستند.



به نظر مي‌رسد دستی در کار است تا فضای خبری مجلس کاملا يک‌دست و در اختيار جناح و طيف خاصی از جريان سياسی کشور باشد و هيچ صدای متفاوت و منتقدی از پارلمان به گوش افکار عمومی نرسد.اتفاقی که در هفته های اخير به صورت نرم و با حذف و تهديدهای صريح خبرنگاران پارلمانی رخ داده است.



برخورد و ممنوع الورود کردن خبرنگاران پارلمانی پس از قرائت گزارش حوادث کهريزک در صحن علنی مجلس و پيگيری اخبار و حوادث پس از انتخابات در راهروهای پارلمان صورت گرفته که به نظر مي‌رسد تلاشی برای خاموش کردن صدای منتقدان در مجلس و عدم انتشار اخبار شفاف و صريح به افکار عمومی خارج از مجلس وجود دارد.



در همين راستا در سکوت شبهه برانگيز اعضای هيات رييسه و کارپرداز فرهنگی مجلس که پيش از اين هم سابقه اخراج خبرنگار در مجلس هفتم را دارند، علاوه بر خبرنگار پارلمان نيوز از ورود خبرنگار تازه آزاد شده خبرگزاری ايلنا به مجلس نيز ممانعت به عمل آمده، خبرنگار متعلق به سايت خانه ملت تذکر گرفته و اجازه ورود به مجلس را نمي‌يابد و برخی ديگر از خبرنگاران نزديک به جريان خبری منتقد و مستقل را تهديد به گزينش مجدد و احتمال اخراج از مجلس مي‌کنند.



همچنين خبر رسيده است که شب گذشته احسان مهرابی خبرنگار پارلمانی روزنامه فرهيختگان نيز در منزلش بازداشت شده است، اين راه به کجا مي‌رسد خدا داند!



در چنين شرايطی می توان گفت تقريبا فضای خبری مجلس وراهروهای پارلمان در انحصار نمايندگان خبری طيف همسو با اکثريت مجلس هشتم ،اصولگرايان و بعضا سايت های خبری تند رو و حاميان دولت قرار گرفته است.



اعظم ويسمه خبرنگار پارلمان نيوز که از ورود به مجلس منع شده دارای سابقه کار به عنوان خبرنگار پارلمانی در خبرگزاری ايلنا،روزنامه های هم ميهن، کارگزارن، ياس نو، صدای عدالت و هفته نامه شهروند امروز، ايراندخت و سايت پارلمان نيوز در مجالس ششم، هفتم و هشتم است.






19 بهمن 1388    14:35
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن: تاجزاده باز هم از خود دفاع نکرد

نوروز

مصطفی تاجزاده پيش از اين اعلام کرده بود که تا به شکايت رسمی وی که 10 سال پيش از احمد جنتی دبير شورای نگهبان صورت گرفته ، رسيدگی نشود، او در هيچ دادگاهی از خود دفاع نخواهد کرد.



فخرالسادات محتشمی پور، همسر اين ازاده دربند درباره دادگاه امروز که به رياست قاضی صلواتی برگزار شده بود، گفت: اقای تاجزاده طبق روال قبلی از حق دفاع خود استفاده نکرد و ضمن تشکر از وکلای محترمشان که زحمات زيادی برای مطالعه پرونده کشيده اند، به ايشان نيز اجازه دفاع نداد.



به گفته محتشمی پور، معاون سياسی وزارت کشور در دولت اصلاحات در جلسه محاکمه خود اعلام کرد که "همانطور که در دادگاه قبلی گفتم، قاضی می تواند حکمش را بدهد.‬"



تاجزاده پس از کودتای انتخاباتی 22 خردادماه بازداشت شد..
19 بهمن 1388    13:28
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   علی تا 
ای-ميل:  
19:27 19 بهمن 1388
چه برای کور برقصی چه برای کر بنوازی -

آخه آقای تا زاده برای صلواتی که هم کور و هم کر و هم نفهم است چی بگه ؟؟؟

نگفتن بهتر است .

امیدوارم گفتنیها را در روز 22 بهمن مردم بگویند .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن: 70 ميليون امضا برای محاکمه خامنه اي، احمدی نژاد و دارو و دسته اش

ايميل ارسالی به روشنگری

خبرگزاری فارس وابسته به ا.ن و دارو دسته اش نوشته:«گروهى از مردم صبح امروز دوشنبه با تجمع در برابر دادستانى در خيابان خيام جنب خيابان بهشت شكايت و درخواستى را با بيش از يك ميليون امضا براى برخورد قاطع و قانونى قوه قضائيه با سران فتنه ارائه كرده‌اند.

برپايه اين گزارش در اين درخواست كه در قالب صدها طومار با بيش از يك ميليون امضا عرضه شده از مسئولان قوه قضائيه خواسته شده تا با توجه به پيام مردم در حماسه ماندگار روز 9 دى با سران و عوامل فتنه برخورد قاطع كنند.

اين طومار هم‌اكنون در برابر دوربين‌هاى رسانه‌هاى داخلى و خارجى قرار گرفته و قرار است تا پيش از ظهر امروز به مسئولان قوه قضائيه تقديم شود. »



من ميگم دو روز، فقط دو روز آزادم بگذاريد تا برايتان 70 ميليون امضا جهت دستگيری و محاکمه رهبر و ا.ن و ديگران جمع کنم. اگر نتونستم محاکمه ام کنيد و يا همان روز سوم بدارم بياويزيد

نرگس
19 بهمن 1388    13:16
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   همیشک
ای-ميل:  
22:26 19 بهمن 1388
چرا اسلامستیزی، حق هر ایرانی است؟!

در اسلام، بُنمایهی آزادی که  زو گوهر و طبیعتِ آدمی است پایمال شده، ارادهی گزینشِ روشِ زندگی از سوی خودِ انسان، محو شده، و به  ای آنها فرامین دینی، و تکالیفِ تعیینشده از سوی الله و آیاتالله  اسازی شدهاند. هیچ ویروسی زیان آورتر از دین و هیچ راهزنی ستمکارتر از دین‌فروش نیست.

محافظه کاران و یا اصولگرایان با سرکوب و قتل و بازداشت و زندان، و اصلاح طلبان با بیانیه های اسلامی و خررنگ کن خود. با میخ و نعل و دوپهلو گویی و اعلام وفاداری به ا رای بدون تنازل قانون اساسی و وعدهء بازگشت به دوران طلایی امام روشن ضمیرشان. به همان اندازه که  ناح خامنه ای و پاسداران از حواد« غیر قابل پیش بینی در روز 22 بهمن نگرانند، به همان میزان نیز اصلاح طلب ها از انقلاب مردم بیمناکند. دغدغهء  ناح اصلاح طلب حفظ نظام دینی و میرا« خمینی است. ساده لوحی است اگر گمان کنیم که  ناح اصلاح طلب برای حتا یک فرد دگراندیش و غیرمذهبی و خار  از خودی ها و اسلامگرایان، حقوق و آزادی و احترامی قائل باشد. گوهر تبعیض گزار اسلام در واژه واژه-ی هر سخن اسلامزدگان و اسلامفروشان قابل شناسایی است.

نام:   بیتا سالک
ای-ميل:  
22:24 19 بهمن 1388
ایمان کودک









از میان آنانکه براي دعاي باران رفتند،  ز يك دختر بچه كسي با خود چتر نبرده بود...!



http://hekayaat.blogfa.com/8705.aspx



ممنون نرگس عزیز.

حضور همین دلهای پاک، سازنده هست و باورهای کودکانه، که گمان می برد با آب نباتی می توان شوری دریا را شیرین نمود. بیاد داشته باشیم که تمامی  انباختگان راه حقیقت و آزادی، قلبی صاف چون کودکان داشتند بخاطر همین از همه چیز گذشتند برای آزادی خودشان و دیگران.


نام:   shashidam be Dinetan
ای-ميل:   Tof bar tamametan@marg bar shoma
19:26 19 بهمن 1388


zende bad azadi ,marg bar estebdad


نام:   Khorshid
ای-ميل:  
19:26 19 بهمن 1388
Ey Nang bar shoma mellate AMARI wa ADADI...Shoma bayad az gorosnegi bemirid ..Antarha khub mellate ahmaghi peyda kardehand...bederid hamdigar ra...in 1milion . .. an 10 melion....ASLE GHAZIEH ra Hamehetan faramoosh kardid...Ey nang bar shoma mellate tanbale tanparware FARAMOOSHKAR...nang bar shoma antarha bad....

نام:  
ای-ميل:  
15:25 19 بهمن 1388
بالاخره فکر کنیم که احمدی نژاد انتخابات را باخته است ولی چند میلیونی هم به آنها رای دادند که احتمالا این طوما را امضا نمیکنند وبعد هم شیرخوارگان و بچه ها هم که زیر هی ده سال که حساب نمیشوند از نظر قانونی ، پس میشود چیزی در حدود سی میلیون یا چهل میلیون ویا بهرحال هفتاد میلیون نمیشه و شما از قبل حکم اعدام خود را امضا کرده اید . این حرفهای بچه گانه را بگذارید کنار وحرف  دید بزنید

نام:  
ای-ميل:  
15:23 19 بهمن 1388
 معیت ایران هفتاد میلیون است شما میخواهید از کوکان و شیر خوارگان ه امضا بگیرید !بهتر است ادعایی بکنید که به شوخی شباهت نداشته باشدو ابروی اپوزیسیون را به مسخره بیش ازاین نگیرید


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :بازداشت اهالی رسانه به ۵۵ نفر رسيد؛بازداشت‌خبرنگار ميراث فرهنگی

کلمه: در موج دستگيری خبرنگاران در چند روز اخير، شب گذشته حسن ظهوری خبرنگار خبرگزاری ميراث فرهنگی و گردشگری (CHN) بازداشت شد.



به گزارش کلمه،نيمه شب گذشته، ماموران با حضور در منزل اين روزنامه نگار، ضمن بازداشت وي، کامپيوتر و کتاب های او را نيز ضبط کردند.با دستگيری اين خبرنگار ميراث فرهنگی تعداد خبرنگاران در زندانهای کشور به ۵۵ نفر رسيد.



حسن ظهوری خبرنگار تخصصی حوزه ميراث فرهنگی است که ساليان سال در اين حوزه فعاليت می کند. با توجه به اينکه وی در حوزه سياسی فعاليتی نداشت اطرافيان او اين ماجرا را به تسويه حساب های شخصی سازمان ميراث فرهنگی با ظهوری عنوان می کنند.



دو سال پيش حسن ظهوری در تدارک برای تهيه برنامه ای تخصصی در حوزه ميراث فرهنگی برای صداو سيما بود که دخالت های سازمان ميراث فرهنگی و پرونده سازی اين سازمان باعث شد تا وی در صدا و سيما ممنوع الکار شود.



اين روزنامه نگار نارسايی قلبی داشته و خانواده‌ وی به شدت نگران وضع جسمی وی هستند. پدر و برادر اين روزنامه‌نگار بازداشت شده بيمار هستند و وی نگهداری آنها را بر عهده داشته است‬.



در دو روز گذشته علاوه بر ظهوري، احمد جلالی فراهاني، احسان مهرابي، مهسا جزيني،اکبر منتجبی ، سميه مومني، زينب کاظم خواه و علی کلايی که همگی خبرنگار بودند نيز بازداشت شدند.



روز گذشته امير صادقی عکاس خبری نيز در محل کار خود بازداشت شد.به گزارش جرس، نيروهای امنيتی روز گذشته با حضور در دفتر روزنامه فرهنگ آشتی ، امير صادقی عکاس اين روزنامه که در سايت های تهران ۲۴ و تهران لايو نيز فعاليت ميکند را به اتهام انتشار عکسهای عاشورای خونين تهران بازداشت کردند.






19 بهمن 1388    11:21
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن :گروگان‌گيری دولتی: اعضا خانوده «آق‌بهمن» را بردند

خودنويس :بهمن‌دار‌الشفايي، خبرنگار مقيم لندن و نويسنده وبلاگ «آق‌بهمن» امروز در وبلاگش گزارش داد که دو خواهرش را دستگير کرده‌اند. بهمن در وبلاگش نوشته است که روز گذشته، خواهر بزرگش جميله به وزارت اطلاعات احضار کرده‌اند و بعد پدر و مادر و خواهر کوچک‌ترش را هم خواسته‌اند. بعد از ساعت‌ها بازجويي، پدر و مادر را رها، اما هر دو خواهر را نگاه داشته‌اند. اين درحالی است که پسر عموی بهمن نيز دربند است. از علت دستگيري‌ها اطلاعی در دست نيست.



بهمن دارالشفايی در وبلاگش به شرح ماجرا پرداخته است:



ديروز جميله (خواهر بزرگم) را تلفنی احضار کرده‌اند وزارت اطلاعات. وقتی رفته، بهش گفته‌اند بگو بنفشه (خواهر کوچک) و مامامن و بابايت هم بيايند. از مامان و بابا دو سه ساعت بازجويی کرده‌اند و ولشان کرده‌اند. اما جميله و بنفشه را برده‌اند اوين. بعد هم با مامان و بابا آمده‌اند خانه را گشته‌اند، اما چيزی نبرده‌اند.



جميله فيلم‌نامه‌نويس است و برای سينما و تلويزيون فيلم‌نامه مي‌نويسد. امسال هم در جشنواره يک فيلم داشت. در مجله فيلم‌نگار هم کار مي‌کرد. بنفشه هم ليسانس موسيقی (گرايش نوازندگی ساز جهانی - گيتار) از دانشگاه هنر دارد و موسيقی (ساز و آواز کلاسيک) درس مي‌دهد.



خبر خوب هم اين‌که کاوه دارالشفا (پسرعمو) و توران کبيری (زن عمو) را که بامداد پنج‌شنبه گرفته بودند، ديشب آزاد کردند. اما ياشار دارالشفا (پسرعموی کوچک‌تر) را نگه داشته‌اند.



ظاهراً پرونده‌هايشان ربطی به هم ندارد. البته هنوز دقيق نمي‌دانيم چرا گرفته‌اندشان.




19 بهمن 1388    09:46
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
16:38 19 بهمن 1388
Sara khanoom Hooshet ziade

نام:   sara
ای-ميل:  
12:24 19 بهمن 1388
فرزین اقا ! چی گفتی؟

نام:   فرزين
ای-ميل:  
11:53 19 بهمن 1388
ًمن همدردی با اين وبلاگنويس، می خواهم تو ه همه را به نفوذ ملاها در زبان فارسی  لب کنم. ما بايد با ملاها در زبان فارسی، يعنی در روش نوشتن و سخن گفتن به مبارزه بپردازيم. تو ه کنيد:

«ديروز  ميله (خواهر بزرگم) را تلفنی احضار کرده‌اند وزارت اطلاعات. وقتی رفته، بهش گفته‌اند بگو بنفشه (خواهر کوچک) و مامامن و بابايت هم بيايند. از مامان و بابا دو سه ساعت باز ويی کرده‌اند و ولشان کرده‌اند. اما  ميله و بنفشه را برده‌اند اوين. بعد هم با مامان و بابا آمده‌اند خانه را گشته‌اند، اما چيزی نبرده‌اند».



غلطهای مو ود، نتي ۀ انقلاب ضدفرهنگی می باشند. با انقلاب ضدفرهنگی بايد مبارزه کنيم.

مقايسه کنيد:

«ديروز[قيد زمان گذشتۀ ساده]  ميله (خواهر بزرگم) را تلفنی احضار کردند[فعل گذشتۀ ساده] وزارت اطلاعات. وقتی رفت[فعل گذشتۀ ساده]، بهش گفتند[فعل گذشتۀ ساده] بگو بنفشه (خواهر کوچک) و مامان و بابايت هم بيايند. از مامان و بابا دو سه ساعت باز ويی کردند[فعل گذشتۀ ساده] و ولشان کردند.[فعل گذشتۀ ساده] اما  ميله و بنفشه را بردند[فعل گذشتۀ ساده] اوين. بعد هم با مامان و بابا آمدند [فعل گذشتۀ ساده]خانه را گشتند[فعل گذشتۀ ساده]، اما چيزی نبردند[فعل گذشتۀ ساده]».





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن.اردبيلی به خامنه ای:شما در تمام امور مملکت و جزئيات دخالت مي‌کنيد و خودتان را ..در يک سوی همه نزاع‌ها قرار داده‌ايد

خودنويس

آيت‌الله موسوی اردبيلي، از مراجع تقليد نزديک به اصلاح‌طلبان، برای شفاعت عليرضا بهشتي، مشاور ميرحسين موسوی و فرزند آيت‌الله بهشتی نزد رهبری نظام رفت. در اين ديدار، آيت‌الله موسوی اردبيلی از رهبری نظام پرسيده است: «آيا شما پيش از انقلاب فکر مي‌کرديد روزی در ايران به قدرت برسيد، و بعد همه ياران انقلاب را زندانی کنيد؟»



به گزارش يک منبع آگاه، در اين ديدار، آيت الله موسوی اردبيلي، خواهان آزادی عليرضا بهشتی شده است. خامنه‌ای در پاسخ گفته است: «بار اول که ايشان بازداشت شد، من دخالت کردم تا آزاد شود، ولی ديگر اين کار را نمي‌کنم. بايد روال قانونی طی شود.»





همچنين آيت‌الله موسوی اردبيلی ضمن يادآوری مسائل پيش از انقلاب به آيت‌الله خامنه‌ای گفته است که «آيا شما پيش از انقلاب فکر مي‌کرديد روزی در ايران به قدرت برسيد، و بعد همه ياران انقلاب را زندانی کنيد؟»، رهبر نظام نيز در پاسخ مي‌گويد: «همه آنها، مخالف نظام، و اصل ولايت فقيه هستند».



موسوی اردبيلی به خامنه‌ای مي‌گويد: «شما در تمام امور مملکت و جزئيات دخالت مي‌کنيد، و خودتان را بدين ترتيب، در يک سوی همه نزاع‌ها قرار داده‌ايد».

خامنه‌ای در پاسخ گفته است که «من، فقط در چارچوب، اصل ولايت فقيه و رهبری عمل مي‌کنم».



لازم به ذکر است که عليرضا بهشتی به علت عارضه قلبی از وضعيت جسمی خوبی برخوردار نيست. خانواده بهشتی از دستگاه قضايی خواسته‌اند تا اجازه دهند او را در بخش مراقبت‌های ويژه بستری کنند که تا کنون پاسخی نگرفته‌اند.




18 بهمن 1388    01:38
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
09:26 20 بهمن 1388
charchoobe velayate vaghih.in marikeh khodesho ghab gerefteh.asheghe khodesheh mofangi.

نام:  
ای-ميل:  
02:19 20 بهمن 1388
«من، فقط در چارچوب، اصل ولايت فقيه و رهبری عمل مي‌کنم» ننگ بر اصل ولایت فقیه

نام:   Eli
ای-ميل:   elitashkent2yahoo.com
02:18 20 بهمن 1388
تا  سبز زیبای ایران تا وقتی که فارسی وعربی و انگلیسی و... بخواند، تا  سبز زیباست. اما اگر بگوید من هم زبان خودم را م«ل همه مردم دنیا میخواهم بخوانم،  دایی طلب، پان ترکیست و هزار انگ دیگر میزنید. نه عزیزم آن ممه را لولو برد و ما دیگر گول این تعارفات حشک و خالی شما را نمیخوریم. اگر ما را درک میکنید، با ما همراه شوید تا م«ل همه ملتهای متمدن باهم باشیم والا ول معطلید و ما راه خودمان را خواهیم رفت.

نام:   Mohammad
ای-ميل:  
02:14 20 بهمن 1388
اگر قبول کنیم که این گفته ها درست است، از آقای اردبیلی انتظار میرود که رسمی و کتبی برای «بت در تاریخ آنرا تایید کنند. چنین خزعبلات خامنه ای برای مسیر حرکت مردم بسیار کمک کننده است. مردم و بسیاری از آنانیکه هنوز چشم به تغییر  هت به خامنه ای دوخته اند مطمین خواهند شد که هیچ امیدی به مصالحه با خامنه ای و کودتاچیان و ود ندارد. راه ن ات مملکت و آینده فقط به حرکت قویتر مردم بسته است و خط بطلان کشیدن به حکومت ولایتی. از آنچه تا کنون دیده و ت ربه شده بنظر میرسد که این نهضت با و یا بدون رهبران کنونی بایستی تا سرنگونی ولایت وقیح ادامه یابد.

نام:    واب حسن قدياني
ای-ميل:  
02:14 20 بهمن 1388
البته چون اين حكومت اول انگليسي بوده (آيت كه ولايت فقيه رو آورد) و حالا هم روسيه اي و چينيه شايدم بشه گفت كه اونها تعدادشون بيشتر از 60 ميليون ايرانيه

نام:   استاد
ای-ميل:  
02:13 20 بهمن 1388
سلام عبارتي كه در بالاي صفحه نوشته ايد ، ايراد املايي دارد...هيهات منا الذله ...درست است يعني چه دور است از ما ذلت...هيهات يعني چه دور است و منا يعني از ما.اصلاح فرماييد

نام:   mass
ای-ميل:  
02:05 20 بهمن 1388
مرگ بر نظام دیکتاتوری ولایت فقیه

نام:   Sam
ای-ميل:  
00:15 19 بهمن 1388
شما باستان پرستان هیتلری هم شورش را در آوردید. فکر می‌کنید اقلیت‌های قومی ایران شما را بر رژیم اسلامی تر یح میدهند؟


نام:  
ای-ميل:  
00:15 19 بهمن 1388
Lanat bar har chi velayate faghih ya behtar begooim velayate safihe.

نام:   بیتا سالک
ای-ميل:   www.ettehad27.blogfa.com
09:30 19 بهمن 1388


حسین قدیانی، نویسنده وطن امروز: شما غلط کردید که بی شمارید

حسین قدیانی: غلط کردید که در خط امام هستید. اگر امام را قبول داشتید، بیانیه هایتان ن س نمیشد. تعارف که نداریم؛ باید بروید «طهارت» کنید و هوای نفستان را آب بکشید. شما غلط کردید که ستون خیمه انقلاب را قبول دارید. 7 ماه تمام زورتان را زدید و حالا چون سرتان به سنگ خورده ننه من غریبم میکنید. آقای ایکس، غلط کردهاید راه افتادهاید برای میان یگری. شما خودتان، اگر شیخ را نخودی فرض کنیم؛ دومین نفر لیست سران فتنه هستید. تو پای خودت گیر است. یکی باید میان یگری کند برای خودت. ما دیگر نه فریب گریه شما را میخوریم، نه فریب خندهتان را. نه فریب نالهتان را، نه فریب نامهتان را. ما خودمان زغال فروشیم؛ با  ر  سوروس مذاکره کردی، بگو کردم. دروغگو دشمن خداست. روح خدا راست میگفت. سربازانش 15 خرداد در «گهواره» بودند. شما چرا راستش را نمیگویید که فرماندهانتان در «ماهواره» بودند؟میدانید چرا انقلاب خمینی گرفت و کودتای شما پا نداد؛ آخر خمینی بعد از خدا به ما امید بسته بود و شما بعد از «شیطان بزرگ» به ماهوارهها. آخر ملت خمینی بیشمار بودند و شما این روزها نفستان به شماره افتاده است. پس اگر حمل بر بیادبی نکنید:«غلط کردید که بیشمارید». . . نه دوستان! اینگونه بخواهیم حساب کنیم، نه  البلاغه سرتاسر غیبت خوار  است. ما آنقدرها با ادب نیستیم که دوباره علی تنها بماند. ادب ما شاید به ز دولتمان باشد اما مودب بودن ما عین ولایت پذیری ماست. ما را خدایی آفریده است که یک سوره قرآن را بدون بسم الله بر محمد نازل کرد. ما شیعه امامی هستیم که گفت:«اشباهالر ال و لا ر ال». ما ابوموسی را مودبتر از مالک نمیدانیم. بزرگترین بیادبی، تنها رها کردن علی است. امروز اما این ما هستیم که بیشماریم؛ شما غلط کردید که بیشمارید!



فیس بوک اتحاد  مهوری خواهان ایران

یکشنبه ۱۸ بهمن ۸۸/ ۷ فوریه ۲۰۱۰


نام:   بیتا سالک
ای-ميل:   www.ettehad27.blogfa.com
08:29 19 بهمن 1388
تو دهنی به مزدوران سپاه پاسداران و آنها که آذربای ان تا  سبز زیبای ایران را  دا زایران میخواهند ... آذربای ان این تا  زیبای سبزه ، سرزمین آریایی است



http://www.youtube.com/watch?v=23FbvhHJ_1s


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19بهمن.نامه اعتراضی احمد منتظری به صدا وسيما به خاطر تخريب و توهين به آيت الله منتظری





ندای سبز آزادی

حجت الاسلام و المسلمين احمد منتظری در نامه به عزت الله ضرغامی اعتراض خود به نحوه پخش و اطلاعات غلط داده شده در برنامه "ديروز امروز فردا" اعلام کرد.



متن اين نامه که در وب سايت دفتر آيت الله منتظری منتشر شده است به قرار زير است:



باسمه تعالی



رياست محترم صدا و سيمای جمهوری اسلامی جناب آقای مهندس ضرغامی



پس از سلام _ پيرو پخش برنامه موهن "ديروز امروز فردا" از شبکه 3 سيما در تاريخ 17/11/88 موارد ذيل را يادآور می شوم:



1 - پس از پخش برنامه های مناظره که عليرغم وجود خط قرمزهايی که رعايت می شد، بسيار مفيد و باعث اميدواری بسياری از مردم شده بود اما متاسفانه اقدام به پخش برنامه های يک طرفه نموديد و تنها به قاضی رفتيد و راضی برگشتيد. اميدوارم اين رضايت، خودتان را گمراه نکند و امر بر خودتان مشتبه نشود.



2 - آقای فلاحيان سالها وزير اطلاعات بوده است و بعيد است اطلاع نداشته باشد که نامه آيت الله منتظری در مورد کشتار مجاهدين خلق در تابستان 67 و به تاريخ 9/5/67 نوشته شده و به شکل کاملا محرمانه برای امام خمينی و سران سه قوه ارسال گرديده است و پخش اين نامه از بی بی سی در تاريخ 5/1/68 هيچ ارتباطی با دفتر آيت الله العظمی منتظری نداشته است و آن مرحوم در خاطرات خود مفصل به آن پرداخته و توضيح داده اند که چرا اين نامه پس از 7 ماه و درست يک روز قبل از برکناری ايشان از قائم مقامی رهبری از بی بی سی پخش می شود(خاطرات آيت الله منتظري، صفحه 669 تا 672).



3 - شما چندين بار اقدام به پخش نامه 6/1/68 امام خمينی نموديد، اگر واقعا امام خمينی را قبول داريد و نوشته های ايشان برای شما حجت است، در اين زمينه 2 نامه به ايشان منتسب است؛ يکی 6/1/68 و ديگری 8/1/68. پس چرا و با چه هدفی از نامه دوم که آخرين نامه امام خمينی به آيت الله العظمی منتظری است صحبتی نمی کنيد؟ آيا اگر نظرات مختلفی در مورد مساله ای ابراز شده باشد؛ آخرين نظر و آخرين نامه ملاک نيست؟



4 - مستند اصلی پخش شده تنها اعترافاتی است که مطابق روايات معصومين (ع) و فتاوای فقهای شيعه هيچ اعتبار شرعی ندارد. از باب نمونه، امام صادق(ع) از حضرت علی (ع) نقل کرده اند که آن حضرت فرمودند: "هر کس در حال تهديد و تخويف و حبس و کتک خوردن به چيزی اقرار نمايد حدی بر او جاری نمی شود و اقرار او نافذ نمی باشد." (وسايل الشيعه، باب 7 از ابواب حد سرقت و دعائم الاسلام، جلد2صفحه 466)



مرحوم امام خمينی در جلد دوم "تحرير الوسيله" مساله 8 فرموده اند: "يکی از شرايط صحت و نفوذ اقرار، داشتن اختيار و عدم اکراه شخص است." همچنين در مساله 4 فرموده اند:" اقرار هيچکس بر عليه ديگران اعتباری ندارد."



با اين حال چگو