www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:13 بهمن/

13بهمن :اعتراضات مردمی در لارستان و حمله نيروهای امنيتی

13بهمن.دستگيرشدگان روز عاشورا تحت شکنجه های قرون وسطايی قرار دارند

13بهمن.موارد جديدی از احضار، بازجوئی ومورد تهديد قرار دادن اعضای خانواده زندانيان سياسی توسط بازجويان وزارت اطلاعات

13بهمن :شش سال حبس‌و محروميت مادام العمر از فعاليتهای سياسی برای کيوان صميمی

13بهمن :بانك مركزی:كاهش 65درصدی رشداقتصادی


13بهمن :نيلوفر لاري‌پور شاعر، ترانه‌سرا و خبرنگار نشريه چلچراغ بازداشت شد.

13بهمن :تنها در فاصله چند هفته گذشته تعداد 400 تا 500 نفر از كارگران ساسان تعديل شدند


13بهمن :رخشان بنی اعتماد جايزه خود را به مادران عزادار ايران تقديم کرد

13بهمن :التزام به ولايت فقيه شرط بورس دانشجويان/ صدور مجوز دانشگاه تک جنسيتی

13بهمن :سه تن از فعالين دانشجويی بازداشت شدند

13بهمن :قطع اينترنت در ايران: دلايل سياسی يا فني؟


13بهمن :امنيتی کردن فضای تهران توسط نيروی انتظامی


13بهمن :خبرهايی از اوين؛ آزاد شدگان از زندانيان سخن می گويند


13بهمن :دادستان قضات:قضاوت درباره مرتضوي،بعدازتعليق


13بهمن :اعتراض همگانى براى جلوگيرى از فاجعه قتل عام زندانيان سياسى در ايران


13بهمن :سردبير نشريه نوای وقت کرمانشاه بازداشت شد

13بهمن: پرونده مهدی و فائزه هاشمی به دادسراى تهران ارجاع شد

13بهمن :معاون اول قوه قضائيه : 9 نفر ديگر اعدام می شوند

13بهمن :گفت و گوی ميرحسين موسوی با سايت کلمه پيرامون ۱۰ سوال مهم روز در آستانه 22 بهمن

13بهمن :قصه خانه‌دار کردن روزنامه‌نگاران در بهشت زهرا

13بهمن.پيام ابوالفضل اسلامی رايزن پيشين سفارت رژيم در ژاپن به مردم و همکارانش در وزارت خارجه

13بهمن :نامه سرگشاده مادران صلح به رئيس قوه‌ قضائيه در مورد زهره تنکابني، مهين فهيمی و ليلی فرهادپور

13بهمن.جواز رسالت خامنه ای را ولاديمير پوتين صادر کرده است.

13ويديوکليپ:فحاشی و حمله ماموران سفارت در پاريس،مقابله پليس فرانسه با توحش ماموران و به هم خوردن جشن ماموران



13بهمن :اعتراضات مردمی در لارستان و حمله نيروهای امنيتی

ندای سبز آزادی:روز سه شنبه گزارش های مختلفی از اعتراضات مردمی در منطقه لارستان و شهر لار در استان فارس منتشر شده، که عموم آنها از حمله نيروهای امنيتی و انتظامی به معترضين خبر می دهند.



آنطور که از گزارش ها برمی آيد، اعتراض مردم شهر لار به خاطر جدا شدن بخشی از اين شهرستان و تبديل شدن آن به يک شهرستان مستقل ديگر است.



وبلاگ ناخانا، يکی از منابعی که به اين ماجرا پرداخته، از خشونت «گارد ويژه سپاه»، دستگيری چهار نفر و زخمی شدن يک نفر ديگر خبر داده و می نويسد: «مردم لارستان شعارهای 'مرگ بر اين دولت مردم فريب' و 'مدعی عدالت، خجالت خجالت' سر داده اند.»



نويسنده اين وبلاگ اضافه می کند: «نيروهای امنيتی پيام کوتاه و اينترنت اين شهر را قطع کرده اند و مانع هرگونه تصوير برداری از اين اعتراضات شده اند. بازار و مغازه های اين شهر ۲۰۰ هزار نفری دو روز است که تعطيل است، خيابان های اين شهر صحنه آتش و دود شده است.»



ظاهرا بخشی که مردم لارستان به جداشدن آن اعتراض دارند، بخش «گراش» است که بر اساس نوشته وبلاگ ناخانا «از سوی دولت احمدی نژاد به عنوان هديه دهه فجر به مردم اين منطقه خوانده شده بود.»




13 بهمن 1388    22:21
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   farhad
ای-ميل:   FARHAD48@YAHOO.COM
20:04 14 بهمن 1388


وضعیت منطقه لارستان بخاطر عدم رسیدگی دو رژیم شاه و شیخ همیشه دردناک بوده و مردم بومی از طریق امرار معاش در کشورهای خلی  فارس امرار معاش میکنند. خواست مردم لار ارتقا از شهرستان به استان یا حداقل فرمانداری ویژه می‌باشد که خوشبختانه طبق یک خبر  دید رژیم م بور به عقب‌نشینی شده و آن را پذیرفته است

برای اطلاع بیشتر به این لینک محلی مرا عه کنید





http://www.ewazstars.com/safha.htm


نام:  
ای-ميل:  
02:19 14 بهمن 1388
ولی این که برای منطقه نمیتواند بد باشد. زیرا اعتبارات بیشتری بمنطقه وارد خواهد شد.

آیا ممکن است این شلوغی ها بخاطر بخطر افتادن نفع اقتصادی اقلیتی در شهرستان لار باشد؟

از مطلعین تقاضای روشنگری دارم.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن.دستگيرشدگان روز عاشورا تحت شکنجه های قرون وسطايی قرار دارند



بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، تعداد زيادی از دستگير شدگان روز عاشورا در سلولهای انفرادی بند 5 زندان گوهردشت تحت بازجوئی و شکنجه های وحشيانه و غير انسانی بازجويان وزارت اطلاعات قرار دادرند.

بيش از 32 نفر از دستگير شدگان روز عاشورا در سلولهای انفرادی بند 5 زندان گوهردشت بسر می برند.تعداد زيادی از آنها در هفته بعد از اعتراضات گسترده مردم در روز عاشورا با يورش به منازل آنها دستگير شده اند. بعضی از دستگير شدگان که به دليل بوق زدن در خيابان و دريافت اس.ام .اس دستگير و در بازداشت بسر می برند. آنها از زندان اوين بدليل نبودن فضای کافی به زندان گوهردشت منتقل شده اند. بازداشت شدگان در سلولهای انفرادی بند5 و در 2 طبقه زندانی هستند.

دستگير شدگان روز عاشورا روزانه نزديک به 10 ساعت تحت بازجوئی قرار می گيرند.آنها را از ساعت 15:00 با دست بند ،پابند و چشم بند از سلولهای انفرادی خود خارج می کنند و به بند سپاه که در دست بازجويان وزارت اطلاعات است منتقل می کنند .بازجوئی ها که همراه با شکنجه های جسمی و رو حی می باشد تا نيمه های شب ادامه می يابد.اکثر دستگير شدگان را جوانان تشکيل می دهند. اسامی بعضی از دستگير شدگان به قرار زير می باشد،مهران روحاني،وحيد روحاني،زاوش و پدرش و بابک می باشند.

در کريدور اصلی که سلولهای انفرادی در 2 طرف آن قرار دارد. ديواری در وسط آن درست کرده اند تا مانع ارتباط زندانيان سياسی با يکديگر شوند.زندانيان سياسی در صورت برقراری تماس با سلولهای مجاور خود با يورش گارد زندان مواجه می شوند. گارد زندان ابتدا به زندانيان سياسی دستبند و پابند و چشم بند می زنند و سپس توسط 3 الی 4 نفر با باتون آنها را مورد ضرب جرح و شکنجه برای مدت طولانی قرار ميدهند. امير آقايی فرمانده گارد زندان حفاظت از سلولهای انفرادی را به عهده دارد و اين فرد در شکنجه زندانيان سياسی در فواصل زمانی که بازجوئی صورت نمی گيرد را به عهده دارد. بدن اکثر زندانيان سياسی در اثر صربات باتون و شکنجه کبود می باشد.

علاوه بر سلولهای انفرادی بند 5 سلولهای انفرادی بند سپاه که در دست بازجويان وزارت اطلاعات است مملو از دستگير شدگان روز عاشورا وروزهای بعد از آن می باشد.بدليل پر بودن بند سپاه زندانيان سياسی را به سلولهای انفرادی اين بند منتقل کرده اند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، شکنجه های جسمی و روحی و در شرايط غير انسانی قرار دادن زندانيان سياسی را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به جنايتهای رژيم ولی فقيه عليه مردم در زندانهای اين رژيم است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

13 بهمن 1388 برابر با 02 فوريه 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193




13 بهمن 1388    19:48
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
20:05 14 بهمن 1388
بایستی آزادى کليه زندانيان سياسى و لغو شکن ه و اعدام به یکی از درخواستهای هر روزه در میان مردم تبدیل شود.




نام:  
ای-ميل:  
23:30 13 بهمن 1388
عزیزان حقوق بشر دوستان گرامی این وحشیگریهای سادیستی و سادیستهای وزارت اطلاعات تربیت شده مکتب والای شیعی هستند مگر در نمایشهای مبتذل و تهوع برانگیز  معه نمیبینید که امامان ؟؟؟  معه خونین شان برای اعدام این  وانان غیور و شرافتمند در نهایت بیشرمی و بیشرفگری اعدام این دلدادگان میهن را تبریک؟؟؟ میگویند و دست دژخیم منحوس و خونخوار میبوسند و از کتاب مزخرف 1400 سال پیش خزعبلات بلغور میکنند؟! اینها عزیزان از برکات اسلام ناب محمدی و ل نزار ترین شاخه اش تشیع است. 1400 سال است که کما بیش همین است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن.موارد جديدی از احضار، بازجوئی ومورد تهديد قرار دادن اعضای خانواده زندانيان سياسی توسط بازجويان وزارت اطلاعات



بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،بازجويان وزارت اطلاعات همسر و دختر بازاری زندانی محمد بنازاده امير خيزی را به ستاد پيگيری وزارت اطلاعات فرآخواندند و آنها را برای چندين ساعت مورد بازجوئی و تهديد قرار دادند.

روز دوشنبه 5 بهمن ماه خانم شهلا زرين فر و خانم الناز بنازاده امير خيزی همسر و دختر بازاری در بند محمد بنازاده امير خيزی را به ستاد پيگيری وزارت اطلاعات احضار کردند. آنها توسط سر بازجوی وزارت اطلاعات که با نام مستعار علوی ويک بازجوی ديگر در 2 سلول جداگانه برای چندين ساعت مورد بازجوئی و تهديد قرار دادند. سربازجو علوی خطاب به خانم الناز بنازاده امير خيزی گفت: که اگر با ما همکاری نکنی تو را به بند 209 خواهيم برد و آنجا ترا به حرف خواهيم آورد. سئوالات و تهديدات اين بازجو در رابطه با ارتباط خانوادگی او با خواهرش که در قرارگاه اشرف و در عراق است بود.آنها در طی مدت بازجوئی همسر و دختر آقای بنازاده اميرخيزی را مورد تهديد و تحت فشارهای روحی قرار دادند.

از طرفی ديگر بازاری زندانی محمد بنازاده امير خيزی از زمان دستگيری تا به حال هيچ خبری از وضعيت و شرايط او در دست نيست. پيگيری و مراجعات مکرر خانواده بنازاده به دادگاه انقلاب و زندان اوين برای اطلاع يافتن از وضعيت و شرايط آقای بنازاده امير خيزی بدون پاسخ باقی مانده است و اين خانواده را در نگرانی فزآينده ای قرار داده است.بازجويان وزارت اطلاعات و عباس جعفری دولت آبادی و بيگی رئيس شعبه 3 امنيت تقريبا بطور مستمر در بند 209 زندان اوين در بازجوئی و شکنجه زندانيان سياسی نظارت و نقش دارند.آنها با شکنجه های وحشيانه قصد دارند که زندانيان سياسی را به اعترافات تلويزيونی وادرا کند تا برای پرونده سازی و صدور و اجرای احکام اعدام بکار ببرند.

لازم به ياداوری است که آقای محمد بنازاده اميرخيزی 63 ساله در 9 آذرماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات به محل کارش دستگير و به بند 209 زندان اوين منتقل شد و از آن زمان تاکنون از وضعيت و شرايط او هيچ خبری در دست نيست.آقای اميرخيزی پيش از اين مدتی در بازداشت بسر برده بود.برادر او جانباخته راه آزادی علی بنازاده امير خيزی در دهۀ 1360 بخاطر هواداری از سازمان مجاهدين اعدام شد. همسر وی خانم شهلا زرين فر بدليل ديدار با فرزندش در قرار گاه اشرف به يک سال زندان محکوم شد که محکوميت او مدتی پيش به پايان رسيد. در حال حاضر خواهر او زندانی سياسی کبری بنازاده امير خيزی بدليل ديدار با فرزندان خود در قرارگاه اشرف در زندان گوهردشت کرج زندانی است . پيش از اين برادران او آقايان اصغر و حميد بنازاده بدليل ديدار با فرزندان خود در قرارگاه اشرف به 2 سال زندان محکوم شده بودند که در روزهای اخير پس از پايان يافتن محکوميتشان آزاد شدند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، احضار ، بازجوئي، تهديد و تحت فشار قرار دادن اعضای خانواده زندانيان سياسی و بی اطلاع نگه داشتن آنها از وضعيت و شرايط عزيزانشان را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار تشکيل جلسه اصطراری شورای امنيت سازمان ملل برای رسيدگی به جنايتهای مستمر و سازمان يافته رژيم ولی فقيه عليه مردم ايران است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

13 بهمن 1388 برابر با 02 فوريه 2010



گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193




13 بهمن 1388    19:46
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :شش سال حبس‌و محروميت مادام العمر از فعاليتهای سياسی برای کيوان صميمی

کلمه:حکم کيوان صميمی امروز صادر شد.



به گزارش خبرنگار کلمه بر اساس آنچه امروز به وی ابلاغ شده کيوان صميمی به شش سال حبس به علاوه محروميت مادام العمر از فعاليتهای سياسی محکوم شده است.



اتهامات اصلی وی تبليغ عليه نظام، و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنيت ملی بوده است.



لازم به ذکر است :شرکت در تظاهرات و صدور بيانه عليه سلامت انتخابات نيز از جمله اتهامات کيوان صميمی مطرح شده بود در حاليکه وی يک روز بعد از انتخابات دستگير و تمام اين مدت در زندان بوده است.



کيوان صميمی روز ۲۳ خرداد در منزل شخصی اش بازداشت شده بود که پس از گذشت نزديک به ۶ ماه به طور موقت و به خاطر حضور در مراسم عروسی دخترش از زندان آزاد شد. برای مرخصی ۱۰ روزه کيوان صميمي، قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی صادر شده است.



گفتنی است کيوان صميمی پيش از اين مسئوليت مجله توقيف شده نامه و نيز سايت مسدود سده خرابات را بر عهده داشته است. وی که سابقه بازداشت در زمان حکومت پيشين را نير دارد، هم اکنون عضو شورای ملی صلح، کميته پی گيری بازداشت های خودسرانه،کميته حمايت از حقوق شهروندی و نيز کميته دفاع از حق تحصيل می باشد.




13 بهمن 1388    18:09
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :بانك مركزی:كاهش 65درصدی رشداقتصادی

آفتاب:بر اساس گزارش نماگرهای اقتصادی سه‌ماهه دوم سال 1388 كه توسط بانك مركزی منتشر شده است، رشد اقتصادی يا رشد توليد ناخالص داخلی ايران در سال 1387 با بيش از 65 درصد كاهش نسبت به سال 1386 به 3 / 2 درصد رسيده است درحالی كه رشد اقتصادی در سال 86 معادل 7 / 6 درصد بوده است.



به گزارش آفتاب اين آمار در حالی پس از گذشت بيش از ده ماه از سال 87 توسط بانك مركزی اعلام مي‌شود كه بانك جهانی رشد اقتصادی ايران در اين سال را حدود يك درصد اعلام كرده كه با رقم 3 / 2 درصدی بانك مركزی تفاوت زيادی دارد.



بر اساس گزارش بانك مركزی بايد رشد اقتصادی كشور با احتساب نفت در سال 1387 به 4‌ / 8 درصد مي‌رسيد كه با كاهش 72 درصدی به 3 / 2درصد رسيده است. ضمنا رشد اقتصادی بدون نفت بايد به 6 / 9 درصد مي‌رسيد كه با انحرافی معادل 72 درصد عدم تحقق به 7 / 2 درصد رسيده است.



طبق بندهايی از اين گزارش در بخش ساختمان و مسكن نيز، روند نزولی تعداد پروانه‌های صادره ساختمانی در سال 1388همچنان ادامه دارد و پروانه‌های صادره در نيمه دوم سال به رقم 2265 فقره در شهر تهران و 29449 فقره در كل كشور رسيده است كه حاكی از به ترتيب رشد منفی 9 / 64 درصدی و منفی 5 / 37 درصدی در سه‌ماهه دوم دارد.



شايان ذكر است كه‌ اين شاخص در سه‌ماهه اول سال نيز به ترتيب رشد منفی 62 درصدی و منفی 36 درصدی را تجربه كرده بود. همانطور كه قبلا تذكار داده شده است رشد منفی در تعداد پروانه‌های صادره مي‌تواند عرضه مسكن را در سال‌ها‌ی آينده به شدت كاهش دهد كه با توجه به هرم سنی جمعيت در كشور (و نزديك شدن به سال 1391 كه سال اوج ازدواج‌ها و تشكيل خانواده و در نتيجه سال اوج تقاضای مسكن نام‌گذاری شده است) بسيار خطرناك است و آينده خوبی را پيش روی بازار مسكن نمي‌گذارد.



در بخش صنعت، آمارها نشان مي‌دهد كه جواز تاسيس واحدهای صنعتی در اتفاقی نادر برای دومين سال متوالی منفی است. به طوری كه در سال 86 جواز تاسيس واحدهای صنعتی منفی 3 / 11 درصد كاهش يافته بود و در سال 87 نيز ‌اين شاخص به صورت بي‌سابقه‌ای با رشد منفی 7 / 45 درصد روبه‌رو شده است.‌ اين شاخص نيز همچون شاخص پروانه‌های صادره، يك شاخص پيش‌نگر و پيش‌بينی كننده وضعيت آتی اقتصاد است كه متاسفانه همچون ديگر شاخص‌ها وضعيت مطلوبی را نويد نمي‌دهد.



بر اساس گزارش بانك مركزی توليد و صادرات نفت نيز چه در سال 87 و چه در سه ماهه دوم سال جاری منفی بوده است. هرچند كه رشد منفي‌اين شاخص كوچك بوده است اما‌ اين رشد منفی خصوصا برای توليد مي‌تواند نشان‌دهنده وضعيت نامناسب كشور در گسترش و سرمايه‌گذاری كردن در ميادين نفتی و به طور كلی عدم توجه به سرمايه‌گذاری در اين بخش در سال‌های گذشته باشد كه خطرناك است. مجموع آنچه آمد نشان مي‌دهد كه وضعيت اقتصاد ‌ايران بر مبنای آمارهای بانك مركزی كشور وضعيت مطلوب و مناسبی نيست.



‌اين وضعيت نامناسب هنگامی ‌بيش از پيش خود را نشان مي‌دهد كه بدانيم رشد اقتصادی كشور برای سال 1387 معادل 4 / 8 درصد هدف‌گذاری شده بود كه بنابر آمارهای رسمي، تنها رشدی 3 / 2 درصدی را تجربه كرده‌ايم كه حتی به تنهايی نشان مي‌دهد كه زنگ‌ها برای اقتصاد ‌ايران به صدا در آمده است.




13 بهمن 1388    17:58
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :نيلوفر لاري‌پور شاعر، ترانه‌سرا و خبرنگار نشريه چلچراغ بازداشت شد.

پارلمان‌نيوز: نيلوفر لاري‌پور شاعر، ترانه‌سرا و خبرنگار نشريه چلچراغ بازداشت شد.



خواهر نيلوفر لاري‌پور در گفتگو با خبرنگار پايگاه خبری فراکسيون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نيوز»، با تاييد خبر بازداشت خواهرش، گفت:«شب گذشته ماموران با خواهرم در منزل حاضر شده و کيس کامپيوتر او و يکسری وسايلش را بردند.»



وی با بيان اينکه برخورد ماموران بسيار محترمانه و خوب بود اظهار اميدواری کرد هر چه زودتر مشکل نيلوفر حل شده و به خانه برگردد.



يکی از همکاران لاري‌پور نيز در گفتگو با پارلمان‌نيوز، تاکيد کرد:« ساعت 6:30 دقيقه روز گذشته از وزارت اطلاعات با نيلوفر تماس گرفته شد و از او خواستند تا ساعت 7 به دفتر پيگيری وزارت اطلاعات برود.»



وی با بيان اينکه نيلوفر هيچ گونه فعاليت سياسی و جناحی و گروهی نداشته، تاکيد کرد:«نيلوفر به درخواست وزارت اطلاعات به مرکز مورد نظر مراجعه کرد اما علي‌رغم اينکه به او گفته بودند فقط قرار است چند سئوال پرسيده شود او بازداشت شد.»

وی در خصوص فعاليت‌های خبری لاري‌پور گفت:«ايشان مسئول صفحه ترانه‌های مجله هستند که بيشتر در مورد ترانه‌های مذهبی و ريشه آن در ايران باستان مطلب مي‌نوشته است.»



وی تاکيد کرد:« نيلوفر هيچ گونه فعاليت سياسی و حزبی نداشته است.»



وی خاطر نشان کرد:« تنها فعاليت سياسی لاری پور مربوط به دوران انتخابات و تبليغات بوده که برای آقای موسوی تبليغ مي‌کرد.»



به گزارش پارلمان‌نيوز، نام نيلوفر لاري‌پور در کارهای بسياری از خوانندگان مطرح کشورمان همچون مرحوم ناصر عبدالهي، شادمهر عقيلي، علی لهراسبي، مجيد اخشابي، مسعود خادم، سعيد شهروز، حميد خندان و ... به عنوان ترانه‌سرا ديده مي‌شود.
13 بهمن 1388    17:52
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :تنها در فاصله چند هفته گذشته تعداد 400 تا 500 نفر از كارگران ساسان تعديل شدند

ايلنا: كارگران نوشابه سازى ساسان مي‌گويند تنها در فاصله چند هفته گذشته تعداد 400 تا 500 نفر از افراد شاغل در اين كارخانه مجبور به بازخريدى شده‌‌اند.

اين كارگران در گفتگو با خبر نگار ايلنا، اعلام كرده اند كه از بعد تعطيلات عاشورا، مديريت جديد كارخانه طى اطلاعيه‌اى از كارگران خواست تا در ازاى دريافت هر سال 2 ماه حقوق، خود را بازخريد كنند.

يكى از كارگران گفت در اين اطلاعيه آمده بود: در صورتى كه كارگران از اين پيشنهاد استقبال نكنند؛ كارفرما مطابق قانون با هر كارگر در ازاى پرداخت يك ماه دستمزد تسويه حساب خواهد كرد.

يكى ديگر از كارگران گفت: كارخانه نوشابه سازى ساسان كه در 4 سال گذشته نزديك به 68 ميليارد تومان زيان انباشته و بيش از 10 ميليارد تومان بدهى معوقه دارد.‌

اين درحالى است كه پيش از اين گروهى از كارگران نوشابه سازى ساسان در اقدامى اعتراضى در محوطه كارخانه تجمع كرده بودند.

بر اساس اظهارت كارگران فعلى و سابق نوشابه سازى ساسان، تحت فشار روانى ايجاد شده تاكنون 400 تا 500 كارگر اين كارخانه خود را بازخريد كرده و قرار است تا پايان سال ماه جارى سنوات آنها پرداخت شود.

هرچند كارگران نوشابه سازى ساسان هنوز از علت اصلى اين تعديل بي‌خبر هستند، اما تاكيد دارند كه از ابتداى سال جارى تاكنون بيش از 600 كارگر اين كارخانه توسط مديران قبلى اخراج شده اند.

برخى كارگران احتمال مي‌دهند كه تعديل‌هاى به منظور صرفه جويى در هزينه‌ها از طريق جايگزين كردن كار گران ساده با كارگران باسابقه صورت گرفته است.


13 بهمن 1388    17:37
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :رخشان بنی اعتماد جايزه خود را به مادران عزادار ايران تقديم کرد

کلمه: پنجمين دوره جشنواره جهانی «حفظ ميراث سينما» که به يادبود پدر سينما تک فرانسه «هانری لانگ لوا» نامگذاری شده است، در شهر ونسن فرانسه با حضور بزرگان سينمای جهان روز گذشته اول فوريه به کار خود پايان داد.



به گزارش کلمه،بزرگانی از عالم سينما هم چون کلوديا کارديناله و ماريزا برونسون و کارگردانان شناخته شده ای چون جان پيير موکه، کلود پينوتو و ولاديمير کوسما آهنگساز برجسته در اين جشنواره معتبر حضور داشتند. رخشان بنی اعتماد کارگردان نامدار و برجسته سينمای ايران برای مجموعه آثار سينمايی اش توانست جايزه معتبر «هانری لانگ لوا» را از آن خود کند. او هنگام دريافت جايزه خود از رئيس جشنواره ونسن اعلام کرد: «من اين جايزه را تقديم می کنم به تمام مادران عزادار وطنم».



طی پنج سال گذشته اين دومين بار است که چنين جايزه ای به يک کارگردان سينما تعلق می گيرد.




13 بهمن 1388    16:19
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   ايراني
ای-ميل:  
11:55 14 بهمن 1388
بهار در راه است و رنك سبز دشتها وبيابانها را از ان خود ميكند . اينبار  كونه رنك سبز را نابود ميكنيد اي كوردلان .  نكل را اتش مي زنيد . دشت را نابود ميكنيد . بهار سرسبز در راه است.

نام:   افشا
ای-ميل:  
02:13 14 بهمن 1388
آفرین بر این زن هنرمند و با وفا.

دختران ما باید این گونه شخصیت ها را الگوی خود قرار بدهند

نام:  
ای-ميل:  
23:30 13 بهمن 1388
درود بر رخشان بنی اعتماد این هنرمند و کارگردان مردمی و با شرف .تو افتخار مایی.تو با این حرکت زیبائی که کردی و ایزه خود را به مادران عزادارتقدیم کردی - ایزه شرف و انسانیت یک شیر زن ایرانی را از طرف مادران داغدار دریافت کردید.

رخشان بنی اعتماد دوستت داریم.

نام:  
ای-ميل:  
20:31 13 بهمن 1388
درود بر این بانوی بزرگوار سبز


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :التزام به ولايت فقيه شرط بورس دانشجويان/ صدور مجوز دانشگاه تک جنسيتی

مهر:وزير علوم خطاب به روسای دانشگاهها گفت: برای استخدام اعضای هيئت علمی و بورسيه کردن دانشجويان هيچ مشکلی نداريم لکن بايد افرادی انتخاب شوند که به نظام اسلامی اعتقاد و به ولايت فقيه التزام عملی داشته باشند.

کامران دانشجو در نشست روسای دانشگاهها، پژوهشگاهها و پارکهای علم و فناوری اظهار داشت: حدود دو ميليون نفر دانشجوی رشته های علوم انسانی در کشور وجود دارد و اگر به ازای هر يک صد دانشجو يک استاد در نظر بگيريم بايد 20 هزار استاد در اين رشته ها داشته باشيم که البته همه می دانند اين تعداد عضو هيئت علمی برای علوم انسانی به اين سادگی امکانپذير نيست و اين شاخص نشان دهنده رشد نامتوازن آموزش عالی است.

وی در خصوص دانشگاههای تک جنسيتی گفت: به هيچ وجه قصد تفکيک جنسيتی و جدا سازی دانشجويان در دانشگاهها را نداريم لکن به موسسات آموزش عالی غير انتفاعی جديد اين مجوز را می دهيم که تک جنسيتی باشند تا به نياز بخشی از جامعه پاسخ داده شود.
13 بهمن 1388    17:22
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :سه تن از فعالين دانشجويی بازداشت شدند

خبرنامه اميرکبير :نيمه شب گذشته ماموران امنيتی با يورش به منازل وحيد عابديني، نويد عابدينی و اسماعيل ايزدی خواه سه تن از فعالين سابق دانشجويی آن‌ها را بازداشت کردند.



ماموران امنيتی برخی از وسايل آنان را نيز ضبط کرده اند. هنوز دليل اين بازداشت ها مشخص نشده است.





وحيد عابدينی عضو اسبق انجمن دموکراسی خواهان دانشگاه تهران و نويد عابدينی دبير سابق انجمن اسلامی دانشکده ادبيات دانشگاه تهران بود.





از طی روزهای گذشته روند جديدی از بازداشت ها آغاز شده است که مجددا تعدادی از دانشجويان و فعالين حقوق بشر بازداشت شده اند.




13 بهمن 1388    17:30
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :قطع اينترنت در ايران: دلايل سياسی يا فني؟

صدای آلمان :به گزارش خبرگزاري‌های ايران، در هفته‌های پيش رو امکان اخلال و يا قطع کامل اينترنت در ايران وجود دارد. پس از حوادث مربوط به انتخابات رياست جمهوری و بالا گرفتن اعتراضات شبکه‌های ارتباطی بارها با اختلال روبرو شده‌اند.



در تازه ترين رخداد روز دوشنبه ۱۲ بهمن ماه شبکه اينترنت در اکثر نقاط ايران قطع شد. خبرگزاری فارس در اين مورد گزارش داد: « بر اساس اطلاعات اخذ شده از مراجع ذيربط، اختلال و قطع اينترنت کشور به دليل عمليات توسعه شبکه‌های مخابراتی و ارتباطی بوده است.اين امر مستلزم ايجاد برخی محدوديت‌ها و يا احياناً قطع کل شبکه به منظور ارتقاء به وضعيت جديد است.»



اما سايت جنبش راه سبز (جرس) از سايت‌های هوادار معترضان به حکومت ايران در خبری مدعی شد: « شايعاتی مبنی بر قطع اينترنت در برخی روزهای دهه فجر به گوش مي‌رسد.»



قابل پيش بينی است که اخلال در شبکه اينترنت با نزديک شدن به سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی شدت يابد. به نظر مي‌رسد هواداران جنبش سبز تدارک گسترده‌ای برای حضور در راهپيمايی ۲۲ بهمن ماه که هرساله به مناسبت پيروزی انقلاب اسلامی برگزار مي‌شود را ديده‌اند.



پيشينه قطع شبکه اينترنت و تلفن همراه



سابقه بروز مشکل و يا قطع شبکه‌های تلفن همراه و اينترنت در ايران به روزهای پيش از دهمين انتخابات رياست جمهوری در ايران باز مي‌گردد.



ارديبهشت امسال، يک ماه پيش از انتخابات رياست جمهوری کميسيون اينترنت سازمان نظام صنفی از ايجاد اختلال وسيع و گسترده اينترنتی خبر داد. خبرگزاري‌ها دليل اين رخداد را اقدام «شرکت زير ساخت» در تست يک فايروال جديد روی شبکه اينترنت کشور اعلام کردند.



در همين حال به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران ايسنا، رييس کميسيون اينترنت سازمان نظام صنفی رايانه‌ای دراين مورد گفت: «شرکت زيرساخت از ۲۰ فروردين ماه بدون اطلاع‌رسانی و بدون در جريان گذاشتن بخش‌خصوصی به عنوان سرويس دهنده نهايي، اقدام به اجرای پروژه جديد فيلترينگ کرده که تاثير زيادی بر سرعت اينترنت داشته است.»



آقای خادمی تصريح کرد: «‏‏تا پيش از اين ماجرا روال بر اين بوده که خود شرکت‌ها تجهيزات مورد نياز و متناسب با حجم ارايه سرويس فيلترينگ را تهيه کرده و با توجه به نظرات کميته تعيين مصاديق فيلترينگ، اين کار را انجام مي‌دادند. اما مسلم است که وقتی زيرساخت مي‌خواهد با نرم‌‌افزار و تجهيزاتی نامناسب کار فيلترينگ را در يک نقطه انجام دهد، شبکه اينترنت دچار مشکل شود. بايد روشن شود که آيا اصلا زيرساخت وظيفه فيلترينگ سايت‌ها را دارد يا خير.»



آغاز محدوديت‌ها در جريان برگزاری انتخابات



يک هفته پيش از برگزاری انتخابات رياست جمهوری دهم در ايران برخی رسانه‌ها و فعالان سياسی اصلاح‌طلب نسبت به اخلال در شبکه تلفن همراه و اينترنت در روز برگزاری انتخابات هشدار دادند.



علی يونسی وزير اطلاعات دولت سيد محمد خاتمی در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ايران ايلنا، درباره اخلال در پيامک‌های تلفن‌ همراه و شايعه اخلال در شبکه اينترنت در روز انتخابات گفت: «اين کار را بسيار بد و غيرقانونی مي‌دانم. اخلال در اطلاع‌رسانی غيرقابل توجيه است.»



در همين حال به رغم تکذيب قطع شبکه پيام کوتاه و اينترنت توسط مسئولان دستگاه قضايی ايران و برخی مديران وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات از اواخر شامگاه پنج‌شنبه ۲۱ خرداد ماه شبکه اينترنت و پيام کوتاه در سراسر کشور قطع شد. اين اقدامی بود که اعتراض ستاد انتخاباتی ميرحسين موسوي، يکی از کانديداهای معترض به نتيجه انتخابات را در پی داشت.



کميته صيانت از آرای ميرحسين موسوی در بيانيه‌ای که شامگاه پنجشنبه ۲۱ خرداد ماه منتشر نمود تصريح کرد: «قطع خدمات ارسال پيام کوتاه که به نظر مي‌رسد حسب اوامر دولت صورت گرفته است از آن جهت که امکان ارتباط و اطلاع‌رسانی در خصوص انتخابات و بويژه ايجاد ارتباط جهت گزارش گيری از نمايندگان نامزدهای حاضر در شعب اخذ رأی را ناممکن مي‌سازد. چنانچه اين محدوديت هرچه سريع‌تر رفع نگردد شائبه عامدانه بودن اين اقدام و معطوف بودن آن به انجام تخلفات گسترده و برنامه‌ريزی شده تقويت مي‌گردد».



قطع اينترنت، ابزار مقابله با اطلاع رسانی آزاد



پس از برگزاری انتخابات جنجالی رياست جمهوری در ايران و افزايش موج اعتراضات، حکومت جمهوری اسلامی ايران روش‌های مختلفی را برای مقابله با مخالفان خود در پيش گرفت.



در اين زمان به علت نقش گسترده و اثربخش اينترنت در ادامه اعتراضات و همچنين اطلاع رسانی در مورد حوادث مختلف در ايران، حکومت نيز توجه بيشتر خود را بر کنترل و سانسور اينترنت متمرکز کرد.



فيلترينگ گسترده سايت‌های خبری و اجتماعی و نرم‌افزارهای ارتباطی مانند ياهومسنجر و اسکايپ، کاهش سرعت اينترنت و يا قطع کامل آن از روش‌های مورد استفاده حکومت ايران برای کنترل مخالفان بود. همچنين در اتفاقی تازه يک گروه هکری با عنوان "ارتش سايبری ايران" اقدام به هک و از کار انداختن سايت‌های مخالفان کرد.



اين گروه هکری که برخی منابع خبری آنرا وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران مي‌دانند در تازه‌ترين اقدام خود وب سايت راديوی فارسي‌زبان "زمانه" که مرکز آن در آمستردام هلند است را هک کرد.




13 بهمن 1388    16:11
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :امنيتی کردن فضای تهران توسط نيروی انتظامی

امروز:از ابتدای هفته جاری و در آستانه آغاز دهه فجر، جشن پيروزی انقلاب عظيم ملت ايران در سال ۵۷، نيروی انتظامی در اقدامی بی سابقه و غير قابل توجيه، فضای شهر تهرات را امنيتی کرد.



بنابر مشاهدات به عمل آمده از سطح شهر تهران، از روز شنبه، نيروی انتظاممی با به حرکت درآوردن يگان های ويژه خود در سطح شهر تهران، ضمن عبور از خيابان های اصلی شهر و توقف های کوتاه در ميادين و اماکن پر رفت و آمد، نيروهای مجهز به تجهيزات کامل خود را به رخ مردم و رهگذران می کشد.

اين اقدام در حالی صورت می گيرد که در اين ايام هيچگونه اعتراض و تظاهراتی در تهران وجود نداشته و هيچگونه دعوتی نيز در اين ارتباط به عمل نيامده است. همچنين تلاقی اين اقدام غيرقابل توجيه با آغاز جشن های سی ويکمين سالگرد پيروزی انقلاب، که قاعدتاً فضايی شاد و عاری از خشونت و ارعاب را در سطح شهرها اقتضا می کند، آن را نامقبول تر جلوه می دهد.



گفته می شود از آنجا که نيروهای امنيتی و نظامي، از اعمال خشونت نسبت به معترضين در روز ۲۲ بهمن ماه عاجز بوده و شرايط راهپيمايی عظيم مردم در آن روز، امکان هر گونه برخورد قهرآميز را ناممکن می سازد، استراتژی اين نيروها بر آن قرار گرفته است که تا قبل از روز ۲۲ بهمن با اقداماتی از قبيل به رخ کشيدن نيروهای يگان های ويژه در سطح شهرها، تشديد محاکمه دستگير شدگان اعتراضات اخير و صدور احکام شديد در قبال آنان و در صورت امکان، اجرای برخی از اين احکام تا قبل از ۲۲ بهمن، صدور بيانيه های تهديد آميز از سوی نهادهای نظامی و انتظامی مبنی بر اعمال برخورد با معترضين در روز ۲۲ بهمن، بمباران تبليغاتی از جانب رسانه به اصطلاح ملی و مطبوعات وابسته به جريان اقتدارگرا برای منفعل و نااميد کردن مردم و تبليغ اين ادعا که جنبش سبز به انتهای خط رسيده است و در روز ۲۲ بهمن به اضمحلال کامل خواهد رسيد؟! و ... از وسعت حضور اقشار مختلف مردمی که همچنان به اهداف اوليه و متعالی انقلاب معتقد بوده و نسبت به شرايط کنونی مديريت کشور شديداً معترضند، در راهپيمايی روز ۲۲ بهمن بکاهند و با بزرگنمايی حضور تعداد اندک طرفداران خود در راهپيمايی آن روز، (همانند آنچه در روز ۹ دی رخ داد و حضور حداکثر سيصدهزار نفری را، سه ميليون نفر معرفی کردند) اهداف تبليغاتی دروغين خود را پی بگيرند.



علی رغم تمامی اين تدابير، اخبار و گزارش ها، حکايت از آمادگی گسترده اقشار مختلف مردم برای شرکت در راهپيمايی سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی و سردادن شعارهايی منطبق بر روح آزادی خواهانه و استقلال طلبانه انقلاب بهمن ۵۷ دارد.




13 بهمن 1388    16:26
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :خبرهايی از اوين؛ آزاد شدگان از زندانيان سخن می گويند

جرس: اين روزها اوين حال و هوای ديگری دارد. اشک و لبخند با هم آميخته است. مادران منتظری که با بی صبری چشم به اوين دوخته اند تا اين در بی روح باز شود و عزيزشان از قفس آزاد شود. شب گذشته بيش از 50 تن ديگر آزاد شدند. مادر با ديدن فرزندش نقش بر زمين شد و پيکرش آنچنان می لرزيد که اشک همه مردم منتظر را در آورد.



خلجی آزاد شد



چشمها به اوين دوخته بود که ناگاه در زندان باز شد و روحانی که صورت سفيدش در نور کم سوی جلوی زندان اوين هم ديده می شد، از دربيرون آمد. مردم که برای زندانيان صلوات می فرستادند با ديدن او که نامش را نمی دانستند اما حدس می زدند که زندانی نامداری است، سوت و کف و فرياد را همراه صلواتشان کردند و او برای مردم دستی از سر خوشحالی تکان داد. اين روحانی حجه الاسلام خلجی بود. محمد تقی خلجي، بيست و دوم دي‌ماه، در خانه‌ی خود بازداشت شد. پس از شش روز دادستانی دادگاه ويژه روحانيت به خانواده محمد تقی خلجی اطلاع داد که او به سلول انفرادی در زندان اوين، تهران، منتقل شده و تحت بازجويی است. محمد تقی خلجی از روحانيون نزديک به آيت الله منتظری و آيت الله صانعی به شمار مي‌رود، در آخرين سخنرانی خود در شب تاسوعا در منزل آيت الله صانعي، از آيت الله منتظری تجليل کرد. خاطره از کيوان صميمی برخی از زندانيان از اتاق 4 بند 7 بودند. بسياری از آنها مهندس کيوان صميمی را ديده بودند و از بزرگواری و مهربانی اش با خودشان خاطره داشتند. يکی از جوانان آزاد شده می گفت که موقع آزاد شدن، دستش را به نشانه احترام بوسيده است. صميمی مديرمسئول ماهنامه ادبی توقيف شده نامه و از فعالان سياسی است. وی پس از اعتراضات به نتايج انتخابات تحت بازجويی و بازداشت بوده است.



زيد آيادی تنها زندانی که ورزش می کند! برخی از زندانيان، احمد زيد آبادی را ديده بودند و می گفتند روحيه اش خيلی خوب بوده و تنها زندانی بوده که ورزش می کرده است. می گويد که شنيده است که او را امروز به زندان رجايی شهر يا قزل حصار برده اند.



بازداشت برای ارسال پيامک 22 بهمن آزاد شده ها می گويند که 50 نفر را از بند 209 که زندانيان معروف سياسی در آنجا هستند را به بند 7 منتقل کرده اند. همچنين می گويند که 200 نفر را ظرف ديروز و امروز به خاطر اس ام اس 22 بهمن دستگير کرده اند، فقط به دليل ارسال پيامک در باره 22 بهمن.



اتهام: زير گرفته شدن توسط ماشين پليس!



همچنين يکی از زندانيان می گفت 16 نفری که محاکمه شده اند و برخی از آنها اتهامشان محاربه است، فقط چند تن شان دستگير شده های عاشورا هستند. زن و شوهری که در ميان اين عده هستند، دو نفری هستند که در روز عاشورا توسط ماشين نيروی انتظامی زير گرفته شده اند و دست و پايشان شکسته است، وقتی برای درمان به بيمارستان می روند، دستگير می شوند . آنها تحت فشار هستند که نگويند با ماشين نيروی انتظامی تصادف کرده اند. اتهام محاربه برای آنها به دليل زير گرفته شدن شان توسط نيروی انتظامی است!




13 بهمن 1388    16:28
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :دادستان قضات:قضاوت درباره مرتضوي،بعدازتعليق

ايلنا:دادستان انتظامی قضات هرگونه قضاوت درمورد دادستان سابق تهران را به بعد از صدور قرار تعليق برای وی موكول كرد.



به گزارش خبرنگار ايلنا حجت الاسلام احمد شفيعی در جمع خبرنگاران ايلنا و ايسنا در پاسخ به پرسشی درباره آخرين وضعيت پرونده قضات بازداشتگاه كهريزك گفت:پرونده آنها در حال رسيدگی است.



دادستان انتظامی قضات در پاسخ به پرسش ديگری مبنی براينكه در مورد مطالب مطرح شده درباره دادستان سابق تهران چه توضيحاتی ارائه مي‌دهيد،اظهارداشت:بايد تكليف آن از لحاظ قانونی مشخص شود و زماني‌كه قرار قانونی تعليق صادر شد،مي‌توان در مورد آن قضاوت كرد.



وی در پاسخ به پرسش ديگری مبنی براينكه آيا در دادسرای انتظامی قضات در مورد دادستان سابق تهران مسئله‌ای مطرح است،اظهارداشت:مي‌تواند مطلبی مطرح باشد.



اين در حالی است كه حدود يك ماه از گزارش صريح كميته مجلس كه در آن به نقش برخی عوامل پرداخته شده بود، مي‌گذرد.




13 بهمن 1388    16:18
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :اعتراض همگانى براى جلوگيرى از فاجعه قتل عام زندانيان سياسى در ايران

بدنبال اعتراضات مردم به تقلب گسترده در انتخابات رياست جمهورى و متعاقب آن دستگيري، زنداني، شکنجه و تجاوز و کشتار مردم توسط حاکمين ايران؛ اخيراً نيز دو تن از زندانيان سياسى اين وقايع به نامهاى محمد على زمانى و آرش رحمانى پور به اتهام محاربه و اقدام عليه امنيت ملى به جوخه هاى اعدام سپرده شدند و عده اى ديگر نيز با همين اتهامات در خطر اجراى حکم اعدام هستند.



همانگونه که در اطلاعيه هاى قبلى هشدار داده بوديم ؛ حاکمين ايران، براى ايجاد جو رعب و وحشت در ميان مردم، در صدد وادار کردن زندانيان سياسى به اعتراف تحت فشار و شکنجه و بدنبال آن به راه انداختن موجى از اعدام زندانيان سياسى هستند تا بدينوسيله مردم را از پيگيرى خواستها و مطالباتشان، بخصوص در اعتراضات احتمالى 22 بهمن، منصرف سازند.



با توجه به کارنامه نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزى شده حقوق بشر در ايران، حاکمين ايران در جواب به خواستها و اعتراضات مردم همواره سرکوب را به عنوان تنها ابزار انتخاب کرده اند و بدين خاطر اينبار نيز از به راه انداختن موج اعدام زندانيان سياسى ، همانند سالهاى ۶۰ و ۶۷، ابايى نخواهد داشت.



ما، بعنوان جمعى از نهادهاى حقوق بشر ايراني، اعدام اين دو زندانى سياسى را بشدت محکوم مى کنيم و از تمامى نهادهاى مدنى و حقوق بشر ايرانى و بين المللى و فعالين اجتماعى و سياسى تقاضا مى کنيم عليه اين فاجعه حقوق بشرى در ايران هر آنچه در توان دارند بکار گيرند.



ضمناً مهمترين راه جلوگيرى از گسترش موج اعدام زندانيان سياسى و جلوگيرى از ادامه دستگيريها، شکنجه ها و محدوديتهاى بيشمار اجتماعي، سياسى و فرهنگى از سوى حاکمين ، اعتراض گسترده و همگانى مردم به اين فاجعه حقوق بشرى در ايران و پيگيرى سرسختانه ى خواستها و مطالبات مبتنى بر اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقهاى الحاقى آن و تقاضاى آزادى کليه زندانيان سياسى و بازداشت شده گان وقايع اخير از سوى مردم و تمامى فعالين اجتماعي، سياسي، حقوق بشرى و ... در داخل و خارج ايران است.



سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ برابر با ۲ فوريه ۲۰۱۰



فعالين ايرانى دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکاى شمالى



کميته دفاع از زندانيان سياسى



کميته گزارشگران حقوق بشر






13 بهمن 1388    13:14
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
20:32 13 بهمن 1388
بایستی آزادى کليه زندانيان سياسى به یک موضوع هر روزه در میان مردم تبدیل شود.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :سردبير نشريه نوای وقت کرمانشاه بازداشت شد

کرمانشاه پست : امروز سه شنبه علی محمد اسلامپور سردبير نشريه نوای وقت کرمانشاه توسط شعبه نهم دادگاه انقلاب احضار و با حکم قاضی نجار به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و فحاشی از طريق وبلاگ قصر نيوز بازداشت شد .



بنابراين گزارش قاضی پرونده با استناد به نامه اداره اطلاعات استان کرمانشاه که به اعترافات دو تن از بازداشت شدگان اخير اين شهر درباره مالکيت وبلاگ مذکور اشاره شده حکم بازداشت اين روزنامه نگار با سابقه استان را صادر کرده است .



سردبير نوای وقت هر گونه ارتباط با اين وبلاگ را رد و اتهامات يادشده عليه خود را نپذيرفته است . استناد قاضی پرونده به اعترافات بازداشت شدگان پيشين در حالی بعنوان سند اتهامی بکاربرده می شود که رهبری نظام در يکی از خطبه های اخير خود هر گونه اعتراف متهمان عليه ديگران را نادرست و اعترافات هر کس را تنها برای شخص متهم مورد قبول دانسته است .



نوای وقت از نشريات هوادار انتخاباتی ميرحسين موسوی بشمار می رود که بارها توسط مقامات استانی تذکر و به دادگاه فراخوانده شده است .




13 بهمن 1388    17:34
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن: پرونده مهدی و فائزه هاشمی به دادسراى تهران ارجاع شد

جهان نيوز

حجت‌الاسلام سيد ابراهيم رئيسى دوشنبه شب در نشست سياسى بصيرت كه در مسجد اهل البيت(ع) قم برگزار شد در سخنانى با اشاره به جايگاه بلند حضرت آسيه همسر فرعون در آموزه‌هاى دينى اظهار داشت: ايشان در ميان ظلمت و تاريكى ولى با بصيرت و آگاهى راه را از بيراهه تشخيص داده و الگوى زنان مي‌شود و در طرف ديگر همسران هود و لوط در خانه‌هاى نورانى انبياى الهى با جهالت دچار گمراهى و ضلالت مي‌شوند.



معاون اول قوه قضائيه گفت: در طول تاريخ اسلام و در زمان پيامبر اكرم(ص) و اميرالمؤمنين على(ع) مكتب اسلام از گروه مؤمنان بي‌بصيرت لطمات جبران‌ناپذيرى را تحمل كرده است.



حجت‌الاسلام رئيسى راهكار برون‌رفت از همه فتنه‌ها را بصيرت و آگاهى دانست و گفت: چشم و گوش و دل همه ابزار شناخت جهان پيرامون هستند، ولى اگر انسان را به سمت بينش، آگاهى و بصيرت پيش نبرند انسان با حيوان تفاوتى نخواهد داشت.



وى با بيان اينكه آراى دستگيرشدگان در جريان فتنه اخير پس از قطعى شدن به آگاهى مردم خواهد رسيد، خاطرنشان كرد: در جريان فتنه گام نخست برخورد قاطعانه بوده و تبيين ابعاد فتنه و روشنگرى مردم و نيز ترميم جامعه گام‌هاى بعدى هستند و كسانى كه امروز واژه رأفت اسلامى و عفو را به كار مي‌‌برند بايد بدانند كه ما راه برخورد با اغتشاشگران را تا انتها ادامه داده و ريشه فتنه را از ميان برمي‌داريم.



معاون اول قوه قضائيه ضمن اظهار اميدوارى از ارائه كارنامه درخشان به مردم و در برابر قانون گفت: وظيفه مسلم دستگاه قضائى برخورد با مجرمان است و تمامى احكام صادره كاملا بر مبناى قانون و قابل دفاع خواهد بود.



حجت‌الاسلام رئيسى در خصوص رسيدگى به پرونده فرزندان هاشمى رفسنجانى نيز گفت: اراده دستگاه قضايى امروز بر اين امر استوار شده است كه به هيچ عنوان رسيدگى به اتهامات كسانى كه منتسب به خواص هستند را كنار نخواهد گذاشت و پرونده فرزندان هاشمى نيز به دادسراى تهران ارجاع شده و در موعد مقرر در جريان قرار خواهد گرفت.



وى در ادامه افزود:‌ گذشت زمان بسيارى از مسائل را براى سران فتنه و طرفداران آنها روشن ساخته و در اينكه بدانيم آنها تا كجا پاى موضع باطل خود ايستاده‌اند بسيار نقش داشته است.

وى تأكيد كرد: دستگاه قضائى براى هيچ شخصيتى حاشيه امن قرار نخواهد داد و همه در برابر قانون پاسخگو خواهند بود و براى آنها به هيچ عنوان رويكرد اغماض و كوتاهى را پيش نخواهيم گرفت.



معاون اول قوه قضائيه درباره شايعه عدم حضور اعدام شدگان در اغتشاشات اخير نيز گفت: دو نفرى كه اعدام شده و 9 نفر ديگر كه به زودى اعدام خواهند شد قطعا در جريان آشوب‌هاى اخير دستگير شدند و هر كدام به يكى از جريان‌هاى ضد انقلاب مرتبط بوده و با انگيزه نفاق و براندازى نظام در اغتشاشات حضور يافته‌اند.



وى همچنين مسئله كهريزك را حاشيه‌اى دانست كه از متن اصلى كه همان جريان فتنه و ظلم بزرگ به نظام اسلامى است فراتر رفته و در ادامه گفت: امروز دستگاه قضائى با جديت پرونده متهمان كهريزك را پيگيرى مي‌كند.



رئيسى خاطرنشان كرد:‌ براى رسيدگى به جرم برخى خواص منتظر شكايت مردم نيستيم و قطعا با پيگيرى مدعي‌العموم به پرونده اين آقايان رسيدگى مي‌كنيم.
13 بهمن 1388    12:02
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :معاون اول قوه قضائيه : 9 نفر ديگر اعدام می شوند

فارس : حجت‌الاسلام رئيسى در خصوص رسيدگى به پرونده فرزندان هاشمى رفسنجانى گفت: اراده دستگاه قضايى امروز بر اين امر استوار شده است كه به هيچ عنوان رسيدگى به اتهامات كسانى كه منتسب به خواص هستند را كنار نخواهد گذاشت و پرونده فرزندان هاشمى نيز به دادسراى تهران ارجاع شده و در موعد مقرر در جريان قرار خواهد گرفت.



وى در ادامه افزود:‌ گذشت زمان بسيارى از مسائل را براى سران فتنه و طرفداران آنها روشن ساخته و در اينكه بدانيم آنها تا كجا پاى موضع باطل خود ايستاده‌اند بسيار نقش داشته است.



معاون اول قوه قضائيه درباره عدم حضور اعدام شدگان در اغتشاشات اخير نيز گفت: دو نفرى كه اعدام شده و 9 نفر ديگر كه به زودى اعدام خواهند شد قطعا در جريان آشوب‌هاى اخير دستگير شدند و هر كدام به يكى از جريان‌هاى ضد انقلاب مرتبط بوده و با انگيزه نفاق و براندازى نظام در اغتشاشات حضور يافته‌اند.


13 بهمن 1388    11:24
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :گفت و گوی ميرحسين موسوی با سايت کلمه پيرامون ۱۰ سوال مهم روز در آستانه 22 بهمن

کلمه: مهندس ميرحسين موسوی در گفت و گويی تفصيلی به ۱۰ سوال سايت کلمه در مورد، اهداف اصيل انقلاب اسلامي، اقدامات قوه قضائيه، عملکرد سوء اقتصادي، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپايی راه پيمايی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.



به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در اين گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و يکمين سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعيت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکيد کرد که امروز مقاومت مردم ميراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما اين روزها شاهد آن هستيم به خوبی حضور اين ميراث را نشان می دهد. مشروح اين گفت و گو را در زير می خوانيد:



در آستانه سی و يکمين سال انقلاب اسلامی هستيم. آيا می توانيم از يادآوری و بزرگداشت روزهای پيروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببريم؟



در مقدمه لازم ميدانم سی و يکمين سال پيروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهيدان و جانبازان و رزمندگان و ايثارگران تبريک بگويم. تحليل انقلاب اسلامی هنوز پايان نيافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخير و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جديدی قرار داده است.



بعضی از اين نقد ها بيشتر به مشابه سازی گرايش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکيد می کنند و بعضی دنباله ريشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال اين نقد ها فوق العاده مفيد اند به ويِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت يکپارچه ملت ما به ويِژه تهيدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمينی(ره) انقلاب اسلامی به پيروزی رسيد. مطالب بسياری در اين زمينه می توان گفت ولی آنچه بسيار مفيد است همان اول اين گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم يکپارچه در صحنه انقلاب بودند.اين وحدت در صفوف آنقدر عميق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نيروی هوايی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان يک سند تاريخی از اين نظر اهميت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پيروزی انقلاب ما دو گروه اقليت و اکثريت در خيابان ها نداشتيم، بلکه به دليل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ريشه های مشروعيت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زير پايش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سياسی تمايزات خود را از دست داده بودند و از روی رضايت يا عدم رضايت با حرکت توده های ميليونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.



می توان گفت فروپاشی رژيم شاهنشاهی اجتناب ناپذير بود؟



رژيم مشروعيت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خيابانی در تسريع اين روند نقش عظيم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهريور تعيين کننده بود. اگر کمی دورتر برويم می توان به قطع و يقين گفت که اگر پهلوی ها به ميراث مشروطيت خيانت نمی کردند رژيم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پيد اکند. در اين زمينه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهيد مدرس تا پای جان در اين زمينه مقاومت کردند. ولی همه اين مقاومت ها و تذکرات بی فايده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطيت نظام استبدادی اين بار در شکل شبه تجدد گرايانه باز توليد شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطيت ريشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بين نرفت و اين ريشه ها در قالب های فرهنگي،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حيات خود ادامه دادند. بنده يادم هست که رژيم شاه در آن سالها از يک عکس برای تبليغات بسيار استفاده می کرد و آن عکس يک رعيتی بود که به زمين افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسيد. اين عکس از نظر آنها نشان پيوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در اين عکس چيزهای ديگری می ديدند.



عواملی که باعث بازتوليد رژيم های استبدادی در ايران می شد آيا با انقلاب اسلامی از بين رفته است؟



در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثريت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهايی را که می توانست منجر به استبداد و ديکتاتوری شود از بين برده است و من هم يک نفر از اين جمع بودم. ولی الان چنين اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ريشه هايی را که منجر به ديکتاتوری می شود می توان شناسايی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به اين ديکتاتوری را که بايد گفت مقاومت مردم ميراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما اين روزها شاهد آن هستيم به خوبی حضور اين ميراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بيرحمانه مردم در خياباها که به صورت مسالمت آميز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ريشه های استبداد و ديکتاتوری باقيمانده از نظام شاهنشاهی است. مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگيری ها و اعدام ها با اغراض سياسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانين رايج صورت می گيرد. آنها از رژيم شاهنشاهی نفرت دارند و در عين حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهميت و بدون رعايت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعيض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاييه دستمريزاد بگويد. برای او مهم نيست که شايعات گسترده ای برا ی اعتراف گيری های غير قانونی وجود دارد و برای او مهم نيست که اين افراد ربطی به جريانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوينی اثربخشی خون بيگناهان غافل است و نمی داند سيل خون شهيدان، رژيم شاه را از بين برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دليرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همين تغييرات بنيادينی بود که انقلاب اسلامی در روحيه مردم پديد آورده بود. بياد داشته باشيم که از جنگهای روس با ايران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهايی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سياسی توسط همين شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس اين مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پايداريشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحيه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بينيم. از سوی ديگر امروز وقتی ديده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سيما و روزنامه های وابسته، سکه رايج است؛ وقتی ملت ما می بيند که عملا اين نيروهای امنيتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاييه حکم می رانند و در حقيقت اين قوه قضاييه است که ضابط نيروهای امنيتی شده است، به اين نتيجه می رسيم که ما در اول انقلاب زياد خوش بين شده بوديم.



بنده امروز به شهادت رسيدن مردانی چون بهشتی و مطهری و ديگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ريشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ريشه کن نشده بود. به همين دليل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسيده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقيقت برای هشياری وبرای تمديد قوا جهت برخورد با باقيمانده ريشه های استبداد است. امروز مردم برای نيل به عدالت و آزادی و حاکميت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و بايد بدانيم که ملت ما در اين راه صدها هزار شهيد داده است.



انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظيم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاريکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دين، بدترين نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ايستادگی بر سر ميراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سياه به آينده ای روشن عبور می دهد و باقيمانده تفاله های خود کامگی را از بين می برد و زمينه را برای زيستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی انديشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای ديگر بيفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاييه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شايعات جدی در مورد نحوه اعتراف گيری از آنها وجود دارد، به اين ريشه ها توجه می کرد.



گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاييه قطع اميد کرده ايم و قوه قضاييه ای که فرزند فرهيخته،‌ آزاديخواه و مومن شهيد بهشتی و آزايخواهان ديگر امثال او را زير عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خيلی از اهداف تعريف شده انقلاب دور شده است.



امروز زندانها را پاکترين فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجويان و اساتيد و ديگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هايی مالی يا جنسی يا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بيت المال در بيرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شريف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اينجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهيخته خود که همگی دستگير شده اند و در محبس عدالت آقايان گرفتارند دفاع نمايم و شرمندگی خود را از اينکه کنار آنها نيستم ابراز کنم. اين روز ها شبی نيست که بنده به امام و شهيد بهشتی و ديگر شهيدان عزيز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستيد و امروز ما به کجا رسيده ايم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانيان سياسی ابراز کرده باشم. ايران نام و فداکاری همه اين عزيزان را حفظ خواهد کرد.



آيا از ظهور و بروز روحيه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانيد مثال بياوريد؟



نفوذ اين روحيه و باقی مانده آثار رژيم مستبد تاريخی را در همه جا در کنار روحيه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان ديد. ولی شايد برترين نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنيم. الان به طور واضحی ديده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظايف آن است به دولت نمی رسد. اين فقط گفته مخالفان دولت نيست. اصول گرايان منصف و آگاه از اين مسئله می نالند. عدم پاسخ گويی در موارد اعلام شده ديوان محاسبات عمومي، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شيوه های هزينه کردن آن، بی اعتنايی به برنامه چهارم و ويران کردن دستگاه برنامه ريزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسيار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرويم. چند روز پيش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزيری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گيرند و چرا کم می گيرند. شما شبيه اين گفته ها را از مسئولان ديگر و همچنين از نيروهای امنيتی می توانيد بشنويد.



همچنين در حالی که در مجلس به دليل جنايات بی سابقه در کهريزک گزارش داده شده است. يکی از مسئولين می گويد مسئله کهريزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز ديگر اين روزها نحوه ارتباط قوه قضاييه با باصطلاح ضابطين خودش است. بايد ديد قاضی ها فرمان می دهند و تصميمی می گيرند يا نيروهای انتظامی و امنيتي؟ قوه قضاييه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکيد شده است امروز بايد ديد که اختياراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من يکی از مظاهر بارز ادامه روحيه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاييه و مجلس می توان مشاهده کرد. آيا امروز قوه قضاييه و قوه مقننه می توانند از همه اختياراتی که قانون اساسی برای آنها تعيين کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پيدا می کند يکی ديگر از اين نشانه ها است. شما شيوه رای گيری مجالس اول انقلاب را با الان مقايسه کنيد تا ببينيد ما به جلو حرکت کرده ايم يا به گذشته؟



از مطالبات هميشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سياسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعي، بويژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی ديده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. ميتوان گرايش خاصی را در جنبش سبز تشخيص داد.



مردم در مشروطيت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاريخ انديشه بشری نشان می دهد خواست عدالت هميشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و انديشمندان عدالت را جمع همه فضيلت ها و يا مادر همه فضيلت های ديگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشيم ميان عدالت و آزادی يکی از آنها را انتخاب کنيم. بطور عينی و ملموس شما توجه کنيد که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بيکاري، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.



درست در همين نقطه است که طمع سيطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پيدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزيع سيب زمينی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گيرد. بررسی وضعيت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بويژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سياسی يک ضرورت است.



در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نيروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعيف يک اصل بود و متصف بودن به همنشينی باکارگران و حقوق بگيران و اقشار مستضعف يک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما بايد به ان توجه کنيم حمايت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از اين اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با اين قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بويژه دو قشری که توليد اقتصادی و توليد علمی دارند يعنی کارگران و معلمان ودانشگاهيان گره بخورد. بنده به دليل آنکه مشکلات حاد سياسی باعث شده است مشکلات اقشار پايين دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گيرد، ناراحت هستم. وقتی معيشت مردم سامان پيدا می کند، هم ريشه های آزادی در جامعه عميق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفايی مردم بيشتر می شود.



امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بيکاری و ويرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطيلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقيبان در منطقه هستند، با تزريق مسکّن ها و سياست های بی سر و ته ولی عوام فريبانه سعی می کننداز اين وضعيت استفاده کنند. کافی است ببينيد باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شيوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلايی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آينده مايه نگرانی جدی است.



مخصوصا با ندانم کاری هايی که منجر به افزايش خطر تحريم ها شده است. به هر حال بايد گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نيز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغييراند بايد بيشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دليل سرنوشت ساز بودن تصميمات و سياست های اقتصادی همه بايد به اخبار و تحليل های اقتصادی حساسيت نشان بدهند. اين روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقايسه با اخبار سياسی بسيار اندک است و در اين زمينه اطلاع رسانی کمی صورت می گيرد.



عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بينند. آيا به نظر شما اين راه حل واقعی مسائل ماست؟



انشاالله همه ما برای اصلاح به ميدان آمده ايم، نه برای انتقام گيری و يا کسب قدرت و يا ويران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولين آنها عدم توانايی صاحبان چنين خواسته ای برای جلب نظر اکثريت ملت ماست. بدون جلب نظر اين اکثريت و حتی بايد بگويم، بدون ايجاد يک اجماع نبايد منتظر يک تحول اساسی و معنا دار باشيم. برای همين بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدين ونهادهای سنتی است و متاسفانه بايد گفت، گاهی شعارهای افراطی در اين زمينه بيشتر از افراط کاری های اقتدارگرايان به جنبش آسيب می رسانند. اينکه شما مخالف خرافه گرايی و تحجر هستيد يک خواست خوب و اساسی است.



ولی اينکه وسط معرکه بحث هايی به ميان کشيده شود که با اعتقادات و دين و ايمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دليل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با اين راه حل، ما به پرتاب در تاريکی دعوت می شويم. اگر ما اين ريسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهيم به قطعات ريز ريز بی خاصيت تبديل خواهيم شد. طبيعی است که دنبال آن رويگردانی عامه مردم از اين آشفتگی و حرکت در تاريکی را شاهد باشيم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختيار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار مناديان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کينه خود را به مردم و انقلاب به نمايش می گذارند. کسانی که تئوريسين های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا يادشان رفته است که مردم حافظه بسيار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود ميتواند انتظار مقبوليت را داشته باشد و نه بيشتر.



شعارهايی امروز مفيد است که يا بصورت مشخص به تبيين اهداف جنبش کمک کند و يا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات ميانه جلب کند.همه بايد بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثريت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهيد می دانند و تاريخ و منش ملت ما با زنجيره ای از اين شهدا در شهر و روستا به ديروز انقلاب متصل اند.



هفت ماه برنامه کانال های کشورهای ديگر که متأسفانه به دليل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سيما اهميت پيدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی اين اثرات ضعيف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دينی و تاريخی شان دست بردارن، همچنانکه نبايد همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعيت های جامعه مورد بهره برداری قرار گيرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پيش تعيين شده ،اهانت به مردم است و بايد شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غير آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادي، جمهوری اسلامی به صورت طبيعی از دل مردم جوشيد.



آيا صرف تکيه بر قانون اساسی راه را برای آينده نمی بندد؟



بنده جايی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نيست و همانطور که سال ۶۸ يکبار تغيير پيدا کرد می توان با توجه به نيازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربيات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بيشتر آن برداشت. منتهی بايد بداينم که صرف داشتن يک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما بايد به طرف سازو کارهايی حرکت کنيم که امکان نقض و تخطی از قانون هزينه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.



به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسي،‌اجرا نشدن و يا کمتر توجه کردن به بخشهايی از قانون اساسی را هم بايد نوعی نقض قانون اساسی بحساب بياوريم. برای همين، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی يک خواست راهبردی است از طرف ديگر هم به همين دليل بايد به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوييم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بويژه فصل سوم آن مورد بی اعتنايی قرار گيرد بطور قهری بديل های ديگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه بايد بدانيم، عدم رعايت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنين به رسميت نشناختن حاکميت مردم بر سرنوشت خود به ابطال اين ميثاق ارزشمند ملی خواهد انجاميد. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبديل به يک رويه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تيشه به ريشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سيما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پايه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.



در بيانيه شماره ۱۷ اشاره به نهرهايی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغيانی بشوند می توانند جريان آنرا بتدريج آرام و روشن گردانند. يکی از آن نهرهای روشن می تواند اين باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگرديم.



به عنوان سوال آخر در مورد راهپيمايی ها و تجمعات نظرتان را بيان بفرماييد



راهپيمايی و تجمعات مسالمت آميز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و ميانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هيچ کينه ای نسبت به نيروهای انتظامی و بسيج ندارند چرا که آنها را نيز از خود می دانند. درگيری موقعی پيش می آيد که اين نيروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گيرند از هزاران عکس و فيلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و يا روزها ی ديگر گرفته شده می توان فيلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگيری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ايجاد شده است. به هر حال انچه توصيه بنده به نيروهای انتظامی و بسيج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصيه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمايز خود را با بقيه مردم، چه کم و چه زياد ،کم کنند. اين نهضت از ميان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت بايد مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهايی خودمان را درهيچ مرحله ای نبايد از ياد ببريم و آن ساختن ايرانی پيشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. اين هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه انديشه ها و سليقه ها امکان پذير است. جا دارد بگويم، وقتی می گوييم ايران بايد همه ايرانيان داخل و خارج علاقمند به اعتلای اين سرزمين و فرهنگ ديرينه و باورهای ديني، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بياوريم و انشاالله حرکت سبز در هيچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آميز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. اين حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بيت پيامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت هميشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقايد و انديشه و آزادی بيان احترام می گذارد و از همه جنبش هايی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمين حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نيز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.



آيا شما نماينده و سخن گويی در خارج داريد؟



در جنبش سبز هر شهروند يک رسانه است و راه سبز هيچ نماينده و سخن گويی در خارج ندارد. يکی از زيبايی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و اين حرکت در يک فضای تعامل گسترش می يابد. بنده هم به عنوان يک همراه نظرات و پيشنهادات خودم را در اين فضا مطرح می کنم.



گاهی در سايتها و فيس بوک و نظاير آن از شما نقل قولهايی می شود. تا چه اندازه اين مطالب مورد تأييد شماست؟



مطالب بنده با امضاء و در سايتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهايی که اشاره کرديد از جمله عوارض اجتناب ناپذير فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.








13 بهمن 1388    11:13
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :قصه خانه‌دار کردن روزنامه‌نگاران در بهشت زهرا

اعتماد، نعمت احمدی*: روزنامه نشاط هم بسته شده بود. حياط روزنامه پر بود از روزنامه نگاران و خبرنگاران، چه از حلقه شمس و چه از ديگر روزنامه ها. تا آن روز احمد بورقانی را از نزديک نديده بودم ولی هميشه و در هر حال و هر جا صحبت از او بود. وقتی از در حياط آمد تو و چند نفری دوروبرش بودند، يک راست آمد سراغ من و گفت؛ «ديگه از دست شما وکلا هم کاری برنمياد.» برايم جالب بود. با او روبه رو نشده بودم اما معاون مطبوعاتی وزير ارشاد دوران اصلاحات از ميان همه گذشت و يک راست سراغ من آمد و به درستی به من فهماند که دوره وکالت و اعمال قانون برای مطبوعات تمام شده است. غرق عرق بود. خيس خيس، معلوم بود که با ديگران صحبت کرده و به نتيجه نرسيده. وزير آن زمان در لبنان يا سوريه بود و يک اظهارنظر او داغی شده بود برای مجموعه شمس الواعظين. مدتی بعد او استعفا داد و عمر کاری امثال خود را به اندازه عمر چريک در حال مبارزه دانست که تفنگ به دوش، شش ماهی بيشتر عمر نمی کند. ديگر احمد بورقانی نام آشنايی بود که هرازگاهی از من می خواست وکالت بعضی از افراد را قبول کنم. مانده بودم از طيف گسترده اطرافيانش. فلان چاپخانه دار گرفتاری داشت.



فلان ناشر درمانده بود، حتی فلان پيمانکار که هيچ سنخيتی با خط مشی احمد نداشت ولی هر کس که از دفتر احمد بورقانی به دفترم می آمد، می شد برق خوشحالی را در چشمانش ديد. همه او را احمد می ناميدند. چگونه مردی بود اين بزرگمرد با دل دريايی خود که همه کس را می پذيرفت. وقتی شمس الواعظين همان شب بسته شدن «نشاط» روزنامه «توس» را درآورد، هر چند مدتی نپاييد و توس هم به دنبال نشاط و جامعه رفت نوبت به عصر آزادگان رسيد. بعد از چند شماره دادگاه معروف شمس الواعظين شروع شد؛ دادگاهی که ديگربار تکرار نخواهد شد يا حداقل آرزو می کنم تکرار نشود. برای اولين بار سردبير و نويسنده روزنامه يی بدون اينکه در متن قانون آمده باشد که می شود او را محاکمه کرد، به محاکمه کشيده شد. تا قبل از اصلاحيه سال 1379 قانون مطبوعات، تنها مديرمسوول مانند همه جا در مقابل نوشته های روزنامه مسوول بود ولی هنوز قانون تغيير نکرده بود که شمس الواعظين را به محاکمه کشيدند تا آن روز که قرار بازداشت او صادر شد. دادگاه به اصطلاح مطبوعات در مجتمع شهيد بهشتی قرار داشت. هنوز اين ميزان کنترل و نظارت بر ورود و خروج به مجتمع ها که بعضاً دل آدم می گيرد که چرا بعد از 32 سال وکالت، جوانی 20ساله به خود اجازه می دهد کيف و جيب و تمام هيکلت را جست وجو کند وجود نداشت.



پله ها را که می گرفتی و سرراست بالا می رفتی در طبقه سوم، دادگاه مطبوعات بود و قاضی اين شعبه تازه می رفت نامی در ميان جامعه برای خود دست و پا کند و محاکمه شمس الواعظين آغاز اين راه بود. چه محاکمه جنجالی که حتی هيات مديره کانون وکلا برای ديدن دادگاهی جنجالی به عنوان تماشاچی وارد دادگاه شدند. پايان جلسه يکی از روزهای محاکمه بود که شمس بازداشت شد. به اتفاق مامور به حياط مجتمع هدايت شديم. ساعت ها از تعطيلی مجتمع گذشته بود. در حياط مجتمع شهيد بهشتی يک دستگاه ماشين پيکان با لب و لوچه آويزان قرار داشت.



مامور هدايت شمس به زندان به طرف ماشين رفت و راننده پشت فرمان قرار گرفت، سوئيچ را چرخاند و ماشين روشن نشد. کار به هل دادن کشيده شد. من و محمود شمس، وکيل و موکلی که بايد راهی زندان می شد، ماشين را هل داديم و يکی از عکاسان روزنامه از اين صحنه عکس گرفت و فردا اين عکس چاپ شد. آن روزها مثل امروز هر کس وب سايتی نداشت. اما اينترنت تازه می رفت جای خود را در ميان فضای مجازی باز کند. اين عکس آنقدر در سايت ها تکرار شد و در روزنامه های درون مرزی و برون مرزی چاپ شد تا احمد بورقانی را به خنده واداشته بود وقتی صدايش را از آن سوی سيم شنيدم که می گفت؛ «ديدی گفتم دوره شما وکلا تمام شده. نه اينکه نمی توانيد از موکل خود دفاع کنيد بلکه بايد ماشينی که او را به زندان می برد، هم هل بدهيد.»



مجلس ششم با همه افت و خيز خود هر اثری که داشت يا نداشت، احمد بورقانی را کشف کرد. يک بار خواستم به ديدارش در مجلس بروم. ممکن نشد و وقت ما با هم نمی خورد تا اينکه يک روز به کميسيون اصل نود دعوت شدم و حالا فرصت مناسبی بود که با احمد خوش و بشی بکنم. مثل هميشه يک کتاب دستش بود انگاری دست او عادت داشت که هميشه کتابی را با خود حمل کند. هم اکنون اين کتاب روبه رويم است؛ ترجمه نهج البلاغه از سيدجعفر شهيدی. حالا که کتاب را نگاه می کنم، به فاصله اندکی هم استاد دکتر جعفر شهيدی مترجم نهج البلاغه و هم احمد بورقانی اهداکننده نهج البلاغه به من درگذشته اند. کمتر مناسبتی می شد که احمد در آن حضور نداشت. گويی او آماده بود در مواقع سختی مثل بيماری يا مرگ يار و پای هميشگی باشد. روزی که ناباورانه عمران صلاحی درگذشت در حياط خانه هنرمندان احمد را با پالتوی معروفش که هر زمستان می پوشيد، ديدم. به اشاره يی به طرفش رفتم. در طول مراسم با هم بوديم. جمله يی از عمران صلاحی گفت و همه را به تلخندی دعوت کرد. می گفت صلاحی می گفت من از همه ويرانه تر و خراب ترم اما اسم مرا گذاشته اند عمران.



تا آخرين ملاقات که حکايتی است اين کار احمد. مهران قاسمی که در اوج جوانی و نشاط و تازه می رفت در عرصه قلم چهره شود، ناباورانه پر کشيد. همه آمده بودند. خيابان کريمخان زند جلوی روزنامه اعتماد ملی و تشييع جنازه. آن روز احمد چه کرد. به احمد مسجدجامعی زنگ زد يا ديگران زنگ زدند که خود را به سرعت به روزنامه رساند. در طبقه بالا نشستی برگزار شد و احمد پيشنهاد داد به عنوان عضو شورای شهر برای بچه های روزنامه قطعه يی در بهشت زهرا اختصاص پيدا کند. احمد دنبال حرف خود را گرفت. با احمد مسجدجامعی سراغ مديرعامل وقت بهشت زهرا آقای رضاييان رفت. روزی برفی و سرد، و احمد باز هم با همين پالتوی معروف خود. نمی دانم چرا وقتی احمد اين پالتو را می پوشيد، ياد قهرمان داستان های روسی می افتادم و يک بار اين را به احمد گفتم. به خنده گفت لابد قهرمان داستان قمارباز داستايفسکی است و هر دو خنديديم. آن روز احمد در سکوتی که هيچ رنگی نداشت با همت احمد مسجدجامعی و آقای رضاييان مديرعامل وقت بهشت زهرا، قطعه يی مناسب را در بهشت زهرا برای اهالی مطبوعات دست و پا کرد و بعداً شورای شهر هم ظاهراً بر اين انتخاب صحه گذاشت. يک نفر آنجا دفن شده بود؛ برادر عباس سليمی نمين و دومين نفر مهران قاسمی. احمد با پايش با نرمه برف های زمستانی بازی می کرد.



شايد داشت بغض در گلوخفته اش را به نوعی مهار می کرد. رابطه سهام بورقانی با مهران قاسمی در روزنامه اعتماد ملی رابطه يی صميمی بود و سهام با چشمان اشک آلود و ناباورانه ناظر دفن رفيق خود بود و احمد نمی خواست اشک او را که ده ها بار همه ديده بودند در اين جمع ببيند. به من گفت دوری بزنيم و از جمع بچه ها جدا شديم. خورشيد با نور کم رمق خود فضای بهشت زهرا را غم آلودتر کرده بود و احمد ناگهان بغضش ترکيد و با گريه و خنده گفت؛ خدايا شکرت، بچه ها هم صاحب خانه آخرت شدند. رو کرد به من و گفت؛ «ديگه خيال مان راحت شد حداقل بچه ها در آخرت سرپناهی پيدا کردند هر کس که قلمش گرفت و دق مرگ شد يک راست می آوريدش اينجا.»



هنوز داغ رفتن ناگهان مهران قاسمی که احمد او را در بهشت زهرا خانه دار کرده بود تازه بود که دوستی- که هر کجا هست پايدار باشد - با اشک به من زنگ زد که احمد هم رفت و پيامک پشت پيامک بود که از طريق موبايل از دور و نزديک می رسيد. حرکت کرديم به طرف خانه احمد، محله قاسم آباد، خيابان اشراقی. لازم نبود دنبال آدرس بگرديم. از ميدان امام حسين می شد چهره های آشنا اما گريان را ديد که سواره و پياده به طرف خانه احمد در حرکت بودند. خدا کند اين پيام ها و اين رفتن ها دروغ باشد. دلت می خواست همه دروغ بگويند حتی پيامک ها. اواسط خيابان کوچه يی که خانه احمد بود و يک بار او را تا دم خانه رسانده بودم، حکايت از وقوع حادثه يی داشت که ديگر بايد باورش می کرديم.



طيف افرادی که راه پله پر از کتاب خانه محقر معاونت مطبوعاتی جمهوری اسلامي، نماينده مردم تهران، عضو هيات رئيسه مجلس شورای اسلامی را بالا و پايين می رفتند نشان از بزرگی احمد داشت؛ او که پشت پا به هر چه بود و هست زده بود. او که با رنوی معروف خود با آن هيکل خوش اندام و بزرگ، نماد بزرگی و دنيا را کوچک شمردن بود.



خانه اش هم جلوه يی از زندگی او بود غرق در کتاب. هر گوشه کتابی و به جرات می گويم لای هر کتاب، کاغذی که معلوم بود احمد چگونه با ولع به کتاب خود می رسيد. بورقانی يا همان احمد که مال همه بود رفت با انبانی از خاطرات که برای همه گذاشت. هر کس با احمد آشنا باشد، می تواند ساعت ها از خاطرات خوش خود با او بگويد. اما بغض فروخفته اش را در زمان خاکسپاری مهران قاسمی هيچ گاه فراموش نمی کنم و هرگز باور نداشتم که سومين خفته در قطعه يی که او خود برای اهالی قلم دست و پا کرده بود، احمد بورقانی باشد. همه اهالی قلم به همت او صاحب خانه شدند در گوشته يی از بهشت زهرا. او همه را صاحب خانه کرد طرفه اينکه بعد از مهران قاسمی خود اولين مستاجر ابدی آنجا بود.



*وکيل دادگستری


13 بهمن 1388    12:32
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن.پيام ابوالفضل اسلامی رايزن پيشين سفارت رژيم در ژاپن به مردم و همکارانش در وزارت خارجه

به لينک مراجعه کنيد

http://www.youtube.com/watch?v=kSEqqlISrFw&feature=player_embedded
13 بهمن 1388    08:08
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن :نامه سرگشاده مادران صلح به رئيس قوه‌ قضائيه در مورد زهره تنکابني، مهين فهيمی و ليلی فرهادپور

سايت مادران صلح: مادران صلح طی اطلاعيه ای به قوه قضائيه خواستار آزادی زهره تنکابني، مهين فهيمی و ليلی فرهادپور سه تن از اعضای مادران صلح شدند. متن نامه را در زير می خوانيد:



به نام خدا



رياست محترم قوه‌ى قضائيه



حجت الاسلام صادق لاريجانى



با سلام



جمعى از مادران صلح، خانم‌ها زهره تنکابني، مهين فهيمى و ليلى فرهادپور به همراه فرزندانشان دستگير شده‌اند. اين بازداشت شدگان به سبب شرايط سني‌شان سخت بيمارند و نياز به مراقبت ويژه دارند، خانم زهره تنکابنى از بيمارى قلبى و ليلى فرهادپور از بيمارى ديابت پيشرفته و مهين فهيمى از بيمارى درد مفاصل رنج مي‌برند. آنها مانند ساير مادران ايرانى در روزگار ميانسالى اندوخته‌اى جز انواع بيماري‌ها ندارند.



مادران صلح عليرغم جسم دردمند و آسيب‌ديده از حوادث روزگار، قلب‌هايى بزرگ و مهربان دارند، آنها به ميهن و مردمشان عشق مي‌ورزند و در روزگارى که کشور ما در معرض تهديد جنگ قرار گرفت، گردآمدند تا منادى صلح و مدارا و دورى از خشونت و قهر باشند و با تبليغ فرهنگ صلح و مدارا، راه گفتگو را در جامعه بگشايند.



آنها با تکيه به فرهنگ غنى ايرانى و اصالت دادن به اخلاق در جامعه و سياست و با رويکرد عدم خشونت، براى تأمين حقوق اساسى مردم و بويژه حق اساسى آنها براى برخوردارى از صلح و امنيت، پاى در اين راه گذاشته‌اند.



امروز اگر مادران صلح و فرزندان‌شان، به جرم تلاش براى صلح و آزادى در بازداشت بمانند، فردا عدالت‌خواهان و وجدان‌هاى بيدار، در کارنامه‌ى مقامات حکومت خواهند نوشت که صاحبان قدرت در جمهورى اسلامى که همه جا سخن از اقتدار به ميان مي‌آورند ، از چند مادر ميانسال که براى صلح و مدارا کوشش مي‌کردند، واهمه کرده و آنها را زندانى نموده‌اند .



ما از شما مي‌خواهيم که مادران صلح و فرزندان‌شان را هر چه زودتر آزاد كنيد



مادران صلح - ايران




13 بهمن 1388    08:54
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13بهمن.جواز رسالت خامنه ای را ولاديمير پوتين صادر کرده است.

روشنگری.دستگاه تبليغاتی رژيم برای مقابله با موج گسترده نفرت از خامنه ای دست به خاطره نويسی و روايت سازی در باره او زده است و جالب آنکه مضامين نشان ميدهد عوامل رژيم ميدانند تبختر، کينه توزي، قيافه عبوس و «طاغوت منشي» او تا چه اندازه مورد تنفر مردم است به همين جهت سعی کرده اند با رواياتی اين خصوصيات را خنثی کرده و اورا آدمی ساده زيست و مهربان جلوه دهند. ضمنا براساس روايات جديد معلوم ميشود خامنه ای که جواز امامت اش را از ماموران مسلح خودش گرفته بود، جواز رسالت را هم از پوتين دريافت کرده که بعد از ملاقات با او گفته خود مسيح را ديده است!! البته مکتب خامنه ای از آغاز به مکتب وهابی ها شبيه بود به همين جهت «سنت» و «روايت» در اين «مکتب» از اهميت زيادی برخوردار بوده و بخشی از وظايف امنيتی است و خبرگزاری امنيتی رژيم يعنی فارس هم آنرا منتشر کرده است:



روايتی ناگفته از زندگی رهبر معظم انقلاب

سياست > رهبری - معاون ارتباطات حوزوی دفتر مقام معظم رهبری در همايش علمی کاربردی تبليغ خاطرات ناگفته‌ای از زندگی رهبر معظم انقلاب را بيان کرد.



به گزارش فارس از قم، حجت‌الاسلام والمسلمين احمد مروی روز دوشنبه در همايش علمی کاربردی تبليغ ويژه اعزام مبلغين دهه فجر و دهه آخر صفر که در مرکز همايش‌های دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم برگزار شد با بيان برخی از خاطرات ناگفته‌ای از زندگی رهبر معظم انقلاب پرداخت.در ادامه مهم ترين بخش های اين سخنان را بخوانيد.



*چند سال پيش پوتين رئيس جمهور وقت روسيه برای نخستين بار در طول 30 سال انقلاب به ايران سفر کرد و کسانی که وی را مي‌شناسند مي‌دانند که بسيار چارچوب‌مند و منضبط بر اصول ديپلماسی است اما با اين حال چند بار پرسيده بود که ديدار با رهبر جمهوری اسلامی آيا انجام مي‌شود يا نه. در اين ديدار رهبری به نکاتی از تاريخ شوروی و قبل از آن اشاره مي‌کنند که برای رئيس جمهور وقت روسيه جديد بوده است، پس از ديدار مسئولين دستگاه ديپلماسی مي‌گفتند رفتار وی تغيير کرده بود و شخصا و نه از طريق وزير خارجه خود به وزير خارجه وقت کشورمان گفته بود که شما حتما سفری به روسيه داشته باشيد تا با هم گفتگو کنيم. دربرگشت به کشور روسيه خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ايران مي‌پرسد و وی در پاسخ مي‌گويد «من مسيح را نديده‌ام اما تعاريف او را در انجيل شنيده و خوانده‌ام، من مسيح را در رهبری ايران ديدم».



* ما قبل از انقلاب به منزل ايشان رفت و آمد داشتيم، منزل آقا پاتوق بسياری از طلاب و دانشجويان بود و ما هم زياد آنجا مي‌رفتيم، من مي‌توانم شهادت بدهم منزل ايشان هيچ تفاوتی با قبل از انقلاب نکرده است. خود آقا تعريف مي‌کردند که خانواده ما يک وقت رفته بودند منزل برخی از مسئولين ديده بودند دور تا دور اتاق پشتی قاليچه‌ای گذاشته‌اند و بعد مي‌فرمودند واقعا چه لزومی دارد که خانه پشتی قاليچه‌ای داشته باشد، آيا نمي‌شود با پشتی معمولی زندگی کرد.



*13 يا 14 سال قبل يکی از مسئولين که مي‌خواست آپارتمانی به قيمت 20 ميليون تومان در تهران بخرد و نامه‌ای به من داد که به دست رهبری برسانم، نامه را که به آقا دادم نگاهی کردند و گفتند واقعا نمي‌شود اين خانه را ارزان‌تر بخرد، اصلا چه لزومی دارد منزل 20 ميليون تمانی بگيرد، بعد به من گفتند «مي‌ترسم در حکومت و جامعه ما طبقه جديدی از مرفهين ايجاد شود که به بيت‌المال هم دست اندازی کنند». خود آقا مي‌گفتند ما در کل خانه تنها يک فرش دستباف داريم که جهيزيه همسرم بوده که نگه داشته‌ايم و بقيه خانه موکت است. قبل‌تر دفتر کار رهبری بالا بود و منزلشان طبقه پايين، ايشان تعريف مي‌کردند «گاهی من ظهر‌ها پايين مي‌رفتم تا يک يا دو ساعتی پيش خانواده باشم و کار را هم انجام دهم به خاطر کمردردی که دارم گفتم يه مبل دو نفره خريدند و آن را بردند منزل شب که رفتم خانه ديدم خانواده مبل را دم در گذاشته‌اند گفتم برای چی اين را گذاشتيد دم در، خانمم گفت که آقا زندگی ما تا حالا طلبگی بوده اين هم به زندگی ما نمي‌خورد، توضيح دادم که اين مبل برای کار است که وقتی خانه هستم بتوانم هم کنار شما باشم هم بتوانم به کارها برسم که با کلی اصرار خانواده پذيرفتند ولی گفتند فقط همين يکی را تحمل می کنيم نه بيشتر».



* خانواده ما تعريف مي‌کردند در مهماني‌هايی که گاهی خانواده آقا هم حضور دارند خانواده رهبری ساده‌ترين لباس‌ها را به تن دارند و ساده‌ترين لباس را همسر آقا مي‌پوشند، خود حضرت آقا هم همواره ساده‌ترين لباس‌ها را به تن مي‌کنند و سعی مي‌کنند لباس‌ها با کمترين قيمت تهيه شود.



* آيت‌الله خامنه‌ای به برخی مسئولين تاکيد مي‌کردند که هدايايی که از خارجي‌ها مي‌گيريد و گران قيمت است مال بيت‌المال است نه مال خودتان؛ برای مثال به يکی از معاونين وزرا يک بنز گران قيمت هديه داده شده بود که آقا گفته بود اينها در برابر هدايايی است که از بيت المال مي‌بريد پس مال بيت‌المال است، هدايايی هم که به خودشان داده مي‌شود را يا به آستان قدس مي‌دهند يا پخش مي‌کنند.



*يک بار يکی از سران عرب چهار يا پنج عبای گران قيمت به آقا داده بود و آقا عباها را به من داده و گفتند اين را ببر قم بفروش از پولش 14 و يا 15 عبا بخر بده به طلاب.



* چند سال قبل شب عيد فطر دفتر بوديم برای استهلال و کار‌های آن، نماز را به امامت ايشان خوانديم بعد از نماز گفتند افطار را برويم منزل ما و ما تعارف کرديم که نه اگرچه تمايل داشتيم که برويم ايشان اصرار کردند که نه بياييد منزل ما، ما هم رفتيم، سر سفره چای بود و نان و پنير و ظرفی حلوا، ما با اين غذا‌ها خودمان را سير نکرديم که برای غذای اصلی جا داشته باشيم، به اشاره از خادم آقا که پيرمردی است پرسيديم خبری است گفت نه همين غذاست. وقتی آقا رفتند اين خادم گفت خانواده آقا رفته‌اند مشهد و برای خانه يک ظرف بزرگ حلوا درست کرده‌اند افطار همين را هر شب مي‌خوريم، درباره سحری پرسيديم گفت «هر شب من يک آبگوشتی برای سحر بار مي‌گذارم و سحر با آقا مي‌خوريم.»



*مسئول حوزه هنری سازمان تبليغات يک بار تعريف مي‌کرد حدود 20 تا 30 جلد کتاب از مجموعه‌هايی که جديد منتشر شده را برای آقا فرستاده است و ايشان بعد از چند ماه کتاب‌ها را در حالی که برای همه آنها حاشيه نوشته بودند، پس فرستادند.



*درس خارج از ايشان خيلی کار مي‌برد به انصاف از درس‌های بسيار خوب حوزه هم است، يک بار به آقا عرض کردم آقا دوستان راديو مايلند درس شما را پخش کنند و درس برخی از مراجع قم را هم پخش مي‌کنند، پرسيدند آيا درس همه پخش مي‌شود و اين امکان برای همه است، گفتم نه مگر راديو چه‌قدر ظرفيت دارد، بعد گفتند پس من هم نمي‌خواهم پخش شود.




12 بهمن 1388    01:19
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ای-ميل:  
23:30 13 بهمن 1388


»

 ست و  وگر »

سخنرانی درباره

 مهوری ایرانی



زال زر و مـا

مسائل کنونی ما ، مسائل هزاره های ایرانست



شاهنامه

فرهنگ سیمرغی ، فردوسی خرّمدین



مولوی بلخی

وریشه اندیشه هایش درفرهنگ زنخدائی ایران



سکولاریته و حقوق بشر

در فرهنگ ایران



برای آغازی نوین درفلسفه ایران،

شیوه نو اندیشی



حافظ شیرازی ، رند و خرّمدین



آزادی ِ اقـلـیـّت هـا

بنیاد همه آزادیهاست



مهمانان

سخن میگویند



گـنـ  بـاد آورد



اشعار منوچهر مالی



خرد سرپیچ

( تفاوت خرد و عقل )



 شن در ایران

( فلسفه  شن وزمان +  شنها )



سـخـنـرانـیـهـا



فرهنگ سیمرغی -

فرهنگ زنخدائی ایران



حکومت و  امعه برشالوده فرهنگ ایران

فرهنگشهر



»

کتابهائی که از منوچهر  مالی برای فروش مو ودند | پیوند ها | نظرات خوانندگان | چاشنی های اندیشه | home | contact | | |



»محسن مخملباف

رازهای زندگی خامنه ای



گزارش کارمندان بیت رهبری و وزارت اطلعات که به خار  از کشور گریخته اند.نوشته حاضر اطلعاتی است که از طریق کارمندان سابق بیت رهبری و وزارت اطلعات که به .خار  از کشور گریخته اند برای من بازگو شده است و من تنظیم متن آن را به عهده داشته ام.



گزارش کارمندان بیت رهبری و وزارت اطلعات که به خار  از کشور گریخته اند



نوشته حاضر اطلعاتی است که از طریق کارمندان سابق بیت رهبری و وزارت اطلعات که به

.خار  از کشور گریخته اند برای من بازگو شده است و من تنظیم متن آن را به عهده داشته ام

:مقدمه

خامنه ای فردی است که در چند دهه گذشته بیشترین تا«یر را بر

زندگی عمومی و حتی خصوصی ایرانی ها، پس از شاه و خمینی

داشته است.او کسی است که بیش از هرکسی از طریق

سیستم های اطلعاتی اش، درباره این و آن می داند؛اما کمتر

کسی است که از زئیات خانه و خانواده و ارتباطات و علئق

شخصی و یا نحوه کار او با خبر باشد. این راز داری افراطی از

سوی خود او و سیستمش عمدی بوده است.در راز بودن، از او

یک کاریزما ی مقدس برای طرفدارانش و یک چهره مخوف

.برای مردم ساخته است

مطلب حاضر می کوشد ازطریق منابع دست اول واقعیت خامنه

ای را آنچنان که واقعا هست بشناساند. این شناسایی به دور از

ابراز نفرت های متداول این روزها یا شیفتگی های طرفداران

.افراطی اوست

:برنامه روزانه خامنه ای

ساعت 4 صبح برخاستن از خواب واقامه نماز شب

(ساعت 6 تا 6:30 ملقات با ح ازی(رئیس دفترش

(ساعت 6:30 تا 7 ملقات با وحید (معاون ا رایی بیت رهبری

ساعت 7 تا 8 ملقات با م تبی (پسردومش)هفته ای سه روز

(م تبی در سال حدود 150 روز در حوزه علمیه قم درس می دهد. اما در غیر از این 150 روز

(.هر صبح با پدرش ملقات می کند

ساعت 8 تا 10:30 مطالعه پرونده های امنیتی،سیاسی و

.اقتصادی

(ساعت 10:30 تا 12 (خواب و استراحت نیمروزی

ساعت 12 تا 1 نماز  ماعت و ناهار

ساعت 1 تا 3 ملقات های ضروری (که در هر زمان متفاوت است. و

(.بیشتر برای حل بحرانها پیش بینی نشده است

.ساعت 3 تا 5 رسیدگی به کارهای شخصی

ساعت 5 تا 8 ملقات های ویژه (شرح این ملقات ها در برنامه هفتگی و

(ماهانه آمده است

ساعت 8 تا 8:30 شام

ساعت 8:30 تا 9 گوش کردن به شنودها

ساعت 9 شب رفتن به رختخواب

:برنامه هفتگی خامنه ای

یکشنبه ها بعد از ظهر ملقات با فرماندهان ارتش. 1

یکشنبه ها بعد از ظهر ملقات با فرماندهان سپاه. 2

دوشنبه شام ملقات با رئیس  مهوری. 3

سه شنبه صبح ملقات با مسئولین کارهای اقتصادی خودش. 4

((حسن خامنه ای (برادرش)/میرمحمدی/م تبی خامنه ای/ و شریعتمدار وزیر بازرگانی

سه شنبه ها شام ملقات با هاشمی رفسن انی . 5

چهارشنبه بعد از ظهر ملقات با اعضای شورای نگهبان. 6

.چهارشنبه شب با  نتی شام می خورد. 7

:برنامه ماهانه

ملقات با رئیس م لس. 1

ملقات با رئیس قوه قضائیه. 2

ملقات با مشاورین مذهبی (کسانی که از قم می آیند. م«ل . 3

(مقتدایی و یزدی

ملقات با مشاورین دیگر. 4

:علئق شخصی خامنه ای



:غذا

به توصیه پزشکان خاویار و ماهی قزل آلی خال قرمز رودخانه

لر به وی توصیه شد، اما رفته رفته این دو غذا  ز علئق

شخصی ایشان شد. خاویار از رشت توسط امام  معه رشت

ارسال می شود .هم چنین گوشت قرقاول که از شیراز توسط

آقای حائری ارسال می شود.و مصرف گوشت بلدرچین و شتر

(مرغ (برای پرهیز از کلسترول

برای کنترل غذای خامنه ای و اطمینان از سمی نبودن آن

دستگاهی به مبلغ 500 هزار دلر از آمریکا خریده شده که با

افزودن یک ماده ،غذاآزمایش می شود و آشپز خود بایستی در

.حضور محافظین قبل از دیگران غذا را بچشد

ورزش:

کوهنوردی و اسب سواری. یک بار خامنه ای به خاطراسب

سواری در سال 78 به زمین افتاد و دستش شکست.چون او با

یک دست اسب سواری می کند.در سفرهای طولنی داخلی،

م«ل سفر به مشهد ، اسب مخصوص خامنه ای و اسب م تبی

را با هواپیمای 330 به محل می برند.هم چنین سه کامیون

مخصوص حمل اسب برای  ا به  ایی های نزدیک تر مو ود

است.



اسب ها:

تعداد اسب ها حدود 100 عدد است که ارزش کل آن 40

میلیون دلر برآورد شده و گرانترین آن ها 7 میلیون دلر قیمت

دارد و نام آن ذوال نان است.اسب م تبی سهند نام دارد.برای

اسب ها دو اصطبل مو ود است،یکی در باغ ملک آباد مشهد به

مساحت 10 هزار متر که دارای 70 اسب است و یکی در

لواسانات به مساحت 3 هزار متر که دارای 30 اسب است.



:گده

گاهی با راشد یزدی (آخوندی که  وک های رکیک می گوید) گده

می کند. این کار برای خامنه ای اسباب خنده می شود،(کاری که

کریم شیره ای برای ناصرالدینشاه ان ام می داد.) و هم از

طریق شنیدن  وک های رکیک که نوعی تخلیه روانی  امعه

است، نبض  امعه را می گیرد.در این گده ها محمدی

گلپایگانی و وحید حقانیان هم حضور می یابند.گاهی  نتی

را هم دعوت می کنند که معمول  نتی توسط راشد دست

انداخته می شود.م تبی از گده های خامنه ای متنفر است ،چرا

که خودش در آن  ا نفوذ ندارد و در غیاب او راشد یزدی می

تواند توصیه های اقتصادی و سیاسی را مطرح کند واز خامنه ای

.برای این و آن امتیاز بگیرد



:مطالعه

غیر از مطالعه پرونده ها و مطبوعات، خامنه ای کمتر وقتی

برای مطالعه کتاب دارد.او از زمان ریاست  مهوری اش بارها

به این و آن گفته است که بدی پست ریاست  مهوری این است

که فرصت مطالعه را از شخص مسئول می گیرد اما هر از چند

گاهی به مطالعه کتاب هایی که درباره روسای  مهور و رهبران

دنیا منتشر می شود می پردازد.بیش از همه به زندگی دوران

قا ار علقه دارد.و به ویژه به ناصرالدینشاه. تمام کتاب هایی را

که در مورد او منتشر شده خوانده است.همین طور تمام کتاب

.هایی را که در مورد شاه و خاندان او منتشر شده



:کلکسیون پیپ

خامنه ای ابتدا سیگاری بود.در همان اوایل ریاست  مهوری به

دلیل پرستیژ مورد نیاز یک رئیس  مهور، سیگار را ترک کرد.او

نمی خواست عکس او در حال سیگار کشیدن منتشر شود.در آن

زمان که هنوز با موسوی نخست وزیر نزدیک تر بود، دو نفری

تصمیم به ترک سیگار گرفتند و پس از آن هیچ گاه هیچکدام لب

به سیگار نزدند.اما پیپ را از همان زمان حفظ کرده است.و

یکبار عکس او در حالی که پیپی به لب داشت منتشر شد. برای

او توتون خاص پیپ تهیه می شود و در کلکسیون پیپ او تاکنون

200 پیپ  مع آوری شده است.تمام شایعات مربوط به کشیدن

تریاک در مورد اودروغ است.اما در مورد شعرای نزدیک به خود

م«ل علی معلم و شهریار و سبزواری دستور داده بوده است که

مزاحم تریاک کشیدن آن ها نشوند.و حتی در مورد شهریار

سپرده بود تریاک او را برایش تامین کنند و از طرف آقا به در



.خانه اش ببرند

ارزش پیپ های او حدود 2 میلیون دلر برآورد می شود.اک«ر

پیپ ها برایش تحفه آورده شده. گرانترین پیپ 250 هزار دلر

قیمت دارد که مربوط به 300 سال پیش است.دسته این پیپ

طل کوب و  واهر نشان است.بعضی از پیپ ها توسط روسای

 مهور و رهبران  هان به او هدیه داده شده است.ودر  عبه پیپ

.نام اهداء کننده مشخص است



:کلکسیون انگشتر

در کلکسیون انگشتری های خامنه ای حدود 300 انگشتری خاص

 مع آوری شده که 3 تای آن ها از آستان قدس به او تحفه داده

شده است.گرانترین انگشتری 500 هزار دلر قیمت گذاری شده

و قدیمی ترین عقیق دنیا را دارد.این کلکسیون ها در بیت رهبری

.نگهداری می شود



:کلکسیون عصا

در کلکسیون عصای خامنه ای تا چند سال پیش 170 عصای

آنتیک و ود داشت که یک میلیون ودویست هزار دلر قیمت

گذاری شده بود.گرانترین عصا 200 هزار دلر قیمت دارد که

متعلق به 170 سال پیش است و  واهر نشان است. گاهی در

موارد خاص عصا یا انگشتری یا عبایی را برای این و آن تحفه

می فرستد.پیش از انتخابات اخیر(سال 1388 ) که میر حسین

موسوی کاندیدا بود، به دیدار پدر موسوی رفت و عصایی رابه

وی هدیه داد که عده ای آن را مبنی بر موافقت خامنه ای با

کاندیدا شدن پسر او قلمداد کردند. در اوایل رهبری و پس از

مرگ خمینی عبایی را برای آقای طاهری امام  معه وقت

اصفهان فرستاد، زیرا از طاهری نقل شده بود که خمینی در

هنگام تماشای خامنه ای از تلویزیون در سفر هند گفته بود

خامنه ای به درد رهبری می خورد.و همین نقل قول خبرگان را

راضی کرد تا به خامنه ای رای بدهند. فیلم خبرگان و این نقل

.قول در یوتیوپ مو ود است

برای شعرا و هنرمندان هوادار خود معمول سکه طل تحفه می

دهد.گاهی نیز چکی به امضای دفتر رهبری می فرستد.هر از چند

گاه گروهی از ادبای مداح نظام به بیت دعوت می شوند و پس

از خواندن شعرصله می گیرند.(سنتی که دردربار قا ار و به

(.ویژه در زمان ناصرالدینشاه مد بوده است



:کلکسیون عبا

شماره عباهای کلکسیون خامنه ای حدود 120 عدد است و

قیمت م موعه آن ها حدود 400 هزار دلر است که گرانترین

آن ها 30 هزار دلر می ارزد .اما از همه آن ها بیشتر به عبای

سپید رنگی که گاهی می پوشد علقه دارد.عباها از پشم شتر

.است



:علیق دیگر

شایعاتی دال بر این که او در  وانی تار یا سه تار می زده دروغ

است اما در وانی به موسیقی علقه داشته و موسیقی کلسیک

ایرانی را می شنیده است.صدای ش ریان را دوست داشته

است اما به دلیل مواضع سیاسی ش ریان از او دل کنده است و

از او بدش می آید.بعد از رهبری و به ویژه اخیرا مواضع ضد

موسیقی او قوی تر شده و در تلویزیون بارها علیه موسیقی

حرف زده است .در سال 1388 به رادیو و تلویزیون دستور داده

است از ح م موسیقی کم شود تا طرفداران مذهبی ترش را

.راضی تر نگهدارد

او در  وانی (و شاید هم فقط از سر  وانی) یک فولکس واگن

قرمز رنگ خریده وباور نمی کرده که سال ها بعد ممکن است

در حکومت او بعضی برای رنگ ماشین خود مورد مواخذه واقع

.شوند

ری شهری در گزارشی که از گذشته خامنه ای برای خمینی

تهیه کرد به دو زن صیغه ای او در  وانی اشاره کرده است.این

.دو زن در مشهد زندگی می کنند

شعر



علقه خامنه ای به شعر از  وانی شروع شده و تاکنون ادامه

داشته است. او در  وانی در ان من شعر مشهد مدتی طولنی

حضور می یافته است.گاهی شعر هم سروده.و بسیار دوست

دارد شعرا در موردش شعر بگویند و او به آن ها صله

بدهد.سبزواری و علی معلم از شاعران مسلمان مدیحه گوی او

با او حشر و نشر مدام دارند.و از طریق آن ها از مشکلت اهل

هنر وابسته به نظام با خبر می شود.در اوایل رهبری میرشکاک

شاعر را هم که گاهی دچار  نون ادواری می شود را چند بار به

حضور پذیرفته بود و میرشکاک از این که در هنگام خداحافظی

گفته بود سید زت زیاد به خود می بالید .(منظور عزت زیاد

است.که یک دعای لتی است.)خامنه ای هرسال بارها شعرا را

.به بیت خود دعوت می کند تا در حضور او شب شعر بگذارند

در اوایل ریاست  مهوری خود از اخوان «ال« که از نزدیک او

را می شناخت درخواست کرد که در مدح انقلب شعری بگوید.

اخوان «ال« در  واب او گفت:ما هنرمندان بر حکومتیم و نه با

حکومت. این  مله چنان او را بر آشفت که دستور داد حقوق

ماهیانه او را از محل کارش قطع کردند . و اخوان پس از آن

بی کار شد. قیصر امین پور دریادنامه اخوان (باغ بی برگی)

.به این نکته در مقاله خود اشاره کرده است

خامنه ای از شاملو به شدت بدش می آمد و از او با نفرت یاد

می کرد اما  رات نکرد او را دستگیر و م ازات کند، زیرا می

ترسید بدنام تاریخ شود.او از پادشاهانی که با شعرا بدی کرده

بودند بسیار خوانده است.او  مله لنین را که اگر یک ایدئولوژی

با هنر حمایت نشود خواهد مرد، در سخنرانی هایش بسیار آورده

است.علقه او به شعر آنقدر هست که اگر سر از سیاست و

روحانیت در نمی آورد، بعید نبود به سراغ شعر و ادبیات برود. با

این وصف به دلیل مشغله فراوان گاهی خطاهای فاحش می کند

و با آن که می نمایاند که شعر شناس است، وقتی شاعره

 وانی در مقابل او شعری راخواند، از او پرسید: این شعر از

خودتان است؟ وشاعره پاسخ داد: نخیر این شعر از سهراب

سپهری است.(سپهری شاعری است که این روزها در ایران هر

(بچه مدرسه ای هم شعر او را می شناسد

:رابطه خامنه ای و همسر و بچه هایش

خ سته نام همسر خامنه ای است.خ سته خانم خیلی تحت

سلطه خامنه ای است . ولی از برادرهایش هم خط می گیرد.یک

بار بیمارستان شرکت نفت قورق شد تا خ سته خانم برای

زیبایی شکم مورد عمل ساکشن( برای برداشتن چربی های

شکمش قرار گیرد).خ سته خانم به دلیل التهاب روده بزرگ

دوبار هم در لندن مورد عمل  راحی قرار گرفته است.م تبی

خامنه ای دومین فرزند خامنه ای روی پدرش بسیار نفوذ دارد

اما هر ک ا کم می آورد از طریق مادرش خ سته خانم وارد می

.شود



اکنون خ سته خانم (در سال 2009 ) حدود 67 سال دارد.یکی

از برادرانش با م اهدین خلق رابطه داشته و به سوئد فرار

کرده است.اوغیر از برادر فراری، سه برادر دیگر هم دارد که در

گیر بیزینس های بزرگند.حسن، برادرخ سته خانم همه کاره

تلویزیون  مهوری اسلمی است . کمیسیون های خرید دوربین

وتلویزیون سونی در انحصار اوست.مبلغ خرید های تلویزیون

ایران از محصولت سونی اعم از دوربین و سیستم های مونتاژ و

غیره رقم بالیی نیست .تقریبا 50 تا 60 میلیون دلر در سال .

اما مردم از تلویزیون سونی سالی 500 تا 600 میلیون دلر

خرید می کنند که 7 درصد آن به حسن آقا برادر خ سته خانم

می رسد.ابتدا حق انحصار سونی مربوط به یک ایرانی در دبی

بود که او را تهدید کردند واو خودش از ترس امتیازش را لغو

کرد.خ سته خانم علیرغم زندگی مرفه داخل، مدام نگران است

آنچه از بیرون درباره زندگی آن ها دیده می شود ساده ننماید.

او سه ندیمه دارد و هیچگاه به آرایشگاه بیرون از خانه مرا عه

نمی کند و برایش آرایشگر از بیرون می آورند.او به ماساژ

.علقه دارد و یک خانم کره ای مسئول ماساژ اوست

بتول خانم زن خمینی از او خیلی بدش می آمد و معتقد بود او

هم م«ل شوهرش مغرور است.و از وقتی خامنه ای رهبر شده

. او هم احساس می کند ولی فقیه زنهاست

خ سته خانم ابتدا خودش آشپزی می کرد اما الن هفت هشت

سال است که نمی تواند آشپزی کند.و یک پیرمرد که سید نام

.دارد مسئول آشپزی است



انتخاب عروس ها و داماد ها در خانه خامنه ای به عهده خ سته

خانم ست. ابتدا او چند نفر از خانواده های نزدیک به بیت رهبری

یا علمای در ه اول را انتخاب می کند، و از طریق رفت و آمد

آن ها را بیشتر می شناسد.بعد وزارت اطلعات ،شعبه

مخصوص، تحقیقاتش را کامل می کند و بعد دختران و پسران

خامنه ای از بین کاندیداهای مادر که مورد تایید رهبری قرار

گرفته اند، یکی را می پسندند این ازدوا  ها گاهی دچار

مشکلت عمده نیز شده است.در مورد همسر م تبی (دختر

حداد عادل) چون بچه دار نمی شد، نزدیک بود کار به  دایی

بکشد.در مورد مسعود (دختر آیت اله خرازی) به دلیل اختلفات

سیاسی کار تا  دایی پیش رفته است.و سوسن خرازی برای

.طلق به خانه پدر برگشته است

در روابط خانوادگی پیش روی دیگران ادب حضور کاملا رعایت

می شود.م«ل بچه ها به پدر خود بابا نمی گویند،بلکه از واژه

استفاده می کنند.و خامنه ای « حضرت آیت اله » « رهبر » « آقا »

نیز بچه هایش را بدون احترام صدا نمی کند.معمول از زبان او

آقا » « آقا م تبی » « آقا مصطفی » شنیده شده

اما نام دختران کمتر در ملقات ها بر « آقا می«م »« مسعود

زبان او  اری می شود، مگر در ملقات های خانوادگی که باز

« هدی خانم »« بشری سادات » یا « بشری خانم » هم با نام

خوانده می شوند « هدی سادات » .یا

بچه ها به ویژه م تبی اگر پای بح« پیش بیاید در مورد چگونگی

انتخاب آقای خامنه ای توسط خبرگان می گویند:" خبرگان آقای

خامنه ای را انتخاب نکرد، بلکه ایشان را کشف کرد.ایشان نائب

امام زمان هستند و خدا این استعداد را به علما و خبرگان اعطا

".کرد تا ایشان را کشف کنند



این نحوه احترام در مدیران و کارمندان بیت رهبری نیز به این

شکل رعایت می شود که هرگاه کسی از دیدار آقای خامنه ای

و کسی در دفتر آقای « زیارت قبول » برمی گردد به او می گویند

خامنه ای حق ندارد بگوید به ملقات آقای خامنه ای می روم یا

به » و یا « شرفیاب می شوم » قرار ملقات دارم،بلکه از واژه

استفاده می شود. در ا رای این ادب حضور « زیارت می روم

.بیش از همه ح ازی (رئیس دفتر خامنه ای) اصرار دارد



:نماز  ماعت بیت رهبری

هفته ای 3 تا 4 روزنماز  ماعت در بیت برگذار می شود.حدود

15 نفر در هر نماز  ماعت افتخار آن را دارند که پس نماز

باشند. 10 نفر آن ها مدیران بیت رهبری هستند که همیشگی

اند.اما هر روزه حدود 4 تا 5 مهمان نیز برای نماز  ماعت

حضور دارند.حضور در نماز  ماعت آقا سرقفلی دارد.و

بازاریانی که مشکل دارند چنانچه سر نماز آقا حاضر شوند و

برای حل مشکل خود توصیه ای از آقا بگیرند،کسب و کارشان

رونق می گیرد.آنها حاضرند از قبل بهای این سرقفلی را که

حدودا مبلغ پانصد میلیون تومان است ، به ح ازی و محمدی

گلپایگانی بپردازند. این پس نمازها مبلغ پانصد میلیون تومانی را

که داده اند، بعدا از طریق سودی که از توصیه اقا برده اند ،چند

برابر  بران می کنند.در نتی ه مشتریان نماز  ماعت آقا ،معمول

از اهل بازار هستند.از امنیتی ها کسانی که خواستار ارتقا در

شغل خود هستند نیز، در این نماز  ماعت ها بسیار شرکت می

.کنند



:رابطه خامنه ای و مریدانش

وقتی اقای خامنه ای به مشهد می رود و از یک قندان قندی را

بر می دارد، برای مریدان آقا قندان قند متبرک می شود.وقتی

از  ایی رد می شود تا به زیارت برود ،طرفداران او  ای خالی

پای او را بوسه می زنند.فیلم بوسه زدن بر  ای پای خامنه ای

توسط مریدانش روی یوتیوپ مو ود است. معلوم نیست اگر

این مریدان از  لسات گده خامنه ای که به  وک های رکیک

آخوند راشد ریسه می رود با خبر شوند تا چه اندازه دچار شوک

خواهند شد و آیا باز هم قندهای باقی مانده از چای او ، همان

اندازه برایشان متبرک خواهد بود؟

این کار »  مله تکراری خامنه ای از بیست سال پیش این است

« آن کار را بکنید ،اما کسی نفهمد » « را بکنید، اما مردم نفهمند

و آن ها که این  مله را می شنوند، می دانند که همه اقتدار بیت

رهبری در سایه بی خبر نگهداشتن مردم از راز های خصوصی

.زندگی آقای خامنه ای و راز های پشت پرده دفتر رهبری است

تا قبل از نماز  معه، یک هفته پس از انتخابات، خامنه ای

مسئولیت هیچ چیز را به عهده نمی گرفت و همه فکر می کردند

او نقش بالنس کننده قدرت را در بین  ریانات مختلف بازی می

کند. اما در آن نماز  معه، یکباره همه چیز بر مل شد و نقش

 هت دار خامنه ای در  ریانات سیاسی و گناه او در سرکوب ها

.عیان شد



:مسئولن حفاظت خامنه ای

تیم محافظت خمینی 200 نفر بودند.اما م موعه ای که از

خامنه ای محافظت می کنند 10000 نفرند.(یادآورگارد

 اویدان شاه که هیچ گاه از آن کم نمی شد)در این بین دو

نفری که نقش اساسی دارند دین شعاری و حسین  باری

هستند. این دو کسانی هستند که شب ها پشت در اتاق خامنه ای

کشیک می دهند وتنها کسانی هستند که حق دارند در نزدیکی

خامنه ای مسلح باشند. آن ها 30 سال است که محافظین

اصلی خامنه ای هستند. اما مدیران تیم محافظت از خامنه ای



:در دوران مختلف این ها بوده اند

(خسروی وفا ( رئیس تیم  انبازان. 1

(اصغر زاده(نماینده م لس. 2

(متولیان (سپاه. 3

(رمضانی (اطلعات سپاه. 4

(ن ات (شورای امنیت. 5

(.چیذری (در حال حاضر او مسئول محافظین است . 6

محافظین نزدیک که یک  مع 200 نفره هستند و از نزدیک شاهد

سفرها و زندگی در کاخ ها هستند هر کدام خانه ای دارند که

حداقل یک میلیارد تومان ارزش دارد و آن ها که خامنه ای را با

تقوی میدانند و خود زاهدانه زندگی می کنند، در تیم محافظین

(حلقه اول ) ا ازه ورود ندارند تا مبادا دچار تضاد شوند.هیچ

کدام از این محافظین وفدائیان، هیچ گاه ا ازه ازدوا  با دختران

مسئولین رده بال را ندارند، حتی اگر عاشق هم شوند.معمول

ازدوا  ها در سطح فامیل های بزرگ سیاسی اتفاق می افتد ویا

با صنف روحانی. اما هیچگاه آن ها که بوسه بر مقدم و  ای پای

خامنه ای و ام«ال او می زنند و از قندان متبرک شده او قند می

ربایند و حاضرند خود را قربانی او وایشان کنند لیق این نبوده

.اند که با دختری از این بزرگان ازدوا  کنند

از محافظین 500 نفر مسئول محافظت از خانواده هستند.(یک

خانواده 40 نفره تحت کنترل محافظین هستند.عروس ها و

داماد ها و دختران و پسران و برادران و برادر زن ها و بعضی از

(.بچه های برادرها و بعضی از بچه های برادر زن ها

انتخاب شدن در رده محافظین نیازمند عبور از سه گزینش

امنیتی است و زمان زیادی طی می شود تا کسی بتواند در تیم

محافظین  ا بگیرد.حقوق محافظین حداقل ماهی هزار دلر و

حداک«ر ماهی 12 هزار دلر است.وقتی کسی به حلقه محافظین

وارد می شود به او کمک می شود تا در محل زندگی خود

صاحب خانه ای باشد. و همینطور از یک خانه سازمانی در محل

.ماموریت استفاده خواهد کرد

از این ده هزار محافظ حدود هزار نفر آن ها زن هستند.و معمول

.کسی نمی داند آن ها محافظ هستند



:مراقبت های پزشکی خامنه ای

دکتر مرندی وزیر بهداشت سابق ،هماهنگ کننده پزشکی آقای

خامنه ای است.پزشکان دیگر را مرندی برمی گزیند و به وقت

لزم به بالین خامنه ای می آورد.در زیر زمین بیت رهبری یک

بیمارستان خصوصی با 4 دکتر کشیک در طول 24 ساعت

مراقبند.در سفرهای زمینی یک بیمارستان سیار همراه خامنه ای

است. هم چنین یک اتوبوس - بیمارستان که دارای اتاق عمل

است برای سفرهای زمینی همواره همراه است.برای سفرهای

پروازی یک هواپیما- بیمارستان با دو اتاق عمل و ود دارد. در

طول 30 سال گذشته خامنه ای سه بار عمل  راحی داشته

است. عمل دست پس از انف ار اوایل انقلب. عمل  راحی

.ا«نی عشر و عمل پروستات

هرگاه خامنه ای مریض می شود، تضادها در بیت رهبری تشدید

می شود. کسانی که  نایت کرده اند و می ترسند که وقتی

خامنه ای بمیرد مردم از آن ها انتقام بگیرند ، نگران عاقبت کار

می شوند. اما تا حال خامنه ای رو به بهبود می گذارد دوباره

.همه چیز را فراموش می کنند

خانمی که خواهر قائم مقام وزارت دفاع است(یعنی خواهراحمد

وحید دست ردیکه تخصص پزشکی زنان را دارد، پزشک

مخصوص امور زنان) همسر و دختران و عروسان خامنه ای

.است



:افسردگی

خامنه ای سال هاست افسردگی دارد.بعضی از پزشکان علت

آن را گوش کردن به شنود های شبانه قبل از خواب می دانند.از

آن  ا که تا کسی علیه خامنه ای حرفی نزده باشد، حرفش

ارزش شنودی ندارد، پس خامنه ای از طریق شنود، مدام دارد

علیه خودش حرف می شنود. خامنه ای برای حفظ سیستمش

به طور مستمر هر شب قبل از خواب به مدت 20 دقیقه

مکالمات ضبط شده علیه خودش را، از زبان مردم ، مخالفین و

حتی مسئولین می شنود که من ر به ادامه افسردگی او می

شود.او هر شب قبل از خواب به این نتی ه می رسد که کسی او

را دوست ندارد و فردا صبح دوباره مردمی را می بیند که از

ترس، خود را مرید او نشان می دهند تا به «روت و قدرت برسند

.و یا از خشم او در امان باشند

خ سته خانم که گاهی شنودها را شنیده تحمل چاپلوسی های

روزانه خیلی ها را ندارد. بیش از هر کسی به زبان می آورد که

.مردم ایران دروغگو وچاپلوس و خائنند

خامنه ای گاهی ماساژ می گیرد.ماساژور یک ایرانی است که

دکتر فیزیوتراپ است.ابتدا این ماساژ بابت دستی که در انف ار

از کار افتاده بود شروع شد. اما بعدها به توصیه پزشکان معال ،

.بخشی از برنامه هفتگی شد



:سیستم شنود

پس از رهبری خامنه ای، ابتدا به مدت دو سال احمد قدیریان

مسئول شنود خامنه ای بود. اما اکنون حدود 15 سال است که

طائب مسئول آن است.این شنود شامل سه بخش می شود.

شنود مسئولین بزرگ وشنود مسئولین امنیتی و شنود مردم . در

مورد امنیتی ها حتی اتاق خواب آنان نیز شنود می شود تا

مراقب خیانت آنان به خامنه ای باشند در موردشنود مردم برای

آنکه فضای  امعه فهمیده شود وخامنه ای بتواند با آن مقابله

کند این شنود ان ام می شود.این شنود سوم نوعی نظر سن ی

.میدانی است

شنود دو مرکز اصلی دارد. یکی در بالی توچال و یکی در مرکز

تلفن.اما یک تیم که در پشت خانه خامنه ای مستقر هستند،(در

خیابان پاستور) شنودهای مربوط به خامنه ای را طبقه بندی می

کنند و روزانه دو صفحه نوشته و 20 دقیقه نوار در اختیار خامنه

ای می گذارند.که 5 دقیقه از آن مربوط به شنودهای اخلقی

 امعه است . علوه بر آن تمام ملقات های خامنه ای به صورت

علنی ضبط می شود و خودش هم به حاضرین اعلم می کند که

آن ها را ضبط می کند.م«ل همه ملقات هایش با هاشمی و

خاتمی و احمدی نژاد و مسئولین دیگر را ظبط می کند. نفرات

اصلی اداره شنود: طائب و مهندس حمید، برادر وحید حقانیان

.هستند



بدین ترتیب پرونده پنهان همه مسئولین زیر بغل خامنه ای است

و قوت و ضعف همه را می داند.اما کمتر کسی در مورد خامنه

ای می داند ، مگر ری شهری (که در زمان خمینی مامور

تحقیق در مورد همه مسئولین بود از  مله خامنه ای) و در سال

های اخیر هم ح ازی و محمدی گلپایگانی که دانای کل شده اند

.و در همه امور رازها را می دانند

ری شهری خواستار تولیت شهر ری بود و خامنه ای علیرغم آن

که به این امر راضی نبود، شهر ری را به او با  داد.ری شهری

در زمان امام سه نوع اطلعات را در مورد همه مسئولین ، از

 مله خامنه ای برای اطلع خمینی  مع می کرد.اطلعات

. نسی،مالی وسیاسی

در زمینه سیاسی: هنگامی که موسوی نخست وزیر بود و

سیاست های اقتصادی اش مورد حمایت خمینی بود و خامنه ای

با آن که رئیس  مهور بود، قانونا قدرت موسوی را در دولت

نداشت ، در  لسات خصوصی از حمایت خمینی نسبت موسوی

.انتقاد می کرد

در زمینه مالی: دخالت خامنه ای در مورد پورسانت های

فروش نفت زیر سوال بود و در زمینه  نسی: ما رای دو زن

صیغه ای او در مشهد کشف شده بود که البته هیچکدام اعتماد

خمینی را از خامنه ای برنگرداند اما مطرح شدن دو زن صیغه

ای در دوران  وانی اش می توانست به اعتبار او در سطح

 امعه لطمه بزند.البته پس از انقلب هیچ موردی از زنبارگی از

.او دیده نشده ویا به او نسبت داده نشده است



:سفرهای خامنه ای

از 365 روز سال 100 روز برنامه سفر سالنه خامنه ای

است.یک ماه در تابستان و یک هفته در نوروز و یک هفته در

زمستان به مشهد می رود تا در کاخی که در وکیل آباد ساخته

است، اقامت کند. در ایام نوروز یک هفته در پایگاه هوایی

(دزفول) در خوزستان، که منطقه خوش آب و هوایی در آن

فصل از سال است می گذراند.و یک ماه در شمال ایران:

معمول زیبا کنار- ساری- رامسر ” بیشه کنار و همه پن شنبه ها

و  معه ها در کاخ نیاوران یا کاخ  مشیدیه یا کاخ لواسانات به

.سر می برد

وقتی خامنه ای در سفر است هر روز یک هواپیمای اختصاصی

برای گزارش کارها می رود و باز می گردد. و از آن  ا که سه

حلقه محافظ اطراف منطقه اقامت او را کنترل می کنند و همه

محافظین حلقه اول و دوم نیز که 1200 نفر هستند بایستی

سفر کنند، مینی موم خر  هر روز سفر خامنه ای 50 میلیون

.تومان هزینه بر می دارد

معمول وقتی او در وکیل آباد است، هواپیمای 330 از اسب

مورد علقه او واسب م تبی تا ا«ا«یه دیگر مورد علقه خانواده را

.با خود می برد

گاهی خامنه ای می خواهد م«ل مردم عادی سفر کند. برای این

منظور یک اتوبوس ضد گلوله که 500 میلیون تومان خر 

برداشته ،ساخته شده است که دارای دو اتاق خواب و

دستشویی و حمام است و هم چنین یک آشپز خانه کوچک که

سید، آشپز مورد اطمینان آقا ،در آن آشپزی می کند. اسکورت

مخفی آقا به صورت پنهان اتوبوس را از پیش و پس همراهی

.می کنند

خانه های خامنه ای

خانه خمینی در  ماران 200 متر بود،خانه اصلی خامنه ای در

پاستور 1200 متر است.(این خانه 1200 متری تنها خانه ای

(.است که همه از آن مطلعند

خمینی تنها در یک خانه کوچک در قم و یا حسینیه  ماران زندگی

کرد اما خامنه ای از تمامی کاخ های شاه که حالت موزه نیافته

.استفاده می کند و حتی بر آن ها افزوده است

در عین حال هنوز بچه های ایرانی در کتاب های درسی خود می

خوانند که قاشق چای خوری شاه از طل بوده است.و اشرافیت

.او باع« انقلب شد

زیر خانه خامنه ای در پاستور،در عمق 60 متری ، یک پناهگاه 5

هزار متری ضد اتمی ساخته شده که تنها قیمت آسانسورش 5

میلیون دلر است.یک پناهگاه هم زیر کاخ وکیل آباد مشهد

ساخته شده است.اما این پناهگاه اتمی در مقابل انقلب

ممانعتی نمی کند. اگرانقلبی در ایران اتفاق بیفتد خامنه ای به

.سوریه میگریزد و در وهله دوم به روسیه



:ل ستیک خامنه ای

در سیستم خصوصی بیت رهبری امکانات زیر به صورت

:اختصاصی استفاده می شود

( عدد هواپیمای ایرباس) مخصوص سفرهای خودش 1

( عدد بوئینگ 707 ) یکی مربوط به سفرهای فامیل و یکی 2

مربوط به محافظین

( عدد فالکوم) 2 تامربوط به سفرهای خودش.یکی برای 5

.سفرهای م تبی و دوتا برای سفرهای فامیل

( عدد هلیکوپتر) 2 هلیکوپتر برای سفر خامنه ای.یک هلیکوپتر 5

.برای سفر م تبی ودو هلیکوپتر مربوط به فامیل

با آن که پرواز هلیکوپتر در آسمان تهران ممنوع است اما در

.شمال شهر تهران مدام صدای هلیکوپتر شنیده می شود

باند هلیکوپتر یکی در مهرآباد و یکی در عباس آباد ، یکی بغل 6

هتل استقلل ، یکی در منظریه تهران ، یکی در قم و یکی در

.لواسان

(17 عدد ماشین ضد گلوله) هر کدام به ارزش 400

هزار دلر

( (عدد ماشین دیگر 1200



:اداره کنندگان بیت رهبری

اول قرار بود منتظری  انشین خمینی باشد. مخالفت او با

کشتارها در زندان های سیاسی او را مغضوب خمینی کرد و نه

تنها بر کنار شد که حتی در خانه خود زندانی شد.البته عده ای از

روحانیون نیزدر بر کنار کردن منتظری و  ایگزین کردن خامنه

.ای بی نقش نبوده اند

وقتی خمینی داشت می مرد عده ای خواستند احمد پسر

خمینی  انشین او شود.احمد خود به دنبال چنین نقشی

نبود.خمینی می گفت:هرکس را می خواهید بعد از من رهبر کنید

اما چنین  فایی را در حق من نکنید که احمد را رهبر کنید.

نگذارید مردم بگویند م«ل سلطنت از خمینی به پسرش ار«

رسید.عده ای هم از این فرصت به دنبال کنار زدن منتظری از

قدرت و  ایگزین کردن خامنه ای بودند. م«ل ری شهری و

محمدی گلپایگانی و ح ازی و (طائب که در آن زمان

باز وی مهدی هاشمی بود) همه این گروه بعد از مرگ خمینی و

به رهبری رسیدن خامنه ای همه کاره دفتر او شدند. این ها حتی

با طرح شورای رهبری بعد از خمینی مخالف بودند. شورایی که

قرار بود متشکل از آیت اله گلپایگانی، اردبیلی و خامنه ای

.باشد

گردانندگان اصلی در بیت رهبری شخص خامنه ای و پسرش

م تبی، و بعد ح ازی،محمدی گلپایگانی و وحید هستند. کارکنان

بیت حدود 500 نفر در لول اول و 2 هزار نفر در لول دوم و ده

هزار نفر در لول سوم کار می کنند. در حقیقت دولت و م لس

و قوه قضائیه نیستند که کشور را اداره می کنند، بلکه همه چیز

در کنترل بیت رهبری است.بیت رهبری دارای ساختمان های

.متعددی در سطح کشور است

:بسی  در نگاه خامنه ای

خامنه ای در ابتدا مدیر کل حزب  مهوری اسلمی بود، اکنون با

همان نگاه باور دارد که بسی  می تواند برای او یک حزب

باشد.حزبی که در عین حال یک ارتش است.انتقاد منتقدین به

حزب پادگانی، اشاره به همین موضوع دارد.او با پول دولت و

.ملت برای خود یک حزب نظامی ساخته است



:بیزینس های مهم خامنه ای

واردات شکر و برن  ،ماشین ب ام و ، تولید قند و شکر به نام

آستان قدس رضوی،سرمایه گذاری در دبی، آلمان،عراق،

.آفریقای  نوبی،ونزوئل،لبنان،چین

اما بیزینس های بزرگتر مربوط به همان نفت و گاز

.است و بعد خرید تسلیحات نظامی از روسیه و چین

خامنه ای برای آن که بتواند بیزینس های خود را کنترل کند،

اشخاصی را به مدت طولنی در سمت هایی «ابت نگه می دارد.

م«ل م ید هدایت زاده که 30 سال مسئول فروش نفت ایران

بوده است(هدایت زاده در سال 1387 عوض شد، چون نوری

زاده نام او را لو داده بود.) دیگری آقای سوری مسئول حمل و

نقل نفت ایران است که 30 سال است این کار را ادامه می

دهد. این دو نفر را آقای خامنه ای از سال 61 منصوب کرده

است. یک دوره هاشمی رفسن انی و یک دوره خاتمی و حتی یک

بار احمدی نژاد می خواستند آن ها را عوض کنند اما خامنه ای

نپذیرفت. شکل کار این دو با دفتر رهبری بدین شکل بود:هدایت

زاده بشکه های نفت را می فروخت و سوری آن ها را حمل می

.کرد و کمیسیون آن ها به حساب خامنه ای می رفت

در 30 سال گذشته ایران حدود 700 میلیارد دلر نفت فروخته

است که پورسانت فروش و حمل و نقل آن از طریق این دو نفر

به حساب خامنه ای رفته است. سومین نفری که خامنه ای برای

این کار وارد وزارت نفت کرد ، برادرش حسن خامنه ای بود

که ابتدا در وزارت ارشاد  زو گروه سانسور بود اما بعد برای

.کنترل منافع خامنه ای وارد وزارت نفت شد



:کاخ های خامنه ای

عکس های ضمیمه توسط گوگل محل کاخ های خامنه ای را

:نشان می دهد. این کاخ ها عبارتند از

کاخ های لواسانات که مربوط به شخص خامنه ای، م تبی، و. 1

.محمدی گلپایگانی است

کاخ  مشیدیه: کاخ سابق اردشیر زاهدی (که محل کوهنوردی. 2

(خامنه ای است

کاخ فیش قول در شمال ایران. 3

کاخ های باغ ملک آباد مشهد با 300 هزار متر باغ اطراف. 4

کاخ نیاوران. 5

(کاخ های سد لتیان ( که قبل کاخ شاه بوده است. 6

:«روت خامنه ای

.خامنه ای در سال 60 رئیس  مهور شد

در سال 61 هدایت و سوری را مسئول فروش نفت کرد و تا

.سال 85 آن ها عوض نشدند

در سال 62 محسن رفیقدوست را مسئول خرید اسلحه کرد

از سال 1370 به ارزش زمین پی برد و از طریق ستاد ا رایی

فرمان امام و بنیاد مستضعفان روی زمین های ایران دست

.گذاشت

در وزارت نفت از سال 63 حسن خامنه ای مسئول کنترل

.آقایان هدایت و سوری شد

در وزارت دفاع محمدی گلپایگانی مسئول کنترل رفیقدوست و

.حیدری شد

درامور زمین هم آقای لولچیان مسئول شد و بعد با خامنه ای

.فامیل شد

.از سال 76 به بچه هایش ا ازه دخالت در بیزینس را داد

از سال 84 خودش بیزینس را کنار گذاشت و از دولت مستقیم

پول گرفت. همان پول هایی که در بود ه کشور گم می شود. و

کروبی از احمدی نژاد در انتخابات می پرسید آن یک میلیارد چه

شد؟

کل «روت خامنه ای و خانواده اش: 36 میلیارد دلر

«روت شخص خامنه ای : 30 میلیارد دلر

«روت خانواده: 6 میلیارد دلر



:پول نقد

میلیارد دلر از 36 میلیارد دلر به شکل پول نقد در ایران 22

بود که در زمان انتخابات به دلیل شلوغی کشور تصمیم به

ارسال بخش عمده آن به سوریه از طریق ترکیه گرفته شد.این

پول در مسیر ترکیه به سوریه لو رفت و در ترکیه توقیف

شد.نگرانی خامنه ای این بود که در صورت سقوط رژیم این

پول ها در ایران بماند.دولت ایران در حال تلش برای باز پس

گیری این مبلغ از ترکیه است.در این که این پول در ترکیه

توقیف شده هیچکس شکی ندارد سوال این است که چرا این

پول با هواپیما مستقیم به سوریه نپریده است. شاید بیم آن بوده

.است که هواپیما و محموله اش شناسایی و سرنگون شود

بقیه پول نقد: سه و نیم میلیارد دلر است که یک ونیم میلیارد

دلر به صورت الماس و یک میلیارد دلرهم به صورت طلست و

.حدود یک میلیارد به صورت اسکناس دلر است

حساب بانکی:به غیر از آن 22 میلیارد دلر نقد، ده میلیارد از

36 میلیارد در حساب های بانکی است به شرح زیر :

یک میلیارد در روسیه

یک میلیارد در سوریه

یک میلیارد در چین

یک میلیارد در ونزوئل

دو میلیارد در آفریقای  نوبی

دو میلیارد در لندن

دو میلیارد سایر کشورها

و به غیر از 22 میلیارد نقد و 10 میلیارد در حساب های بانکی

،بقیه اموال به صورت

:ملک و سهام به مبلغ : 4 میلیارددلر به شرح زیر

میلیارد سهام در بازارهای دنیا 2

میلیارد در آفریقای  نوبی 1

میلیون در سوریه 500

میلیون در ونزوئل 500

میلیارد «روت خامنه ای از ک ا آمده است؟ 30

میلیارد دلر از پورسانت فروش نفت آمده 12

میلیارد دلر از بیزینس زمین آمده 2

میلیارد دلر از بیزینس سلح آمده 6

میلیارد دلر احمدی نژاد ظرف این 4 سال پرداخته 10

:بیزینس های مذهبی خامنه ای

آستان حضرت رضا درمشهد/آستان حضرت معصومه در

قم/آستان شهر ری در  نوب تهران. تمام عوائد ناشی از این

آستان ها و سرمایه گذاری های آن ها تحت کنترل و مشارکت

خامنه ای است.طبسی در مشهد و ری شهری شرکای او در این

.دو شهر هستند



:م تبی خامنه ای

متولد 1348 .دومین فرزند خامنه ای.علقه شخصی او غیر از

سیاست و اقتصاد به اسب سواری است.طوری که برای سوار

شدن بر اسب مورد علقه اش برای زمان هایی که در وکیل آباد

مشهد است، اسب او را با هواپیما 330 به مشهد می برند.

م تبی فعال ترین فرزند خامنه ای در امور سیاسی است. او

سالهاست همان نقشی را بازی می کند که احمد خمینی برای

پدرش بازی می کرد. در  وانی به  بهه رفته است.و در همان

 ا با طائب (مسئول کودتای انتخاباتی و مسئول شنود بیت

رهبری ...)آشنا شده است.همسر او دختر حداد عادل

است.شیوه زن گرفتن در خانواده خامنه ای این طور است که

همسر خامنه ای چند دختر را برای پسرانش انتخاب می کند و

پسرها پس از تائید پدر و وزارت اطلعات از بین آن ها دختری

را انتخاب می کنند.این انتخاب ملحظات سیاسی بسیاری دارد.

وصلت با فرزندان خامنه ای، نوعی مشارکت در قدرت ایران

است. به همین سبب ازدوا  ناشی از عشق اولیه، تقریبا در

خانواده خامنه ای منتفی است.م تبی مدتی با همسرش بر سر

بچه دار نشدن دچار اختلف بود و حتی علقمند بود تا زن دیگری

را اختیار کند تا این که راه چاره معال ه در لندن تشخیص داده

.شد



:بچه یک میلیون پوندی

م تبی به همراه 20 محافظ ،و همسرش به همراه سه ندیمه ،

ومادر همسرش به همراه دو ندیمه، دسته  معی به لندن رفتند

و مدت دو ماه، نیمی از هتل شرایتون پارک لین لندن را ا اره

کردند تا همسرش موفق شود برای او پسر بچه ای به نام باقر

را به دنیا بیاورد. بچه ای که هزینه سفر هواپیمای اختصاصی و

هتل و هزینه درمان و خر  و حقوق محافظین و ندیمه های

مادر و مادر بزرگش حدود یک میلیون پوند هزینه داشته است.

زنان مسئولین که از موضوع خبر دارند وقتی درباره باقر (نوه

خامنه ای) حرف می زنند از او به عنوان بچه یک میلیون پوندی

.سخن می گویند



(رابطه م تبی و حداد عادل( پدر زنش

م تبی خامنه ای داماد حداد عادل است. پس حداد عادل موفق

می شود به ریاست م لس شورای اسلمی برسد. اما این

روابط فامیلی، نه تنها به قدرت سیاسی میدان می دهد که

.زمینه همکاری های مهم اقتصادی است

در زمان آقای خاتمی ایرانسل به مناقصه گذاشته شد. م تبی

خامنه ای به دنبال آن بود که آفریقای  نوبی که به او پورسانت

می داد، برنده مناقصه باشد،اما در یک مناقصه آزاد، شرکت

ترک سل ، برنده مناقصه شد. م تبی ناراحت می شود و به

آقای خاتمی زنگ می زند که بگویید :برنده مناقصه آفریقای

 نوبی شده است. آقای خاتمی به سلیمانی می گوید قانونی

عمل کنید. سلیمانی اعلم می کند ترک سل قانونا برنده شده

است.م تبی دست به دامان حداد عادل می شود. حداد به احمد

توکلی می گوید که برنده شدن ترک سل خلف امنیت ملی

است و علیه دولت خاتمی تعداد زیادی مقاله نوشته می شود.

خاتمی زیر بار نمی رود تا احمدی نژاد رئیس  مهور می شود.

اولین کاری که احمدی نژاد می کند این است که قرار داد را

بدهند به وزارت دفاع و ام تی ان به صورت مشارکتی. و بدین

ترتیب م تبی از آفریقای  نوبی پورسانت می گیرد که به

حساب او در لندن ریخته می شود. (ر وع شود به سخنرانی

های توکلی در این مورد و همینطور به سخنرانی های سلیمانی

(در سایت بازتاب در اینباره

آقای حداد به م تبی می گوید: من این کار را برای تو کردم.

حال تو برای من یک کاری بکن. برای زمین من از قالیباف م وز

.مسکونی ت اری بگیر



حداد عادل یک زمین 300 هزار متری که انبار است را در شمال

میدان رسالت مالک است. این زمین متری 200 هزار تومان می

ارزید که توسط قالیباف به یک ملک مسکونی - ت اری تبدیل

شد. در نتی ه این عمل زمین 300 هزار متری انبار که متری

200 هزار تومان می ارزید، یکباره به متری 3 میلیون تومان

تبدیل شد. در این مورد علی اشراقی(نوه امام) مخالفت می

کند که به توصیه م تبی، توسط قالیباف، علی اشراقی هم

.معزول می شود

در حال حاضر بابت هر تلفن ایرانسل 2 تومان و بابت هر اس ام

اس یک تومان به م تبی می رسد. این علوه بر پولی است که

از آفریقا به حساب اوپورسانت ریخته می شود. هم چنین هر

بشکه نفتی که به چین و هند فروخته می شود یک دلر به م تبی

.می رسد



چندی پیش یک میلیارد و ششصد میلیون پوند که به حساب

م تبی خامنه ای در لندن رفته بود به دلیل آن که معلوم نبود،از

.ک ا آمده است توسط انگلیس مصادره شد

همینطور ر وع شود به مقالت بی بی سی درباره سعید امامی

و قتل های زن یره ای که در آن ها به 30 درصدی که م تبی

.بابت خرید اسلحه از روسیه کمیسیون گرفته اشاره شده است

گاهی دیده شده که م تبی دربعضی سفرها به خار  از ایران

ماشین بنز سفارت را که برای استقبال به پای هواپیما آورده

شده راسوار نشده و سراغ ماشین ساده تری را گرفته است. و

گاه حتی حاضر نشده به هتل برود و در خانه کارمندان سفارت

شب را خوابیده است.این ریاکاری برای پنهان کردن هزاران

رازی است که خامنه ای و خانواده اش از مردم ایران پنهان

.کرده اند



«روت م تبی: 3 میلیارد دلر

میلیارد در لندن و سوریه و آفریقا 2

میلیون دلر ملک در سوریه ، ونزوئل و لندن 700

(میلیون دلر نقد (الماس و طل و دلر 300

.م تبی از سال 76  ایگزین حسن خامنه ای در نفت شد

بابت خرید بنزین تا کنون از هر تن ،بین 5 تا 15 دلر حدود 1

.میلیارد دلر پورسانت گرفته است

( در زمین :(یک قطعه 500 هزار متری در مشهد مال اوست

بزرگترین پاساژ و آپارتمان سازی مشهد مال م تبی است. همه

.مشهدی ها آن را می شناسند

هزار متر زمین از قالیباف در تپه های عباس آباد گرفته 200

.است



هزار متر شاپینگ در اکباتان ساخته شده که م وزش را از 150

(قالیباف گرفته ( 500 میلیون دلر سود داشته است

:آشنایی م تبی با سعید امامی

همسر آقای خامنه ای با م تبی پسرش و سعید امامی و همسر

او با فالکوم دولت  مهوری اسلمی به مدت سه هفته به همراه

محافظین به لندن می روند. علت این سفر، عمل معده م تبی

و عمل روده مادر او خ سته خانم است. در این سفر زمینه های

آشنایی نزدیک م تبی با سعید امامی برای قتل های زن یره ای

:فراهم می شود.در خاطرات زن سعید امامی آمده است

سعید امامی وقتی از لندن بر می گردد ،با م تبی خیلی دوست

می شود(و پایه قتل های زن یره ای از سال 73 شکل می

گیرد.) سعید امامی مسئول امنیت داخلی وزارت اطلعات بود،

از همان سال ها مخالفت با آقای خامنه ای شکل ظاهری به خود

گرفت. ابتدا لت های تهران را کشتند. محسنی اژه ای و آقای

خوشبخت (پدر زن مصطفی خامنه ای )حکم قتل ها را صادر

.می کردند و بچه های اطلعات عملیات را ا را می کردند

:م تبی و قتل های زن یره ای

بالی دفتر آقای خامنه ای در خیابان پاستور، م تبی خامنه ای دو

اتاق دارد که ملقات هایش را در آن  ا ان ام می دهد. یکبار در

همان اتاق ها به سعید امامی می گوید که چرا همین کاری را که

با لت ها کردی ابا روشنفکرها نمی کنی؟

.سعید امامی می گوید : کتبی بنویس



ح ازی رئیس دفتر آقای خامنه ای به دری ن ف آبادی وزیر

اطلعات وقت می نویسد که با درخواست های آقای امامی

موافقت کن. بعدها که دری ن ف آبادی متهم شد که در قتل ها

دخالت داشته است، گفت:در صورتی که من دستگیر شوم نامه

ح ازی را که مخفی کرده ام، منتشر خواهد شد تا معلوم شود

که قتل های زن یره ای دستور م تبی بوده است. در نتی ه

موضوع قتل های زن یره ای نتوانست به گردن دری ن ف آبادی

.بیفتد، اما کسی یقه م تبی را هم نگرفت

سعید امامی تا زمانی که دستگیر نشده بود هر یکشنبه بعد از

ظهر از ساعت 4 تا 7 شب م تبی را در همان دو اتاق بالی

دفتر رهبری ملقات می کرده است. مصطفی و م تبی هر کدام

16 محافظ دارند که غیر از دو نفرشان دیده نمی شوند .

م تبی درس طلبگی خوانده است و در حال حاضر گاهی در قم

درس طلبگی می دهد.هنگامی که او مشغول درس دادن است

8 نفر از طلبه ها از او محافظت می کنند .



:م تبی و انتخابات  دید

در مورد انتخابات تز م تبی این بود: طرفداران مخالف

.سوسولند.دو تا باطوم بخورند در می روند. تزی که  واب نداد

پس از انتخابات وقتی شعار (م تبی بمیری، رهبری رو نبینی) بر

سر زبان ها افتاد ، بسیاری از زندانیان سیاسی شلق خوردند تا

کسی یا کسانی که این شعارها را بر سر زبان ها انداخته بودند،

شناسایی شوند. تصور دفتر رهبری و خود م تبی این بود که نام

او هر چه کمتر بر سر زبان ها بیفتد، راحت تر می تواند به

کارهایش ادامه بدهد.حیرت م تبی و دفتر رهبری این بود که نام

م تبی را چه کسی بر سر زبان ها انداخته است.چرا که م تبی

.تا قبل از انتخابات اخیر بیشتر پشت پرده بود



در حال حاضر بعد از خامنه ای ،م تبی پر قدرت ترین شخص

ایران است که با هماهنگی سپاه، فرمانده اصلی کودتای پس از

انتخابات است. م تبی در بعضی از موارد حتی بر خلف نظر

پدرش علی خامنه ای رفتار می کند. به عنوان م«ال در آبان ماه

سال 1388 به رئیس دادگاه مربوط به متهمین ت اوز و شکن ه

در کهریزک توسط فیروز آبادی اطلع داده شد که آقای خامنه

ای دستور آزادی متهمین کهریزک را داده است. متهمین آزاد می

شوند، اما رئیس دادگاه از لری انی رئیس قوه قضائیه می پرسد

: چرا بیت رهبری از طریق شما به من امر نکرده اند؟

لری انی اظهار بی اطلعی می کند اما اصرار می کند که قضیه

را مسکوت بگذارد تا از شخص آقا بپرسد. و می گوید قرار

است پس فردا شرفیاب شوم. دو روز بعد از آقای خامنه ای می

پرسد: که چرا از طریق من به رئیس دادگاه ابلغ نفرمودید؟

خامنه ای اظهار بی اطلعی می کند و می گوید من چنین

دستوری نداده ام. فیروز آبادی که در آن لحظه برای بازدید در

قزوین بوده است احضار می شود و با هلیکوپتر خودش را به

بیت می رساند.خامنه ای از او می پرسد: تو چنین دستوری داده

ای؟



.فیروز آبادی می گوید: بله من گفتم

خامنه ای می پرسد:از چه کسی چنین دستوری گرفتی؟

فیروز آبادی می گوید ا ازه بدهید خصوصی عرض کنم.خامنه ای

به او حکم می کند تا فوری گزارش دهد. و او می گوید: آقا

م تبی فرمودند.و دوباره خامنه ای دستور دستگیری م دد

.متهمین کهریزک را صادر می کتد

در مورد انتخاب شدن احمدی نژاد هم قصه از این قرار بود که

کروبی در موقع شمارش آرا خوابش برد و وقتی از خوا ب

برخاست احمدی نژاد از او پیشی گرفته بود.قالیباف نیز نقل می

کند که قرار بود من رئیس  مهور شوم اما یکباره عنایت آقا از

من برداشته شد.در همه موارد این م تبی بوده است که به

سپاه و بسی  می گفته است که آقا می خواهد شما به چه کسی

رای بدهید. این موضوع را کروبی پس از انتخابات احمدی نژاد

.در دور اول افشا کرد

تا پیش از انتخابات، م تبی خامنه ای به عنوان نفر دوم دفتر

رهبری، تنها برای سیاسیون در ه اول نظام شناخته شده بود،

اما حواد« بعد از انتخابات ریاست  مهوری 1388 نام م تبی را

.به عنوان عامل اصلی کودتا بر سر زبان ها انداخت

:م تبی و ولیعهدی او

بسیاری معتقد بودند که آقای خامنه ای برای بعد از خودش به

شاهرودی فکر کرده است.زیرا خامنه ای نمی تواند با  انشینی

م تبی پسرش احساس نظام پادشاهی یا مورو«ی را برای مردم

.تداعی کند



موضوع  انشینی پسر به  ای پدر حتی در زمان خمینی هم

مطرح شد.عده ای به خمینی پیشنهاد کردند که احمد آقا پسر

او پس از خمینی  انشین او باشد. خمینی خود بیش از هر کسی

مخالف بود. او صراحتا به هاشمی رفسن انی گفت: هر کس را

می خواهید به  ز احمد  انشین من کنید اما در حق من چنین

 فایی را نکنید. نگذارید مردم بگویند م«ل شاه قدرت از خودش

.به پسرش ار« رسید

اما عده ای و کم کم حتی مردم این فرض را پذیرفته اند که در

 مهوری اسلمی هر چیز می تواند اتفاق بیفتد. انتشار یک

وصیت نامه پس از مرگ خامنه ای، و یا حتی یک کودتای نظامی

توسط سپاه، با اعلم مریضی نا بهنگام خامنه ای می تواند

قدرت را به طور کامل در اختیار م تبی قرار دهد.م تبی در

حوزه علمیه درس خار  خوانده است و در مدرسه گلپایگانی

درس فقه می دهد.او بیش از هر کسی روی پدرش ا«ر دارد.در

بیت رهبری کارهای مختلف بین پسران خامنه ای تقسیم شده

است.سهم م تبی مسئولیت سازمان های نظامی و امور

.اقتصادی و امور شخصی خامنه ای است



:مصطفی خامنه ای

با آن که مصطفی پسر اول و ارشد خامنه ای است اما م تبی

گوی سبقت را از او ربوده است. شرکت مخابرات که به سپاه

داده شد، دعوای م تبی و مصطفی بوده است.چون م تبی

ایرانسل را داشت.، مصطفی رفت تا از طریق سپاه مخابرات

را صاحب شود و چون کسی از سپاه حساب پس نمی خواهد،

.پس مصطفی پشت سپاه می تواند خود را مخفی کند

مصطفی نیز درس طلبگی خوانده است.و اگرچه در حاشیه

م تبی به سرکوب مشغول است اما علقه او بیشتر به امور

اقتصادی است.در ایران هر پژویی که فروخته می شود ،ح