www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:9 بهمن/

9بهمن.امام جمعه اروميه : جنازه اعدام شدگان را در خيابانها بچرخانيد!

9 بهمن.فيلم مصاحبه شبکه الجزيره با پدر آرش رحمانی پور پس از اعدام فرزندش:اين به سخره گرفتن دستگاه قضاست، آنها پسرم را به قتل رسانده اند.

9بهمن.پاسخ دانشجويان دانشگاه علم و صنعت به دروغگويی های رئيس اين دانشگاه در مورد مرگ دختر دانشجو

9بهمن:کروبی در گفتگو با فاينشنال تايمز: قطعا در راهپيمايی 22 بهمن شرکت می کنم, اصلا نمی ترسم!

9بهمن: ساسان آقايی و سعيد ليلاز ممنوع الملاقات شدند

9بهمن.تشکر جنتی صادق لاريجانی به خاطر اعدام جنايکارانه دوجوان و تقاضای ادامه اين روش

9بهمن.درگذشت هوارد زين، نويسنده کتاب مهم « تاريخ مردمى ايالات متحده»:از بمباران «غيرخودي» ها تا مبارزه پيگير برای صلح، عدالت و آزادی همه انسان ها

9بهمن.دستگير شدگان روز عاشورا در سلولهای انفرادی بند سپاه و بند5 تحت شکنجه قرار دارند.

9بهمن :بيانيه کميته گزارشگران حقوق بشر در اعتراض به طرح اتهامات واهى به اعضاى آن


9بهمن. رنجنامه بهروز جاويد طهراني،از زندان رجايی شهر

9بهمن :پشت پرده صدور حکم اعدام برای محمدرضا زمانی/خاطرات يک هم سلولی

9بهمن: انتخاب رنگ آبی برای پرچم ايران، باز هم در مراسم دولتی


9بهمن :فعال كرد محكوم به اعدام به سلول انفرادی اطلاعات شهر سقز منتقل شد


9بهمن :عفو بين الملل اعدام دو تن از «متهمان حوادث پس از انتخابات» را محکوم کرد

9بهمن :ضرب و شتم زندانيان بند جوانان زندان رجايي‌شهر


9بهمن:احمدی: فشار بانکها بر توليد و صنعت غير قابل تحمل است

9بهمن :نامه ۱۴ نفر از برندگان جايزه صلح نوبل در حمايت از شيرين عبادی

9بهمن :سنای آمريکا تحريم صادرات بنزين به ايران را تصويب کرد

9بهمن.کروبی: آقای جنتی فرياد امروز مردم ايران پاسخی است به خيانت شما به رای مردم/
از عبارت صريح و روشن من چيز ديگری برداشت کردند.

9بهمن.واکنش بين المللی به اعدام دوجوان معترض توسط رژيم اسلامی



9بهمن.امام جمعه اروميه : جنازه اعدام شدگان را در خيابانها بچرخانيد!

جرس

غلامرضا حسنى امام جمعه اروميه ، در خطبه هاى نمازجمعه امروز ابن شهر گفت: تمنا و خواهش ملت اين است که فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامى را به سمع ملت ايران برسانند و چشم فتنه را از بيخ و بن برکنند.





به گزارش جرس وي، با اشاره به اعدام دو نفر و محکوميت 11 نفر ديگر گفت: بايد براى جلوگيرى از آشوبها، جنازه هاى اعدام شده ها در خيابانهاى تهران در مقابل ديد عموم قرار بگيرد.





وى افزود: اين زبانى که به جاى جمهورى اسلامي، جمهورى ايرانى مى گويد بايد کنده شود و قلوب داغدار خانواده هاى شهدا و دلسوزان انقلاب با اعدام آنهايى که به عاشوراى حسينى اهانت کردند، درمان مى يابد.

امام جمعه اروميه گفت: ايران براى فتنه گران جا ندارد بايد اينها بروند اگر اين افراد بمانند نماز مقدس جمعه را آلوده مى کنند، اينها افرادى هستند که در نماز جمعه تهران رقصيدند، اينها در ايران ماندنى نيستند.






9 بهمن 1388    21:21
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:    انباز
ای-ميل:  
12:02 11 بهمن 1388
روایت یک سنی را در زمان حال نسبت به ایرانی ها ببینید:



عزاداری و گریه ی تمام مو ودات دنیا برای امام حسین

04:12 - 6 months ago youtube.com

youtube.com

نام:   بسی ی
ای-ميل:  
11:16 11 بهمن 1388
امام حسین(ع)



ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما

ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از

دشمنان ما هم بدتراست. ایرانیهارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا

بفروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.



(حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الا«ار، نوشته حا  شیخ عباسقمی، صفحه ۱۶۴)

نام:  
ای-ميل:  
00:30 10 بهمن 1388
SAR BAZ SHOSTE SHOIEH MAGHZI DADEH SHODEH KOJAIE GEVAB MA RA NEDADID

نام:  
ای-ميل:  
23:39 10 بهمن 1388
DAR INGA BAYED GOVAB IN SARBAZ ASLAM RA BEDEHAM VAGHTI ASLAM BE ZOR SHMSHIR BE IRAN RESID BA INKE IRANIAN BE ASLAM IMAN AVARDAND HAMISHEH AZ TREF ARAB MOSLMAN SHAR VAND DERGE 2 BEHASAB AMEDAND VE BAINKE MOSALMAN BODND MORD TAHGHIR ARAB TAZEH MOSALMAN SHODEH VE KHAHND BOD KAMENI GENAYAT KAR HAM HEMIN IDEH AGDAD ARB KHOD AST IN RA CHEGONE TOVZIH MIDEHI AGHI SARBAZ ASLAM ZED IRANI,

نام:  
ای-ميل:  
12:34 10 بهمن 1388
تو «سرباز اسلام » م«لا خواسته ای طتز بنويسی، اما کاملا موضع ارت اعی گرفته ای و طنزی در نوشته ات پيدا نيست. قابل تو ه کسانی، که می خواهند طنز بنويسند: طنز بايد طوری باشد، که اگر گزنده و سياه هم باشد، هيچ  ای شکی برای نشان دادن موضع مترقيانۀ خود نويسنده باقی نگذاشته باشد.

طنز سياه پوزخندی همراه آه و سوزش دل را به همراه دارد، اما موضع نويسنده را نشان می دهد، که کاملا مخالف برداشت سطحی از داستان می باشد.

نام:   سرباز اسلام
ای-ميل:   شششس
11:34 10 بهمن 1388
امروز امام خامنه ای نایب بر حق امام زمان و پاسدار تمام ارزش های اسلام نمی بایست ذره ای شک کنند که از خون کافران

آسیاب بچرخانند همانگونه که در زمان حضرت علی (ع) اینکار را

در شهر استخر فارس حکومت اسلامی ان ام داد و صد ها هزار ایرانی را قتل عام کردند. تاریخ اسلام مملو از اینگونه برخورد با

دشمنان است. اسلام دین خون و شمشیر است. گسترش

اسلام با شمشیر بوده است نه با مباح«ه و تسامح.

حضرت امام خامنه ای استدعا دارم برای حفظ اسلام دستور فرمایید تا شمشیرها را از نیام دراریم و خون هر چه

سبز است را همراه با همسر و کودکانشان بر زمین ریزیم.

پاینده باد حکومت اسلام و برنده باد شمشیر همیشه آغشته به خون سربازان اسلام.

نام:  
ای-ميل:  
10:28 10 بهمن 1388
FEGHD BERAIEH DOZDI VE MOFTKHORI VE DONYA PRESTIST KE IN MOLAHEH 5 TOMANI GHAB AZ ANGHLAB SAR MST GHODRAT VE HAMCHON AGAD VAHSHIESH BERAIEH TARSANDEN AZ HMAN REVSH DORAN TEVAHOSH SOKHN MIGOID VAGHAN SHARMETAN BAD VAHSHIHAIEH KESIF

نام:  
ای-ميل:  
00:29 9 بهمن 1388
TANHA RAH RAHI AZ IN HIVANAT VAHSHI ASLAM GANG MOSALEHANE AST VE BES

BAYED MELAT KHODESH BERIEH RO DA ROIE MOSLEHANE BA IN DOZAN VE GANIAN

AMADEH KOND VE SALAM RA BERCINAN

نام:  
ای-ميل:  
00:29 9 بهمن 1388
BE OMIDE AZADI AZ MAZAHEB

نام:  
ای-ميل:  
22:47 9 بهمن 1388
چگونه مرگی در انتظار خود تو نشسته است؟

کدام تکه ات به دندان کدام سگ هار خواهد بود؟

مرگت بسی طولانی و ز رت بسی پردوام خواهد بود.

زنده و تندرست باش تا آن روز- روز وحشت بزرگ، که فراخواهد رسيد. آنرا پذيرا باش!!!

نام:  
ای-ميل:  
22:47 9 بهمن 1388
AJAB HEYVANE KASIFIST IN MARTIKE, FAGHAT OVBASHAND KE MARDOM RA MITARSANAND VA INCHENIN AST MANTEGHE MOLAHAYE BISAVAD....


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن.پاسخ دانشجويان دانشگاه علم و صنعت به دروغگويی های رئيس اين دانشگاه در مورد مرگ دختر دانشجو

خبرنامه اميرکبير

در پی مصاحبه جالب توجه جبل عاملی رئيس دانشگاه علم و صنعت در مورد مرگ ميترا رضايی دانشجوی اين دانشگاه، دانشجويان علم و صنعت جوابيه ای خطاب به وی را خبرنامه اميرکبير ارسال کرده اند که متن اين جوابيه در ادامه آمده است:





روز گذشته آقای جبل عاملی رييس دانشگاه علم وصنعت در مصاحبه با خبرگزاری وابسته مهر، به جای عذرخواهی ازفاجعه رخ داده در دانشگاه تحت مديريتش، دروغ های شاخداری را بهمراه مغلطه حرفه ای تحويل افکار عمومی داد. در همين رابطه دانشجويان و شاهدان عينی اين ماجرای تاسف برانگيز، موارد ديگری از ابعاد اين مسئله را آشکار کردند.





دکتر جبل عاملی در "موشکافی" عجيب وغريبی گفته اند "وسيله نقليه ای که دانشجوی متوفی با آن برخورد کرده است، کاميون نبوده بلکه کاميونت بوده است." و "کاميونت ها از قوانين مرتبط با تردد کاميون ها تبعيت نمی کنند." اين مغلطه از همان دست مواردی است که آقای دکتر از معاونت حقوقيشان ياد گرفته اند و پيش از اين دانشجويان خبر از آن داده بودند. در همين رابطه با بررسی قوانين مربوطه مشخص شد بارکش ها، اعم از کاميون وکاميونت وتريلر زمانی که بارشان مصالح ساختمانی و نخاله باشد از يک قانون تبعيت ميکنند اما در مواردی که بار مواد غذايی باشد، کاميونت ها مجاز به حمل بار در روز هستند.





در مورد ديگر ايشان گفته اند: "حادثه در کنار کارگاه اتفاق افتاده و در خيابان دانشگاه نبوده است." اين دروغ شاخداريست که بار جرايم ايشان را سنگين تر ميکند. تمامی شاهدان وعکسهای موجود خبر از اين می دهند که مکانی که آن مرحومه در آنجا زير کاميون رفت دقيقا وسط خيابان اصلی دانشگاه بوده است. شايد به همين دليل بود که حراست دانشگاه از نزديک شدن دانشجويان به مکان حادثه واحيانا عکسبرداری به شدت واهمه داشت و خون آن مرحومه نيز بلافاصله شسته شد وهيچ کروکی کشيده نشد. اما در صورت نياز شاهدان عينی حاضر به شهادت در اين مورد می باشند. همچنين محل افتادن جنازه نزديک به 20 متر با درب کارگاه فاصله داشته واصولا يکی از اتهامات اين است که چرا اجازه داده شده درب کارگاه نزديک پررفت وآمدترين نقطه دانشگاه باشد.





با اين اوصاف سوالات اساسی باقی می ماند که ايشان بايد جوابگوی آنها باشند:





يک راننده کاميونت يا هر خودروی ديگری بدون گواهينامه چگونه روزهای متوالی در دانشگاه به تردد ميپرداخته است؟ با توجه به اينکه بارکش های حمل مصالح ساختمانی از قوانين خاصی تبعيت ميکنند از جمله اينکه راننده حداقل سنش ميبايست 23 سال باشد، آيا انتظامات دانشگاه از روی چهره اين فرد هم نميتوانست بی گواهينامه بودن وی را تشخيص دهد؟





چرا درب کارگاه ساختمانی در فاصله نزديکی با پررفت وآمدترين نقطه دانشگاه قرار داشته ومديران به اين مسئله هيچ توجهی نکرده اند؟





با توجه به اينکه گزارش تخلف راننده خاطی دو روز پيش از ماجرا به مسئولين داده شده بود به چه دليلی اين شخص باز هم توانست به تردد غيرمجازش ادامه دهد؟





اين ماشين کاميونت بود اما کدام علم وصنعتی هست که کاميون های واقعی را در طول روز در حال تردد نديده باشد؟





گزارش رفت وآمد با سرعت بالای ماشين رييس انتظامات وموتورهای حراست وخودروهای سنگين که بارها تا آستانه تصادف پيش رفته بودند بارها به مسئولين مربوطه ارائه شده است. چرا هيچ پيگيری درباره نحوه تردد خودروها صورت نگرفت؟





چرا رييس دانشگاه يک عذرخواهی خشک وخالی از دانشجويان علم وصنعت وخانواده مقتول انجام نداده است؟





چرا زمانی که پدر آن مرحومه به تهران آمد ويکی از نزديکان ايشان هم که دانشجوی علم وصنعت است به استقبال وی رفت، مسئولين حراست که ديدند آن دو به ترکی با هم صحبت ميکنند دستپاچه شدند وشخص ترک زبانی را تمام وقت کنار آنها گذاشتند تا نکند آن دانشجو حقايق را به پدر مقتول بگويد؟





البته برای ما انتظار رسيدن حق به حقدار در اين کشور را نداريم ليکن بد نيست افکار عمومی از حقايق مطلع باشند.








9 بهمن 1388    20:50
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن:کروبی در گفتگو با فاينشنال تايمز: قطعا در راهپيمايی 22 بهمن شرکت می کنم, اصلا نمی ترسم!



منبع: وبلاگ قوقولی قوقو: فايننشال تايمز: رژيم ايران قرار است سی و يکمين سالگرد انقلاب را به زودی [ ۱ فوريه = ۱۲ بهمن] جشن بگيرد. آيا می شود کمی از نقش خود در انقلاب بگوييد؟

کروبی: پدر من از هواداران جنبش رهايی بخش ملی [ يک حزب ملی - مذهبی ] بود و به لحاظ سياسی هم فعاليت داشت. او يک روحانی بود و زمانی که در جنبش آزادی بخش ملی اختلافاتی بروز کرد طبيعتا از آيت الله ابوالقاسم کاشانی حمايت کرد. چنين بود که من از دوران کودکی و در منزل با سياست انس گرفتم و به مبارزه با حکومت پهلوی ملحق شدم. وقتی به حوزه علميه قم پيوستم در زمره شاگردان آيت الله خمينی [بنيانگذار جمهوری اسلامی] در آمدم و به شيوه ای باورنکردنی جذب ايشان شدم و در امور و نگرش های مذهبی حامی ايشان شدم. امام خمينی رهبری اعتراض سياسی عليه محمد رضا شاه را در سال ۱۹۶۲ [۱۳۴۰ ] بدست گرفت و من هم مصمم شدم که فعالانه به ايشان کمک کنم. اين تا زمان پيروزی انقلاب در سال ۱۹۷۹ ادامه يافت. طی اين مدت من ۹ بار زندانی شدم که مجموع آن ۶ سال می شود. يکسال به گنبد کاووس [ شمال غرب ايران] تبعيد شدم و به مدت دو يا سه سال در جاهای مختلف زندگی مخفيانه ای داشتم. من حتا مجبور شدم در سال ۱۹۶۶ [ ۱۳۴۴ ] بطور غيرقانونی و برای گريز از فشارهای رژيم به مدت ۵ ماه به عراق بروم در حالی که فاقد گذرنامه [پاسپورت] بودم. اين اولين و آخرين سفر خارجی من پيش از انقلاب بود.

فايننشال تايمز: چه احساسی به شما دست می دهد وقتی مخالفان تان خواهان اعدام شما يا زندانی کردن شما در اوين می شوند؛ همان زندانی که پيش از انقلاب در آن بوديد؟

کروبی: احساسات متفاوتی دارم. يکی احساس تاسف است. احساس تاسف می کنم از ديدن اينکه کسانی که اکنون در زندان هستند فرزندان انقلاب هستند و سالها زندان را در دوره شاه در کارنامه دارند. آنها ساليانی را به جمهوری اسلامی خدمت کرده اند. از اين در عجبم که برای اين انقلاب چه رخ داده است؟ قرار بود که سايه خود را بگستراند و حتا مخالفان را جذب کند. قرار نبود که گردش [سيکل] انقلاب چنان سخت شود که حتا فرزندان خود را تحمل نکند. اين مرا ناراحت می کند. به اصلاحی معتقدم که معنای آن همان جمهوری اسلامی بود که در انقلاب وعده داده بوديم. من متعهد به تدارک استقلال، آزادی و ايجاد جمهوری اسلامی. ما قول داده بوديم که به حقوق مردم احترام بگذاريم و به آنها آزادی دهيم. گفته بوديم اگر مخالفان مان متوسل به سلاح گرم و توطئه نشوند می توانند آزادانه عقايد خود را ابراز کنند و از حکومت انتقاد کنند. اين قول ها و وعده ها واقعا دچار آسيب شده اند.

فايننشال تايمز: اما مخالفان شما می گويند که هدف اين اقدامات سرنگونی رژيم است.

کروبی: انقلاب ديگر نمی خواهيم و به دنبال سرنگونی حکومت هم نيستيم. ما در پی جمهوری اسلامی واقعی هستيم، همانی که به مردم مان قولش را داده بوديم که با رأی ۹۸ درصدی مردم [در رفراندوم سال ۱۹۷۹ = ۱۳۵۹ ] مورد تصويب مردم قرار گرفت. شما می توانيد جمهوريت را در اسلام و اسلام را در جمهوريت بيابيد. من جوانی و زندگی و انگيزه ام را در راه اين عقيده گذاشتم. اگر روزی جمهوری اسلامی از من گرفته شود احساس تهی بودن می کنم. انسان نمی تواند عمری را در راهی بگذارد اما نتيجه آن وقت هدر دادن وقت باشد. بنابراين، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی اصل هستند. البته اين به معنای نفی نقاط ضعف و کم و کاستی ها نيست.

فايننشال تايمز: چه شد که فرزندان جامعه اسلامی که آن را تاسيس کردند اکنون متهم به تلاش برای تضعيف [يا تخريب] آن می شوند؟

کروبی: به اين دليل که نه بخش اسلامی ِ جمهوری اسلامی مورد عنايت شايسته قرار گرفته و نه بخش جمهوری آن. جمهوريت مستلزم انتخابات آزاد است که در آن معيار بايد رأی مردم باشد. به عبارت ديگر، مردم حرف آخر را می زنند [يا تصميم نهايی را مردم می گيرند]. جمهوری اسلامی يعنی اينکه نهادهای دولتی و نظامی نبايد در فرايند انتخابات و در جهت آسيب رساندن به بخش جمهوری ِحکومت دخالت کنند، کاری که امروز دارد انجام می شود. از سوی ديگر، اسلاميت نظام هم آسيب ديده است. يعنی اسلام به شيوه ای بسيار خرافاتی در بحث ها مطرح می شود در حالی که خرافات و باورهای خرافی نيز ترويج و منتشر می شود. اسلام منحصر به نماز و روزه نيست. احترام به مردم و نه تحقير آنها و رعايت حقوق شان از جمله بخش های مهم اسلام است تا به جای دفع هواداران آنها را جذب کند. ما می گوييم فضای سياسی ايجاد شده که از يکسو در حال تضعيف جمهوريت است چرا که به رأی مردم باور ندارد و در حال تضعيف اسلام است.

فايننشال تايمز: آنها چگونه اين قدر قوی می شوند و به قدرت دست می اندازند؟

کروبی: بطور خلاصه، برخی مراکز قدرت به آنها در کنترل برخی مراکز اقتصادي، سياسی و فرهنگی کمک می کنند. آنها که به يک اسلام سفت و سخت باور دارند اکنون در قدرت اند و باورهای خود را به جمهوريت نظام نيز تسری داده اند. اينکه چگونه اينها چنين می کنند مجال ديگری می طلبد. برخی اقدامات ناپخته می توانست در دهه اول انقلاب - دوره ای که به آن می باليم - برای ايجاد يک سيستم جديد که غير از سيستم فاسد شاه و در تلاش برای جنگ با عراق بود توجيه داشته باشد. اما همان دوران امام خمينی معتقد بود که نيروهای امنيتی در صورتی که برای مصادره سلاح وارد خانه مخالفين می شوند نبايد مثلا به دنبال مواد مخدر باشند. اکنون اما آلبوم های خانوادگی هم در امان نيست. امام خمينی معتقد بود که برخی اقدامات نامربوط در عرصه سياست خارجي، موضوعات قضايی و مالی مثل مصادره اموال مردم بايد پس از يک برهه خاصی متوقف شود.

فايننشال تايمز: شما چقدر شخص احمدی نژاد را مسبب آشفتگی های سياسی اخير می دانيد؟

کروبی: هم شخص احمدی نژاد و هم جريان های سياسی حامی او در بسط اين مشکلات بسيار دخيل اند. قطعا آقای احمدی نژاد تنها نيست. گروهی پشت سر اوست که نفوذ فراوانی بر او دارند. گروهی که با او کار می کند نه چپ است نه راست. چپ گرايان و راست گرايان سنتی در عين دوستی به رقابت می پردازند. اما اين جريان به چنين رابطه ای باور ندارد.

فايننشال تايمز: آيا شما احمدی نژاد و حاميان او را يک خطر برای جمهوری اسلامی می دانيد؟

کروبی: خطر نه به آن معنا که دست در دست قدرت های خارجی دارند. منظورم اين نيست بلکه بايد ثابت شود. اما خانه نشين کردن [يا حاشيه نشين کردن] احزاب و گروه ها، افکار، دانشجويان، دانشگاهيان و روحانيان اصلاح طلب واقعا نگران کننده است. نگاه کنيد ببينيد با روحانيان ارشد، مطبوعات، دانشجويان و زندانيان چگونه برخورد می شود.

فايننشال تايمز: آيا شما نگران هستيد که چنين رفتارهايی منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی شود؟

کروبی: اين رفتارها آسيب هايی وارد کرده است و ضربات بيشتری خواهد زد اما منجر به فروپاشی نخواهد شد. بر اين باورم که جمهوری اسلامی ريشه های قوی دارد. درست است که نظام مخالفانی دارد اما ريشه های اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی عميق است. همچنين معتقدم که بسياری از مراکز قدرت مانند نهادهای سياسي، غير سياسی و مذهبی وجود دارند که نمی توانند مانع جريان راديکاليسم شوند. بسياری از روحانيان ارشد از اين وضعيت نگران اند. زمانی که آسيب های جدی وارد می شود آنها تحمل نمی کنند. آنها قطعا ممانعت می کنند.

فايننشال تايمز: آيا فکر می کنيد دولت احمدی نژاد بتواند چهار سال خود را به پايان برساند؟ آيا احتمال کنار زدن او وجود دارد؟

کروبی: وقتی چنين نظراتی در ۴ سال اول دولت احمدی نژاد هم افتاد من موافق نبودم و اصرار داشتم که او بايد دوره خود را به اتمام برساند. اين اتفاق هم افتاد. با عنايت به مشکلات سياسی و اقتصادی داخلی افزون بر سياست خارجی مناقشه برانگيز، شخصا معتقدم که او نمی تواند دوره ۴ ساله خود را به اتمام برساند. ببينيد او چگونه کشور را اداره می کند. او ديروز [۱۷ ژانويه = ۲۷ دی ماه] بودجه را به مجلس برد که خيلی دير بود. می خواهم بگويم که از نقطه نظر فرهنگي، سياست خارجي، اقتصادي، مديريتی و امنيتي، دولت مشکلات جدی دارد. با عنايت به تمام اين موارد فکر می کنم دولت ۴ سال دوام نياورد.

فايننشال تايمز: اعتراضات خيابانی عليه دولت چقدر به ترديد شما برای بقای آن افزود؟

کروبی: اين يکی از مشکلات است. دولت قادر نبود که واکنش معقولی بروز دهد، انتخابات سالمی برگزار کند و گروهی را تشکيل دهد برای مطالعه اعتراضات مربوط به انتخابات. اگر دولت دورانديش بود اين مشکلات خلق نمی شد.

فايننشال تايمز: آيا ميانه روهای دو جناح برای نجات جمهوری اسلامی به يکديگر نزديک شده اند؟ و آيا آنها معتقدند که يکی از راه حل ها کنار زدن دولت است؟

کروبی: اين هفته آقای هاشمی رفسنجانی [رييس جمهور سابق] يکبار ديگر گفت که نيروهای ميانه روی دو جناح بايد گردهم آيند و راه حلی بيابند. او به درستی گفت که بهترين فردی که می تواند به اين امر کمک کند رهبری است. با او موافقم. نيروهای دو جناح که خواهان نظام اسلامی هستند زمانی به هم ملحق خواهند شد که خدای ناکرده ببينند انقلاب، نظام و جمهوری اسلامی در خطر است. اين به زودی اتفاق خواهد افتاد.

فايننشال تايمز: چقدر زود؟

کروبی: نمی دانم چقدر طول بکشد اما فکر می کنم خيلی طول نخواهد کشيد. به برخی شاخص ها نگاه کنيد: تورم، رکود اقتصادي، تعطيلی مراکز اقتصادی به ويژه واحدهای صنعتی که با ظرفيت ۲۰ تا ۴۰ درصدی کار می کنند، افزايش بيکاري، خط فقر ۷۰۰ هزار تومانی که به معنای فقر بالای ۴۰ درصد است. تداوم اين وضعيت مشکل ساز خواهد بود. دولت نمی تواند با تمام اين مشکلات دست و پنجه نرم کند و ظرفيت آن را هم ندارد. نگاه کنيد چند مرتبه دولت وزرای کشور و اقتصاد خود را تغيير داد.

فايننشال تايمز: اگر همانگونه که شما می گوييد گردهمايی نيروهای ميانه رو در اينده نزديک انجام شود رويه شما چه خواهد بود؟ آيا بر اين پافشاری می ورزيد که احمدی نژاد بايد برود؟ يا شما سازش می کنيد و مشروعيت به اين دولت می دهيد؟

کروبی: بسته به اين است که چه مباحث و گزينه هايی طرح شود. يک گزينه تجديد سازمان هيات دولت [کابينه] است که به واسطه آن نه تمام اعضا بلکه آنهايی که کارامدی ندارند تغيير يابند و مداخلات [رييس جمهور] در امور وزرا قطع گردد. آقای احمدی نژاد هر روز يک چيزی می گويد و برای کشور مشکل ساز می شود. آنچه من دنبال آن هستم يک دولت کارامد است. اما با شناختی که از اين آدم دارم می دانم که تغيير رفتار نخواهد داد.

فايننشال تايمز: بنابراين شما دولت را پذيرفته ايد و از موضع پيشين خود عقب نشينی کرده ايد که اين دولت مشروع نيست؟

کروبی: هر آنچه که در مورد انتخابات گفتم هنوز در جای خود معتبر است و تکرار می کنم که اين يک انتخابات سالم نبود. اما واقعيت اين است که مجلس به او رأی داد و او هم سوگند ياد کرد. اما به شما اطمينان می دهم که همين نمايندگانی که در غياب ۲ هزار اصلاح طلب و رد صلاحيت شدن آنها از سوی شورای نگهبان پيروز انتخابات شدند اگر برخی احتياط کاری ها و برخی ملاحظات را کنار بگذارند در عرض يک ماه احمدی نژاد را کنار می زنند.

فايننشال تايمز: قبلا می گفتيد که اين دولت نامشروع و غير قانونی است. اکنون می خواهيد هيات دولت [کابينه] را کارامدتر جلوه دهيد يا اينکه احمدی نژاد را محدود کنيد؟

کروبی: آنچه من گفتم اين است که اگر يک گروهی با هم نشينند - که سوال شما بود - آنها تصميم خواهند گرفت که احمدی نژاد بايد بماند يا برود. من نمی توانم از جانب خودم تصميم بگيرم که چه اتفاقی برای او رخ خواهد داد. اگر اکثريتی در اين نشست بگويد که او بايد بماند اما تغيير رفتار دهد نمی توانم مخالفت کنم. اما شخصا می گويم اين فرد ظرفيت ادامه ۴ سال کار را ندارد. درآمدهای نفتی ايران در دوران او حدود ۳۵۰ ميليارد دلار بود که درآمدی استثنايی بود.

فايننشال تايمز: آنچه شما می گوييد شبيه آن چيزی است که اقايان خاتمی و هاشمی اخيرا گفتند. آيا اين بدين معناست که رهبران اپوزيسيون تصميم گرفته اند به دليل اينکه آينده جمهوری اسلامی را در خطر می بينند از در مصالحه در آيند؟

کروبی: ديدگاه شخصی من اين است که دولت ظرفيت ندارد و رای مردم را نيز با خود ندارد. اما اين دولتی است که ما با آن مشکل داريم. فکر می کنم دولت بايد برود اما اگر ديگران نه بگويند من نمی توانم بر آنها فشار وارد کنم. مشکلات کشور بدتر خواهد شد و هيچ چاره ای [برای رژيم] باقی نخواهد ماند جز يافتن راه حل. اما واقعيت اين است که هيچ اخباری هنوز وجود ندارد که طرف ديگر دنبال راه حل باشد. طرف مقابل هنوز فکر می کند که حوادث پس از انتخابات «اغتشاش» بود. آنها معتقدند امور در حال بازگشت به روال معمول خود است و اين به اصطلاح اغتشاش در حال فروکش کردن است.

فايننشال تايمز: همانگونه که گفتم اين موضع پيشين شما نيست که دولت بايد تغييراتی ايجاد کند؟

کروبی: من قبلا چه گفتم؟ جمهوری اسلامی بايد برود؟

فايننشال تايمز: نه. اما شما دولت را به رسميت نمی شناختيد. اکنون می گوييد او در پارلمان سوگند ياد کرده است.

کروبی: شما می گوييد راه حل چيست و من می گويم راه حل تنها با من نيست. ما ابتدا بايد همديگر را بپذيريم که با هم بنشينيم و صحبت کنيم.

فايننشال تايمز: تمام مولفه هايی که شما ذکر کرديد در مورد اينکه دولت نمی تواند ۴ سال ديگر به کار خود ادامه دهد در همان ۴ سال اول نيز وجود داشت. دفعه قبل نيز جان به در برد. چرا دولت نبايد اين بار ۴ سال خود را به پايان برساند؟

کروبی: شما بدنی قوی داريد اما در پی حوادث و بيماری ها ضعيف می شود. جمهوری اسلامی طی ۴ - ۵ سال رياست جمهوری احمدی نژاد هزينه های بسياری پرداخت کرده است. توانايی ديگری ندارد. آنچه در انتخابات رياست جمهوری رخ داد در انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۵ و دو انتخابات پارلمانی پيشين نيز رخ داد. اما خشم پايمال شده و سرکوب شده اين بار به صورت انفجار خود را نشان داد. اين چيزها يک شبه رخ نمی دهد. درآمدهای عظيم نفتی تا کنون پوشش خوبی بوده است. اکنون معوقه های بانک ها به ۴۰ ميليارد دلار رسيده است. اين همچون يک بدن قوی می ماند که می تواند سختی ها را تا يک مدت کوتاهی تحمل کند. بدن اکنون ضعيف است.

فايننشال تايمز: تظاهرکنندگان در اعتراضات خيابانی خود در ابتدا و پس از انتخابات احمدی نژاد را هدف می گرفتند. اما همانگونه که می دانيد پس از مدتی کل نظام و رهبری هدف اعتراضات و شعارهای مردم قرار گرفتند. مردم اکنون خواهان يک دولت سکولار هستند. شما چه فکر می کنيد؟

کروبی: فکر می کنم اين شعارها ۱۰۰ درصد اشتباه بود و حاصلی نخواهد داشت. من حتی به اين شعارها بدبين هستم و نمی دانم که آيا به راستی از سوی جوانان احساسی و ناپخته سر داده شد يا از سوی مراکز [قدرت] خاص که سعی می کردند مردم را عصبانی کنند تا بهانه برای سرکوب آنها بيابند. شعارهای ما در چارچوب نظام و قانون اساسی هستند. قانون اساسی ما نقطه ضعف هايی دارد اما ظرفيت های [دموکراتيک] فراوانی هم دارد.

فايننشال تايمز: چرا به هواداران خود نمی گوييد که اين شعارها را ندهند؟

کروبی: به آنها می گويم. گروه معدودی از مردم شعار دادند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ايران». ديديد که چگونه از سوی طرف مقابل مورد سوء تفسير قرار گرفت. برخی عقلا بر اين اعتقادند که شعارها بايد بايد اين گونه می بود:« هم غزه هم لبنان جانم فدای ايران».

فايننشال تايمز: موضع شما در مورد رهبری چيست؟

کروبی: من ولايت فقيه را می پذيرم. جمهوری اسلامی را می پذيرم و قانون اساسی را نيز می پذيرم. با شعارهايی که ساختارشکن هستند موافق نيستم.

فايننشال تايمز: متحدان شما دستگير شده اند. دفتر کار و روزنامه شما تعطيل شد. تصميم شما در حال حاضر چيست؟

کروبی: تا جايی که امکان داشته باشد ادامه داده ام و ميدهم. اما احساس ناراحتی می کنم که بسياری از دوستانم در زندان هستند. احساس سرخوردگی می کنم که جمهوری اسلامی به نقطه ای رسيده که وزرا، وکلا، معاونان رييس جمهور، معاونان وزرا، مقام های دولتی و روزنامه نگاران را دستگير می کند. اينها سالها به انقلاب خدمت کرده اند و در دوران شاه در زندان بودند. در مورد محدوديت برای من هم، احساس می کنم که تحت حبس نيمه خانگی هستم. سياست دولت پرداخت هزينه برای حبس خانگی ِ رسمی ِ من نيست. اما در حال حاضر هر گاه ديداری در جايی دارم گروهی از بسيجيان برای بر هم ريختن ديدارهايم حضور می يابند. من بيانيه هايی دادم و ديدارهايی با خانواده های زندانيان سياسی داشتم. تا حدی کار می کنم. اما اين محدوديت ها در پشت راديکاليزه شدن شعارهاست که با آن موافق نيستم. فشار زياد نتايجی هم خواهد داشت. وقتی به مردم آسيب می زنيد آنها هم شعارهای راديکال می دهند.

فايننشال تايمز: آيا شما نگران نيستيد که الان که می گوييد شعارهای مردم اشتباه بود شکاف ميان شما و مردم بيشتر شود؟

کروبی: من از مردم حمايت می کنم و نمی خواهم آنها را بفريبم. به مردم می گويم که ما اصلاح می خواهيم و به آزادی شما معتقديم. من بارها گفته ام که مردم رهبر خود هستند. بارها گفته ام که ما جنبش را هدايت نمی کنيم. مردم به نحوه برخورد با خودشان اعتراض دارند. آنها احساس تحقير می کنند. ايرانيان نمی پذيرند که چيزی به آنها ديکته شود. ممکن است مدتی تحمل کنند اما يکباره منفجر می شوند. مهمترين مولفه موفقيت امام خمينی اين بود که مردم را محترم می شمرد و به رأی آنها احترام می گذاشت. بله، مردم جلوتر از من هستند. جلوتر بودن يعنی اينکه مصمم تر هستند و آمده تر برای دستيابی به حقوق شان بدون هيچ گونه تمنای شخصی. نگاه کنيد ببينيد چگونه زنان معترض قربانی می شوند. موافقت يا مخالفت من با رژيم تاثيری بر مردم ندارد. رژيم بايد عاقل باشد و راه حلی بيابد و موانع را بردارد تا مانع راديکاليزه شدن بعدی شود. مردم در صورتی که تقاضاهايشان برآورده شود و اگر مباحث سياسی را در مطبوعات برگزار کنند رويکرد مثبتی در پيش خواهند گرفت.

فايننشال تايمز:آيا فکر می کنيد که مردم اکنون خواهان سرنگونی [تغيير] رژيم هستند؟

کروبی: اکثريت مردم خواهان تغيير رژيم نيستند. در واقع، هر کسی که نگران آينده اين کشور است به دنبال تغيير رژيم نمی رود چرا که مشخص نيست که از درون آن چه چيزی بيرون می آيد. اگر به خاطر رهبری فوق العاده استثنايی امام خمينی نبود خدا می داند با انقلاب ۱۳۵۷ چه بر سر ايران می آمد. بايد از نظام حمايت کنيم و جمهوری اسلامی که ما وعده آن را داده بوديم بايد به واقعيت تبديل شود. در آن صورت، اکثريت مردم نيز خوشحال خواهند شد. ما بايد بنشينيم و ببينيم که شکاف ها کجاست و آن را تصحيح و ترميم کنيم.

فايننشال تايمز: اما مخالفان شما می گويند اين عمل به معنای سرنگونی نظام است.

کروبی: آنها به اشتباه می گويند که ايالات متحده و انگليس از ما حمايت می کنند پس ما به خطا می رويم. و اينکه بی بی سی از ما حمايت می کند. بی بی سی همين کار را در انقلاب ۵۷ هم کرد[حمايت از انقلاب]. نه ما خواهان تغيير رژيم هستيم و نه مخالفان. ما مخالف انحصار، ديکتاتوری و کوته فکری هستيم که اسلام را بی اعتبار می سازد.

فايننشال تايمز: آيا آقای موسوی را بطور مرتب می بينيد؟

کروبی: بله. ما بطور منظم با هم ديدار داريم و تبادل نظر می کنيم.

فايننشال تايمز: آيا شما سياست ها را تعديل می کنيد؟

کروبی: بله و نه. آقای موسوی و همراهان شان ديدگاه های خاصی دارند. همين نگره در مورد من و همراهانم نيز صادق است.

فايننشال تايمز: آيا شما با پيشنهادات ايشان برای پايان دادن به بحران سياسی موافقيد؟

کروبی: بله. بسيار زياد

فايننشال تايمز: ايا نشانه ای وجود دارد که اين پيشنهادات از سوی رژيم جدی گرفته شود؟

هنوز نشانه ای وجود ندارد.

در مورد آقای خاتمی چطور؟

کروبی: ايشان را کمتر از آقای موسوی می بينم.

چرا؟

دليل خاصی ندارد. آقای خاتمی مثل ما بيانيه ای صادر نمی کند.

آقای رفسنجانی چطور؟ نقش ايشان را چگونه ارزيابی می کنيد؟

کروبی: ايشان بايد در چارچوب خود مورد ارزيابی قرار گيرند. لطفی که ايشان به ما کرده اين است که ما را محکوم نکرده هر چند تحت فشارهای زيادی برای اين کار بوده است. اگر روزی اجماعی قرار باشد بدست آيد ايشان نقش مهمی خواهند داشت. هيچ کس ديگری نمی تواند نقش ايشان را ميان اصلاح طلبان و بنيادگرايان بازی کند به دليل پيشينه اش در انقلاب و نقشی که در انتخاب رهبری فعلی داشته است. همچنين دو مقام مهم را نيز در دست دارد: مجمع تشخيص و رياست خبرگان رهبری. او می تواند کارهايی انجام دهد که هيچ يک از نخبگان دو طرف نمی توانند.

فايننشال تايمز: آيا آقای رفسنجانی همچنان منتظر فرا رسيدن زمان مناسب برای پادرميانی است؟

[۱۳۷۶ ] و از موسوی در انتخابات اخير ابراز داشت.

فايننشال تايمز: آيا در راهپيمايی ۲۲ بهمن حضور خواهيد يافت؟

کروبی: قطعا.

فايننشال تايمز: ممکن است مورد حمله قرار بگيريد. خودروی شما اخيرا مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

کروبی: اصلا نمی ترسم. خيلی آرام بودم. خدا را شکر که روحم بسيار بزرگ است. اساسا از هر خطری در زندگی ام استقبال می کنم. دوست دارم مثل هر انسان ديگری زندگی کنم و وقتی پير می شوی احساس می کنی که بيشتر به خانواده ات و فرزندانت وابسته ای. حتی اين تيراندازی مانع نمی شود که من در ميان مردم نروم و گاهی با ماشين ضد گلوله سفر نکنم چنان که گاهی همسرم شکايت می کند [خنده].

فايننشال تايمز: هميشه ممکن است خطری به زندگی شما وجود داشته باشد. همانگونه که می دانيد خواهرزاده مير حسين موسوی اخيرا کشته شد. آيا ترسی از خانواده خود نداريد؟

کروبی: بدون اغراق می توانم بگويم که ترسی ندارم. اين به دليل اين است که من قويا به عقايدم معتقدم. فرزندانم سن و سالی ازشان گذشته و ريش شان سفيد شده است [خنده]. جوان ترين فرزندم ۳۱ ساله است. چه می توانم بکنم؟ بگذارم هر کسی را می خواهند بکشند؟

فايننشال تايمز: آخرين سوال. شما با طرح تجاوز و شکنجه در زندان ها طوفانی به پا کرديد و تحت فشار زيادی قرار گرفتيد. آيا تفاوتی ايجاد کرد؟

کروبی: زندانيان می گويند وضعيت شان بسيار بهتر شده است. احساس پشيمانی از طرح آن ندارم چرا که نگفتم که نظام بطور سيستماتيک چنين می کند. اما برخی بی دقتی هايی وجود داشت که می خواستم مانع آن شوم.




9 بهمن 1388    19:15
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
14:05 10 بهمن 1388
سگ زرد ، برادر شغال است

نام:  
ای-ميل:  
11:32 10 بهمن 1388
migam nareh ,bazam migi bedooshesh.az in akhonde havasbaze maaroof cheh entezari darin. ageh yeh shab paye manghal nashineh ta sobh haft kafan mipoosooneh.

نام:  
ای-ميل:  
01:30 9 بهمن 1388
MOSALEMAN AGHAIEH KEROBI SAZESH KARDID NEBAIED TARSI DASHTE BESHI DAR ZEMN ASLAM SHOMA MERDANGI RA BE SHOMA YAD NEDADEH VE YA KHODESH FAGHD VOGDAN VE ANSAN DOSTI VE GEVANMARDI AST INE MEKTEBI KE MODAIE AN HASTID


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن: ساسان آقايی و سعيد ليلاز ممنوع الملاقات شدند

بنا به اخبار دريافتي، ساسان آقايی و سعيد ليلاز ممنوع الملاقات شدند.

با وجود اين‌که اين‌که دادستانی مجوز ملاقات با خانواده را به اين دو روزنامه‌نگار زندانی داده بود، اما مامورين زندان اوين خودسرانه و به بهانه‌ی همکلام شدن اين دو هنگام اعزام به سالن ملاقات از ملاقات با خانواده‌هايشان منع ساختند.

به نظر مي‌رسد در روزهای اخير فشار بر روزنامه‌نگارهای زندانی افزايش يافته است.



http://sasanaghaei.blogspot.com/
9 بهمن 1388    18:08
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن.تشکر جنتی صادق لاريجانی به خاطر اعدام جنايکارانه دوجوان و تقاضای ادامه اين روش

بی بی سی

جنتی: دو نفر را اعدام کرديد، دست شما درد نکند

احمد جنتي، امام جمعه موقت تهران در خطبه های نماز جمعه امروز اين شهر از اعدام دو نفر از متهمانی که در دادگاه های بعد از انتخابات محاکمه شده بودند، دفاع کرد و خواستار ادامه برخورد قاطعانه قوه قضائيه شد.



آقای جنتی خطاب به صادق لاريجاني، رئيس قوه قضائيه، گفت: "شما روحيه ضد ظلم، انقلابی و ولايی داريد. پس بياييد برای رضای خدا همين طور که دو نفر را صريح اعدام کرديد، و دست شما هم درد نکند، مردانه بايستيد."



روز پنجشنبه ۸ بهمن، محمد علی زمانی و آرش رحمانی پور که در دادگاه های بعد از انتخابات محاکمه و به اعدام محکوم شده بودند، در زندان اوين اعدام شدند.



با آنکه دادستانی تهران اعلام کرده که اين دو در ارتباط با حوادث بعد از انتخابات محکوم شده اند، اما به گفته وکيل آقای رحمانی پور، هر دوی آنها حدود دو ماه قبل از انتخابات بازداشت شده و در تمام اين مدت در زندان بوده اند.



آقای جنتی که دبير شورای نگهبان هم هست، در بخش ديگری از خطبه نمازجمعه تهران گفت: "هر جا سستی و ضعف داشته ايم، ضربه خورده ايم، مثل ۱۸ تير که ضعف نشان داديم. بايد پرسيد دستگاه قضايی چند نفر را اعدام کرد که عاشورا به وجود آمد؟ می گويم اگر ضعف نشان دهيد، آينده بدتری در انتظار شماست."



آقای جنتی در ادامه گفت: "خدا رحم نکند به کسانی که به مفسدان فی الارض رحم می کنند. جای رافت نيست و جای غلظت است. همان طور که در زمان پيامبر پيمان شکنان را کشتند. ما نه می توانيم افراط در مجازات داشته باشيم و نه تفريط در مجازات."



احمد جنتی در بخش ديگری از خطبه خود درباره انقلاب ايران و رهبری آيت الله خمينی گفت: "امام بزرگوار را خداوند مبعوث کرد و ايشان تفسير کردند که علما وارث پيغمبرانند."



احمد جنتی يکی از اعضای شورای نگهبان بود که پيش از انتخابات جنجال برانگيز رياست جمهوری خرداد ماه، از آقای احمدی نژاد حمايت کرد.



با توجه به اينکه شورای نگهبان، مسئوليت نظارت بر سلامت انتخابات رياست جمهوری در ايران را برعهده دارد، حمايت آقای جنتی و ۶ نفر ديگر از شورای ۱۲ نفره نگهبان، از جمله مواردی است که معترضان به سلامت انتخابات در توجيه ادعاهای خود مطرح می کنند.



اين صفحه را برای ديگران بفرستيد چاپ مطلب


9 بهمن 1388    17:58
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:31 9 بهمن 1388
IN PIR KAFTAR GENAYATKAR BERAIEH ANBASHTEN MAL VE MENAL MANAD AGDAD GENAYETKAR VE FASEDASH BERIEH LEZAIZ ZENDEGI AZ HICH GENAITI ABA NEDARED HATA BEGHOL KHODESHAN AZ KODA VE ROZ GEZA

نام:  
ای-ميل:  
00:27 9 بهمن 1388
DELAM AZ VAHSHATE ZENDANE SEKANDAR BEGEREFT, RAAKHT BAR BANDAMO TA MOLKE SOLEYMAN BERAVAM..... KHORAM ANROOZ KAZIN MANZELE VIRAN BERAVAM, RAHATE JAN TALABAM VAZ PEYE JANAN BERAVAM...NANG BAR AKHOND


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن.دستگير شدگان روز عاشورا در سلولهای انفرادی بند سپاه و بند5 تحت شکنجه قرار دارند.

بنابه گزارش رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،دستگير شدگان روز عاشورا در سلولهای انفرادی زندان گوهردشت کرج تحت شکنجه های جسمی وروحی و فشارهای غير انسانی قرار دارند.

در حدود 300 نفر از دستگير شدگان روز عاشورا در سلولهای انفرادی بند سپاه و سلولهای انفرادی بند 5 زندان گوهردشت کرج تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجويان وزارت اطلاعات برای گرفتن اعترافات دروغين جهت پرونده سازی و صدور احکام سنگين قرار دارند.بازجويان وزارت اطلاعات برای پيشگيری از ارتباط دستگير شدگان روز عاشورا با يکديگر ميان روهرويی که که سلولهای انفرادی در 2 طرف آن قرار دارند ديواری کشيده اند تا آنها را کاملا ايزوله کنند و هيچ گونه ارتباطی با هم نداشته باشند.

زندانيان عادی که در اين سلولهای انفرادی بودند صدای فريادهای جوانان که در حال بازجوئی و تحت شکنجه جسمی و روحی ،توهين و اذيت وآزار توسط بازجويان وزارت اطلاعات بودند را در طی ساعتهای شبانه روز می شنيدند. فريادها و ناله های آنها در اثر شکنجه های قرون وسطائی به حدی دردناک است که زندانيان قادر به استراحت نبودند و دچار فشارهای شديد روحی می شدند و در بعضی مواقع نسبت به اين شکنجه ها از درون سلولهای انفرادی مختلف خود اقدام به اعتراض می کردند.دستگير شدگان در اکثر مواقع با دسبند و پابند و چشم بند بسر می برند اين شيوه معمولی است که در زندان گوهردشت بکار برده می شود.

در ساعات شب بعضی از آنها را از سلولهای انفرادی بند5 به سلولهای انفرادی بند سپاه که در اختيار بازجويان وزارت اطلاعات است برده می شدند. بند سپاه دارای شرايطی بدتر بند 209 زندان اوين است. بدليل پر بودن سلولهای انفرادی بند سپاه زندانيان را به سلولهای انفرادی بند 5 منتقل کرده اند. از وضعيت و شرايط دستگير شدگان در بند سپاه اطلاع دقيقی در دست نيست. زندانيانی سياسی که در اين بند بسر می برند از داشتن ملاقات و هرگونه تماس با خانواده های خود محروم هستند.

دو تن از سر بازجويان وزارت اطلاعات که در شکنجه های غير انسانی و وحشيانه دستگير شدگان روز عاشورا شرکت دارند به نام های محبی و رضا عارفيان می باشند. اين دو بازجو در بازجوئی و شکنجه دستگير شدگان نقش دارند.آنها همچنين خانواده های دستگير شدگان را تحت فشار و تهديدات خود دارند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،شکنجه های وحشيانه و غير انسانی برای گرفتن اعترافات دروغين جهت پرونده سازی و صدور احکام سنگين را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی می خواهد که اقدامات خود را در سطح دادن بيانيه و محکوم کردن محدود نکنند و بايد اقدامات عملی و سريع برای نجات جان زندانيان سياسی در ايران نمايند.

فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران

9 بهمن 1388 برابر با 29 ژانويه 2010



گزارش فوق به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر



http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193






9 بهمن 1388    16:08
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:33 9 بهمن 1388
RAHBERAN GOMBESH BESTELAH SABZAGAIEH MOSEVI AKHOND KAROBI KHREMI VE BEGHIEH ASLAH TELAB HAIEH GHOLABI CHRA BEDADASHAN NMIRESID AGHAYAN HAFEZ NEZAM ADAMKOSH ASLAMI KOJA HASTID ,?


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن :بيانيه کميته گزارشگران حقوق بشر در اعتراض به طرح اتهامات واهى به اعضاى آن

قوام جامعه مدرن به پذيرفتن و تحقق هنجارهاى مدرن است. آنجا که حکومتى با نظام حقوقى ما قبل مدرن آن هم در منحط ترين شکل خود، سعى در تحميل سياسى و ايدئولوژيک خود بر جامعه اى مدرن داشته باشد، نتيجه چيزى جز از اعتراض گسترده و همه جانبه نخواهد بود. حقوق بشر آنچنانکه در اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاقين آن و ساير پروتکل ها و قطعنامه هاى الحاقى آن تبلور يافته است، يکى از مهمترين دستاوردهاى بشر مدرن و عامترين هنجار حقوقى جهانى است. خواست تحقق بى کم و کاست اين منشور، خواستى است که جامعه ايران در کليت خويش رو به سوى آن دارد. در ساليان اخير در جهت اجرا و پاسداشت اين سند جهاني، سازمانهاى متعدد مردم نهادى شکل گرفته اند تا با ترويج و اشاعه اين حقوق به ايجاد ايرانى يارى رسانند که در آن صلح، آزادي، برابرى و کرامت انسان حاکم باشد.



کميته گزارشگران حقوق بشر نيز يکى از اين مجموعه هاست که با تاکيد بر اعتقاد و التزام به اعلاميه جهانى حقوق بشر خواستار اجراى آن در تمامى زواياى زندگى مردم ايران بوده و چنانکه بارها مورد تاکيد قرار گرفته، مستقل بوده و به هيچ حزب و جناحى تعلق نداشته و فاقد ماهيت سياسى است. اين کميته فعاليت خويش را در سال 84 آغاز کرده و با ارائه ى گزارش و همچنين آگاهى رسانى نسبت به تمامى افرادى که به نوعى حقوق انسانى آنها مورد تعدى و تجاوز قرار گرفته؛ اعم از زنان، کودکان، زندانيان، کارگران و ... و همچنين تلاش در جهت جلوگيرى از نقض مستمر حقوق بشر از طريق تنوير افکار عمومى و استمداد از ساير نهادهاى داخلى و نيز سازمانهاى بين المللى حقوق بشر سعى در ايجاد بسترى مناسب به منظور جلب توجه دستگاه حاکم نسبت به عواقب وخيم نقض حقوق اساسى شهروندان داشته است.



اما تاسف آنجاست که حکومت مستقر اگرچه اسما خود را متعهد به معاهدات بين المللى و از جمله منشور جهانى حقوق بشر و ساير معاهدات مرتبط با آن مى داند، اما رسما از بسيارى از تعهدات خويش در قبال اين مقوله به غايت مهم و حياتى استنکاف ورزيده و عملا نظامى حقوقى را براى خود برگزيده است که تباينى آشکار با بسيارى از هنجارهاى جهانى حقوق بشر دارد. نتيجه اين عدم اعتقاد و التزام، علاوه بر نقض مستمر و سيستماتيک حقوق بشر در ايران بطور اعم بوده است بلکه مشکلات، فشارها و تضييقات بسيارى براى فعالين حقوق بشر بطور اخص بوجود آورده است.



روشهاى برخورد با نهادهاى حقوق بشرى از سوى حکومت البته اشکال متفاوت و متعددى داشته، دارد و خواهد داشت. عليرغم صراحت قطعنامه مصوب مجمع عمومى در دسامبر 1998 موسوم به "اعلاميه حقوق و مسئوليت افراد، گروه‌ها و نهادهاى جامعه در ترويج و حمايت از حقوق بشر و آزادي‌هاى اساسى شناخته شده جهانى" که در مواد متعدد از جمله مواد 10، 11 و 18 آحاد مردم را مجاز و بلکه مکلف به ترويج سازمانيافته حقوق بشر مى نمايد، حکومت تشکيل نهادهاى حقوق بشرى را مصداق تبليغ عليه نظام از طريق تشکيل گروههاى غير قانونى دانسته و فعالين حقوق بشر را به اين بهانه تحت فشار اعم از زندان، شکنجه و ... قرار ميدهد. روش غير مسئولانه، غير اخلاقى و مغاير با کليه اصول انسانى که اخيرا از سوى دستگاه امنيـى براى برخورد با نهادهاى حقوق بشرى و از جمله "کميته گزارشگران حقوق بشر" در پيش گرفته شده است، انتساب تشکلهاى مستقل به احزاب و گروههاى سياسى است. انتسابى که از رهگذر آن زمينه سازى براى برخوردهاى خشن و حذفى به بهانه هاى واهى چون ارتباط با گروههاى معاند و محاربه، عملى گردد.



در مورد خاص کميته گزارشگران حقوق بشر، وزارت اطلاعات در عين اطلاع از استقلال تام کميته از همه گروههاى سياسى اعم از داخلى و خارجي، سعى بر اين دارد که با کليد زدن پروژه سخيف وابسته سازى راه خطايى را بپيمايد که بطلان آن بارها و بارها به اثبات رسيده است. در اين ترديدى نيست که وزارت اطلاعات با صرف هزينه هاى هنگفت از جيب مردم ايران، بطور قطع از استقلال کميته گزارشگران حقوق بشر از همه احزاب و جريانهاى سياسى مطلع است، از همين روست که طرح ياوه اى چون ارتباط کميته با سازمان مجاهدين خلق از سوى کارشناسان اطلاعات چيزى جز زمينه سازى براى حذف فيزيکى مجموعه اى خوشنام که از بدو تاسيس صرفا در عرصه حقوق بشر فعاليت کرده است، ارزيابى نمى شود. براى ما و همگى فعالان حقوق بشر دفاع از حقوق انسانى تک تک افراد، فارغ از گرايشات سياسي، مذهبي، قومى و ... اصل بوده است و به صراحت نيز اعلام ميداريم در کنار فعاليت در کليه عرصه هاى حقوق بشر اعم از حقوق زنان، کودکان، کارگران، اقليتهاى قومي، مذهبى جنسى و ... از حقوق همه زندانيان سياسى و عقيدتى بدون در نظر گرفتن گرايش آنان و حتى بدون در نظر گرفتن مجرم بودن يا نبودن آنان دفاع نموده و ذره اى از اين آرمان انسانى عقب نشينى نخواهيم نمود.



اما طرح اين ادعاى گزاف از سوى وزارت اطلاعات زنگ خطر ديگرى است براى کليه فعالان حقوق بشر در ايران که به سادگى از کنار اين بازى سخيف نگذرند. برخورد امروز اطلاعات با کميته گزارشگران حقوق بشر اولين مورد نيست و آخرين مورد هم نخواهد بود اما اين بدعت نا مبارک انتساب فعاليت مستقل حقوق بشرى به اين يا آن گروه سياسى و تفهيم اتهام محاربه به فعالين حقوق بشر بدون کوچکترين سند و حتى نشانه اى بايد در همين قدم نخست عقيم گردد.



از همين روست که ضمن تاکيد مجدد بر استقلال خويش از همه نهادهاى حقوق بشرى ملى و بين المللى انتظار حمايت، همراهى و اعتراض به اين برخورد ظالمانه داشته و حق خويش را در شکايت به مجامع بين المللى در قبال برخورد وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى محفوظ مى دانيم.




9 بهمن 1388    14:11
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:33 9 بهمن 1388
KAR AZ AATERAZ VE IN HARFAHA GOZASHTE TANAH BA GANG MOSALEHANE MISHVED BE INHA £

GEVAB DANDAN SHEKAN DAD SHOTER SEVARI DOLA DOLA NEMISHEH BAS KONID


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن. رنجنامه بهروز جاويد طهراني،از زندان رجايی شهر



انتشار: فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

اينجانب در تاريخ 21/4/1378 خورشيدی در درگيريهای پس از کوی دانشگاه تهران بازداشت شدم و به 8 سال حبس محکوم گرديدم. در محکوميتم ذکر شده بود تبعيد به يکی از زندانهای کرج به همين دليل حبس خود را در زندان رجلئی شهر کرج سپری نمودم و در طول مدت محکوميت حتی يک بار هم به مرخصی که حق مسلم من بود به من داده نشد .حتی زمانی که مادرم به علت بيماری سرطان در بيمارستان بستری بود و پس از آنکه فوت کرد در سال 1382 پس از آنکه 43 روز از فوت مادرم می گذاشت مرا آزاد کردند. در حاليکه من نيمی از کل حبسم را سپری کرده بودم اما از چند ماه بعد بازداشتهای من بدلايل واهی آغاز گشت 4 بار مرا بدلايل واهی دستگير نمودند و انواع آزار و اذيت های جسمی و روحی که ناقض حقوق بشر می باشد در مورد من بکار برده شد توهين ،تحقير ،کتک ،تهديد و حتی يکبار هم که در سلول انفرادی کپسول آتش نشانی را در سلول بنده تخليه نمودند ودريچه را بستند تا جائی که من بيهوش شدم.

در طول اين بازداشتها يکبار بصورت 5 ماه متوالی در بازداشتگاه اوين بودم در نهايت يک شب (02/03/1384) به منزل من ريختند و بنده را به همراه دوستم کيوان رفيعی که مهمان بنده بود بازداشت نمودند . برای من پروندهای متعددی باز نمودند .به جرم اخلال در نظم وشرکت در تجمع غير قانونی و همچنين عضويت در جبهۀ دمکراتيک و انجمن دانشجويان و دانش آموختگان که قانونی می باشد به تحمل 4 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شدم که 5 ماه آن را قبلا سپری کرده بودم.

بنده شديدا به اين حکم علی الخصوص شلاق آن اعتراض نمودم 74 ضربه شلاق آن هم به جرم سياسی اوج آزادی ستيزی است همچنين به دليل داشتن رابطه با سازمان مجاهدين خلق و توهين به رهبری به 3 سال زندان محکوم گرديدم . از بابت پرونده ديگر که توهين به خامنه ای بود خامنه ای رهبر خود خوانده ايران بود نيز برايم منع پيگرد صادر شد. اين پرونده بعنوان خلاف زندان در بازداشتگاه 209 اوين محسوب کرده بودند . اکنون که بيش از 5 سال از مدت محکوميتم را سپری نموده ام در اندرزگاه 1 سالن 1 مختص زندانيان خطرناک و محکوميتهای غير قابل بازگشت (ابد و اعدام) می باشد در حالی سپری می کنم که اصل تفکيک جرائم که مسئولين قوۀ قضائيه رژيم از آن دم می زند در مورد بنده اجرا نگرديده .

بنده بايد به جايی که ساير زندانيان سياسی باشند منتقل گردم. گفتنی است که تمام مدت بهار و تابستان امسال مسئولين زندان مرا در سلولهای انفرادی بند 1 سالن 2 بصورت غير قانونی بدور از حداقل امکانات نگهداری نمودند.من ممنوع تلفن بودم و ملاقاتم کاملا محدود بود بارها توسط چند تن از زندانبانها بخصوص بخشی قاتل زهرا کاظمی با باتوم و گاز اشک آور مورد شکنجه قرار گفتم . اکنون نيز در شرايطی بسيار سخت و در محيط بسيار خشن و خطرناکی نگهداری می شوم.

و اميد به شرايط بهتر هر لحظه کم رنگ تر می شود.

زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی

زندان رجائی شهر کرج بند 1 سالن 1

02/11 1388 خورشيدی

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com




9 بهمن 1388    16:10
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن :پشت پرده صدور حکم اعدام برای محمدرضا زمانی/خاطرات يک هم سلولی

ندای سبز آزادی:اولين بار که ديدمش چهره اش برايم آشنا آمد. سر صحبت که باز شد فهميدم کوچکترين آشنايى با هم نداريم. برديا (محمدرضا) به اتهام عضويت در انجمن پادشاهى از فروردين ماه (تاکيد مى کنم از فروردين ماه)، به همراه آرش و خواهر باردار آرش، پيمان و همسرش و چندين جوان ديگر بازداشت شده بودند.



به فضاى زندان عادت کرده بود. برخلاف من که هنوز نتوانسته بودم خودم را با محيط داخل وفق دهم. اميدوار بود با همکارى قبلى که با وزارت اطلاعات در تهيه فيلمى که چند ماه قبل در مورد انجمن پادشاهى انجام داده بودند، حکم سبکی برايشان صادر شود. دلش براى بيرون، براى خانواده و در يک کلام برای زندگى تنگ شده بود. اما به قول خودش چاره اى نداشت جز اين که به روى خودش نياورد و ديگر روزها را هم نشمارد.



من و سلول جديد و هم بندی ای که هيچ نسبت فکری با او نداشتم. او از من در بارۀ انتخابات پرسيد و حوادث بعد از آن. خبر چندانی نداشت از بيرون. من هم از مرام انجمن پادشاهی پرسيدم و اتهاماتش. می گفت هيچ اقدامی انجام نداده اند. تنها چيزی هم که از او دارند حرفها و داستان پردازی هايی بود که در جمع دوستانش با هم کرده بودند. هيج اقدام امنيتی انجام نداده بود. من هم با توجه به اين که کاری انجام نداده و قبل از هر اقدامی بازداشت شده گفتم اتهام محاربه در موردش صدق نمی کند.



تا اين که يک روز نگهبان در سلول را باز کرد و برديا را صدا کرد. ظاهرا کارشناس پرونده اش با او کار داشت. تصور همه ما در سلول اين بود که قرار است برايش قرار ملاقات حضوری با خانواده تعيين شود. کما اين که مدتها بود کسی به سراغش نمی آمد. وقتی برگشت اما خيلی درهم بود. گفت دادگاهش قرار است آخر هفته برگزار شود. کارشناس پرونده به او قول داده که اگر در اين دادگاه همکاری کند در صدور حکم کمکش می کنند. قول داده بود وزارت اطلاعات با ارتباطی که با قاضی دارد برايش تخفيف وِيژه بگيرد. او هم دودل بود که اين پيشنهاد را بپذيرد يا نه..



در نهايت برديا که دستش از همه جا بريده بود تصميم گرفت به اميد ايجاد روزنه ای همکاری کند و وارد بازی کثيفی شود که واقعا نمی دانست انتهايش به کجا ختم خواهد شد و چه خوابی برايش ديده اند. همان روز از سلول بغلی با خبر شديم که دادگاه دوم انتخابات در آخر هفته برگزار می شود. وقتی از برديا در مورد ربط دادگاهش با دادگاه انتخابات پرسيدم او هم ابراز بی اطلاعی کرد. فقط می خواست دادگاه برگزار شود تا به قول خودش شرش کنده شود. با خبر تعويق دادگاه دوم به هفته بعد و بعد اعلام کارشناس پرونده برديا به او که چند روز وقت بيشتری برای تمرين دارد، می شد حدس زد قرار است چه سناريويی راه بيفتد.



از فردای آن روز تمرين های فشردۀ برديا آغاز شد. از ساعت 9 صبح تا ناهار و بعد از ناهار تا شب. هر روز با حضور در اتاقی که در اختيار او و افرادی که قرار بود در دادگاه صحبت کنند تمرين می کرد که چه حرفهايی را در دادگاه بزند. گاه ناهماهنگی کسانی که بر سر تمرينش می آمدند خسته اش می کرد. يکی خودش را يک مقام بلند پايه اطلاعات معرفی ميرد، يکی سرتيم بازجوهای اوين، يکی نماينده .. و در نهايت خود کارشناس پرونده اش. هر کدام خواسته ای داشتند. جالب آن که از انتخاب وکيل هم محرومش کردند و تنها دو روز قبل دادگاه در حد نيم ساعت موفق به زيارت وکيل تسخيری اش شد!



سر انجام روز قبل دادگاه فرا رسيد. اين بار بعد از ناهار دنبال او آمدند. به تمرين رفت و تا آخر شب خبری از او نشد. آخر شب که آمد گفت برای تمرين نهايی او را به مجتمع امام خمينی که قرار بود فردا دادگاه در آنجا برگزار شود برده اند. بسياری از شخصيت های امنيتی از قبيل دادستان وقت کل کشور، قاضی سعيد مرتضوی- دادستان تهران، يکی از معاونين وزارت اطلاعات و .. همان شب به دادگاه آمده بودند تا آخرين تمرين آنها را ببينند. ماجرای روز دادگاه رو هم که حتما بهتر از من خبر داريد.



همان شب برديا به يکی از مسولين نزديک شده بود و گفته بود "حاج آقا ما همکاری می کنيم اما تو رو خدا در صدور حکم توصيه بفرماييد". اين آقای مسئول هم گفته بود خيالت راحت. طرف حساب تو من هستم. تو کارت رو انجام بده باقی با من.



بيچاره برديا چه اميدی بسته بود به قول آن مسئول نامسئول. وقتی خبر صدور حکم اعدام رو شنيدم غم سنگينی به دلم افتاد. محمدرضا و آرش قربانی بازی کثيفی شدند که مسئولين امنيتی کشور که بايد حافظ جان و مال شهروندان باشند و در راس آنها سعيد مرتضوی به راه انداختند. برای آن که با موسوی تسويه حساب کنند تلاش کردند گروهی را که ربطی به انتخابات نداشت را به انتخابات منگنه کنند و چند جوان هم قربانی اين خيمه شب بازی شدند.



اما آرش که برای او هم حکم اعدام صادر شد. خواهرش يک هفته بعد از آزادی با وثيقه، فرزندی را که در شکم داشت از دست داد و مسئولين زندان دادن اين خبر را به آرش بعد از دادگاه دادند تا مبادا در همکاری او خللی ايجاد شود.



هيچوقت آرزوی بدی برای کسی نداشتم. اما اين بار از صميم دل آرزو کردم کسانی که اين نمايش ناجوانمردانه را به راه انداختند در همين دنيا تاوانش را پس بدهند. از قاضی که برای ايجاد رعب حکم اعدام صادر کرد تا دادستانی که از دادستانی رفت و تا کارشناسانی که برای نشان دادن لياقت خود به مافوقشان با سادگی و صداقت اين پسر بازی کردند. از خدا می خواهم تاوان کارشان را در همين دنيا به آنها بچشاند تا همه ما يادمان بماند که نمی توان ظلمی در حق کسی کرد و منتظر عواقبش نبود.




9 بهمن 1388    13:13
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
18:20 9 بهمن 1388
دادگاههای استالینی هم همینطور بوده است

برای همین هم بود كه از ابتدا من این دادگاهها را استالینی نامیدم و همه گیر شد

یا باید خدا تاریخ باشید و یا اینكه از هر گونه فعالیت سیاسی كنار بكشید


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن: انتخاب رنگ آبی برای پرچم ايران، باز هم در مراسم دولتی

در پی تغيير عجيب رنگ سبز پرچم ايران در مراسم توديع و معارفه مدير خبرگزاری ايرنا، پرچم کشورمان در برنامه دولتی ديگری به صورت غيرمتعارف به نمايش درآمد.



سفيرنيوزنوشت:در مراسم ديدار اعضای ستاد دهه فجر با محمود احمدی نژاد، بنر نصب شده در دکور برنامه به شکل غيرمتعارفی پرچم کشورمان را به تصوير کشيد که رنگ سبز از آن با ظرافت خاصی حذف شده و رنگ آبی آسمان بر آن غلبه کرده بود.



اين حرکت غيرحرفه ای در طراحی که نشان از بی تجربگی طراح دارد، در واقع نوعی توهين به نماد و پرچم کشوری است که بخشی از آن به صورت محو در رنگ آبی آسمان ترانسپارنت شده است.



گرچه پرچم روی ميز احتمالا به منظور کاهش تاثيراين اشتباه تعبيه شده اما رفتار نادرست مسئولان ذيربط قابل پيگيری است.
9 بهمن 1388    13:44
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:33 10 بهمن 1388
labod midoonin range sabz tarkibi az abi va zardeh.vaseh sarfehjooii range zardo hazf kardan oonjoori az ab daroomadeh.

نام:   secular
ای-ميل:  
15:15 9 بهمن 1388
Parchame KGB ham be ehtezaz daramd!!!!



abi-sefid va ghermez

نام:  
ای-ميل:  
14:00 9 بهمن 1388
میخواهند سر خلایق را ره این چیز ها گرم کنند. شما زیاد ناراحت نشوید.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن :فعال كرد محكوم به اعدام به سلول انفرادی اطلاعات شهر سقز منتقل شد

کمپين دفاع از زندانيان سياسی و مدنی : بنا به آخرين خبرى كه به ستاد مركزى كمپين رسيده ،عزيز محمدزاده فعال كرد محكوم به اعدام كه از چند روز پيش به اعتراض به حكم اعدام خود دست به اعتصاب غذا زده بود توسط نيروهاى امنيتى از سلول انفرادى زندان شهر سقز به سلول انفرادى اطلاعات اين شهر منتقل شد.



شايان ذكر است كه اين اقدام مسئولين وزارت اطلاعات و زندان در حالى صورت گرفته كه وى در وضعيت وخيم جسمى قرار داشته و از داشتن وكيل نيز محروم ميباشد و از طرف ديگر اطلاعات شهر بانه در هفته گذشته ، اموال شخصى نامبرده را مصادره كرده بود.



از سوی ديگر بنا به اعلام يكى از نزديكان اين فعال محکوم به اعدام، وی طی مدت زمان بازداشت در بازداشت گاه اداره ی اطلاعات بانه، زيز شديدترين شكنجه هاى ممكن بوده و هم اكنون در وضعيت نامشخصی به سر می برد و خطر مرگ هر لحظه وى را تهديد ميكند.



كمپين دفاع از زندانيان سياسى و مدنى ، نسبت به تداوم رفتارهای غير قانونی در قبال آقای عزيز محمد زاده اعتراض کرده و نهادهای داخلی و بين المللی مدافع حقوق بشر را برای نجات جان اين زندانى و ديگر زندانيان سياسی محکوم به اعدام جلب می کند.




9 بهمن 1388    10:02
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
14:00 9 بهمن 1388
دست  نایتکاران اسلامی از خلق کرد کوتاه


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن :عفو بين الملل اعدام دو تن از «متهمان حوادث پس از انتخابات» را محکوم کرد

هرانا :سازمان عفو بين الملل اعدام دو تن از «متهمان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری ايران» را محکوم کرد و يک مقام اين سازمان مدافع حقوق بشر می گويد: اين دو نفر «غير منصفانه» محاکمه و «ناعادلانه» اعدام شده اند.



آرش رحماني‌پور و محمدرضا علي‌زمانی دو نفر از محاکمه‌شدگان در دادگاه گروهی بازداشت‌شدگان پس از انتخابات موسوم به دادگاه «کودتای مخملي» هستند که بنا بر اعلام دادستانی تهران سحرگاه پنج‌شنبه اعدام شده‌اند.



حسيبه حاج ساهراوي، مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل، در اين زمينه گفته است: اين اعدام های «تکان دهنده» نشان می دهد که مقامات ايران برای مقابله با تظاهرات مسالمت آميز که پس از انتخابات آغاز شده است، دست به هرکاری می زنند.



مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل اضافه کرده است: «اين مردان ابتدا غير منصفانه در دادگاه مجکوم شدند و اکنون به صورت ناعادلانه ای اعدام شده اند. اين در حالی است که اصلا مشخص نيست اين دو با سازمانی که به ارتباط با آن «اعتراف » کرده اند، مرتبط باشند، اين اعترافات با اجبار از آنها گرفته شده است.»



محمدرضا علي‌زمانی مردادماه گذشته در دادگاه گروهی از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برگزار شد محاکمه شد و نخستين کسی بود که به اعدام محکوم شد.



خبر محکوميت محمدرضا علي‌زمانی به اعدام که متهم به عضويت در گروه «انجمن پادشاهی ايران» بود، با اعتراض گروه های طرفدار حقوق بشر مواجه شده بود. اين گروهها تاکيد داشتند که آقای علی زمانی پيش از حوادث انتخابات ايران بازداشت شده است.



در همين زمينه، محمد سيف‌زاده، وکيل حامد روحي‌نژاد، هم‌پرونده‌ای محمدرضا علي‌زماني، نيز مهرماه گذشته اعلام کرد که «پرونده اين دو هيچ ارتباطی با انتخابات و وقايع پس از آن ندارد.»



وی همچنين گفته بود که آقای علي‌زمانی پس از آشنايی با موکلش حامد روحي‌نژاد به عراق سفر کرده و بعد از پشيمانی با ميل خود به ايران بازگشته و «تمام مسائل» را در اختيار نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی قرار داده است.



نيروهای امنيتی اما در ارديبهشت‌ماه و پيش از انتخابات بار ديگر محمدرضا علي‌زمانی را بازداشت کرده و پس از مدت‌ها بي‌خبر ماندن خانواده‌اش، او در دادگاه گروهی بازداشت‌شدگان پس از انتخابات محاکمه و در مهرماه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.



در همين زمينه، وکيل آرش رحمانی پور نيز تاکيد می کند که وی نقشی در حوادث پس از انتخابات نداشته است چرا که موکل او در فروردين ماه سال ۱۳۸۸، يعنی حدود سه ماه پيش از انتخابات در منزلش بازداشت شده بود.



نگرانی از موج اعدام ها



«عفو بين الملل» همچنين می گويد: قوه قضاييه ايران از محکوميت ۹ نفر ديگر از بازداشت‌شدگان اعتراضات پس از انتخابات که در «دادگاه های نمايشي» به اعدام محکوم شده اند، خبر داده است.



حسيبه حاج ساهراوی در اين زمينه گفته است: «نگرانی ما اين است که اين سر آغاز موج اعدام کسانی باشد که به جرايم مبهم و مشابهی متهم شده اند.»



مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل همچنين گفته است: «اين اعدام ها بيانگر آن است که از قوه قضاييه ايران به عنوان ابزاری برای سرکوب استفاده می شود. مقامات (ايران) با اين اقدامات به کسانی که خواهان دستيابی به حقوق خود از طريق تظاهرات مسالمت آميز عليه حکومت هستند، هشدار می دهند که به خيابان ها نيايند.»



به گفته مقامات ايران، در جريان حوادث پس از انتخابات ايران دست کم ۴۰ نفر کشته و بيش از پنج هزار نفر نيز بازداشت شده اند. تعدادی زيادی از بازداشت شدگان اين حوادث نيز به زندان محکوم شده اند.



عفو بين الملل می گويد ايران بسياری از بازداشت شدگان را شکنجه کرده است.


9 بهمن 1388    10:30
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:32 9 بهمن 1388
afe binolmalal

hamesh alamieh midehad az aghdam ameli ve ghate khbari nist


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن :ضرب و شتم زندانيان بند جوانان زندان رجايي‌شهر

کميته گزارشگران حقوق بشر : بنابر گزارش‌های دريافتی عصر سه‌شنبه 6 بهمن‌ماه در حدود ساعت 6:30 دقيقه گارد زندان رجايي‌شهر تمامی زندانيان بند جوانان اين زندان را به حياط انتقال داده و با درست‌کردن تونل آنان را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار دادند.



اين برخورد به دستور امير آقايی جانشين رييس زندان رجايي‌شهر صورت پذيرفت و دليل آن تنبيه زندانيان بند مزبور اعلام شد. از شدت جراحات وارده بر جوانان زندانی اطلاعی در دسترس نيست و اين امر نگرانی در مورد وضعيت آنان را افزايش داده است.



بر اساس ماده 169 آئين‌نامه اجرائى سازمان زندانها و اقدامات تأمينى و تربيتى كشور مصوب 1384: «تندخويي، دشنام، اداى الفاظ ركيك يا تنبيه بدنى متهمان و محكومان و اعمال تنبيه‏هاى خشن، مشقت‏بار و موهن در مؤسسه‏ها و زندان‏ها به كلى ممنوع است.» اين در حالی است که در طول سال‌های اخير همواره توهين، ضرب و شتم، شکنجه جهت اعتراف و مواردی از اين قبيل، يکی از مهمترين موارد نقض حقوق بشر در زندان‌های ايران بوده است.






9 بهمن 1388    09:46
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:32 9 بهمن 1388
GOMORI ASLAMI FEGHAD ASIR KOSH AST AZ MERDANGI VE ANSANIET KHBERI NIST


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن:احمدی: فشار بانکها بر توليد و صنعت غير قابل تحمل است



اراک - خبرگزاری مهر: معاون وزير صنايع و مديرعامل سازمان صنايع کوچک و شهرکهای صنعتی ايران گفت: فشاری که امروز موسسات مالی و بانکها بر صنعت و توليد کنندگان وارد می کنند غير قابل تحمل است و کمر صنعت را شکسته است.

به گزارش خبرنگار مهر در اراک، خدامراد احمدی عصر پنجشنبه در مراسم معرفه مديرعامل جديد شرکت شهرکهای صنعتی استان مرکزی در اراک افزود: نوع نگاه دستگاه های مالی و موسسات اقتصادی به توليد و توليد کنندگان بايد تغيير کند که به اين منظور قانونگذاران بايد نسبت به اصلاح قوانين و تسهيل در زمينه توليد کالا با تدوين و تصويب قوانينی مناسب اقدام کنند.



وی اضافه کرد: متاسفانه قوانين موجود صرفا تامين کننده نيازهای صنايع بزرگ است که در اين ميان واحد های توليدی کوچک با مشکلاتی در اجرای اين قوانين روبه رو می شوند که به دليل نبود ساز و کارهای مناسب برای حمايت از آنان توليد کنندگان کوچکتر با آسيب جدی مواجه می شوند.



احمدی با اشاره به سياست بانک مرکزی در مورد سه قفله کردن بانکها بيان داشت: سه قفله کردن بانکها در مقطعی از زمان از سوی بانک مرکزی اقدامی اشتباه بود که اين موضوع سبب شد بسياری از واحد های توليدی کوچک در کشور با مشکل در دريافت تسهيبلات مورد نياز خود روبه رو شوند.



مديرعامل سازمان صنايع کوچک و شهرکهای صنعتی ايران افزود: با توجه به اينکه 18درصد درآمدهای اقتصادی کشور در دست 70هزار واحد توليدی کوچک و متوسط کشور است، راه اندازی بانک صنايع کوچک با هدف حمايت از اين واحدها در دست انجام است.



وی ادامه داد: گردش مالی صنايع کوچک در کشور در کمترين حد انتظار 16ميليارد دلار و در بهترين شرايط 25ميليارد دلار در سال است اما اين صنايع در استفاده از تسهيلات مالی و بانکی با ساز و کار سخت گيرانه مواجه هستند و حتی نصف گردش مالی سالانه خود نيز تسهيلات دريافت نمی کنند.



احمدی اضافه کرد: هم اينک 825 شهرک و ناحيه صنعتی در سراسر کشور وجود دارد که 22هزار و 400واحد در آنها مستقر شده و 25هزار واحد هم در دست ساخت است.



وی با اشاره به اينکه يکی از مباحث سياستهای جدی اين سازمان کاهش قيمت زمين و حق انتفاع در شهرکهای صنعتی است خاطرنشان کرد: در اين زمينه در قالب طرح توازن و مطالعات انتقال پول و سرمايه از شهرکهای صنعتی مناطق توسعه يافته به مناطق توسعه نيافته در دست انجام است.



احمدی ضمن اعلام آمادگی سازمان صنايع کوچک برای راه اندازی شهرک صنعتی در استان مرکزی افزود: هزينه و سرمايه گذاری برای ايجاد اشتغال در بخش صنايع کوچک و متوسط يک دهم صنايع بزرگ است به همين جهت فوريت برنامه های اين بخش در دستور کار دولت قرار دارد.



مديرعامل سازمان صنايع کوچک و شهرک های صنعتی افزود: يکی از راه‌ های موثر در افزايش ميزان سرمايه‌ گذاری در بخش صنعتي، کاهش و حذف قيمت زمين در مناطق کمتر توسعه يافته است که ما در سازمان به دنبال تحقق اين مهم هستيم.



احمدی در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به بهره ‌مندی صنايع از خدمات بيمه ‌ای خاطرنشان کرد: هم اينک هر واحد توليدی تنها سه و در بعضی از واحدها تنها پنج نوع خدمات را از شرکت‌ های بيمه ‌ای دريافت می ‌کنند و پولی که هر واحد توليدی بابت حق بيمه پرداخت مي‌ کند با خدمات دريافتی متناسب نيست که به منظور رفع اين مشکل و بهبود ارائه خدمات بيمه ‌ای جلساتی با بيمه‌ های بخش دولتی و خصوصی برگزار شد و در آن جلسات پيرامون تسهيل شرايط بيمه مذاکراتی به عمل آمد که نتيجه آن کاهش 10 درصدی قيمت خدمات بيمه ‌ای بيمه ايران به صنعتگران بود.



وی همچنين از راه‌اندازی بيمه در قالب صنايع کوچک خبرداد و اضافه کرد: سازوکارهای ايجاد اين بيمه هم اکنون در دست بررسی است.



معاون وزير صنايع و معادن همچنين با اشاره به عدم توجه به ميزان صلاحيت خريداران شرکت‌ های صنعتی در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی گفت: واگذاری امور به بخش خصوصی بدون توجه به صلاحيت خريداران در اين استان مشکلاتی را برای بعضی از واحدها ايجاد کرده است که بايد اين مشکلات هرچه سريع ‌تر برطرف شود.



احمدی همچنين از اختصاص اعتبارات مناسب برای راه ‌اندازی خوشه‌ های صنعتی در استان در سال آينده خبر داد و بيان داشت: اميد است با اختصاص اعتبارات مناسب شاهد راه ‌اندازی خوشه ‌های صنعتی استان در سال آينده باشيم.



نماينده مردم ساوه و زرنديه در مجلس نيز گفت: صنعتگران ايرانی قهرمانان توليد و صنعت هستند زيرا با وجود تورم 45 درصدی در بازار توليد کشور همچنان به توليد محصول ادامه می دهند در حالی که همتايان خارجی آنان حداکثر با تورم پنج درصدی مشغول به کار هستند.



حجت الاسلام حسين اسلامی افزود: پايين بودن نرخ تعرفه واردات مواد اوليه به نفع صنعتگر است ولی هم اينک شاهد آن هستيم که اين تعرفه بسيار بالاست و اين باعث افزايش هزينه های توليد محصول و در نتيجه از دست رفتن بازار رقابت می شود که در نهايت به توليد کننده آسيب جدی وارد می شود.



وی اضافه کرد: هم اينک تعرفه واردات در کشور بسيار پائين است و مناسب بازار ايران نيست زيرا حداقل تعرفه موجود برای واردات 25 و حداکثر 150 درصد است که نمی توان با اين تعرفه ها در بازار رقابت و نسبت به فروش محصول اقدام کرد و در صورتی که اين روند همچنان ادامه يابد و توليد کننده تقاص پائين بودن تعرفه ها را بدهد شاهد از کار افتادن روند توليد محصول در کشور خواهيم بود.



اسلامی با اشاره به اينکه هم اينک در کشور با تورم 20 درصدي، 25 درصد هم بهره بانکی وجود دارد، خاطرنشان کرد: در جهان بهره بانکی تنها پنج درصد است و نرخ تورم بسيار پائين است ولی با اين وجود واحد های صنعتی در اين کشورها از انواع يارانه ها و سوبسيدها برخوردارند ولی با اين حال و با وجود تورم 45 درصدی در بخش توليد کشور نبايد انتظار داشت واحد های صنعتی و توليدی نسبت به ادامه فعاليت و اشتغال زايی اقدام کنند.



نماينده ساوه و زرنديه در مجلس با بيان اينکه همواره به کالاهای وارداتی در کشور سوبسيد پرداخت می شود، گفت: برای واردات کالاهای خارجی به دليل پرداخت سوبسيد به نرخ دلار و يورو به خارجی ها سوبسيد داده و بر اين کار و واردات کالاهای دارای توان توليد در داخل اصرار می شود که اين موضوع خسارتهای سنگينی به صنعت در داخل کشور وارد کرده است.



نائب رئيس کميسيون اصل نود مجلس در ادامه از بدهکاری اغلب واحدهای توليدی و صنعتی کشور به بانکها خبر داد و اظهار داشت: با وجود تورم سنگين در کشور و ثابت نبودن نرخ ارز هيچ واحد توليدی و صنعتی در کشور وجود ندارد که به بانک های عامل معوقه نداشته باشد که اين موضوع تنها به دليل نبود تدبير و رکود جهانی نيست بلکه تورم سنگين از عوامل بروز اين مسئله برای واحد های توليدی و صنعتی کشور است.



فعاليت تنها 40 درصد از ظرفيت های توليدی کشور در بخش صنعت



اسلامی در ادامه با اشاره به اينکه ظرفيت فعال واحدهای توليدی و صنعتی کشور بسيار کمتر از ظرفيتهای موجود آن است اظهار داشت: در خوشبينانه ترين حالت شاهد آن هستيم که 35 تا 40 درصد از ظرفيت واحدهای توليدی و صنعتی کشور فعال است که بايد برای فعال کردن ظرفيت های خالی در اين بخش با برنامه ريزی اقدام جدی از سوی مسئولان صورت گيرد.



وی با اشاره به اجرای طرح بنگاه های زودبازده اقتصادی در کشور افزود: بايد از اعتبارات پيش بينی شده در اين طرح برای فعال کردن ظرفيتهای خالی در بخش صنعت کشور و ايجاد اشتغال در اين واحدها که برای احداث آن ميلياردها ريال سرمايه گذاری صورت گرفته بود استفاده شود تا اشتغال جديد در کشور ايجاد و توليد با کمترين هزينه ممکن به انجام رسيده و ارزش افزوده ايجاد کند.



معاون برنامه ريزی استنانداری مرکزی نيز گفت: 175 هزار نفر به صورت مستقيم و 640 هزار نفر به صورت غير مستقيم از بخش صنعت در استان مرکزی ارتزاق می کنند که اين موضوع نشان از اهميت بالای اين بخش در اقتصاد مردم استان مرکزی دارد.



محمدرضا عاشوری افزود: صنايع بزرگ برای ايجاد هر اشتغال جديد به يک ميليارد تومان اعتبار نياز دارند در حالی که صنايع کوچک برای ايجاد هر واحد اشتغال تنها به 100 ميليون تومان اعتبار نياز دارند که اين موضوع سبب شده است برنامه ريزان توجه ای ويژه ای به توسعه واحد های توليدی در ابعاد کوچک و متوسط داشته باشند.



وی اضافه کرد: به دليل کمبود سرمايه و ارز بری برای ايجاد واحد های بزرگ صنعتي، امکان ايجاد واحد های بزگ جديد در استان مرکزی وجود ندارد به همين دليل برای کاهش مشکل بيکاری و ايجاد توليد و ارزش افزوده در کشور حرکت به سمت احداث واحد های توليدی کوچک و متوسط ضروری است.



عاشوری با اشاره به اينکه دولت زير ساختهای لازم برای ايجاد واحد های توليدی کوچک و متوسط را فراهم کرده است بيان داشت: شرکت شهرکهای صنعتی در کشور موفق شده است با تسهيلات خاص و ارائه مشوق های لازم بسياری از سرمايه گذاران در طرح های کوچک و متوسط را جذب کند که اين موضوع سبب افزايش ارائه خدمت به اين واحد ها شده است.



معاون برنامه ريزی استانداری مرکزی بر اهميت رفع برخی مشکلات در شهرکهای صنعتی استان تاکيد کرد و گفت: کمبود اب از جدی ترين مشکلات واحد های مستقر در شهرکهای صنعتی استان مرکزی است که بايد برای رفع آن چاره انديشی شود.



عليرضا زاوشی رئيس سازمان صنايع و معادن استان مرکزی نيز در اين مراسم با ارائه گزارشی از وضعيت صنعتی استان خواستار توجه بيشتر مسئولان وزارت صنايع به استان مرکزی و رفع مشکلات واحدهای مستقر در آن شد.




9 بهمن 1388    16:07
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن :نامه ۱۴ نفر از برندگان جايزه صلح نوبل در حمايت از شيرين عبادی

خبرنامه اميرکبير :۱۴ نفر از برندگان جايزه صلح نوبل در نامه ای سرگشاده خطاب به رياست جمهور ايران دکتر محمود احمدی نژاد محدوديت‌های اعمال شده در مورد دکتر شيرين عبادی و ساير فعالين حقوق بشر را محکوم کردند.



در بين امضاء کنندگان اسامی شخصيت های برجسته ای چون: مايرد مگ گواير (۱۹۷۶)، بتی ويليامز (۱۹۷۶)، آدولف پرز اسکيوال (۱۹۸۰)، دالای لاما( ۱۹۸۹) و دزموند توتو ( سر اسقف کليساهای آفريقای جنوبی) که نقش عمده ايی در مبارزات رهايی بخش سياه پوستان داشت و در سال ۱۹۸۴ برنده جايزه صلح نوبل شد ديده مي‌‌شود.





ترجمه متن کامل اين اعلاميه به شرح زير است:





رياست محترم جمهوری اسلامی ايران

آقای دکتر احمدی نژاد،





ما عميقا از اقدامات اخير انجام شده عليه خواهرمان، دکتر شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل نگران هستيم. از شما می خواهيم دستور فرماييد از اموال ايشان و همسرشان رفع توقيف صورت گيرد و به آزار و اذيت ايشان و خانواده شان خاتمه داده شود.





خانم عبادی هدف کمپين طولانی ارعاب، آزار و اذيت بوده اند. در گذشته ، به خانه اش آسيب رسيده است. دفتر او مورد بازرسی قرار گرفته و بسته شده است و کامپيوتر، اسناد و مدارکش توقيف شده اند.

حساب بانکی و حقوق بازنشستگی او مسدود شده است. او و خانواده اش تهديد به مرگ شده اند. اموال شوهرش نيز توقيف گرديده، مورد ضرب و جرح قرار گرفته و چند روز بازداشت شده است. و اخيرا خواهر ايشان دکتر نوشين عبادی دستگير و مدتی در بازداشت بوده اند.





اگر چه وزارت امور خارجه اعلام کرده که توقيف اموال او به خاطر مسئله مالياتی بوده است اما خانم عبادی بيان کرده که توقيف اموالش بر خلاف قوانين جمهوری اسلامی است. ادعای اخذ ماليات از جايزه ايشان اخيرا و پس از گذشت سالها از دريافت جايزه بيان شده است. اين حقيقت که توقيف اموال ايشان با دستور بازپرس دادگاه انقلاب صورت گرفته ونه مقامات مالياتی و اينکه اموال همسرشان نيز توقيف گرديده ، بيشتر صحت اين مدعا را، که پرونده ايشان مالياتی است زير سوال می برد. هر اختلاف مالياتی بايد از طريق مراجع صالح مالياتی حل و فصل شود نه از طريق مأ مورين امنيتی و به شکل غيرقانونی و فرا قانونی.





در سال ۲۰۰۳ خانم عبادی اولين ايراني‌ بودند که برنده جايزه نوبل شد. اعطای اين جايزه باعث افتخار ايرانيان گرديد. دکتر عبادی وکالت پرونده‌های فعالين سياسي، مذهبی ، اقليت‌های قومي، زنان و کودکان را از طريق روشهای مسالمت آميز و قانونی بر عهده داشته است. ادامه تلاش برای ارعاب و توقف کار ايشان نه تنها عملي‌ بيهوده است بلکه رژيم شما را بی عدالت و بی منطق جلوه مي‌‌ دهد.





اين اعمال اخير بر عليه خانم عبادی به نظر مي‌‌رسد قسمتي‌ از همان استراتژی ساکت کردن جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر است. که اقداماتی از قبيل آزار و اذيت، دستگيري، زندان، شکنجه، اعدام فعالان حقوق بشر، واکنش خشونت اميز به تظاهرات مسالمت اميز، سرکوب، محدود کردن دسترسی به اينترنت وآ زادی مطبوعات را در بر مي‌گيرد. اخيرا متوجه شديم که بيشتر از شانزده نفر از فعالين حقوق بشر دستگير شدند و پنج نفر ديگر از فعالين حقوق بشر به اعدام محکوم شدند.





ما مطمئنيم که اينگونه روشها موفق نخواهد شد. هزاران ايرانی عقايد خود را در مورد نحوه زندگي‌ و وضعيت کشورشان بيان مي‌‌کنند، بقيه دنيا نيز از آنها حمايت خواهند کرد.





ما از شما درخواست می کنيم د ستور دهيد به آزار و اذيت شهروندان ايراني‌ که حقشان را مطالبه ميکنند، پايان داده شود و بدون هيچ قيد و شرطی تمام کساني‌ که به طور خود سرانه بازداشت شده اند آزاد شوند. وقت آن است که به خواسته‌های مردم گوش فرا دهيد و به آنها توجه کنيد.




9 بهمن 1388    13:56
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن :سنای آمريکا تحريم صادرات بنزين به ايران را تصويب کرد

بی بی سی: سنای آمريکا با تصويب لايحه ای به باراک اوباما رئيس جمهور اين کشور امکان گسترش تحريم های ايران را داد.



اين تحريم ها معطوف به شرکتهای صادر کننده بنزين به ايران هستند.



باراک اوباما شب گذشته در سخنرانی سالانه خود در کنگره نسبت به "عواقب فزاينده" برنامه اتمی ايران هشدار داد.



آمريکا و متحدانش نگرانند ايران بدنبال دستيابی به سلاح هسته ای باشد.



اما تهران اين اتهام را رد کرده و می گويد تنها بدنبال استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای است.



ايران اخيرا طرح مبادله سوخت که توسط آژانس بين المللی انرژی اتمی ارائه شد را رد کرده است.



به موجب اين طرح، ايران اورانيم غنی شده با غلظت پايين خود را با اورانيم غنی شده 20 درصد مبادله می کرد.



هدف از اين طرح کاهش نگرانی جامعه جهانی از برنامه اتمی ايران بود.



دولت ايران به مدت چند ماه از اين طرح انتقاد کرد اما پاسخی رسمی به آن نداد.



شورای امنيت سازمان ملل متحد در مقابل خودداری ايران از توقف غنی سازی اورانيم، تاکنون تحريم های متعددی عليه اين کشور اعمال کرده است.



آمريکا و کشورهای غربی بدنبال صدور قطعنامه جديدی عليه ايران هستند اما مخالفت روسيه و چين تاکنون مانع از اعمال تحريم های بيشتر شده است.



مجلس نمايندگان نيز در دسامبر گذشته طرح تحريم شرکت های تامين کننده بنزين ايران را تصويب کرد.



اين دو لايحه اکنون بايد با يکديگر منطبق و برای امضای باراک اوباما به کاخ سفيد فرستاده شود.



در همين حال اخيرا تعدادی از نهادهای بازرگانی آمريکا به کاخ سفيد هشدار داده اند تحريم های "گسترده" مد نظر کنگره عليه ايران، منافع ملی ايالات متحده را به خطر می اندازد.



نه سازمان از جمله اتاق بازرگاني، انجمن ملی توليدکنندگان و نيز شورای تجارت خارجی آمريکا با ارسال نامه ای به کاخ سفيد، درباره پيامدهای اين تحريم های يکجانبه که کنگره با تصويب آن چندان فاصله ای ندارد، "عميقا" ابراز نگرانی کردند.



کنگره همچنين در نظر دارد شرکت هايی که بيش از 20 ميليون دلار در صنايع نفت و گاز ايران سرمايه گذاری کنند را تحريم کنند. در اين صورت، شرکت های آمريکايی حق معامله با آن شرکت ها را نخواهند داشت.



علاوه بر اين شرکت های صادرکننده فراورده های نفتی پالايش شده بويژه بنزين به ايران نيز هدف تحريم قرار می گيرند و از حضور در بازار آمريکا محروم می شوند.



نهادهای بازرگانی آمريکايی هشدار داده اند که چنين تحريم هايی بخش بزرگی از تجارت جهانی را تحت الشعاع قرار خواهد داد.



برخی منتقدان می گويند که تحريم بنزين وارداتی ايران بجای تحت فشار گذاشتن حکومت ايران، مردم را تحت فشار و مضيقه قرار خواهد داد.



تعدادی از شرکت های خارجی فروش بنزين به ايران را متوقف کرده اند. شرکت سوئيسی گلنکور از ماه نوامبر سال 2009 ميلادی به ايران بنزين نفروخته است.



اين شرکت از تامين کنندگاه اصلی بنزين ايران نبود، اما به باور ناظران از بيم پيامدهای تحريم کنگره آمريکا تصميم به توقف ارسال محموله های بنزين به ايران گرفت.



بر اساس آمار موجود، مصرف روزانه بنزين در ايران حدود 67 ميليون ليتر است و حدود يک سوم آن از طريق واردات تامين می شود.



گفته می شود که شرکت های چينی حدود يک سوم بنزين وارداتی ايران را از طريق فروش مستقيم يا با واسطه تامين می کنند.



شرکت بريتانيايی بی پی در گذشته يکی از تامين کنندگان بنزين ايران بود، اما مديران اين شرکت در سال 2008 ميلادی اعلام کردند که ديگر به ايران بنزين نمی فروشند.



دولت ايران می گويد که برای مقابله با هرگونه تحريم بنزين از سوی آمريکا، آمادگی دارد.




9 بهمن 1388    09:57
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن.کروبی: آقای جنتی فرياد امروز مردم ايران پاسخی است به خيانت شما به رای مردم/

از عبارت صريح و روشن من چيز ديگری برداشت کردند.

سحام نيوز





پنجشنبه، ۸ بهمن، ۱۳۸۸

امروز فرصتی پيش آمد تا ميهمان مهدی کروبی باشيم. فرصتی اندک و کوتاه که نظرش را درباره وقايع چند روز گذشته و اظهارات آقای جنتی جويا شويم. متن اين مصاحبه بدين شرح است:



آقای کروبی اخيرا خبری از شما مبنی بر اسقرار دولت آقای احمدی نژاد نقل شد که برداشت های مختلفی را بدنبال داشت. مهمترين برداشتی که ذهن بسياری از افراد را مشغول کرده عقب نشينی و عدول از مواضع پس از انتخابات شما است. آيا سخن شما به معنی عقی نشينی از مواضع و ورود به فصل تازه ای است؟



برای من بسيار عجيب است که افراد صاحب نظر از عبارت صريح و روشن من چيز ديگری برداشت کردند. من از صاحبنظران می خواهم به مقدمه و موخره جمله من دقت کنند. من بر اشکالات خود نسبت به انتخابات و نتايج آن که محصول تقلب و مهندسی آرا بوده است، تاکيد داشته و دارم. با اين وجود آقای احمدی نژاد رئيس دولت است که عليرغم تمامی اعتراضات مراحل کسب قوه مجريه را طی و لذا بايد پاسخگوی عملکرد خود باشد. در حال حاضر داخل و خارج، موافق و مخالف از او بعنوان رئيس دولت نظام يعنی کسيکه قوه مجريه را در دست دارد، نام می برند. لذا آنچه در اختيار رئيس قوه مجريه است را از او مطالبه می کنند. اين نکته جديدی نيست و به هيچ وجه به معنای عقب نشينی از مواضع گذشته نيست. همانطور که در ساير کشورها افرادی که قدرت را به دست می گيرند، صرف نظر از چگونگی کسب آن، از آنان با عنوان مربوطه شان ياد می شود. اشکال من و مردم معترض در مشروعيت اين قدرت همچنان بقوت خود باقی است و هنوز هم معتقدم حق مردم در تعين سرنوشتشان در انتخابات دهم ناديده گرفته شده است. اگر انتخابات سالم برگزار می شد و شورای نگهبان به واقع پاسدار قانون اساسی بود، نتيجه چيز ديگری بود و کشور و مردم اين مقدار هزينه نمی دانند. همانطور که قبلا هم گفته ام اين دولت از آنجا که برآمده از رای مردم نيست، قادر به ادامه کار نخواهد بود.





شما اشکال به شورای نگهبان کرديد در حاليکه آقای جنتی در جديدترين اظهار نظر خود گفته اند جمهوری اسلامی يکی از سالم ترين انتخابات را برگزار کرد. ايشان ادعای تقلب از سوی افراد در داخل و خارج از کشور را ادعائی مضحک و احمقانه دانسته اند و خاطر نشان کردند که اين افراد خود فروخته خيانتی کردند که تاکنون هيچ کس نکرده است. نظر شما در ارتباط با اين اظهارات که توهين صريح به ملت و بزرگان اين کشور چيست؟





بله من هم اظهارات آقای جنتی را خواندم. آقای جنتی نزديک به سی سال است در شورای نگهبان هستند و سال های زيادی را دبير و نقش تعين کننده ای در اين شورا داشتند. آقای جنتی و دوستانشان اين هنر را داشتند که جايگاه حقوقی شورای نگهبان در قانون اساسی را به اين وضعيت اسفبار برسانند. ايشان ادعای تقلب را مضحک و مدعی خيانت به کشور شدند اما کيست که نداند آنکه به اين انقلاب، خون شهدا، امام و مردم عزيز ايران خيانت کرد ايشان هستند که کار کشور و انقلاب را به جائی رسانده که برگزاری يک مراسم ختم هم بايد با حضور پليس ضد شورش و لباس شخصی ها انجام شود. انتصابی کردن انتخابات و رد صلاحيت های گسترده نيروهای با کفايت اين کشور در انتخابات های متعدد مانند خبرگان رهبري، مجلس شورای اسلامی و رياست جمهوری و اعلام نتايج به دلخواه وحتی جابجائی پس از اعلام نتايج از شاهکار ايشان است که قطعا اين خيانت نه تنها در نزد خود ايشان بلکه در نزد مردم پوشيده نيست. آقای جنتی فرياد امروز مردم ايران پاسخی است به خيانت شما به رای مردم، قانون اساسی و آرمان امام و شهدا که اصل انتخابات را از اساس بی معنا کرديد و جمهوريت نظام را به مسلخ برديد.












9 بهمن 1388    02:00
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:56 9 بهمن 1388
*****************

شورش حق مردم است

تنها ره رهایی  نگ مسلحانه

مرگ بر رژیم  هل و خرافه  نایت

 مهوری اسلامی نمی خواهیم نمی خواهیم

نمی خواهیم نمی خواهیم

نمی خواهیم نمی خواهیم

نام:   ettehad27
ای-ميل:  
10:55 9 بهمن 1388


قضیه این آقایان، شبیه حکایت شمشیر داموکلس است.

می توان آنچه را که می گویند، شنید و مشاهده کرد اما قضاوت نه.

زبان آخوند  ماعت را، آخوند و آخوند زاده خوب درک می کند و می فهمد. آقای کروبی هم در عکس العمل به سخنان خامنه ای در مورد شفاف شدن نظر خواص، زیرکانه عمل نمودند. اما آنچه هویداست اینست که آقایان کروبی و موسوی بر خلاف ملت ایران با نظام اسلامی مخالف نیستند



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9بهمن.واکنش بين المللی به اعدام دوجوان معترض توسط رژيم اسلامی

بی بی سی

دولت آمريکا اعدام دو نفر در ايران به اتهام "محاربه" را به شدت محکوم کرده و بريتانيا می گويد که از اين اعدام ها "مشمئز" شده است. ساعاتی پيشتر دو گروه حقوق بشری عفو بين الملل و کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، اعدام اين دو نفر را محکوم کرده بودند.



محمد رضا زماني، 37 ساله، و آرش رحيم پور، 20 ساله، از جمله به تلاش برای "براندازی" متهم شده بودند. هرچند که گفته می شود اين دو نفر پيش از انتخابات رياست جمهوری که اعترضات گسترده ای را به دنبال داشت دستگير شده بودند، اما همراه با بسياری ديگر از معترضان و پس از انتخابات محاکمه شدند.



در پی اعدام محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور در روز پنجشنبه، هشتم بهمن ماه ۱۳۸۸ بيل برتون سخنگوی کاخ سفيد گفت: "آمريکا شديدا اين اعدام های ناموجه را محکوم می کند. ما اين اقدام را يک حضيض تازه در سرکوب غيرقابل توجيه و بی رحمانه اعتراضات صلح آميز توسط جمهوری اسلامی می دانيم."



او افزود: "قتل زندانيان سياسی که حق جهانی خود را به کار گرفته اند به ارمغان آورنده احترام و مشروعيتی که جمهوری اسلامی در جستجوی آن است نخواهد بود... اين تنها باعث انزوای بيشتر دولت ايران در جهان و از مردم خود خواهد شد."



ديويد ميليبند وزير خارجه بريتانيا نيز ضمن ابراز "اشمئزاز" پس از شنيدن خبر اعدام اين دو ايرانی گفت: "محاکمه و اعدام های متعاقب کنونی اين ادعای ايران را که به عدالت، حقوق بشر و ارزش های دموکراتيک پايبند است تضعيف می کند."



آقای ميليبند گفت: "به نظر می رسد اين اعدام ها با انگيزه سياسی صورت می گيرد و تلاش ديگری از سوی رژيم (ايران) برای خاموش کردن ناراضيان است."



او از دولت ايران خواست به تعداتش در زمينه حقوق بشر عمل کند.



سازمان حقوق بشری عفو بين الملل نيز ضمن "هولناک" دانستن اين اعدام ها، اعلام کرده که اين نوع اقدامات حکومت ايران نشان می دهد مسئولان اين کشور برای خاموش کردن و "سرکوب اعتراضات آرام" مردم ايران دست به هر کاری می زنند.



در روز پنجشنبه همچنين چندين نفر ديگر از معترضان که اخيرا بازداشت شده اند به اعدام محکوم شدند.



دادسرای عمومی و انقلاب تهران امروز با صدور اطلاعيه ای اعلام کرد که "در پی اغتشاشات و اقدامات ضد انقلابی و ساختارشکنانه ماه های اخير به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه های انقلاب اسلامی تهران به اتهام تعدادی از متهمان رسيدگی و يازده نفر را به اعدام محکوم کردند".



محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور دو تن از اين يازده محکوم به اعدام بودند که به اتهام محاربه و عضويت در انجمن پادشاهی ايران در دادگاه محاکمه و نهايتا به اعدام محکوم شدند.



حسيبه حاج صحراوي، معاون بخش خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل در بيانيه جديد اين سازمان گفت: "اين افراد ابتدا به شکل ناعادلانه ای محکوم و اکنون ناعادلانه اعدام شدند. حتی با توجه به اينکه اعترافات اين دو نفر تحت فشار انجام گرفته، معلوم نيست که اصلا آنها ارتباطی با اين گروه داشته باشند".



پيشتر نسرين ستوده، وکيل آقای رحمانی پور به بی بی سی فارسی گفته بود که او در فروردين ماه سال ۱۳۸۸، يعنی حدود سه ماه پيش از انتخابات در منزلش بازداشت شده بود.



سازمان عفو بين الملل همچنين از احتمال اينکه اين اعدام ها آغاز موج جديدی از اعدام مخالفان در ايران باشد ابراز نگرانی کرده است.



معاون بخش خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل در مورد دليل اين اعدام ها گفت: "اين اعدام ها نشان می دهد که چگونه مسئولان در ايران از نظام قضايی به عنوان وسيله ای برای سرکوب معترضان استفاده می کنند. آنها به اين وسيله به کسانی که می خواهند از حق قانونی خود برای تظاهرات آرام عليه حکومت استفاده کنند هشدار می دهند که ديگر به خيابان ها نيايند".



در همين حال ديگر گروههای حقوق بشری از جمله کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران هم ضمن محکوم کردن اين اعدام ها اعلام کرده است: "با توجه به تعداد زياد زندانيان سياسی و افزايش حکم اعدام از زمان آغاز اعتراضات اخير، خطر افزايش اعدام زندانيان سياسی هم بسيار جدی به نظر می رسد".



آرون رودز، يکی از سخنگويان کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران معتقد است که اين اعدام ها با هدف "مرعوب کردن" شهروندان ايرانی است تا از حضور آنها در تظاهرات جلوگيری شود.




8 بهمن 1388    01:05
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   Yaar
ای-ميل:  
14:02 10 بهمن 1388
برای من  ای تع به که یه عده به ظاهر مخالف، نظر‌هایی‌ شبیه دستگاهی امنیتی رژیم  مهوری اسلامی را دارند، چرا که ما ایرانیان باید از هر پشتیبانی‌  هانی‌ چه به صورت شفاهی یا کتبی‌ در ارتباط با مبارزات مردم ایران بر علیه رژیم ضد بشری  مهوری اسلامی را سپاسگزار بوده و آن را قدمی‌ در  هت تقویت مبارزات حق طلبان مردم مان بدانیم و انتظار بیهوده نداشته باشیم که دیگران بیایند و به  ای ما  مهری اسلامی را سرنگون کنند! مرگ بر رژیم ضد بشری  مهوری اسلامی.

نام:  
ای-ميل:  
01:34 9 بهمن 1388
VAKONESH BINOLMELAL MEGHTI AST FEGAT BERIEH MENAFEASH AST VE FAGHED HAR GONEH GODRET AGRAI AST

نام:  
ای-ميل:  
10:02 9 بهمن 1388
آقای محترم شما انتظار دارید که ا انب برای میهنمان دستشان را در آتش فرو کنند؟ چند سال پیش از تمام تلویزیون های  هان م«له کردن زن و بچه بیگناه و بی تقصیر در رواندا را با دشنه و چماق و خن ر پخش کردند که دل هر ظالم پلیدی را هم ریش ریش میکرد - آنوقت فکر میکنید این سازمانهای عریض و طویل ملل متحد؟؟؟ چه غلطی کردند و چه گ.. خوردند؟

ریشه بدبختی بشریت بدست خودش تقویت و آبیاری میشود.

نام:  
ای-ميل:  
10:52 9 بهمن 1388
اینها همه اشک تمساح است. م«ل مصباح.

نام:   socialist
ای-ميل:  
02:15 9 بهمن 1388
یعنی‌ سازمان حقوق بشر فقط پول میگیره و حقوق کارمند‌هایش رو میده که فقط بگه متاسفم؟ واقعا کاشکی‌ شانس بیاوریم و اون ا استخدام بشیم و فقط به مردم ایران بگیم متاسفیم چون میدونیم که که همین دولت‌ها با  مهوریی اسلامی دستشون توی یک کاسه هست ولی‌ ما نمیتونیم حرف بزنیم و نقش ما هم در این دنیا این هست که بگیم خیلی‌ ناراحت شدیم حالا دیگه از کارا‌های بد نکنید وگرنه ما م بور میشیم یک بار دیگه هم بگیم متاسف شدیم و این هزینه هنگفتی رو برای ما رقم میزانه. واقعا شرم بر این حقوق بشر.....


http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



11 بهمن 1388    19:15
Balatarin  مطلب را به بالاترين بفرستيد


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد