www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:3بهمن//

3بهمن :سال ٨٩ سال بحران های کارگری ؟

3بهمن :رامين آقازاده چهارمين قربانی کهريزک معرفی شد

3بهمن:رژيم ديگر حتی تحمل اظهار نظر "خواص" اش را هم ندارد

3بهمن:واکنش رفسنجانی به تهديدات اخير خامنه ای در مورد "خواص":هنوز به راه‌حل‌هايى كه در خطبه نماز جمعه مطرح كرده‌ام معتقدم.

3بهمن:تخمين وزير بهداشت از ميزان ابتلا به آنفلوآنزای خوکی در کشور:يك و نيم ميليون نفر

3بهمن:هزينه ماهانه يك خانواركارگرى 600 هزار تومان است

3بهمن.بازداشت خانواده و فرزندان خردسال فعالين سياسی توسط وزارت اطلاعات

3بهمن.اموال عزيز محمد زاده فعال کُرد محکوم به اعدام مصادره شد

3بهمن.مراسم گراميداشت سالروز تولد جانباخته راه آزادی ندا آقا سلطان در حال انجام است

3بهمن.پدر محسن روح الامينی:در گزارش از مقتول چهارم کهريزک نام برده نشده/مرتضوی پيش از مجازات، استعفا دهد.

3بهمن.ابطال شناسنامه 2 زندانی که در آستانه اعدام قرار دارند

3بهمن.تشکيل کمپين دفاع از زنان دربند، اخراجی و تبعيدی

3بهمن :20 کشته و مجروح در سانحه قطار مشهد - تهران

3بهمن :راه اندازی وبلاگ برای لغو اعدام شيرين علم هولی

3بهمن :شمار زندانيان سياسی کرد محکوم به اعدام به ۲۱ نفر رسيد


3بهمن.افزايش 43 درصدی ايرانيان پناهجو در آلمان در سال 2009

3بهمن. حکم اعدام در ملاء عام

3بهمن.ويديوکليپ:اعتراف سردارقاسمی از مزدوران رژيم در مورد کهريزک ووحشت رژيم از خروش مردم و تسخير تلويزيون وتشويق برادر کشی

3بهمن.شواهدی از ترور خواهرزده موسوی توسط عوامل رژيم:پاترول سياه رنگی که چندين سرنشين داشته به داخل جمعيت در خيابان شادمان می آيد. از داخل ماشين چندين تير شليک..



3بهمن :سال ٨٩ سال بحران های کارگری ؟

راديو فرانسه:در نخستين جلسۀ عالی شورای اشتغال معاون اول محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوري، و ديگر مقامات دولت دهم ضمن اعتراف به فراگير شدن بحران بيکاری مشکل اصلی کشور و دولت را در حال حاضر مسألۀ اشتغال ناميدند. آمار رسمی دولت نشان می دهد که بيکاری با شيب تندی در حال پيشروی است، به طوری که تنها در پائيز گذشته بيش از ٢٤٪ جوانان بين ١٥ تا ٢٤ سال بيکار بوده اند.



بر اساس آمار رسمی ٨٧٪ بيکاران کشور را جوانان بين ١۵ تا ٣٠ سال تشکيل می دهند و در اين ميان ٤۵٪ بيکاران جوان شامل فارغ التحصيلان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور هستند.



مقامات از جمله عوامل افزايش بيکاری را در کشور کاهش سرمايه گذاری اعم از داخلی و خارجي، کاهش بودجه های عمرانی و هدايت بودجه های مصوب عمرانی به سوی هزينه های جاری دولت، فرار سرمايه ها، کاهش امنيت، فضای نامناسب و پرخطر کسب و کار، وضعيت وخيم صنعت، حجيم تر شدن هزينه های دولت و نيز واردات قاچاق دانسته اند که به گفتۀ رئيس کميسيون صنايع مجلس دست کم به ١٧ ميليارد دلار در سال بالغ می شود.



به گفتۀ هادی ايزدپرست، دبير انجمن صنفی کارفرمايی چرمسازان استان خراسان رضوي، در نتيجۀ ورود قاچاق کفش های چينی و تايلندی به کشور، از مجموع ٦۵ کارخانه چرمسازی اين استان تنها ٢٠ کارخانه باقی مانده و مابقی تعطيل و ورشکسته شده اند.



رئيس اتحاديه توليدکنندگان و فروشندگان کفش استان اصفهان می گويد که تنها در سال جاري، به دليل ورود بی رويه کفش های چيني، دست کم ۵٠٪ از مجموع هزار واحد توليد کفش اصفهان تعطيل شده اند. به اين ترتيب، ٢۵٠٠ کارگر اين واحدها هم اکنون بيکار هستند.



سياست تثبيت نرخ ارز که عملاً دلار دوهزار و پانصد تومانی را به طور تصنعی به کمتر از هزار تومان کاهش داده، واردات کالا را اعم از قاچاق و غيرقاچاق پرسود و بنگاه های توليدی را يکی پس از ديگری ورشکسته و تعطيل کرده است.



در استان خوزستان بسته شدن ١٣ واحد بسته بندی خرما به بيکار شدن ٤٠٠٠ کارگر منجر شده است. معاون اتحاديه خشکبار استان خوزستان می گويد که اگر وضع به همين منوال ادامه يابد به زودی حتا يک واحد توليدی هم نخواهد توانست در اين استان فعاليت کند و در نتيجه حدود ٢٠ تا ٢۵ هزار نفر به خيل بيکاران خواهند پيوست.



اخراج گستردۀ کارگران از آغاز سال جاری در واحدهای مختلف توليدی کشور آغاز شد. پس از اخراج کارگران کارخانه سامان نوبت به اخراج کارگران مخابرات سقز رسيد و بعد از آن موج بيکاری واحدهای مختلف کشور از آذربايجان شرقی تا کرمانشاه، ايران صدرای بوشهر، لوله سازی اهواز، ايران تفال ساوه، کشت و صنعت شمال، توزين گر، پايا، هوايار و صدها کارگاه ريز و درشت را دربرگرفت. حتا شرکت های بزرگی مانند ايرالکو، شرکت ملی سُرب و روي، واگن سازی پارس از گزند موج های گستردۀ بيکاری در امان نمانده اند.



چندی پيش مدير کل دفتر صنايع برق، الکترونيک و فن شناسی اطلاعاتِ وزارت صنايع از کاهش ٦٠ درصدی ظرفيت توليد لوازم خانگی خبر داد و گفت : هم اکنون ظرفيت توليد برخی از کارخانه های توليد لوازم خانگی به صفر رسيده است.



مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی پس از اعلام کردن سال ٨٦ به عنوان بدترين سال در زمينۀ سرمايه گذاری صنعتی تصريح کرده است که در زمينۀ سرمايه گذاری صنعتی سال ٨٨ از بدترين سال مورد بررسی مرکز پژوهش های مجلس يعنی سال ٨٦ نيز بدتر بوده است.



بر اساس نماگرهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی در سه ماهه اول سال ٨٧، تنها ٩ هزار و ٢٦٣ جواز تأسيس واحدهای جديد صنعتی صادر شد که نسبت به دوره مشابه سال ٨٦ بيش از ٢٠٪ کاهش داشته است. در اين حال، ارزش سرمايه گذاری مورد نياز برای تأسيس واحدهای جديد صنعتی در سال ٨٧ به ميزان ١٨٫٣٪ نسبت به سال ٨٦ کاهش نشان می دهد و ترديدی نيست که اين روند نزولی در سال ٨٨ با توجه به اثرات بحران جهانی و رکود تورمی مسلط بر اقتصاد کشور، شتاب بيشتری گرفته است.



افزايش بيکاری نگرانی مقامات تهران را از تبديل بحران اقتصادی کشور به بحران های کارگری افزايش داده و از آنها يکی از چالش های مهم جمهوری اسلامی در سال جاری را ساخته است.



پرسش اين است که در نبود تشکل های مستقل کارگری آيا بحران های کارگری به جنبش مطالبات کارگران تبديل می شوند. پاسخ فشردۀ محمدرضا شالگوني، فعال سياسی مقيم اروپا، اين است : آنچه زمينه ساز ايجاد تشکل های مستقل کارگری است از يک طرف خود جنبش های مطالباتی کارگران است که رو به فزونی است و در اصل ريشه در بحران اقتصادی کشور دارد و از طرف ديگر جنبش فراگير سياسی حاضر است که در آن طبقات فرودست و کارگر نيز حضور دارند.





محمدرضا شالگونی : بايد توجه داشت که هم اکنون جنبش مطالبات کارگری نسبتاً گسترده ای در ايران وجود دارد. طبيعی است که بحران اقتصادی و بحران سياسی که کشور را فراگرفته در صعود اين جنبش نقش دارند. وخامت بحران اقتصادی به گونه ای است که جمهوری اسلامی ناگزير است حتا در بستر بحران سياسی حاضر دست به اقدام هايی بزند – نظير حذف يارانه ها – که حاصلش جز تشديد معضلات و مشکلات سياسی و اقتصادی کشور نيست. شکی نيست که در اين وضعيت عمومی مبارزات اقشار و طبقات زحمتکش جامعه گسترش خواهد يافت. البته روشن است که در جمهوری اسلامی فقط تشکل های رسمی يا دولتی مجاز هستند. اما، تشکل های رسمی يعنی زائده های رژيم اسلامی. رهبران تشکل های مستقل در زندان اند و تحت پيگرد و شکنجه و هزار بدبختی ديگر را بايد به جان بخرند. بنابراين، درست است که تشکل های مستقل کارگری سرکوب می شوند. ولی اگر حرکت ها گسترش بيابند که ظاهراً در حال گسترش نيز هستند، سرکوب کردن اين تشکل ها کار آسانی نخواهد بود. جنبش است که تشکل ها را به وجود می آورد و تشکل ها برای سامان دادن به آرايش کارگران و تدوين مطالبات آنان بسيار مهم اند. نکته حياتی در اين بين، متصل کردن اين جنبش و مطالبات با جنبش سراسری است که اکنون در کشور جريان دارد. منظورم مبارزات برحقی است که مردم دارند دنبال می کنند و بخشی از کارگران نيز در آنها شرکت دارند. اگر اين دو جنبش به هم بپيوندند طبيعتاً يک موج گستردۀ فشار بر رژيم به وجود می آوردند. از طرف ديگر، گسترش جنبش مطالبات کارگری به منزلۀ ايجاد يک ستون قدرتمند برای جنبش سياسی خواهد بود که مردم ايران عليه بيداد و خفقان و سرکوب حاکم به راه انداخته اند.




3 بهمن 1388    19:13
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن :رامين آقازاده چهارمين قربانی کهريزک معرفی شد

کلمه: عبدالحسين روح الامينی پدر محسن روح‌الامينی از قربانيان بازداشتگاه کهريزک از قربانی چهارم اين بازداشتگاه خبر داد.



به گزارش کلمه، روح‌الامينی در گفتگويی با هفته نامه پنجره اعلام کرد که رامين آقازاده قهرمانی چهارمين قربانی وقايع بازداشتگاه کهريزک است.



وی هم‌چنين گفته که اين فرد پس از آزادی از بازداشتگاه کهريزک بر اثر شدت جراحات وارده جان باخته است.



وی تصريح کرد: «گزارش چهارمين مرگ کهريزک از سوی مسوولان منتشر نشد چرا که به عقيده آن‌ها ممکن بود وجدان عمومی جامعه خيلی جريحه‌دار شود»



پيش‌تر اعلام شده که بود که محمد کامراني، محسن روح‌الامينی و امير جوادي‌فر کشته شد‌گان وقايع کهريزک هستند.



گفتنی است بر اساس اعلام کميته پيگيری مجلس شورای اسلامی در خصوص بازداشتگاه کهريزک سعيد مرتضوی دادستان سابق تهران مقصر اصلی اين وقايع معرفی شد.




3 بهمن 1388    19:09
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:45 3 بهمن 1388
MOLAH GEDA ROOYAT SIYAH ,


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن:رژيم ديگر حتی تحمل اظهار نظر "خواص" اش را هم ندارد

روشنگری: سرمقاله تهران امروز به تذکر وزارت ارشاد به 15 روزنامه انتقاد کرده است. چيزی که در اين انتقاد جالب توجه است, وضع پريشان کودتاچيان و وحشت مرگی است که به آن دچار شده اند؛ چنان وحشتی که ديگر حتی انتقاد "خواص" جمهوری اسلامی را؛ يعنی همان کسانی را که خامنه ای تهديد کرده است تا شفاف و غيردوپهلو حرف بزنند, ندارند و همين "خواص" وقتی حرف می زنند, و روزنامه ها حرف هايشان را منتشر می کنند, از وزارت ارشاد تذکر می گيرند.

اين نشان می دهد که درخواست شان از "شفاف" حرف زدن, بيان واقعا شفاف ديگاههای "خواص" حکومت نيست, بلکه بيان واقعا شفاف تسليم مطلق شان در برابر اراده فراقانونی ولايت مطلقه فقيه است. در واقع می گويند بياييد يکی پس از ديگری رسما بگوييد غلط کرديم که گفتيم در انتخابات تقلب و کودتا کرده ايد, حق رای مردم را خورده ايد, به دختران و پسران جوان در کهريزک تجاوز جنسی کرده ايد. غلط کرديم که گفتيم احمدی نژاد اقتصاد ايران را به خاک سياه نشانده و هر چه هست به دست مشتی پاسدار و نظامی قاچاقچی داده و سهم ما را نداده و خودش را صاحب ارتباط با امام زمان هم دانسته.

سرمقاله تهران امروز:





روزنامه تهران امروز در يادداشت خود با عنوان "در باب تذكر "به قلم سيدجواد سادات رضوى آورده است:‏وزارت ارشاد در اقدامى كم‌سابقه به 15 روزنامه سراسرى از جمله تهران‌امروز بابت چاپ سخنان آقايان خاتمى رئيس‌جمهور سابق، روحانى دبير سابق شوراى عالى امنيت ملي، عضو كنونى مجمع تشخيص و مجلس خبرگان رهبرى و مطهرى نماينده اصولگراى كنونى مجلس تذكر داده است. تهران‌امروز اين تذكرات را چندان وارد نمي‌داند بلكه به دلايلى كه گفته خواهد شد آنها را قابل انتقاد مي‌داند:

1 - در طول هفت ماه گذشته و حوادث تلخ پس از انتخابات اكثر فرمايشات، رهنمودات و تاكيدات مقام معظم رهبرى پيرامون عدم سكوت نخبگان و خواص در شرايط فتنه بوده است. به تبع چنين خواسته درستي، سه نفر از نخبگان و خواص نكاتى را مطرح كرده‌اند و روزنامه‌ها نيز به چاپ آن اقدام نمودند و سپس مورد «تذكر» وزارت ارشاد واقع شدند. سوال اين است كه اگر اين سه‌ نفر جزو خواص و نخبگان نيستند پس چه كسى خواص و نخبه محسوب مي‌شود؟ و اگر روزنامه‌ها اجازه چاپ مطالب اين خواص را ندارند پس اين افراد چگونه مواضع خود را به گوش ملت برسانند و فاصله خود را با دشمنان عيان سازند؟ چرا روزنامه‌ها بايد به دليل چاپ مطالب خواصى كه به تعبير مقام معظم رهبرى «براى شفاف‌سازى مواضع خود بايد به ميدان بيايند» تذكر بگيرند؟ اگر مواضع اين خواص خلاف انتظارات ما بود چاپ آن لزوما به معنى نقض قانون نيست بلكه نقض توقع و انتظارماست.

رهبر فرزانه انقلاب بارها از خواص خواسته‌اند كه سكوت نكنند و تاكيد فرمودند: «هر كس هر چه مي‌فهمد را بگويد» اين آقايان هم درك خودشان را مي‌گويند نه دركى كه لزوما ديگران انتظار دارند. ضمن آنكه هيچ‌يك از اين آقايان در هيچ دادگاه صالحه‌اى در اين كشور ممنوع‌السخن نشده‌اند و هيچ مرجع قانونى نيز به رسانه‌ها اعلام نكرده كه براى چاپ سخنان اين افراد محدوديتى يا ممنوعيتى وضع شده است. تازه اگر اين سخنان از نظر معاونت مطبوعاتى ايرادى داشته چرا روز قبل از انتشار توسط روزنامه‌ها به خبرگزاري‌هايى كه اين خبرها را روى خروجي‌شان قرار داده بودند گفته نشده تا خبر خود را اصلاح كنند و روزنامه‌ها نيز دچار مشكل نشوند؟ يا آنكه به روزنامه‌ها اطلاع داده شود كه از آن اخبار استفاده نكنند؟ آيا اينها قصورات وزارت ارشاد نيست؟

2 - معاونت مطبوعاتى وزارت ارشاد تذكر داده‌اند كه چرا به نقل از آقاى روحانى فضاى كشور را فاقد آزادى بيان توصيف كرده‌ايد. آفتاب آمد دليل آفتاب، اگر محدوديتى براى بيان وجود ندارد پس اين تذكرات براى چيست؟‌ مگر مقام معظم رهبرى بارها تاكيد نفرمودند كه دشمن در صدد پيروزى در جنگ نرم است؟ و مگر اصلي‌ترين ابزار جنگ نرم رسانه‌هاى استكبارى نيستند كه محتوا را براساس خواسته و اغراض خودشان هدايت و مديريت مي‌كنند؟

و مگر با محدود ساختن شريان‌هاى اطلاعاتى به رونق تريبون‌هاى خارج‌نشين كمك نمي‌كنيم؟

و مگر اين رونق باعث پيروزى احتمالى آنها در جنگ نرم نمي‌شود؟ پس چرا بايد با اعمال محدوديت بيشتر ناخواسته در جهت منافع دشمنان مردم حركت كنيم؟ در شرايط «فتنه» تنها روشنگرى است كه مي‌تواند به غبارزدايى وضعيت وخيم جامعه كمك كند و اين با محدوديت‌هاى غيراصولى صورت نمي‌گيرد. وقتى چاپ صحبت افرادى همچون خاتمي، روحانى و مطهرى در روزنامه‌هاى داخلى تخلف محسوب مي‌شود طبيعى است كه رسانه‌هاى خارجى فرمانده افكار عمومى جامعه خواهند شد و عليه منافع ملى ما اقدام خواهند كرد. هدف جنگ نرم تصرف قلب افراد و سيادت بر ذهن‌هاست اما نه با «زور» بلكه با «اقناع». براى قانع كردن افراد نمي‌شود به آنها چيزى را «ديكته» كرد. بلكه بايد فرد را در كشمكش بين «طاغوت» و «الله» مديريت كرد. حركت پدافندى در آفند جنگ نرم اعمال محدوديت نيست بلكه رجحان آزادى است و هيچ آلترناتيو ديگرى هم ندارد. در فضاى گفت‌وگوى آزادانه نخبگان است كه مي‌شود ابتكار عمل را از دست دشمن گرفت و برنده جنگ نرم شد و آنگاه به تاكتيك «اقدام در زمين دشمن با قواعد خودى» روى آورد.

ديگر اينكه به مطبوعات تذكر داده شده است كه به نقل از حسن روحانى تصويرى غيرواقعى از شرايط اقتصادى كشور ارائه كرده‌اند و آمارى فاقد پايه كارشناسى عرضه شده است.

در اين رابطه سوال اصلى اين است كه آيا مطبوعات اجازه چاپ سخنان مقامات رسمى كشور را ندارند؟ حسن روحانى در حال حاضر نماينده مجلس خبرگان و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام است كه مقام اولش را به واسطه راى مردم و مقام دومش را به واسطه حكم رهبر معظم انقلاب دريافت كرده است. در عين حال حسن روحانى در رأس مركز تحقيقات استراتژيك نظام مجمع قرار دارد كه مركزى تحقيقاتى در حوزه‌هاى گوناگون اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگى و... است.

در اين ميان سوال اين است كه آيا مطبوعات سخنان اين مقام رسمى نظام جمهورى اسلامى را با تحريف منتشر كرده‌اند يا احيانا آمارهاى ارائه شده از سوى او را دست‌كارى كرده‌اند؟ اگر چنين است -كه نيست- آنگاه تذكر ارشاد قابل قبول بود اما ظاهرا ماجرا به گونه‌اى ديگر است چرا كه وزارت ارشاد معتقد است چون آمارهاى اين مقام رسمى اصالت ندارد، لذا مطبوعات نبايد آن را منتشر كنند. سوال اين است كه مطبوعات چگونه دريابند اين مقام رسمى كشور آمارى خلاف واقع ارائه داده است!‌ مگر غير از اين است كه سخنان وى پس از انتشار از سوى رسانه‌ها در معرض داورى قرار مي‌گيرد و مقامات رسمى دولت هم به آمارهاى او واكنش نشان مي‌دهند؟ كما اينكه مركز اطلاع‌رسانى دولت چنين واكنشى نشان داد و رسانه‌هاى گروهى هم آن را منتشر كرده‌اند.

در اين ميان اگر مركز تحقيقات استراتژيك هم مدعى شود اصالت سخنان حسن روحانى زير سوال رفته است آيا بايد به مطبوعات به‌خاطر انتشار جوابيه دفتر اطلاع‌رسانى رياست‌جمهورى هم تذكر داده شود؟ طبيعى است اگر چنين روندى در فضاى رسانه‌اى كشور حاكم شود و امكان درج نظر و سخنان مسئولان رسمى كشور هم محدود شود آنگاه معلوم نيست كه سرانجام نظام رسانه‌اى كشور به كجا ختم خواهد شد.

3 - خوب است وزارت ارشاد روشن كند كه نسبت به اظهارات اخير آقاى مشايى پيرامون پيامبران چه نظرى دارد؟ آيا آن صحبت‌ها را تاييد مي‌كند؟‌ اگر تاييد نمي‌كند چرا نسبت به انتشار آن توسط خبرگزاري‌ها واكنشى نشان نداد؟ آيا اين سخنان از نظر معاونت مطبوعاتى به معناى عدم عصمت پيامبران نيست؟ و آيا گفتن چنين سخنانى خلاف آموزه‌هاى جاودان اسلام، قرآن و رسول گرامى آن نيست؟ سكوت معاونت مطبوعاتى در اين زمينه چه معنايى دارد؟ آيا سخنان آقاى مشايى را تاييد مي‌كند يا تكذيب؟ اگر اين سخنان، صحبت‌هاى ناروايى است - كه هست - پس چرا بايد جواب آقاى مطهرى نسبت به آن روا نباشد؟ آنگاه به چه دليلى بايد به روزنامه‌ها بابت انتشار سخنان ايشان تذكر داد؟ ضمن آنكه تمام سخنان آقاى مطهرى پيش‌تر در مناظره با آقاى رسايى در راديو گفت‌وگو بيان شده و خبرگزارى فارس نيز همان را روى خروجى قرار داده بود و هيچ چيز تازه‌اى نداشت.

4 - انتظار اين بود كه با آغاز ماه پرشكوه بهمن كه تجلى وحدت ملى و انسجام اسلامى است معاونت مطبوعاتى وزارت ارشاد پيام‌آور وحدت و همدلى باشد نه تذكر و تنبيه، با اين وصف برخود وظيفه مي‌دانيم در اين ايام كه يادآور خون شهدا و امام(ره) شهداست هم خود و هم ديگران را به وحدت و همدلى براى ارتقاى كشور و بالندگى انقلاب دعوت كنيم.


3 بهمن 1388    18:57
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   Khorshid
ای-ميل:  
10:18 4 بهمن 1388
Ey nang bar in mellat ba In khawasash, agar khawasash INNAND pas Awamash Kodamand..Awamash Shoma Mellate Dar hale Ehtezarid....Ey nang bar shoma keh booye fesadetan Jahan ra gomrahi keshande..keh Naslhaye Ayandeh ra be Bardegi keshandeh ... ..


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن:واکنش رفسنجانی به تهديدات اخير خامنه ای در مورد "خواص":هنوز به راه‌حل‌هايى كه در خطبه نماز جمعه مطرح كرده‌ام معتقدم.

روشنگری: به دنبال سخنرانی روز دوشنبه گذشته خامنه ای که در آن وی به تهديد "خواص" پرداخته و خواستار موضع گيری شفاف آنها در تاييد کودتای 22 خرداد شده بود, رفسنجانی واکنش نشان داد. رفسنجانی در برخورد با انتقادات فزاينده امام جمعه ها و حملات تندی که به خاطر "سکوت" او صورت گرفت, گفت:"در مواقعى به دليل شرايط نامناسب با الهام از روش بزرگان دينى سكوت اختيار كرده‌ام.

رفسنجانی عملا تسليم بی قيد و شرط در برابر خامنه ای را رد کرد و بار ديگر بر شروطی که در نماز جمعه تهران مطرح کرده بود تاکيد کرد و گفت:"در شرايط امروز نيز براى برون‌رفت از وضعيت فعلى راه‌حل‌هايى را كه با توجه به تجربياتم به ذهنم مي‌رسيد در خطبه نماز جمعه مطرح كرده‌ام و هنوز نيز در كليات به آن معتقدم هرچند كه ممكن است نواقص و زوايدى داشته باشد."

رفسنجانی به شيوه ای زيرکانه از خامنه ای خواست از تندروها فاصله بگيرد و با اشاره به اين که"افراطيون هرگاه زمينه حضور و فعاليت پيدا كرده‌اند نتايج خوبى را شاهد نبوده‌ايم" گفت:"اقدامات خلاف قانون و تندروي‌ها از سوى هر جناحى هيچ‌گاه مورد تاييد ايشان (خامنه ای) نبوده و نخواهد بود.در شرايط فعلى اينجانب اصلح‌ترين فرد را براى حل مشكلات فعلى جمهورى اسلامى ايشان مي‌دانم و مطمئن هستم با كمك افراد معتدل از هر دو جناح موجود كشور با تدبير رهبرى مسائل موجود قابل حل و فصل است و در صورت حل مشكلات جاري، دشمنان خارجى و ضد انقلاب مايوس خواهند شد.




3 بهمن 1388    17:24
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:09 5 بهمن 1388
KHOSHAM AMAD AZ IN NAZARE HAMVATAN KE ATLASASH GHADIMI AST!!! ZENDEH BAD MIHAN VA HIHANDOOSTAN

نام:  
ای-ميل:  
11:06 5 بهمن 1388
misheh befarmain koja va cheh vaght roosieh ro beh zanoo dar avordin?!ageh shoar ziad dadin ta az beyn bereh,befarmain chand bar shoar dadin?!atlase man hanooz ghadimiyeh vaseh hamineh keh hanooz roosiyehye mordeh ro too atlas mibinam.

نام:   ettehad27
ای-ميل:  
23:13 3 بهمن 1388


ز Ø اییکه بگذشت یکبار آب

نسازد خردمند از آن Ø ای خواب



همه شما لیاقتتون رو بعد از گذشت بیش از سی سال نشان دادید.......








نام:  
ای-ميل:  
21:46 3 بهمن 1388
SABZ YA SORKH CHE MAANI MIDAHAD, AZADI VA AZADIKHAHI KE RANG NEMISHENASAD. ZENDEH BAD MIHAN VA AZADIKHAHAN DAR ZENDAN VA YA DAR HAR KOJAYE DONYA

نام:   سبزم چون تو
ای-ميل:  
18:22 3 بهمن 1388


شعار ایران-زمین بگو مرگ بر چین



با این شعار ساده دولت چین رو هم مثل رو سیه با زانو در میاریم

Ù„Ø·ÙØ§ داغش کنید

با اطمینان پیروزی


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن:تخمين وزير بهداشت از ميزان ابتلا به آنفلوآنزای خوکی در کشور:يك و نيم ميليون نفر

روشنگری: دستجردی وزير بهداشت دولت احمدی نژاد در مورد آخرين وضعيت آنفلوآنزاى نوع A در كشور گفت: هم‌اكنون اين بيمارى فروكش كرده و مورد جديدى گزارش نشده است و بر اساس پروتكل سازمان بهداشت جهانى براى ثبت مرگ و ميرهاى وابسته به آنفلوآنزا ثبت مي‌شودو بيماري‌هاى زمينه‌اى در موارد مرگ و مير ثبت نمي‌شوند به همين دليل در كشور 30 درصد از 140 مورد مرگ و مير كاسته مي‌شود و ميزان مرگ به 100 مورد مي‌رسد.

به گزارش ايلنا دستجردى افزود: همچنين تعداد مبتلايان به آنفلوآنزا حدود يك و نيم ميليون نفر تخمين زده شده بود كه با آزمايشات انجام شده سه هزار نفر ثبت شده است.


3 بهمن 1388    18:05
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن:هزينه ماهانه يك خانواركارگرى 600 هزار تومان است



ايلنا: عضو هيات‌رئيسه كانون هماهنگى شوراهاى اسلامى كار محورجاده قديم‌كرج گفت: هزينه ماهانه يك خانوار كارگرى 600 هزار تومان است.

حسن‌كوه‌خواهى درگفت‌وگو با خبرنگار ايلنا افزود: اين هزينه با احتساب اجاره بهاى مسكن، خوراك و پوشاك، هزينه دارو درمان، هزينه آب و برق، گاز و تلفن محاسبه‌شده‌است.

او گفت: كمترين اجاره‌بها درتهران 200 هزار تومان است و هزينه خوراك هم روزانه 6300 تومان و پوشاك هم روزانه 1300 تومان است.

رئيس شوراى اسلامى كارشركت كارتن ايران گفت: البته‌اين ارقام مربوط به زمان حاضراست و طبيعى است كه اگر هدفمند كردن يارانه اجرا شود گرانى بيشتر و هزينه خانوارهاى كارگرى نيز افزايش مي‌يابد.

كوه‌خواهى به مسوولان هشدارداد كه اگر نتواند هدفمند كردن يارانه‌ها را درست اجرا كنند اولين قشر آسيب‌پذير خانوارهاى كارگرى و بازنشستگان خواهند بودكه اين موضوع مي‌تواند باعث مشكلات بعدى آن شود.


3 بهمن 1388    18:00
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن.بازداشت خانواده و فرزندان خردسال فعالين سياسی توسط وزارت اطلاعات

خبرگزاری هرانا - حقوق شهروندان،انديشه و بيان: پيمان چالاکي، فعال سياسی-کارگری و دبير اسبق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی ساوه و همسرش سميه عالمی پسند از اعضای سابق جبهه مشارکت، منطقه تهران و دبير سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تهران هست که روز يکشنبه به اتفاق دختر خردسالشان مانا در منزلشان واقع در شهرستان ساوه توسط عوامل وزارت اطلاعات بازداشت و به تهران منتقل شدند.



بنا بر گزارش های دريافتی نيروهای امنيتی طی تماسی با يکی از دوستان اين زوج زندانی و احضار ايشان به اداره اطلاعات ساوه، مانا چالاکی دختر خردسال اين زوج را از پدر و مادرش جدا نموده و تحويل دوست خانوادگی ايشان داده اند.



به گزارش کميته گزارشگران حقوق بشر، اين زوج فعال سياسی توسط نيروهای وزارت اطلاعات به تهران منتقل شده اما از محل نگهداری ايشان اطلاع دقيقی در دست نيست.



همچنين همسر احسان هوشمند؛ پژوهشگر و روزنامه‌نگار کرد که روز سه شنبه در منزل خود دستگير شده بود نيز بازداشت شد.



ناهيد کوه‌شکاف روز چهارشنبه و يک روز پس از بازداشت همسر خود توسط پليس اطلاعات و امنيت احضار و مورد بازجويی قرار گرفت.



او روز پنجشنبه پس از احضار دوباره بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.احسان هوشمند، همسر وی نيز در زندان اوين محبوس است. آنها دارای دو فرزند ۱۴ و ۵ ساله هستند.



در روزهای اخير روند بازداشتهای خانوادگی فعالين سياسی گسترش نگان کننده ای يافته است و منجمله پس از بازداشت ليلا توسلی فرزند مهندس توسلی رئيس دفتر سياسی نهضت آزادی ايران خواهر و همسر خواهر وی نيز بازداشت شدند.



مسعود نورمحمدی برادر سعيد نور محمدی از فعالين جبهه مشارکت نيز روز گذشته بازداشت شد.

ليلی فرهادپور روزنامه نگار نيز چند روز پس از بازداشت فرزندش بهرنگ تنکابنی دستگير شد و همچنين اطلاعات ديگری نيز مبنی بر تهديد فعالين سياسی به بازداشت اعضای خانواده شان به گوش می رسد.

منبع خبر :




3 بهمن 1388    15:22
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن.اموال عزيز محمد زاده فعال کُرد محکوم به اعدام مصادره شد





بنا به خبری که به ستاد مرکزی کمپين رسيده ، بعد از صدور حکم اعدام برای فعال کُرد عزيز محمد زاده که چند روز پيش در دادگاه شهر سقز به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و محاربه با خدا به اعدام محکوم شده بود. ديروز خانه و ماشين وی توسط اداره اطلاعات شهر بانه مصادره شد.

شايان ذکر است ماشين شخصی نامبرده همکنون در پارکينگ ادراه اطلاعات شهر بانه قرار دارد و نيز خانه شخصيش پلومب شده است .

عزيز محمد زاده فرزند علی و 26 سال سن دارد . نامبرده اهل شهر بانه که در تاريخ 21/7/ 1388 توسط نيروهای امنيتی اين شهر دستگير و به بازداشت گاه اين شهر بانه منتقل ميشود که بعد از 3 ماه آزار و شکنجه هاى شديد به زندان شهر سقز منتقل يافته و همكنون در سلول انفرادی زندان شهر سقز بسر ميبرد و در وعضيت جسمی نامناسبی قرار دارد.

کمپين دفاع از زندانيان سياسی و مدنی


3 بهمن 1388    15:18
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:46 3 بهمن 1388
BAZ KHAKSTARE MAN TA,NEH ZANAD BER RAAHE BAD, MARG BAR KHAMENE,IE IN AMELE ROSVAYE SIYAH. PIROOZI BA KHOONE AZIZANEMAN.....DOROUD

نام:  
ای-ميل:  
18:39 3 بهمن 1388
IN HARAMZADEHA IRAN RA MOSADERH KARDEAN

MOSADEREH AMVAL MERDOM KE SAHAL AST


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن.مراسم گراميداشت سالروز تولد جانباخته راه آزادی ندا آقا سلطان در حال انجام است



بنابه گزاشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، از بعد از ظهر امروز شنبه 3 بهمن ماه از ساعت 14:00 خانواده ندا آقا سلطان و بستگان آنها ،مادران عزادار و حاميانشان و همچنين تعداد زيادی از مردم برای گراميداشت روز تولد شهيد راه آزادی مرم ايران بر آرامگاه ندا آقای سلطان تجمع کردند.خانواده ندا کيکی بر بر آرامگاهش قرار داده بودند و در اطراف اين کيک شمع هاى فروزان و آرامگاه نيزپوشيده از گل بود.

مادران عزادار و حاميان آنها با قرار دادن گل و روشن کردن شمع به اين شهيدوطن ادای احترام می کردند و ياد و خاطره او را گرامی داشتند.

به قرار اطلاع نيروهاى سركوبگر ابتدا مانع عكس گرفتن ازمراسم شده ودوربين خاله ندا آقا سلطان كه عكسبردارى ميكرد را بازرسى كردند ولى با اعتراض خانواده و حاضرين ناچار به عقب نشينی ازاينكارشدند.تا لحظه انتشار اين خبر مردم بسوی آرامگاه ندا آقا سلطان در حال حرکت هستند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.

همچنين نيروهای سرکوبگر جلوی ماشين خانواده جانباخته آزادی اشکان سهرابی در خيابان نواب را گرفته و اجازه حضور در مراسم ندا آقا سلطان را تا اين لحظه به آنها نداده اند..نيروهاى سركوبگر همچنين جلوى ماشينهايى كه از نواب و يا در مسير در حال حرکت بسوی بهشت زهرا هستند را گرفته و از شرکت آنها در مراسم ممانعت می کنند.بخصوص به جوانان اجازه شرکت در اين مراسم داده نمی شود و حساسيت بر روی آنها شديد است.

نيروهای سرکوبگر که ابتدا يک مامور و تعدادزيادى از لباس شخصيها را در آنجا مستقر کرده بودند همزمان با افزايش تعداد شرکت کنندگان اقدام به افزايش نيروهای خود نموده اند و تا اين لحظه 2 ماشين نيروی انتظامی در كنار آرامگاه مستقر شده اندو تعدادی از ماشينها و موتورهای نيروی انتظامی و لباس شخصی در حال گشت زدن در بهشت زهرا هستند.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

03 بهمن 1388 برابر با 23 ژانويه 2010





http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com




3 بهمن 1388    15:16
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن.پدر محسن روح الامينی:در گزارش از مقتول چهارم کهريزک نام برده نشده/مرتضوی پيش از مجازات، استعفا دهد.

تابناک

حدود هفت ماه از جنايت كهريزك مي‎گذرد و با گذشت هر روز، ابعاد جديدی از پرونده آمران و عاملان وقوع اين حوادث برای افكار عمومی روشن مي‎شود؛ از صدور اطلاعيه نهادهای مربوطه تا تهيه و انتشار گزارش‌های نهادهای نظارتی كه همگی در تعيين مقصرين اين رخداد به نقطه مشتركی رسيده‌اند.



به گزارش خبرنگار «تابناک»، در ميان هياهوی رسانه ای برای انتشار ابعاد گوناگون اين رخداد، سكوت شاكيان پرونده اعم از خانواده‌های قربانيان و يا مضروبين كهريزك، شايد شاهدی بر تلاش آنان برای به سرانجام رسيدن اين پرونده باشد؛ آنانی كه به ‎دور از غوغاسالاري‌های رسانه‌اي، در انتظارند تا در آينده ای نزديك در نخستين نشست دادگاه بخشی از متهمان كهريزك حاضر شوند.



برای مشخص شدن روند پرونده شاكيان اين پرونده، هفته نامه پنجره، بار ديگر با دكتر «عبدالحسين روح‌الاميني» پدر محسن روح‎الامينی (از قربانيان فجايع تأثر برانگيز كهريزك) به گفت‎وگو نشسته ‎است:



به عنوان نخستين پرسش علت حضور كمرنگ خانواده‌هاى قربانيان كهريزك در رسانه‎ها چيست؟



من سكوت رسانه‌اى خانواده قربانيان كهريزك اعم از مقتولين و مضروبين را قبول ندارم. تاكنون هر جا كه فضا و ضرورت بوده، مصاحبه كرده‌ايم. البته بقيه كار را صرف پيگيرى حقوقى و قضايى موضوع كرده‎ايم. ما يك مسير قانونى و حقوقى را دنبال كرديم كه تاكنون نتايج خوبى هم داشته است. معمولا كسانى به ‎دنبال جنجال رسانه اى مي‎روند كه ممكن است دستشان خالى باشد، اما وقتى پرونده‌هاى مرتبط پر از اسناد و مدارك است، چرا بايد چنين كنيم؟!



سازمان قضايى نيروهاى مسلح اطلاعيه خوبى صادر كرده كه در آن اتهام قتل عمد را پذيرفته است و همه مجازات سنگين قتل عمد را مي‎دانند. البته اين اول راه است و ممكن است مجازات عاملان در دادگاه، از برخى آمران و برخى تصورات و شبيه سازي‌ها هم خيلى بالاتر برود. در بخش متهمان قضايى هم وقتى كميته مجلس آن گزارش را داد، گام مثبتى برداشته شد. البته مي‎شد اين گزارش را مفصلتر و كاملتر هم ارايه كرد.



مثلا نام نبردن از مرحوم رامين آقازاده قهرماني، مقتول چهارم كهريزك كه پس از آزادى از زندان به رحمت خدا رفت و خوشبختانه در گزارش شماره يازده نشريه پنجره هم به آن اشاره شده است و پرونده ايشان هم با پرونده سه مقتول ديگر در سازمان قضايى نيروهاى مسلح مفتوح است؛ اما ممكن بود كه وجدان عمومى جامعه را خيلى جريحه‎دار كند؛ البته در همين حدى كه مطرح شده، اقدام رو ‎به‎ جلو و مثبتى است.



وقتى گزارش مجلس بر تخلفاتى كه بر پايه اسنادى كه ماه‌ها بررسى شده، صحه مي‌‎گذارد و دادستانى سازمان قضايى نيروهاى مسلح اتهام قتل عمد را به ‎عنوان كيفرخواست مطرح مي‌‎كند، ديگر احتياجى به فضاسازى رسانه اى نداريم. معمولا آنهايى وارد اين مسائل شده‌اند كه دستشان به ‎جايى بند نيست، اما اين پرونده پر از از اسناد، مدارك، شواهد و گزارش‌هاى متقن است.



با اين تفاسير روند رسيدگى قضايى روند مطلوبى به ‎نظر مي‌‎رسد؟



ما در آستانه تشكيل دادگاهى هستيم كه مستندات فراوانی در پرونده آن وجود دارد. با كيفرخواستى كه سازمان قضايى نيروهاى مسلح صادر كرده، اتهام شمارى از متهمان مطرح و احتمالا هم قرار منع تعقيب براى برخى از متهمان صادر شده است كه البته هنوز چيزى در اين زمينه به شاكيان اعلام نشده. سازمان قضايى نيروهاى مسلح از بين 22 نفرى كه به اتهاماتشان رسيدگى كرده، بنا بر اطلاعيه صادره براى دوازده نفر كيفرخواست در نظر گرفته و براى ده نفر نيز قرار منع تعقيب صادر شده است.



البته وقتى به ‎طور رسمى به شاكيان اين موضوع را اعلام كنند، حق اعتراض براى شاكيان به مدت ده روز در پرونده محفوظ است، اين حق ماست كه به صدور منع قرار تعقيب بعضى اعتراض كنيم، پس دست ما در اين موضوع هنوز باز است. البته در بخش دادسراى انتظامي، قضات برخى در تلاش بودند كه پرونده‌هاى قضات را از يكديگر جدا كنند كه از نظر ما و متخصصانى كه به اين پرونده وارد بودند، اين جداسازي، كار پسنديده‌اى نبوده و ما بر اين باوريم پرونده دادستان، معاونان و داديار در اين جرم بايد يك جا مورد رسيدگى قرار گيرد و خداى نكرده ضعيف كشى نشود.



تا جايي‎كه ما آگاهی داريم، اين جداسازی صورت نگرفته است. در جلسه اى كه دو هفته پيش با حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين كاظم صديقي، رئيس دادگاه انتظامى قضات، داشتيم ايشان به ما اعلام كردند كه هنوز اين پرونده به وى ارجاع نشده است كه به زودى پس از ارجاع مسير قضايى خود را انشاءالله خواهدگذراند. ما بايد تلاش كنيم كه پرونده روال حقوقى و قضايى خود را بگذراند.



پس در اين صورت دادگاه متهمان جنايت كهريزك چه زمانى برگزار خواهد شد؟



ما به تازگی با قاضی پرونده ملاقاتی داشتيم. حجم پرونده بالا و بالغ بر سه هزار صفحه سند است. هم‌اکنون وكلای ما آماده بازبينی پرونده هستند كه احتمالا اين كار را به ‎زودی انجام خواهند داد. قاضی هم مشغول مطالعه پرونده است و پس از خواندن و بازبينی آن توسط وكلای ما، قاعدتا اميدواريم جلسه دادگاه به شكل علنی به ‎زودی تشكيل شود.



با توجه به اين كه اخبارى مبنى بر تلاش برخى نهادها براى گرفتن رضايت از شاكيان منتشر شده بود، در حال حاضر شمار شاكيان پرونده چه تعداد است؟



در اين مدت تلاش‌هايی از سوی برخی طرف‌‎ها و وكلای آن‎‌ها صورت گرفت تا از برخی شاكيان رضايت بگيرند. شنيده‌ايم كه در اين باره هزينه کردند و ظاهرا هم از برخی رضايت گرفته‌اند. البته شمار بسياری از شاكيان رضايت ندادند كه خانواده مقتولان و برخی از مضروبان كهريزك از اين جمله هستند. در عين‎حال كه ما مسأله را رها نكرده و نخواهيم كرد، حتی رضايت دادن برخی تأثيری در رسيدگی پرونده در دادگاه ندارد، چون جنبه عمومی جرم بر جای خود باقی است و در اين پرونده جز مضروبان و خانواده مقتولان شكايات وجه عمومی هم دارد.



آيا براى پيگيرى هاى بيشتر موضوع ديدارهايى با مقامات و مسئولان قضايى داشته‌ايد؟



ما جز با مسئولان پرونده در سازمان قضايی نيروهای مسلح و مسئولان مربوطه در دادسرای انتظامی قضات ديدار ديگری با ديگر مقامات و مسئولان نداشته‎ايم كه البته اين كار ضرورتی هم نداشت چون كار در حال انجام است. البته ابراز همدردی عموم طبقات مردم و مسئولان گوناگون، تسلی بخش خانواده‌ها بوده است.



پس از روند رسيدگى به پرونده در دستگاه قضايى اظهار رضايت مى ‎كنيد؟



در دستگاه قضايی و نيز نيروی انتظامي، قضات و كاركنان بسيار شريفی هستند كه آن‎ها از وقوع اين حادثه حتی آزرده‌‎دل‌‎تر از ما هستند. چون آن‎ها هم ديدند كه تخلف و جنايت عده ای سبب هتك حيثيت بسياری از قضات و كاركنان نيروهای انتظامی و قوه قضاييه شده و عفونت اين اعمال و جنايات منزجر كننده، به‎ اندازه‌ای است كه از دربان قوه قضاييه تا عالي‌ترين قضات و آحاد پرسنل نيروی انتظامی همه از آن منزجر هستند و از آنها برائت مي‌جويند. كسانی كه به اين مطلب توجهی نمی كنند، عرض خود مي‌‎برند كه اين مسأله در گزارش مجلس نيز مورد تأكيد قرار گرفته است.



با اين حساب، واكنش دادستان سابق تهران به گزارش مجلس شوراى اسلامى را چگونه ارزيابى مي‌‎كنيد؟



چون پرونده او و بقيه متهمان در مراجع ذي‎صلاح در دست رسيدگی است، اگر او اسناد و مداركی دارد بايد به آنجا ارايه دهد، همان گونه كه مضروبان و خانواده‌های قربانيان چنين كاری كردند. به‎ نظر مي‎رسد كسانی كه دستشان در دفاع از خود تهی است، چنين مي‎كنند.

ما توصيه مي‎كنيم كسانی كه در اين موضوع متهم هستند، به ‎جای غبارآلود كردن فضا و نامه پراكني‌های سياسي، قبول مسئوليت كنند؛ اين ساده‌‎ترين كار است كه رسما و كتبا از آحاد ملت ايران، خانواده‌های مقتولان و مضروبان اين حادثه عذرخواهی كنند. آنها پيش از آنكه سزای اعمال‎شان را در دادگاه در اين دنيا ببينند، برای نجات از عذاب اخروی استعفا كنند كه اين كمترين كاری است كه مي‎توانند انجام دهند؛ کمترين كاری كه از اين‎ها انتظار داريم، اين است كه به‎ جای آوردن عذرهای بدتر از گناه، به قانون تمكين كنند.

وجدان عمومی جامعه بيدار است و گزارش دستگاه‌های نظارتی مثل مجلس، سازمان بازرسی كل كشور و كميته پيگيری دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی هم وجود دارد كه با صراحت درباره جنايت كهريزك اعلام نظر كرده اند كه البته گزارش سازمان بازرسی و شورای عالی امنيت ملی در اين باره منتشر نشده است. بر اين اساس، انتظار از متهمان اين پرونده اين است كه به ‎جای اينكه عذر بدتر از گناه بياورند، با عذرخواهی از آحاد ملت ايران و خانواده‌های مقتولان و مضروبين، دست‌کم پيش از اينكه به مجازات اعمال خود برسند، استعفا دهند.

سرانجام گزارشى كه از سوى دفتر حقوق شهروندى رئيس قوه قضاييه در دوره آيت‌الله شاهرودى تهيه شد، چه شد؟



پيگيری اين گزارش كه از نقاط قوت قوه قضاييه است و پيرو شكواييه پدر شهيد كامرانی در هفدهم مرداد ‎ماه خطاب به رئيس وقت قوه قضاييه حضرت آيت‌الله شاهرودی تهيه شد، اكنون در دو مسير در حال پيگيری است؛ مسير نخست در دادسرای انتظامی قضات و مسير ديگر در شعبه 13 دادسرای كاركنان دولت.

ابعادی از اين گزارش مانند بخش نيروهای مسلح در دادسرای نيروهای مسلح و بخش قضات در دادسرای انتظامی قضات در دست رسيدگی است. البته بخش‌های ديگری از اين پرونده مرتبط با افراد كشوری هنوز مانده است كه اميدواريم پيش از پايان رسيدگی به آن بخش‎‌ها، مسببان آن با پوزش و عذرخواهی از ملت ايران و آسيب ‎ديدگان اين جنايت استعفا دهند، وگرنه منتظر مجازات در دستگاه قضايی كه جزيی از مجازات سنگين اخروی است، باشند. «و سيعلم الذين ظلموا ای منقلب ينقلبون.»



پيگيرى مسأله از سوى مقامات عالي‌رتبه نظام را چگونه ارزيابى مي‌ كنيد؟



اطمينان شاكيان و خانواده‌های مضروبان و مقتولان اين جنايت به پيگيري‌های مقامات عالی ‎رتبه نظام به‎ خصوص مقام معظم رهبری يقينی است و اين مسأله، هم به‎ صورت حضوری و هم به ‎صورت كتبی مشاهده و آثار آن ديده شده است و مي‎توان گفت كه ايشان نسبت به خانواده‌ها جلوتر و پيشتازترند و با مطالبه جدی در مجازات آمران و عاملان اين جنايت، فرمودند كه اگر عنوان مجرمانه ثابت شود، حاشيه امنی برای هيچ كس وجود ندارد و البته اصلاح رويه‌ها و انتظام امور به ‎گونه‌ای كه از اين دست حوادث نداشته باشيم، بسيار با اهميت است.



به‎ عنوان پرسش آخر، چقدر به عاقبت اين پرونده خوشبين هستيد؟



اين پرونده موضوع خوش‌بينی و بدبينی نيست. ما پيگير مسير قانونی هستيم و اطمينان داريم كه اين راه نتيجه مي‎دهد. خون عزيزان ما انشاءالله تحت هيچ شرايطی پايمال نخواهد شد.



منبع: هفته نامه پنجره


3 بهمن 1388    14:16
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن.ابطال شناسنامه 2 زندانی که در آستانه اعدام قرار دارند



بنابه گزارشات رسيده به" فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" در روزهای اخيرحاكمان ايران پس از ابلاغ قطعی حکم اعدام به دو زندانی آنها را به اداره ثبت احوال برده و شناسنامه آنها را باطل نمود اند.

روز دوشنبه 28 دی ماه 2 زندانی از بند 4 زندان گوهردشت به دادگاه برده شدند و حکم قطعی اعدام به آنها ابلاغ شده و در يک اقدامی عجيب و غير انسانی آنها به اداره ثبت احوال برده و اقدام به ابطال شناسنامه های آنها نمودند و سپس به آنها گفته شده که در طی 10 روز آينده حکم اعدام آنها به اجرا در خواهد آمد.

بنابه گزارشات رسيده يكى ازاين دوزندانى به نام ميری كه از سالن 11 نوجوانان بند 4 زندان گوهردشت ميباشد كه هنگام ارتکاب جرم زير 18 سال بوده اين زندانی هنگام ابلاغ حکم و انتقال او برای ابطال شناسنامه حالش به هم می خورد و دچار شرايط بد روحی می شود.

زندانی ديگر آيدين شريعتمدای 28 ساله نيز نزديک به 1 سال است که در بازداشت بسر می برد كه دررابطه با وى نيز اقدام به باطل نمودن شناسنامه او نموده اند

شيوه جديدی که قاضی های ولی فقيه برای اولين باراست اقدام به اجرای آن می کنند و قبل از اجرای حکم اعدام اقدام به ابطال شناسنامه محکومين به مرگ مينمايندفقط يك شكنجه بيش ازحد است كه باعث می شود زندانی تحت شرايط شديد فشار روحی قرار گيرد و از طرفی ديگر تمام حقوق او به عنوان يک انسان زنده سلب شود و مشکلات مختلف حقوقی برای زندانی و خانواده اش ايجاد نمايد.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی و دمکراسی در ايران، صدور و اجرای احکام ضد بشری اعدام که هدفی جزء ايجاد رعب و وحشت بيشتر درجامعه وهمچنين اقدام به ابطال شناسنامه ها درزمان زنده بودن افراد براى شكستن روحيه انهاست را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و مراجع بين المللی برای پايان دادن به جنايت عليه بشريت در ايران خواهان ارجاع پرونده نقض حقوق بشر اين رژيم به شورای امنيت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصميمات لازم اجرا است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

03 بهمن 1388 برابر با 23 ژانويه 2010



گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193




3 بهمن 1388    14:47
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:14 6 بهمن 1388
In jenayat karan bayad tavassote dadgahaye beinolmelali dastgir va mohakemeh shavand!

نام:  
ای-ميل:  
18:39 3 بهمن 1388
IN HARAMIHA AZ ANGAM HICH KARI ABA NEDARAN


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن.تشکيل کمپين دفاع از زنان دربند، اخراجی و تبعيدی

راديو آلمان

کمپين دفاع از فعالان جنبش زنان با هدف دفاع از حقوق زنان در بند، اخراج‌شده، ممنوع‌الخروج شده و مجبور به مهاجرت شده آغاز به کار کرد. محبوبه عباسقلي‌زاده يکی از مبتکران اين کمپين از اهداف و راهکارهای آن مي‌گويد.



دويچه‌وله: خانم عباسقلي‏زاده، کمپينی به نام «کمپين فعالان جنبش زنان» به راه افتاده. ابتدا بفرماييد که هدف اين کمپين دقيقا چيست؟



محبوبه عباسقلي‌زاده: هدف اين کمپين به طور مشخص، دفاع از فعالان جنبش زنان در شرايط بحرانی است. اين فعالان جنبش زنان مي‏توانند به هر گروه فکري، مذهبي، قومي، سياسی يا حتی به هر واحد جغرافيايی تعلق داشته باشند. ولی مهم‏ترين هدف کمپين دفاع از فعالان جنبش زنان در شرايط بحرانی است.



اين دفاع چگونه مي‏خواهد صورت بگيرد؟ راه‏کارهای شما برای رسيدن به اين هدف‏تان چيست؟



اين کمپين، کمپينی مبتنی بر حمايت‏گری و انتشار بيانيه‏ها و کنفرانس‏های خبري‏ای است که بتواند از آن طريق اخبار فعالان جنبش زنان در شرايط بحرانی و گروه هدف‏اش را به جهانيان اعلام کند. در کنفرانس‏ها و نشست‏هايی که سازمان‏های بين‏المللی حقوق‏بشری برگزار مي‏کنند، شرکت کند و از اين سازمان‏ها درخواست کند که به وضعيت ايران و وضعيت بحرانی فعالان جنبش زنان توجه کنند. يا با بسيج کردن جنبش فرامليتی زنان و جنبش زنان در کشورهای مختلفی که به هرحال به صورت روابط خواهری با فعالان جنبش زنان در ايران کار مي‏کنند، هم‏چنين از طريق افکار عمومی خود مردم ايران و استفاده از فضاهای مجازی و وب‏سايت‏ها و وبلاگ‏های مختلف، به حمايت از اين زنان بپردازد.



بنای کمپين بر اين است که از طريق اين روش‏ها و در اين حوزه‏ها، صدای قربانيان يا فعالان جنبش زنان که در بازداشت يا در شرايط بحرانی ديگری به سرمي‏برند را اعلام کند و از گروه‏های مخاطب‏اش جذب حمايت کند.







گروه هدف اين کمپين، به طور مشخص چه کسانی هستند؟







به طور مشخص، حدود ۱۳ تا از زنان فعال در جنبش هستند که در بازداشت به‏سر مي‏برند يا محکوم به زندان‏های طولانی مدت شده‏اند. افرادی مانند منصوره‏ شجاعي، سميه رشيدزاده، زهره تنکابني، مهين فهيمي، پريسا کاکايي، مريم ضياء، بهاره هدايت، لي‌لی فرهادپور و…



در عين حال تعدادی از فعالان جنبش زنان شغل‏شان را به دليل فعال بودن در جنبش زنان از دست داده‏اند. برخی از آنان در حال حاضر بيکار هستند و يکی از گروه‌های ‏هدف ما همين افرادی هستند که به دليل فعاليت در جنبش زنان اخراج شده‏اند. حدود ۱۰ نفر يا بيشتر از فعالان جنبش زنان نيز به دليل همين فعاليت، ممنوع‏الخروج هستند.



به هرحال گروه هدف ما و کلا نقاط بحراني‏ای که الان فعالان جنبش زنان در آن وجود دارند، به بازداشت، اخراج، ممنوع‏الخروجی و مجبور شدن به ترک وطن و مهاجرت و تبعيد برمي‏گردد.



Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: محبوبه عباسقلي‌زاده اطلاع‌رسانی به مجامع بين‌المللی را يکی از اهداف اين کمپين مي‌داند



در بند دوم بيانيه‏ی شما، يکی از اهداف اين کمپين دفاع از گروهی از فعالان جنبش زنان که مجبور به مهاجرت يا پناهندگی شده‏اند، اعلام شده است. اين اولين باری است که چنين بندی در چنين کمپين‏هايی گنجانده مي‏شود. اين کمپين‏ها تا کنون بيشتر روی فعالان داخل کشور متمرکز بود. به چه دليل به اين نتيجه رسيديد که چنين بندی را در اين بيانيه بگنجانيد؟







بعد از حوادثی که برخاسته از انتخابات و يا کودتای انتخاباتی بود، به دليل فشارهای سياسي، امنيتی و حتی فشارهای اجتماعي، روحي‏ای که به فعالان مدنی و به ويژه فعالان جنبش زنان وارد شد، تعداد قابل ملاحظه‏ای از اين فعالين مجبور به ترک کشور خود شدند. تاکيد مي‏کنم که مجبور به ترک کشور خودشان شدند.



در عين حال اين افراد با خروج‏شان از کشور، با مشکلات عديده‏ای مانند، اقامت، مشکلات پناهندگي، مساله‏ی معاش، شغل و… مواجه هستند. همه‏ی اين فعالان هم با اين نيت کشور را ترک کردند که بتوانند به فعاليت‏شان در حوزه‏ی مدنی ادامه بدهند.



اين کمپين يکی از گروه‏های هدف‏اش را فعالان جنبش زنانی که مجبور به مهاجرت يا پناهندگی شده‏اند، قرار داده که بتواند به نحوی از حقوق اين افراد دفاع کند و بتواند کاری کند که کماکان اين فعالان در حوزه‏ی مدنی بتوانند به فعاليت‏شان ادامه بدهند.







در بند ديگری از اين بيانيه، جلب حمايت سازمان‏های بين‏المللی حقوق بشري، جزو اهداف شما ذکر شده است. ماه فوريه کميته‏ی حقوق بشر سازمان ملل قرار است در ژنو جلسه‏ای داشته باشد و در مورد نقض حقوق بشر در ايران صحبت کند. آيا برنامه‏ی خاصی برای اين جلسه و برای رساندن صدای اين کمپين به اعضای اين کميته داريد؟







بسياری از سازمان‏های حقوق بشری که در سطح جهانی و يا در ارتباط با ايران فعاليت مي‏کنند، احتمالا در اين نشست‏های مقدماتی شرکت خواهند کرد. البته کمپين دفاع از فعالان جنبش زنان، کاملا توسط فعالان خود جنبش زنان اداره مي‏شود و آن مشخصات و يا ويژگي‏ای که بتواند در اين کنفرانس‏ها و يا اجلاس سالانه‏ی حقوق بشر ژنو شرکت کند را ندارد. ولی اميدواريم بتوانيم از طريق کنفرانس‏های خبری يا بيانيه‏هايی که صادر مي‏کنيم، توجه سازمان‏های مختلف حقوق بشری را به اين مساله جلب کنيم که تلاش کنند در گزارشی که در مورد ايران نوشته مي‏شود به فعالان جنبش زنان و وضعيت بحرانی آن‏ها در حوزه‏های مختلف توجه خاص بشود.







مصاحبه‌گر: ميترا شجاعی



تحريريه: بهمن مهرداد




3 بهمن 1388    14:36
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن :20 کشته و مجروح در سانحه قطار مشهد - تهران

مهر:واژگونی قطار توربوترن تهران - مشهد در ايستگاه آزادور شهرستان جغتای تاکنون 20 کشته و مجروح برجا گذاشته است.



در اين حادثه که حدود ساعت 10 و 20 صبح امروز شنبه در مسير مشهد – تهران روی داده ، دو واگـن بـا حـدود 50 مسافر و يک ديـزل از ريل خـارج و واژگون شده است. بر اثر اين حادثه، تاکنون 8 مسافر کشته شده اند.



در عين حال، تاکنون 12 مجروح اين حادثه از زير واگنهـای واژگون شده خارج شده اند، ضمن اينکه حال 4 نفر ازمجروحان اين حادثه وخيم است و ممکن است بر شمار کشته ها نيز افزوده شود.


3 بهمن 1388    12:02
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن :راه اندازی وبلاگ برای لغو اعدام شيرين علم هولی

تغيير برای برابری:جمعی از فعالان مدنی با راه اندازی وبلاگی در از شيرين علم هولي، زندانی سياسی کرد محکوم به اعدام در تلاش برای توقف اين حکم هستند.



شيرين علم هولی متولد 1360 و از اهالی روستای ديم قشلاق در حوالی ماکو است. وی از تاريخ خرداد 1387 در بازداشت بوده و اکنون به اتهام محاربه از طريق همکاری با «پژاک» به اعدام محکوم شده است.





وبلاگ «تا لغو اعدام شيرين علم هولي» به پوشش اعتراض ها و فعاليت های گروههای حقوق بشر برای لغو اعدام شيرين علم هولی خواهد پرداخت.





خديجه مقدم، فعال حقوق زنان در نامه ای به دادستان تهران درباره پرونده شيرين علم هولي، آورده است: «شيرين در اينجا مادری ندارد که بتواند بگويد بر او چه گذشته و چرا از خانه فرار کرده و به کردستان عراق رفته. او در يکی از روستاهای اطراف ماکو در خانواده ای 13 نفره و فقير به دنيا آمده است، مسئوليت نگهداری از خواهران و برادران کوچکتر خود را داشته و هرگز به مدرسه نرفته است. در واقع، او نه کودکی کرده و نه از جوانی لذتی نصيب اش شده است. شيرين يک هفته قبل از ازدواج اجباری و قبيله ای و برای فرار از مشقت های زندگی اش از خانه فرار می کند.»





اين نامه که در وبلاگ «تا لغو اعدام شيرين علم هولي» منتشر شده، افزوده است: «او بی گناه است. ستمی که بر او روا داشته شده سه گانه است او يک دختر فقير کرد است که به اعدام محکوم شده و فرصتی نيست تا نجات او. خواهش می کنم شيرين را نجات دهيد.»




3 بهمن 1388    12:57
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن :شمار زندانيان سياسی کرد محکوم به اعدام به ۲۱ نفر رسيد

کمپين دفاع از زندانيان سياسی و مدنی از محکوميت "عزيز محمد زاده" فعال سياسی کرد ديگر به اعدام خبر داد. بنا به گزارش اين کمپين ، عزيز محمد زاده به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و محاربه در دادگاه شهر سقز به اعدام حکم داده شده است .



عزيز محمد زاده فرزند علی و 26 سال سن دارد . نامبرده اهل شهر بانه که در تاريخ 21/7/ 1388 توسط نيروهای امنيتی اين شهر دستگير و به بازداشت گاه اين شهر بانه منتقل ميشود که بعد از 3 ماه آزار و شکنجه هاى شديد به زندان شهر سقز منتقل ميابد .



شايان ذکر است همکنون عزيز محمد زاده در سلول انفرادی زندان شهر سقز بسر ميبرد و در وعضيت جسمی نامناسبی قرار دارد.



گفتنی است که در هفته گذشته دو فعال کُرد ديگر به نامهای محمد امين عبدالهی و قادر محمد زاده اهل ميرواباد شهر بوکان در دادگاه تجديد نظر شهر اروميه به اعدام محکوم شده اند.



همکنون با صدور حکم اعدام برای اين سه فعال کُرد ، فعالين سياسی و مدنی در کردستان و محکوم به اعدام به 21 نفر رسيدند. که ۱۸ نفر ديگر به قرار زير است:



1- زينب جلاليان - اهل ماکو - زندان کرمانشاه - اعدام، 2- شيرکو معارفی - اهل بانه - زندان سقز - اعدام، 3- حبيب‌ لطيفی - اهل سنندج - زندان سنندج - اعدام ، 4- سامی حسينی - اهل سلماس - زندان اوروميه - اعدام، 5- جمال محمدی - اهل سلماس - زندان اوروميه - اعدام، 6- رستم ارکيا - اعدام ،۷- رشيد آخکندی - اعدام، ۸- حسين خضری - اهل اوروميه - زندان اوروميه - اعدام، ۹- فرزاد کمانگر - اهل کامياران - زندان اوين تهران - اعدام، ۱۰- علی حيدريان - اهل سنندج - زندان اوين تهران - اعدام ،۱۱- فرهاد وکيلی - اهل سنندج - زندان اوين تهران - اعدام، ۱۲- مصطفی سليمی - اهل سقز - زندان سقز - اعدام،۱۳- انور رستمی - اعدام ، ۱۴- ايرج محمدی - اهل مياندوآب - زندان اوروميه - تيرباران،۱۵- محمد امين آگوشی - اهل پيرانشهر - زندان اوروميه - تيرباران، ۱۶- احمد پولادخانی - اهل پيرانشهر - زندان اوروميه - تيرباران،۱۷- حسن طالعی - اهل ماکو - اعدام، ۱۸- شيرين علم هويی - اهل ماکو - زندان اوين - اعدام




3 بهمن 1388    11:33
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:20 4 بهمن 1388
Kordhara mikoshand , Baluchhara mikoshand azarihara mikoshand TA BETAWANNAND MA , IRAN RA, Behtar Tajzieyh konnand, DOSHMAN BAR ma Hokumat mikonad... Nang bar in mellate diwaneh..


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن.افزايش 43 درصدی ايرانيان پناهجو در آلمان در سال 2009



اداره فدرال در امور مهاجرين و پناهندگی آلمان (Bundesamt für Migration und Flüchtlinge) روز جمعه 22 ژانويه 2010 گزارش ساليانه مربوط به آمار متقاضيان پناهندگی در آلمان در سال 2009 را منتشر نمود. بر اساس اين گزارش در سال 2009، 1170 نفر (سال 2008 ، 815 نفر) ايرانی در آلمان متقاضی پناهندگی بوده اند. به اين ترتيب شمار ايرانيان پناهجو در آلمان در سال 2009 افزايشی برابر 43.6% را نشان ميدهد.



يک نگاه کلی به آمار پناهجويان در آلمان در سال 2009

در سال 2009 در مجموع 27.649 درخواست جديد پناهندگی در اداره فدرال برای امور مهاجرت و پناهندگی آلمان به ثبت رسيده است. اين رقم با 5.564 نفر افزايش نسبت به سال 2008 ، يک رشد 25.2 درصدی را نشان ميدهد. دليل اين افزايش در درجه اول به افزايش شمار متقاضيان پناهجو از افغانستان بر ميگردد که 2.718 نفر بيش از سال 2008 بوده است. بعداز افغانستان بايد به افزايش شمار پناهجويان از ايران، نيجريه و هندوستان اشاره کرد. در سال 2009 آلمان تعهد کرده بود که 2500 تن از عراقيان اقليت مذهبی (اکثرا مسيحی) را به عنوان پناهجويان سهميه ای بپذيرد که از اين تعداد تا پايان ژانويه 2010 ، 2.2000 نفر به آلمان وارد شده يا بقيه نيز وارد خواهند شد.



احکام صادره در مورد درخواست پناهندگی

اداره فدرال در امور مهاجرت و پناهندگی در سال 2009 ، 28.815 پرونده درخواست پناهندگی (با احتساب پرونده های سال های گذشته) را مورد رسيدگی قرار داده است. از اين تعداد در مجموع 8.115 نفر ( 28.2%) قبولی حمايت از پناهجو (بر اساس بند يک ماده 60 قانون اقامت) دريافت کرده اند. اين قبولی مبتنی بر اساس کنوانسيون 1951 ژنو می باشد.



تنها 452 نفر (1.6%) قبولی پناهندگی سياسی بر اساس ماده 16a قانون اساسی آلمان دريافت نموده اند.



تعداد 7.663 نفر (26.6%) از موقعيت حمايت از پناهجو به دلايل انسانی برخوردار شده اند. (بند 2 تا 7 ماده 60 قانون اقامت)



از بين پرونده های مورد بررسی قرار گرفته در سال 2009 (با احتساب پرونده های سال های گذشته)، تعداد 11.360 نفر (39.4%) جواب منفی دريافت کرده اند.



در پايان دسامبر سال 2009 در مورد پرونده 22.710 نفر هنوز تصميم گيری به عمل نيامده بوده است. از اين تعداد 18.648 مورد، درخواست اوليه پناهندگی و 4.026 پرونده نيز مربوط به درخواست مجدد می باشد.



ايرانيان پناهجو

در سال 2009، 1170 نفر (سال 2008 ، 815 نفر) ايرانی در آلمان متقاضی پناهندگی بوده اند. به اين ترتيب شمار ايرانيان پناهجو در آلمان در سال 2009 افزايشی برابر 43.6% رانشان ميدهد. پناهجويان ايرانی بعد از عراق، افغانستان، ترکيه و کوزوو در رديف پنجم کشورهای اصلی ای قرار دارند که آلمان را برای پناهندگی انتخاب کرده اند.



در سال 2009 ، 7.6% ايرانيان متقاضی پناهندگی در آلمان موفق به دريافت موقعيت پناهندگی سياسی (ماده 16a قانون اساسی) شده اند که بالاترين رقم نسبت به بقيه کشورها می باشد. در اين سال متوسط قبولی پناهندگی سياسی برای کل پناهجويان 1.6% بوده است.



در همين حال با در نظر گرفتن سه نوع قبولی ای که فوقا به آن اشاره شد، ايرانيان پناهجو با مجموع 48.0% قبولي، بعد از عراقی ها ( 61.6% ) در رديف دوم جدول قبولی کل پناهجويان در آلمان قرار دارند.



سايت انتگراسيون- حنيف حيدرنژاد، مددکار اجتماعی و مشاور در امور مهاجرين


3 بهمن 1388    02:58
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

3بهمن. حکم اعدام در ملاء عام

اعتماد

عامل ترور معاون دادستان استان اصفهان با تاييد ديوان عالى کشور در ملاءعام به دار آويخته مى شود. متهم 53ساله به نام جمشيد اسفند ماه سال گذشته در مقابل مجتمع قضايى 22 بهمن اصفهان قاضى احمدرضا تولايى را با شليک گلوله به شهادت رساند و سپس در حلقه محاصره مردم و ماموران خودش را تسليم کرد. جمشيد پيش از اين در شعبه 17 دادگاه کيفرى استان اصفهان محاکمه و به قصاص در ملاءعام محکوم شده بود که اين حکم اکنون به تاييد قضات ديوان عالى کشور نيز رسيده است.



انگيزه ترور



جمشيد از سال ها قبل با خانواده خود به شدت اختلاف داشت و از سوى آنها طرد شده بود. او در زندگى مشترک نيز با شکست مواجه شد و در حالى که دو دختر داشت از همسرش طلاق گرفت و به دليل اعتياد وى قاضى به اين تشخيص رسيد که جمشيد صلاحيت حضانت فرزندانش را ندارد. پس از آن متهم که وضع مالى خوبى داشت تصميم به مهاجرت گرفت و در امريکا به ادامه تحصيل در رشته هتلدارى پرداخت و در آنجا ازدواج مجدد کرد ولى اين بار هم نتوانست به زندگى مشترک ادامه دهد و طلاق را انتخاب کرد. جمشيد که احساس مى کرد زمان بازگشتش به ايران فرارسيده است دوباره راهى اصفهان شد اما اين اتفاق تازه شدن اختلافات قديمى او با اعضاى خانواده به ويژه برادرانش را به دنبال داشت. اين کشمکش ها تا آنجا ادامه پيدا کرد که جمشيد در نجف آباد عليه برادرانش به اقامه دعوا پرداخت و با گرفتن نيابت قضايى به دادسراى 22 بهمن اصفهان رفت تا مطالبات خود را پيگيرى کند اما ادعاهايى که وى عليه برادرانش مطرح کرده بود مستدل نبود و جمشيد نمى توانست از راه قانونى به هدفش برسد براى همين با گرفتن وقت ملاقات از احمدرضا تولايى که معاون دادستان بود و رياست دادسرا را برعهده داشت به مذاکره با او پرداخت و در نهايت دست خالى به خانه برگشت. بى نتيجه ماندن تلاش هاى جمشيد براى محکوم کردن برادران خود سبب شد او تقصير را متوجه مقامات قضايى به ويژه قاضى تولايى بداند و نقشه انتقام گيرى مرگبار را طراحى کند.



روز ترور



ساعت هفت صبح روز 26 اسفندماه سال گذشته جمشيد با يک خودروى مسافرکش که آن را به صورت دربستى کرايه کرده بود خود را مقابل دادسرا رساند و در آنجا منتظر قاضى تولايى ماند. او به محض ديدن اين مرد به طرفش رفت و دو قبضه کلتى را که زير پيراهنش پنهان کرده بود به سوى وى نشانه گرفت و انگشتانش را روى ماشه ها فشرد. با طنين انداختن صداى گلوله ها و غرق در خون شدن قاضى تولايى مردم و ماموران حفاظت دادسرا به سمت مرد مسلح دويدند. جمشيد که خود را در محاصره مى ديد اين بار يکى از ماموران را در تيررس خود قرار داد اما گلوله در لوله کلت گير کرد و مرد ميانسال که ديگر به بن بست رسيده بود با کنار انداختن اسلحه دستانش را به علامت تسليم بالا برد. پس از دستگيرى اين متهم، مردى که او را به محل ترور رسانده بود تحت بازجويى قرار گرفت و گفت؛ «وقتى او را سوار کردم به شدت عصبى بود و مرتب سيگار مى کشيد و ناسزا مى گفت و به همه انتقاد مى کرد. او به من گفته بود براى گرفتن پول از يکى از دوستانش قرار دارد. من مسافرم را در پارکينگ نزديک دادسرا پياده کردم و در انتظار بازگشتش ماندم تا وى را به نجف آباد بازگردانم اما پس از اندک زمانى ديدم او به سوى فردى خوش لباس رفت و کمى با او حرف زد و ناگهان دو قبضه کلت را از زير پيراهنش درآورد و شليک کرد. شوکه شده بودم و فقط توانستم نزد ماموران بروم و بگويم که من او را به اينجا آورده ام.»در ادامه متهم 53ساله نيز مورد بازجويى قرار گرفت و گفت؛ «از مدت ها پيش به خاطر اختلافاتى که با اعضاى خانواده ام داشتم، مکرراً به دستگاه قضايى مراجعه و تقاضاى رسيدگى مى کردم و چون دلايل و مدارک کافى براى محکوم کردن آنها نداشتم با شکست مواجه مى شدم و انتظارم اين بود که به هر شکل ممکن با طرف هاى دعوا مقابله کنم و بتوانم پدر و مادر يا ديگر اعضاى خانواده ام را محکوم کنم اما هر بار که به دادسرا مى رفتم به در بسته مى خوردم براى همين هم تصميم به انتقام گرفتم.»



تحقيقات قضايى



بعد از تکميل تحقيقات مقدماتى جمشيد در شعبه 17 دادگاه کيفرى استان اصفهان تحت محاکمه قرار گرفت. غلامرضا انصارى رئيس کل دادگسترى استان اصفهان در گفت وگو با پايگاه خبررسانى عبرت درباره روند رسيدگى به اين پرونده گفت؛ پس از شهادت معاون دادستان اصفهان موضوع را شخصاً پيگيرى کردم و تلاش شد قانون به صورت دقيق اجرا شود. در اين پرونده پس از کسب تمام جزييات و استعلام اطلاعات مقتضى از مراجع اطلاعاتى و امنيتى و انتظامى و تحقيق دقيق و موشکافانه از شخص متهم و بررسى صحنه جرم در نهايت براى وى قرار قانونى صادر شد و در پى آن دادستان عمومى و انقلاب اصفهان با صدور کيفرخواست درخواست مجازات اعدام وى را مطرح کرد.دکتر انصارى اضافه کرد؛ پس از اين مرحله پرونده به شعبه 17 کيفرى و تجديد نظر استان اصفهان سپرده شد و قضات اين شعبه راى به قصاص نفس متهم دادند و سپس پرونده به شعبه 28 ديوان عالى کشور در مشهد ارسال شد و اين شعبه با توجه به دفاعيات وکيل مدافع متهم مبنى بر احتمال ابتلاى جمشيد به اختلالات خلقى و روانى پرونده را مجدداً به دادگسترى اصفهان اعاده داد. قضات شعبه 17 نيز با اعلام مراتب به پزشکى قانونى درخواست تشکيل کميسيون پزشکى کردند و پزشکان با انجام بررسى هاى لازم متهم را شخصى سالم و فاقد هرگونه مشکل روحى و روانى تشخيص دادند و به اين ترتيب بار ديگر جمشيد به قصاص محکوم شد و قضات شعبه 28 اين راى را تاييد کردند.بنا بر اين گزارش نام جمشيد اکنون در فهرست مرگ گنجانده شده است و او به زودى به دار آويخته مى شود.




2 بهمن 1388    01:29
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
18:40 3 بهمن 1388
inha az khoda nmitarsan ve in goneh aadamha beraieh igad rob vahshat ast


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



6 بهمن 1388    12:00
Balatarin  مطلب را به بالاترين بفرستيد


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد