www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:16دی//

16دی: جمهوری اسلامی به همان سبکی که شکنجه و قتل مردم را انکار ميکند پناهندگی کنسول ايران در نروژ را تکذيب کرد

16دی: بعد از احسان فتاحيان "فصيح ياسمنی" به‌ دار آويخته‌ شد

16دی: گزارشگران بدون مرز: ايران با ٤٢ روزنامه نگار و وب‌نگار زندانی بزرگترين زندان جهان برای روزنامه نگاران است

16دی: ثبت در تاريخ : طرح تهيه ليست نيرو های سرکوب , سری اول

16دی: تجمع صدها نفر از خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و ليست اسامی دستگير شدگان

16دی :سعيد مرتضوى متهم اصلى كهريزك شناخته شد


16دی: دستگيری يکی از شرکت کنندگان در مراسم مادران عزادار

16دی: زره پوشهای ضد شورش چينی

16دی: ارتباط احمدي‌نژاد و متکی با بنيادهای برانداز اعلام شده از سوی وزارت اطلاعات

16دی: کاهش سن روسپيگری و دختران فراری ايرانی

16دی: متن گفتگوی تلفنی ستاره درخشش با دکتر ناصر زرافشان و فرخ نگهدار در برنامه ی تفسير خبر از شبکه ی وی.او.اِي، پيرامون موج سبز و برخی مسائل اجتماعی


16دی :ضرب و شتم دانشجويان بازداشتی دانشگاه های مشهد در کوی پليس

16دی :تلويزيون نروژ: کنسول ايران در نروژ استعفا داده و پناهنده شده است

16دی :گزارشی از ديدار جمعی از فعالان سياسی و مدنی با مهدی کروبی


16دی :شهرام ناظری بازجويی شده،نه بازداشت


16دی :کنسول سفارت جمهوری اسلامی در اعتراض به سرکوب و کشتار مردم ايران از مقام خود استعفاء نمود

16دی :نامه سرگشاده آرش حجازی به لاريجانی: اگر قوه قضاييه مستقل است، نگذاريد خون بی گناه پايمال شود

16دی :شرط تدريس در دانشگاه تخصص و اعتقاد به ولايت فقيه است

16دی :يورش نيروهای وزارت اطلاعات به دفتر مجله "فرهنگ و آهنگ"


16دی :غيبت اعتراضی گروهی از دانشجويان ايران در امتحانات

16دی :کاهش 19 ميليارد دلاری تراز تجاری ايران



16دی: جمهوری اسلامی به همان سبکی که شکنجه و قتل مردم را انکار ميکند پناهندگی کنسول ايران در نروژ را تکذيب کرد

کلمه: يک مقام مطلع در وزارت امورخارجه درباره اخبار رسانه های غربی مبنی بر پناهنده شدن سرکنسول ايران در اسلو پايتخت نروژ ضمن بی اهميت خواندن آن گفت: اين موضوع صحت ندارد.



اين منبع مطلع در وزارت امور خارجه در گفتگو با خبرنگار مهر تاکيد کرد: اين نوع اخبار در زمره ده ها شايعه ای است که منابع غربی به عنوان جنگ روانی و شانتاژ مطرح می کنند و پاسخگويی به اخبار از اين دست فاقد اهميت است.



وی همچنين گفت: اين خبر شايعه ای بيش نيست و سرکنسول کشورمان در نروژ ماموريتش در اين کشور خاتمه يافته و نفر بعدی به زودی به جای ايشان عازم خواهد شد.



اين منبع آگاه اضافه کرد: قاعدتا ماموران ديپلماتيک ايران در خارج از کشور بعد از دوره ماموريتشان به کشور باز می گردند و مامور جديد به جای او اعزام می شود.
16 دی 1388    20:51
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   www.ettehad27.blogfa.com
ای-ميل:  
02:40 17 دی 1388


عزیزی که معتقد هستید کمک خار ی ها اشتباه است. کمک لازم نیست اما این انتظار ب ایی است که همانگونه که دنیا شاهد خبر رسانی ملت ش اع و نمونه ایران از  نایات حکومت اسلامی در ایران است، پس لازم و ضروری است که عکس العمل های صحیح به حمایت از مردم ایران نشان دهند و آنها نیز در این رابطه قدمی نیکو بردارند. زیرا:

بنی آدم اعضای یکدیگرند..... که در آفرینش ز یک گهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار.....دگر عضوها را نماند قرار

مسلم بدانید دولتی که به مردم خودش رحم نمی کند، خطرناکترین آژیر خطر برای ملل دیگر دنیاست.




نام:   www.ettehad27.blogfa.com
ای-ميل:  
02:39 17 دی 1388


چرا نام این مقام مطلع در امور خار ه, ذکر نمیشه پس؟!! دروغ پشت دروغ. ریشه حکومت اسلامی تماما" دروغ است.

حالا نام این مقام را ذکر نمی کنید حداقل پس از بازگشت سرکنسول از نروژ به ایران یک مصاحبه در تلویزیون بگذارید با ایشان. تا سندی باشد بر ادعایتان از اتمام کار ایشان در نروژ.  ناب مقام مطلع برای ا«بات سخنانتان سند زنده اراىه دهید تا ملت ایران هم مطلع گردند از صداقت کلامتان. این حق مردم است.


نام:  
ای-ميل:  
01:09 16 دی 1388
CHESHMANAM DAR SOOGE HAMVATANANAM BE KHOON NESHASTEH

نام:  
ای-ميل:  
01:08 16 دی 1388
MAN FAGHAT DELAM BEHALE MIHAN VA DALIR FARZANDANE MIHAN MISOOZAD VA MAANZOORAM AZ KHREJ, TAGHAZAYE MASALAN HOGHOOGHE BASHAR VA DIGAR NEMIDANAM FAGHAT STOP MET KOSHTAR AST

نام:  
ای-ميل:  
01:59 16 دی 1388
خوب است سایت روشنگری امانی را بو ود آورد ر وع کننده به سایت با فارسی امنت بگذارد

bitaweb.com

behnevis.com

د. امانی است برای فارسی نوسی

نام:  
ای-ميل:  
22:05 16 دی 1388
عزیزانی که به پنگلیسی تقاضای کمک از خار یان دارند شدیدا در اشتباهند. فقط در داخل و با شورش دست معی و اعتصابات عمومی باید تکلیف آخوندهای خونخوار را روشن کنند. خار ی بچه مناسبتی کمک کند مگر چشمداشت امپریالیستی داشته باشد نمونه روشن و فابل درک عراق است.

نام:  
ای-ميل:  
21:00 16 دی 1388
NANG BAR DOVLATE GHATEL , YEKI PEYDA BESHEH YEK KARI KONID NAGOZARID FARZANDANEMAN RA DAR BEZANAND BAYAD KHMENEIE RA AZ DAR AVIZAN KARD TA BEDANAD CHE MAANI MIDAHAD AZ KESHVARHAYE DIGAR KOMAK BEGIRID

نام:  
ای-ميل:  
21:00 16 دی 1388
IRANIYANE MOGHIME KHAREJ, SEDAYE MELAT RA BE GOOSHE JAHNIYAN BERESANID KOMAK BEKHAHID


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: بعد از احسان فتاحيان "فصيح ياسمنی" به‌ دار آويخته‌ شد

امروز 6 ژانويه‌ 2010 ساعت 4 بامداد زندانی سياسی کورد "فصيح ياسمنی" به‌ دار آيخته‌ شد،علرغم پيگری خانواده‌ نيروهای اطلا عاتی اعلام کرده‌اند که‌ پيک "فصيح" را به‌ خانواده‌اش تحويل نمی دهند و گفته‌اند که‌ بعد از گذشت 6 ماه محل دفن نامبرده‌ را به‌ اطلاع خانواده‌اش ميرسانند.



فصيح ياسمينی متولد 1360 به شماره شناسنامه 613 اهل روستای ' هندوانه‌' از توابع شهرستان خوی در استان آذربايجان غربی.

شاکيپرونده‌ : وزارت اطلاعات



اتهام فصيح ياسمينی: محاربه از طريق عضويت و همکاری با يکی از احزاب کورد."پژاک"

دادگاه بدوی: شعبه اول دادگاه انقلاب شهر خوی حکم بدوی اعدام را صادر کرد.

درشعبه‌ی دهم دادگاه تجديدنظر استان آذربايجان غربی به‌ شماره پرونده: 870975/87/10 ت حکم اعدام ايشان تاييد شد.

"فصيح ياسمنی" در سال 1386 به‌ همراه‌ پدرش "حسين ياسمنی"، 65 ساله دستگير شده‌ بودند که‌ پدر نامبرده‌ به 2 سال حبس تعزيری محکوم شد.

لازم به‌ ياد اوريست که‌ "فصيح"از بيماری صرع رنج می برد و به‌ جز شکايت وزارت اطلاعات هيچ سند ديگری دال بر متهم بودن ايشان در ميان نبود و خود "فصيح" به وکيلش گفته بود که تحت فشار و شکنجه اعتراف کرده است.

لازم به‌ ياد اوريست که‌ در تاريخ 11 نوامبر سال 2009 زندانی ديگر کرد "احسان فتاحيان"در زندان مرکزی شهر سنندج به‌ دار آويخته‌ شد و اعدام کردن "فصيح" دومين اعدام زندانيان سياسی کرد در مدت دو ماه‌ گذشته‌ ميباشد به‌ همين دليل موج نگرانی در ميان خانوداه‌ زاندانيان به‌ اعدام محکوم شده‌ و فعالين حقوق بشری در کردستان به‌ همراه‌ اورده‌ است.

هم اکنون 17 زاندانی سياسی و مدنی کورد ديگر در زندانهای ايران در انتظار اجرای حکم اعدام ميباشند که‌ اسامی انها به‌ اين شيوه‌ ميباشد:



1- زينب جلاليان

2- حبيب الله‌ لطيفی

3- شيرکو معارفی

4- فرهاد وکيلی

5- فرزاد کمانگر

6- علی حيدريان

7- حسين خضری

8- رشيد آخکندی

9- محمد امين آگوشی

10- احمد پولاد خانی

11- سيد سامی حسينی

12- سيد جمال محمدی

13- رستم ارکيا

14- مصطفی سليمی

15- انور رستمی

16- حسن ‌تالعی

17- ايرج محمدی



تنظيم کنندە خبر: احمد اندرياری

arezandaryari@gmail.com
16 دی 1388    18:40
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:59 16 دی 1388
MARG BAR KHA,ENE KESHVAR KHAMENEIEYE NAMARD


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: گزارشگران بدون مرز: ايران با ٤٢ روزنامه نگار و وب‌نگار زندانی بزرگترين زندان جهان برای روزنامه نگاران است

گزارشگران بدون مرز

خطر اعدام در بزرگترين زندان جهان برای روزنامه‌نگاران



با ٤٢ روزنامه‌نگار و وب‌نگار زندانی ايران بازهم به بزرگترين زندان روزنامه‌نگاران در جهان تبديل شده است. صدور احکام سنگين برای روزنامه‌نگاران زندانی ادامه دارد. بهمن احمدی امويی به هفت سال و چهار ماه زندان و ٣٢ ضربه شلاق محکوم شده است و حکم پنج سال زندان و تبعيد احمد زيدآبادی نيز در دادگاه تجديد نظر تائيد شده است.



در تاريخ ١٤ دی ماه ٣٦ نماينده حامی محمود احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی با ارائه طرح دو فوريتی خواهان اضافه کردن تبصره ای به بند ٢٣٦ آئين دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب شدند. اين نمايندگان در طرح خود خواهان آن شده اند که " در جرائم مربوط به اخلال در نظم عمومی چنانچه متهم محارب شناخته شود، مهلت مذکور بيست روز به پنج روز تقليل يابد."



گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي‌کند : " اظهارات مسئولان جمهوری اسلامی و تکرار درخواست " مجازات اعدام " برای معترضان ما را شديدا نگران کرده است. خطر جدی است افراط‌گرايان رِژيم تهران مي‌توانند شاهدان سرکوب را اعدام کنند. نهادهای بين‌المللی بايد با اقدام فوری از فاجعه ای ديگر و اعدام زندانيان سياسی که در زندان‌ها تحت فشار قرار دارند پيشگيری کنند. "



حيدر مصلحی وزير اطلاعات در مصاحبه‌ای اعلام کرده است :" مواردی از دستگيرشدگان اتباع بيگانه داشته‌ايم (..) و دوربين‌ها و وسايلی که در اختيارشان بوده کشف شده است ." از سوی ديگر همين وزارتخانه با انتشار فهرستی از ٦٠ انجمن غير دولتی و رسانه های جهانی هر گونه همکاری و ارتباط با اين نهادها را برای شهروندان ايرانی ممنوع کرده است. از جمله در اين فهرست از رسانه‌هايی چون صدای امريکا و بی بی سی و سازمان نگهبان حقوق بشر نام برده شده است.



احمد زيدآبادی در تاريخ دوم آذر ماه در دادگاه بدوی به پنج سال زندان و تبعيد به گناباد محکوم شده است. اين حکم بنا بر گفته همسر اين روزنامه نگار از سوی دادگاه تجديد نظر تائيد شده است. برنده جايزه معتبر قلم طلايی ٢٠٠٩ برای آزادی مطبوعات، در تاريخ ٢٤ خرداد ماه بازداشت و به مدت ٣٥ روز را " درسلولی "قبر مانند " گذرانده است. اين روزنامه‌نگار برای نوشتن نامه به رهبر جمهوری اسلامی و عذر خواهی از او شديدا تحت فشار قرار دارد. نامه‌ی احمد زيدآبادی به آيت‌اله خامنه ای دو سال پيش در مطبوعات انتشار يافت و در آن اين روزنامه‌نگار نوشته بود " سوال اين است که به چه علت شرعي، عقلي، قانونی و يا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومي، پرسش علنی از رهبری و يا نقد گفته‌ها و عملکرد وي، عملا در جامعه ايران ممنوع است؟ "



بهمن احمدی امويی روزنامه نگار زندانی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به هفت سال وچهار ماه حبس تعزيری و ۳۲ ضربه شلاق محکوم شد . بهمن احمدی امويی همکار بسياری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب به همراه همسرش در سحرگاه ٣٠ خرداد در منزل خود بازداشت شدند. ژيلا بنی يعقوب مدير سايت کانون زنان ايرانی در تاريخ ٢٩ مرداد ماه با سپردن صد ميليون تومان وثيقه و تا برگزاری دادگاه خود به طور موقت از زندان آزاد شد. اما بهمن احمدی امويی همچنان در زندان اوين بسر می برد. فريده غيرت وکيل بهمن احمدی امويی پيش از اين از گم شدن پرونده اين روزنامه‌نگار در دادگاه انقلاب اسلامی "گم" سخن گفته بود.



از فردای تظاهرات خونبار ٦ دي‌‌ماه ١٣٨٨ موج تازه‌ای از دستگيری فعالان سياسی و مدنی و روزنامه نگاران از سوی وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران آغاز شده است. دهها فعال سياسی و بيش از ١٢ روزنامه‌نگار و وب‌نگار دستگير شده اند. بسياری از خانواده زندانيان بازداشتی همچنان در صف های طويل در برابر زندان اوين در انتظار خبری از عزيزان خود هستند.



گزارشگران بدون مرز ياد آور مى شود که ايران با ٤٢ روزنامه نگار و وب‌نگار زندانی بزرگترين زندان جهان برای روزنامه نگاران است.
16 دی 1388    17:37
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
18:36 16 دی 1388
BE YADE YAR O DIYAR ANHENAN BEGERYAM ZAR

KE AZ JAHAN RAH O RASME SAFAR BAR ANDAZAM

نام:  
ای-ميل:  
18:35 16 دی 1388
MOLAH GEDA RA ZAAHR DAHID BEKOSHIDASH VA FARZANDANEMAN RA NEJAT DAHID


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: ثبت در تاريخ : طرح تهيه ليست نيرو های سرکوب , سری اول

بيايد يه ليست از افرادی که از جنايت حمايت کردن ايجاد کنيم:

۞ رسانه ها● صدا و سيمای جمهمری اسلامي♦ کليه بخشهای خبری خصوصا 20:30♦ گفتگوی ويژه خبري♦ شبکه خبر● شبکه خبری العالم● شبکه خبری پرس تی وي● خبرگزاری ايرنا● خبرگزاری ايسنا● روزنامه ايران● روزنامه کيهان● روزنامه جوان● روزنامه يالثارات● روزنامه رسالت● روزنامه جام جم● روزنامه صبح صادق● سايت خبری فارس نيوز● سايت خبری رجا نيوز● سايت خبری جهان نيوز● سايت خبری برنا نيوز۞ شخصيتهای نظامي● سردار سيدحسن فيروزآبادی(رييس ستاد کل نيروهای مسلح)● سردار سيد محمد حجازی(جانشين رييس ستاد کل نيروهای مسلح)● سردار اسماعيل احمدی مقدم(فرمانده نيروی انتظامی)● سردار احمدرضا رادان(معاونت فرماندهی نيروی انتظامی)● سردار مسعود صدرالاسلام(طه طاهری)● سردار سيدحسن طائب(فرمانده نيروی مقاومت بسيج)● سردار محمدعلی جعفری(فرمانده سپاه پاسداران)● سردار يدالله جوانی(رييس اداره سياسی سپاه)● حجت الاسلام علی سعيدی(نماينده ولی فقيه در سپاه)● حجت الاسلام ذالنور(جانشين نماينده ولی فقيه در سپاه)۞ شخصيتهای دولتي● محمود احمدی نژاد● مجتبی ثمره هاشمي● غلامحسين الهام● غلامحسين محسنی اژه اي● محمدحسين صفار هرندي● محمد علی آبادي● صادق محصولي● سردار رويانيان● دکتر منوچهر متکي۞ قوه قضاييه● آيت الله محمود شاهرودی(رييس سابق)● آيت الله صادق لاريجاني● حجت الاسلام ابراهيم رييسی(معاون اول قوه قضاييه)● سعيد مرتضوی(دادستان سابق تهران)● عباس جعفری دولت آبادی(دادستان تهران)● عبدالرضا محبتى(معاون دادستان تهران)● حجت الاسلام قربانعلی دری نجف نجف آبادی(دادستان سابق کل کشور) ● محمدجواد لاريجاني● حجت الاسلام مصطفی پورمحمدي۞ مجلس شورای اسلامي● الياس نادران● بيژن سروري● فرهاد تجري● اسماعيل کوثري● بيژن نوباوه● کاظم جلالي● حجت الاسلام روح الله حسينيان● مهدی کوچک زاده● حجت الاسلام حميد رسايي● سعيد ابوطالب● محمدكريم عابدى(نماينده طبس)● جواد کريمی قدوسی(نماينده مشهد)● عفت شريعتی(نماينده مشهد)● حجت الاسلام محمدتقی رهبر(نماينده اصفهان)● علی اصغر زارعی(نماينده اهواز)● عليرضا زاکاني● حسين فدايي● فاطمه رهبر● اسدالله بادامچيان● غلامعلی حداد عادل● سيد سلمان ذاکر(نماينده اروميه)● محمدابراهيم نکونام(نماينده گلپايگان)● محسن کوهکن(نماينده لنجان)● جواد آرين منش● محمود احمدی بيغش● على بزرگواري● علاء الدين بروجردي● ستار هدايتخواه(نماينده ياسوج)۞ روحانيون● آيت الله محمدتقی مصباح يزدي● آيت الله محمد يزدي● آيت الله احمد جنتي● آيت الله خزعلي● آيت الله محمد مومن● آيت الله صادق لاريجاني● آيت الله سيد احمد علم الهدي● حجت الاسلام احمد خاتمي● حجت الاسلام قاسم روانبخش● حجت الاسلام محمد سعيدي● حجت الاسلام محمد محمدی گلپايگاني● حجت الاسلام احمد سالك● حجت الاسلام مرتضی آقاتهراني۞ متفرقه● محمد نبی حبيبي● حسين الله کرم● عزت الله ضرغامي● فاطمه رجبی(همسر الهام)● مهدی چمران● حجت الاسلام علی فلاحيان● حسين شريعتمداري● حميد رضا مقدم فر(مديرعامل فارس)● مرتضی حيدري● کامران نجف زاده● احمد نجفي● فرج الله سلحشور● جواد شمقدري● مسعود ده نمکي● جمال شورجه● دکتر علی اکبر ولايتي● عباسعلی کدخدايی

ادامه دارد ...

http://andishehnovin.blogspot.com/2010/01/blog-post_3377.html
">http://andishehnovin.blogspot.com/2010/01/blog-post_3377.html


16 دی 1388    17:38
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:51 18 دی 1388
عبدالله باقری محافظ احمدی نزادوبرادرش م تبی باقری

غلامحسین وغلامرضاشیخ بهایی دایی های باقریهاکه درسرکوبهای روزعاشورادست داشته اندوساکن خیابان کارون نبش قصرالدشت هستند

عکسهادروب سایت http://yoono.com/1NvI93E

"0" cellpadding="0" width="90%" style="border-style: dashed; border-width: thin">
نام:  
ای-ميل:  
01:51 18 دی 1388
همچنین نویسندگان متن مزبور یاد آور شده اند: در این نامه شما خود را سرباز مردم و ولایت قلمداد کرده‌اید از شما سوال می‌کنیم کدام سرباز را سراغ دارید که این چنین  سورانه با فرمانده خود مکاتبه کند و متن آن را در رسانه‌های عمومی به اطلاع دنیا برساند شما با این روش چه انگیزه‌ای را دنبال می‌کیند؟ اگر عنوان انتهای نامه را صادقانه نوشتید پس چرا محتوای نامه و ارسال آن برخلاف ادعای آخر نامه است؟

نویسندگان در پایان تذکر داده اند: ‌آقای محسن رضایی، برادر و دوست سابق، هنوز راه برای بازگشت به سوی حق، اهداف و منویات حضرت امام راحل عظیم الشان و مقام عظمای ولایت باز است تا دیر نشده  بران منافات کنید.

امضا کنندگان این نامه سرگشاده عبارتند از:‌



1- دکتر احمد اسفندیاری

2- دکتر سیدرضا هاشمی

3- دکتر سیدابوالفضل ذاکریان

4- دکتر محمد همتی

5- دکتر احمدرضا  مشیدی

6- دکتر علیرضا اخوان

7- دکتر سیدعلی ریاضی

8- دکتر زارعی

9- دکتر نادر کاظمی‌پور

10- دکتر عباس هنردوست

11- دکتر محمود صفایی

12- دکتر محمود حمیدی‌زاده

13- دکتر علی معلم

14- دکتر علی باقری

15- دکتر حشمت‌الله همتی

16- دکتر بهرام عین‌اللهی

17- دکتر عباس م دی

18- دکتر محمد رییس‌زاده

19- دکتر احمد  وانمرد

20- دکتر حسین  لاهی

21- دکتر علیرضا مقدم

22- دکتر علی‌اصغر باقرزاده

23- دکتر علی بابا اکبری

24- دکتر عابدینی

25- دکتر شاهد ندایی

26- دکتر حمید حضرتی

27- دکتر فرهاد  عفری

28- دکتر سعید قاضی‌پور

29- دکتر علی رحیم قاسمیان

30- دکتر حسین شریفی

31- دکتر محمد ودود حیدری

32- دکتر مهدی ولی ی

33- دکتر ح ت مادرشاهی

34- دکتر پورحسینی

35- دکتر اصغر مطهری

36- دکتر میرزا حسینی

37- دکتر کامبیز تبار

38- دکتر علی قرایی

39- دکتر کاظم قهرمان‌زاده

40- دکتر باقر هداوند

41- دکتر خوش محبت

42- دکتر احمد خن ری

43- دکتر امیر فرهنگی

44- دکتر رضوی‌زاده

45- دکتر شهرام پور هانی

46- دکتر مسعود مسلمی‌فرد

47- دکتر بهزاد تدین

48- دکتر محقق

49- دکتر سید محمد مقدسی

50- دکتر حسن عراقی‌زاده

51- دکتر محمد قنبری

52- دکتر بهزاد عین‌اللهی

53- دکتر  عفر اصلانی

54- دکتر سید مسعود خاتمی

55- دکتر سید محمد صادق‌مهدوی

56- دکتر  واد مراسی‌زاده

57- دکتر حسنعلی محبی

58- دکتر رحمت‌الله حافظی

59- دکتر صمدالله محمودی

60- دکتر محمدتقی هلی‌ساز

61- دکتر سید حمید پرهیزکار

62- دکتر مصطفی نادری

63- دکتر احمد احمدی

64- دکتر حسن محمدحسینی‌اکبری

65- دکتر حسن ابوالقاسمی

66- دکتر  مال اخوان

67- دکتر شعبان مهرورز

68- دکتر احمد فضائلی

69- دکتر اصغر اخوان

70- دکتر غلامحسین

71- دکتر محمد واد سلطان‌پور

72- دکتر محمد واد فروزان‌مهر

73- دکتر غلامحسین علیشیری

74- دکتر محمد واد حسینی

75- دکتر غلامعلی قربانی

76- دکتر عباسعلی ایمانی‌فولادی

77- دکتر اسماعیل مقانلو

78- دکتر حمیدرضا  وادزاده

79- دکتر حسن گودرزی

80- دکتر حا  آخوندی

81- دکتر عباس مس دی

82- دکتر غلامعلی  اودان

83- دکتر ضرغام صادقی

84- دکتر عاطفه ارشدی

85- دکتر محمدرضا پیرمرادی

86- دکتر اسدالله آب‌نیکی

87- دکتر محمد هادی

88- دکتر محمدعلی زنگانه

89- دکتر مرتضی موسوی‌نائینی

90- دکتر امیر خبری

91- دکتر علیرضا سعادت

92- دکتر حسین الماسی

93- دکتر محسن حسینی‌پور

94- دکتر احمدرضا نبوی

95- دکتر عبدالعلی بانکی

96- دکتر مهدی ناظمی

97- دکتر عبدالرضا  هانگران‌نژاد

98- دکتر خدابخش کرمی

99- دکتر عبدالرسول نیک‌گویی

100- دکتر منصور سلطان‌زاده

101- دکتر عبدالرئوف ادیب‌زاده

102- دکتر بشنیده

103- دکتر سید م تبی احمدی

104- دکتر احمد احمدی

105- دکتر محمد مظفر

106- دکتر امیراحمد ش اعی

107- دکتر محمد اسماعیل مافی

108- دکتر علی مهدوی‌نژاد

109- دکتر داریوش سلمانیان

110- دکتر یونس پناهی

111- دکتر محمدعلی شریفی

112- دکتر محسن صابری اسفید وچانی

113- دکتر هوشنگ زعیم‌کهن

114- دکتر بهنام حا ‌هاشمی

115- دکتر داوود بهرامی

116- دکتر غلامرضا اکبری

117- دکتر علی هاشمی‌کنی

118- دکتر محمدرضا قانع

119- دکتر عزیز نوری

120- دکتر قادر مختاری‌دست رد

121- دکتر سید احمد نواب

122- دکتر محسن مومنی

123- دکتر مهدی علیزاده‌بیر ندی

124- دکتر علی منصوری

125- دکتر بابک دیلمی

126- دکتر محمدکاظم امیدیان

127- دکتر سیدحسن عزیزی

128- دکتر محمد حیاتی

129- دکتر مهدی مصلی‌نژاد

130- دکتر غلامرضا حقیقی

131- دکتر محمدابراهیم نعیمی‌طبیعی

132- دکتر  مشید محمدی

133- دکتر حسین بدخشان

134- دکتر محمدباقر صفرزادگان

135- دکتر منصور امین

136- دکتر علی‌اکبر  عفری‌موسوی

137- دکتر سید مال امام

138- دکتر کریم رضادوست

139- دکتر سعید شاکریان

140- دکتر یوسف ایزدی

141- دکتر احمد سلطانی

142- دکتر روح‌الله غلام‌رضایی

143- دکتر محمد شهرروی

144- دکتر محمدرضا هادوی

145- دکتر مهدی رضوان

146- دکتر غلامرضا عسگریان

147- دکتر فاطمه احمدی متمایل

148- دکتر راهله احمدی متمایل

149- دکتر مهدی کیانی

150- دکتر مرتضی عبدلی

151- دکتر زهره زنده‌دل

152- دکتر عبادالله ندایی‌اطهر

153- دکتر کریم میرزایی

154- دکتر حسن عباسیه بزرگی

155- دکتر علیرضا فضایلی

156- دکتر حمیده محمدی‌نژاد

157- دکتر اعظم وفایی

158- دکتر تقی سرداری

159- دکتر احمد آریایی‌نژاد

160- دکتر م تبی خزایی

161- دکتر رضا صاحب‌ م

162- دکتر رحمت سلگی

لینک «ابت | چاپ یادداشت | 4 نظر


نام:  
ای-ميل:  
01:46 18 دی 1388
سرهنگ سیدم تبی عبدالهی  انشین فرماندهی پلیس تهران

نام:  
ای-ميل:  
00:53 18 دی 1388
بیگی قاضی شعبه 3 دادگاه انقلاب/ علوی آخوندو سرباز ویی وزارت اطلاعات/سعیدشیخان سرباز و/محسنی ازه ای وزیراطلاعات ودادستان کل/ عفری دولت آبادی دادستان تهران

نام:  
ای-ميل:  
00:51 18 دی 1388
سلیمی نمین/ محمدرضاباهنر/اسدالله بادامچیان / عسگراولادی/ حمیدرضاترقی/ مرتضی نبوی/ حسن غفوری فرد/

نام:   کوروش
ای-ميل:  
00:51 18 دی 1388
این افراددرحمله به آقای کروبی درقزوین دست داشته اند



سرهنگ پاسدار وفاپور انشین فرماندهی سپاه صاحب الامر استان قزوین

سرهنگ پاسدارطاهرخانی فرمانده سپاه ناحیه قزوین

فرمانده اطلاعات سابق سپاه استان

خان انی، ازفرماندهان سپاه صاحب الامر

سردار پاسدارحمزه قربانی مشاور استاندار قزوین

بابا مسوول روابط عمومی استانداری قزوین

سرهنگ پاسدارمیربها، فرماندار قزوین

محمد باری حراست دانشگاه بین الملل

نام:   کوروش
ای-ميل:  
00:50 18 دی 1388
علیرضاشیخ عطار

نام:   کوروش
ای-ميل:  
00:49 18 دی 1388
برادران طائب/ احمدوحیدی وزیردفاع/حمیدرسایی نماینده م لس/ن اروزیرکشور/صادق محصولی وزیرکشورورفاه/ صلواتی قاضی شعبه 15/حدادقاضی شعبه 26/ سلیمی قاضی دادگاه روحانیت/ رییسی معاون قوه قضاییه /مصطفی پورمحمدی وزیرکشورورییس سازمان بازرسی/محمدباقرذولقدر انشین فرماندهی سپاه ومشاورامینتی قوه قضاییه/ فیصل باقرزاده ستادکل نیروهای مسلح/ر ب زاده فرمانده پلیس تهران/

نام:  
ای-ميل:  
18:39 18 دی 1388
علی عبد ا للهی

نام:   Ali
ای-ميل:   haghbinali @yahoo.com
15:55 18 دی 1388
نقدی رو فراموش کردی. ایشون اول لیسته

نام:  
ای-ميل:  
15:53 18 دی 1388
 هانگير الماسي

محمدرضا شريفي نيا

اكبر عبدي

نام:  
ای-ميل:  
15:53 18 دی 1388
افشین قطبی ، محمد مایلی کهن ، حسین رضازاده ، محمد رضا شریفی نیا ، احمد ن فی ، م ید مضفری ،  هانگیر الماسی و محمد صالح اعلا

نام:  
ای-ميل:  
15:52 18 دی 1388
روح الله حسینیان نماینده مفت خور تهران در م لس

نام:  
ای-ميل:  
15:52 18 دی 1388
سعید حدادیان

نام:   بابک
ای-ميل:  
13:38 18 دی 1388
مردم خون ندادند که به اصلاحات برسند در صورتیکه حقوق خودشان همان حقوق بشر و ازادی و دمکراسی و سکولاریسم ............ میخواهند.

نام:   بابک
ای-ميل:  
13:34 18 دی 1388
علی لاری انی و باهنر و رحیم مشایی و کامران دانش و و تمام شکن ه گران

نام:   بابک
ای-ميل:  
13:33 18 دی 1388
احمد وحید و ح ازی از بیت رهبری

نام:   بابک
ای-ميل:  
13:33 18 دی 1388
نقدی در لیست نیست

نام:  
ای-ميل:  
13:32 18 دی 1388
ولایتی

نام:  
ای-ميل:  
15:04 17 دی 1388
عیاس طبرسی چپاولگر آستان قدس رضوی

نام:  
ای-ميل:  
10:43 17 دی 1388
قطبی رضازاده فراموش نشن

نام:   reza
ای-ميل:   azadiperozast@yahoo.com
10:43 17 دی 1388
سردار کریمی فرماند انتظامی آذربای ان غربی و طالبی معاونی مخفی و  نا یتکار از آگاهی

نام:   secular
ای-ميل:  
01:05 16 دی 1388
علی خامنه ای- احمدی نژاد

م تبی خامنه ای, مصباح يزدي, احمد  نتی،

مسئولین دفتر سیاسی سپاه,

شاهرودي,حسین شریعتمداری,

رادان,سرلشگر فیروزآبادی,

عزیز  عفری,طائب, ذوالنوری,احمدی مقدم,

نقدی, مرتضوی, حا  منصور ارضی,رمضون کچل, سعید کنگرلو,

احد قدمی, روح الله بهمنی, حسین سیب سرخی,

حسین سازور, محمد کو«ری (فرمانده سابق سپاه و نماینده کنونی م لس)، حسین فدائی, مصطفی خیریان, زاکائی, سروری,

و همه  نایتکاران دیگری که دست به دست هم دادند خون فرزندان ايرانزمين را بزمين ريختند و در ت اوزها و شکن ه ها دست دارند

1.حسین سیب سرخی متولد 54 با تحصیلات سیکل. مداح بیت رهبری و از قمه زن های معروف تهران. در سال 77 در خانه فساد، به این  رم که با نام مامور قلابی قصد اخاذی داشت دستگیر و به 2 سال زندان محکوم شد. از سال 80 زیر دست "حسین سازور" و "منصور ارضی" دو مداح و یار همیشگی احمدی نژاد قرار گرفت. اکنون از سر تیم های عملیات لباس شخصی هاست;

2- مصطفی خیریان مشاور ای«ارگران احمدی نژاد;

3- س اد صابری ظفر قندی (برادر زاده قاضی ظفر قندی ); 4- م ید و سعید ظفرقندی که هر دو معتادند و از لباس شخصی ها هستند; 5- احد قدمی متولد ۶۰، (خواهر زاده احمدی نژاد) تحصیلات سیکل، اخرا ی حوزه علمیه آقای م تهدی به  رم لواط، اخرا ی سپاه انصار و حراست ایران خودرو به  رم دریافت رشوه. او در دولت احمدی نژاد مدیرکل حراست شهرداری ها و دهیاری ها کل کشور شد; 6- حسین سازور، پاتوقش مقر چکش طلا در میدان خراسان. او از لباس شخصی های مسلح است که به مردم تیراندازی کرده است; 7- منصور ارضی رهبر مداحان که سالهاست با احمدی نژاد دوست است و چند سالی احمدی نژاد در کنار او مداحی می کرد;

8- روح الله بهمنی داماد پروین احمدی نژاد.




نام:   bikhabr
ای-ميل:  
21:41 16 دی 1388
لیست راتکمیل کنید ودر تمام ایترنت و... فیس بوک و رادیو ها ... پخش کنید تکرار کنید شدیدا اینها وحشت دارند زنده باد رستاخیز ایرانیان

نام:  
ای-ميل:  
18:35 16 دی 1388
MOLAH GEDA BAYAD BEREH


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: تجمع صدها نفر از خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و ليست اسامی دستگير شدگان

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ، روز چهارشنبه 16 ديماه از ساعت 9 صبح صدها نفر از خانواده بازداشت شده ها براى پيگيرى وضعيت آزادى بازداشت شده ها به دادگاه انقلاب مراجعه كردند.

از وضعيت تعداد زيادی از بازداشت شده ها خبرى نيست و خانواده هايشان نگران هستند كه عزيزانشان در معرض شکنجه برای نمايشات تلويزيونی مى باشند وهمچنين ابراز نگرانى ميكردند كه عزيرانشان زيرشكنجه هاى حاكمان ازدست بروند.

بازداشت شده ها در تماس تلفنى با خانواده هاى خود گفته اند كه تعداد دستگير شده ها آنقدر زياد است كه نزديك به 500 نفر در بند 240 ميباشند و عده زيادى به زير زمين اوين انتقال داده شده اند .

اكثر خانواده ها مى گفتند در روز بازداشت با عزيزانشان بوده اند هنگام يورش نيروها به آنها گفته اند فرار كنند اما آنها ايستاده اند و گفته اند بايد جلو اينها ايستاد نه فرار كرد كه با يورش نيروهاى گاردى و لباس شخصى و در حالى كه آنها را به شدت زير مشت و لگد و باتوم قرار داده بودند جلوى چشم خانواده ها بازداشت مى كنند و مى برند.

با وجودى كه گفته شده تعداد زيادى از بازداشت شده ها به زندان گوهر دشت كرج انتقال داده شده اند اما زمانى كه خانواده ها از مكان نگهدارى بازداشت شده ها سوال مى كنند به آنها گفته مى شود همه زندان اوين هستند .

ليست جديدی از اسامی تعدادی از بازداشت شده ها ی روز تاسوعا و عاشورا برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می يابد. با اين ليست تا به حال اسامی 115 نفر از بازداشت شدگان روز تاسوعا و عاشورا منتشر شده است.

1- مهدى نعمتى 20 ساله روز عاشورا در خيابان نصرت بازداشت و به اوين منتقل شده

2- بهمن رشيدى 25 ساله در جماران بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص

3- تينا ابوالحسنى 28 ساله در جماران بازداشت و به اوين منتقل شده

4- محمد حسين بشارتى 24 ساله روز عاشورا در كالج بازداشت و گفته شده به اوين منتقل شده

5- شهروز محتشمى پور 30 ساله روز عاشورا در شادمان بازداشت و به اوين منتقل شده

6- كامران فراهانى 32 ساله روز عاشورا بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص

7- امير محمد ميلانى 27 ساله روز تاسوعا در مسير بين امام حسين و فردوسى بازداشت و به اوين منتقل شده

8- ميثم زمانى 29 ساله در جماران بازداشت و به اوين منتقل شده

9- على اصلانى 37 ساله و متاهل روز عاشورا در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

10- حسن جواهرى 24 ساله روز عاشورا بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص

11- مرتضى اعظمى 30 ساله روز عاشورا در آزادى بازداشت و به اوين منتقل شده

12- نادر شهيدى فر 25 ساله 16 آذر بازداشت و به اوين منتقل شده

13- سجاد بهنام 22 ساله روز عاشورا در زرتشت بازداشت و گفته شده به اوين منتقل شده

14- حميد رضا گلكار 28 ساله و متاهل روز عاشورا در ابوريحان بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص

15- امير حسين جهانگيرى 21 ساله تاسوعا در فردوسى بازداشت و به اوين منتقل شده

16- حسين اسدى 36 ساله عاشورا در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

17- حامد شرافتى خوانسارى 26 ساله در جماران بازداشت و به اوين منتقل شده

18- سعيد خورشيدى 30 ساله عاشورا در كالج بازداشت و به اوين منتقل شده

19- رضا كميلى 24 ساله عاشورا در انقلاب بازداشت و گفته شده به اوين منتقل شده

20- ايمان مصطفى پور 24 ساله عاشورا در آزادى بازداشت و به اوين منتقل شده

21- محمد حسن پور تقى 35 ساله تاسوعا در امام حسين بازداشت و به اوين منتقل شده

22- مجتبى الله يارى 27 ساله عاشورا بازداشت و گفته شده به اوين منتقل شده

23- سيد محمد ميرى 21 ساله عاشورا در فردوسى بازداشت و به اوين منتقل شده

24- على كشتكار 30 ساله عاشورا در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

25- مرتضى سلطانيان 32 ساله و متاهل عاشورا در امام حسين بازداشت و به اوين منتقل شده

26- وحيد قائمى 25 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

27- اسماعيل جعفرپور 28 ساله روز عاشورا در آزادى بازداشت و به اوين منتقل شده

28- بابك سعيدى 24 ساله عاشورا در امام حسين بازداشت و گفته شده به اوين منتقل شده

29- على سراج 35 ساله عاشورا در كالج بازداشت و به اوين منتقل شده

30- رامين حاج رضايى 29 ساله عاشورا بازداشت و به اوين منتقل شده

31- مازيار بهرامى 23 ساله عاشورا در ولى عصر بازداشت و گفته شده به اوين منتقل شده

32- بهنام ربيعى 24 ساله روز عاشورا در امام حسين بازداشت و به اوين منتقل شده

33- على روحانى 29 ساله روز عاشورا در ولى عصر بازداشت و به بند 240 اوين منتقل شده

34- شهاب الدين عقيلى 29 ساله روز تاسعا در امام حسين بازداشت و به اوين منتقل شده

35- وحيد محمدى 26 ساله در جماران بازداشت و به اوين منتقل شده

36- عباس بيگدلى زنجانى روز تاسوعا در حوالى انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

37- على ستايش 33 ساله روز تاسوعا در آزادى بازداشت و به اوين منتقل شده

38- محمد مهدى خالقى 30 ساله روز عاشورا در پل حافظ در حاليكه مجروح شده بود بازداشت و به اوين منتقل شده

39- فواد رضايى 28 ساله روز عاشورا بازداشت و به اوين منتقل شده

40- ناصر ثقفى گيلانى 25 ساله روز تاسوعا در فردوسى بازداشت و به اوين منتقل شده

41- سعيد پور باقرى 31 ساله روز عاشورا در ولى عصر بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص

42- جواد امير فضلى 22 ساله روز تاسوعا توسط لباس شخصى ها در امام حسين بازداشت و به اوين منتقل شده

43- فرهاد كامران آزاد 26 ساله در جماران بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص

44- بهرام شمسايى 29 ساله روز تاسوعا در ميدان امام حسين بازداشت و به اوين منتقل شده

45- عليرضا عالى منش 24 ساله روز عاشورا در كالج بازداشت و به اوين منتقل شده

46- محمد زند 27 ساله روز تاسوعا در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

47- همايون اديبى تهرانى 32 ساله روز عاشورا در بلوار كشاورز بازداشت و به اوين منتقل شده

48- محمد ياسين امجدى 21 ساله روز عاشورا در آذربايجانبازداشت و مكان نگهدارى وى نامعلوم

49- محسن حسينى 28 ساله روز عاشورا در كالج بازداشت و به اوين منتقل شده

50- عرفان جاويد زاده 35 ساله روز عاشورا بازداشت و به اوين منتقل شده

51- نيما شيروانى 25 ساله روز عاشورا بازداشت و به اوين منتقل شده

52- بهزاد مظفرى مقدم 30 ساله روز عاشورا در آزادى بازداشت و به اوين منتقل شده

53- اسد هاشمى 26 ساله روز عاشورا در كالج بازداشت و به اوين منتقل شده

54- محمود قاضى پور 34 ساله روز عاشورا بازداشت به اوين منتل شده

55- مصطفى احمدى 28 ساله روز عاشورا در آزادى بازداشت و به اوين منتقل شده

56- امين نادرى 20 ساله در جماران بازداشت و به اوين منتقل شده



از وضعيت تعداد زيادی از دستگير شدگان روزهای تاسوعا و عاشورا هيچ خبری نيست و پيگيری خانواده های برای اطلاعا يافتن از عزيزانشان تا به حال بی نتيجه بوده است. دستگير شدگان بلاشک در معرض شکنجه های وحشيانه قرار دارند ته به اعترافات تلويزيونی ديکته شده توسط بازجويان سپاه پاسداران و اطلاعات تن در دهند و اين اعترافات را بعنوان وسيله ای برای مشروعيت بخشيدن به اعدامهای گسترده قرار دهند. از زمان دستگيرها ی گسترده روز تاسوعا و عاشورا تا به حال مجلس (لاريجانی و نمايندگان )،قوۀ قضائيه رئيسي،محسن اژه اي،جعفری دولت آبادی و ...)، جنتی ،وزارت اطلاعات ، احمدی مقدم و احمدرضا رادان شکنجه گر اردوگاه مرگ کهريزک و ساير افراد وابسته به ولی فقيه در يک کر هماهنگ دستگير شدگان را تهديد به اعدام می کنند و همۀ شواهد حاکی از جدی بودن تهديدات آنها است.

تهديدات فوق اسناد قاطعی است که اعتراف به جنايتهای عليه بشريت است و در دادگاههای بين المللی قابل ارائه و اثبات است. جنايتهای که در روز عاشورا بدستور ولی فقيه علی خامنه ای به وقوع پيوسته است و ادامۀ آنها بصورت تهديد به اعدام جوانان ايرانی و زندانيان سياسی است. شکی برای جامعۀ بين المللی برای رسيدگی به اين جنايتها باقی نخواهد گذاشت.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،نسبت به شکنجه های وحشيانه در زندانهای ولی فقيه برای گرفتن اعترافات تلويزيونی جهت مشروعيت بخشيدن به اعدامهای گسترده جوانان و زندانيان سياسی هشدار ميدهد و از دبير کل ،کميسر عالی حقوق بشرو ساير مراجع بين المللی برای پيشگيری از يک کشتار سازمان يافته زندانيان سياسی در ايران خواستار اقدامات عاجل است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

16 دی 1388 برابر با 6 ژانويه 2010



گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193
16 دی 1388    15:46
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
18:33 16 دی 1388
MOLAH GEDA ROOYAT SIYAH, BACHEHAYE MARDOM RA INTOR NAKOSH EY DOSHMANE FARZANDANE IRANZAMIN

نام:  
ای-ميل:  
18:31 16 دی 1388
ETESAB -ETESAB

DANESHJOO- KARGAR

MA HAME BA HAM HASTIM NATARSID NATARSID.

DARE DADGAH RA BESHKANID GHABL AZ INKE BACHEHYE MIHAN RA EDAM KONAND

نام:  
ای-ميل:  
17:32 16 دی 1388
KHARAB KONID DADGAH RA ROOYE SARESHAN KE INHA GHAZI NISTAND INHA HAR CHE ZALEMTARAND ROTBEYE GHAZI MIGIRAND KHARAB KONID BACHEHAYEMAN RA NEJAT DAHIM


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی :سعيد مرتضوى متهم اصلى كهريزك شناخته شد

الف:سرانجام پس از چند ماه بررسى دقيق، هيات ويژه مجلس براى بررسى ماجراى بازداشتگاه كهريزك عصر يكشنبه گزارش خود را نهايى و به اتفاق آرا تصويب كرد. براى تنظيم اين گزارش كه امروز چهارشنبه تقديم رييس مجلس شد، بازديدهاى مختلف از بازداشتگاه‌‌هاى نيروى انتظامى صورت گرفت، بازداشت شدگان، عوامل انتظامي، مقامات قضايى گفتگو و مصاحبه انجام شده است.



به گزارش الف، گزارش هيات تحقيق و تفحص مجلس، تقصير اصلى را متوجه سعيد مرتضوي؛ دادستان سابق تهران كه به دستور رييس وقت قوه قضاييه اختيار بازداشتگاه كهريزك را بر عهده داشته است، مي‌داند.





قابل ذكر است كه دستور اعزام بازداشت شدگان 18 تيرماه 88 به كهريزك را مرتضوى شخصا صادر كرده بود. در اثر رفتارهاى خشونت بارماموران با بازداشت شدگان، محيط غيربهداشتى و ضرب و شتم بازداشتي‌ها به دست ماموران و زندانيان شرور تحت امرشان؛ سه جوان به اسامى مرحوم محسن روح‌الاميني، مرحوم امير جوادي‌فر و مرحوم محمد كامرانى جان باختند.





سازمان قضايی نيروهای مسلح در بيست و هفتم آذرماه در اطلاعيه ای کشته شدن سه نفر از دستگير شدگان در بازداشتگاه کهريزک را قتل عمد به دليل ضرب و جرح دانسته و از مجرم شناخته شدن 12 نفر از متهمان در پرونده کهريزک خبر داده بود.



سعيد مرتضوى به درخواست دولت از قوه قضائيه به قوه مجريه منتقل و از امروز مسئول ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز شده است.





انتظار مي‌رود گزارش هيات ويژه مجلس در هفته آينده در مجلس قرائت شود. اسامى اعضاى اين هيات عبارتند از: آقازاده (نماينده رشت)، اسداللهى ( تربت جام)، الهيان (تهران)، بروجردى ( بروجرد)، تجرى (قصرشيرين)، جلالى (شاهرود)، رضايى (مسجدسليمان)، سرورى (تهران)، سنايى (نهاوند)، عليخانى (قزوين)، كرمى(كرمان) و كرمى راد (كرمانشاه)


16 دی 1388    13:27
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:20 16 دی 1388
Regim ba moarrefie Mortazavi be onvane motahame aslie kahrizak, chand hadaf ra beh tore hamzaman donbal mikonad;

1- Ba mohakemehe geyre alani va sarie vey, Mortazavi ra beh eedam mahkoum konad va hokm ra belafaseleh ejra konad.Be in tarigh anbouhe asrare shekanjeha va tajavozha ra ba Mortazavi be zire khak beseparad.

2- Vanemoud konad keh dar keshvar, ghanoun hokmfarmast va ba in tarfand, chehrehe zesht va khounkhare khod ra kami bazak konad.

3- Zamineh ra baraye koshtare motarezan va azadikhahane zendani va gheyre zendani faraham konad. Vaghti beh gazi Mortazavi rahm nemikonim, adamhaye zaiif va biposht o panah digar hesabeshan roshan ast.

4- Ba zebhe mohrehi soukhtehii mesle Mortazavi jeloye paye khmanhii az irzeshe bish az pishe nirouhaye "khodi" jelogiri konad. -- .

نام:  
ای-ميل:  
17:32 16 دی 1388
Beh ehtemale ziyad Saiid Mortazavi ham beh sarneveshte Saiid Emami dochar khahad shod. Ya behesh vajebi mikhoranand, ya dar saladash gorse sammi miandazand va ya hengame raftan beh dadgah ya mahale sekounatash dochare tasadofe ranandegi mishavad va yek rast beh jahanam miravad va beh jamee sayere jenayatkarane tarikh Khomeini, Lajavardi, Gillani, Hitler va ... mipeyvandad. Regime jallade khamanehii hatman Mortazavi ra sar beh nist khahad kard , ta bar jenyatate bishomareshan sarpoush gozarand. .

نام:   حمید
ای-ميل:  
15:44 16 دی 1388
حال این هيات ويژه م لس ارت اع باید در انتظار تهدید  دی پدر خوانده سعيد مرتضوى ها باشند. متهم اصلى كهريزك، نظام  نایتکار رژیم  مهوری اسلامی است.

نابود باد ماشین دولتی رژیم سرمایه داری  مهوری اسلامی

نام:   اسلامی
ای-ميل:  
15:43 16 دی 1388
قاضی مرتضوی برای تمامی نمایندگان مذکور حکم اعدام صادرکرد و حکم با تایید رهبر و استقبال احمدی نژاد ، هر دو لاری انی و علمای اعلام در م لس به ا را در آمد . هیچ حکومتی عادل تر از  مهوری اسلامی در این کره خاکی نمیتوان یافت اگر این استکبار  هانی ا ازه بدهد

نام:  
ای-ميل:  
15:42 16 دی 1388
BEZAN IN BIHORMATI KE DAST BE ROOYE MADARANEMAN BOLAND MIKONAND. MA FARZANDANE IRAN ZAMIN HASTIM VA HAMISHE BE HAR GHEYMAT VA BE HAR SAAKHTI, MIHANEMAN RA AZAD MIKONIM. TARIKH TEKRAR MISHAVAD MARDOM ASLAHE BARDARID IN MOLAHA RA BIROON KONID ASLAH MANZOORAM FAGHAT TOFANG NIST, BAVAR KARDANE GHODRATE KHODETAN RA MIGOOYAM

نام:  
ای-ميل:  
15:42 16 دی 1388
MIKOSHAM DOSHMANE MIHAN RA

PIROOZI NAZDIK AST

MARG BAR MOLAHA MARG BAR HAR KASI KE MADARI RA AZADAR MIKONAD

AZADI HAGHE MAST

ASHRAF DEHGHANHA DOBAREH PA MIGIRAND VA HOKOOMATE HEYVANI RA NABOOD MIKONAND ZENDEH BAD AZADIKHAHAN


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: دستگيری يکی از شرکت کنندگان در مراسم مادران عزادار

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ، خانم راد يکی از شرکت کنندگان در اعتراضات هفتگی مادران عزادار در پارک لاله دستگير و به زندان اوين منتقل شد.

خانم پروانه راد که بيش 45 سال سن و دارای 2 فرزند می باشد. او يکی از شرکت کنندگان در اعتراضات هفتگی مادران عزادار در پارک لاله بود. روز تاسوعا برای شرکت در مراسم تاسوعا از منزل خارج می شود که بعد از آن ناپديد می شود. مادران عزادار در طی اين مدت پيگير وضعيت او بودند ولی از او خبری نبود و حتی چند بار به دادگاه انقلا ب و زندان اوين مراجعه کرده بودند اما به آنها پاسخی داده نمی شد.

او در طی مدتی که مادران عزادار در اعتراض به قتل و زندانی بودن عزيزانشان در پارک لاله تجمع می کردند فعالانه در آن شرکت می کرد و از اين طريق سعی و تلاش می کرد که مادران عزادار در رسيدن به خواسته های خود که همانا محاکمه و مجازات آمرين و عاملين کشتارها و دستگيرها بود ياری دهد.

بنابه گفته بعضی از مادران عزادار خانم پروانه راد خود از زندانيان سياسی دهۀ 1360 بود و درد و رنج زندان و شکنجه را با پوست و استخوان خود حس و لمس کرده بود و شاهد اعدام تعداد زيادی از هم بنديان خود بوده و از اين طريق می خواست که فرياد آنها باشد.

خانم راد بارها بخاطر شرکت در اعتراضات هفتگی مادران عزادار تهديد به بازداشت شده بود .

يکی از مادران عزادار قطعه شعری برای او سروده است که به قرار زير است:

وقتی كه پروانه ها ميرسند

ای يار

ای گمشده من

در كنج كدامين

زندان مخوف

ترا بيابم

آن زمان كه

همچون پروانه

گذر كردی

ونقش بستی

در هر غروب

در ميعادگاه مان

با كدامين نشان

فريادت كنم

سيه چرده

سيه پوش

باريك وبلند

كاش از بالهايت

اندكی مانده باشد

وقتی كه پروانه ها ميرسند

كاش دير نشده باشد

فردا را ميگويم.......

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، دستگيری های گسترده که همچنان در تهران و شهرستانها ادامه دارد و بخصوص دستگيری خانم راد از شرکت کنندگان در اعتراضات مادران عزادار را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران دستگيريهای خودسرانه،زنان و شکنجه سازمان ملل خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به شکنجه زندانيان سياسی و آزادی آنها است.

فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران

16 دی 1388 برابر با 6 ژانويه 2009



گزارش فوق به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193
16 دی 1388    13:34
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
15:39 16 دی 1388
DOROUD BAR SHIRZANANE IRANZAMIN.

DOROUD BAR AZADIKHAHAN DAR SARASARE MIHAN


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: زره پوشهای ضد شورش چينی

ايميل ارسالی به روشنگری توسط آزاده.س

سرانجام با رسيدن اولين کشتی حامل زره پوشهای ضد شورش چينی به بندرعباس مشخص گرديد که چين تصميم گرفته تا بطور علنی در سرکوب مردم ايران مداخله نموده و از سقوط حکومت ولايت فقيه و تهديد منافع نامشروعش در منطقه جلوگيری نمايد.

زره پوشهای وارداتی مدل DES-516B و ساخت صنايع نظامی استان داليان چين می باشد. مشخصات دقيق شرکت سازنده بشرح زير است:



Dalian Eagle-Sky Co.

Tel: +86-411-8681-3362

Fax: +86-411-8681-3763

Email: eagle@eagle-sky.net

http://www.eagle-sky.net/
">http://www.eagle-sky.net/



اين زره پوش ضد شورش دارای مخزنی 10 هزار ليتری برای شليک آب سرد و آبجوش و 3 مخزن 100 ليتری جداگانه برای شليک مايعات شيميائی سوزاننده، آب مخلوط به رنگ پاک نشدنی و يا آب مخلوط به گاز اشک آور است. هر زره پوش دارای دو تفنگ پرتاب مايعات با بُرد 70 متر است که از داخل کابين کنترل می شوند. قيمت خريد هر دستگاه 650 هزار دلار می باشد که بهمراه آن مقادير زيادی مايعات مختلف سوزاننده و اشک آور و رنگی نيز خريداری شده است.

مدت زمان لازم برای تحويل اين زره پوشها 4 ماه بوده که بنا به عجله حکومت ايران و موافقت دولت چين، زره پوشها مستقيماً از زره پوشهای سازمانی ارتش چين بطور فوری تحويل شده که در نوع خود بی سابقه است. دولت چين هم باندازه حکومت جمهوری اسلامی تعجيل بخرج داده تا اين زره پوشها هر چه سريعتر برای سرکوب مردم ايران به مقصد برسد.

دعای همه مردم مظلوم ايران اين است که حکومت هرگز عمرش به استفاده از اين تجهيزات خشونت بار نرسد، اما چنانچه روزی هم اين زره پوشها را به خيابانها بياورد، جای نگرانی نخواهد بود، ايرانيان آنقدر با استعدادند که ارزانترين راه برای نابودی آنها را پيدا کنند.

دولت مستبد و خونريز چين بايد بداند که با اين رفتار ضد انسانی خود بر عليه مردم ايران، در فردای پيروزی اين مردم، گوشمالی سختی خواهد شد و نه تنها دستانش از بازار ايران قطع خواهد شد بلکه ملت ايران همه تلاش خود را خواهد نمود تا سرنوشت مشابهی برای محصولات چينی در بين کشورهای منطقه هم اتفاق بيفتد. همچنين چين منتظر باشد تا مردم آزاد ايران با همه امکانات خود از آزاديخواهان چينی پشتيبانی و حمايت نموده و بويژه در برابر جنايات وحشيانه دولت چين بر عليه مردم تبت و همچنين مسلمانان استان سين کيانگ با تمام قوا بايستد و پوزه کثيفشان را بخاک بمالد.

اين دخالت آشکار چين در امور داخلی ايران و مشارکت در سرکوب مردم ايران بايد توسط همه ملتهای دنيا محکوم گرديده و از مظلوميت مردم ايران حمايت نمايند. برای ولايت فقيه نيز هزاران تأسف، که حاضر است برای سرکوب مردم ايران حتی برای چينی های کمونيست بی خدا هم دستمال بدست شود ولی گوش به حرف حق ملت ايران ننمايد.

حالا با ديدن دست و پا زدن پليس هر بيننده عاقلی عظمت جنبش و ترس واقعی حکومت از جنبش را خواهد ديد.



ولی قايان نبايد فراموش کنند که بسياری از کسانی که بر ضد آن ها به تظاهرات مي‌آيند بچه های جنگ هستند و بسيار از اين نوع سلاح ها ديده‌اند و آوردن تانک هم فايده‌ای ندارد همانطور که در زمان شاه اين اتفاق افتاد

کمی از تاريخ درس بگيريد و پول ملت را دور نريزيد



راستی خودمونيما يه وقت ديدی اينا به خاطر اينکه چينی هستند و چين جنس های بنجل را به ايران مي‌دهد وسط تظاهرات از کار افتادنا!!
16 دی 1388    12:59
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
15:57 18 دی 1388
یک راه دیگر برای بی‌استفاده کردن این زره‌پوش‌ها پنچر کردن دو چرخ  لویش با استفاده از یک چاقوی تاشوی کوچک است. سپس آتش زدن داخل کابین و موتور با بنزین.



http://www.alibaba.com/product-gs/257479491/DES_516B_Anti_riot_Water_Cannon/showimage.html

"0" cellpadding="0" width="90%" style="border-style: dashed; border-width: thin">
نام:  
ای-ميل:  
15:43 16 دی 1388
SHAH FAGHAT AZ KOMANISTHA MITARSID VA ANHA RA MIKOSHT VA KHABAR NADASHT PIRE OGHDEH,IEYE JAMARAN IN KHOMEYNIYE DAJJAL CHE BAR SARE MA KHAHAD AVARD. KOMONISTHA AZADI VA BARABARI MIKHASTAND VA BA FA,ALIYATESHAN BE PIROOZIYE ENGHELAB KOMAK KARDAND KHOMEYNIYE NAMARD BA ASLAHEYE DIN JELOV AMAD VA HAMEYE KOMONISTHA RA EDAM KARD VA BAAZI ANHA FARAR KARDAND BE KHAREJ AZ KESHVAR. EMROOZ IN AKHONDHA CHENAN POR ROO HASTAND KE KHOD HAR DAFE GHANOON DOROST KARDEH VA FAGHAT MARDOM RA MIKOSHAND. DIGAR FAGHAT FARZANDANE IRANZAMIN TANHA MANDEH VA KHODEMAN BAYAD KARI KONIM AGAR NAH DOBARE SALE 60 VA 67 EDAMHA RA MI GOOYAM TEKRAR MISHAVAD

"#eeeeee">
نام:   rosa
ای-ميل:   http://parlemannews.ir/?n=6990
15:41 16 دی 1388
بلاخره داروی نظافت رو ریختن تو حلقش!!!!

سایت نزدیک به احمد توکلی اعلام کرد سعید مرتضوی متهم اصلی کهریزک شناخته شد.



به گزارش الف، سران ام پس از چند ماه بررسی دقیق، هیات ویژه م لس برای بررسی ما رای بازداشتگاه کهریزک عصر یکشنبه گزارش خود را نهایی و به اتفاق آرا تصویب کرد.



برای تنظیم این گزارش که امروز چهارشنبه تقدیم رییس م لس شد، بازدیدهای مختلف از بازداشتگاه‌‌های نیروی انتظامی صورت گرفت، بازداشت شدگان، عوامل انتظامی، مقامات قضایی گفتگو و مصاحبه ان ام شده است.



گزارش هیات تحقیق و تفحص م لس، تقصیر اصلی را متو ه سعید مرتضوی؛ دادستان سابق تهران که به دستور رییس وقت قوه قضاییه اختیار بازداشتگاه کهریزک را بر عهده داشته است، می‌داند.



قابل ذکر است که دستور اعزام بازداشت شدگان 18 تیرماه 88 به کهریزک را مرتضوی شخصا صادر کرده بود. در ا«ر رفتارهای خشونت بارماموران با بازداشت شدگان، محیط غیربهداشتی و ضرب و شتم بازداشتی‌ها به دست ماموران و زندانیان شرور تحت امرشان؛ سه  وان به اسامی مرحوم محسن روح‌الامینی، مرحوم امیر  وادی‌فر و مرحوم محمد کامرانی  ان باختند.



سازمان قضایی نیروهای مسلح در بیست و هفتم آذرماه در اطلاعیه ای کشته شدن سه نفر از دستگیر شدگان در بازداشتگاه کهریزک را قتل عمد به دلیل ضرب و  رح دانسته و از م رم شناخته شدن 12 نفر از متهمان در پرونده کهریزک خبر داده بود.



سعید مرتضوی به درخواست دولت از قوه قضائیه به قوه م ریه منتقل و از امروز مسئول ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شده است.



انتظار می‌رود گزارش هیات ویژه م لس در هفته آینده در م لس قرائت شود. اسامی اعضای این هیات عبارتند از: آقازاده (نماینده رشت)، اسداللهی ( تربت  ام)، الهیان (تهران)، برو ردی ( برو رد)، ت ری (قصرشیرین)،  لالی (شاهرود)، رضایی (مس دسلیمان)، سروری (تهران)، سنایی (نهاوند)، علیخانی (قزوین)، کرمی(کرمان) و کرمی راد (کرمانشاه)


نام:   حمید
ای-ميل:  
15:40 16 دی 1388
حکومت چین ربطی به کمونيست نداره. اونها یه مشت انگل هستند که م«ل همپالکیهاشون در ایران رو گرده طبقه کارگر سوار شدند و از آنها تغذیه می کنند. با ارسال email ،تماس تلفنی، تظاهرات در مقابل سفارت چین نسبت به این سیاست ضد انسانی اعتراض کنیم.



مرگ بر امپریالیسم

زنده باد سوسیالیسم

نام:   rosa
ای-ميل:   www.rosaarchiv.blogfa.com
15:39 16 دی 1388
زره‌پوش های چینی در خیابانهای تهران،قابلیت مانور ندارند.خیابان‌های چین بسیار عریض است و با خیابان های ما تفاوت دارد. زره‌پوش های چینی در خیابان‌های تهران،قابلیت مانور ندارند و  وانان ش اع ما می‌دانند چگونه به حساب‌شان برسند.در ترافیک، زره پوش‌ها امکان  اب ایینداشته، سرسنگین و تنبل‌اند، بخصوص که وسعت مناطقی که مردم حضور دارند خیلی گسترده است. تازه تانكها و ت هيزات سركوب در زمان حكومت ديكتاتوري پهلوي كه ساخت كشورهايپيشرفته  هان بود چه غلطی کرد که ت هیزات چینی بکند؟ رژیم حاكم بر تركیه سالها این زره پوش‌ها را‌ علیه كردهای مبارز قطار کرده و کار چندانی از پیش نبرده است. آنطور که شنیده ام «اين ماشين آلات ضد مردمي هر چقدر سنگين و داراي تمام ت هيزات ممكن باشند در مقابلنيم ليتر بنزين، ۵ گرم پودر صابون يا گريس به اضافه يك لامپ (بط شيشه اي) و تكه اي پارچهبعنوان فتيله و يك مرد يا زن  سور و يككبريت يا شعله فندك وامی‌روند...»



آشنایی کوتاه با ماشین های آب‌پاش چینی ماشین آب‌پاشی که اخیرا توسط رژیم ایران خریداری شده، ساخت کشور چین است. ( مدل DES- 516B( Anti-riot Water Cannon Vehicle مخزن آب اصلی این ماشین حدود ۱۰ هزار لیتر گن ایش دارد که در حالت بارگیری کامل، وزن ماشین را به بیش از ۲۰ تن می‌رساند. علاوه بر مخزن فوق، ماشین دارای سه مخزن کناری، هر یک به ح م ۱۰۰ لیتر است (برای خاموش کردن آتش، گاز اشک آور، و پاشیدن رنگ). استفاده از رنگ برای ای اد ترس یا علامتگذاری تظاهرکنندگان است. دو عدد آبپاش بالای ماشین، می‌توانند  ریان آب را تا مسافت ۷۰ متر و با سرعت حداک«ر ۹۰ کیلومتر در ساعت پرتاب کنند. ضربه آب با این سرعت می‌تواند سبب شکستگی استخوان یا صدمات داخلی شود. ۳ نفر از درون کابین، آب‌پاش ها را کنترل می‌کنند. شیشه ها دارای توری فلزی است تا در برابر پرتاب سنگ مقاوم باشند. با این یادآوری مهم که «در مبارزه برای آزادی، نفرت و کینه‌ ویی  ایی ندارد و نقض غرض است و آلوده شدن است و گرفتار آمدن در باتلاق استبدادی دیگر» ــ روش برخورد با ماشین های آب پاش را فرا گیریم. بار دیگر یادآور می‌شوم که دفاع از خود در برابر خشونت، خشونت‌‌ نیست بلکه مهار خشونت است.



چگونه ماشین های آبپاش را از کار بیندازیم؟ باید کاری کنیم که خدمه ماشین نتوانند بیرون را ببینند.



لازم نیست به ماشین نزدیک شویم، تخم مرغ رنگی را عشق است!! با تخم مرغ رنگی (تخم مرغ پر از رنگ، با توضیحی که خواهم داد) دید خدمه را می‌گیریم که نتوانند با ه وم به مردم، چماق بدستان را شیر کنند. چگونه باید تخم مرغ را پر از رنگ کنیم؟ (البته اگر تخم اردک يا غاز باشد بهتر است چون پوستش محکم و بادوام است.) برای اینکار به رنگ روغن که زود با آب پاک نشود و، ابزار زیر نیاز داریم:



چسب چوب برای چسبندگی بیشتر - میخ بزرگ یا درفش یا...،- سرنگ یا قیف کوچک،- چسب نواری.يک سوراخ روي تخم‌مرغ درست کرده زرده و سفیده آن را خار  می‌کنیم، سپس با سرنگ، رنگ روغن را بطوریکه پر نشود در تخم مرغ می‌ریزیم.حالا يک کم چسب چوب اضافه می‌کنیم (نسبت چسب چوب به رنگ: ۱ به ۳ یا ۱ به ۴) بعد مُهر و مومش می‌کنیم.



باید هر ور شده توری محافظ شیشه  لوی ماشین را با پرتاب فراوان تخم مرغ های رنگی کور کرد، آن وقت خدمه ناچار باید توری محافظ را بالا بزنند، در این حالت شیشه  لو، بدون محافظ شده و با پرتاب سنگ (یا شمع های فرسوده و غیراستفاده اتومبیل) درب و داغون می‌شود.



یادآوری کنم که پرتاب اشیای آتش زا بر خود زره پوش ا«ر ندارد، اما چرخ های ماشین در برابر آن آسیب پذیر است. اين كار را ميتوان براي در امانماندن از بالاي ساختمان‌ها كرد



در مقابل طرح اعدام و محارب خواندن مردم تظاهر کننده توسط قاتلان حکومتی چه باید کرد ؟



۱- تهیه لیست کسانی که علنا از طرح محارب خواندن و اعدام مردم دفاع کردن ،دادن لیست اسامی به مطبوعات  هانی و درخواست از م امع دفاع از حقوق بشر و انسانهای آزاده  هان که تلاش کنند این  نایتکاران را به کشور های دیگر ممنوع الورود کنند و ا ازه سفر به آنها ندهند .



۳- تشکیل پرونده حقوقی در دادگاه های بین المللی ، که پرونده آن تشکیل و باز شود که در صورت سرنگونی رژیم بتوان در سطح  هانی آنها را مورد تعقیب قضائی قرار داد .



۴- بر گزاری تظاهرات های بی وقفه در خار  از کشور به منظور افشا گری و اعتراض





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: ارتباط احمدي‌نژاد و متکی با بنيادهای برانداز اعلام شده از سوی وزارت اطلاعات

پارلمان‌نيوز: معاون خارجی وزارت اطلاعات روز دوشنبه فهرست 62 رسانه و بنيادی را اعلام کرد که به گفته او دست اندکار «جنگ نرم» هستند. به گفته اين مقام عالی رتبه اطلاعاتی هرگونه همکاری و ارتباط با اين نهادها ممنوع و در حکم «همکاری با سازمان‌های برانداز بيگانه محسوب مي‌شود.»



به گزارش پايگاه خبری-راهبردی سلام، اين مقام امنيتی دولت دهم تاکيد کرد: هرگونه ارتباط، عقد قرارداد و اخذ امکانات از سوی اشخاص حقيقی و حقوقی که به نوعی رابطه استخدامی با دولت دارند يا از بودجه عمومی دولت استفاده مي‌نمايند، با اين بنيادها و سازمان‌های خارجی ممنوع مي‌باشد.



در اين فهرست طولاني، علاوه بر رسانه‌هايی مانند راديو فردا، بی بی سي، صدای آمريکا، راديو زمانه و ... نام «شواری روابط خارجی آمريکا» نيز به چشم می خورد.



شورای روابط خارجی آمريکا، سازمانی غير دولتی است که در سال 1921 تاسيس شده و دفتر اصلی آن در نيويورک قرار دارد. اين شورا را عده‌ای از بانک داران، حقوقدانان و بازرگانان ايجاد کرده اند تا به گفته خود «ارتباط آمريکا را با جهان حفظ کنند.» اين شورا اکنون وظيفه خود را که «ايجاد درک بهتر جهانی نسبت به سياست خارجی پيش روی آمريکا و ساير دولت ها» اعلام کرده است.



صرفنظر از درستی يا نادرستی ادعای مطرح شده، نکته تامل برانگيز اين است که مقام ارشد امنيتی دولت دهم نام بنيادی را در فهرست ممنوعه و درگير در «جنگ نرم» گنجانده و هرگونه ارتباط با آن را از مصاديق «براندازي» اعلام کرده است که دست کم دو تن از اعضای همين دولت، از جمله محمود احمدي‌نژاد آشکارا در جلسات آن حاضر شده و با اعضای آن به گفتگو نشسته‌اند.



محمود احمدي‌نژاد در مهر ماه سال 85 در کنفرانس مطبوعاتی در نيويورک اعلام کرد «در جلسه‏ای که با شورای روابط خارجی آمريکا داشتيم در محل اقامتمان، من ديدم، آنها هم خيلی دلسوزی مي‏کنند برای ملت ايران....».



همچنين سه سال پس از آن در مهر 88 سايت اينترنتی شورای روابط خارجی آمريکا متن مصاحبه‌ای را منتشر کرد که توسط يکی از کارکنان اين شورا با منوچهر متکی انجام شده بود. انجام مصاحبه ياد شده هيچ گاه از سوی وزير امور خارجه دولت نهم و دهم تکذيب نشد.



اين در حالی است معاون وزير اطلاعات می گويد: «هرگونه ارتباط توسط افراد حقيقی و حقوقی با اين موسسات و بنيادها ممنوع است.»



در اين ميان نبايد از ياد برد که بنا بر نص اصل 107 قانون اساسی حتی «رهبر در برابر قوانين با ساير افراد کشور مساوی است.»

بنابر اين اصل قانون اساسي، هنگامی که رهبری نظام در برابر قانون با ديگر ايرانيان برابر است، به طريق اولي، رييس دولت و وزيران او نيز به هيچ وجه فراتر از قانون و مصون از بازخواست نيستند.



شايسته است در صورتی که مقامات امنيتی همچنان مصر هستند که اعلام رسانه‌ها و بنيادهای مشمول جنگ نرم و براندازي، از مجراهای قانونی و به دور از ملاحظات سياسی صورت گرفته است، نخست قانون را در مورد اعضای ارشد دولت جاری و ساری ساخته و آن‌ها را به جرم ارتباط با «موسسات برانداز» به دادگاه معرفی کنند.


16 دی 1388    11:08
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
15:41 16 دی 1388
MATDOME RASHIDE IRANZAMIN, BEZANID IN JENAYATKARAN RA GHABL AZ ANKE ANHA SHOMA RA BEZANAND IN DOVLATE RAVANIHAST KOLAHE SHARIYAT SARETAN NARAVAD KE AGAR NAKOSHID MIKOSHANDETAN. HATA AZ GHANOONE JANGAL FARATAR RAFTE, DAR JANGAL ANKE ZOORASH BISHTAR AST MIKOSHAD MIKHORAD YA BA KHOD MIBARAD VA BAAD MIRAVAD! VALI IN AKHONDHA AZ ROO NEMIRAVAND VA FAGHAT MIKOSHAND O MIKOSHAND O MIKOSHAND. MARG BAR KHAMENE,IEYE KASIF IN EMAM ZAMANE ADAMKOSH.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: کاهش سن روسپيگری و دختران فراری ايرانی

پارسينه

سن دختران فراری ايرانی

گروه گزارش جهان- روزى كه خبرها از گزارش محرمانه معاونت پرورشى وزارت آموزش و پرورش واظهار نظرمدير کل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعى سازمان بهزيستى مبنى بر كاهش سن دختران فرارى به 9 سال و بحرانی شدن اين وضع حكايت كرد، خيلي‌ها علاقه‌اى به گسترده شدن اين بحث نشان ندادند، به طورى كه بي‌درنگ آمارهايى در جامعه منتشر شد كه نشانى از وخامت اوضاع نداشت. هر چه بود اينك آمارهاى نه‌چندان دقيق و كامل داخلى نشان مي‌دهد ميانگين سنى 12 تا 16‌سال براى آنانى كه دست به فرار مي‌زنند آمارى پذيرفتنى است؛ هر چند به گفته اسدبيگى بسيارندكودكان 9 ساله که در جمع فراري‌ها شناسايى ميشوند. اين كه چرا در ايران كم سن و سال‌ها جسارت فرار از خانه پيدا كرده‌اند از نگاه اين روان‌شناس قابل ژرف‌نگرى است. اسدبيگى مي‌گويد در نوجوانى يعنى بين 10 تا 18 سالگى بچه‌ها خصوصياتى دارند كه نه مي‌شود آنان را كودكى حرف گوش‌كن دانست و نه مي‌شود به عنوان يك آدم بزرگ به آنها اعتماد كرد. در اين سن بچه‌ها كودك گوش‌به‌فرمان نيستند، در حالى كه دچار هيجانات و هرج و مرج روحى نيز شده‌اند. آنها در اين سن به سمت مخالفت با خانواده و در افتادن با ارزش‌ها و هنجارها كشيده مي‌شوند، در حالى كه ذهنشان پر از پرسش‌هايى است كه پاسخشان را نيز بخوبى نمي‌دانند. در واقع اين بحران‌هاى روحى و برخوردهاى غيرعقلانى خانواده‌ها و مشکلات متعدد و روز افزون جامعه است كه در اين شرايط پديده فرار را شكل مي‌دهد، چرا كه در اين محدوده سني، نوجوان به جاى حل مساله و مشورت راهى آسان را كه فرار از مشكل نام دارد و گاه برگشت‌پذير نيست، انتخاب مي‌كند.



اماناصر نجاران رئيس پليس امنيت خراسان رضوى علل ديگری رادر رابطه با کاهش سن دختران فراری اظهارمی کند: با بررسي‌هاى انجام شده، عدم نظارت خانواده نسبت به روابط دختران با ديگران، نماهنگ‌هاى نامتعارف بر روى موبايل، چت كردن و ارتباطات اينترنتى و زياده‌طلبى اقتصادى و تجملات از مهم‌ترين دلايل کاهش سن فرار دختران از خانه است.وی با اشاره به اينکه 64 درصد دختران فرارى را دانش‌آموزان مقطع راهنمايى و دبيرستان تشكيل مي‌دهند مراقبت خانوده‌ها در مقاطع تحصيلى و حمايت‌هاى اجتماعى را مهم‌ترين راهكار براى مقابله با اين پديده می داند.



خانم دکتر راهب نيز که در زمينه دختران فراری مطالعات زيادی داشته است وگذشته از تحصيلات آکادميک، تجربه مددکاری در مرکز اميدوار، سرپرستی مرکز ارشاد و سرپرستی مرکز مداخله در بحران‌های اجتماعی را هم بر عهده دارد معتقد است : در بسياری از موارد تهاجم فرهنگی عامل فرار است. تهاجم فرهنگی كه فقط از غرب به شرق نيست. همين تلويزيون كه تصويرش در يك روستا پخش مي‌شود، دخترکان روستايی را به اين فکر مي‌اندازد که حالا چه خبر است در تهران! بايد بلند شوم و بروم تهران! و واقعا اين اتفاق مي‌افتد و بچه‌ها خيلی آسيب مي‌بينند.



وی ادامه می دهد: من سال قبل روی دختران بچه 11 ساله يکی از مناطق روستايی اطراف تهران كار مي‌كردم. كسانی كه برای تفريح و برای اسكی آنجا مي‌روند، زياد هستند. اين آدم‌ها لباس پوشيدن‌شان، روابط بينشان و ... روی دختر روستايی تاثيرگذار است؛ يعنی بدون زمينه‌سازی فرهنگی آن دختر فقط دارد آن زرق و برق را مي‌بيند و در کنارش، محدوديت خانواده را.





دکتر سيد حسن علم الهدايی با ابراز نگرانی از کاهش سن فرار و روسپی گری در ميان دختران و زنان ، فراری شدن دختران از خانه را زمينه ساز خيابانی شدن آنها ظرف مدت کوتاهی دانست و تاکيد کرد : دختران فراری کم سن وسال پس از اقدام به فرار در همان 24 ساعت اوليه کاملا مستاصل شده و با کوچکترين وعده ای به اميد يافتن يک سرپناه امن و حتی يک وعده غذا جذب خانه های تيمی و باندهای فساد می شوند و اين در حالی است که اکثر اين دختران پس از يکبار اقدام به عمل نامشروع قبح آن برايشان از بين رفته و ظرف مدت کوتاهی به يک زن خيابانی حرفه ای که اين عمل را وسيله امرار معاش خود قرار داده مبدل می شوند .



علم الهدايی در ادامه تصريح کرد : سابقه آزار جنسی در کودکی ، ازدواج اجباری ، خشونت در خانواده، حضور ناپدری ونامادری ، والدين معتاد و مشکلات اقتصادی از جمله عوامل زنجيره ای موثردر کاهش سن فرار دختران از خانه است که بر اساس آمارها در حال افزايش است و به مرور زمينه روسپيگری را در ميان سنين پايين پديد می آورد.



سميرا جان بزرگی ،پژوهشگر مسائل اجتماعی اما نظر ديگری در مورد فرار دختران به دليل نابسامانی خانواده ها دارد: امروز خانواده ها درگير مسائلی هستند که اين مسائل را خودشان برای خود نيافريده اند برای مثال بيکاری پدر خانواده و پايين بودن سطح سواد را در جامعه ای که نرخ بيکاری يک درصد است می توان يک مشکل شخصی دانست اما وقتی نرخ بيکاری در کشور به 12 تا 14 درصد می رسد، اين مشکل ديگر يک مشکل شخصی نيست. بنابراين بسياری از مسائلی که در خانواده وجود دارد به بی کفايتی خانواده برنمی گردد. وی می گويد: بر اساس پژوهشی که در همين رابطه انجام شده مشخص شده 25درصد پدران دختران فراری بيکار بودند .



جان بزرگی می افزايد: امروزه شاهد هستيم که اگر دختری از سن نوجوانی دوست پسری نداشته باشد مورد تمسخر همسالا ن خود قرار می گيردو بر اساس آمارها 80 درصد از نوجوانان دبيرستانی دختر دوست پسر دارند.



دكتر اميرعلی احمدی جامعه ‌شناس و استاد دانشگاه نيز بارها به اين ماجرا اشاره كرده است که اين پديده طی سال‌های گذشته در جامعه ايرانی ابعاد گسترده‌تری به خود گرفته است. وی با اشاره به اينكه مشكلات فرهنگی در جامعه اثر بسياری بر روی پديده کاهش سن دختران فراری و افزايش زنان خيابانی مي‌گذارد مي‌افزايد: تغيير نگاه فلسفی به زندگي، لذت‌جويي، دنياطلبي، توجه به اميال جنسی و مشكلات فرهنگی خانواده از علل گسترش اين پديده است.



وی با اشاره به اينكه فاصله طبقاتی در جامعه امكان بهره‌گيری و استثمار جنسی از زنان را مهيا مي‌كند،برای محكم شدن صحبت‌هايش از نتايج يك پژوهش كمك مي‌گيرد و مي‌گويد: مطالعات نشان مي‌دهد كه سن فحشا در ايران به 10 سال كاهش يافته است و دختران نوجوان كه به تازگی وارد اين كار شده‌اند، بيشترين تعداد فواحش را تشكيل مي‌دهند علی احمدی می افزايد: در بررسی كه در خصوص گروه سنی زنان فاحشه انجام شد، از بين 6هزار و 53 زن فاحشه‌ای كه در كل كشور زندانی بودند دختران بين 12تا 25 سال بيشترين تعداد را تشكيل مي‌دادند که اکثر قريب به اتفاقشان دختران فراری بودند.



وی در انتها می افزايد:بر اساس گزارش نيروی انتظامی کشور سالانه 6000 دختر از خانه فرار مي‌کنند که 75درصد از اين دختران فراری وارد چرخه زندگی خيابانی مي‌شوند و خطرات زيادی آنان را تهديد مي‌کند.



با وجود تمام اين حرف‌ها اما انگار قرار نيست يك نهاد به صورت اصولی به بررسی مشكلات زنان خيابانی بپردازد.

تير خلاص را هم علم‌الهدايی شليك مي‌كند و مي‌گويد: بگذاريد حرف آخر را بزنم. درست مانند ساير آسيب‌های اجتماعی كه هيچ‌وقت متولی مفيد پيدا نمي‌كنند،دختران فراری هم متولی خاصی ندارند، مثل كارتن خواب‌ها. درست مثل آمار معتادان جامعه كه بيش از 20 سال است كه افزايش نيافته است.


16 دی 1388    11:00
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   فوضول باشی
ای-ميل:  
11:41 18 دی 1388
ریشه تمام این بدبختی ها فقر است نه چیز دیگر. مدکاران ما آنرا نادیده می گیرند . البته نه فقط در

ایران. در همه  ای  هان سرمایه داری.متاسفانه مسئله فقر بشدت کنترل است و مدکاران و پزشکان بارها به خاطر شعل خود و یاد نداشتن درک و دانش ار فقر و تا«یز عمیق آن بر فسلد و خودکشی و  نایت ا تماعی. مسائل را به شخص و کمبود های شخصی و یا روانی نسبت می دهند. و راه را برای سر مایه دارن باز نموده تا تولید قربانیان بیشتری کنند.

نام:  
ای-ميل:  
17:41 16 دی 1388
VAGHTI HAZRATE MOHAMAD BA DOKHTARE 9 SALEH HAL MIKONAD....VA INCHENIN AST KHANDANE NABOVAT

نام:  
ای-ميل:  
12:53 16 دی 1388
ای رهبر آزاده ، تقدیم به تو فرزانه

ام المفاسد کشور ایران ، سیاست های غلط در مورد شفاف سازی و کاملا روشن در مورد عملکرد همه مسئولین ایران در صدا وسیما است .

در تمام دنیا مسئولین هر کشوری از دست صدا وسیما به عملکرد خود پناهنده می شوند و در ایران هر کس هر کاری که کند صدا وسیما آن را پوشش می دهد . در استانها که صدا وسیما فقط و فقط یا از امام  معه و رهبر تعریف می کند و یا کارتون تام و  ری نشان می دهد


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی: متن گفتگوی تلفنی ستاره درخشش با دکتر ناصر زرافشان و فرخ نگهدار در برنامه ی تفسير خبر از شبکه ی وی.او.اِي، پيرامون موج سبز و برخی مسائل اجتماعی

ستاره درخشش : با سلام حضور جنابعالی آقای دکتر زرافشان، خيلی سپاسگذارم که دعوت من رو پذيرفتيد.



دکتر زرافشان: من هم خدمت شما سلام عرض می کنم و خدمت شنوندگان تون



ستاره درخشش : آقای دکتر اجازه بديد که با آن چيزی که در هفته ی گذشته رخ داد آغاز کنيم، آن چه که به دنبال فوت آيت الله منتظری رخ داد، ايشون به هر حال در يک مقطع زمانی حساسی ايستادگی کردند، امروز روزنامه ی نيويورک تايمز در سر مقاله ای در مورد ميراث آيت الله منتظری نوشته. خواهش می کنم در مورد جايگاه ايشون بفرماييد و تفکر ايشون. در اين مقاله در مورد تلفيق حقوق بشر، دموکراسی و تئوکراسی نوشتن، نظر شما چيست؟



دکتر زرافشان: بله، من اعتقادی به اين بحث ندارم، اما جا دارد پيش از آن يادی از آيت الله منتظری و جايگاه و نقش ايشون درتحولات چند دهه ی اخير جامعه بکنيم و علاوه بر اون برخی مناقشاتی رو هم که در همين لحظه پيرامون اين جايگاه و نقش و ماهيت اين جايگاه وجود دارد، يه نگاهی بهش بندازيم. که شما بهش اشاره کرديد با توجه به مقاله ی امروز نيويورک تايمز. من با آيت الله منتظری در سال 46 هم بند بودم، در زندان قزل قلعه که امروز در تهران تبديل به يک ميدان تره بار شده. آيت الله منتظری همراه آقای محمد تقی جعفری و روحانی ديگری که گويا در مرز پاکستان دستگير شده بود، اونها در کنار ما در اتاق ديگری زندانی بودند و مدت های مديد خدمت ايشون بودم و به عنوان يک هم بند شناختی تا حدودی دارم. آيت الله منتظري، ايشون خودش زندان کشيده بود، معنای زندان و شکنجه و اعدام رو می دانست، و همدردی او هم، و مواضع متفاوتش هم از همين جا بود. خاطره ی ديگه ای دارم، يادم هست، بعد از آزادی برای آزار و ايضاء ايشون، ايشون رو به يکی از شهرستان های کردستان، يکی از شهرستان هايی که سنی نشين هست تبعيد کرده بودند. اگر اشتباه نکنم سقز بود. در اون جا مسجدی وجود داشت، و دوستانم نقل می کردند که آيت الله منتظری ظهر ها برای اقامه ی نماز به اون مسجد می رفتن و به هر حال تعدادی شيعه هم در اون شهر بود که می اومدن و به ايشون اقتدا می کردن. رئيس شهربانی وقت می آيد و در اين مسجد رو قفل می زنه و يه تعدادی از مردم اون شهر، اهل تسنن، که اساسا شيعه نبودن، اون ها خواهش می کنن از آقای منتظری که همون جا وسط خيابان اقامه ی نماز بکنه، جلوی اون مسجد و اقتدا می کنن پشت سرش که خب ماجرا به راهبندان و ... ميخوام بهتون عرض کنم که منتظری رو کسانی که چپ بودند، اون دوستانی که برای من نقل می کردند و بقيه به هر حال شيعه نبودند اگر هم مذهبی بودند، منتظری رو با يک همچين نگاهي، فراتر از مسائل مذهبی تنها نگاه می کردند. درگيری آيت الله منتظری با کسانی که دادگاه انقلاب رو، دادستانی انقلاب رو در دهه ی شصت قبضه کرده بودند و اون کشتارها رو کردند، از سال های قبل از 67 بود و دشمنی با او هم فقط از قتل عام زندانيان سياسی در تابستان 67 شروع نشد. به هر حال ايستادگی و پايمردی آيت الله منتظری در سال 67 در آن روزهای سياه چيزی نيست که تاريخ فراموش کنه و با توجه به سوابق، با توجه به مبارزاتش در زمان شاه و بعد از اون با روی کار اومدن رژيم جديد هم مجموعا جايگاه آيت الله منتظری و نقشش در تحولات چند دهه ی اخير ايران، نقشی فراموش شدنی نيست. اما همه ی اين ها رو که عرض کردم، من می خوام اين رو هم اضافه کنم که، قاطی کردن آيت الله منتظری با حقوق بشر، تجليل از ايشون نيست. به نظر من هم مخدوش کردن چهره ی آيت الله منتظری است و هم مخدوش کردن حقوق بشر. در يک دوره ای از تاريخ، که دوره ی کوتاهی هم نيست و هزارها سال طول می کشه، شکل غالب ايدئولوژی مذهبه. در اين دستگاه فکری همه چيز برای خدا و به خاطر رضای خدا انجام ميشه. اين دستگاه فکري، چه درست و چه نادرست، ارزش داوری ما راجع بهش هر چی که می خواد باشه، برای خودش يک دستگاه فکری منسجم و کامله، بدين معنی که همه ی اجزاء و عناصرش با هم می خونن، يکديگر رو تأييد و تقويت می کنن. هزاران سال می گذره، شکل واقعی و مادی زندگی جامعه، هستی انسان تغيير می کنه، اين تغييرات ريشه دار و عميق، ذهنيات و تفکرات و ارزش های تازه ای رو تقاضا و ايجاب ميکند که طی قرن ها به تدريج اين آرمان های تازه، اين ارزش های تازه، اين تفکرات تازه شکل می گيرن و تبلور پيدا می کنن. در اين دستگاه فکری جديد، در کانون تفکرات اين دستگاه فکری جديد، به جای ذات باری که در کانون دستگاه فکری قديم قرار داشت، مياد انسان و سرنوشت و نيازهای انسان قرار می گيره. می خوام بگم انسان گرايي، اومانيسم، که بازتاب و در واقع حاصلش در عرصه ی حقوقي، حقوق بشره، در برابر تفکر الهی و حقوق الهی قرار می گيره و بستر تاريخی و کنه و ذات اين دو تا از بيخ و بن با هم متفاوته. متعلق به دو تا دنيای کاملا متفاوته که همه ی اجزا و عناصرش با هم فرق دارند، اين که ما بيايم اين دو تا رو قاطی کنيم به نظر بنده، ببخشيد اين عبارت رو به کار می برم، ولی حرف های عاميانه و بازاری است که اساس نداره. ممکنه برای هدف های تبليغاتی و مقطعی بشه اين حرفا رو زد، ولی طرح اين حرف های ظاهرا فريبنده لوس کردم مضمون هر دو تای اين هاست.



ستاره درخشش : اجازه بديد به يک موضوع ديگر بپردازيم. در اين چند ماه اخير، نسل جوان به هر حال به ويژه نشون داده تحمل نداره ديگه و مدارا نمی کنه، يک فضای همدلی و يک فضای اتحاد ايجاد شده، اما متأسفانه متفرق هستش و پراکنده هست. جناب آقای دکتر زرافشان پيش از آنکه در مورد حرکت يا جنبش سبز و افرادی که می گويند رهبری اين حرکت رو بر عهده دارند صحبت بکنيم اگه اجازه بفرماييد به يک مسأله ی عمده ی ديگه بپردازيم. در نظام هايی که به هر حال از افراد سلب حقوق مادی و معنوی شون می شه به نظر می رسه که اون ها به طور اجباری اتکا می کنن به افراد يا فردی که سرنوشت اون ها در دستشون هست و در واقع مسئله ی اصلی و عمده رو فراموش می کنن، يعنی اصل رو رها ميکنن و به فرع می پردازن. در اين شعارها که ديديد فکر می کنين که اين شخص مطرح هست يا قانون اساسی در جمهوری اسلامی که اختيارات فوق الهاده ای داده به ولايت فقيه.



دکتر زرافشان: نه من می خوام به جای همه ی اين ها اين رو عرض بکنم که متأسفانه آن چه من مشاهده کردم توی اين شش ماهه ی گذشته در آن چه که به موج سبز مرسوم شده و معروف هست، فکر وجود نداره، تفکر خاصی وجود نداره. و اين يکی از جدی ترين و بزرگترين نقيصه هاست که موجب می شود بنده فکر کنم اين يک جنبش اجتماعی نيست. چون به هر حال جنبش اجتماعی يک مؤلفه هايی دارد که اونا اجتناب ناپذيرن، اوليش يه تفکر اجتماعی مشخصه. ببينيد، تلاقی چند تا جريان مختلف، تلاقی هم زمان چند تا جريان مختلف منجر به رويدادهای پنج شش ماه گذشته شد. از يک طرف يک جدال قدرت، جنگ قدرت در سطوح بالا در دستگاه قدرت هست که ديگه امروز کسی تلاشی برای پنهان کردنش هم نمی کنه و انتشار اين جنگ قدرت بين هواداران طرفينش، که وسيع هم هستن. از يک طرف ديگه يک بغض 30 ساله ست که ترکيد به نظر من و اين حسابش کاملا هم از اون جنگ قدرت جداست و هم از دست هايی که از بيرون در داخل کشور، اونم طبيعی است، به هر حال در يک منطقه ای مثل خاور ميانه و يک کشوری مثل ايران، نمی توان انتظار داشت که همه ی دنيا بشينن، هيچ کاری نکنن و منتظر باشن ببينن که داخل خود کشور چه اتفاقی می افته، اون هم هست. هم نيروی بيرونی هست، هم عامل مردمی هست، و هم اون جنگ قدرت، اينا تلاقی کردن. بخشی از مردم هم کسانی بودن که به نتيجه ی انتخابات معترض بودن، ولی فقط بخشی از مردم بودن. عرض کردم يک بغض 30 ساله هم زمان با اين جريان ترکيد، خلاصه کردن همه ی اون ها در اين به اصطلاح موج سبز، به نظر من معقول نيست. و اين که تفکر خاصی هم تو اين موج وجود ندارد، علتش همينه که طيف وسيعی از نيرو های سياسی مختلف تو اين پنج شش ماهه فعال بودند. به عنوان مثال جنبش دانشجويی رو در نظر بگيريد.



ستاره درخشش : آقای دکتر باز می گرديم به جنبش سبز، اگر اجازه بفرماييد در مورد بحث قانون اساسی يک مقدار صحبت بکنيم و خواهش می کنم آقای فرخ نگهدار در لندن هم وارد بحث ما بشن. با سلام حضور جنابعالي، خواهش ميکنم نظرتون رو بفرماييد، بيانيه هايی آقای موسوی دادن که من مروری خواهم داشت به خصوص به بيانيه ی شماره 9 ايشون که به هر حال به نظر می رسه تأکيد ايشون بر ضرورت حفظ نظام هستش. آقای نگهدار با سلامی مجدد حضور جنابعالي، شما چی فکر ميکنين در مورد اين قانون اساسي؟ آقای موسوی گفتن که: اعتقاد دارم قانون اساسی ما هم چنان دارای ظرفيت های ارزشمند تحقق نايافته ايست که بايد با فعاليت همه ی نخبگان روحاني، دانشگاهی و انديشمند کشور اجرای اون ها به صورت ملی در بياد و گفتن که خطر در پيش است. نظامی که به مدت 30 سال به اعتماد مردم متکی بود، نمی تواند يک شبه قوای نظامی را جايگزين اين نقطه ی اتکا کند. آقای موسوی مدعی شدن که اين نظام در اين 30 سال متکی به اعتماد مردم بوده آقای نگهدار.



فرخ نگهدار: بله، باسلام به بينندگان عزيز و با سلام بر شما خانم درخشش و تشکر از وقتی که در اختيار ما گذاشتيد برای اين که نظرات خودمون رو بگيم. اما در پاسخ به سؤال شما، من می تونم قبلا دو نکته رو در رابطه با بحثی که شنيدم بگم، بعدا برگردم به بيانيه ی آقای موسوي؟ يکی در مورد اين که آيا حقوق بشر و اسلام با هم در تناقض هست و اين ها دو مقوله ی جداگانه هستند يا نه؟ من اعتقاد دارم و تجربه ی بشری هم نشون می ده که يک چنن فرضی خطاست و بايد تلاش بشه از طريق اصلاح دينی تناقضاتی رو که بين نظريات برخی از فقها و اصول حقوق بشر وجود داره، اين ها رفع بشه و اين امر امکان پذير هست. ما در مسيحيت هم در اروپا ديديم که تناقضات وسيعی با مقوله ی حقوق بشر داشته ولی اين تناقضات امروز به چشم نمی خوره اون جور به شکل حاد، و در مسير زمان هم می بينيم که هر چه پيشتر رفته بشريت اين تناقضات را بيشتر ساييده و نرم کرده. در مورد اسلام و حقوق بشر هم کاری که آقای منتظری کرده و تلاشی که برای تطبيق حقوق انسان با اصول اسلام انجام داده، کاری بزرگ بوده. من فکر می کنم آيت الله منتظری شخصيتی خواهد بود که به دليل خدمتی که به اسلام از نظر تطبيقش با حقوق بشر و خدمتی که به حقوق بشر از نظر ترويجش در جامعه و تأمين حقوق شهروندان کرده در تاريخ ايران نامش، نام نيکش به يادگار خواهد ماند. دومين نکته ای که می خواستم بگم در رابطه با جنبش سبز و بی هويتی جنبش سبز هست. با اين گفته ای که می گم من بر می گردم به سؤالی که شما در رابطه ی با منشور اعلام شده از جانب آقای موسوی اعلام کرديد. اين منشور و اين 9 ماده که مورد تأييد وسيعترين قشرهای شرکت کننده در اين جنبش سبز هم قرار گرفته، به روشنی نشون می ده که جنبش سبز معنای دموکراتيک داره، معنای مطالبه ی حقوق شهروندی داره. اين جور نيست که جنبش سبز ندونه برای چی آمده به خيابون و اين فداکاری ها برای چيست و يک ساختار فکری روشنی درش وجود نداشته باشه.



ستاره درخشش : آقای نگهدار درست می فرماييد، اما اصولا در حرکات اعتراضی مردم اونها خواهان تغييرات مشخصی هستند و به هر حال در حيطه ی آزادی های فردی و حقوق بشر همونطور که فرموديد. به نظر می رسه که اين گروه يا اين افرادی که ميان به هر حال، قابل احترام هستش، در يک سيستم حکومتی خواستار تغييراتی هستند ولی اگر اون سيستم حکومتی ظرفيت رو نداشته باشه و به هر حال چهره ی خشن خودش رو نشون می ده. اما تفکری که پشت اين حرکت يا جنبش هست، چيست؟ آقای دکتر زرافشان اشاره فرمودند که اين يک جنبش اجتماعی نيست. آيا می تونه قابل مقايسه باشه با اون چيزی که فرض بگيريد نافرمانی مدنی مثلا در افريقای جنوبی رخ داده که مشخصا يک چيز خاصی رو می خواستن، يا اون چيزی که در لهستان رخ داد؟



فرخ نگهدار: در نکته ای که آقای موسوی ميگن به عنوان استفاده ی بدون تنازل از اجرای بدون تنازل قانون اساسی يا استفاده از ظرفيت های استفاده نشده از قانون اساسي، اگر، من اين رو با تأکيد می گم، اگر فعالين سياسی موفق نشن که از ظرفيت های عملا موجود در سيستم حقوقی و قانونی کشور استفاده بکنن، به هيچ وجه نمی توان اعتقاد داشت که اون ها قادر خواهند بود از ظرفيت های سيستم ديگری که می خواد جايگزين اين سيستم بشه استفاده بکنن. من مثالی برای شما می زنم: قبل از انقلاب ما يه قانون اساسی داشتيم که بخش وسيعی از حقوق مندرج در اون قانون به اجرا در نمی آمد. تمام کسانی که تأکيد داشتن ما بايد از قانون اساسی مشروطه حداکثر بهره برداری رو بکنيم، کسانی بودند که به آزادی معتقد بودند و تمام کسانی که می گفتند اصلا اين قانون به درد نمی خوره و بايد اين قانون رو و سيستم وابسته به اون رو به دور بريزيم، يک چيز جديد بياريم و اصلاح پذير نيست، کسانی بودند که در عمل به تجربه ما ديديم که وفادار به حقوقی که برای مردم در نظر می گرفتند نبودند، به همين ترتيب من معتقدم که جنبشی که امروز اتفاق افتاده به لحاظ خواست ها و مطالباتی که در جامعه انباشته شده و از مشروطه تا امروز برآورده نشده جنبشی است توانمند، قابل قياس با جنبشی که در آفريقای جنوبی بود، قابل قياس با جنبشی که در کشورهای استبدادی اروپا و آسيا و غيره به راه افتاده، با جنبشی که در هند به راه افتاد، برای استقلال! اين ها فصل مشترک های بسيار دارند.



ستاره درخشش : جناب آقای دکتر زرافشان فکر می کنيد که، همانطور که بخشی از بيانيه شماره 9 آقای موسوی رو اشاره کردم بهش، ايشون گفته بودند که در اين 30 سال نظام متکی به اعتماد مردم بوده يعنی آيا مردم در اين 6 ماه اخير متوجه مشکلات شدن، متوجه اين به هر حال بازداشت ها، دستگيری ها، تجاوزات، اعترافات زير شکنجه. يا اين که حق خودشون پايمال شده؟



دکتر زرافشان: اين ها در واقع توضيح و تشريح وقايع بعد از روی دادن اون هاست. ببينيد شما نمی تونيد فکر کنيد همه ی جريان هايی که توی 30 ساله ی گذشته سرگرم مبارزه بوده اند، به خاطر اين که موج سبز می خواد خودش رو فراگير معرفی کند، تعطيل شده باشن. چنين چيزی که ممکن نيست. تاريخ ايران تو 30 سال گذشته، تحولات ايران تو 30 سال گذشته که در خلاء، در خارج از تاريخ اتفاق نيفتاده، پيش از اين 6 ماهه هم 30 سال تاريخ بوده و اتفااتی که افتاده، حوادثی که روی داده است، نتايج و واکنش هايی داره. اين ها همه رو نمی شه ناديده گرفت و همه رو خلاصه کرد تو اون چيزی که ... آن چيزی که ما شاهدش بوده ايم به طور عيني، انتخاباتی بود و کانديداهايی بودند و 2 نفر از کانديداهای اين انتخابات معترض بودند که چرا اون انتخاب شده، من بايستی انتخاب می شدم. ماجرا به اين کيفيت بود و هر کس که بگويد در ابتدا چيزی جز اين بودف تفکری جز اين بود يا اطلاع ندارد و يا در واقع دارد يک چيزی رو توجيه می کند. من در خصوص، ببخشيد با معذرت برگردم به اون اولی هم که بين اسلام و حقوق بشر تناقض هست يا نه؟ گمان می کنم داريم لوس می کنيم، اگر چه اين بحث، بحث قبلی است ولی آقای نگهدار باز صحبتی کردند. ببينيد: حقوق بشر رهاورد عصر تجدده، تئوکراسی و حقوق الهی همون دموکراسی و حقوق بشر نيست. يک تئوکرات هم می تونه مردم دوست، طرفدار عدالت و ظلم ستيز باشه، چنان که آيت الله منتظری بود، چنان که الهيات رهايی بخش آمريکای لاتين هست، اما معنيش اين نيست که اين تئوکراسی همون دموکراسی و حقوق بشره. کسانی که مخصوصا به هر دليل ازشون چهره ساخته اند و حرف اونا برد رسانه ای دارد، اگر متوجه مفاهيم و مبانی سياسی اين مفاهيم نيستند، اگر تاريخ و جريان پيدايش اين انديشه ها رو نميشناسند، بهتره راجع بهش بحث نکنن. خب تئوکراسی من می گم جزميت دارد، مرجع باوري، جزميت، اسکولاستيسم و نظاير اين ها هم، اينا خصوصيت ذاتيشه. کسی که نمی تونه منکر بشه. کجای اين جنبه ها رو می شه با حقوق بشر تو يه کاسه گذاشت. آقای منتظری يک تئوکرات بود، نه يک دموکرات. يک تئوکرات مردم دوست و معتقد به آرمان های عدالت و اخلاق، اخلاقی که مبناش اعتقادات دينی ايشون بود، اين به جای خود ارجمند و قابل ستايشه و تاريخ اين مملکت هم منتظری رو فراموش نخواهد کرد اما فلسفه ی حقوق بشر و بحث حقوق بشر، بحث ديگری است. يک بدنه ی تاريخ تفکر بشر، نقد متفکرين عصر تجدد به همين تئوکراسی است، چطوری می تونيم نديدش بگيريم.



ستاره درخشش : اجازه می ديد از اين بحث اگر با اجازه ی آقای دکتر زرافشان و آقای نگهدار از اين بحث بگذريم و ادامه بديم به آن چيزی که در حال حاضر ميگذره و چه راه حلی برای مردم می مونه و مملکت چگونه بايد اداره بشه با مشکلاتی که در حال حاضر با اون روبروست. آقای نگهدار خواهش می کنم شما بفرماييد که در اين مقطع زمانی حالا چه جنبش سبز يک جنبش اجتماعی است، چه تفکری دارد يا ندارد و عده ی بسياری معتقد هستند که مشخصه های يک جنبش رو به هر حال نداره و مشکل اون همين ناهماهنگ بودن اون هستش، قکر می کنين که چه راهی در پيش پای مردم می مونه؟



فرخ نگهدار: مردم ايران به دو بخش تقسيم شده بودند در بعد از انقلاب، يک عده ای با جمهوری اسلامی موافق بودند و فکر می کردند حکومت تئوکراتيک به قول آقای زرافشان يا ولايت فقيه می تونه پاسخ خواست های اون ها رو بده، تعداد زيادی هم در اين سيستم شروع کردن به کار کردن و بخشی هم که من هم و سازمان ما هم ! و نيروهای چپ ايران هم در اون گروه می گنجيدن به مخالفت با يه همچين سيستمی و زير سرکوب يه همچين سيستمی قرار گرفتيم. تا 22 خرداد 1388، اين تحول به نظر من اين فرضيه رو که در درون سيستم، در درون سيستم حاکم نظام جمهوری اسلامی ايران تا اون موقع غلبه داشت و سردمدارانش هم رهبران جمهوری اسلامی ايران بودند، مسئولين جمهوری اسلامی ايران بودند، تا اون زمان می گفت که ما قادريم اين نيروهای مخالف رو، اين نيروهای ناراضی رو ناديده بگيريم يا سرکوب بکنيم يا اون جا باشن کاری به کار ما نداشته باشن به ما سرويس بدن و ما می تونيم در درون خودمون با همديگه کشور رو اداره بکنيم. 22 خرداد که اتفاق افتاد جمعيت وسيعی از جامعه ما که مخالف بود پيوست به اين موج انتخابات و می گه ما با بخشی از درون حکومت که تا کنون شعارهای آزادی خواهانه، استقلال طلبانه، دموکراتيک اين ها رو ترويج می کرده و الان بخشی شون تو زندان هستند می تونيم کار بکنيم در جهت باز کردن فضای سياسي، با هم می خوايم کار بکنيم. آقای خامنه اي، حالا من می خوام راه خروج از اين وضعی رو که کشور الان دچار شده و همه چيز فلج هست و هر شب جمعه، 16 آذر اون اتفاق افتاد، آقای موسوی می پرسه 17 آذر؟ کشور دچار بحران و تلاطم هست، وضع درگذشت اقای منتظری هم به روشنی نشون داد که اين واقعيت جامعه ی ماست که کشور در حال تلاطمه. برای برون رفت از اين قبل از هر چيز، رهبر کشور بايد بپذيره که آن سبو بشکست و آن پيمانه ريخت. ديگه شرايط جامعه به قبل از 22 خرداد و اون 30 ساله ی گذشته که عده ای به عنوان عامل آمريکا، اسرائيل، ضد انقلاب، ضد اسلام، ضد ضد ضد ... اين ها بايد، حق دارن و شرکت کنن. آقای خامنه ای بايد بپذيره اين جور و تا وقتی که آقای خامنه ای اصل انتخابات رو، حق رأی مردم رو نپذيره و تن نده به نتايج انتخابات سالم من فکر می کنم همين آش است و همين کاسه و هر روز همون روزی خواهد بود که خواهد بود، که بوده تا امروز.



ستاره درخشش : ممنونم. آقای دکتر زرافشان، درخواست مطالبه کردن از تضييع کننده ی حقوق معنوی مردم، از تضييع کننده ی حقوق مادی مردم، اين چه نتيجه ای خواهد داشت. به هر حال انتخاباتی در سراسر اين 30 ساله رخ داده بود، توجه و تمرکز بر اون چيزی که 6 ماه قبل رخ داده هستش، نظر شما چيست؟ چطور ميشه با يک همچين سيستمي، با يک همچين ساختاری در خواست و مطالبه کرد؟



دکتر زرافشان: نه، من شکل ديگری می بينم قضيه رو. موج سبز هدفش منتقل کردن کل مبارزات مردم ايران به داخل نظام جمهوری اسلامی و منحصر کردن و محدود کردن اين مبارزات به يک رشته روش ها و شعارهای خاصی است که تا حال نشون داده که عقيمه، اگر دعوايی هست دعوا بايد در داخل نظام جريان پيدا کند. موج سبز به همان اندازه که پروای جناح مقابل خودش در قدرت رو دارد يا باهاش کشمکش دارد، به همان اندازه هم پروای ورود نيروها و روش های دموکراتيک و مردمی رو به صحنه دارد، پروای گرايش يافتن جنبش مردم ايران رو به طرف نيرو ها و روش هايی که، روش های جدی مبارزاتی دارند. ولی همون تلاطم و بحرانی که آقای نگهدار بهش اشاره کرد که دوستانی که می خواستن از صندوق رأی دموکراسی رو بيارن بيرون و بعد از اين که اين پروژه شکست خورد، زير اين بار نميرن که اين جور بی چک و چونه عروس تو خونه نمی ياد به قول عوام و به هر حال نشد اون پروژه ی دموکراسی از طريق صندوق رأي، ماندن در اين مسئله که خب حالا بايد چه کرد؟ به نظر من آشفتگی بعد از اون مقطع علتش اينه که هيچ فکری نداشتن و ندارن در مورد اين که مرحله ی بعدش چه بايد کرد؟ اون تلاطم و بحرانی که آقای نگهدار بهش اشاره کردن و ولقعيت دارد الان تو جامعه خودش روشن ترين دليل اينه که با انتخابات و با حق رأی و با اون روش هايی که موج سبز خودش رو به اون ها و رهبرانش خودشون رو به اون ها محدود کرده اند، ما بارمون بار نخواهد شد.



ستاره درخشش : چه بايد کرد آقای دکتر زرافشان؟ خود جنابعالي، به هر حال استقامت شما وقتی که پرونده های سياسی و مطبوعاتی رو قبول کرديد، خودش واقعا يک مبارزه بود، يک جنبش مردمی بود. نظر شما در مورد اين که مردم چه بايد بکنند چيست در شرايط فعلي؟



دکتر زرافشان: مردم حول خواسته هاشون و در قالب جنبش های مختلف، که البته هيچ کدومشون 6 ماهه نيست عمرش، نمونش جنبش دانشجويی است. حول اون دارن حرکت می کنن. بايد مردم رو حول خواسته هاشون سازماندهی کرد و از پايين بايد حرکت بشه به نظر من، هيچ نوع قانوني، هيچ نوع مقرراتی که تو متون قانونی بياد بدون تغيير ساختار سياسی اين کشور، هيچ نوع تأثيری نخواهد داشت شرايط ايران شرايطی است که تا از پايين مردم سازماندهی نشن، فشار نيارن و جنبش نباشد، و البته چنين جنبشی هم اون وقت فکر درست، نظر درست می خواد. هيچ حرکت اجتماعی تا حالا بدون تفکر اجتماعی به جايی نرسيده، سر از بيراهه در می يارد و به گرفتاری و البته اين کارا رو، خب جنبش دانشجويی به عنوان مثال 56 سال در اين مملکت سابقه دارد، هويت دارد، يک جنبشی است که از روز اول خصلت ضد استبدادی داشته، جنبش زنان هست، جنبش کارگری هست، جنبش های اجتماعی ديگر هست که اون ها به خاطر اين که عده ای خود را سبز ناميده اند و مدعی نمايندگی انحصاری تمام مبارزات مردمند، اون ها که تعطيل نشدند، اين جنبش ها جريان دارد و به نظر من بايد بکشه پايين، دارد ميکشه و راه ما اون راهه.



ستاره درخشش : اقای نگهدار جنابعالي، سؤالی از حضورتون کردم که مردم بايد چه بکنند؟ در مورد خود آقای خامنه ای ولی فقيه گفتيد ولی درحال حاضر که رژيم احساس خطر می کنه، در اين شرايط مردمی که بستگی داره به موقعيت های مختلف در خيابان ها می ريزند، اون ها چه بايد بکنند به نظر شما؟



فرخ نگهدار: اون ها بايد پيگيرانه مطالبات خودشون رو، خواست های خودشون رو از دستگاه حاکم دنبال بکنند، اون ها همين کار رو الان دارن می کنن که اگر کسی مدعی بشه که تمام اين تلاش ها رو ما انجام می ديم ولی به سمت انتخابات نبايد بريم و نمی ريم، به سمت انتخابات آزاد نمی تونيم بريم يا نبايد بريم، من با صدای بلند و با قاطعيت خواهم گفت: اين ره که تو می روی به دموکراسي، به آزادي، به نهادينه کردن دموکراسی منجر نخواهد شد. اگر ما بخواهيم به تغييرات در درون سيستم يا تغيير سيستم برسيم قطعا بايد از مسيرهايی عبور بکنيم که پايانش صندوق رأی و قضاوت مردم و آزادی انتخابات هست. هيچ راه ديگري، تجربه شده ی ديگری وجود نداره. اگر کسی باز بياد بگه اين تجربه شد، 2 خرداد رفتيم و ديديم که چه کردند با نتايج انتخابات، من خواهم گفت: آوکِي، اين درست! ولی بار ديگه قطعا بايد تمام عزم خودمون رو جزم بکنيم با همبستگی ملي، با فشار بيشتر، بريم و آزادی انتخابات رو در ايران تضمين بکنيم. اين کارو می تونيم بکنيم. ببينيد در 2 خرداد سال 76 ما رفتيم رأی داديم، عده ی زيادی مأيوس شدند و خانه نشين شدند. حکومت احمدی نژاد آمد روی کار در نتيجه ی اون يأس، مردم نتيجه را ديدند، 4 سال بعد با فشار بسيار زياد آمدند وسط، اين بار ديدند که اگر در صحنه نباشند، اگر حاضر نباشن و اگر اين جنبش آرام بگيره باز هم اون حکام تمام آزادی ها رو از بين می برن و فضای بسته تری تحميل می کنن. ما خيلی پيش آمديم، من اميدم نسبت به اين که اين جنبش به پيروزی برسه نسبت به سال 76 ده برابر بيشتره، ما به پيروزی خيلی نزديک شديم.



ستاره درخشش : آقای نگهدار به هر حال برخی از مردم فکر می کنن که به صحنه آمدند، ولی اون چيزی که مطرح نبود نظر اون ها بود. سؤالی دارم در مورد اپوزيسيون در خارج از کشور، جنابعالی گفتيد که به هر حال ما بايد يک همبستگی ملی ايجاد بشه، بايد فشار بياريم و اين تغييرات در درون انجام بشه. در اين چند ماه اخير به هر حال، افراد، گروه ها، کارهايی که می کنن، فعاليت هايی که می کنن قابل احترام هست، ارزش خودش رو داره اما آن چيزی که به نام اپوزيسيون و اين گروه ها در خارج کشور بوده و فعاليت هايی که کردن قادر نبودن واقعا يک نتيجه ی ملموسی در کارهای داخل ايران، در حرکاتی که در داخل ايران رخ می ده انجام بدن، يعنی يک نفر فرض بگيريد از مسئولين سازمان ملل، يک نفر از مجامع بين المللي، از ان.جی.او ها، اين ها نتونسته بره در داخل ايران در اين دادگاه های نمايشی شرکت بکنه يا در مورد اعدام ها صحبت بکنه. چرا اپوزيسيون نتونسته به اين که جنابعالی می فرماييد، به اين جنبش، کمک کنه تا کنون؟



فرخ نگهدار: از اين که کسانی در خارج از کشورهای ديگه يا از سازمان ملل، تلاش هايی که خانم شيرين عبادی می کنه برای اين که دبير کل سازمان ملل در ايران بياد و از زندان های ايران بازديد بکنه، هنوز به نتيجه نرسيده، دليل اين نيست که فعاليت آزادی خواهان ايران در خارج از کشور کلا بی تأثيره. اگر بی تدثير بود رسانه ها تا اين ميزان نظرياتی رو که در خارج از کشور وجود داره و حرف و حديث هايی که در خارج از کشور وجود داره به داخل کشور منتقل نمی کردن و اين مقدار نمی تونستن تأثير گذار باشن و دولت جمهوری اسلامی ايران هم اين قدر حساس نبود که زنگ بزنه در هر کسي، در خانه ی کسانی که می خواهن با رسانه های خارجی تماس بگيرن و حرف خودشون رو بزنن آزادانهف اون ها رو زير تهديد قرار بدن که شما چرا می خواهيد با اون ها حرف بزنيد. من فکر می کنم رسانه ها و فعالين سياسی خارج هم از جهت پشتيبانی از فعاليتی که در داخل کشور ميشه هم از نظر جلب پشتيبانی از محافلی که حقوق بشر رو قبول دارن و آزادی و دموکراسی رو قبول دارن، برای حمايت از آسيب ديدگان جنبش های داخل کشور تا کنون مؤثر بودند و بعد از اين هم مؤثر خواهند بود. اميدوارم اين همبستگی که بعد از 22 خرداد در ميان طيف وسيعی از فعالين سياسی و اجتماعی برای آزادی و دموکراسی به وجود آمده تحت عنوان سبز، همونجوری که در داخل کشور هم هست، حداقل حکومت ميگه 14 ميليون شما هستيد، و ديديم که زيادتر هم هستن، ميليون ها نفر به ميدون آمدند. اين جنبش، اين همبستگی به نتيجه ای که دور قبل صحبت گفتم برسه.



ستاره درخشش : آقای دکتر زرافشان، جنابعالی چی فکر می کنيد؟ آيا فکر می کنيد که به چه دليلی نتيجه ی عملی نداشته اين جريان های خارج کشور؟ آيا موفق بوده به نظر شما برای حمايت از اون چه که در داخل ايران می گذره؟ و آيا همبستگي، اتحادی بين اين گروه های مختلف وجود داشته در خارج از کشور؟



دکتر زرافشان: با توجه به واقعيتی که آقای نگهدار چون خودش در خارج کشوره، خيلی بهتر از من وضعيت رو اون جا ميشناسه و می دونه، می خوام نتيجه بگيرم که تا پايه و اساس جدی اين همبستگی و همدردی و اين کلماتی که بيشتر اخلاقی است تا سياسی-اجتماعي، تا پايه ی فکری درستی نداشته باشد در واقع اين به جايی نخواهد رسيد، همچنان که در بيرون کشور شاهد هستيم. من بر ميگردم به همون که ابتدا عرض کردم: آن چه که به طور جدی توی اين 6 ماه جاش خاليه تفکره، يه تفکر اجتماعی درسته. طيف وسيعی از مردم، هر کدام با نيات، هدف های متفاوت، انگيزه های متفاوت به ميدان آمدند و آن چه که در ايران اتفاق افتاد از تلاقی اين عوامل گوناگون با هدف های گوناگون بود. به همين دليل هم بر خلاف اون چه که آقای نگهدار عنوان کردند، خب ما از نزديک اين جا شاهد هستيم، اون پايه، اون مبنای اساسی وجود ندارد. آن چه الان جريان دارد در ايران اگر درست نگاه کنيم، اگر توجيهش نکنيم، نفی نگرش اوليه ی سردمداران موج سبز بوده است، نميبينيد سير حوادث رو، نمی شنويد شعارهای مردم رو، نمی بينيد به کجا کشيده؟ اين رو بگذاريد کنار اون نگاه، کنار اون انتظاراتی که توی ارديبهشت همين امسال وجود داشت. نه، به نظر من اين موج يه تفکر سنجيده، يه تفکر از پيش انديشيده ندارد به همين دليل نتونسته به اون جا برسد. اما جنبش های اجتماعی که به هر حال تو اين مدت هم تعطيل نشدن به خاطر موج سبز، من مثال زدم، جنبش دانشجويی يک نشانشه، جنبشی که هويت داره از لحاظ سياسی جنبشی که 56 سال سابقه داره، راه خودش رو ميرد و به هر حال جامعه نخواهد ايستاد ما هم نسخه براش نمی پيچيم، فقط در خدمت مردم و در خدمت خواسته های مردم هستيم، اگر از دستمون بر بياد سازماندهی مردم حول خواسته هاشون تو مبارزشون.



ستاره درخشش : ممنونم جناب آقای دکتر زرافشان، اجازه ميديد يک ايميلی که مطرح بکنم با جنابعالی و آقای نگهدار، البته درست من متوجه منظورشون نشدم، از آريا هستش و گفتن که سؤال بکنيد، بپرسيد از مهمانان که آيا وقت آن نشده که رهبران جنبش اعتراضات مردم از هر قشری به جای اين که سکوت مصلحتی بکنن، اين سکوت رو کنار بگذارن و آيا اين نظام که دم از مذهبی بودن و پاسداری از اسلام می کند، رفتارشان با هيچ مذهبي، چه اسلام، با هيچ دينی همخوانی ندارد. حالا به هر حال آقای نگهدار اگر می خواين جنابعالی پاسخ بديد. سکوت مصلحتی می کنن اين ها به نظر جنابعالي؟



فرخ نگهدار: من از رهبران مخالف وضع موجود که نشنيدم، همه صدای خودشون رو به هر طريقی که می تونن ... ولی از جانب روحانيونی که مثلا در مورد آقای منتظری بحث در جامعه هست که برخی از اين فقها که شاگرد حتی خود آقای منتظری بودند امروز صدای خودشون رو بستن و پيروی نمی کنن از اون استادشون. در ميان مراجع يک همچين بحثی بود که خيلی ها خانه نشين شدند، حتی تسليت هم نگفتن. ولی اين که افراد وابسته، مخالف وضع موجود ساکت نشسته باشن يا به گوشه ها خزيده باشن، الان فضا اون جور نيست و همه ی مردم همراه با فعالين سياسی همراه هستن. من يه نکته رو هم در رابطه با بحث قبلی اگر اجازه بديد، در اين زمينه که آيا اين جنبش سبزتفکر سياسی داره يا نداره اضافه بکنم بر بحثی که شد. در انقلاب بهمن هر چه در صحنه ما می ديديم، خشم بود عليه سيستم حاکم و وقتی خواست ها و مطالبات رو می سنجيديم، می ديديم که جز رفتن سيستم حاکم بح ديگری در انديشه ی افراد وجود نداره، در انديشه ی کسانی که در انقلاب شرکت داشتند. در دوم خرداد ما ديديدم مقداری حق رأی و انتخابات و آزادی در آميخته با جنبشی که به عنوان جنبش دوم خرداد ناميده شد. امروز در جنبش 22 خرداد يا جنبش سبز، شما هيچ گاه، هيچ گاه، نه در جنبش ملی شدن صنعت نفت، نه در انقلاب مشروطه، نه در انقلاب 57، نه در جنبش 2 خرداد اين مقدار آگاهی سياسی نديديد، نبوده اين جديده و بايد به اين لبيک گفت. بايد پذيرفت، بايد ديد... بله اگر هم صحبت اقای زرافشان رو بخواهيم در مد نظر قرار دهيم لااقل اين رو بپذيريم که ما پيش آمديم، انديشه ی سياسی تزريق شده، ترويج شده در اين جامعه، می دونن چکار می خوان بکنن، می دونن که نبايد دست به قهر بزنن. شما اون سکوت عظيمی رو که در بعد از اون دوره، تظاهرات سکوت رو ببينيد، فلج کرده دستگاه حاکم رو از اعمال قهر! ما اين آگاهی رو نداشتيم، اين آگاهی سياسيه، دست کم نگيريم.



ستاره درخشش : بله، به هر حال حرف جنابعالی هم قابل احترام هست آقای نگهدار، مسئله اين نيست که مشخصا مردم، بله می دونن آگاهی سياسی هست، ولی صحبت در مورد اين هست که هماهنگی نيست به هر حال در مورد اون چيزی که جنابعالی جنبش سبز می ناميد و رشته ی کار به قول برخی از دست خود رژيم خارج شده و اون ظرفيت رو نداره برای اين تغييرات. اجازه ميديد از ايران مقداری بيرون بيايم و تا حدی به امريکا بپردازيم. يک سال از مديريت پرزيدنت اوباما تقريبا می گذره ايشون در سخنان خودشون هنگام دريافت جايزه صلح نوبل به ايران اشاره کردند. يک جمله ای در مورد ايران گفتند که گفتن تعامل با کشورهايی که به هر حال استبدادی هستند بايد عاری از غضب باشه و صحبتی بود که ايشون کردند در مورد ايران. آيا جناب آقای دکتر زرافشان، نظر شما در اين باره می خواستم سؤال بکنم، فکر می کنيد که تلاش های پرزيدنت اوباما در اين يک ساله به نتيجه ای خواهد رسيد؟ و نبايد به هر حال به گفته ی برخی از منافع مردم عبور بکنه، اگه تلاشی هست بايد علنی باشه، که ايشون سعی کردند، چی فکر می کنيد شما؟



دکتر زرافشان: بله، من خودم به ظرفيت های حقوقی به طور انتزاعی چندان اعتقادی ندارم. يعنی فکر می کنم صرف به رسميت شناختن، فرض رو حتی بر اين بگذاريد، صرف به رسميت شناختن يک سلسله حقوق و آزادی های فردی برای شهروندان توی متون قانوني، بدون اين که متناسب با اين حقوق و برای اجرای اين حقوق تغييرات متناسبی هم در ساختار سياسي، در بافت اقتصادی-اجتماعی خود جامعه صورت گرفته باشد، فکر نمی کنم چيزی رو عوض بکند، فقط اين حقوق روی کاغذ خواهد ماند. برای تأييد قطعی و بی چون و چرای حرف خودم بهترين آزمايشگاه اجتماعی همين ايران فعلی است. حالا تو زمينه هايی ما فی المثل حقوق کودک ملحق شده ايم به مقاوله نامه های بين المللی ولی در عمل چه تأثيری داشته؟ بذاريد موضوع رو از زاويه ی ديگری نگاه بکنيم: حقوق بشر در حوزه ی حقوق عمومی قرار می گيره، يعنی از روابط حقوقی است که يک طرفش حاکميته و يک طرف ديگه شهروندان، بنابراين نقض اين حقوق قاعدتا از ناحيه ی حاکميت خواهد بود. سؤال مشخص من اينه و بی رودرواسی و جدی بگم تا حالا جواب درست و جدی براش نگرفتم، سؤال مشخص من اينه: وقتی حاکميتی اين حقوق رو نقض می کنه، قوه ی قضاييه از کجا بايد اون اقتدار، اون اتوريته ای رو بياره که جلوی حاکميت رو بگيرد و کجی اون رو راست کند؟ مگر نه اينه که قوه ی قضاييه هم خودش به عنوان بخشی از حاکميت، به عنوان بخشی از دستگاه قدرت، اقتدار و اتوريته ی خودش رو از حاکميت می گيرد؟ کجاست اون اقتداری که قوه ی قضاييه به اتکای اون جلوی نقض حقوق بشر رو از طرف حاکميت رو بگيرد؟ من اين چهره ی دردمند دوست بسيار عزيزم خانم الهه هيکس رو هر زمان که ايشون در برابر اين سؤال هميشگي، خب به کرات ايشون آمده اند در صدای آمريکا و در برابر اين سؤال هم هميشه قرار می گيرند که خب در اين زمينه، در اون زمينه حقوق بشر نقض شده و چه بايد کرد؟ و اون چهره ی دردمند، اون نگاه دردمند ايشون رو نتيجه و بازتاب همين تضاد می دانم. به همين دليل معتقدم صرف گنجوندن حقوق برای آحاد مردم توی متون قانونی و صرف الحاق ايران به مقاوله نامه های بين المللی و اين تحولاتی که صرفا در عرصه ی حقوقی و قانونی صورت می گيره و يا از بالا و با فشار تحميل ميشه، اين ها نمی تونه چيزی رو عوض کنه تا تغييرات متناسب و لازم در ساختار سياسی جامعه صورت نگيرد. و تضمينش هم به عقيده ی من، تضمين از پايين و حرکت مردمه. بنابراين در کنار اون فشارهای بين المللی و در کنار مسئله ی بالا، همواره به حرکت از پايين، متشکل شدن، سازمان يافتن مردم و مبارزه کردن در راه احقاق حقوقشون به طور جدی تر فکر کرده ام. من نگاهم متوجه اين طرف قضيه است.



ستاره درخشش : اجازه می فرماييد من 2 ايميل رو بخونم، جناب آقای زرافشان يک ايميل رو خطاب به جنابعالی نوشتند، می نويسند که : " اگر از پنجره ی منزل خودتان در شمال تهران نگاهی به کوی و برزن بيندازيد سيل خروشان مردمانی را خواهيد ديد که پس از 1400 سال هنوز برای شهيد راه تئوکراسی به سرو سينه می زنن، پوشيده نيست که تئوکرات ها در سرزمين ما در اکثريت اند و دموکرات ها در اقليت. به زعم اين حقير تحقق يک دموکراسی کلاسيک در ايران نيازمند زمان و گذر از نسل کنونی است". و ايميل ديگری هم داريم از اشکان : " مفاهيمی چون جمهوری اسلامي، نه يک کلمه بيش و نه يک کلمه کم، جزء نقايص جنبش سبز است و بيم آن می رود که در برابر حکومت توتاليتر حاکم در آينده همانند انقلاب 57 روشنفکران و تکنوکرات های جامغه صرف حمايت از اين جنبش، خواسته های فراتر از قانون اساسی موجود را بيان نکنند." ما حدود 4 دقيقه بيشتر فرصت نداريم، آقای زرافشان می خواهيد، جناب آقای دکتر می خواهيد پاسخ بديد به اين، البته اختصارا خواهش می کنم به اين ايميل.



دکتر زرافشان: بله من اون تذکری رو، اون نکته ای رو که ايميل اول مطرح کرده بودند، بسيار مطلب عميق و درستی است، خودم هم بهش معتقدم. البته شروع به فکره، خب چه بايد کرد؟ بحث ايجاد می کند، حرف بسيار درستی است، منم باش موافقم. اما يک نکته رو می خواستم اشاره بکنم که به بحث دومی هم مربوط می شد، و اون اينه: ببينيد ما هم خودمون يک تجربه داريم، هم تمام جنبش های رهايی بخش ملی که بعد از جنگ دوم توی کشورهای آفريقا و آسيا و امريکای لاتين جريان داشت و الان در وضعی هستن که بتونيم بيلانشون رو نگاه بکنيم، بهمون اين رو می گد، وقتی رهبران اين ها از زندان آزاد می شدند، مردم که با ديده های اشکبار رفته بودند به استقبالشون، توی اون شور و هيجان و شوقی که بسيار آقای نگهدار هم ازش صحبت کردن، وقتی می پرسی خب چکار اينا می خوان بکنن؟ می گفتن الان جای اين صحبت ها نيست. الان بايد فکر آزادی بود، الان استعمار، الان ما استقلال مون بعدا در اين باره صحبت می کنيم. الان جای بحث پيرامون برنامه که چه می خواهيد بکنيد، نيست. 50 سال، 40 سال، 30 سال بر حسب مورد از اون سال ها گذشته، وقتی شما اين کشورها رو داريد توش نگاه می کنيد، آمار اعدام ها رو نگاه می کنيد از دوره ای که اينا به وسيله ی نيروهای استعماری اداره می شدن حالا توش بيشتره. آمار زندانيان سياسي، نسبيش رو نگاه می کنيد و زندانيای عادی شو، بيشتره. فقر رو نگاه می کنيد وضع خرابتره، حقوق زنان رو نگاه می کنيد، اين الجزاير جلوی چشم شما، افسوس می خوريد به زمانی که اون جا تحت استعمار فرانسه بود، لااقل اين حقوق تا حدودی رعايت می شد. بنابراين من معتقدم، خود ما هم اين تجربه رو داشتيم، يک دور 30 سال پيش تجربه کرده ايم، معتقدم به تعويق انداختن و حواله کردن اينها به يک زمان نامعلوم توی آينده ما رو به جايی نخواهد رسوند، تجارب هم متعدد جلوی چشممون. اين نکته ای است که در مورد موج سبز، بيشتر روش تأکيد می کنم. در هر صورت، اميدوارم که، من معتقدم، يه ژن تاريخی هم مردم هر جامعه ای دارن و عليرغم همه ی مسائل عمل می کند، حرکت می کند. اين که غير منتظره حوادث 5-6 ماه گذشته نشون داد بچه جوون... من معنقدم که همونطور که يک بچه ی کوچک به خاطر اين که انسانه و تو ژنش هست، وقتی می خواد راه بره اگه 100 بار زمين خورد، پا می شه تا حفظ تعادل و راه رفتن رو ياد بگيره، ژن تاريخی هم هست و اثر می کنه و ما راهمون رو پيدا بايد بکنيم.



ستاره درخشش : آقای دکتر سپاسگذارم، عذر می خوام حرفتون رو قطع می کنم، آقای نگهدار متأسفانه فکر نمی کنم فرصتی برای پاسخ جنابعالی باشه، مگه اين که در 30 ثانيه.



فرخ نگهدار: در 30 ثانيه می خوام بگم ما در آستانه ی سال 2010 قرار گرفتيم و سال 2009 اگر شما 30 سال پيش می رفتيد، مثلا به 79 می رسيديد. در ايالات متحده آمريکا امسال آقای اوباما آمدند و اين تغييری بود که اصلا ما انتظارشو نداشتيم، در ايران هم همينجور، در تمام کشورها، جهان در حال پيشرفت هست. خوشبختی در آينده قرار داره و هر چه که ما نزديک تر می شيم روزهای بهتری خواهيم ديد و خواهيم ديد روزهای سخت می گذره. من در اين آستانه ی نو شدن سال مسيحی اميدوارم و تأکيد می کنم بر اين که ما اگر يک سال ديگه اين جا با هم بشينيم و صحبت بکنيم، وضع ايران هم وضع بهتری خواهد بود، من آيه ی يأس نمی خونم.



ستاره درخشش : سپاسگذارم، جناب آقای دکتر زرافشان از ايران که در برنامه شرکت فرموديد، جناب آقای نگهدار و همچنين همکارانم در تفسير خبر.
16 دی 1388    10:55
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:46 18 دی 1388
آقای زرافشان :

قاطی کردن آيت الله منتظری با حقوق بشر، ت ليل از ايشون نيست. به نظر من هم مخدوش کردن چهره ی آيت الله منتظری است و هم مخدوش کردن حقوق بشر. در يک دوره ای از تاريخ، که دوره ی کوتاهی هم نيست و هزارها سال طول می کشه، شکل غالب ايدئولوژی مذهبه. در اين دستگاه فکری همه چيز برای خدا و به خاطر رضای خدا ان ام ميشه. اين دستگاه فکري، چه درست و چه نادرست، ارزش داوری ما را ع بهش هر چی که می خواد باشه، برای خودش يک دستگاه فکری منس م و کامله، بدين معنی که همه ی ا زاء و عناصرش با هم می خونن، يکديگر رو تأييد و تقويت می کنن. هزاران سال می گذره، شکل واقعی و مادی زندگی  امعه، هستی انسان تغيير می کنه، اين تغييرات ريشه دار و عميق، ذهنيات و تفکرات و ارزش های تازه ای رو تقاضا و اي اب ميکند که طی قرن ها به تدري  اين آرمان های تازه، اين ارزش های تازه، اين تفکرات تازه شکل می گيرن و تبلور پيدا می کنن. در اين دستگاه فکری  ديد، در کانون تفکرات اين دستگاه فکری  ديد، به  ای ذات باری که در کانون دستگاه فکری قديم قرار داشت، مياد انسان و سرنوشت و نيازهای انسان قرار می گيره. می خوام بگم انسان گرايي، اومانيسم، که بازتاب و در واقع حاصلش در عرصه ی حقوقي، حقوق بشره، در برابر تفکر الهی و حقوق الهی قرار می گيره و بستر تاريخی و کنه و ذات اين دو تا از بيخ و بن با هم متفاوته. متعلق به دو تا دنيای کاملا متفاوته که همه ی ا زا و عناصرش با هم فرق دارند، اين که ما بيايم اين دو تا رو قاطی کنيم به نظر بنده، ببخشيد اين عبارت رو به کار می برم، ولی حرف های عاميانه و بازاری است که اساس نداره. ممکنه برای هدف های تبليغاتی و مقطعی بشه اين حرفا رو زد، ولی طرح اين حرف های ظاهرا فريبنده لوس کردم مضمون هر دو تای اين هاست.


نام:  
ای-ميل:  
01:44 18 دی 1388
آقای زرافشان :



مردم که با ديده های اشکبار رفته بودند به استقبالشون، توی اون شور و هي ان و شوقی که بسيار آقای نگهدار هم ازش صحبت کردن، وقتی می پرسی خب چکار اينا می خوان بکنن؟ می گفتن الان  ای اين صحبت ها نيست. الان بايد فکر آزادی بود، الان استعمار، الان ما استقلال مون بعدا در اين باره صحبت می کنيم. الان  ای بح« پيرامون برنامه که چه می خواهيد بکنيد، نيست. 50 سال، 40 سال، 30 سال بر حسب مورد از اون سال ها گذشته، وقتی شما اين کشورها رو داريد توش نگاه می کنيد، آمار اعدام ها رو نگاه می کنيد از دوره ای که اينا به وسيله ی نيروهای استعماری اداره می شدن حالا توش بيشتره. آمار زندانيان سياسي، نسبيش رو نگاه می کنيد و زندانيای عادی شو، بيشتره. فقر رو نگاه می کنيد وضع خرابتره، حقوق زنان رو نگاه می کنيد، اين ال زاير  لوی چشم شما، افسوس می خوريد به زمانی که اون  ا تحت استعمار فرانسه بود، لااقل اين حقوق تا حدودی رعايت می شد. بنابراين من معتقدم، خود ما هم اين ت ربه رو داشتيم، يک دور 30 سال پيش ت ربه کرده ايم، معتقدم به تعويق انداختن و حواله کردن اينها به يک زمان نامعلوم توی آينده ما رو به  ايی نخواهد رسوند، ت ارب هم متعدد  لوی چشممون. اين نکته ای است که در مورد مو  سبز، بيشتر روش تأکيد می کنم.


نام:  
ای-ميل:  
00:53 18 دی 1388
درود به

آقای زرافشان عزیز رادمرد دوست داشتنی



ننگ بر فرخ نگهدار همکار با ارت اع

نام:   mobarez
ای-ميل:  
19:58 16 دی 1388
در فردای انقلاب سرخ، فرخ نگهدار ها محاکمه خواهند شد.

نام:   Yaar
ای-ميل:  
18:38 16 دی 1388
با درود به رادمردان و متفکران دمکراتی چون دکتر زرافشان، باید به فرخ نگهدار یادآور شد که هنوز خون رزمندگانی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم توسط سازمان اک«ریت به رهبری (نگهدار) کشته شدند، خشک نشده که ایشان باز برای مبارزان راه آزادی مشغول طراحی نقشه‌های شیطانی دیگری هستند. زهی بیشرمی که لو دادن و تعقیب نیرو‌های مبارز توسط اک«ریت را، نگهدار خائن مخالفت با  مهوری اسلامی می‌خواند. آقای نگهدار و دارودسته! مردم همه م«ل شما دروغگو نیستند که کم حافظه هم باشند!

نام:   بهمن
ای-ميل:  
18:34 16 دی 1388
البته قبل ا ز اینکه فرخ نگهدار این حرفها ر بزنه م اهدین خلق در « بهه ضد امپریالیستی » بدور «محور امام امت » به «میلیشیای »خود فرمان دادند و اطلاعیه دادند که به یاری «برادران سپاه پاسدار » بروند و به آنها برعلیه «توطئه امپریالیسم »کمک کنند. بعد که ر وی دید خمینی م«ل خودش تمامیت خواه است وتقسیم نمیکند اعلام  نگ مسلحانه کرد و فرار کرد وبعد هم که رفت در نز بیگانگان !

اشکال کار این اپوزیسیون ورشکسته این است که هر کس فقط اشکال کار دیگری را میبیند و کارهای ک«یف خود را نمبیند که یک روز در دامان صدام بوده است وروز دیگر با آمریکاییها میپریده و باید گفت این باصطلاح  نبش با این قیافه به یک ارت اع دیگری منتهی میشود ویا ادامه همین حکومت ک«یف و  انی !

برای روند ورشد  امعه اگاهی نیاز است ولی نگاه کنید بعد از سی سال از قیام ضد استبدادی وضد امپریالیستی وشکست آن توسط هادیان امپریالیستی وسی سال  نایت حکومت دینی باز هم این مردم با الله اکبر و میر حسین یا حسین و بالاترین شعارشان «مرگ بر دیکتاتور» به خیابان میروند ! نه ! ارت اع در ایران ریشه دارد وبه این زودی هم ریشه کن نمیشود ! بویزه که کسانی مانند نگهدار که روزی در خط «ضد امپریالیستی » خمینی از آنها حرکت میکرد امروز هم با یک چرخش صد و وهشتاد در ه ای امروز اوباما را برای تغییر برای ما م«ال میزند انگار که ماهیت امپریالیسم عوض شده است چون یک رنگین پوست رئیس  مهور شده است . امروز این  نایتکار در افغانستان همانقدر آدم میکشد که بوش عقب هم از دکترین بوش نمینشید و اگر لازم باشد بر سر مردم ما که امروز برایشان اشگ تمساح میریزد بمب خواهد ریخت ! ین امپریالیسم وارت اع نیستند که تغییر کردند این فرصت طلبان هستند که هرروز به رنگی در میآیند و نه برای مردم بلکه برای خود تلاش میکنند و لی آنرا به نام مردم میخواهند غالب کنند یک روز مبارزه ضد امپریالیستی خمینی را حمایت میکنند وامروز در کنار امپریالیسم آزادی خواه شده اند !

نام:   فرهنگ
ای-ميل:  
17:31 16 دی 1388
فرخ نگهدار: مردم ايران به دو بخش تقسيم شده بودند در بعد از انقلاب، يک عده ای با  مهوری اسلامی موافق بودند و فکر می کردند حکومت تئوکراتيک به قول آقای زرافشان يا ولايت فقيه می تونه پاسخ خواست های اون ها رو بده، تعداد زيادی هم در اين سيستم شروع کردن به کار کردن و بخشی هم که من هم و سازمان ما هم ! و نيروهای چپ ايران هم در اون گروه می گن يدن به مخالفت با يه همچين سيستمی و زير سرکوب يه همچين سيستمی قرار گرفتيم.... این هم  وک روز :))))



و اما این اگر حماقت نیست پس چیست ؟ فرخ نگهدار: " ...در مورد اين که آيا حقوق بشر و اسلام با هم در تناقض هست و اين ها دو مقوله ی  داگانه هستند يا نه؟ من اعتقاد دارم و ت ربه ی بشری هم نشون می ده که يک چنن فرضی خطاست و بايد تلاش بشه از طريق اصلاح دينی تناقضاتی رو که بين نظريات برخی از فقها و اصول حقوق بشر و ود داره، اين ها رفع بشه و اين امر امکان پذير هست.... " !!؟؟





آقای زرافشان عزیز که در ایران و زیر تیغ زندان و شکن ه و رعب و وحشت زندگی میکنید ممنون از نظراتتون و زنده باشید انسان دوست داشتنی.

نام:   حمید
ای-ميل:  
15:46 16 دی 1388
فرخ نگهدار در سالهای شصت : سپاه پاسداران را به سلاح سنگین م هز کنید. به خلخالی  نایتکار رای دهید. در لو دادن نیروهای انقلابی با سپاه پاسداران همکاری کنید.

در فردای انقلاب سرخ، فرخ نگهدار ها محاکمه خواهند شد.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی :ضرب و شتم دانشجويان بازداشتی دانشگاه های مشهد در کوی پليس

خبرنامه اميرکبير :پس از حمله خونين چهارشنبه و پنجشنبه نهم و دهم دی ماه به دانشگاه آزاد مشهد و اعتراضات گسترده در همه دانشگاه های مشهد در، ۲۱۰ دانشجوی دانشگاه آزاد، ۷ دانشجوی دانشگاه فردوسي، ۳۵ دانشجوی دانشگاه خيام و ۱۰ دانشجوی دانشگاه سجاد مشهد بازداشت و به کوی پليس مشهد منتقل شدند.



در ميان دانشجويان بازداشت شده، ۶ دانشجوی دانشگاه فردوسی به نام های توحيد تمدني، محسن بيات، علی معموري، رضا خجسته و علی لطيفی از چهارشنبه و حسين قابل از روز عاشورا همچنان در کوی پليس در بندند.



به گفته يکی از دانشجويان آزاد شده رفتاری خلاف شان دانشجو در اين محل با دانشجويان می شود و بازجويان با ضرب وشتم دانشجويان را تحت فشار گذاشته و آنها را در شرايط بسيار نامناسب در سلول های چند ده نفره نگه می دارند.



برای دانشجويان بازداشت شده دانشگاه های مشهد قرار سنگين وثيقه ۱۰۰ ميليونی تعيين شده است، اما عليرغم تهيه و توديع وثيقه توسط خانواده های دانشجويان، مسئولان دادگاه انقلاب مشهد از پذيرش وثيقه و آزادی دانشجويان امتناع کرده اند.



با نزديک شدن به امتحانات و نگرانی خانواده های دانشجويان بازداشتی از وضعيت آموزشی فرزندشان، مسئولين دانشگاه هيچ اقدامی برای آزادی اين ۶ دانشجو زندانی دانشگاه فردوسی و ديگر دانشجويان بازداشتی مشهد نکرده اند. دانشجويان دانشگاه های آزاد، فردوسي، خيام و سجاد مشهد اعلام کرده اند که در صورت ادامه بازداشت همکلاسی هايشان، اعتصاب خواهند نمود و امتحانات پايان ترم را تحريم و لغو خواهند نمود.



گفتنی است در روز دوشنبه صدها تن از دانشجويان دانشگاه فردوسی با برپايی تجمعی خواستار آزادی ياران دبستانيشان شدند. اين تجمع در مقابل دانشکده فنی اين دانشگاه برگزار شد.



عليرغم آنکه به علت تعطيلات قبل از امتحانات، دانشگاه در حالت نيمه تعطيل قرار دارد، برای چندمين روز متوالی دانشجويان دانشگاه فردوسی با تجمع مقابل دانشکده فنی و سر دادن شعارهايی به حمله وحشيانه نيروهای انصار و لباس شخصی های حامی دولت کودتا به دانشگاه آزاد مشهد و بازداشت دانشجويان دانشگاه سجاد، اعتراض کردند.



بنابر گزارش ها ديروز سه شنبه نيز فضای همه دانشگاه های شهر مشهد به شدت امنيتی بوده است و نيروهای انتظامی و لباس شخصی با حضور در خيابان های منتهی به دانشگاه های فردوسي، آزاد، سجاد و خيام مشهد، اين دانشگاه ها را محاصره کردند. به گزارش خبرنامه اميرکبير به علت حضور بسيار گسترده ماشين های انتظامی و يگان ويژه در بسياری از ميادين و خيابان های مشهد، حکومت نظامی غيررسمی در اين خيبان ها برقرار شده است.



گفتنی است هم اکنون ۳۰ دانشجوی دانشگاه آزاد، ۳۵ دانشجوی دانشگاه خيام، ۱۰ دانشجوی دانشگاه سجاد و ۶ دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در بازداشتگاه های اطلاعات و پليس امنيت مشهد زندانی می باشند. همچنين از وضعيت دانشجويان مصدوم دانشگاه آزاد مشهد که از صحن اين دانشگاه ربوده شدند هيچ اطلاعی در دست نيست.



دانشجويان دانشگاه های مشهد اعلام کرده اند تا آزادی همه دانشجويان زندانی و محاکمه مهاجمان به دانشگاه های آزاد و سجاد به تجمعات اعتراضی خود ادامه خواهند داد.




16 دی 1388    10:50
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
17:41 16 دی 1388
DOVLATE EJALAT. MARG BAR ZAAHAKE ZAMAN KHAMENE,IE NAMARDE TARIKHE IRANZAMINKH


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی :تلويزيون نروژ: کنسول ايران در نروژ استعفا داده و پناهنده شده است

آفتاب: تلويزيون دولتی نروژ اعلام کرد محمد رضا حيدري، کنسول ايران در نروژ، از سمت خود استعفا داده و از دولت نروژ تقاضای پناهندگی سياسی کرده است. اين شبکه مدعی شده است که وی در اعتراض به وقايع داخل ايران چنين اقدامی کرده است.


16 دی 1388    09:24
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:12 16 دی 1388
حالا نمی شه ما يه ديدار کوچولو و نوازشگرانه با اين آغای کنسول سابق داشته باشيم؟!!

حيوونکی! داره م«ه بيد می لرزه! خب، حق هم داره. آخه تازه از دست گرگها فرار کرده و اين ا صدای پلنگ می شنفه!!!! گوشتش آب می شه. شرط می بندم اين روش لاغری، بهترين روش باشه. اون يارو خيکيه کی مياد اين طرفا؟؟ شوما نمی دونين؟!!!! نمیری تا خودم بکشمت، خيکی  ون!!!

نام:  
ای-ميل:  
10:50 16 دی 1388
OMIDVARAM ROOZI FARA RESAD KE TAMAME AFRADI KE DAR IN DOVLATE KHIYANAT DAST DARAND BE ESHTEBAHE KHOD PEY BEBARAND


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16دی :گزارشی از ديدار جمعی از فعالان سياسی و مدنی با مهدی کروبی

کميته گزارشگران حقوق بشر - عصر دوشنبه ۱۴ دی ماه جمعی از فعالين سياسی و مدنی با مهدی کروبی ديدار کردند. در اين ديدار نمايندگان خانواده های زندانيان سياسی ، کميته گزارشگران حقوق بشر ، شورای دفاع از حق تحصيل ، اعضاء دفتر تحکيم وحدت و فعالين دانشجويی دانشگاه های آزاد و سراسری شرکت نموده بودند.



اين ملاقات که با محوريت خواسته های جامعه دانشجويی و وضعيت زندانيان و فعالين سياسی اجتماعی پيش رفت نخست بيانيه ای از طرف جمع قرائت شد و سپس هر يک از حاضرين با شرح وضعيت اعضاء به طرح مطالبات و انتظارات خود از مهدی کروبی برای برون رفت از وضعيت موجود پرداختند.



در ابتدا گزيده ای از صحبت های هريک از نمايندگان و سپس صحبت های مهدی کروبی و در پايان بيانيه ای که از طرف جمع قرائت شد را خواهيم آورد.



نماينده شورای دفاع از حق تحصيل :



اکنون در تلخ ترين و پر افتخار ترين ايام به سر می بريم که با حقوق پايمال شده عموم مردم و حذف فعالين دانشجويی مواجه هستيم . بعد از انتخابات برخورد شديدی با دانشجويان محروم از تحصيل صورت گرفت و با وصل کردنشان به منافقين(مجاهدين خلق) سعی در حذف کامل ايشان داشتند ، اما با اينکه از اين اتهام تبرئه شده اند هنوز از آزادی ايشان با وثيقه موافقت نشده است، در حال حاضر بد ترين برخوردها از جانب سپاه صورت ميگيرد، اما هيچکس عليه ايشان به صورت رسمی سخنی نمی گويد.



فعال دانشجويی دانشگاه آزاد:



متاسفانه برخورد با دانشجويان دانشگاه آزاد در ماه های اخير شدت گرفته است و با صدها تعليق و اخراج مواجه هستيم. همچنين بايد به برخورد بی پرده و خشونت آميز نيروهای لباس شخصی با دانشجويان در صحن دانشگاه و حرمت شکنی ايشان پرداخت. اما تنها راه برای خارج شدت از اين وضعيت رو به خشونت، رسيدن به وحدت بين گروه ها و رهبران جنبش جهت رسيدن به فضايی آرام تر و دوره ای با حدودی ميانه روی هستيم.



عضو دفتر تحکيم وحدت :



بعد از واقعه عاشورا با افزايش دستگيری ها مواجه هستيم بخصوص در ميان دانشگاهيان ، با اين وجود مبحث دانشجويان در بيانيه های اخير شما و آقای موسوی گم بود ، و چرا مبحث شورای سبز اميد که مطرح گرديد به اندازه کافی پيگيری نشد ، که می تواند با پذيرش اعضاءجديد راهی برای مذاکره باز کند.



عضو کميته گزارشگران حقوق بشر :



در اين روز ها اکثريت اعضاء اين کميته در بازداشت به سر می برند و بقيه نيز يا احضار شده و يا امنيت ندارند.چون کميته گزارشگران حقوق بشر ، خبر ها را بدون فيلتر ايدئولوژيک کار می کند و حقوق بشر را برای همه مردم می داند، قضيه مجاهدين خلق دستاويزی شده است برای متهم کردن اعضاء کميته به ارتباط با منافقين، در اين وضعيت ما از شما انتظار داريم موضع گيری حقوق بشری همچون آقای منتظری داشته باشيد.



نماينده خانواده های زندانيان سياسی :



در روز های اخير برخورد با خانواده های زندانيان سياسی نيز آغاز گرديده است ، و وضعيت اسفناک خانواده های بازداشتی های روز عاشورا بسيار نگران کننده است که فرزندانشان تحديد به اشد مجازات شده اند ، انگار آقايان خود را در جايگاه امام حسين ميدانند ، که اعتراض به خودشان را اعتراض به امام حسين تلقی می کنند، ونگرانی بيشتر در مورد حکم های ناعادلانه ايست که اين روز ها صادر می شود که اکثرا بالای ۵ سال است، ما خانواده های زندانيان سياسی که تا حدی شناخته شده ترند آگاهانه و با افتخارپشت عزيزانمان هستيم اما نگ