13دی :بيانيه موسوی/مانيفست قدرت سايه برای جانشينی
راديو فرانسه:سقوط دولت طالبان در کابل و صدام در بغداد، بدليل فقدان وجود قدرت جانشين، به ايجاد ناگهانی خلاء قدرت در دو کشور افغانستان و عراق انجاميد و در نتيجه امنيت غرب آسيا را با بحرانی جدی روبرو ساخت. بحران بالقوه ناشی از تغيير ناگهانی قدرت در تهران ميتواند از حدود نگرانی های منطقه ای فرا تر رفته و به يک بحران جهانی مبدل شود. بيانيه پنج ماده ای موسوي، نه راهکار خروج از بحران جاری سياسي، که در عمل، معرفی نامه قدرت سايه ای است که در ايران شکل گرفته و آماده ميشود که خلاء ناشی از تغيير قدرت سياسی در تهران را پر کند.
بی ترديد هيچيک از مفاد پنج گانه بيانيه موسوی برای قدرت حاکم در ايران نه قابل پذيرفتن و نه قابل اجرا است. از نگاه جنبش موسوم به سبز نيز که نماينده و معرف خواسته های مردم ايران شده است، بدون تامين شرايط مندرج در بيانيه ياد شده، راهی برای دست يافتن به تعادل و وضعيت جامعه آزاد باقی نخواهد ماند.
پذيرفتن شرايط مندرج در بيانيه موسوی و اجرای خواسته های پنج گانه قيد شده در آن، بی ترديد ماهيت رژيم کنونی را در ايران تغيير خواهد داد. بدون تامين خواسته های مزبور نيز، جامعه به پا خواسته ايران تنها شاهد ادامه وضع مو جود خواهد بود.
بيانيه موسوي، با عبور از مسائل مربوط به انتخابات ماه خرداد، تصوير بزرگتر ايران فردا را هدف قرار داده است. سند ياد شده ، با برخوردی هشيارانه، واقعيت های عينی ايران امروز را، که شکل گرفتن دولت دهم بخشی از آن است، انکار نميکند. در عين حال دولت را، همراه با بقيه شاخه های قدرت ، منجمله رهبری و بخش نظامي، در يک سبد قرار داده، و برآوردن مطالبات عمومی را فراتر از حدود مسئوليتهای دولت ميبرد.
اگرچه در بخشی از بيانيه، مسئوليت پذيری دولت در برابر مجلس ( قوه مقننه ) توصيه شده است، و لی در نگاهی فراتر از دولت موجود و مجلس کنوني، آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات، و مبارزه با فساد مورد تاکيد قرار گرفته که در مجموع ابزار اوليه يک جامعه متعارفی و آزاد بشمار ميروند.
بيانه موسوي، نه تنها از خواسته های مطرح شده در جريان انتخابات اخير، که از انجام اصلاحات موضعی در درون نظام نيز عبور کرده است. تحقق پنج ماده مندرج در بيانيه ياد شده در عمل به معنی در خواست انتقال تدريجی قدرت از حکومت فعلی به مردم است، و نه اصلاح بعضی از امور، با ادامه حضور و سر کرد گی عوامل کنونی قدرت.
خواسته های پنج گانه مندرج در بيانيه موسوي، بخشی ساده از مانيفست قدرت سياسی تازه شکل گرفته ای است که نويد ميدهد با پشتيبانی مردم قادر خواهد بود از نا آر امی های ناشی از شکل گرفتن خلاء ناگهانی قدرت در ايران ، بعد از کنار رفتن نظام فعلي، پيش گيری بعمل آورد.
اگرچه پاره ای از واکنشها به مفاد اعلاميه ياد شده حاکی از احتمال انعطاف پذيرتر شدن خواسته های جنبش سبز با هدف عبور از بحران سياسی کنونی است، و در نتيجه توصيه ميکند که رهبری نظام سياسی نيز با " گذشت و بخشندگی" امکان رسيدن به مصالحه را در جامعه فراهم سازد، نظير آنچه محسن رضائی در نامه خود به رهبر جمهور ی اسلامی مطرح کرده، ولي، بيانيه موسوی عقب نشينی از خواسته های مربوط به انتخابات نيست، بلکه عبور از محدوده خواسته های ياد شده و طرح خواسته های مهمتری است.
به اين ترتيب، بيانيه موسوی را نه عقب نشينی از خواسته های مرتبط با نتايج اعلام شده انتخابات ماه خرداد که تنها در چهار چوب يک اقدام هشيارانه برای عبور از آن بايد تلقی کرد.
ايران با واقع شدن در يک منطقه استراتژيکی حساس، در صورت قرار گرفتن در شرايطی مشابه با آنچه که افغانستان در سال 2001 و عراق در سال 2003 تجربه کردند، ميتواند بازار جهانی نفت، اقتصاد جهانی و امنيت منطقه را با بحران جدی روبرو سازد.
از اين لحاظ پيش گيری از ايجاد خلاء قدرت در ايران پس از ساقط شدن قدرت حاکم کنوني، نه تنها يک نياز داخلی که در ابعادی وسيعتر يک نگرانی عمده در منطقه بشمار ميرود.
اپوزيسيون خارج از ايران نيز که طيف غير منسجم و نا هماهنگ، از چپ تا راست افراطی را در بر گرفته، نه تنها نماينده کامل خواسته های مردم داخل ايران نبود و در نتيجه طی 30 سال گذشته از ايجاد ارتباط نزديک با توده های داخلی مردم و تاثير گذاری بر آنها باز مانده ، که در ايجاد هماهنگی و يک صدائی مابين ايرانيان مقيم خارج نيز توفيق قابلی بدست نياورده بود.
رويداد های بعد از انتخابات، و شکل گرفتن جنبش سبز ابتدا ايرانيان مقيم خارج را به حمايت از مردم بر خاسته در درون کشور وا داشت و پس از آن زمينه هماهنگی بيشتر مابين گروهای سياسی خارج از کشور را نيز فراهم ساخت. در حقيقت جنيش سبز بنوبه خود عامل ايجاد هماهنگی بيشتر مابين اپوزسيون خارج از کشور شد.
بيش از شش ماه پس از آغاز و پا گرفتن جنبش سبز که خواستار آزادی سياسی و حکومت مردمی است، انتشار بيانيه پنج ماده اي، راهکار انتقال آرام قدرت را از حاکميت کنونی به مردم ترسيم ميکند.
اجرای توصيه های مندرج در مانيفست اخير موسوی که از مرز خواسته های موضعی بسيار فراتر رفته است( منجمله اعتراض به نتايج انتخابات و يا شخصی ( طلب قرار گرفتن در منصب رييس جمهوری ) ، جامعه را در مسير انتقال آرام و تدريجی قدرت قرار خواهد داد. در صورت خود داری ازپذيرش شرايط توصيه شده در بيانيه ياد شده، که امکان آن بسيار محتمل تر از رد کامل آن از سوی نظام و روی کردن حاکميت به خشونت بيشتر است، بحران کنونی ادامه خواهد يافت و در چنين صورتي، شانس مردم برای رسيدن به پيروزی در ميان مدت، بمراتب بيشتر از نظام حاکم خواهد بود. شکل گرفتن قدرت سايه که بيانيه موسوی اعلاميه موجوديت آن است، پرکردن خلاء قدرت ناشی از شکست حکومت را آسان تر خواهد ساخت و از اين لحاظ نگرانی های داخلی و خارجی مرتبط با آن را کاهش خواهد داد.
13 دی 1388 04:22
مطلب را به بالاترين بفرستيد نظر شمانام:
|
| ای-ميل: |
23:34 13 دی 1388
|
من با آمدن ۵ نماينده آخر مخالفم٠تمام اينها باز نماينده خامنه اى هستند٠پهتره از حزبهاى سياسى موجود هم دعوت بشه.اهداف بسيار خوبى هستند |
نام:
|
| ای-ميل: |
12:47 13 دی 1388
|
واقعا ً در جامعه ای که آدم خواران صفوی حکومت می کنند ، اين خواسته ها بسيار پيشرفته است. اما طرحی است که از بالا تقديم شده است . بقول کسی : قراردادها بوجود می آيند برای آنکه شکسته شوند. دو فردايی ديگر موارد توافق شده را به لطايف الحيل پس می گيرند. مگر آن اسوه ارتجاع قبل از تغيير حاکميت شعار های خوب خوب نمی داد پس از آن ّبا گفتن اينکه
" خدعَه کردم" به ما ياد داد ديگر به وعده ها اعتماد نکنيم. و اين سئوال مزورانه همواره آماده است : خب می گويی در اين شرايط که جوانها کشته ميشوند چه کنيم؟ چه راه حلی داري؟ هر راه حلی جز آنچه حاکميت ها در اين 100 ساله ارائه داده و مردم را همواره فريب داده اند .
اگر اين جنبش هم دچار شکست شود حد اقل حاصل آن ، آنست که حاکميتی پليسی - امنيتی در دام
" اقليتی محدود" اسير است. مانند آن مستعمره چيانی هستند که اسير دست مردم بومی هستند. و هر آن انتظار دارند کسی از جايی آنها را هدف قراردهد. |
نام:
|
| ای-ميل: |
10:18 13 دی 1388
|
طرح برای برون رفت از بن بست
برای برون رفت از بن بست و بی ثباتی ملی بايد هر چه زودتر نشستی فوری با شرکت اين افراد صورت گيرد:
آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای موسوی ،آقای کروبي، آقای خاتمي، آقای مهندس عزت الله سحابي، يک نفر نماينده از سوی آيت الله صانعي، يک نفر نماينده از سوی آقای خامنه اي، يک نفر نماينده از سوی مجلس خبرگان، يک نفر نماينده از سوی شورای نگهبان، يک نفر نماينده از سوی قوه قضاييه، يک نفر نماينده از سوی مجلس شورای اسلامي، يک نفر نماينده از سوی نهاد رياست جمهوری.
اهداف اين نشست به شرح زير بايد دنبال شود:
۱- آزادی فوری و بدون قيد و شرط همه زندانيان سياسی و عقيدتی و همه دستگير شدگان ۷ ماه اخير
۲- پرداخت غرامت به خانواده شهدا و آسيب ديدگان وقايع اخير و پوزش و دلجويی از همه کسانی که مورد بی احترامی و ضرب و شتم قرار گرفته اند
۳- برکناری فوری آمرين و عاملين قتل و شکنجه و سرکوب مردم
۴- آزادی مطبوعات و عقيده و بيان برای همه شهروندان
۵- پرداخت فوری حقوق معوقه کارگران و آزادی فوری وبدون قيد و شرط همه فعالين سنديکاهای کارگری
۶- تشکيل يک نهاد ويژه برای ايجاد کار برای جوانان
۷ - انحلال فوری و واقعی ارگانهای سرکوبگر مخفی نظير گروه موسوم به لباس شخصی ها و زندانهای مخفی و غير رسمی
۸ - تبديل صدا و سيما به يک ارگان غير وابسته به دولت
۹ - تنش زدايی فوری در سياست خارجی و حل فوری مسله انرژی هسته ای با حفظ حق مسلم ملت ايران برای برخورداری از استفاده صلح آميزاز انرژی هسته ای
۱۰- تشکيل يک نهاد بازرسی ويژه برای جلوگيری و پايان بخشيدن به نفوذ ارگانهای نظامی و مسلح در امور سياسی و به ويژه اقتصادی
۱۱- تشکيل کميته سرپرستی نهاد رياست جمهوری برای يک دوره ۶ ماهه
۱۲- فراهم کردن مقدمات انتخابات جديد و آزاد و عادلانه و بدون هرگونه دخالت و اعمال نفوذ ارگانهای نظامی و غير مسئول برای مقام رياست جمهوری |
نام:
|
| ای-ميل: |
10:13 13 دی 1388
|
الحق که راديو فرانسه درست تشخيص داده است جنبش سبز باعث همکاری ميان نيروهای اپوزيسيون شده است. |