www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 28آذر//

28آذر: درد دل های يک دوست از تبريز


28آذر: اطلاعيه سازمان قضايی نيروهای مسلح درباره پرونده "کهريزک"

28آذر: گزارش تکميلی از اعتراض مادران در پارک لاله و خيابانهای مرکزی شهر

28آذر :خانواده دانشجوی دستگير شده: ربودن وشكنجه فرزندنماينده سابق توسط خودسرها


28آذر :سازمان قضايی نيروهای مسلح در اطلاعيه ای کشته شدن 3 نفر از دستگير شدگان در بازداشتگاه کهريزک خبر داد.

28آذر :تجمع اعتراض کارگران شهرک صنعتی فولاد و مجتمع فولاد آلياژی ملاير مقابل فرمانداری و بانک تجارت

28آذر :رييس خانه احزاب: 9 شب زنگ زدند و گفتند بهتر است همايش برگزار نشود

28آذر :رايزنى وزير علوم در قم براى اسلامي‌كردن دانشگاه


28آذر: ادامه يافتن اعتراض خانواده ها و ليست جديدی از دستگيريهای 16 آذر

28آذر :تغيير نظام آموزشی و بازگشت به ده‌ها سال پيش :تقويت نظام از طريق آموزش و پرورش

28آذر :تهران همچنان در معرض بمباران گازهای سمی است:سن مرگ و مير ناشی از سکته قلبی به زير 50 سال رسيده


28آذر: احمدي‌نژاد: فقيری که محتاج به نان شب باشد در ايران نداريم(وسه عکس)


28آذر :بيانيه کميته "همبستگی زنان عليه خشونت های اجتماعی":اسامی گروه ها و افراد امضا کننده بيانيه


28آذر :پاسخ وزارت كشور به نامه‌هاى دبير مجمع روحانيون

28آذر :ناتوانی رژيم ايران در مقابله با جنبش اعتراضی

28آذر :معاون فرهنگی و دانشجويی وزارت بهداشت دانشگاه را با پادگان يا زندان اشتباه گرفته


28آذر :محسن غرويان از شاگردان مصباح يزدى:كشمكش‌ها به ضرر هر دو جناح تمام مي‌شود

28آذر :عفو بين الملل خواهان آزادی مجيد توکلی شد

28آذر :ايران بهشت وارد كننده و جهنم توليد كننده است


28آذر :از اعتراض به «مرگ بر موسوي»تاخواست اعدام سران فتنه


28آذر :نامه عاطفه نبوی از زندان اوين





28آذر: درد دل های يک دوست از تبريز

ايميل ارسالی به روشنگری

با درود

يکی از دوستان من در شهر تبريز، که از سال 72 تاکنون ميشناسمش، امروز غروب زنگ زده بود اما چون حوصله نداشتم و خودم بدليلی ناراحت و نگران بودم، جواب تلفنش رو ندادم. او روی پيامگير پيغام گذاشت که کار بسيار مهمی داره. دقايقی قبل يعنی نزديک ده و ربع شب به من مجددا" زنگ زد و گفت از خيابون تماس ميگيرم گوشی را لطف کنيد برداريد چون کار مهمی دارم. بعد از ده دقيقه زنگ زد و از من خواست تا يک وکيل خوب و دلسوز به او معرفی کنم. من سوال کردم وکيل برای چي؟

او اينچنين گفت: "روز قبل از 16 آذر در منزل يکی از دوستانمون جمع شده بوديم. حدود 30 نفر بوديم و تعدادی از دوستان ، سوابق قبلی سياسی و حتی دستگيری هم داشته اند. اين جلسه برای گفتگو پيرامون برنامه هايی که قرار بود روز 16 آذر اجرا شود بوده اما ساعتی از جلسه نگذشته بود که مامورين به خانه هجوم آوردند و همگی ما را با کتک بازداشت کردند. "

" بعد از سه روز کتک مفصل در بازداشتگاه و بازجوييهای مکرر، و بدون دادن غذا ، به کمک يک وکيل ، با سپردن وثيقه، و بخاطر اينکه هيچگونه سو سابقه ای و هيچ پرونده ای نداشتم و زندگی ام همراه با زن و فرزندانم بسيار ساده و عاديست رها کردند"

اين دوست، بسيار نگران بود و متاسفانه در هنگام بازجويی شماره تلفن و موبايل تمام اقوام و دوستان وحتی شماره موبايل ايرانسل فرزندانش را نيز داده بود. که بخاطر همين اشتباه او را مذمت کردم. چون در ايران همه يک ايرانسل دارند بدليل اينکه ارزان است. حال دليلی ندارد که تلفن يک نوجوان را هم به مامورين بدهيم!

بهرحال اين آقا، موقتا" با وکيل و وثيقه آزاد شده اما منتظر اعلام آنها برای حضور مجدد جهت روشن شدن قضيه است

آنچه که ميتوانم بگويم اينست که در ايران ، هيچکس در منزل شخصی هم امنيت نداره. و البته من احتمال ميدم که جلسه آنها از طريق يک جاسوس لو رفته باشه. اگرچه جلسه خاص سياسی و مهمی هم نبوده. فقط برای هماهنگی جهت حضور و شرکت در مراسم روز دانشجو بوده و بس

اما آيا شرکت در روزی که خود حکومت آنرا اعلام کرده و در تقويمهايش بعنوان روز دانشجو نام نهاده، جرم و اتهام است و آيا مجازات کسانی که ميخواسته اند در اين روز تظاهرات حمايتی از دانشجويان بعمل آورند، کتک و شکنجه و گرسنگی و توهين و فحاشی و وحشيگريست؟

آيا ارزش ها اينقدر تنزل کرده که دانشجو و حامی دانشجو اينسان زير شکنجه و زندان قرار بگيرند؟

اينست نتيجه سی سال حکومت اسلامی!

با احترام

ستاره.تهران


28 آذر 1388    23:00
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر: اطلاعيه سازمان قضايی نيروهای مسلح درباره پرونده "کهريزک"

به گزارش پارسينه، سازمان قضايى نيروهاى مسلح با صدور اطلاعيه‌اى توضيحاتى را در خصوص پرونده كهريزك ارائه كرد.



متن اين اطلاعيه بدين شرح است:



ضمن عرض تسليت به مناسبت فرارسيدن ايام سوگواری سيدالشهدا(ع) و ياران باوفايش، به اطلاع مي‌رساند، پرونده بازداشتگاه کهريزک با صدور کيفرخواست عليه 12 متهم به دادگاه ارسال گرديد.

براساس تحقيقات به عمل آمده، به دنبال وقوع حوادث و ناآرامي‌های پس از انتخابات، از تاريخ 25/3/1388 تا 3/4/1388 تعداد 23 متهم و در تاريخ 19/4/1388 تعداد 145 متهم با دستور مقام قضايی با بازداشتگاه کهريزک اعزام مي‌شوند.



در پی وصول گزارش‌هايی مبنی بر نقض حقوق شهروندی منجر به فوت سه نفر از متهمان بازداشتگاه مذکور، مقام معظم رهبری دستور تعطيلی بازداشتگاه کهريزک و برخورد دقيق و قانونی با عوامل تعرض به حقوق شهروندی را صادر و در اين خصوص هيات ويژه دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی تحقيقاتی را آغاز مي‌کند.



با پيشنهاد اين هيات و گزارش هيات نظارت و بازرسی حقوق شهروندی قوه قضائيه و دستور مقامات عالی قضايي، پرونده‌ای در دادسرای نظامی تهران تشکيل مي‌شود که آخرين نتايج رسيدگی به اين پرونده پس از 4 ماه تحقيقات مداوم و پيگير، به شرح ذيل به اطلاع مردم شريف ايران مي‌رسد.



1- پس از ارجاع پرونده به شعبه اول بازپرسی دادسرای نظامی تهران، با همکاری ضابطين قضايی بررسي‌های جامعی در اين ارتباط آغاز و بخش‌های مختلف بازداشتگاه کهريزک مورد بازديد و بازرسی دادستان نظامی تهران و قاضی پرونده قرار مي‌گيرد. در ادامه با اخذ ليست کامل اسامی متهمان اعزامی به بازداشتگاه کهريزک در جريان حوادث بعد از انتخابات، تمامی آنان شناسايی و 98 نفر شکايت خود را به دادسرای نظامی تهران اعلام مي‌کنند و مصدومان به پزشکی قانونی معرفی مي‌شوند.



2- در روند رسيدگی به پرونده، با تدبير دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی و پرداخت خسارت و دلجويی از شاکيان، در نهايت تعداد 51 نفر از آنان، رضايت خود را اعلام مي‌نمايند.



3- به دليل جان باختن 3 نفر از بازداشت‌شدگان، به نام‌های مرحوم محسن روح‌الاميني، مرحوم امير جوادي‌فر و مرحوم محمد کامرانی و شکايت اولياء دم، تحقيقات جامعی در اين خصوص از متهمان، شهود و مطلعين صورت گرفت و از پزشکی قانونی خواسته شد که با توجه به معاينه اجساد، ضمن اخذ نظر هيات تخصصی پزشکی قانوني، نظر خود را درباره علت تامه فوت آنان اعلام نمايد. پزشکی قانونی در نظريه خود ضمن رد فوت نامبردگان به لحاظ ابتلاء به بيماری مننژيت، با تاييد وجود آثار متعدد ضرب و جرح بر روی اجساد، علت درگذشت متوفيان را مجموع صدمات وارده اعلام مي‌نمايد.



4- تحقيقات به عمل آمده نشان مي‌دهد؛ بازداشتگاه کهريزک از شرايط نامناسبی به لحاظ زيستي، بهداشتی و تغذيه برخوردار بوده و شکات نيز بدون رسيدگي‌های لازم پزشکی در کنار برخی افراد سابقه‌دار و شرور نگهداری مي‌شدند و به دليل ظرفيت محدود بازداشتگاه، تعداد زيادی از دستگيرشدگان در فضايی محدود و وضعيتی سخت، ايام بازداشت خود را سپری کرده‌اند. در مجموع بازداشتگاه کهريزک فاقد استاندارهای لازم برای نگهداری متهمين بوده و برخوردهای ناهنجار و تنبيهات بدنی مامورين نيز اين شرايط بد را تشديد کرده است.



5- پس از تحقيقات اوليه، عوامل دخيل در پرونده به عنوان متهم به دادسرای نظامی احضار و از آنان بازجويی به عمل آمده و تا پايان تحقيقات در مجموع 22 نفر از رده‌ها و قسمت‌های مختلف نيروی انتظامی و افراد مرتبط، به عنوان متهم تحت تعقيب قرار گرفته‌اند.



6- دادسرای نظامی تهران در نهايت پس از تحقيقات جامع، با توجه به اقارير و اظهارات متهمان، گواهی شهود، مدارک و اسناد موجود، اظهارات شکات و مطلعين، معاينه محل وقوع جرم، استعلامات متعدد از مراجع ذي‌ربط، نظريات پزشکی قانونی در خصوص چگونگی و ميزان جراحات و صدمات وارده به شاکيان و علل فوت متوفيان، مواجهه حضوری و ساير قرائن موجود، در مجموع 12 نفر از متهمان را مجرم شناخته و در خصوص آنان کيفرخواست صادر و نسبت به ساير متهمان حسب مورد، قرار منع پيگرد و موقوفی تعقيب صادر نموده است.



7- براساس مدارک و شواهد موجود و نظريات پزشکی قانوني، دادسرای نظامی تهران جان باختن مرحوم محسن روح‌الاميني، مرحوم امير جوادي‌فر و مرحوم محمد کامرانی را به استناد بند «ب» ماده 206 «قانون مجازات اسلامي» از مصاديق قتل عمد تشخيص داده و در همين ارتباط از دادگاه نظامی برای 3 نفر از متهمان شاغل در بازداشتگاه کهريزک به اتهام مشارکت در ايراد ضرب و جرح منجر به قتل عمد سه نفر، درخواست مجازات نموده است.



8- ساير اتهامات منتسب به متهمانی که پرودنه آنان منتهی به صدور کيفرخواست در دادسرای نظامی شده، عبارت است از:



-آمريت و مشارکت در ايراد ضرب و جرح و اهانت به شکات.

-محروم کردن بازداشت‌شدگان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعايت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادي‌های مشروع.

-بي‌مبالاتی و عدم رعايت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی به دليل عدم مديريت و نظارت لازم بر بازداشتگاه.

-آمريت و مشارکت در گزارش خلاف واقع در خصوص علت و نحوه در گذشت سه تن از متهمان بازداشتی در کهريزک.



لازم به ذکر است که سازمان قضايی نيروهای مسلح مطابق با مقررات قانوني، پس از صدور حکم قطعي، اسامی متهمان را اعلام خواهد کرد.



در پايان لازم است از مقامات عالي‌رتبه نظام، هيات سه نفر قوه قضائيه، هيات ويژه دبيرخانه شورای عالی امنيت ملي، اعضای کميته ويژه مجلس شورای اسلامي، اصحاب رسانه و مردم صبور و شريف ايران و تمامی کسانی که با رهنمودها و همکاري‌های خود دادسرای نظامی تهران را در رسيدگی به اين پرونده ياری نمودند، تشکر نماييم. اميد است که اين همکاري‌ها تا پايان رسيدگی به اين پرونده ادامه داشته باشد.



اطلاعات تکميلی در خصوص نحوه برگزاری و زمان تشکيل اولين جلسه دادگاه متهمان پرونده، متعاقبا اعلام خواهد شد.


28 آذر 1388    22:17
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
01:04 28 آذر 1388
این هم یک  مله از ننه عروس ؟؟؟؟؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر: گزارش تکميلی از اعتراض مادران در پارک لاله و خيابانهای مرکزی شهر

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ،با وجود بازداشت بازجويی و تهديد مادران و دختران در پارک لاله امروز ده ها نفر ازمادران و دختران در پارک لاله به نشانه اعتراض به بازداشت ها و کشتارها و شکنجه ها در مقابل ضلع جنوبی پارک لاله ( ورودی جنوبی ) مقابل بلوار کشاورز تجمع کردند.

همزمان با تجمع مادران در ساعت 17:10 پنج مامور نيروی انتظامی با 4 لباس شخصی به سمت مادران آمدند و قصد داشتند با تهديد و فرياد مانع حرکت مادران شوند و آنها را متفرق کنند مادران به سمت وصال حرکت کردند که ماموران جلوی مادران ايستادند و مانع حرکت آنها به سمت وصال شدند اما مادران مصمم و با اراده به سمت امير آباد حرکت کردند. ماموران در پشت و کنار مادران حرکت می کردند و دو لباس شخصی دائما از مقابل و پشت سر از مادران فيلم و عکس می گرفتند و با هر فيلم و عکسی که می گرفتند مادران لفظ مزدور و ديکتاتور را برای آنها به کار می بردند و می گفتند هر چقدر دوست داريد عکس و فيلم بگيريد تا خسته شويد ما نمی ترسيم .يک روز هم ما از شما و جنايت های شما فيلم تهيه می کنيم فيلمی که در تاريخ ثبت خواهد شد.به راحتی خستگی و کلافگی ماموران را می شد در لحن صحبت کردن و فرياد زدنشان ديد.به طوری که حتی خود اظهار کلافگی می کردند و می گفتند خسته شديم تمام بعد از ظهر شنبه شما ما را از کار و زندگی انداخته ايد چی می خواهيد؟

مامورين لباس شخصی و نيروی انتظامی چند بار اقدام به متفرق کردن مادران نمودند ولی هر بار باز هم مادران به هم پيوستند و به اعتراض خود ادامه دادند.

مادران در سکوت به حرکت خود ادامه می دادند و در راه مردم را از اين حرکت خود آگاه می کردند وقتی ماموران می ديدند مادران با مردم صحبت می کنند جلو می آمدند و می گفتند با اينها کاری نداشته باشيد اينها آمريکايی هستند اما در جواب مردم به مادران می گفتند آفرين باز هم ادامه دهيد .ماموران لباس شخصی که می ديدند مادران مصمم هستند و با فحاشی و داد و فرياد متفرق نمی شوند دائما با بی سيم می گفتند اگر اجازه می دهيد با باتوم آنها را بزنيم و يا 10 نفر از آنها را بازداشت کنيم .اينجا هم تضادو درگيری لفظی بين لباس شخصی ها و نيروی انتظامی عيان بود که ماموران نيروی انتظامی ولباس شخصی سر بازداشت و عدم بازداشت و همچنين ضرب و جرح مادران در طی مسير مشهود بود .حرکت مادران در سکوت تا ساعت 17:35 ادامه داشت

مادران عزادار قرار گذاشته اند که تا رسيدن به خواسته های خود هر شنبه بعد از تجمع در پارک لاله به نشانه همدردی با مادران عزادار به خانه يکی از شهدا بروند .امروز بعد از تجمع مادران در خانه ندا آقا سلطان جمع شدند و با هم هم پيمان شدند که تا رسيدن به خواسته هايشان يعنی بازداشت و محاکمه عاملين و آمرين کشتارٰ بازداشت و شکنجه و تجاوزبه جوانان در خيابان ها وبازداشتگاهها به حرکت خود ادامه دهند و در نهايت مادران در خانه ندا آقا سلطان با سر دادن 5 الله اکبر برای شادی روح تمامی شهدا به خصوص ندا و5 الله اکبر برای آزادی تمامی زندانيان سياسی به حرکت اعتراض خود پايان دادند



فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران

28 آذر 1388 برابر با 19 دسامبر 2009





http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 003162072019
28 آذر 1388    19:11
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:50 29 آذر 1388
درود بر شما شیرزنان که فرزندانی پاک به  نبش تقدیم کردید من هم با شما هستم من هم مادری شیر زن همچون شما در دوران حبس در کنار خود داشتم


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :خانواده دانشجوی دستگير شده: ربودن وشكنجه فرزندنماينده سابق توسط خودسرها

آينده : گزارشهای دريافتی از بازداشت چند روزه برخی دانشجويان دستگير شده به دست عواملی خبر می دهد كه هيچ يك از مسئولين امنيتی كشور حاضر به پذيرش مسئوليت آن نمی شوند.



به گزارش "آرمان ايران" در روز 16 آذر پس از برگزاری تظاهرات اعتراضی برخی دانشجويان در دانشگاه های تهران، فرزند رئيس سابق يكی از دانشگاه های كشور كه سابقه نمايندگی مجلس شورای اسلامی را نيز داشته بوسيله افراد ناشناسی دستگير و به نقطه نامعلومی برای طی دوره بازداشت و بازجويی های مكرر منتقل می شود.



خانواده دانشجوی دستگير شده پس از چند روز پيگيری از محل دستگيری وی به هيچ نقطه روشنی نمی رسند و مراجع رسمی كشور نيز هيچ يك مسئوليت اين دستگيری را تقبل نمی نمايند و در حاليكه 5 روز پس از دستگيری وی سپری می شود، وی در خيابان های تهران رها می گردد.



وی با بيان آنكه تمام 5 روز بازداشت را باچشمان بسته و دست های دستبند زده و پاهای زنجير شده گذرانده است، از رفتار بسيار بد و توام با شكنجه دستگير كنندگانش خبر می دهد.



ضربات ناشی از كتك كاری های صورت گرفته بوسيله اين گروه ظاهرا خودسر به نحوی بر او تاثير گذارده كه هم اكنون قسمت مهمی از حافظه خود را از دست داده است ووی در حال مداوا بوسيله پزشكان می باشد.



به گزارش خبرنگار "آرمان ايران" هنوز پيگيری های خانواده دانشجوی شكنجه شده برای آگاهی از گروه دستگير كننده فرزندشان به هيچ نتيجه روشنی نرسيده است.



نكته قابل ذكر در حادثه پيش آمده برای اين دانشجو آنست كه دستگيركنندگانش روز پيش از آزادی اين دانشجو با ارسال يك اس ام اس پدر وی را در جريان دستگيری فرزندش و اينكه فردا وی آزاد می شود قرار می دهند، اين پيام كوتاه نيز به نحوی ارسال شده بود كه فرستنده آن قابل شناسايی نبوده است!



هنوز از ماهيت و هدف اين افراد، اطلاعاتی به دست نيامده ولی اين قبيل حوادث زنگ هشداری است برای مسئولينی كه به حمايت نهادهای غير رسمی و لباس شخصی در مناسبت ها دل خوش نموده و از عواقب دخالت آنها در برخورد با مخالفين احتراز نمی نمايند.



ظاهرا مسئولين رسمی رسيدگی به امنيت كشور نيز از اقدامات چنين گروه هايی شاكی می باشند اما منشا آن را هنوز نتوانسته اند كشف نمايند.


28 آذر 1388    18:33
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :سازمان قضايی نيروهای مسلح در اطلاعيه ای کشته شدن 3 نفر از دستگير شدگان در بازداشتگاه کهريزک خبر داد.

مهر:سازمان قضايی نيروهای مسلح در اطلاعيه ای کشته شدن 3 نفر از دستگير شدگان در بازداشتگاه کهريزک را قتل عمد به دليل ضرب و جرح شکنجه اعلام کرد و از مجرم شناخته شدن 12 نفر از متهمان پرونده کهريزک خبر داد.



به گزارش خبرگزاری مهر، در اطلاعيه سازمان قضايی نيروهای مسلح در خصوص پرونده کهريزک به جان باختن 3 نفر از بازداشت شدگان در اين بازداشتگاه اشاره شده و آمده است پزشکی قانونی در نظريه خود ضمن رد فوت نامبردگان به لحاظ ابتلا به بيماری مننژيت با تاييد آثار متعدد ضرب و جرح بر روی اجساد، علت درگذشت متوفيان را مجموع صدمات وارده اعلام نمود.



در اين اطلاعيه با اشاره به شرايط نامناسب زيستی بهداشتی تاکيد شده است که دستگيرشدگان در شرايط فاقد استانداردهای لازم نگهداری می شده و برخوردهای ناهنجار و تنبيهات بدنی ماموران نيز اين شرايط بد را تشديد کرده است.



سازمان قضايی نيروهای مسلح با اشاره به اتهامات وارده به 22 نفر از رده ها و قسمت های مختلف نيروی انتظامی وافراد مرتبط در اين پرونده اعلام کرد که اين سازمان در نهايت 12 نفر از متهمان را مجرم شناخته است.



سازمان قضايی نيروهای مسلح، جان باختن مرحوم محسن روح الاميني، مرحوم امير جوادی فر و مرحوم محمد کامرانی را از مصاديق قتل عمد تشخيص داده و اعلام کرده اين سازمان مطابق با مقررات قانونی پس از صدور حکم قطعی متهمان اسامی آنان را اعلام خواهد کرد.



در اين اطلاعيه اعلام شده است نحوه برگزاری و زمان تشکيل اولين جلسه دادگاه متهمان پرونده متعاقبا اعلام خواهد شد




28 آذر 1388    17:17
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :تجمع اعتراض کارگران شهرک صنعتی فولاد و مجتمع فولاد آلياژی ملاير مقابل فرمانداری و بانک تجارت

ايلنا:صبح امروز 150 نفر از کارگران شهرک صنعتی فولاد و مجتمع فولاد آلياژی ملاير در اعتراض به عدم همکاری بانک تجارت اين شهرستان در پرداخت بدهی شرکت، مقابل فرمانداری و بانک تجارت ملاير تجمع کردند.



مديرعامل شرکت فولاد آلياژی ملاير در پاسخ به علت تجمع کارگران گفت: عدم همکاری بانک در پرداخت به موقع طلب اين شرکت و تعويق چند ماهه حقوق کارگران دليل نارضايتی و تجمع بوده است.



جعفری افزود: شرکت فولاد ملاير مبلغ 5 ميليارد تومان از بانک تجارت طلب دارد که بر اساس پيگيري‌ها و دستور استاندار و مديريت شعب بانک تجارت استان قرار بود به صورت علي‌الحساب يک ميليارد تومان به شرکت پرداخت شود.



وی گفت: پرداخت اين طلب از سوی بانک بسياری از مشکلات مالی کارگران را رفع مي‌کند، اما بانک همکاری مناسبی در اين زمينه ندارد.



وی خاطر نشان کرد: 450 کارگر در شهرک صنعتی فولاد و مجتمع فولاد آلياژی ملاير مشغول به کار هستند.



در پايان اين تجمع معاون فرماندار ملاير گفت: برای پيگيری هر چه سريع‌تر و به موقع اين مشکل تلاش خود را انجام مي‌دهيم.


28 آذر 1388    15:39
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :رييس خانه احزاب: 9 شب زنگ زدند و گفتند بهتر است همايش برگزار نشود

ايسنا: رييس خانه احزاب با اشاره به علت لغو همايش روز پنج‌شنبه خانه احزاب، افزود: ما به دنبال تعامل و آرامش به دور از ايجاد تنش و فضاى تهمت هستيم.



حسين كاشفى در بيان علت برگزارنشدن همايش فصلى خانه احزاب افزود: چهارشنبه شب حدود ساعت 9، با ما تماس گرفتند و گفتند با توجه به شرايط موجود بهتر است اين همايش برگزار نشود.



وى افزود: اگر چه ما از برخى آقايان براى حضور در اين همايش دعوت كرده بوديم اما حضور آنها در همايش قطعى نبود و قرار بود دبيران كل احزاب در همايش حضور داشته باشد؛ بنابراين قرار نبود مهمان خاصى بيايد.



كاشفى در ادامه با بيان اين كه قرار بود اين همايش با موضوع « نقش احزاب در برون‌رفت از وضعيت فعلى» صبح روز پنج شنبه برگزار شود، گفت: ما برآنيم بر اساس مصالح ملى و توجه به مبانى اخلاقى فضاى سازنده‌اى به وجود بيايد. ما به دنبال تعامل و آرامش به دور از ايجاد تنش و فضاى تهمت هستيم.



وى در ادامه درباره اظهارات اخير مرتضوى معاون سياسى وزير كشور مبنى بر ارائه‌نكردن صورت جلسه انتخابات شوراى مركزى خانه احزاب به وزارت كشور نيز گفت: ما بعد از برگزارى مجمع عمومى طى نامه‌اى صورت‌جلسه را براى آقاى عباس‌زاده مشكينى ارسال كرديم و همكاران ما نيز در دبيرخانه مربوطه در وزارت كشور حضور پيدا كردند و ديدند اين نامه در آن جا ثبت شده است.



كاشفى در ادامه درباره تمديد پروانه خانه احزب گفت: در زمان آقاى موسوى تبريزى رئيس وقت شوراى مركزى خانه احزاب طى مذاكره‌اى كه با آقاى عباس‌زاده مشكينى داشتند فرم‌هاى لازم براى تمديد پروانه براى آنها ارسال شد. هم‌اكنون نيز از آن جا كه تعدادى از اعضاى شوراى مركزى تغيير كرده‌، در حال تكميل فرم‌هاى مربوطه هستيم.



رييس خانه احزاب هم‌چنين گفت: در مورد برگزارى نشست فصلى آينده نيز بحث‌هايى با شوراى مركزى خواهيم داشت؛ چرا كه بايد طبق برنامه هر فصل يك همايش برگزار كنيم




28 آذر 1388    17:14
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :رايزنى وزير علوم در قم براى اسلامي‌كردن دانشگاه

هم صدا:«اسلامى شدن دانشگاه‌ها و ايجاد تحولات بنيادين در نظام آموزش عالى كشور ضروری است». اين جمله آيت‌الله مصباح يزدى خطاب به كامران دانشجو، وزير علوم دولت دهم است كه روز پنجشنبه براى ديدار با تعدادى از مراجع و علماى قم رهسپار اين شهر گرديد و براى بهبود وضعيت فرهنگى و اسلامى دانشگاهها از آنان يارى طلبيد.



به گزارش تهران امروز، جمله‌اى كه كامران دانشجو از زبان مصباح يزدى شنيد كاملا شبيه جمله‌اى بود كه بيش از دو سال پيش، رئيس موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره) به محمد مهدى زاهدي، وزير وقت علوم گوشزد كرده بود. هنوز مشخص نيست دانشجو براى گرفتن رهنمود‌هاى جديد به دفتر آيت الله مصباح يزدى رفته است يا مي‌خواهد ميزان تحقق وعده زاهدى به او را گزارش كند.اين در حالى است وزير علوم به ديدار آيت الله سبحانى نيز رفت و وى نيز بر ضرورت انجام طرح تفكيك جنسيتى در دانشگاهها تاكيد كرد،طرحى جنجالى كه بارها مطرح شده و بعد از مدتى رها شده است.مساله آن است كه آيا كامران دانشجو تصميم گرفته اين طرح را ولو به صورت محدود و آزمايشى اجرا كند؟اگر در مورد اين پرسش جواب قاطعى وجود ندارد ولى وى چند بار بر ضرورت اسلامى كردن دانشگاه‌ها تاكيد كرده؛اقدامى كه چند و چون آن هنوز از سوى وى مشخص نشده است.



زاهدى در سال 86 به آيت‌الله مصباح يزدى قول داده بود تا دانشگاه‌هاى كشور را در طول پنج سال به دانشگاه اسلامى تبديل كند. زاهدى در راستاى عمل به وعده خود بلافاصله پس از بازگشت به تهران شوراى اسلامی شدن دانشگاه‌ها را تشکيل داد و حجت‌الاسلام «روح‌الله شاطري» را به رياست آن برگزيد كه طى دو سال آخر حضور زاهدى در وزارت علوم عملكرد قابل قبولى از اين شورا مشاهده نشد و ماجرا به برگزارى برخى نشست‌ها و اخذ تصميماتى غيراجرايى محدود ماند.



يكى از مولفه‌هاى اسلامى كردن دانشگاه‌ها از زمان طرح اين موضوع در سال 86 جداسازى جنسيتى دانشجويان بوده است، مصباح يزدى براين اساس در طول مدت فعاليت دولت نهم با يادآورى غيرمستقيم به زاهدى مبنى بر قولى كه داده بود، فضاى فرهنگى و اسلامى دانشگا‌ه‌ها را تاسف‌بار خواند و نسبت به اختلاط دختران و پسران هشدار داد. مصباح يزدي‌ اين موضوع يعنى اختلاط دختران و پسران را ضدفرهنگ اسلامى ناميد. آيت‌الله مصباح يزدى در 15 آبان‌ماه همان سال از كندى تحول در دانشگاه‌ها انتقاد كرده و گفته بود كه اسلامى كردن دانشگاه‌ها بايد با سرعت بيشترى صورت گيرد.



در حالي‌كه شوراى اسلامى شدن دانشگاه‌ها نتوانسته بود پاسخ خوبى به اهداف تعيين شده بدهد، زاهدی در قدم بعدی خود، کميته «پيگيری مطالبات مقام معظم رهبری از وزارت علوم راجع به اسلامی شدن دانشگاه‌ها» را در وزارت علوم مستقر کرد. اين كميته قرار شد وقت و تلاش خود را بر سه موضوع استاد، متون درسی و دانشجو متمركز كند كه به اعتقاد صاحبنظران، وزارت علوم دولت نهم در بازنگرى اين سه اصل هم موفق نبوده و دو سال از پنج سال وعده زاهدى بدون حصول نتيجه پايان يافت.



دانشجو در تلاش براى اجراى وعده زاهدى

اكنون كامران دانشجو است كه بايد به وعده زاهدى عمل كند. او در طى چند ماه گذشته بارها بر ضرورت اسلامى شدن دانشگاه‌ها تاكيد كرده و وعده اقدامات جدى در اين راستا را داده است. زمزمه‌هايى نيز مبنى بر طرح تفكيك جنيستى مطرح بود كه وى در پاسخ به سوال خبرنگار ايلنا درباره اينکه وزارت علوم چه رويکردی در مورد بحث‌هايی که در مورد تفکيک جنسيتی عنوان مي‌شود، دارد؟ گفت: ما در کشورى دموکراتيك زندگی مي‌کنيم که البته انتخابات، ليبرال دموکراسی را به طور کامل به باد داد، بر همين اساس به راحتی مي‌توان نظرات را عنوان کرد. ما هم اين نظرات را دريافت می کنيم و روی آنها کار کارشناسی انجام مي‌دهيم و آن چيزی که با جهان‌بينی اسلامی مطابقت داشته باشد را اجرا مي‌کنيم. ما رشته‌هايی را خاص زنان و رشته‌هايی را خاص آقايان مي‌خواهيم و اين بحث در تمام دنيا هم وجود دارد و در کشور هم دانشگاه‌هايی همچون الزهرا(س) و امام صادق (ع)نيز مخصوص آقايان وخانم‌ها داريم و اشکالی هم ندارد و مثبت و خوب است. اين سخنان ماهيتى كاملا مبهم داشت ولى به نظر مي‌رسد عده‌اى از تحقق اين طرح حمايت مي‌كنند.



وزير بهداشت، پرچمدار تفكيك

معاون پژوهشى نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها با تاييد مواضع دانشجو، خبر مهم‌ترى را اعلام كرد. حجت الاسلام حبيب محمدنژاد، معتقد است طرح تفكيك جنسيتى بايد در يکى از دانشگاه‌هاى بزرگ کشور مثل دانشگاه تهران، شهيد بهشتي، صنعتى شريف و به شکل پايلوت (آزمايشى) اجرا شود. البته موضوعى كه دانشجو براى آغاز كار اسلامى كردن دانشگاه‌ها آغاز كرده، موضوع جديدى نيست چرا كه در حقيقت بحث تفكيك جنسيتى براى اولين بار در مجلس پنجم مطرح شد و مرضيه وحيدى دستجردى كه اكنون لقب وزير بهداشت را يدك مي‌كشد، از حاميان و موافقان جدى تصويب اين طرح بود.



طرح تفكيك جنسيتى اگر چه ارتباط مستقيمى با دانشجويان نداشت اما به نظر مي‌رسيد گامى در جهت تعميم دادن آن به دانشجويان پزشكى و سپس تمام دانشجويان است. نام اين طرح كه با دوفوريت به قانون «انطباق امور اداری و فنی موسسات پزشکی با موازين شرع مقدس» تبديل شد، اهدافى مانند جداسازی زنان و مردان (چه بيماران و چه کادر درمانی) در مراکز بهداشتی و درمانی و نيز کنترل پوشش و روابط کادر و بيماران در مراکز بهداشتی را دنبال مي‌كرد. فرهادي، وزير وقت بهداشت در آن روزها از مخالفان جدى اين طرح بود و ماه‌ها كوشيد مانع تصويب آن شود اما در نهايت و پس از شش ماه مسكوت ماندن، اين طرح به تصويب مجلسيان رسيد. با توجه به سابقه تصويب اين طرح در مجلس با اصرار مرضيه وحيد دستجردى كه اكنون به عنوان وزير بهداشت فعاليت مي‌كند، بعيد نيست كه طرح تفكيك جنسيتى در دانشگاه‌هاى علوم پزشكى هم به مرحله اجرايى درآيد و سپس به ساير دانشگاه‌ها برسد.



در اين ميان گرچه ترديدى در مورد ضرورت اجراى طرح اسلامى شدن دانشگاه‌ها وجود ندارد در مورد طرح تفكيك جنسيتى بحث‌هاى متعددى مطرح شده است كه اساسا مطلوبيت طرح را زير سوال مي‌برد ضمن آنكه تاكيدى از سوى مقام معظم رهبرى بر ضرورت و مطلوبيت اجراى چنين طرحى وجود ندارد ضمن آنكه امام خمينى(ره) به صورت صريح با چنين اقدامى مخالفت كرده‌اند.



مخالفت امام خمينى(ره) با تفكيك جنسيتى دانشجويان

«تا فردا ديوارها را بر داريد.» سال‌ها از اين فرمان حضرت امام خطاب به احمدآقا خمينى مي‌گذرد. يكى از نوادگان امام(ره) در روزهاى آغازين انقلاب اسلامى هراسان نزد ايشان آمد و از كشيده شدن پرده در كلاس‌هاى درس براى جداسازى دختران و پسران دانشجو خبر داد و حضرت امام(ره) ناراحت از اين اقدام مسئولان دانشگاهي، به فرزند خود دستور داد موضوع را بررسى كند و از فرداى آن روز نشانى از اينگونه اقدامات در دانشگاه‌ها نباشد. اين فرمان را شايد بتوان جزو اولين فرمان‌هاى امام خمينى خطاب به دانشگاهيان دانست. مخالفت و ممانعت از تفكيك جنسيتى دانشگا‌ه‌ها تا زمان حيات امام (ره) ادامه داشت. آنچه در اين ميان ضرورى به نظر مي‌رسد آن است كه بايد از طرح موضوعات جنجال‌برانگيزى چون طرح تفكيك جنسيتى پرهيز شود و تلاش‌ها بر روى تدوين و اجراى بحث اسلامى كردن دانشگاه‌ها به شيوه معقول و مورد قبول متمركز شود.




28 آذر 1388    13:26
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر: ادامه يافتن اعتراض خانواده ها و ليست جديدی از دستگيريهای 16 آذر

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،خانواده های بازداشت شده های 16 آذر صبح روز شنبه در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند و نسبت به ادامه بازداشت و عدم اطلاع از عزيزانشان دست به اعتراض زدند.خانواده ها خواستار آزادی فوری و بی قيد وشرط عزيزان خود هستند

روز شنبه 28 آذرماه بيش از 100 نفر از خانواده بازداشت شده ها درداخل و مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان صحبت با قاضى و يا بازپرس پرونده ها بودند .تا بتوانند براى روز يكشنبه نامۀ اجازه ملاقات با عزيزان خود را دريافت كنند و از وضعيت وشرايط آنها مطلع شوند و همچنين خواست خود را مبنی بر آزادی فوری و بی قيد وشرط عزيزانشان رابه آنها اعلام کنند.

تعدادى از بازداشت شده ها از جمله سعيد جلالى فر ، مهدى صادقى ، مريم روشنى ، در موقع تماس با خانواده های خود اعلام كرده اند كه وسايل گرمايشى به اندازه كافى ندارند و حال عمومى آنها چندان مساعد نيست و از سرمای زياد رنج می برند. به همين دليل خانواده ها امروز مصمم ايستاده بودند تا اجازه ملاقات با عزيزانشان را بگيرند.

هنگامى كه خانواده ها با شعبه هاى امنيت دادگاه انقلاب تماس مى گرفتند به آنها گفته مى شد اجازه ملاقات داده مى شود مشروط به اينکه بازداشتى با بازجوی خود همكارى كند و پرونده تكميل شود هر زمانى كه بازجو تصميم بگيرد اجازه ملاقات داده مى شود و با شما تماس گرفته مى شود .

بدون اينكه اجازه صحبت به خانواده ها داده شود تلفن را قطع مى كردند.خانواده ها نسبت به اين برخورد مسئولين دادگاه انقلاب ها اعتراض مى كردند و خشم خود را نسبت به اين برخوردهای توهين آميز ابراز می داشتند.

ليست جديدی از اسامی تعدادی از بازداشت شده ها ی روز 16 آذر ماه برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می يابد.با اين ليست تا به حال اسامی 115 نفر از بازداشت شدگان 16 آذر منتشر شده است.

1- مريم روشنى 26 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

2- زهره محمد زاده 24 ساله در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

3- رامين شريفى 20 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

4- وحيد اكرمى 29 ساله در ابوريحان بازداشت و به اوين منتقل شده

5- محسن پور جعفرى 24 ساله در مقابل دانشگاه پلى تكنيك بازداشت و به اوين منتقل شده

6- مهران سمندرى 28 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

7- على صدرى 28 ساله در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

8- بهرام اميرى گوهرى 30 ساله در حوالى حافظ بازداشت و به اوين منتقل شده

9- امير گودرزى 26 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

10- عليرضا رستگار منش 23 ساله در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

11- پدرام كلانترى 21 ساله در وصال بازداشت و به اوين منتقل شده

12- مهدى هاشمى 26 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

13- على معينى 31 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

14- محسن ميرزايى 27 ساله محل بازداشت نامعلوم و به اوين منتقل شده

15 سعيد بابايى 29 ساله در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

16- محمد كاظم نورى 27 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

17-امير رضا انصاريان 37 ساله در ولى عصر بازداشت و به اوين منتقل شده



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،تحت شکنجه واذيت وآزار قرار دادن بازداشت شده های 16 آذر و استفاده از عوامل طبيعی مانند سرمای شديد عليه آنها بخصوص دانشجويان و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها از وضعيت عزيزانشان را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ويژه دستگير های خود سرانه ،شکنجه و زنان خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری و بی قيد وشرط زندانيان سياسی در ايران است.

فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران

28 آذر 1388 برابر با 19 دسامبر 2009



گزارش فوق به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر



http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193
28 آذر 1388    13:25
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :تغيير نظام آموزشی و بازگشت به ده‌ها سال پيش :تقويت نظام از طريق آموزش و پرورش

صدای آلمان :دولت محمود احمدي‌نژاد تصميم به حذف مقطع راهنمايی از نظام آموزشی کشور گرفته است. هدف اين طرح تغيير ساختار و ايجاد تحول خوانده شده است. اما آيا هر طرح ساختارشکنانه‌ای تحول به دنبال دارد؟

شورای عالی آموزش و پرورش ايران صبح روز دوشنبه (۱۲ دسامبر / ۲۱ آذر) در جلسه‌ای به رياست محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌ دولت دهم و با حضور وزير آموزش و پرورش طرح حذف مقطع راهنمايی از نظام آموزش و پرورش را تصويب کرد.



طبق اين طرح، سه دوره‌ی ابتدايي، راهنمايی و متوسطه‌ی فعلی جای خود را در آينده به دو دوره‌ی شش ساله‌ی ابتدايی و متوسطه خواهد داد. همچنين دوره‌ی پيش‌دبستانی بخشی از دوره‌ی رسمی آموزش و پرورش خواهد شد و دوره‌ی پيش‌دانشگاهی نيز در قالب شش ساله‌ی مقطع متوسطه قرار مي‌گيرد.





قرار است که اين مصوبه در يک دوره‌ی ۳ ساله به اجرا در آيد و زمان آغاز اجرای آن نيز در جلسات آينده‌ی شورای عالی آموزش و پرورش تعيين شود.



اين نخستين اقدام جدی حميدرضا حاجی بابايي، وزير آموزش و پرورش دولت دهم، در جهت تغيير نظام آموزش و پرورش ايران است.





نخستين انتقادها از درون مجلس





طرح حذف مقطع دوره‌ی راهنمايی در نخستين روزهای پس از تصويب با انتقاد برخی از نمايندگان مجلس روبرو شد.





علی عباس‌پور تهراني‌فرد، رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، معتقد است که اين طرح بايد از «کانال‌های قانونی خود پيگيري» شود. او مي‌‌گويد: «طبق ماده‌ی شش قانون شورای عالی آموزش و پرورش، مصوبات اين شورا در مورد اهداف نظام آموزشی کشور بايد به تصويب مجلس برسد». وی مي‌افزايد: «مصوبه‌ی اين شورا تا کنون به مجلس نيامده است».





علی کريمی فيروزجايي، رئيس کميته‌ی آموزش و پرورش مجلس نيز از منتقدان اين طرح است. وی در گفت‌وگو با ايسنا حذف دوره‌ی راهنمايی را گامی به سوی پيشرفت تعليم، تربيت و بالا بردن سطح دانش دانش‌آموزان دانست، اما هشدار داد که «بهتر بود از افراد صاحب‌نظر در مجلس و آموزش و پرورش نظرخواهی مي‌شد».





بازگشت به نظام آموزشی ده‌ها سال پيش





اولين بار در سال ۱۲۳۲ وزارتخانه‌ای با نام وزارت علوم پديد آمد که ماموريت اصلی آن نظام دادن به امور آموزش و پرورش کشور به سبک جديد بود. سپس در سال ۱۲۸۹ اولين بار قانون اداری معارف کشور به تصويب رسيد و نام وزارت علوم به وزارت معارف تغيير يافت و برای آن تشکيلات جديدی مشخص شد.





طبق "قانون اساسی معارف" دوره‌های تحصيلی ايران شامل دو دوره‌ی شش ساله‌ی ابتدايی و متوسطه مي‌شد که دوره‌ی متوسطه نيز شامل دو دوره‌ی سه ساله بود. در سال ۱۳۴۵ اين تقسيم‌بندی تغيير کرد و شامل دوره‌ی ابتدايی ۵ ساله، دوره‌ی راهنمايی ۳ ساله و دوره‌ی متوسطه‌ی ۴ ساله شد. اين تغيير ساختار ۵ سال بعد يعنی در سال ۱۳۵۰ جامه‌ی عمل به خود پوشيد و نخستين دانش‌آموزانی که در اين نظام جديد ۵ سال دوره‌ی ابتدايی را گذرانده بودند وارد مقطع راهنمايی شدند.





هدف از تغيير ساختار آموزشی و وارد کردن مقطع راهنمايی در آن زمان اين بود که دانش‌آموزان در اين مقطع دوره‌ی گذار را تجربه کرده و علاوه بر کسب معلومات عمومی استعداد تحصيلی و علاقه‌‌ی خود را شناخته و برای رشته‌ی تخصصی خود در دبيرستان، مانند طبيعي، فني‌ و حرفه‌ای يا علوم انساني، آماده شوند.



افزون بر اين بسياری از کارشناسان معتقد بودند که دوره‌ی سنی مقطع راهنمايی دوره‌ای بحرانی و بسيار حساس است و دانش‌آموزان اين دوره نبايد با دانش‌آموزانی که چندين سال کوچکتر يا بزرگ‌تر از خود هستند در يک مکان تحصيل کنند.





حذف مقطع راهنمايی و انتقاد کارشناسان





در سال ۱۳۷۰ نيز ساختار آموزشی باز هم تغيير کرد و اين بار شامل يک دوره‌ی آمادگی يک ساله، دوره‌‌ی ابتدايی ۵ ساله، دوره‌ی راهنمايی ۳ ساله، دوره‌ی متوسطه‌ی ۳ ساله و دوره‌ی پيش‌دانشگاهی يک‌ساله شد.





اينک وزير آموزش و پرورش باز هم از لزوم تغيير ساختار در نظام آموزشی ايران صحبت مي‌کند و بر اين باور است که «تغيير در ساختار» نظام آموزشی «تحول» ايجاد خواهد کرد.





يک کارشناس آموزش و پرورش که نخواست نامش فاش شود با انتقاد از اين طرح گفت: «اين طرح مطالعه ‌نشده است. حتی در مورد زمان آن هم به تصميم نرسيدند. بعد از اينکه تصويب شده مي‌خواهند بنشينند و جزييات طرح را بنويسند، در حالی که زمانی به طرحی مي‌شود طرح گفت که جزييات آن روشن شده باشد، تکليف پيش‌دبستانی و پيش‌دانشگاهی و هدايت تحصيلی مشخص شده باشد بعد بيايند با اين جزييات تصويبش کنند. اينها در توضيح طرح حرف‌های متناقض مي‌زنند. مثلا گفته مي‌شود که راهنمايی تبديل به سيکل اول دبيرستان مي‌شود، يعنی آن سه سال اول دبيرستان نقش دوره‌ی راهنمايی را بازی مي‌کند يا مي‌گويند که پيش‌دانشگاهی قرار است که حذف بشود و پيش‌دبستانی بيايد زير پوشش آموزش و پرورش».





وی از وارد کردن دوره‌ی پيش‌دبستانی به مقطع ابتدايی انتقاد کرده و مي‌گويد: «اينها چند سالی است که مي‌گويند پيش‌دبستاني‌ها که کودکان ۴ تا ۶ ساله را در برمي‌گيرد، وارد سيستم ابتدايی شوند و به اين ترتيب ابتدايی مي‌شود ۶ سال. در حالی که پيش‌دبستانی را بايد به صورت يک دوره‌ی جداگانه در نظر بگيرند نه به عنوان سال اول دبستان، چون پيش‌دبستانی اصولا تجهيزات مخصوص به خودش مي‌خواهد، مربی و فضای مخصوص خود مي‌خواهد، مثل دبستان نيست که دانش‌آموزان را بفرستند داخل کلاس و معلم را بفرستند تا بچه‌ها را نگهداری کند. بلکه بچه بايد تمرين و بازی کند، بدود، مهارت‌های راه ‌رفتن، درست نشستن، چگونه قلم به دست گرفتن، شعر خواندن و حفظ کردن و مجسمه‌سازی را بايد ياد بگيرد. اينها اصلا متوجه نيستند که دوره‌ی پيش‌دبستانی با ابتدايی متفاوت است».





اين کارشناس آموزشی مي‌افزايد: «يا مي‌گويند که ما مي‌خواهيم پيش‌دانشگاهی را حذف کنيم که اين خوب است، چون پيش‌دانشگاهی ارتباطی به آموزش و پرورش ندارد. اما از آن طرف وزير اعلام مي‌کند که ما برای اجرای قانون حذف کنکور آمادگی کامل داريم. اجرای قانون حذف کنکور يعنی اينکه ما در سال‌های دوم و سوم و پيش‌دانشگاهی در سطح کشور امتحانات هماهنگ برگزار کنيم و دانش‌آموزان را رتبه‌بندی کنيم تا دانش‌آموزان وارد دانشگاه شوند. اين دو حرف با هم تناقض دارد. شما که مي‌خواهيد پيش‌دانشگاهی را حذف کنيد، لزومی ندارد که از آن طرف بياييد اجرای کنکور که مربوط به سازمان سنجش و وزارت علوم و دانشگاه است را بر عهده بگيريد».





«پشت اين قضايا اهداف سياسی خوابيده است»





به گمان اين کارشناس بررسی اين تصميم‌ها نشان مي‌دهد که مسئولان آموزش و پرورش «در تصميم‌گيري‌های خود» کمترين توجه را به «بخش کارشناسي» داشته و اهداف ديگری را دنبال مي‌کنند: «الان بخش کارشناسی آموزش و پرورش ما نشسته و در تصميم‌سازي‌ها و تصميم‌گيري‌ها نقشی ندارد. نکته‌ی اول اين است که اصولا اعتقادی به کار کارشناسی ندارند و اگر هم بخواهند کاری انجام دهند مي‌آيند کارگروه تشکيل مي‌دهند. کارگروه را از افراد مورد اعتماد خودشان تشکيل مي‌دهند، کسانی که معلوم نيست اصولا درجه‌ی کارشناسی آنها چيست، تخصص آنها چيست، فقط آنها به آن اعتماد دارند. نکته‌ی ديگر اين است که به هر حال به آن مسايل اصلی آموزش و پرورش نمي‌پردازند، معمولا اهداف ديگری دارند، پشت اين قضايا اهداف سياسی خوابيده است. در نتيجه يکی از خواسته‌های مشخص کارشناسان اين است که آموزش و پرورش کلا بايد تبديل به حوزه‌ی غير سياسی شود و تابع اين جزر و مدهای سياسی که مرتبا در ايران اتفاق مي‌افتد قرار نگيرد، آموزش و پرورش به صورت کارشناسی و تخصصی کار خودش و وظايف خودش را انجام دهد».





«تقويت نظام از طريق آموزش و پرورش»





حميدرضا حاجي‌بابايي، وزير آموزش و پرورش ايران، در آيين معارفه‌ی خود به اين وزارتخانه گفت: «همت ما برای آموزش و پرورش اين است که بر اساس آن نظام تقويت شود و جايگاه آن مستحکم گردد».





تقويت نظام همان هدفی است که طرح‌های ديگر دولت احمدي‌نژاد مانند حضور دائمی روحانيون در مدارس، تشکيل پايگاه‌های بسيج آموزشی در مدارس ابتدايی و اعزام ۴ هزار مدرس تربيت سياسی در مدارس را نيز توجيه مي‌کند.





اما آيا ساختارشکنی به اين شکل نظام را تقويت خواهد کرد؟ اين کارشناس آموزشی معتقد است که تقويت نظام با «آموزش و پرورش حرفه‌اي» به دست مي‌آيد نه با سياسی کردن فضای آموزشی کشور. به عقيده‌ی او، تنها کودکانی که خلاق بوده و از سلامت جسمی و روانی برخوردار باشند مي‌توانند «به نظام و چشم‌انداز ۲۰ ساله‌ي» آن خدمت کنند و پر کردن مغز دانش‌آموز از معلومات کاری از پيش نخواهد برد: «معلم بايد روش تحقيق و جستجو و به دست آوردن معلومات را به دانش‌آموز ياد بدهد نه اينکه مغز او را پر از معلومات کند. اما اينها نه تنها روش آموزشی را اصلاح نمي‌کنند‌، بلکه هر روز هم يک حرف سياسی و طرح نيمه‌تمام مي‌زنند».





نويسنده: فريبا واليات



تحريريه: داود خدابخش








28 آذر 1388    13:43
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر: احمدي‌نژاد: فقيری که محتاج به نان شب باشد در ايران نداريم(وسه عکس)



احمدي‌نژاد که عصر ديروز به وقت تهران در هتل محل اقامتش در دانمارک با خبرنگاران گفت و گو می کرد در پاسخ به سئوالی تصريح کرد: در ايران فقيری که محتاج به نان شب باشد نداريم.















28 آذر 1388    12:59
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   قوضول باشی
ای-ميل:  
21:05 28 آذر 1388
در تابستان سال 60 در خیابان انقلاب خامنه ایی را در یگ بنز سرمه ایی عبور می دادند. خودم تا صد تا بنز یک مدل و یک رنگ شمردم و معلوم نبود که خامنه ایی در کدام یک ار آن بنز ها است . دیگر چشمایم داشت سیاه می شد و توان شمردن نداشتم . همین که احمدی نژاد هیچگاه فقیر ندیده است!

نام:   فوضول باشی
ای-ميل:  
19:34 28 آذر 1388
احمدی نژاد چون در ایران و افعانستان و عراق و فلسطین هرگز فقیر ندیده است . پس به فقرای کانادایی و اسراییلی و انگایسی و آمریکایی کمک می کند و برای مستمره بگیری با شعبده بازی و عنتر باری دشمن همدیگر بودن به آنها کمک می کند تا در عراق نفت و در افغانستان تریاک را و در فلسطین زیتون را غارت کنند و بچه های فقیر آن ا را یا بمب و تحاوز نابود کنند و در داخل کشور خود نیز فقیران اقلیت را به بیگاری بگشانند. ببینید احمدی نژاد چقدر خیر خواه است.

نام:   کرمانی
ای-ميل:  
14:09 28 آذر 1388
احمدی نژاد راست گفته منظور او از ایران یعنی خودش وخامنه ای وقتی این دو خانواده احتیا  نداشته باشند مگه کسی دیگه هم  زو ادم حساب میشوند در طول این سی سال این خانواده ها احتیا  به هیچ نوع مواد غذائی نداشتند م«ل حواصیل هستند دیگه دنبال بهانه نگردید

اینها از بی رحم ترین دیکتاتورها در  هان هستند وزورشان به همین دختر بچه میرسد

نام:   فرهنگ
ای-ميل:  
13:50 28 آذر 1388
 مهوری ن س اسهالیه دیگه...چه میشه کرد...مگر اینکه همت کرده با دستمال کاغذی خودمونو از ن استش وایپ آپ کرده و بندازیمش در سطل سنیتاری. میدونم به همین راحتی هم نیست..اما این تنها راحشه...

It is difficult but possible

نام:   فرزين
ای-ميل:  
13:31 28 آذر 1388
Slumic Republic of Iran


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :پاسخ وزارت كشور به نامه‌هاى دبير مجمع روحانيون

ايلنا: وزارت كشور به جهت روشن شدن افكار عمومي، علاوه بر انتشار نامه‌هاى دبير مجمع روحانيون مبارز به وزارت كشور، پاسخ هاى دبير كميسيون ماده 10 احزاب به اين نامه‌ها را نيز منتشر كرد.

به گزارش پايگاه اطلاع رسانى وزارت كشور، مشروح نامه‌هاى دبير‌ مجمع روحانيون مبارز و پاسخ‌هاى دبير كميسيون ماده 10 احزاب بدين شرح است:

وزير محترم كشور جناب آقاى محمدنجار

با سلام

احتراماً ، مجمع روحانيون مبارز به منظور محكوم نمودن اقدام اهانت آميز به ساحت مقدس امام خمينى (س) و اعلام وفادارى به راه و آرمان‌هاى بلند و جاودانه آن حضرت درخواست انجام راهپيمايى عمومى در تهران را دارد.

با توجه به مكاتبه انجام شده با فرماندارى تهران و پاسخ فرماندارى كه به پيوست تقديم مى شود، (انتظار مي‌رفت فرماندارى برابر ماده 36 قانون احزاب عمل مي‌نمود) خواهشمند است موافقت خود را برابر تبصره ذيل ماده 30 از آيين‌نامه اجرايى قانون احزاب نسبت به اصل موضوع اعلام فرماييد.

ضمناً آقاى محسن طهماسبى به عنوان نماينده مجمع براى هماهنگى جهت زمان، مكان و برنامه هاى راهپيمايى معرفى مى گردد.



برادر ارجمند جناب آقاى مجيد انصارى

با سلام

در پاسخ به يادداشت واصله به شماره 1721 مورخ 24/9/88 با امضاء جنابعالى اعلام مى دارد ، براساس بند ز ماده 9 اساسنامه مجمع روحانيون مبارز انجام مكاتبات رسمى از جمله وظايف رئيس‌مجمع مي‌باشد . لذا با توجه به عدم رعايت مفاد اساسنامه پاسخگويى به درخواست واصله امكان‌پذير نمي‌باشد .

البته براى اطلاع جنابعالى گفتنى است همانطورى كه در رسانه‌هاى عمومى نيز اعلام شده است با توجه به اشتياق و درخواست اقشار گسترده مردم و سلايق و گروه‌هاى سياسى مختلف براى نمايش وحدت و ابراز وفادارى به انديشه‌هاى حضرت امام راحل و محكوميت اهانت به ساحت مبارك آن عزيز سفر كرده ، با پيگيرى و برنامه‌ريزى و دعوت شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى بعد از اقامه نماز جمعه اين هفته فرصت لازم در سراسر كشور براى همه امت خداجو و علاقمندان شخصيت و سيره بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران فراهم شده است .

محمود عباس زاده مشگينى

مديركل سياسى و دبير كميسيون ماده 10 قانون فعاليت احزاب و جمعيت‌ها



وزير محترم كشور جناب آقاى محمدنجار

سلام عليكم

با كمال تأسف در پاسخ به درخواست كتبى مجمع روحانيون مبارز براى صدور مجوز راهپيمايى جهت اعلام انزجار از اهانت به ساحت مقدس امام خمينى (س) پس از دو روز انتظار، عصر چهارشنبه 25 آذر پاسخ ناموجه آن وزارتخانه را با امضاى مدير‌كل سياسى و دبير كميسيون ماده ده احزاب دريافت كرديم. در اين نامه پاسخگويى به درخواست مجمع را به اين بهانه كه نامه به امضاى رئيس مجمع نرسيده است، ناممكن اعلام نموده و با يادآورى فراخوان شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى براى راهپيمايى پس از نمازجمعه، شركت در آن را توصيه نموده است!!

لذا بدين وسيله اعلام مى داريم:

1-گرچه شخيصت ممتاز و بي‌نظير حضرت امام خمينى (س) از چنان تلألو و درخشندگى برخوردار است كه غبار برخاسته از جهالت و غرض ورزى و كينه توزى ها نمي‌تواند از تابش آن نور الهى بكاهد، اما وظيفه همه دلباختگان و ارادتمندان آن حضرت است كه به نحو شايسته از هتك حرمت به آن خورشيد هميشه تابان اعلام انزجار و تنفر كنند و به همين سبب طى چند روز گذشته اقشار مختلف به دعوت گروه‌ها و شخصيت‌ها، تجمعات و راهپيمايي‌هاى متعددى داشته‌اند. مجمع روحانيون مبارز علاوه بر صدور بيانيه‌اى در تاريخ 22 آذر 88 طى مكاتبه رسمى با فرماندارى تهران و وزارت‌كشور تقاضاى صدور مجوز براى راهپيمايى نموده است تا از اين طريق هرگونه شائبه اقدام غيرقانونى مرتفع گردد. (گرچه مطابق روال سى سال گذشته بعد از انقلاب در اينگونه موارد كه نوعى اجماع ملى بر آن استوار است نياز به كسب مجوز احساس نمي‌شد)

2- با توجه به تبصره ذيل بند «ز» ماده 9 اساسنامه مجمع كه صراحتاً واگذارى وظايف مذكور در اين بند از جمله امضاى مكاتبات رسمى را از سوى رئيس شوراى مركزى به دبير اجرايى مجاز دانسته و اين امر هم مطابق اساسنامه انجام شده است، عدم پاسخگويى به درخواست مجمع نوعى بهانه جويى ناموجه و دور از شأن وزارت كشور مي‌باشد كه تنها شأن آن اجراى دقيق قانون فارغ از مصلحت انديشي‌هاى شخصى و سياسى است.

3- انجام و يا اعلام راهپيمايى توسط ساير گروه‌ها از جمله شوراى هماهنگى تبليغات، نافى حق قانونى ديگران در انجام وظايف ملي، انقلابى و مذهبى خود نمي‌باشد.

اينك با توجه به اصل 27 قانون اساسى و نيز قانون احزاب و گروه‌ها و آيين نامه اجرايى آن، تقاضا دارد دستور فرماييد نسبت به خواسته قانونى مجمع، اقدام مقتضى معمول و پاسخ مثبت جهت صدور راهپيمايى توسط اين تشكل روحانى و همفكران و همراهان آن را در اسرع وقت اعلام نمايند.

بديهى است هماهنگى درباره زمان، مكان و برنامه راهپيمايى توسط نماينده مجمع آقاى طهماسبى با آن وزارتخانه انجام خواهد شد.



پاسخ مجدد مديركل سياسى و دبير كميسيون ماده 10 قانون فعاليت احزاب

بسمه تعالى

برادر ارجمند جناب آقاى مجيد انصارى

با سلام

بازگشت به نمابر شماره 1723 مورخ 25/9/88 اعلام مى دارد بر اساس بند (ز) ماده 9 اساسنامه مجمع روحانيون مبارز انجام مكاتبه رسمى از جمله وظايف رئيس مجمع است و متأسفانه در پرونده گروه مذكور هيچ مدركى مبنى بر تفويض اختيار مكاتبه به جنابعالى موجود نيست ، بنابراين بر اساس بديهييات حقوقى ثبت و قبول در خواست جنابعالى محملى ندارد.

ليكن با توجه به مطالب عنوان شده در بند سه گانه نمابر فوق الذكر صرفاً براى اطلاع شخص جنابعالى گفتنى است:

1- ضمن سپاس از تأكيد آن برادر‌عزيز به شخصيت ممتاز حضرت امام راحل - كه قطعاً موجب خرسندى تمامى علاقه‌مندان شخصيت روشنايى بخش و سيره و انديشه آن عزيز سفر كرده است- به‌عرض مي‌رساند اگر انتظار جنابعالى از وزارت كشوردر پاسخگويى به درخواست‌ها، شاخص قانون است، لازم است پس از مطالعه دقيق مواد30 الى 34 آيين نامه اجرايى قانون احزاب و عند‌الزوم پس ازمشورت با يك كارشناس آشنا به مسائل حقوقى در خواست مورد نظر را دقيقاً در چارچوب قانون مطرح كنيد .

اما اگر همانطورى كه در دو سطرآخر بند 1 نمابر آورده ايد، مبناى در خواست شما روال راهپيمايي‌هاى سراسرى سى سال گذشته مربوط به موضوعات مورد اجماع ملى است، جهت اطلاع بايد عرض كنيم برنامه‌ريزى شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى در دعوت از همه مردم ، گروه‌ها و جناح‌هاى سياسى براى شركت در راهپيمايى بعد از نماز‌جمعه اين هفته براى محكوميت اهانت نسبت به ساحت مبارك امام راحل، دقيقاً بر مبناى همين روال انجام گرفته و انتظار مي‌رود همه اقشار مختلف مردم و گروه‌هاى سياسى از سلايق مخلتف طبق روال سى سال گذشته در اين نماز جمعه و راهپيمايى وحدت بخش - كه همين وحدت مهمترين استراتژى آن عزيز سفر كرده بود - شركت نمايند.

در پاسخ به بند 2 نمابر عنايت فرماييد، هر شخصيت حقيقى و حقوقى به تناسب موضوع مى تواند تمام يا بخشى از حقوق و حق امضاء خود را در چارچوب قانون به اشخاص واجد شرايط ديگرى تفويض كند، ليكن هيچ كس نمي‌تواند قبل از اينكه امضاء فردى كتبا و رسماً به وى تفويض شود از طرف او سندى را امضاء كند . بنابراين مجاز بودن تفويض انجام مكاتبه رسمى از طرف رئيس‌مجمع ، در شرايطى كه هيچ سندى مبنى بر تفويض امضاء به جنابعالى در پرونده موجود نيست ، براى وزارت كشور در پاسخگويى به شما تكليف ايجاد نمى كند.

در پاسخ به بند 3 مبنى بر اينكه اعلام راهپيمايى توسط ساير گروه‌ها از جمله شوراى هماهنگى تبليغات نافى حق قانونى ديگران در انجام وظيفه ملى وانقلابى و مذهبى خود نمى باشد .

بايد بگوييم جناب انصاري؛ انتظار از برخى از دوستان كه سال‌هاى سال خود را با عنوان پيرو خط امام معرفى كرده‌اند،اين بوده كه حداقل در موضوعات مربوط به شخصيت پر‌تلا لو امام راحل صادقانه تر رفتار كنند. چون اگر هدف جنابعالى از اين همه تكاپو و نامه نگارى ايجاد بسترى براى اداى وظيفه ملى ، انقلابى و مذهبى دراعتراض به اهانت به ساحت مبارك حضرت امام راحل است (كه اميدواريم همين‌گونه باشد) دعوت به راهپيمايى توسط شوراى هماهنگى تبليغات از همه اقشار مردم دقيقاً در همين راستا است و هر گونه تلاش براى ايجاد شكاف و مرزبندى بين نيروهاى معتقد و وفاداربه اندشه امام راحل عملاً بر خلاف انديشه و سيره امام راحل است .

بنابراين در آغازين ايام ماه محرم از خداوند متعال مسئلت كنيم به همه ما توفيق دهد با اخلاص بيشتر و عملاً در راه امام راحل و سيره امامت و ولايت گام برداريم . انشاءالله

محمود عباس زاده مشگينى

مدير‌كل سياسى و دبير كميسيون ماده 10




28 آذر 1388    12:17
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   علي
ای-ميل:  
23:01 28 آذر 1388
"امام خميني"، از يک بعد امام احمقها، مسخ شده ها، تهي از اراده ها، ‌توسري خورده ها و ديگراني از اين قماشها. و از بعدي ديگر امام زورگوها، سوء

استفاده چي ها، دزدها، افرادي با تمايلات آدمکشي و ديگراني از اين قماشها.


نام:   برگرفته از سايت سكولاريسم نو
ای-ميل:  
19:23 28 آذر 1388
شنبه 28 آذر 1388 ـ 19 دسامبر 2009



ناقوس مرگ استبداد



كريم قصيم



شانزده آذر امسال به واقع يك روزعطف  نبش آزاديخواهي ايران بود. وسعت كشوري و گسترش خيزش دانش ويان دربيشترين شمار دانشگاهها، در ه  وش خوردن اين  نبش با حركت عمومي ضد ديكتاتوري، سرعت و اعتلاء توان تاكتيكي و تحرك مبارزاتي... و بالاخره تمركزشعارها روي سياسي ترين محورقدرت حاكم، يعني فريادهاي مرگ برديكتاتور و به خصوص شعار اساسي «مرگ بر اصل ولايت فقيه» شاخصه هاي بي سابقه اي بودند. شانزده آذردرذهن و زبان ميليونها دانش و و دهها ميليون نسل  وان كل كشور خروشيد و بالاگرفت و اخبارش به  هانيان اعلام كرد كه هدف كدام و مقصود كيست ...



همه گزارش دادند كه  نبش ايران خواسته هاي  ديدي را پيش كشيده و ديگر به صرف زيركشيدن گماشته خامنه اي به خانه نخواهد رفت، حالا ديگر خودِ « عمود خيمه نظام» را نشانه گرفته است. دريك كلام ، شانزده آذر كيفيت مطالبات اصلي  نبش آزاديخواهي و نيز توازن قواي انقلاب / ضد انقلاب را آشكارا به سود مردم اعتلاء بخشيد. به دنيا اعلام شد كه سرنگوني ولي فقيه و اصل نظام قرون وسطايي آما  پر معيت ترين و آگاهترين لايه هاي شهروندي ايرانست.







فتنه عكس و طرح ر عت



با خيزش 16 آذر، خامنه اي و دار و دستهء رو به زوالش را ترس مرگ فرا گرفت. بلافاصله  لسات «بحران» در حضور عمود خيمه نظام و سطوح ديگر تشكيل دادند. چه خاكي مي بايست بر سرشان بريزند؟ ماه محرم در پيش بود و نكند ملت به  ان آمده و نترس، به قصد  ان «يزيد زمان» راه بيفتند به طرف... ؟ لابد از م ربترين مشاوران خار ي هم برخوردارند.



ظاهراً بهترين  واب پراتيكي اين نوع بحرانها را ا داد مشروعه طلبشان، صد واندي سال پيش، در اوائل و اواخر انقلاب مشروطه، نشان داده و بعدها نيز بارها ا راء كرده بودند: تفرقه بينداز و حكومت كن! تداعي مي شود اين حرف «مال انگليسيهاست»؟ باشد، خودي است، شايد كارساز شود و لختي درد بي درمان نظام رو به سقوط را (شكاف اندر شكاف را) التيامي بخشد و برايشان وقت بخرد. مي بايد عزم را  زم و خط را ا را كرد. مگر در طرف سبزها «آقايان» اصرار ندارند که دلشان بند «حفظ نظام و آبروي امام» است و مي خواهند همين « مهوري اسلامي» را بزرگي بخشند؟ مگر... پس نشستند و به خيالشان تئوري بقای خود را بافتند. عكس يك مرده اي پاره شد. خود اين اتفاق پيش پا افتاده به واقع هيچ اهميتي نداشت، ولي كاچي به از هيچي، زود فيلم سوزاندن عكس پاره را هزار بار از صدا و سيمايشان پخش كردند تا هزار نفر را  مع كنند و شيّاد گوبلزواري چون آخوند احمد خاتمي شياد، برود روي منبرو روضه وا اماما بخواند و طرف ها را تحريك كنند تا شايد «رگ امام آقايان» تزيقاً هم كه شده شمشير شود، تا شايد طرح ر عت «خط امام» امكان عملي پيدا كند. يعني بتوانند در اتحاد بيشماران در خيابان و «همه با هم هستيم» شكاف اندازند، تا بعد از اين همه نگويند «نه غزه ، نه لبنان،  انم فداي ايران»، ديگر همه فرياد نزنند «استقلال، آزادي،  مهوري ايراني»!



باري، مرده را علم كرده اند كه زنده ساقط نشود. رمز م ّوز دادن احتمالي  هت تظاهرات خياباني نيز همين است كه «آقايان» برگردند خانهء پدري و زير عكس «امام راحل» صف بكشند و نسل ندا و سهراب و احسان را به حال خود رها كنند، تا بعد تانك ها كار كهريزك و باتون برقي و تك تيراندازان و .. را در ابعاد ماكرو تمام كنند. مرحلهء اول اما، همين طرح ر عت و برگرداندن حضرات زير عكس «حضرت امام» است. البته صرف چنين نمايش احتمالي (راهپيمايي با حضور آنها زير عكس خميني) و پخش چنين فيلمي به سراسر  هان خودش ضربه بر  نبشي است كه شش هفت ماه پيش با شعار شورشي - مدني « رأي من ك است» از اعماق برخاست. آيا مي توانند چنين كلاه گشادي سر آقايان بگذارند؟



نگراني ي كه فشرده تصوير كردم موهوم نيست، اما - به هزاردليل - ولي فقيه مرگ زده دير نبيده و كارش اكنون زارتر از آن ست كه بتواند با اين و آن دسيسه، چند واقعيت زنده و ديناميك نابود و حتي مهار كند:



· تقدير  نبش بيشماران را صاحبان اين و آن عمامه و ريش تعيين نمي كنند. از  رقه ها حريق و حالا آتشفشاني از اعماق نسل ها برخاسته كه  ز با باران رحمت آزادي خاموش نخواهد شد. اين  ا و آن  ا مي توانند خاكي بر گداخته ها بپاشند، ولي هيچ دسيسه و هيچ ملعون مرده و زنده اي قادر نيست  لوي سيل خروشان آزادي خواهي را سد كند. ملتي كه براي گرفتن حقوق خود نترسي و دليري يافته ديگر سر بازايستادن ندارد. ارت اع شنيده كه  وانان چه فرياد مي زنند ولي به گوش نگرفته: مرگ براصل ولايت فقيه؛ توپ/ تانگ / بسي ي ديگر ا«ر ندارد...



· اين بار ” برخلاف آن باخت هاي تاريخي ملت ايران - سازمان و شهري از رزمندگان هست، كه سي سالست با هر فدايي كه داده و هر رن  و شكن ي كه برده، امروز حيّ و حاضر است... بي خود نيست كه شعار اين سلحشوران ” ما زن و مرد  نگيم ، ب نگ تا ب نگيم ” در بين  نبش دانش ويي و صفوف خيابان ها فرياد مي شود... تازه اين اول كار است.











· و ديگر اين كه اميد است مدعيان آزاديخواهي و عقل گرايي، مانند كساني كه تروي  مي كنند «امام به گذشته تعلق دارد» و حالا « بايد رو به پيش» فكر و عمل كرد... فريب  ارچي هاي ولايت  نايت را نخورند، دست از تلاش نكشند و نگذارند « شخصيت هاي  نبش»، عقب عقب، به زير لواي همان « گذشته» ر عت كنند.



15 دسامبر 2009 ـ 24 آذر 1388





































نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :ناتوانی رژيم ايران در مقابله با جنبش اعتراضی

صدای آلمان : روزنامه اتريشی "دی پرسه" در تفسيری از اوضاع کنونی ايران مي‌نويسد، که مقاومت در برابر حاکمان رژيم جمهوری اسلامی با پايداری همچنان ادامه داشته و ديگر نمي‌توان نيروهای معترض را با تهديد و وعده از اهداف خود منحرف کرد.





مواضع رژيم جمهوری اسلامی در قبال نيروي‌های مخالف و معترض در روزهای گذشته شدت بيشتری يافته است. بطور نمونه در هفته‌ی پيش تعدادی موتورسوار تمامی درهای خروجی فرهنگستان هنر در تهران را مسدود کردند و بدين‌وسيله چند ساعتی مانع از خروج ميرحسين موسوی از دفتر کار خود در اين ساختمان شدند.





به نوشته‌ی روزنامه اتريشی دی پرسه، تاکنون تلويزيون دولتی ايران بارها تصاويری از تظاهرات دانشجويان را نشان داده است، که در آن عکس‌هايی از آيت‌الله خميني، بنيانگذار جمهوری اسلامی به آتش کشيده مي‌شوند. البته بايد اشاره کرد، که در اين تظاهرات تصاويری از آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر کنونی ايران، نيز سوزانده شد.





ظاهراَ به آتش کشيدن تصاوير آيت‌الله خمينی بهانه‌ای برای تشديد هشدارها و تهديدها به نيروهای اپوزيسيون در ايران شده است. به گفته مقامات انتظامی تمام افرادی که در جريان سوزاندن اين تصاوير دست داشته‌اند، بازداشت شده‌اند. همين مقامات مدعي‌اند، که عاملان به آتش کشيدن تصاوير آيت‌الله خمينی به عمل خود اعتراف نيز کرده‌اند، اما تاکنون نام اين افراد و جزييات بيشتر اين ماجرا اعلام نشده است. به گفته دانشجويان معترض، فيلم سوزاندن عکس‌ها، جعلی و ساختگی است.





به گفته يان کيتمن، مفسر روزنامه دی پرسه، تهديدات دولتی نشانه قدرت نبوده، بلکه بيشتر بيانگر دستپاچگی مسئولان حکومتی است. تقريباَ پس از گذشت شش ماه از پيروزی بحث‌برانگيز احمدي‌نژاد در انتخابات، هنوز رژيم موفق به سرکوب اعتراضات نشده است. رژيم جمهوری اسلامی نه با تهديد و نه با وعده‌ی ساخت تاسيسات اتمی جديد، نمي‌تواند مردم را از اهداف خود منحرف کند. اختلافات رژيم با معترضان بدل به مشکلی "مزمن" شده است.





مقايسه ميان گذشته و حال





در اين تفسير آمده است، که ماه محرم فرصتی مناسب برای شکل‌گيری تجمعات مردم خواهد بود. در سی سال پيش نيز تظاهرات عظيم مردم در روزهای تاسوعا و عاشورا در سقوط رژيم شاه موثر واقع شد و سرانجام رژيم سلطنتی را به تاريخ سپرد. در آنزمان نيز رژيم کاملاَ مسلح شاه جنبشی گسترده را پيش‌روی خود داشت، که بدون اهدافی روشن بر بستری از نارضايتی عمومي، شکل گرفته بود.





حال پس از گذشت سی سال، شعارهای معترضان نيز شباهت‌های فراوانی به هم دارند. مردم با شعارهای "مرگ بر ديکتاتور" و "الله اکبر" به قدرتمندان يادآور مي‌شوند، که قدرت آنان محدود است. اما حال مردم به جای شعار"مرگ بر آمريکا" شعار "مرگ بر روسيه و چين" را سر مي‌دهند. اين شعار متوجه متحدان ديرينه جمهوری اسلامی است. به جای "جمهوری اسلامی" نيز معترضان شعار "جمهوری ايرانی" را فرياد مي‌زنند. گرچه استفاده از شعارهای مستعمل رژيم، تکراری به نظر مي‌رسند، ولی در شرايط کنونی اين شعارها سبب خلع سلاح حاکميت شده‌اند. گرچه اين جنبش بطور عملی هنوز به معنای يک انقلاب نيست، اما در شرايط فعلی رژيم توانايی حذف مخالفان را ندارد.







دی پرسه در پايان مي‌نويسد، جمهوری اسلامی مي‌تواند ميرحسين موسوی و مهدی کروبي، دو رهبر جنبش، را دستگير کند، به محاکمه کشاند و يا آنان را به تبعيد فرستد و يا حتا آنان را به قتل رساند، اما مردم ايران بدون فراخوان موسوی نيز همچنان به خيابان‌ها خواهند رفت. رژيم جمهوری اسلامی هنوز موفق به يافتن استراتژی کارآمدی عليه معترضان نشده است. اين واقعيت يکی ديگر از وجوه تشابه ميان اوضاع کنونی و شرايط سی سال پيش است






28 آذر 1388    11:15
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :معاون فرهنگی و دانشجويی وزارت بهداشت دانشگاه را با پادگان يا زندان اشتباه گرفته

خبرنامه اميرکبير:دکتر فرحناز ترکستانی در جلسه پرسش و پاسخ عنوان کرد: "دانشگاه بايد يونيفرم خاص خود را داشته باشد که طی آن بايد ضوابط آن را مشخص کرد".



معاون فرهنگی و دانشجويی وزارت بهداشت در ميزگرد و جلسه پرسش و پاسخ بررسى مباحث فرهنگى دانشگاه‌ها كه در سالن همايش‌هاى رازى دانشگاه علوم پزشكى ايران برگزار می شد به بيان ديدگاه های تعجب برانگيز و محيرالعقول خود پرداخت.



وی که دانشگاه را با پادگان يا زندان اشتباه گرفته بود، در مورد سياست های سازمان متبوعش در مورد نحوه حجاب و پوشش در دانشگاه ها گفت: "دانشگاه بايد يونيفرم خاص خود را داشته باشد و بايد ضوابط آن را مشخص کرد".



گفتنی است که پيش از اين نيز آيين نامه هايی تحت عنوان "آيين نامه پوشش دانشجويی" در برخی از دانشگاه به اجرا گذاشته شده بود که به علت عدم پذيرش آن از جانب قاطبه ی دانشجويان هيچ گاه به صورت موفقيت آميز به اجرا در نيامده است.



ترکستانی در ادامه با ابراز نگرانی از تنزل سطح اعتقادات مذهبی دانشجويان پس از ورود به دانشگاه افزود: "اگر از دانشجو انتظار مي‌رود كه در نماز جماعت حاضر شود بايداساتيد و اعضاى هيئت علمى نيز به اين مسئله پايبند باشند. اما اينطور نيست كه در ارزيابى مديران بخواهيم اين مسئله را تاثير دهيم. در هر صورت براى ارزيابى مديران در وزارت بهداشت بسته به نوع مديريت و جايگاه مدير مي‌توان به اين مسئله توجه كرد اما اين طور نيست كه در انتخاب اعضاى هيئت علمى خيلى تاثير گذار باشد. با اين حال اين پيشنهاد را مطرح كرده‌ايم كه درارتقاى اعضاى هيئت علمى به اين موضوع نيز توجه شود."



اين سخنان در حالی مطرح می شود که به گفته کارشناسان يکی از دلايل عدم موفقيت علمی در دانشگاه ها دخالت دادن عواملی نامرتبط با سطح علمی اساتيد در رتبه بندی و ارزشيابی اعضای هيئت علمی دانشگاه هاست. کما اينکه در سال های گذشته بسياری از دانشجويان نسبت به سطح علمی نازل برخی از اساتيد معروف به "اساتيد برآمده از جريان انقلاب فرهنگی" اعتراض داشته اند.



وى در ادامه در خصوص برنامه‌هاى مد نظر براى افزايش مشاركت خانواده‌ها دربرنامه‌هاى فرهنگى دانشگاه اضافه كرد: "در برخى جلسات كه برگزار مي‌كنيم خانواده دانشجويان نيز حضور دارند و بعضا مواردى را با آنها مطرح مي‌كنيم و در همين خصوص طرحى با عنوان تعامل خانواده و دانشگاه در ابعاد مختلف در دست طراحى است كه مي‌تواند استفاده هاى زيادى داشته باشد".



به نظر می رسد اين ديدگاه که دانشگاه را همرديف با مدرسه و جايگاه دانشجو را همرديف با دانش آموز می داند هدفی جز کاهش سطح استقلال دانشجويان و در نتيجه منفعل ساختن دانشجويان در اموری چون فعاليت های اجتماعی-سياسی ندارد.



اين اولين بار نيست که مسئولين وزارت علوم و وزارت بهداشت در مورد مباحث فرهنگی دانشگاه ها مواضعی غيرکارشناسی و مضحک ابراز می کنند.








28 آذر 1388    09:12
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :محسن غرويان از شاگردان مصباح يزدى:كشمكش‌ها به ضرر هر دو جناح تمام مي‌شود

ايلنا: يك استاد و محقق حوزه و دانشگاه با تاكيد بر اينكه مسوولين احترام يكديگر را نگه دارند تا جامعه به سمت توهين پيش نرود اظهار داشت : استفاده از تريبون‌هاى رسمى براى محكوم كردن طرفين از طرف هر دو جناح تنها به ضرر نظام و هر دو جناح است.



حجت الاسلام محسن غرويان در ارزيابي‌اش از سخنان اخير محسن رضايى و تاكيد براينكه اعتراض هم مانند مشاركت حق مردم است تصريح كرد: فكر مي‌كنم به اندازه كافى از زمان انتخابات گذشته است و عقلاى كشور درك كرده‌اند كه اين كشمكش‌ها به ضرر هر دو جناح تمام مي‌شود.



وى با بيان اين مطلب تاكيد كرد:هر دو جناح امروز بايد از مواضع خود كوتاه آمده و احترام طرف مقابل را داشته باشند تا گامى براى رسيدن به وحدت بتوانيم برداريم.



وى كه از شاگردان مصباح يزدى است با انتقاد از روند در پيش گرفته شده در جامعه گفت :استفاده از تريبون‌هاى رسمى براى محكوم كردن طرفين از سوى هر دو جناح تنها به تشديد جدال‌ها و وضعيت بحران كنونى كشور كمك مي‌كند كه اين راه در پيش گرفته شده به نفع هيچ كس نيست.



اين محقق حوزه با بيان اينكه اين جدالها در آخر دودش به چشم مردم و نظام مي‌رود اظهارداشت :مقام معظم رهبرى بارها در فرمايشات خود به عنوان ولى فقيه زمان از هر دو طرف خواسته كه در عمل و نه در شعار به اين اختلافات پايان بدهند .از همين رو بر نخبگان سياسى هر دو جناح واجب است با در پيش گرفتن اعتدال به كشمكش‌ها خاتمه بدهند.



غرويان با اشاره به بخشى از نامه اميرالمومنين خطاب به مالك اشتر گفت : اعتراض از حقوق مردم و جزء آموزه‌هاى دينى و شرعى ما به شمار مي‌رود .مردم بايد بتوانند بر اساس اين حق شرعى خود از راه‌هاى قانونى و توجه به منشور حكومت اسلامى اعتراضات خود را بيان كنند.



وى در پايان تاكيد كرد:ادامه راه‌هاى آشوبگرى از هر دو جناح به ضرر نظام تمام خواهد شد.




28 آذر 1388    10:55
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :عفو بين الملل خواهان آزادی مجيد توکلی شد

بی بی سی :سازمان عفو بين الملل خواهان آزادی مجيد توکلي، از رهبران دانشجويی که در بازداشت به سر می برد، شده است.



مجيد توکلی در تجمع اعتراضی روز دانشجو در دانشگاه امير کبير بازداشت شد.



مجيد توکلي، دانشجوی اخراجی دانشگاه امير کبير و عضو سابق انجمن اسلامی اين دانشگاه است که روز ۱۶ آذر در تجمع اعتراضی دانشجويان در اين دانشگاه سخنرانی کرد و بعد از خروج از دانشگاه بازداشت شد.



به دنبال اين بازداشت، تصاويری از آقای توکلی با حجاب زنانه نشان داده شد که عفو بين الملل می گويد برای تحقير او صورت گرفت.



انتشار عکس مجيد توکلی با چادر واکنش های گسترده ای از جانب مخالفان دولت ايران در پی داشت.



ساعاتی بعد از بازداشت مجيد توکلي، خبرگزاری های فارس که به سپاه پاسداران نزديک است و ايرنا، خبرگزاری رسمی دولت ايران با انتشار عکس هايی از آقای توکلی که مقنعه آبی و چادر سياه بر سر داشت ادعا کردند که او بعد از سخنرانی اش با پوشيدن اين لباس قصد فرار از دانشگاه را داشته است.



تعداد زيادی از مردان حامی جنبش اعتراضی موسوم به جنبش سبز، با بر سر کردن حجاب و انتشار عکس هايشان با آقای توکلی اعلام همبستگی کردند. پيام آنها اين بود که حجاب زنانه را مايه تحقير نمی دانند که انتشار عکس های مجيد توکلی با حجاب زنانه باعث تحقير او شود.



عفو بين الملل می گويد بر روی بسياری از اين تصاوير، شعار "ما همه مجيد هستيم" ديده می شد.



اين سازمان حقوق بشری می گويد از محل نگهداری آقای توکلی اطلاعی در دست نيست و او در معرض شکنجه و ساير بدرفتاری ها است.



برادر مجيد توکلی در همين باره به بی بی سی فارسی گفته است که با گذشت بيش از ده روز از بازداشت او، خانواده اش هيچ خبری از نهاد بازداشت کننده و محل بازداشت آقای توکلی ندارند.



عفو بين الملل می گويد بر اين باور است که آقای توکلی يک زندانی عقيدتی است که تنها به خاطر استفاده مسالمت آميز از حقوق قانونی خود مانند آزادی بيان بازداشت شده است.



حسيبه حاج سهراوي، معاون بخش خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل، گفته است که مقامات ايران بايد فورا و بدون قيد و شرط مجيد توکلی و ساير دانشجويان بازداشت شده را آزاد کنند.




28 آذر 1388    11:19
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :ايران بهشت وارد كننده و جهنم توليد كننده است

روزنامه جمهورى اسلامى :روز سه شنبه 88 9 17 به طور اتفاقى تابلويى در سر بازار پاچنار تهران نظرم را به خود جلب كرد .

متن تابلو نوشته اين بود :

« براى جلوگيرى از تعطيلى كارخانه جات ايران از واردات پارچه هاى خارجى خوددارى مى كنيم .

اتحاديه بنكداران پارچه تهران »

همان روز و پس از حضور در تحريريه روزنامه بلافاصله با اتحاديه بنكداران تماس گرفتم و توضيح دادم كه تابلو نوشته شما را درسر بازار پاچنار خوانده ام و مى خواهم در باره اين متن و ساير مسايل مطروحه در حوزه پارچه و نساجى و واردات بى رويه پارچه هاى چينى و... مصاحبه اى با رئيس اتحاديه انجام بدهم .

پس از مذاكره تلفنى با آقاى محمدصادق مشايخ رئيس اتحاديه قرار شد آقاى محمدحسين رحيمى نائب رئيس اول مسئوليت مصاحبه را بپذيرد. قرار مصاحبه گذاشته شد. مصاحبه در دفتر كار آقاى رحيمى در حياط سوم سراى امير روبه روى امامزاده زيد(ع ) و در قلب بازار تهران انجام گرفته است :

روز سه شنبه 88 9 17 زمانى كه از بازار پاچنار عبور مى كردم تابلو نوشته اى نظرم را به خود جلب كرد :

اتحاديه بنكداران پارچه تهران براى جلوگيرى از تعطيلى كارخانجات ايران از واردات پارچه هاى خارجى جلوگيرى مى كنيم .

اين اعلاميه در درجه اول مثبت است اما در همين رابطه نيز چند سوال مى توان كرد. اول اينكه : معناى اين اعلاميه اين است كه شما و اتحاديه شما در گذشته واردات داشتيد و مخالف واردات نبوديد دوم اينكه حالا چرا چرا اينقدر دير به فكر افتاديد چرا قبلا اقدامى نكرديد

ما اعتقادمان بر اين است كه يك مملكت هم بايد واردات داشته باشد و هم صادرات . تنها با صادرات نمى توان يك مملكت را اداره كرد و تنها با واردات نيز نمى توان يك كشور را اداره كرد.

صادرات واردات بايد بالانس باشد . اگر كارخانه هاى نساجى ما 3 شيفت هم كار كنند باز هم نمى توانند كفاف مصرف داخلى را بدهند قادر به تامين مصرف داخلى را بدهند قادر به تامين مايحتاج نساجى ايران نخواهند بود. پس ما ناگزير هستيم كه واردات هم داشته باشيم . اما اينكه مى بينيد كه ما اين تابلو را زده ايم به خاطر اين است كه واردات بيش از حد شده است . شورش درآمده است . هيچ در و پيكرى براى واردات بى رويه پارچه چينى و... كارخانه هاى ما را بيچاره كرده است . ما با اين حركت مى خواهيم از واردات بى رويه پارچه جلوگيرى كنيم .

من اعتقادم بر اين است كه به هيچ عنوان پارچه به ايران قاچاق نمى آيد تمام واردات پارچه چينى و... از مبادى گمركها وارد ايران مى شود.

يعنى پارچه قاچاقى وارد نمى شود

اعتقاد ما به عنوان اتحاديه بنكداران پارچه و طاقه تهران اين است كه هيچ وارداتى از طريق قاچاق انجام نمى شود تمام واردات از طريق مبادى و ورودى هاى گمرك انجام مى شود.

سندتان چيست

چون همه واردات پارچه هاى چينى با برگ سبز انجام مى شود. مستقيم از گمرك و دروازه هاى گمرك عبور مى كنند. اكثرا برگ سبز دارند.

كسى وارد مى كند. چه كسانى هستند كه آزادانه از دروازه هاى گمرك عبور مى كنند برگ سبز مى گيرند بازار را از پارچه هاى چينى و كره اى و بنگلادشى و پاكستانى و تايوانى و ويتنامى اشباع مى كنند كارخانجات نساجى را نابود و ورشكسته مى كنند به همين راحتى ...

وارد كننده ها هستند. الان من به شما عرض مى كنم مدل وارد كردن چه طورى هست . حضرتعالى مى توانيد تشريف ببريد (دبى خريد بكنيد جنسى را كه خريد كرديد به هر اندازه به هرتناژى كه مى خواهيد بخريد بعد كالاهايى را كه خريديد مى دهيد به يك سرى از آقايان كه در اصطلاح بازار به آنها « باربر » مى گويند تحويل بدهيد و ديگر كارى به كار هيچى نداشته باشيد و جنس تان را در قلب بازار تهران تحويل بگيريد. به همين سادگى ...

دولت و نهادهاى امنيتى از اين كارها خبر دارند

معلومه كه خبر دارند. مگر مى شود خبر نداشته باشند.

پس چرا شما مى خواهيد جلوى واردات بى رويه را بگيريد مگر مى توانيد

اگر اجازه بدهيد من يك سند دارم بياورم و تحويل شما بدهم . ما سال 1386 نامه اى داديم به وزارت بازرگانى و از آنها خواستيم اجازه بدهيد اتحاديه بنكداران پارچه و طاقه تهران نظارتى بر واردات بى رويه پارچه داشته باشد. به وزارت بازرگانى مشاوره بدهيم كارشناس بدهيم بگوييم كشور به چقدر فاستونى نياز دارد چه مقدار پارچه چادرى لازم است . كارى بكنيم كه واردات براساس نياز جامعه واردات شود . سازمان توسعه تجارت برداشت جوابى به ما داد يا 7 ماده و خيلى مودبانه به ما اعلام كردند كه اين كارها به شما ربطى ندارد .

بند 2 اين نامه به ما مى گويد :

صادرات و واردات حرفه تخصصى جداگانه اى است كه با توزيع و خريد و فروش داخلى متفاوت است . »

اين حرف يك مغلطه است . اگر هم فرض كنيم اين مغلطه نباشد آيا تمام كسانى كه در قديم و جديد قبل از انقلاب و بعد از انقلاب فرش صادر مى كردند صادرات فرش حرفه تخصصى شان بوده است اكثريت فرش فروشان ايران بويژه فرش فروشان تهران تبريز كاشان كرمان و صادر كننده فرش به آلمان و آمريكا و ساير كشورهاى دنيا بودند چطور شد آنها كه حرفه تخصصى در واردات دارند آيا تمام كسانى كه بازار تهران را از پارچه هاى ساير اجناس چينى اشباع كرده اند با اجازه سازمان توسعه تجارت وزارت بازرگانى و با تاييديه اين سازمان اين كارها را انجام مى دهند

فرض كنيم مركز توسعه تجارت وزارت بازرگانى حرفش درست باشد . تمام 7 ماده جوابيه اى كه به شما داده اند درست باشد و مو لاى درزش نرود چرا همين سازمان توسعه تجارت به واردات بى رويه كالاهاى خارجى بويژه چينى سروسامان نمى دهد چرا براى واردات كالاهاى چينى از متخصصين واردات و صادرات استفاده نمى كند

از خودشان بپرسيد . من اين 3 صفحه سند را به شما مى دهم خودتان هر كارى خواستيد بكنيد .

شما فرموديد اگر كارخانجات نساجى ما 3 شيفت هم كار كنند كفاف مصرف داخلى را نمى دهد سرانه مصرف نساجى ايران چقدر است

مصرف سرانه هر ايرانى 9 متر پارچه است .

تفاوت واردات كالا قبل از پيروزى انقلاب و در شرايط حاضر چگونه بوده است

قبل از پيروزى انقلاب شما مى خواستيد پارچه اى را وارد كنيد مثلا چادر نمازى (چادرهاى گلدار). مى رفتيد گمرك . گمرك به شما اعلام مى كرد : حضرتعالى كه 45 هزار متر پارچه چادرى مى خواهيد وارد كنيد . يك تاجر ديگر 35 هزار متر پارچه چادرى آورده است . ممكن است شما متضرر بشويد شما پارچه ديگرى سفارش بدهيد. گمرك هواى تاجر را داشت تاجر هواى گمرك را داشت . مصرف داخلى به اين شكل تنظيم مى شد.

ضمانت اجرايى اتحاديه شما براى جلوگيرى از واردات بى رويه پارچه چيست

ما فقط به لحاظ روانى مى توانيم اثر بگذاريم . اتحاديه ما چهارهزار نفر عضو دارد چهار هزار نفر بنكدار هستيم هر يك بنكدار صد نفر را توجيه كند و آگاهى بدهد مى شوند 400 هزار نفر ما فقط مى توانيم آگاهى بدهيم نسبت به پديده شوم واردات بى رويه . از طرفى به كارگران و كارخانه داران بگوئيم پشتيبان آنها هستيم . ما دلمان نمى خواهد كارخانه هاى نساجى تعطيل شوند. ما دلمان نمى خواهد كارگران كارخانه هاى نساجى بيكار بشوند مسافركشى كنند دستفروشى كنند.

تصميم نداريد با وارد كننده ها مستقيما وارد مذاكره شويد. حالا كه دولت و وزارت بازرگانى اقدام جدى در قبال واردات بى رويه پارچه هاى چينى و... نمى كنند خودتان و اتحاديه تان مستقيما با وارد كننده ها وارد مذاكره شويد و از آنها درخواست كنيد واردات را كنترل شده نيز انجام دهند. كارى نكنند كارخانجات نساجى داخلى ورشكسته شوند.

من شخصا عقيده ام بر اين است ما به 3 شماره مى توانيم مشكل واردات را حل كنيم . به همين راحتى كه من عرض مى كنم . قيمت ارز را واقعى كنيم . الان حدود 10 سال است دلار بين 850 تا 950 تومن ثابت مانده است . 10 سال اگر ما 10 تا 15 درصد تورم را در نظر بگيريم الان بايد 150 درصد نرخ دلار افزايش پيدا كند . وقتى ارز به قيمت واقعى برسد پارچه چينى گران تر از پارچه داخلى وارد ايران مى شود و در نتيجه به طور خودكار واردات كالاهاى چينى قطع مى شود و مردم كالاهاى وطنى را مصرف مى كنند. كارخانجات داخلى زنده مى شوند. صادرات هم در پى اين تحول به وجود مى آيد. يك مثال از خارج از صنف خودمان بزنم . چطور مى شود پرتقال مصر از آن سر دنيا مى آيد و در تهران فروش مى رود. مصريها عاشق چشم و ابروى من و شما هستند كه پرتقال را از مصر به تهران به قيمت ارزان تر از پرتقال داخلى مى فروشند مصريها عاشق دلار مفت ايران هستند. طبيعى است كه پرتقال مصرى وارد ايران مى شود و پرتقال ايرانى خوراك گاو و گوسفند و كود درخت مى شود.

روز چهارشنبه 88 9 18 من با شما مكالمه تلفنى داشتم و مذاكره مى كردم براى تعيين وقت مصاحبه . من پيشنهاد مصاحبه در روز شنبه 9 21 را دادم . شما فرموديد روز شنبه با وزير بازرگانى جلسه دارم مصاحبه افتاد به امروز يكشنبه 9 22 درباره جلسه روز شنبه به ما خبر بدهيد. چه گذشت

به آقاى دكترغضنفرى وزير بازرگانى ما يك نامه اى نوشتيم . نوشتيم ما مى خواهيم درباره واردات پارچه كارى بكنيم حساب شده باشد. كارخانجات نساجى وطنى را از نابودى و ورشكستگى نجات بدهيم . آقاى وزير دستور دادند كه جلسه سه جانبه اتحاديه بنكداران و صنايع نساجى در دفتر تشكيل شود . رئيس جلسه هم آقاى بهشتى بود . اينها ما را دعوت كردند . دعوت ساعت 10 صبح 9 21 بود . من رفتم 10 دقيقه به 10 رسيدم جلسه ساعت 10 و يك ربع آقاى بهشتى آمد . پرسيدم : مسئول جلسه كيست خودش را معرفى كرد . من نشستم . تا 5 دقيقه به يازده نشستم . هيچ كس نيامد . فقط درددلهاى ما را آقاى بهشتى نوشت تا به وزير بدهد .

تحريم هاى احتمالى غرب عليه ايران چه اثراتى مى تواند بر بازار داشته باشد

شما از تحريم هاى غرب از من سئوال مى كنيد من از تحريم هاى داخلى عليه خودمان توسط عوامل داخلى به شما اطلاعات مى دهم . به فكر تحريم هاى داخلى عليه هموطنان خودمان باشيد. تحريم هاى غرب هيچ اثرى نخواهد گذاشت . اگر هم بگذارد ملت ما منسجم تر مى شود توليد ما شكوفاتر مى شود. به فكر تحريم هاى داخلى عليه داخلى باشيد. الان من به شما عرض مى كنم منظورم چيست

واردات پوشاك در ايران دارد با 100 درصد تعرفه وارد مى شود . پوشاك را اگر 300 درصد هم بگذاريد وارداتش انجام مى شود چون ارز ما ارزان است . ما چطور خودمان خودمان را تحريم كرده ايم . خيلى راحت ... با واردات پوشاك موافقت كرده ايم و با اين كار تمام توليدكنندگان پوشاك ايران را تحريم كرده ايم . هم غرب ما را تحريم كرده است و از طرفى دولت خودمان هم توليدكننده ما را تحريم كرده است . توليدكننده لباس ما شده است دستفروش پيك موتورى مسافركش .

واردات پوشاك به ايران به طور كل بايد ممنوع شود. واردات پوشاك با هر تعرفه اى به ضرر توليدكننده پوشاك وطنى است . به ضرر كارگران و خياطان ايرانى است . خياطان ايرانى هنرمندترين خياطان جهان هستند. بسيارى از خياطان ايرانى هم اكنون در ايتاليا اسپانيا استراليا و آلمان مشغول به كار هستند. چه دليلى دارد ما پوشاك آماده وارد كنيم واردات پوشاك خيانت به خياط و توليدكننده پوشاك ايرانى است . صددرصد تعرفه يعنى چه ورود پوشاك بايد ممنوع شود. تاكيد مى كنم بخش عظيمى از جامعه ما به خاطر واردات بى رويه پوشاك بيكار شده اند.

اين حرف بديهى چرا به عقل كارشناسان دولت نمى رسد

نمى دانم . نمى دانم . يك مغازه براى 3 نفر شغل ايجاد مى كند . مغازه اى كه هيچ چيزى توليد نمى كند . يك : صاحب مغازه دو : كارگر و كارمند مغازه سه : مشترى كه مى آيد . حالا مغازه اى كه بنكدارى است و هيچ توليدى ندارد حداقل براى 3 نفر توليد كار و شغل مى كند خيلى ساده حساب كنيد ببينيد يك توليدى كه كاپشن توليد مى كند يك توليدى كه لباس بچه توليد مى كند يك توليدى كه كت وشلوار توليد مى كند يك توليدى كه شلواردوز است يك توليدى كه پيراهن دوز است چقدر شغل ايجاد مى كنند. حداقل شغلى كه هر توليدى در پايين ترين حد وقد وقواره كه باشد براى 15 نفر شغل ايجاد مى كند تازه اين جداى آن شغلهاى جنبى است . يك توليدى با 15 نفر كارگر و كارمند و اوستاكار و مالك و شريك و... براى نانوا سر بازار براى قهوه خانه سربازار براى ساندويچى سر بازار براى بقال سر بازار براى كفاش سر بازار و... هم شغل ايجاد مى كند و باعث رونق كسب و كار آنها هم مى شود.

حالا مقايسه كنيد وقتى كارخانه هاى ما كار كنند براى چند نفر شغل ايجاد مى كنند . حداقل 1500 نفر هزاران نفر ... خيلى ساده عرض كردم . 2 2 تا 4 تاست . حالا ببينيد با تصميم هاى نسنجيده چند صد هزار نفر و چند ميليون نفر را بيكار مى كنند .

درباره پارچه هاى چادرى اشاره اى داشتيد درباره واردات بى رويه چادر مشكى چه اطلاعاتى داريد توليد آن به كجا رسيد چرا متوقف شد چرا واردات مى كنند چرا اجازه نمى دهند توليد بشود

چادر مشكى در ايران توليد شد. براى توليد آن هم خيلى زحمت كشيدند. وقتى كارخانه افتتاح شد حتى به شركت كنندگان در مراسم افتتاح نفرى يك قواره چادرى توليد خودشان هديه دادند.

شما در مراسم افتتاح شركت داشتيد

نه . آقاى محمدصادق مشايخ رئيس اتحاديه در آن مراسم شركت داشتند. اما بعد از آن ديگر چادرى در بازار نديدم . پيگيرى هم نكردم . چون شغلم نيست پيگيرى نكردم . من پيگير تحولات پارچه فاستونى هستم . شغلم فاستونى است .

از چه كشورهايى واردات پارچه داريم

چين تايوان اندونزى بنگلادش ويتنام تركيه تايلند.

پارچه ويتنامى را در بازار ديده ايد

من نديده ام . فقط شنيده ام . ويتنام رقيب آينده چين خواهد شد. خيلى فعال شده اند. ويتنام هوله هايى توليد كرده به اندازه يك شكلات بسته بندى شده . اين هوله را از بسته بندى خارج مى كنيد مى اندازيد در آب به اندازه 2 برابر يك كاغذ (آ4 ) بزرگ مى شود و هوله دست معمولى مورد استفاده قرار مى گيرد.

با چه تحليلى معتقديد كه ويتنام رقيب آينده چين در بازار خواهد بود

ويتنامى ها سخت كوش هستند. تنبل نيستند. مردمى پركار هستند. مواد اوليه و كارگر از چين ارزان تر است . دولت ويتنام هم برخلاف دولت ايران در تلاش است توليد را در كشورش فعال كند. دروازه هاى ويتنام به روى كالاهاى خارجى باز نيست .

چطور مى شود ما از بنگلادش پارچه وارد مى كنيم ولى به همين بنگلادش توان صادرات هيچ كالايى از جمله پارچه را نداريم .

اين سئوال نيست يك طنز تلخ است . از من چرا مى پرسيد از بنگلادش وارد كردن افتخار ندارد. چه عرض كنم نساجى ما نابود شده است . ما به حال نساجى مان بايد زارزار گريه كنيم . پدر بنده بزاز بود. همشيره من تكنولوژى نساجى خواند. فوق ليسانس مديريت نساجى گرفت . اما متاسفانه الان در بورس مشغول كار است . ايشان بايد الان در كارخانه نساجى مشغول به كار باشد نه در بورس . آيا اين گريه ندارد بسيارى از افراد را مى شناسم كه نساجى خوانده اند دكترى نساجى دارند ولى الان گرفتار كارهاى ديگر هستند. وقتى كارخانه ها نابود شوند تحصيلكردگان و نخبگان صنعت نساجى هم نابود مى شوند. حالا شما از من سئوال مى كنيد چرا از بنگلادش پارچه وارد مى كنيم . قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ما صادركننده پارچه بوديم . پارچه مقدم را مى بردند تركيه و به اسم پارچه انگليسى به تركيه مى فروختند. حالا ببينيد جايمان چطور عوض شده است . الان واردكننده همه چيز از تركيه هستيم . كارخانه مقدم تشريف ببريد اشكتان در مى آيد. دارد از بين مى رود. كارخانه قدس اسم قديمش تاج بود. كارخانه پارس بافت از بين رفت . كارخانه قدس الان هست اما فقط پتو توليد مى كند. كارخانه فاستونى بوده الان پتو توليد مى كند. اينها گريه دارد. الان در اصفهان كارخانه اى است به نام گلنار كه الان شده « عالى جناب » . اين كارخانه متعلق به بخش خصوصى است . از اينها بايد حمايت شود. از اينها بايد مشكلات توليد را پرسيد.

آيا پارچه هاى فاستونى ايرانى مى توانند با پارچه هاى انگليسى رقابت كنند برخى شايعات هست كه اظهار مى كنند توليدات يكى از كارخانه هاى فاستونى مشابه و يا حتى با كيفيت تر از هيلد انگليس است . نظر شما چيست

من قبل از اينكه پاسخى به سئوال شما بدهم يك نكته اى را مطرح مى كنم . انگليس هم اكنون توليد پارچه ندارد. مهندسان انگليس رفته اند چين و در چين توليد مى كنند. توليد در چين انجام مى شود. اكثر پارچه هايى كه به اسم انگليس به مردم عرضه مى شود چينى هستند.

در واقع نوعى فريب و تقلب دارد در بازار انجام مى شود

نمى توانم بگويم حتما تقلب و فريب باشد. برخى از اينها تحت ليسانس هستند.

بنابراين هر نوع پارچه انگليسى و از جمله هيلد انگليس كه در بازار فروخته مى شود چينى است

بله . چينى است . ايتاليا هم پارچه هايش را در چين توليد مى كند. بنابراين پارچه هاى ايتاليايى كه در بازار ممكن است فروخته شود چينى هستند.

بنابراين بهترين سئوال اين است كه مطرح كنيم آيا مى توانيم مثل چينى ها توليد كنيم . ما مى توانيم . مهندسان ايرانى از مهندسان انگليسى و ايتاليايى و آلمانى هم پيشرفته تر هستند. دانشگاه صنعتى اميركبير تواناترين مهندسان نساج را به دنيا عرضه كرده است .

يكى از مشكلات مردم ايران خريد پارچه است . قيمت پارچه معين نيست . در بازار يك قيمتى دارد. وقتى به خيابانهاى بالاى شهر مى رسد 3 تا 10 برابر قيمت فروخته مى شود . پارچه ايرانى به اسم پارچه خارجى فروخته مى شود . و ... چرا اتحاديه يك فروشگاه رسمى نمى زند تا مردم با خيال راحت خريد كنند و فريب نخورند.

براساس قانون اتحاديه نمى تواند كار اقتصادى و سياسى بكند. فقط كار صنفى بايد انجام دهد.

به صورت خصوصى اين كار را بكنيد. بالاخره اتحاديه نسبت به فريب نخوردن مردم در بازار پارچه مسئوليت دارد.

پيشنهاد خيلى خوبى است . بايد روى آن برنامه ريزى كنيم . بايد فرهنگ سازى بكنيم . مجمع امور صنفى در تلاش است فروشگاه هاى زنجيره اى بزند.

شما اگر وزير بازرگانى بشويد براى جلوگيرى از واردات بى رويه چه كار مى كنيد

من اگر وزير بازرگانى بشوم اول كارى كه مى كنم قيمت ارز را واقعى مى كنم . ما داريم به واردكننده ها و قاچاقچى ها رانت ارزى مى دهيم . ايران بهشت وارد كننده و جهنم توليدكننده است .

سال 1386 نامه اى داديم به وزارت بازرگانى و از آنها خواستيم اجازه بدهيد « اتحاديه بنكداران پارچه و طاقه تهران » نظارتى بر واردات بى رويه پارچه داشته باشد. به وزارت بازرگانى مشاوره بدهيم كارشناسى بدهيم بگوييم كشور به چقدر فاستونى يا چادرى نياز دارد كارى بكنيم كه واردات براساس نياز جامعه انجام شود . سازمان توسعه تجارت وزارت بازرگانى جوابى به ما داد با 7 ماده و خيلى مودبانه به ما اعلام كردند كه اين كارها به شما ربطى ندارد

مهندسان ايرانى از مهندسان انگليسى و ايتاليايى و آلمانى هم پيشرفته تر و خبره تر هستند. دانشگاه صنعتى اميركبير تواناترين مهندسان نساج را به دنيا عرضه كرده است

واردات پوشاك به طور كل بايد به ايران ممنوع شود . واردات پوشاك با هر تعرفه اى (حتى 300 400 درصدى ) به ضرر توليدكننده وطنى است

شما از من درباره تحريم هاى غرب عليه ايران سئوال مى كنيد من به شما عرض مى كنم دولت با يك تصميم غلط و آزادسازى واردات پوشاك تمام توليدكنندگان پوشاك وطنى را عملا تحريم كرده است

واردات بى رويه پارچه هاى چينى كارخانه هاى نساجى ايران را بيچاره كرده است


27 آذر 1388    01:14
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   حسین
ای-ميل:  
19:33 28 آذر 1388
این بازاری ها که حتی زمان  نگ هم از احتکار و گران کردن کالاها  یبشان را پر می کردند چی شده یک دفعه یاد حمایت از صنایع داخلی افتاده اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :از اعتراض به «مرگ بر موسوي»تاخواست اعدام سران فتنه

خبرآنلاين: حجت الاسلام رحيميان كه سخنران تجمع اعتراضی به هتك حرمت امام خمينی بود در بخش آخر سخنانش با اشاره به آيه 60 تا 62سوره احزاب خطاب به دستگاه قضايی در خصوص آنان كه بخواهند همچنان به فتنه گری ادامه دهند تصريح كرد: فتنه گران به بدترين و شديدترين شكل ممكن بايد اعدام شوند كه در اين بين تجمع كنندگان با شعار «سران فتنه سبز اعدام بايد گردند» و شعار «موسوی اين آخرين پبام است» سخنان او را تاييد كردند.



در ميان جمعيت عده ای سعی داشتند شعار جمعيت را به شعار «مرگ بر موسوي» تغيير دهند اما رحيميان سعی كرد سخنانش را ادامه دهد و جمعيت نيز با «هيس هيس» سعی داشتند كسانی كه تلاش كردند افرادی را كه شعار مرگ بر موسوی می دهند را ساكت كرده و به سخنرانی گوش دهند.



رحيميان افزود: اين حكم سنت الله است و تا ابد اين سنت خدا تغيير ناپذير است. هر كشوری هرچقدر بخواهد ادعای دموكراسی داشته باشد با براندار خود اين طور برخورد می كند حتی در آمريكا.



در پايان راهپيمايی مجريان راهپيمايی با شعار الله اكبر و شعارهای وحدت گرايانه همچون «يا ايها المسلمون اتحدو، اتحدو» و قرائت دعای فرج از تجمع كنندگان خواستند با حفظ آرامش و ندادن شعار راه خود را ادامه داده و به منازل برگردند.



به گزارش خبرآنلاين در حاشيه راهپيمايی روز جمعه در مقابل دانشگاه تهران تصويری از كروبی در دست برخی تجمع كنندگان بود كه موجب اعتراض ديگر نمازگزاران و تجمع كنندگان شد كه معترض بودند كه اين تصوير يك روحانی است و نبايد به آن اينگونه اهانت شود. برخی نيز از اين عكس با موبايل هايشان عكس می گرفتند.




27 آذر 1388    01:44
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

28آذر :نامه عاطفه نبوی از زندان اوين



کميته گزارشگران حقوق بشر- عاطفه نبوي، زندانی سياسی که از سوی شعبه 12 دادگاه انقلاب تهران به اتهامات تبانی و اجتماع عليه نظام و فعاليت تبليغی عليه نظام از طريق شرکت در تظاهرات 25 خردادماه، به تحمل 4 سال حبس تعزيری محکوم شده است، در نامه ای به شرح زندگی خود در زندان اوين پرداخته است.



پرونده اين زندانی سياسی هم‌اکنون با اعتراض وی و وکيلش به دادگاه تجديدنظر ارجاع داده شده است.



نامه عاطفه را در زير بخوانيد:



از جايى كه مي‌خوابم چشم‌انداز سيم خاردار است و ديوار و قطعه‌اى كوچك از آسمان! گفتند تا چهارسال ديگر سهم من از آسمان همين است، اما خوب ، خيالى نيست!! آخر اينجا كمتر به آسمان نگاه مي‌كنى و يا به سهمت از آن مي‌انديشي، چرا كه زمينِ پر از رنج و نكبت‌اش آن‌چنان تو را در خود فرو مي‌برد كه فراموش مي‌كنى كه اين تو بودى كه روزى شادمانه زير آسمان روشن و بي‌انتها و بر پهنه دشت و بر بلند كوه‌هايش مي‌زيستى. در اين‌جا،زندگى نزاعى بي‌پايان بر سر بسته‌اى ميوه، صف حمام و تلفن است. ديگر نمي‌توان خيلى آرمان‌خواهانه انديشيد، چرا كه در كف هرم مازلواى !! " چه روزگار تلخ و سياهى كه نان نيروى شگفت رسالت را مغلوب كرده بود.."



زندگى عجيب بدوى و بكر است اينجا.. شادى و غم‌ات نه به واسطه آنچه بر زندگى عارض شده مانند راى آوردن يكى و شكست ديگرى كه به واسطه خود زندگي‌است، با تولد و مرگ!



اينجا زمانى غمگين، مبهوتى كه سهيلا قديرى در اوج ناباورى اعدام مي‌شود و صبح روز اعدام همه آرام و بي‌صدا، با موهاى ژوليده و چشم‌هاى ورم‌كرده و هر از گاهى سياه از ريمل‌ها و خط چشم‌هاى ريخته شده و سيگارهاى پياپي، بي‌خنده و شوخى و دعوا مي‌ايستند تا شمرده شوند و سرماى صبح پائيز استخوان سوز مي‌شود. زمانى كه ترس را در چشمان زير حكمي‌هايى مي‌بينى كه در روزمرگى زندان آنچه را كه انتظارشان را مي‌كشيد فراموش كرده بودند. و زمانى شادمانه مي‌خندى كه زنان و دختران شاد و لوده در جشن دهمين روز تولد كودكى كه مادرش مظنون به قتل است مي‌رقصند و ترانه‌هاى كوچه بازارى مي‌خوانند! و يا قصاصى از بند رسته‌اى كه به هيات مردگان با رضايت شاكى از پاى چوبه‌دار و گويى از سرزمين مرگ بازگشته و با سلام و صلوات و در ميان اشك‌ها و آغوش‌ها به بند باز مي‌گردانند!



خلاصه اينكه اينجا به طرز هراس‌انگيزى كولونى رنج و اندوه است و نشانه آن كه به قول دوستى " رنج در سرزمينش به عدالت توزيع نشده" و عجيب اينجاست كه بعد از مدتى همه چيز برايت عادى مي‌شود، انگار تمام عمرت را اينجا زيسته‌اى ، ديگر كودكان زيبايى كه زيردستان معتادها و قاتل ها و .. مي‌چرخند، معتاد به دنيا مي‌آيند و قاتل از دنيا مي‌روند و يا در نوسان و آمد و شد دائم ميان زندان و بهزيستي‌اند، اشك به چشمت نمي‌آورد و دختران جوانى كه با خودزنى و تيغ كشيدن بر خود گويى به جاى سهمشان، انتقامشان را از زندگى مي‌گيرند، متعجب‌ات نمي‌كند. و با آرامش و گاهى بي‌حوصلگى به داستان كسانى كه گاهى سر و دندان شكسته از ‌آگاهى بر مي‌گردند تا به قتلى يا كلاهبرداري‌اى اعتراف كنند، گوش مي‌دهى .. و انگار براى پاك كردن اين نكبت و تباهى راهى به جز در آغوش كشيدن و فرو دادنش نيست، مانند استخوان به عفن نشسته جذامى..



آري، اينجا آزار نه از جنس 209 كه از نوع ديگري‌ست، آزار؛ چشمان كاونده از پس لنزهاى دوربينى است كه در اتاق، كريدور، هواخورى و .. همه‌جا و همه‌جا همراه توست و به قول فوكو" نگاه‌هايى كه مي‌بايست ببينند، بي‌آنكه ديده شوند" در انتظار نافرمانى " بدن رام" و آرام تو هستند و يا، بگذريم...



غروب است و كلاغ‌ها بر فراز سيم خاردار با قارقار سمجشان گويى ابهت اوين را به سخره گرفته‌اند . كسى توى هواخورى آواز غمگينى را زمزمه مي‌كند، صداى آوازهاى كوهي‌مان در گوشم مي‌پيچد" سر اومد زمستون، شكفته بهارون و ..."



عاطفه/ پاييز 88/ اوين




27 آذر 1388    01:36
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



1 دی 1388    16:55
Balatarin  مطلب را به بالاترين بفرستيد


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد