27آذر :کابل پرس:بمناسبت ششمين سالروز ظهور ملالی جويا در لويه جرگه قانون اساسی
کابل پرس:در ماه دسامبر 2003 در زير بال امريکا و متحدانش تمامی قاتلان و برباد دهندگان وطن ما زير يک سقف جمع شده بودند تا در يک لويه جرگه مسخره و فرمايشی گويا برای افغانستان قانون اساسی بسازند. افرادی گرد هم آمده بودند که سالها مسبب رنج، قتل، غارت، بربادی و سيهروزی مردم ما بوده و حال يکشبه زير سايه "انکل سام" دموکرات شده و هرکدام ميخواستند در لباس فرشته های صلح خود را بر مردم ما و جهان بقبولانند.
هر افغان باوجدان و دردمند با ديدن به بازی گرفته شدن مردم و وطن ما بوسيله مشتی عناصر خاين و جنايتکار در اين لويه جرگه بدون ترديد مالامال از خشم ميشد، اما درين ميان تاريخ 17 دسامبر 2003 بود که دختر جوانی از ولايت فراه که روزها برای بدست آوردن نوبت تلاش نموده بود، موقع يافت تا به پای مايکروفون رفته صدای دادخواهی ملتش را فرياد کند.
اين دختر مبارز ملالی جويا بود که با سخنرانی دو دقيقهای اش اين روز را به نامش در اوراق تاريخ وطن ما رقم زد، بغض و کينه ميليونها تن از مردم رنجديده ما را نمايندگی کرد و شجاعانه ماهيت خاينانه اين لويه جرگه جنگسالاران و وطنفروشان را نه تنها در سطح کشور بلکه در سراسر جهان برملا ساخت. امروز وقتی سخن از لويه جرگه قانون اساسی به ميان آيد تنها چيزی به يادمانی از آن که در گوشها نجوا ميکند ندای خروشان ملالی جوياست که گفت «... آزموده را آزمودن خطاست. به نظر من اينان بايد محاكمه ملي و بينالمللي شوند، اينان را مردم ما اگر ببخشند، مردم پابرهنه افغان، تاريخ هرگز نميبخشد. اينها ثبت تاريخ كشور ما هستند...».
به دنبال سخنرانی کوتاه ملالی جويا جنگسالاران "دموکرات" شده چون حفيظ منصور، صديق چکری و ديگران يکباره همچون گرگان هار به جان او ريختند اما در همان لحظات اول دريافتند که با دختری از جنس ديگری مواجهند که از تفنگ و زور و عوعوشان هراسی ندارد و حاضر است تا سرحد مرگ در دفاع از مردمش پيش رود. آنان تلاش کردند که ملالی جويا را مجبور به عذرخواهی کنند، اما او نپذيرفت و گفت "از آنچه گفتهام هرگز توبه نخواهم کرد."
وی در مصاحبهای با «انستتيوت گزارش دهی از جنگ و صلح» (٢٣ دسامبر ٢٠٠٣) گفت: «حتی اگر به قيمت جانم هم تمام شود من از سخنانم دفاع خواهم کرد.»
ماشين های دروغ پراکنی جنگسالاران در همان ابتدا موجی از تبليغات دروغين عليه ملالی جويا راه انداختند و اتهامات گوناگونی بر وی بستند و اين موج تبليغات ضد جويا تا امروز ادامه دارد. عدهای او را در آينه خود ديده گفتند که وی برای پناهندگی به غرب اين حرفها را زده است، اما ملالی جويا در مصاحبهای با ماهنامه "روزگاران" (شماره هفتم، جدی ١٣٨٢) به اين اتهام پاسخ داده گفت: "من اين سخنان را هرگز بخاطر رسيدن به زندگی آرام در كشورهای اروپا و امريكا بيان نكردهام و اين ننگ را هرگز قبول نخواهم كرد. من در كنار مردمم خواهم ماند." و طی مصاحبهای با بخش فارسی راديوی بی بی سی به تاريخ ١٠ جنوری ٢٠٠٤ در پاسخ به سوالی که آيا کشور را ترک خواهد کرد گفت: "نه خير به هيچ صورت. قبلا هم گفتم که من يک دختر افغان هستم چون در افغانستان زاده شدهام و متعلق به همين خاک هستم و بهتر از وطنداران خود نيستم.... هيچ ترس و هراسی از اين ناحيه ندارم که از بين بروم البته برايم مهم اينست که نبايد اين آواز خفه شود چون اين ضربه به روحيه نصف نفوس جامعه که زنها باشد ميباشد." و اين سخنانش را طی مصاحبهای با بخش پشتوی بی بی سی به تاريخ ٢ جدی ١٣٨٢ تکرار کرد که: «من درين كشور بدنيا آمدهام و ميخواهم در همينجا دفن شوم.»
طی شش سال گذشته ملالی جويا با قبول هر نوع خطرات در کنار مردمش ماند و ثابت کرد که به حق فرزند اصيل بربادرفته ترين مردم اين خاک است و جز دفاع از خاک و مردمش هدفی در سر ندارد. به جان عزيزش تا به حال پنج بار سوقصد ناکام صورت گرفته، همه روزه مورد تهديد و زورگويی و دشنام پراکنی ستمکاران جهادی قرار داشته است، اما با تمامی اين ميدان را رها نکرده است و همچنان ثابت قدم در مقابل جنگسالاران حاکم، جناوران طالبی و اشغالگران امريکايی و ناتو ميرزمد و از هر تربيونی افشاگری ميکند.
مجله "آشيان" در مارچ سال 2006 در مورد ملالی جويا نوشت: «ملالی جويا، بی گمان در عرصهی سياسی - اجتماعی معاصر افغانستان پديدهای تازه است؛ زيرا تا به حال كسی از جنس زنان نتوانسته است چنين متهورانه و بی باكانه ندای دادخواهی ملتش را در فضای حاكميت "تفنگ" سر دهد.»
ملالی جويا با پشتوانه مردميای که به دنبال لويه جرگه بدست آورد، توانست با بيشتری رای از ولايت فراه وارد پارلمانی شود که جمعی از خونريزترين و بربرترين دشمنان مردم ما در آن جا گرد هم آمده اند و به گفته قانونی "خانه مشترک طالبان، جهاديان، خلق و پرچم" ميباشد. با پيروزی ملالی جويا در انتخابات پارلمانی بود که يکی از وحوش جهادی گفته بود: «در صورتی که ملالی جويا حرف های گذشتهاش را تکرار کرد او را از کلکين پارلمان به پايين مياندازيم.»
وی در نخستين نطقش در پارلمان، که هرچند مايکرفونش را در قطع کردند گفت:
«ميخواهم با صراحت و صاف و پوست کنده بگويم که من در اين جا نه به خاطر پلو خوری آمدهام و نه هم هيچگونه امتياز و مدالی خواهد توانست چشمانم را کور و زبانم را لال کند. من اگر فکر کنم يک لحظه از زندگيام به خاطر انديشيدن به مردم سوگوارم صرف نميشود و هر گامم به خاطر بهروزی آنان و آزادی شان نيست زندگيام بيهوده بوده و چی بماند به زندگی پارلمانی و امتيازاتش.... اين صداقت را دارم که به هموطنانم وعده دهم که اگر نتوانم ماهيت اين خاينان وطن و تداوم خيانت را درچهارچوب پارلمان به مردم آفتابی بسازم اميدوارم اولين فرد باشم که استعفا بدهم.»
وی در درون پارلمان نيز مبارزه بی امان را عليه وطنفروشان و خاينانی چون قانوني، سياف، رباني، کاظمي، محقق، گلابزوي، علومي، ملا راکتي، پيرم قل، رنجبر، حاجی فريد و غيره راه انداخت و هرچند برايش فرصت کمی داده ميشد، اما هر باری با سخنانش ماهيت گنديده پارلمان جانيان را آفتابی ميساخت.
وی در درون پارلمان انواع تحقير و توهين ها را تحمل کرد اما لحظهای از پافشاری روی اصولش عقب ننشست و هيچگونه توطئه و تزوير و دامی نتوانست او را از پا درآورد. هموطنان ما به تاريخ ۷ می ۲۰۰۶ وقتی او هشتم ثور را روز سياه ناميد، از پرده های تلويزيون خود ديدند که چگونه بربرهای جهادی عليه او برخاستند و با توسل به چند جهادی زن خاينی چون نورزيه اتمر، ملالی اسحاق زي، پروين دراني، صفورا نيازی و ديگران او را مورد حمله فزيکی قرار دادند و بعد چند تن از جنگسالاران بدنام همچون داوود کلکاني، جبار شلگري، علم سياه، حاجی الماس و ... با کلمات رکيک در حد تربيت کوچگی شان او را مورد دشنام های بازاری قرار دادند و حتی در برابر دوربين های فلمبرداری او را تهديد به تجاوز جنسی نمودند.
وی با "طويله" ناميدن پارلمان به درستی واضح ساخت که اين مجمع دزدان و قاتلان هرگز "خانه ملت" شده نميتواند. هرچند تعدادی از هموطنان ملالی را بخاطر مقايسه حيوانات مفيد با خونخواران درنده به باد انتقاد گرفتند، اما گذشت زمان به حرفهای جويا صحه گذاشت و حتی عدهای از پارلمان نشينان ديگر نيز از گنديدگی و بيکارگی پارلمان نمايشی سخن به ميان آوردند.
به تاريخ 21 می 2007 بالاخره ملالی جويا بصورت مفتضح و غيرقانونی از پارلمان اخراج گرديده ممنوعالخروج اعلام گرديد و به سارنوالی راجع شد. اين حرکت پارلمان گرگان موجی از اعتراضات در شهرهای مخلتف افغانستان و جهان را به دنبال داشت و مشهورترين آزاديخواهان جهان چون نوم چامسکي، نومی کلاين، جان پلجر، آروندوتی رای و غيره نيز به دفاع از او برخاستند. بدينصورت مردم ما تنها نماينده نترس و صدای رسای شانرا در پارلمان از دست دادند و جنايت سالاران و بنگ سالاران دست بازتری يافتند که با آرامش خاطر هر قانون ضدمردمی و جنايتکارانه شانرا به منصه اجرا گذارند.
هرچند ملالی جويا عليه اين حکم پارلمان اعتراضش را در ستره محکمه به ثبت رسانيد و به گفته خودش ميخواست با دفاع از خود در محکمه آنجا را نيز به صحنه مبارزه و افشای جنايتکاران و نوکران امريکا مبدل سازد، اما از آنجاييکه دستگاه قضايی افغانستان نيز که در اشغال جانيان است و حامی ستمکاران، متجاوزان و فاسد ترين عناصر، تا امروز دوسيه ملالی جويا را مسکوت گذاشته و با وجود تلاش های وکيل مدافع ملالی جويا هيچ اقدامی درين زمينه صورت نگرفته است. احتمالا آنان از ترس اينکه مبادا ملالی جويا محکمه پوشالی را نيز مثل لويه جرگه پوشالی با نطق هايش بيآب و رسوا سازد، دوسيهاش را زير زدند.
جنگ سالاران حاکم کينه عميقی عليه ملالی جويا به دل دارند و او به مثابه دشمن درجه يک برايشان مطرح بوده و حتی در اجتماعات شان شعارهای "مرگ بر ملالی جويا" سر ميدهند. در يکی از گردهمايی های اينان برای قدرت نمايی در استديوم ورزشی کابل، زن جنگسالار پسندی به نام شکيلا هاشمی نيز با شعار "مرگ بر حقوق بشر، مرگ بر ملالی جويا" دهانش را آلوده ساخت. سايتها و نشريات جهادی و شورای نظاری نيز با لحن در سطح تربيت اخوانی خود شان هميشه بر ملالی جويا تاخته اند، چيزی که بيشتر موقف ملالی را در بين مردم تثبيت نموده است.
اما خوشبختانه در کنار حمايت وسيع مردم فقير و دربدر ما در ولايات مختلف کشور، تعداد زيادی از روشنفکران و قلمبدستان شرافتمند و وطندوست کشور ما نيز ملالی جويا را تنها نگذاشته و با نوشته های شان در کنار وی ايستادند و با رد اتهامات و حملات سخيف از راست و چپ بر ملالی جويا نقش بسزايی ايفا نمودند.
هرچند به گفته ملالی وی "تربيون" پارلمان را برای افشاگری از دست داد، اما اين مانع آن نشده که وی فرياد دادخواهی اش را با استفاده از شيوه های مختلف ديگر پيش نبرد. وی طی چند سال گذشته به دعوت سازمان های مدافع حقوق بشر و ضدجنگ به کشورهای مختلف سفر کرده و در همه جا از وضعيت فاجعه بار افغانستان و حاکمان ستمکار آن و هم از به بازی گرفته شدن وطن ما بوسيله امريکا و متحدانش سخن گفته است و بدينصورت به ميليونها انسان آگاهی داده است. وی از هر تربيونی برای انعکاس الام مردم ما استفاده کرده و سياست های خاينانه غرب و بخصوص امريکا در افغانستان را بينقاب ساخته است.
مبارزه و فعاليت های جويا هرچند در مطبوعات داخل کشور که ويروس بنيادگرايی و جنگسالاری در آنها ريشه دوانده با سانسور مواجه شده است، اما در مطبوعات جهان و سايتهای ضدجنگ انعکاس وسيع و بيسابقه داشته است.
دريافت چندين تقدير نامه و جايزه، فلم مستندی به نام "دشمنان خوشبختی" از جريان کمپاين انتخاباتی ملالی جويا و اخيرا کتابش تحت عنوان "زنی در بين جنگسالاران" پژواک مبارزه و پيام ملالی جويا را به سراسر جهان رساند و در همه جا از او به عنوان "شجاع ترين زن افغان" ياد ميشود و ميليونها تن او را سرمشق قرار ميدهند. اخيرا نشريه "دی ليفت کوستر" (2 دسامبر 2009) نوشت "ملالی جويا را شجاع ترين زن افغان ناميدن رسا نيست، او را بايد شجاع ترين زن در تمام جهان ناميد."
به تاريخ 21 نوامبر 2009 روزنامه "نيشنل پست" نوشت که "ملالی جويا شجاع ترين زن افغان جنبش ضد جنگ را رهبری ميکند"، به تاريخ 24 نوامبر 2009 روزنامه "نيو استيسمن" انگلستان در ليست 50 شخصيت برتر سال که بر افکار عامه تاثيرگذار بوده اند، ملالی را در رده ششم قرار داد و نوم چامسکی طی مقالهای در اعتراض به اعطای جايزه صلح نوبل به باراک اوباما، ملالی جويا را شايسته ترين کانديد برای اين جايزه ناميد.
ابعاد مختلف شهامت، کار و مبارزه و تلاش خستگی ناپذير ملالی جويا را نميتوان در قالب يک مقاله روشن ساخت. اما ميتوان از پديده ملالی جويا درسهای فراوانی گرفت که من به طور نمونه چند مورد را برميشمارم:
1- در جامعهای که قانون جنگل حکمفرماست و تفنگ و زور و پول و قدرت و وابستگی های خارجی حرف اول و آخر را ميزنند، اگر کسانی بيهراس برخيزند و ندای مردم را فرياد کنند، بدون شک حمايت وسيع مردمی را کسب ميکنند و ميتوانند در شکستن غرور دشمنان و رسوا ساختن شان نقش بسزايی ايفا نمايند. صدای حقيقت را با هيچ توپ و تفنگی نميشود برای هميشه خاموش کرد.
2- رفتن انسانهای باوجدان و آزاديخواه در گنديده ترين و بدنام ترين نهاد ها کاملا مجاز و موثر است در صورتيکه آنرا فقط به مثابه تربيونی برای افشاگری و منفجر ساختنش از درون مورد استفاده قرار دهند. يکچنين حرکتهايی بهترين وسيله برای افشا و رسوا ساختن نهاد های ارتجاعی و مزدور به شمار ميرود.
3- حرکت عملی ملالی جويا در داخل افغانستان با قبول خطرات گوناگون بر ضد جنايتکاران و اشغالگران نسبت به صدها کتاب و مقاله و تحليل و تفسير موثر تر و کارآ تر بود و نشان داد که هر حرکت وطنپرستانه زمانی ميتواند حمايت مردمی را با خود داشته باشد که از درون بستر جامعه برخيزد.
4- با وجود بيسوادی و عقب ماندگی های موحش در جامعه ما، وقتی فقير ترين توده ها کسی را واقعا صدا و فريادگر دردها و مصايب و تيره روزی هايشان احساس کنند، ديگر برايشان سن، جنسيت و تعلقات قومی و مذهبی و مليتی مطرح نبوده و به پشتيبانی از وی برميخزند، چيزی را که در مورد ملالی جويا شاهد بوديم که با وجود سن کمش بيشترين رای را در انتخابات آورد و در دور افتاده ترين نقاط کشور مثل تخار، فراه، کنر و ... مردم به پشتيبانی از او برخاستند و حتی با قبول خطر دست به تظاهرات زدند.
5- در کشوری که زنان به مثابه نصف مرد محسوب ميشوند و از حيات سياسی و اجتماعی به دور پرتاپ شده اند، اگر زنانی با شکستن رسوم ضد ستيزانه برخيزند و شجاعانه برای آزادی و رستگاری شان کار کنند، اينان بدون شک پشتيبانی فقير ترين مردان جامعه را نيز با خود خواهند داشت چيزی را که در مورد ملالی جويا شاهد بوديم.
6- به مصداق "خائن خايف است" جانيانی که ظاهرا نيرومند و شکست ناپذير به نظرميرسند، اما از يک فرياد ولو کوچک که بيهراس عليه شان برخيزد فوری به تب لرزه مرگ ميافتند و غرور شان را ميشکند. فرياد ملالی جويا طی شش سال گذشته برای دولتمداران خاين افغان همچون کابوسی بوده که هميشه آنان را نآرام نگهميدارد.
خوشا روزی که مردم فقير و سرکوب شده متعلق به تمامی مليت های وطن ما متحدانه عليه برباددهندگان هست و بود وطن ما برخيزند و اينان را به زباله دان تاريخ بسپارند.
27 آذر 1388 05:56
مطلب را به بالاترين بفرستيد نظر شمانام: Dariush new
|
| ای-ميل: |
13:31 27 آذر 1388
|
Malalijoya is reallllllllllly great genius. |