www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 24آذر//

24آذر :رفسنجانی بر سر دوراهی:مصاحبه احمد قابل


24آذر: ادامه فضای پليسی در دانشگاه شيراز


24آذر :دستگير ی يک فعال محيط زيست توسط مامورين وزارت اطلاعات مهاباد

24آذر :ويدئو : صف آرايى دانشجويان دانشگاه آزاد در برابر بسيجيان/24 آذر

24آذر :موج جديد اعدام در ملاء عام در ايران- پنج اعدام در ملاء طی يک هفته


24آذر :تصفيه گسترده نيروها در يكی از نهادهای امنيتی و جايگزينی افراد با تعصب و گرايش خاص سياسی

24آذر :هيات‌های مذهبی به امکانات پليس مجهز مي‌شوند


24آذر :تکذيب خبر تايمز و تاکيد بر عدم تغيير شرايط ايران در پرونده هسته ای

24آذر :متن كامل سخنرانى آيت‌الله هاشمى رفسنجانى در جمع دانشجويان مشهد

24آذر :انفجارهای مهيب صبح امروز، در کابل و بغداد


24آذر: يک نماينده مجلس:امام درخواب به من لبخند زد، فهميدم بايد راه را ادامه دهم


24آذر: جنتی با 4 خواسته موسوی مخالفت کرد

24آذر: يورش وحشيانه گارد زندان به زندانيان سياسی بی دفاع بند 4 زندان گوهردشت کرج


24آذر :احضار 50 دانشجوی دانشگاه شهيد بهشتی به کميته انضباطي، محروميت 15 دانشجو از خوابگاه

24آذر :درخواست مجمع روحانيون برای تجمع به وزارت کشور ارسال شد

24آذر :گزارشی از جلسه شورای عالی امنيت ملی: نگرانی از کنترل شهرهای بزرگ

24آذر :ديوان محاسبات:حدود 17 ميليارد دلار ارز حاصل از صادرات به حساب خزانه واريز نشده است .

24آذر :خرسهاى قطبى آغاز به همديگرخوارى کردند: تظاهرات در کپنهاگ شکل جدى ترى گرفت

24آذر :سوء قصد به جان آيت الله بروجردی در زندان اوين


24آذر.گزارش پارلمان نيوز از مراسم بزرگداشت 16 آذر در دانشگاه تهران
*دانشجويان: مرگ بر ديکتاتور، سهرابيم، ندائيم، ما همه يک صدائيم
*رهامی:گفتند يک روحانی و يک خانم را گرفتند که نوار مي‌ساختند..حتی حاضر نشدند تفاوت سنی من با خانم عبادی را در نظر بگيرند


24آذر.گزارش پزشکی قانونی در مورد دکتر کهريزک:جمجمه، پوست، ريه، محتويات روده، معده و... همگی سالم بوده اند و اثری از سم درآن ديده نشده است.

24آذر. گزارش تجمع اعتراضی دانشجويان دانشگاه سمنان در اعتراض به حيله پاره کرده عکس خمينی

24آذر.زهرا رهنورد آتش زدن عکس خمينی را «توطئه» خواند

24آذر.اعلام جرم دادستانی عليه دو سايت اصول گرا به اتهام توهين به احمدی نژاد

24آذر.رويداد:حسينيان همان خسرو خوبان وزارت اطلاعات است

24آذر.رويای محسن رضايی:موسوي،خاتمي، كروبي، ناطق نورى ،هاشمي، مهدوي‌كنى و سران‌سه قوه به صورت دسته‌جمعى در نماز جمعه شركت كنند

24آذر.پاسخ تند دفتر رفسنجانی به حملات حميد روحانی

24آذر.حملات و ناسزاهای حسينيان به رفسنجاني، موسوي، خاتمی..- متن سخنرانی

24اذر.حمله سيد حميد روحانی به رفسنجانی و سران جناح اصلاح طلب

24آذر.حمله شديد جانشين نماينده خامنه ای در سپاه به سران اصلاح طلب

24آذر.حملات يزدی به رفسنجانی



24آذر :رفسنجانی بر سر دوراهی:مصاحبه احمد قابل

صدای آلمان:در روزهای اخير چهره‌های وابسته به طيف "تندرو" اصول‌گرايان بر شدت حملات خود عليه علي‌اکبر هاشمی رفسنجاني، افزوده‌اند.علت چيست و چه چشم‌اندازی برای آينده هاشمی رفسنجانی مي‌توان متصور شد؟ مصاحبه احمد قابل



معاون "ايرنا"، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامي، دستور داد که از اين پس در اخبار و گزارشها عنوان حجت‌الاسلام را به جای آيت‌الله در مورد علي‌اکبر هاشمی رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان، بکار گيرند. همچنين آيت‌الله يزدي، دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم، همچون مجتبی ذوالنور، نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران، و روح‌الله حسينيان، نماينده مجلس، که جزو اصولگرايان تندرو به شمار مي‌آيند در سخنان خود به حملات تند و کم‌‌سابقه عليه رفسنجانی پرداختند. احمد قابل، پژوهشگر علوم دينی و تحليلگر سياسی مقيم ايران به پرسشهای دويچه وله در اين زمينه پاسخ گفته است.



دويچه وله: آقای قابل، بعد از يک دوره کاهش حملات به آقای رفسنجاني، در روزهای اخير شاهد تشديد حمله به ايشان هستيم. شما علتش را چه مي‌دانيد؟



احمد قابل: عمدتاً خودشان اين طور بيان مي‌کنند که بعد از صحبت‌های آقای هاشمی در مشهد و اينکه گفته بودند، من در اين فضا نمي‌توانم صحبت کنم و شرايط، شرايط مناسبی نيست و بعدهم چند انتقاد کرده بودند از اينکه چرا بسيج و سپاه را در برابر مردم قرار داده‌ايد، بعد هم عبارتی آورده بودند که "اگر مردم نخواهند، همه‌ی ما بايد کنار برويم"، اين‌ها را انگيزه قرار دادند برای اينکه مجدداً به ايشان هجوم بياورند، و پس از سکوتی که آقای هاشمی داشت، احساس کنند که آقای هاشمی عوض نشده است. چون اين مدت که آن‌ها هم کمی آرامتر شده بودند، تصور اين بود که آقای هاشمی از جريان اعتراضی فاصله گرفته و مثلاً با حاکميت همراه شده است. با اين تصور، يک مقدار فشارها و هجوم‌های به ايشان را کم کرده بودند. منتهی با اين سخنان مجدداً آن را آغاز کرده‌اند.



اين حملات به نوعی در تناقض با صحبت‌های حمايت‌گرايانه‌ی آقای خامنه‌ای در مورد آقای رفسنجانی است. آيا صحبت‌های آقای خامنه‌ای در اينجا جدی گرفته نمي‌شود يا مسئله‌ی ديگری مطرح است؟



آن صحبت آقای خامنه‌ای در حقيقت در زمانی بود که شايد چندماه آقای هاشمی سکوت کرد و حرف نزد. به اصطلاح برای يک استمالتی از ايشان و و جذب مجدد ايشان به حاکميت. به اين خاطر، آقای خامنه‌ای در ضمنی که سخنرانی داشتند و از افراد مختلف به عنوان مسئولان کشور نام بردند که اين‌ها همه محترمند، عنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت را هم آوردند. طبيعی بود که تا وقتی که آقای هاشمی سکوت مي‌کرد يا مطالبی را مي‌گفت که به نفع آن‌ها بود، طبيعتاً آن‌ها بيشترين احترام را برای وی قائل بودند. ولی مشخص شده است که آنها در صورتی برای افراد احترام قائلند که تابع نظر آن‌ها باشند. ولی اگر بخواهند مستقل بيانديشند، انديشه‌های خودشان را ابراز کنند و به حاکميت انتقادی کنند، از نظر حاکميت و باند همراهش، هيچ گونه احترامی ندارند؛ نه تنها شايسته‌ی احترام نيستند، بلکه همه‌گونه اهانت هم مجاز مي‌شود. پس خيلی چيز عجيبی اتفاق نيفتاده است. يعنی الان هم اگر آقای هاشمی باز سکوت کند، يک مدتی از سکوتش بگذرد، ممکن است باز يک‌مقداری اين‌ها هم سکوت کنند. ولی اگر آقای هاشمی بخواهد منويات و مطالب خودش را ابراز کند، اين‌ها دست به هجوم مي‌زنند. حتی اين نشان مي‌دهد که حمايت آقای خامنه‌ای هم از آقای هاشمی مشروط است. چون آقای خامنه‌ای وقتی از معترضين انتقاد مي‌کند، همه‌ی معترضين را مورد انتقاد قرار مي‌دهد و در حقيقت بيانش اين است که هرکس غير از فهم ايشان و تحليل ايشان فهم و تحليلی داشته باشد و بخواهد آن را ابراز کند، او هم جزو کسانی است که مخاطب آقای خامنه‌ای قرار مي‌گيرد. منتهی آقای خامنه‌ای سعي‌اش اين است که خودش را مستقيم با افراد دانه‌درشت صحنه‌ی سياست به تقابل نيندازد. طبيعتاً افرادی که حامی ايشان هستند به ميدان مي‌آيند و شروع مي‌کنند به هتک حيثيت کردن. والا خب کلي‌اش را خود آقای خامنه‌ای در سخنراني‌اش گفته و بعد از سخنرانی ايشان است که اين هجوم‌ها آغاز شده است.



به نظر مي‌آيد يکی از عوامل اختلاف در درون جناح اصولگرا در برخورد طيف‌های متفاوت اين جناح با آقای رفسنجانی نمود پيدا کرده باشد. آيا آقای رفسنجانی مي‌تواند يک عامل واگرايی بيشتر در اين جناح بشود؟



درست است که آقای هاشمی و امثال آقای هاشمی را تا چند سال پيش، يعنی تا دوره‌ی قبل از رياست جمهوري، اصلاً نمي‌شد از حاکميت تفکيک‌ کرد و هميشه حامی رفتاری بودند که از سوی حاکميت در سطح جامعه مي‌شد، توجيه‌گر بودند يا خودشان مباشر بودند. در اين‌ها نمي‌شود ترديد کرد. يعنی ببينيد، مثلاً الان همين داستانی که خود آنوري‌ها هم دارند مطرح مي‌کنند، در قضيه‌ی پاره‌شدن عکس آيت‌الله خميني، ما صحنه‌ی مشابه اين را در قضيه کنفرانس برلين در کشور آلمان داشتيم. آقای هاشمی يکی از کسانی بود که بعد از برخوردهای بسيار زشتی که با شرکت‌کنندگان در کنفرانس برلين شد، در خطبه‌های نماز جمعه با يک شعفی آمد و تحت عنوان اينکه خدا اين‌ها را رسوا کرد، از آن تصويری که تلويزيون ايران پخش کرد و بعد هم برخوردهای دستگاه قضايی با مخالفان و معترضان در آن زمان به شدت حمايت کرد. من نمي‌خواهم بگويم که چون ايشان آنجا ظلم کرده، اينجا امروز حق است که به ايشان ظلم شود. نه! ظالم هم اگر يکجايی ظلم کرده، به نظر من، امروز اگر مظلوم واقع شود، بايد از حق‌اش دفاع کرد. ولی مي‌خواهم بگويم که آقای هاشمی اگر امروز دارد اعتراض مي‌کند، پيش خودش فکر مي‌کند که شرايط بسيار متفاوت با آن روز است. يعنی احساس مي‌کند امروز کيان نظام جمهوری اسلامی در خطر است. نحوه‌ی رفتار حاکميت به گونه‌ای شده است که اصلاً نه از تاک نشانی باقی مي‌ماند، نه از تاک‌نشان. به هرحال بايد چيزی به نام جمهوری اسلامی باقی بماند، تا حالا آقای هاشمی به عنوان معترض بعضی از سياست‌ها، اما مدافع اصل نظام، بتواند آينده‌ای برای خودش و برای فکرش، برای انديشه‌اش و برای کل فعاليت‌های سياسی عمر خودش ببيند.



به نظر من مي‌آيد که حتی آقای خامنه‌ای و اين‌ها هم در تصورشان اين است که بايد اين نظام باقی بماند، منتهی راه بقای نظام را گم کرده‌اند. يعنی شيوه‌هايی را دارند انتخاب مي‌کنند که پيشاپيش همه‌ی خردمندان عالم هشدار داده‌اند که اين روش‌ها منجر به سقوط حکومت‌ها مي‌شود، نه منجر به بقای حکومت‌ها. يعنی به عوض اينکه از ابزاری استفاده کنند که منجر به بقای يک حکومت مي‌شود، که عدالت است و دادن آزادی و حق مردم، از اين عدول کرده‌اند و با ظلم و ستم به مردم و سلب حقوق مردم مي‌خواهند حکومت کنند. خب اگر اين حکومت مي‌خواست باقی بماند، در گذشته حکومت‌های مستبد هم باقی مي‌ماندند. گرچه بعضی حکومت‌های مستبد زمانی طولانی حاکم بودند. شايد آقايان مي‌گويند اگر در دوران ما اتفاق نيفتد که حکومت ساقط شود، حالا به دوره‌ی بعد رسيد به جهنم که ساقط شود. لابد اين را تصور مي‌کنند که اين رفتارها را دارند رقم مي‌زنند.



ولی آقای هاشمی و تمام کسانی که در پديدآمدن اين اوضاع به عنوان نظام، به عنوان يک حاکميت نقش داشتند، دلشان مي‌سوزد، ضمن اينکه برای خودشان هم احساس خطر مي‌کنند در آن نظامی که برايش کلی تلاش کرده و زحمت کشيده‌اند، فکر مي‌کنم که جا دارد که کمی مقاومت کنند. گرچه حالا اين مقاومت‌ها کم است و گاهی وقتها اصلاً نيست و در برابر فشارها و ظلم و ستم تسليم مي‌شوند، ولی حالا يکجا هم که ايشان مي‌خواهد بايستد و از حقيقتی دفاع کند که در ورای آن بخشی از منافع ملت هم تأمين مي‌شود، اينجا بايد از ايشان حمايت کرد. به هرحال طيفی که خودش دارد ظلم مي‌کند و در اين ظلم‌ها امروز شريک است، به عنوان کودتاچيانی که بعد از انتخابات سعی کردند رأی ملت را بدزدند، طبيعی است که اگر آقای هاشمی بخواهد از حاکميت جدا شود و جبهه‌ی حاکميت را تضعيف کند، در برابر او مي‌ايستند. خب خيلي‌ها غير از آقای هاشمی بعد از انتخابات از جبهه‌ی حاکميت فاصله گرفتند. بعضي‌ها از مراجع تقليد فاصله گرفتند. امروز همين سخنانی که بعضی از آقايان مراجع مي‌گويند که مراجعی هستند نزديک و طرفدار حکومت، اين نشان مي‌دهد که به هرحال آن‌ها دچار ريزش خيلی شديدی شده‌اند. ضمن اينکه اطلاعات دقيق‌تری هم وجود دارد که افراد زيادي، حتی در درون دفتر آقای خامنه‌اي، زاويه پيدا کرده‌‌اند و به مخالفت برخاسته‌اند.



چه آينده‌ای را شما برای وضعيت يا موقعيت آقای رفسنجانی در درون اين حکومت مي‌بينيد؟ آيا وضعيت آقای رفسنجانی تابعی از وضعيت و سرنوشت جنبشی است که در مردم بوجود آمده است؟



ببينيد، به نظر من پيش روی آقای هاشمی دو راه قرار دارد. يک راه اين است که به وضعيت انتقادی خودش، حالا با همان روحيه‌ای که خودش دارد، يعنی يکمقدار نرمتر و آرامتر نسبت به مثلاً فرض کنيد نيروهای سياسی ديگر، با يک حالت به قول خودش پدرانه و دلسوزانه و به عنوان يک منتقد دلسوز برای حکومت باقی بماند، خب اين يکمقداری شايد چهره‌ی آقای هاشمی را در درون معترضان بازسازی کند، يعنی اعتماد از دست رفته‌ی برخی از معترضان به آقای هاشمی را برگرداند.



راه ديگرش اين است که آقای هاشمی بخواهد جلب توجه حکومت و طرفداران حکومت را کند. مقصودم از حکومت، حاکمان فعلی هستند. اگر آقای هاشمی بخواهد سرنوشت خودش را با آن‌ها گره بزند و مجدداً به جمع آن‌ها برگردد، خب مي‌دانيد که اين بازگشت با توجه به هتک حيثيتی که از ايشان شده، و اين مستمر هم بوده، و کسی الان در رأس قوه‌ی مجريه است که به شدت با ايشان زاويه دارد و اصلاً در پی حذف ايشان است، يعنی حتی آن زمانی که آقای هاشمی حرفهای مخالف هم نمي‌زده، سعی مي‌کرده که جايگاهش را از او بگيرد و تضعيف‌اش کند، طبيعتاً به عنوان يک چهره‌ی دست چندم در آن طرف پذيرفته خواهد شد و نه به عنوان چهره‌ی دست اول. يعنی کسی که امروز مثلاً يک نماينده قلابی مجلس مي‌آيد و شروع مي‌کند تمام حيثيت گذشته‌ی او را مورد اعتراض و سؤال قراردادن و از بين بردن.



وقتی کار به اينجا رسيده است که مثلاً در خبرگزاری ايرنا بگويند که برای ايشان بجای استفاده از لفظ آيت‌الله از لفظ حجت‌الاسلام استفاده کنند، يعنی اين قدر بيايند شأن ايشان را پايين بياورند، آن هم کسانی اين تصميمات را بگيرند و در رده‌ای اين تصميم‌گيری بشود که ابداً اين‌ها خودشان جايگاهی در بين مردم ندارند، وقتی که حالا ايشان را بخواهند بپذيرند، مجدداً هم حتی اگر بيايند بگويند آيت‌الله هاشمی رفسنجاني، ولی آن اهانتی که آن فرد به خودش اجازه داده به اين شخصيتی که آقای هاشمی دارد و نفر دوم انقلاب حساب مي‌شده در مجموعه‌ای که الان باقي‌مانده‌است، يعنی بعد از آقای خامنه‌ای تنها کسی است که بيشترين نسبت را با آقای خمينی داشته و حتی بيشتر از آقای خامنه‌ای به آقای خمينی نزديک بوده است، عملاً وقتی تا اين حد تحقير شده، در مجامع خود آن‌ها ديگر برای ايشان ارزشی قائل نيستند. فقط ممکن است از رژه‌ی ايشان در برابر مخالفان خرج کنند، اما مطمئناً برای ايشان اعتباری قائل نيستند. يعنی منتظرند باز جايی نقطه‌ضعفی کوچک از ايشان پيدا کنند تا بلافاصله زمين‌اش بزنند. وقتی کسی اين قدر جايگاهش متزلزل است، طبيعتاً رفتن به سوی جناح مسلط برای آقای هاشمی نمي‌صرفد، حتی به لحاظ شخصی که بخواهد مجدداً به آن سو برگردد.



اين طرف ولی ايشان پيش بعضی افراد واقعاً اعتبار دارد. يعنی امثال آقايان کروبي، خاتمي، ميرحسين موسوی و بيت آيت‌الله خميني، به شدت برای ايشان احترام قائلند. عده‌ای هم از جناح اصولگرا هستند، مثلا در جامعه‌ی روحانيت مبارز يا در مجمع تشخيص يا بعضی از اعضای مجلس خبرگان هستند که علي‌رغم فشار فوق‌العاده‌ای که طيف آقای جنتی و طيف دولت داشتند، به ايشان به عنوان رئيس مجلس خبرگان رأی داده‌اند. اين‌ها هنوز برای آقای هاشمی احترام قائلند. احتمالاً و اتفاقاً آن وجاهتی که ايشان در آن جمع دارد، همين روحيه‌ای است که ايشان را به عنوان يک منتقد دلسوز مي‌دانند. يعنی همه‌ی هستی ايشان را با همه‌ی هستی ستمگران جمع نمي‌بندند، مي‌گويند ايشان نسبت به آن‌ها زاويه دارد، به اين عنوان ايشان محترم است. اگر ايشان بخواهد اين خاصيت را که در تصور آن‌ها است کنار بگذارد و به جمع ظلمه‌‌ای برگردد که امروز بر مردم دارند حکومت مي‌کنند و ظلم مي‌کنند، و مؤيد رفتارهای آن‌ها باشد، به طور طبيعی ايشان اين جايگاه را هم از دست خواهد داد و آن طرف هم جايگاهی به دست نخواهد آورد.



مصاحبه‌گر: کيواندخت قهاری



تحريريه: فريد وحيدی




24 آذر 1388    22:07
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:00 26 آذر 1388
هاهاهاها

نام:  
ای-ميل:  
02:09 25 آذر 1388
بهتر است ایشان اسلحه بدست Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ú©Ùˆ Ù‡ های سی یرا ماسترا را گز کرده Ùˆ شهرها را از طریق روستاها ÙØªØ­ کنند


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر: ادامه فضای پليسی در دانشگاه شيراز



به دنبال آزادی 5 دانشجوی دانشگاه شيراز توسط پلاک100

دو دانشجوی ديگر به نامهای سعيد خسرو آبادی وسجاد بنام به اداره اطلاعات احضار شدند همچنين مسعود مهدوی دوشنبه بعد از ده روز بازداشت آزاد شد.در ادامه احضاريه های کميته انظباطی پنج دانشجوی ديگر به نامهای مسعود مهدوی .بهنام پور صدر .اشکان قندچی.کورش چرخی.کمال عبداللهی و سعيد لطفی به کميته مربوطه احضار شدند.در ضمن اين در حالی است که سعيد لطفی همچنان در بازداشت است
24 آذر 1388    20:53
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :دستگير ی يک فعال محيط زيست توسط مامورين وزارت اطلاعات مهاباد

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران، مامورين وزارت اطلاعات روز شنبه آقای نظير الياسی از فعالين محيط زيست را در مهاباد دستگير کردند.

روز شنبه 21 آذر ماه آقای نظير الياسی 53 ساله بازنشسته آموزش و پرورش و از اعضای انجمن محيط زيست شهر مهاباد ، به اداره اطلاعات اين شهر فرا خوانده و دستگير شد. او پس از ساعتی به زندان اروميه منتقل شد.آقای الياسی پس از 2 روز بازداشت در زندان اروميه به سلولهای انفرادی بند مخوف 209 زندان اوين انتقال يافت.از زمان دستگيری تا به حال از شرايط و وضعيت اين فعال محيط زيست خبری در دست نيست.

پيش از اين شهرام بلوری 24 ساله خواهر زاده او در تاريخ 4 تيرماه ساعت 02:00 بامداد با يورش مامورين وزارت اطلاعات دستگير و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوين منتقل گرديد.او بيش از يک ماه در سلولهای انفرادی بسر برد و تحت فشارهای جسمی و روحی قرار گرفت.آقای بلوری نزديک به 6 ما است که در بند 209 زندان اوين بسر می برد.بازجوی او فردی با نام مستعار علی می باشد و اين فرد تا به حال چند بار اقدام به بازجوئی ازساير اعضای اين خانواده نموده است.

پرونده آقای شهرام بلوری در شعبه 4 امنيت دادگاه انقلاب در دست فردی بنام حاج محمدی است. خانواده او بارها به اين شعبه مراجعه کردند و هر بار به آنها وعده آزادی فرزندشان را داده بود ولی هيچگاه به وعده های خود عمل نکرد. 3 ماه پيش حاج محمدی به اين خانواده گفته بود که اگر مبلغ 50 ميليون ضمانت قرار دهند فرزندشان را آزاد خواهد کرد . خانواده بلوری ضمانت 50 ميليونی را تامين و در اختيار دادگاه انقلاب قرار دادند اما از آزادی او همچنان خوداری می کنند و وی را در بلاتکليفی قرار داده اند. بازجويان وزارت اطلاعات به اين زندانی سياسی اتهاماتی مانند اعتشاش عليه امنيت ملی و ارتباط با راديوهای بيگانه نسبت داده است.

خانم شهناز الياسی 48 ساله بدليل پيگيری وضعيت فرزندش شهرام بلوری و کمک مالی به خانواده زندانيان سياسی و ساير نيازمندان مورد بازخواست بازجويان وزارت اطلاعات قرار گرفته است و قصد دستگيری او را داشتند که با ضمانت همسرش فعلا آزاد است. او تا به حال چند بار توسط فردی با نام مستعار علی از بازجويان وزارت اطلاعات در ستاد پيگيری مورد بازجوئی طولانی مدت قرار گرفته است . روزسه شنبه 24 آذر ماه او را مجددا احضار کردند ولی در ميانه راه به وی اطلاع داده شد که احضار او به زمان ديگری موکول شده است. خانم الياسی از اعضای فعال جامعۀ کردهای مقيم مرکز می باشد. اين جامعه قانونی است و سالها است که در حوزه فعاليتهای انسان دوستانه فعال می باشد. از جمله فعاليتهای اين جامعه کمک به خانواده های زندانی سياسي، کودکان بی سرپرست و دانشجويان نيازمند می باشد.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، دستگيری فعال محيط زيست و انتقال او به سلولهای انفرادی و همچنين دستگيری خواهرزاده اش و چند ماه نگهداری او در بند 209 و تحت فشار قرار دادن مادر اين زندانی سياسی را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ويژه خودسرانه و زنان خوستار اقدامات عملی برای پايان دادن به جنايت عليه مردم در ايران است.

فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران

24 آذر 1388 برابر با 15 دسامبر 2009



گزارش فوق به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر



http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193


24 آذر 1388    20:51
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :ويدئو : صف آرايى دانشجويان دانشگاه آزاد در برابر بسيجيان/24 آذر

http://www.youtube.com/watch?v=ul5mhm7Em88&feature=player_embedded#
">http://www.youtube.com/watch?v=ul5mhm7Em88&feature=player_embedded#


24 آذر 1388    19:15
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :موج جديد اعدام در ملاء عام در ايران- پنج اعدام در ملاء طی يک هفته

کميته گزارشگران حقوق بشر:حقوق بشر ايران، ۲۳ آذر ماه- بر اساس گزارش های رسيده از ايران طی هفته گذشته چهار نفر درشهرهای اهواز، مسجد سليمان و شهر نور در ملاء عام اعدام شده اند و فردا صبح ۲۴ آذرماه قرار است يک نفر ديگر درملاء عام در خرمشهر به دار آويخته شود. به گزارش خبرگزاری فارس صبح امروز دوشنبه ۲۳ آذرماه فردی بنام "محمد صادق الف" در شهر نور در استان مازندران در ملاء عام بعد دار آويخته شد. بنا به اين گزارش اين فرد به اتهام قتل و سرقت به ۱۰ سال حبس، ۷۲ ضربه شلاق و اعدام در ملاء عام محکوم شده بود. در يک گزارش ديگر روابط عمومى دادگسترى خوزستان از سه اعدام ديگر در ملاء عام در استان خوزستان خبر داد. بنا به اين گزارش صبح گاه روز يکشنبه ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸ حکم اعدام يک "سارق مسلح" حمد.خ، پس از طی مراحل قانونی و شرعی در محل ميدان جواد الائمه پادادشهر اهواز اجرا و محکوم به دار آويخته شد. اين گزارش ادامه داد: " صبح سه شنبه ۲۴ آذرماه ۱۳۸۸، حکم اعدام يکی ديگر از سارقان مسلح در ميدان سه راه خرمشهر اجرا می شود. همچنين چهارشنبه گذشته حکم اعدام يک سارق مسلح در اهواز و يک نفر از محکومان قصاص نفس در شهرستان مسجدسليمان در ملاء عام اجرا شد."



نام هيچ يک از اين سه نفر اعلام نشد.



سازمان حقوق بشر ايران تاکيد ميکند كه هيچکدام از اتهامات وارده در گزارشهای مذکور توسط منابع مستقل تائيد نشده است. محمود اميری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ايران در اين رابطه گفت: ما با يک موج جديد اعدام در ملاء عام مواجه هستيم كه حکومت ايران به منظور مقابله بااعتراضهای روزافزون مردم آغاز کرده است." وی افزود: " احتمال اينکه در بين افراد اعدام شده کسانی كه به جرم عضويت در گروههای مخالف حکومت دستگير شده باشند نيز وجود دارد."




24 آذر 1388    16:56
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
20:45 24 آذر 1388
نابود باد ماشین دولتی رژیم سرمایه داری Ø مهوری اسلامی


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :تصفيه گسترده نيروها در يكی از نهادهای امنيتی و جايگزينی افراد با تعصب و گرايش خاص سياسی

آينده:پاكسازی و تصفيه گسترده نيروها در يكی از نهادهای امنيتي، موجب بروز نگرانی در مقامات عالي‌رتبه نظام شده است.



به گزارش خبرنگار «آينده»، بر اساس اين موج شديد پاكسازی و حذف نيروها، بسياری از مديران و كارشناسان زبده اطلاعاتی و امنيتی كشور از اين نهاد در حال حذف شدن هستند.



بسياری از نيروهای مذكور كه از سطوح عالی تا كارشناسی اين نهاد فعاليت مي‌كردند، مورد شناخت و معتمد نظام و رهبر انقلاب مي‌باشند، بنابر بهانه‌های واهی نظير اختلاف نظر مديريتي، گرايش سياسی و پرونده‌سازی در حال حذف شدن مي‌باشند.



بخش ديگری از نيروهای زبده اين نهاد نيز تشويق به بازنشستگی و بازخريد شدن مي‌شود و روند يك‌سويه حاكم شده بر اين نهاد موجب مي‌شود كه آن‌ها خود به استعفا تمايل پيدا كنند.



گفته مي‌شود، معمولاً نيروهای جايگزين از افراد كم‌تجربه و فاقد تخصص‌های امنيتی و با تعصب و گرايش خاص سياسی انتخاب مي‌شوند.


24 آذر 1388    20:42
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :هيات‌های مذهبی به امکانات پليس مجهز مي‌شوند

مردمک :اسماعيل احمدي‌مقدم، فرمانده نيروی انتظامی در رابطه با به‌كارگيری نيروهای بسيج برای ورود به هيات‌های مذهبی در ماه محرم گفت: بسيج و غيربسيج فرقی ندارد و با هماهنگی خود هيات‌ها اين جوان‌ها معرفی مي‌شوند و «امكانات و كاور در اختيارشان قرار مي‌گيرد.»



پس از 16 آذر، اين بار نوبت ايام مذهبی ماه محرم است که از هم‌اکنون بسياری از سايت‌های مخالف دولت و معترضان برای ادامه اعتراض‌‌ مدنی در اين روزها، از مردم دعوت مي‌کنند.



اما در ديگر سو، همانند ديگر مناسبت‌ها مانند 13 آبان و 16 آذر، تدابير امنيتی برای کنترل تجمعات اعتراضی اين روزها، در دست انجام است.



فرمانده نيروی انتظامی درباره برنامه‌های ناجا برای محرم و صفر، گفت: از بيرون هيات‌های مذهبی كسی را مامور نمي‌كنيم. نيروی انتظامی همچون گذشته امنيت را برقرار مي‌كند و همياران پليس نيز در هيات‌های مذهبی به كار گرفته مي‌شوند.



کميته «بحران محرم» تشکيل نمي‌شود



صفرعلی براتلو، معاون سياسي، امنيتی استانداری تهران درباره شايعه تشكيل ستاد بحران محرم در استانداری تهران، گفت که چنين ستادی در استانداری تشکيل نشده است.



وی در خصوص تمهيدات ويژه احتمالی برای ماه محرم، با توجه به حوادث پس از انتخابات، گفت: اين مسائل ارتباطی با ماه محرم ندارد.



براتلو، سازمان تبليغات اسلامی را متولی امر برگزاری عزاداري‌ها، معرفی کرد و گفت که «اين نهاد كميته‌ای را ويژه عزاداري‌های محرم تشكيل داده است كه در تعامل با ساير نهادها فعاليت مي‌كند.»



معاون سياسی استانداری تهران همچنين خاطرنشان کرد که از دو سال پيش، هيات‌های مذهبی در ايام محرم نماينده‌ای را به نيروی انتظامی معرفی کرده و اين نيرو آموزش‌هايی را به آنها مي‌دهد و درباره زمان و مسير حركت هيات‌ها، برنامه‌ريزی مي‌کنند.



امتحانات دانش‌آموزان در ايام محرم لغو نمي‌شود



وزير آموزش و پرورش، خبر برگزارنشدن امتحانات دانش‌آموزان در ايام محرم كه پيشتر برخی از مسئولان آموزش و پرورش شهر تهران اعلام كرده بودند را رد کرد.



حميدرضا حاجی بابايی افزود: سياست های وزارت آموزش و پرورش را وزير اين وزارتخانه اعلام مي‌كند و هر كسی غير از بنده اين سياست‌ها را اعلام كند، مورد تاييد و قبول نيست.



پنج هزار شورای امر به معروف



بيش ازپنج هزار شورای امر به معروف در هيات‌های مذهبي، اصناف، ادارات و تشکل‌های دانش آموزی تشکيل شده است که با شعار «تذکر لساني، وظيفه همگاني» در ايام محرم فعاليت مي‌کنند.



حجت الاسلام سيد احمد زرگر، دبير ستاد احياء امر به معروف و نهی از منکر گفت: هفته احياء امر به معروف و نهی از منکر همزمان با هفت روز اول ماه محرم از 27 آذر تا سه دی ماه همزمان در سراسر کشور برگزار خواهد شد.



قرار است در روز هفتم هفته احياء که با عنوان «ضابطان قضايي، بسيج و تذکر لساني» نام‌گذاری شده است، از خانواده شهدای امر به معروف تجليل شود.


24 آذر 1388    17:01
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :تکذيب خبر تايمز و تاکيد بر عدم تغيير شرايط ايران در پرونده هسته ای

راديو فرانسه :سخنگوی وزارت امورخارجه ايران "ادعای تايمز را بی اساس" خواند. اين روزنامه ديروز نوشته بود که ايران به دنبال برنامه هسته ای نظامی است.



رامين مهمان پرست گفت که اين خبر"صرفاً جنبه رسانه ای داردو با اهداف سياسی دنبال می شود". اين روزنامه انگليسی در شماره دوشنبه نوشته بود که جمهوری اسلامی ايران به آزمايش يک قطعه حساس درساخت بمب هسته ای دست زده است. به نوشته تايمز اين قطعه ازاجزاء بمب اتمی بوده و قابل انفجاراست.



سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی امروز پنج شنبه در تهران اعلام کرد که "شرايط ايران درباره تامين سوخت تغيير نکرده است و طرح موضوع تحريم ها اراده اين کشور را برای احقاق حق جدی تر می کند".



هيلاری کلينتون وزير امور خارجه آمريکا ديروز در ديداربا همتای اسپانيائی خود ميگل انگل موراتينوس خواستارافزايش فشاربرايران شد وگفت کشورهای غربی دستشان را به سوی ايران دراز کرده به اين کشورامکان مذاکره دادند ولی پاسخی از تهران نرسيد. منوچهر متکی وزير امور خارجه ايران نيز ديروز پيشنهاد مبادله 400 کيلوگرم اورانيوم را کرده بود که با مخالفت غرب روبرو شد. در مورد شهرام اميري، تبعه ايرانی که در عربستان سعودی "مفقود" شده است، رامين مهمان پرست نيروهای آمريکائی را مسئول خوانده افزود که برخلاف آنچه گفته شده، ناپديد شدن اين دانشمند ربطی به ديدار های بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی نداشته است. وی تاکيد کرد که "دستگاهای امنيتی اروپا و آمريکا در جريان وضيعت او هستند واطلاع دارند که او کجاست".



در مورد کشتی ماهيگيری ايرانی که در سومالی ربوده شده است، رامين مهمان پرست توضيح داد که کشتی دارای 29 خدمه بوده است ووزارت امور خارجه ايران موضوع را پيگيری می کند. سعيد ايزديان مسئول امور دريائی ايران، خبر ربوده شدن يک کشتی ماهيگيری توسط مردان مسلح را يک هفته پيش تائيد کرده افزوده بود که دزدان دريائی با ارسال دو پيام با تهران تماس گرفته اند.




24 آذر 1388    19:26
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :متن كامل سخنرانى آيت‌الله هاشمى رفسنجانى در جمع دانشجويان مشهد

ايلنا:متن كامل سخنرانى آيت‌الله هاشمى رفسنجانى در جمع دانشجويان مشهد

بسم‌الله الرحمن الرحيم. الحمدالله و السّلام على رسول‌الله و آله خدمت دانشجويان و دانش‌آموختگان گرانقدر از خانم‌ها و آقايان خوش‌آمد عرض مي‌كنم و از اينكه مسايل مورد نظرشان را مطرح كردند، تشكر مي‌كنم. اوّلين حرفى كه جناب آقاى عسگرى مطرح كردند، اين بود كه تعريف ما از امنيت و شاخه‌هاى آن چيست؟ بايد ظرف 20 دقيقه به گونه‌اى حرف بزنم كه مطالبى در مورد همه مسايلى كه مطرح شد، بگويم. در صورتى كه 20 دقيقه براى اين مباحث كافى نيست، ولى چاره‌اى نداريم، چون به اذان مغرب مي‌رسيم. با تبريك عيد غدير بسيار با عظمت، به صورت مختصر به دو سه محور اشاره مي‌كنم كه نظرم و راه‌حل آنها چيست و به بعضى از سؤالات جزئى جواب مي‌دهم. البته از جرياناتى كه در كشور مي‌گذرد، راضى نيستم و هيچ مناسب نبود جامعه ما در شرايطى كه از طرف دشمنان كاملاً تحت فشار است، شاهد اين مسايل باشد. به خصوص كه فاصله گرفتن بخشى از قشر آگاه، دانشجو، استاد، مدير و جريان‌هاى فكرساز و انسان‌ساز جامعه مصيبتى براى نظام اسلامى نوپاست كه بخواهند جدا باشند يا دو تفسير باشد كه با هم نخواند. يك جمله در مورد امنيت عرض كنم. «الذين آمنوا ولم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن» اين تعريف قرآن است كه: جامعه مومن آلوده به ظلم نشده باشد.» اگر اين دو صفت را داشته باشند، مي‌توانند امنيت جامع داشته باشند. اين دو از خواسته‌هاى اصلى انقلاب بود كه واقعاً مومن باشيم. با ايمان در مقابل ظلم مبارزه كرديم، كشور را تحويل گرفتيم و ساختار كشور را تنظيم كرديم. هدف اين بود كه ظلم در كشور نباشد. البته ظلم مي‌تواند صور مختلفى داشته باشد. ولى به هر حال هرگونه ظلمى با راهى كه انتخاب كرده‌ايم و راه خدا، قرآن و اسلام است، سازگار نيست. امّا اينكه سؤال مي‌كنيد، چرا ساكتم و موضع من چيست؟ بايد بگويم كه موضع من از اوّل انقلاب و حتّى پيش از انقلاب و در مبارزه روشن بود. هميشه با افراط و تفريط مخالف بودم راه عقلاني، معتدل و عرفى مقبول را راه درست تشخيص مي‌دادم كه مستند به آيات قرآن وادلّه بود. در تمام اين دوران هم در هر شرايطى نوعى افراط در مقابل من بود. البته انسان نمي‌تواند توقع داشته باشد كه همه سليقه‌ها در همه جا او را مي‌پذيرند. فكر مي‌كنم اگر اعتدال در جامعه و كشور ما حاكم باشد، بسيارى از مسايل قابل حل است. هميشه يك جريان افراطى گاهى در جناح راست، گاهى در جناح چپ بوده و هنوز هم اين‌گونه است. الان تندروي‌هايى را از دو طرف مي‌بينيم كه متكى به تندروهاست كه يا افراطى يا تفريطى و يا هر دو است. اين هم مسئله روشنى است و مي‌تواند جواب آن دانشجويى باشد كه گفت آن تندرو كه آن موقع آن كتاب را نوشت، الان چه مي‌گويد. شايد مصلحت آنان اين است كه اشاره‌اى به من بكنند. آنها هم مثل اينها هستند. من فرقى نمي‌بينم. تندروهاى اين طرف كه به اصطلاح اصولگرا و محافظه‌كار امروز هستند هم هيچ وقت با فكر اعتدال موافق نبودند و هرگونه كه دلشان مي‌خواست، عمل مي‌كردند. ولى اكثريت جامعه، به خصوص تحصيل‌كرده‌هاى اصيل، اعتدال را مي‌خواهند. امّا درباره اينكه گفتيد چرا ساكتم؟ بايد بگويم به آن معنا ساكت نيستم. شرايط كشور به گونه‌اى نيست كه من در سخنراني‌هاى عمومى مسايل را به صورت صريح مطرح كنم. مي‌دانيد كه هميشه با صراحت حرف مي‌زدم، امّا الان شرايطى است كه هر حرفى را كه در جهت خودشان نباشد، تحمل نمي‌كنند. عكس‌العمل‌ها هم به گونه‌اى است كه مفسده دارد. گاهى خود انسان دچار زحمت مي‌شود كه اهميتى ندارد. ولى گاهى از حرفها مفسده‌اى براى جامعه بيرون مي‌آيد. در مورد اينكه موضع من چيست هم، موضع خود را به صورت صريح در نمازجمعه‌اى كه بعد از اين حوادث داشتم، گفتم. مبناى خودم را در جامعه و اسلام گفتم. البته صراحت قرآن است و من هم فقط براساس آيات قرآن حرف زدم. راهكارها را هم گفتم و الان هم كه حدود سه ماه از آن خطبه مي‌گذرد، هنوز غير از همان راهكارى كه آن روز رسيده بودم، نمي‌بينم. گفتم انقلاب ما براساس اسلام و قرآن است. قرآن جامعه مومن را معرفى كرده است. اصل قرآنى براى اداره جامعه براساس مقبوليت است. اگر كسانى عقيده و ايمان نداشته باشند، حتى با پيامبر(ص) هم كار نمي‌كنند و حتى اگر كاري‌ هم كردند، پيامبر (ص) به كارشان اهميت نمي‌داد. وقتى مردم قبول داشته باشند، با آن جامعه كار مي‌كنند. وقتى اين حرف را مي‌زنم، بعضى از تندروهاى جناح به اصطلاح اصولگرا نمي‌پسندند و مي‌گويند: «اين چه حرفى است كه مي‌زنيد؟ خداوند كسى را تعيين كرده كه بر مردم حاكم باشد و رأى مردم هم زينتى است و بايد بپذيرند.» خلاصه مطلب اين است و تفاوت از اينجا معلوم مي‌شود. توجه داشته باشيد كه صحبت از مقبوليت و كارايى حاكم است و نه مشروعيت. غير از روايات و آيات فراوانى كه در آن خطبه خواندم، روايتى را خواندم و گفتم: ولايتى روشن‌تر، حقيقي‌تر، مشروع‌تر و الهي‌تر از ولايت حضرت على(ع) نداشتيم. حضرت على(ع) منصوب بود. يعنى خداوند به پيامبر(ص) دستور داد كه اعلان كند. پيامبر (ص) مي‌دانست كه سخت است. پيامبر(ص) در غديرخم كه مناسبت امروز ماست، با آن شرايط و آن زمينه‌ها در مقابل همه جمعيت على(ع) را معرفى كردند، اما چندماه نگذشت كه ديديم مردم چكار كردند!! پيامبر(ص) خصوصى به حضرت على(ع) مطالبى را فرمودند و صدور روايتى را كه آن روز در خطبه خواندم، خيلى اهميت دارد كه مي‌گويم چگونه صادر شد پيامبر(ص) به حضرت على(ع) گفتند: از طرف خداوند حق ولايت‌داري، ولى اگر مردم قبول كردند، اداره كن و اگر قبول نكردند، خود را تحميل نكن و بگذار هرگونه كه مي‌خواهند، جامعه خود را اداره كنند. شأن نزول اين جمله از پيامبر(ص) و اينكه حضرت امير(ع) كى اين مطلب را گفتند، مهم است. بعد از جنگ جمل، صفين و نهروان كه عمدتاً مسلمانان در آن جنگ‌ها، آن هم در زمان حضرت على(ع) كشته مي‌شدند، انتقاد خيلى زياد شد. از در و ديوار به حضرت على(ع) انتقاد مي‌كردند كه امروز چه وضعى است كه مرتباً جنگ مي‌كنيم و آدم مي‌كشيم يا كشته مي‌دهيم. ديروز چه وضعى بود كه سكوت كرديد و ديگران حكومت كردند و حتى شما به آنها كمك و همكارى كرديد و مشورت داديد؟ اين مطالب را مخلصين مي‌گفتند كه چرا حق خود را نديده مي‌گرفتيد كه شرايط به گونه‌اى شد كه مردم براى نجات به شما روى آوردند؟ حالا كه پذيرفتيد، اوضاع ما اين است كه الان 5 سال است كه داريم همديگر را مي‌كشيم. در تمام اين 5 سال جنگ و آدم كشى بود. واقعاً از در و ديوار انتقاد مي‌باريد. حضرت على(ع) در يك جلسه 10 نفر از خصيصين اصلى و حواريون مورد اعتمادشان را جمع كردند و برايشان داستان طولانى از زمان پيامبر(ص) تا آن روز را توضيح دادند كه پيامبر چه گفتند؟ دعوتشان چگونه شكل گرفت؟ سقيفه چگونه انجام شد؟ در زمان خلفاى اول، دوم و سوم چه مواضعى گرفتم. در آخر وقتى مردم از همه جا مأيوس شدند، اطراف من آمدند و وقتى بديلى براى من نبود، پذيرفتم. آمدم، ولى با شرايطى كه درست شده بود، زمينه جنگ فراهم بود و اتفاق افتاد. در اين مسئله، داستانى كه خيلى مهم است اين است كه حضرت على(ع) گفتند: «شما 10 نفر در نماز جمعه‌هاى منطقه‌هاى كشور شركت كنيد.» يكى از اين ده نفر كه شما دعاى كميلش را مي‌خوانيد، كميل ابن زياد و ديگرى اصبغ بن نباته بود. حضرت امير(ع) گفتند: «اصبغ كه سخنران زبردستى بود، حرف‌هاى مرا به گونه‌اى كه گفتم، براى مردم در نمازجمعه توضيح بدهد و شما ده نفر هم شهادت بدهيد.» مثل الان نبود كه مطلبى را بگويند و ظرف مدت كوتاهى همه بفهمند. حضرت در آن جلسه به مجموع سئوالاتى كه مطرح بود، جواب دادند و يكى از آن جوابها، همين جمله‌اى بود كه خواندم. سيد بن طاووس همه اين داستان را از اول تا آخر آورد كه واقعاً خواندنى است: «روى السيد ابن طاووس عن رسائل الكليني، عن على بن إبراهيم، بإسناده قال: كتب أميرالمؤمنين(ع) كتابا بعد منصرفه من النهروان وأمر أن يقرأ على الناس، وذكر الكتاب وهوطويل، وفيه: ان رسول‌الله(ص) عهد إليَّ عهداً فقال: يا ابن أبي‌طالب لك ولاء أمتى فإن ولوك فى عافية وأجمعوا عليك بالرضا فقم بأمرهم ، وإن اختلفوا عليك فدعهم وما هم فيه ، فإن الله سيجعل لك مخرجاً. فنظرت فإذا ليس لى رافد ولا معى مساعد إلا أهل بيتى فضننت بهم عن الهلاك ...» بحث ما همين بود كه حكومت و انقلاب ما با مردم شروع شد. در روزهاى اول جمعى از طلبه‌ها جمع شديم و از امام خواهش كرديم كه رساله بنويسند. واقعاً رساله نمي‌نوشتند. وقتى وارد ميدان مبارزه شدند، طلبه‌هايى اطراف ايشان بودند كه ما هم از آنها بوديم. ايشان هميشه روى مردم تكيه مي‌كردند تا آخر هم روى اين نكته تأكيد داشتند. مي‌گفتند: اگر مردم جمع شوند، مي‌توانيم كارى كنيم و اگر جمع نشوند، خودتان را اذيت نكنيد، چون نمي‌توانيم كارى بكنيم. بعد از 15 خرداد كه آن كشتار شد، خيلي‌ها به فكر مبارزه مسلحانه بودند. چون سرخورده شده بودند و رژيم پهلوى هم خيلى خشونت كرد و مردم را آن گونه قتل عام كرد. معلوم شد كه رژيم حرفهاى مردم را نمي‌پذيرد. تا آن روز مردم حرفهاى خود را در تظاهرات مي‌گفتند. هم در جريان تصويب‌نامه‌ دولت و هم در جريان به اصطلاح اصول انقلاب سفيد شاه، با تظاهرات مردم عليه رژيم مواجه بوديم و فقط بيانيه مي‌داديم و مردم جمع مي‌شدند. در مساجد و حسينيه‌ها اعتراض بود. پس از برخوردى كه در 15 خرداد با مردم شد، كسانى كه در مبارزه جدى بودند، گفتند: اين درست نيست كه ما به عنوان اعتراض جمع شويم و آنها ما را بكشند، ما هم بايد بكشيم. ولى امام(ره) نمي‌پذيرفتند و مي‌گفتند: بايد مردم را داشته باشيم كه اگر داشته باشيم، بقيه مسايل در جاى خود حل مي‌شود. امام(ره) تبعيد شدند و مبارزات مسلحانه شروع شد. البته چند سالى در كمون و خفى بود و از سال 48 و 49 خيلى علنى شد. البته قبل از آن مؤتلفه با ترور منصور اقدام كرد كه همان اقدام باعث سركوب شديد موتلفه شد و بعد از آن حزب ملل اسلامى با مشى مبارزه مسلحانه شكل گرفت و آقايان كاظم بجنوردى و حجتى كرمانى جزو آن گروه بودند كه لو رفتند. گروه‌هايى هم بودند كه لو نرفتند. از سال 49 مبارزه مسلحانه علنى شد. امام(ره) در آن موقع كارشان را نه تأييد و نه محكوم مي‌كردند. مي‌پرسيديم، مي‌گفتند: اينها كار خودشان را مي‌كنند، ولى راه ما مردمى است. بايد با مردم سر و كار داشته باشيم. سرانجام هم اين گونه شد. ده، پانزده سال افشاگرى به جايى رسيد كه مردم به خيابانها آمدند و انقلاب پيروز شد. واقعاً مردم بودند كه انقلاب را پيروز كردند. ما در زندان بوديم، اصلاً مأيوس بوديم كه روزى ما را آزاد كنند. دوره زندانى افراد تمام مي‌شد، ولى مي‌گفتند: بايد آن قدر بمانيد كه زير پاهايتان علف سبز شود يا موهاى سرتان مثل دندانهايتان سفيد شود. اين تعبيرات را ساواكي‌ها خيلى بكار مي‌بردند و دوران محكوميت خيلي‌ها تمام شده بود، ولى سال‌ها در زندان مانده بودند. به هر حال مردم آمدند و ما را از زندان‌ها بيرون آوردند. البته مبارزه ادامه داشت. كار با مردم به سرانجام رسيد. در دوران جنگ كه بدترين مرحله پس از پيروزى انقلاب بود، حقيقتاً اگر داوطلب‌هاى مردمى به ميدان نمي‌آمدند، شك نكنيد كه ارتش و سپاه نمي‌توانستند با آن همه دشمن بجنگند. مردم در قالب بسيج به سوى جبهه‌ها هجوم آوردند. مردم در جبهه و موقع عمليات‌ داوطلبانه و عاشقانه سد دفاعى دشمن را مي‌شكستند. ما به عنوان مسئولان جنگ، ظرفيت پذيرش بيشتر مردم را نداشتيم و امكانات پذيرش و آموزش و لجستيك محدود بود. اگر مي‌توانستيم بپذيريم، هميشه سراسر جبهه‌ها پُر از رزمندگان داوطلب از جوانان پانزده، شانزده ساله به بالا بود. لذا من در آن خطبه گفتم كه براساس آن روايت معتبر كه سيدبن طاووس آورده و با تبعيت از مشى امام على(ع) و امام حسن(ع)، بايد با مردم سرو كار داشته باشيم. اگر مردم ما را قبول دارند، بمانيم و اگر قبول ندارند، هركسى را كه قبول دارند، براى حكومت به سركار مي‌آورند. مردم ما مسلمان و معتقدند و نمي‌خواهند به طرف كفر بروند و كار خودشان را مي‌كنند و اصولاً مقتضاى انتخابات همين است كه در قانون اساسى و قوانين عادى ما آمده. خطبه اول كاملاً به اين موضوع اختصاص داشت و در خطبه دوم اين اصل را به راه خودمان تطبيق كردم و گفتم از همان ماه‌هاى اول پيروزي، همة كارهاى خود را مردمى و انتخاباتى كرديم. در تاريخ انقلاب‌هاى دنيا هيچ انقلابى را مثل انقلاب اسلامى نمي‌شناسيم كه مبارزه، پيروزي، تثبيت و تداوم آن با تكيه بر مردم باشد. زمانى كه مبارزه مي‌كرديم، هر سال چند انقلاب سرخ در دنيا اتفاق مي‌افتاد كه مردم را هرگونه كه مي‌خواستند، تهجير مي‌كردند و به اين طرف و آن طرف مي‌فرستادند تا انقلابشان را تثبيت كنند و خيلي‌ها را مي‌كشتند و يا در اردوگاههاى كارهاى اجبارى نگه مي‌داشتند. بعضى از شما جوان هستيد و شايد تاكنون فرصت مطالعات تاريخى پيدا نكرده‌ايد كه انقلاب‌هاى سرخ با مردمى كه بودند، چه مي‌كردند! حكومت‌ها را ساقط مي‌كردند، ولى پس از سقوط حكومت‌هايى كه نوعاً استبدادى بودند، با مردم ناسازگار مي‌شدند. انقلاب اسلامى به هيچ وجه چنين كارهايى نكرد. از همان روزهاى اول با برگزارى انتخابات، كشور را دمكراسى كرديم. اصل ماهيت نظام را با رأى مردم برگزيدم و سپس قانون اساسى را به رفراندوم مردم گذاشتيم. الجزايري‌ها 20 سال پس از انقلابشان قانون اساسى نوشتند و ما ظرف دو سال اول نوشتيم. البته همين عجله كردنها و خامي، نواقصى را متوجه كار ما مي‌كردند، اما امام(ره) مي‌خواستند كه در همه امور نظر مردم را داشته باشيم. فقط يك دولت موقت تشكيل دادند و در حكم دولت چند مسئوليت را يادآورى كردند كه قانون اساسى را بنويسد، انتخابات مجلس را برگزار كند و تا شروع كار مجلس، كشور را اداره كند. باز هم همه چيز با مردم بود. همين الان براساس قانون اساسي، رهبرى به صورت دو مرحله‌اى از سوى مردم انتخاب مي‌شود. رئيس‌جمهور و نمايندگان مجلس انتخاباتى هستند. شوراها را تا سطح كارخانه‌ها و روستاها برديم تا همه تحركات جامعه براساس رأي‌گيرى مردم باشد. البته آن موقع در حاكميت شورايى افراط كرديم و تند شديم. منتها تفكر آن روز اين گونه بود كه انجام مي‌داديم. به هر دليل در آن خطبه هيچ نظرى دربارة انتخابات رياست جمهورى ندادم و همين الان در بين شما هم قضاوت نمي‌كنم، چون تحمّل نمي‌كنند. در آن خطبه نگفتم كه انتخابات درست بود يا باطل بود، گفتم: به هر دليل براى بخش مهمى از جامعه ترديد پيدا شد. اين حالت كه منكر ندارد. بعضي‌ها گفتند: چرا در خطبه سخن از بذر ترديد كرديد؟! مطمئناً چند ميليون جمعيت كه به خيابانها مي‌آمدند و تظاهرات مي‌كردند، يقين داشتند و من سخن از ترديد كرده بودم. گفتم: گروهى از مردم با ترديدى كه پيدا كردند، معترض شدند. راه درست اين بود كه ترديد مردم را برطرف كنيم و جواب قانع‌كننده بدهيم. راه آن هم روشن است كه چگونه مي‌توان عمل كرد. لذا راه‌حل دادم. از آن تاريخ كه درگيري‌ها شديد و خونين و بازداشت‌‌ها زياد شده بود، باتجربه 50 ساله‌ام در مبارزه و اداره كشور گفتم: اولاً زنداني‌ها را آزاد كنيد. ثانياً از كسانى كه آسيب ديدند، دلجويى كنيم. ثالثاً همه تعهد كنند كه تابع قانون باشند. اينكه الان يكى از آقايان گفت كه آيا قانون داريم يانه؟ بله، الان براى همه چيز قانون داريم. نمي‌‌گويم همه قوانين ما درست و به روز است. هنوز بعضى از قوانين مربوط به زمان قديم و قبل از انقلاب است. خيلى از قوانينى هم كه نوشته بوديم، آزمايشى بودند. عمدتاً دستگاه قضايى با قوانين آزمايشى كار مي‌كند. تعزيرات قانونى است كه در اوضاع فوق‌العاده مشكلات تورم و جنگ به وجود آمد و الان بسيارى از قوانين نياز به اصلاح دارند. ولى به هر حال قانون هستند و باهمين قانون بپذيرند كه در چارچوب قوانين عمل شود. در همين مسايل اخير، دو طرف كه باهم مبارزه مي‌كردند، قوانين كشور را قبول دارند. اگر حركت‌ها در چارچوب قوانين باشد، نه معترضين كارهاى خلاف قانون مي‌كنند و نه كسانى كه جلوى اعتراض‌ها را مي‌گيرند، كارهاى خلاف قانون مي‌كنند. پس در اين بين چكار بايد كرد؟ راهكارى كه قبلاً دادم و هنوز هم محكم روى آن عقيده‌ام هستم، اين است كه بايد درگيري‌هاى ميدانى در خيابان‌ها و دانشگاه‌ها را تمام كنيم. اين روزها مي‌بينيم كه هر وقت مسؤولى وارد دانشگاهى مي‌شود، دانشجويان اين طرف و آن طرف نمي‌گذارند، آن مسؤول صحبت كند و حرفش را بزند، باهم دعوا مي‌كنند و عليه هم شعار مي‌دهند. اين حالت كه مسئله را حل نمي‌كند. چند شعار عليه همديگر مي‌دهند كه كينه‌ها را بيشتر و دلها را از هم دور مي‌كند. در اين شرايط مسئله به هيچ وجه حل نمي‌شود. يا در خيابان‌ها جمع شوند و اين طرفي‌ها شعار بدهند و آن طرفي‌ها بزنند و به همديگر اهانت كنند. واقعاً چگونه و كى حل مي‌شود؟ در اين شرايط بايد يك طرف از پا در بيايد كه معلوم است هيچ طرف از پا در نمي‌آيد. حكومت همه چيز را در دست دارد، پول، نيرو و رسانه دارد و بالاخره كسانى را دارد كه در مواقع لزوم در خيابان‌ها جمع شوند. بسيج و سپاه را هم دارد كه خودشان از متن مردم برخواسته‌اند. در آن طرف هم عده زيادى از مردم هستند. دانشجو، دانش‌آموز، استاد، معلم، مدير، كارگر، كاسب، زن و مرد و ... كه بعضي‌ها ساكت و بعضي‌ها فعال هستند. اين گونه كه به جايى نمي‌رسيم. تنها راهكارى كه به منطق برسيم، اين است كه درگيري‌هاى خيابانى و زد و خوردهاى داخل دانشگاهها را كم كنيم. مي‌ترسم به تدريج اين مسايل به نوجوانان ما در مدارس يا به كارگران در كارخانه و واحدهاى توليدى برسد. بايد رسانه‌ها و احزاب را طبق قانون آزاد كنيم. رسانه ملى را كه از اسمش پيداست، متعلق به همه است آزاد بگذاريم و اجازه بدهيم صاحب‌نظران بحث كنند. البته قبول دارم كه همه مسايل ظرف يك روز، دو روز يا يك هفته، دو هفته حل نمي‌‌شود؛ ولى اگر اين مناظره‌ها، مباحثه‌هاو مسايل مورد اختلاف در بحث‌هاى كارشناسى و قانونى را براى مردم پخش كنيم، گوش مي‌دهند. در آن صورت كسانى كه منتظرند تا سروصداها و حرف‌ها را از خيابان‌ها بشنوند،از صدا و سيما مي‌شنوند و يا در روزنامه‌ها مي‌خوانند. نبايد دعوا باشد و بايد براساس منطق باشد. الحمدلله الان به اندازه كافى انسان‌هاى فرهيخته در دوطرف داريم كه مي‌توانند بحث كنند. در آن صورت به مردم آگاهى مي‌دهيم و اگر عده‌اى از هردوطرف فريب خوردند، متوجه مي‌شوند. مي‌توانيم حرف‌ها را با استدلال بزنيم و چند بار تكرار كنيم و ظرف چند ماه جامعه را روشن كنيم. واقعاً الان نمي‌توان جامعه را با سركوب اداره كرد. جامعه‌اى كه سه تا چهار ميليون دانشجو و ميليون‌ها فارغ‌التحصيل دارد. خانم‌ها كه تا به حال در منازل بودند و ميدان مبارزه نداشتند، امروز دارند اكثريت دانشگاه‌ها را مي‌گيرند. اينها كه به دانشگاه آمدند، خيلى راحتر و آزادتر مبارزه مي‌كنند. چون مسؤوليت‌هايى را كه آقايان دارند، در زندگى خود كمتر دارند. مراعات آنها هم از طرف نيروهاى امنيتى بيشتر است. چون هيچ كس جز عده‌اى خيلى افراطى – در جامعه ما حاضر نيست با خانمها با خشونت رفتار كند. اگر مبارزه ميداني، خيابانى و شعارى شود و خانم‌ها هم حضور داشته باشند، مي‌دانيم كه وضع چگونه مي‌شود. ولى اگر نظام بپذيرد و باز بگذارد كه همه بحث كنند، خيلى از مسايل حل مي‌شود. حضرت على (ع) در زمانى كه حاكم بودند و انتقاد زياد شده بود، در مسجد موعظه مي‌كردند كه يك نفر عصبانى برخاست تا سؤال و انتقاد كند كه بدگويى كرد. دوستان حضرت على (ع) نتوانستند تحمل كنند و دست او را گرفتند، كشيدند و اهانت كردند و مي‌خواستند كتكش بزنند كه حضرت فرمودند: «رهايش كنيد چرا كتكش مي‌زنيد؟» «انّما هو سبُّ بسببٍ او عفو عن ذنب؛ اگر بدگويى كرد، جوابش بدگويى – و نه كتك – است و يا ببخشيم.» حضرت على(ع) با مخالفين و منتقدين خود، آن هم نهرواني‌ها كه همه چيز را به هم مي‌ريختند، اين گونه رفتار مي‌كرد. لذا ما نبايد با نوجوان و جوان با دانشجويان و استادان خود رفتارى كنيم كه خودمان هم نمي‌توانيم قبول كنيم. وقتى انسانى ببيند كه يك استاد، يك دانشجو و يا خانم در ابراز عقيده خود احساس بي‌پناهى كند، دلش خون مي‌شود. اين قابل تحمل نيست و به جايى هم نمي‌رسد. يا رسانه‌ها را ببنديم كه كسى خبرى نداند. مثلاً صدا و سيما يك طرفه حرف بزند. حرفهاى يك طرف را كاملاً خوب نمايش بدهد و حرفهاى يك طرف را اصلاً نگويد يا تغيير بدهد. روزنامه‌هاى منتقد آزاد نباشند و خيال روزنامه‌هاى طرفدار حكومت كاملاً راحت باشد. اين وضع قابل دوام نيست. شرايط امروز هم مثل 30 - 40 سال پيش نيست، در گذشته وقتى اعلاميه‌اى پخش مي‌كرديم، تنها خودمان مي‌دانستيم و چند نفرى كه اعلاميه به دست آنها مي‌رسيد. به تعداد اعلاميه‌اى كه بين مردم پخش مي‌كرديم، زندانى مي‌داديم، مردم خبر نداشتند كه چه مي‌گذرد. ما به روستاها و شهر مي‌رفتيم و دو سه روز سخنرانى مي‌كرديم و ما را مي‌گرفتند و به قم يا زندان مي‌فرستادند. الان اين گونه نيست. اگر كسى حرف كوچكى بزند يا در خيابان حركت كوچكى بكند، كسى آن طرفتر فيلمبردارى مي‌كند و همه سايت‌ها و تلويزيونهاى دنيا مي‌گذارند. اگر ما رسانه‌هاى خود را ببنديم و مردم خبرهايشان را از راديو بى بى سى يا آمريكا بگيرند، خوب است؟ آنها كه اين گونه خبررسانى نمي‌كنند. يك تصوير خيابانى از زد و خوردها را نشان مي‌دهند و مي‌‌گويند انقلاب اسلامى هميشه اين گونه بود!! امام (ره) هم اين گونه بود!! اصلاً اسلام اين گونه است!! پيامبر (ص) هم اين گونه بود!! هميشه اين كار را مي‌كردند !! هميشه مردم را مي‌كشتند. متأسفانه اسنادى مي‌سازند كه نشان بدهند و يك موضوع مسلّم و روشن را دليلى براى آلوده كردن انقلاب مي‌كنند. شايد الان خبرها از طريق رسانه‌هاى خارجي، اجنبى و دشمن زودتر از رسانه‌هاى خودمان مي‌رسد. هركس وقت داشته باشد، مي‌تواند در تمام 24 ساعت راديو يا تلويزيونى پيدا كند و حرفهاى دشمن‌پسند بشنود. هيچ كس نمي‌تواند در اين شرايط فكر كند كه سانسور و محدود كردن جواب مي‌دهد. ولى اگر فضا براى بحث آزاد باشد، خيلى خوب است. شايد بخشى از جامعه قانع نشوند، ولى اكثريت جامعه كه منصف هستند، قانع مي‌شوند. در آن صورت يك جوان به هيچ وجه كلاس درسش را تعطيل نمي‌كند كه در خيابان دعوا كند. چون احساس مي‌كند كه مي‌تواند حرفش را بزند. شايد در راهپيمايى خيابانى جلوى 100 نفر حرف بزند، ولى اگر فضا باز باشد، مي‌تواند در صدا و سيما جلوى ميليونها نفر بگويد. راه‌هاى پيشنهادى من كه پنج شش مورد، روشن هستند و در نماز جمعه هم گفتم. اولاً همه در چارچوب قانون حركت كنند. ثانياً، آتش بس دادن با آزادى زندانيان و دلجويى از آسيب‌ديدگان كه رهبرى بعداً بيش از آن مقدارى كه من گفتم، فرمودند. ثالثاً آزاد كردن رسانه‌ها در چارچوب قانون. اگر كسى بخواهد خلاف قانون عمل كند، خيلى صريح به مردم مي‌گوييم، اين رسانه كه آزاد بود و مي‌توانست حرف بزند، اين گونه عمل كند. يا اگر كسى در تلويزيون حرفهايى برخلاف قانون بزند، مي‌توانيم بگوييم با اينكه يك ساعت وقت داشت، نتوانست در چارچوب قانون استفاده كند. بايد كسى بيايد كه حرفهاى قانونى بزند. اين طرف هم اين گونه باشد. اگر زور گفت و برخورد شد، مي‌توان استدلال كرد. امروز اكثريت جامعه ما استدلال را مي‌فهمد. كم‌كم بچه‌هاى هفت هشت ساله دختر و پسر سياسى مي‌شوند. مشكل ديگرى كه من غصه مي‌خورم اين است كه آنچه كه امروز دولت و بعضى از نيروهاى امنيتى مي‌كنند و بعضى از مبلّغين خام حرفهاى نابجايى مي‌زنند، همه را به حساب رهبرى مي‌گذارند. الان كار به جايى رسيده كه رئيس دولت آن هم در خارج از كشور و به خبرنگاران خارجى مي‌گويد: «هيچ كس در ايران به خاطر من زندانى نيست!» سپاه مي‌گويد: «ما كه از خود ايده‌اى نداريم، فقط فرمان مي‌بريم!» پس اين وسط چه كسى است؟ زندانى براى چه كسى در زندان است؟ دولت كه مي‌گويد من نيستم. حتّى مي‌گويد: من نامه مي‌نويسم كه زندانيان را آزاد كنيد. سپاه كه مي‌گويد: ما فقط فرمان مي‌بريم. راست هم مي‌گويد. چون نظامي‌هاى ما فرمانبرند. منتها فرمان را به گونه‌اى كه خودشان مي‌خواهند، مي‌‌برند و نه آن گونه كه رهبرى و فرمانده مي‌خواهند. فكر مي‌كنم يكى از ضررهاى عمده‌اى كه در شرايط فعلى مي‌كنيم، اين است كه بسيارى از مسائلى كه رهبرى از آنها بيزار است، به اسم ايشان نوشته مي‌شود. من كه ايشان را بهتر و بيشتر از ديگران مي‌شناسم. هروقت كه باهم نشسته بوديم و خبر مي‌رسيد كه فلانى را زندانى كردند، مي‌گفتند: اگر مأمورين ما يك روز در زندان بودند، اين گونه افراد را زندانى نمي‌كردند. منتها ايشان كه نمي‌توانند در هر موضوعى دخالت كنند. مأمورين كارها و وظايف ذاتى خودشان را مي‌كنند. من با دو طرف حرف دارم و نمي‌خواهم بگويم فقط يك طرف اين گونه است. در مجموع بحث اين است كه بايد فضاى گفت و گو را جدّى بگيريم تا مردم باور كنند كه مي‌توانند استدلال كنند. روزنامه‌ها مي‌نويسند و صدا و سيما نقل مي‌كند. احزاب هم بتوانند افكار خود را به مردم بگويند. اگر سه چهار ماه اين گونه كار كنيم، به انتخابات مي‌رسيم. انتخابات هم بايد آزاد باشد تا هر كس كه با شرايط قانونى صلاحيت دارد، وارد ميدان شود. شوراى نگهبان بي‌طرفانه عمل كند. وزارت كشور به عنوان مجرى انتخابات نمي‌تواند طرفدار يك جناح باشد. مجرى و ناظر بايد كاملاً بي‌طرف باشند و بي‌طرف عمل كنند. در آن صورت مردم به رأى خود اهميت مي‌دهند. اگر يك انتخاب درست برگزار شود، هرگروه و جريانى كه پيروز شد، كار مي‌كند و رهبرى هم به عنوان پدر جامعه، بالاى سر همه هستند. حقيقتاً روحيه رهبرى اين گونه است. من پيش شما شهادت مي‌دهم. 60 سال است كه همديگر را مي‌شناسيم. دليلى ندارد كه به شما خلاف بگويم. ايشان اين گونه است. منتها شرايط به گونه اى مي‌شود كه ايشان خطر را مي‌بيند و احساس ناامنى مي‌كند، سخنى مي‌گويد و همان حرف مستمسك انسان‌هاى تندرو مي‌شود كه به گونه‌اى ديگر عمل مي‌كنند. پس اينكه از من مي‌پرسيد، راهكار چيست؛ من اين چهار پنج مورد را راهكار مي‌دانم و مورد بيشترى به ذهنم نرسيد، مگر اينكه كسى اثبات كند كه اين راهكار‌ها جواب نمي‌دهد كه يا قانع مي‌شوم و يا جواب مي‌دهم. يكى از آقايان درباره سفر خارج مهدى پرسيد كه چرا نمي‌آيد؟ خيال مهدى از پرونده‌هايش راحت راحت است. بارها در اين مسايل به مراكز مسؤول جواب داد. در جريان استات اويل مجلس وارد شد و پس از تحقيق و تفحص اعلام كرد كه ايشان مبرّاست. وزارت اطلاعات دو سال‌ كاركرد و گزارش داد كه مبرّاست. وزارت نفت يك تيم را مشخص كرد و من از رهبرى خواهش كردم برادر ايشان هم عضو آن تيم باشد تا همه شرايط را به ايشان بگويد كه آن تيم گزارش داد ما دليلى براى اين اتهام نديديم. در داخل شركت نروژى استات اويل خلافى اتفاق افتاد و پولى بين چند نفر ردّ و بدل شد و آنها با سياسى كارى مسايل خودشان را حل كردند و مسئله را داخل ايران انداختند كه اسرائيل پشت قضيه بود. حتّى بسيج دانشجويى - به اعتراف روزنامه جوان كه با ضديت هم عمل مي‌كند - در اين مورد به دادستان كل كشور شكايت كرد و دادستان به محكمه كاركنان دولت ارجاع داد كه پس از بررسى اسناد گفتند: «هيچ دليلى نمي‌بينيم و حكم تبرئه دادند.» ولى گروهى رها نمي‌كنند و هميشه اين مسئله را مطرح مي‌كنند. من مطمئنم مهدى در اين انتخابات در هيچ بخشى دخالت نداشت، جز در مسئله كميته صيانت از آرا آن‌ها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در اين زمينه كار كرده بود، تجربه خود را در اختيار آنان گذاشت. نه پولى دارد و نه به كسى پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادى در اغتشاشات شركت كنند، در حالى كه از اين كارها بيزار است. درباره سفر خارجي‌اش پرسيديد. ما در دانشگاه آزاد اسلامى شش واحد در خارج از كشور داريم كه همه آنها مشكل دارند. مي‌بايست كسى مي‌رفت و رسيدگى مي‌كرد. از لندن شروع كرديم و به لبنان رفتيم كه بايد توسعه پيدا كند. واحد دوبى مشكلات خاصى دارد. در زنگبار زمين دادند كه هنوز نتوانستيم شروع كنيم. در ارمنستان و تاجيكستان هم واحد داريم. بايد رسيدگى مي‌كرد كه رفت. دلش مي‌خواهد بيايد و من مي‌گويم اول كارهايت را تمام كن و انجام بده و بعد بيا. از اين طرف هم مرتب تهمت مي‌زنند كه او هم هميشه جواب مي‌دهد. جالب اين است كه هيچ كسى از هيچ دادگاهى او را احضار نكرده است.او به دادستان نوشت كه نه احضاريه داديد و نه از من خواستيد كه به دادگاه بيايم. تا به حال هيچ مقام امنيتى يا قضايى احضار نكرده است. از روزى كه رفت، اين حرف‌ها را مي‌زنند و هر وقت لازم باشد، كارش را ناتمام مي‌گذارد و مي‌آيد. البته در شرايطى كه در آنجا بود، گفتم: الان كه كار اجرايى آنچنانى ندارى و وقت تو ضايع مي‌شود، چون در حال تحصيل در مقطع دكتراست، بناست رساله‌اش را در يكى از دانشگاه‌هاى خارج بگذارند. البته لازم نيست دائم بماند و مي‌تواند رفت و آمد كند.



در اين قسمت از جلسه آقاى ايوب توكليان، دبير سابق جامعه اسلامى دانشجويان دانشگاه علوم پزشكى مشهد و عضو شوراى مركزى اين تشكّل دست خود را براى پرسيدن سوال بلند كرد و آيت‌الله هاشمى رفسنجانى با كلمه «بفرماييد» به ايشان اجازه صحبت دادند و ايشان در حالى كه بين جمعيت نشسته بود، گفت: «در مورد بحث آخر، مسايل زيادى مطرح شد و هيچ وقت دليل مستدلى براى ما مطرح نشد، ولى بالاخره امر را به يوم تبلى السراير واگذار مي‌كنيم و ان‌شاءالله از خطراتى كه از ما به عنوان نسلى كه دسترسى به اسناد متقن نداريم، ايجاد شد، به آن روز خواهيم رسيد. چند مسئله است، يكى اينكه در لابلاى سخنان شما احساس كردم كه شايد برداشت شما از فضاى دانشگاه اين است كه دانشجويان كاملاً مخالف هستند. چون در سخنان خود دانشجويان و استادان را جزو صف اوّل مخالفين و منتقدين مطرح مي‌كرديد، من كه در فضاى دانشگاه هستم، زياد با اين تحليل موافق نيستم كه فضاى دانشگاه را به كلى يك فضاى معترض يا مخالف بدانيم. بحث ديگر شما درباره آزادى رسانه‌ها بود. سؤال شخصى من اين است كه آيا در زمان رياست جمهورى حضرت‌عالى هم رسانه‌ها مثل زمان آقاى احمدي‌نژاد و سال‌هاى اخير و حتى قبل از ايشان اجازه انتقاد داشتند، واقعاً چقدر آزادى بود؟ در مورد صدا و سيما اگر بحث توضيح به صدا و سيما را داشته باشيد و در جايگاهى باشيد كه به آقاى ضرغامى بگوييد كه بايد اين عملكرد اجرا شود، آيا اجازه مي‌دهيد در حالى كه آقايان و منتسبين به آنها با رسانه‌هاى بيگانه عليه نظام صحبت كردند، از رسانه ملى مطلبى را بگويند؟ واقعاً خيلى از بحث‌هاى آنها شايسته بود. آيا به نظر شما اين شايسته است؟ چون ما ديديم و همه مردم شاهد بودند. مصاحبه‌هايى كه با رسانه‌هاى بيگانه كردند، به هيچ وجه شايسته نبود كه از رسانه ملى پخش شود. مطلب ديگر اينكه امام(ره) فرمودند: حفظ نظام از اوجب واجبات است. در جايى تعبيرى از امام شنيدم كه نتوانستم سند آن را پيدا كنم كه فرمودند: «ولو اينكه به ترك نماز بينجامد» در مسير مسايل اخير اسناد و شواهدى هست كه حتّى مقام معظم رهبرى واضحانه گفتند كه بحث انقلاب مخملى بود. تا چه حد مي‌توانيم روى وحدت تأكيد كنيم؟ البته وحدت از مسايل حتمى ماست، ولى آيا مي‌توان با كسى كه به هيچ وجه مبانى نظام را قبول ندارد، به وحدت رسيد؟



آيت‌الله هاشمى رفسنجانى در پاسخ به ايشان گفتند: اگرچه اذان را گفتند و بايد نماز بخوانيم، ولى بگذاريد به اين مسايل بپردازم. در مورد دانشگاهيان من نگفتم همه آنها مخالفند. شما خودتان ديديد كه نماينده رهبرى در دانشگاه‌ها اخيراً گفته‌اند؛ هفتاد درصد دانشگاهيان به كسانى كه امروز زمام امور را در دست دارند رأى نداده‌اند. در مورد اينكه معترضين در رسانه ملى حرف بزنند، من نمي‌گويم هر مطلبى را در راديو و تلويزيون بگويند. گفتم بايد در چارچوب قانون باشد. اگر قانون اجازه مي‌دهد، حرفى زده شود، بگويند. بالاخره وقتى مي‌خواهد بحث شود، يك گروه ناظر مي‌گذارند. اگر از قانون خارج شوند، اجازه ندارند و مسئولين هم نبايد وقت بدهند. حرف‌هايى كه شما درباره مطالب اين افراد گفتيد، مربوط به زمانى است كه دعوا شد. يعنى پس از آن حوادث آن حرف‌ها را زدند. من مي‌گويم به هر دليلى دعوا شد، بياييم بنا را بر اين بگذاريم كه از اين پس دو طرف قانونى حرفى بزنند. در مورد بستن رسانه‌ها، اينكه الان را با آن موقع مقايسه كرديد، بايد بگويم كه من الان بحث دولت آقاى احمدي‌نژاد و يا دولت ديگرى را ندارم. بحث من مربوط به شرايط فعلى است. در زمان ما اين قدر لازم نبود با رسانه‌ها برخورد شود. مگر چند روزنامه در طول 8 سال رياست جمهورى من بسته شد؟ اگر يادتان باشد در زمان دولت من روزنامه سلام تقريباً هر روز همه چيز را زير سؤال مي‌برد. امّا من حتى يك ذره هم به آنها تعرض نكردم. كارى به آنها نداشتم. آن زمان همين جناح به اصلاح چپ در مجلس چقدر حرف مي‌زدند؟ مطالب زيادى مي‌گفتند كه به آنها تعرض نمي‌كرديم. اگر گاهى به جاهايى تعرض مي‌كردند كه نمي‌بايست مي‌كردند، جواب آنها را مي‌دادند. من اصلاً عقيده ندارم كه بتوان از راه سركوب به جايى رسيد. اين مسايلى را كه مطرح كرديد، اگر در حد قانون باشد، اين اشكالات نخواهد بود. من دارم از وضع فعلى مي‌گويم. يعنى الان كه اين گونه صف‌بندى شد، اين صف‌بندى به مصلحت نيست و روز به روز مشكل درست مي‌كند. آقايان راه‌حل پرسيدند و من هم با نظر خودم راه‌حل‌ها را گفتم. اينكه مي‌گوييد در داخل دانشگاه اين‌گونه است يا نيست، چون خودم نيستم، قضاوت آنچنانى ندارم. ولى آنچه كه از دانشگاه‌ها خبر مي‌رسد، مي‌گويند اكثريت دانشجويان معترض هستند. ممكن است اين‌گونه نباشد. در مورد اهميت حفظ نظام هم با شما موافقم، اما راه حفظ، اين كارهايى كه اين روز انجام مي‌شود نيست، بنظرم راهكار همان است كه گفتم. البته مدعى نيستم حرف و راه كار من بي‌اشكال است، بلكه معتقدم با مشورت بايد تكميل شود. در مورد طرح هدفمند كردن يارانه‌ها اگر آنگونه كه مجمع تشخيص مصلحت و مجلس تنظيم كرده‌اند و به تأييد رهيرى هم رسيده و توسط ايشان براى اجرا ابلاغ شد، عمل شود، بسيار خوب است. امّا اگر ناقص و غلط اجرا شود، مشكل‌زا خواهد بود. در مورد اطرافيان هم بارها بطور مبسوط توضيح داده‌ام، ولى مشاهده مي‌شود كه مغرضان دست‌بردار نيستند و تكرار آن را مفيد نمي‌دانم. مي‌توانيد به مصاحبه‌ها و خطبه‌هاى من مراجعه كنيد. در اين لحظه دانشجويان به شكل موافق و مخالف سخن مي‌گويند و در ادامه آيت‌الله هاشمى رفسنجانى مي‌گويند: البته من نظرسنجى نكردم. از دانشگاه آزاد كه كمى به ما گزارش مي‌دهند، از دانشگاه‌هاى دولتى آرام‌تر است. بالاخره ما اين مقدار مي‌بينيم كه يك وزير نمي‌تواند در دانشگاه صحبت كند. من اين را مي‌گويم كه چرا فضاى دانشگاه كه فضاى منطق است، اين گونه باشد كه وزير نتواند براى دانشجويان صحبت كند. هر وقت اين‌گونه بود، بد بود. مي‌گويم فضاى دانشگاه بايد به گونه‌اى باشد كه دو طرف حرف‌هاى خود را بزنند.



به هر حال دلم مي‌خواست بيشتر با شما حرف بزنيم، امّا هم وقت نماز است و هم بعد از نماز جلسه ديگرى با گروهى ديگر داريم كه ظاهراً آمده‌اند و منتظرند.


24 آذر 1388    20:32
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :انفجارهای مهيب صبح امروز، در کابل و بغداد

صدای آلمان : صبح امروز، سه شنبه ۱۵ دسامبر، کابل و بغداد محل وقوع چند انفجار عظيم بودند که تعداد زيادی کشته و زخمی برجای گذاشتند. يکی از بمب‌های جاسازی شده در خودرو، در نزديکی سفارت جمهوری اسلامی ايران در بغداد منفجر شد.



در ساعات بامدادی امروز "منطقه ديپلمات‌ها" در کابل در پی انفجار بمب جاسازی شده در يک خودرو به لرزه در آمد. شدت انفجار به حدی بود که تا شعاع چند صد متری خانه‌های مسکونی را تکان داد و شيشه‌های ساختمان‌ها و هم‌چنين اتومبيل‌های پارک شده در اطراف اين محل شکستند.



در ابتدا مشخص نبود که اين انفجار مهيب توسط يک عامل انتحاری صورت گرفته و يا بدنبال انفجار بمب جاسازي‌شده در يک خودرو بوده است. هنوز آمار دقيقی از تعداد کشته‌ها و زخمي‌های واقعه امروز از سوی نيروهای پليس افغانستان اعلام نشده است. شاهدان عينی از عبور و مرور تعداد زيادی آمبولانس در منطقه گزارش داده‌اند. خبرگزاری رويترز تعداد کشته‌شدگان را دست‌کم ۴ نفر اعلام کرده است. منابع دولتی افغانستان از حداقل ۵ کشته ياد کردند.



وقوع انفجار با وجود حفاظ امنيتی شديد





انفجار کابل در نزديکی "هتل هيتال" در منطقه "وزير اکبرخان" روی داد. در اين محل سازمان‌های بين‌المللی و تعداد زيادی از سفارت‌خانه‌های خارجی واقع هستند. "منطقه ديپلمات‌ها" بطور ويژه‌ای از نظر امنيتی کنترل مي‌شود.





حامد کرزاي، رئيس جمهور افغانستان در هنگام انفجار در کنفرانس مبارزه با فساد و رشوه‌خواری در نزديکی اين محل شرکت داشت. وی به کشته شدن دو زن و بيش از ۳۰ زخمی در پی اين انفجار اشاره کرد.



تيمسار محمد ظهير عظيمي، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان نيز ضمن تأييد انفجار در نزديکی هتل هيتال، گفت که هنوز نمی تواند آمار معين کشته‌ها و زخمي‌ها را اعلام کند. نيروهای طالبان مسئوليت اين انفجار را بر عهده نگرفتند.





شبکه تلويزيون خصوصی "تولا" از حداقل ده زخمی خبر داده است. اين بمب درست در نزديکی دفتر احمد ضياء مسعود، معاون پيشين رئيس جمهور افغانستان منفجر شده است.





انفجار بامداد امروز کابل گودال عميقی را در محل وقوع ايجاد کرد. يک ساختمان دو طبقه مجاور بکلی ويران شد. نيروهای پليس و ساکنان محل در تلاش بودند که هرچه سريع‌تر زخمي‌ها را به خودروهای امدادی حمل ‌کنند. دود عظيمی که از محل وقوع انفجار بلند مي‌شد از فاصله دور قابل رويت بود.



انفجار چند بمب در بغداد



پايتخت عراق نيز امروز صبح شاهد چند انفجار پي‌در پی بود. طبق آخرين گزارش‌های رسيده انفجار بمب‌های جاسازی شده در سه خودرو در مرکز بغداد باعث کشته شدن دست‌کم پنج نفر شد. اين انفجارها حداقل ۱۶ زخمی نيز برجای گذاشتند.





سوءقصدهای امروز بغداد در نزديکی "منطقه سبز" روی داد که محل اقامت سياستمداران، مقر ساختمان‌های دولتی و مجلس عراق است. دو بمب در کنار اداره مهاجرت و وزارت خارجه عراق و ديگری در نزديکی سفارت جمهوری اسلامی ايران منفجر شدند.





ساختمان وزارت خارجه عراق در انفجار ديگری در ماه اوت نيز شديدا صدمه ديده بود




24 آذر 1388    16:29
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر: يک نماينده مجلس:امام درخواب به من لبخند زد، فهميدم بايد راه را ادامه دهم

ايرنا

يك شب زمانی كه داشتم صحيفه را مي‌خواندم در خواب امام (ره) را ديدم. در حالی كه ايشان از دری رد مي‌شدند به من نگاهی كردند و لبخند زدند. از آن زمان بود كه فهميدم بايد اين راه را ادامه دهم و امروز خوشحالم كه اين نهضت فراگير شده است.



مهدی كوچك‌زاده در جمع دانشجويان دانشكده حقوق دانشگاه تهران در تالار شيخ انصاری اين دانشكده گفت: من از حضور در اين جلسه احساس غرور كردم زيرا تمام جلسات دانشگاهی كه شاهد آن هستيم تبديل به استاديوم مي‌شود و شبيه يك مكان فرهنگی نيست.



عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس شورای اسلامی در ادامه گفت: ما تمامی 13 ميليون نفری كه به آقای موسوی رای دادند را اغتشاشگر و خائن نمي‌دانيم. ما بررسی كرديم و ديديم كسانی كه دستگير شده‌اند و از جريان فتنه حمايت كرده‌اند اصلا رای نداده‌اند.



**تمامی دعواها از دوران اصلاحات شروع شد



كوچك‌زاده با اشاره به اينكه تمامی دعواها از دوران اصلاحات شروع شد، گفت: اين به اين دليل بود كه آنان در آن زمان گفتند امام (ره) را بايد به موزه تاريخ سپرد.



وی اظهار داشت: اين بسيار خوب است كه آقايان موسوی و كروبی تحت لوای امام (ره) از مردم رای مي‌خواهند و امروز موسوی مي‌گويد من نخست‌وزير امام (ره) هستم. در حالی كه رهبر نخست‌وزير نداشت و در آن زمان نخست‌وزير را رييس‌جمهور تعيين مي‌كرد و امام او را انتخاب نكرد.



وی افزود: ولی امروز او از موضع اينكه نخست‌وزير امام (ره) بوده، آمده و خواست رای بگيرد و اين نشان مي‌دهد كه ما پيروز شده‌ايم.



كوچك‌زاده اظهار داشت: كروبی نيز مانند موسوی از اين موضع وارد شد و گفت كه من نماينده امام (ره) در بنياد شهيد و در سازمان حج بوده‌ام و از اين‌رو از مردم رای مي‌خواست.



وی ادامه داد: اين نشان مي‌دهد كه مردم خواهان انديشه‌های امام (ره) هستند.



**اشتباه كردم به خاتمی رای دادم



مهدی كوچك‌زاده با اشاره به اينكه در سال 76 به خاتمی رای داده است، اظهار داشت: در زمان انتخابات فردی به من گفت به آقای خاتمی رای نده، ولی من گفتم طی بررسي‌هايی به اين نتيجه رسيدم كه به خاتمی رای بدهم. بعد از اينكه خاتمی مصاحبه‌ای با سي‌ان ان كرد و آبراهام و لينكن را شهيد قلمداد كرد و پس از صحبت‌های ديگری كه از او ديدم به اين نتيجه رسيدم كه اشتباه كرده‌ام.



وی اظهار داشت: ما حتی شاهد هستيم كه خاتمی هم بر خلاف امروز در جمله‌ای مي‌گويد "بي‌فرهنگ‌ترين مردم دنيا آمريكايي‌ها هستند". اگر تمام صحيفه امام خمينی (ره) را بگرديم هيچ جمله توهينی در آن نمي‌بينيم ولی خاتمی در آن روز اين كار را انجام داد.



نماينده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: بعد از آن ماجرا كه من پشيمان شدم كه به آقای خاتمی رای دادم، دوستم به من گفت "بي‌پير نرو به خرابات". امروز دانشگاهی و دانشجو پير را يافته‌اند. تكريم امام (ره) به اين معنا نيست كه عكسش را بالا ببريم. تكريم امام و ائمه به اين است كه حرف آنها را بشنويم و عمل كمنيم.



عضو هيات علمی دانشگاه تربيت مدرس تهران اظهار داشت: در آن زمان دوستم به من گفت: امام را چقدر مي‌شناسی و من گفتم رساله امام در منزلمان است و يكسری كلي‌گويي‌هايی در مورد دموكراسی و ولايت فقيه كردم. در آن زمان بود كه فهميدم بايد امام (ره) را دقيق شناخت. از اين رو شروع به خواندن صحيفه امام (ره) كردم.



كوچك‌زاده ادامه داد: حتی در هنگام خواندن صحيفه امام هرجا به جمله‌ای رسيدم كه آن را مفيد مي‌ديدم تلاش مي‌كردم كه آن را بنويسم و بر ديوارهای دانشگاه زده تا دانشجويان آن را بخوانند. تمامی اساتيد از من ايراد مي‌گرفتند كه اين مساله در شأن شما نيست ولی من اين كار را مي‌كردم.



وی اظها رداشت: يك شب زمانی كه داشتم صحيفه را مي‌خواندم در خواب امام (ره) را ديدم. در حالی كه ايشان از دری رد مي‌شدند به من نگاهی كردند و لبخند زدند. از آن زمان بود كه فهميدم بايد اين راه را ادامه دهم و امروز خوشحالم كه اين نهضت فراگير شده است.



** به گفته امام مخالفت با رهبری ارتداد است



كوچك‌زاده با اشاره به اينكه به گفته امام راحل مخالفت با رهبری ارتداد است، اظهار داشت: امام خمينی (ره) در صحيفه نوشته‌اند كه آخوند يعنی اسلام، روحانيون با اسلام با هم مدغم هستند.



نماينده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به اينكه بي‌احترامی به ساحت امام راحل اتفاق نبوده است، گفت: اين افراد نگويند اين يك اتفاق بوده. ما در نشريه دانشجويی در دوم آبان 1386 مطلبی از خانم ابتكار در نشريه ديديم كه او گفت "اگر بخواهيم همه حرف‌های امام را پياده كنيم، كشور از هم مي‌پاشد". جرقه‌های اهانت به امام راحل از آن زمان زده شده بود.



وی افزود: در پنجم شهريور 84 بهزاد نبوی در زمان انتخابات مي‌گويد "در اين انتخابات من هيچ عكسی از امام (ره) و محمد خاتمی (در آن زمان از خاتمی عبور كرده بودند) نبود". ما امروز به اين افراد مي‌گوييم جرقه‌های شما برای اهانت به امام (ره) از همان زمان زده شده بود.



اين استاد دانشگاه ادامه داد: بالاترين توهينی كه به مردم در اين انتخابات شد، اين بود كه به مردم گفتند 10 ميليون نفری كه در انتخابات‌های گذشته شركت نكرده‌اند و در اين انتخابات آمدند قرتی بودند.



وی افزود: امروز مردم دنبال قرتي‌بازی نيستند بلكه دنبال عدالت هستند و حتی امروز مردم گدا نيستند كه آقای كروبی با وعده 70 هزار تومانی به آنها وعده و وعيد دهد.



كوچك‌زاده بيان داشت: آنها فكر مي‌كردند اگر ظواهر اسلامی را كمرنگ كنند مردم به صحنه مي‌آيند. فكر مي‌كردند اگر با چكمه به مراسم‌های مختلف بيايند، مردم به آنها روی مي‌آورند. نمي‌دانستند كه مردم دنبال عدالت هستند.



** مهدی هاشمی در تظاهرات حاضر شد



عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس اظهار داشت: در دانشگاه مشهد دانشجويی به رفسنجانی توهين كرد، من گفتم كه شما نبايد توهين كنيد. ولی خودم ديدم كه مهدی هاشمی در تظاهرات حاضر شد، فائزه هاشمی چه سخنراني‌هايی كرد و همسر هاشمی در روز انتخابات گفت اگر موسوی از صندوق در نيايد، مردم به خيابان‌ها بريزند.



وی بيان داشت: من خودم نامه رفسنجانی را ديدم كه نه سلام داشت و نه والسلام و برای رهبر خط مشی تعيين كرده بود.



وی در ادامه خطاب به جريان فتنه گفت: مگر شما نمي‌گوييد دموكراسي؟ منظورتان از دموكراسی چيست؟ اين است كه به شما رای دهند؟ اگر به شما رای دهند قابل قبول است و اگر شما رای نياوريد قابل قبول نيست. نفاق وجود شما را پر كرده است.



كوچك‌زاده تاكيد كرد: من بارها به آقای انصاری گفتم كه بيا و در مناظره با من شركت كن، ولی او شانه خالی كرد.


24 آذر 1388    14:37
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
15:20 24 آذر 1388
Man ham emam ra khab didam. Vali ishan aslan labkhand keh nemizad, hich,dasht beh khatere koshtare zendaniane bigonah salhaye 60, va viran kardane keshvar zajr mikeshid Az shafaate Ali va sayere emaman ham khabari naboud. ,


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر: جنتی با 4 خواسته موسوی مخالفت کرد

روزنامه اصولگرای "وطن امروز" در گزارشی تحت عنوان " روايت منتشر نشده يک رايزنی" گفت که احمد جنتی با چهار خواسته ميرحسين موسوی کانديدای معترض به نتايج انتخابات مخالفت کرد .



به گفته گزارش مذکور، اين درحالی بود که کميته ويژه هفت نفره بررسی انتخابات، چهار خواسته ميرحسين موسوی را پذيرفته بود تا توسط شورای نگهبان در مهلت قانونی که به توصيه رهبرمعظم انقلاب در نظر گرفته شده بود ، بررسی شود.



علی آقامحمدي، غلامعلی حدادعادل، قربانعلی دري‌نجف‎آبادي، حجت‎الاسلام رحيميان، حجت‎الاسلام ابوترابي، علي‎اکبر ولايتی و افتخار جهرمی اعضای اين‎ کميته 7 نفره بودند که عهده‎دار بررسی نتايج انتخابات و حل و فصل اختلافات به‎وجود آمده، شدند.



بعد از تشکيل اين‎ کميته، علی آقامحمدی که هم‌اکنون يکی از اعضای مجمع تشخيص مصلحت نظام است، برای شنيدن اظهارات مهندس ميرحسين موسوی به ملاقات او مي‎رود و به‎عبارتی با موسوی بر سر ميز مذاکره مي‎نشيند. آقامحمدی از موسوی مي‎خواهد که خواسته‎هايش را بگويد تا مورد بررسی قرار گرفته و به رهبری و شورای نگهبان منتقل شود.



موسوی از آقامحمدی مي‎خواهد که کميته ويژه مستقيما با خود محتشمي‎پور وارد مذاکره شود چرا که هرچه محتشمی ‎پور بگويد، مورد تأييد اوست.



«بازشماری آرا در 4 استان، تطبيق سريال (شماره مسلسل) شناسنامه‌ها با ته‌برگ تعرفه‌ها، بررسی ميزان چاپ تعرفه‌ها و تعرفه‌های موجود و بررسی خطوط نوشته شده روی اوراق تعرفه و اطمينان از اينکه يک‌خط نباشد » ، چهار خواسته محتشمی پور رئيس کميته صيانت از آرای موسوی بود.



اين خواسته‎ها با تنی چند از اعضای شورای نگهبان مطرح و به‌‎رغم غيرقابل قبول بودن، جهت حل مشکل قول مساعد داده شد.



در بخشی ديگر از اين گزارش امده است : برخی از اعضای کميته ويژه از جمله حدادعادل و ابوترابی هم موافقت خود را برای پيگيری و انتقال درخواست‎های ميرحسين اعلام مي‎کنند. پيرو اين‎ اعلام موافقت، کميته ويژه به ديدار احمد جنتي، دبير شورای نگهبان، مي‎روند و اظهارات ميرحسين و رئيس کميته صيانت از آرای او را بازگو مي‎کنند. آيت‌الله جنتی با بيان اين‎ مطلب که بررسی اين‎ خواسته‎ها زمان زيادی را مي‎طلبد و ضيق وقت اجازه پذيرش و بررسی چنين درخواست‎هايی را نمي‎دهد، مطالبات ميرحسين و تيمش را رد مي‎کند.



اما از آنجا که کميته ويژه قول داده مطالبات چهارگانه آقای موسوی را پيگيری و اجرايی کند، از مخالفت دبير شورای نگهبان دلسرد نمي‎شود و به چاره‎انديشی مي‎نشيند. بر همين اساس است 5 روز ديگر هم تمديد مي‎کنند تا هم کميته ويژه، هم شورای نگهبان و هم کانديداها برای حل و فصل اختلافات با کمبود زمان روبه‎رو نباشند. اين تلاشها در حالی صورت می گيرد که همان موقع عباسعلی کدخدايي، سخنگوی شورای نگهبان، پس از اين‎ ماجرا با حضور در رسانه ملی تأکيد کرد: «تخلف عمده‌ای در انتخابات صورت نگرفته و شايد بهتر است بگويم‌ هيچ‎گونه تخلفی صورت نگرفته است».


24 آذر 1388    14:34
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
00:16 24 آذر 1388
شعار :

خامنه ای خامنه ای مرگ به نیرنگ تو

خون Ø وانان ما Ù…ÛŒ چکد از Ú†Ù†Ú¯ تو



توهین به امامم ، کاره خوده قاتله



احمدی ، دروغگو ست خامنه ای خر اوست


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر: يورش وحشيانه گارد زندان به زندانيان سياسی بی دفاع بند 4 زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، صبح امروز گارد زندان گوهردشت کرج به زندانيان سياسی و ساير زندانيان بی دفاع بند 4 زندان گوهردشت کرج يورش بردند و زندانيان را مورد اهانت و اذيت وآزار قرار دادند.

روز سه شنبه 24 آذر ماه گارد زندان به بند 4 زندان گوهردشت کرج که محل بازداشت اکثر زندانيان سياسی است يورش بردند و زندانيان را با عربده کشی اهانت و بدرفتاری به سالن هواخوری که رو باز است و در معرض سرمای شديد می باشد برای مدت طولانی منتقل کردند. سپس همراه با سگهای خود به سلولهای زندانيان سياسی يورش بردند و حداقل وسائل شخصی آنها را که توسط خانواده هايشان تامين شده بود پخش و تخريب کردند. دست نوشتها و کارتهای تلفن که برای تماس با خانواده های خود مورد استفاده قرار می دادند را با خود بردند. گارد زندان حتی مواد غذايی که زندانيان سياسی که از فروشگاه زندان خريداری کرده بودند را با خود بردند.

در اين يورش وحشيانه نزديک به 40 نفر از نيروهای گارد زندان شرکت داشتند آنها توسط مرادی و سميعی فرماندهی می شدند. اين يورش وحشيانه برای مدتی طولانی ادامه داشت. علی حاج کاظم رئيس زندان گوهردشت کرج دستور دهنده اين يورش بود و تحت نظارت کرمانی و فرجی رئيس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان صورت می گرفت.

بند 4 زندان گوهردشت کرج محل بازداشت اکثر زندانيان سياسی است که از جملۀ آنها ؛ منصور اسالو رئيس هيئت مديره شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه،علی صارمي،سعيد ماسوري، افشين بايماني، ارژنگ داودي،علی معزي،هود يازرلو، ميثاق يزدان نژاد،محمد علی منصوري،شيرمحمد رضائي،منصور رادپور و تعداد زيادی از زندانيان سياسی ديگر می باشند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،يورش وحشيانه گارد زندان به زندانيان سياسی و ساير زندانيان بی دفاع تخريب و به سرقت بردن وسائل شخصی آنها را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و ساير سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به جنايت عليه بشريت عليه زندانيان سياسی در ايران است.

فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران

24 آذر 1388 برابر با 15 دسامبر 2009



گزارش فوق به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

سازمان ديدبان حقوق بشر



http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.: 0031620720193


24 آذر 1388    13:10
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :احضار 50 دانشجوی دانشگاه شهيد بهشتی به کميته انضباطي، محروميت 15 دانشجو از خوابگاه

خبرنامه اميرکبير :کميته انضباطی دانشگاه شهيد بهشتی بيش از 50 دانشجوی اين دانشگاه را احضار و تاکنون برای 15 نفر از دانشجويان حکم محروميت از خوابگاه صادر کرده است.



به گزارش خبرنامه اميرکبير کميته انضباطی دانشگاه شهيد بهشتی اين دانشجويان را طی دو روز گذشته احضار و برای تعدادی از آنان حکم انضباطی صادر کرده است.



لازم به ذکر است اين احضارها و صدور احکام، همزمان با تجمع دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتی در اعتراض به توطئه جديد سرکوبگران انجام شده است.



همچنين از روز گذشته حراست دانشگاه با چسباندن اطلاعيه هايی برگزاری هرگونه تجمع را ممنوع کرده و دانشجويان را نسبت به برخوردهای شديدتر تهديد کرده است. در پی التهابات و درگيري‌های روز يک‌شنبه در دانشگاه شهيد بهشتي، حراست اين دانشگاه در حالت آماده باش به سر می برد.



لازم به يادآوری است روز يک‌شنبه دانشجويان اين دانشگاه با در دست داشتن پرچم های سبز و عکس هايی از آيت الله خمينی در مقابل بسيجيانی که از خارج از دانشگاه برای تجمع به دانشگاه منتقل شده بودند، تظاهرات کردند.





برای مشاهده گزارش تجمع روز يک‌شنبه دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتی به اين لينک و برای مشاهده گزارش تصويری (2) آن به اين لينک مي‌توانيد مراجعه کنيد.





لازم به يادآوری است دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتی طی روزهای 16 و 17 آذر نيز تجمع های اعتراضی پرشکوهی برگزار کردند.




24 آذر 1388    12:54
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :درخواست مجمع روحانيون برای تجمع به وزارت کشور ارسال شد

مهر: سخنگوی مجمع روحانيون مبارز خبر داد که درخواست اين تشکل برای دريافت مجوز تجمع و راهپيمايی به فرمانداری و وزارت کشور ارسال شده است .



حجت الاسلام مجيد انصاری سخنگوی مجمع روحانيون مبارز با بيان اين مطلب اظهار داشت: روز گذشته نماينده مجمع روحانيون مبارز رسما و کتبا به منظور ارائه درخواست مجوز راهپيمايی به فرمانداری تهران مراجعه کرد.



وی همچنين گفت: صبح امروز هم نماينده مجمع روحانيون مبارز اين درخواست را حضورا به وزارت کشور ارائه کرد و رسيد آن را نيز دريافت نمود.




24 آذر 1388    12:49
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :گزارشی از جلسه شورای عالی امنيت ملی: نگرانی از کنترل شهرهای بزرگ

موج سبز :حوادث چند روز گذشته ايران که همراه بود با چند توطئه کودتائی و خنثی شدن آن، بيش از آنکه در محافل طرفدار جنبش سبز مورد بحث و بررسی باشد، در خود حاکميت کودتا مورد بحث توام با مناقشه است.



بر خلاف تمام تصوراتی که فرماندهان انتظامی و سپاهی آن را در سخنرانی ها و مصاحبه های خود تبليغ می کنند، در محافل در بسته خود، بشدت نگران پاره شدن شيرازه کنترل شهرهای بزرگ، بويژه تهران و سپس شکل گيری يک تظاهرات عظيم عليه دولت و کودتای ۲۲ خرداد اند. اکنون ديگر اين نگران بر تمام نگرانی های گذشته افزوده شده که چنانچه تظاهراتی عظيم در تهران و شهرهای بزرگ کشور شکل بگيرد، شعارها مستقيما عليه رهبر خواهد بود.



در برخی محافل سياسی در تهران گفته می شود که در يکی از جلسات شورای عالی امنيت ملی که احمدی نژاد رياست آن را برعهده داشته، و با خوش بينی از تسلط و کنترل اوضاع گزارشی ارائه داده که با مخالفت روبرو شده است. احمدی نژاد گفته است دولت به کمک سپاه توانست غائله را ختم کند و مخالفان ديگر نمی توانند در خيابان ها تظاهرات کنند.



يکی از حاضران درجلسه، که سابقه طولانی عضويت در شورای عالی امنيت ملی را دارد، در مقام رد اين گزارش احمدی نژاد گفته است:



«آنچه که بنده در اين جلسه می گويم، چکيده گزارشی است که اخيرا خدمت رهبری هم تقديم شده و ايشان نيز مفاد اين گزارش را تائيد کرده اند. در آن گزارش ما تاکيد کرده ايم که وضع کنونی تنها با حضور نظامی در شهر قابل دوام است، اما اين خطر وجود دارد که ادامه اين حضور به امری عادی تبديل شده و فرسودگی و تزلزل روحيه نظامی ها را موجب شود. آقای احمدی نژاد می فرمايند اوضاع تحت کنترل قرار گرفته و از تظاهرات خيابانی ديگر خبری نيست. بنده دراينجا عرض می کنم و درگزارشی که خدمت مقام رهبری هم داده شد قيد شده که اگر ما دچار اين خوش بينی شويم که مردم خسته شده و عقب نشينی کرده اند، آنوقت بايد ببينيم که بر جمعيت طرفداران دولت اضافه شده يا خير؟ در حاليکه سه گزارش از سه سفر آقای احمدی نژاد به مشهد، تبريز و اصفهان خلاف اين را نشان ميدهد. يعنی عليرغم همه تدابير و فراهم ساختن همه امکانات و تبليغات، جمعيت بسيار اندکی در اين سه سفر از ايشان استقبال کردند و در محل سخنراني، در هر سه شهر تنها چند هزار نفر را توانستيم بسيج و حاضر کنيم. ايشان در اين جلسه فرمودند "براندازی مخملی را جمع کرديم". بنده اين جمله را به شکل ديگری و با اشاره به واقعيت سفر آقای احمدی نژاد به تبريز و مشهد و اصفهان بيان کردم و می خواهم در اينجا آن را تکرار کنم. مردم خيلی مخملی پشت دولت را خالی کرده اند. تظاهرات مردم قابل پيش بينی نيست و فعلا با نيروی نظامی جلوی آن را گرفته ايم. هر گاه اين نيروی بازدارنده نباشد، خطر تظاهرات هست. به قسمت دوم ليوان نگاه کنيم. يعنی به واکنش مردم به سفرهای ايشان به تبريز و اصفهان و مشهد. يعنی سه شهر بزرگ ايران، بعد از تهران. در اصفهان ۵ر۱ ميليونی با آنکه از شهرهای اطراف هم نيرو بسيج شد، واقعا چند هزار نفر در ميدان امام جمع کرديم؟ به ۱۰ هزار نفر می رسيد؟ در مشهد و تبريز وضع از اين هم بدتر بود. مردم با نظام قهر کرده اند.»



ما از جزئيات بيشتر اين جلسه اطلاعی دريافت نداشته ايم، اما آنچه را که بعنوان براندازی و يا انقلاب مخملی مطرح شده کاملا تائيد می کنيم.






24 آذر 1388    11:39
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   پیکارگر
ای-ميل:  
15:19 24 آذر 1388
مردم خیلی وقت است Ú©Ù‡ با نظام قهر کرده اند. اصلا بØ ز چیره خواران نظام Ø Ù‡ کسی از هما روز به غارت بردن قیام با این نظام Ø هنمی اشتی بوده Ú©Ù‡ حالا قهر کرده



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :ديوان محاسبات:حدود 17 ميليارد دلار ارز حاصل از صادرات به حساب خزانه واريز نشده است .

اخبار ويژه جمهوری اسلامی:از ديوان محاسبات كشور خبر مى رسد گزارشهاى اوليه از تفريغ بودجه سال 87 نشانگر حدود 17 ميليارد دلار اختلاف بين مبلغ حاصل از فروش ميعانات گاز گاز طبيعى مايعات گازى فرآورده هاى نفتى و ميزان واريز شده به خزانه است . به عبارت ديگر بنابر اين گزارش حدود 17 ميليارد دلار از ارز حاصل از صادرات موارد فوق به حساب خزانه واريز نشده است . اين اختلاف در سالهاى 85 و 86 نيز به ترتيب يك ميليارد دلار و 10 ميليارد دلار گزارش شده بود .


24 آذر 1388    09:12
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:45 24 آذر 1388
ØªÙØ±ÛŒÙ‚!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :خرسهاى قطبى آغاز به همديگرخوارى کردند: تظاهرات در کپنهاگ شکل جدى ترى گرفت

ايرن: جديدترين عکسهاى گرفته شده نشان مى دهد که خرسهاى قطبى به خاطرگرمايش زمين و از بين رفتن صيدشان دست به يکديگر خوارى زده اند.



به گزارش خبرگزارى محيط زيست ايران به نقل از شبکه بين المللى اخبارمحيط زيست(enn.com) تصاوير گرفته شده در کانادا خرس قطبى نرى را در حال حمل کردن سر خرس قطبى کوچکى که خون آلود بوده نشان مى دهد.

خرسهاى قطبى بطور معمول از سيل هاى قطبى براى رفع گرسنگى شان تغذيه مى کنند، سيل هايى که از سطح شکاف درياهاى يخى بيرون مى آيند. اما با گرم شدن زمين وآب شدن يخهاى دريا، شکل شکار براى خرسهاى قطبى تغيير کرده و بسيار مشکل شده است.

در اين زمان از سال خرسهاى قطبى بايد به ميزان بيشترى غذا خورده و خودرا فربه کنند تا بتوانند زمستان را به شکل راحتى ترى سپرى کنند واين درحالى است که به علت ازبين رفتن درياهاى يخى آنها مجبورند ساعتها در آب شنا کنند تا صيد خود را بدست آورند و اين روند باعث شده براى رفع گرسنگى شان به يکديگر خوارى پناه آورند.



هزاران نفر همزمان با برگزارى کنفرانس تغييرات آب و هوايى در کپنهاگ دست به تظاهرات زدند.



به گزارش خبرگزارى محيط زيست ايران و به نقل از شبکه بين المللى خبر محيط زيست، ديروز دهها هزار نفر از سراسر جهان، در خيابانهاى کپنهاگ درمقابل محل توافق جهانى که بر معاهده جديد تغييرات آب و هوايى صورت گرفت دست به تظاهرات زدند.

راهپيمايى و اجتماع در دانمارک بزرگترين تظاهرات در مورد گرمايش زمين بوده که در مقابل سازمان ملل متحد در شهر کپنهاگ رخ داده است.

شعار يکى از تظاهرکنندگان که دوستانش را رهبرى مى کرد چنين بود" برقص، بخوان و خوشحال باش چون قدرت در دستان توست ".

يکى از مقامات پليش شمار تظاهرکنندگان را 25000 نفربرآورد کرده اما سازمان هاى مرتبط، تظاهر کنندگان را بيش از100هزار نفر تخمين زده است که در مرکز کپنهاگ پلاکاردهايى با مضامينى چون " طبيعت را به خطر نياندازيد" و " عدالت جوّى " در دست داشتند.


24 آذر 1388    07:09
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر :سوء قصد به جان آيت الله بروجردی در زندان اوين

اطلاعات نت :ساعت 3 بعد از ظهر روز يک شنبه 22 آذر 1388، هنگامی که آقای بروجردی برای تماس با خانواده خود به کابين تلفن زندان واقع در حياط بند مراجعه نمود، يک بلوک سيمانی بزرگ بطور ناگهانی از ديوار بلند آن محل سقوط کرده و در کنار پای ايشان متلاشی شد. اين حادثه به قدری غير عادی بود که تمامی زندانيان بند ويژه روحانيت در محل حاضر شدند و حتی مسئولين زندان به آنجا آمده و در جواب اعتراض زندانيان، تنها به غير مترقبه خواندن اين حادثه، اکتفا کردند.



با توجه به اتمام دوره محکوميت آقای بروجردي، وضعيت بد جسمانی و فشارهای وارده از سوی نهادهای حقوق بشری برای آزادی اين زندانی عقيدتی سياسي، از اين به بعد احتمال بروز چنين جنايات و حوادث ساختگی برای از بين بردن ايشان و ساير زندانيان بسيار خواهد بود.



لازم به ذکر است مسئولين زندان در ادامه اقدامات کارشکنانه خود ، از ارسال لباس گرم و مناسب جلوگيری می کنند و همچنين مدتی است که روزها آب گرم بند مذکور نيز قطع می باشد.




24 آذر 1388    07:49
  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

24آذر.گزارش پارلمان نيوز از مراسم بزرگداشت 16 آذر در دانشگاه تهران

*دانشجويان: مرگ بر ديکتاتور، سهرابيم، ندائيم، ما همه يک صدائيم

*رهامی:گفتند يک روحانی و يک خانم را گرفتند که نوار مي‌ساختند..حتی حاضر نشدند تفاوت سنی من با خانم عبادی را در نظر بگيرند



پارلمان‌نيوز: مراسم بزرگداشت 16 آذر توسط انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با عنوان«؛سبز ترين فصل سال»، در تالار چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد.



به گزارش خبرنگار پايگاه خبری فراکسيون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نيوز»، يک ساعت پيش از شروع اين مراسم تمامی سالن توسط دانشجويان پر شده و جمع زيادی از دانشجويان مشتاق برای حضور در مراسم بزرگداشت 16 آذر پشت درهای سالن ماندند.



در اين مراسم که اکثر دانشجويان با نماد سبز رنگ و تصاوير بنيانگذار انقلاب اسلامی حضور يافته بودند عليه اقدامات اخير صدا و سيما در پخش تصوير توهين به تمثال امام (ره) شعار سر داده شد و دانشجويان اين اقدام رسانه ملی را مشکوک و برای تخريب چهره جنبش سبز عنوان کردند.





گرچه به گفته سخنگوی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به دليل تنگ‌نظري‌های صورت گرفته سيدمحمد خاتمی و مير حسين موسوی نتوانستند در جمع دانشجويان حاضر شوند امام پيام ويديويی رييس جمهور سابق کشورمان و صحبت‌های نخست وزير محبوب امام در مورد دانشجويان در سالن نمايش داده شد.



در تمام طول مراسم دانشجويان با شعار درود بر موسوی سلام بر خاتمي،موسوی زنده باد کروبی پاينده باد،الله اکبر،خمينی کجايی موسوی تنها شده،مرگ بر ديکتاتور ،سهرابيم ندائيم ما همه يک صدائيم ،يا حسين مير حسين ،حمايت خود از جنبش سبز را اعلام کرده و به محکوميت حوادث رخ داده در روز 16 آذر و ورود غير قانونی برخی افراد به دانشگاه پرداختند و حوادث رخ داده را نتيجه ضعف مديريتی فرهاد رهبر رييس دانشگاه تهران دانستند.



دانشجويان با شعار رييس بی کفايت استعفا استعفا خواستار کنار رفتن فرهاد رهبر شدند.در اين مراسم همچنين دانشجويان با شعار ننگ ما ننگ ما صدا و سيمای ما اعتراض شديد خود به اقدام شائبه انگيز صدا و سيما در تلاش برای نسبت دادن توهين به تمثال امام را محکوم کرده و بارها شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی سردادند.



در اين مراسم همچنين ياد شهيدان حوادث پس از انتخابات و زندانيان سياسی که بعد از انتخابات 22 خرداد بازداشت شده‌اند گرامی داشته شد و دانشجويان به احترام آنها يک دقيقه سکوت کردند.





ظفرقندی: آقايان اين روش‌های پوسيده ديگر جواب نمي‌دهد



دکتر محمد رضا ظفرقندی رييس سابق دانشگاه تهران و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران بعنوان اولين سخنران در جمع دانشجويان با قرائت آيه‌ای از قرآن مجيد گفت:«کف‌های روی آب رفتنی هستند و آنچه ماندنی است حقيقتی است که برای مردم نافع و مفيد است.»



وی خطاب به خبرنگاران حاضر در سالن گفت:«کسانيکه خبر اين مراسم را منعکس مي‌کنند کامل اخبار را منتشر کنند تا افراد بيرون مخاطبين خود را بشناسند و بدانند افرادی را که راهی کردند تا 16 آذر اين جوانان را که از بهترين جوانان هستند با باتوم ضرب و شتم کنند ديگر راهی نکنند.»



وی با بيان اينکه تجربه 33 سال برگزاری روزدانشجو در دانشگاه را دارم اما امسال مجبورم نکاتی را بگويم که مشخص شود ما سبز سبزيم و ريشه داريم گفت:«امسال در روز دانشجو دو مساله اتفاق افتاد اول اينکه افرادی را از خارج دانشگاه با اتوبوس وارد دانشگاه کردند و کارت‌هايی هم به دستشان دادند والبته پذيرايی هم شدند(خنده دانشجويان)»



ظفرقندی ادامه داد:«دليلی نداشت که اين افراد در روز 16 آذر برای ارعاب و ضرب و شتم دانشجويان که از بهترين جوانان اين کشور هستند به دانشگاه بيايند، به اين آقايان مي‌گويم با تجربه 33 ساله‌ای که دارم اين برخوردها با دانشگاه جواب نمي‌دهد.اين روش‌های پوسيده پاسخ نمي‌دهد.»



رييس سابق دانشگاه تهران تاکيد کرد:«همانطور که در قرآن گفته شده کف‌های روی آب رفتنی هستند،چيزی که محتوا نداشته باشد هرچند ظاهر حجيمی داشته باشد اما محتوا ندارد.اين همه نيرو به دانشگاه آورديد اما اين‌ها اصالت نداشته و نيروی دانشگاه نيستند.قطعا اين روشها از بين رفتنی است و ماندگار نيست.»



وی ادامه داد:«بعنوان فرد کوچکی از دانشگاه به مسئولين عرض مي‌کنم روشهای حجيم‌سازی و نيرو سازی و تکثير در دانشگاه مفيد نيست و گرايش به افراطي‌گری را تشديد مي‌کند ضمن آنکه اين‌ها روش امام (ره) هم نبوده است.»



ظفرقندی با بيان اينکه از توهين به عکس امام و نشان دادن آن توسط رسانه ملی که برنامه طراحی شده‌ای بوده، متعجب هستم گفت:«اين روش‌ها و اينکه اين تصاوير را منعکس کنند تا مردم را عليه دانشگاه تهييج کنند روشهای شناخته شده‌ای است که پاسخ نمي‌دهد.»





در اين هنگام دانشجويان با شعار ننگ ما ننگ ما صدا و سيمای ما سخنان ظفرقندی را تاييد کردند.



وی ادامه داد:«دانشگاه و دانشجو اهل توهين نيست. نه تنها عکس امام که عکس هيچ کسی را پاره نمي‌کند.»



وی تاکيد کرد:«ما منطق داريم.دانشجو اهل منطق است و کسی که اهل منطق باشد تصوير پاره نمي‌کند.اين کار کسانی است که اهل غوغاسالاری و شلوغ کردن هستند و اکسيژن حيات‌شان در بحران است.»



اين استاد دانشگاه با بيان اينکه ما چند سوال داريم که خوب است به آن پاسخ دهند گفت:«پاره کردن عکس امام کار شنيعی است و هيچ کس از آن دفاع نمي‌کند اما به نظر ما پا روی حرف ايشان گذاشتن بسيار بدتر از پاره کردن عکس امام است.»



ظفرقندی تصريح کرد:«سئوال اين است که چقدر امام تاکيد کرد نهادهای نظامی و ارگان‌های نظامی در امور سياسی دخالت نکنند.آيا امروز اکثر امور سياسی و اقتصادی کشور اينگونه نشده است؟»



وی ادامه داد:«چقدر امام در سالهای آخر حياتشان در بيانيه‌ها خطاب به روحانيون راجع به متحجران مقدس‌نما هشدار داده و خون دل خوردند.آيا امروز همه ياران صديق امام پاکسازی و کنار گذاشته نشده‌اند؟»



وی گفت:«چقدر امام در باره خرافه‌گرايی ،لاف زدن و ارتباطات بيهوده با امام زمان صحبت کردند،چقدر راجع به تهمت زدن دروغ گفتن و رعايت اخلاق تذکر دادند.»



ظفرقندی گفت:«مگر امام تاکيد نکردند حتی مجرمی که به اعدام محکوم است را حق سيلی زدن نداريد.امروز افرادی که در زندان‌ها هستند از دانشجويان همکاران وافراد مخلصی هستند که سالها برای انقلاب زحمت کشيده‌اند.»



وی افزود:«رفتاری که با اساتيد شما آقايان داوود سليماني،محسن ميردامادي،امين‌زاده،عبدالله رمضانزاده و سايرين مي‌شود که هر کدام بيش از 100 روز در انفرادی بوده‌اند به چه جرمی است؟»



وی با بيان اينکه راه امام را مکلوب کرده‌اند گفت:«بنده بيماری دارم به اسم بهزاد نبوی(در اين هنگام دانشجويان به شدت او را تشويق کردند)، آقای نبوی قبل از اين حوادث سه بار مورد عمل جراحی قلب قرار گرفته است.با سنی نزديک به 70 سال اکنون در زندان به سر مي‌برد.»



اين استاد دانشگاه با اشاره به روند زندان رفتن نبوی و انتقال او به بيمارستان به دليل بيماری و جراحی او در دوران بازداشت گفت:«همه پزشکان بيمارستان گفتند نبوی تحمل زندان را ندارد و برای او نگران کننده است اما حرف پزشکان را شائبه‌انگيز خواندند و خواستند پزشکی قانونی نظر دهد.»



وی تاکيد کرد:«پس از معاينه تيم پزشی پزشک قانونی آنها هم صحبت ما را تاييد کرده و گفتند شرای زندان را ندارد اما باز هم او را به زندان منتقل کرده‌اند.»



ظفرقندی گفت:«آيا اين راه امام است اين روشها قانونی است؟ گفته شده برخی از اين آقايون يک سيلی هم در انقلاب نخورده‌اند.آيا آقای نبوی سالها در زندان نبوده ؟مهدی کروبی شکنجه نشده است؟»



استاد دانشگاه تهران ادامه داد:«من اين مسايل را ملاک نمي‌دانم اما بسياری از آقايان که امروز در مسند کار هستند نه تنها در انقلاب سيلی نخوردند بلکه در زمان جنگ هم يک قدم برنداشتند.»



وی تاکيد کرد:«در روز 16 آذر تا خيابان امير آباد و وليعصر را هم نيرو گذاشته بودند.صحنه هايی ديديم که در 33 سال گذشته نديده بوديم.»



ظفرقندی گفت:«روشهای 6 ماه گذشته شما جواب نداده است بعنوان يک کارشناس اعلام مي‌کنم 1- همه زندانيان سياسی را آزاد کنيد، 2- مجوز يک راهپيمايی را برای حمايت همه کسانی که به امام اعتقاد دارند بدهيد.»



رئيس اسبق دانشگاه تهران خاطر نشان کرد:«مگر شما نمی گوئيد که حاميان جنبش سز تعداد اندکی هستند يک مجوز بدهيد تا مسايل روشن شود.»



وی در پايان سخنرانی خود گفت:«سبز سبزيم و ريشه داريم و بر راه امام استوار هستيم.»





كولايی:عناصری تلاش مي‌كنند تا با ايجاد بحران مانع رسيدن جامعه به خواسته‌هايش شوند





در ادامه اين جلسه الهه كولايی نيز طی سخنانی ضمن گرامی داشت شهدای دانشجو و همه کسانی که جان خود را در راه حقيقت و عدالت نثار کرده‌اند گفت:«دانشگاه قلب تپنده جامعه است كه معنی رشد بالندگی را مي‌توان در آن ديد و آن را در مسير اعتلای جامعه پيش برد.»



وی افزود:«جايگاه دانشگاه و دانشجو در برآورده كردن اين مطالبات است، زيرا برگزيده‌ترين جوانان ايران را در دانشگاه‌ها مي‌بنيم كه وظيفه توسعه را برعهده گرفته‌اند.»



به گزارش پارلمان‌نيوز، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با اشاره به اينكه در جهان همه در صدد رسيدن به منافع خود عمل مي‌كنند، تصريح كرد:«اين دانشگاه است كه مي‌تواند جمهوری اسلامی را كمك كند تا به اهداف در تحقق سندی كه مي‌خواهد ما را به كشور اول منطقه تبديل كند برسد و بايد سوال كرد كه چه كسانی نمي‌خواهند به اين اهداف برسيم و ايران در جايگاه شايسته قرار گيرد،جواب اين سوالات را در 100 سال اخير ديده‌ايم.»



كولايی با بيان اينكه آرامش، عقلانيت، صبر و بردباری مي‌تواند زمينه رسيدن به خواسته‌ها را فراهم كند، گفت:«عناصری تلاش مي‌كنند تا با ايجاد بحران و غوغا مانع شنيدن کلام حق و رسيدن جامعه به خواسته‌هايش شوند، اما دانشگاهيان هدف رسيدن به توسعه ملی و اعتلای ايرانيان را دنبال مي‌كنند.»





اين استاد دانشگاه تاکيد کرد:«ساحت دانشگاه و دانشجو از تعرض به افکار و انديشه و تصوير امام که بنيانگذار يک حرکت عظيم در سطح منطقه و برای همه مردم آرادی خواه و استقلال طلب بوده منزه است.»



وی تصريح كرد:«راه رسيدن به خواسته‌های مردم بازی خوردن در مقابل كسانی كه به فكر منافع ملت ايران نيستند نمي‌باشد.»



کولايی گفت:«بدون ترديد ما دانشگاهی ها با در نظر گرفتن شرايط حساس کنونی که منجر به از دست رفتن فرصت ها و اميتازاتی که مردم ما شايستگی آنرا دارند شده بيش از پيش نگران کشور هستيم.»



وی ياد همه همکاران و چهره های سياسی در بند را گرامی داشت و تاکيد کرد:«خواستار بازگشت همه کسانی هستيم که برای فکر و انديشه در پشت ميله‌های زندان هستند و خواهان بازگشت آنها به دانشگاه هستيم.»



در ادامه اين نشست نجفقلی حبيبی ضمن گراميداشت 16 آذر گفت:«روز دانشجو سمبل مبارزات دانشجويی هم در بعد استعمارستيزی و هم در بعد استبدادستيزی است. اين دو بعد همچنان پرشور و پرنشاط در دانشگاه وجود دارد.»





حبيبی:حمايت از امام زنده نگه داشتن فرمان‌ها و دستورات ايشان است



به گزارش پارلمان‌نيوز، اين فعال سياسی ادامه داد:«روزی كه حادثه 16 آذر رخ داد برای مبارزه با سلطه آمريكا و غرب بود كه سلطه استعمار آنها با يك استبداد داخلی شكل مي‌گيرد، ما همچنان بايد اين روز را گرامی بداريم تا نشاط و شور دانشجويی همچنان پابرجا بماند.»



وی با اشاره به اظهارات برخی جريان‌های سياسی مبنی بر اينكه چرا جنبش سبز شعار مرگ بر روسيه سر مي‌دهد،گفت:«حقيقت امر اين است كه ملت ما از همان روز اول مساله آمريكا برايش مشخص است بنابراين در حال حاضر آنچه فراموش شده است، شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی است.»



اين استاد دانشگاه تهران در ادامه سخنان خود با بيان اينكه 24 آذر سالروز فرمان 8 ماده‌ای امام در رابطه با حقوق شهروندی نزديک است گفت:«حمايت از امام به چه چيزی است؟ امروز حمايت از امام زنده نگه داشتن فرمان‌ها و دستورات ايشان است كه برای نجات ما آمده بود.»



عضو شورای مركزی انجمن اسلامی مدرسين دانشگاه‌ها با بيان فرمان 8 ماده‌ای امام، گفت:«ايشان رسيدگی به صلاحيت قضات و دادگاه‌ها و دادسراها را تاكيد كرده بود،چراكه اگر اين‌ها صالح نباشند چه فسادهايی به راه خواهد افتاد.»



اين فعال سياسی اصلاح‌طلب با اشاره به بند 5 و 6 فرمان 8 ماده‌ای خاطرنشان كرد:«در آن روزها كه مساله خانه تيمی وجود داشت امام فرمود اگر حتی با حكم شرعی و قانونی به خانه يا محل كار شخصی رفتيد اگر در آنجا مساله خلاف شرع مشاهده كرديد حق شكايت، گزارش و يا برداشتن آن را نداريد و چنانچه با وسايل لهو و لعب مواجه شديد حق افشای آن را در نزد ديگری نداريد چون اشاعه فحشا از گناهان كبيره است.»





حبيبی گفت:«ما نمي‌دانيم درباره داستان دعای کميل چه بگوييم؟»

وی در ادامه سخنان خود در پاسخ به جريان‌های سياسی كه مي‌گويند چرا پاره كردن عكس امام را محكوم نمي‌كنيد، اظهار داشت:«غير از اينكه مساله از ديدگاه ما مشكوك به نظر مي‌رسد اجازه حضور و تجمع مردمی كه در خطاب شما قرار دارند را بدهيد تا شور و شوق اين ملت را به امام مشاهده كنيد اين توقع بسيار سختی نيست ،زيرا با اجازه دادن به راهپيمايي، ما شكايت و اعتراض خود را نسبت به پاره كردن عكس امام اعلام خواهيم كرد.»



حبيبی به 27 آذر روز وحدت حوزه