30مهر :بررسی تطبيقی آزادی های اساسی مندرج در قانون اساسی با مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميزان التزام عملی به آنها
کميته گزارشگران حقوق بشر
آذين شکيبايی
,مقدّمه, :
در گزارشات سالانه ی سازمان عفو بين الملل درخصوص وضعيت حقوق بشر در ايران طی سالهای اخير می خوانيم : ايران تنها کشوری است که به اعدام مجرمان نوجوان يعنی کسانی که پيش از ۱۸ سالگی به دليل ارتکاب جرم محکوم شده اند و همچنين اجرای حکم سنگسار ادامه می دهد... اعمال محدوديتهای سخت در مورد آزادی بيان، تشکل و تجمع ادامه دارد... فعالان جامعه مدنی از جمله مدافعان حقوق زنان و مدافعان حقوق اقليتها شديدا تحت فشار قرار دارند... دستگيري، تعقيب و محاكمات غالبا ً ناعادلانه ی فعالان حقوق بشر و برهم زدن جلسات و ممانعت از سفر آنان به خارج از کشور ادامه دارد... بازداشتيان مورد شكنجه و بدرفتاری قرار می گيرند... مجازات های غير انسانی و تحقير کننده نظير شکنجه ، شلاق ، سنگسار و قطع عضو در زندان ها و بازداشتگاه ها اجرا می گردد... دانشجويان، روزنامه نگاران و نويسندگان دستگير و سرکوب می شوند... سازمان های غير دولتی تعطيل می شوند و ...
,آزادی, :
در رابطه با آزادی ، نمی توان تعريف روشنی را که مورد توافق کليه ی نظريه پردازان باشد يافت ؛ چرا که هر مكتب و فلسفه ای با توجه به ايدئولوژی و پيش فرض های خود ، تعريف و تفسيری را از اين مفهوم ارائه نموده است. لذا واضح است که در هر يک از تعاريف مذکور ، تنها به جنبه يا جنبه های ويژه ای از مقوله ی آزادی پرداخته می شود. برای روشن شدن اين امر ، به نظر می رسد که لازم است در ابتدا نمونه هايی از اين تعاريف مطرح گردد .
الوسيوس : , آزاد مرد کسي است که در زنجير نباشد و گرفتار زندان نباشد و همچون برده از بيم مجازات در وحشت نباشد. ,
هابز : , آزاد مرد آن است که از انجام کاري که بخواهد بازداشته نشود.,
کانت : , آزادي عبارت از استقلال از هر چيز – به جز قانون اخلاقي – است. ,
منتسکيو : , آزادی يعنی انجام هرچيزی که قانون اجازه داده است ، هرانسانی آزاد است وآزاد به دنيا آمده اما بايد نظم را درجامعه رعايت کند. ,
دراعلاميه ی حقوق بشر فرانسه که درسال 1989 منتشرگرديده ، آزادی اينگونه تعريف شده است : , آزادی يعنی توانائی انجام کاری که به ديگران زيان نرساند. ,
به طور کلی آزادی را می توان در حوزه های مختلفی نظير آزادی انديشه ، آزادی بيان ، آزادی قلم ، آزادی مطبوعات، آزادى اجتماعات و تشكيل احزاب ، آزادی مدنی ، آزادی سياسی و ... مورد بررسی قرار داد.
آن دسته از حقوق بشر كه عنوان آزادی به خود گرفته است ، حقوق طبيعی محسوب ميشود ؛ يعني حقوقي كه با طبيعت انسان آميخته است و انسان به محض تولد و به صِرف انسان بودن از آنها برخوردار ميشود. لازم به ذکر است که مفهوم آزادی ارتباط تنگاتنگی با مقوله ی قانون دارد. بر اين اساس ، آزادی افراد معمولا ً محدود به قوانينی است که توسط مقامات ذيربط متناسب با موقعيت جغرافيايی و زمانی و سنی و جنسی و ... برای آنان وضع می شود. در واقع مفهوم واژه ی " آزادی عمومي " نيز نمايانگر آن است كه دولت از طريق قانونگذاري ، آزادی ها را به رسميت شناخته ، به منظور تحقق آنها مقررات لازم را وضع می كند و عاملان نقض اين قوانين را به مجازات می رساند. ,اعلاميه ی جهانی حقوق بشر, :
سازمان ملل متحد با بذل توجه به فجايع فاشيسم و جنگ جهانی دوم ، تدوين اعلاميه ای جهانی در خصوص حقوق بشر را در دستور کار خود قرار داد. برای اين منظور، کميته ای متشکل از کارشناسان گوناگون به رياست الئونور روزولت ( همسر فرانکلين روزولت ، رئيس جمهور اسبق آمريکا ) سندی را تنظيم کرد و در آن حقوقی که هر انسان در هر کجای دنيا می بايست از آن برخوردار باشد را رسما ً خطاب به تمامی مردم جهان اعلام نمود.
اين سند که در تاريخ 10 دسامبر 1948 مطابق با 19 آذر 1327 شمسی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصويب و مشتمل بر يک ديباچه و 30 ماده می باشد ، " اعلاميه ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد " ناميده شده و بر اساسی اين ايده استوار است که تمامی انسان ها از بدو تولد آزاد بوده و از حقوقی برابر برخوردارند. برخی از مفاد اين اعلاميه به طور خلاصه بدين شرح می باشد :
۱. تمامی انسان ها از بدو تولد آزادند و حقوقی برابر دارند.
۲. بايد با تمامی انسان ها رفتاری يکسان داشت، مگر آن که دليلی برای رفتار متفاوت وجود داشته باشد.
۳. تمامی انسان ها حق زندگی با آزادی و امنيت را دارند.
۴. برده داری ممنوع است.
۵. هيچ کس نبايد شکنجه شود.
۶. قانون برای تمامی انسانها صادق است و بايد در مورد همهی آنها اجرا شود.
۷. قانون از همه ی انسان ها يکسان حمايت می کند.
۸. رجوع به دادگاه های عادل و رفتار منصفانه ی دادگاه حق همه ی انسان هاست.
۹. بازداشت نامنصفانه و بی دليل ممنوع است.
۱۰. برخورداری از محاکمه ی علنی ، حق تمامی انسان هاست.
۱۱. اصل بر بی گناهی تمامی انسان ها است ، مگر آن که خلاف آن ثابت شود.
۱۲. هيچ کس حق ندارد حوزه ی خصوصی ديگران را مورد تعرض قرار دهد.
۱۳. تمامی انسان ها حق دارند محل زندگی خود را تعيين کنند.
۱۴. پناهندگی به کشوری ديگر ، از حقوق مسلم انسان هاست.
۱۵. تمامی انسان ها از داشتن حق مليت برخوردارند.
۱۶. تمامی انسان ها از حق ازدواج و تشکيل خانواده برخوردارند.
۱۷. حق دارايی برای تمامی انسان ها برقرار است.
۱۸. آزادی دين و باورها برای تمامی انسان ها خدشه ناپذير است.
۱۹. آزادی بيان و عقايد از حقوق تمامی انسان هاست.
۲۰. آزادی اجتماعات و تشکل ها از حقوق انسان ها هستند.
۲۱. افراد حق برخورداری از دموکراسی و تعيين جمعی نوع حکومت را دارند.
۲۲. حق امنيت اجتماعی از جمله حقوق بشر است.
۲۳. هر انسان بالغ حق دارد برای کسب درآمد ، شغلی داشته باشد.
۲۴. استفاده از اوقات فراغت و تفريح حق تمامی انسان هاست.
۲۵. تمامی انسان ها از حق داشتن سرپناه و خوراک برخوردارند.
۲۶. همه می بايست از تعليم و تربيت ابتدايی عمومی و رايگان برخوردار باشند.
۲۷. حقوق مؤلفان و پديدآورندگان آثار فرهنگی و هنری بايد به رسميت شناخته شود.
۲۸. هر انسان حق زندگی در جامعه ای آزاد و عادلانه را دارد.
۲۹. انسان ها در برابر يکديگر مسئولند و بايد از حقوق و آزادی يکديگر دفاع کنند.
۳۰. هيچ کس حق ندارد با تفسير مفاد اين اعلاميه ، حقوق و آزادی های مذکور را از ديگران سلب نمايد.
,قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران,
قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران كه در واقع مشتمل بر ساختار و چارچوب نظام، حقوق و آزادی ها ، وظايف قوای مختلف و ... است ، پس از پيروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ توسط مجلس خبرگان تهيه و در مجلس نمايندگان در سال ۵۸ تصويب شد. همچنين اين مجموعه قوانين در سال ۶۸ مورد اصلاح و بازنگری قرار گرفته و تغييراتی حاصل کرد. فصل سوم قانون اساسی ( از اصل ۱۹ تا ۴۲ ) که به " حقوق ملت " اختصاص يافته و در بر گيرنده ی حقوق و آزادی هايی برای افراد ملت می باشد ، تا حدودی توسط قوانين داخلی حمايت شده و از ضمانت اجراهايی برخوردار است. برای مثال ، ماده ی ۵۷۰ قانون مجازرات اسلامی اشاره می نمايد كه ’’ هر يك از مقامات و مأمورين دولتی كه افراد را از حقوق مقرر در قانون اساسی محروم نمايند ، علاوه بر انفصال از خدمت و محروميت ۳تا۵ سال ازمشاغل دولتی ؛ به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال محكوم خواهند شد.’’ در مقابل ، مصوبات اعلاميه ی جهانی حقوق بشر به خودی خود برای كشورها الزام آور نمی باشد اما مفاد مندرج در اين اعلاميه ، در دو سند الزام آور حقوقی ديگر ( ميثاق حقوق مدنی ــ سياسی و ميثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ) مطرح گرديده و ايران با تصويب اين ميثاق های بين المللی در مجلس شورای اسلامی ، از نظر حقوقی ملزم به رعايت آن خواهد بود. به علاوه ، اعلاميه ی جهانی حقوق بشر به عرفی بين المللی مبدل گرديده و عدم رعايت مفاد آن توسط هر کشوری ، از نظر افكار عمومی قابل قبول نيست. آنچه که در اين نوشتار بدان پرداخته خواهد شد ، بررسی مشابهت ها ميان آزادی های اساسی قيد شده در مفاد اعلاميه ی جهانی حقوق بشر و قوانين داخلی ايران و همچنين نحوه ی ضمانت اجرا و ميزان پايبندی عملی به اين اصول می باشد.
,برابری حقوق افراد,
به موجب ماده ی ۲ اعلاميه ی جهانی حقوق بشر؛ هيچگونه تمايزی از حيث رنگ ، نژاد ، جنس، زبان ، مذهب ، عقيده ، مليت ، وضع اجتماعی ، ثروت يا ساير موقعيتهای ديگر نمی تواند باعث تبعيض ميان افراد شود. اين بحث در اصل ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی نيز به صورت " برخورداری از حقوق مساوی و حمايت يكسان زن و مرد در برابر قانون و برخورداری از همه ی حقوق با رعايت موازين اسلامی " اشاره شده است.
اما توجه به واقعيت امر نشان می دهد كه در جامعه ی ايران عليرغم وجود چنين قوانينی ، غالبا ً اصل عدم تبعيض جنسيتی و مذهبی نقض گرديده و مصاديق گوناگون و ملموسی را می توان از نقض اين اصول به عينه مشاهده نمود. برای مثال ، صحت شهادت زنان در دادگاه برابر با ثلث صحت شهادت مردان می باشد. همچنين زنان در ايران از انتصاب به مشاغل و مناصبی نظير قضاوت محروم بوده و حتی در مرحله ی انتخاب رشته و ورود به دانشگاه نيز با محدوديتهای شديدی مواجهند. بر اين اساس در دفترچه آزمون سراسری مشاهده می شود که دختران از ورود به 29 رشته از گروه علوم رياضی و فنی ، 8 رشته از گروه علوم تجربی و 10 رشته از گروه علوم انسانی محروم می باشند.
در خصوص تبعيضات مذهبی نيز می توان به عدم رسميت ديانت بهايی در قوانين کشوری و سلب حق تحصيلات عاليه و انتصاب به مشاغل دولتی از پيروان اين دين اشاره نمود. آزار و اذيت و دستگيری اهل سنت و دراويش گنابادی و تخريب اماکن مذهبی آنان نيز از جمله مصاديق نقض برابری افراد فارغ از عقايد و باورهای قلبی شان محسوب می گردد.
,منع شكنجه,
در رابطه با ممنوعيت شكنجه و رفتارهای غير انسانی که در ماده ی ۵ اعلاميه ی حقوق بشر مطرح گرديده نيز با اصل ۳۸ قانون اساسی که بيان می دارد : " شكنجه برای گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع می باشد و شهادت افراد و سوگندی كه با اجبار اخذ شده باشد ، فاقد ارزش و اعتبار می باشد " ، هماهنگی وجود دارد. اين امر در ماده ی ۵۷۸ قانون مجازات اسلامی بدين صورت اشاره شده كه اگر مأمور قضايی يا دولتی برای اينكه متهمی را مجبور به اقرار نمايد ، او را مورد آزار و اذيت بدنی قرار دهد ؛ به ۶ ماه تا ۳ سال حبس محكوم می شود و اگر عمل انجام گرفته موجب قصاص يا ديه باشد ، به آن نيز محكوم می گردد.
اين در حالی است که در حيطه ی عمل ما شاهد اعتراف گيری های اجباری – اساسا ً تحت شکنجه های روانی و فيزيکی – از متهمين سياسی و امنيتی و همچنين ضرب و شتم های وحشيانه و آزارهای جنسی دستگير شدگان در زندانها و بازداشتگاههای کشور می باشيم که در حقيقت نقض بارز و صريح اصل منع شكنجه و رفتارهای غير انسانی در قانون اساسی کشور و اعلاميه ی حقوق بشر محسوب می گردد.
پايان بخش نخست
30 مهر 1388 18:34
مطلب را به بالاترين بفرستيد نظر شما