www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 10تير//

10تير.گاردين.بازداشت، شکنجه و تجاوز: داستان يکی از باداشت شدگان در ايران

10تير.بازداشت و ربودن دانشجويان دانشگاه صنعت نفت

10تير.خاتمی:کودتای مخملين عليه مردم صورت گرفته است/اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد يافت

10تير :بيانيه شماره 9 ميرحسين موسوی:مسئله انتخابات مسئله شخصی من نبود و نيست.من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پايمال شده مردم معامله يا مصالحه کنم

10تير.محسن کديور:اکثر فقهای شيعه به ولايت فقيه باورندارند، چه در ميان فقهای معاصر چه در ميان فقهای گذشته.

10تير:ليست يکصد نفره از اسامی شهروندان بازداشتی

10تير :توضيحات تازه در باره اعدام ها در زاهدان

10تير :روزنامه های حيات نو و صدای عدالت نيز اجازه انتشار نيافتند

10تير:يورش به دانشگاه نوشيروانی بابل و دستگيری 2 تن از دانشجويان

10تير: وزارت کشور رضايی را تهديد به شکايت کرد

10تير :لغو نشست اعتراضی روزنامه نگاران با فشار نهادهای امنيتی

10تير: در حاليکه سوداگران چای به واردات آن ادامه می دهند 83 درصد از چای توليدی گيلان امسال در انبارها مانده است

10تير: تصوير دانشجويی که در اثر ضربات باتووم در کما هست(اخطار: تصوير دلخراش)

10تير:يکی از بازداشت شدگان:بازرسی های بدني، بسيار کثيف و غيربهداشتی انجام می شد

10تير:تصوير يکی از کشته شده گان کوی دانشگاه

10تير:درخواست تماس با روحانيون و مراجع مذهبی در قم و اعتراض و شکايت از کشتارها

10تير:پياده رو

10تير :ويديو کليپ :تخريب اموال مردم توسط نيروهای امنيتی

10تير:کشف چهار صندوق رای در شيراز

10تير :'جلوگيری' از انتشار اعتماد ملی

10تير :تشديد تلاش آمريکا برای تحريم صدور بنزين به ايران

10تير :کروبی با انتشار بيانيه ای گفت: دولت برآمده از انتخابات را دارای مشروعيت و مقبوليت نمی داند!

10تير: بيانيه کنفدراسيون اتحاديه های کارگری سوئد در دفاع از مبارزه کارگران ايران

10تير: بيانيه مطبوعاتی عفو بين الملل

10تير.,عبادتگاه, احمدی نژاد: وزارت جاسوسی و سرکوب

10,نعره کشيدن, متحدان احمدی نژاد در مجلس و پخش آن از رسانه عمومی
*مشاجرت تند در مجلس دررابطه با کودتا


10تير.پاسخ.. اين نيست که با ايجاد فضاى امنيتى و اعمال زور و دستگيرى ها و نسبت هاى ناروا به مردم و شخصيت هاى محترم ..

10تير:بخشی ديگر از شکنجه های تکان دهنده دانشجويان در ساختمان وزارت کشور

10تير:بازداشت رضا عرب, فعال دانشجويی در دانشگاه مازندران

10تير:اسامی 33 تن از بازداشت شده گان.دستگير شدگان اخير در معرض خطر جدی قرار دارند



10تير.بازداشت و ربودن دانشجويان دانشگاه صنعت نفت

موج دستگيری و سرکوب دانشجويان منتقد دانشگاه صنعت نفت همچنان ادامه دارد.پس از بازداشت دو نفر از دانشجويان اين دانشگاه در تاريخ 7 تير ماه، امروز خبر ها حاکی از ربوده شدن 5 نفر ديگر از دانشجويان اين دانشگاه می باشد.آقايان سجاد طاهر زاده، دبير انجمن اسلامی دانشکده نفت اهواز، سهند بختيار پور دبير سياسی انجمن اسلامی و دبير 3 دوره قبل انجمن اسلامی و مصطفی منفرد عضو سابق شورای صنفی اين دانشگاه با دستور رئيس حراست دانشگاه صنعت نفت به ساختمان حراست برده شده و از آن جا تحويل نيرو های خود سر گرديده اند. از آقايان مهدی کريمي، عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه امير کبير و پيام پيکری ديگر دانشجوی دانشگاه صنعت نفت نيز پس از خروج شان از دانشگاه اطلاعی وجود ندارد.دوستان اين دانشجويان احتمال ربوده شدنشان را بسيار می دانند. اين اتفاقات زمانی در حال رخ دادن می باشد که دانشگاه صنعت نفت تقريبا به حالت تعطيلی در آمده و مسئولان دانشگاه در حال آماده سازی امکانات اين دانشگاه برای برگزاری طرح حکمت می باشند.


10 تير 1388    22:13

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
14:46 11 تير 1388
یعنی مهدی زاده رئیس حراست تحویلشون داده؟مسئولان دانشگاه حافظ جان دانشجو ها هستند یا جلادشون؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير.خاتمی:کودتای مخملين عليه مردم صورت گرفته است/اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد يافت

بی بی سی



در شرايطی که محمود احمدی نژاد يک روز پيش از اين از شکست خوردن "انقلاب نرم" در جريان انتخابات رياست جمهوری سخن گفته بود، محمد خاتمي، رئيس جمهوری پيشين ايران، در جريان ديدار با خانواده بازداشت شدگان پس از اعلام نتايج انتخابات در اين کشور، از به کار بردن تعبير انقلاب رنگی و مخملی درباره اعتراض های مردمی انتقاد کرده و گفته است که "بايد بگوييم کودتای مخملين عليه مردم و جمهوريت نظام صورت گرفته است."



آقای خاتمی گفته است: اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که بايد مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقير می کنند و در فضايی تبليغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزريق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشا بيگانه تعبير می شود و چهره هايی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمايشهای تلويزيونی قرار می گيرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود.





سخنان آقای خاتمی که به ميانه روی در ميان سياستمداران اصلاح طلب جمهوری اسلامی شهرت دارد، يکی از صريح ترين و کم سابقه ترين اظهارات او است.



ديدار رئيس جمهوری پيشين ايران با خانواده زندانيان وقايع اخير روز چهارشنبه دهم تير(اول ژوئيه) انجام شده است.



در جريان اين ديدار آقای خاتمی گفته است: وظيفه داشتم با خانواده هايی که عزيزانشان در جريان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسيدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند ديدار کنم و حضورا تسليت بگويم. تعداد اين عزيزان کم نيست، اين را آمارهای رسمی و غيررسمی می گويند.



آقای خاتمی گفته است که "نظام جمهوری اسلامی بايد حتی نسبت به ريختن يک قطره خون هم حساس باشد و با دورانديشی و احساس مسؤوليت به مسأله رسيدگی کند، نه اينکه با ايجاد فضای تبليغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بيرون نظام هدايت می شود، بخواند."



"نظام شکست خواهد خورد"



رئيس جمهوری پيشين ايران درباره سلامت انتخابات سخن گفته و اظهار داشته که "فلسفه انتخابات با همه هزينه هايش اين است که نماينده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتايج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زير سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد."



آقای خاتمی در جريان دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، ابتدا اعلام نامزدی کرد اما با ورود مير حسين موسوی به رقابت ها، از نامزدی او حمايت کرد و خود از داوطلبی برای نامزدی در انتخابات کناره گرفت.



او روز چهارشنبه بار ديگر از شخصيت آقای موسوی ستايش کرده و گفته است: " واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزيز که از سرمايه های نظام است و در ايمان و تدين و پايبندی او به راه امام شکی نيست، امروز با ايجاد فضايی کاملا يک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبليغاتی مسموم صدا و سيما و روزنامه های دولتی که از طريق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است. مگر ايران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟"



" اين حرفهای بی اساس يعنی چه؟ "



برخی از صاحب نظران می گويند محمد خاتمی از ابتدای شکل گيری اعتراض های مردمی به وقايع پس از انتخابات تلاش کرده بود موضعی آشتی جويانه بگيرد اما در سخنرانی او در جمع برخی از خانواده های زندانی شده حوادث اخير، کمتر نشانه ای از اين روحيه ديده می شود.



آقای خاتمی از صداو سيما ی ايران انتقاد کرده و با "اصطلاح ملی" خواندن آن گفته است در فضايی تبليغاتی کنونی مدام از آن سم به جامعه تزريق می شود.



او همچنين از دستگير و زندانی شدن معترضان و سياستمداران گلايه کرده است.



فرمانده نيروی انتظامی ايران ساعاتی پيش از انتشار سخنان آقای خاتمی شمار بازداشت شدگان وقايع اخير ايران را ۱۰۳۲ نفر خوانده بود.



بسياری از شخصيت هايی که بازداشت شدند، از اعضای هيات دولت آقای خاتمی هستند. محمدرضا خاتمي، برادر او و نايب رئيس سابق مجلس شورای اسلامی از جمله بازداشت شدگان بود اما بعدا آزاد شد.



محمد علی ابطحي، رئيس دفتر و معاون پارلمانی آقای خاتمی در دوران رياست جمهوری اش نيز در شمار بازداشت شدگان وقايع اخير است.



روزنامه جوان، رسانه نزديک به طيفی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای اخير از اعتراف آقای ابطحی به آموزش ديدن برای انقلاب مخملی در ايران و گريه های ندامت بار مکرر او خبر داد.



آقای خاتمی در واکنش به اين موضوع گفته است: "حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بيگانه تعبير می شود و چهره هايی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غيرقانونی و غيرشرعی دستگير می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمايشهای تلويزيونی قرار می گيرند و شاهد رفتارهای زشتی هستيم که سالها پيش ريشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنيم؟اين حرفهای بی اساس يعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی يعنی چه؟"



او همچنين به صورت تلويحی توهين به معترضان را تقبيح کرده و گفته است: کسانی که بايد مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقير می کنند و با به کار بردن الفاظی سخيف و عجيب احساسات بخشی از جامعه را تحريک کرده اند و بزرگترين تهمت ها و اهانت ها را به چهره هايی که هر يک سرمايه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزيزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعيين سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.



محمود احمدی نژاد در جريان رقايت های انتخاباتی برخی از مقام های سياسی ايران و فرزندان آنها را متهم به فساد مالی کرد و در جريان سخنرانی که پس از اعلام نتيجه انتخابات صورت گرفت، تظاهرکنندگان ايرانی را "خس و خاشاک" ناميده بود.



درخواست خاتمی از رئيس قوه قضائيه



رئيس جمهوری پيشين ايران محمود هاشمی شاهرودي، رئيس قوه قضائيه ايران را نيز خطاب قرار داده است.



آقای خاتمی گفته است: "به صراحت می گويم آنچه امروز شاهد آن هستيم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کرديد و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصويب کرد. وظيفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئيس قوه قضائيه از ابتدای بروز اين حوادث با جديت اعمال مسؤوليت می کرديد و در مورد نحوه بازداشتها، اختيار وکيل، شرايط زندانيان و بازجويی ها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعايت قانون و شرع می فرموديد."



رئيس جمهوری پيشين ايران از کثرت بازداشتهای اخير انتقاد کرده و اين پرسش را مطرح کرده است که "مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجويی کند و بدون اينکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گيری کند و پيش از اينکه در دادگاهی صالح اين اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضايی اظهار بی اطلاعی کند؟اگر اينچنين است تکليف بر همه ما روشن است."



آقای خاتمی همچنين هشدار داده است که نبايد تصور کرد با سرکوب اعتراضات، مردم اقناع می شوند. به گفته آقای خاتمی "اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد يافت اگرچه ممکن است شکل آن تغيير يابد."



او ابراز نظر و اعتراض را حق مردم دانسته و گفته است که حکومت "موظف" است اين حق را پاس دارد.



در جريان اين ديدار، خانواده های فعالان سياسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگير شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض برای خود، "از ايجاد شکافی عميق ميان انديشه های آيت الله خمينی بنيانگذار جمهوری اسلامی و مسيری که ايران در صورت ادامه اين روند در آن قرار می گيرد"، ابراز نگرانی کرده اند.




10 تير 1388    22:10

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير :بيانيه شماره 9 ميرحسين موسوی:مسئله انتخابات مسئله شخصی من نبود و نيست.من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پايمال شده مردم معامله يا مصالحه کنم

بيانيه شماره 9 مهندس ميرحسين موسوی در مورد اعلام تاييد نتايج انتخابات رياست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پيش صادر شد. به گزارش قلم نيوز متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:







بسم الله الرحمن الرحيم



هموطنان عزيز



همان‌گونه که انتظار مي‌رفت شورای نگهبان، پس از نمايش‌هايی که توجه هيچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتايج دهمين دورة انتخابات رياست جمهوری را تاييد کرد. جشنواره‌ای که تجديد حيات ملت ما را مژده مي‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترين صحنه‌ها به پايان رسيد؛ با حمله به خوابگاه دانشجويان، با خون‌های ريخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سيمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنيتی کودتاگونه و بي‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتايج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مي‌نشيند و دست‌اندرکاران اين ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو مي‌شوند. آيا آنان از تحميل آنچه روی داد سود بردند؟



از اين پس ما دولتی خواهيم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترين شرايط به سر مي‌برد و اکثريتی از جامعه، که اينجانب نيز يکی از آنان هستم، مشروعيت سياسی آن را نمي‌پذيرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعيف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بي‌تدبيري، قانون‌گريزي، عدم شفافيت، تخريب ساختارهای تصميم‌گيری و تدوام سياست‌های ويرانگر اقتصادی نداريم، و بيم آن مي‌رود که بر اثر ضعف‌های بي‌شمار ذاتی و عارضي‌اش در ورطه امتياز دادن به بيگانگان بيفتد. اين چيزی نيست که ما از آن خرسند باشيم، بلکه از آن به شدت واهمه داريم.



خطر در پيش است. نظامی که به مدت سي‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمي‌تواند يک شبه قوای امنيتی را جايگزين اين نقطه اتکا کند. اين اعتماد لطمات جدی ديده است؛ اگر انکار اين واقعيت سودی مي‌رساند، ما نيز با منکران آن هم‌صدا مي‌شديم، از بس که خطر عظيم است. اگر آنچه انکارش مي‌کنيم واقعا صحت ندارد، چرا به ديگران اجازه اجتماع نمي‌دهيم تا معلوم شود که چقدر اندکند.



بايد باز گرديم، هنوز دير نشده است. هنوز مي‌توان اطمينان آسيب ديدة مردم را بازسازی کرد؛ امنيت نظام ما در گرو چنين کاری است. فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنيد. حبس آنان جز تغذيه غريزه فرافکنی در وجود خود شما فايده‌ای ندارد. مردم چگونه مي‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند مي‌کند؟ چيره کردن فضای امنيتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمي‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی يک جامعه سالمند؛ برای ترميم اعتماد مردم اين مجاری را مسدود نکنيد.



بايد به اسلام باز گرديم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمي‌تابد و تا قيام قيامت برای معضلات جديد بشريت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گرديم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.



به صداقت بازگرديم. چگونه از مردم مي‌خواهيم ايمان‌های مذهبي‌شان را سرمايه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته مي‌شود؟



به خرد بازگرديم. کشوری به عظمت ايران را، با آرمان‌هايی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کينه‌توزی که مي‌شناسيم با دور ريختن سی سال تجربه مديريتی و انکار ضرورت برنامه‌ريزی و تصميمات خلق‌الساعه فردی اداره نمي‌‌توان کرد.



به قانون بازگرديم؛ به قانون اساسي، اين بزرگترين ميثاق ملت. به قوانينی که خود وضع کرده‌ايم پايبند بمانيم و آنها را اجرا کنيم. بدون اين کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.



مردم به حکومتی اعتماد مي‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا بايد مهم‌ترين مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافيت اطلاعات اولين قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمي‌شوند.



به مردم بازگرديم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنيتی باز مي‌کنيم؟ چرا به کوچکترين بهانه،‌ هرکسی را از دايره خود‌ي‌هاي‌مان دور مي‌کنيم؟ اين يکی بيش از اندازه جوان است، آن يکی بيش‌ از اندازه هنرمند است، آن يکی روشنفکر است، اين يکی با ما اختلاف سليقه دارد، آن يکی دانشجوست، اين يکی از کار ما ايراد مي‌گيرد، آن يکی به گروه ما تعلق ندارد، اين يکی قدش بلند است، آن يکی خيلی شيک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود مي‌رانيم تا اين که تنها مي‌مانيم. اين شيوه انقلاب اسلامی نيست، و شيوه اسلامی نيست که آغوشش را به روی همه باز مي‌کند و به صرف شهادت زباني، انسان‌ها را در دايرۀ خود مي‌آورد.



چرا بايد پس از يک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنين خطراتی باشيم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصيل بزرگترين دستاوردها بود؟



مردم!



ما راهی دور و در نگاه نخست غيرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بوديم. ما با هم اين فاصله را آمديم؛ از فضايی که به گرد دروغ و ترديد و به غبار رميدن‌های گروهي، طبقاتي، خانوادگی و بين‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌اميدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بيشتر مي‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جريانی طولانی از يک تجديد حيات ملی تبديل کنيم؛ فضايی پر از آشتي، شادي، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمي‌بست مي‌توانستند با يکديگر به بحث درباره آينده بنشينند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضايی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غيرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبيند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم ديگر و پير و جوان و ميانسال و هر قشر ديگر و هر صنف ديگر و هر سليقۀ ديگر که تا چند ماه پيش خود را بيگانة با سرنوشت کشور مي‌ديد همچون عهد نخست جمهوری اسلامي، خويشتن را از نو در دايره صاحبان انقلاب بيابد.



ما با هم آمديم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنيم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بيزاری بجوييم. با هم آمديم تا حاکميت عقل و عشق را توامان داشته باشيم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کرديم و در اين رويکرد ميراث تمدنی ايران عزيز و بزرگ را تجديد شده ديديم، تا آنجا که در مساجد شعار ايران، ايران! را با طنينی که هنوز در تکبيرهای شبانۀ شما شنيده مي‌شود سر داديم و کسی احساس نکرد که ايران جدای از انقلاب و يا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ايران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجي‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمايزات عقيدتی و طبقاتی و قومی و جنسيتی کرامت انسان‌ها را ارج مي‌نهد و اصل مي‌داند. اسلامی که شوينده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکريم حقوق شهروندی است.



مردم!



عليرغم آنچه روی داد، ما در اين چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختيم. ما در اين ميانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هايمان را يافتيم و ديديم که آنچه به‌ دنبال آنيم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزديکی با حقيقت اسلام و انقلاب و هويت ملی ما دارد. اين دستاوردی است که هيچ‌کس نمي‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمايه‌ای اندوخته‌ايم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و اين خط سبز جوشيده از فطرت‌های مردم و واقعيت‌های تاريخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد يافت تا به مقصد نهايی خود برسد. ما برای حفظ اين دستاورد بزرگ همچنان ايستادگی خواهيم کرد.



تمامی تلاش‌هايی که اين روزها در مخالفت با شما صورت مي‌گيرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود نااميد شويد، زيرا تا ما نااميد نشويم اين دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. اميد به آينده رساترين اعتراض ماست. به سابقه ديرينه اين سرزمين نگاه کنيد. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترين تمدن‌ها زاده شده‌ايم، فراز کنونی جزئی از يک تاريخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاريخ همه بشريت قدم مي‌زنيم. در اين جاده چه بسيار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چيزی که ملت ما را به خلاف آنان و عليرغم سخت‌ترين رويدادها زنده نگه داشت اميد بود، زيرا آفت اين راهپيمايی هزاران ساله نااميدی است. مردم ما مي‌توانستند با بدبينی و نااميدی حوادثی شبيه به آنچه را که در جريان انتخابات گذشته با آن روبرو شديم پيش‌بينی کنند و به صحنه نيايند. آيا آنان اشتباه کردند که به اين پيش‌بيني‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح اميدی که هسته درونی هويت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنين کردند. به‌ويژه با جوانان مي‌گويم که اگر مي‌خواهيد ايرانی باقی بمانيد از شعله اميد در سينه‌های خود محافظت کنيد، زيرا اميد بذر هويت ماست؛ بذری که با نخستين باران شروع به روييدن مي‌کند و جان هرکسی را که هنوز ايرانی باقيمانده است، در هر کجای جهان که بيتوته کرده باشد به اهتزاز در مي‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت اين خاک شريک بداند.



اميدی که هويت ما را شکل داده است معطوف به چه چيز است؟ قطعا معطوف به امور غير واقعی و خرافه‌های واهی نيست، و الا نمي‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه اين اميد معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به اين هويت تاريخی کمترين فاصله‌ای با اسلام ندارد، به اين خاطر است. ما آمده بوديم اين علاقه را احيا کنيم. از اين هويت خود فاصله نگيريم. شما وظيفه خويش را به درستی انجام داده‌ايد و غير ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نيت‌های پاک ادای وظيفه مي‌کنند تنها بگذارد.



اميد به صرف گفتن و شنيدن شکل نمي‌گيرد و تنها زمانی در ما تحکيم مي‌شود که دستانمان در جهت آرزوهايی که داشتيم در کار باشد. دستانمان را به سوی يکديگر دراز کنيم و خانه‌هايمان را قبله قرار دهيم. واجعلوا بيوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگرديد و اين بار هر شهروند محوری باشد برای يک فعاليت مفيد سياسي،‌ اقتصادي، فرهنگي، اجتماعی و منتظرتشويق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.



مسئوليت تاريخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهيم و از تلاش برای استيفای حقوق مردم دست بر نداريم. مسئوليت دينی ماست که نگذاريم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمي‌پسندد استحاله بيابد. مسئوليت انقلابی ماست که اجازه ندهيم حاصل خون صدها هزار شهيد به يک دولت امنيتی تنزل پيدا کند و مستهلک شود. ليکن برای آن که اين اعتراض به نتيجه‌ای دلخواه برسد بايد چند اصل مهم را رعايت کنيم:



- نظام و انقلاب اسلامی ميراث و ميوه مبارزات تاريخی دويست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامي‌است که اگر بر اساس عهد نخستين و نسخه‌ اصيلش به اجرا درآيد تمامی خواسته‌های ما را در بر مي‌گيرد. مبادا کسی فريب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اينجانب قويا با چنين وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفيت‌های ارزشمند تحقق نايافته‌ای است که بايد با فعاليت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و انديشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآيد.



به ياد آوريم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دليل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بيان مي‌شد، مجبور به ساختارشکنی گرديد. به همه نهادهای تصميم‌گير در نظام توصيه مي‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زيرا که بسته شدن اين راه، تهديد ساختارشکنی را به عنوان تنها بديل مطرح خواهد کرد، و اين بديلی است که همة ما هزينه سنگين آن را مي‌دانيم و قاطعانه با آن مخالفيم. همچنين تاکيد مي‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هايی چون قانون‌گرايي، عدالت، آزادی و حاکميت مردم بر سرنوشت خود، و به ويژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعيت‌سوز است.



- اسلام آن پوستين وارونه‌ای نيست که برخی مخالفان شما پوشيده‌اند. شيوه آنها اين است که هر چيز مقدس و مبارکی را به نفع سليقه خود مصادره کنند، تا جايی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم مي‌ستانند. اسلام راستين نسبتی با ظاهرسازي‌ها و کج‌انديشي‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائي‌بخش است که اگر به حقيقت و نورانيت آن برسيم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.



- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، يک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنيم و بيگانگان را در آن دخالت دهيم به زودی پشيمان خواهيم شد.



- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هيچ‌کس نبايد صدمه ببيند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهيم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد انديشيده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.



- ما در برهه‌ای و گريوه‌ای از تاريخ کشور خود قرار داريم که راه‌حل بسياری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون هميشه بي‌عيب نيست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پيمانی که انسان‌ها با هم مي‌بندند رعايت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نيز به آن پايبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زير پا مي‌گذارد، به خلاف نص اين ميثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم مي‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببنديد به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانين بي‌شمار عادي، خود آن کسی که مسئول حفظ امنيت است شما را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهد. درست است! متقلبان و دروغگويان تنها به نيت تحميل منوياتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. ليکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ايم يک مشاجره و تلافي‌جويی نيست. ما را عصبانيت يا جاه‌طلبی يا خودپسندی برنيانگيخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامين بهروزی کشور است. برای رسيدن به چنين هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاريم، زيرا مي‌دانيم که در فردای نزديک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر مي‌رسد، نخستين اصلی که بايد آن را نهادينه کنيم پايبندی به قانون است. اين شالوده‌ای است که امروز صبورانه مي‌ريزيم تا بر رويش بنای رفيع فردايمان را استوار کنيم.



- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت مي‌کنم. پيروزی ما در گرو معاضدت و پيوند با يکديگر است، و در اين يکديگر تمايزی ميان ما و مردمی که به ديگران رای داده‌اند نيست. حتی آنانی که اينک رو در روی ما به خشونت متوسل مي‌شوند در اخوت ما شريکند، زيرا ما به دنبال آينده‌ای هستيم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خيابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوي‌تر، سالم‌تر و زيباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ايم يک معنايش هم اين است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بيت نور، اهل بيت راستي، اهل‌بيت خرد، اهل بيت کرامت و فضيلت پيوند مي‌دهد.



شايد بگوييد که با اين همه قيد و بند ديگر فرجه‌ای برای بيان اعتراض باقی نمانده است. اين گمان خامی است که مخالفان سطحي‌انديش و افراطی شما در سر دارند. الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا. کسانی که در راه خدا مي‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدايت مي‌کند. به عنوان نمونه‌هايی از اين هدايت به ياد آوريد که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بي‌کرانة‌تان مستولی مي‌کرد و يا در خلال آنها ظرفيت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون مي‌شد. همان خلاقيت همچنان قادر است که با توجه به تمامی اين اصول راه‌کارهايی بکر و موثر پيش‌پای ما قرار دهد، ميدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشايد و تجربيات جديدی برای آزاديخواهان جهان اندوخته کند.



در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانيت دينی به فضای مديريت کشور بازگردد، ليکن در ميانه مسير به اهدافی بسيار بلندتر هدايت شديم. ما در اين بين مي‌خواستيم ارکان ذيربط نظام به ياد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان ميزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه مي‌توانند آن را ناديده بگيرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمينان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزوير جايی نداشته باشد، به يک مطالبه انکار ناپذير مردمی تبديل شده است. در هر قدمی در آينده تجربه تلخ و مشروعيت‌‌زدای جريانات اخير بايد پيشاروی ملت باشد و نبايد هيچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد اين دروغ و تقلب بزرگ و پي‌آمدهای تلخ آن از دست برود.



در ايامی که گذشت شخصيت‌ها و گروه‌هايی به سراغ اينجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شايد توجه نمي‌شد که اينجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نيست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پايمال شدة مردم معامله يا مصالحه کنم. مسئله جمهوريت و حتی اسلاميت نظام ماست. اگر در اين نقطه ايستادگی نکنيم، ديگر تضمينی نداريم که در آينده با حوادث تلخی نظير آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشيم.



گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آيند و با تشکيل جمعيتی قانونی صيانت از حقوق و آرای پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نيز رجوع به محاکم قضايی پيگيری کنند و نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اينجانب نيز به اين جمع مي‌پيوندم. اين گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در اين مرحله مطالبات زير را دنبال خواهد کرد:



- توقف برخوردهای امنيتي، فوق امنيتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبيعی سياسی



- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بين ببرد و بي‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمين کند



- رعايت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات



- آزادی مطبوعات و رفع توقيف از آنها



- فعاليت مجدد سايت‌های خبری مستقل



- ممنوعيت مداخلات غيرقانونی دولت در فضای ارتباطي، نظير اينترنت، پيام‌های کوتاه، و جلوگيری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس ديگر



- توقف برخوردهای يک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور



- برخورداری از کانال‌های مستقل تلويزيونی در خارج و داخل کشور



- صدور مجوز برای تشکيل جمعيت‌های سياسي،‌ فرهنگي، اقتصادی و اجتماعی



- آزادی همه دستگيرشدگان سياسي، ابطال پرونده‌سازي‌های جعلی امنيتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی



در انتها به همه مردم شريف کشورمان، چه آنها که به اينجانب رای دادند و چه آنهايی که به اينجانب رای ندادند، به ويژه کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخير صدمه ديدند درود مي‌فرستم. همچنين مقام شهيدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادي‌طلبی در خون خود غلطيدند ارج مي‌نهم و از خداوند بزرگ برای خانواده‌های عزيز آنان طلب صبر و اجر دارم.



مير حسين موسوی



10/4/88




10 تير 1388    19:53

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
09:12 11 تير 1388




بر سرم می کوبی



و با پرواز تکه های جمجمه ام



اندیشه ام را می پراکنی



نمی پراکنی ؟!







بر دهانم می زنی



واز زبان لهیده ام



از پس دندانهای شکسته



جز انعکاس آزادی نمی شنوی



می شنوی ؟!







پاهایم را می شکنی



و من هنوزایستاده ام



و تو جز صدای شکستن پایه های حکومتت



چیزی نمی شنوی



می شنوی ؟!







دستانم را می بندی



و من به جای آسمان



به خود می نگرم



و دستی به دعا بر نمی دارم



و منتظر معجزه ای نمی مانم



از خدایی که آفریده ام می ترسی



نمی ترسی ؟!







چشمانم را می سوزانی



با گاز اشک آور



و یادت رفته این چشمها



با اشک خو گرفته



سی سال



سی سال . . . . !



عمر کمی نیست.



و خوب می دانی



در تمام این سالها



هر کجا آتشی افروختم



از سر اجبار بود







زیر خاکستر پنهانم مکن



من فرزند آتشم



من از تبار آتش فشانم



نمی دانی ؟



می دانی!




نام:  
ای-ميل:  
02:12 11 تير 1388
آقای موسوی

فراموش نفرمایید که با یک حکومت کودتایی روبرو هستیم

اینان همه راههای قانونی را بسته اند, تصور فعالیت قانونی خود فریبی است

بیانیه شماره ٩ شما عملا مردم را خانه نشین خواهد کرد

و در نتیجه دست کودتا را در سرکوب مردم باز خواهد گذاشت

و این مسئولیت بسیار سنگینی است




نام:   Yek be jan amadeh az eslame nabe mohammadi!
ای-ميل:  
02:11 11 تير 1388
Mosavi, Iran hichgah ba eslam kenar nayamadeh va anra manande yek ghoddeye saratan midoone va bish az hezar o chaharsad sal ast ke dar hale jarrahiye in ghoddeh ast; saranjam roozi dar rishe kardane in ghoddeh pirooz khahad shod.

Bar-pa bad Irane bedoone eslam!

نام:   یک شاهد خسته ایام از دست تمامی ضعف شما
ای-ميل:  
22:42 10 تير 1388
"بايد باز گرديم"، "هنوز دير نشده است" ,"به قانون بازگرديم"؛ "به مردم بازگرديم","سرانجام وحدت"."در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هيچ‌کس نبايد صدمه ببيند."",مربخش بودن اعتراضات قانونی خود نااميد شويد،""بايد به اسلام باز گرديم، " اینها در بیانیه زیبای شما بسیار زیبا چیده شده و جملاتی است,نائی تر مانند "ماجرای ما، هر چقدر تلخ، يک اختلاف خانوادگی است " که باید بزرگ نوشت و در سر در هر جائی که کشتارها به دور از شما و خانواده گرامی رخ داد آویزان کنیم , واقعاً میدانی هزاران نفر ( بنا به روایات مختلف که هنوز مشخص نشده بین 5000 تا 14000 نفر زیر ددمنشانه ترین شکنجه ها هستند " صدها نفر م,له و با باتون و گلوله و قمه و چاقو کشته شده اند و شما میخواهید به کدام نقطه بازگردید تا دستان تا مفرغ خونین شسته شوند و شهیدان زنده , برائر من بزرگتر من خوابی یا شاید فیلم های کشتار و ارعاب را ندیده ای .شورای نگهبان تائید کرد کاسه دریوزگی قانون از بیمنطق ترین حکومت تاریخ بشریت تا کی بالا نگه میداری یا با دردمندان و آزار دیدگان همراه شو و یا اینچنین بیانیه زبون ننویس که دشمن تا بن دندان مسلح ما بریش تمام شکنجه شدگان ناقص شده جسمی و روحی و شهیدان و خانواده های داغدارشان که برای پس گرفتن بدن بیجان عزیزان خود باید فدیه و پول گلوله و تعهد خاکسپاری بی صدا و بغض قرو خورده و اقرار به کشته شدن عزیزش بدست منافقین جلوی دوربین را یکجا بپردازد , میخندد اگر اندکی وجدان مانده در تو باقی و اندکی انصاف و بینائی بیدار شو و همراه تا آخر راه وگرنه ما را بحال خود بگذار که این روزها را سر کنیم به امید ایرانی آزادتر از آنچه شما دریوزگی میکنی و آبادتر از آنچه تو میگوئی .

نام:   Hormoz
ای-ميل:  
22:39 10 تير 1388
Dear President Elect Mousavi.

I agree with you that we have to continue our opposition and remove the current illegal government from the office. But, I stronly disagree that the current consititution of Iran is thye answer to Iran's needs and wantsx at this day and age. A referandom under supervision of the UN has to take place to determine the form of our future government. A constitution based on the principle of Iran for all Iranians and separation of State and religion. Please stop promoting Islam and saying Islam and Iran are two sides one coin. It is not. Our Iran should have nothing to do with a religion which allows stoning, cutting hands, removing eyes, considers a woman half of a man and does not respect rights of those who do not believe in your version of Islam. Sir I was one of the first universsity professors who during the "Cultural Revolution" of Khomeini that you were pasrt of it were fired and were in danger of being prosecuted and with a good chance like thousands who were executed for the crime of not beleiving in Khomeini's Islam. Iran belongs to all of us and those who lost their lives in 60's and now resting in khavaran were among the best children of our country Iran and your Islam took themfrom us. We had enough with the crimes commited in the name of Islam over last 1400 years. We want our Iran back. Iran for all Iranians and ro the domination of our lives by Islam.

نام:   Alborz
ای-ميل:   Maaziar_a@msn.com
22:38 10 تير 1388
Aghaie raeese jomhore entekhabi. Ba shoma movafegham keh baiad istad va jangid. vali in ghanoon asasi sar cheshmeh ie hameh badbakhtihast. 80 % ghodrat dar daste yek akhond beh dictatory mianjamad. Referandom zire nazare sazmane melal. Iran baraie hameh Iraniha. Islam rabti beh Iran nadarad. Iran azad az eslam.

نام:   secular
ای-ميل:  
22:37 10 تير 1388
رهبري جامعه مدني بر عهده جنبشهاي مدني و سنديكايي فراايدئولوژيست و آقايان (موسوي و كروبي) اين افتخار را يافته اند كه در كنار جنبشها قرار گيرند.



استراتژي از قبل توسط خرد جمعي جامعه مدني تعيين گشته است و هرزمان كه آقايان بتواند پلانهاي ما را كه شامل مبازرات گسترده و مدني است به پيشبرند ما آنانرا در كنار جنبشهاي مدني و سنديكايي خواهيم پذيرفت در غير اينصورت حذف انان حتمي است.



زيرا رهبران جنبش مدني ايرانزمين فعاليتهاي خويش را تا رسيدن به استراتژي نهايي كه همان حذف سيستم رهبري و بنا نمودن جمهوري جامعه مدني ايرانزمين است را ادامه خواهد داد.



گرامي باد ياد شهداي كودتاي ٢٢ خرداد

زنده باد سكولاريسم (مكتب عقلانيت)

arezu


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير.محسن کديور:اکثر فقهای شيعه به ولايت فقيه باورندارند، چه در ميان فقهای معاصر چه در ميان فقهای گذشته.



ولايت فقيه سه راه بيشتر ندارد, نحوه مقابله شما با اعتراض مسالمت آميز مردم چه فرقی با سرکوب شاهنشاهی داشته است؟ آيا کافی ست که نام تان را اسلامی بگذاريد و هر چه دل تان می خواهد با اين مردم مظلوم بکنيد؟ محسن کديور



نحوه مقابله شما با اعتراض مسالمت آميز مردم چه فرقی با سرکوب شاهنشاهی داشته است؟ آيا کافی ست که نام تان را اسلامی بگذاريد و هر چه دل تان می خواهد با اين مردم مظلوم بکنيد؟ آيا اين سرکوب و خفقان به سيره امام علی نزديک تر است يا معاويه و بنی اميه. به کرات در خطبه ها از واژه ديکتاتوری در سخنان تان استفاده کرديد، معنی ديکتاتوری اين نيست. ديکتاتوری اين است که مطبوعات را تعطيل کنيد... ديکتاتوری اين است که مقام مادام العمر داشته باشيد. مقابل مردم پاسخگو نباشيم. انصاف بدهيد کدام ديکتاتوری است؟



اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين. والصلاة والسلام علی سيدنا و نبينا ابوالقاسم محمد و علی اهل بيته الطيبن الطاهرين

انا لله و انا اليه راجعون



در مجلس ختم شهدای جنبش سبز مردم ايران دور هم جمع شده ايم. مجلس را با تلاوت آياتی از قرآن کريم آغاز ميکنم. ۱۰ آيه از سوره مبارکه آل عمران از ۱۶۹ تا ۱۷۹. اين آيات در زمان جنگ احد نازل شده است و ناظر به شهدای اسلام در آن زمان است اما کلام وحی

کلامی هميشگی است و ميتواند در شرايط فعلی نيز مورد عنايت مسلمانان و مومنان واقع شود.



قال الله تبارک و تعالی فی کتابه الکريم:



وَ لَا تحَْسَبنَ‏َّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فيِ سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ(۱۶۹)

فَرِحِينَ بِمَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشرُِونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بهِِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيهِْمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ(۱۷۰)

يَسْتَبْشرُِونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ(۱۷۱)

الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابهَُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنهُْمْ وَ اتَّقَوْاْ أَجْرٌ عَظِيمٌ(۱۷۲)

الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَ قَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِيلُ(۱۷۳)

فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ(۱۷۴)

إِنَّمَا ذَالِکُمُ الشَّيْطَانُ يخَُوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تخََافُوهُمْ وَ خَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ(۱۷۵)

وَ لَا يحَْزُنکَ الَّذِينَ يُسَرِعُونَ فيِ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضرُُّواْ اللَّهَ شَيًْا يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يجَْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فيِ الاَْخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(۱۷۶)

إِنَّ الَّذِينَ اشْترََوُاْ الْکُفْرَ بِالْايمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللَّهَ شَيًْا وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(۱۷۷)

وَ لَا يحَْسَبنَ‏َّ الَّذِينَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْليِ لَهُمْ خَيرٌْ لّأَِنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْليِ لَهُمْ لِيزَْدَادُواْ إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ(۱۷۸)

مَّا کاَنَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَليَ‏ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتيَ‏ يَمِيزَ الخَْبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ مَا کاَنَ اللَّهُ لِيُطْلِعَکُمْ عَليَ الْغَيْبِ وَ لَاکِنَّ اللَّهَ يجَْتَبيِ مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاءُ فََامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِن تُؤْمِنُواْ وَ تَتَّقُواْ فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ(۱۷۹)



در اين آيات دهگانه سوره آل عمران که صريحترين آيات الهی در مورد شهدا راه حق است خداوند ميفرمايد: مومنان نپنداريد آنها که در راه خدا کشته شده اند مردگانند. آنان زندگانند و از فضل پروردگارشان روزی ميخورند. شادمانند به آنچه که از فضل الهی نصيبشان شده است. بشارت ميدهند به آنها که ملحق نشده اند. خوفی بر ايشان نيست. عذری ندارند. به نعمت و فضل خدا بشارت ميدهند. خداوند اجر مومنان را ضايع نميکند. آنانکه سخن خدا و رسولش را استجابت کردند بعد از اينکه به آنها زخم وارد شده بود. آنها که احسان کردند و تقوا کردند برايشان اجری بزرگ است. آنانکه برخی از مردم به ايشان گفتند جمعی بر عليه شما جمع شده اند از ايشان بترسيد. برعکس ايمان آنها افزوده شد و گفتند حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِيل‏. خدا ما را کافيست، او بهترين وکيل و ياور است. به نعمت و فضل الهی منقلب شدند. سوء و بدی آنها را مسح و لمس نکرد. رضوان و رضايت خدا را تبعيت کردند. خدا صاحب فضل بزرگ است. فقط اين شيطان است که دوستانش را ميترساند. از او نترسيد، از من بترسيد اگر مومنيد. آنها که در کفر و پوشانيدن حق سرعت ميورزند شتاب ميکنند تورا محزون نکند. کار آنها به خدا ذره ای آسيب نمی رساند. خداوند ميخواهد که برای اينان در آخرت بهره ای نگذارد و برايشان عذابی دردناک پيشبينی کرده است. آنها که کفر را با ايمان بدل کردند به خدا آسيب نمی رسانند. عذابی دردناک در انتظارشان است. نپنداريد آنها که حق را می پوشانند و ما به آنها مهلت ميدهيم برايشان بهتر است. ما به آنها مهلت ميدهيم تا گناهشان را بيفزايند و برايشان عذابی خوار کننده در پيش است.

سنت الهی اين است: نرسد مومنين را که رهايشان کنيم مگر خبيث را از پاکيزه جدا کنيم. و نرسد مگر اينکه خدا شما را بر غيب مطلع کند. خداوند آن که را از رسولانش بخواهد برميگزيند. ايمان بياوريد به خداوند و پيامبرش. اگر ايمان بياوريد و تقوی پيشه کنيد اجری عظيم در انتظار شماست.

آيات بسيار پر مغز و پر معناست. قصه امروز ما نيز چنين است. نتيجه ای که از اين آيات دهگانه در ابتدای سخن ميگيرم اين است که راه خدا راه رهايی از طاغوت، راه حق و راه عدالت است. پس اسلام منحصر به عبادت خشک و خالی خداوند نيست. در حوزه عمومی و اجتماعی سبيل الله راه رهايی از طاغوت، راه عدالت و دادگری است. آنها که در اين راه کشته ميشوند يقينا شهيدند. پس اصالتا شهيدند. شهيد نزد خداوند مورد اکرام است. شهيد از عاقبت نيکوی خود به بازماندگانش بشارت ميدهد. اجابت خدا و رسول حق خواهی و عدالت طلبی است. در راه حق استقامت لازم است. از جمعيت و زيادی و عده مخالفان حق به خود هراس راه ندهيد. خدا با ماست. به او توکل کنيد. ترس کار شيطان است. اميد به پيروزی حق را خداوند در دلهای ما رويانده است. از شتاب کافران در حق پوشی غمگين نشويد. دنيا ميخرند به قيمت آخرت. اگر مهلتی نصيب حق پوشان و اين کافران کرده ايم برای سنگين کردن بار گناهشان است. سنت الهی بر آزمودن است. همه ما مورد امتحان خدا قرار ميگيريم تا اينکه پاکان از ناپاکان جدا شوند و ما امروز در آستانه يکی از مهمترين آزمونهای معاصر الهی قرار گرفته ايم.



پس از توجه اجمالی به آيات دهگانه سوره آل عمران مناسب است به مناسبت جلسه امروز اشاره کنم. تعدادی از هموطنان عزيز ما در راهپيماييهای مسالمت آميز دوهفته اخير تهران به درجه رفيع شهادت نايل شده اند. از تعداد شهدايمان به دقت خبر نداريم. آخرين آمار رسمی آنها را حدود ۲۶ نفر اعلام کردند. نام اکثرشان را هم نميدانيم. آنچنان که شنيده ايم خانواده های عزيزشان امکان تشيع جنازه و برگزاری مجالس تحريم عزيزانشان را نداشتند. ما امروز به نيابت از مردم ايران در سوگ عزيزانمان به عزا نشسته ايم. هزارها کيلومتر دورتر از ايران اما قلب ايرانی در هرجای زمين که باشد به عشق ايران می تپد. انگار برادر و خواهر و دختر و پسر خودمان است که در خيابانهای تهران به خاک و خون غلطيدند. اجازه بدهيد بجای بيان برخی از کليات به پاره ای نکات مهم و پيام اين شهيدان بپردازم. بيشک تک تک اين شهيدان که مظلومانه در خيابانهای تهران آماج گلوله ها شده اند پيامی داشته اند، چيزی ميخواهند بگويند. با روبانهای سبزشان پيامی به دنيا اعلام ميکردند.



قبل از پرداختن به اين پيام مقدمه ای بگويم و آن مقدمه اين است: چه شد که اين اتفاقات افتاد. بنظر ميرسد دمل چرکين تضاد در قانون اساسی کشور ما بالاخره پاره شد، پس از سی سال. پيشنويس قانون اساسی جمهوری اسلامی که در سال ۵۷ تصويب شده بود توسط جمعی از قويترين حقوقدانان ايرانی زير نظر دکتر حسن حبييبی که بعد از آن به تصويت رهبر فقيد انقلاب اسلامی مرحوم آيت الله خمينی و سه نفر از مراجع وقت عظام تقليد حضرات آيات گلپايگاني، مرعشی نجفی و شريعتمداری در آنزمان کتبا رسيد و هيچ نکته غير اسلامی در آن نيافتند يکی از مترقی ترين قوانين جهان بود. در ۱۲ فروردين ۱۳۵۸ مردم يا نخبگان مردم با توجه به اين پيشنويس بيش از ۹۸ درصد به جمهوری اسلامی آری گفتند. در آن پيشنويس که نه رهبر فقی انقلاب و نه مراجع وقت تقليد در آن خللی اسلامی نديده بودند در آن اثری از ولايت فقيه نبود. اين اصل هفت ماه بعد در مهرماه ۵۸ توسط مجلس خبرگان قانون اساسی به آن پيشنويس افزوده شد و جغرافيای آن کاملا تغيير کرد. بخش باقيمانده از آن پيشنويس تماما مدافع آزاديها و حقوق پايه مردم بود. بخش اضافه شده که به قول بعضی بزرگان جامه ای بود که تنها به قامت رهبر فقيد انقلاب سازگار بود ساز ديگری ميزد. واقعيت آن اين بود که ولايت فقيه فارغ از عزيزی که آنرا آغاز کرد يک حکومت يکه سالار را نويد ميداد و ترکيب جمهوريت و ولايت فقيه چندان سازگار نمی نمود.



اما مشکل در دهه اول انقلاب بروز نکرد. آنچه که محقق شد ترکيبی از جمهوريت و ولايت بود. ميتوان حکومت ما را در دهه اول پس از انقلاب جمهوری ولايی بناميم. هم ولايت فقيه بود و هم درحاشيه پايينتر جمهوری اسلامی. جمهوريت مبتنی بر اصولی است از قبيل پاسخگويی همه مقامات، نفی اراده های فراقانوني، نداشتن مقامات مادام العمر، تفکيک قوا، نظارت نهادينه بر تمام مجاری قدرت و گردشی بودن همه مقامات. در واقع جمهوريت شعبه ای از دمکراسی يا مردم سالاری است اما ولايت فقيه در معنای دقيق کلمه يعنی فقيه سالاری. يعنی در حوزه عمومی چه کسی حرف آخر را ميزند؟ آن فقيه است. ولی فقيه است نه لزوما جمهور مردم. اين تضاد در آن دهه با توجه به شخصيت کاريزماتيک آيت الله خمينی و پشتوانه عظيم مردمی ايشان مشکلی پيش نيامد. مردم هر زمان که ايشان سخن ميگفتند احساس ميکردند سخن خودشان است. از دل بر آمده بر دل می نشيند. مشکلی با نظام نداشتند. بعلاوه مرحوم آيت الله خمينی در منازعات داخلی پدرانه رفتار ميکرد. سخنش فصل الخطاب بود. رهبر همه مردم بود. چه چپ چه راست. چه سنتی چه مدرن. همه او را از خود ميدانستند. حتی همه به ياد داريم در موارد متعدد در زياده خواهيهای جناح راست و روحانيون سنتی آن زمان ايشان به نفع جناح چپ موضع گرفت. او همواره موازنه را برقرار ميکرد و صداقت و امانتداريش مورد وصوق ايرانيان بود يا حداقل اکثر ايرانيان.



آن دهه گذشت. در دو دهه اخير نه از آن شخصيت کاريزماتيک اثری مانده، نه از آن دانش وسيع فکری و فلسفی و عرفانی و نه از آن بی طرفی نسبی سياسی. به تدريج رهبری برای کسب مشروعيت به جناح راست يا محافظه کار يا اصول گرا نزديک شد و عملا متکی به نيروهای نظامی و انتظامی و امنيتی. آرام آرام در مسائل مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعی وفرهنگی مردم احساس کردند که مواضعی که از زبان مقامات عاليرتبه نظام ابراز ميشود چندان مواضع آنها نيست اما مسئله پيگيری آنها نبود تا دوران رياست جمهوری جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد فرا رسيد. با سياستهای ايشان اين تعارض به اوج رسيد. بخش قابل توجهی از مردم از نحوه مديريت کشور ناراضی شدند. از ماجراجوييها، از ندانم کاريهای رئيس جمهور به جان آمدند. احساس کردند ايشان خلاف واقع ميگويد. در انتخابات ۲۲ خرداد امسال ايرانيان به شکل بی سابقه ای برای تغيير مسالمت آميز وضع موجود به صندوقهای رای هجوم بردند اما نتيجه اعلام شده از نظر اکثر ايرانيان خلاف واقع بود. آنها وزارت کشور و شورای نگهبان را متهم به جابجايی آراء ميدانستند. با حمايتهای مکرر و شتابزده مقام محترم رهبری از نتيجه مخدوش انتخابات ايشان نيز متاسفانه خود را به صف متهمان ملحق کردند. اکنون آن دمل چرکين يعنی تضاد بنيادی ولايت فقيه و جمهوريت سر باز کرد.



جمهور مردم دکتر احمدی نژاد را دروغگو، مزوّر، دارای سياستهای کارشناسی نشده و خلاف مصالح ملی ايران ميدانند. اما مقام محترم رهبری وی را قابل اعتماد، خدوم، صديق و بهترين دولت پس از انقلاب می شمارند. اين يعنی تعارض جدی ملت و حاکميت. تعارض ولايت فقيه و دمکراسی. الآن چه بايد کرد؟ اين سوال من و شماست. اين سوال عزيزانمان در تهران است. اين سوال اکثر ملت ايران است. راستش را بخواهيد بر اساس نظريه ولايت مطلقه فقيه در حوزه عمومی اولويت با برداشت و ديدگاه ولی فقيه است. مردم شرعا موظفند تشخيص ايشان بر تشخيص خودشان مقدم دارند. در اين صورت هر چه ايشان گفتند مطاع بايد باشد. سخن ايشان سخن آخر و ايشان هم انتخابات را قبل از تصويت قانونی شورای نگهبان بيش از سه بار تاييد کردند بنابراين دکتر محمود احمدی نژاد چهار سال ديگر هم ميهمان مردم ايران خواهد بود، آش همان آش و کاسه همان کاسه. اما اگر به دمکراسی و جمهوريت نظام هم نظری بيفکنيم در آن صورت در حوزه عمومی همگان می بايد به رای اکثريت مردم گردن نهند. چه روحانيون، چه فقها، چه رهبر، چه ديگر مردم. الآن رهبر می بايد تشخيص اکثريت مردم را بر تشخيص خود مقدم بدانند. الآن می پرسيم کداميک از اين دو نظر صحيح است؟ ولايت فقيه يا جمهوريت.



چه بسا بسياری از مومنان بگويند اسلام در اين زمينه چه ميگويد؟ در پاسخ عرض ميکنم فقها نظرهای متفاوتی دارند. اقليت محضی از فقها به ولايت فقيه و اقليت کوچکتری قائل به نظريه ولايت مطلقه فقيه هستند. اکثر فقهای شيعه به اين نظر باور ندارند. چه در ميان فقهای معاصر چه در ميان فقهای گذشته. يکی از بزرگترين فقيهانی که درباره ولايت فقيه صريحا اظهار نظر کرده است و بی شک سواد او از تمام فقهای معاصر اعم از رهبر و بنيانگذار و ادامه دهنده و مراجع بالاتر است و کتاب او هنوز پس از يکصد سال کتاب درسی نهايی حوزه های علميه شيعه است مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی صاحب کفاية الاصول است. مشهور است که اگر کسی کتاب کفايه را بفهمد مجتهد است و هنوزهم امتحان حوزه های علميه بر اساس کتاب کفايه آخوند انجام می گيرد. ايشان رهبر دين نهضت مشروطه بوده است و مطلقا به ولايت فقيه قائل نبوده است. درست بر خلاف مرحوم آيت الله خمينی که به ولايت مطلقه فقيه قائل بودند ايشان حتی در حوزه عمومي، در امور حسبيه هم به ولايت فقيه قائل نبودند. معتقدند و صريحا نوشته اند در زمان غيبت حکومت از آن جمهور مسلمين است. از اين صريحتر؟ و بعد فرموده اند که در امور حسبيه که بنظر ايشان امور عمومی از امور حسبيه است وکلای مسلمين وعدول مومنين که مصداق آن نمايندگان دارالشورای کبراست وظيفه دارند که به مدت موقت کليه امور جامعه را متکفل شوند. بعبارت ديگر نمايندگان مردم در مجلس شورا. بنابراين ما هيچ مشکل شرعی نداريم اگر بگوييم به ولايت فقيه قائل نيستيم. اين از زاويه اسلام.



اما از زاويه قانونی و حقوقی. اين قانون دوگانه است. در اصل ۵۶ می گويد که همه حکومت در جهان از آن خداوند است و اين حکومت به نماينده مردم تفويض شده است. حق تعيين سرنوشت از آن تک تک مردم است و در مجاری اين قانون اعمال می شود. اگر قرار است ما قانونی عمل کنيم رهبر می بايد خود را نماينده جمهور بداند و نظر جمهور را عمل کند. مرحوم ابن فهد حلی (ره) فقيه قرن نهم صريحا نوشته است: لايجوز التأمّر علی جماعة بغير رضاهم. امارت و حکمرانی بر جامعه ای جايز نيست مگر بدون رضايت ايشان. بنابراين اگر قرار است با مبانی شرعی کسی بر جامعه حکومت کند بايد رضايت مردم را لحاظ کند و در نظر بگيرد. الآن جمهور مردم يا حداقل اکثر مردم تهران ميتوانيم بگوييم بگونه ای مسالمت آميز به خيابانها آمده اند و می گويند رای من کو؟ من پاسخ حکومت را تلخيص کردم خدمت شما عرض ميکنم. سپس ديدگاه اکثريت مردم معترض را هم به شکلی صورت بندی کرده مقابل هم ميگذارم و آنوقت ميکوشيم راه حلی دينی و معقول برای قائله ای که در جامعه مان پيدا شده پيدا کنيم.



بخش ولايی حکومت در مقابل اعتراض مسالمت آميز مردم به قوه قهريه متوسل شد. چه کرد؟ اموال عمومی و خصوصی را تخريب کرد و آنها را به گردن راهپيمايان انداخت. آنها را آشوبگر و اهل اغتشاش جلوه داد. مردم را از عمل به اصل ۲۷ قانون اساسی بازداشت. اصل ۲۷ قانون اساسی ما ميگويد که تجمعات و راهپيماييها بدون حمل سلاح آزاد است. اين آزادي، اين مجاز بودن نيازی به اجازه از اين و آن ندارد که بخواهند بفرمايند اين غير قانونی است. برخلاف دين و قانون به جان تظاهر کنندگان بيدفاع افتادند، آنها را به قصد کشت کتک زدند، چند صد نفر را مجروح کردند، چند صد نفر را دستگير کردند، حدود ۱۱۰۰ نفر. چند ده نفر را شهيد کردند، حدود ۲۶ نفر. کليه فعالان سياسی مخالف دولت بويژه سران احزاب مخالف برخلاف قانون دستگير شدند و الآن در زندانند. وسايل ارتباط جمعی از قبيل تلفن، تلفن همراه، پيامک، اينترنت به شدت کنترل و گاهی کاملا قطع شد. سانسوری عريان و بی رتوش بر تمام مطبوعات ايران تحميل شد. راديو تلويزيون رسمی حقايق را وارونه جلوه ميدهد و به صراحت دروغ پراکنی ميکند. اين تصوری است که امروز مردم از حکومتشان دارند.



حکومت مدعی است. بگذاريد حرف آنها را هم بشنويد. حکومت چه ميگويد؟ ميگويد راهپيمايی را من اجازه ندادم پس خلاف قانون است. اگر کسی ميخواهد اعتراض کند تنها مجرای قانونی شورای نگهبان است. اخيرا که فشارها بيشتر شده يک هيئت پيگيری هم منصوب آن شورا هم نصب شده که اعضای اين هيئت يا منصوب با "ص" مقام رهبری هستند يا منسوب " با "سين" مقام رهبری هستند. يعنی يا از اقوام نسبی ايشان هستند يا مقاماتی هستند که از طرف ايشان به سمتهای مختلف منصوب شده اند. خوب مشخص است که از کوزه همان تراود که در اوست. هيچوقت چاقو دسته خودش را نمی برد. ثالثا در انتخابات بصورت رسمی ميفرمايند تخلف منجر به تغيير نتيجه انتخابات انجام نشده و بعد رابعا ميگويند اغتشاشات و تخريبهای انجام شده توطئه از پيش طراحی شده اجانب بويژه آمريکا و انگليس و سران معترض يعنی منظور مهندس موسوی و کروبی و خاتمی و ديگران دانسته يا ندانسته نقشه اجانب را اجرا ميکنند.خامسا ميگويند مهندس موسوی و ديگر دعوت کنندگان مردم به تظاهرات مسئول کشته های اين وقايع هستند. سادسا ميفرمايند در هر صورت آقای دکتر احمدی نژاد رئيس جمهور شماست. اين آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته. اين آن چيزی است که حکومت برای ما تصوير ميکند.



حالا مردم چه ميگويند؟ صورتبندی بسيار ساده. حالا ما سخنگوی همه مردم نيستيم. اکثريت مردم. مردمی که ما مثل هم می انديشيم و شما جمعيت را درخيابانها ديديد و به عدد و رقم خودتان حداقل ۱۴ ميليون نفر هستند. اينها چه ميگويند؟ ميگويند اولا آراء ما جابجا شده است. تنها راه برون رفت از اين معضل ابطال انتخابات و تجديد آن است. ثانيا ميگويند مجری انتخابات يعنی وزارت کشور و ناظر آن يعنی شورای نگهبان در امانت ملی مردم خيانت کرده اند. ببينيد خيانت در امانت بسيار فراتر از تقلب جزيی در اين صندوق و آن صندوق است. ادعای ما خيانت در امانت ملی است. وقتی خيانت در امانت مطرح ميشود مسئولان امر به عنوان وکيلان ما شرعا و قانونا موظفند اعتماد ما را دوباره جلب کنند. آنها بايد اثبات کنند که امينند، که صادقند. اين وظيفه آنهاست که دليل اقامه کنند هنوز امانتدارند، نه اينکه ما اثبات کنيم تقلب شده يا نشده، مسئله کاملا برعکس است. ثالثا ما ميگوييم مقام محترم رهبری دامه ظله به واسطه حمايت زودهنگام از رئيس جمهور بدنام قبل از طی مراحل قانوني، بی طرفی و انصاف لازم جهت داوری در اين قائله را از دست داده، متاسفانه در مقابل مردم قرار گرفته اند.



رابعا سرکوب سبوعانه تظاهرات مسالمت آميز مردم، مردم معترض توسط نيروی انتظامي، بسيج و ماموران لباس شخصی کاری کاملا غير قانونی بوده است. وزارت کشور، قوه قضاييه و مقام محترم رهبری در تجاوز به حقوق قانونی مردم مقصرند و نسبت به خونهای به ناحق ريخته شده وتخريب اموال عمومی و خصوصی و ضرب و جرح مردم بيدفاع بايد پاسخگو باشند. اين سخن که گفته ميشود هر کسی که مردم را به خيابان فرا خوانده مسئول خون آنهاست مثل اين است که بگوييم مرحوم آيت الله خمينی مسئول خون شهدای انقلاب اسلامی است نه شاه معدوم. مثل اينکه بگوييم رسول الله مسئول خون شهدای بدر و احد بوده است نه مشرکان بخاطر اينکه پيغمبر مردم را دعوت کرده است به احد و بدر. مرحوم آيت الله خمينی آنها را به خيابان دعورت کرد. اين منطق اموی است نه منطق علوی. رسول الله فرمودند هر کسی عمار ياسر را کشت "فئة الباغية" است. معاويه او را در جنگ صفين کشت و وقتی که مردم گفتند پيش بينی رسول الله به تحقق پيوست معاويه ذکر کرد که قاتل عمار همان کسی است که او را روانه معرکه جنگ کرده بود. يعنی علی ابن ابيطالب. آيا واقعا ما بعد از ۱۴۰۰ سال به منطق معاويه برگشته ايم، منطق علی را زير پا گذاشته ايم؟ دم از تشيع علوی ميزنيم و به راه اموی ميرويم؟



خامسا دستگيری بی سابقه سران احزاب مخالف دولت و آغار شوهای تلويزيونی اقرارهای تحت فشار بر خلاف قانون و من صريحا بگويم نوعی اعلام حکومت نظامی در ايران است. حکومت نظامی که شاخ و دم ندارد. سادسا سانسور شديد مطبوعات، کاهش سرعت اينترنت وگاهی قطع آن، قطع تلفن همراه، قطع پيامک علائم کامل حکومت کودتا و برخلاف نص قانون اساسی است. اصل نهم قانون اساسی برای آنها که نمی دانند ميگويد نه استقلال را ميتوان به بهانه آزادی کنار گذاشت، نه آزادی را ميتوان. هيچ مقامي، نص قانون اساسی است: هيچ مقامی حق ندارد بنام استقلال آزاديهای قانونی مردم را لغو کند. در ايران چه اتفاقی افتاده است؟ من صريحا ميپرسم. آيا آزادی مطبوعات رعايت ميشود؟ آيا آزادی تجمعات و راهپيماييهای اصل ۲۷ رعايت ميشود؟ آيا اصولا اصل سوم قانون اساسی که مبتنی بر آزاديهای قانونی مردم است زير پا گذاشته نميشود؟ آن وقت شما گستاخانه دم از قانون گرای ميزنيد؟ اگر قرار است قانون رعايت شود اول از همه بايد قانون آحاد مردم رعايت شود. مردم به شکل مسالمت آميز اعتراض دارند. بدون هيچ شعاری به خيابانهای تهران آمده اند. می گويند رای ما کو؟ به جای اينکه آدرس رای آنها را به آنها نشان بدهيم سرکوبشان می کنيم؟ به خاک و خونشان می غلطانيم؟



اين فيلمهايی که در دنيا پخش شده، آيا اينها وهن اسلام نيست؟ آيا کسی باور ميکند اگر شما در خيابان با مردم اينگون وحشيانه رفتار ميکنيد با دشمنانتان چگونه رفتار خواهيد کرد؟ اين رحمت نبوی است؟ اين رحمت للعالمين بودن است؟ اينگونه از اسلام دفاع ميکنيد؟ مگر امام صادق (ع) نفرمود کونو لنا زينا و لا تکونوا علينا شينا. زينت ما باشيد، مايه بی آبرويی و ننگ ما نباشيد. امروز وقتی اين فيلمها در دنبا پخش ميشود که مردم بيگناه را در خيابان به خاک و خون ميکشند باور کنيد که اين بالاترين ضربه ای بود که شما به اسلام و تشيع در دنيا وارد کرديد. ماموران شما بنام دين باتوم بر سر مردم ميکوبند. سابعا جلوگيری از تجمع و راهپيمايی مسالمت آميز معترضان و اهمال در صدور مجوز بر خلاف قانون و آغاز ديکتاتوری است. بعد آدرس غلط ميدهيد. فرافکنی ميکنيد. ميگوييد مردم ميخواهند ديکتاتوری برپا کنند. در قاموس سياسی ديکتاتوری معنای ديگری دارد. ديکتاتوری معنايش اين است که يکنفر به جای همه تصميم بگيرد. معنايش اين است يکنفر مادام العمر حکومت کند. معنايش اين است که مقام پاسخگو نباشد. معنايش اين است که هيچ نهاد رسمی بر او نظارت نداشته باشد. آيا اين صفات در ما جمع است يا در شماها؟ خوب الآن تلقی حاکميت و مردم متضاد شده است. ۱۸۰ درجه مقابل هم قرار گرفته است. حاکميت پشتگرم به قوه قهريه، به پول نفت، به راديو تلويزيون انحصاری. مردم جز خودشان و خدايشان هيچ چيز ندارند.



من به صراحت ميگويم ما پيروان و رهروان جنبش سبز مردم ايران هيچ نگاهی به کمک اجنبی نداريم. نه امريکا و نه کشورهای اروپائی دلشان برا ی حقوق بشر و دموکراسی در ايران نسوخته و نمی سوزد اگر منافع اقتصادی آنها اقتضا کند بسادگی حقوق بشرو دموکراسی را به آن منافع اقتصادی خواهند فروخت. ما همچنان مانند انقلاب اسلامی نه شرقی و نه غربی روی پای خود ايستاده ايم و به جز به خدای خودمان به احدی اتکا نداريم .



اجازه بدهيد سراغ راه حل ها هم برويم شهيدان ما چشم براهند. می خواهند ببينند که خونشان پايمال نمی شود.



سه راه حل بيشتر نيست راه های عملی را می گويم.



راه حل اول



شورای نگهبان و مقام رهبری پس از شنيدن اين اعتراضات ميليونی مردم ، حداقل مردانگی و بزرگواری کنند بخشی از رای ها را باطل کنند تا نتيجه آرا به زير ۵۰% بيفتد و انتخابات به دوردوم بکشد .



در اين صورت دو کانديدا در دور دوم با هم رقابت خواهند کرد. کانديدای نورچشمی حاکميت جنا ب آقای دکتر محمود احمدی نژاد با کانديدای منتقدان حاکميت و به نظر ما و اکثريت مردم ايران "مهندس موسوی" رقابت کنند. ما حاضريم در يک انتخاب مجدد شرکت کنيم تا ببينيم چه کسی بيشتر رای می آورد .



بنظر می آيد که راه حل واقعی اول باشد که چندان هم دور از آزادی نيست.



راه حل دوم

که بعضی از دلسوزان نظام ارائه کرده اند. اينکه معضلی اتفاق افتاده است. امروز مردم شورای نگهبان را به خيانت در امانت متهم کرده اند و انها را قاضی عادلی در اين مورد نمی دانند. وقتی رای شورای نگهبان باطل شود مرجع بالاتر مجمع تشخيص مصلحت نظام است . در اين صورت پرونده انتخابات توسط شورای نگهبان يا مقام رهبری به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع شود. اين مسئله مطابق بند ۹ اصل ۱۱۰ قانون اساسی هست.

هر زمانی امکان دارد معضل نظام که از طرق قانونی قابل پيش بردن نيست به مجمع تشخيص برود. در اينصورت هم مجمع تشخيص زير نظر جناب آقای هاشمی رفسنجانی که بر انتخابات اخير وقوف دارند، بررسی ميکنند و نمايندگان همه جناحهای حاکميت در آن وجود دارند، در اين مورد تصميم بگيرند .



راه حل سوم حکميت هيئت مرضی الطرفين زير نظر مراجع تقليد که راه حل مهندس مير حسين موسوی هست

ايشان ذکر کرده است ما ديگر به ارکان حکومت اعتماد نداريم. دروغ گفتند. در آراء ما دست برده اند .

جابجا کردند. چه مجريش، چه ناظرش و چه ناظرهای عاليش. در اينصورت ما يعنی ملت يا بخشی از ملت با حاکميتمان نزاع داريم.

دستور العمل قرآنی اين است که وقتی زن و شوهر با هم اختلاف نظر داشتند حکمي، يعنی فردی که هم مورد رضايت زن باشد، هم مورد رضايت شوهر، انتخاب می کنند و در اين صورت نظر حکم نظر نهايی است.

وقتی گروهی از مسلمانانان با هم نزاعی دارند مطابق آيه سوره حجرات به حکميت ارجاع می شوند .

در اين صورت الآن همچو مطلبی اتفاق افتاده است. يک هيئتی از جانب حاکميت شبيه همين هيئت شش نفره که عرض کردم "منصوب " يا "منسوب" مقام رهبری هستند اينها ميشوند هيئتی از جانب اين بخش آقای احمدی نژاد. و يک هيئتی هم از طرف ۳ کانديدای ديگر هم نمايندگان خود را معرفی می کنند و مراجع عظام تقليد هم داور اين واقعه خواهند بود اين راه حل کاملا شرعی هست و کاملا قانونی است و هيچ مشکل قانونی ندارد بعلاوه وجاهت ملی هم دارد.

خوشبختانه مرجعيت ما در اين روزها امتحان بسيار درخشانی داده است. چه اعلاميه های بسيار روشنگرانه حضرت آيت الله آقای منتظری بعضی اظهار نظرهای ايت الله صانعی/آيت الله موسوی اردبيلی ،اظها ر نظرهای ميانه ولی دلسوزانه آيت الله العظمی مکارم شيرازی ، آيت الله شبير زنجانی ،ايت الله صافی گلپايگانی و نيزسخنان روشنگرانه امام جمعه قم ، آيت اله جوادی آملی که ايشان ميفرمايند ممکن نيست که يکنفر هم واضع قانون باشد، هم مجری قانون باشد و هم ناظر قانون، و آنوقت خودش از خودش تعريف بکند بگويد خوب عمل کرديم.

الان ما انتظار داريم مراجع مان آنچه را که اتفاق افتاده است به لحاظ شرعی مورد بررسی قرار بدهند.

هم نماينده مقام محترم رهبري، شورای محترم نگهبان، وزارت کشور از اينسو باشد، نماينده آن سه کانديدا هم آنسو باشند. در ان صورت هر رائی دارند مورد فصل الخطاب خواهد بود و مورد قبول ملت ايران. اين چيزی است که ما ميپسنديم و به نظر ميرسد اگر پذيرفته شود جلوی خونريزيهای فراوان گرفته خواهد شد و مشکل بسرعت قابل حل خواهد بود.



البته لازمه اين سخن اين است که اگر ما خطائی کرده ايم برگرديم به خطای خود اعتراف کنيم. قرار بود مقام معظم رهبری واقعا و عملا فصل الخطاب باشد . پذيرفتن شدن اين شورا و توسط مراجع معنای صريحش اين است که مقام معظم رهبری به جای اينکه پدرانه چتر حمايت خود را به سر آحاد ملت بکشاند عملا چتر خود را روی جناح خاصی گسترانده است. او مهربانيش فقط شامل محافظه کاران و اصولگرايان بوده است و عملا مقابل بخش ديگری از ملت قرار گرفته است.

بنظر ميرسد ايشان می بايد خطاهای پيشامده را که در انتخابات اخير بشدت مرتکب شده اند جبران بفرمايند و به اراده ملی تن دهند

در غيراينصورت مجلس خبرگان بايد به وظيفه قانونی خود عمل کرده و دوباره تدبير و عدالت رهبر را احراز کند چرا که به زبان ساده ميتوان گفت که اين دو شرط حداقل در جريان اين انتخابات مخدوش شده است.

اين نه تدبير بود که قبل از تاييد قانونی از رئيس جمهوربدنامی مانند احمدی نژاد حمايت شود.

و نه عدالت بود که با مردم بی دفاع در سطح خيابان های تهران مقابله شود.



بنظر می رسد که ولايت فقيه ۳ راه بيشتر ندارد. يکی را بايد انتخاب کند و بيش از اين هم نيست.



راه حل اول اينکه عملا به سرکوب مردم ادامه دهد.

استبداد دينی را در ايران مسلط کند. به سلطنت مشروعه يا حکومت اسلامی يا خلافت اسلامی اقدام کند

جمهوريتش را حذف کند و بر قبر جمهوريت پايکوبی کند. اين راه راه اول است که اميدوارم که اين راه پيش گرفته نشود



راه حل دوم آن است که ولايت فقيه آنچنانکه در قانون اساسی آمده است باقی بماند اما به عنوان نماد ملی و سمبل وحدت اسلامی تبديل شود. از منازعات داخلی ارتفاع بگيرد و به مقام عالی و تشريفاتی تبديل شود. مانندامپراطور ژاپن پادشاه هلند و يا ملکه انگلستان که آنها قانونا اختيارات فراوان دارند اما هرگز مجاز به استفاده از آنها نيستند. آنها سمبل کشورند. ولکن اراده ملی در دست نخست وزير يا رئيس جمهوری مطابق قانون اساسی هست. اينهم راه حل دوم يعنی اينکه بماند اما سلطنت کند، نه حکومت.



راه حل سوم اين است که بطورکلی از قانون اساسی حذف شود. به پيش نويس قانون اساسی رجوع شود و جمهوری اسلامی منهای ولايت فقيه (تشويق حضار) آغاز شود.

و حکومت و جامعه به روشهای اسلامی اداره شود يعنی تا وقتی که مردم بخواهند و شورای نگهبانی منتخب نمايندگان مردم انتخاب شود. اين هم ممکن هست .



اين هم ممکن هست دير يا زوديکی از ازاين سه راه پيش گرفته ميشود . متاسفانه شاهد اين هستيم که راه اول پيش گرفته شده است اما بنظر می رسد اگر دوست دارند به راه حل سوم دچار نشوند چاره ای جز راه حل دوم نخواهند داشت..



اجازه بدهيد عرض کنم که: عدالت مهمترين شرط مديريت سالم هست .

عدالت دراداره جامعه از ديانت و اسلاميت واجب تر هست



ما حديث متواتر نبوی داريم

الملک يبقی علی ااکفر لايبغی علی الظلم .

سخن پيامبر ما اين است که حکومت با کفر می پايد اما با ظلم نمی پايد به بيان ديگر پيامبر رمز بقای حکومتها را دادگری دانسته اند نه اسلام مداری و شريعت مداری.

برای شما داستان تاريخی بگويم .فکری ميکنم در اين داستان واقعی تاريخی درسهای آموزنده ای برای شرايط فعلی ما نهفته است. چون بسياری از مومنان ميترسند که مبادا تنها حکومت شيعه دنيا از دست برود. اين قبلا هم اتفاق افتاده است . هلاگو مغول در قرن ۷ به بغداد حمله کرد و المعتصم بالله را سر به نيست کرد.



وی همه علما از شيعه و سنی را جمع کرد و سوالی پرسيد که اين سوال امروز ما همه هست. سوال او اين بود: به من بگوييد کدام مقدم است: حاکم مسلمان ظالم يا حاکم کافر عادل؟ در را رويشان بست. گفت اگر ۳ روز جواب داديد که داديد و الا جانتان را ازدست می دهيد .



يک فقيه شيعه بر خاست و گفت من جواب دارم . حاکم کافر عادل مقدم بر حاکم مسلمان ظالم است . گفت دليلت ؟ گفت ممکلت با کفر می ماند ولی با ظلم نمی ماند . بقيه هم اين را تصويب کردند . اين به عنوان رسمی در تاريخ فقهی ما ماند که عدالت مهمتر از ديانت هست.

شعار شعيه در تاريخ هميشه عدالت بوده است.

فقهای شيعه هيچگاه از شعار محوری خود در زمان صفوی و قاجار و پهلوی هيچ گاه در کتب فقهی خود ننوشتند که شاهان چون شيعه هستند بايد مورد تاييد قرار بگيرند . ميگويند يعنی حکومت بايد عادل باشد قبل از هر امر ديگری .

در مقايسه فقه سياسی شيعه و ديگر مسلمانان ما دو ديسکورس، دو گفتمان کاملا متفاوت داريم: اول گفتمان شيعه گفتمان عدالت محور بوده است که فقهان شيعه همواره بر عدالت تاکيد کرده اند و انرا بزرگترين شرط فرمانروائی دانسته اند در مقابل ديگر فرق اسلامی که مسئله اصليشان هم عدالت نبوده است مسئله اصلی آنها امنيت بوده است. لذاحديثهای روايت ميکنند که يکروز ظل يک حاکم با امنيت زيستن بهتر از ۷۰ سال بی نظمی است.



و عدم امنيت و ترساندن مردم از شورش و بی نظمی و مسئله امنيت باعث سرکوب همه جنبش های عدالتخواهانه و رهايی بخش و آزادی خواهانه در بخش غير شيعی نشين شده است.

امروز چه شده است که از بلند گوهای کشور شيعه گفتمان غير شيعه را ميشنويم؟ يعنی گفتمان امنيت محور به جای گفتمان عدالت محور

صريحا بگويم که استحاله ای صورت گرفته است. بدعتی در تاريخ فقه در حال اتفاق است و آن اينکه عدالت جای خود را به امنيت داده است.

آيا ميتوان عدالت را زير پا گذاشت؟ به بهانه حفظ نظم و امنبت همه ارزشهايی را که امام علی بخاطر آنها شهيد شد را از ياد ببريم؟

علی شهيد عدالت بود و گرنه اگر قرار بود به بهانه حفظ وحدت امت اسلامی و امنيت پيش برود می بايد سياست ديگری را وجهه نظر خود قرار بدهد.

هميشه بخود باليده ايم که روحانيت شيعه مستقل از دولتها بوده است. از دولتها مواجب نگرفته لذا توانسته که منتقد حکومتها باشد و دستنشانده حکومتها نباشد. هميشه به خود باليده ايم که مساجد ما کانونهای مستقل آزاديخواهی بوده است اما الان انگار گرد مرگ بر مساجد تهران و ايران افکنده اند. حتی يک مسجد مجاز به گرفتن يک مجلس تحريم برای شهيدان ملت نبوده است مساجدمان دولتی شده اند. اين ننگ را به کجا ببريم که امروز بين مسجد تهران شيعی با مسجد قاهره غير شيعی هيچ فرقی نيست که هر دو تحت تسلط حکومتند و بدون اجازه حکومت حق آب نوشيدن هم ندارند.



بگذاريد بگويم عدالت حکام با دادگری و عدالت منصوبانشان سنجيده ميشود. با ارزيابی عملکرد آنا ن سنجيده می شود .

مردم می فهمند . مردم شعور دارند . مردم تهران و ايران با اين راه پيمائی های مسالمت آميز خود نشان دادند بسيار رشيدند و مسائل را بشدت متوجهند. امروز اين سوال برای ما مطرح است. به منسوبان و منصوبان رهبری بنگريم و ميانگينی از تدبير، عدالت، اخلاق و بيطرفی آنان را بگيريم و آنوقت به مقامات معظم و عاليرتبه خود نمره عدالت و تدبير بدهيم. من صرفا به چند نمونه بيشتراشاره نمی کنم. اميدوارم اگر اشتباه می کنبم مقامات محترم با حسن سلوک خود ما منتقدان را از اشتباه به در آورند .

امروز تدبير دکتر محمود احمدی نژاد -بی طرفی آيت الله جنتی - عدالت عالی جناب قاضی سعيد مرتضوی - اخلاق برادر حسين شريعتمداری نمايانگر عدالت و تدبير حاکميت درجامعه ما هست ..



انتظار ملی از مجلس خبرگان بررسی شرايط لازم تدبير و عدالت هست.



راستی اگر در زمان شاه معدوم، قبل از انقلاب اسلامی مردم چنين اعتراض می کردند، شاه با آنان چه رفتاری ميکرد؟ می پرسم رفتار ولی فقيه مدبر عادل با شاه ظالم سرسپرده اجنبی چه تفاوتی داشته است.



آيا شاه، شاه معدوم مخالفان خود را نوکر و بازيخورده اجنبی و مخل امنيت و نظم عمومی معرفی نکرد؟ آيا شاه بواسطه پخش اعلاميه های رهائی بخش مرحوم ايت ا لله خمينی از صدای بی بی سي، ما انقلابيون را انگليسی نخواند؟



آيا شاه برای بدنام کردن معترضان و منتقدانش چماقداران و ماموران لباس شخصی را به تخريب اموال عمومی و تعرض به جان و مال مردم وانداشت و آنگاه آنها را به راهپيمايان و معترضان نسبت دهد؟ آيا شاه مطبوعات و رسانه ها را به محاق سانسور و تعطيلی نکشاند؟



با احترام می پرسم نحوه مقابله شما با اعتراض مسالمت آميز مردم چه فرقی با سرکوب شاهنشاهی داشته است ؟ ايا کافيست که نامتان را اسلامی بگذاريد و هر چه دلتان ميخواهد با اين مردم مظلوم بکنيد؟ آيا اين سرکوب و خفقان به سيره امام علی نزديک تر است يا معاويه و بنی اميه .

به کرات در خطبه ها از واژه ديکتاتوری در سخنانتان استفاده کرديد، معنی ديکتاتوری اين نيست . ديکتاتوری اين است که مطبوعات را تعطيل کنيد .

مامورمی فرستيد که تيتری بفرستيد که تيتری مقابل ميل ما نزنند. ديکتاتوری اين است که مقام مادام العمر داشته باشيد . مقابل مردم پاسخگو نباشيم . انصا ف بدهيد کدام ديکتاتوری است؟

سی سال از انقلاب اسلامی ميگذرد ما هنوز به انقلاب اسلامی افتخار می کنيم، من هنوز به انقلاب اسلامی افتخار ميکنم. انقلابی مردمی بود. زيرا از متن مرد م برخاست که برای آزادی ، عدالت و برا ی اصلاح بود . چه شده است؟

ما انقلاب نکرديم تا استبداد سکولار به استبداد دينی تبديل شود. ما انقلاب نکرديم که استبداد شاهنشاهی تبديل به استبداد ديگر شود. ما انقلاب کرديم تا هرنوع استبدادی چه با تاج، چه با عمامه از ميان برود .



اين جمله را توجه کنيد: "مردم اگر متوجه باشند و هوشيار باشند، اگر نشانه های کبر و غرور و خودخواهی را در زمامداران فورا ببينند و بشناسند و خيرخواهانه اعتراض کنند و اگر احساس کردند که زمامدار در صدد رفع اين بيماری نيست در مقابل او تعرض کنند يقتينا آن بيماری علاج خواهد کرد

۳۰ خرداد ۱۳۶۳ روزنامه جمهوری اسلامی آيت الله خامنه ای



من خدمت مقام معظم رهبری متواضعانه و مودبانه عرض می کنيم که ما احساس کرديم رهبرمان متوجه بيماری نيست و به او تعرض کرده ايم. آيا ممکن است که اين بيماری علاج شود (تشويق حضار)

ما دو فاتحه داريم. فاتحه شهيدان ما که نه قبرشان را می دانيم نه گذاشتند که عزيزانشان برايشان بگريند. آنها را از کمترين حقوق شرعی محرومشان کردند و امروزدر غربت به ياد آنا ن جمع شده ايم. امروز مجلس ترحيم ديگری هم در ايران برقرار هست. ما فاتحه شهيدان را داريم و ديگران فاتحه جمهوريت نظامشان را. راستی کداميک پيروز می شويم؟



ما که برای شهيدان مان فاتحه می خوانيم يا آنان که با عملکرد غير قانونی خود فاتحه جمهوری نظام اسلامی را خوانند؟



اللهّم اصلح کل فاسد من امور المسلمين

اللهّم اصلح کل فاسد من امور المسلمين

اللهّم اصلح کل فاسد من امور المسلمين



والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

محسن كديور




10 تير 1388    21:06

نظر شما
نام:   عبود
ای-ميل:  
02:11 11 تير 1388
خيلي جالبه خميني چيها از نو ميخواهند با حمايت استعمار بر جنبش ازاديخواهانه و برابري طلب توده ها تا,ير بكذارند!!!مرگ بر ارتجاع سبز وسیاه بر قرار باد حکومت شورایی


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير:ليست يکصد نفره از اسامی شهروندان بازداشتی



ليست ذيل دربرگيرنده اسامی و مشخصات يکصد تن از شهروندان معترض بازداشت شده روزهای اخير در شهر تهران است.



1. ابراهيم نظری - فرزند بهرامعلی - زندان اوين

2. احسان بهروز - فرزند محمود - زندان اوين

3. احسان دهقانی شنبه - فرزند حسين - زندان اوين

4. احمد قربان زاده - فرزند صادق - زندان اوين

5. احمد ولی زاده - فرزند قنبرعلی زندان اوين

6. اکرم کبيری - فرزند محمد علی - بازداشت شده در 1388/3/25 - زندان اوين - ليسانس - متاهل - خانه دار

7. اميد مهر انديش - بازداشت شده در 1388/3/30- زندان اوين - دانشجو

8. اميدرضا سردار زاده - بازداشت شده در 1388/4/1- محل نگهداری نامعلوم - دارای سابقه بازداشت مشابه در خردادماه 78

9. امير احمدی - فرزند يونس - زندان اوين

10. امير محجوبی - فرزند محسن - زندان اوين

11. امين مرادی - فرزند منوچهر-زندان اوين

12. ايمان بصيری راسته- فرزند عباس-زندان اوين

13. ايمان ثفقت- فرزند محسن- زندان اوين

14. بتول قربانزاده- فرزند پرويز- بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30- زندان اوين - فوق ديپلم - مجرد - گرافيست

15. بهروز فرزادی - فرزند شيرزاد - بازداشت شده در تاريخ 1388/4/1 در ميدان هفت تير - زندان اوين

16. بهنام عظيمی کنده - فرزند گل محمد - زندان اوين

17. پيمان قديمی - فرزند محمد حسين - زندان اوين

18. حامد احسانی تبار - فرزند غلامعلی - زندان اوين

19. حامد ايرانيان - فرزند محمد - زندان اوين

20. حامد عبدلی - فرزند اکبر - زندان اوين

21. حسين احمدی - فرزند حسين - زندان اوين

22. حسين بيگلر حسنی - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/31 - زندان اوين - دانشجو

23. حسين زينلی سرليه - فرزند محمد - زندان اوين

24. حميد قزوينی - فرزند صمد - زندان اوين

25. حميد کارخانه - فرزند امان الله - زندان اوين

26. حميدرضا محمدوالی - فرزند مسعود - زندان اوين

27. حميدرضا نصير پور - فرزند علی - زندان اوين

28. داود حيدری - فرزند صالح- بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30 - زندان اوين

29. داوود قهرمانی - فرزند يوسف - زندان اوين

30. رامين رويگردان - فرزند نبی الله - زندان اوين

31. رامين ساری اصلانی - فرزند افشين - زندان اوين

32. رامين سليمان زاده مقدم - فرزند محمود - زندان اوين

33. رضا مرادی - فرزند رستم - زندان اوين

34. زهرا صادق زاده حلاج - فرزند احمد - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/27- زندان اوين - سيکل - متاهل - خانه دار

35. زينب کريمی بيوک بلوغ - فرزند حسين - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/22 - زندان اوين - ديپلم-متاهل - خانه دار

36. سارا رنجبری - فرزند حسن- بازداشت شده در تاريخ 1388/3/24- زندان اوين - دانشجو - مجرد- دانشجو

37. سميه لقايی- فرزند عليار - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30- زندان اوين - ليسانس - مجرد - دانشجو

38. سوسن آل آقا - فرزند ناصر- بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30 در ميدان انقلاب - زندان اوين - دانشجو - مجرد - دانشجو

39. سيد آرمين مير خواجه الدين - فرزند سيدجمال - زندان اوين

40. سيد محمد رئوف صفاری - فرزند سيد احمد - زندان اوين

41. سيد هادی شاه ولايتی - فرزند سيد احمد - زندان اوين

42. شاهين رجب زاده منفرد - زندان اوين - دانشجو

43. شاهين ميرزايی - فرزند علی همت - زندان اوين

44. شمس الله ميانه دری - فرزند فرمان - زندان اوين

45. شهاب حسارات - فرزند محمد علی - زندان اوين

46. صابر اميری - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/31 در ميدان 7 تير - محل بازداشت نامعلوم

47. صديقه گلشن لطفی- فرزند بهمن - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30- زندان اوين - ديپلم - مجرد - حسابدار

48. عاطفه نصيری - فرزند فضل الله - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30- زندان اوين - ليسانس - متاهل - شاغل در کتابفروشی

49. علی افشار - فرزند خدابخش - زندان اوين

50. علی حبيبی - فرزند حنيف - زندان اوين

51. عليرضا جمال اسفرجانی نژاد - فرزند محمد حسين - زندان اوين

52. فاطمه خواجه نصيری - فرزند جواد - بازداشت در تاريخ 1388/3/30- زندان اوين - ديپلم - مجرد - دانشجو

53. فرزانه رنجبری - فرزند خليل - بازداشت در تاريخ 1388/3/25 - زندان اوين - ديپلم - متاهل - خانه دار

54. فرناز کمانی - فرزند اسماعيل - بازداشت در تاريخ 1388/3/30 - زندان اوين - دانشجو - مجرد - دانشجو

55. فهيمه رمضانی افشار - فرزند حسن - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30 - زندان اوين - ديپلم - متاهل - شاغل در توليدی چاپ پارچه



56. کامران ايروانی - فرزند بهرام - زندان اوين

57. کامران برهانی - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30 - بهارستان - بند 209

58. کرامت الله زارعيان جهرمی - فرزند فرج - زندان اوين

59. کيوان راوی- فرزند کيومرث - زندان اوين

60. ليلا سلمانی پور - فرزند احمد - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30- زندان اوين - فوق ديپلم - مجرد - طراح لباس

61. مجتبی محمديان - بازداشت شده در تاريخ 1388/4/4 - زندان اوين

62. مجيد اسلامی - فرزند غدير - زندان اوين

63. مجيد زين العابدين - فرزند داود - زندان اوين

64. مجيد عسگری - فرزند محمود - زندان اوين

65. مجيد معتمد زاده - فرزند علی اکبر - زندان اوين

66. مجيد وهاب - فرزند بيرامعلی - زندان اوين

67. محرمعلی افشاری - فرزند مسعود - زندان اوين

68. محسن بابايی- فرزند رجبعلی - زندان اوين

69. محسن لطيفيان - فرزند محمد مهدی - زندان اوين

70. محسن نوروزی مازندرانی نژاد - فرزند حسين - زندان اوين

71. محمد اسماعيل حق پرست- بازداشت شده در تاريخ 1388/4/1 در ميدان 7 تير - زندان اوين - دانشجوى روزنامه نگارى دانشگاه آزاد

72. محمد باقر بخشی- فرزند ارسلان - زندان اوين

73. محمد بديعی- بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30 در حوالى خيابان بهبودى - زندان اوين - 17 ساله

74. محمد جواد مهرداديان - فرزند ماشاالله - زندان اوين

75. محمد حاجی زاده - فرزند حسين- زندان اوين

76. محمد حسن گل پسند- فرزند اسماعيل- زندان اوين

77. محمد حسين حسينی- فرزند علی اکبر- زندان اوين

78. محمد درمناکی فراهانی- بازداشت شده در تاريخ 1388/4/4 در ميدان بهارستان - زندان اوين

79. محمد رضوانی ناظری- فرزند محمد امير - زندان اوين

80. محمد مهدی يوسفی - فرزند محمد - زندان اوين

81. محمد ميراحمد - فرزند حسين - زندان اوين

82. محمدرضا بيات - فرزند محمود - زندان اوين

83. محمدرضا کاويانی - فرزند محمد حسن - زندان اوين

84. محمدرضا کوهينی تفرشی - فرزند ماشاالله - زندان اوين

85. محمدرضا مرادی مجاهد- فرزند مسعود - زندان اوين

86. محمدعلی ولی زاده - فرزند قنبرعلی - زندان اوين

87. مرضيه بهرامی کوشکی - فرزند نوروزعلی- بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30 - زندان اوين - ديپلم - مجرد- شاغل در کتابفروشی

88. مريم محمدی - فرزند محمد- بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30- زندان اوين - دانشجو - متاهل - دانشجو

89. مصطفی شجری - فرزند حسن - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30 در ميدان انقلاب - زندان اوين

90. مصطفی فتاحی - فعال دانشجويی - محل نگهداری نامعلوم

91. مهتاب آجودانی - فرزند مهدی - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/26- زندان اوين - ديپلم - متاهل - خانه دار

92. مهدی درويشی - عضو ستاد مركزى مهندس موسوى - محل نگهداری نامعلوم

93. مهدی رجب سلوکات - فرزند جليل - زندان اوين

94. ميثم محمدحسن نقاش - فرزند محمد تقی - زندان اوين

95. ميلاد قريبيان - فرزند محمود - زندان اوين

96. نويد احدی- بازداشت شده در تاريخ 1388/3/30 در خيابان جيحون - زندان گوهردشت

97. وحيد جراحی - بازداشت شده در تاريخ 1388/3/24 در ميدان فاطمی - زندان اوين

98. وحيد محمدی - فرزند موسی - زندان اوين

99. وحيد نوری - فرزند دوستعلی - زندان اوين

100. يعقوب شائوليان - فرزند يوسف - زندان اوين


10 تير 1388    22:19

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير :توضيحات تازه در باره اعدام ها در زاهدان

بی بی سی :توضيحات تازه يک مقام قضايی در ايران نشان می دهد که افرادی که در صبح روز يکشنبه هشتم خرداد ماه سال جاری در زاهدان و به اتهام دست داشتن در بمب گذاری مسجد علی ابن ابيطالب اعدام شدند، نقش مستقيم در ماجرای بمب گزاری نداشته اند.



انفجار غروب پنجشنبه ۷ خرداد (۲۸ مه) در مسجد علی ابن ابيطالب زاهدان، 25 کشته بر جای گذاشت.



يک قاضی که بنا بر گزارش خبرگزاری رسمی ايران نام او به دلايل امنيتی اعلام نشده گفته است که "برخی افراد سوال می کنند که چگونه عاملان اين حادثه در مدت کوتاهی دستگير و محاکمه و اعدام شدند."



بنا بر توضيحات اين مقام قضايی يک گروه از اعضای جندالله دو روز پيش از بمب گذاری در مسجد علی ابن ابيطالب دستگير شدند و به شرکت در گروگانگيری و تهيه مواد منفجره برای اقداماتی مربوط به سال پيش از حادثه متهم شده اند.



به گفته اين مقام قضايی محاکمه متهمان در فاصله شب شنبه هفتم خرداد ماه تا سحرگاه روز يکشنبه انجام شده و بلافاصله پس از اتمام دادگاه دار زده شده اند.



گفته شده که مواد منفجره به کار رفته توسط متهمان در اختيار بمبگذار قرار داده شده است . اما مشخصات بمبگذاری که مواد در اختيار او قرار داده شده تاکنون اعلام نشده است.



پيش از اين گفته شده بود که بمبگذاری انتحاری بوده است. درآن زمان حجت الاسلام ابراهيم حميدي، مديرکل دادگستری سيستان و بلوچستان "حاجی نوتی زهی " ، "غلام رسول شاهوزهی" و "ذبيح الله نارويی" را به عنوان سه متهمی که اعدام شده اند معرفی کرده بود.



در همين حال، بنا بر همين گزارش محاکمه 13 عضو جندالله که از سوی ايران به عنوان يک گروه تروريستی شناخته می شود از روز شنبه ششم تيرماه آغاز شده است.



اعترافات عبدالحميد ريگی



خبرگزاری های ايران به نقل از روابط عمومی قوه قضاييه گزارش داده اند که "عبدالحميد ريگی شفا" ، برادر عبدالمالک ريگی رهبر گروه جندالله، از جمله متهمان اين محاکمه است. آقای ريگی ده ماه پيش توسط ماموران امنيتی پاکستان به مقامات ايران تحويل داده شد.



قاضی دادگاه متهمان را به راه بندی و سرقت مسلحانه، آدم ربايی ، اقدام مسلحانه عليه نيروی انتظامی و قتل اعضای نيروی انتظامي، ربودن چند تبعه کشورهای ديگر و چند مورد تبانی جهت آدم ربايی متهم کرده است.



همچنين بنا بر گزارش ، قاضی دادگاه تشکيل چند گروه را به طور" اسمی " به متهمان نسبت داده است. اين گروه ها عبارتند از "مبارزين بلوچ" ، " حزب الفرقان " و "فداييان بلوچ".



به گفته قوه قضاييه ايران در اين دادگاه که با حضور وکلای متهمان تشکيل شده است عبدالحميد ريگی به جرايم خود اعتراف کرده است.



گفته شده که عبدالحميد ريگی به کشتن همسر خود با شليک يک گلوله در پيشانی او اعتراف کرده است. بنا بر همين گزارش برادر همسر عبدالحميد توسط عبدالمالک ريگی به قتل رسيده است.



ربودن شهروندان خارجی



در ميان اتهامات اعلام شده، ربودن دو شهروند هندی ، يک شهروند آلمانی ، يک شهروند ايرلندی و چند شهروند چينی هم به گروه جندالله نسبت داده شده است. موارد ديگر اتهام به تهيه مهمات و عمليات در سراوان در سال 83 ، عمليات تاسوکی در سال 84 ، حمله به ماموران نيروی انتظامی در دارزين در جاده بم به کرمان در مرداد 85 و آدم ربايی در جاده چابهار - نوبندان در سال 86 مربوط است.



در سخنان قاضی پرونده به عمليات ناموفق گروگانگيری در سعادت آباد تهران و آدم ربايی به قصد اخاذی و قاچاق مواد مخدر هم به عنوان اتهامات محاکمه شوندگان اشاره شده است.



نام دوازده متهم ديگر اين محاکمه اعلام نشده است.




10 تير 1388    19:58

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير :روزنامه های حيات نو و صدای عدالت نيز اجازه انتشار نيافتند

خبرنامه اميرکبير: در حالی که روزنامه اعتماد ملی امروز به دليل درج بيانيه مهدی کروبی با ممانعت دادستان تهران و وزارت ارشاد برا انتشار مواجه شد، روزنامه های حيات نو و صدای عدالت نيز به شيوه مشابه امروز اجازه انتشار نيافتند.



حميد قزوينی سردبير روزنامه حيات نو دليل عدم انتشار اين روزنامه را درج بيانيه آيت‌الله طاهرى اصفهاني، بيانيه مجمع روحانيون و بيانيه كميته صيانت از آراء مهندس ميرحسين موسوى در شماره امروز آن ذکر کرد.



سردبير روزنامه‌ی صدای علت نيز علت عدم انتشار اين روزنامه را ممانعت دادستانی و وزارت ارشاد از درج بيانيه های مرتبط با کروبی و موسوی دانست.



روز گذشته مهدی کروبي، آيت الله طاهري، مجمع روحانيون مبارز و جبهه مشارکت با انتشار بيانيه ای هايی نسبت به تاييد انتخابات توسط شورای نگهبان اعتراض کرده و دولت احمدی نژاد را فاقد مشروعيت دانستند.




10 تير 1388    19:02

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير:يورش به دانشگاه نوشيروانی بابل و دستگيری 2 تن از دانشجويان

فعالين حقوق بشر ودمکراسی : بنابه گزارشات رسيده از دانشگاه نوشيروانی بابل ، ساعاتی پيش مامورين وزارت اطلاعات به دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل يورش بردند و حداقل 2 دانشجوی اين داشنگاه را دستگير و به نقطۀ نامعلومی منتقل کردند.

حوالی ساعت 13:00 امروز مامورين وزارت اطلاعات به سمت 2 دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشيروانی بابل يورش بردند و يکی از آنها را دستگير و به نقطۀ نامعلومی منتقل کردند.دانشجوئی که امروز دستگير شد نيما نحوی نام دارد. او در روزهای اخير بارها مورد يورش مامورين وزارت اطلاعات قرار گرفته بود. او در اين يورشها که توسط مامورين وزارت اطلاعات صورت می گرفت دچار صدماتی شده بود ولی با حمايت ساير دانشجويان هر بار طرح دستگيری او خنثی ميشد.

بنابه گفتۀ فعالين دانشجوئی اين دانشگاه صبح امروز مامورين وزارت اطلاعات علی تقی پور دانشجوی ديگر اين دانشگاه را دستگير و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.

در حال حاضر ايمان صادقي،محسن برزگر،حميد جهان تيغ و سياوش سليمی نژاد در بازداشت وزارت اطلاعات بسر می برند. هنوز از محل بازداشت و وضعيت آنها هيچ خبری در دست نيست. بنابه گفتۀ دانشجويانی که اخير از بازداشت مامورين وزارت رها يی يافتند. بازجويان وزارت اطلاعات داشجويان زندانی را تحت وحشيانه ترين شکنجه های جسمی و روحی قرار ميدهند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، يورش وحشيانه مامورين وزارت اطلاعات به حريم دانشگاه و دستگيری دانشجويان و تحت شکنجه قرار داند و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها از محل بازداشت و وضعيت آنها را محکوم می کند. از دبير کل و کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار پايان دادن به سکوت در مقابل جنايتهای که توسط اين رژيم عليه مردم ايران و بخصوص دانشجويان روا داشته می شود است و همچنين برای پايان دادن به اين جنايتها خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر اين رژيم به شورای امنيت سازمان ملل است.






10 تير 1388    23:45

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير: وزارت کشور رضايی را تهديد به شکايت کرد

در پی درج اظهارات رضايی در برخی از روزنامه‌ها و سايت‌های خبري، کميته اطلاع رسانی ستاد انتخابات کشور، جوابيه‌ای بر اين اظهارات منتشر کرد که آنرا به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی وزارت کشور می خوانيد:



موارد مطرح از قول آقای اميدوار رضايي، کذب محض است و نامبرده را به اطلاعيه رسمی دفتر جناب آقای دکتر محسن رضايی ارجاع مي‌‌دهيم که دسترسی به مواضع رسمی اين نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری را صرفاً از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و نمايندگان ايشان در وزارت کشور و شورای نگهبان دانسته است. به نظر مي‌رسد اين موضوع (‌در برخی از صندوق‌ها ...) و بسياری از موارد مطرح در مصاحبه ايشان کلي‌گويی و در راستای فريب افکار عمومی بوده است، چرا که در غير اين صورت، روشن است که ايشان مي‌توانستند شماره صندوق (يا صندوق‌ها) و شهرستان مورد نظر را مشخص نمايد تا قابليت پيگيری باشد.



بديهی است که ايشان در راستای پيگيری موضوع و تنوير افکار عمومی صحبت نکرده و تنها در راستای کلی گويی و اتهام زنی بي‌مورد اقدام به چنين مصاحبه‌ای نموده است و مردم شريف ايران اسلامی نيز از اينگونه کلي‌گويي‌ها خسته شده‌اند و از يک نماينده محترم مجلس و فرد فرهيخته انتظار مي‌رود که مستند و مستدل سخن بگويد و انتظارات مردمی که ايشان را برگزيده‌اند نيز همين است.



يادآوری مي‌‌شود، ايشان بايد پاسخگوی پيامدهای اينگونه تشويش اذهان عمومی باشند. همچنين حق شکايت و پيگيری حقوقی از طريق مراجع قضايی برای تمامی دستگاه‌های دست‌اندرکار انتخابات (ستاد انتخابات کشور، هيأت‌های اجرايی و ... ) در اين باره محفوظ مي‌ماند








10 تير 1388    13:25

10تير :لغو نشست اعتراضی روزنامه نگاران با فشار نهادهای امنيتی

نوروز:نشست اعتراضی نسبت به ايجاد محدوديت فضای رسانه ای و بازداشت جمعی از روزنامه نگاران که قرار بود در روز پنج شنبه مورخ ۱۱/۰۴/۱۳۸۸ در سالن اجتماعات انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران برگزار شود، بنا به دستور دستگاه امنيتی کشور لغو شد.



اين نشست حمايت از اعضای صنف روزنامه نگار را که هم اکنون تعداد قابل توجهی از آنان به دليل تعطيلی و توقيف مطبوعات بيکار شده و جمعی نيز در بازداشت بسر می برند، در دستور کار خود داشت.



لذا بدين وسيله به اطلاع اعضای محترم می رساند اگر چه انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران برگزاری اين نشست را حق قانونی خود می داند، اما به دليل حفظ امنيت روزنامه نگاران در شرايط کنونی اقدام به لغو نشست مذکور می کند.



با اين حال انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران اعلام می کند که دستگاه قضايی - به ويژه دادستانی عمومی و انقلاب تهران - بايد هر چه سريعتر در رفتارهای خود نسبت به اصحاب مطبوعات و اهالی قلم تجديد نظر کرده و مطابق آزاديهای مصرح در قانون اساسی و قانون مطبوعات نسبت به رفع محدوديتهای اخير رسانه ای و آزادی فوری خبرنگاران و روزنامه نگاران در بند اقدام کند.



دبيرخانه انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران




10 تير 1388    19:04

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير: در حاليکه سوداگران چای به واردات آن ادامه می دهند 83 درصد از چای توليدی گيلان امسال در انبارها مانده است

رئيس هيأت مديره سنديكاى کارخانجات چاى شمال، گفت: چاى انباشته چايكاران كيلويى 800 تومان فروخته شده، اما نمي‌دانيم با چه قيمتى قرار است به مردم عرضه شود؛ ولى اميدواريم وزارت بازرگانى چاى خريدارى شده را فله‌اى بازسازى نكند چون لطمه سنگينى به چاى ايرانى خواهد خورد.

سعيد رحمت‌ سميعى در گفت‌وگو با خبرگزاری ايلنا، در رابطه با احياى سازمان چاى كه قبل از انتخابات اعلام شده بود، گفت: طبق مصوبه هيأت دولت اين سازمان فقط در حد تحويل و ارتقاء برگ ‌سبز چاى فعاليت مي‌كند و به بحث بازرگانى چاى سر و سامان مي‌دهد.

وى همچنين در مورد وضعيت فعلى چايكاران استان گيلان، گفت: در سال جارى حدود 14 هزار تن چاى خشك در گيلان توليد شده است كه دو هزار و 400 تن از آن به ازاى بدهى بهاى برگ سبز به سازمان‌هاى دولتى تحويل و 11 هزار و 600 تن هنوز در انبارها باقى مانده است.

وى در ادامه، افزود: چهار هزار تن چاى خشك از سال گذشته هنوز در انبارها باقى مانده است و يكى از مشكلاتى كه در اوايل بهار امسال داشتيم، انباشته شدن چاى در انبارها بوده و چون اين چاي‌ها فروش نرفته، پول كافى براى پرداخت بدهى در اختيار چايكاران نيست.

رحمت ‌سميعي، گفت: دولت قرار بوده تسهيلاتى تا سقف 20 ميليون تومان بابت كمك به كارخانه‌داران از طريق وزارت صنايع و معادن قرار دهد، اما متأسفانه سيستم بانكى كشور با شرايط سختى كه پيش روى وام‌ گيرندگان قرار مي‌دهد و طلب وثيقه‌هاى سنگين و شرايط خاص ضامن، كارخانجات نتوانستند اين تسهيلات را دريافت كنند.

وى همچنين، گفت: وزارت بازرگانى طى چند روز گذشته با جلسات مشتركى كه با مسئولان استان دارد، بنا شده تا پنج هزار تن از چاى انباشته شده در انبارها را كه سه هزار تن آن مربوط به سال 1387 و دو هزار تن مربوط به سال 1388 است را از چايكاران خريدارى كند، اما هنوز شرايط اين خريد و نحوه توزيع آن مشخص نيست.

رئيس هيأت مديره سنديكاى کارخانجات چاى شمال در ادامه، گفت: چايى كه وزارت بازرگانى از كشاورزان خريدارى مي‌كند، كيلويى 800 تومان است، اما نمي‌دانيم به چه صورت و با چه قيمتى قرار است به مردم عرضه شود.

وي، گفت: اميدواريم وزارت بازرگانى چاى خريدارى شده را به سنديكاى چاى تحويل دهد تا در آن‌جا اين چاى كهنه، پردازش بهترى شود و با بسته‌بندى مناسب عرضه شود؛ در غير اين صورت نمي‌دانيم كه وزارت بازرگانى اين چاى را براى عمليات لازم به كجا تحويل خواهد داد و آيا پردازش صحيح از اين چاى مي‌شود كه در غير اين صورت لطمه سنگينى به چاى كشور خواهد خورد و ديگر كيفيت مورد نظر را نخواهد داشت.




10 تير 1388    13:21

10تير: تصوير دانشجويی که در اثر ضربات باتووم در کما هست(اخطار: تصوير دلخراش)




   10 تير 1388    12:28

10تير:يکی از بازداشت شدگان:بازرسی های بدني، بسيار کثيف و غيربهداشتی انجام می شد

کردانه: اعلام نتايج دهمين دوره ی انتخابات رياست جمهوری ايران موجی از اعتراض را در سراسر کشور به وجود آورد.

اين اعتراضها که به مسالمت آميزترين شيوه ی ممکن مطرح می شدند با شديدترين شکل ممکن مورد سرکوب قرار گرفتند.

از آمار کشته شدگان، زخميها و بازداشتی های حوادث اخير در ايران به خاطر جعل اطلاعات، کاناليزه کردن اطلاعات، محاصره ی اطلاعاتي، فقدان اطلاع رساني، اطلاع رسانی کاذب و يکسويه و محدود کردن روزنامه ها حتی اينترنت، موبايل و سايت های خبری منتقد، هيچ اطلاع دقيقی در دست نيست.

بر اساس برخی از گزارشهای دريافتي، ظرف دو هفته گذشته بيش از ۲۵۰ تن از فعالان سياسي، اساتيد دانشگاهها، روزنامه نگاران، دانشجويان و همچنين مدافعين حقوق بشر که به نتايج انتخابات اعتراض کرده اند توسط مقامات امنيتی بازداشت و زندانی شده اند. از تعداد دقيق شهروندان عادی که در تظاهرات مسالمت آميز در گوشه و کنار کشور دستگير و زندانی شده اند اخبار دقيقی در دست نيست اما گفته می شود بيش از دوهزار نفر در بازداشت بسر می برند. بدليل جلوگيری از فعاليت روزنامه نگاران مستقل و اخراج خبرنگاران بين المللی از ايران تعداد افرادی که در اين تظاهرات توسط ماموان امنيتی و نيروهای بسيج کشته شده اند نيز آمار دقيقی در دست نيست.

بازداشتها به صورت فله ای و بدون ارائه مجوز صورت می گيرد. در ميان بازداشت شدگان افرادی ديده می شوند که هيچ ارتباطی به حوادث اخير ندارند و فقط به دليل حضور در خيابان بازداشت شده اند.

پای صحبتهای يکی از بازداشت شدگان نشستم که فقط چند روز از آزادی اش می گذرد. او با قرار وثيقه ی صد ميليون تومانی آزاد شده است. وی از اعضای کمپين يک ميليون امضا و عضو ستاد انتخاباتی کروبي، يکی از نامزدهای معترض به انتخابات است.

او درمورد نحوه ی بازداشت و اتفاقات بعد از آن اينگونه می گويد:

روز شنبه، 29 خرداد برای خريد کتاب به انتشارات جنگل رفتم. همان روز هم قرار بود که حاميان موسوی و کروبی راس ساعت 4 بعدازظهر از مسير انقلاب به سمت آزادی در يک اجتماع اعتراض آميز حرکت کنند. يعنی درست روز بعد از سخنرانی آيت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه ی تهران. من ساعت يک بعدازظهر يعنی سه ساعت قبل از برگزاری راهپيمايی به جلوی انتشارات رسيدم. به محض اينکه از ماشين پياده شدم و خواستم کرايه ام را حساب کنم به دستم دستبند زدند و مرا با خود بردند. کسانی که مرا بازداشت کردند می دانستند که من عضو کمپين يک ميليون امضاء و ستاد آقای کروبی هستم.

به وزراء واقع در ضلع جنوبی ميدان آرژانتين منتقل شدم. آنجا محل نگهداری زنان روسپی و معتاد است. اين روزها به دليل افزايش آمار بازداشتی ها، اين افراد را به وزراء، آگاهی شاپور، پليس امنيت ميدان نيلوفر، پليس امنيت مرکز پشت دادسرای انقلاب و کمپ کهريزک می برند. در وزراء مورد بازرسی قرار گرفتم. رفتارها در حين بازرسی به شدت توهين آميز و تحقير کننده بود. بازرسی خيلی کثيف و غير بهداشتی انجام می شد. آنها انگشتشان را بدون دستکش در تمام سوراخهای تنمان وارد می کردند و مورد بازرسی قرار می دادند. البته در آنجا اين کار را درباره ی زنان روسپی و معتاد برای پيدا کردن مواد انجام می دادند اما در مورد ما بازرسی جهت پيدا کردن رم موبايل صورت می گرفت.

مرا آن شب در وزراء نگه داشتند. اجازه ی تماس با خانواده نداشتم. گوشی موبايلم را هم همانجا از من گرفتند. شب بعدش ساعت 2:30 دقيقه بعد از نيمه شب به اوين منتقلم کردند. اگر همانجا آزاد می شديم که شانس آورده بوديم و برايمان سابقه نمی شد اما هر کس که به اوين منتقل می شد برايش پرونده تشکيل می دادند و يک سابقه برای او محسوب می شد.

هنگام بازجويی به همه مان چشم بند زده بودند. روی صندلی و مقابل ديوار نشسته بوديم. هر دو نفر يک بازجو داشتند. صدای بقيه را هم هنگام بازجويی می شنيديم. مکالمات تلفنی ما از زندان با خانواده هايمان شنود می شد و در بازجويی ها عليه ما مورد استفاده قرار می گرفت.

در زندان اوين به مدت 2 روز در سلول انفرادی زندانی شدم. در انفرادی يک دستشويی فرنگی بود و يک دوش هم در بالای دستشويی قرار داشت. حمام به شکل اپن بود. ديوارش خيلی کوتاه بود و تا زانوی من می رسيد. چهار طرف انفرادی را دوربين کار گذاشته بودند. يعنی من اگه دستشويی می رفتم و يا حمام می کردم آنها همه چيز را می ديدند. هوای انفرادی به شدت گرم بود. کسانی مثل من که ناراحتی آسم داشتند به شدت در اين هوا دچار مشکل می شدند. غذای آنجا افتضاح و پر از کافور بود. معده ها بعد از خوردن غذا به شدت به هم می ريخت.

بعد از 2 روز به همراه تعداد زيادی از زنان بازداشتی به بند بيماران متادونی اندرزگاه 3 نسوان منتقل شديم. کمبود جا به حدی بود که تعداد زيادی از زنان تازه منتقل شده تنها با يک پتو در راهروهای اين اندرگاه اسکان داده شدند. راهروها به شدت کثيف و غيربهداشتی و محيطی نامناسب برای نگهداری زنان زندانی بودند. البته پتو در زندان خيلی کم بود و خيلی از ماها من جمله خود بنده بدون پتو در روی زمين می خوابيديم. اين به دليل آمار بالای زندانی ها بود به طوريکه حتی صدای مسئولان آنجا هم در آمده بود. در زندان اوين فقط يک اندرزگاه را به زنان اختصاص داده بودند. با موج گسترده بازداشتهای اخير که شامل تعداد زيادی از زنان نيز می شد، کمبود فضا و مکان در بند زنان باعث افزايش فشار بر زندانيان شده بود.

در آنجا هم وضع غذا مثل انفرادی بود. بعد از خوردن غذا همه به شدت دچار حالت تهوع می شدند البته يک اتفاق ديگر هم با خوردن غذا می افتاد. نمی دانم در آن چه می ريختند که بعد از خوردنش همه بی حس و بی حال می شدند و دوست داشتند که بخوابند.

داروی مناسب در اختيار هيچ کس قرار نمی گرفت. در آنجا يک خانمی بودند که سرطان سينه داشتند. ايشان به داروهای خاص نياز داشتند و قبل از زندانی شدن تحت نظر پزشک بودند. اما در آنجا اگر خيلی دردش شديد می شد نهايت يک استامينوفن به او می دادند که آنهم فايده ای نداشت. او به داروهای مخصوص خودش احتياج داشت که خيلی هم گران بود و متاسفانه به هيچ وجه در اختيارش قرار نمی گرفت. يک دانشجوی رشته ی هنر هم آنجا بود به اسم سميه ثنايی. اين بنده خدا بيماری MS داشت. هوای گرم برای اين بيمارها به شدت مضر است. آنجا هوا خيلی گرم بود و او بدجوری احساس درد و ناراحتی می کرد. افراد زيادی هم بودند که به خاطر خوردن غذا دچار درد و حالت تهوع شده بودند. به تمام آنها فقط مسکن و استامينوفن می دادند تازه بعد از کلی جيغ و داد و فرياد. اگر هم به بهداری منتقل می شدند در آنجا نهايت يک سرم به آنها وصل می شد و يا يک قرص برای حالت تهوع دريافت می کردند.



مهتاب نصيرپور، بازيگر تئاتر هم در بين بازداشت شدگان بود. آنطور که خودش می گفت رفته بوده که در محل کشته شدن ندا شمع روشن کنه که همانجا بازداشتش می کنن. من نمی دانستم ندا کيست. او برايم تعريف کرد و تازه آن موقع بود که فهميدم چه اتفاقی افتاده.

دوتا فعال دانشجويی هم به نامهای فرناز معيريان از دانشگاه علامه و بيتا صميمی زاده از دانشگاه اميرکبير آنجا بودند. آنها قرار بود با قرار وثيقه آزاد شوند. اما در برگه هايشان به سوال "سابقه داريد يا نه؟" پاسخ نداده بودند. بازجويشان هم اين را فهميده و متاسفانه به انفرادی منتقلشان کرده است. الان بدجوری هردويشان تحت فشار هستند.

تعداد 23 نفر از مردم عادی هم در بين بازداشت شدگان بودند. يکی از آنها را بعد از خريد نان بربری بازداشت کرده و با همان نان بربری به زندان اوين آورده بودند. بيچاره هر چه گفته بوده که به خدا من اومدم نون بخرم کسی حرفش را باور نکرده و گفته اند فکر می کنی ما احمقيم. می يای تو راهپيمايی بعد که شلوغ می شه می ری تو صف نونوايی که يعنی من اومدم نون بخرم.

در ميان بازداشت شدگان 3 تا دانش آموز 15-16 ساله بودند. يکی از آنها را به همراه مادر و خاله اش بازداشت کرده بودند و دوتای ديگر را هم که در حال دوچرخه سواری در خيابان مطهری بودند، بازداشت می شوند. اين بچه ها را به شدت اذيت می کردند. مثلا به آنها می گفتند شما رو توی انفرادی می اندازيم، توی انفرادی جن داره. بچه ها هم می ترسيدند و با صدای بلند گريه می کردند. آن بچه ها 12 روز بازداشت بودند.

در بين ما هم خانمی حضور داشت که از دادگاه خانواده رباط کريم به سمت انقلاب آمده بود. آن روز رفته بود تا از شوهرش طلاق بگيرد. او را در اتوبوس می گيرند و می گويند تو برای شرکت در راهپيمايی داری به سمت انقلاب می روی.

يعنی می خواهم بگويم بازداشت ها آنقدر به شکل فله ای صورت می گيرد که بازداشت کنندگان اصلا به اينکه طرف واقعا در راهپيمايی حضور داشته يا نه، معترض هست يا نه فکر نمی کنند. آنها مردم را فقط به خاطر حضور در خيابان بازداشت می کنند و اين بازداشتهای فله ای همچنان ادامه دارد.

در آنجا وبلاگ و وبسايت و فيس بوک را چک می کردند. حتی ايميلهايمان را بايد در اختيارشان می گذاشتيم. آنها تمام ايميلها را چک می کردند. همچنين از تمام مکالماتمان از طريق موبايل پرينت می گرفتند. موبايلهايمان را روشن می گذاشتند تا کسانی که هنوز از بازداشت شدن ما خبر نداشتند به ما زنگ بزنند بعد از تماس دوستان، فاميل و يا خانواده مان، بازجوها سريع به سراغمان می آمدند تا بگوييم آنها کی هستند و چرا به ما زنگ زده اند و ارتباط ما با آنها چيست.

تعداد کسانی هم که در تجمع روز شنبه ی پارک لاله دستگير شدند بالای 60 نفر بود که ديشب همه را از آگاهی شاپور به زندان اوين منتقل کردند.

ساعت آزاد شدن زندانی ها هر شب از ساعت 7 تا 11 شب است. در مقابل هر صد مردی که آزاد می شوند، 5 تا زن هم از در زندان بيرون می آيند و اين به خاطر آمار بالای زندانيان مرد است.

فقط روز آخر که آنجا بودم يک نامه نوشتم که به امضای بقيه ی زندانی ها نيز رسيد. در اين نامه تقاضای رسيدگی به وضع پوشاک، بهداشت و تماس با خانواده هايمان را داشتيم. بعد از تحويل نامه يک آقايی به نام آقای ياری به نزدمان آمدند. وقتی حرفها و تقاضاهايمان را از زبان خودمان شنيد سريع برايمان تلويزيون، روزنامه و گوشی آورد. با هزينه خودش برايمان کارت تلفن خريد. وضع آب زندان اوين خيلی خراب است. آقای ياری برايمان آب معدنی هم آورد. به بچه ها لباس زير هم تحويل دادند. آن روز من نامه را ساعت 2 نوشتم و خودم ساعت 10:30 دقيقه شب همان روز با قرار وثيقه ی صد ميليون تومانی آزاد شدم. اصلا خيلی تعجب کردم که آقای ياری با ما اين گونه رفتار کرد. نمی دانم رويه ی فوق بعداً ادامه داشت يا نه.

موبايل مرا هنوز تحويلم نداده اند. چند روز است که به دنبالش می روم ولی پاسخ درستی دريافت نمی کنم. موبايلم را همچنان روشن نگه داشته اند تا ببينند که چه کسی به من زنگ می زند و با چه کسانی در ارتباط هستم.






10 تير 1388    10:28

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

10تير:تصوير يکی از کشته شده گان کوی دانشگاه

روشنگری: تصاوير مربوط به يکی از کشته شدگان کوی دانشگاه است. گلوله تفنگ شکاری ساچمه زنی از فاصله يک متری به سر وی شليک شده است. بيش از پنجاه ساچمه وارد سر شده است.


   10 تير 1388    10:07


نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
16:33 10 تير 1388

نام:   secular
ای-ميل:  
14:22 10 تير 1388
تمام پلايشگاهها بايد از كار بيافتد با هر روش ممكن !!!! زيرا آنجا محل مولد سرمايه براي سركوب ما است توسط حزبالله, حماس, بسيجي, سپاهي, لباس شخصي, موتلفه ايهاي انگليسي, خامنه ايهاي كا.گ.ب و صهيونيسم هاي مسلمان شده (احمدي نژاد, جنتي ها, مصباح يزديها, مكارم ها و ... )


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

بازگشت

10تير:درخواست تماس با روحانيون و مراجع مذهبی در قم و اعتراض و شکايت از کشتارها

روشنگری: يادداشت زير به آدرس ايميل ما رسيده است که عينا جهت اطلاع کاربران انتشار می يابد:





تلفن و ای ميل تماس با مراجع در قم برای جلب حمايت آنها از مقاومت در برابر کودتا:

سيل تماس تلفنی و ارسال ای ميل همراه با لينک فيلم کشتارهای 11 روز اخير در سراسر کشور به سوی دفتر مراجع مذهبی روان است. اين اقدام اعتراضی می رود تا به يک جنبش افشاگری و آگاه کننده مراجع مذهبی در ايران بيانجامد که کودتاچی ها تلاش می کنند آنها را نيز از ماهيت وقايع دور نگهدارند و ارتباط آنها را با مردم قطع کرده اند. اين تماس ها از داخل و خارج کشور جريان دارد و گفته می شود تاثير مهمی در مقاومت اين مراجع در همراهی با علی خامنه ای در کودتای انتخاباتی داشته است. هر ايرانی در خارج و داخل کشور که به اين جنبش بپيوندد، يک گام مفيد در مقابله با کودتا برداشته است. حکومت هنوز می گويد نظامی نيست، بلکه مذهبی است و به همين دليل ضرورت دارد فشار مذهبی را بر آن افزود.







دفتر آيت الله سيستانی در قم



تلفن: 7741415 الی 9 با کد قم 0251









آيت الله مکارم شيرازی



تلفن: 7840003 با کد قم 0251







آيت الله جوادی آملی



تلفن: 2931178 و2931168 با کد قم - 0251









آيت الله وحيد خراسانى



تلفن: 7740611 و ٤٤٥ ٤٢ ٧٧ با کد قم 0251







آيت الله صافى

تلفن: 7479 با کد قم 0251 (شماره تلفن، چهار رقمی و صحيح است)







آيت الله صانعى



تلفن: 7744009 الی 10 و 7831660 الی 62 و7744767 با کد قم 0251











آيت الله موسوی اردبيلى



تلفن: 7745291 الی 3







آيت الله روحانى



تلفن: 7743538 با کد قم - 0251















آيت الله حسينی شيرازی تلفن: 7700368



آيت الله مظاهری تلفن: 4464691 با کد اصفهان - 0311







به ياد داشته باشيد که کميت و تعداد و گستردگی اين تماس ها بسيار مهم تر از کيف&#