2تير: نامه مهندس عبدالعلی بازرگان فرزند شادروان مهندس مهدی بازرگان
هوالعلی الکبير
جناب آقای سيد علی خامنه اي، نميدانم با چه زبان و از کدامين ظلم و جنايتى با شما سخن بگويم که مشفقان و دلسوختگان ملت نگفته باشند؟ در نظام متمرکز و مطلقه ای که همه راهها منتهی به رأی و تصميم شخصی شما گشته، نامههای ناصحانه متعددی در ارتباط با تقلب انتخاباتی وسرکوب خونين معترضين به جنابعالی نوشته شده که هيچکدام هم پاسخی دريافت نکردهاند. بنده نيز اميدی ندارم اين نوشته از کانالهای کنترل شده ارتباطی بيت بگذرد و به رؤيت شما برسد، با اين حال بنا به وظيفه ملی و دينی خود نکاتی را يادآور ميشوم.
در نظام ولايت مطلقه فقيه، شما و تئوريسينهای اين تِز مدعی هستيد مشروعيت خود را نه از آراء اکثريت مردم، بلکه ازپيوند به ولايت اهل بيت مطهر پيامبرمکرم اسلام ميگيريد. سرسلسله ولايت و عرفان در مکتب تشيع اميرالمومنين علی(ع) است که ديدگاه سياسی خود و معيارهای مطلوب حکومتی را در "عهدنامهای" که به "منشور حکومت اسلامی" شهرت يافته، تدوين کرده است. عهدنامهای که برای اداره سرزمين بزرگ مصر به "مالک اشتر" سپرده تا درماموريت خطير خود به عدالت رفتار کند. بنابراين بر آن شدم عملکرد شما در وقايع خونبار اخير را در عرضه به اين منشور، که تبلور عصاره تجربيات حکومتی نخستين امام مکتب تشيع است، مورد ارزيابی و مقايسه قرار دهم. گرچه اين نکات را بهتر از من ميدانيد، اما خواستم به مصداق:"فذکرفان الذکری تنفع المومنين"، هرچند خوشايند شما و چاپلوسان نباشد، هم يادآوری کرده باشم، و هم به کسانی که ولايت شما را از سنخ همان ولايت ميدانند تفاوت زمين تا آسمان را به توفيق حق نشان دهم.
الف – بدبينی ملت به رهبری
جناب آقای خامنهاي، ميليون ها ايرانی آزاده، به حق يا باطل، شما را در حوادث اخير به خاطر حمايت بی دريغتان از رئيس جمهور و تقلب آشکارانتخاباتی همکاران او، عامل اصلی تشنجات و کشتارها ميدانند وسياستهای يک طرفه و استبدادی شما را محکوم و عدالت و صلاحيت رهبريتان را انکارمی کنند. جنابعالی مسلماً چنين قضاوتی را بر نميتابيد، اما مدعی پيروی از کسی هستيد که (در همان عهدنامه) فرمود:
اگر ملت برتو گمان ستمگری بَرَد( حکم ترا ظالمانه بشمارد)، عذر خويش را با شفافيت تمام برای آنها بيان کن و بدگمانی مردم را با دلائل روشن از خود دور ساز. مسلماً در اين (تمکين به حقوق و حاکميت مردم) رياضتی است که بايد بر خود دهي، و رفاقتی است با مردم، و رسيدنی است به آرمانت که بايد برپاداشتن مردم در راه حق باشد (بند ۱۳۰ عهدنامه).
اما شما جز تأييد شتابزده صحّت انتخابات پيش از زمان قانونی آن و مردود شمردن ادعای مخالفين بر تقلب درامانت ِ آراء، نه تنها هيچ دليل و منطقی جز پافشاری بر درستی و "شيرينی"! آن ارائه نداديد، بلکه نيروهای سرکوب تحت فرمانتان را از "تلخی" عواقب کشتار منع نکرديد. در حالی که بايد به جای تهديد و توبيخ، با عدالت و انصاف و عذرخواهی ازملت، آنها را آموزش و رشد ميداديد.
با وجود بسته شدن خبرگذاريها و همه امکانات و ابزار رسانهای ِ قابل کنترل، برای بی خبر نگه داشتن تودههای مردم از سرکوب سازمان يافته حاکميت، به نظر نميرسد برای شما محدوديتی برای آگاهی ازعوارض اين قلع و قمع باشد. آيا هرگز گزارش و عکسی ازشهدا و مجروحين وقايع اخير را به سمع و نظر شما رسانده اند؟ آيا ميدانيد نزد خدا و خلقش، به عنوان تصميم گيرنده اصلی و مسئول مستقيم آنها پاسخگوی در دنيا و آخرت هستيد؟ از دو حال خارج نيست؛ يا می دانيد، يا نمی دانيد. اين سئوال را رهبر سلف شما در آستانه انقلاب از شاه کرد. آيا به ياد نميآوريد!؟
اختلاف ميان مقام رهبری و ملت، امری بسيار طبيعی و عادی در ساير کشورهاست، در نظام ولايت فقيه، همواره اين مردم هستند که صغير و مهجور و محتاج سرپرستی هستند و حق هميشه با رهبری است و نظر او "فصل الخطاب" و "حکم حکومتی"اش حذف کننده هرحرکت فکری است. اما در همان "عهدنامه"، در تنازع احتمالی رهبر با ملت (مشابه چنين حوادثی)، تصريح شده است طرفين موظفند به کتاب و سنت (قانون) مراجعه نمايند ورهبری هيچ حق ويژه ای بر ديگران ندارد (بندهای ۶۳ تا ۶۵).
جناب آقای خامنهاي، اينک متاسفانه ميان شما و بخش عظيمی از ملت اختلاف و فاصلهای عميق افتاده است که در صورت لجاجت و بياعتنائی به حقوق مردم، ميرود خدای ناکرده به جنگی داخلی و برادرکشی منتهی شود آثار چنين فتنهای که تا ابد بر پيشانی عاملان آن باقی می ماند، نام نيکوئی از شما باقی نميگذارد.
توجه تان را به تصوير زشتى ازاين اوضاع در فرازی ديگر ازعهدنامه جلب ميکنم:
اگر ملت بر رهبری چيره گردد (نظام مديريت گسسته شود) يا رهبری به ملت ستم کند، در اين هنگام اختلاف کلمه پديد ميآيد و نشانههای زورگوئی قدرت آشکار ميگردد، فريب کاريهای دينی زياد ميشود ، عمل به سنتهای نيکو متروک می ماند، هر کس به دلخواه عمل ميکند، احکام معطل ميماند، دردها و بيماريهای(جسمی و روحی) مردم افزون ميشود، هيچ کس از پايمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بيمی به دل راه ندهد (بيتفاوتی مردم). در اين هنگام نيکان بهخواری و بدکاران به عزّت ميرسند(خطبه ۱۶۰).
ب- انتقاد به رهبری
جناب آقای خامنهاي، علی(ع) که شما سالی را به ياد او نامگذاری کرديد، در همان آغاز خلافت، صريحاً مردم را به حقگوئی (انتقاد) از خود و نظردهی (مشورت) دعوت و تأکيد کرد: "من بالاتر از اين نيستم که اشتباه نکنم، مگر آنکه خدا کفايتم کند" (خطبه ۲۱۶) و در متن عهدنامه معروف خود به مالک هشدار داد:
بايد نزديکترين وزيرانت از نظرقرب مقام کسی باشد که بيشترين حرف تلخ حق را به تو ميزند و آنگاه که عملی از تو سر ميزند که خدا از اوليائش ناخوش دارد، کمترين ياری را به تو ميرساند، ... همکارانت را به جد بياموز تا تو را ستايش و بيجهت تجليل نکنند. (بند ۳۳)
شما اگر در حوادث اخير به جای دستگيری گسترده رهبران گروه های سياسی و صاحب نظران دلسوزملک و ملت، از بيم واهی بهره برداری از نيروی خشم ملت، و اعتمادتان به تحليلهای اطرافيانتان، طبق فراز زير با آنان گفتگو و رايزنی ميکرديد، آيا به صلاح خودتان و ملک و ملت مظلوم نبود؟
تا آنجا که ميتوانی با دانايان و حکيمان (کارشناسان) در تثبيت آنچه امور کشور را به اصلاح و مردم را به پا می دارد مذاکره کن. (بند ۴۰)
رهبران فکری و سياسی مردم که جای خود دارد، شما طبق اين عهدنامه وظيفه داريد بخشی از اوقات هفته را به شنيدن نظريات کسانی که به شما انتقاد دارند، اختصاص دهيد:
بايد قسمتی از اوقات خويش را به کسانی که مطالباتی ازخودت دارند اختصاص دهی و در مجلسی عمومی که نهايت تواضع را به خاطر خدا انجام می دهي، بدون حضورنيروهای نظامي، حراستی (امنيتی) و پليس، شخصاً حضوريابی تا گويندگان (شاکيان) بدون لکنت زبان با تو سخن بگويند، که من از رسول خدا، نه يکبار، که به کرات شنيدم که ميفرمود: هرگز نظامی را که حق ِ ضعيف بدون لکنت زبان از قوی ستانده نميشود، نمی توان نظام مقدس (پاک و مبرای از عيب) شمرد... ( بندهای ۱۰۹ تا ۱۱۱)
جناب آقای خامنهاي، هواداران شما با کدام معيار، حکومتی را که مطالبه امانت درآراء انتخابات را با ضرب و شتم و ابزار قتاله پاسخ ميدهند، نظام مقدس!! ميشمارند؟ شما وقتی کارهای بزرگ را به اشخاص کوچک ميسپاريد، برای حفظ موقعيت خود از هيچ اقدامی فروگذاری نميکنند. به راستی منطق شما درحمايت مستمر از آقای احمدی نژاد، که مملکت را با عملکردش در آستانه نابودی قرار داده، جز نزديکی به افکار خودتان، آنچنان که در نماز جمعه گفتيد، چيست؟ نمازی که فرصت استثائی خدائی بود تا جامعه را با قبول تقلب وقضاوت منصفانه خودتان به آرامش بياوريد. اما در "عهد نامه علی" آنگاه که ضوابط گزينش کارگزاران را: داشتن تجربه، حياء، خانواده صالح، سابقه در اسلام پيشگام (نه متحجر)، اخلاق کريمانه، بی طمعی مالي، عاقبت انديشی و ... تبيين ميکند به گونه ديگری توصيه شده است:
کارگزارانت را پس ازآزمايش به کار بگمار، نه با تمايل شخصی و رأی فردی. که اين شيوه ظلم است و خيانت (به ملت). (بند ۷۲)
ج- سرکوب مخالفين
کشتارهای فجيعی که در برخورد با دانشجويان و يا در تظاهرات مسالمت آميزخيابانی در حوادث اخيرتوسط نيروهای تحت فرمان مستقيم وغير مستقيم شما رخ داده است، تماماً حکايت از عزم راسخ آن مقام در قلع و قمع مخالفينی ميکند که جز تجديد انتخابات ِمهندسی شده درخواست ديگری ندارند. گويا فدا شدن هزاران نفر برای به کرسی نشاندن تصميم رهبری و ناديده گرفتن ميليونها درخواست منطقی اهميتی در نظام ولائی شما ندارد!؟
اگر از خاطر نبرده باشيد،۵۶ سال قبل در بيدادگاه نظامی شاه، وقتی مرحوم طالقانی و ساير سران نهضت آزادی محاکمه ميشدند، مهندس بازرگان پس از دريافت محکوميت ده ساله خود خطاب به تيمسار"قره باقی" رئيس دادگاه گفت:
ما آخرين گروهی هستيم که با زبان قانون وبه شيوه مسالمت آميز با شما سخن ميگوئيم. با محکوم کردن ما ملت خاموش نمی شود بلکه با زبان ديگری با شما سخن خواهد گفت.
ده سال بعد حرکتهای چريکی درجنگلهای "سياهکل" و عمليات مسلحانه شهری جايگزين مبارزات مسالمت آميزپارلمانی شده بود. تشکيلات شما استثنا نيست و قوانين الهی شيخ و شاه نميشناسد.
شما اين سختسری و قاطعيت را به نفع نظام ولائی ميدانيد، اما در فراز ديگری از منشور حکومتی على (ع) نظر ديگری عنوان شده است:
ترا هشدار ميدهم در باره خونها (جان مردم) و خون ريزی به ناحق. زيرا هيچ عاملی بيش از کشتاربه ناحق موجب بروز نابسامانيهای اجتماعی (نقمت) و پيآمدهای تخريبی عظيم و زوال و بريده شدن مدت (حکومت) نميگردد .... مبادا پايه های سلطنت خويش با ريختن خون حرام تقويت کنی که چنين شيوهای نه تنها موجب تضعيف و سستی ارکان حکومت، بلکه زوال و انتقال آن (به نظامی ديگر) ميشود. (بند ۱۴۱)
جناب آقای خامنهاي، شما که اجازه نميدهيد خبرنگاران داخلی و خارجی از صحنههائی که هوادارانتان آفريدهاند، فيلم و گزارشی تهيه کنند، آيا مستقل از فضا و فيلتری که پيرامونتان ايجاد کردهاند هرگز فرصت کردهايد نيم نگاهی به عکسها و فيلمهائی که جوانان جسور با موبايلهای خود از جنايتهای مأمورانتان گرفتهاند بيندازيد؟ آيا حمله نيروهای سرکوبگر در لباس شخصی را که همچون گرگ به جان جوانان برومند وطن افتادند ديدهايد؟ مگر امام علی(ع) در همان عهدنامه هشدار نداده بود:
مبادا، همچون درندگان به جان مردم افتاده و خورد نشان را غنيمت بشماری. آنها از دو حال خارج نيستند؛ يا برادر دينی تواند و يا همنوع تو (بند ۹ و ۱۰).
البته شما در نماز جمعه با فرافکنی زيرکانهای مسئوليت اين جنايت ها را به گردن "تروريست های نفوذی"! انداختيد که در پوشش تظاهرات خيابانی ضربات تروريستی خود را وارد می کنند. عجبا، چگونه است که تروريست ها اهداف خود را همواره از ميان دانشجويان معترض دانشگاهها و در ميان مردم عادی انتخاب ميکنند!؟
گفتيد:"اينکه بروند دانشگاه و جوان دانشجوی مؤمن و حزب اللهی را آنهم با شعار رهبری مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون می کند"! اگر چنين احساسی صادقانه است، چرا برای يکبار هم که شده دستور نميفرمائيد نيروهای انتظامی شما با نيروهای رسمى با لباس شخصی برخورد و آنها را دستگير کنند؟
امام علی به مالک اشتر، با آنکه مطمئن ترين ياور او بود، در دفاع از حقوق مردم تازه مسلمان مصرو پرهيز او از اتخاذ شيوههای خشن در برخورد با مردم فرمود:
اگر به خطا کسی را کشتی يا تازيانهات، يا شمشيرت، يا دستت در عقوبت از حدّ گذرانيد، يا با مشت و بالاتر از آن، به ناخواسته مرتکب قتلی شدي، نبايد گردن کشی و غرور قدرت تو مانع آيد که خون بهای مقتول را به خانواده اش بپردازی.
جناب آقای خامنهاي، در نظام ولايتی شما خونبها که پيش کش! جنازه جوانان را هم به خانوادههاشان به راحتی تحويل نميدهند تا بر آنان عزاداری کنند!؟ اين است رأفت وعطوفت اسلامی ادعائی شما!
شما با تحريک عواطف مذهبی نمازگزاران، بخش عظيمی از ملت را فريب خوردگان يا وابستگان به بيگانه شمرده و مرتکب ظلم عظيمی ميشويد. شما ناله و نفرين مادران داغدار وفرزندان شکنجه شده آنان را نميشنويد اما در نظام خداوند ِ سميع و عليم ناله والدين "ندا"های مقتول بدون جواب نميماند.
(بند۱۹) هيچ عاملی برای تغيير نعمتها (راحت و رفاه و امنيت و آزادی) در جامعه و شتاب گرفتن نقمت ها (نوميدي، اعتياد، فساد، فحشاء و ...) مؤثرتر از قدرت گرفتن يک حکومت بر پايه ظلم نيست. زيرا خداوند شنوای دعای شکنجه ديدگان و در کمين ستمگران است.
د- شخصيت پرستی مشرکانه
جناب آقای خامنهاي، ملت ما در انقلاب سال ۵۷ ازطاغوت زمان که نماد طغيان استبدادی يک فرد بود، نجات يافت و به حاکميت ملی رسيد. اينک پس از ۳۱ سال، گرچه ظواهر و عناوين عوض شده، اما همچنان در بر همان پاشنه می گردد و اکثريت ملت درنظام ولايت مطلقه و شورای نگهبان و ساير نهادهای وابسته، از حاکميت خود محرومند. شيوههای شخص پرستی و بت سازی مشرکانه از مقامات و تملق و چاپلوسي، سکه رايج زمانه است و بر خلاف امام علی که در طرد و دفع متملقين فرصتطلب از هيچ فرصتی دريغ نميکرد، متأسفانه ديده نميشود مقام رهبری ابراز برائتی از چنين چاپلوسانی کرده باشند. گويا اين فراز زير از عهدنامه به کلی فراموش شده است:
هرگاه از اقتدارخويش احساس ابهت واوج خيال (در آسمان جاه و مقام) کردي، نگاهی به عظمت ملک خداوند بر بالای سرت بيفکن و قدرت او را برخويش، که فاقد آني، در نظر بگير. با چنين به خود نگريستنی سرکشی تو تسکين می يابد، تند و تيزی تو فرو ميکاهد و عقل و خِردی که از توگريخته باز ميگردد (بند۱۴).
ر - عدالت پروری
انتظار ملت از شما چيزی جز انصاف و عدالت و ترجيح حقوق ملت برتمايلات خودتان نيست، شادمانی شما نيز، آنچنان که در عهدنامه آمده است، نبايد جز اجرای عدالت و جلب رفاه و رضايت مردم باشد. اين سخن ِامامی است که يکسره از ولايت او داد سخن ميدهيد:
بهترين مايه شادمانی رهبران بايد بپا داشتن عدالت در شهرها وپديدار شدن دوستی (طرفداری) ملت باشد و چنين دوستی حاصل نميشود، مگربا خوشبينيشان و اين نيزحاصل نميشود جز با گردآمدنشان پيرامون مسئولين امور و سنگين نشمردن بار دولت آنها بردوش خود و ترک ِآرزوی سر آمدن دوران زمامداريشان (بند۵۸).
جناب آقای خامنهاي، پايان بخش نامه خود را مقدمه عهدنامه امام علی قرارميدهم، مقدمهای که به هنگام اعزام مالک اشتر به سرزمين فراعنه، نوشته شده است:
ای مالک، بدان که تو را به سرزمينی فرستادهام که پيش از تو دولتها ديده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشمی مينگرند که تو در کار رهبران پيش از خود مينگری ودرباره تو همان ميگويند که درباره آنان ميگوئی و نيکوکاران را از آنچه خدا بر زبان مردم جاری ميسازد توان شناخت.
ميهن عزيز ما بيش از ۲۵ قرن است درسلطه سلسله سلاطيني، عموماً ستمکار زيسته است، زمان زيادی نداريد تا قضاوت بندگان خدارا عوض کنيد. آريامهر!! آنگاه صدای انقلاب مردم را شنيد که فرياد "مرگ برشاه" همه فضای شهر را پر کرده بود. به نصيحت اميرمؤمنان گوش دل بسپاريد که فرمود:
کفايت کار مردم به عهده تو قرار گرفته وخداوند ترا در رفتارت با ملت امتحان ميکند. پس خود را در جنگ با خدا قرار مده که قدرتی در برابر انتقام او نداری و نيز بينياز از عفو و رحمتش نيستی (بند۱۱).
... و مااريدان اخالفکم الی ما انهيکم عنه ان اريد الاالاصلاح مااستطعت و ماتوفيقی الابالله عليه توکلت و اليه انيب (هود۸۸).
2 تير 1388 20:07