|
|||||||||
| |||||||||
1تير: يک کاريکاتور
1 تير 1388 13:36 |
1تير: بازداشت خبرنگار نيوزويك در تهران
به گزارش بيبيسي، ,مازيار بهاری,، روزنامهنگار و فيلمساز تبعه کانادا و خبرنگار هفتهنامه آمريکايی نيوزويک در تهران دستگير شد. اين هفتهنامه طى بيانيهای بازداشت بهارى را تائيد و آزادى هرچه سريعتر وى را خواستار شده است. 1 تير 1388 11:12 نظر شما |
1تير: اسباببازيای که خيليها را سرکار گذاشت
1تير :پشت پرده ی ملاقات های رفسنجانى با مراجع قم
منابع ايرانی به "العربيه.نت" اطلاع داده اند كه تعدادى از اعضاى مجلس خبرگان متشكل از روحانيون ومراجع برجسته ى قم، كه مسئوليت بركنارى ويا تعيين ولى فقيه را برعهده دارد، اخيرا طى ملاقات با علی اكبر هاشمى رفسنجانى، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ايران ورئيس مجلس خبرگان رهبری ، تمايل خود را به تشكيل يك شورای گروهى اظهار داشتند. اين موضع گيرى در پى جانبدارى آيت الله سيد على خامنه اي، ولى فقيه كنونى از احمدى نژاد رئيس جمهورى ايران كه مدت رياست اش به پايان رسيده، صورت گرفته است. به اعتقاد اعضاى مجلس خبرگان ، ولى فقيه در حال حاضر، شرايطی را که قانون برای رهبرى در نظر گرفته است از دست داد. منابع مزبور با اشاره به ديدار رفسنجانى با برخى مراجع قم وديگر اعضاى برجسته ى مجلس خبرگان از جمله سيد جواد شهرستانى، نماينده ى آيت الله على سيستانى در قم، گفتند كه رفسنجانى در پشت پرده تلاش دارد بحران كنونى ايران كه كليه ی شهرهاى اين كشور فرا گرفته است پايان دهد. به گفته ى اين منابع، رفسنجانى، از ياد نبرده است که چگونه در دوران "امام خمينى رهبر انقلاب اسلامى" با همكارى مراجع مذهبى، بن بست ها ورويداد هاى خطرناك را در كشور كنترل و برای آنها راه حل ايجاد می کرد . همچنان گفته شده است كه رفسنجانى طى ملاقات با مراجع دينى قم، موضوع كناره گيرى احمدى نژاد را به عنوان راه حلى براى پايان بخشيدن به بحران كنونى مورد بحث وبررسى قرار داده است. كه اين امر مى تواند منجر به خروج ايران از بن بست سياسى از يک سوی و پايان بخشيدن به تنش با آمريكا وبرخى كشورهاى اورپايى از سوی ديگر شود . به گفته ى منابع مذكور، رفسنجانى به مراجع قم گفته است كه رهبر مى بايست پدر همه ى ملت و نه پدر گروه معينى باشد. گفتنى است كه رفسنجانى در نماز جمعه گذشته كه در آن ولى فقيه سخنرانى كرد، واحمدى نژاد را به عنوان رئيس جمهور منتخب آتى اعلام كرد، حضور نداشت. لازم به ذكر است كه در پى تظاهرات معترضانه ى مردم ايران نسبت به نتايج انتخابات اخير، بيش از 500 نفر در تهران، تبريز، مشهد واصفهان بازداشت شده اند. در ميان بازادشت شدگان، فايزه هاشمى، دختر اكبر هاشمى رفسنجانى وجود دارد كه امروز يكشنبه توسط نيروهاى امنيتى بازداشته است. در عين حال چهار نفر ديگر از اعضای خانواده رفسنجانی نيز توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده اند. همچنان در بين بازداشت شدگان، سعيد حجاريان، معاون سابق محمد خاتمى، رئيس جمهورى پيش ايران، محمد على ابطحى، معاون محمد خاتمى، محسن امين زاده، معاون وزير خارجه ى سابق ايران در دروان حكومت خاتمى، سعيد ليلاز، روزنامه نگار برجسته ايرانى، ابراهيم يزدى، اولين وزير خارجه ی جمهورى اسلامى ايران كه هنگام بازداشت جهت مداوا در بيمارستان به سر مى برد، عبدالفتاح سلطانى، يكى از بنيانگذاران "مركز دفاع از حقوق انسان" محمد توسلى، مدير دفتر سياسى "نهضت آزادى ايران"، مصطفى تاج زاده، وزير كشور در زمان رياست جمهورى خاتمى، وحسين زمان، خواننده ى پاپ، از جمله كسانى هستند كه طى چند روز گذشته بازادشت شده اند. 1 تير 1388 11:06 نظر شما |
1تير :روزنامه های افغانستان و انتقاد شديد مردم افغانستان عليه کرزی بخاطر تبريک گفتنش به احمدی نژاد
وقتی صحنه ى رقت بار و درد انگيز شهادت , ندا, دختر جوانی را که هدف گلوله خونخواران بسيجی احمدی نژاد قرار گرفته بود و شيارهای سرخ خون از کناره لبان آزادی شعار او به بيرون ره می برد، مشاهده کردم و در آخرين نگاه های معصومانه و دادخواهانه و شفاف او که ذره ای از ترس و موج خفيفی از پشيماني، صفا و زلالی آنها را خدشه دار نمی ساخت ديدم، چنان از خود رفتم که فکر کردم دخترکم "الهام" را می نگرم. در همان حال از خودم بدم آمد و شرمنده شدم که هستم و زندگی می کنم و ناظر چنين صحنه هايی که نشان از قساوت، رذالت و سنگدلی انسان نماهای قدرت پرست دارد، می شوم. او هر که بود دختر من بود. او را نديده بودم و او نيز مرا، اما قطره قطره خون زلال او که بر سنگفرش گرم خيابان چکه می کرد و صورت ناز او را رنگين می کرد، اين را به من می گفت که او دختر من است و خون او خون من. آن قطرات سرخ همان قطراتی بود که من در زير شلاق رفقای جنايت کار خاد ريخته بودم. همان قطرات خونی بود که هزاران يار ناشناخته ام در پوليگون های پل چرخی ريخته بودند تا آزادی و شرف شان را پاس دارند. شما از آنها خبر نداريد و مصلحت شناسی شما و ياران تان که بعضا هم پيمان با آن آزادگان سرخ روی بودند مانع از آن است که به ياد آنان افتيد. اما بيادم آمد که شما نيز نوباوه ى معصومی در خانه داريد که عمرش درازباد و سايه لطف شما و عنايت پروردگار بر سرش مستدام. آيا شده است که گاهی به ياد آن هزاران طفلی که هرگز چشمان مهربانی طلب شان برسيمای پدر باز نشده است و فقط در روياهای مبهم و گنگ شب های سرد زمستان يا عرقريز تابستان دستان مهربان او را بر گونه های بابا طلب شان احساس کرده اند. ناگهان رفيق شفيقی به من ياد آور شد که رييس جمهور منتخب ما اولين کسی است که پيروزی آقای احمدی نژاد را حتا قبل از آن که مراحل قانونی اش را طی کند و به تاييد شورای نگهبان برسد، به وی تبريک گفته است و مصلحت نظام جمهوری اسلامی ايران را به فتوای مقام منيع ولايت عاجل تر از حزب الله لبنان و برادر هوگو چاوز پاسخ مثبت داده و به احمدی نژاد مبارکباد گفته است. شايد به اميد آن که برادر بسيجی احمدی نژاد نيز اين قرض را چند چندان به او باز گرداند، که مبارکباد او سخت خوش گوار است. او که حتا امريکا را به هيچ می گيرد و هولوکاست را انکار می کند ولی خودش همان برخوردی را با مهاجرين افغانی روا می دارد که اسراييل با آوارگان فلسطينی! مساله چندان ناروشن نبود زيرا همه کسانی که ناظر بر اوضاع ايران بودند می دانستند که چه کسی پيروز است. ملت ايران، دانشمندان، هنر مندان، استادان، دانشجويان، مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران و نويسندگان، اعم از زن و مرد، از مدت ها بدين سو به خاطر دفاع از حقوق بشر، ارزش های مدني، دموکراسی و آزادی بيان و حقوق شهروندی مبارزه می کردند و خيلی صريح انزجار شان را از نظامی که در آن فقط يک نفر حق انتخاب دارد اعلام کرده بودند. اولين گزارش ها از صحنه ی انتخابات حکايت از پيروزی محتوم و چشمگير موسوی داشت، همان گونه که مناظره عالمانه او با احمدی نژاد. اما شما قبل از همه به اين فاشيست ديکتاتور مبارکباد گفتيد. اکنون اوست که مردم را به گلوله می بندد و هزاران نويسنده ى سرشناس را به زندان می فرستد و با گاز و گلوله از مردمی که براساس قانون و حق مدنی شان به مظاهرات مسالمت آميز پرداخته اند، استقبال می کند. اگر فردا مردم ايران پيروز شدند و نظام استبدادی ولايت را کنار زدند، شما چه جوابی داريد. وزير خارجه دانشمند شما چه جوابی دارد. ما چه جوابی داريم که رييس جمهور منتخب ما، که ظرفيت ما را در پذيرش دموکراسی و ارزش های آن نمايندگی می کند، آب را نديده موزه از پا بيرون می کشد. من به عنوان يک شهروند از اين که شما به عنوان نماينده ما بر جباريت و ديکتاتوری و خودکامگی و تزوير صحه گذاشته ايد، متاسف و شرمنده ام. از همين سبب اين نامه را به شما نوشتم، تا بار افسوس و شرمندگی ام را کمتر سازم. آيا بايد انتظار داشت که شما آقای کرزی در انتخابات آينده به شيوه ى احمدی نژاد عمل خواهيد کرد؟ و آيا به رسميت شناختن يک انتخابات مملو از دروغ و تقلب و ريا و سو استفاده از احساسات مقدس مردم، هشداری برای ما نيست که به يک انتخابات آزاد، عادلانه و شفاف دل بسته ايم؟ مردم آزاده ی ايران سرنوشت خود شان را رقم می زنند و نيازی به اين نوشته ندارند. اما اتلاف اساسی ترين حقوق بشر در هرجايی که باشد، بايد محکوم گردد. به قول ژان پل سارتر، فيلسوف آزاده ى فرانسوی: در هر گوشه ای از دنيا که خونی بريزد، همه ى انسان ها مسوول آن هستند. 1 تير 1388 08:28 نظر شما |
1تير :فراخوان نهادهای مدنی و فعالان سياسی و مدنی در کردستان: سه شنبه، اعتصاب عمومی در کردستان!
بيانيه سازمان حقوق بشر کردستان: محکوميت سرکوب و کشتار شهروندان و حمايت از اعتراضات و مطالبات مردم ايران آنگونه که طی روزهای اخير شاهد بودهايم در پی اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در ايران و انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به عنوان رئيس جمهور که بنا بر اظهار ديگر رقبای ايشان و نيز منابع آگاه و بيطرف، در نتيجهی تقلبات گسترده و سازماندهی شده صورت گرفته است موجی از اعتراضات مردمی سراسر کشور را فرا گرفته است. اين اعتراضات که بيشتر خود را در شکل تجمعات و تظاهراتهای خيابانی در چند شهر بزرگ ايران و به طور گسترده، متداوم و متمرکز در تهران نشان داده است با تأکيد بر روشهای مدنی و استفاده از حق قانونی شهروندان در انجام راهپيماييهای خيابانی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نيز به آن اشاره شده است به صورتی کاملاً خودجوش و مسالمت آميز از سوی شهروندان معترض صورت ميپذيرد. اما متأسفانه برخوردهای خشونت آميز نيروهای انتظامي، گارد ضدشورش و به ويژه افراد موسوم به لباس شخصي با شرکت کنندگان در اين گونه تجمعات خيابانی هيچ سنخيتی با ماهيت و نوع اعترضات آنان که در دفاع از حق خويش و اکثراً بدون شعار و در سکوت برگزار ميشود نداشته و هيچ توجيهای برای اعمال اين همه خشونت و سرکوب به شکل ضرب و شتم مردم و حتی اقدام به تيراندازی به سوی آنان که تا کنون منجر به مجروح و کشته شدن شمار زيادی از همميهنان بيگناه و بيدفاع شده است نميتوان يافت. مگر آنکه انجام اينگونه اقدامات سرکوبگرانه و اعمال چنين برخوردهای خشونت آميزی با شهروندان و نيز دانشجويان معترض را در کنار بازداشتهای گستره فعالان سياسی منتقد طی هفتهی اخير در ادامهی پروژه تقلب سازماندهی شده در انتخابات و يا به تعبير برخی تحليلگران سياسی کودتای نرم عليه جمهوريت نظام و حرکت در مسير ديکتاتوری و خفقان مطلق قلمداد نمود. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ضمن آنکه دعوت به برگزاری و انجام تجمعات و راهپيماييهای مسالمتآميز خيابانی را حق نامزدهای معترض و شهروندان ناراضی ميداند و هر گونه برخورد خشونت آميز از سوی نيروهای مسلح وابسته به حکومت در سرکوب آنان را محکوم مينمايد از خواست ابطال اين انتخابات و برگزاری يک انتخابات آزاد و دموکراتيک تحت نظارت ناظران بيطرف و بينالمللی که مورد تائيد و تأکيد فعالان و نهادهای داخلی و بين المللی سياسی و حقوق بشری نيز ميباشد حمايت ميکند. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان همچنين با ابراز تأسف و تأثر شديد از جان باختن تعدادی از همميهنان طی وقايع اخير و نيز با ابراز نگرانی از وضعيت شهروندان عادی و فعالان سياسی بازداشت شده توسط نهادهای انتظامي، امنيتی و قضايی خواهان آن است تا مقامات مسئول در جمهوری اسلامی ايران ضمن پايان بخشيدن به هر گونه سرکوب و رفتار خشونت آميز با معترضان با آزادی بدون قيد و شرط بازداشت شدگان، فراهم نمودن امکانات لازم جهت مداوای مجروحان و دلجويی از خانواده جان باختگان و پرداخت غرامت به آنان از گسترش بيش از پيش خشونت و درگيری در جامعه جلوگيری نموده و با گردن نهادن به خواست عمومی مبنی بر ابطال انتخابات اخير و برگزاری مجدد آن تحت شرايط اعلام شده موجبات آرامش جامعه و رضايت خاطر شهروندان را فراهم آورد. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در پايان با اعلام اينکه مسئوليت هر گونه نقض حقوق بشر، ايجاد درگيری و خون ريزی را متوجه دستگاه حاکمه و نيروهاي مسلح وابسته به آن ميداند از شهروندان کُرد در ايران درخواست ميکند تا آنان نيز به طرق مدنی و ممکن از قبيل مشارکت در اعتصاب عمومی روز سهشنبه در کردستان که از سوی گروههايی از کنشگران کُرد اعلام شده همبستگی و حمايت خود را از همميهنانشان در شهرهای مختلف ايران اعلام نموده و همصدا با مردم ايران عليه نقض فاحش حقوق بشر، بازداشتها، توقيف روزنامهها، فيلترينگ سايتها و کشتارهای اخير که چند شهروند کُرد نيز از جمله قربانيان آن بودهاند اعتراض کنند. بيانيهی کانون نويسندگان کردستان سرانجام انتخابات خرداد ماه همچون ساير انتخابات ايران، غير دمکراتيک و در راستای خواست و ارادهی حاکميت بود، انتخاباتی که با خون مردم رنگين شد. اين انتخابات غير دمکراتيک تنها دريچهای بود که می توانست بخشی از خواستههای سرکوب شدهی مردم از آن فوران و خودنمايی کند . شرکت مردم در واقع ايجاد موجی گسترده بود برای احقاق حقوق اجتماعی ، انسانی و مدنی خود. کانون نويسندگان کردستان ضمن محکوم کردن کودتای حاکمان و مصادرهی آرای مردم، همچنين درک بازی قدرت و رقابتهای جناحهای حاکم، کشتار مردم و سرکوب آنها و مصادرهی آراء آنها را محکوم نموده، همراه با فراخوان دانشجويان و ساير نهادهای مدنی کردستان ، از مردم شريف کردستان می خواهد در روز سهشنبه همگام با ساير مردم کشور در يک اقدام متحد و يکپارچه ، اعتراض خود را از راههای مدنی و مسالمت آميز نسبت به موج سرکوب و وضعيت خونين فعلی ايران اعلام نمايند. کانون نويسندگان کردستان در آيندهای نزديک ورای تعقيب زمانی تحولات و شرايط موجود، تحليلی دقيق از حوادث پيش روی را ارائه خواهد داد. بيانيه فعالان سياسی و مدنی کردستان و دانشجويان کرد در دانشگاههای ايران: به اعتصاب سراسری مردم کردستان به نشانه همبستگي با مردم ازاديخوا ايران ملحق شويد هموطنان مبارز! نتيجه دهمين انتخابات رياست جمهوري، به يغمابردن ميليونها راي شما از سوي حاکمان حکومتی تمام شد؛نتيجه اي که نه خواست شما و نهخواست مردم کردستان بود. مردمي که به اميد تغيير در سرنوشت سياسي خود با توجه به ساختار غيردموکراتيک حکومتی در ايران باز هم به پاي صندوقهاي راي رفتند و يکصدا “نه” بزرگي به حاکمان خودخوانده دادند. مرم کردستان در هفتههاي اخير همگام با برپايي اعتراضات گسترده مردم ايران، همگام با فعالان سياسي، احزابو سازمانهاي جامعه مدني در کردستان با شما بودند و با شما خواهند بود و هم اينک به پاس گراميداشت خونهاي به ناحق ريخته شده جوانان اين مرز و بوم از سوي ديکتاتورهاي حکومتي، روز سه شنبه را تبديل به اعتصاب عموميو سراسري در کردستان ايران خواهند کرد. هموطنان ايراني! روز سه شنبه برابر با ۲ تير، مردم کردستان در يک اعتصاب عموميو سراسري به نشانه همبستگي با مبارزه ايرانيان شرکت خواهند نمود. از شما ميخواهيم با ما باشيدو در اين جبهه نوين براي تحقق ازاديهاي انسانيمان ما را ياري نمائيد. از عموم مردم قهرمان کردستان که در هفتههاي اخير هم نارضايتی چشمگير خود را به اشکال ديموکراتيک نشان دادهاند ميخواهيم به نشانه اعتراض به سرکوبها در اين روز در خانههای خود بمانندو مغازههاو بازار يکپارچه تعطيل خواهند شدو از رفتن به سر کارو ادارات خوداري نمايند. فعالان سياسی و مدني کردستان دانشجويان کرد در دانشگاههاي ايران 1 تير 1388 08:18 نظر شما |
1تير :بيانيه تازه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران
امروز کليه رسانه های تبليغاتی در اختيار جريان حاکم از تريبون های مجلس شورای اسلامی گرفته تا منبرهای جمعه و جماعات و تا صدا و سيما با تمام ظرفيت عليه اعتراضات مشروع و قانونی شما عليه تخلفات و تقلبات گسترده در جريان انتخابات رياست جمهوری دهم بسيج شده اند. اقتدارگرايان می کوشند ضمن وارونه نمايی حقايق و تحريف واقعيات ضمن وجاهت و مشروعيت بخشيدن به انتخاباتی که به عنوان تجسم کامل قانون شکنی و بدعهدی و بی رسمی در تاريخ اين کشور ثبت خواهد شد، اعتراضات شما را غير قانونی جلوه دهند. در نتيجه ما يکبار ديگر شاهد عوض شدن جای ظالم و مظلوم، قانون گرا و قانون شکن، آزادی خواه و خودکامه هستيم. اين تلاش مانند هميشه با برنامه ها و سخنرانی های يک سويه و درحالی صورت می گيرد که نمايندگان و به خصوص کانديداهای مورد اعتماد شما از حق پاسخگويی محرومند و صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران برخلاف قانون اساسی و شرع و اخلاق در برابر تمامی تهمت ها و توهين ها و تحريف ها و دروغ هايی که در باره نامزدهای اصلاح طلب رياست جمهوری و حرکت اعتراضی شما پخش می کند، اجازه کمترين دفاع و توضيحی به آنان نمی دهد. از اين رو برآن شديم تا يکبار ديگر آنچه را که در اين انتخابات رخ داده است، به اجما ل مرور کنيم تا موارد مغالطه و تحريف وسفسطه بر همگان آشکار شود. اصلاح طلبان از حدود يکسال پيش تلاش های خود را برای قانع کردن مردم به شرکت در انتخابات در حالی آغاز کردند که تجربه دوره های انتخاباتی اخير جامعه را نسبت به نتيجه بخش بودن حضور در انتخابات نااميد و بی اعتماد ساخته بود. برای مردمی که تجربه انتخابات مجالس هفتم و هشتم را که طی آن سرنوشت بيش از يکصد و نود کرسی مجلس از پيش مشخص شده بود، در خاطر داشتند، بسيار دشوار بود که بتوانند خود را به شرکت د ر اين انتخابات قانع کنند. ما نيز با توجه به اين تجربه و نيز شناختی که نسبت به عدم التزام جريان حاکم به اصل مردمسالاری و رعايت اخلاق و عهد و پيمان داشتيم، از پيش می دانستيم که انتخابات رياست جمهوری دهم عرصه رقابتی عادلانه و سالم نخواهد بود، اما معتقد بوديم مشارکت گسترده مردم می تواند آثار ناشی از تقلب و تخلفات را بر نتايج انتخابات بی اثر ساخته و موجب حاکميت اراده ملت شود. از اين رو تمام توان و ظرفيت خود را برای قانع کردن و دعوت همگان برای مشارکت حداکثری در انتخابات به کار گرفتيم. خوشبختانه عملکرد منفی و زيانبار جريان حاکم در عرصه های مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگی و سياست خارجی طی چهار سال گذشته و نگرانی عميق و گسترده اقشار آگاه و فرهيخته جامعه از ادامه اين روند خطرناک، زمينه مثبتی برای اثر بخشی تلاش اصلاح طلبان ايجاد کرد. نهايتاً شاهد عزم و اراده ملی برای شرکت در انتخابات بوديم. ما در وجود تقلب و تخلف ترديد نداشتيم، عملکرد جريان حاکم در توزيع پول در روستاها و شهرهای کوچک در ماه های منتهی به انتخابات برای جلب آراء مردم، ترميم حقوق ها در ماه های منتهی به انتخابات، استفاده از امکانات دولتی و سفرهای انتخاباتی تحت عنوان سفرهای استاني، عملکرد يکسويه صدا و سيما که در جريان انتخابات به ارگان جريان حاکم تبديل شده و مانند هفته دولت با تمام ظرفيت به تبليغ دولت می پرداخت و … برای ما روشن بود، اما مشی اصلاح طلبانه و درک واقعيات موجود در ساختار قدرت از يک سو و وجود فرصت رقابتی اگرچه نابرابر و بسيار محدود اما به هرحال تاحدودی واقعی به نام انتخابات از سويی ديگر ما از بی تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور برحذر داشته قانع می ساخت تا از اين فرصت محدود اما مغتنم برای توقف روند نامبارک موجود و نجات کشور استفاده کنيم، بدان اميد که مشارکت گسترده مردم، جريان حاکم را ناگزير از تمکين و تسليم در برابر اراده ملت خواهد ساخت. ما هرگز گمان نمی کرديم که درد خودکامگی و قدرت طلبی به حدی تشديد و مزمن شده باشد که نوشداروی مشارکت 85 درصدی مردم نيز نتواند آن را درمان کند. اما متأسفانه اين امر باورنکردنی رخ داد. - طی روزهای 21و 22 خرداد سيستم ارتباطی پيام کوتاه در سراسر کشور قطع شد تا ناظران در روز رأی گيری قادر به مخابره تخلفات و تقلبات به ستاد نباشند و به اين ترتيب برنامه رايانه ستاد که برای اطلاع همزمان از تخلفات و تقلبات در صندوق های رأی در سراسر کشور طراحی شده بود از کار افتاد؛ اين در حالی بود که رئيس کميته صيانت از آراء از يک هفته قبل نسبت به چنين احتمالی هشدار داده و وزير ارتباطات و مسئولان شرکت مخابرات را مسئول دانسته بود، اما مسئولان مذکور اين خبر را تکذيب کرده بودند. - همچنين چهار صد خط تلفن ثابت کميته صيانت از آراء که برای اطلاع به موقع از تخلفات و تقلبات احتمالی تدارک ديده شده بود در روز رأی گيری قطع شد تا ناظران ستاد موسوی در سراسر کشور حتی از طريق تلفن ثابت هم نتوانند تخلفات را به مرکز مخابره کنند. - فرمانداری تهران ازپذيرش و صدور کارت برای دويست و پنجاه ناظر ستاد مهندس موسوی برای حضور در صندوق های رأی به بهانه نقص پرونده خودداری و برخلاف گفته رئيس ستاد انتخابات به اقدام سريع ستاد در ارسال مدارک جديد پاسخ منفی داد.. - علاوه براين فرمانداری تهران برخلاف توافقات اوليه از توزيع ناظران در صندوق های رأی مناطق نزديک به محل مسکونی ايشان خودداری و در نتيجه ستاد مهندس موسوی از نظارت بر حدود نيمی از صندوق های رأی تهران محروم ساخت - مسئولان صندوق های رأی در صبح روز رأی گيری بر خلاف قانون با اخراج ناظران ستاد مهندس موسوی از شعب اخذ رأی اقدام به مهر و موم صندوق های رأی کردند تا اين ابهام همچنان باقی بماند که صندوق های رأی در آعاز رأی گيری خالی بوده است با خير. - در ساعات اوليه رأی گيری بسياری از استان ها با کمبود تعرفه های مواجه شدند و مردم ساعت ها منتظر رسيدن برگه های رأی بودند و نهايتاً بسياری از آنها قادر به دادن رأی نشدند. - اين درحالی است که بنا به اظهار مسئولان رسمی حدود سيزده ميليون برگه رأی اضافه چاپ شده بود و اين غير ازخبر چاپ دوازده ميليون برگه رأيی است که کميته صيانت از آرا خواهان رسيدگی به آن شده است. - در بسيار از شهرستان ها شعب اخذ رأی پيش از پايان ساعت رأی گيری تعطيل و از ورود مردم و دريافت رأی ايشان خودداری شد. - مطابق آمار اعلام شده دستکم در 170 شهر تعداد آراء به صندوق ريخته شده بين 95 تا 140 درصد واجدان حق رأی بوده که آشکارا از تقلب گسترده به نفع نامزد حاکم حکايت دارد. - پس از پايان رأی گيری و به هنگام شمارش و ثبت آراء در سايت های تجميع آراء برخلاف قانون ناظران نامزدها را از محل اخراج کرده و تجميع آراء در غياب ناظران انجام شد. - برخلاف رويه معمول که اعلام نتايج انتخابات از صبح روز بعد صورت می گرفت، ستاد انتخابات وزارت کشور بلافاصله پس از پايان رأی گيری با شتاب و عجله تعجب برانگيزی اقدام به اعلام نتايج آراء کرد. اين درحالی بود که در برخی کشورها که حدود هشت ساعت با ايران اختلاف ساعت دارند هموطنان ما در صفوف طولانی در انتظار دادن رأی بودند و بسياری از ايشان باشنيدن خبر نتايج آراء از دادن رأی منصرف شدند. گمان نمی کنيم چنين صحنه مضحکی را بتوان در انتخابات هيچ کشوری سراغ گرفت. - اتفاقاتی نظير کاهش يکصدهزار رأی يک کانديدا در اعلام بعدی آراء حاکی از آن بود که مسئولان ستاد انتخابات کشور از فرط شتابزدگی قادر به پنهان کردن آثار و نشانه های مهندسی آراء نيستند. - آنان در مهندسی آراء چنان عجولانه وشتابزده عمل کردند که تا اعلام نتايج شمارش سی ميليون رأی به صرافت نيفتادند که اين انتخابات بايد آراء باطله و سفيد نيز داشته باشد. - آنان همچنين روز دوم بود و پس از اعلام نتايج 30 ميليون رأی بود که متوجه شدند نسبت ثابت آراء اعلام شده کانديداها می تواند دليل روشنی بر مهندسی آراء باشد بنابراين در اواخر روز دوم که در اعلام نتايج هم درصدی برای آراء باطله و سفيد در نظر گرفته شد و هم نسبت آراء اندکی تغيير کرد - بدعت های انجام شده در اين انتخابات محدود به موارد پيش گفته نيست. بلافاصله پس از پايان رأی گيری مردم تهران در بهت و حيرت شاهد مانور اقتدار نيروی انتظامی در سطح شهر بودند. وقتی مردم حيرت زده از اعلام نتايج اوليه در برابر ستاد موسوی با آرامش تمام تجمع کرده و با نگرانی از اتفاقات عجيبی که در حال وقوع است خواهان توضيح يا دريافت خبری اطمينان بخش از مسئولان ستاد بودند، مورد تهاجم نيروی انتظامی و پرتاب گاز اشک آور قرار گرفتند، هدف و موضوع مانور اقتدار برهمگان روشن شد. - بلافاصله نيمه شب روزنامه کلمه سبز توقيف و روزنامه های وابسته با اصلاح طلبان با حضور مأموران در چاپخانه مورد سانسور شديد قرار گرفتند و موظف شدند از تخلفات انتخاباتی و اظهار نظر در باره نتايج آراء خودداری کنند به طوری که برخی از روزنامه ها روز بعد با ستون های سفيد در صفحات مختلف خود منتشر شدند آنچه گفته شد تنها بخشی از تخلفات و تقلبات و قانون شکنی هايی بود که در اين انتخابات رخ داد. بر اين فهرست می توان موارد متعدد سوء استفاده از اموال و امکانات دولتی و عمومی در امر انتخابات، دخالت نهادهای اجماعی در انتخابات برخلاف منع صريح قانون، اعلام حمايت تعدادی از اعضای شوای نگهبان از احمدی نژاد و فعاليت تبليغاتی تعدادی از اعضای اين شورا به نفع وی و … را افزود. ملت شريف ايران ستاد آقايان موسوی و کروبی کليه تخلفات و تقلبات مذکور را به مراجع قانونی مربوطه از شورای نگهبان گرفته تا قوه قضائيه گزارش و شکايت کرده اند اما به اين شکايات رسيدگی نشده است. امروز که شما با حضور آرام و مسالمت آميز خود خواهان رسيدگی به اين همه تخلف و قانون شکنی آشکار هستيد به قانون شکنی متهم می شويد. می گويند قانون داريم و هرگونه اعتراضی بايد از مسير قانونی و از طريق مراجع قانونی دنبال شود. ما هم معتقديم که قانون داريم مشکل ما قانون نيست. قوانين موجود به رغم نقص و کاستی های فراوان اگر به درستی اجرا شود می تواند تضمين کننده انتخاباتی با حد اقل شرايط قابل قبول باشد. مشکل ما مجريان قانون هستند نه قانون. وقتی مجريان قانون حتی گرايش و حمايت خود را از يک کانديدا کتمان نمی کنند، وقتی مجريان قانون به شکايات هيچ وقعی نمی نهند، وقتی به تخلفاتی نظير قطع سيستم پيام کوتاه و خطوط تلفن ستادها به موقع رسيدگی نمی شود و مسببان آن از مؤاخذه و پيگرد قانونی هيچ نگرانی ندارند، وقتی قبل از تأييد صحت انتخابات توسط شورای نگهبان با برپايی جشن پيروزی و تبريک به نامزد باصطلاح پيروز عملاً به مردم گفته می شود که انتظار رسيدگی به شکايات و تخلفات و اعتراضات نداشته باشيد، وقتی… چگونه انتظار داريد مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند؟ بيست سال است که هربار مردم حرفی زده اند و انتقادی داشته اند از طريق لباس شخصی ها به آنها پاسخ داده شده است.. در برابر چشم همگان و با حضور نيروی انتظامي، لباس شخصی های بی سيم به دست و مسلح به خوابگاه دانشجويان حمله می کنند و جنايت می کنند، و وزارت اطلاعاتی که مخوف ترين سازمان های تروريستی را متلاشی می کند و افتخارش اين است که جاسوسان و توطئه گران را از کشورهای مختلف شناسايی و به ايران منتقل و تحويل قانون می دهد، حتی يک تن از ايشان را شناسايی نمی کند، آيا با اين همه باز انتظار داريد که مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند و برای مطالبه حق مشروع و به حق خود از حق قانونی اعتراض و راهپيمايی استفاده نکنند؟ می گويند نظرسنجی فلان مرکز آمريکايی پيروزی احمدی نژاد را پيش بينی کرده بود بنابراين پيروزی وی دور از انتظار نبود. و ما می گوييم چرا اگر يک مرکز آمريکايی و اروپايی به نفع اصلاح طلبان موضعی گرفت نشانه وابستگی اصلاح طلبان به بيگانه است، اما اگر يک مرکز آمريکايی به نفع کانديدای محبوب اقتدارگرايان سخنی بگويد و روزنامه واشنگتن پست آن را منعکس کند، مرکز آمريکايی می شود غيب گوی صادق و سخنش می شود مستند برنامه های مختلف صدا و سيما؟ ما می گوييم نتيجه کدام نظر سنجی معتبر داخلی از اصلاح طلب و غير اصلاح طلب پيروزی احمدی نژاد را با اين فاصله رأی پيش بينی کرده بود؟ کدام شاهد و قرينه از تجمعات و استقبالهای انتخاباتی گرفته تا حمايت گروههای مرجع و مورد قبول مردم از پيروزی آقای احمدی نژاد با اين اختلاف رأی حکايت داشت؟ اختلاف ده ميليونی رأی نه تنها شاهدی بر صحت انتخابات نيست بلکه اتفاقاً اين ميزان از اختلاف رأی خود بهترين دليل بر وجود تقلب وسيع در انتخابات است. اگر تفاوت آراء اندک بود ادعای تقلب نمی توانست مسموع باشد و يا دستکم مردم به چنين ادعايی پاسخ مثبت نمی داند. گفتن دروغ بزرگ آنچنان که از شدت بزرگی کسی احتمال دروغ بودن آن را ندهد شيوه خودکامگان است. اعتراض و مخالفت ميليونی مردم با نتايج اعلام شده بدين معناست که افکار عمومی جامعه اتفاقاً اين ميزان از اختلاف را نشانه آشکار تقلب تلقی کرده است. به راستی اگر چنين اختلاف رأيی ميان کانديدای برکشيده شده و ديگران وجود داشت چه نيازی به تخلفاتی نظير قطع سيستم پيام کوتاه وقطع خطوط تلفن ستادهای رقيب و سانسور روزنامه ها در شب رأی گيری و مانور اقتدار و … بود. اين اقدامات در شرايط کودتا صورت می گيرد و نه در انتخاباتی که کانديدای مورد نظر اختلافی ده ميليونی با رقبای خود دارد. ملت آگاه و هوشيار ايران موضع کشورهای اروپايی طی روزهای اخير در باره حوادث ايران سوژه ديگری است که عليه تظاهرات شما مردم مطرح و تبليغ می شود. به راستی چه کسانی مسئول سوء استفاده ديگران از تحولات داخلی ايران هستند؟ شما که با مشارکت پرشور و حماسی 85 درصدی خود در انتخابات برای کشور و نظام آبرو خريديد و اعتبار و منزلت به همراه آورديد و تحسين جهانيان را برانگيختيد و زمينه هرگونه سوء استفاده و بهانه تبليغ عليه کشور را از بيگانگان گرفتيد و يا آنان که با مهندسی آراء و تخلفات و تقلباتی که به برخی از آنها اشاره شد اين فرصت عظيم را به يک تهديد تبديل کردند و در سطح جهان زمينه تبليغات عليه ايران را فراهم آوردند؟ اين انتخابات دو چهره داشت، چهره سفيد که مردم با مشارکت پرشور خود آنرا آفريدند و برای کشور آبرو خريدند و چهره سياه که اقتدارگرايان آفريدند و برای کشور هزينه و خسارت به ارمغان آوردند و شيرينی انتخابات را به کام همگان تلخ کردند. دقيقاً تضاد ميان اين دو چهره است که منجر به اعتراض های گسترده مردمی شده است وگرنه در دوره های انتخاباتی ديگر نيز تقلب و يا اعمال نفوذ وجود داشت. حتی دوره های انتخاباتی مجالس هفتم و هشتم به رغم اين که تکليف بيش از 190 کرسی از پيش تعيين شده بود موجب تظاهرات اعتراض آميز نشد، زيرا مردم با مشارکت حد اکثری و برای تغيير در آن انتخابات وارد نشدند. در نتيجه نسبت به نتيجه انتخابات و اعمال نفوذها و تقلب ها هم بی تفاوت ماندند. حرکت امروز مردم در واقع اعتراض و مخالفت با کسانی اس که با مصادره رأی مردم اين عظمت و حماسه را به نقطه ضعف نظام و کشور تبديل کردند و افسردگی را جايگزين شادابی نمودند. امروز مردم که مدعی منافع و مصالح نظام و دفاع از سربلندی و عزت اين کشور در برابر کسانی هستند که می خواهند تمام هويت و سرمايه نظام و انقلاب را به تاراج ببرند. بنابراين اگر کسی بايد به عللی نظير عدم رعايت منافع نظام در برابر بيگانگان و يا تلخ کردن شيرينی مشارکت عظيم ملی به کام همگان و … مؤاخذه شود، اقتدارگرايان حاکم هستند ونه مردم. عوض کردن جای وفاداران و حاميان واقعی عزت و سربلندی کشور با خودکامگانی که منافع و مصالح کشور را به پای منافع خود قربانی می کنند تحريف و ظلم مضاعفی است که به اين ملت آگاه می رود.. سخن آخر اين که امروز تنها در صورتی می توان به مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات افتخار کرد و آنرا به مثابه سرمايه و نيرويی برای حل مشکلات خارجی و ايجاد انسجام داخلی و افزايش ضريب وحدت ملی به کار گرفت که به خواست و مطالبه به حق و مشروع همين مردم تن داده شود، آنان برای تحقق مطالبات و خواسته های خود در انتخابات شرکت کردند، بنابراين مشارکت و رأی مردم از خواست و مطالبه آنان قابل تفکيک نيست و کسی که با اين انتخابات برکرسی بنشيند غاصب رأی مردم است. در پايان به مسئولان بلند پايه نظام عرض می کنيم ملت در اين ماجرا نه در پی ساختار شکنی و عبور از مرزهای نظام است و نه در پی نفی ارزش ها و آرمانهايی که خود در جريان انقلاب بر آنها پای فشرده است و نه به باورهای دينی خود شک کرده است. در رأس اين حرکت نيز يکی از خوشنام ترين و باسابقه ترين شخصيت های مبارز و خدمتگزار اين مردم و انقلاب و نظام قرار دارد. مردم ما در اين جنبش اجتماعی اعتراضی يک مطالبه روشن، صريح و ساده دارند و آن ابطال انتخاباتی است که دلايل و شواهد روشن بر عدم سلامت آن وجود دارد. اين نظام تمام هويت و حيثيت خود را مرهون پشتوانه مردمی خويش است.شايسته اين نظام نيست که در برابر ملت خود و مطالبه به حق، قانونی و مشروع آنان ايستادگی کرده هويت و حيثيت خود را برای حفظ گروهی خودکامه و دروغ پرداز هزينه کند. ما به مسئولان عالی نظام صادقانه و دلسوزانه عرض می کنيم همچنان که بهترين و طلايی ترين فرصت رشد و توسعه طی چهارسال گذشته توسط اين مديريت بی کفايت به باد داده شد، بهترين و مغتنم ترين فرصت سياسی ناشی از مشارکت بی نظير مردم در انتخابات که می تواند به بسياری از معضلات داخلی و خارجی پايان داده و افزايش وحدت و انسجام ملی و استحکام و استواری را برای نظام به ارمغان آورد به خاطر اين مجموعه خودکامه و استبداد طلب در حال از دست رفتن است. از دست دادن اين فرصت و سکوت در برابر هزينه های جبران ناپذير روند کنونی شرط عقل و تدبير و مرضی خداوند متعال، بقية الله الاعظم (ع) نيست. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران 1 تير 1388 10:21 نظر شما |
1تير.بيانيه عفو بين الملل در مورددستگيری عبدالفتاح سلطانی
عفو بين الملل عمومی شماره نمايه عفو بين الملل: MDE13/059/2009 19 ژوئن 2009 (29 خرداد 1388) فراخوان فوری 09/160 دستگيری خودسرانه/زندانی وجدان ايران عبدالفتاح سلطاني، وکيل، مدافع حقوق بشر عبدالفتاح سلطاني، وکيل و مدافع حقوق بشر در روز 16 ژوئن 2009 دستگير شد و محل نگه داری او در حال حاضر نامعلوم است. دلايل دستگيری او ناروشن است ولی احتمالا به رويدادهای جاری در ايران مربوط است. عفو بين الملل بر اين باور است که عبدالفتاح سلطانی يک زندانی وجدانی است و بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شود. عبدالفتاح سلطانی در حدود ساعت چهار بعد از ظهر روز 16 ژوئن 2009 به وسيله ماموران امنيتی لباس شخصی در دفتر خود در مرکز تهران دستگير شد. ماموران که حکم تجسس، حکم احضار يا حکم بازداشت نداشتند، دفتر او را مورد بازرسی قرار دادند. آنها پرونده های او، کيف دستي، کامپيوترها و تلفن همراه او را ضبط کردند و او را با خود بردند. عبدالفتاح سلطانی عضو کانون مدافعان حقوق بشر است که شيرين عبادي، برنده جايزه نوبل صلح، و بسياری از فعالان برجسته حقوق بشر در 2002 تاسيس کرده اند. اين کانون در دسامبر 2008 درست پيش از برگزاری مراسم بزرگداشت شصتمين سالگرد بيانيه جهانی حقوق بشر به زور تعطيل شد. کانون مدافعان حقوق بشر که اعضای آن به نام کانون به فعاليتشان ادامه می دهند، سه نقش اعلام شده دارد: گزارش موارد نقض حقوق بشر در ايران، وکالت رايگان زندانيان سياسی و حمايت از خانواده های زندانيان سياسی. عبدالفتاح سلطانی در سال 2008 قصد داشت در انتخابات هيات مديره کانون وکلای مرکز شرکت کند، اما نامزدی او بر اساس ,عدم صلاحيت, رد شد. عبدالفتاح سلطانی در سال 2005 دستگير شد و مدت 219 روز را در بازداشت گذراند که از اين مدت 43 روز آن در حبس انفرادی بود. در سال 2006، او پنج سال زندان محکوم شد که از اين ميزان چهار سال آن به خاطر ,افشای اسناد محرمانه, و يک سال به خاطر ,تبليغ عليه نظام, بود. در 28 مه 2007، او از تمام اتهام های اقامه شده از زمان دستگيريش در ژوئيه 2005 تبرئه شد. از آن پس مسافرت او به خارج از ايران، حتا برای دريافت جوايز اعطايی به خاطر فعاليت حقوق بشري، ممنوع بوده است. اطلاعات پس زمينه ای در روزهای پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران در روز 12 ژوئن 2009، صدها هزار نفر از ايرانيان در تظاهرات و راه پيمايی ها در سراسر کشور شرکت و فرايند و نتيجه انتخابات را محکوم کرده اند. بيشتر تظاهرات غيرخشونت آميز بوده اند، اما در برخی موارد خشونت رخ داده است، از جمله پرتاب سنگ و آتش سوزی. پليس و نيروهای امنيتی به ميزان مفرط از زور، از جمله کتک زدن و زدن با باتوم برای کنترل بعضی از تظاهرات استفاده کرده اند. عفو بين الملل حداقل 10 مورد مرگ را ثبت کرده که از اين ميان 8 مورد را رسانه های دولتی تاييد کرده اند. در پی حمله به خوابگاه دانشجويان در تهران، حداقل از چهار دانشجوهيچ خبری در دست نيست. مقامات بايد فورا در باره سرنوشت آنها و تمام موارد قتل های گزارش شده تحقيق کنند. پس از انتخابات، حداقل 200 نفر از سياست مداران، روزنامه نگاران، دانشگاهيان، دانشجويان و مدافعان حقوق بشر در سراسر ايران، بعضا به مدت کوتاهي، بازداشت شده اند. شيوا نظر آهاري، يکی از مدافعان حقوق بشر، و عضو کميته گزارشگران حقوق بشر، در روز 14 ژوئن به وسيله ماموران امنيتی در منزلش در تهران دستگير شد و اين ماموران منزل او را مورد بازرسی قرار دادند و برخی از لوازم شخصی او را به همراه بردند. اقدامات پيشنهادی: لطفا هر چه سريعتر نامه هايی به فارسي، عربي، انگليسی و فرانسه يا به زبان خودتان بفرستيد و: ـ از مقامات بخواهيد فورا و بدون قيد وشرط عبدالفتاح سلطانی را آزاد کنند که به نظر می رسد صرفا به خاطر نظريات مسالمت آميز خود، از جمله در باره نتيجه انتخابات، دستگير شده است، زيرا او زندانی وجدان است؛ ـ تاکيد کنيد که به او فورا اجازه دسترسی به خانواده ها و وکيل دلخواه خود و نيزهرگونه مراقبت پزشکی ضروری داده شود و از او در برابر تمام اشکال شکنجه و ديگر اذيت و آزارها محافظت شود؛ ـ مقامات را فرابخوانيد تا به کسانی که مايل هستند عقيده خود را در باره انتخابات ابراز کنند، اجازه برگزاری تظاهرات مسالمت آميز بدهند. نامه¬ها را به مقامات زير بفرستيد: رهبر جمهوری اسلامی ايران آيت الله سيد علی خامنه ای دفتر مقام رهبری خيابان جمهوری اسلامي، خيابان شهيد کشور دوست، تهران، جمهوری اسلامی ايران پست الکترونيکی: info_leader@leader.ir از طريق تارنمای: (انگليسی) http://www.leader.ir/langs/en/index.php?p=letter ">http://www.leader.ir/langs/en/index.php?p=letter (فارسی) http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=letter ">http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=letter عنوان: جناب آقای رئيس قوه قضاييه آيت الله محمود هاشمی شاهرودی حوزه رياست قوه قضاييه خيابان پاستور، خيابان ولی عصر، پايين تر از سه راه جمهوري، تهران کد پستی 1316814737، جمهوری اسلامی ايران پست الکترونيکی: shahroudi@dadgostary-tehran.ir (در قسمت موضوع بنويسيد: خدمت آيت الله شاهرودی) عنوان: جناب آقای و نمايندگان ديپلماتيک ايران در کشور خودتان. لطفا درخواست ها را فورا ارسال کنيد. در صورتی که بخواهيد پس از 31 ژوئيه 2009 نامه بفرستيد، از دبيرخانه عفو بين الملل يا دفتر عفو بين الملل بخش خودتان سوال کنيد. 1 تير 1388 08:55 نظر شما |
1تير:گور خود را می کنيد!
http://z8un.com/archives/2009_06.html#002202 ">http://z8un.com/archives/2009_06.html#002202 اولش مردم راضی بودند به عوض شدن رئيس جمهور. با اميد به عوض شدن شرايط رفتيم رإی داديم. بعد از تقلب عجولانه و تبريک عجولانه تر رهبر, مردم خيلی محترمانه گفتند ما قبول نداريم, آرا بايد بازشماری بشود. هنوز راضی بوديم, رهبر باشد, تشخيص مصلحت باشد. شواری نگهبان باشد, به جهنم! حتی آن قانون اساسی کوفتی با هزار اشکال سرجاش باشد. فقط احمدی نژاد نباشد... خودمان سر صندوق ها بوديم خبر داشتيم حدودا هر کس چند رای آورده, پس اعتراض کرديم. تجمع کرديم. هر جا می رفتيم احمدی نژاد هم همانجا تجمع می گذاشت. با وقاحت ما را خس و خاشاک و کثافت خطاب کرد. تجمع ها ادامه پيداکرد. اين بار به گفته شهردار سه ميليون نفر در راهپيمايی مسالمت آميز در تهران شرکت کردند . بدون يک کلمه توهين و فحش. خودشان باورشان نمی شد و باچشم های گشاد به اين منظره نگاه می کردند. آخرش يکيشان تاب نياورد و تيراندازی کرد.. . در تلويزيون مرتب به مردم معترض اوباش و اغتشاش گر گفته می شد. تحليل گرانی آمدند و هر چه مزخرف و دروغ از دهنشان بيرون آمد گفتند و برايمان خط و نشان کشيدند. عصبانی تر شديم. موبايل و اس ام اس و ياهو و فيس بوک و... به رويمان بستند روی تلويزيون های ماهواره ای پارازيرت انداختند. متحد تر شديم. شب ها روی پشت بام دروغ گويی و ديکتاتوری اين ها را فرياد زديم. و مجبور شديم(علی رغم لاييک بودن بعضی هايمان) از ظلم و جور شان به خدايی که ادعا داشتند می پرستندش و از او می ترسيدند پناه ببريم و الله اکبر بگوييم. .. برای گرفتن حقمان هر روز به خيابان رفتيم. با وقاحت گفتند اينها عامل بيگانه اند. از اوباما و سارکوزی و براون دستور می گيرند. بمب گذار و مجاهد تقلبی تراشيدند و به تلويزيون آوردند. مکالمه تلفنی تقلبی پخش کردند که مثلا زنی از انگليس رهبری جنبش را در دست دارد. هر چه دروغ گفتند و سعی کردند از هم جدايمان کنند متحدتر شديم و عزممان برای گرفتن حقمان جزم تر شد. ديگر نمی توانستيم در خانه بمانيم. بهمان توهين شده بود. هر روز با همديگر در خيابان قرار می گذاشتيم. اما هر روز بدون دليل مردم را به خاک و خون کشاندند. بيش از ده نوع نيروی ويژه مثل سگ هار به جان مردم انداختند. راهپيمايی بزرگتری را تدارک ديديم. خيلی از روزنامه نگارها, وبلاگ نويس ها و روشنفکران شچاعی که فکر می کردند رهبری جنبش در دست آنهاست دستگير کردند و طبق خبرها چند نفرشان هنوز زير وحشيانه ترين شکنجه ها قرار دارند. رهبرمان در نماز جمعه آمد به جای ميانجی گری , اعتقادمان را به سخره گرفت. و با آوردن کل سپاهش از سراسر ايران خواست ارعابمان کند. فهميديم ارتش 20 ميليونی بسيج که قرار بود از منافع ملت دفاع کند برای رويارويی با مردم تربيت شده اند. رئيس نيروی انتظامی با دماغ سفيدشده از شدت ترس آمد تلويزيون برايمان خط و نشان کشيد که هر کس فردا به خيابان بيايد جانش پای خودش است. کسانی که تا به حال ملتفت نشده بودند که خيابان ها هم مثل تمام ثروت اين مملکت ارث پدری ايشان است و ابراز اعتراض در آن قدغن است حاليشان شد. خيلی هامان وصيت نامه نوشتند. خيلی هامان باورمان نميشد رژيمی که با راهپيمايی ميليونی مردم آمده و سوار شده, بيايد روی همان مردم آتش بگشايد. ديروز گاز اشک آور و اسيد و گلوله و باتوم بود که و حشيانه بر سر و روی مردم فرود می آمد. در بيمارستان ها و درمانگاه ها هم در امان نبوديم. خيلی ها به توصيه دکترها مجبور شدند با اسم دروغين و بدون استفاده از دفترچه بيمه از شکستگی های دست و پايشان عکس بگيرند و يا بخيه شوند. تا تحت تعقيب قرار نگيرند. چه جوان هايی را سوار وانت و کاميون کردند و تا می خوردند با باتوم زدنشان و چون در زندان ديگر جايی نداشتند با لگد از ماشين به پايين پرتشان کردند. به زن حامله و پيرزن و پيرمرد هم رحم نکردند. چشم ها همه از گاز اشک آور سرخ بود. بهترين صحنه ها همکاری مردم و باز گذاشتن درهای خانه به روی معترضين و بدترين صحنه ديدن پيکر دختر زيبای ايران, ندا در فيلم بود که اشک به چشمان همه مان آورد... امشب الله اکبرها سوز ديگر داشت. شعار مرگ بر ديکتاتور شدت بيشتری داشت. خيلی ها بعد از الله اکبر مرگ بر رهبر هم اضافه کرده بودند... و ندا جان, ندا جان راهت ادامه دارد... ديگر مردم فقط به عوض شدن رئيس جمهور راضی نيستند. ديگر رهبر و بقيه بالايی ها را نمی خواهند. همه احساس انزجار و نفرت داريم از حکومتی که به روی مردم پاک کشور گلوله می ريزد. تا آخرش با هم می مانيم. چون "اينان هراسشان ز يگانگی ماست." 1 تير 1388 05:54 نظر شما |
1تير:گزارش های تاييد نشده در باره احتمال آغاز اعتصاب عمومی
"گفته می شود ميرحسين موسوی با تجار با نفوذ و رهبران کارگری برای اعتصاب عمومی مذاکره کرده است اين خبر هنوز تاييد نشده است." 1 تير 1388 05:48 نظر شما |
1تير.عبدالله مومنی بازداشت شد
خبرنامه اميرکبير در تداوم بازداشت گسترده فعالان سياسی و مدنی در ايران، عبدالله مومنی بازداشت شد. ساعات پايانی روز يكشنبه نيروهای امنيتی با يورش به دفتر ستاد شهروند آزاد (مطالبه محوران حامی برنامه های مهدی کروبی) واقع در ميدان ونک، عبدالله مومنی مسئول اين ستاد و سخنگوی سازمان اداوار تحکيم وحدت را بازداشت کردند. هويت و ارگان بازداشت کننده و محل انتقال و همچنين دلايل بازداشت آقای مومنی مشخص نيست اما محتمل است بازداشت اين فعال سياسی در تداوم روند گسترده بازداشت فعالان سياسی و مدنی سراسر کشور که با پايان انتخابات در ايران آغاز شده است باشد. فعالان حقوق بشر در ايران 31 خرداد 1388 01:22 نظر شما |
1تير.خبرگزارى فارس:بازداشت بستگان هاشمى براى حفاظت از آنان بود!
يك مقام امنيتى بازداشت فائزه هاشمى و تنى چند از بستگان هاشمى رفسنجانى را با هدف حفاظت آنان از ترور عناصر آشوبگر و گروهكها عنوان كرد. اين مقام امنيتى در گفتگو با فارس، با اشاره به حضور گروههاى تروريستى از جمله منافقين در ميان عناصر آشوبطلب اعلام كرد: با توجه به رسانهاى شدن حضور نزديكان آقاى هاشمى در تجمعات هفته گذشته، بيم آن ميرفت كه عناصر منافقين با هدف متهم كردن نظام و دامن زدن و ايجاد شكاف و التهاب به آنها آسيب برسانند كه با هوشيارى نيروهاى امنيتى اين توطئه خنثى شد. وى افزود: روز گذشته برخى نزديكان هاشمى رفسنجانى از جمله دختر ايشان در تجمع غيرقانونى حوالى ميدان جمهورى حضور داشتند كه بر اساس گزارش نيروهاى امنيتي، نامبردگان را بلافاصله به نزديكترين مقر نظامى منتقل كرده و تا پايان آشوبها نگهدارى كردند. 1 تير 1388 02:36 نظر شما |
1تير:اعدام يک متهم در زندان مرکزی سنندج
فعالين حقوق بشر: يک متهم به قتل پس از طی تشريفات اداری در زندان مرکزی سنندج اعدام شد. حسين صبوري، شهروند کردی که به اتهام ارتکاب قتل در سال 83 به کردستان عراق گريخته بود پس از عودت به ايران و تحمل چهار سال حبس در تاريخ 27 خردادماه سال جاری در زندان مرکزی سنندج به دار آويخته شد. نامبرده که فاقد وکيل مدافع منتخب بود پس از رد تقاضای فرجام و تائيد مراجع قضايی اعدام شد. 1 تير 1388 20:09 نظر شما |