www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 19خرداد//

19خرداد :زندانی سياسی سابق پس از نزديک به 8 ماه در سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شد

19خرداد.افزايش اعدام‌ها در ايران در آستانه انتخابات& تنها در ماه مه امسال 52 اعدام صورت گرفته است


19خرداد :نامه سرگشاده خانواده محمد پورعبداله به سازمان عفو بين الملل

19خرداد: نمايش انتخابات رياست جمهوری اسلامی در گفتگو با يکی ديگر از اعضای کانون نويسندگان در ايران

19خرداد: گزارش های انتخاباتی بذر

19خرداد :نامه‌ی سرگشاده‌ی رفسنجانی به خامنه‌ای

19خرداد :افزايش مرگ پنهان بيماران به علت کمبود پرستار در بيمارستانهای ايران

19خرداد :طرح دولت برای تاسيس وزارت امر به معروف و نهی از منکر

19خرداد :حکم اعدام برای حسين خضري، فعال سياسی کرد

19خرداد :خودکشى چهار تهرانى در يک روز

19خرداد :کلينتون: بعد از انتخابات ايران، ديپلماسى مثبت را آغاز مي‌كنيم

19خرداد :آخرين مناظره : رويارويی احمدی نژاد و رضايی



19خرداد :زندانی سياسی سابق پس از نزديک به 8 ماه در سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شد

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران:



بنابه گزارشات رسيده از بند 4 زندان گوهردشت کرج، آقای علی معزی 56 ساله از زندانيان سياسی دهۀ 60 پس از نزديک به 8 ماه در سلولهای انفرادی بند 8 معروف به بند سپاه که تحت شکنجه های شديد جسمی و روحی قرار داشت و بارها در اثر اين شکنجه به بهداری زندان منتقل شد. در روزهای اخير به بند 4 زندان گوهردشت منتقل شد.



زندانی سياسی علی معزی 20 آبان 1387 ماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات به منزل شخصی وی ربوده شد و پس از چندين هفته پيگيری و بی اطلاعی خانواده اش مشخص گرديد که در سلولهای انفرادی بند 8 زندان گوهردشت کرج بسر می برد. اين بند در کنترل بازجويان وزارت اطلاعات می باشد و شرايطی مانند بند 209 زندان اوين را دارا است.آقای معزی در طی مدت بازداشتش از حداقل تماس با خانواده اش برخوردار بود.



آقای معزی 6 بهمن 1387 به صورت شتاب زده به دادگاه انقلاب کرج منتقل گرديد و توسط فردی بنام عاصف حسينی رئيس يکی از شعب دادگاه انقلاب کرج مورد محاکمه قرار گرفت او به اتهام اينکه با همسر و فرزندش در قرارگاه اشرف ديدارکرده است به 5 سال زندان محکوم کرد که 3 سال آن تعليقی می باشد.



افرادی که در دستگيری و شکنجۀ جسمی و روحی زندانی سياسی علی معزی نقش داشتند رضا عارفی با نام مستعار حاج حسن و فرد ديگری با نام مستعار حاج کاميار بودند آنها از بازجويان شناخته شده وزارت اطلاعات در زندان گوهردشت می باشند.



آقای علی معزی در دهۀ 60 چندين سال در زندان بسر برد و تحت شکنجه های وحشيانه قرار گرفت که در اثر اين شکنجه ها دچار ناراحتی جسمی شديدی شدند و عليرغم اينکه سالها از دوران زندانش می گذرد هنوز از نارحتی کليه و روده رنج می برد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، قرار دادن زندانيان سياسی برای چندين ماه در سلولهای انفرادی و به کروگان گرفتن آنها به دليل بودن فرزندانشان در قرارگاه اشرف را محکوم می کند. و از سازمان های حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به شيوه های ضد بشری عليه خانواده ها در ايران است.




19 خرداد 1388    00:25

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد.افزايش اعدام‌ها در ايران در آستانه انتخابات& تنها در ماه مه امسال 52 اعدام صورت گرفته است



راديو آلمان

در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري، سازمان‌های مدافع حقوق بشر در گزارش‌های جديد خود به نقض حقوق اقليت‌های قومی و مذهبی در ايران اعتراض کردند. به گفته سازمان عفو بين‌الملل تنها در سال ۲۰۰۸، ۳۴۶ نفر در ايران اعدام شده‌اند.



به گفته "جامعه اقوام در معرض خطر" (GfbV) در آستانه برگزاری انتخابات رياست‌جمهوری ايران در روز ۲۲ خرداد، تعداد اعدام‌ها در ايران به طرز چشمگيری افزايش يافته است. اين سازمان‌مدافع حقوق بشر در روز سه‌شنبه (۹ ژوئن) اعلام کرد، که تنها در ماه مه سال ۲۰۰۹، در ايران ۵۲ حکم اعدام به اجرا گذاشته شده است.



نيروهای اپوزيسيون ايرانی نيز اعلام کردند، که در سال گذشته در مجموع ۲۴۰ نفر از اقليت‌های قومی و مذهبی در ايران اعدام شده‌اند. بنا به داده‌های "جامعه اقوام در معرض خطر" نيز اغلب اعدام‌شدگان در سال گذشته از اقليت‌های قومی و مذهبی در ايران بوده‌اند.



تبعيض به اقليت‌های قومی و مذهبی در ايران

کمال زيدو، سخنگوی اين سازمان مدافع حقوق بشر، گفت: ,اغلب حکم‌های اعدام، در دادگاه‌های ويژه و در مدت زمان کمی صادر شده‌اند., از اين‌طريق دفاع قانونی از محکومان سلب شده است. وکلای مدافع نيز به ندرت اجازه حضور در دادگاه را داشته‌اند.



"جامعه اقوام در معرض خطر" خواستار لغو حکم اعدام در ايران و ديگر کشورهای جهان شد. نماينده اين سازمان با اشاره به نمونه محاکمات سريع در بلوچستان گفت: ,رای دادگاه پيش از تشکيل آن مشخص و مقرر شده بود.,



در ۳۰ ماه مه در زهدان، در پی انفجاری بمبی در مسجد شيعيان، عده‌ای به جرم همکاری با تروريست‌ها اعدام شدند. در اين حمله تروريستی تعداد زيادی از مردم کشته و زخمی شدند.



به ادعای مدافعان حقوق بشر، اعدام‌های بلوچستان خودسرانه بوده و قوه قضاييه ايران به‌راحتی مورد سوء‌استفاده قرار گرفته است. به گفته اين سازمان حقوق بشري، روحانيان شيعه خود را مجاز به صدور احکام در دادگاه‌های ويژه برای مردم سنی منطقه نيز مي‌دانند.



به گفته مدافعان حقوق بشر، در سيستان و بلوچستان ايران نزديک به دو و نيم ميليون نفر سنی مذهب زندگی مي‌کنند، که از حقوق برابر در زمينه‌های مذهبی و زبانی برخوردار نيستند. سني‌مذهبان قادر به احراز مقامات دولتی در بلوچستان نبوده و به لحاظ اقتصادی نيز، اين استان از جمله مناطق بسيار محروم در ايران به حساب مي‌آيد.



"جامعه اقوام در معرض خطر" درصد برگزاری کنفرانسی پيرامون تبعيض نسبت به اقليت‌های قومی و مذهبی در ايران است. اين کنفرانس در روز ۲۰ ژوئن در فرانکفورت برپا خواهد شد. بنا به خبرهای رسيده، جمعی از نمايندگان اقليت‌های قومی و مذهبی ايران نيز در اين کنفرانس شرکت خواهند جست.



گزارش جديد سازمان عفو بين‌الملل درباره ايران

سازمان عفو بين‌الملل در اعتراض به گزينش نامزدهای انتخاباتی در ايران اعلام کرد، ,بر اساس قواعد تبعيض‌گرايانه انتخاباتي، صدها نفر از نامزدها، از جمله ۴۲ زن، پيشاپيش از ورود به دور اصلی انتخابات بازداشته شده‌اند.,



سازمان عفو بين‌‌الملل در روز دوشنبه (۸ ژوئن) در برلين گزارشی پيرامون وضعيت حقوق بشر در کشورهای مختلف را معرفی کرد. طبق اين گزارش آزادی بيان، اجتماعات و تشکيل گروه‌ها در ايران بسيار محدود بوده و نيروهای مخالف دستگير و به محاکمه کشيده مي‌شوند.



به گفته سازمان عفو بين‌الملل در ايران زندانيان هنوز مورد شکنجه قرار مي‌گيرند. در گزارش اين سازمان بويژه به صدور و اجرای حکم اعدام در مورد نوجوانان اعتراض شده است.



سازمان عفو بين‌الملل در گزارش خود تعداد اعدام‌ها در سال ۲۰۰۸ در ايران را ۳۴۶ نفر اعلام کرد. در اين ميان هشت نوجوان نيز در ميان اعدام‌شدگان به چشم مي‌خورد.



سازمان عفو بين‌الملل از رئيس‌جمهور، مجلس و شورای نگهبان خواست، که قوانين موجود در ايران را در هماهنگی با موازين و الزمات بين‌المللی تغيير دهند. سازمان عفو بين‌الملل بار ديگر خواستار آزادی بيان به شيوه‌های صلح‌آميز برای همه ايرانيان شد.




19 خرداد 1388    00:19

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد :نامه سرگشاده خانواده محمد پورعبداله به سازمان عفو بين الملل

کميته گزارشگران حقوق بشر



به :سازمان عفو بين الملل



در هياهوی انتخابات رياست جمهوری و سفر اوباما به خاورميانه اخبار دانشجويان زندانی در ايران به فراموشی سپرده شده است.به عنوان نمونه پسرمان محمد پورعبداله،دانشجوی دانشگاه تهران بيش از ۱۲۰ روز است که در زندان به سر می برد.پرونده او تکميل شده و آخرين دفاع نيز به عمل آمده است با اين وجود او را همچنان بلاتکليف در زندان ويژه مواد مخدر نگاه داشته اند.



ما به تمام مراجع قانونی در داخل کشور مراجعه کرديم ؛ اما تاکنون به هيچ نتيجه ای نرسيده ايم.مادر محمد که از بيماری اعصاب نيز رنج می برد،حدود ۴ ماه است به تهران نقل مکان کرده وپشت دربهای دادگاه و ساير مراجع قضايی سرگردان مانده است.



به خصوص در اين روزها که کارناوال انتخاباتی در ايران به راه افتاده هيچ گوش شنوايی پيدا نم يشود.واقعانميدانيم چکار کنيم؟فريادمان را به گوش چه کسی برسانيم؟ تنها پسر يک خانواده که در حال حاضر می بايست آخرين ترم تحصيلی خود را در دانشگاه می گذراند در يک زندان قرون وسطايی با انواع مجرمين خطرناک، بلاتکليف رها شده استو تنها به علت عدم امضای برگه اتهامات، مسولان از صدور قرار وثيقه و آزادی او سرباز ميزنند به اين اميد که با تخريب روحيه او بتوانند تا روز دادگاه به منظور نظر خود برسند.



دردناک تر از همه آنکه در ملاقات حضوری که چندی پيش با او داشتيم متوجه آثار شکنجه بر روی بدن او شديم،ديدن پسرمان در آن محيط و با آن شرايط جسمی موجبات تأثر عميق خانواده ما را فراهم نموده است.



آيا يک جوان ۲۴ ساله پس از ۱۲۰ روز زندانی که ۴۰ روز آن در سلول انفرادی و همراه با شکنجه بوده است قادر خواهد بود در جلسه دادگاه حاضر شود .آيا او از لحاظ روحی و فکری توان دفاع از خود را دارد؟



آيا چنين شرايطی برای يک پدر و مادر مسن و بازنشسته و دو خواهر دانشجو،ماراتنی عذاب آور نيست؟ آيا اين همه شعار تبليغاتی که ما زندانی سياسی نداريم زندان جای شکنجه گری و اعتراف گيری نيست و صدها شعار ديگر باورکردنی است؟



لذا خانواده ما از آن سازمان محترم درخواست می نمايد که صدای ما را به گوش جهانيان برسانيد شايد از اين طريق گوش مقامات قضايی ما فرصتی برای شنيدن دردهای مردم داشته باشد.



با احترام-خانواده پورعبداله




19 خرداد 1388    19:46

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد: نمايش انتخابات رياست جمهوری اسلامی در گفتگو با يکی ديگر از اعضای کانون نويسندگان در ايران

نمايش انتخابات رياست جمهوری اسلامی در گفتگو با يکی ديگر از اعضای کانون نويسندگان در ايران، رضا خندان مهابادی و در باره بيانيه کانون به مناسبت 28 سال گرد اعدام سعيد سلطان پور



اين گفتگو را می توانيد در راديو برابری به آدرس زير بشنويد

http://www.radiobarabari.net/files/2009/06/09/3.ram
19 خرداد 1388    14:42

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد: گزارش های انتخاباتی بذر

-هفته اول و دوم تبليغات



از وقتی که کانديداها به طور رسمی اعلام شدند و تبليغات شروع شد بازار بحث و گفتگو هم ميان مردم شروع شد. بسياری از جوانها با بستن پارچه سبز به دستهاشان و يا انداختن شال سبز حمايتشان را از موسوی نشان دادند. حاميان کروبی از رنگ ياسی و حاميان احمدی نژاد از رنگ سياه استفاده کردند. هر جا که می رويم از تاکسی و اتوبوس و مترو و کنار خيابان بحث انتخابات است. اکثريت کسانی که بحث می کنند، حتی آنهايی که روبان سبز دارند معتقدند که می دانيم که انتخاب بين بد و بدتر است وموسوی هم فرد مورد نظر ما نيست اما برای اينکه احمدی نژاد نشود رای می دهيم.

در اتوبوس بودم که در يکی از ايستگاهها که نگه داشت پسر جوانی بالا آمد و شروع به پخش روبان سبز کرد. به من که رسيد نگرفتم. ناراحت شد و گفت نا سلامتی جوانى. گفتم جوانم اما عقلم سالمه و نمی خوام رای بدم. بعد که رفت؛ بحث بالا گرفت و

خانم ميان سالی گفت: موسوی سگ کيه. مگه يادمون رفته که در زمان او کميته های ثارالله با تيغ لبها و پاها و دستهای زنا و دخترا رو به خاطر روژ لب و کوتاه بودن لباس می بريدن. حالا چی شده ناجی شده؟

دختر جوانی گفت: من خودم هيچ وقت رای نمی دادم. اما اين دفعه بايد رای داد وبا بقيه دفعه ها فرق می کنه. چون ديگه نمی تونم احمدی نژاد رو تحمل کنم. گفت: من اصلا رايم موسوی نيست اما نمی خوام احمدی نژاد باشه. اين کشور بايد با اصلاحات درست بشه. يکبار انقلاب کردين، گند زده شد به همه چی و من جوون ديگه حاضر نيستم انقلاب کنم!

خواستم بهش بگم اگه کمی فکر کنی می بينی که اون انقلابی که ازش حرف می زنی همين کانديداها و همراهاشون گند زدن بهش که تو می خوای بری رای بدى. وقتی که خانم معترض پياده شد يکی از چادری ها گفت: اين خانم چه بی تربيت بود. اصلا عفت کلام نداشت. خوب نظرت رو بگو اما چرا به موسوی فحش دادى. پس اين بزغاله سر کار بمونه خوبه. من اگه موسوی بشه شخصا يک ناهار می دم. عاشق موسوی هستم. واقعا سرگرمی خوبی بود اصلا نفهميدم کی رسيدم.

فرداش در مترو بودم که ديدم باز صدای داد و بيداد مياد. يکی داشت می گفت: نمی خوام رای بدم. هيچ کس رای نده. اينا همشون يکی هستن. چه فرقی می کنه.

يکی ديگه جواب داد: شما رای نمی خوای بدي؛ نده. چرا جو رو مسموم می کنى.

در اين بين دختر جوونی گفت: خوب جوونا آزادی می خوان و به همين خاطر می خوان به موسوی رای بدن!

خانمی از اين دختر جوان پرسيد: مثلا چه آزادی می خواد بده؟

اون جواب داد: قراره بشه مثل ترکيه و بقيه کشور های عربى. قراره حجاب اختياری بشه! من که از تعجب چشمام گرد شده بود داشتم فکر می کردم که چرا مردم انقدر جو گير شدن. اون فقط گفته می خوام گشت ارشاد رو بردارم که اونم تازه انگار پشيمون شده چونکه ازش ديگه حرفی نمی زنه. مگه ميشه حجابی رو که 30 سال به خاطرش مردم رو سرکوب کردن به اين راحتی بردارن.

در تاکسی بودم که دختر جوونی سوار شد. راننده و کسی که کنارش بود هر دو جوون بودن. همين که دختر جوون سوار شد راننده پوستر موسوی رو داد و گفت: اگه می خواين رای بدين به موسوی رای بدين.

من گفتم: اصلا نمی خوام رای بدم.

دختر جوان هم گفت: من رای نمی دم.

راننده گفت: چرا؟ مگه آزادی نمی خواين؟

دختر جوان پاسخ داد: اگه خاتمی بود به اون رای می دادي؟

راننده گفت: آره.

اون گفت اگه بدونين که اينا کين و چه کردن ديگه اينو نمی گين. از راننده پرسيد: دانشجويي؟ گفت: آره.

گفت: منم وقتی خاتمی رييس جمهور شد بهش رای دادم. همين آقای خاتمی بود که باعث شد ماها سال 78 از دانشگاه اخراج بشيم.

راننده گفت: مگه سال 78 چه خبر بود؟

گفت: برو بپرس چه خبر بود، بعد تصميم بگير که به موسوی رای بدى. ما هم همين کارهايی که شما برای موسوی می کنی برای خاتمی کرديم. بعد که دوستامونو از 4 طبقه پرت کردن پايين و کشتن و اخراج شديم فهميديم چه کرديم.







روزشمار انتخابات



14 خرداد: مناظره موسوی و احمدی نژاد



شبی که مناظره بود خيليها با اطلاع قبلی مشتاقانه نشسته بودن و گوش می دادن. چون از ماهها قبل کرکری خوندن کانديداهای مختلف عليه هم در روزنامه ها و سخنرانی ها شروع شده بود. فردای مناظره بحث خيلی خيلی داغ شده بود. حتی خيلی از کسانی که در سياست اصلا نبودن هم توجهشون جلب شده بود. احمدی نژاد افشاگری های تندی عليه موسوی و خاتمی و رفسنجانی و خيليهای ديگه کرد و موسوی اصلا نتونست از پسش بر بياد و احمدی نژاد بسيار فريبکارانه افشا گری کرد به طوريکه تونست نظر خيليها رو از کانديداهای مورد نظرشون بر گردونه و حتی خيليهايی که نمی خوان رای بدن، برن و رای بدن. طرفداران موسوی می گفتن: مردک احمق بی تربيت. ديدی چطوری اسم بقيه رو ميآورد. موسوی چقدر با متانت و صبوری جواب می داد. اصلا چرا اونايی که نبودن اسمشوشونو ميآورد. در حاليکه واقعيت اين بود که اين افشا گری ها تازه يک هزارم اون چيزی بود که موجود بود و ديگر اينکه موسوی چيزی نداشت که بگه و اصلا نمی تونست حرف بزنه. بعضيها می گفتن رئيس جمهوری که نتونه حرف بزنه به هيچ دردی نمی خوره. آنقدر چيز چيز کرد که اعصابمون خورد شد.



15خرداد شب، خيابان



صدای بوق ماشينها و شعار دادن مردم يکسره می آمد. زدم بيرون. جمعيت زيادی بود بيشتر طرفداران موسوی و احمدی نژاد بودن و يک عده هم فقط برای تماشا اومده بودن. اين شلوغيها بازتاب مناظره شب قبل بود. شعارهاشون از همه خنده دار تر بود. طرفدارای موسوی می گفتن: "يه هفته، دو هفته، محمود حموم نرفته" ، "هر کی که کم مياره، ناموس وسط مياره" ، " دکتر برو دکتر" ... طرفداران احمدی نژاد هم می گفتن "مناظره به پا شد، موسوی کله پا شد"... مردم تا 3-4 صبح بيرون بودن. البته انواع و اقسام پليس هم بود اما همه فقط نگاه می کردن و سعی می کردن خيلی مودبانه و آروم مردم رو هدايت کنن که برن خونه هاشون. پيش خودم فکر کردم که می گن صبر کنيد انتخابات تموم شه يه پدری از همه تون در بياريم بعد ميفهمين معنی اين شبا رو.

بنر بزرگی از عکس موسوی توجهم رو جلب کرد که روش با اسپری بزرگ نوشتن 100% چيز.



16 خرداد - مترو



چند زن چادری در حال پخش تراکت های احمدی نژاد هستن. خيليها با تمسخر و تنفر و خيلی ها هم بی اعتنا نگاه می کنن. اينکار اينا باعث می شه که باز بحث شروع بشه. يکی ميگه من فقط برای اينکه احمدی نژاد نشه می رم رای بدم. اون يکی جواب می ده که واقعا فرقی نمی کنن. من مطمئنم موسوی هم مثل احمدی نژاده. شايدم بد تر باشه. همه شون در يک جهت حرکت می کنن. نفر اول دوباره جواب می ده آره درست می گی هر کدوم ميان که مردم رو و ثروت مملکت رو بيشتر بچاپن. نفر سوم می گه مردم آنقدر سرکوب شدن که الان شبها و به خاطر انتخابات می ريزن بيرون و احساساتشون رو خالی می کنن. ما آزادی واقعی می خوايم. اينا نمی تونن اين آزادی رو بدن به ما. معتقده اونی که بايد انتخاب بشه، شده. رای ها تاثيری نداره. نفر اول می گه اينا هميشه می رن آرشيوهاشونو در ميارن و به مردم نشون می دن و می گن 99% شرکت کردن. حالا که ما رو خراب می کنن؛ پس بزار شرکت کنيم که لااقل احمدی نژاد نشه. نفر چارم می گه بزار احمدی نژاد بشه که لااقل گندهايی رو که زده جمع کنه. دوباره يکی رو می آرن و می خواد از اول شروع کنه و همه کارهای قبلی رو بخوابونه.





17 خرداد خيابان، ساعت7 شب



جمعيت زيادی جمع شده. رفتم جلو ديدم طرفدارای موسوی و احمدی نژادن که دارن شعار ميدن. مردم هم جمع شدن و نگاه می کنن و با هم بحث می کنن. از همه جالبتر همين بحث مردم بود. چقدر نظرها و ايده های مختلف موجوده. مردم ايران چقدر سياسی هستن. البته حق دارن. چون سياست با همه چيزشون حتی سفره هاشون عجينه. پس بايد هم سياسی باشن. يکی داد ميزنه: ميگه اخراجی های 3 در 22 خرداد به تصوير کشيده می شه! من واقعا دارم می بينم که فرهنگ لمپنيسم چطوری رواج پيدا کرده. حتی توی شعارها. روی يک کاغذی که دست طرفداران موسوی هست نوشته شده "محموت آدم فروش". فرياد می زنن که: اگه تقلب نشه، موسوی اول می شه. پير مردی که وايساده و نگاه می کنه ميگه اين انتخابات برای مردم خوب شد. اين آزادی ای که پيدا کردن خوبه. يکی ديگه ميگه اين که آزادی نيست اينا مردم رو مقابل هم قرار دادن. مردم بايد متحد باشن با هم. پيرمرد ميگه کی ديگه حاضره انقلاب کنه. يکی ديگه ميگه اين فضا مال انتخاباته وقتی تموم شد ببينيد که باز با مردم چه می کنن.

فردا قراره زنجيره انسانی طرفدارهای موسوی باشه از تجريش تا راه آهن.

منتظر گزارش های بعدی باشيد.





18خرداد عصر



جمعيت عظيمی بود. تا حالا اينجوری تهران رو نديده بودم. خيلی درهم برهم و شلوغ و البته زنده بود. مردم فرياد می زدن. شعار بود. داد و فرياد بود. همه جا از در و ديوار عکس و پوستر و ... اين چهارتا کانديد بود. جاهايی بزن بزن طرفدارا بود. و خلاصه عين قيام! اون چيزايی که از قيام شنيده و خوانده بودم را داشتم می ديدم.

"ما دکتر خر نمی خوايم تير خلاص زن نمی خوايم"

"پول نفت گم شده همه اش تورم شده"

"الو الو 125 محمود آتيش گرفته"

و از اين دست شعارايی بود که اينور و اونور داده می شد. واقعا فکر می کردی اينهمه آدم اگه يه کم بيشتر آگاه بشن و يا حتی اگه يه آلترناتيو درست براشون وجود داشته باشه، می شه دنيا رو شخم زد و دوباره کاشت.



گزارشهای ارسالی برای نشريه دانشجويی بذر




19 خرداد 1388    13:12

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد :نامه‌ی سرگشاده‌ی رفسنجانی به خامنه‌ای

صدای آلمان : اکبر هاشمی رفسنجانی به اظهارات محمود احمدي‌نژاد عليه خود و خانواده‌اش واکنش نشان داد و نامه‌ی سرگشاده‌ای خطاب به ولی فقيه جمهوری اسلامی نوشت. او خواهان آن شد تا رود، خروشان نشده، سر چشمه با بيل بسته شود.





اکبر هاشمی رفسنجانی نامه‌‌ی سرگشاده‌ای را در شکايت از رئيس جمهور احمدي‌نژاد به خاطر ,اظهارات عاری از حقيقت و غيرمسئولانه,‌ی وی منتشر کرده که مخاطب آن , مقام معظم رهبری آيت‌الله خامنه‌ای, است. پايان نامه چنين امضا شده است: , دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان − اکبر هاشمی رفسنجانی,.





نامه امروز، سه‌شنبه ۱۹ خرداد، انتشار علنی يافته است.





مقايسه با بني‌صدر





در نامه، نخست گفته شده است که احمدي‌نژاد آگاهانه به او اتهام مي‌زند و اين کار او با ,برنامه‌ريزی, است. حملات احمدي‌نژاد به رفسنجانی از نظر رئيس مجمع تشخيص مصلحت ,گويا برای تحت‌الشعاع قرادادن گزارش‌های مستند و مکرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يک ميليارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجه‌ها مي‌باشد و شايد هم رقيب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی مي‌داند.,





به نظر رفسنجانی احمدي‌نژاد دارد ,غيرمستقيم, با آيت‌الله خمينی و خود آيت‌الله خامنه‌ای هم درمي‌افتد، اما هنوز به تندی بني‌صدر، اولين رئيس جمهور اسلامی نشده است. او مي‌نويسد: ,البته اينجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بني‌صدر معرفی کنم و يا سرنوشتی شبيه آن دولت را برای اين دولت بخواهم، بلکه مقصود اين است که بايد مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد.,





توجيه نوشتن نامه





رفسنجانی در ادامه، نوشتن نامه‌ی سرگشاده را اين گونه توجيه مي‌کند که مي‌گويد، احمد‌ي‌نژاد حاضر نشده گفته‌های خود را پس بگيرد و همچنين تلويزيون دولتی حاضر به دادن وقتی به او برای پاسخگويی نشده است.





او در ادامه خود را در مبارزات انتخاباتی جاری بي‌طرف معرفی مي‌کند و مي‌نويسد: ,چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدی هم از اينجانب درخواست حمايت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتی بهم رسيده باشيم، چيزی جز همان کليات فوق‌الذکر را از من نشنيده‌اند و اگر حزب يا گروهی در مورد جهت‌گيری در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آيين‌نامه خود عمل کنند.,



اين بخش از نامه پاسخ به احمد‌ي‌نژاد در مورد حمايت رفسنجانی از موسوی است، موضوعی که رئيس جمهور در مناظره‌ی تلويزيونی با موسوی به آن به عنوان يک حربه‌ی تبليغاتی متوسل شد.

اخطار

رفسنجانی مي‌نويسد: ,بجاست که به اين حقيقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالی هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد. ولی اين نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگ‌نمايی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمايی در آن مناظره روشن شد., او برای خارج شدن از وضعيتی که آن را به مصلحت نمي‌داند، از خود آيت‌الله خامنه‌ای کمک مي‌طلبد. او به رهبر جمهوری اسلامی مي‌گويد که ,مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن, شود.





نامه‌ی رفسنجانی با اين بيت زنهاردهنده بسته مي‌شود:



,سرچشمه شايد گرفتن به بيل − چوپر شد نشايد گرفتن به پيل,





نامه‌ی محسن رفسنجانی





پسر اکبر هاشمی رفسنجاني، محسن رفسنجاني، که مردم او را با رياستش بر متروی تهران مي‌شناسند، نيز نامه‌ی سرگشاده‌ای منتشر کرده است. مخاطب اين نامه، که روز دوشنبه در اينترنت در دسترس عموم بود، خود احمد‌ي‌نژاد است.



وی در اين نامه پيروزی احمد‌ي‌نژاد را ,با سوار شدن بر موج بستر شايعاتی که در طول سه دهه عليه آقای هاشمی و خانواده ايشان شکل گرفته بود, توضيح مي‌دهد و همه‌ی گفته‌های رئيس جمهور عليه خاندان هاشمی رفسنجانی را افترا و شبهه‌افکنی مي‌خواند.



او مي‌نويسد: , شما خوب مي‌دانيد که ثروت و قدرتی که ما را به آن متهم مي‌کنيد وجود خارجی ندارد، لذا جرات اهانت به استوانه انقلاب اسلامی حضرت آيت‌الله هاشمی را پيدا کرديد و خود را اينگونه شجاع قلمداد مي‌کنيد.,





محسن رفسنجانی در پايان نامه از آيت‌الله خامنه‌ای خواسته به انگيزه‌های گفته‌های احمدي‌نژاد در مناظره‌ی تلويزيونی رسيدگی کند.




19 خرداد 1388    19:40

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:16 20 خرداد 1388
به این در اصطلاح زبان پارسی جنگ زرگری میگویند. ببین مملکت را بچه روزی انداختند و ملت هم طلب معجزه از این اراذل جانی میکند. روزهای سیاه و پردرد و مخاطره ای در پیش است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد :افزايش مرگ پنهان بيماران به علت کمبود پرستار در بيمارستانهای ايران

مهر : دبيرکل خانه پرستار از مرگ و مير پنهان بيماران به علت محروم بودن بيماران از حداقل خدمات پرستاری در بيمارستانها خبر داد و گفت: کمبود کادر پرستاری يکی از چالشهای جدی نظام سلامت کشور است که روسا و مديران مراکز درمانی اين معضل را تائيد می کنند.

محمد شريفی مقدم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: متاسفانه مشکلات کمبود نيروی پرستاری در بيمارستانها طی اين سالها نه تنها بهبود نيافته که وخيم تر هم شده است.



بر اساس قانون ارتقای بهره وری کارکنان بالينی نظام سلامت، ساعت کار موظف پرستاران در هفته حداکثر 8 ساعت کاهش می يابد.



دبيرکل خانه پرستار با انتقاد از چارت تامين کادر پرستاری وزارت بهداشت که مربوط به 40 سال قبل است گفت: در آن سالها به ازای مراقبت از هر بيمار، هفت دهم کادر پرستاری نياز بود و به طور کلی هر بيمار در 24 ساعت نيازمند 4 ساعت مراقبت پرستاری بود.



شريفی مقدم با اشاره ظهور بيماريهای نوپديد و همچنين انجام جراحيهای پيوند قلب، ريه، کبد و... افزود: بروز اين وضعيت باعث ايجاد تختهای ويژه بيمارستانی شده که در نتيجه آن می بايست مراقبت از بيماران نيز افزايش يابد.



در حال حاضر يک بيمار بستری در بخش سی سی يو نيازمند 12 ساعت مراقبت پرستاري، بيمار بستری در آی سی يو 18 ساعت، بيمار بستری در ای سی يو قلب 24 ساعت و بيمار پيوند کبد نيازمند 28 تا 30 ساعت مراقبت پرستاری در مدت 24 ساعت است.



دبيرکل خانه پرستار با تاکيد بر اينکه مراقبت از بيماران بستری در بخشهای ويژه بيمارستانی 5 تا 6 برابر افزايش يافته است گفت: متاسفانه ضريب هفت دهم کادر پرستاری که مربوط به 40 سال قبل بود فقط يک دهم افزايش يافته و به هشت دهم رسيده است.



گزارشهای سازمان نظام پرستاری نشان می دهد حدود 90 درصد پرستاران بيش از 40 ساعت در هفته کار می کنند.



شريفی مقدم با تاکيد بر آينه حداقل خدماتی دريافتی از سوی مردم و مراجعان به مراکز درمانی نيازمند اين است که تعداد پرستاران به ازای هر تخت بيمارستانی 3 برابر شود تصريح کرد: متاسفانه نه تنها اين اتفاق نيفتاده است بلکه شاهد به وجود آمدن چرخه معيوب در اين بخش هستيم.



به گفته دبيرکل خانه پرستار، کمبود نيروی پرستاری باعث افزايش حجم کاری و اضافه کاری اجباری پرستاران شده که در نتيجه شاهد خستگی مزمن پرستاران به خصوص در بخشهای ويژه هستيم.



بررسيها و پژوهشهای سازمان نظام پرستاری نشان می دهد 76 درصد پرستاران در معرض آسيبهای شغلی قرار دارند.



شريفی مقدم از افزايش بخشی از آمار مرگ و مير پنهان و غيرمحسوس در بيمارستانها به عنوان يکی از پيامدهای کمبود پرستار نام برد و افزود: کمبود نيروی پرستاری باعث پايين آمدن دقت تمرکز پرستاران شده و در نتيجه خطای آنان بالا می رود.



افزايش تمام وقت يک پرستار در بخش آی سی يو باعث کاهش 19 درصدی مرگ و مير می شود و همين افزايش در بخش جراحی منجر به کاهش 16 درصدی و در بخش داخلی باعث می شود مرگ و مير پنهان بيماران 6 درصد کاهش يابد.



دبيرکل خانه پرستار با عنوان اين مطلب که کمبود نيروی پرستاری باعث شده هزينه های بيمارستانها تا 14 درصد افزايش يابد افزود: مشکلات اين بخش تنها با افزايش تخت و ساختمان حل نمی شود و مهم تر از آن نياز به مراقبت پرستاری است که بيماران از آن محروم هستند.






19 خرداد 1388    11:35

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد :طرح دولت برای تاسيس وزارت امر به معروف و نهی از منکر

ميدان زنان:شهرام رفيع زاده

محمود احمدی نژاد پس از ابلاغ دستور اجرای طرح امنيت اجتماعی که منج به دستگيری صدها هزار زن و جوان ايرانی به اتهام "بدحجابى" و "بدپوششى" در دوره رياست جمهوريش شد، از يک سال پيش در صدد تشکيل وزارتخانه يا سازمان امر به معروف و نهی از منکر در حد معاوت رياست جمهوری است.



سه شب پيش وقتی مهدی کروبی در آغاز مناظره انتخاباتی به نام دکتر زهرا بنی يعقوب و ماجرای کشته شدن او در همدان بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان اشاره ای به اختصار کرد، محمود احمدی نژاد نه تنها حاضر به پاسخ گويى در اين مورد نشد، بلکه گفت که اين اظهارات کروبی "ارزش پاسخ گويی" را ندارد.



تقديم لايحه توسط دولت نهم



روزنامه دولتى ايران درست يک سال پس از کشته شدن زهرا بنی يعقوب در مهرماه سال 87 خبر داد که محمود احمدى نژاد لايحه تاسيس وزارتخانه جديدی را به امضاء رسانده تا ستادهاى امر به معروف و نهی از منکر را به "وزارت امر به معروف و نهی از منکر" تبديل کند.



ارگان مطبوعاتی دولت نهم تاکيد کرد که "لايحه امر به معروف و نهی از منکر با سه محور نظارت مردم بر مردم، نظارت مردم بر دولت و نظارت دولت بر مردم به امضای رييس جمهوری رسيد و در يک ماه آينده برای تصويب نهايی به مجلس ارسال می شود."



در اواسط دی ماه 87 نيز خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ايرنا از قول آيت الله احمد جنتى دبير ستاد امر به معروف و نهی از منکر، دبير شورای نگهبان و از متحدان احمدی نژاد از تهيه لايحه تشکيل وزارت امر به معروف و نهی از منکر خبر داد. جنتی گفت که اين لايحه از سوی دولت تهيه شده ولی "پس از رفع برخی اشکالات جهت تصويب به مجلس شورای اسلامی تقديم خواهد شد."



واکنش رسانه ها و افکار عمومی در ايران به دنبال انتشار گزارش هايى در مورد تشکيل "وزارت امر به معروف و نهی از منکر" از سوی دولت احمدی نژاد که ايران را پس از عربستان سعودی به دومين کشوری تبديل می کرد که وزارتخانه ای به اين نام دارد، مشاوران احمدی نژاد را واداشت تا در آستانه انتخابات رياست جمهوری به احمدی نژاد توصيه کنند که ارائه اين لايحه را به بعد از انتخابات 22 خرداد 88 موکول کند.



برخی ديگر از نزديکان احمدی نژاد به وی توصيه کرده اند که به جای وزارت امر به معروف و نهی از منکر، سازمانی به همين نام به عنوان يکی از معاونت های رياست جمهوری تاسيس کند.



مقام های دولت تاکنون جزئيات قابل توجهی از لايحه تشکيل وزارت امر به معروف و نهی از منکر را در اختيار رسانه ها قرار نداده اند، اما حزب موتلفه اسلامی از حاميان اصلی احمدی نژاد که در انتخابات 22 خرداد نيز از وی حمايت مى کند طرح پيشنهادی سازمان يا وزارت امر به معروف و نهی از منکر را در اختيار اعضای خود قرار داده است که از آن به عنوان پيش نويس لايحه دولت احمدی نژاد برای تاسيس وزارت امر به معرف و نهی از منکر نامبرده می شود.



دستگاهی زير نظر رهبر و رئيس جمهور



در پيش نويس طرح تاسيس وزارت امر به معروف و نهی از منکر هدف آن "امر به معروف و نهی از منکر مورد اشاره در اصل هشتم قانون اساسی" عنوان و تاکيد شده که اين لايحه در صورت تصويب نهايی در مجلس در سه حوزه "مردم نسبت به مردم"،"حوزه مردم نسبت به دولت"، و " حوزه دولت نسبت به مردم " به اجرا در مى آيد.



در اين طرح پيشنهاد شده که "به منظور مديريت امر به معروف و نهى از منكر در نظام اسلامى اعم از برنامه‌ريزي، سازماندهي، هماهنگي، هدايت، توسعه و نظارت بر كليه فعاليتهاى مردمي، تشكلهاى غير دولتى و نهادهاى دولتى و نهادهاى دولتى كه به طور مستقيم مرتبط با فريضه امر به معروف و نهى از منكر انجام مى پذيرد، سازمان مستقلى برای امر به معرفى ونهى از منكر زير نظر رييس جمهورى تشكيل شود و رييس سازمان، معاون رييس جمهور و نماينده قوه مجريه در شوراى سياستگذارى و نظارت آن باشد."



در تبصره ماده 30 آمده: "رييس سازمان به پيشنهاد رييس جمهور و تاييد مقام معظم رهبرى و با حكم رييس جمهور به مدت 4 سال منصوب و مسئوليت اداره امور سازمان و اجراى برنامه‌ها را بر عهده خواهد داشت."



در ماده 31 هم تاکيد شده که شورايى مرکب از نمايندگان رهبر جمهوری اسلامي، حوزه علميه قم و نمايندگان 3 قوه تحت نظر معاون رييس جمهور و رييس سازمان امر به معروف و نهی از منکر"سياستگذارى و نظارت بر نحوه عملكرد اين سازمان واجراى قانون امر به معروف و نهى از منكر را بر عهده دارد."



نهی از منکر، از عفت عمومی تا اقتصاد



در بند اول و مواد 9 تا 12 اين طرح که به امر به معروف و نهی از منکر مردم در خصوص مردم اختصاص دارد ادعا شده که "امر به معروف و نهی از منکر از حقوق مسلم شهروندی و وظيفه همگانی است "و بر همين اساس عامه مردم حق دارند در مورد"حفظ شئون اسلامى جامعه، رعايت عفت عمومي، حفظ محيط زيست، پاسدارى از قداست خانواده، حفظ امنيت اجتماعى" يکديگر را مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار دهند.



همچنين در مورد "مقابله با گرانفروشى و كم فروش، رعايت بهداشت عمومى و محيط و حقوق شهروندی" نيز چنين حقى مورد تاکيد قرار گرفته است.



در اين ماده 10، برای حمايت از هرکسی که قصد امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد تاکيد شده که "هرگونه توهين و تعرض نسبت به آمر يا ناهى كه در چارچوب اين قانون مبادرت به امر به معروف ونهى از منكر مي‌نمايد، جرم تلقى مي‌گردد، و متخلفان از حكم اين ماده، حسب مورد به مجازات مربوط محكوم خواهند شد."



در ماده 12 تاکيد شده که علاوه بر اشخاص "كليه تشكلهاى مردمى اعم از احزاب، سازمانها و انجمن هاى غير دولتى در اجراى امر به معروف و نهى از منكر موظف به رعايت اين قانون مي‌باشند."



در ماده 36 نيز تاکيد شده که "هر كس مانع اجراى اين حق دينى و شهروندى) اجرای امر به معروف و نهی) گردد به چهارماه تا يكسال حبس محكوم مي‌گردد و چنانچه داراى سمت دولتى باشد علاوه بر مجازات مذكور به انفصال از خدمت دولتى از يك تا سه سال محكوم خواهد شد. "



در بند دوم مربوط به امر به معروف مردم نسبت به دولت، طی مواد 13 تا 18 ذکر شده که مردم اجازه دارند تا دولت را مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار دهند و از جمله آمده است: "در مبارزه با فساد ادارى ،مبارزه با مفاسد مالى و اقتصادي،حفظ نظم و انضباط اداري، رعايت وجدان كاري، حفظ بيت‌المال، مقابله با تجمل‌گرايي، حفظ شئون ادارى در نظام اسلامى ،رعايت حقوق و كرامت ارباب رجوع" مردم حق دارند دولت را مورد امربه معروف و نهی از منکر قرار دهند.



قضات امر به معروف نهی از منکر



در بند سوم و بندهای 18 تا 29 طرح وزارتخانه يا سازمان امر به معروف و نهی از منکر که به اختيارات دولت نسبت به مردم مربوط است، تاکيد شده همه دستگاه های دولتی بايد شوراهای امر به معروف و نهی از منکر تشکيل دهند و براساس آئين نامه ای که دولت تدوين می کند به امر به معروف و نهی از منکر مردم، مراجعان و پرسنل خود بپردازند.



همچنين"دستگاههاى آموزشي، فرهنگى و تبليغى كشور مكلفند مطابق آيين نامه‌اى كه بنا به پيشنهاد سازمان امر به معروف و نهى از منكر به تصويب هيات دولت مي‌رسد نسبت به فرهنگسازى امر به معروف و نهى از منكر برنامه‌ريزى و اقدام کنند."



دولت براساس ماده 23 اين طرح "مكلف است در برنامه‌هاى كلان و توسعه كشور و بودجه‌هاى سالانه پيش‌بيني‌هاى مناسب و كافى را منظور نمايد"، و قوه قضاييه نيز مکلف شده که قضاتی را به عنوان قضات امر به معروف و نهی از منکر معين کرده و "دفاتر حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منكر " و "آموزش ضابطين قضايى" در حوزه امر به معروف و نهی از منکر را راه اندازی کند.



در ماده 25 به نيروى انتظامى و نيروى مقاومت بسيج ماموريت داده شده تا در هماهنگى با "سازمان امر به معروف و نهى از منكر مكلف به فراهم ساختن ساز و كار مناسب براى اجراى اين فريضه در چارچوب اين قانون مي‌باشند."



در ماده 26 دولت مامور شده تا "زمينه وقوع منكراتى را كه ريشه در نابسامانيهاى اقتصادي، سياسي، اجتماعى و فرهنگى دارد. شناسايى و به نحو مقتضى رفع کند."



دولت همچنين اختيار دارد که "حمايتهاى مادى و معنوى لازم از تشكلهاى غير دولتى كه در خصوص امر به معروف و نهى از منكر فعاليت مي‌نمايد، به عمل آورد."



ماده 28 هم به امر به معروف و نهی از منکر در مورد اتباع خارجی اختصاص دارد و در آن تاکيد شده که "سفارتخانه‌ها و نمايندگان جمهورى اسلامى ايران در خارج از كشور، نيروى انتظامى و سازمان گردشگري، جهانگردى و ساير دستگاههاى ذيربط موظفند اتباع خارجى را قبل و حين ورود به كشور نسبت به قوانين و مقررات و رعايت شئونات اسلامى ـ ايرانى تفهيم و آماده نمايند."



همچنين در ماده 29 به دولت اختيار داده شده تا ميزان اهتمام يا عمل كاركنان و مديران را نسبت به امر به معروف و نهى از منكر در ارزشيابى سالانه، ارتقا و انتصاب آنان مورد لحاظ قرار دهد.



"مرحله يدى" در انحصار حکومت



در پيش نويس تاسيس سازمان يا وزارتخانه امر به معروف و نهی از منکر امر تاکيد شده که به معروف و نهى از منكر داراى مراتب قلبي، لسانى و يدى است كه مرحله قلبى و لسانى وظيفه همگانى ومرحله يدى به حكومت اختصاص دارد.



آمران می توانند پس از طريق تذكر، ارشاد و راهنمايى (كتبى يا شفاهى) به ارايه شكايت و گزارش به مراجع و يا مقامهاى ذيصلاح و ساير اقدامهاى قانونى عليه کسی که فکر می کنند دچار منکر شده مبادرت کنند.



در اين پيش نويس همچنين تاکيد شده که آمران می توانند در مورد عقايد افراد آنها را مورد نهی از منکر قرار دهند، و آمده است: "دعوت و راهنمايى افراد به عقايد و رفتار حق و بر حذر داشتن از انحرافات عقيدتى و فكرى و اخلاقى مورد تاكيد اين قانون مي‌باشد."




19 خرداد 1388    10:17

نظر شما
نام:   فرزين
ای-ميل:  
18:45 21 خرداد 1388
به جای خودکشی، بياييد و در گسترده ترين تبليغات به مردم آگاهی در بارۀ قرآن بدهيد:

در سورۀ المرسلات آيۀ 2، الله به فرشتگانش سوگند می خورد، که با سرعت باد برای اجرای احکام در حرکتند.

سورۀ المرسلات يعنی سورۀ وزارتخانۀ پست و تلگراف و تلفون خدا. ببينيد با چه سرعتی کار می کند! با سرعت باد، بله باد، باد.

در سورۀ الفاطر آيۀ 12 خورشيد به دور زمين می چرخد.

اينها را در هر مستراحی، که خواستيد بنويسيد تا مردم در آنجا خوب وقت فکر کردن داشته باشند. تا فکر مردم به کار نيافتد، هيچ چيز را نمی توان تغيير داد.

نام:   مجيد از هلند
ای-ميل:  
02:15 20 خرداد 1388
بابا جون اين جوانها رو آزاد بگذاريد . بعد خودشون مي دانند چي خوبه چي بده درست م,ل اروپا كه آزاديه ولي حدشونه ميفهمند

نام:  
ای-ميل:  
02:11 20 خرداد 1388
چرا خودتو دار بزنی حسن آقای گل این معممین لاشخور را بنداز توی چاه مستراح که محل لایقی براشون هست

نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
13:00 19 خرداد 1388
خاك بر سر اين مردم ....خاك...يه طناب بديد خودمو دار بزنم


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد :حکم اعدام برای حسين خضري، فعال سياسی کرد

فعالان حقوق بشر:يک فعال سياسی کرد توسط دادگاه انقلاب اروميه به اعدام محکوم شد.



بنابر گزارشات دريافتي، حسين خضری ساکن اروميه، به اتهام تبليغ عليه نظام و همکاری با حزب حيات آزاد کردستان از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اين شهر به اعدام محکوم شد.



آقای خضری در آبان ماه سال گذشته توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد و اکثر ايام بازداشت خود را در سلولهای انفرادی بازداشتگاه اطلاعات اروميه و در شرايط فشار و بدرفتاری سپری نمود، وی در حالی به اعدام محکوم می شود که از داشتن وکيل مدافع منتخب و امکان مناسب دفاع از خود محروم شده است.



لازم به يادآوری است با اين محکوميت تعداد فعالان سياسی محکوم به اعدام در مناطق کردنشين به ۱۳ تن افزايش يافت.




19 خرداد 1388    10:48

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد :خودکشى چهار تهرانى در يک روز

اعتماد :در پى خودکشى چهار شهروند تهرانى در روز يکشنبه، بازپرس ويژه قتل تحقيقات خود را براى کشف علت اين حوادث آغاز کرد. به گزارش ايسنا دو زن 23 و 50 ساله و دو مرد 23 و 20 ساله افرادى بودند که طى روز يکشنبه در نقاط مختلف تهران دست به خودکشى زدند. زن 23ساله به نام مهرى پيش از ظهر يکشنبه در حوزه استحفاظى کلانترى شهرک وليعصر اقدام به خودسوزى کرد، زن 50ساله به نام معصومه نيز عصر همان روز با مصرف دارو جان خود را گرفت، پسر 20 ساله به نام على در حوزه استحفاظى کلانترى ابوسعيد دست به خودکشى زد و پس از انتقال به بيمارستان جان باخت و پيکر مرد 23ساله به نام مجيد نيز که مبتلا به بيمارى روانى بود، شامگاه يکشنبه در حوزه کلانترى 104 عباس آباد در حوالى بزرگراه صياد شيرازى کشف شد. محمد روشن بازپرس کشيک قتل تهران با اعلام اين خبر گفت؛ پرونده هاى مربوط به اين خودکشى ها با موضوع مرگ مشکوک در شعبه ويژه قتل مورد رسيدگى قرار مى گيرد تا زواياى پنهان حوادث کشف شود.


19 خرداد 1388    08:59

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد :کلينتون: بعد از انتخابات ايران، ديپلماسى مثبت را آغاز مي‌كنيم

ايلنا:وزير خارجه آمريکا از گفت‌وگوی مستقيم با ايران دفاع کرد و گفت: اين مذاكرات عمدتا با محوريت برنامه هسته‌اى ايران پيش گرفته مي‌شود.

به گزارش بي‌بي‌سي، هيلاری کلينتون وزير خارجه آمريکا در مصاحبه اختصاصی با شبکه خبری اي‌بي‌سی گفت: هدف آمريکا اين است که از بروز مسابقه تسليحاتی در منطقه خاورميانه پرهيز کند و مي‌خواهد نشان دهد که آنچه تلاش برای دستيابی به چنين تسليحاتی ناميده شده است، پيامدها و هزينه‌های خود را دارد. وزير خارجه آمريکا افزود: تلاش خواهد کرد ايران را قانع کند که تلاش اين كشور برای دستيابی به آنچه سلاح هسته‌ای ناميده شده است، بيشتر امنيت ايران را تهديد مي‌کند؛ چرا که به گفته وي، کشورهای همسايه ايران هم مسير مشابهی را در پيش خواهند گرفت. ايران بارها هرگونه تلاش برای دستيابی به سلاح هسته‌ای يا ظرفيت توليد چنين سلاحی را رد کرده است و تاكيد مي‌كند كه تمام برنامه‌های هسته‌اى اين کشور صلح‌آميز است. برخی از مطبوعات آمريکا ماه مارس سال جارى گزارش داده بودند که هيلاری کلينتون شخصا در مورد نتيجه‌بخش بودن روند ديپلماسی در برابر ايران ترديد دارد. وى روز گذشته و در جريان مصاحبه خود اين گزارش‌ها را صراحتا رد نکرد، اما گفت: مي‌خواهد صبر کند و ببيند که آيا دپيلماسی در برابر ايران نتيجه‌بخش خواهد بود يا خير. به گفته وي، قابليت بسيار زيادی برای تغيير در سياست ايران وجود دارد، به شرط اينکه اين كشور تمايل به اين تغيير داشته باشد. کلينتون همچنين تاكيد كرد كه يکی از ارزش‌های مهم مذاکره با ايران اين است که آمريکا مي‌تواند رو در رو با ديپلمات‌هايی که مورد تائيد مقام‌هاى ايران هستند، پشت ميز مذاکره بنشيند تا ببيند ايران واقعا به‌دنبال چيست.




19 خرداد 1388    08:03

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
13:14 19 خرداد 1388
خانم کلینتون اگر میتواند شوهر دله خودش را درست کند و حال اگر میخواهد بداند این اراذل جانی دنبال چی هستند بداند که دنبال ادامه حکومت جبارانه و خونخوار خودشانند و مایلند امپریالیستر از شما امپریالیستها شوند والسلام


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

19خرداد :آخرين مناظره : رويارويی احمدی نژاد و رضايی

بی بی سی: ششمين و آخرين مناظره بين نامزدهای انتخابات رياست جمهوری ايران، دوشنبه شب ۱۸ خرداد بين محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور، و محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، برگزار و به صورت زنده از تلويزيون ايران پخش شد.



با توجه به حمله های شديد ميرحسين موسوی به محمود احمدی نژاد در مناظره يکشنبه شب و عدم حضور آقای احمدی نژاد در جمع طرفدارانش در مصلای تهران، که دليل آن "ازدحام بيش از حد جمعيت" اعلام شده بود، نگاه های زيادی متوجه مناظره دوشنبه شب بود.



همچنين تعلق هر دو نامزد به جناح اصولگرا يکی ديگر از دلايل اهميت اين مناظره بود.



احمدی نژاد: دروغگو خائن است و خائن ترسو. چه کسی از اين دولت ترس سراغ دارد؟

آقای احمدی نژاد ابتدای صحبت خود اشاره کرد که به دليل ازدحام جمعيت نتوانست به مصلی برود. آقای احمدی نژاد سپس به "حمله"هايی که در مناظره يکشنبه شب به او شده بود و دروغگو خوانده شده بود، اشاره کرد و گفت در وقتی که "قانونا به او اختصاص داده خواهد شد"، به اين اتهامات پاسخ خواهد داد.البته آقای احمدی نژاد به اين نکته اشاره کرد: "دروغگو خائن است و خائن ترسو. چه کسی از اين دولت ترس سراغ دارد؟"



آقای احمدی نژاد در پاسخ به سوال مجری برنامه که تئوری شما برای اداره اقتصاد کشور چيست؟ گفت تئوری ما برنامه های موجور کشور - سند چشم انداز بيست ساله، برنامه پنجم توسعه و ... - است.



آقای احمدی نژاد صحبتهايش را با طرح سوالی از محسن رضايی ادامه داد و از او پرسيد ارتباط بحث فدراليسم اقتصادی که آقای رضايی مطرح کرده با تقسيمات کشوری موجود چيست؟



رضايی: عملکرد دولت نهم مجموعا منفی بوده است

آقای رضايی در ابتدای گفته های خود با ارائه آمارهايی از وضعيت اقتصادی ايران از جمله نرخ ۲۵ درصدی تورم، نرخ ۱۲ و نيم درصدی بيکاري، آشفتگی بازار پول و بازار سرمايه، وضعيت اقتصادی ايران را نامطلوب و دچار تورم و رکود همزمان خواند. آقای رضايی همچنين گفت پيش بينی های نهادهای بين المللی نشان می دهد که اوضاع اقتصادی در دو سال آينده بدتر هم خواهد شد.





آقای رضايی همچنين پايين بودن قيمت نفت در سال های آينده و پايين آمدن ۲۰ درصدی ذخيره ارزی ايران را، در حالی که ذخيره ارزی عربستان و ليبی افزايش قابل توجهی داشته است، نشانه ديگری از بد بودن وضعيت اقتصادی ايران دانست.



محسن رضايی از آقای احمدی نژاد پرسيد اگر ايشان رئيس جمهور شود، چگونه می خواهد اين مشلات را حل کند. آيا می خواهد سياست های چهار سال گذشته را ادامه دهد؟



آقای رضايی گفت هيچ رئيس جمهوری را کاملا رد نمی کند. بلکه اعتقاد دارد آقای احمدی نژاد فعاليت های مثبتی هم انجام داده است. اما مجموعه دولت نهم را در مجموع يک مجموعه منفی ارزيابی کرد و گفت با ادامه سياست های اين دولت، نمی توانيم قدم های بلند برای پيشرفت برداريم.



آقای رضايی در پاسخ سوال مربوط به بحث فدراليسم اقتصادی گفت ۹ منطقه فدرال که او مد نظر دارد، صرفا از نظر اقتصادی فدرال هستند و هر کدام آنها حدودا ۵ استان را تحت نظر خواهند داشت و ۹ معاون رئيس جمهور، اين ۹ منطقه را اداره خواهند کرد. اما از نظر سياسی و امنيتي، کشور به صورت متمرکز اداره خواهد شد.



احمدی نژاد: تورم را دو جور می شود محاسبه کرد

آقای احمدی نژاد درباره نرخ تورم اعلام شده گفت تورم را به دو صورت می توان محاسبه کرد. يکی به صورت ميانگين که سال ۸۷ نسبت به سال ۸۶ ۲۵ درصد است. و يکی به صورت نقطه به نقطه که از مقايسه ۱۸ خرداد ۸۸ با ۱۸ خرداد ۸۷ حاصل می شود که در اين مورد زير ۱۵ درصد است.



در مورد نرخ رشد اقتصادی هم آقای احمدی نژاد گفت ميزان رشد در برنامه چهارم توسعه دست بالا در نظر گرفته شده بود.



در مورد فعال نبودن بازار بورس هم آقای احمدی نژاد گفت بازار بورس ايران الان فعال است. اما به گفته او در سال های ۸۲ و ۸۳ بورس "رشد حبابی" داشت و دولت نهم اين حباب را تخليه کرده است.



آقای احمدی نژاد سوال خود از آقای رضايی درباره نحوه اجرای طرح فدراليسم اقتصادی و هماهنگ کردن آن با ساختار اداری موجود را نيز تکرار کرد.



آقای احمدی نژاد سوال ديگری هم از آقای رضايی پرسيد و آن هم درباره طرح "صندوق توسعه ملی" آقای رضايی بود.



رضايی: آماراعلام شده نبايد مبانی متغير داشته باشد

آقای رضايی در ابتدای صحبت ها خود آمار بايد دقيق گفته شود و نمی شود که آمار مبانی متغيری داشته باشد. مثلا تورم جهانی سال ۲۰۰۹ را حذف کنيم و آن را نشان بدهيم. مبنای آمار بايد مشترک باشد.



آقای رضايی گفت: "آماری که بانک مرکزی اعلام کرده است نشان می دهد تورم در سال ۸۴ خورشيدي، ۱۰ و چهار دهم بوده است، در سال ۸۵ شده ۱۱ و نه دهم، سال ۸۶ شده ۱۸ و چهار دهم و سال ۸۷ شده است ۲۵ و ۴ دهم. تورم نقطه به نقطه مورد نظر ما نيست، چون نشان دهنده قدرت خريد مردم نيست."



آقای رضايی در ادامه اشاره کرد يکی از شاخص های جديد اقتصادي، "شاخص فلاکت" است که مجموع تورم و رکورد را نشان می دهد. به گفته آقای رضايي، بر اساس آمار بانک مرکزي، اين شاخص از تابستان سال ۸۵ تا پاييز سال ۸۷ با شيب زيادی افزايش يافته است.



آقای رضايی در مورد بحث فدراليسم اقتصادی گفت اين شان دولت نيست که رئسی جمهور و کابينه بروند به يک استان و درباره اين که آيا فلان جا بايد يک جوی آب بزنيم يا نه، نظر بدهند.



آقای رضايی در ادامه به "بی ثباتی" در دولت آقای احمدی نژاد انتقاد کرد. آقای رضای گفت ايشان در طول اين چهار سال، ۱۵ نفر از اعضای کابينه اش را که ۸ نفرشان وزير بوده اند، عوض کرده است.



تيم اقتصادی ايشان متشکل از رئيس بانک مرکزي، وزير اقتصاد و رئيس سازمان برنامه و بودجه تغييرات زيادی کرده است. در دوره آقای احمدی نژاد، سه رئيس بانک مرکزی مختلف داشته ايم. يا ۲۴ استاندار تغيير کرده اند.



آقای رضايی در ادامه از تغيير ناگهانی تعرفه ها در دوره احمدی نژاد انتقاد کرد.



احمدی نژاد: شما با سيستم اداره کشور آشنا نيستيد

آقای احمدی نژاد درباره بحث تورم گفت اگر ميانگين تورم دوره اول دولت فعلی را با سه دولت قبلی مقايسه کنيد، می بينيد که در دولت نهم کمتر بوده است.



در مورد تغييرات کابينه آقای احمدی نژاد گفت اين، وعده من به مردم بوده است. آقای احمدی نژاد گفت در انتخاب هايش معصوم نيست و اگر کسی ضعيف باشد، او را تعويض می کند. به گفته او مهم آن است که برنامه ها پيگيری شود.



در مورد تعرفه ها هم آقای احمدی نژاد گفت برای اولين بار در دولت فعلی دفترچه ای برای تعرفه ها تدوين شده که تغيير تعرفه ها کاملا قانونمند است. او همچنين گفت ميانگين تعرفه ها در اين دولت بيشتر از دولت قبلی است.



آقای احمدی نژاد همچنين نتيجه گرفت که با توجه به شرايط جهانی و وضعيتی که اين دولت تحويل گرفته شده است، مديريت اقتصادی کشور خوب بوده است.



آقای احمدی نژاد دوباره از آقای رضايی درباره طرح صندوق توسعه پرسيد و گفت شما می گوييد ماليات ها را کم می کنيد، درآمد فروش نفت را هم به صندوق می ريزيد. آن وقت پول اداره کشور را از کجا می آوريد؟



آقای احمدی نژاد بار ديگر از طرح فدراليسم اقتصادی آقای رضايی انتقاد کرد و گفت سيستم فدرالی در ايران قابل پياده شده نيست.



او همچنين گفت هيچ وقت دولت نمی رود در يک استان برای کشيدن يک جوی آب تصميم بگيرد. آقای احمدی نژاد گفت اين گفته های آقای رضايی را به حساب ناآشنايی او با سيستم بوروکراسی کشور دانست و گفت او زمانی فرمانده سپاه بوده و بعد هم در مجمع تشخيص مصلحت و با کارهای اجرايی کشور آشنايی ندارد.



رضايی: در سال های جنگ عملا کشور را ما اداره می کرديم

آقای رضايی در ومرد طرح صندوق ملی گفت من پيش از اين گفته ام که اگر از اول انقلاب صندوق داشتيم، الان ۲۰۰ ميليارد دلار پول در صندوق بود و می توانستيم ماهی ۱۰۰ هزار تومان به مردم بدهيم.



در مورد کاهش ماليات ها هم آقای رضايی گفت در دوره رکود بايد ماليات ها را کم کرد تا به بنگاه ها کمک شود.



محسن رضايی در مورد عدم آشنايی خود با مديريت کشور گفت آقای احمدی نژاد سابقه من را می داند و سابقه خودش را هم می داند. آقای رضايی گفت در طول سال های جنگ عملا کشور را ما اداره می کرديم. بخصوص در سه سال اول بعد انقلاب.



آقای رضايی سپس با اشاره به "تصميم های غلطی که در صنعت شکر گرفته شده" گفت يکی از مشکلات اصلی دولت آقای احمدی نژاد اين است که در اين دولت نخبگان محلی از اعراب ندارند.



آقای رضايی گفت يکی از طرح های من ايجاد اتاق های فکر در وزارتخانه هاست که مخالفان دولت هم در آن حضور خواهند داشت.



احمدی نژاد: هر هفته حداقل ۵ ساعت با کارشناسان اقتصادی جلسه دارم

آقای احمدی نژاد گفت: "ما در تدوين طرح هايمان تقريبا از همه ظرفيت کارشناسی کشور استفاده کرديم، جز تعداد اندکی که نخواستند همکاری کنند. خود من بيش از هزار ساعت در جلسه های کارشناسی شرکت کرده ام."



آقای احمدی نژاد در پاسخ به اتهام استفاده نکردن از نخبگان، اين مسئله را توهين به دولت دانست و گفت قريب به اتفاق دولت او دکترای تخضصصی دارند و دکتراهايشان "دکترای جدی است، نه از آن دکتراهايی که زمانی مد شد." او از آقای رضايی خواست عده خاصی را نخبه نداند.



آقای احمدی نژاد گفت به طور مستمر با کارشناسان اقتصادی با گروه های مختلف "هر هفته حداقل ۵ ساعت" جلسه دارد، اما "خبر جلسه هايش منتشر نمی شود."



سوال و جواب های کوتاه رضايی و احمدی نژاد

آقای رضايی گفت بحث نخبگان برای من واقعا جدی است: "آقای احمدی نژاد از سوال من در رفتند. من پرسيدم که به چه نحوی نخبگان را درگير امر توسعه می کنيد؟"



آقای احمدی نژاد از آقای رضايی پرسيد شما در صحبت هايتان گفتيد دولت را در زمان جنگ شما اداره می کرديد؟



آقای رضايی گفت در بسياری از شهرستان ها و استان ها، بخصوص در پنج منطقه جنگي، عملا اداره امور به دست ما بود.



در اين بخش آقای احمدی نژاد چندين بار با سوال های کوتاه و پشت سر هم از آقای رضايی درباره اين ادعای او پرسيد. آقای احمدی نژاد با تعجب از آقای رضايی می پرسيد که چطور در دولت آقای بازرگان، شما دولت را اداره می کرديد؟



آقای رضايی هم تاکيد داشت در آن دوره بسياری از فرمانداران کشور از ميان نيروهای سپاه انتخاب می شدند.



آقای احمدی نژاد هم گفت انتصاب چند فرماندار با سياست گذاری اقتصادی فرق می کند و آقای رضايی هم در پاسخ گفت: "ما نمی خواهيم جلوی ۴۰ ميليون نفر هنرنمايی کنيم و کارهای تبليغاتی بکنيم. شما به من گفتيد با شيوه اداره امور آشنا نيستيد، من هم گفتم در سال های اوليه انقلاب سپاه در اداره کشور نقش پررنگی داشت. بحث از سياستگذاری اقتصادی نبود."



دقايق بعدی مناظره به سوال و جواب های کوتاه بين دو طرف در مورد مسائل مختلف اقتصادی از جمله امنيت سرمايه گذاري، اصلاح نظام بانکی و طرح نقدی کردن يارانه ها گذشت.



آقای احمدی نژاد در پايان وقت خود از يکی از موضع گيری های گذشته آقای رضايی انتقاد کرد و از او توضيح خواست: "شما دو سال قبل در تلويزيون نظری داديد و گفتيد يک ماه ديگر جنگ می شود. بعدا گفتيد چون من اين را گفتم، حمله برطرف شد و آمريکا حمله نکرد."



آقای رضايی هم در پاسخ گفت: "يکی از ايرادات اصلی من به آقای احمدی نژاد اين است که ايشان خود را فوق تخصص همه مسائل می دانند. در بحث های امنيت ملی فکر می کنند فقط ايشان خيلی می فهمند. همين باعث شده که يک تنهايی اطراف ايشان به وجود بيايد و کسی در اطراف ايشان امنيت نداشته باشد."



آقای رضايی گفت آقای احمدی نژاد به جای اينکه از گزارش نيروهای اطلاعاتی آمريکا تقدير کند، بايد از نيروهای مسلح، رهبری و از روشنفکران ايران تشکر می کرد. به گفته آقای رضايی رهبر ايران بارها به نيروهای مسلح گفت "شما جنگ را صد در صد بگيريد، اما آقای احمدی نژاد هر کس در دولتش گفت برای جنگ آماده باشيد، او را برکنار کرده است."



آقای رضايی گفت جورج بوش قصد قطعی حمله داشت و يکی از دلايلی که منصرف شد جوی بود که با همين گفته ها عليه او به وجود آمد.



در مورد بيکاری هم آقای رضايی گفت که دولت آقای احمدی نژاد معيار بيکاری را عوض کرده تا آمار بيکاری تغيير کند. به گفته آقای رضايی قبلا هفته ای دو روز کار کردن باعث می شد کسی شاغل حساب شود و در دولت فعلی به هفته ای دو ساعت کاهش يافته است.



آقای رضايی گفت ارائه آمار در دولت نهم "عدد سازی و راست نمايی" است و آن را مثل "سر زير برف کردن" خواند.




19 خرداد 1388    08:11

نظر شما
نام:   فرزين
ای-ميل:  
02:19 20 خرداد 1388
کاش اين انتخابات به دور دوم کشيده شود و ماه محرمی، ماه رمضانی، مناسبتی هم وسطش باشد تا پس از کمی استراحت و تفکر بيشتر، همۀ جناحهای درگير بيشتر بتوانند پتۀ طکديگر را روی آب بريزند.

اما مسالۀ مهمتر از همه اين است، که خود آشپز هم صدايش درآمده و از شوری آش نمی داند چه خاکی به سر کند. همين احمدی نژاد و دوستانش بودند، که نيروی فالانژ سرکوبگر را برای آخوندهايی ک,ل کر روبی تشکيل می دادند. همين ها بودند، که در اشغال سفارت آمريکا، در انقلاب ضدفرهنگی، در چماق کشی و سرکوب نيروهای سياسی نقش فعال داشتند. حالا هم همين دست پرورده ها باع, دردسر آخوندهای دم کلفت شده اند. يعنی تولۀ مار تبديل به اژدها شده است و نه تنها مارگير، بلکه خود مار هم از او به وحشت افتاده است. ارکان رژيم به لرزه درآمده است. اين نتيجۀ خوبی است. امروز ديگر هيچ گروهی صبر نمی کند تا پس از انتخابات تظاهرات کند و خواسته هايش را بگويد. امروز هر انجمن صنفی و هر گروه اجتماعی دارد پيشاپيش خط و نشان می کشد و خواسته های خودش را اعلام می کند. بدين ترتيب، ما وارد فاز نوينی در جمهوری اسلامی شده ايم. بايد از اين فضا برای بردن آگاهی های طبقاتی و برای برپايی تشکلهای صنفی مستقل و برای آمادگی و پختگی سياسی همۀ مردم حد اک,ر استفدۀ ممکن را ببريم. جامعۀ ايران می رود تا از زير بختک دين اسلام درآمده و به مسائل دمکراسی و حقوق اوليۀ خودش واقف تر بشود.

اگر هم قرار باشد نبرد خيابانی خواهد شد و اين رژيم حتما به زور سرنگون خواهد شد. به دنبال استحاله و تغييرات جزئی نبايد باشيم.

در خارج از کشور هم بايد کميةته هايی برای تعقيب و دستگيری فراريان رژيم تشکيل بدهيم. بايد بتوانيم از راه مجامع حقوقی بين المللی به دست يابی به اموال دزديده شده برای بازگرداندن به خزانۀ ايران و استرداد اين جنايتکاران به حکومت دمکراتيک آينده کوشا باشيم.


نام:  
ای-ميل:  
13:15 19 خرداد 1388
حال بگویید وقاحت و رذالت حد و مرزی دارد؟؟؟ آیا رذالت بیشتر از این هم متصور است؟

http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



21 خرداد 1388    20:04


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد