www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 18خرداد//

18خرداد :پيام محمدصديق کبودوند از بند خود در اوين :آپارتايد موجود عليه مردم کرد و سوءاستفاده از حقوق بشر افشا شود

18خرداد :چهارمين ملاقات با سجاد خبرنگار هفته نامه ی قلم معلم در زندان اوين

18خرداد :احتمال تحول مثبت در مناسبت بين‌المللی ايران • مصاحبه با يک کارشناس آلمانی

18خرداد :بيانيه‌ کانون نويسندگان ايران به مناسبت ۲۸مين سالگرد اعدام سعيد سلطانپور

18خرداد :در کارناوال استقبال از احمدي‌نژاد ۱۷ نفر زخمی شدند که حال برخی از آنان وخيم است.

18خرداد :کاهش شديد مساحت درياچه اروميه

18خرداد :جلوه جواهری با صدور قرار کفالت 100 ميليون تومانی آزاد شد.

18خرداد:تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسی کرد برای گرفتن تعهدات توهين آميز و تحقير آميز

18خرداد :جناح سني‌مذهب لبنان که مورد حمايت غرب است، موفق به کسب اکثريت آرا در انتخابات پارلمان اين کشور شد.

18 خرداد: گشت و گذاری در خيابانهای انتخابات / نشريه بذر
 



18خرداد :پيام محمدصديق کبودوند از بند خود در اوين :آپارتايد موجود عليه مردم کرد و سوءاستفاده از حقوق بشر افشا شود

خبرنامه اميرکبير:محمدصديق کبودوند رئيس زندانی اين سازمان در پيامی که از بند خود در اوين به بيرون از زندان ارسال نموده، از وجود يک سامانه مبتنی بر آپارتايد واقعاً موجود عليه مردم کرد بويژه کردهای هويت خواه ،از بايکوت کردن زندانيان سياسی کرد و تابو شدن نام آنها درمطبوعات داخل کشور ، و نيز از تناقض در مواضع و عملکرد و پارادوکس درگفتار و رفتار برخی از فعالان حقوق بشری داخلی و سوءاستفاده‌های سياسی از اين حقوق مي‌گويد.



متن کامل پيام در پی مي‌آيد:



در روزهای اخير:



برخی روزنامه‌ها،رسانه‌ها، گروه‌ها و احزاب سياسی و فعالان سياسی ، مدنی و اجتماعی و حتی برخی از نامزدهای رياست جمهوری در ايران از زندانی سياسی و حقوق زندانيان سياسی مي‌نويسند و يا سخن بر زبان مي‌رانند. البته مفهوم ,حقوق زندانی سياسی , مورد کاربرد آنها بسيار مبهم است و هيچ تعريف روشن و مشخصی از حد و حدود دايره آن ارايه نشده و معلوم نيست چه کسانی در شموليت اين مفهوم مي‌توانند قرار بگيرند.



اينکه در ميان آنها آيا هنوز اين باور هست که در ايران زندانی سياسی وجود ندارد، اينکه آيا زندانی سياسی را همچنان مي‌توان تنها به بازداشت‌های چندروزه چند دانشجوی خودی خلاصه کرد؟ اينکه آيا زندانيان کرد هم مي‌توانند در دايره موردنظر قابل تعريف باشند؟ اينکه زندانيان سياسی در حال حاضر چه کساني‌اند؟و چرا اساساً نامی از آنها برده نمی شود؟ اينکه اصولاً توجيه آنها از بايکوت و حتی ,تابو, کردن نام زندانيان کرد چيست؟هنوز پاسخی برای اينگونه سوالات دريافت نشده است.



در سال‌ها و ماه‌های اخير:



برخی از روزنامه‌ها و نشريات و رسانه‌های مدعی مردم سالاری از بازداشت چند ساعته يک شهروند تا احضار به دادگاه برخی از افراد جهت ارايه پاره‌ای از توضيحات، از تذکرهای انضباطی تا تماس‌های تلفنی و اخطار برخی نهادهای امنيتی و انتظامی جهت برپا نکردن جلسات دوستانه و مهماني‌ها نوشتند و پيرامون اينگونه به اصطلاح خبرها، گفتگوها و مصاحبه‌ها ترتيب دادند و از نبود آزادی بيان و فقدان امنيت و عدم رعايت حقوق شهروندی گفتند و نوشتند و البته و صدالبته برای ,خودي‌ها,.



برخی وکلا و مدافعين حقوق بشر نيز در سال‌ها و ماه‌های اخير از اينکه فرد يا افرادی به اتهام غارتگری اموال عمومی و يا کلاهبرداري‌های کلان و فساد مالی و يا به اتهام جاسوسی برای خارجيان دستگير و بازداشت مي‌گرديدند ، از اينکه حقوق شهروندی اين افراد نقض و يا سلب شده و يا نقض مي‌گرديد معنرض ميشدند و حتی برای فرد يا افرادی که به قتل عمد متهم شده و يا دست به جنايت زده جار و جنجال به پا ميگرديد و برای دادرسی عادلانه و رعايت اصول حقوقی وقضايی ودفاعی و استانداردهای مرتبط و يا اعاده حقوق آنها چه تلاش‌هايی که انجام ندادند.



اما نديده‌ايم و نشنيده‌ايم:



از حقوق انسانی زندانيان سياسی کرد، از نقض حقوق شهروندی آنها ، و دادرسی ناعادلانه و برخورد کينه جويانه قضات و دستگاه قضايی نسبت به اين دسته از زندانيان درجه چندم از لحاظ حقوق شهروندی در ايران کسی چيزی بگويد و يا مطلبی بنويسد و يا اعتراضی نمايد. به طوری که حتی تاکنون در ذهنشان هم نگنجيده که زندانی سياسی کرد هم حقوقی دارد، در حالی که هيچ کس نمی تواند انکار کند که تنها کمتر از ۱۵ درصد از جمعيت کشور کرد هستند اما بيش از ۷۰ تا ۸۰ درصد زندانيان سياسی به -اصطلاح امنيتی- در زندان‌های جمهوری اسلامی کرداند. در حاليکه برای زندانيان سياسی غيرکرد حبس‌های کوتاه مدت چندماهه و يکی دو ساله و تعليقی درنظر مي‌گيرندو متهمان به جاسوسی نيز به حبس‌های ۲ و چند سال محکوم مي‌شوند، اما مي‌بينيم و مي‌شنويم زندانيان سياسی کرد را به اعدام محکوم مي‌کنند يا حبس‌های طولانی مدت ۳۰ سال و ۲۰ سال برای آنها درنظر مي‌گيرند و اين احکام نه فقط برای فعالان سياسی و يا متهمين به ارتباط با گروه‌های سياسی کرد که حتی برای دانشجويان سياسی کرد هم حبس‌های ۱۰ تا ۱۸ سال صادر مي‌نمايند تا آنجا که برای فعالان حقوق بشر در کردستان نيز حبس‌های طولانی مدت بيش ازده سال درنظر مي‌گيرند.



صدور اينگونه احکام سنگين و ناعادلانه برای زندانيان کرد به همان‌اندازه تبعيض آميز و انتقام جويانه است که سکوت و بايکوت اين مسئله انسانی غم انگيز از سوی مدعيان حقوق شهروندی و حقوق بشر غيرعادی و عجيب است .سکوت اين دسته از مدعيان دفاع از حقوق شهروندی و دموکراسی و حقوق بشر درقبال بيدادگری نسبت به زندانيان سياسی و وجدانی کرد توجيه پذيرنبوده و بلکه بی اعتقادی و بی باوری آنها را به مضامين و مفاهيمی چون عدالت، برابري، برادری و عدم تبعيض در ميان انسان‌ها و مردم ايران به منصه ظهور رسانده است. آنها در حالی به قصد بهره برداری سياسی سنگ دفاع از حقوق بشر و دفاع از حقوق شهروندی را به سينه مي‌زنند و از حقوق يک قاتل و يا يک جاسوس دفاع مي‌کنند و تيتر روزنامه‌هايشان مي‌نمايند که از زندانيان سياسی کرد که عموماً برای آزادی و دموکراسي، رفع تبعيض، برابری در حقوق و حقوق بشر نه فقط برای مردم کردستان بلکه برای همه ايرانيان و برای کل جامعه بشريت از حقوق انسانی شان محروم شده‌اند، نه تنها هيچگونه دفاعی نمی کنند بلکه با بايکوت کردنشان آنهارا تابوی مطبوعات نموده‌اند.



اگرچه ما مي‌‌دانيم:



برخی از فعالان حقوق شهروندی و مدنی و اجتماعی خود از بانيان ديروزی نهادها و ارگان‌هايی بوده‌اند که در سرکوب حقوق بشر و لگدمالی حقوق شهروندی دست داشته و يا آنهايی که ردای مدافع حقوق شهروندی و آموزگاری حقوق بشر پوشيده‌اند در گذشته مردم را با رنج و آزار و اذيت و شکنجه‌های جسمی و روانی مواجه مي‌ساختند بطوريکه آثار و عملکرد گذشته آنان نيز در اذهان عمومی باقی مانده است.



با اين حال ما نيز از عدم برگزاری جلسات و ممانعت از مهماني‌های دوستانه، بازداشت دانشجويان، محروميت از تحصيل و ستاره دار شدن آنها، احضار شهروندان و بازداشت‌های چندروزه و چندماهه فعالان سياسی و مدنی نگران مي‌شويم و معتقديم که جاسوس‌ها، قاتلين و کلاهبرداران نيز بايد از حقوق انسانی و شهروندی شان بهره مند باشند و در برخورد قضايی با آنها عدالت بايد رعايت شود اما نمی توانيم نگرانی عميق خود از وجود ,آپارتايد واقعاً موجود, عليه ملت کرد را ابراز و اعلام نکنيم. تبعيض مبتنی بر مليت و نگاه تبعيض آلود را با نگاهی گذرا بر نوشته‌ها، مطالب گفته شده، سخنراني‌ها و رسانه‌های مدعيان حقوق شهروندی و حقوق بشر و مردم سالاری درايران را آشکارا مي‌توان استنباط و دريافت کرد. ما نمی توانيم مواضع و عملکرد تناقض و پارادوکس در گفتار و رفتار مدعيان آزادی ودموکراسی و حقوق بشر را که در سايت‌ها، روزنامه‌ها، رسانه‌هايشان قابل مشاهده است ناديده بگيريم و نمی توانيم بر دروغ‌ها، فريبکاري‌ها، بی صداقتي‌ها و سوءاستفاده‌های بسياری از اين مدعيان چشم بپوشيم.



و اما امروز:



کسانی در مجموعه دستگاه‌های حکومتی و کانون‌های قدرت در ۳۰ سال گذشته حضور داشته و يا در موارد نقض حقوق بشر دست داشته و يا به نوعی با ناقضان حقوق بشر همراه بوده‌اند که امروز از حقوق شهروندی و دفاع از آن دم مي‌زنند و اخيراً برخی از نامزدهای رياست جمهوری نيز از توجه به حقوق شهروندی و حقوق بشر و ضرورت ايجاد معاونت‌ها و يا وزارتخانه‌های حقوق بشری و راه‌اندازی آن سخن مي‌گويند. وآزادی بيان، رعايت حقوق شهروندي، تامين حقوق زنان، احترام به حقوق اقوام و مذاهب و زندانيان سياسی و تضمين و تامين اين حقوق را وعده مي‌دهند.



اما نبايد فراموش کرد که مردم ساکن در کشور در ۳۰ سال گذشته نيز مستحق برخورداری از امنيت شخصی و آسايش و آرامش روانی و اجتماعي، آزادي‌های مدنی و اجتماعي، برابری در حقوق و قانون، و بطور کلی حقوق بشر بوده‌اند و طرح اين حقوق در هفته‌ها و روزهای اخير و امروز نبايد صرفاً وسيله و ابزاری برای تشويق و تهييج مردم به شرکت در نمايش‌های سياسی و يا کشاندن آنها به پای صندوقهای رأی و مشروعيت گيری مردمی برای مذاکرات بين الدولی آتی باشد.



ما ناچاراً



خود را اميدوار مي‌سازيم به اينکه شعارهای حقوق بشری و وعده صيانت از آن برای لوث کردن هرچه بيشتر حقوق بشر ودر تداوم سوءاستفاده‌های تاکنونی از آن و به قصد فريب اذهان عمومی مردم نمی باشد چرا که اين اقدام برخلاف اخلاق و وجدان و اقدامی غيرانسانی خواهدبود. ما همچين ناگزير به اين اميدواری مي‌باشيم که وعده ايجاد معاونت‌ها و وزارتخانه‌های حقوق بشری همانند کميته‌ها و کميسيون‌های حقوق بشری موجود و تاکنونی صرفاً کاربرد فرامرزی و ا بزار سياسی عليه کشورهای ديگرنخواهد بود و چشمان اين نهادها نيز به حقوق بشر داخلی بسته نخواهد ماند.



سرانجام اينکه همکنون سامانه ای بر مبنای مناسبات نابرابرانه و ناعادلانه مبتنی بر تبعيض و بی اعتمادی و بيگانه انگاری مردم کرد بويژه افراد متعلق به اين مليت که قايل به هويت کردی هستند وجود دارد و اين واقعيت که سامانه‌ای براساس آپارتايد عليه کردهای هويت خواه بکارگرفته شده ،غير قابل انکار است از اين رو از همه وجدان‌های هوشيار واگاه و معتقدين راستين حقوق بشر و فعالان مدنی و اجتماعی درخواست می گردد تا ضمن تلاش جهت پايان بخشی به سوءاستفاده از حقوق بشر،برای افشای آپارتايد واقعاً موجود عليه کردها و مليت های حاشيه ای در ايران کوششش کنند



تهران



۱۷ خرداد ۱۳۸۸/۷ ژوئن ۲۰۰۹



دبير خانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان




18 خرداد 1388    20:42

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :چهارمين ملاقات با سجاد خبرنگار هفته نامه ی قلم معلم در زندان اوين

کانون زنان ايرانی :ثريا دارابي، سردبير هفته نامه قلم معلم



روز چهارشنبه 13 / 3 / 88 است . اين چهارمين ملاقات ما با سجاد است . 39 روز از بازداشت سجاد خاکساری خبرنگار هفته نامه ی قلم معلم می گذرد.! اودر 6 / 2 / 88 به هنگام کسب خبر از تجمع معلمان حق التدريس در جلوی مجلس توسط پليس امنيت دستگير شد و تاکنون در زندان اوين به سر می برد . اين سومين باری است که سجاد در حين انجام وظيفه ی خبرنگاری دستگير می شود .!



ديروز سجاد تلفن زد و گفت يکی از زندانيان قرار است هفته ی آينده آزاد شود . خواهش کرده چون خانواده اش در شهرستان است ، شماره حساب شما را به او بدهم تا همسرش به آن پول واريز کند و بعد شما به حساب او در زندان بريزيد .



امروز هم بعد از پر کردن فرم تقاضای ملاقات سجاد به حساب او و آن آقا پول واريز کردم . ساعت 30 /11 برای ملاقات فراخوانده شديم و پس از 15 دقيقه انتظار ، زندانيان آمدند . سجاد طبق معمول با لبخند از راه رسيد و ملاقات رسما" ازساعت 45 / 11 آغاز شد . ابتدا با من و سپس با پدرش و بالعکس تلفنی صحبت کرديم . روز شنبه 9 / 3 / 88 خانم محمدی و آقای مشگانی وکلای سجاد به اوين رفته و با او ملاقات و گفت و گو کرده بودند . طی تماس تلفنی با ايشان با خبر شدم که روز سه شنبه 12 / 3 به دادگاه خواهند رفت تا پرونده ی سجاد را مطالعه کنند. ايشان در همان روز وقت دادگاه نيز برای شنبه 16 / 3 گرفته بودند . اين خبرها را به سجاد دادم . گفتم ضمنا" پول به حساب خودت و آن آقا واريز نمودم و کتاب قرآن با ترجمه ی انگليسی و مقداری کاغذ سفيد هم برايت آورده ام که به قسمت فرهنگی تحويل خواهم داد . سجاد تشکر کرد . به او گفتم دوست دارم حضوری ببينمت . گفت بايد از داخل زندان با ملاقات حضوری موافقت کنند که متاسفانه تا کنون ممکن نشده است .



به او گفتم ازهمه ی شهرها با تلفن يا ايميل سراغت را می گيرند و می گويند ما حاضريم سند خانه ی خود را به عنوان وثيقه بياوريم . آن ها می گويند ما می دانيم که فشار امنيتی بر قلم معلم به خاطر جلوگيری از رشد تشکل های صنفی است . ! به سجاد گفتم به شما اتهام تشويش اذهان و برهم زدن نظم عمومی را زده اند . او گفت من وقتی جلوی مجلس رسيدم ، معلمان حق التدريس آن جا حضور داشتند و به عدم استخدام و... اعتراض می نمودند .!من هم بر حسب وظيفه ی خبرنگاری از آن ها چند سوال پرسيدم. پليس امنيت مرا بازداشت کرد و در زندان اوين کارت خبرنگاری من را گرفتند.!



ساعت 15 /12 ملاقات به پايان رسيد . با سجاد خداحافظی کرديم . از سالن ملاقات چند منظوره ی زندان اوين خارج شديم . با خودرو به سمت واحد فرهنگی رفتيم . قرآن و کاغذ سفيد را تحويل داديم و به سوی خانه روانه شديم . ذهنم مشغول بود . قلم معلم به عنوان نظارت افکار عمومی معلما ن بر عملکرد تشکل ها و آموزش و پرورش وظيفه دارد عملکرد کسانی را که می خواهند در بحبوحه ی دهمين دوره ی انتخابات رياست جمهوری ، با سواستفاده از حرکت صنفی معلمان به مقاصد حقير فردی و زد و بند های سياسی – تجاری خود برسند را افشا کند .کسانی که خلاف مواد اساسنامه کانون صنفی و آئين نامه اجرايی شورای هماهنگی عمل می کنند و به تنهايی برای همه ی تشکل ها بيانيه صادر می کنندو با سوء استفاده از واژه ی ايران خود را رهبر تشکل های صنفی کشور معرفی می کنند و با اعلام ارقام دروغين ، اجرای بيانيه ی اعتصاب انحصاری خود می خواهند شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان کشور را از دور به در کنند و " پروژه ی دولتی کردن حرکت صنفی معلمان " را اجرا نمايند تا در بازار سياست و تجارت متاع مورد نظر خود را کسب کنند . مدت هاست که اعضای صادق کانون مسير صنفی را ادامه می دهند وايشان را به نام طيف سياسی – تجاری می شناسند . روز 12 / 3 / 88 که آقای مير اکبر رئيس زاده از طيف صنفی کانون را به تخلفات اداره ی کل احضار کرده بودند برای او از منطقی بودن سخنگوی طيف سياسی – تجاری تعريف کرده اند .! در زمان اصلاحات نيزمدير کل حراست وزارتخانه از ايشان تعريف و تمجيد می کرد زيرا بيانيه يزد را لغو کرده بود .! از آن زمان به بعد کانون صنفی تهران شاهد موضع گيری های مشکوک شد .! شرکت در احزاب سياسی به صورت پنهانی يا آشکار ، دريافت مدرسه غير انتفاعی با بيش از صد دانش آموز ووام چند صد ميليونی کم بهره ، تاسيس شرکت سرمايه گذاری با سوءاستفاده از نام کانون ، وارد نمودن سازمان معلمان در موارد مذکور و تصميم کيری های از پيش تعيين شده ،کانون را در سراشيبی سياست و تجارت قرار داد . 6 تن از اين طيف خود رانامزد مجلس هشتم کردند . سپس از نامزدهای احزاب سياسی حمايت کردند و اعتبار کانون را خرج کسب موقعيت های سياسی تجاری نمودند . اينان با خيال آسوده از حمايت های پشت پرده به صدور بيانيه ای در حمايت از رياست جمهوری آقای کروبی پرداخته اند در حالی که هيچ تشکل صنفی حق ورود به قدرت يا حمايت از هيچ نامزد مجلس يا رياست جمهوری را ندارد .!



صدای محزون مردی از ضبط صوت خود رو به گوشم رسيد و رشته ی افکارم را گسست : خنجر از پشت می زنه اون که همراه منه . دوباره به ياد زندانی بودن سجاد خاکساری خبرنگار قلم معلم افتادم .






18 خرداد 1388    15:52

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :احتمال تحول مثبت در مناسبت بين‌المللی ايران • مصاحبه با يک کارشناس آلمانی

دويچه وله:دکتر يوهانس رايسنر ، کارشناس ايران در "بنياد علم و سياست آلمان" معتقد است که ايران را ديگر نمي‌توان دست کم گرفت. او يافتن راه‌حلی برای کشمکش اتمی را محتمل مي‌داند و نيز کاهش تنش ميان ايران و اسرائيل را.



رسانه‌های بين‌المللی و کارشناسان امور ايران و منطقه با دقت انتخابات رياست جمهوری در ايران را زير نظر دارند. اين خوش‌بينی در ارزيابي‌ها چشم‌گير است که ممکن است مناسبات بين‌المللی با ايران متحول شود و مرحله‌ای از تنش‌زدايی متقابل آغاز گردد. دکتر يوهانس رايسنر (Johannes Reissner)، کارشناس ايران در "بنياد علم و سياست آلمان" به گروه خوش‌بينان تعلق دارد. مصاحبه‌ای با وی:



دويچه وله: آقای دکتر رايسنر، آيا شما سياست خارجی محمود احمدي‌نژاد را مرحله‌ی خاصی در تاريخ سياست خارجی ايران پس از انقلاب مي‌دانيد؟



يوهانس رايسنر: واضح است! چون خصوصيت سياست خارجی احمدي‌نژاد عبارت است از شيوه‌ی گفتاری پرخاشجويانه. اين سياست خارجی مي‌کوشد بر رفتاری انقلابی تاکيد داشته باشد که مي‌خواهد در برابر هر گونه قيموميت از سوی غرب مقاومت ‌کند. اين به طور معمول به رفتار ضدآمريکايی و ضداسراييلی آشکاری منجر مي‌شود، که همه آن را مي‌شناسند. اما بايد توجه داشت که بخش بزرگی از خط سياست خارجی احمدي‌نژاد که رهبر انقلاب، آيت‌الله خامنه‌اي، هم در آن سهيم است، واکنشی به سياست دولت بوش در برابر ايران بوده است، چون اين نقطه‌ی اوج استراتژی انحصارطلبی آمريکا بود که قصد داشت ايران را به سادگی ناديده بگيرد.



يک رئيس جمهور جديد در ايران احتمالا به رفع تنش در روابط ايران با جهان کمک خواهد کرد. ممکن است نتيجه اين شود که ايران بيشتر حاضر به شرکت در مذاکره باشد. اما مشکلهايی چون مسئله‌ی اتمی و برخورد ايران با اسرائيل مي‌مانند. آيا اين مشکلها از طريق گفت‌وگو قابل حل‌اند؟



درست است که يک رئيس‌جمهور جديد، رئيس‌جمهوری ديگر غير از احمدي‌نژاد، در اصول اساسی سياست خارجی ايران تغيير زيادی نخواهد داد. اما چيز ديگری را هم ما مي‌بينيم و آن اين است که از زمان روی کار آمدن اوباما بينش جديدی نسبت به ايران وجود دارد و آن اينکه ايران را نمي‌توان به راحتی ناديده گرفت. اين بينش مي‌تواند موجب داوري‌ای جديد در مورد مناقشه‌ی اتمی شود. يعنی احتمالا راههای جديدی را خواهند يافت. در مورد مسئله‌ی اسرائيل هم ممکن است راههايی برای تنش‌زدايی پيدا شود.



آيا اين به معنای آن است که غرب ايران را دستکم به عنوان وزنه‌ای در منطقه به رسميت خواهد شناخت؟



راه ديگری به جز اين برای غرب وجود ندارد. بايد گفت، هرچه هم که از سياست خارجی احمدي‌نژاد خوششان نيايد، اما در اين رابطه او با ديپلماسی پرخاشگر خود به موفقيتی معين دست يافته و برخی فهميده‌اند که ايران را نمي‌توان دستکم گرفت. ايران کشور بزرگی است با حدود ۷۰ ميليون جمعيت و با منابع بالقوه، کشوری که از جمله برای امنيت انرژی اروپا مهم است و نمي‌توان آن را ناديده گرفت. يعنی بايد راهی درست برای رفتار با ايران يافت که جايگاه ايران در منطقه را در نظر بگيرد. در عين حال نبايد چيزی را بي‌‌اهميت شمرد يا در موردش مبالغه کند. حرفهای بيخودی که در مورد ايران به عنوان قدرت هژمونی در منطقه زده مي‌شود، مبالغه‌آميز است. اين حرفها از سويی در ارتباط است با کشورهای عربی که تصوراتی ترسناک دارند. اين تصورات ترسناک را بايد جدی گرفت، اما نبايد بدين خاطر در تحليل گيج شد.



در مورد اسرائيل چه فکر مي‌کنيد؟ اسرائيل حاضر به پذيرش نقش ايران خواهد بود؟



اسرائيل بايد راههايی را پيدا کند و ببيند، آيا مي‌خواهد همچنان بر گفته‌ی خود تاکيد کند که ايران بزرگترين خطر است و آيا مي‌خواهد خط خود را ادامه ‌دهد و موضوع تهديد ايران را به عنوان استراتژي‌ای برای طفره رفتن از کمک به يافتن راهی برای حل مسئله‌ی فلسطين استفاده ‌کند يا نه.



مصاحبه‌گر: کيواندخت قهاری



تحريريه: مصطفی ملکان




18 خرداد 1388    19:26

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:32 20 خرداد 1388
از آنجائيکه آقاي رايسنر شغل شري٠ديگرشان تخصص در امور صادرات بخش اقتصاد آلمان هم هست، علاقه خاصي به توسعه بيشتر روابط سياسي /اقتصادي/ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÙŠ Ø¨Ø§ ايران هستند Ùˆ در اين راه قدم هاي عملي هم برمي دارند. از جمله ميز گردي Ú©Ù‡ با سÙير ايران در ابلت زاکسن آلمان قرار بود در 16 ماه ژوئن برگزار کنند Ú©Ù‡ خوشبختانه به علت اعتراضات ØŒ لغو شد. براي اين متخصص سياسي -اقتصادي تنها تامين امنيت سرمايه آلمان واروپا براي چپاول ايران Ùˆ کشورهاي خاورميانه حائز اهميت است. ايشان Ùˆ تمامي کساني Ú©Ù‡ در مقام علم Ùˆ سياست با Ø¯ÙØ§Ø¹ از رژيم جنايت Ùˆ ترور ايران برخاسته Ùˆ براي تامين Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ سياسي اقتصادي خود به آنان مشروعيت مي دهند Ùˆ راه سرکوب مردم ايران را هموارتر مي سازند در پيشگاه تاريخ در مقابل مردم ايران پاسخگو هستند.

نام:  
ای-ميل:  
14:57 19 خرداد 1388
تنها کشوری Ú©Ù‡ از لحاظ اقتصادی Ùˆ چپاول ایران از تغییر وضع موجود میهراسد آلمان است Ú†Ù‡ آمدن حکومت ملی جلوی چپاول ÙØ§Ø´ÛŒØ³ØªÙ‡Ø§ÛŒ نازی را بشدت خواهد Ú¯Ø±ÙØª.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :بيانيه‌ کانون نويسندگان ايران به مناسبت ۲۸مين سالگرد اعدام سعيد سلطانپور

کميته گزارشگران حقوق بشر





کانون نويسندگان ايران :



مردم شريف و آزاده !



بيست و هشت سال پيش، در چنين روزهايي، در ٣۱ خرداد ۱٣۶۰، سعيد سلطانپور، شاعر، نمايش‌نامه‌نويس، منتقد، کارگردان تئاتر و عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران که در رژيم گذشته نيز بارها زندانی شده بود، پس از تحمل شکنجه‌های سنگين، همراه با ۱۴ تن ديگر به جوخه‌ اعدام سپرده شد. اما سعيد فقط يک شاعر، نويسنده يا نمايشگر ساده نبود. شايد به جرأت بتوان گفت که او جلوه‌گاه تمامی ويژگي‌های برجسته‌يی بود که در هر عصر، تنها در تنی چند از روشنفکران به نمود در مي‌آيد؛ روشنفکری متعهد، انترناليست، فروتن در برابر مردم و خروشان در مقابل قدرت ستم‌بارگان؛ نويسنده و شاعری که التزام‌اش به آزادی و برابري، حقيقت و همه ارزش‌های انسانی و پاک، تا دم مرگ با او بود. شک نداريم که شاملو‌ها، پوينده‌ها، مختاري‌ها و... در فضايی دم زدند و باليدند که سلطانپور و سلطانپورها به وجود آورده بودند؛ با سنتی رشد کردند که در آن نوشتن و گفتن جدا از انسان و سرنوشت و آينده‌ی او معنايی ندارد.



کانون نويسندگان ايران در بيست‌ و هشتمين سالگرد اعدام تبهکارانه‌ی سعيد سلطانپور هم‌چنان بر خواسته‌ی بر حقِ هميشگيِ خود پا مي‌فشارد که پرونده‌های کشتارهای دهه ۱٣۶۰ و از جمله پرونده سعيد سلطانپور را بگشايند.



آرزوی ما اين است که شرايطی فراهم آيد که بتوانيم بزرگداشتی شايسته‌ی اين روشنفکر آزاده و بزرگ برگزار کنيم، و از تشکل‌هايی که در خارج کشور در تدارک مراسمی برای بزرگداشت ياد و خاطره سعيد سلطانپور و راه و روش اجتماعی او هستند قدردانی مي‌کنيم.



کانون نويسندگان ايران



۱۷ خرداد ۱٣٨٨




18 خرداد 1388    14:29

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :در کارناوال استقبال از احمدي‌نژاد ۱۷ نفر زخمی شدند که حال برخی از آنان وخيم است.

قلم:در پی راه‌اندازی کارناوال خودروهای استقبال کنندگان از محمود احمدي‌نژاد در محور شاهين‌دژ - تکاب دو خودرو اتوبوس و ميني‌بوس با يکديگر برخورد کردند؛ در اين سانحه ۱۷ نفر زخمی شدند که حال برخی از آنان وخيم است.



ظهر يکشنبه در جريان استقبال فرمايشی از احمدي‌نژاد در آذربايجان، محور شاهين دژ و تکاب طی يک سانحه تصادف ۱۷ نفر زخمی شدند که حال دو تن از آنان بسيار وخيم اعلام شده است.



در جريان اين استقبال ساختگي، ۳۰۰ اتوبوس و ۱۸۰ ميني‌بوس به علت استقبال اندک مردم اروميه از سخنرانی رئيس‌جمهور، از شهرستان‌های اطراف عازم اروميه بودند که برای يکی از اتوبوس‌های اعزامي، اين اتفاق تلخ رخ داد.



اين تکاپوی دولت به ويژه رئيس‌جمهور برای مطلوب جلوه دادن استقبال مردمی در حالي‌ست که شهر اروميه را جلوه رنگ سبز، نماد مهندس موسوی پر کرده است.


18 خرداد 1388    10:13

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:10 19 خرداد 1388
choon mosalmanand va zede mashroob pas ranandegi dar heyne nashegi ya khomari boodeh.too kharej ham mosalmoona ro beh jorm drunk driving nemigiran ela beh jorme mavad mokhader va in joor kesafatha.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :کاهش شديد مساحت درياچه اروميه

مهر: مديرکل حفاظت محيط زيست آذربايجان غربی با بيان اينکه بيماری درياچه اروميه صعب العلاج است، گفت: متاسفانه هم اکنون مساحت اين زيست بوم طبيعی به شدت در حال کاهش است.

کيومرث کلانتری در گفتگو با خبرنگار مهر در اروميه درياچه اروميه را يکی از زيست بومهای طبيعی و مهم کشور عنوان کرد و اظهار داشت: در اثر بروز خشکسالی پارک ملی درياچه اروميه در بستر بيماری به سر می برد و در صورت ادامه اين روند شاهد وضعيت بدی در اين زمينه خواهيم بود.



وی خاطرنشان کرد: هم اکنون تراز آب پارک ملی درياچه اروميه به 1271.50 متر از سطح آبهای آزاد رسيده و اين تراز 6.70 متر کمتر از بالاترين تراز و 2.60 متر نيز از تراز اکولوژيک پايين تر است.



کلانتری ميزان املاح موجود در آب درياچه اروميه را 360 گرم بر ليتر عنوان کرد و بيان داشت: تا پاييز امسال حداقل يک متر ديگر هم تراز درياچه اروميه پايين خواهد رفت و اين به خاطر تبخيری است که اتفاق خواهد افتاد.



مديرکل حفاظت محيط زيست آذربايجان غربی علت اصلی وضعيت اسفناک پارک ملی درياچه اروميه را تغييرات آب و هوايي، کاهش نزولات آسماني، بالا رفتن دمای هوا، عدم استفاده صحيح و بهينه از آب در داخل حوزه آبي، کنترل روان آبها و احداث سازه های آبي، حفر چاههای آب و راندمان پايين آبياری در داخل حوزه آبريز درياچه اروميه عنوان کرد.



وی يادآور شد: بر اساس تجارب جهانی نگرانی شديد خود را از آينده پارک ملی درياچه اروميه عنوان می کنم.



بنا بر تحقيقات انجام شده از ۱۲ سال پيش تا کنون نمودار تراز آب پارک ملی درياچه اروميه رو به پايين است و مطالعات مديريت زيست بوم حوضه آبريز درياچه اروميه که با همکاری بانک جهانی به اتمام رسيده، نشان مي‌دهد درياچه اروميه به عنوان دومين درياچه شور جهان تا کمتر از ۲۰ سال آينده با بحران شديدی مواجه خواهد شد.



وضعيت آرتميای درياچه اروميه همچنان بحرانی است



رئيس موسسه تحقيقات آرتميای ايران نيز در هفته های اخير در گفتگو با خبرگزاريهای داخلی وضعيت آرتميای درياچه اروميه را همچنان بحرانی عنوان کرده است.



يوسف علی اسدپور ادامه داد: با توجه به افزايش شوری درياچه اروميه و کاهش سطح آب، ميزان تراکم آرتميا در حال حاضر نسبت به 10 سال گذشته 30 برابر کاهش يافته است.



وی با اشاره به اينکه در حال حاضر ميزان شوری آب درياچه اروميه به 300 گرم در ليتر رسيده است، اظهار داشت: شرايط طبيعی آب برای زيست و زاد و ولد آرتميا، دارا بودن املاح به ميزان 150 گرم در ليتر است.



رئيس مرکز تحقيقات آرتميای ايران با ذکر اين موضوع که هر گونه بهره برداری از آرتميای درياچه اروميه متوقف شده است، بيان داشت: برای بازگشت به شرايط طبيعی درياچه اروميه و مهيا شدن زمينه لازم برای زاد و ولد آرتميا به پنج ميليارد مترمکعب آب در درياچه اروميه نيازمنديم.



اسدپور با اشاره به اينکه زاد و ولد تنها در محل هايی که آبهای شيرينی وارد درياچه اروميه می شوند انجام می گيرد، افزود: در حال حاضر تعداد آرتميا در هر ليتر آب درياچه اروميه به حدود نيم تا يک عدد می رسد که جمعيت آن روند نزولی دارد.



وی با تاکيد بر اينکه اين مرکز با اجرای طرح های مختلف تحقيقاتی به دنبال فراهم کردن زمينه لازم برای تکثير آرتميا در کشور است، خاطرنشان کرد: در حال حاضر هشت طرح تحقيقاتی در زمينه های تکثير و پرورش انبوه آرتميا در منابع آبی کشور در استانهای اصفهان، قم، هرمزگان و فارس اجرا می شود.



اسدپور، تهيه بانک ژن آرتميا، شناسايی گونه های متعدد آرتميا در ساير مناطق آب شور، فرآوری محصولات جديد آرتميا و بررسی بيولوژی آرتميا را از مهمترين اهداف اجرای اين طرحهای تحقيقاتی عنوان کرد.



درياچه اروميه يکی از ۵۹ ذخيره گاه طبيعی محيط زيست جهان است که به دليل طبيعت مناسب برای زيست دائمی و موقت انواع پرندگان کمياب و نادر جهان و زيباييهای طبيعی سواحل و جزاير آن از سوی يونسکو به عنوان ,بيوسفر, يا ,زيست عرصه, معرفی شده است.



درياچه اروميه که با سواحل زيبا و آب شور و شفابخش خود گردشگران بسياری را در فصول مختلف و به خصوص در تابستان به سوی خود جلب می نمايد، از نظر داشتن مينرالهای مختلف دارای يکی از کمياب ترين منابع طبيعی بوده و متاسفانه امروزه با تهديدی بسيار جدی روبروست.






18 خرداد 1388    10:51

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :جلوه جواهری با صدور قرار کفالت 100 ميليون تومانی آزاد شد.

تغيير برای برابری - جلوه جواهری آزاد شد. مينا جعفری از وکلای جلوه جواهری با بيان اين مطلب گفت :,امروز جلوه جواهری با صدور قرار کفالت 100 ميليون تومانی توسط دادياری امنيت دادسرای انقلاب از زندان آزاد شد. جلوه جواهری که به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق عضويت در کمپين يک ميليون امضا و تجمع و تبانی در شبانگاه يازدهم ارديبهشت سال جاری توسط ماموران امنيتی در منزلش دستگير شده و 16 روز در انفرادی به سر برده است پس از اعتراض وکليش به قرار بازداشت موقت و نيز وثيقه 100 ميليون تومانی تعيين شده برای وی امروز عصر با قرار کفالت آزاد شد., شايان ذکر است کفيل وی خانم احترام شادفربود


18 خرداد 1388    10:58

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد:تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسی کرد برای گرفتن تعهدات توهين آميز و تحقير آميز



فعالين حقوق بشر ودمکراسی : بنابه گزارشات رسيده از بند 4 زندان گوهردشت کرج ،فشارها و اذيت وآزارها عليه زندانيان کرد در اين بند شدت يافته است و در اقدام غير انسانی يکی از آنها را به سالن 16 اين بند جهت وارد کردن فشار عليه او منتقل کرده اند.

از اواخر ارديبهشت ماه يکی از زندانيان سياسی کرد که در سالن 18 بند 6 همراه با ساير همبنديانش در زندان بسر می برد او را جدا کردن و به سالن 16 اين بند منتقل کردند. رئيس بند در يک اقدام غير معمول و تحقير آميز ازيکی از زندانيان سياسی کرد خواستار تعهد دادن به موارد مانند اعتياد و اخلاقی شد در صورتيکه او حتی سيگار نمی کشد و در بين زندانيان سياسی و زندانيان عادی فردی خوشنام و مورد احترام می باشد. اين زندانی سياسی نسبت به عمل توهين آميز و تحقير کننده او اعتراض نمود و به اين دليل او را به سالن 16 انتقال دادند.در حال حاضر سالن 16 بند 6 را برای تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسی و عادی بکار می برند . در اين سالن که ظرفيت آن برای 60 نفر در نظر گرفته شده در حدود 270 زندانی جای داده اند . وزندانيان از حداقل امکانات بهداشتی و غذائی و درمانی محروم هستند .

زندانيان سياسی کرد در اين بند هر کدام چندين بار به نقاط مختلف تبعيد شده اند. بعضی از آنها مدتی را در زندان سلماس زندانی بودند و بعد از آن آنها را به زندان اروميه و سپس به زندان گوهردشت کرج تبعيد شده اند.اين يکی شيوه های شکنجۀ روحی است که بازجويان وزارت اطلاعات عليه زندانيان سياسی بکار می برند. به محض اينکه زندانيان سياسی به يک جائی عادت می کند و ادابته می شود او را به زندانی ديگر و يا بندی ديگر منتقل می کنند و فشارها را بر او مضاعف می کنند.

عباس سعيدی رئيس بند 6 زندان گوهردشت که سالن 16 اين بند را به عنوان محلی برای تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسی و ساير زندانيان بکار می برد. اين فرد در ضرب و شتم زندانيان و انتقال آنها به سلولهای انفرادی بند1 نقش دارد و تا به حال تعداد زيادی از زندانيان بی دفاع اين بند را مورد ضرب وشتم قرار داده و سپس به سلولهای انفرادی بند 1 منتقل کرده است از جملۀ آنها شهرام پورمنصوري،فرهنگ پور منصوری صلاح الدين جعفری که می بايست 3 ماه را در سگ دونی بسر کند . زندانيان در سلول های انفرادی بند 1 در روز از يک جيره غذائی برخوردار هستند و 2 بار حق استفاده از سرويس را دارند و شکنجه جسمی بطور سيستماتيک علی زندانيان بکار برده می شود .

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسی برای گرفتن تعهدات توهين آميز و تحقير آميز و همچنين انتقال آنها به سلولهای انفرادی را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل وساير سازمانهای حقوق بشری برای پايان دادن به اذيت وآزار زندانيان سياسی خواستار اقداما ت عملی است.


18 خرداد 1388    11:25

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :جناح سني‌مذهب لبنان که مورد حمايت غرب است، موفق به کسب اکثريت آرا در انتخابات پارلمان اين کشور شد.

صدای آلمان : جناح سني‌مذهب لبنان که مورد حمايت غرب است، موفق به کسب اکثريت آرا در انتخابات پارلمان اين کشور شد. خبرگزاری رويترز گزارش داد که گروه حزب‌الله قبل از نيمه‌‌شب، در جريان شمارش آرا‌، به شکست خود رسما اذعان کرده است.



سعد حريري، رهبر جناح سني‌مذهب لبنان، در ساعات نخستين بامداد روز دوشنبه پيروزی اين جناح در انتخابات پارلمانی را رسما اعلام کرد. انتخابات پارلمان لبنان روز يکشنبه با حضور بيش از ۲۰۰ ناظر بين‌المللی و ۵۰ هزار نيروی امنيتی برگزار شد. سعد حريری دقايقی پس از اعلام پيروزي، در جمع طرفداران خود در بيروت گفت: ,اين روز يک روز بزرگ در تاريخ لبنان دمکراتيک است.,



در انتخابات پارلمان، حزب سني‌مذهب به رهبری سعد حريری و حزب شيعي‌مذهب حزب‌الله، برای کسب اکثريت مجلس اين کشور به رقابت پرداختند. مجلس لبنان ۱۲۸ کرسی دارد. هر چند که مسلمانان اين کشور جمعيت بيشری دارند، اما کرسي‌های مجلس به طور مساوی ميان مسلمان و مسيحيان تقسيم مي‌شود. حزب‌الله پيش از انتخابات اعلام کرده بود که در صورت کسب اکثريت ‌آرا، به همراه جناح مسيحی طرفدار خود، دولت را تشکيل خواهد داد.



سياست خارجی دو جناح، محور مبارزات انتخاباتی



دو جناح رقيب، در مبارزات انتخاباتی به جای پرداختن به مشکلات داخلی کشور، از جمله مشکلات گسترده اقتصادی و اجتماعي، سياست خارجی را محور برنامه‌های خود قرار داده بودند. گروه اپوزيسيون حزب‌الله، اکثريت را متهم به پيروی از آمريکا و در نهايت نزديکی به دولت اسراييل مي‌کرد. حريری و جناح مسحيی طرفدار او نيز حزب‌الله و حزب مسيحی همگام با اين گروه را متهم مي‌کردند که تصميم دارند لبنان را تحويل سوريه و ايران دهند.



از سوی ديگر هر دو جناح با تبليغات گسترده در پی جلب آرای واجدان شرايط مقيم خارج از کشور بودند. در حالی که محمود احمدي‌نژاد پيش‌بينی کرده بود که حزب‌الله برنده انتخابات خواهد بود، معاون باراک اوباما، جو بايدن، در ديداری از بيروت اعلام کرد که آينده روابط واشنگتن و بيروت به نتيجه انتخابات بستگی دارد. جناح اکثريت با مطرح کردن اين گفته، به رأي‌دهندگان هشدار مي‌داد، چنانچه حزب‌الله موفق به کسب اکثريت آرا شود، کمک‌های مالی غرب، که تا کنون برای زيرساخت کشور به دولت لبنان پرداخت مي‌شد، قطع خواهند شد.



در اين ميان، يکی از رهبران حزب‌الله، با اعلام شکست خود، گفت: ,ما نتيجه را پذيرفته‌ايم، چون خواست ملت چنين است,. بر اساس آمار وزارت کشور لبنان، ۵۴ درصد از واجدان شرايط، در انتخابات روز يکشنبه شرکت کردند.




18 خرداد 1388    10:43

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



20 خرداد 1388    20:58


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد