www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 16خرداد//

16خرداد :اعدام دو عضو گروه 'جندالله' در زاهدان

16خرداد :سياره ای درمانده و بی فردا:فيلم يان آرتوس برتراند، عکاس و فيلمساز فرانسوی به مناسبت روز جهانی محيط زيست

16خرداد :نامه سرگشاده شيرين عبادی به محمود احمدی نژاد

16خرداد.گزارش تجمع دانشجويان محروم از تحصيل وستاره دار در برابر وزارت علوم

16خرداد.شکنجه شهروندان بلوچ و جان باختن يک تن ديگر در زاهدان

16خرداد :تساوى تيم‌هاى كره شمالى و ايران در نيمه نخست

16خرداد :جايزه ويژه گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۰۹ به سايت تغيير برای برابری

16خرداد :متن کامل نامه ای که منجر به آزادی ملوانان انگليسی شد

16خرداد :فجايع زيست محيطی , اقتصادى و روانى آلودگى شديد دريای خزر

16خرداد :شعار مرگ بر ديکتاتور و حجاب اختياری در راهپيمايی حاميان کروبی در خيابان ولی عصر

16خرداد :آژانس: برنامه غنی سازی اورانيوم ايران در حال گسترش است

16خرداد. مرگ مشکوک يک فعال سياسی

16خرداد: نازى اسكويى مدير مسئول نشر ديگر و فعال زنان براى چندمين بار به وزارت اطلاعات احضار شد



16خرداد :اعدام دو عضو گروه 'جندالله' در زاهدان

بی بی سی: رسانه های ايرانی گزارش داده اند که دو عضو گروه موسوم به جندالله به اتهام محاربه از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده و حکم اعدام صبح روز شنبه شانزدهم خرداد در زاهدان به اجرا درآمده است.



دادگستری سيستان و بلوچستان اعلام کرده که عبدالحميد ريگی و رضا قلندرزهی به "اتهام محاربه از طريق عضويت در گروهک تروريستی به سرکردگی عبدالمالک ريگی به اعدام محکوم شده بودند.



از ديگر اتهامات اين دو نفر، "مقابله با جمهوری اسلامي، حمل، نگهداری و استفاده از سلاح و مهمات و خريد و فروش غير مجاز سلاح و مهمات" اعلام شده است.



يک هفته پيش و در پی وقوع انفجار در مسجد اميرالمومنين زاهدان که به مرگ بيست و پنج نفر منجر شد، سه نفر از "عوامل دخيل و موثر در بمبگذاری"، در ملاء عام اعدام شدند. اعدام اين افراد پيش از مراسم خاکسپاری کشته شدگان بمگذاری صورت گرفت.



ابراهيم حميدی مدير کل دادگستری سيستان و بلوچستان در باره اين افراد گفته بود:"سه نفر از عناصر خود فروخته علاوه بر سوابق سياه خود با وارد کردن مواد منفجره به کشور و در اختيار قرار دادن آن به فردی تروريست، نقش اصلی در جنايت داشتند."



اتهام اين افراد "محارب، افساد فی الارض و اقدام عليه امنيت ملی" اعلام شد.



گروه موسوم به جندالله "جنبش مقاومت مردمی ايران" مسئوليت انفجار مسجد اميرالمومنين را پذيرفت و اعلام کرد که اين انفجار انتحاری بوده است.



دادگستری اتهام اين افراد را علاوه بر دست داشتن در بمب گذاری مسجد اميرالمومنين زاهدان، مشارکت در انفجار اتوبوس سپاه پاسداران در سال 1385، انفجار بلوار دانشگاه، عمليات بمب گذاری ناموفق در راهپيمايی سالگرد انقلاب و شرکت در عمليات اسفند ماه سال گذشته در منطقه لار که به کشته شدن تعدادی از پرسنل نيروی انتظامی انجاميد، اعلام کرد.



استان سيستان و بلوچستان در سال های اخير شاهد نا آرامی هايی از جمله بمب گذاري، حمله مسلحانه، ترور و آدم ربايی بوده که قاچاقچيان مواد مخدر و گروه های تبهکار عوامل برخی از اين اقدامات و گروه هايی که خود را مدافع حقوق ساکنان سنی مذهب اين استان می دانند عوامل برخی ديگر معرفی شده اند.




16 خرداد 1388    19:16

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16خرداد :نامه سرگشاده شيرين عبادی به محمود احمدی نژاد

كانون زنان ايرانى: شيرين عبادي، رييس کانون مدافعان حقوق بشر با ارسال نامه سرگشاده ای به محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، خواستار فك پلمپ دفتر كانون مدافعان حقوق بشر و ممانعت از اعمال فشارهاى امنيتى- سياسى بر فعالان مدني، سياسى و حقوق بشرى توسط نهادهاى تحت امر او شد. عبادی در نامه خود با نگاهى گذرا به مجموعه محدوديت‌ها و تضييقاتى كه در شش ماهه اخير، دولت محموداحمدی نژاد براى او و ديگر اعضاى كانون مدافعان حقوق بشر ايجاد کرده، پرسيده است که آيا اين رفتارها كه تماماً مخالف با قوانين جمهورى اسلامى ايران است، به مصلحت نظام و منافع ملى كشور ايران است؟ به گزارش سايت کانون مدافعان حقوق بشر، متن نامه شيرين عبادی به محمود احمدی نژاد که در 16 خرداد ماه 1388 منتشر شده، به شرح زير است:



رياست محترم جمهوری



جناب آقاى محمود احمدي‌نژاد



باسلام و احترام



نيك مستحضريد پس از پيروزى انقلاب در بهمن ماه 1357، محدوديت‌هايى براى بانوان شاغل در مسند قضا ايجاد شد و اينجانب ناگزير به كناره‌ گيرى از شغل پرافتخار و مسئوليت ‌آور قضاوت شدم.



به عنوان يك زن ايرانى احساس وظيفه کردم تا براى تحقق اهداف والاى حقوق بشر كه آرمان و دستاورد نوع بشر در طول قرن هاى متمادى است، تلاش کنم. از همين روى با همكارى و همراهى تعدادى از فعالان اجتماعى و وكلاى فعال در عرصه حقوق بشر، اقدام به تأسيس انجمن حمايت از حقوق كودك، كانون مدافعان حقوق بشر و كانون مشاركت براى پاكسازى مين کردم.



پس از دريافت جايزه صلح نوبل و با توجه به شرايط خطير سرزمين عزيزمان ايران، احساس وظيفه انساني، ملى و مذهبي، اينجانب را بر آن داشت تا در راه اعتلاى حقوق بشر كوشش دوچندانى کنم، چرا كه يقيناً دريافت اين جايزه براى هر انسان دردمندى به غايت مسئوليت‌زاست.



گرچه برخورد دولتمردانى كه در آن زمان بر اريكه قدرت تكيه زده بودند، با دريافت‌كننده جايزه صلح نوبل چندان هم از سر مهر نبود و با اطمينان به اينكه طبق اصل 26 قانون اساسى و مقررات قانون احزاب ايجاد و تشكيل هر جمعيتى تحت هر عنوانى مستلزم اخذ مجوز از هيچ مرجعى نيست- با همين استدلال، تشكل هاى مختلفى از قبيل جامعه روحانيت مبارز، جامعه مدرسين حوزه علميه، آبادگران، رايحه خوش خدمت و ... عليرغم فعاليت گسترده‌اى كه در صحنه اجتماع دارند تا كنون پروانه‌اى از وزارت كشور دريافت نكرده‌اند- اما براى بهره‌مندى از مزاياى حقوقى پروانه فعاليت، تقاضاى صدور پروانه را به كميسيون ماده 10 احزاب وزارت كشور تقديم کرديم و حسب اعلام رسمى كميسيون ماده 10 احزاب در تاريخ 17/1/83 و اعلام مسئول ذيربط- معاون سياسى وقت وزير كشور- در تاريخ 31/6/85 اساسنامه و صدور پروانه فعاليت كانون به تصويب كميسيون مذكور رسيد.



با وجود اين، وزارت كشور به تكليف مقرر در ماده 9 قانون فعاليت احزاب مصوب 7/6/1360 مجلس شوراى اسلامى عمل نكرده و تا كنون از ارائه پروانه به كانون مدافعان حقوق بشر خوددارى کرده است و اين در حالى است كه كانون مدافعان حقوق بشر با عضويت در فدراسيون بين‌المللى جوامع حقوق بشر، ثبت بين‌المللى شده است.



لازم به ذكر است كه بيش از 8 سال است كه كانون مدافعان حقوق بشر به فعاليت هاى مدنى خود ادامه داده و با همكارى عده‌اى فعالان اجتماعي، سياسى و فرهنگي، دو نهاد مدنى مهم يكى ,كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و منصفانه, و ديگرى ,شوراى ملى صلح, را ايجاد و از فروردين سال 1388 نيز حركتى را براى متوقف کردن اعدام كودكان زير 18 سال در سطح ملى و بين‌المللى آغاز کرده است.



هرچند در بدو تشكيل كانون مدافعان حقوق بشر، فشارهايى را از گوشه و كنار متحمل مي‌شديم- كه عمدتاً از ناحيه عوامل وابسته به اهرم‌هاى قدرت انجام مي‌گرفت- ولى در چهار سال گذشته و به ويژه پس از پايان يافتن دوره رياست جمهورى جورج بوش در آمريكا و بر سر كار آمدن دموكرات ها به رهبرى اوباما، اينجانب و همكارانم در كانون مدافعان حقوق بشر با تضييقات و محدوديت‌هاى بي‌سابقه‌اى از ناحيه دولتمردان شما مواجه شده‌ايم. و چه تأسف‌انگيز است، اگر حقوق شهروندان ايرانى وجه‌المصالحه كشمكش قدرت حكومت با بيگانگان شود.



شايد بدانيد كه به عنوان ,مدافعان حقوق بشر, در مقابل سياست هاى جنگ طلبانه دولت جورج بوش با تمام توان ايستاديم و از همه تريبون‌ها براى محكوم كردن اقدامات جنگ افروزان بهره گرفتيم- كه البته اين ادعا به طور مستند در بسيارى از دانشگاه ها و مراكز مهم علمى و رسانه‌هاى معتبر آمريكا و اروپا ثبت و منتشر شده است- و همزمان با بهره‌گيرى از پتانسيل‌هاى درونى و داخلى و استفاده از راهكارهاى مدنى براى تحقق صلح و دموكراسى در كشور عزيزمان با تمام وجود فعاليت کرده و مى کنيم.



جاى آن دارد كه وجدان شما را به داورى طلبيده و اين پرسش را مطرح کنيم كه آيا عملكرد كانون مدافعان حقوق بشر، منافع ملى را بيشتر تأمين مي‌ کند و با آموزه‌هاى دينى و بشرى سازگارتر است يا رفتار برخى نهادهاى امنيتى دولت كه با نقض مكرر حقوق بشر، مدام چهره ميهن عزيزمان ايران را در انظار جهانيان مخدوش كرده و مي‌کنند؟



با نگاهى گذرا به مجموعه محدوديت‌ها و تضييقاتى كه در شش ماهه اخير حكومت شما براى اينجانب و اعضاى كانون مدافعان حقوق بشر ايجاد کرده است، هر ناظر بي‌طرفى در‌ مي‌يابد كه دولت جنابعالى بر مدافعان حقوق بشر در ايران چه فشارهايى وارد کرده و چه رفتارهاى غير قانونى و انسانى را با ايشان در پيش گرفته است و اين در حالى است كه طبق اعلاميه سال 1999 مجمع عمومى سازمان ملل متحد كه دولت ايران نيز به آن رأى موافق داده است، كليه دولت هاى عضو سازمان ملل متحد از جمله كشور ايران متعهد شده‌اند كه همكارى لازم را با مدافعان حقوق بشر كشور خود، کرده و براى آنان در حيطه انجام وظايف حقوق بشرى مصونيت كامل ايجاد کنند.



اكنون اينجانب تنها به گوشه‌اى از آنچه طى 6 ماه اخير حكومت شما بر كانون مدافعان حقوق بشر رفته است، اشاره مي‌کنم:



1-در تاريخ 1/10/87 مأمورين امنيتى بدون ارائه هيچ مجوزى از ناحيه مقامات قضايى محل دفتر كانون مدافعان حقوق بشر را پلمپ کردند. لازم به ذكر است در تاريخ مذكور قرار بود به مناسبت شصتمين سالگرد تصويب اعلاميه جهانى حقوق بشر در محل كانون مدافعان، جشنى برگزار شود.



2-در تاريخ هاى 2/10/87 و 9/10/87 تحت پوشش مأموران مالياتى دفتر وكالت اينجانب مورد بازرسى قرار مي‌گيرد و كليه پرونده‌هاى موكلان و نوشته‌هاى شخصى و اسناد و مداركى كه هيچ ربطى به امور مالياتى ندارند، بر خلاف قانون توقيف شده همراه با كيس هاى كامپيوتر و سى ‌دي‌هاى موجود از محل كارم خارج مي‌شود كه پس از مدتى عمده آن مسترد مي‌شود. البته معلوم نشده است كه چه بخشى از آن را نزد خود نگه داشته و از آنها كپى گرفته‌اند و چه بخشى را مسترد کرده‌اند، زيرا به طور فله‌اى از دفتر خارج کرده و به طور فله‌اى مسترد کرده اند.



3-منشى اسبق كانون مدافعان حقوق بشر (ژينوس سبحانى) در تاريخ 25/10/87 بدون هيچ دليلى بازداشت شد كه پس از تحمل 55 روز حبس، او را به قيد وثيقه آزاد كردند.



4-به بهانه حمايت از مردم غزه عده‌اى را تحت عنوان دانشجويان بسيجى به محل سكونت و كار اينجانب اعزام کرده و با دادن شعارهاى تند و زننده و نوشتن شعارهاى توهين‌آميز بر در و ديوار منزل، به تحريك افراد ساده‌دل عليه اينجانب همت گماشتند و مأموران انتظامى بدون هيچ اقدامى تنها نظاره‌گر ماجرا شدند. در حالى كه نهاد حقوق بشرى فلسطين- كه مورد وثوق همه جناح هاى فلسطينى است- بستن كانون مدافعان را محكوم کرده و حتى از اينجانب درخواست کرد تا به فلسطين و نوار غزه سفر كنم.



5-با اعمال فشار به منشى ديگر كانون مدافعان حقوق بشر- كه بيش از چند ماه در دفتر وكالت اينجانب مشغول نبود- او را وادار به ترك كار کرده و حتى از صدور پروانه كارآموزى وكالت براى ايشان جلوگيرى کردند. شايان ذكر است كه ايشان در امتحان ورودى كانون وكلاء حائز نمره قبولى شده ولى صرفاً به دليل كار در دفتر اينجانب او را از كارآموزى وكالت محروم کرده اند.



6-مترجم دفتر وكالت اينجانب را با اعمال فشارهاى گوناگون امنيتى وادار به استعفا کردند.



7-در چند ماه اخير با احضار عده‌اى از اعضاى كانون مدافعان حقوق بشر و كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه و شوراى ملى صلح، آنان را ترغيب به قطع همكارى با كانون مدافعان حقوق بشر کرده و از آنان مصراً مي‌خواهند كه فعاليت هاى ,كانون مدافعان حقوق بشر,، ,كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه, و ,شوراى ملى صلح, بايد متوقف شود.



8-بازداشت آقاى مهدى معتمدي‌مهر، عضو كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه از ديگر اقدامات ضد حقوق بشرى به شمار مي‌آيد.



9-جلوگيرى از تشكيل جلسات برخى از نهادهاى مرتبط با كانون از جمله جلسات كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه و همچنين جلسات شوراى ملى صلح، تا جايى كه علاوه بر تماس هاى تلفنى نهادهاى امنيتى با افراد شركت‌كننده در جلسات و تهديد ايشان، نيروى انتظامى را جهت جلوگيرى از ورود اعضاء به محل جلسه اعزام مي‌کنند.



10-خبرگزارى رسمى دولت (ايرنا) طى مقالاتى من و دخترم را متهم به بهايى بودن كرده و با طرح اتهامات ناروا سعى در مخدوش کردن وجهه ملى اينجانب کردند.



11-خبرگزارى رسمى دولت (ايرنا) طى خبرى اختصاصي، نايب رئيس كانون مدافعان حقوق بشر را متهم به تبليغ عليه نظام کرد و اين در حالى است كه هيچ احضاريه‌اى براى ايشان از سوى مقام های قضايى ارسال نشده است.



12-ممنوع‌الخروج شدن تعدادى از اعضاى كانون مدافعان حقوق بشر و شوراى ملى صلح بر خلاف كليه ضوابط قانونى توسط نهاد رياست جمهورى مستقر در فرودگاه.



13-ورود نيروهاى امنيتى به محل كار اعضاى كانون و برخورد با ايشان در محيط كار.



جناب آقاى رئيس جمهور



آيا رفتارهاى فوق‌الذكر كه تماماً مخالف با قوانين جمهورى اسلامى ايران نيز است، به مصلحت نظام و منافع ملى كشور ايران است؟



پرسش ديگرى كه در اين خصوص به ذهن هر انسان بي‌طرفى خطور مي‌كند اينست كه، جنابعالى كه در محافل بين‌المللى مدعى هستيد، ,ايران، آزادترين كشور دنياست, و مي‌خواهيد عدالت و مهرورزى را براى جهانيان به ارمغان بياوريد و مي‌خواهيد نظم عادلانه‌اى را بر جهان حاكم كنيد، چگونه در عرصه داخلى با فعالان حقوق بشر- كه گناهى جز دفاع از حقوق اساسى ملت ندارند- چنين رفتارهاى ناپسندى را روا مي‌داريد؟



از شما مي‌پرسم، آيا اينچنين اقدام هايی نشانگر مهرورزى و عشق به حقوق انسانى شهروندان ايرانى است؟ آيا چنين رفتارهايى با مدافعان حقوق بشر در داخل كشور كه اساساً در صدد كسب قدرت سياسى نبوده و با دغدغه ترويج حقوق بشر و بهره‌گيرى از راهكارهاى قانونى براى ارتقاء و تحكيم آن فعاليت مي‌کنند، با ادعاهاى دولت جمهورى اسلامى ايران در مجامع بين‌المللى مبنى بر پايبندى به ضوابط حقوق بشر در تضاد نيست و اگر دفاع از حقوق بشر گناه بزرگى است كه بايد مبلغان و مروجان و مدافعان آن چنين مورد كيفر قرار گيرند، چرا در سال گذشته، دولت شما درخواست عضويت در شوراى حقوق بشر سازمان ملل متحد را کرد كه البته مورد قبول هم واقع نشد. قضاوت را به عهده ملت شريف ايران و تمام آزادي‌خواهان جهان مي‌گذارم.



جناب آقای احمدی نژاد



سال 2010 ميلادي، نوبت بررسى دوره‌اى عملكرد حكومت ايران در زمينه حقوق بشر در سازمان ملل متحد است و يكى از مهمترين مسائل مورد بحث در اين بررسى دوره‌اي، شيوه برخورد دولتمردان ايران و نهادهاى حكومتى با فعالان حقوق بشر است؛ بي‌گمان در جهت منافع ملى نخواهد بود كه كارنامه حقوق بشر حكومت ايران در مجامع جهانى بيش از اين زير سؤال رود.



در پايان بعنوان يك شهروند و فعال حقوق بشر و رئيس كانون مدافعان حقوق بشر از شما مصراً مي‌خواهم كه:



1- جهت فك پلمپ دفتر كانون مدافعان حقوق بشر اقدام های لازم را معمول فرمائيد.



2- از اعمال فشارهاى امنيتى- سياسى بر فعالان مدني، سياسى و حقوق بشرى توسط نهادهاى تحت امر خود ممانعت کنيد.



شيرين عبادى رئيس كانون مدافعان حقوق بشر 16/3/1388






16 خرداد 1388    18:56

نظر شما
نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
20:54 16 خرداد 1388
همانگونه که احمدی نژاد قبل سفر اروپائی اش نامه نوشته است تا خانم رکسنا صابری آزاد بشود و با درخشان رفتار خوب بشود



جا دارد قبل از اینکه فرصت با روز جمعه برسد ویا عصر پنجشنبه برسد همین حالا به دو خواست برنده نوبل تاریخ ایران خانم شیرین عبادی پاسخ م,بت بدهد ودیگر منتظر مراحل غیرقانونی بررسی و اداری نباشد که هرگز نخواهد توانست از برخورد با جلاد مرتضوی ویا جانیشن هاشمی به رفع این موانع بیشرفت جامعه فارغ بیائید



کافی است به پاراگراف آخری نامه توجه مبذول دارند!



H.A.Kianoush


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16خرداد.گزارش تجمع دانشجويان محروم از تحصيل وستاره دار در برابر وزارت علوم



امروز شنبه 16 خرداد 1387، جمعی از دانشجويان محروم از تحصيل اعم از ستاره دار، تعليقی و اخراجی... به نشان اعتراض به دروغگوئی احمدی نژاد، در برابر وزارت علوم تجمع کردند. دانشجويان که پلاکاردهائی با عنوان "آقای رئيس جمهور، دروغ چرا؟؟"،" آقای احمدی نژاد، من يک ستاره دارم"، "تحصيل حق انسانی ماست"، " 6 ترم تعليق، به کدامين گناه؟؟"، "سهام عدالت دانشجو، سه ستاره"،" دانشجويان زندانی از حق تحصيل محرومند" و ... در دست داشتند، سه ستاره به صورت نمادين بر سينه خويش نصب کرده بودند. اين تجمع در حالی آغاز شد که بسياری از خبرنگاران داخلی و خارجی از جملهunited press , france tv, nation , press tv اين تجمع را پوشش می دادند. دانشجويان که طبق قرار قبلی رأس ساعت 10 در برابر ساختمان وزارت علوم در شهرک غرب گرد هم آمده بودند، ابتدائأ تجمع را با خواندن سرود يار دبستانی آغاز کردند. سپس با سر دادن شعار" احمدی نژاد: دروغگو، ما همه ستاره داريم" و "رئيس جمهور دروغگو، نمی خوايم، نمی خوايم" .... اعتراض خويش را به سخنان وی اعلام نموده و خواهان بازگشت به دانشگاه شدند! در ادامه و در حاليکه خبرنگاران در حال تهيه گزارش از دانشجويان محروم از تحصيل بودند، چند تن از افسران نيروی انتظامی به آنان نزديک شده و با ممانعت از تهيه خبر آنان را به داخل ساختمان وزارت علوم برده و پس از نيم ساعت آنان را متفرق نمودند. اين در حالی است که از سرنوشن ميلاد ابراهيميان از فعالين حقوق بشری که در ميان اين خبرنگاران حضور داشت، هنوز خبری در دست نيست و شواهد امر حکايت از بازداشت احتمالی وی می دهد. پايان تجمع که با حضور محرومين از تحصيل بر روی پله های ساختمان وزارت علوم بود با برخورد نيروی انتظامی و درگيری آنان با متحصنين همراه بود، نيروی انتظامی که تلاش می کرد با هل دادن دانشجويان و فحاشی نسبت آنان ، از روبروی درب ساختمان وزارت علوم متفرقشان کند، با مقاومت دانشجويان روبرو گشتند. در پايان، اين تجمع پس از يک ساعت، با همخوانی سرود يار دبستانی به پايان رسيد.

لازم به تذکر است که زاهدی وزير علوم دولت نهم، چندی پيش وجود دانشجويان ستاره دار را تکذيب نموده بود و احمدی نژاد نيز در مناظره تلوزيونی در اظهاراتی وقيحانه ، ستاره دار ها را متعلق به دوران وزارت معين و رياست جمهوری خاتمی ذکر کرده بود که در دولت وی اين مسئله حل شده است! شورای دفاع از حق تحصيل چندی پيش گزارشی از 60 دانشجوی ستاره دار شناسائی شده، منتشر کرد که 57 تن از آنان متعلق به دوران رياست جمهوری احمدی نژادند. ازسوئی در طی اين 4 سال اخير، بيش از 800 حکم انضباطی تعليق برای فعالين دانشجوئی صادر شده که سهم بعضی از دانشجويان 6 ترم تعليق و لاجرم اخراج بوده است! تعدادی از دانشجويان فعال نيز که بازداشت شده و حبس های طولانی مدت را پشت سر گذاشته اند، پس از آزادی با عدم تمديد سنوات تحصيلی و لاجرم اخراج از دانشگاه روبرو شده اند.



فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران

16 خرداد 1388 برابر با 6 ژون 2008









http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193




16 خرداد 1388    14:44

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:42 17 خرداد 1388
ghadiima migoftan badbakht kasiyeh too in asemoone pahnavar yeh setareh ham nadashteh basheh. ama hala bar aksesh sabet shhodeh. bi setarehha akharo aghebate behtari daran.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16خرداد.شکنجه شهروندان بلوچ و جان باختن يک تن ديگر در زاهدان



يکی از مجروحان درگيريهای اخير زاهدان جان باخت و تعداد بسياری از بازداشت شدگان از شکنجه خود خبر ميدهند.



روزگذشته مورخه 15 خردادماه "عبدالبصير موسی زهی" شهروند بلوچ ساکن زاهدان که در طی خشونت های اخير اين منطقه مجروح شده بود در بيمارستان مرکزی اين شهر جان خود را از دست داد.



عليرغم صدها بازداشت شده خشونت های اخير مناطق بلوچ نشين، به دليل فضای امنيتی منطقه و هراس خانواده ها از پيگيری وضعيت فرزندان خود از سرنوشت صدها شهروند بازداشت شده اخير اطلاع چندی در دست نيست.



در همين رابطه تعدادی از شهروندان بلوچ که اخيراً آزاد شده اند در گفتگو با مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، از بازداشت خودسرانه و جمعی خود، ضرب و شتم، هتاکی و عدم رعايت حداقل موارد قانونی در خصوص بازداشت شدگان اطلاع ميدهند. آنان عنوان می دارند به خاطر مذهب و قوميت خود مورد تحقير قرار گرفته اند.



در ذيل اسنادی از ضرب و شتم و شکنجه دو شهروند آزاد شده بلوچ را مشاهده می نماييد.



لازم به توضيح است به لحاظ شرايط امنيتی منطقه و فقدان حضور نهادهای مدني، اطلاع رسانی از اين منطقه با دشواريهای متعددی روبه رو است.


16 خرداد 1388    14:48

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16خرداد :تساوى تيم‌هاى كره شمالى و ايران در نيمه نخست

ايسنا:نيمه‌ى نخست ديدار‌هاى تيم‌هاى ملى كره شمالى و ايران گلى در بر نداشت.



عصر شنبه در ادامه‌ى رقابت‌هاى مقدماتى جام جهانى در گروه دوم قاره آسيا تيم‌هاى ملى كره شمالى و ايران در پيونگ يانگ به ديدار هم رفتند كه در نيمه‌ى نخست تلاش بازيكنان دو تيم گلى در برنداشت.





در اين نيمه شاگردان افشين قطبي،‌ از حريف خود بهتر عمل كردند و وحيد‌ هاشميان و مسعود شجاعى مي‌توانستند دروازه‌ى ميزبان را باز كنند.





شجاعى تنها بازيكن اخطارى نيمه‌ى نخست اين ديدار بود.




16 خرداد 1388    12:27

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16خرداد :جايزه ويژه گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۰۹ به سايت تغيير برای برابری

دويچه‌وله: جايزه ويژه گزارشگران بدون مرز در مسابقه وبلاگ‌نويسی دويچه‌وله در سال ۲۰۰۹ به سايت تغيير برای برابري، تعلق گرفت. نازلی فرخی به عنوان نماينده اين سايت در مجمع جهانی رسانه‌های دويچه وله اين جايزه را دريافت کرد.



با نازلی فرخي، درباره اين جايزه، سايت تغيير برای برابری و موضع جنبش زنان در برابر انتخابات رياست‌جمهوری گفت‌وگو کرده‌ايم.



دويچه‌وله: خانم فرخی سايت تغيير برای برابری برنده جايزه‌ی وبلاگ نويسی دويچه‌وله شده است. فعاليت‌های اين سايت فقط روی موضوع کمپين يک ميليون امضا متمرکز است يا روی کل جنبش زنان کار مي‌کند؟



نازلی فرخی: سايت تغيير برای برابری دقيقا از همان روزی که کمپين شروع به کار کرد، راه افتاد و چند ويژگی عمده دارد. اولين ويژگي‌اش اين است که اين سايت تحريريه ثابتی ندارد. يعنی بچه‌هايی که قبلا در تحريريه اين سايت بودند، الان ديگر نيستند و اين کسانی که الان هستند، ممکن است ديگر نباشند. يعنی اين امکان را برای همه فراهم کرده است که هر کسی که در حوزه‌ی زنان کار مي‌کند و در حوزه‌ی کمپين حرفی برای گفتن دارد، بتواند حرفش را از طريق اين سايت بگويد. قبلا فقط يک عده خاص و شناخته شده بودند که در سايت‌ها مقاله مي‌نوشتند، آن فضا شکسته شده و ديگر آن حالت محدوديت برای نوشتن وجود ندارد.



يعنی مي‌شود گفت مثل يک وبلاگ جمعی است؟



دقيقا، مثل يک وبلاگ جمعی شده است. اين وبلاگی بودنش بخصوص شايد در بخش کوچه به کوچه است. يعنی آن قسمتی که ما مي‌خواستيم راوی حرکت خودمان باشيم و اين بخش با اين که يکی از پرخواننده‌ترين و بهترين بخش‌های سايت است، ولی اصلا مهم نيست که کسانی که آنجا مي‌نويسند چقدر نويسنده باشند، چقدر خوب بنويسند و چقدر نوشته باشند. فقط کافی است آن خاطره‌ای که از امضا جمع کردن يا از دستگيری دوستشان دارند، بفرستند برای آنجا و حتما در کوچه به کوچه چاپ ميشود. به‌نظر من اين ويژگی خيلی خوب و يک بدعت خيلی خوبی در جنبش اجتماعی ايران است که کنش‌گران خودشان در عين حال راوی حرکت‌شان هم هستند.



بازخوردهايی که ازخوانندگا‌‌‌ن‌تان گرفته‌ايد، چه طور بوده؟



ما در بخش کوچه به کوچه، يک قسمت کامنت داريم يا قسمتی هست که مثلا بچه‌ها مي‌آيند چهره به چهره باهم حرف مي‌زنند و مثلا گاهی وقت‌ها مي‌گويند خيلی من تحت تاثير اين نوشته بودم. تعداد خيلی زيادی از کسانی که دواطلب حضور در کمپين ميشوند، تحت تاثير نوشته‌هايی هستند که در بخش کوچه به کوچه منتشر مي‌شود. من فکر مي‌کنم اين تاثير خيلی بزرگی است که اين بخش گذاشته است. سايت کمپين، علاوه براين قسمت، شامل قسمت‌های ديگری هم هست. مثلا ما يک بخش خبر داريم که خبرهای همه‌ی جنبش زنان ايران و بقيه‌ی جنبش‌های اجتماعی ايران را منتشر مي‌کند و ديگر اين که سايت ما هر روز به روز ميشود.



رابطه‌ی سايت تغيير برای برابری با سايت‌های کمپين در خارج از کشور چيست؟ آن‌ها را هدايت ميکند يا آن‌ها کاملا مستقل عمل ميکنند؟



ما تمام سعي‌مان چه در تهران و چه در شهرستان‌های ديگر اين بود که هژموني‌اي، هيچ شهری روی شهر ديگر نداشته باشد. در نتيجه اين سايت هم سعی نمي‌کند روی جاهای ديگر نظارت يا کنترل داشته باشد. آن‌ها برای خودشان مينويسند، سايت تغيير برای برابری تهران هم برای خودش مينويسد. ما يک قسمت داريم به نام سايت نوشته‌ها که لينک مطالب در مورد زنان از سايت‌های ديگر را آنجا ميگذاريم و اين جوری ميتوانيم تجربه‌هامان را با همديگر قسمت کنيم و حرف‌هامان را با هم بزنيم.



زمانی که اعلام شد که اين سايت برنده‌ی مسابقه‌ی دويچه‌وله شده، برخوردها در ايران چگونه بود؟



اين جايزه، اگر از نظر زمانی اشتباه نکنم، تقريبا همزمان بود با جايزه‌ی سيمون دوبوار که به ما دادند. آن‌موقع هم فشار روی کمپين زياد بود و اين جايزه‌هايی که همزمان با همديگر آمد، خيلی برای روحيه‌ی بچه‌ها خوب بود، خيلی کمک کرد. خيلی برای بچه‌های ايران خوشحال‌کننده بود.



معمولا وقتی که جوايز خارجی به کمپين تعلق ميگيرد، فشارهای امنيتی هم بيشتر ميشود. برای اين که بهانه دست نيروهای امنيتی مي‌آيد که بگويند شما داريد از خارج کمک مي‌گيريد. آيا در مورد اين جايزه و موردهای مشابه‌اش يا جايزه‌ی سيمون دوبوار اين اتفاق برای کمپين افتاد ؟



نه. مثلا برای جايزه‌ی سيمون دوبوار وقتی که خانم بهبهانی ميخواستند به عنوان دريافت کنده آن به خارج سفر کنند، اصلا هيچ مشکلی در فرودگاه برايشان پيش نيامد و همين طور برای من.



در مورد جايزه‌ی نقدی سيمون دوبوار دودستگی ايجاد شده بود. يک عده مي‌گفتند ، بخش نقدي‌اش نبايد دريافت بشود که آخرش هم دريافت نشد و مي‌گفتند که اين استقلال کمپين را زير سوال ميبرد. آيا کلا در مورد جوايزخارجی اين نظر هميشه هست، يعنی گروهی در کمپين هستند که فکر ميکنند اين جوايز ميتواند استقلال کمپين را زير سوال ببرد؟



در سه سند اوليه کمپين که همه به آن متعهد شده‌اند اعلام کرده‌ايم که هيچ کمک مالی دريافت نمي‌کنيم. حالا جايزه هم ميتواند يکی از مصاديق کمک مالی باشد. البته همان موقع هم بچه‌ها گفتند جايزه با کمک مالی فرق مي‌کند. ولی ما گفتيم کمک مالی از خارج دريافت نميکنيم. من فکر ميکنم اين به نفع کمپين است. هم برای استقلالش و هم برای خيلی از مسايل ديگری که برای کمپين ممکن است پيش بيايد. به‌هرحال من احساس ميکنم اين به نفع کمپين است که ما جايزه‌ای را دريافت نکنيم و خوشبختانه جايزه‌ای که دويچه‌وله به ما داد هيچ وجه نقدي‌ای نداشت. در نتيجه تنش در آن هم خيلی کم بود. يعنی اين که ديگر هيچ تنشی نداشتيم. چون فقط يک لوح بود و هيچ نظرسنجی برای اين که حالا پول را بگيريم يا نه انجام نشد.



اينجا غير از شرکت در مجمع رسانه‌ها که در دويچه‌وله برگزار ميشود، آيا در جمع‌های ديگر ايرانی هم بوده‌ايد؟



من با بچه‌های بخش فارسی دويچه‌وله بودم. خيلی ميهمان‌نواز بودند و خيلی به من کمک کردند. و يک اتفاق خيلی خوبی هم که افتاد اين بود که من ديروز به دفتر مجله‌ی فمينيستی اما ,Emma, رفتم و با استقبال خيلی زياد هيات تحريريه‌ی آنجا مواجه شدم. من فکر ميکنم اين ديدار خيلی خوب بود، هم برای ما و هم برای آنها. بخاطر اين که اين خواهری جهانی را ما زنان ايرانی هم ميتوانيم با بقيه‌ی خواهرهايمان در جهان محکم کنيم.



اعضای تحريريه مجله‌ی اما ,Emma, با فعاليت‌های کمپين آشنايی داشتند؟



مجله‌ی اما ,Emma, خودشان يکبار به ما ميل زده بودند و گفته بودند هر حمايتی که لازم باشد ما از شما ميکنيم، فقط شما بگوييد چه حمايتی لازم است که بعد من ديدم فرصت خيلی خوبی است الان که در آلمان هستم بروم حضوری با اينها صحبت کنم.



کلا برخورد ايراني‌های خارج از کشور را با کمپين و فعاليت‌های زنان داخل ايران را چه طور ارزيابی ميکنيد؟



ما الان در آلمان يک گروه فعال کمپين آلمان داريم. ديروز که من جايزه را گرفتم ايراني‌های خيلی زيادی آنجا بودند، وقتی که داشتند جايزه را به من ميدادند. حضور آن‌ها پشتوانه‌ی روحی خيلی خوبی برای من بود و حرف‌هايی که به من زدند خيلی دلگرم‌کننده بود. يعنی فکر ميکنم خيلی از ايراني‌ها، به‌خصوص بچه‌های تيم دويچه‌وله، خيلی خوب کمپين را مي‌شناسند و خيلی خوب از آن استقبال مي‌کنند، حتا بيانيه‌ی کمپين را امضا هم کرده‌اند.



خانم فرخي، در داخل ايران ائتلافی شکل گرفته از بخشی از جنبش زنان به نام ,ائتلاف همگرايی زنان برای طرح مطالبات در فضای انتخاباتی,. برخی از اعضای کمپين هم در اين ائتلاف شرکت کرده‌اند و برخی ديگر مخالف شرکت در اين ائتلاف بوده‌اند. نظر شما راجع به اين ائتلاف چيست؟



کمپين طبق اساسنامه‌ای که دارد اصلا در ذات خود نمي‌تواند از هيچ جريانی حمايت کند. چون طبق تعريف کمپين هر کسی که کمپين را امضا کند، ميتواند جزيی از کمپين باشد. يعنی الان مثلا شما فرض کنيد ما سيصد هزار امضا جمع کردهايم، يعنی ما سيصد هزار عضو کمپينی داريم. پس ما نميتوانيم بگوييم کمپين به ائتلاف پيوسته يا کمپين به ائتلاف نپيوسته. اين تعريف کمپين است.



البته من نگفتم کمپين، گفتم برخی از اعضای کمپين.



بله، من اين توضيح را دادم که يک وقت اشتباهی برداشت نشود. بله خب اين اتفاق افتاده است. من فکر مي‌کنم اين اختلاف نظرها خيلی طبيعی است. به‌هرحال همه جای دنيا آدمها ممکن است در يک حرکت خاصی باهم اختلاف نظر داشته باشند. ولی من خودم کسی بودم که به اين ائتلاف نپيوستم. به‌خاطر اين که مفهوم ائتلاف مطالبه محور را در زمان انتخابات نمي‌فهميدم. من نه فضای بازی را احساس کردم و نه احساس کردم حالا ما بايد مطالباتمان را بگوييم. ما سه سال است داريم اين مطالبات را مي‌گوييم و من احساس کردم احتياجی نيست که ما دوباره اين‌ها را خطاب به آدمهای خاصی بگوييم. چون هر کسی اگر ميخواست بشنود، تا حالا شنيده بود.



ولی الان با توجه به خبرهايی که از ايران ميآيد، فعالان همگرايی در خيابان بروشورهای همگرايی را پخش ميکنند و کسی هم به آنها کاری ندارد.



اما جلوه و کاوه هنوز در زندان هستند. (منظورجلوه جواهری و کاوه مظفری دو تن از کنشگران کمپين يک ميليون امضاست که از روز يازده ارديبهشت در بازداشت به سر ميبرند).



و الان شما فضای ايران را برای طرح مطالبات زنان چگونه مي‌بينيد ؟ آيا واقعا الان فضا را در ايران بهتر نمي‌بينيد برای اين که صدايتان را بلندتر بکنيد؟



من شخصا نه. به‌خاطر اين که فکر مي‌کنم الان در فضای انتخاباتی هر چيزی خيلی بوی سوءاستفاده دارد. يعنی کانديداها ميخواهند از جريانات زنان سوءاستفاده کنند. يعنی من به هيچ کدام از کانديداها خيلی خوشبين نيستم، در نتيجه اصلا دلم نميخواهد به‌عنوان يک فعال زن بروم زير پرچم فلان کانديدا . ولی من اميدوارم که بعداز انتخابات اين کانديداها به وعده‌هايشان عمل کنند. ما هم ديديم که چندتا ازکانديداها منشور دادند، يک‌سری حرف‌ها زدند که ما حمايت ميکنيم و حتا بعضی از کسانی که از آن کانديدای خاص حمايت مي‌کردند و در تيم تبليغاتيشان بودند، آمدند کمپين را امضا کردند. خب اين نشانه‌ی خوبی است. اميدوارم بعد از انتخابات هم به حرف‌هايشان پايبند باشند و اين‌ها فقط سوءاستفاده از جنبش زنان ايران و اين جايگاهی که حالا در جامعه دارد نباشد.



در فضای انتخاباتی فعلی همه جا صحبت از تغيير است. شعار اول کمپين هم تغيير قوانين تبعيض‌آميز بود. فکر ميکنيد اين فضا بتواند به کمپين کمک کند؟ يا فکر ميکنيد هيچ کمکی نميکند و کمپين راه خودش را ميرود؟



کمپين نزديک سه سال است کارش را شروع کرده و ما در اين سه سال ياد گرفتيم چه طور در شرايط خيلی سخت امنيتی کار کنيم. درنتيجه من نمي‌گويم که اگر شرايط بعداز انتخابات تغيير کند و بهتر يا بدتر شود، اصلا برای ما فرقی ندارد. يعنی افزايش و کاهش فشارهای روحی و روانی هم روی کمپين اثر مي‌گذارد و هم روی بقيه‌ی جنبش ايران. در واقع من ميتوانم بگويم کمپين الان هيچ فضای عمومی برای امضا جمع کردن ندارد. يعنی ما توی خيابان نمي‌توانيم برويم، هفته‌ای يکبار کوه ميرفتيم که آن را هم از ما گرفتند. يعنی در واقع ما هيچ فضايی نداريم. من اميدوارم بعداز انتخابات اين فضای امنيتی که در شهر هست کمتر بشود. به‌خاطر اين که شيوه‌ی کار ما مسالمت‌آميزترين و بهترين شيوه‌ا‌ست و اصلا مغاير قانون نيست. من اميدوارم کسی که رييس‌جمهور ميشود به قانون پايبند باشد و اگر به قانون پايبند باشد، آنوقت روی فعالان کمپين و فعالان ساير جنبش‌ها کمتر فشار هست. من اميدوارم که اين شرايط بهتر شود.



مصاحبه‌گر: ميترا شجاعی



تحريريه: مصطفی ملکان




16 خرداد 1388    11:04

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16خرداد :متن کامل نامه ای که منجر به آزادی ملوانان انگليسی شد

عصرايران - ماجرا از آنجا آغاز شد که محمود احمدی نژاد در پاسخ به نقد ميرحسين موسوی به ماجرای ملوانان انگليسی که وارد آب های ايران شده بودند ، ضمن انسانی شمردن اين اقدام گفت: ,آزادی اين افراد پس از آن صورت گرفت که "تونی بلر" به ما نامه نوشت و طی آن 2 نکته را مطرح کرد:



1- از ايران به خاطر تجاوز ملوانانشان به آب های ما عذر خواهی کرد.

2- اعلام کرد که سياست های انگليس در برابر ايران عوض خواهد شد.,



احمدی نژاد همچنين تأکيد کرد که نامه بلر موجود است.



در پی اين سخنان ، وزارت خارجه انگليس اعلام کرد که تونی بلر نامه ای مبنی بر عذرخواهی به احمد نژاد ننوشته است و بدين ترتيب ، اظهارات رئيس جمهور ايران در مناظره با ميرحسين موسوی را تکذيب کرد.



در چنين شرايطی ، منتقدان دولت بر احمدی نژاد فشار آوردند که اگر راست می گويد، نامه مورد نظر را منتشر کند و سرانجام خبرگزاری فارس که از دولت نهم و کانديداتوری محمود احمدی نژاد حمايت می کند ، نامه زير را که در آن زمان از سوی سفارت انگليس در تهران ارسال شده است به عنوان متن کامل "نامه عذرخواهی" منتشر کرد:



,سفارت معظم بريتانيا با تقديم احترام به وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران افتخار دارد كه به نامه شماره 100/624 مورخ 9 فروردين آن وزارتخانه اشاره كند كه مربوط به توقيف دو قايق نيروهاى مسلح كشور انگلستان در تاريخ 3 فروردين ميباشد.



سفارت انگلستان خاطرنشان مي‌كند كه توضيحاتى درباره اين واقعه بين نمايندگان وزارتخانه هاى امور خارجه ايران و انگليس در لندن و تهران ارائه شد و در طى مذاكراتى كه با وزير امور خارجه آقاى منوچهر متكى انجام شد تصريح مي‌كند كه افراد درگير در اين واقعه در حال عملياتى با در خواست دولت عراق تحت قطعنامه 1546 شوراى امنيت سازمان ملل متحد بوده‌اند كه توسط قطعنامه 1723 تمديد شده بود و قطعا قصد هيچ‌گونه تجاوز خصومت‌ آميزى به جمهورى اسلامى ايران نبوده است.



سفارت انگليس تضمين مي‌كند نكاتى كه در نامه 100/624 لحاظ شده است به اطلاع مراجع ذيربط رسيده است و مسوولين براى جلوگيرى از تكرار چنين وقايعى اتفاق نظر دارند.

سفارت انگليس ملزم است كه اين موضوع را براى آزادى هرچه سريع‌تر افسران انگليسى بازداشت شده و طراحى دستورالعملى براى جلوگيرى از تكرار اين وقايع با مراجع ايرانى مطرح كند.



سفارت بريتانيا در تهران بدين وسيله به وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران اطمينان مي‌دهد كه توجه كاملى به عدم تكرار چنين وقايعى دارد.,


16 خرداد 1388    07:55

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:57 18 خرداد 1388
احمدی نژاد رئیس قوه قضائیه نیست بلكه رئیس دولت است كه در واقع زیر مجموعه رژیم جمهوری اسلامی است

قوه قضائیه و همچنین قوه مقننه یعنی مجلس همینطور م,ل دولت زیر مجموعه نظام جمهوری اسلامی میباشند

اصولا هر حكومتی از سه قوه مقننه، قضائیه و اجرائیه تشكیل گردیده است، این یك اصل و قانونمندی كلی در تمامی حكومتهای جهانی است



برای همین استكه من ضد رژیم هستم ولی در عین حال باید به تفكیك قوای سه گانه رژیم توجه داشته باشیم، در اینصورت نمیتوانیم از رئیس دولت كه در حال چانه زنی برای حفظ مقام ریاست دولت است، انتظار داشته باشیم كه از حجاب اجباری و كسرت اعدامها حرفی بمیان آورد زیرا در حیطه مسئولیت او نیست، و نمیتواند وارد آن حیطه شود

حجاب اجباری و مسئله كسرت اعدامها حكم حكومتی میباشد كه از طرف سیاستگذاران نظام جمهوری اسلامی صادر شده، به تائید قوه قضائیه رسیده و توسط نیروی انتظامی رژیم بخوانید نیروی افتضاحی رژیم كه ظابط قوه قضائیه است اجرا میگردد



اگر چه نیروی انتظامی رژیم ظابط اجرائی میباشد، ولی بخشی از قوه اجرائیه یعنی دولت نیست، بلكه ظابط اجرائی قوه قضائیه است



رئیس دولت تحت هیچ شرائطی نمیتواند در حیطه عملكرد دو قوه دیگر نظام یعنی قوه قضائیه و قوه مقننه كه همان مجلس است وارد شود زیرا فاقد صلاحیت است، در امر نیروی انتظامی هم نیتواند دخالت كند زیرا نیروی انتظامی ظابط اجرائی فرامین قوه قضائیه است



اگر موسوی هم میگوید كه گشتهای امر به معروف و نهی از منكر را از خیابانها جمع میكند چرند گفته، زیرا این گشتها تحت قانون امنیت اجتماعی كه منتج از قانون امنیت ملی رژیم است در خیابانها فعالند، موسوی اگر هم رئیس جمهور شود نمیتواند بعنوان رئیس دولت این گشتها را جمع كند زیرا برای اینكار باید متتم و تبصره قانونی در مجلس یا همان قوه مقننه گذرانده شود زیرا هر قانونی باید بطور قانونی توسط قوه مقننه كم لن یكن گردد، مظافا بر اینكه این گشتها تحت امر قوه قضائیه هستند و ظابط قوه قضائیه و از دولت و یا رئیس دولت دستور نمیگیرند، و اگر رئیس دولت یا رئیس جمهور بخواهد به آنها امر كند، نیروی انتظامی میتواند او را بازداشت كرده و در اختیار قوه قضائیه قراردهد



نباید فراموش كرد كه همه اینان سگ زرد برادر شغال هستند



حال قضاوت كنید چه كسی مشكل روانی دارد

دوست ندیده گرامی شما كه از مسائل حقوقی و سیاسی كم بهره هستید چرا توهین میكنید، حد اقل میتوانید سئوال طرح كنید تا به سئوالات شما پاسخ داده شود

نام:  
ای-ميل:  
19:31 17 خرداد 1388
بابا این بیچاره مشکل روانی داره... شما چرا گیر دادید حرفاشو رد کنید... بذارید حرفشو بزنه... گناه داره

نام:  
ای-ميل:  
13:17 17 خرداد 1388
او اگر واقعاً به رفع تبعیض از زنان می اندیشد، چرا دربارهء حجاب تحمیلی سخن نمی راند؟ چرا از حکم شنیع و اهریمنی ِ سنگسار زنان حرفی به میان نمی آورد؟ چرا فرهنگ صیغه بازی و فاحشه سازی را تقبیح نمی کند؟

از این سؤال هم بگذریم که از زنی مسلمان و پیچیده در گونی ِ سیاه، داعیه روشنفکری تا چقدر پذیرفتنی است.

نام:  
ای-ميل:  
02:44 17 خرداد 1388
من یك ضد رژیم هستم و خواستار سرنگونی تمامیت رژیم ضد بشری حاكم بر ایران

ولی به عنوان یك ضد رژیم، كاملا مراقب هستم كه تاكنون احمدی نژاد جز حرف راست نزده و دست دزدان حاكم بر ایران را هم خوب رو كرده است

طبیعی هم هست كه دزدان حاكم بر ایران نیز از هیچ اقدامی برای تخطئه وی رویگردان نخواهند بود

جو سازی علیه او را ادامه خواهند داد تا اعتبار او را خدشه دار كنند

بعنوان یك ضد نظام جمهوری اسلامی باید حواسمان به همه این موارد باشد

نام:  
ای-ميل:  
19:12 16 خرداد 1388
az ghadim goftan vagheiiyat ro ya az bacheh beshno ya az divooneh.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16خرداد :شعار مرگ بر ديکتاتور و حجاب اختياری در راهپيمايی حاميان کروبی در خيابان ولی عصر

ادوار نيوز:صدها تن از دانشجويان مطالبه محور حامی کروبی عصر جمعه با برگزاری راهپيمايی از ميدان ونک تا ميدان تجريش تهران به فضای انتخاباتی حاکم بر اين شهر شکل جديدی دادند. در روزهای گذشته حاميان کانديداها تنها در ميادين تهران تجمع و يا از کاروان های اتومبيل استفاده می کردند اما دانشجويان مطابه محور حامی کروبی که در ميان آنان فعالان دانشجويی تازه آزاد شده پلی تکنيک،دانشجويان ستاره دار دانشگاه های مختلف و فعالان جنبش زنان ،روزنامه نگاران و فعالان سياسی حامی کروبی ديده می شدند با حرکت از ميدان ونک به سمت ميدان تجريش پليس را مجبور کردند تا نيمی از خيابان ولی عصر را به راهپيمايی آرام آنان اختصاص دهد. اين راهپيمای به دعوت ستاد شهروند آزاد (مطابه محوران حامی تيم کروبی-کرباسچی) برگزار شد.



تظاهرکنندگان در طول اين راهپيمايی کم سابقه با شعار, کروبی-کرباسچي، نه يک تدارکاتچی, و ,حامی دانشجويان،حمايتت می کنيم, رای خود را به مهدی کروبی اعلام کردند.



با اين حال شعارهای سر داده شده تنها محدود به تبليغ برای يکی از کانديداها محدود نشد و دانشجويان با فريادهای ,مرگ بر ديکتاتور,،, مرگ بر استبداد,،,توپ،تانک،بسيجي،ديگر اثر ندارد,، با استفاده از فضای انتخابات حرکتی کم سابقه در سال های اخير را در شهر تهران سازمان دادند.



تظاهرکنندگان همچنين با شعار,اگر تقلب بشه/ايران قيامت ميشه, و همچنين شعارهايی بر ضد دبير شورای نگهبان و برخی نهادهای امنيتی-نظامي، در خصوص احتمال تقلب هشدار دادند.



تظاهرکنندگان همچنين درمسير خود در برابر سازمان صدا و سيما تجمع کردند و نسبت به عملکرد صداسيما و مخصوصا بخش خبری بيست و سی اعتراض کردند.



شعار آزادی حجاب و برابری حقوق زنان از ديگر شعارهای اصلی اين راهپيمايی چند ساعته بود.



گفتنی است پليس و ماموران امنيتی به رغم عدم برخورد با تظاهرکنندگان، با مسدود کردن مسيرهای اطراف تظاهرکنندگان تلاش داشتند از روبرو شدن مردم با آنها جلوگيری کنند.




16 خرداد 1388    11:54

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16خرداد :آژانس: برنامه غنی سازی اورانيوم ايران در حال گسترش است

بی بی سی:آژانس بين المللی انرژی اتمی از گسترش برنامه غنی سازی اورانيوم ايران خبر داده است و می گويد که نمی تواند عدم وجود فعاليت های اتمی پنهانی در ايران را به طور قطع تاييد کند.



آژانس بين المللی انرژی اتمی که مقر اصلی آن در وين، پايتخت اتريش واقع است، جمعه (5 ژوئن) گزارش جديدی در مورد وضعيت برنامه های اتمی ايران منتشر کرد.



در اين گزارش آمده است که ايران بين 18 نوامبر 2008 و 31 مه 2009، حدود 500 کيلوگرم اورانيوم غنی شده با غلظت پائين (کمتر از 5 درصد) توليد کرده و هم اکنون دارای 1339 کيلوگرم از اين سوخت اتميست.



اورانيوم غنی شده با غلظت بالای 90 درصد در ساخت سلاح هسته ای کاربرد دارد.



آژانس تاييد کرده است که مواد هسته ای اعلام شده از سوی دولت ايران برای مقاصد ديگر مورد استفاده قرار نگرفته است.



به گفته اين نهاد وابسته به سازمان ملل متحد، ايران در پايان ماه مه سال 2009، به غنی سازی اورانيوم در 4920 دستگاه سانترفيوژ ادامه داده است.



آژانس بين المللی انرژی اتمی در ماه فوريه امسال، تعداد سانترفيوژهای فعال ايران را 3936 دستگاه اعلام کرده بود.



به گفته آژانس، 2132 دستگاه سانترفيوژ ديگر در تاسيسات نطنز در مرحله خلا قرار دارند و هنوز گاز اورانيوم به آن ها تزريق نشده است.



آژانس بين المللی انرژی اتمی همچنين ايران را متهم کرده است که برای رفع ابهامات موجود در مورد صلح آميز بودن برنامه هسته ای اين کشور از همکاری با آژانس خودداری می کند.



ايران بر صلح آميز بودن تمام فعاليت های اتمی اين کشور تاکيد دارد، اما بسياری از کشورهای غربی از جمله آمريکا می گويند ايران درصدد توليد سلاح اتميست.



آژانس بين المللی انرژی اتمی می گويد ايران در مورد رفع اتهاماتی که به اين دولت در مورد جوانب احتمالی نظامی برنامه اتمی اين کشور وارد شده، با آژانس همکاری نکرده است.



اين اتهامات عمدتا توسط شماری از دولت های غربی از جمله آمريکا عليه ايران مطرح شده است.



اما ايران بارها تاکيد کرده است که مدارکی که سازمان های اطلاعاتی اين کشورها در مورد برنامه اتمی ايران در اختيار آژانس قرار داده اند جعليست.



آژانس بين المللی انرژی اتمی در گزارش جديد خود به خودداری ايران از اجرای "پروتکل الحاقی" پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای نيز اشاره کرده است.



دولت ايران اين پروتکل را در ماه دسامبر سال 2003 امضا کرده بود، اما در پی بی نتيجه ماندن مذاکرات هسته ای با غرب و ارسال پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد، ايران در فوريه 2006 اجرای اين پروتکل را به حالت تعليق درآورد.



کشورهای امضا کننده اين سند موظف به ارائه گزارش های کامل و جامعی از فعاليت های اتمی خود به آژانس بين المللی انرژ&

19 خرداد 1388    10:19


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد