www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 13خرداد//

13خرداد :ايران به مراسم سخنرانی اوباما در قاهره دعوت شد

13خرداد:اعتراف به فساد گسترده در رژيم اسلامی از زبان احمدی نژاد

13خرداد :شيرين عبادی: عضويت در کمپين افتخار است و نه جرم، بازداشت جلوه جواهری و کاوه مظفری کاملا غيرقانونی است

13خرداد :ريشه ناآرامي‌های بلوچستان، رفتار تبعيض‌آميز جمهوری اسلامی است

13خرداد :اظهارات اوباما درباره برنامه هسته‌اى ايران در گفت‌وگو با بي‌بي‌سى

13خرداد:رضايی و کروبی در اولين مناظره نامزدهای رياست جمهوری

13خرداد:گزارشی از درگيری ها در زاهدان
*بيش از 300 نيروی گارد تکاور با مجوز تيراندازی بدون اخطار وارد شهر شده اند...

13خرداد :مشکي، رنگ لباس هاى ايرانى نبوده است :گفت و گو با نويسنده 8 هزار سال پوشاک ايرانى

13خرداد :نامه دوم پدر مددزاده ها به رياست قوه قضائيه: نمی دانيم داد خود را به کدامين دادگاهی ببريم!

13خرداد :شهلا در يك قدمى اعدام قرار گرفت

13خرداد.يک نفر بر اثر تيراندازی عده‌ای ناشناس در جاده‌ی زاهدان کشته شد

13خرداد:خودکشی منجر به مرک يک زن جوان زندانی در بند 7 زنان گوهردشت

13خرداد. ايراني‌ها هم به جشن استقلال آمريکا دعوت مي‌شوند

13خرداد:دستگيري‌های گسترده و فضای امنيتی در زاهدان



13خرداد :ايران به مراسم سخنرانی اوباما در قاهره دعوت شد

بی بی سی:مصر به عنوان ميزبان رئيس جمهوری آمريکا از ديپلمات ايرانی حاضر در قاهره برای شرکت در سخنرانی باراک اوباما برای جهان اسلام دعوت به عمل آورده است.



ابوالقاسم زاکري، از نمايندگی حفاظت منافع ايران در مصر به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفته است وزارت امور خارجه ايران در حال تصميم گيری در اين مورد است.



در صورتی که ايران نماينده ای به اين مراسم بفرستد، اين برای اولين بار خواهد بود که يک مقام دولتی در سخنرانی آقای اوباما حاضر می شود.



باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا قرار است در قاهره، پيام خود را به مسلمانان جهان ارائه کند. آقای اوباما از زمان روی کار آمدن، بارها تاکيد کرده که آمريکا درحال جنگ با دنيای اسلام نيست و نخواهد بود. او خواهان تعامل گسترده با کشورهای مسلمان شده است.



در صورتی که ايران اين دعوت را بپذيرد، سيد حسين رجبي، رئيس دفتر حفاظت منافع ايران در مصر در مراسم سخنرانی رئيس جمهوری آمريکا در دانشگاه قاهره حضور خواهد يافت.



باراک اوباما از زمان روی کار آمدن در ژانويه امسال خواهان تعامل با ايران شده است. آقای اوباما در پيام نوروزی خود از مردم و رهبران ايران خواست به سه دهه تنش در روابط بين دو کشور پايان دهند.



ايران خواهان آن شده که آمريکا، برای بهبود روابط، اقدام علنی انجام دهد و تنها به حرف بسنده نکند.



ايران و آمريکا سی سال است که رابطه ديپلماتيک ندارند. در آوريل سال 1980 و حدود شش ماه پس از ماجرای گروگانگيری ديپلمات های آمريکايی در تهران، دولت ايالات متحده رسما روابط سياسی خود را با جمهوری اسلامی قطع کرد و از آوريل سال 1981 و در پی مذاکرات منجر به امضای توافقنامه الجزيره، مناسبات رسمی دپپلماتيک دو کشور تنها از طريق حافظان منافع آنها برقرار بوده است.




13 خرداد 1388    19:23

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد:اعتراف به فساد گسترده در رژيم اسلامی از زبان احمدی نژاد

روشنگری: احمدی نژاد در واکنش به انتقادات روزافزون نامزدهای رقيب انتخاباتی از سياست ها و برنامه هايش برای مقابله با آنها در سخنانش در مشهد ضمن تکرار ادعاهای هميشگی اش در باره موفقيت آميز بودن برنامه و اقدامات دولتش به برخی از فسادهای دستگاه مديريتی در رژيم اسلامی اشاره کرد. وی در سخنانش در مشهد با اغتراف به شکل گيری باندهای رانت خوار از زمان جنگ به اين سو به ذکر چند نمونه پرداخت و گفت:"بين سال‌هاى ‌٧٣ تا ‌٧٥ در تهران فردى را محاكمه كردند و حتى دادگاه او به صورت زنده از صداو سيما پخش شد و اين فرد اعتراف كرد كه بيش از ‌٢٥٠ ميليون تومان از پول بيت‌المال را براى حزب و گروه خودش هزينه كرده است و اين در شرايطى بود كه مردم تهران زير فشار سنگين عوارض شهردارى درحال خرد شدن بودند و آن آقا و طرفداران و اطرافيانش اعلام كردند كه افراد فاقد درآمد كافى و كم درآمد بايد تهران را ترك كنند، چرا كه تهران جاى محرومان نيست و جاى كسانى است كه پول‌شان از پارو بالا مي‌رود."



وى ادامه داد:"در اين شرايط ديديم كه مديران بالاتر به جاى اينكه از اين عمل زشت و غيرقانونى شرمنده بشوند همه براى حمايت از اين فرد تلاش كردند و اين مسوول خاطى را به عنوان چهره‌اى ملى معرفى كردند."



احمدی نژاد در ادامه گفت:" در سال‌هاى گذشته يك گروه ‌٢٠٠ - ‌١٥٠ نفرى در همه مراكز تصميم‌گيرى مستقر بودند و با تغيير دولت‌ها جايگاه‌شان تغيير نمي‌كرد."



احمدي‌نژاد تاکيد کرد:"نمي‌خواهم همه اين پرونده را بازخوانى كنم اما بدانيد بساط ميلياردرهاى تازه به دوران رسيده از دل همين مديرانى كه خود را تافته جدا بافته از مردم مي‌دانستند بيرون آمد و اين مديران كه با جيب خالى وارد دولت و حكومت شده بودند با باغ‌هاى شمال شهر تهران و حساب‌هاى پر از پول روبه‌رو شدند."



وى ادامه داد:"دولت‌ها يكى پس از ديگرى رفتند و آمدند اما اين حلقه‌ تصميم‌گيرى سرجاى خود قرار داشت ولى بالاخره بعد از بيست و چند سال شما مردم تصميم گرفتيد مسير را اصلاح كنيد و به كسى راى داديد كه خارج از اين جمع باشد. شما با راى خودتان و حضورتان اين حلقه را شكستيد و راه را براى اصلاح اساسى و ساختارى كشور و براى ريشه‌كن كردن فقر و فساد و تبعيض باز كرديد."



احمدي‌نژاد درادامه سخنانش ادعا کرد که پس از پيروزی او در انتخابات "يكى از اين آقايانى كه از روز اول انقلاب در صدر مسووليت‌ها بوده، براى يك پادشاه يكى از كشورهاى حاشيه‌ خليج فارس پيغام داد و گفت ما نگرانيم از اينكه احمدي‌نژاد رييس جمهور ايران شده است و بعد پادشاه آن كشورى كه در جريان انتخابات رياست جمهورى آن سال براى حزب و گروه اين آقا كمك مالى هم فرستاده بود، پيغام داد نگران نباشيد ما ظرف شش ماه آنچنان فشارى مي‌آوريم كه دولت احمدي‌نژاد ساقط شود."



وی اعتراف کرد که در طول بيست و چند سال اخير "يك باند ثروت و قدرت شكل گرفت و امروز گروه‌هايى كه در ظاهر مخالف هم بودند و دربعضى مواقع شايد با هم به واقع رقابت مي‌كردند براى اينكه اين حلقه قدرت را حفظ كنند و اجازه ندهند شكسته شود الان با هم رفيق و همراه شده‌اند. رييس دولت‌هاى گذشته هم كه در برهه‌اى با اينها مخالف بودند الان در كنار هم و در كنار اين گروه‌ها قرار گرفته‌اند."



وى با بی سابقه خواندن "هجمه سنگين" به دولت گفت:"در اين مدت ‌٣٢٠ هزار تهمت، افترا، دروغ و شايعه‌ دروغ عليه يك جمع خادم ملت كه خود را وقف خدمت كرده است انجام دادند و متاسفانه در اين دو، سه ماه اخير موضوع را از حد گذرانده‌اند."



احمدي‌نژاد ادامه داد:" پيشنهاد مي‌دهم بياييم اموال كانديداها، اطرافيان و طرفداران‌شان را به مردم اعلام كنيم به اين شرط كه اگر كسى اموالى را پنهان كرد دولت حق داشته باشد آن اموال پنهانى را بگيرد و براى مردم هزينه كند."



وی سپس به نمونه ای ديگر ار فساد مديريتی در رژيم اسلامی اشاره کرد و با بيان خاطره ای از سال 68 گفت:"معاون وزارت صنايع سنگين وقت در آن زمان از من كمك خواسته بود و براى اينكه من را متقاعد به اين كار كند دو تا سند به من نشان داد و گفت اين اسناد را ببين و بدان كه بايد وارد عمل شد. در آن اسناد يك آقايى به علت ارتباطى كه با وزارتخانه داشته طى يك يادداشت كوچك ‌١٥٠ ميليون، دلار هفت تومانى گرفته بود براى اينكه كارخانه‌اى را احداث كند اما با وجود گذشت سه سال از آن تاريخ نه از كارخانه خبرى بود و نه از آن آقا و نه حتى ضامنى براى اين فرد و فاجعه‌بارتر اينكه آدرسى هم از اين فرد خاطى در دست نبود و آن زمان معاون وزير صنايع به من گفت كه مطمئن باشيد ‌١٠٠ تا از اين موارد هست و بايد اين پول را به بيت‌المال بازگرداند."



به گزارش ايسنا, احمدي‌نژاد در ادامه به بيان خاطره‌اى ديگر پرداخت و گفت:" در سال ‌٧٤ قرار بود از كارخانه‌اى بازديد كنم كه اگر آقايان اصرار كنند شايد در آينده نام آن را هم گفتم، آن كارخانه ‌٨٥ ميليون دلار هفت تومانى ارز گرفته بود در حالى كه بنابر نظر چند نفر از كارشناسان آن روز، تمام آن كارخانه ‌٤٥ ميليون دلار هم نمي‌ارزيد و اين درحالى بود كه قيمت دلار ‌٢٥٠ تا ‌٣٠٠ تومان بود. بعد از بازديد، اين موارد را به وزير صنايع وقت كه از من خواسته بود به اين كارخانه كمك كنم اطلاع دادم اما وى به من گفت شما نمي‌فهميد و فكرتان بسته است و بايد به آن كارخانه كمك كنيد. وزير به من توهين كرد و گفت همين فكرهاى بسته‌ شما موجب عقب‌افتادگى كشور است."




13 خرداد 1388    14:45

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:15 14 خرداد 1388
تقلب توانگر کند مرد را

تو خر کن دبیر خردمند را


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :شيرين عبادی: عضويت در کمپين افتخار است و نه جرم، بازداشت جلوه جواهری و کاوه مظفری کاملا غيرقانونی است

سايت تغيير برای برابری - يک ماه از بازداشت دو عضو کمپين يک ميليون امضا به بهانه تجمعی در پارک لاله و به مناسبت روز جهانی کارگر می گذرد. جلوه جواهری و کاوه مظفری از دوم ماه می در زندان به سر می برند. کاوه مظفری در حالی بازداشت شد که هنوز تجمعی در پارک لاله اتفاق نيافتاده بود و جواهری حتی در همان تجمع شرکت نداشت و با اين حال بازداشت شد.



شيرين عبادی يکی از وکلای اين دو فعال اجتماعی است که در گفت و گويی با سايت تغيير برای برابری با ارائه شرحی از بازداشت، اين دستگيری را غيرقانونی اعلام می کند. او رفتار مردم را قانونی می داند و رفتارهای فراقانونی ماموران قضايی را از مهم ترين مشکلات وکلا می داند. خانم عبادی همچنين تاکيد دارد عضويت در کمپين يک ميليون امضا جرم نيست.



خانم عبادي، همانطور که می دانيد در حال حاضر دو عضو کمپين يک ميليون امضا جلوه جواهری و کاوه مظفری در زندان به سر می برند. اخباری که تا کنون درباره نحو بازداشت و برخورد ماموران قضايی منتشر شده است، روند قانونی را در اين پرونده نشان نمی دهد. آيا شما اطلاعاتی درباره نحو بازداشت اين افراد داريد و آن را تا چه حد قانونی می دانيد؟

بايد گفت هر دو بازداشت کاملا غيرقانونی بوده است و ادامه اين بازداشت به جای عذرخواهی از بيگناهان و درخواست وثيقه سنگين جای تعجب دارد.

روز اول ماه ماه می روز جهانی کارگر در پارک لاله چند ساعت قبل از تجمعی که برگزار نشد، کاوه مظفری دستگير می شود. دستگيری ايشان بر خلاف قانون آئين دادرسی بود، چون اساسا تجمعی صورت نگرفته بود که بتوان بر اساس آن جرم و اتهامی عليه کسی اعلام کرد.

بعد از دستگيری او را با دستبند به منزل می برند تا بازرسی از منزل صورت بگيرد. در اين بازرسی بخشی از وسايل شخصی او و همسرش را ضبط می کنند. حدود ساعت ۱۱ شب خانم جلوه جواهری به منزلش باز می گردد که ماموارن بدون حکم جلب او را هم به زندان منتقل می کنند.

خانم جواهری چند روز بعد طی نامه ای به رئيس قوه قضائيه نسبت به بازداشت غيرقانونی خود اعتراض می کند. او را بر خلاف ضوابط قضايی کشور تا به حال در زندان است در حالی که مامورين اجازه دستگيری او را نداشتند و اين خانم در هيچ تجمعی شرکت نکرده است. زندان کاوه مظفری و جلوه جواهری در حالی ادامه دارد که بيشتر بازداشت شدگان آن روز آزاد شده اند و من از اين بابت خوشحالم، اما سئوال اين است که چرا اين دو عضو کمپين يک ميليون امضا را آزاد نمی کنند در حالی که اصلا اين افراد نبايد دستگير می شدند.



چرا علی رغم اينکه جلوه جواهری در پارک لاله نبوده است، دادگاه تقاضای وثيقه کره است؟

برای آزادی خانم جواهری تقاضای ۱۰۰ ميليون وثيقه کرده اند که او گفته است قادر به پرداخت آن نيست. من هم نمی دانم چرا به جای عذرخواهی از کسی که کاملا بی گناه است، وثيقه می خواهند.

هم دستگيری کاوه مظفری و هم بازداشت جلوه جواهری برخلاف قانون آئين دادرسی است. برخوردهای اينچنين که کاملا غيرقانونی است از بزرگترن مشکلات وکلا است. مردم قانون را رعايت می کنند اما ماموران قانون، قوانين را زير پا می گذارند. خانم جواهری نه در منزل بوده و نه در تجمع، حال يک ماه است که در زندان به سر می برد.



کاوه و جلوه هر دو از کنشگران فعال در کمپين يک ميليون امضا هستند.آيا طبق قانون فعاليت در جنبش ها ی اجتماعی منعی دارد؟

شرکت در جنبش های اجتماعی نه تنها جرم نيست که وظيفه هر شهروندی است که به آينده مملکتش فکر می کند. از سويی ديگر فعاليت در جنبش های مختلف نيز مغايرتی با اين احساس مسئوليت و قانون ندارد. چنانچه کسی می تواند برای تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان در کمپين يک ميليون امضا فعاليت کند و دانشجو هم باشد و در فعاليت های دانشجويی شرکت کند و يا همراه با کارگران مطلبات کارگری را طرح کند. در اين صورت بايد به چنين فردی سه بار آفرين گفت.



خانم عبادی در آخرين اتهامات تفهيم شده به کنشگران کمپين يک ميليون امضا به ماده های ۴۹۹، ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی استناد شده است و اتهام عضويت در کمپين را به آنها زده اند. آيا اين اتهام و اين ماده قانونی در مورد کمپين و فعالان آن مصداق دارد؟

عضويت در کمپين يک ميليون امضا به هيچ وجه جرم نيست، بلکه برای هر فرد افتخار بزرگی است. کمپين خواهان رفع تبعيض از شهروندان است و چنين خواستی جرم نيست و همانطور که گفتم اين احساس مسئوليت در قبال آينده مردم قابل تحسين است. اين خواست اگر جرم باشد امروز کسانی که کانديدای رياست جمهوری هستند و سکاندار قوه مجريه خواهند بود وعده پيوستن به کنوانسيون رفع هرگونه تبعيض از زنان را طرح نمی کردند.

در پرونده های اخيری که عليه فعالان کمپين باز شده است، مثلا به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی می شود، که نه تنها نمی توان کمپين را بر اساس اين ماده مجرم شناخت که همانطور که قبلا گفتم عضويت در آن برای هر شهروندی يک افتخار است.


13 خرداد 1388    17:37

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :ريشه ناآرامي‌های بلوچستان، رفتار تبعيض‌آميز جمهوری اسلامی است

صدای آلمان :استان سيستان و بلوچستان از روز پنج‌شنبه هفتم خرداد همچنان ناآرام است. عبدالستار دوشوکی عضو مرکز بين‌المللی مطالعات بلوچستان در لندن، ريشه اين ناآرامي‌ها را برخوردهای تبعيض‌آميز جمهوری اسلامی در قبال اهل تسنن مي‌داند.



پنج‌شنبه هفتم خرداد ماه شخصی که به بدنش مواد منفجره بسته بود وارد يکی از مساجد شيعيان در زاهدان شد و با انفجار بمب ۲۵ نفر را کشت. اين شخص عبدالخالق ملازهی نام داشت و از ساکنان اهل تسنن زاهدان بود که يکی از اقوامش سال گذشته به دستور قوه قضائيه اعدام شده بود.



روز شنبه نهم خرداد، قبل از برگزاری مراسم تشييع جنازه قربانيان اين حادثه، سه نفر در ارتباط با اين بمب‌گذاری مقابل محل حادثه به دار آويخته شدند.



انفجار در مسجد شيعيان زاهدان، شروع ناآرامي‌های جديدی در استان سيستان و بلوچستان بود که طی آن تا کنون حداقل پنج نفر کشته شده‌اند.



شامگاه سه‌شنبه ۱۲ خرداد نيز افراد مسلح، با حمله به دو کاميون در جاده نصرت‌آباد يکی از بخش‌های زاهدان- به بم يک نفر را کشتند و دو نفر ديگر را زخمی کردند.



عبدالستار دوشوکی عضو مرکز بين‌المللی مطالعات بلوچستان در لندن، برخورد تبعيض‌آميز مقامات دولتی در قبال اهل تسنن سيستان و بلوچستان را ريشه اصلی اين ناآرامي‌ها مي‌داند.



دويچه‌وله: آقای دوشوکي، به‌نظر مي‌رسد که ناآرامي‌های اخير استان سيستان و بلوچستان و به‌ويژه زهدان نسبت به ناآرامي‌هايی که قبلا در اين منطقه روی مي‌داد عمق و دوام بيشتری يافته است. فکر مي‌کنيد علتش چه مي‌تواند باشد؟



عبدالستار دوشوکی: علتش تام‌گرايی و انحصارطلبی مقامات جمهوری اسلامی است که از يک‌طرف اجازه مي‌دهند هرگونه اهانت به اهل سنت و بلوچ‌ها بشود، اما از طرف ديگر بلوچ‌ها اجازه ندارند که از خودشان دفاع کنند يا حتا اعتراض کنند. اين مسئله، جو را در طی چندماه اخير بي‌نهايت متشنج کرده است. از طرف ديگر ما مي‌بينيم که رژيم جمهوری اسلامی مساجد اهل سنت را، چه در سيستان و بلوچستان و در شهرهايی مثل زابل و چه در مشهد، تخريب مي‌کند و هرکسی را که اعتراض کند، نظير مولوی خيرشاهي، بلافاصله به زندان مي‌اندازد. در نتيجه اين برخورد دوگانه و تبعيض‌آميز باعث شده که مردم بلوچ و اهل سنت نسبت به اين رژيم کاملا بي‌اعتماد بشوند و خود اين جو عدم اعتماد و سرکوب و تبعيض، بستری را برای نيروهايی که ناچارند اعتراض خودشان را نه از راه مدني، بلکه از راه خشونت ابراز کنند، بوجود آورده است.



ولی اين ناآرامي‌ها، به طور مشخص همين بمب‌گذاری اخير در يکی از مساجد شيعيان، توسط يکی از گروههای وهابی صورت گرفته است. رابطه‌ی اهل تسنن بلوچستان با گروههای وهابی و تندرو به چه صورت است؟



جمهوری اسلامی هر کسی را که قبول ندارد و مي‌خواهد او را تخطئه کند، بلافاصله انگی مثل انگ ,وهابی, يا ,مزدور آمريکا و مزدور اسراييل, به او مي‌زند. اتهامات جمهوری اسلامی نسبت به مخالفان خود بخصوص اهل سنت کاملا شناخته شده است. مردم بلوچ سيستان و بلوچستان سنی و حنفی هستند و ربطی به وهابيت ندارند. علاوه براين، خود جمهوری اسلامی است که اين اغتشاشات و اين درگيري‌ها را دامن مي‌زند با آن تبعيضی که اعمال مي‌کند. به عنوان مثال، در تظاهرات اخير برای تشيع جنازه‌ی قربانيان بمب‌گذاری مسجد حضرت علي‌ابن ابي‌طالب ما ديديم که نيروهای افراطی شيعه، عليه مقدسات اهل تسنن شعار مي‌دادند و به مولوی که رهبر مذهبی بلوچ‌های اهل سنت است توهين مي‌کردند و مي‌گفتند ,مولوی وهابی, يا ,مرگ بر وهابی,. و امروز، همين چهارشنبه (۱۳ خرداد) نيز که تشيع جنازه‌ی چهارنفر از کشته‌شدگان در ساختمان صندوق اعتباری مهر بود، باز مجددا به علمای اهل سنت، به مقدسات مردم بلوچ توهين کردند و آنها را ,وهابی, ناميدند. در نتيجه اين ,وهابی, يک انگ و اصطلاح ويژه‌اي‌است که جمهوری اسلامی برای مخالفان خودش به کار مي‌برد و بخصوص در بلوچستان رايج است.







ولی مسئوليت‌ بمب‌گذاری اخير را گروه ,جندالله, برعهده گرفته است. يعنی مردم سنی بلوچستان هيچ دخالتی در اين بمب‌گذاری نداشتند. پس چرا اين حادثه به اختلاف بين مردم سنی و شيعه داخل بلوچستان دامن زده است؟







دقيقا همين طور است. ديشب در زاهدان گردهمايی هم‌انديشی علمای اهل تسنن و تشيع بود که علمای اهل تسنن اعلاميه‌ای صادر کردند و بمب‌گذاری مسجد را نکوهش و محکوم کردند و همچنين هرگونه عمليات انتحاری را محکوم کردند. خود مردم بلوچستان قربانی خشونت هستند و در نتيجه با خشونت و بمب‌گذاری سرسازگاری ندارند. اما چرا مردم وارد صحنه شدند؟ اين نه به خاطر حمايت از بمب‌گذاري، بلکه به خاطر توهينی بود که نسبت به علمای اهل تسنن، خلفای راشدين و بخصوص بلوچ شد و اين امر، مردم را در تظاهرات يا تشييع جنازه‌ی آن قربانيان بمب‌گذاری به خشم آورد و در نتيجه ما ديديم که به درگيری انجاميد و تعدادی از هموطنان کشته شدند. شش نفر در ساختمان صندوق اعتباری مهر جان دادند. تعداد زيادی بلوچ کشته شدند و ما باز حتا در تشيع جنازه‌ی اين کشته‌شدگان، اين دوگانگی و تبعيض را از طرف رژيم مي‌بينيم. يعنی تشيع جنازه‌ی شيعيان و غيربلوچ‌ها امروز آزاد بود و شعار مي‌دادند. اما به خانواده‌ی کشته‌شدگان بلوچ‌ها و سني‌ها گفته‌اند که شما حق نداريد اين مراسم را به صورت علنی ترتيب بدهيد. در نتيجه آن‌ها ناچارند که مراسم تشيع جنازه‌ی کشته‌شدگان خود را مخفيانه برگزار کنند. بعنوان مثال، درميان اين کشته‌شدگان يک جوان دانشجو بود به نام سعيد هاشم زهی که خانواده‌ی او ناچار است مراسم تشيع جنازه‌ی او را به صورت مخفيانه انجام بدهد. يعنی ما مي‌بينيم جمهوری اسلامی نه تنها در رابطه با زنده‌ها تبعيض قائل مي‌شود، بلکه حتا در مورد مرده‌ها و تشيع‌جنازه‌ي‌شان هم تبعيض قائل مي‌شود. به يک گروه اجازه مي‌دهد که حرفهايشان را بزنند، تشيع جنازه‌ي‌شان را انجام بدهند و به طرف مقابل توهين بکنند اما به طرف مقابل هيچ گونه اجازه‌ی جواب دادن داده نمي‌شود. اين برخورد دوگانه است که متاسفانه ما مي‌بينيم در بلوچستان اين تنش را بوجود آورده است.







آقای دوشوکی حالا صرفنظر از اين درگيري‌ها، رابطه‌ی مردم شيعه ‌و سنی در بلوچستان چه طور است؟







مردم شيعه و سنی سال‌ها و دهه‌هاست که با همديگر زندگی مي‌کنند به صورت بسيار مسالمت‌آميز و با همديگر آميزش دارند و قبل از آن مشکلی نداشتند. مشکل مردم شيعه و سنی نيستند. مشکل رژيم متعصب جمهوری اسلامی است که تحت عنوان مذهب و در اين مورد متاسفانه يک گروه مشخصی از شيعيان، بخصوص سيستاني‌ها را بسيج کرده‌اند که از اين‌ها بعنوان ابزار عليه مردم سنی بلوچ استفاده کنند. يعنی بحث ما در اينجا اصلا بحث مردم عادی شيعه و سنی نيست. چون آن‌ها سالهای سال کنار همديگر مسالمت‌آميز زندگی مي‌کردند و زندگی خواهند کرد. بحث ما رژيمي‌است که تمام اساس و موجوديت‌اش و تمام حرکت‌هايی که مي‌کند براساس مذهب است و به خاطر ادامه‌ی موجوديت خودش در بلوچستان و ابراز قدرت و اقتدار خودش ناچار است که سنی و شيعه را عليه همديگر بسيج بکند.







و چرا اين اختلافات اينگونه به خشونت و انجام عمليات انتحاری مي‌انجامد؟







همانگونه که گفتم، ريشه‌ی اين مشکلات به تبعيض و سرکوب سی ساله‌ای که در بلوچستان عليه مردم بلوچ اهل سنت اعمال شده، برمي‌گردد. به عنوان مثال بگويم، خشونت قابل قبول نيست، کشتن انسان‌ها به عقيده‌ی من قابل قبول نيست، بمب‌گذاری هم قابل قبول نيست. اما چرا عبدالله خالق ملازهی به خودش بمب مي‌بندد و مي‌رود در مسجد، يعنی خانه‌ی خدا، خودش را منفجر مي‌کند و تعداد زيادی را هم به کشتن مي‌دهد؟ چرا؟ اين توجيه ندارد، اما از ديدگاه تحليلی مي‌بينيم علتش اين است که يکی از اعضای خانواده‌ی آقای عبدالله خالق ملازهي، يعنی مولوی عبدالقدوس ملازهی پارسال توسط رژيم دستگير و بلافاصله اعدام شد. خب اين تسلسل و اين دايره‌ی خشونت را خود جمهوری اسلامی بوجود آورده است و دارد آن را بيشتر تشديد مي‌کند. مردم و مخصوصا جوان‌ها به‌خاطر اين که راهی ندارند تا از طريق مدني، خواسته‌ها و مطالبات خودشان را ابراز کنند، ناچارند که به طريق‌های بسيار شديد و خشونت‌گرايانه روی بياورند. مثال ديگری هم که مي‌خواهم بزنم در مورد آقای يعقوب مهرنهاد است. يعقوب مهرنهاد يک فعال مدنی بود که هميشه و همواره با مديرکل‌ها و مسئولين استان بود و در چارچوب جمهوری اسلامی و قوانين آن فعاليت مدنی مي‌کرد. آن هم فعاليت مدنی بسيار معتدل و ميانه‌روانه. اما جمهوری اسلامی او را برنتابيد و اعدامش کرد. الان جوانان مي‌بينند اگر از طريق مدنی هم اعترا ض کنند، بلافاصله بعد از مدتی دستگير و اعدام مي‌شوند. پس بهترين راه اين است که به خشونت روی بياورند. رفتار فراقانونی رژيم جمهوری اسلامی در سيستان و بلوچستان باعث شده است که مردم هيچ مرجع قانونی را برای مطالبات خودشان معتبر ندانند. به عنوان مثال اعدام عجولانه‌ی سه نفر که حداقل دو نفر از آنها هيچ ربطی به جندالله نداشتند، نشان مي‌دهد که جمهوری اسلامی هم برخلاف قانون خودش، اعدام صحرايی مي‌کند و تا جايی که به بلوچ و اهل سنت مربوط است قانون در اينجا اجرا نمي‌شود.







مصاحبه‌گر: ميترا شجاعی



تحريريه: بهرام محيی








13 خرداد 1388    20:35

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :اظهارات اوباما درباره برنامه هسته‌اى ايران در گفت‌وگو با بي‌بي‌سى

همشهرى :رئيس جمهورى آمريکا اذعان کرد: درخواست‌ها و نگراني‌های ايران برای داشتن انرژی هسته‌ای مشروع و به جاست.

به گزارش واحد مرکزی خبر، باراک اوباما درگفت‌وگو با شبکه بی بی سی افزود: بهترين راه برای حل موضوع هسته‌ای ايران مذاکرات جدی و مستقيم است.



وی تعيين جدول زمانی برای حل موضوع هسته‌ای ايران را رد کرد و گفت: تا پايان سال ميلادی بايد ناظر آغاز روندی جدی و رو به جلو در موضوع هسته‌ای ايران باشيم.



اوباما که در آستانه سفر به خاورميانه، درباره برنامه هسته‌ای ايران اظهارنظر کرده است، بارديگر اذعان کرد ، ايران برای تامين برق و انرژی خواسته‌های مشروعی دارد.



کارشناسان سياسی معتقدند مذاکرات مستقيم آمريکا با ايران و حل برخی مشکلات دو طرف با هم رژيم صهيونيستى را خوشحال نمي‌کند.



براساس اين گزارش، ايهود باراك وزير جنگ رژيم صهيونيستی ساعاتی پيش از آغاز سفر رئيس‌ جمهورى امريکا به خاورميانه در کاخ سفيد با او ديدار کرد.



هدف اين ديدار کاستن از اختلاف به وجود آمده بين آمريکا و رژيم صهيونيستی درباره گسترش شهرک‌های صهيونيست نشين در سرزمين‌های فلسطينی اعلام شده است.



اوباما همچنين گفته است يکی از برنامه های سفرش به خاورميانه آغاز دوباره گفتگوها بين اسلام و مسيحيت است.



سفر اوباما به خاورميانه روز چهارشنبه 3 ژوئن با سفر او به عربستان آغاز مي‌شود.










13 خرداد 1388    18:54

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد:رضايی و کروبی در اولين مناظره نامزدهای رياست جمهوری

بی بی سی: محسن رضايی و مهدی کروبی در نخستين مناظره تلويزيونی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری ايران برنامه های خود را شرح داده اند.



مناظره آقايان کروبی و رضايی به مدت نود دقيقه از ساعت ده و نيم تا نيمه شب سه شنبه، 2 خرداد، به طور زنده از شبکه سوم تلويزيون دولتی ايران پخش شد و قبل از آغاز مناظره، مجری برنامه از شرکت کنندگان خواست که تنها به نقد نظرات يکديگر بپردازند و از اظهار نظر در مورد ديدگاه های ساير نامزدهای انتخاباتی خودداری ورزند.



آقای کروبی در پاسخ به اين سئوال که مهمترين اولويت کاری او در صورت انتخاب به رياست جمهوری چه خواهد بود، با بر شمردن سوابق سياسی و اجرايی خود، گفت که در ميان نامزدها خصوصياتی در او وجود دارد که "برای اداره کشور در شرايط کنونی اولی و مقدم است."



آقای کروبی تاکيد کرد که در تمام سمت هايی که بر عهده داشته، همواره ارتباط خود را با مردم حفظ کرده و عملکرد او به گونه ای بوده که مورد تقدير و تشکر قرار گرفته است.



محسن رضايی در مورد سوابق خود، از جمله در سپاه پاسداران، گفت که اولين کسی بوده است که "مردمی کردن دولت" را آغاز کرد و در اين انتخابات هم، اولويت خود را مسايل اقتصادی قرار داده است.



آقای رضايی گفت که انقلاب اسلامی يک تحول سياسی عمده در ايران بوده اما همراه با آن، "انقلاب اقتصادی" صورت نگرفته است و اگر اقتصاد کشور متحول نشود، ايران نمی تواند با اتکای به سخنرانی و خطابه، در روابط بين الملل اثرگذار باشد.



محسن رضايی افزود که دولتمردانی آمده و رفته اند که "خطيب های خيلی بزرگواری بودند و در صحنه بين المللی حضور داشتند و آنها را تحت تاثير خود قرار دادند" اما در عين حال، يک سری مسايل اوليه حل نشده باقی مانده است.



اين نامزد انتخابات رياست جمهوری افزود که برنامه تحول اقتصادی او شامل دو عرصه مديريت اقتصادی و تاثيری است که بايد بر زندگی مردم بگذارد و افزود که راهکارهای لازم برای تحول اقتصادی را ارائه خواهد داد.



در پی اظهارات محسن رضايي، آقای کروبی گفت که شانزده سال در مجلس بوده و در تصويب بودجه های سالانه مشارکت داشته و افزود که قرار نيست به تنهايی کار کند بلکه يک تيم قوی تشکيل داده که مسايل مختلف را بررسی کرده اند و نظر داده اند.



مهدی کروبی از جمله برنامه های اقتصادی خود را واگذاری سهام شرکت های نفتی به مردم و پرداخت ماهيانه هفتاد هزار تومان به هر ايرانی بالای هجده سال عنوان کرد و گفت که لازم است دولت محتاج مردم بشود.



آقای کروبی افزود که مسايل اقتصادی برای او هم دارای اولويت است هر چند برای برنامه های خود عنوان انقلاب اقتصادی را بر نمی گزيند.



در مورد طرح توزيع درآمدهای نفتی بين مردم، محسن رضايی گفت که به اين نظر آقای کروبی احترام می گذارد اما معتقد است که برای اين منظور، بهتر است اين عوايد در زمينه های توليد و اشتغال به کار رود و منافع آن نصيب مردم شود.



حقوق شهروندی

در ادامه اين مناظره، مهدی کروبی نحوه سهميه بندی جنسيتی در بخش آموزش را مورد انتقاد قرار داد و گفت که شصت درصد از دختران در دانشگاه ها قبول می شوند اما برای انتحاب رشته يا محل تحصيل، با محدوديت هايی مواجه هستند و افزود که بايد اين وضعيت تغيير يابد.





کروبی: حتی به قوانينی هم که وجود دارد عمل نمی شود

محسن رضايی نيز گفت که در مورد موضوع حقوق شهروندی و آزادی های مدنی و مساله بانوان، طرحی سه مرحله ای را تدوين کرده و به اين نتيجه رسيده است که حقوق شهروندی يکی از مبانی توسعه است و تا اين حقوق تحقق نيابد، توسعه نيز محقق نمی شود.



وی گفت که برای رعايت حقوق شهروندي، در مرحله اول بايد قانون مشخصی تدوين شود و چنين قانونی به نظر او دارای پانصد ماده خواهد بود و در مرحله دوم، لازم است ماموران دولت، از جمله در نيروی انتظامي، قوه قضائيه، وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد و سپس خود مردم در اين زمينه آموزش ببينند.



به گفته آقای رضايي، مرحله سوم در اين زمينه ايجاد نهاد نظارتی خاصی تحت نظر رئيس جمهوری است که بايد با تجاوز به حقوق شهروندان به شدت برخورد کند.



اين نامزد انتخابات رياست جمهوری گفت که بايد در اداره کشور و مشاغل کليدی از زنان استفاده شود و در مورد اشتغال به خانه داری هم گفت که برنامه هايی دارد تا خانه داری به خصوص در روستاها به يک شغل تبديل شود.



در ادامه مناظره، مهدی کروبی گفت که در کشور، حتی به قوانينی که در حال حاضر وجود دارد هم عمل نمی شود و بايد برای اين موضوع فکری کرد.



آقای کروبی سليقه ای بودن تصميم گيری در مورد "ستاره دار شدن" دانشجويان و نظارت استصوابی شورای نگهبان را به عنوان مواردی از سلب حقوق اوليه مردم ذکر کرد و افزود که با نظر آقای رضايی در مورد لزوم رفع نواقص قانونی در اين زمينه ها موافق است.



هر دو نامزد شرکت کننده در اين مناظره آنچه را که "سليقه ای" عمل کردن به قوانين و مقررات می خواندند مورد انتقاد قرار دادند و گفتند که برای حفظ حقوق شهروندي، چنين وضعيتی بايد تغيير يابد.



هويت ملی

در بخش ديگری از اين مناظره، محسن رضايی با يادآوری اينکه در خلال سی سال گذشته، تحولات گسترده ای در داخل و خارج ايران روی داده، گفت که نسل جديدی وارد صحنه شده و مسايل مهم جامعه از جنبه سياسی و امنيتی به جنبه فرهنگی و اقتصادی کشيده شده است و افزود در چنين شرايطي، لازم است که مردم هويت ملی خود را بازيابی کنند.





رضايی برای انقلاب اقتصادی و تشکيل دولت سايه برنامه دارد

آقای رضايی افزود که طرحی را برای بازيابی هويت ملی تهيه کرده که براساس آن، جوانان امروز همانند جوانان سال هيا بعد از انقلاب در صحنه حضور می يابند و قدرت از نسل اول انقلاب به تدريج به نسل دوم و سوم منتقل می شود.



محسن رضايی اظهارداشت که به اين نتيجه رسيده است که به ارزش های ايرانی کم بها داده شده و بايد دوباره اين ارزش ها در کنار ارزش های اسلامی تقويت شود و برای ا ين منظور، از وضعيت خليج فارس و دريای خزر می توان به عنوان "نماد ارزش زايی جديد" استفاده کرد تا باعث مقاومت در برابر "هجمه های بيرونی" و انسجام فرهنگی شود.



مهدی کروبی در واکنش به اين اظهارات گفت که مسايل مطرح شده از سوی آقای رضايی "همان مسايلی است که ما می گوييم" هر چند حتما بين آنها تفاوت هايی هم وجود دارد.



آقای کروبی افزود که بايد به نحوی عمل شود که تمام قوميت های ايران احساس کنند که شهروند درجه اول هستند.



وی در اين بخش از اظهارات خود، به انتقاد از سياسی شدن ورزش پرداخت و گفت که اداره امور ورزش بايد به دست کارشناسان باشد تا به اين ترتيب، به گفته او، اينقدر شکست به بار نياسد و ملت را تحقير نکنيم.



در پی اظهارات آقای کروبي، محسن رضايی هم به موضوع قوميت ها پرداخت و گفت که وقتی از دولت ائتلافی سخن می گويد، استفاده از همه اقوام را هم در نظر دارد و گفت که شعارهای زيادی در مورد اقوام داده شده و پرسيد "آيا عدالت سياسی برای همه آنها محقق شده است؟"



محسن رضايی سپس آنچه را که طرح تشکيل دولت سايه می نامد عنوان کرد و گفت که منظور او هياتی از نخبگان کشور است به نحوی که در کنار هر وزارتخانه، که بر اساس ملاحظات سياسی اداره می شود، وزارتخانه ای هم مسايل فنی و کارشناسی را در دست داشته باشد.



آقای رضايی گفت که قوانينی را تصويب خواهد کرد به نحوی که دست رئيس جمهوری در عزل و نصب سمت های سياسی باز باشد اما در عزل و نصب سمت های تخصصي، محدوديت وجود داشته باشد.



در پايان اين مناظره، آقای کروبی گفت که برنامه های محسن رضايی با برنامه های خود او اختلاف چندانی ندارد و آقای رضايی نيز از فرصت جمع بندی در پايان اين برنامه، بر برنامه های در زمينه های اقتصادي، ايجاد فرصت برای جوانان، تشکيل دولت سايه و تغيير الگوی مديريتی جامعه تاکيد کرد.








13 خرداد 1388    13:25

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
15:50 13 خرداد 1388
http://negahie.blogspot.com/


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد:گزارشی از درگيری ها در زاهدان

*بيش از 300 نيروی گارد تکاور با مجوز تيراندازی بدون اخطار وارد شهر شده اند...



گزارش ارسالی به بذر



شهر زاهدان روزهای پر التهابی را پشت سر ميگذارد. پس از بمب گذاری اخير اخبار فراوانی از درگيری های مردم شيعه و سنی گزارش ميشود. امروز 1 شنبه پس از حضور مولوی عبدالحميد (امام جمعه اهل سنت زاهدان) در مراسم کشته شدگان انفجار خونبار 5 شنبه، گويا مورد ضرب و شتم مردم خشمگين که نيروهای دولتی دست به تحريک آنها زده بودند قرار ميگيرد و اخباری مبنی بر تير خوردن مولوی در شهر منتشر ميشود که پس از آن ساختمان صندوق قرض الحسنه بسيجيان که در مجاورت مسجد مکی -اصليترين مسجد اهل سنت- قرار داشت به آتش کشيده شده که گفته ميشود 5 نفر از کارمندان آن زنده زنده در آتش سوختند. پس از آن نيز در گوشه گوشه شهر اتومبيلهای بسياری به آتش کشيده شد و پاسگاه پليس محله شيرآباد که محلهای از حواشی زاهدان سنی نشين و بسيار فقير است به دست مردم محله افتاده است. پس از اين درگيريهای شهری امام جمعه شهر و مولوی عبدالحميد در تلويزيون حاضر شدند و مردم را دعوت به آرامش کردند و مولوی خبر از سلامت خود داد. تمامی خيابانهای منتهی به مسجد مکی مسدود و به ساکنين اجازه تردد داده نميشود و تمامی مغازهها حتی نانوايی ها نيز تعطيلاند. شنيده ها حاکی از آن است که ممکن است ادارجات و بانکهای دولتی نيز فردا تعطيل شوند. در ضمن اجازه برگزاری نماز جماعت نيز داده نشده است. بيش از 300 نيروی گارد تکاور با مجوز تيراندازی بدون اخطار وارد شهر شده و گويا رفت و آمد از 9 شب به بعد ممنوع است. لازم به يادآوری است در مورد هويت دو نفری که در روز خاکسپاری قربانيان در ملاعام به طناب دار آويخته شدند اطلاعاتی منتشر نشده است.■

9 خرداد 1388




13 خرداد 1388    11:04

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :مشکي، رنگ لباس هاى ايرانى نبوده است :گفت و گو با نويسنده 8 هزار سال پوشاک ايرانى

ايرن سعيده وحيدنيا: اولين چيزى که نظرم را جلب مى کند طرح و رنگ زيبا و بديع لباسى است که پوشيده؛ ژيله اى بنفش رنگ روى لباسى بلند به همراه دامنى با گل هاى ريز و درشت بنفش. مهربان و خوش برخورد است و تا پايان ديدارمان اين خصوصياتش بيشتر خود را نشان مى دهد.

سومين روز فروردين سال 1323 که مهرآسا غيبى متولد شد شايد همه چيز در موردش حدس زده مى شد جز اينکه در سن 65 سالگى بهترين و جامع ترين کتاب تاريخ پوشاک اقوام ايران را بنويسد و در بيست و پنجمين دوره انتخاب کتاب سال ايران در سال 86، کتابش که حاصل 8 سال از عمرش است در بين 8 هزار کتاب ديگر مورد تقدير قرار بگيرد. مهرآسا در خانواده اى متولد شد که نسل اندر نسل شاعر بوده اند و در واقع همين موضوع هم باعث شد که فوق ليسانس خود را در رشته ادبيات فارسى بگيرد. بعد هم روحبه هنرى اش باعث شد زمانى که به استخدام آموزش و پرورش درآمد در رشته صحنه آرايى تئاتر در دانشگاه هنرهاى تزئينى قبول شود و ليسانس بگيرد. در همين دانشگاه بود که با منصور رضايى آشنا شد و ازدواج کرد. حاصل اين ازدواج دو پسر به نامهاى رامتين و بردياست که در نوشتن کتاب 8000 سال تاريخ پوشاک اقوام ايرانى به صورت خانوادگى به مهرآسا کمک کردند.

رامتين پزشک عمومى است و دور از مادر در کانادا زندگى مى کند. برديا هم کارشناسى گرافيک و فوق ليسانس مديريت بازرگانى دارد .

مهرآسا بازنشسته آموزش و پرورش است و در دبيرستانهاى مرجان، آذر و خوارزمى هنر تدريس مى کرده است: ,پيش از انقلاب فقط هنر تدريس مى کردم آن موقع فقط يک کتاب هنرى در اين زمينه وجود داشت,. به دليل اينکه تحصيل کرده هنر بود، بهترين مدارس تهران براى تدريس از او دعوت مى کردند. ,گاهى حتـى هفته اى 40 ساعت تدريس مى کردم. به دليل اينکه در خانواده اى ادبى رشد کرده بودم در کنار هنر، ادبيات هم تدريس مى کردم. راهنمايى هاى پدرم و مطالعات خودم باعث شد که در زمينه ادبيات پيشرفت خوبى داشته باشم. بعد از انقلاب فقط ادبيات تدريس کردم. تا اينکه سالها گذشت و بازنشسته شدم اما نه يک بازنشسته واقعى چون دائماً کار مى کردم و تحقيق انجام مى دادم,.

مهرآسا در مورد اولين کتابى که نوشته است مى گويد: ,کتاب اولم را در زمينه درس ادبيات و براى کنکورى ها نوشتم که شامل 1000 تست بود و مورد توجه واقع شد. بعد از آن، ناشر کتاب اول، که انتشارات هيرمند بود، کتاب 8 هزار سال تاريخ پوشاک اقوام را پيشنهاد داد. در حال حاضر نيز 2 کتاب را در دست تاليف دارم که بازهم انتشارات هيرمند سفارش داده است؛ يکى از زيور آلات ايران و ديگرى نقاشى ايران و جهان از رنسانس تا به امروز است که در اين کتاب دوم، سبک هاى مختلف نقاشى از رنسانس تا به امروز به همراه نمونه هايى از کارهاى نقاشان معروف جهان را نيز آورده ام. اين دو کتاب يکى پس از ديگرى در نوبت چاپ قراردارد. البته قصد دارم کتابى نيز در زمينه پوشاک جهان بنويسم اما دو کتاب بالا در اولويت اند .,

مهرآسا غيبى عاشق مطالعه و تحقيق است. برنامه روزانه او در واقع از شب قبل آغاز مى شود. ,از شب قبل بايد آشپزى کنم و ناهار براى فرداى همسر و پسرم آماده کنم., صبح ها که از خواب بيدار مى شود يوگا کار مى کند و بعد مى رود پياده روى. بعد در سکوت خانه مطالعه مى کنم. شب ها هم که همه خوابند معمولا کار مى کنم. ,به صورت مدام در حال مطالعه و تحقيق هستم و اصلاً متوجه گذر زمان نمى شوم. گاهى به خود مى آيم متوجه مى شوم ساعت 4 صبح است و من هنوز بيدارم و مى توانم بگويم کمترين زمانى که در طى روز به کار تحقيقاتى ام مى پردازم بين 8 تا10 ساعت است.

از مهرآسا در مورد رابطه اش با تلويزيون و موسيقى مى پرسم. مى گويد که تلويزيون خيلى کم نگاه مى کند مگر براى رفع خستگى. او موسيقى کلاسيک گوش مى دهد و تاکيد مى کند که حتماً موسيقى بايد کلاسيک باشد تا بتواند به آن گوش بدهد. ,به دليل اينکه خودم پيانوکار مى کرده ام ، بيشتر مايل هستم که موسيقى کلاسيک بشنوم.,

علاقه زيادى به رمانهاى زويا پيرزاد دارد، مخصوصا کتابهاى ,مهتاب, و ,چراغها را من خاموش مى کنم,. در کنار کارهاى تحقيقاتي، گاهى نقاشى ميکشد و يا زيورآلاتى چون گردنبد مى سازد و در اين زمينه 4 نمايشگاه بر پاکرده است.

خودش مى گويد که در زمينه زيورآلات هيچ گونه آموزشى نديده و با گردآورى و چيدمان سنگهاى قيمتى در کنارهم گردنبدهاى زيبايى درست مى کند. اما به دليل کارهاى فراوان تحقيقاتى که به گفته خود بسيار وقت گير هم هست، فعلاً چند وقتى است که کار ساختن زيورآلات را کنار گذاشته است .

مهرآسا در حال حاضر تحقيقات روى کتاب زيورآلات را که بايد تا مرداد ماه براى چاپ آماده کند را دردست بررسى دارد. ضمن آنکه تاکيد مى کند چاپ دوم کتاب , 8 هزار سال تاريخ پوشاک اقوام ايرانى, نيز در نمايشگاه کتاب امسال عرضه شده است.

مهرآسا در مورد همکارى همسر و فرزندانش در زمينه تاليف اين کتاب مى گويد: ,اگر همکارى همسر و فرزندانم نبود به هيچ عنوان ممکن نبود بتوانم از عهده تاليف کتابى به اين پربارى که بيش از 170 منبع دارد، موفق شوم. همچنين برادرم، دکتر غيبي، نيز که از مترجمان توانمند کشور است، کار ترجمه کتاب 8 هزار سال تاريخ پوشاک اقوام ايرانى را انجام داده است.,

مهرآسا در مورد تحقيقاتش روى کتاب 8 هزار سال پوشاک اقوام ايرانى مى گويد: ,من 8سال تحقيق و تخصص بسيار طاقت فرسا روى اين کتاب داشتم و انگيزه ام اين بود که مى خواستم دين خود را به وطنم ادا کنم و ايران و فرهنگ غنى و پربار ايران به همه بشناسانم. تمامى سفرهايى که طى اين 8 سال به خارج از کشور کردم براى تحقيق روى اين کتاب بود. بيشتر به کشورهاى فرانسه، انگليس ، ايتاليا،روسيه رفتم و به موزه هاى اين کشورها سرزدم تا اسناد و مدارکى که در مورد لباسهاى اقوام ايرانى باستانشناسان از کشور خارج کرده اند و به اين موزه ها انتقال داده اند را ببينم و از آنها عکس بگيرم.,

او البته اين وسواس را در مورد کارهاى خانه اش هم دارد: , تا زمانى که خانه کاملاً تميز و مرتب نباشد نمى توانم روى کارهايم تمرکز کنم,. اين خصوصيات مهرآسا غيبى را مى توان با ديدن خانه اش کاملاً فهميد.

پوشش از نظر مهرآسا نوعى زينت است و او معتقد است که زيباتر شدن با پوشش، هميشه هدف بشر بوده است. او مى گويد: ,بشر اوليه براى اينکه زيباتر شود خود را رنگ مى کرده است. بشر اوليه به دليل اينکه کاملاً برهنه بود در موقع عبادت يا رقصهايى که به عنوان عبادت انجام مى داد کل بدن خود را رنگ مى کرد. درحال حاضر نيز رنگ در لباس يکى از عناصر اصلى محسوب مى شود. وقتى کسى رنگ را در لبــاس مى بيند هم از نظر روانى هم فيزيکى همه چيز را متناسب با روح پوشنده لباس در مى يابد. رنگ بايد بيان کننده شخصيت باشد مثلاً پوشيدن مداوم لباس هاى مشکى بوسيله جوانها اصلا خوب نيست و اندوه و افسردگى مى آورد. در حالى که رنگ مشکى چندان در لباس هاى ايرانى نبوده است و ايرانيها مدام رنگ هاى شاد مى پوشيدند.

به اعتقاد اين محقق، امروز مردم هنوز به رنگ هاى شاد و پوشاک با رنگ شاد عادت نکرده اند. به نظر او مردم چون زندگى آپارتمان نشينى دارند و با طبيعت دمساز نيستند بيشتر گرايش به سمت رنگ هاى تيره دارند اما خود او در خانه اش و در نقاشى هايش مخصوصا از رنگ هاى شاد استفاده مى کند تا درونش را شاد نگه دارد.

,اگر به مينياتورهاى ايرانى دقت کنيد، رنگ ها همه شاد هستند و طبيعت روى آدم ها تاثير خود را مى گذاشته است. نتيجه اينکه هيچ وقت رنگ سياه استفاده نمى کردند حتى در لباس سربازان شوش., او با گفتن اين جملات نتيجه مى گيرد که رنگ در زندگى خيلى موثر است و اين موضوع بايد براى جوانان فرهنگسازى شده و آموزش داده شود. ,جوان دوست دارد جلب توجه کند و براى اين جلب توجه بهترين چيز رنگ است. رنگ شاد براى جوان معضل شده اما بايد به او گفت: نترس بپوش. البته رنگ بايد با فرم همراه باشد. فرم در پوشش خيلى مهم است. اصلا نبايد به اين فکر کرد که اگر جوانى مثلا قرمز بپوشد پس آدم جلف و سبکى است. اين فکر بسيار بد و زشت است.,

تابلو هاى نقاشى از نقاشان مختلف روى ديوار نظرم را جلب کرده است. رنگ هاى استفاده شده در تمامى اثاثيه خانه بسيار شاد است و انسان را سرحال مى آورد. با مهربانى خاصى از من مى خواهد که از خوراکى هاى روى ميز ميل کنم و در پايان گفتگو است که همسر مهرآسا از اتاق بيرون مى آيد و برايم يک قهوه تلخ درست مى کند، ديدار شيرينى بود.






13 خرداد 1388    10:35

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:56 14 خرداد 1388
meshki ham yek rang ast mesle ranghaye digar va besyar ziba.beh ghowle kharejakiha boro get a life!moshkele mardom ghash o riseh raftan az gorosnegist va shoma darain ba ranghaye tabiiat var mirin.rezhime khabis cheh bar sare mardom avardeh keh beh jaye degargoon kardane owzae gheyre ghabele tahamol ,24 saateh dam az ghoroore meli va harfhaye sad man yek ghaz mizanand. har ja ham keh harfe ekhtera va ekteshaf beh mian miayad fowran alkol va zakaryaye razi baraye chandomin trillion bar matrah mishavad.agar injoori pish beravad ta 1400sale naghabele digar bayesti roozi chahar panj bar do la rast shavand va ashaare shahnameh ra dar zoorkhanehha va looti khanehha ba dayreh va donbak besorayand.agar in harfha dorost nist pas hagh ba sensorchiye tigh o gheychi beh dast ast.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :نامه دوم پدر مددزاده ها به رياست قوه قضائيه: نمی دانيم داد خود را به کدامين دادگاهی ببريم!

خبرنامه اميرکبير: پدر شبنم مدد زاده عضو دفتر تحکيم وحدت و دانشجوی دانشگاه تربيت معلم، با نگارش نامه دوم خود به رئيس قوه قضائيه به طرح اتهامات کذب عليه فرزندان خود در زندان اعتراض کرده و خواهان ازادی هر چه سريعتر آنها شده است. متن اين نامه به اين شرح است:







بسمه تعالی

رياست محترم قوه ی قضاييه

حضرت آيت الله هاشمی شاهرودی

با سلام

اينجانب عبدالعلی مددزاده در حالی نامه ی دوم را جهت درخواست پيگيری وضعيت فرزندانم برای حضرت عالی می نويسم که ايشان، شبنم و فرزاد مددزاده صد و دو روز است که در بازداشت موقت به سر می برند.

جناب آيت الله شاهرودي؛

بعد از اولين ملاقات بنده و مادر و خواهران فرزندانم که در روز دوشنبه، ۲۸ ارديبهشت ماه صورت گرفت، جناب آقای علوي، که تحت عنوان کارشناس در ملاقات ما را همراهی می کرد به ما اعلام کرد که بازجويی های شبنم تمام شده است و وی از نظر وی آزاد است و با وثيقه ی ۵۰ ميليون تومانی می تواند آزاد شود و در امتحانات پايان ترم دانشگاه شرکت کند، وحتی از ما خواست تا کتاب های درسی دخترم را به وی برسانيم تا در زندان خود را برای شرکت در امتحانات آماده کند.







دو روز بعد، زمانی که با وکيل فرزندانم به دادگاه مراجعه کرديم، جناب آقای حسينی قاضی بازپرس پرونده، به بنده گفتند که در صورتی که عدم تمکن مالی ما باعث شود نتوانيم وثيقه را تهيه کنيم، ايشان از هيچ کمکی مضايقه نخواهند کرد و از ما خواستند تا روز دوشنبه جهت آزادی دخترم به دادگاه مراجعه کنيم و هم چنين قول مساعد دادند تا تمام تلاش خود را برای آزادی پسرم نيز انجام دهند. هم چنين مجوزی را جهت ملاقات ديگری با فرزندانم با ما دادند.







صبح روز بعد و روز شنبه که برای ملاقات به زندان مراجعه کردم، با و جود اخذ مجوز ملاقات از بنده با برخورد بسيار بدي، من و دخترم را از زندان بيرون کردند و گفتند که خبری از ملاقات نيست. هم چنين از پذيرش کتاب های درسی دخترم نيز خودداری کردند. زمانی که روز دوشنبه ۴ خرداد ماه به دادگاه مراجعه کرديم، شبنم و فرزاد که به گفته ی آقای حسينی برای آخرين دفاعيه به دادگاه آمده بودند را در دادگاه ملاقات نموديم. جناب آقای حسينی با پذيرش کفالت ۵۰ ميليونی حسن نيت خود را ثابت نمود و برگه ی آزادی را جهت تاييد نزد آقای قاضی حداد بردند که ايشان اجازه ی آزادی را ندادند و گفتند که لازم نيست دخترم آزاد شود! و اتهامات فرزندانم را محاربه و تبليغ عليه نظام اعلام کردند!

جناب آقای شاهرودي، من و مادر فرزندانم نمی دانيم داد خود را به کدامين دادگاهی ببريم تا کسی به ما بگويد فرزندان ما که به گواهی خداوند از برگ گل پاک ترند، چرا به اتهام محاربه و تبليغ در زندانند؟ فرزندان من مگر اسلحه به دست گرفته اند؟ فرزندانی که صدايشان را در تمام طول عمر بر احدی بلند نمی کردند حال با اتهام محاربه در زندان اند؟!

جناب آقای شاهرودي، سعه ی صدر و بلند نظری حضرت عالی در موقعيت های مختلف بر همگان ثابت شده است. اميد ما بعد از خداوند به شماست که ارشد ترين مقام قضايی اين کشور هستيد. خواهشمندم هر چه سريع تر دستور آزادی فرزندانم را صادر فرماييد.







با احترام





عبدالعلی مددزاده




13 خرداد 1388    09:20

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :شهلا در يك قدمى اعدام قرار گرفت

جام جم آنلاين: با ارسال پرونده اتهامى شهلا جاهد از سوى شعبه 20 ديوان عالى كشور به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى ، متهم در يك قدمى مجازات مرگ قرار گرفت.



شهلا جاهد متهم است سال 81 در غياب ناصر محمدخاني، همسر فوتباليست قديمى را در ميدان كتابى تهران به قتل رسانده است. اين متهم پس از دستگيرى از سوى قاضى وقت شعبه 1154 دادگاه جنايى تهران محاكمه و با توجه به اعترافات و بازسازى دقيق صحنه جنايت به درخواست بازماندگان مرحومه لاله سحرخيزان (مقتول حادثه)‌ به قصاص محكوم شد.



پس از محكوميت شهلا كه در جلسات دادگاه اعترافات قبلى خود را انكار كرده بود، پرونده وى بارها در ديوان عالى كشور و شعبه‌هاى تشخيص از سوى قضات باتجربه مورد بررسى قرار گرفت و 28 قاضى حكم صادره از سوى قاضى شعبه 1154 را تاييد كردند.



پس از چند مرحله از اعتراض وكلاى مدافع شهلا و درخواست از رئيس قوه قضاييه، اين پرونده اواخر سال گذشته نيز به شعبه 1147 بعثت ارسال و پس از 2 جلسه رسيدگى به پرونده و ارائه دفاعيات متهم و وكيل‌مدافع وي، قاضى حسين‌پور نيز حكم صادره از سوى دادگاه بدوى را تاييد كرد و با اعتراض دوباره عبدالصمد خرمشاهي، وكيل مدافع متهم، پرونده بار ديگر براى اظهار نظر به شعبه 20 ديوان عالى كشور ارسال شد.



اين گزارش حاكى است، پس از بررسى اين پرونده، قضات ديوان عالى كشور با اشاره به ماده 18 قانون اصلاح اعاده دادرسى اعلام كردند راى سابق به قوت خود باقى بوده و حكم صادره مبنى بر قصاص متهم لازم‌الاجراست.



پرونده در اجراى احكام



به دنبال اظهارنظر قضات شعبه 20 ديوان عالى كشور، پرونده متهم به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران ارسال شد تا پس از طى مراحل اداري، حكم متهم به مرحله اجرا درآيد.



يادآور مي‌شود به دليل رسيدگى طولاني‌مدت به اين پرونده در شعبه‌هاى مختلف ديوان و تشخيص، سال گذشته والدين مقتول در ديدارى كه با آيت‌الله شاهرودي، رئيس قوه قضاييه داشتند، از وى درخواست كردند تا حكم متهم اجرا شود.


13 خرداد 1388    10:31

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد.يک نفر بر اثر تيراندازی عده‌ای ناشناس در جاده‌ی زاهدان کشته شد

راديوآلمان



در جريان تيراندازی افراد ناشناس به سوی دو دستگاه کاميون در جاده‌ی زاهدان ـ بم يک نفر کشته و دو تن زخمی شدند. احمدرضا رادان، جانشين فرمانده‌ی نيروی انتظامی ايران، اين خبر را اعلام کرد و افزود که ,عمليات تعقيب و گريز نيروی انتظامی برای شناسايی اشرار, ادامه دارد.




13 خرداد 1388    08:05

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد:خودکشی منجر به مرک يک زن جوان زندانی در بند 7 زنان گوهردشت



فعالين حقوق بشر ودمکراسی: بنابه گزارشات رسيده از بند 7 زنان زندان گوهردشت ، يک زن زندانی برای رهائی يافتن از شکنجه های غير انسانی مسئولين زندان اقدام به خودکشی کرد و جان باخت.

زندانی مهناز اکبر تهرانی 22 ساله ابتدا به حفاظت و اطلاعات زندان برده شد و وحشيانه مورد شکنجه قرار گرفت شکنجه ها عليه او به حدی بود که چهرۀ او خونين و با کمک پاسداربندها به سلول انفرادی بند 7 زنان زندان گوهردشت منتقل شد. او در سلولی قرار گرفت که دارای شرايط طاقت فرسايی است. زنان زندانی که به سلولهای انفرادی منتقل می شوند در روز از يک جيره غذايی برخوردار هستند و آنها را در گرسنگی مفرط قرار ميدهند . همچنين در طی 24 ساعت 2 بار امکان اسفاده از دستشوئی دارند. و به مدت طولانی امکان استفاده از حمام را ندارندو در شرايط بهداشتی فاجعه بار قرار می گيرند. شرايط زنان زندانی طاقت فرسا و قرون وسطائی است و غير قابل تشريح است و شرايط آنها نسبت به مردان زندانی بسيار دشوارتر است .و از هيچ حقی برخوردار نيستند. تجاوز به زنان زندانی و بی دفاع بخصوص آنهايی که به حفاظت واطلاعات زندان گوهردشت برده می شوند و يا در سلول انفرادی قرار داده می شوند از شکنجه معمول کارگزاران زندان و پاسدار بندها می باشد. زنان زندانی بيش از 3 ماه ناچار هستند که در سلولهای انفرادی(سگ دونی) بسر ببرند. خانم مهناز اکبر تهرانی يکی از بيشمار زنانی که دچار وحشيگری پاسداران زندان قرار گرفت اين زن جوان و بی دفاع برای پايان دادن به دردها و رنجهای خود ساعت 07:00 صبح در سلول انفرادی اقدام به خودکشی می کند و ساعت 12:00 متوجه می شوند که او اقدام به خودکشی کرده و جان باخته است.

زنان زندانی توسط علی محمدی معاون زندان، ترابی رئيس بازرسی زندان،کرمانی رئيس حفاظت و اطلاعات زندان،فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات زندان و خادم رئيس بند 1 ، از بند زنان به حفاظت و اطلاعات زندان برده می شوند و توسط اين افراد مورد شکنجه جسمی جنسی وحشتناکی قرار می گيرند اين شکنجه ها به حدی ضد بشری است که امکان تشريح انها نيست. درنده خوئی و اعمال ضد بشری عليه زنان زندانی بی دفاع همه مرزهای را درنورديده است .

علی محمدی ،ترابی ،کرماني، نبی الله فرج نژاد و خادم همچنين برای زهر چشم گرفتن از ساير زندانيان آنها را در معرض ديد ساير زندانيان آماج باتومهای برقی خود قرار می دهند و تا بيهوشی زندانی به شکنجه زندانی ادامه می دهند يکی از زندانيانی که قربانی اين شکنجه وحشيانه قرار گرفته بود خانم فريبا عليزاده است .

فشارها و شرايط طاقت فرسا عليه زنان زندانی به حدی است که آمار خودکشی در بين آنها بسيار بالا است. و کارگزاران زندان تمامی سعی و تلاش خود را بکار می برند که از اتفاقات جنايتکارانه که در اين بند روی ميدهد جلوگيری نمايند. و اخبار آن به بيرون درز نکند. و در صورت انتشار هر خبری يکی از زنان بی دفاع را به بهانۀ اينکه اخبار زندان را به بيرون داده است با شرايط وحشتناک فوق مواجه می سازند.

زنان زندانی حق کوچکترين اعتراضی و يا خواسته ای را ندارند و در غير اينصورت با شکنجه های جسمی و جنسی فوق مواجه می شوند. پاسداران زندان سعی دارند که اراده انسانی آنها را سلب کنند و بصورت مطلق تسليم خواسته های خود کنند.

شيوه غير انسانی ديگری که برای به اعتياد کشاندن زنان زندانی بکار برده می شود با اسرار در اختيار آنها متدون و يا قرصهای اعتياد آور قرار ميدهند اين داروهای اعتياد آور و خطرناک را بعنوان داروهای آرام بخش به زندانيان زن تجويز می کنند و مسر در مصرف آنها هستند. اين طرح توسط فردی به نام محلاتی در زندانهای تهران از چند سال گذشته دنبال می شود .

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ،شکنجه های جسمی و جنسی و حشيانه و ضد بشری عليه زنان زندانی که منجر به خودکشی آنها می شود را محکوم می کند. و از تمامی سازمانهای مدافع حقوق زنان جهان ،کميسر عالی حقوق بشر و ساير سازمانهای حقوق بشری برای نجات جان زنان زندانی در زندان گوهردشت خواستار اقدامات عملی است.


13 خرداد 1388    11:11

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد. ايراني‌ها هم به جشن استقلال آمريکا دعوت مي‌شوند

راديوآلمان



آمريکا به سفارت‌خانه‌های اين کشور در سراسر جهان اجازه داد، از ديپلمات‌های ايرانی نيز برای شرکت در جشن استقلال اين کشور در چهارم ژوئيه‌ دعوت به عمل بياورند. رابرت وود، سخنگوی وزارت خارجه‌ی آمريکا، گفت، اين تصميم در راستای سياست جديد آمريکا برای نزديک شدن به دولت ايران اتخاذ شده است. وی افزود، اما تصميم نهايی به خود نمايندگي‌های ديپلماتيک اين کشور واگذار شده است.


13 خرداد 1388    08:03

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:55 13 خرداد 1388
سلام آقای نیابتی

نویسنده قبلی راست گفته ها

م,ل اینكه جنابعالی واقعا توهم زده شده اید

خبر دارید كه آمریكا از جمهوری اسلامی برای جشنهای اسقلال خود دعوت میكند

خبر فوق را در همین شماره روشنگری بخوانید

حالا سارت حسینی بگوئید كه دارید رل بازی میكنید یا اینكه واقعا توهم زده هستید

ممكن است بفرمائید فرق بین جمهوری اسلامی با بازهای آمریكائی و زبان دری نجف آبادی شما چیست و در كجاست

واقعا چقدر بشما میدهند تا بدنیا و زمین و زمان ,ابت كنید كه بین جمهوری اسلامی و آمریكا تضاد هست

ضمنا شما كه همه را كوتوله سیاسی میدانید چرا هیچكدام از م,لا تحلیلهایتان به واقعیت نپیوسته است

با عرض ادب ویژه

فرهاد از كانادا



13خرداد. ايراني‌ها هم به جشن استقلال آمريکا دعوت مي‌شوند

راديوآلمان

آمريکا به سفارت‌خانه‌های اين کشور در سراسر جهان اجازه داد، از ديپلمات‌های ايرانی نيز برای شرکت در جشن استقلال اين کشور در چهارم ژوئيه‌ دعوت به عمل بياورند. رابرت وود، سخنگوی وزارت خارجه‌ی آمريکا، گفت، اين تصميم در راستای سياست جديد آمريکا برای نزديک شدن به دولت ايران اتخاذ شده است. وی افزود، اما تصميم نهايی به خود نمايندگي‌های ديپلماتيک اين کشور واگذار شده است.



http://www.roshangari.net/as/sitedata/20090603063350/20090603063350.html



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد:دستگيري‌های گسترده و فضای امنيتی در زاهدان



فعالان حقوق بشر: صدها جوان بلوچ در زاهدان که برای اعتراض به اهانت نسبت به مولوی عبدالحميد يکی از رهبران اهل سنت به خيابان‌ها ريخته بودند دستگير شده‌اند و احتمال مي‌رود که با اتهامات سنگينی روبه‌رو شوند.



به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، فرمانده‌ی نيروی انتظامی نيز قبل از برگزاری دادگاه اين افراد، بيان داشته که اين افراد به اشد مجازات خواهند رسيد.در اين ميان خبرگزاری فارس از دستگيری 150 تن خبر داده است، اين در حالی است که منابع محلی دستگيرشده‌گان را بيش از 500 تن گزارش می کنند. اکثر دستگيرشدگان معترضان بلوچ هستند.



اين گزارش مي‌افزايد، با توجه به اخبار رسيده از استان‌داری سيستان و بلوچستان بيش‌تر افرادی که از غير بوميان زاهدان دستگير شده بودند، آزاد شده‌اند. استاندار اين منطقه دستور آزادی اکثر دستگير شده‌گان شيعه را به دليل اين‌که در غم و اندوه از دست دادن عزيزان خود هستند، صادر کرده است.



وجود اين تبعيض‌ها در بلوچستان به گونه‌يی است که اگر در آينده‌يی نزديک برطرف نشود، آتش جنگ مذهبی در اين منطقه برپا خواهد ‌شد.




13 خرداد 1388    11:02

نظر شما
http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



16 خرداد 1388    10:12


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد