www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:31ارديبهشت//

31ارديبهشت :گزارشى از وضعيت كارگران صندوق نسوز خرم

31ارديبهشت :زندانی سياسی در بند ۱ زندان گوهردشت عليرغم اعتصاب غذای طولانی تحت شکنجه های شديد جسمی قرار دارد

31ارديبهشت :اين سپيدپوشان درد آشنا :گزارشی از وضعيت پرستاران در ايران

31ارديبهشت :وعده انتخاباتی توزيع پول نفت در دوره بی پولی

31ارديبهشت :البرادعى: ‌دولت ايران پذيرفته بود تنها 31 سانتريفيوژ داشته باشد‌!

31ارديبهشت :کارشناسان تعليم و تربيت:در نظام آموزش و پرورش کنونى ديوارها بلند، انديشه ها کوتاه و انديشيدن تعطيل است

31ارديبهشت :واکنش ها به آزمايش موشکی ايران

31ارديبهشت :جايزه حقوق بشر مارتين انالز به عمادالدين باقی تعلق گرفت

31ارديبهشت :انفجار در بغداد بيش از 100 کشته و زخمى به‌جا گذاشت



31ارديبهشت :گزارشى از وضعيت كارگران صندوق نسوز خرم

فرياد کارگر: بحران جامعه كارگرى را يكى بعد از ديگرى احاطه كرده است, صندوق نسوز خرم كه يكى از معتبر ترين توليد كنندگان قفل و گاوصندوق در كشور و در سطح خاورميانه بود به دليل بى كفايتى مسئولان ذيربط در آستانه فروپاشى قرار دارد و كارگران اين كارخانه كه بهترين طراحان قفلهاى ساختمانى و صنعتى بودند بعد از ساليان كار و تلاش بيكار و به قول خودشان سربار جامعه هستند.



يكى از فعالين كارگرى اين كارخانه در رابطه با وضعيت موجود به فرياد كارگر گفت: توليدات اين كارخانه در بازار داخلى بى نظير و در سطح بين المللى كم نظير بود, اين همه خلاقيت و ابتكار عمل مربوط به كارگران بود نه آقاى خرم, اما الان به جاى قدر دانى ز زحمات كارگران, دولت نيز با كارفرما همدست است و به ضرر كارگران كار مى كند. قانون كار هم طورى است كه كه متاسفانه همه از زير آن در مى روند و اين وسط حق و حقوق كارگران پايمال مى شود.



وى در رابطه با پروسه قانونى طى شده گفت: در اداره كار به ما حكم توقيف اموال دادند, طبق ماده 12 قانون كار ولى 6 ماه است كه مارا سر كار گذاشتند دست روى هرچيزى كه ميگذاريم مى گويند مال شخصى افراد است, كدام مال شخصى 20 سال ما جان كنديم الان همه اجناسى كه حكم توقيف خورده شخصى شده, حتى زمين كارخانه را هم ملك خصوصى كرده ان كه حق كارگران را ندهند.



وى در پاسخ به خبرنگار ما كه پرسيد براى گرفتن حق و حقوقتان اقدامى كرديد گفت: بارها اعتراض كرديم, به مقامات مختلف نامه نوشته ايم و در جاهاى مختلف تحصن كرديم اما درست آخر دستمان را دستبند زدند و به بازداشتگاه بردند و گفتند عليه امنيت كشور داريد كار مى كنيد!



آخر 150 كارگر اين كارخانه با خانواده هايشان نزديك به يكسال است كه بلاتكليف هستند ما حتى نان بخور نمير هم نداريم چه رسد به اينكه بخواهيم شورش كنيم.



ايشان همچنين در رابطه با وضعيت كارگران كارخانه گفتند: الان بچه ها در بد شرايطى هستند يكى از همكارانمان بخاطر درمان بيمارى سرطان همسرش منزلش را فروخته تا بتواند خرج دوا درمان ايشان را بدهد, كارگرى كه 20 سال در كارخانه جان مى كند حتى الان دولت كمكش نمى كند كه بتواند خرج درمان خانواده اش را تامين كند و بايد با چند سر عائله اجاره نشين شود...



وى در ادامه افزود: ما نمى دانيم به كجا برويم دردمان را بگوييم و با چه كسى درد دل كنيم! خودشان مى گويند پيامبر پينه دست كارگران را بوسيد اما در كشور ما فقط پالان روى دوش كارگر نگذاشتند.



ما نه پول داريم و نه پارتى كه بتوانيم حقمان را از كارفرما بگيريم ولى با دست خالى داريم به اين مبارزه ادامه مى دهيم تا بتوانيم حقوق ضايع شده خودمان را از گلوى كارفرما بيرون بكشيم.



ايشان همچنين در رابطه با شركت در انتخابات رياست جمهورى دور دهم گفتند: انتخابات دردى ازما دوا نمى كند و فرقى به حال ملت نمى كند. در اين شرايط سه ماه سه ماه به ما حقوق نمى دهند چه كارى براى كارگران كرده اند كه انتظار انتخابات و حمايت دارند.



انتخابات از قبل انجام شده و هركس كه در اين بازار گرمى شركت مى كند ميخواهد در آمد بيشترى از اين جناح بازى براى خودش دست وپا كند.



ما خودمان مسلمان هستيم, به روز پاسخگويى اعتقاد داريم, من نمى دانم وقتى فرزندم ازمن مى پرسد بابا در اين مملكت چه كار كرديد و ما را به اين روز انداختيد من چه جوابى بدهم!



ماكه نميخواهيم با انتخابات شناسنامه رنگ كنيم!




31 ارديبهشت 1388    17:38

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

31ارديبهشت :زندانی سياسی در بند ۱ زندان گوهردشت عليرغم اعتصاب غذای طولانی تحت شکنجه های شديد جسمی قرار دارد

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران:بنابه گزارشات رسيده از سلولهای انفرادی بند ۱ زندان گوهردشت کرج،زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی که همچنان در اعتصاب غذا بسر می بردتحت شکنجه های شديد جسمی قرار دارد و جان اين زندانی در معرض خطر جدی است.



بهروز جاويد طهرانی تنها زندانی بازمانده از قيام دانشجويان در ۱۸ تير ۱۳۷۸ ، بيش از ۱هفته است که به سلولهای انفرادی بند ۱ زندان گوهردشت منتقل شده است . پاسداربندها به اين بند ،بند آخر خطی ها اطلاق می کنند و به سلولهای انفرادی آن سگ دونی می گويند. از زمان انتقال به اين بند تا به حال او تحت شکنجه های شديد جسمی قرار گرفته است. پاسداربند ها به او پابند و دست بند و چشم بند زده اند و او را مدت طولانی آماج انواع باتوم های خود قرار داده اند . اين شکنجه ها به حدی شديد می باشد که آثار زخم و کبودی بر پاها ،دستان ،پشت او عيان است.وضعيت جسمی او در اثر شکنجه و اعتصاب غذا که به او تحميل شده وخيم می باشد. وخطر جدی وجود دارد که وزارت اطلاعات قصد حذف فيزيکی اين زندانی سياسی را دارد .



کسانی که خود شخصا آقای جاويد طهرانی را مورد شکنجه قرار داده اند ،علی محمدی معاون رئيس زندان،کرمانی رئيس حفاظت و اطلاعات،نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات ،خادم و تعدادی از پاسداربندها که به صورت گروهی شکنجه وحشيانه را عليه اين زندان سياسی بکار برده اند.اين شکنجه ها در اتاقی صورت می گيرد و زندانی را در وسط قرار ميدهند و افراد فوق او را احاطه می کنند و از هر طرف آماج باتوم های خود قرار ميدهند.علی حاج کاظم و ۲ نفر ديگر در آنجا ناظر شکنجه اين زندانی سياسی بوده اند.



از زمان دستگير تا روز گذشته او هيچ تماسی با خانواده خود نداشته است. خانواده اش بارها به زندان مراجعه کرده اند ولی به آنها گفته شده بود که ممنوع ملاقت وتلفن می باشد.روز گذشته خانواده او مجددا به زندان مراجعه کردند و برای ديدن عزيزشان پافشاری کردند تا اينکه ناچار به دادن ملاقات کابينی به خانواده وی شدند. وضعيت جسمی آقای جاويد طهرانی بسيار بد بوده و بدن او در اثر شکنجه زخمی و کبود بوده است.



تمام دلايل حاکی از آن است که وزارت اطلاعات قصد حذف فيزيکی اين زندانی سياسی را دارد و جان او در معرض خطر جدی است. بهروز جاويد طهرانی در حالی که وادار به اعتصاب غذا شده است و نزديک به ۲ هفته است که در اعتصاب غذا بسر می برد برای تسريع در از بين بردن او شکنجه های جسمی را بر وی تشديد کرده اند . وزارت اطلاعات و افرادی که در شکنجه اين زندانی نقش دارند بارها او را به حذف فيزيکی تهديد کردند و آماج حملات خود قرار دادند. آنها کينه حيوانی نسبت به اين زندان سياسی دارند. سهراب سليمانی رئيس سازمان زندانهای تهران ۹ ارديبهشت ماه خطاب به بهروز جاويد طهرانی گفت بود: تو را جايی می فرستيم تا بفهمی زندان يعنی چه؟



تا به حال زنده يادان ولی الله فيض مهدوي، عبدالرضا رجبی و امير حسين حشمت ساران در زندان گوهردشت کرج با شيوه های مشابهی به قتل رسيده اند. بدليل عدم تشکيل هيئت حقيقت ياب بين المللی و مجازات نيافتن آمرين و عاملين اين جنايتها، خطر جدی جان ساير زندانيان سياسی را مورد تهديد قرار داده است .



لازم به يادآوری است از اوايل ارديبهشت ماه فشارها و تهديدات عليه زندانيان سياسی برای انتقال هر کدام از آنها به نقطه ای آغاز گرديد.روز يکشنبه ۱۳ ارديبهشت ماه گارد ويژه زندان با يورش وحشيانه به زندانيان سياسی ،آنها را مورد ضرب وشتم قرار داد و زندانيان سياسی را با خشونت به سلول انفرادی و ساير سلولهای بند ۲ منتقل کرد. زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی آخرين زندانی قيام دانشجويان سال ۱۳۷۸ که آماج ضربات باطوم گارد ويژه قرار گرفته بودو بطور وحشيانه مورد ضرب وشتم قرار گرفت به سلولهای انفرادی انتقال يافت. او به محض انتقال به سلول انفرادی در اعتراض به يورش وحشيانه ضرب وشتم و انتقال آنها به سلولهای مختلف اقدام به اعتصاب غذا نمود. زندانی سياسی افشين بايمانی به طور موقت به سلول ۳۲ سالن ۶ بند۲ زندان گوهردشت انتقال يافت. آقای عليرضا کرمی خيرآبادی به سالن ۵ بند ۲ زندان گوهردشت انتقال يافت.



فعالين حقوق شر و دمکراسی در ايران،نسبت به خطری که متوجه جان اين زندانی سياسی است هشدار ميدهد و برای پيشگيری از فاجعه ای ديگر و برای نجات جان زندانيان سياسی و بخصوص جان بهروز جاويد طهرانی خواستار اقدامات بين المللی گسترده از سوی هموطنان انسان دوست و اقدامات عاجل سازمانهای بين المللی برای نجات جان اين زندانی سياسی است.







فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران







۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ برابر با ۱۹ می ۲۰۰۹







گزارش فوق به سازمانهای زير ارسال گرديد:







کميساريای عالی حقوق بشر



کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا



سازمان عفو بين الملل



سازمان ديدبان حقوق بشر





http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com



http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com



pejvak_zendanyan10@yahoo.com



pejvakzendanyan@gmail.com




31 ارديبهشت 1388    17:36

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:58 2 خرداد 1388
اوباما " دستشو دراز كرد و مشتشو باز كرد ...........سگهاي زنجيري و "هار" داخلي را باز كرد.......................تنها را ه "انقلاب" است حتي با" خشونت" كه ويژگي خيلي از انهاست.

درطريق عشق بازي امن و آساسش خطاست..........

رهروي بايد/ جهانسوزي / نه خامي بي غمي


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

31ارديبهشت :اين سپيدپوشان درد آشنا :گزارشی از وضعيت پرستاران در ايران

خراسان:در حال حاضر حدود 100 هزار پرستار در حالی در مراکز درمانی کشور فعال هستند که نبود نظام هماهنگ پرداخت، كمبود تعداد نيروی پرستار فعال و ناگزير بودن به فعاليت در چند نوبت پياپی و نبود هيچ مفری برای اضافه كاري‌های اجباری از جمله دغدغه‌های اصلی اين قشر از جامعه درمانی كشور است.پرستاران به عنوان حلقه مهم ارتباطی ميان بيماران، خانواده آن ها و اعضای تيم بهداشتی و درمانی نقش بسيار مهمی در تامين سلامت بيماران ايفا مي‌كنند، اين در حالی است كه به گفته مسئولان، نبود انگيزه كافی پرستاران برای ارائه بهترين خدمات از يك سو و كمبود نيرو از سويی ديگر سبب ارائه مراقبت ناچيز به بيمار شده و اين امر در بخش‌های ويژه، مي‌تواند خطرات جبران ناپذيری را به بار آورد. به گزارش ايسنا، جامعه پرستاری به عنوان يکی از اعضای خانواده پزشكي، به واسطه دانش، مهارت و معنويت خود، همواره نويد‌بخش حيات، نشاط و سلامت هستند. بر اين اساس همواره بر بهره‌مندی از پرستارانی با نشاط و فرهيخته تاكيد شده است. با توجه به مسئوليت خطير پرستاران، در برخی کشورهای پيشرفته هيچ پرستاری حق اضافه کاری ندارد، طوری كه به گفته رئيس كل سازمان نظام پرستاری اضافه كاري‌ پرستاران در چنين كشورهايی ماليات‌های سنگينی را به دنبال دارد كه اصلا صرفه اقتصادی نخواهد داشت.





اضافه كاري‌های اجباری در صدر گلايه‌های پرستاران ايرانی

ميرزابيگی مي‌گويد: در بسياری از كشورها، پرستاران اجازه كار 7 الی 8 ساعت پشت سر هم را ندارند. از طرفی شاهديم كه در چنين كشورهايی حقوق و مزايای پرستاران بخش‌های ويژه از جمله ICU و بخش‌های سوختگي، به دليل حضور بيشتر، حتی از حقوق و مزايای پزشك هم بالاتر است. همچنين اگر پرستاران از مرخصی ساليانه‌شان استفاده نکرده باشند، پروانه کار آن ها تمديد نمي‌شود. اين درحالی است كه اضافه كاري‌های اجباری همواره در صدر گلايه‌های پرستاران ايرانی بوده و به عنوان عوامل موثر بر كاهش كيفيت خدمات پرستاری عنوان مي‌شوند. مسئولان اضافه كاري‌های اجباری را ناشی از كمبود نيروی پرستار عنوان مي‌كنند. به گفته رئيس كل سازمان نظام پرستاري، در حال حاضر به ازای هر تخت بيمارستانی در كشور حدود 9/0 پرستار فعاليت دارد كه اگر قرار باشد پرستاران همواره فعاليت كنند و دولت حقوق آن ها را بپردازد، بر اساس استانداردهای ملی نيروی پرستاری كشور بايد به حدود دو برابر يعنی رقم 8/1 پرستار به ازای هر تخت بيمارستانی افزايش يابد؛ به عبارت ديگر كشور ما به حدود 210 هزار نيروی پرستار نياز دارد كه اكنون حدود نصف آن را در اختيار دارد؛ زيراكه در حال حاضر حدود 150 هزار نيروی پرستار در كشور موجود است كه حدود 100 هزار نفر آنان در مراکز درمانی کشور مشغول خدمت‌رسانی هستند.





دريافت‌های پرستاری بر اساس نوع خدمت باشد

ميرزابيگی در اين باره معتقد است كه وضعيت پرستاری كشور تا زمانی اين گونه باقی مي‌ماند كه قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری در كشور اجرايی نشده باشد؛ زيرا كه با اجرای اين قانون، پرستاران به ميزان خدمتی كه انجام مي‌دهند از حقوق و مزايا برخوردار مي‌شوند و پيش بينی مي‌شود كه اجرای اين قانون ضمن افزايش حقوق اين قشر از جامعه، موجب افزايش انگيزه خدمت و تلاش بيشتری برای ارائه خدمت شود. از طرف ديگر از آن جايی كه اين قانون در كشور تجربه نشده نمي‌توان به صراحت گفت كه با اجرای آن كمبود نيروی پرستاری كشور ادامه خواهد داشت و يا با سرريز پرستار در كشور مواجه خواهيم شد. در مجموع لازم است كه دريافت‌های پرستاری را به سمت و سويی حركت دهيم كه پرستاری احساس مهم بودن كند و قياسی ميان پرستار و پزشك نباشد و دريافت‌ها بر اساس نوع خدمت باشد. وی مي‌گويد كه ,قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری به زودی در يكی از نقاط متوسط كشور از لحاظ امكانات، به صورت پايلوت اجرا مي‌شود تا مشخص شود با كدام تفكر و شيوه‌ای بايد پيش رفت؛ اين كه نيروی پرستاری استخدام شده و حقوق بگير باقی مي‌ماند و يا با اجرای اين قانون، پرستاری در گروه مشاغل درآمدزا قرار مي‌گيرد., براساس آمار از ميان 150 هزار پرستار كشور، شمار پرستاران مراكز درمانی بخش‌های خصوصی به حدود 30 هزار نفر مي‌رسد كه در نظر گرفتن حقوق مشابه حقوق پرستاران بيمارستان‌های دولتی تحت عنوان قانون كار يا قانون بيمه تامين اجتماعی از مهم ترين مطالبات آن هاست. به گزارش ايسنا، ميرزابيگی با اشاره به نگراني‌های بخش خصوصی مي‌گويد: به دنبال بهبود امكانات، پرداخت‌ها و وضعيت بيمارستان‌های دولتي، مهاجرت پرستاران بخش خصوصی به بخش دولتی در حال سرعت گرفتن است و بخش خصوصی حتی به نوعی تهديد به ورشكستگی مي‌شود. با اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاري، منابع بخش خصوصی افزايش خواهد يافت و دست بخش خصوصی باز خواهد شد. همچنين لازم است متناسب با انتظاراتی كه از پرستاران بخش خصوصی مي‌رود، حقوق و مزايا در نظر گرفته شود. در هر صورت در حال حاضر، کمبود نيروی پرستاری به ازای هر تخت بيمارستانی سبب شده که بسياری از وظايف پرستار توسط همراه بيمار انجام شود و باز هم در اين ميان بيمار است كه متضرر شده و از دريافت خدماتی علمی بي‌نصيب مانده است. كمبود نيروی پرستاری فعال در مراكز درمانی در حالی مطرح مي‌شود كه به اذعان ميرزابيگي، طی4 سال گذشته هر سال 14هزار نيرو در وزارت بهداشت استخدام شده‌اند كه حدود نيمی از آن ها پرستار بود‌ه‌اند. اين موضوع از مصوبات مجلس هفتم تا پايان برنامه چهارم توسعه بوده كه لازم است در برنامه پنجم توسعه هم اين امر تكرار شود. از طرف ديگر ساليانه حدود هفت هزار تن در رشته پرستاری فارغ‌التحصيل مي‌شوند و با گذراندن دو سال طرح، کادر پرستاری بيمارستان‌ها را تامين مي‌کنند. حال آن كه سرنوشت اين پرستاران پس از پايان دو سال طرح نيز جای سوال دارد. گفته مي‌شود باوجود كمبود نيروی پرستاری در مراكز درماني، اغلب پرستاران پس از گذراندن 6 سال تحصيل (چهار سال تحصيل و دو سال طرح اجباری) و كسب آموزش‌های لازم، بدون امكان جذب در مراكز درماني، ناچار به فعاليت روزمزدی هستند، بر اين اساس رئيس كل سازمان نظام پرستاري، جامعه پرستاری كشور را از كم بيكارترين گروه‌های پزشكی عنوان مي‌كند. شايد بتوان گفت كه همين كمبود نيرو سبب شده كه پرستاری ايران برخلاف كشورهای پيشرفته، تنها سطح درمان را پوشش داده و تا حدی از پيشگيری و توانبخشی غافل بماند. ميرزابيگی در اين باره معتقد است:, علاوه بر كمبود نيرو، بحث عمده اين امر مي‌تواند مربوط به تنزل و حذف جايگاه دفتر پرستاری در وزارت بهداشت در سال‌های 76 - 75 باشد. اين امر سبب شد كه پرستاری نتواند جايگاه واقعی خود را بيابد و در مركز گسترش شبكه حضور يابد و وضعيت خود را تعريف كند., به هر حال اين نكته مهم است كه امروزه باوجود تخصصی شدن خدمات، مبنای محاسبه تعداد پرستاران در حال حاضر به ازای هر تخت 9/0 است و اين امر مي‌تواند كاهش كيفيت خدمات پرستاری را سبب شده باشد.





تامين پرستار مرد، چالش جدی بيمارستان‌ها

به گزارش ايسنا، براساس آمارهای رسمي، هم اكنون سالانه حدود 5 هزار فارغ التحصيل پرستاری داريم كه 87 درصد آنان را زنان پرستار تشكيل می دهند و اين امر علاوه بر آن كه باعث شده بخش مردان بيمارستان‌ها با كمبود پرستار مواجه شود؛ زنان پرستار را گاه در شرايط كاری سخت قرار مي‌دهد كه در خلاء نيروی مرد، مجبور به انجام آن است. بي‌ترديد مي‌توان گفت كه تامين پرستار مرد برای مراكز درمانی اكنون از چالش‌های جدی بيمارستان‌هاست. در اين باره چندی پيش رئيس كل سازمان نظام پرستاری در مورد كمبود پرستار مرد در كشور گفت:,مراكز درمانی و بيمارستان‌های كشور به علت جذب بيش از اندازه نيروی پرستاری زن، با كمبود پرستار مرد در كشور مواجه هستند؛ طوری كه90 درصد پرستاران شاغل در كشور را زنان تشكيل مي‌دهند و تنها 10 درصد امور پرستاری در اختيار مردان است., مساله‌ای كه به گفته وزير بهداشت، اجرای طرح انطباق را با مشكل مواجه كرده است، طرحی كه با هدف توجه به حق بيماران در دسترسی به كادر درمانی همجنس، حدود 15 سال پيش توسط مجلس تصويب شده بود.






31 ارديبهشت 1388    04:16

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
11:05 31 ارديبهشت 1388
متاسفانه این تنها در ایران سرمایه داری آخوند زده نیست که این زحمتکشان مورد ستم قرا ر میگیرند زمانی که نگاهی کوتاه به کشورهای پیشرفته جهان سرمایه داری بیافکنیم میبنیم که این قشر زحمتکش در همه جا بیشترین زحمت را بردوش میکشند و کمترین مزد وامکانات را دریافت میکنند

نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
10:30 31 ارديبهشت 1388


اوباما " دستشو دراز كرد و مشتشو باز كرد ...........سگهاي زنجيري و "هار" داخلي را باز كرد.......................تنها را ه "انقلاب" است حتي با" خشونت" كه ويژگي خيلي از انهاست.

درطريق عشق بازي امن و آساسش خطاست..........

رهروي بايد/ جهانسوزي / نه خامي بي غمي


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

31ارديبهشت :وعده انتخاباتی توزيع پول نفت در دوره بی پولی

راديو فرانسه :پس از آنکه مهدی کروبی در تبليغات انتخاباتی اش از تقسيم ۳۴ هزار ميليارد تومان سود سهام نفت ميان مردم ايران و به قول خودش از "مردمی کردن درآمد نفت" صحبت کرد، محمود احمدی نژاد در جمع مديران ارشد صنعت نفت از طرح انتشار اوراق مشارکت خبر داد که قرار است بر پايه آن سود صنعت نفت در اختيار تمام ايرانيان در داخل و خارج از کشور قرار بگيرد.



پيش از اين رئيس جمهوری ايران طی سخنرانی ای در شهريار گفته بود که او قصد دارد با حذف يارانه های سوخت، ماهانه ۶۰ تا ۸۰ هزار تومان به هر ايرانی بپردازد و به اين ترتيب به هر خانوار ايراني، بر اساس محاسبه رئيس جمهوري، حداقل ۳۰۰ هزار تومان کمک نقدی ماهانه خواهد رسيد.



بلافاصله پس از اين اظهار، طرفداران مهدی کروبی گفتند که وعده رئيس جمهوری کپی تغيير يافته طرحی است که مهدی کروبی در انتخابات نهم رياست جمهوری ارايه داده بود و قرار بود به موجب آن ماهانه ۵۰ هزار تومان به هر ايرانی پرداخت شود.



اولين پرسشی که اين وعده ها در بين ناظران آگاه برانگيخت، اين بود که منابع پرداخت اين پول ها از کجا تأمين خواهد شد. مسعود نيلی طراح برنامه اقتصادی مهدی کروبی و رئيس دانشکده اقتصاد دانشگاه صنعتی شريف با تکرار همين سئوال، از محمود احمدی نژاد پرسيده است : آيا اين طرح جايگزين طرح هدفمند کردن يارانه هاست که هم اکنون در مجلس در دست بررسی است يا طرحی جداگانه است؟ اگر طرح جايگزين است، پس دولت بايد طرح هدفمند يا حذف کردن يارانه ها را از مجلس پس بگيرد. اما، اگر طرحی جداگانه است، دولت بايد بگويد منابع مالی اجرای آن را از کجا تأمين خواهد کرد.



محمود صدري، کارشناس اقتصادی در ايران با اشاره به آنچه "مسابقه اغواکننده اقتصادی" سه نامزد مطرح انتخابات رياست جمهوری ناميد، پرسيده است : اگر ايرانی ها اين همه پول و ثروت دارند که می توان آن را به اين آسانی بين همه در داخل و خارج از کشور تقسيم کرد چرا در عصر طلايی اندوخته های نفتی بودجه دولت ۱۷ هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان کسری دارد؟ مگر نه اين که قرار بوده است اين کسری با حذف يارانه ها و افزايش درآمدهای دولت تأمين شود؟ محمود صدری در ادامه افزوده است : "اگر ملتی در سه سال اخير توانسته باشد قريب ۳۰۰ ميليارد دلار عايدات نفت را مصرف کند و برای گرسنه نماندن ناچار به کاهش بودجه طرح های عمرانی شده باشد، حال چه معجزه ای در راه است که به موجب آن و برغم نصف شدن درآمدهای نفتی در چشم انداز سه سال آينده امور به خير و خوشی پيش رود و گنجينه های اضافی هم برای تقسيم و توزيع ميان مردم وجود داشته باشد؟"



طرفه اينجاست که همزمان با وعده های متنوع توزيع پول نفت ميان مردم، معاون بودجه و برنامه ريزی و نظارت راهبردی رئيس جمهوري، در جمع خبرنگاران و با اشاره تلويحی به کسری بودجه سال ۸۸، گفته است : "با توجه به شرايط موجود، امسال نيز اصلاحيه بودجه می دهيم." يعنی اينکه برای رفع کسری بودجه دولت از مجلس طلب دلار خواهد کرد. البته، معاون بودجه و برنامه ريزی و نظارت راهبردی رئيس جمهوری نگفت که با توجه به صفر و حتا منفی شدن موجودی حساب ذخيره ارزي، دولت قصد دارد منابع اصلاح بودجه را امسال از کجا تأمين کند. با اين حال، به عنوان مشت نمونه خروار، رئيس بانک مرکزي، محمود بهمني، گفت که در حال حاضر۹۸٪ از بدهی ٢٤ ميليارد دلاری شبکه بانکی کشور به بانک مرکزي، متعلق به بانک های دولتی است که هنوز پرداخت نشده و ظاهراً اعتباری هم برای پرداخت آن در نظر گرفته نشده است.



اما، در حالی که علاوه بر رئيس جمهوري، ديگر نامزدهای مهم انتخابات رياست جمهوری وعده توزيع پول نفت به رأی دهندگان می دهند يا باصطلاح محمود احمدی نژاد قول می دهند "پول نفت را بر سر سفره مردم بياورند"، ناظران می گويند که به علت عدم سرمايه گذاری در صنعت نفت و گاز، به ويژه در چهار سال اخير ديگر درآمد نفتی برای توزيع ميان مردم نمانده است. بر اساس گزارش ها، صادرات نفت ايران در سراسر امسال معادل سال ۱۳٤۶، يعنی معادل ۱ ميليون و ۹۰۰ هزار بشکه در روز خواهد بود که با فرض بهای ٥۰ دلار در ازای هر بشکه نفت، حداکثر درآمد ارزی که نصيب کشور خواهد شد از ۳٥ ميليارد دلار تجاوز نخواهد کرد.



اما، مشکل اين جاست که حتا اگر همه اين درآمدها به حساب دولت ريخته شود، کسری بودجه بالغ بر ٢٥ تا ۳٠ ميليارد دلار خواهد بود.



سعيد ليلاز کارشناس مسائل اقتصادی در ايران می گويد : در سال ۱۳۸۸ حتا با فرض اينکه متوسط قيمت نفت صادراتی ايران به ازای هر بشکه نفت خام به ٧٠ دلار هم برسد، اساساً سود مازادی در کار نخواهد بود که در ميان ايرانيان داخل يا خارج از کشور توزيع شود. او با اظهار اين مطلب که تنها با نفت ٨٠ تا ۹۰ دلار در بشکه هزينه های بودجه عمومی در سال جاری با درآمدهای آن سر به سر خواهد شد، افزوده است : بايد قيمت متوسط نفت خام صادراتی ايران در سال جاری دست کم به ۱۱۰ دلار در بشکه برسد، تا دولت بتواند به هر ايرانی تنها ماهانه مبلغ ۱٠ تا ۱٥ هزار تومان به عنوان مازاد سود نفت بپردازد و اين با توجه به رکود جهانی و چشم انداز ادامه آن به چيزی بيش از معجزه شباهت دارد.



وعده های انتخاباتی توزيع پول از دو زاويه ديگر نيز جالب توجه است : نخستين آن اعتراف ضمنی است به تشديد نابرابری و شکاف طبقاتی در سال های اخير : بر اساس نماگرهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ضريب جينی شاخص ميزان نابرابری- که طی سال های ۱۳۶۱ تا پايان ١٣٨٣ به طور آرام رو به کاهش گذاشته بود، در سال های ١٣٨٤ تا پايان ١٣٨٦ از ٣٩٩٦/٠ به ٤٠٤٥/٠ افزايش يافته در حالی که در چهار سال گذشته، به گفته حسن روحاني، رئيس مرکز تحقيقات مجمع تشخيص مصلحت نظام، درآمدهای نفتی و غيرنفتی دولت نهم ٣٥٨ ميليارد و ۹٤٤ ميليون دلار بوده است.



در اين حال، همزمان با نصف شدن درآمدهای نفتي، صادرات غيرنفتی ايران دچار کاهش چشمگير شده و قادر به تأمين منابع ارزی قابل توجه نيست. حميد حسيني، عضو هيئت نمايندگان اتاق بازرگانی تهران می گويد که "صادرات غيرنفتی در چهار سال اخير رشد چندانی نداشته و حتا در برخی بخش ها شاهد کاهش ميزان صادرات يا صفر شدن آن نسبت به سال های گذشته نيز بوده ايم به طوری که بر اساس آمار می توان ميزان صادرات سال ٨٧ را در زمينه نفتی ٨٢ ميليارد دلار و غيرنفتی ١٨ ميليارد دلار برآورد کرد."



علاوه بر صنايع فولاد، آلومينيوم، سيمان و پتروشيمي، دولت نهم با صفر کردن تعرفه واردات زيان های بسياری نيز به توليدکنندگان صنايع غذايی و کشاورزی ايران وارد آورده است. ايران که يازدهمين توليدکننده ميوه جهان بوده است در سال گذشته ٦٠٪ نياز غذايی خود را از خارج تأمين کرد که اين نه تنها خلاف قوانين برنامه چهارم توسعه است، بلکه نيز اکنون امنيت غذايی و حتا سياسی کشور را تهديد می کند.




31 ارديبهشت 1388    03:27

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:30 31 ارديبهشت 1388
اوباما " دستشو دراز كرد و مشتشو باز كرد ...........سگهاي زنجيري و "هار" داخلي را باز كرد.......................تنها را ه "انقلاب" است حتي با" خشونت" كه ويژگي خيلي از انهاست.

درطريق عشق بازي امن و آساسش خطاست..........

رهروي بايد/ جهانسوزي / نه خامي بي غمي


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

31ارديبهشت :البرادعى: ‌دولت ايران پذيرفته بود تنها 31 سانتريفيوژ داشته باشد‌!

آفتاب يزد:محمد البرادعى مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى در مصاحبه اى با نشريه آلمانى ‌اشپيگل مدعى شد: ايران در گذشته وجود برخى تاسيسات و مواد را اعلام نكرده كه سبب كم ‌اعتمادى شده و در عين حال، اين اشتباه آمريكا بوده كه بر توقف همه انواع غنى سازى به عنوان پيش شرط ‌مذاكرات اصرار داشته و در نتيجه آمريكا از ميز مذاكرات دور مانده است. ‌ به گزارش ايرنا، البرادعى مى گويد سياست تهديد ايران از سوى آمريكا منجر به سخت تر شدن مواضع ايران شده است و اين ‌درحالى است كه دو بار با ميانجيگرى كشورهايى - كه وى نام نمى برد -رسيدن به يك راه حل در دسترس بود. ‌طبق يكى از اين پيشنهادها ايران مى بايست بعد از رسيدن تعداد سانتريفيوژها به عدد 31 كه براى كارهاى ‌تحقيقاتى كافى است، كار غنى سازى را متوقف كند؛ به گفته وى در هر حال ايران دانش فنى لازم را در اختيار ‌دارد. ‌وى افزود: آمريكا پيشنهاد مزبور را به فوريت رد كرد و تاكيد داشت كه ايران حتى يك سانتريفيوژ هم نبايد ‌داشته باشد و بعدا در سال 2005 زمانى كه ايران در اين زمينه بسيار پيشرفت كرده بود، طرحى از سوى يك ‌كشور اروپايى براى محدود كردن سانتريفيوژ هاى ايران به 360 واحد ارائه شد. ‌وى مى گويد كه در آن زمان دركره شمالى بوده و على لاريجانى رئيس مذاكره كنندگان اتمى ايران، تلفنى به ‌او گفته كه اين پيشنهاد يك پايه بسيار خوب براى مذاكرات است اما واشنگتن مجددا پاسخ منفى داد و حالا كه ‌ايران پنج تا شش هزار سانتريفيوژ در اختيار دارد، به نظر مى رسد كه اوباما آماده است بدون پيش شرط با ‌ايران مذاكره كند زيرا وى مى داند كه هيچ راه حلى به جز يك راه حل سياسى وجود ندارد. ‌مصاحبه كننده اشپيگل، برداشت البرادعى را از ملا‌قات با رهبر ايران جويا شده است . البرادعى در پاسخ مى گويد كه از احاطه رهبر ايران بر ‌كوچكترين جزئيات فنى و پيشرفت مذاكرات تعجب كرده و اما نكته اى كه در اين ملاقات براى وى روشن شد، ‌آن بود كه رهبر ايران عميقا نسبت به غرب به ويژه آمريكا بى اعتماد است. ‌وى در پاسخ به اينكه <آيا وى توانسته دست كم برخى ملاحظات رهبر ايران را در قبال آژانس كاهش دهد؟> ‌گفت به عقيده وى رهبر ايران دريافت كه آژانس تا چه اندازه مصمم است كه راه حلى مرضى الطرفين بيابد ‌اما اين امر همچنين مستلزم اقدامات اعتماد ساز از سوى ايران است. ‌




31 ارديبهشت 1388    03:45

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

31ارديبهشت :کارشناسان تعليم و تربيت:در نظام آموزش و پرورش کنونى ديوارها بلند، انديشه ها کوتاه و انديشيدن تعطيل است

اعتماد:جمعى از کارشناسان تعليم و تربيت و فعالان صنفى جامعه فرهنگيان، نسبت به وضعيت آموزش و پرورش کشور هشدار دادند.



محمدعلى نجفي، على اصغر فاني، محمدرضا نيستانى و شهيندخت ميان دشتى به همراه بيش از 50 نفر ديگر از کارشناسان حوزه آموزش و پرورش روز گذشته به ناکارآمدى سيستم آموزش و پرورش اعتراض کردند و گفتند؛ آموزش و پرورش به بيمارى در حال احتضار و مدارس به محيط هايى کسل کننده تبديل شده و معلمان با خدشه دارشدن حرمت و منزلت شان عملاً به حاشيه رانده شده اند و تشکل ها مورد بى مهرى و خشونت قرار گرفته اند.



اين کارشناسان و صاحب نامان آموزش و پرورش در هشدار خود تاکيد کرده اند آموزش و پرورش در طول تاريخ همواره مبناى تحولات و محور توسعه بوده است. سرعت پرشتاب در عرصه علم و فناورى و پيچيدگى نيازهاى نسل جديد، ضرورت بيش از پيش توجه به آموزش و پرورش را دوچندان کرده است.در چنين شرايطي، توجه به انديشه هاى نوين جهانى مى تواند به تحقق توسعه همه جانبه و پايدار کشور کمک کند.به گفته اين منتقدان آموزش و پرورش به رغم تحول عظيم در عرصه تعليم و تربيت جهاني، متاسفانه هنوز در کشور ما به دليل عدم ورود انديشه هاى نوين و همچنين عدم به کار گيرى انديشمندان کارآمد و موثر در حوزه عمل، دستگاه تعليم و تربيت ما کماکان در ساختار سنتى خود اسير است و در برابر هر گونه تغييرى مقاومت مى کند.



در چنين وضعيتى ديوارها بلند، انديشه ها کوتاه و انديشيدن تعطيل است و تعامل سازنده و پويا در فرآيند آموزش جايى ندارد. در نتيجه تربيت نسلى شجاع و خلاق، فکور و نقاد، منضبط و قانونمدار و مسووليت پذير، عملى نيست.کم توجهى به تحول محتوايى و ساختارى در نظام آموزش و پرورش از ديگر نکات مطرح شده است. تا آنجا که آنها معتقدند اين امور منجر به ناکارآمدى سيستم و به تبع آن نارضايتى دانش آموزان، معلمان و کل جامعه از آن شده است. به عبارت ديگر آنچه اکنون در کلاس هاى درس ملاحظه مى شود، بى رغبتى دانش آموزان به درس و مدرسه و شوق يادگيرى است. در جامعه معلمان نيز شاهد کاهش انگيزه، گرايش به مشاغل ديگر، خروج از سيستم، يأس و دلمردگى و طبعاً انفعال هستيم.



توجه صرف به گسترش کمى در آموزش و پرورش و تضعيف توانايى هاى شناختى و اجتماعى و حتى عاطفى و روانى و حرکتى اين دانش آموزان از ديگر نگرانى هاى مطرح شده است.به اعتقاد آنها ضعف مهارت هاى اساسى دانش آموختگان همچون ناتوانى در تجزيه و تحليل و تفکر انتقادي، ضعف مهارت هاى اجتماعى و سياسي، بروز اختلالات رواني، افزايش آمار افسردگي، ترس و اضطراب از آينده، افت تحصيلى و در نهايت آسيب هاى اجتماعى (اعتياد، خودکشي، بزهکارى و...)، نشانگر کم توجهى سيستم به کيفيت در آموزش و پرورش است.



اين کارشناسان تعليم و تربيت پيشنهاد داده اند براى يافتن راهکارهاى برون رفت از وضعيت فعلى لازم است به بازکاوى مسائل و به کارگيرى نيروهاى متخصص در سطوح مختلف توجه جدى شود؛ امرى که تا کنون به ندرت به آن پرداخته شده و تحقق آن فقط در صورت اتخاذ سازو کارى مبتنى بر خرد جمعى مقدور است. به اين منظور جمعى از کارشناسان حوزه تعليم و تربيت و فعالان صنفى جامعه فرهنگيان، کوشيده اند فارغ از گرايش هاى سياسى و جناحي، با برگزارى نشست هاى متعدد و هم انديشى علمى - تخصصى درصدد شناسايى مسائل کيفى و بنيادى آموزش و پرورش برآيند. از ديدگاه اين جمع وضعيت کيفى نظام آموزش و پرورش فعلى در زمينه هاى زير هشداردهنده است.



روشن نبودن فلسفه آموزش و پرورش، کميت گرايى و مدرک گرايي، اهداف کلي، دست نيافتني، مبهم و غيرقابل ارزيابي، عدم تناسب اهداف با نيازهاى اقتصادي، اجتماعى و سياسى جامعه و همچنين حافظه محورى از جمله مسائلى است که در آموزش و پرورش ديده مى شود. به اعتقاد اين کارشناسان نابرابرى فرصت هاى آموزشى و طبقاتى شدن آموزش و پرورش و کم توجهى به تفاوت هاى فرهنگي، زباني، قومى و نژادى در آموزش و پرورش به عنوان يک فرصت و نه تهديد از ديگر مواردى است که بايد به آن توجه کرد. همچنين نگاه به آموزش و پرورش به عنوان يک مقوله مصرفي، تفکيک دانش آموزان براساس توانايى هاى ذهنى (عقب مانده، عادي، تيزهوش)، عدم توجه به نقش کليدى معلم در فرآيند آموزش و کم توجهى به شکوفايى انسان به عنوان احسن الخالقين از ديگر موارد مطرح شده و قابل تامل است. کم اعتنايى به مبانى اجتماعى تعليم و تربيت (تربيت مدني، تربيت شهروندي، تربيت سياسى و مهارت هاى اجتماعى) و کم توجهى به مبانى شناختى تعليم و تربيت (قدرت تجزيه و تحليل، ارزشيابي، خلاقيت، استدلال و مهارت هاى تفکر انتقادى) از ديگر انتقادات وارده است.



کم توجهى به آموزش سلامت (جسمانى و روانى) و نبود برنامه هاى درازمدت در آموزش و پرورش نيز از منظر اين کارشناسان يک بار ديگر قابل بررسى است.



از نظر اين کارشناسان محتواى آموزش و پرورش نيز بسيار قابل تامل بوده و نيازمند بازنگرى است.تاکيد صرف بر محتواى مصوب آموزش و پرورش، عدم تنوع در محتوا و برنامه هاى درسي، کم توجهى به اصول و مبانى تعليم و تربيت در تهيه و تدوين محتوا و برنامه هاى درسى و همچنين نبود برنامه هاى آموزشى بر اساس نيازهاى فعلى جامعه، آموزش شهروندى (مهارت هاى زندگي، آشنايى با احزاب سياسى کشور، آموزش راى دهندگان، حقوق و آموزش قانون، آموزش درباره محيط زيست و آلودگى هوا، ترافيک)، آموزش درباره مسائلى همچون بزهکاري، فرار از خانه، کودکان خياباني، اعتياد، جنگ و ساير آسيب هاى اجتماعى از اين دست است.



اين کارشناسان در بخش آموزش و ارزشيابى نيز به تحليل و نقد پرداخته و موارد قابل بررسى را اعلام کرده اند؛ افزايش ميزان مردودى و افت تحصيلي، کم توجهى به فناورى هاى نوين اطلاعات و ارتباطات در فرآيند آموزش و پرورش، تاکيد صرف بر روش هاى آموزشى که به انفعال دانش آموزان مى انجامد (آموزش مبتنى بر سخنرانى به جاى يادگيرى مشارکتي، يادگيرى در حد تسلط، بحث گروهى و ديالوگ) همچنين تکليف مدارى و مبنا قرار نگرفتن تفاوت هاى فردى در آموزش و يادگيرى از ايرادات مطرح شده است.



اما اين کارشناسان در انتقادات خود نسبت به روند کنونى آموزش و پرورش، بخش نيروى انسانى و به طور مشخص معلم را مورد تحليل قرار داده اند. طبق تحليل هاى اين کارشناسان بى توجهى به نقش کليدى معلم در فرآيند آموزش و پرورش، جايگاه نامناسب معلمان از نظر منزلت اقتصادى و اجتماعي، بى توجهى به تربيت معلمان حرفه يى و همچنين به انفعال کشيده شدن معلم در چالش هاى اجتماعي، سياسى و اقتصادى (تاثيرپذيرى به جاى تاثيرگذارى) از جمله مواردى است که به طور جدى طرح شده است. از سوى ديگر آشنايى اندک معلمان با شيوه هاى نوين آموزش و ارزشيابي، ناکارآمدى شيوه هاى جذب، نگهدارى و ارتقاى معلمان و نخبگان در آموزش و پرورش از نکاتى است که مورد اعتراض قرار گرفته است.



اما در بخش ساختار آموزش و پرورش يکى از موارد مورد نقد بى توجهى به تخصص گرايى در برنامه ريزي، اجرا و ارزيابى فعاليت هاى آموزشى است. نبود مشارکت معلمان در برنامه ريزي، اجرا و ارزيابى برنامه هاى آموزشى در سطح مدارس، منطقه، شهر، استان و کشور و همچنين تمرکزگرايى در مديريت و برنامه ريزى آموزش و پرورش از جمله نکاتى است که در اين سال ها منجر شده حداقل نوآورى و انعطاف در تدوين برنامه هاى جديد در آموزش و پرورش ديده شود.اين کارشناسان تعليم و تربيت در پايان، مبحث منابع و تجهيزات را مورد بررسى قرار داده اند و درعين ناچيز بودن سهم آموزش و پرورش از بودجه کشور گفته اند؛ فقدان مشارکت هاى مردمى در آموزش و پرورش و عدم تامين، تخصيص و بهره ورى درست از منابع مالى از مواردى است که مورد نقد قرار گرفته است.همچنين عدم تجهيز مدارس به منظور ايجاد فضاى چالش برانگيز آموزشى و وجود فاصله زياد با استانداردهاى جهانى از جمله نگرانى هاى اين کارشناسان است.اين کارشناسان گفته اند مخاطب اين هشدار فقط دولت و آموزش و پرورش نيست، بلکه در واقع اين يک هشدار ملى است، براى اتخاذ يک عزم ملى به منظور تحول بنيادين در مهم ترين حوزه يى که فرداى همگان در گرو حل مسائل حياتى آن است.


31 ارديبهشت 1388    03:34

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
09:29 31 ارديبهشت 1388
سي و چهار روز در خدمت - مهرورزان .!! اداره اطلاعات قم بوديم ." هم كباب بود هم رباب" هم فال هم تماشا .!! در اخر هم " حلاليت " و " مهر حفظ اسرار " برلب ما زدن . پسرم كه در دبيرستان كلاس " ادبيات" دبير حزب اللهي و جان فداي " پديده هزاره سوم " در اعتراض به كم كاري درسي و " روضه خواني " به تعطيلي كشانده بود - با كزارش ايشان و مسئولين بي لياقت تر از خودش - با هجوم ماموران " اطلاعات ناجا " او رادر مدرسه ودر مقابل چشم بقيه دستگير مي كنند . سپس همراه او به منزل رفته - به زور وارد وشروع به تفتيش نموده بودنند . تارسيدم تمامي وسائل اعم از كامپيوتر و هرچه سي دي وفيلم - ماهواره و بسياري از كتابهاي - كتابخانه و حتي دفتر شعر پسرم و ياداشتهاي و فيشهاي قديمي مرا نيز جمع اوري كرده بودنند . به پسرم نيز دستبند زده بودنند . فرزند پنج ساله ام و همسرم نيز كه در موقع مراجعه خواب بوده - به شدت ترسيده و شوكه شده بودنند . صورت جلسه مي كردنند كه رسيدم . وقتي از انها حكم ورود و كارت شناسايي خواستم - فقط حكم ورود نا خواناي را نشانم دادنند كه مهر دادگاه انقلاب داشت . در گيري من با انان با اعتراض اينكه چه كسي به شما اجازه داده روي مبلمان خانه من بنشينيد اغاز شد و در مورد اتهام پسرم ادامه پيدا كرد . " مهدوي " نامي كه سرپرست ماموران بود با من درگير شد و من را نيز در جلوي چشمان زن و فرزندانم دستبند زد ودر مقابل اعتراض همسرم گفت " سوزن به جوال دوز ميره - نخ به طناب " نگران نباشيد - جفتشون را " صالح " ميكنيم و براتون بر ميگردونيم و خيلي چيزهاي ديگه..... هردو ما را با دو ماشين جداگانه به " اطلاعات ناجا " در خيابان امام جنب" وظيفه عمومي" بردنند . در راه و قبل از بازجويي هرچه اعتراض كردم كه فرزندم " هفده ساله و صغير " است اقايون " متشرع" - و " عاقله " اين بچه من هستم - او رها كنيد و من را ببريد - جز تحقير و مسخره كردن چيزي عايدمان نشد . با اينكه هوا تاريك شده بود - به محض رسيدن ما را به سالني بردنند كه اول ان اتيكت " پليس عمليات ويژه " بود . قبل از ورود ما را چشبند زدنند و اعتراض نيز تا,ري نداشت.پسرم به شدت ترسيده بود و بعدا به قول خودش نگران عواقب مسئله و من بود . وقتي ازسر دلداري به او گفتم نترسد و قوي باشد - چون كاري نكرديم كه اينها شلوغش كردن - در كنار پسرم شروع به فحاشي وپس گردني زدن به من كردن .از هم جدا و حدود هيجده ساعت مرا بدون غذا و فقط مقداري اب در سلولي تاريك نگه داشتند . در اعتراض به اينكه فرزندم ناراحتي روده اي دارد و مريض نيز - فقط يك بار ماموري از پشت در گفت نگران نباش " جاش كويته" . تو وضعت از اون بدتر فكر خودت باش و گفت " ميمون تو حموم داشت ك... ميسوخت بچه اشو گذاشت زيرش نشست روش / توم اگه ميسوزه / همين كارو بكن / افاقه مي كنه ..!1 فقط روايت مي كنم ونه تحليل و نظر كه اگه دوباره اومدن سراغم - شرح ماوقع را گفته باشم . از يازده صبح بازجويي شروع شد / تمامي گذشته من و همسرم را در اورده بودنند .با اينكه نسبي با " هزار فاميل " داريم / و اينها بر سر " سفره " انان نشستند و " نمك گير " / باز توهين وتحقير . باز شب را مهمان بوديم با همان پذيرايي . در روز بعد گذاشتند پسرم را چنددقيقه اي ببينم / نه از سر لطف بل به واسطه تو صيه ها و تلفنهاي " هزاز فاميل " .خدمت دادستان محترم " جناب گنجي " به اتفاق رسيديم . با توجه به " حسن سابقه " ايشان با متهمين / با ما به گونه اي ديگر برخورد كرده / از الطاف خفيه ايشان بهرمند شديم . ولي امان از نمك نشناسي ما . ورق برگشت و" مغضو ب آقا" . پرونده را به شعبه " پنچ بازرپرسي " ارجاع " و همان نمكنشناسي تكرار . قرار سند صادر كرد براي هر دو به اتهام " ايجاد اخلال در امنيت / تشويش اذهان / در گيري با ظابطين . براي فرزندم سند گذاشته بالاجبار / و خودم گفتم " مي خوابم " ./ به " پروانه كسب و فيش حقوقي " نيز رضايت ندادم . سي دو روز در بازداشتگاه بودم / اخر نيم من شدنند و خودم را " ضامن خودم " كردنند و ازاد تا روز دادگاه.......برتولت برشت : با پلنگان جنگيدم و پيروز شدم ولي دريغا از " خرچوسنها " شكست خوردم .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

31ارديبهشت :واکنش ها به آزمايش موشکی ايران

بی بی سی: در پی انجام يک آزمايش موشکی تازه توسط ايران، وزير دفاع آمريکا گفته است که به نظر می رسد اين آزمايش موفقيت آميز بوده است و اسرائيل نيز هرچند اهميت استراتژيک آن را کم دانسته اما به اروپايی ها هشدار داده است که بايد نگران برنامه موشک های بالستيک ايران باشند.



همزمان وزارت خارجه ايتاليا اعلام کرده است که برنامه سفر روز چهارشنبه فرانکو فراتيني، وزير خارجه اين کشور به ايران پس از آنکه معلوم شد آقای احمدی نژاد قصد ديدار با او در استان سمنان، يعنی محل انجام آزمايش موشکی تازه را داشته است، لغو شد.





محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، روز چهارشنبه در شهر سمنان از پرتاب موفقيت آميز موشک دور برد سجيل 2 خبر داد و گفت اين موشک از همين استان شليک شد.



موشک سجيل 2 برخلاف موشک شهاب-2 از سوخت جامد استفاده می کند اما به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس مقام های دفاعی آمريکا و کارشناسان اين کشور در مورد جديد بودن تکنولوژی اين موشک ابراز ترديد کرده اند.



رابرت گيتس وزير دفاع آمريکا ساعاتی پس از اعلام خبر آزمايش سجيل-2 ، در يک جلسه کنگره گفت: "اطلاعاتی که من ديده ام حاکی از اين است که اين يک پرتاب آزمايشی موفق بود."



وی افزود: "اين موشک تقريبا بردی از 2000 تا 2500 کيلومتر دارد. به دليل برخی از مشکلاتی که آنها (ايران) با موتورهايشان داشته اند، فکر می کنم که در اين مرحله از آزمايش، برد آن احتمالا به سطح پايينی اين طيف نزديکتر است."



با اين حال وی افزود که معلوم نيست موشک به هدف مورد نظر اصابت کرده باشد. آقای احمدی نژاد گفته بود که موشک به هدف خورده است.



سخنگوی کاخ سفيد نيز گفت که اين آزمايش موشکی آشکارا باعث نگرانی دولت باراک اوباماست.



رابرت گيبز گفت: "اين آشکارا نگران کننده است... همه شما از نگرانی هايی که رئيس جمهور در باره برنامه های توسعه موشکی ايران دارد خبر داريد... و همچنين اين اعتقاد راسخ که دنبال کردن اين برنامه ها امنيت ايران را افزايش نمی دهد بلکه از امنيت آنها می کاهد."



اسرائيل گفت که آزمايش تازه بايد باعث نگرانی کشورهای اروپايی باشد زيرا به اين معنی است که ايران اکنون دارای موشکی است که آنها را در تيررس قرار می دهد.



دنی آيالون معاون وزارت خارجه اسرائيل گفت: "از نظر اهميت استراتژيک، اين موشک تازه چيزی را برای ما عوض نمی کند چون ايرانی ها قبلا موشکی با برد 1500 کيلومتر را آزمايش کرده بودند."



وی افزود: "اما اين بايد اروپايی ها را نگران کند. ايرانی ها همچنين درحال تلاش برای توسعه يک موشک بالستيک با برد 10 هزار کيلومتر هستند که می تواند به ساحل آمريکا برسد."



ايران هفت ماه قبل - 22 آبان ماه سال گذشته - از پرتاب آزمايشی موشک سجيل-1 خبر داده بود. به گزارش خبرگزاری فرانسه مصطفی محمد نجار، وزير دفاع ايران، آن زمان گفته بود که اين موشک زمين به زمين دو مرحله ای با دو موتور با سوخت مرکب جامد است. وی برد موشک سجيل را نزديک به 2 هزار کيلومتر اعلام کرده بود.



آقای احمدی نژاد روز چهارشنبه گفت سجيل-2 موشکی است چند مرحله اي، به طوری که دو مرحله انفعال در اين موشک صورت می گيرد، سپس وارد جو شده و پس از آن در ماورای جو قرار می گيرد، و در آخر به نقطه هدف اصابت می کند.



اما خبرگزاری آسوشيتدپرس به نقل از مقام های دولت آمريکا و برخی کارشناسان مستقل نوشت که به نظر نمی رسد سجيل-2 يک مدل تازه باشد.



مقام های آمريکايی نگفتند که چگونه آزمايش اين موشک را زير نظر داشته اند.



يک مقام دفاعی آمريکا که از او نام برده نشد به آسوشيتدپرس گفت به نظر می رسد اين موشک از نظر ظاهر و عملکرد شبيه به موشک عاشورا باشد که بيش از يک سال قبل معرفی شد.



وی گفت: "هنوز زود است که بگوييم که اين تغييری در قابليت های ايران ايجاد می کند."



چارلز ويک، تحليلگر ارشد در "گلوبال سکوريتی.اورگ"، عکس ها و ويدئويی که ايران از آزمايش اين موشک منتشر کرده را مطالعه کرده است.



وی به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت: "برای من خيلی تحسين برانگيز نبوده است. اين فقط آزمايش ديگری است که تاييد می کند آنها سيستمی را که تابستان گذشته عملياتی بود را در اختيار دارند."



لغو سفر فراتينی

از سوی ديگر وزير خارجه ايتاليا سفر خود به ايران را که قرار بود برای گفتگو درباره امنيت منطقه ای انجام شود در لحظه آخر لغو کرده است.



وزارت خارجه ايتاليا در اين بيانيه به انتقادهايی که از طرح سفر آقای فراتينی به ايران شده بود اشاره ای نکرد و حتی آزمايش موشکی روز چهارشنبه ايران را نيز ذکر نکرد.



اما اين بيانيه به مشکلی در مورد محل ملاقات آقای فراتينی با محمود احمدی نژاد اشاره کرد و گفت که رئيس جمهوری ايران خواهان انجام ديدار در استان سمنان بوده است، جايی که موشک تازه آزمايش شد.



اين بيانيه گفت که وزير خارجه "تاسف شديد خود را نسبت به فرصت از دست رفته برای کشف راه هايی که ايران می تواند در تثبيت افغانستان و پاکستان دخيل باشد ابراز کرد."



فرانکو فراتينی بلندپايه ترين مقام يک کشور اتحاديه اروپا می بود که طی چهار سال اخير، از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، قصد بازديد از ايران را داشت.





برخی گزارش های خبری حاکی بود که متحدان اروپايی ايتاليا اين کشور را به خاطر طرح اين سفر مورد انتقاد قرار داده اند.



به گزارش کانال رای3 ايتاليا اسرائيل نيز به انجام اين سفر انتقاد کرده بود اما سخنگوی وزارت خارجه اسرائيل از اظهار نظر در اين باره خودداری کرد.






31 ارديبهشت 1388    03:39

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

31ارديبهشت :جايزه حقوق بشر مارتين انالز به عمادالدين باقی تعلق گرفت

صدای آلمان :مدافع حقوق بشر ايراني، عمادالدين باقی به پاس مبارزه عليه مجازات اعدام، برنده‌ی جايزه‌ی بين‌المللی ,مارتين انالز, شناخته شد. اين جايزه هر ساله به مدافعان حقوق بشر تعلق مي‌گيرد. اکبر گنجی نيز يکی از برندگان اين جايزه بود.



,عماد‌الدين باقی انسان شجاعی است که با وجود پيگردها، تمام تلاش خود را برای دفاع از حقوق زندانيان در ايران به کار بسته است., اين عبارتی است که هيأت داوران جايزه‌ی بين‌المللی مارتين انالز روز چهارشنبه (۲۰ ژوئن / ۳۰ ارديبهشت) در استدلال خود برای دادن جايزه به اين مدافع حقوق بشر ايرانی اعلام داشتند.



در ادامه نظر هيأت ژوری آمده است که عمادالدين باقی سال‌هاست برای لغو مجازات اعدام در کشور خود مبارزه مي‌کند. از نظر باقي، مجازات اعدام با آموزه‌های قرآنی منافات دارد.



هانس تولن، رئيس هيأت داوران در مادريد گفت، عمادالدين باقی به خاطر فعاليت‌های حقوق بشري‌اش مدت چهار سال در زندان جمهوری اسلامی ايران به سر برده است. وی دچار بيماري‌های قلب و کليه است.



جايزه‌ی مارتين انالز



جايزه‌ی بين‌المللی مارتين انالز که با ۲۰ هزار فرانک سوئيس (برابر با ۱۳ هزار يورو) همراه است، بالاترين نشانی است که به شاخص‌ترين مدافعان حقوق بشر در سراسر جهان اهدا مي‌شود.



در سال ۲۰۰۶ اين جايزه به فعالان حقوق بشر از ايران، اکبر گنجی و آرنولد چونگا از زيمبابوه تعلق گرفت.



اين جايزه را در عين حال بايد يادآور و بزرگداشت شخصيت و تلاش‌های خستگي‌ناپذير مارتين انالز (۱۹۲۷ − ۱۹۹۱) دانست که سومين دبيرکل نهاد جهانی حقوق بشر "عفو بين‌الملل" بود. جايزه مارتين انالز از سال ۱۹۹۴ از طرف ده سازمان جهانی حقوق بشر بين‌المللی به مدافعان اين حقوق اساسی داده مي‌شود.



نگاهی به پيشينه‌ی عمادالدين باقی



عمادالدين باقی که متولد ۱۳۴۱ است، در ۱۶ سالگی از فعالان و انقلابيون اسلامی نسل اول انقلاب ۵۷ در ايران بود. وی کوتاه پس از انقلاب به سپاه پاسداران پيوست، ولی به تدريج از نگرش متعصب اسلامی خود فاصله گرفت.



باقی پس از گذراندن دروس حوزه‌های علميه، به تحصيل دانشگاهی روی آورد و در رشته‌ی جامعه‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبايی فارغ‌التحصيل شد. وی در سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ به عنوان روزنامه‌نگاری فعال، با نگرشی انتقادی به باورهای گذشته، وارد فعاليت‌های مدنی شد. وی پيش از آن حرفه‌ی روزنامه‌نگاری را آغاز کرده بود.



عمادالدين باقی در کنار روزنامه‌نگار ديگر، اکبر گنجي، با نگارش يک رشته مقاله‌های افشاگر به کاوش در زمينه‌ی قتل‌های زنجيره‌ای دست زد که توسط افرادی از درون سازمان اطلاعات و امنيت جمهوری اسلامی ايران سازماندهی مي‌شدند. وی در شمار زيادی از روزنامه‌های دوران هشت‌ساله‌ی موسوم به "اصلاحات" قلم مي‌زد و نگرش همواره انتقادی خود را نسبت به نيروهای موسوم به "اقتدارگرا" در مقاله‌های خود انعکاس مي‌داد.



وی به دليل همين نگرش آزاد و انتقادی خود، در سال ۱۳۷۹ به دادگاه فراخوانده شد و به ۳ سال زندان محکوم شد، به طوری که اجازه مرخصی به او نمي‌دادند.



بنيانگذاری انجمن دفاع از حقوق زندانيان



باقی پس آزادی از زندان در ۱۷ بهمن ۱۳۸۱، با تجارب تلخی که خود از زندان کسب کرده بود، "انجمن دفاع از حقوق زندانيان" را به عنوان نهادی غيردولتی بنيان گذارد. وی از سوی اعضای انجمن به عنوان رئيس اين نهاد برگزيده شد. اين نهاد نخستين تشکل غيردولتی به منظور حمايت از زندانيان است. باقی تلاش‌های بسياری در دفاع از حقوق زندانيان سياسی و غيرسياسی و مخالفت با مجازات اعدام به خرج داد.




31 ارديبهشت 1388    04:32

نظر شما
نام:   افشا
ای-ميل:  
09:27 31 ارديبهشت 1388




البته به افرادی م,ل گنجی و باغی تا آنجا باید اعتماد کرد که کار آکادمیک میکنند و نمیتوان این عناصر آلوده به دسایس آخوندی و رفتارهای ضد بشری م,ل کشتار و بازجویی از مبارزان سیاسی الگوی جوانان ایرانی قرار داد.



این گروه از مخالفان حکومت ملایی (اگر مخالفتی بین آنان و ملایان اگر باشد) لازم است دقایق خدمتگزاری خود بملایان و دلایل جدا شدن آز ملایان را برای ملت ایران توضیح دهند و اگر قتل و آدم کشی در گذشته خود نداشته باشند بدامان ملت پناه برند و زندگی کنند



پذیرفتن این افراد بعنوان رهبر و حرکات سیاسی بنظر من محل اشکال دارد


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

31ارديبهشت :انفجار در بغداد بيش از 100 کشته و زخمى به‌جا گذاشت

همشهرى :در انفجار خودرو ى بمب‌گذارى شده در شمال غرب بغداد، بيش از يکصد نفر کشته و زخمى شدند.

به گزارش واحد مرکزى خبر از بغداد به نقل از خبرگزارى اصوات العراق به نقل از يک منبع امنيتى گزارش داد اين خودرو بمبگذارى شده درکنار يک رستوران در چهارراه صدرين واقع در منطقه شعله (يک شهرک شيعه نشين) متوقف شده بود که بر اثر انفجار آن سى و پنج نفر کشته و بيش از هفتاد نفر زخمى شدند.



گزارش واحد مرکزى خبر از بغداد حاکيست در اين انفجار به يازده خودرو و چند ساختمان به شدت آسيب وارد آمد و تعدادى از اتومبيل‌ها در آتش سوخت




31 ارديبهشت 1388    03:50

نظر شما
http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



2 خرداد 1388    22:56


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد