www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:27ارديبهشت//

27ارديبهشت.تصميم اوباما زير تيغ کاريکاتوريست منتقد

27ارديبهشت. درخواست عفو بين‌الملل برای برگزاری انتخابات منصفانه در ايران بويژه در رابطه با تبعيض عليه زنان


27ارديبهشت.ورود زنان به مجلس کويت

27ارديبهشت :مادردانشجوی زندانی دانشگاه تهران: در بند 209 به شدت بچه من را شکنجه کرده اند

27ارديبهشت :جابجايی نهادها در جمهوری اسلامی

27ارديبهشت :اوباما در گفت و گو با مجله ,نيوزويک, :آمريکا در مواجهه با برنامه اتمی ايران، گزينه ,اقدام نظامی, را از روی ميز برنداشته است

27ارديبهشت :دبيرکل اتحاديه عرب :سلاح های هسته ای اسرائيل "خطر واقعی" در خاورميانه است.

27ارديبهشت:ضرب و شتم خانواده هاى دستگير شدگان روز جهانی کارگر

27ارديبهشت.نامه اتحاديه کارگران پست کانادا به مقامات رژيم در اعتراض به سرکوب تظاهرات اول ماه مه

27ارديبهشت : ياس نو نيامده توقيف شد؟

27ارديبهشت : نبود شبکه فاضلاب، آب تهران را آلوده کرده است

27ارديبهشت :روزنامه ياس نو دوباره منتشر شد

27ارديبهشت:تظاهرات در برلين در پاسخ به فراخوان کارگران ايران در حمايت از دستگير شدگان اول ماه مه

27ارديبهشت :هدف گذاری تحريم کنندگان بنزين ايران روی شرکت های سوئيسی

27ارديبهشت :فرزندفروشى در عراق



27ارديبهشت. درخواست عفو بين‌الملل برای برگزاری انتخابات منصفانه در ايران بويژه در رابطه با تبعيض عليه زنان



راديو آلمان

عفو بين‌الملل در بيانيه‌ای مقام‌های جمهوری اسلامی ايران را فراخوانده، انتخابات رياست جمهوری ماه آينده را آزاد و منصفانه برگزار کنند. عفو بين‌الملل همچنين خواستار آزادی همه‌ی زندانيان سياسی در ايران شده است.



بيانيه‌ی عفو بين‌‌الملل روز جمعه (۱۵ مه / ۲۵ ارديبهشت) انتشار يافته است. در اين بيانيه عفو بين‌الملل مقام‌های حکومت ايران را فراخوانده، تضمين کنند که انتخابات رياست جمهوری ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) در ايران بدور از هر گونه تبعيض، به ويژه عليه زنان، برگزار خواهد شد و در جريان مبارزات انتخاباتي، نامزدها و راي‌دهندگان، از حقوق خود برای آزادی بيان و اجتماعات برخوردار خواهند بود.



بنابر اطلاعيه‌ی عفو بين‌الملل، اين سازمان درخواست‌های خود را در نامه‌ای برای آيت‌الله احمد جنتي، دبير شورای نگهبان، فرستاده است. شورای نگهبان در ايران مهمترين نهاد در گزينش داوطلبان و تاييد صلاحيت آنها و نيز نحوه‌ی برگزاری و تاييد نتايج انتخابات است. اعضای شورای نگهبان مطابق قانون اساسی توسط "ولی فقيه" (هم اکنون آيت‌الله خامنه‌ا‌ی) تعيين مي‌شوند.





اعلاميه‌های تبليغاتی چند نامزد انتخابات مجلس سال ۲۰۰۸ مطابق ماده‌ی ۱۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامي، رئيس جمهور بايد از ميان رجال مذهبی و سياسی که واجد شرايط مندرج در اين ماده هستند، انتخاب شود. عفو بين‌الملل مي‌گويد، در دوره‌های پيشين انتخابات، اغلب داوطلبان براساس ضوابط تعيين شده در اين اصل رد صلاحيت شده‌اند. با آنکه در اصل ۱۱۵ قانون اساسی برای "رجال مذهبی و سياسی" جنسيتی قيد نشده و حضور زنان در پست رياست جمهوری نيز قانونا منع نشده، اما صلاحيت زنان داوطلب در همه‌ی دوره‌های انتخابات رياست جمهوری از سوی شورای نگهبان رد شده است. براساس بيانيه‌ی عفو بين‌الملل، رد صلاحيت زنان داوطلب عمدتاً بدليل تفسير واژه‌ی "رجال" به معنای "مردان" صورت گرفته است.



عفو بين‌الملل همچنين از شورای نگهبان خواسته است، هيچ شهروندی را به دلايلی چون نژاد، رنگ پوست، جنسيت، زبان، دين و خاستگاه اجتماعی يا مواضع سياسی و عقيدتی از حق نامزد شدن محروم نکند. عفو بين‌الملل به ويژه مي‌خواهد مطمئن شود که هيچيک از ۴۲ زنی که در اين انتخابات ثبت‌نام کرده‌اند، به خاطر جنسيت‌شان از حضور در رقابت‌های انتخاباتی محروم نگردند.



نگرانی از سرکوب مخالفان سياسی



عفو بين‌الملل در بيانيه‌ی خود همچنين از "سرکوب ادامه‌دار مخالفان سياسی" که به اعتقاد اين سازمان در ماه‌های اخير افزايش يافته است، ابراز نگرانی کرده است. نگرانی عفو بين‌الملل از آن است که ايرانيانی که علاقمند به شرکت در تجمعات سياسی و بيان عقايد خود در جريان مبارزات انتخاباتی هستند، با مشکلات و محدوديت‌هايی چون ارعاب، بازداشت خودسرانه يا محاکمه‌های غيرمنصفانه مواجه شوند.



در ايران فعاليت "اپوزيسيون" نظام سياسي، به معنای متعارف آن در دنيا، ممنوع است و منتقدان و مخالفان سياسی از سوی نهادهای امنيتی تحت تعقيب قرار مي‌گيرند. اين پيگردها عموما شامل فعاليت‌های مدنی دانشجويان، کارگران و معلمان نيز مي‌شود. عفو بين‌الملل در بيانيه‌ی خود نوشته است، گزارش‌هائی را دريافت کرده که بيانگر افزايش موج بازداشت‌های خودسرانه و آزار و اذيت بويژه اعضای اقليت‌های ديني، قومي، دانشجويان، سنديکاليست‌ها و مدافعان حقوق زنان است. بسياری از اين بازداشت‌شدگان در معرض خطر شکنجه و ديگر بدرفتاري‌ها قرار دارند.



عفو بين‌الملل در بيانيه‌ی خود مي‌افزايد، علاوه‌ براين، چندين روزنامه تعطيل شده و دسترسی به وب‌سايت‌های اينترنتی محدود شده است، از جمله وب‌سايت‌های مرتبط با حقوق بشر و سايت‌های رسانه‌های بين‌المللی. به گزارش عفو بين‌الملل در دسامبر ۲۰۰۸، دفتر دادستانی تهران نهادی ويژه برای کنترل اينترنت و اس‌.ام.اس تشکيل داد و اعلام کرد که تخلف‌ها در مبارزات انتخاباتي، و رد وبدل شدن پيام‌های توهين‌آميز در اس‌.ام.اس‌ها را کنترل خواهد کرد. به نظر عفو بين‌الملل، اين اقدام‌ها تا حدود زيادی با هدف خاموش کردن صدای مخالفان و محدود کردن فعاليت‌های مسالمت‌آميز منتقدان در آستانه‌ی انتخابات صورت گرفته است.



عفو بين‌الملل در ادامه‌ی بيانيه‌ی خود نوشته است، همه‌ی افراد و گروه‌ها بايد اين امکان را داشته باشند که از حقوق خود برای آزادی بيان و آزادی برگزاری اجتماعات و ايجاد تشکل‌ها برخوردار شوند و کسانی هم که به خاطر استفاده‌ی مسالمت‌آميز از اين حقوق بازداشت شده‌اند، بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شوند.



نگرانی از سرنوشت بازداشت‌شدگان اخير



عفو بين‌الملل در ادامه‌ی بيانيه‌ی خود از موارد مشخص بازداشت‌شدگان نام مي‌برد و نسبت به ادامه‌ی بازداشت آنها ابراز نگرانی مي‌کند. يکی از اين بازداشت‌شدگان "مهدی معتمدی مهر" است. آقای معتمدی مهر عضو "کميته دفاع از انتخابات سالم و عادلانه" و نيز عضو "نهضت آزادی ايران" است. او در تاريخ ۱۹ آوريل ۲۰۰۹ بازداشت شد. معتمدی مهر، پيش از دستگيري، همراه ديگر همکارانش در حال تهيه‌ی آخرين بيانيه‌ی "کميته دفاع از انتخابات سالم و عادلانه" بود. به گزارش عفو بين‌الملل، افرادی از سوی وزارت اطلاعات با وی تماس گرفته و ادعا کرده ‌بودند که انتشار بيانيه‌ی کميته، "اقدام عليه امنيت ملی" است. در پی انتشار اين بيانيه، آقای معتمدی مهر بازداشت شد. وی اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوين به سر مي‌برد. ديگر اعضای اين کميته نيز از برگزاری هرگونه جلسه منع شده‌اند. جلسات "کميته دفاع از انتخابات سالم و عادلانه" در دفتر موسسه‌ی حقوقی "راد" برگزار مي‌شد. اين موسسه حقوقی متعلق به محمدعلی دادخواه، وکيل دادگستری و عضو موسس "کانون مدافعان حقوق بشر" است.



ادامه‌ی بازداشت چندين دانشجو و نيز شمار زيادی از بازداشت‌شدگان اول ماه مه در تهران و ديگر شهرهای ايران، ادامه‌ی حبس آيت‌الله حسين کاظمينی بروجردي، که به گفته‌ی عفو بين‌الملل طرفدار جدائی دين از سياست است، ادامه‌ی بازداشت شماری از مدافعان حقوق زنان، و برخی رهبران صنفی معلمان و نيز جلوگيری از سفر به خارج نرگس محمدی و ثريا عزيزپناه، دو تن از فعالان سرشناس حقوق مدني، از ديگر مواردی است که موجب نگرانی عفو بين‌الملل شده است.




27 ارديبهشت 1388    22:33

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
00:42 27 ارديبهشت 1388
اینهم از شعبده بازیهای باصطلاح سازمان عفو بین المللی؟؟؟ زیرا که خوب میدانند این خاسته ها حد اقل در سی سال اخیر کشک و پشم بوده است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت.ورود زنان به مجلس کويت

او يکی از چهار زنی است که با انتخابات روز شنبه، ۱۶ مه، به پارلمان کويت راه يافت.برای نخستين بار، چهار نماينده زن به مجلس کويت راه يافتند. زنان کويتی در سال ۲۰۰۵ حق شرکت در انتخابات را به دست آوردند، اما در دوره پيشين نماينده‌ای در مجلس نداشتند. انتخابات روز شنبه (۱۶ مه، ۲۶ ارديبهشت) در پی يک بحران برگزار شد.



به گزارش خبرگزاری الجزيره، چهار کانديدای زن موفق شدند، در مجلس ۵۰ نفری کويت، کرسي‌های نمايندگی را از آن خود سازند. در مجموع ۱۶ زن، به عنوان نامزد، در اين دوره از انتخابات کويت، که ديروز (۱۶ مه، ۲۶ ارديبهشت) برگزار شد، شرکت داشتند.



اين برای نخستين بار در تاريخ اميرنشين عربی کويت است، که زنان امکان مشارکت در تصميم‌گيري‌های کشور را بدست مي‌آورند.Bildunterschrift: Groansicht des Bildes mit

اسلام‌گرايان همچنان قدرتمندترين گروه







بنا به آخرين شمارش آرا (صبح يکشنبه)، نامزدهای گروه‌های ليبرال و شيعه نيز در انتخابات جديد موفق به ورود به مجلس اين کشور (مجلس الامه) شدند.



گروه‌های اسلام‌گرا با از دست دادن کمی از آرا، همچنان قدرتمندترين گروه در مجلس کويت به شمار مي‌آيند. اسلام‌گرايان در مجلس گذشته دارای ۲۱ نماينده بودند.







انتخابات پيش از موعد







در پی اختلاف ميان مجلس پيشين و دولت کويت، صباح آل احمد آل صباح، امير کويت، مجلس را تعطيل و دستور برگزاری انتخابات پيش از موعد را اعلام کرد.







دولت پيشين کويت، متشکل از خانواده و بستگان امير حاکم، از سوی مجلس اين کشور متهم به فساد مالی شده بود.



زنان کويت درسال ۲۰۰۵ ميلادی برای نخستين بار حق شرکت در انتخابات (انتخاب کردن و انتخاب شدن) را بدست آوردند. اما در انتخابات پيشين در سال ۲۰۰۶، هيچ نامزد زنی نتوانست، به مجلس اين کشور راه يابد.




27 ارديبهشت 1388    22:36

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت :مادردانشجوی زندانی دانشگاه تهران: در بند 209 به شدت بچه من را شکنجه کرده اند

کميته گزارشگران حقوق بشر :محمد پورعبدالله از دانشجويان طيف چپ، که در بهمن ماه بازداشت شده بود، همچنان در زندان قزل حصار نگهداری می شود. به گفته مسئولان دادگاه انقلاب قرار است، پرونده وی ظرف چند روز آينده تعيين شعبه شود.



اين دانشجوی زندانی دانشگاه تهران، که در جريان بازداشت دانشجويان طيف چپ در آذرماه 86 نيز بازداشت شده بود، در شرايطی در زندان قزل حصار نگهداری می شود که اين زندان در طبقه بندی سازمان زندانها، محل نگهداری جرايمی چون قتل، قاچاق شرارت و ... است.



مادر اين دانشجوی زندانی که طی سه ماه گذشته بارها با مراجعه به دادگاه، خواهان آزادی فرزند خود شده است، درحالی که به شدت از وعده های دروغ قاضی دادگاه شکايت دارد، می گويد:" چرا بچه من بايد در زندان باشد، چون ايرانی است؟ اگر خارجی بود آزادش می کردند؟ "



او در مورد وضعيت محمد می گويد:" بعد از اين مدت، ديروز توانستم با پسرم در زندان ملاقات کنم. در بند عمومی زندان قزل حصار نگهداری می شود. در ملاقات متوجه شدم که نمی تواند خوب راه برود، هر چه ازاو پرسيدم چه شده ، پاسخی نداد. وقتی شلوارش را بالا زد، ديدم از 28 اسفند ماه که بچه من را در بند 209 کتک زدند، تا حالا هنوز پای اين بچه از زانو به پايين متورم است و زخمی است. خودش چيزی در اين مورد نمی گويد، اما من می دانم که در بند 209 به شدت بچه من را شکنجه کرده اند."



الان دندان درد دارد، دارو نمی دهند. هفته ای 5 نفر را به بهداری منتقل می کنند، در آنجا هم هيچ رسيدگی به وضعيت آنان نمی کنند. دارو نمی دهند. من خودم دارو خريدم برای درد دندانش، اما اجازه نمی دهند دارو رابه او برسانم. در يک زندانی که همه معتاد هستند و وضعيت بهداشتی زير صفر است، پسر من به چه اعتبار و امنيتی برود دندانش را در بهداری زندان بکشد؟ وضعيت غذا هم که افتضاح است، من علاوه بر اينکه بايد برای مايحتاجش به او پول بدهم، هفته ای 50 هزارتومان نيز پول می ريزم برای اينکه بتوانند مواد غذايی تهيه کنند و غذا در زندان درست کنند. آخر اين شد وضعيت زندان؟!"



او ادامه می دهد:" اصلا جای بچه من در زندان نيست. بچه من به چه جرمی بايد در زندان قزل حصار باشد؟ اگر اتهامش سياسی است، چرا بايد در زندان قزل حصار باشد، چرا به اوين منتقلش نمی کنند؟ دادگاه انقلاب به آقای مصطفايی( وکيل محمد) قول داد که برايش وثيقه تعيين می کند. دو روز پشت سرهم بچه من را آوردند دادگاه، شما تصور کن که يک مادر؛ بچه اش را در چنين شرايطی ببيند، البته همه انسان هستند، ولی يک پسر 23-24 ساله دانشجو را با يک مرد 70 ساله معتاد دست بند زدند، آنجا صندلی خالی هست، اما اجازه نميدهند اينها بنشينند، روی زمين نشستند، روی خاک. مگر اينها انسان نيستند؟ "



" بعد گفتند گواهی پزشک متخصص مادرش را بياوريد، که تأييد ميکند عدم آزادی محمد ميتواند برای من خطر جانی داشته باشد، اين گواهی را هم ضميمه پرونده کرديم و گفتند که با قرار وثيقه آزاد می شود. اما بعد حرفشان را تکذيب کردند که اصلا وثيقه ای صادر نشده! قاضی سبحانی هم می گويد من برای آزاديش حرفی ندارم اما معاون دادستان مخالف است!"



اين معلم بازنشسته در مورد انتقال پسرش به بند 209 برای بار دوم ميگويد:" دوباره همان بازجويی های قبلی را تکرار کردند که اتهاماتش را بپذيرد، اما محمد می گويد من کاری نکردم که امضا کنم. می گويند وبلاگ نوشتي، الان ديگر همه وبلاگ می نويسند، فقط می خواهند خانواده را اذيت کنند، اينها مردم آزارند، آيا اينها مسلمانند؟ اولين شرط مسلمانی اين است که اگر کسی را زدي، بدنش را زخمی کردی بايد ديه آن را بپردازي، الان ديه پای بچه من را چه کسی می دهد؟ من بقيه بدنش را نديدم، فقط پاهايش را ديدم، بچه من نمی تواند راه برود، ديه اش را چه کسی می دهد؟ قاضی سبحانی يا آقای شاهرودي؟ چرا کسی به داد مردم نمی رسد؟




27 ارديبهشت 1388    17:36

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت :جابجايی نهادها در جمهوری اسلامی

راديو فرانسه:در سال‌های دهه‌ی شصت شمسی برای اشاره به بی معنی شدن يا آشفتگی کارکرد نهادها در دوران جمهوری اسلامی لطيفه‌ای ساخته شده بود با اين مضمون که:



"پرسيدند: برای خريد يخچال بايد کجا رفت؟



گفتند: مسجد.



پرسيدند: پس اهل نماز کجا می روند؟



گفتند: دانشگاه.



پرسيدند: دانشجوها کجا می روند؟ (دانشگاه‌ها در آن دوره برای دو تا سه سال، بسته به رشته، بسته شده بودند)



گفتند: زندان



پرسيدند: خلافکاران کجا رفته‌اند؟



گفتند: کميته‌های انقلاب.



پرسيدند: انقلابي‌ها کجا رفته‌اند؟



گفتند: زير خاک، و الی آخر."



اين لطيفه به خوبی واقعيتِ از جای خود به در شده‌ی نهادها در جامعه‌ی ايران را بيان می کرد.



برگزاری نمايشگاه کتاب تهران در مصلی و برگزاری هميشگی نماز جمعه در دانشگاه تهران در عين خاتمه يافتن کار ساختمان مصلی با صدها ميليارد تومان هزينه، دوباره اين پرسش را مطرح می کند که چه ضرورتی دارد همچنان نماز جمعه در دانشگاه تهران برگزار شود و چه ضرورتی دارد که ناشران را علی رغم ميل آنها در مصلی جای داد و آنها را که جرات اعتراض به اين امر را داشته‌‌ اند با محروم کردن از حضور در نمايشگاه کتاب يا لغو مجوز تنبيه کرد. در بيستمين نمايشگاه کتاب تهران وقتى ناشران اعلام کردند در مصلاى تهران حضور نخواهند يافت، وزارت ‏ارشاد ناشرانى را که از حضور امتناع کرده بودند به لغو مجوز تهديد کرد. اين واقعيات اين فرصت را فراهم می آورند تا به اين پرسش بنيادی بپردازيم که ‏حاکميت جمهوری اسلامی چه نوع نگاهی به نهادها و کارکرد و رابطه‌ی آنها با يکديگر دارد.



تحکيم قدرت و نهادها



روش روحانيت و نيروهای انقلابی برای قبضه کردن و به دست گرفتن همه‌ی امور کشور پس از حذف رقبای سياسی در سال‌های ابتدايی دهه‌ی شصت، ۱) مصادره‌ی نهادهای عمومی (مثل بنيادها) توسط حکومت و دولت و در واقع بی معنی کردن بخش عمومی به عنوان بخش مستقلی در برابر بخش دولتی و خصوصي، ۲) بيرون کردن مديران و متخصصان غير وفادار از نهادهای دولتی و عمومي، ۳) درست کردن نهادهای تازه و متورم کردن ديوانسالاری با توجيه بنيانگذاری نهادهای انقلابي، و ۴) ريخت دهی دلبخواهی به سازمان سياسي، اقتصادي، فرهنگی و اجتماعی جامعه با برهم ريختن نظم درونی نهادها بوده است. کار چهارم که عواقب جدی و ديرپايی داشته از سه طريق به انجام می رسيده است:



۱) به وجود آوردن دوگانگی يا چندگانگی نهادی در حوزه‌هايی که يک کارکرد واحد مورد انتظار است، مثل سپاه و ارتش در حوزه‌ی دفاع، دادگاه های عمومي، انقلاب، ارتش و روحانيت در محاکم قضايي، وزارت کشاورزی و وزارت جهاد در امور کشاورزی و دامداري، بهزيستی و کميته‌ی امداد در رسيدگی به فقرا و معلولين، مجلس و مجمع تشخيص مصلحت و شورای نگهبان در حوزه‌ی قانون گذاري، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامی و دفتر تبليغات حوزه ی علميه‌ی قم و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در حوزه ی تبليغات و فرهنگ، و غيره؛



۲) ايجاد ابهام و تعدد در کارکرد نهادهای موجود مثل مورد بسيج که هم کارکرد نظامی و هم کارکرد يک حزب سياسی را دارد، دستگاه راديو و تلويزيون دولتی و روزنامه‌های دولتی و حکومتی که هم کارکرد رسانه ای دارند و هم کارکرد امنيتی (مثل مشارکت در اعتراف گيري‌ها و نشر و پخش آنها)، دستگاه مميزی وزارت ارشاد که هم کارکرد اجرايی دارد و هم کارکرد قضايي، و کميسيون‌هايی مثل کميسيون ماده‌ی ده احزاب يا هيئت نظارت بر مطبوعات که هم مجوز فعاليت صادر می کنند (کارکرد اجرايی) و هم مجوزها لغو می نمايند (کارکرد قضايی)؛ و



۳) ايجاد دوگانگی يا چند گانگی در نظام اداره، ساختار، کسب بودجه و نحوه‌ی نظارت در نهادها. به عنوان نمونه حوزه ی علميه‌ی قم و نهادهای وابسته به آن يک مجموعه نهاد غير دولتی هستند که دولت هيچ نظارتی بر آنها ندارد و اداره و سياستگذاری آنها هيچ نسبتی با دولت ندارد اما از دولت و مجلس هر ساله در يک رديف بودجه‌ی خاص کمک مالی می گيرند. نهادهای تحت نظر رهبری نيز که دولت و مجلس هيچ نظارتی بر آنها ندارند از دولت بودجه دريافت می کنند. بنيادها که در محدوده‌هايی سازمان‌های عمومي‌اند و در محدوده‌هايی خصوصي‌اند، ماليات نمی دهند چون نهادهای عمومي‌اند و درآمد آنها به خزانه‌ی دولت واريز نمی شود چون ملک طلق رهبری هستند. شرکت‌های دولتی ماليات نمی پردازند اما درآمد آنها به دولت تعلق دارد ولی بنيادها و آستان‌ قدس و صدها موسسه‌ی تحت نظر رهبری نه خود را موظف به پرداخت ماليات می دانند و نه سهيم کردن مردم در درآمدهای خود.



برگزاری دائمی نماز جمعه در دانشگاه تهران و برگزاری نمايشگاه کتاب تهران در مصلی مصداق مورد دوم يعنی ايجاد ابهام و تعدد در کارکرد نهادهاست. مشخص نيست دانشگاه جای کسب علم و تحصيل است يا محل تبليغات حکومتی و نيز مشخص نيست مصلی محل برگزاری نماز جمعه است يا محل برگزاری نمايشگاه کتاب يا نمايشگاه عرضه ی کالاهای مصرفی. (در سال‌ها گذشته مرتبا در مصلی نمايشگاه‌های عرضه‌ی پوشاک يا لوازم‌التحرير برگزار شده است.) بدين ترتيب نهادها در ايران به گونه اداره می شوند که قدرت روحانيت حاکم و قشر وفادار به آن را تحکيم يا در جهت منافع مادی و اقتصادی اين قشر عمل کنند. در عين حال از شکل گيری هرگونه چارچوب و ساختار که به نهادها ثبات بخشد و آنها را در برابر تصميمات روزمره و استعجالی مقامات بيمه کند با شدت و حدت جلوگيری شده است.



قدرت حداقلی نهادهای مستقل



سياست عمومی دولت جمهوری اسلامی بر آن بوده است که نهادهای مستقل در بخش خصوصی و آن دسته از نهادهای بخش عمومی که کاملا در اختيار دولت (قوای سه گانه) يا حکومت (دستگاه رهبری) نيستند (مثل نهادهای خيريه يا شهرداري‌ها يا نهادهای مدنی) از حداقل قدرت و تحرک و خدمات رساني، و نهادهای دولتی و آن دسته از نهادهای عمومی که در اختيار حکومت هستند از بيشترين قدرت و ثروت و امکانات برخوردار باشند. با همين سياست است که حکومت مجوز تاسيس نهادهای عمومی و بسياری از نهادهای خصوصی را به غير از خودي‌ها واگذار نمی کند. يک انتشاراتی يا يک نشريه يا دفتر توليد فيلم يک نهاد خصوصی است اما اين نهادها در ايران بدون کسب مجوز از دولت قابل تاسيس نيستند و اگر مستقل بمانند بيشترين محدوديت‌ها و فشارها را از سوی حکومت متحمل می شوند. همچنين از روند واگذاری تصميم گيری به دانشگاهيان در حوزه‌ی کاری خود و پذيرش استقلال دانشگاه خودداری شده است تا اين نهاد نتواند به تاثير گذاری مستقل در جامعه بپردازد.



نهادهای دينی و نهادهای دولتی



تعامل و چالش نهادهای دينی و دولتی يکی از ويژگي‌های بنيادی نظام جمهوری اسلامی بوده است. ادغام ساختار، کارکرد و سياست‌های نهادهای دينی و دولتی در دوران حکومت جمهوری اسلامی از اين چالش نکاسته بلکه بر آن افزوده است. در اين دوره، نهادهای دينی همچنان به عنوان ابزار حکومت برای تحکيم قدرت و حذف ايدئولوژيک و سياسی رقبا مورد استفاده قرار گرفته و نهادهای سياسی ابزار نهادهای دينی برای بهره گيری از رانت‌های حکومتی واقع شده‌اند. اگر ستاد نماز جمعه تحت نظر رهبری به عنوان يک نهاد دينی همچنان در دانشگاه تهران مراسم خود را برگزار می کند بدان علت است که اکثر دانشجويان و دانشگاهيان علی رغم همه‌ی محدوديت‌ها و فشارها و تصفيه‌ها و اسلامی کردن‌ها همچنان منتقد و مخالف حکومت هستند و نماز جمعه نماد اشغال دانشگاه (به عنوان يک نهاد عرفی اما در اختيار دولت دينی) توسط بسيجيان و حزب اللهي‌ها و علامت داشتن مقر تبليغاتی در دانشگاه است. برگزاری نماز جمعه در دانشگاه تهران از آغاز نوعی قدرت نمايی نيروهای مذهبی در فضايی بود که عموم کارکنان و دانشجويانش، حتی اگر مذهبی بودند با حکومت روحانيت ميانه‌ی خوشی نداشتند.



اما اگر ناشران به مصلی فرستاده می شوند بدان علت است که دولت می خواهد نهادهای فرهنگی که سنتا و عمدتا در اختيار نيروهای سکولار بوده‌اند (مثل بازار نشر) با قرار گرفتن در فضای نهادهای دينی هويت عرفی خويش را از کف بنهند و ديگر رقيب حکومت يا برانگيزاننده‌ی چالش مشروعيتی برای آن نباشند. مشکل روحانيت از ابتدا با نهادهايی مثل سينما فقط آن نبود که در سالن‌های سينما تصاويری غير اخلاقی يا خلاف شرع نمايش داده می شود بلکه مشکل ان بود که اين نهاد تبليغی (برای روحانيت شيعه فرهنگ به تبليغ فرو می کاهد) کاملا در اختيار و تحت نظارت و کنترل روحانيت نبود. اگر ناشران کاملا، حتی در عرضه‌ی محصولاتشان، زير نظر روحانيت و نهادهای تحت قيموميت آن فعاليت کنند ديگر کمتر جای نگرانی از آنها باقی می ماند.



رازآلودگی و غير پاسخگويی



در هم فرو رفتگی و آميختگی کارکردی و ساختاری نهادها در ايران آنها را به طور روز افزون غير پاسخگو تر و پنهانکار تر کرده است. اين در هم فرورفتگی يا درهم ريختگی به نهادها اين امکان را می دهد که افراد را از يک اداره به اداره‌ی ديگر حواله کنند يا در صورت بروز مشکلات و بحران‌ها مسئوليت را به گردن ديگران بيندازند يا موفقيت ديگر نهادها را به خود اختصاص دهند. نظام سياسی ای که ايدئولوژي‌اش بر رازآلودگی مبتنی است و از آفتاب واقعيات علمی (مثل انواع آمار و اطلاعاتی که به روش علمی گرد آوری شده باشند) می گريزد يا آنها را دستکاری می کند طبعا ساختار نهادي‌اش نيز بايد رازآلوده و غير شفاف باشد. در دريای اين رازآلودگی است که دانش و علم تجربی و تحليل عقلانی و انتظارات مبتنی بر محاسبه گم می شوند. از همين جهت نه تنها هيچ تلاشی برای روشن کردن حد و مرز نهادها صورت نمی گيرد بلکه بر دامنه‌ی ابهامات و خلط‌ها مرتبا افزوده می شود. نتيجه‌ی اين امر برای مقامات حکومتی امکان دخالت هر روزه در امور کشور است. يک روز امنيت مرزها را به ارتش می سپارند و روز ديگر امنيت خليج فارس را به سپاه. يک روز خانواده های فقير را به کميته‌ی امداد حواله می کنند و روز ديگر به استانداری برای نوشتن نامه به احمدی نژاد و دريافت چند ده هزار تومان. يک روز سروکار کافه‌های اينترنتی برای ادامه‌ی کارشان با مجمع اصناف است و روز ديگر با اداره‌ی اماکن نيروی انتظامی.



حکومت مطلقه و تماميت طلبی نهادی



حکومت مطلقه در ايران "همه‌ی" ثروت، قدرت و منزلت را برای خود می خواهد و اين خواست به خوبی در رفتاری که با نهادها می شود متجلی می گردد. نهادها هم قدرت می آورند و هم ثروت و هم منزلت. از اين جهت، يا انحصارا در اختيار حکومت هستند يا با ترفند‌هايی مثل کسب مجوز (قبل و بعد از توليد محصولات فرهنگی) يا رانت‌های دولتی تنها به وفاداران حکومت تعلق می گيرند. برای دستکاری در ساختارها و ارزش‌های اجتماعی جهت تحکيم قدرت حاکمان و به حاشيه راندن منتقدان که عمدتا در بخش فرهنگ مستقر هستند با نهادهای فرهنگی و اجتماعی مثل موم بازی شده است. در اين ميان نهادهای سنتی اقتصادی مثل بازار کمترين لطمات و دانشگاه‌ها و نهادهای فرهنگی به دليل رهيافت انتقادی بيشترين لطمات را متحمل شده‌اند. انقلاب فرهنگی اول (دوره‌ی خمينی) و دوم (دوره‌ی احمدی نژاد) در دانشگاه‌ها بيشترين خسارت را به اين نهاد وارد کردند. دستگاه مميزی نيز بيشترين خسارت را به بخش نشر کشور و نويسندگان وارد آورده است.




27 ارديبهشت 1388    17:30

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت :اوباما در گفت و گو با مجله ,نيوزويک, :آمريکا در مواجهه با برنامه اتمی ايران، گزينه ,اقدام نظامی, را از روی ميز برنداشته است

عصر ايران : اوباما در آستانه سفر نخست وزير اسرائيل به واشنگتن به مجله ,نيوزويک, گفت: "آمريکا در مواجهه با برنامه اتمی ايران، گزينه ,اقدام نظامی, را از روی ميز برنداشته است."



وی در پاسخ به سئوالی درباره جنگ با ايران گفت: "به طور بسيار شفاف گفته ام که من هيچ گزينه ای را در مورد ايران از روی ميز برنداشته ام. زمانی که موضوع امنيت آمريکا در ميان باشد هيچ گزينه ای را از روی ميز حذف نمی کنم."



رئيس جمهور آمريکا که بارها خواهان گفت و گوی ديپلماتيک با مقامات ايران برای حل موضوع هسته ای شده است خاطرنشان کرد: "آنچه من گفته ام اين است که ما می خواهيم فرصتی را به ايران بدهيم که خود را با هنجارها و ضوابط بين المللی تطبيق دهد."



اوباما يک بار ديگر تهران را ,تهديدی برای منطقه, خواند و افزود: "جمهوری اسلامی ايران می تواند عضوی در جايگاه خوب جامعه بين الملی باشد و نه يک تهديد برای همسايگانش."



وی تصريح کرد: "ما در حال نزديك شدن به ايرانی ها هستيم و تلاش مي‌كنيم الگوى 30 سال گذشته كه نتايجی در منطقه به همراه نداشته است را تغيير دهيم. اينكه اين روند كارآمد خواهد بود يا خير، نمي‌دانيم. اما به شما اطمينان مي‌دهم كه درباره مشكلات چنين روندى بى ‌تجربه و خام نيستم."



اوباما اضافه کرد: "چنانچه اين روند كارساز نباشد ، همين واقعيت كه ما تلاش خود را كرده‌ايم موجب تقويت موضع مان در بسيج کردن جامعه بين المللی و منزوی کردن ايران خواهد شد. در اين صورت جامعه بين‌المللی با اين برداشت که ,ايران قربانی سياست های آمريکايی است كه به حاكميت آن احترام قائل نمي‌شود, ، مخالفت خواهد کرد."



برخلاف اخبار منتشره درباره هشدارهای آمريکا به اسرائيل در خصوص ارتکاب هرگونه اقدام نظامی عليه ايران ، اوباما اعلام کرد: "اسرائيل براساس الزامات امنيتی خود مختار است به هر اقدامی دست بزند."

وی در اين باره گفت: "فکر نمی کنم من در جايگاهی قرار داشته باشم که نيازهای امنيتی اسرائيلی ها را برای آنها تعيين کنم."



اوباما خاطرنشان کرد: "من فقط می توانم برای اسرائيل به عنوان يک هم پيمان اين بحث را مطرح کنم که رويکرد ما بايد آن رويکردی باشد که چشم انداز امنيتی را پيش روی ما قرار دهد نه تنها برای آمريکا بلکه برای اسرائيل که بر گزينه های ديگر ارجحيت دارد."



اين اظهارات در حالی است که ,دنی آيالون, معاون وزير دفاع اسرائيل روز شنبه گفته بود: وی قادر نيست حمله به ايران بدون موافقت واشنگتن را تصور کند.



به علاوه طی روزهای اخير مطبوعات اسرائيل گزارش های زيادی مبنی بر هشدارهای آمريکا به اسرائيل درباره حملات يک جانبه عليه تهران منتشر کرده اند که در يکی از اين گزارش ها روزنامه هاآرتص نوشته بود: "اوباما با اعزام فرستاده ای به اسرائيل از اين رژيم خواسته است با حمله به ايران، واشنگتن را غافلگير و شگفت زده نکند."



جو بايدن معاون اوباما نيز چندی پيش اسرائيل را از حمله برحذر داشت و تصميم احتمالی نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، برای اقدام نظامی برضد تهران را ,نسنجيده و غيرعاقلانه, توصيف کرد.






27 ارديبهشت 1388    17:54

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:08 27 ارديبهشت 1388
beh akhond jamaat bavar nemisheh kard. akheh oonam yeh vaghti too andoonezi talabehye madresehye eslami boodeh.

نام:   محمد
ای-ميل:  
20:08 27 ارديبهشت 1388
به قول اقای مرزبان

بدین سان گرم موش وگربه بازی

عمو سام است این،نه ترک و تازی

واقن که جمهوری اسلامی و امریکا ملت را فیلم کردن


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت :دبيرکل اتحاديه عرب :سلاح های هسته ای اسرائيل "خطر واقعی" در خاورميانه است.

بی بی سی:عمر موسي، دبيرکل اتحاديه عرب گفت توان هسته ای اسرائيل و نه ايران، بزرگ ترين تهديد برای صلح در خاورميانه است.



دبيرکل اتحاديه عرب که در مجمع جهانی اقتصاد در اردن سخن می گفت افزود اکثر اعراب، (برنامه هسته ای) ايران را مهم ترين مساله نمی دانند.



آقای موسی گفته است سلاح های هسته ای اسرائيل "خطر واقعی" در خاورميانه است.



دبيرکل اتحاديه عرب اين سخنان خود را در همايشی يا عنوان "آينده تلاش های صلح در خاورميانه" بيان کرده است.



ايران می گويد برنامه هسته ای اين کشور ماهيتی صلح آميز دارد اگرچه اسرائيل اين کشور را به تلاش برای دستيابی به سلاح هسته ای متهم می کند و خواهان اقدام جامعه جهانی برای متوقف کردن اين روند است.



اسرائيل نيز هرگز به طور رسمی داشتن تسليحات هسته ای را تاييد نکرده، اما اکثر کارشناسان در اين مورد ترديدی ندارند که اين کشور دارای يک زرادخانه اتمی است.



اسرائيل پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای را هرگز امضا نکرده و در نتيجه، در مورد صدور اجازه به بازرسان بين المللی برای بررسی تاسيسات اتمی خود تعهدی ندارد.



فعاليت های اتمی اسرائيل در دهه ۱۹۶۰ با کمک فنی فرانسه و با ايجاد تاسيسات هسته ای ديمونا آغاز شد و اين تاسيسات هرگز مورد بازرسی بين المللی قرار نگرفته است.



در اواسط دهه ۱۹۸۰، مردخای وانونو، تکنيسين سابق اين تاسيسات، در مصاحبه ای با يک روزنامه بريتانيايی شرح و تصاويری از کلاهک های اتمی اسرائيل را در اختيار اين روزنامه قرار داد.



براساس اين اطلاعات، کارشناسان تخمين زدند که اسرائيل احتمالا حدود يکصد تا دويست کلاهک هسته ای در اختيار دارد.



در پی انتشار اين اطلاعات، آقای وانونو در اروپا توسط ماموران اسرائيلی ربوده شد و پس از انتقال به اسرائيل، به اتهام افشای اسرار دولتی محاکمه و به هجده سال زندان محکوم شد.






27 ارديبهشت 1388    17:39

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت:ضرب و شتم خانواده هاى دستگير شدگان روز جهانی کارگر





بنابه گزارشات رسيده از مقابل دادگاه انقلاب، صبح امروز خانواده های دستگير شدگان روز جهانی کارگر برای سومين هفتهی متوالی در مقابل دادگاه انقلاب دست به تجمع اعتراضی زدند که با يورش مامورين مواجه شدند و يکی از اعضای خانواده ها ضمن ضرب و شتم ساعاتی را در بازداشت بسر برد.

صبح روز شنبه ۲۶ ارديبهشت ماه ده ها تن از اعضای خانواده های دستگير شده روز جهانی کارگر در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند و عليه ادامه بازداشت عزيزانشان دست به اعتراض زدند. ابتدا مامورين موجود در صحنه در صدد متفرق کردن خانواده ها بر آمدند. خانواده ها که خواستار آزادی عزيزان خود بودند از رفتن خوداری کردند. يکی از مامورين به سمت آقای هامون اشرفی برادر زندانی سياسی محمد اشرفی يورش برد و پس از ضرب وشتم، او را دستگير کرد که با اعتراض شديد خانواده ها مواجه شده و ناچار به آزادی او شدند. پس از آن گارد ويژه وارد منطقه شد و اقدام به دستگيری مجدد آقای هامون اشرفی نمودند و او را به يکی از کلانتريها منتقل کردند. خانواده های دستگير شدگان که در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند به مامورين اعلام کردند تا زمانی که آقای اشرفی آزاد نشوند آنها آنجا را ترک نخواهند کرد. پس از ايستادگی خانواده های دستگير شدگان ساعاتی بعد آقای هامون اشرفی آزاد شدند.

پس از ضرب وشتم و دستگيري، اعتراضات خانواده ها ادامه يافت.پس از ادامه يافتن اعتراضات خانواده ها و متشنج شدن شرايط يکی از افراد دادگاه انقلاب به خانواده وعده داد که تعدادی از دستگير شدگان فردا آزاد خواهند شد.خانواده ها تا پايان وقت اداری به تجمع اعتراضی خود در مقابل دادگاه انقلاب ادامه دادند.

از طرفی ديگر دستگير شدگان مرد، روز جهانی کارگر از زمان دستگيری تا به حال از شرايط و وضعيت آنها خبری در دست نيست و هيچکدام از آنها با خانواده خود تماسی نداشته اند. گفته می شود که همگی آنها در بند ۲۴۰ زندان اوين بسر می برند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، يورش به خانواده های دستگير شدگان و مورد ضرب وشتم قرار دادن آنها و بازداشت موقت بعضی از اعضای خانواده های دستگير شده را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر و سازمان جهانی کار خواستار مداخله برای آزادی فوری وبی قيد وشرط آنها است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران


27 ارديبهشت 1388    11:43

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت.نامه اتحاديه کارگران پست کانادا به مقامات رژيم در اعتراض به سرکوب تظاهرات اول ماه مه



آقايان عزيز،



من اين نامه را بنمايندگى از طرف ٥٦ هزار عضو اتحاديه كارگران پست كانادا مينويسم كه نگرانى خود را از اينكه تظاهرات و مراسم روز كارگر در پارك لاله تهران مورد هجوم نيروهاى امنيتى و انتظامى قرار گرفت اعلام كنم. بسيارى از مردمى كه در اين مراسم شركت كرده بودند مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و بيش از ١٥٠ نفر بازداشت شدند. تجمعات اول ماه مه در شهرهاى ديگر از جمله سنندج نيز مورد حمله نيروهاى انتظامى و لباس شخصيها قرار گرفته و بسيارى ضرب و شتم و بازداشت شدند. چندين روز پس از اين سركوبها توسط پليس، تعداد زيادى زن و مرد كماكان در بازداشت بسر ميبرند. آنها در شرايط غير قابل قبولى در بند ٢٠٤ زندان اوين محبوس هستند.



اتحاديه كارگران پست كانادا CUPW اين حملات به حقوق كارگران براى سازماندهى و برگزارى مراسمهاى روز جهانى كارگر را محكوم ميكند. ما خواهان آزادى فورى و بيقيد و شرط تمامى دستگيرشدگان اول ماه مه هستيم. ما همچنين از دولت ميخواهيم كه حقوق كارگرى از جمله تشكليابى، تجمع و اعتصاب را محترم داشته، به آزار و اذيت فعالين كارگرى خاتمه بخشيده، تمامى كارگران زندانى را آزاد نموده و در فعاليتهاى تشكلات مستقل كارگران مداخله ننمايد.



با احترام،

دنيس ليميلن

رئيس كشورى

اتحايه كارگران پست كانادا



رونوشت:

info@leader.ir, dr‐ahmadinejad@president.ir, info@judiciary.ir, iran@un.int,

ijpr@iranjudiciary.org, info@dadiran.ir, office@justice.ir, matbuat@mfa.gov.ir; info@police.ir

info@workers-iran.org





ترجمه و تكثير: اتحاد بين المللى در حمايت از كارگران در ايران

www.workers-iran.org

info@workers-iran.org




27 ارديبهشت 1388    10:16

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت : ياس نو نيامده توقيف شد؟

تابناک:پس از انتشار يک شماره از روزنامه ياس نو، دبير هيئت نظارت بر مطبوعات ايران روز شنبه طی نامه ای به محمد نعيمی پور خواستار توقف انتشار اين روز نامه شد.



به نوشته سايت نوروز در حالی که شماره دوم روزنامه ياس نو برای انتشار به چاپخانه ارسال شده بود، دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات با ارسال نامه ای به محل چاپ روزنامه ياس نو به همراه چند مامور جلوی انتشار شماره دوم اين روزنامه را گرفت.



نوروز درباره دلايل توقف مجدد ياس نو نوشته است: ,در پی درخواست اعاده دادرسی و تجديد نظرخواهی در پرونده روزنامه ياس نو توسط سعيد مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران در روز شنبه ۲۶ ارديبهشت ۸۸ و انتقال موضوع به وزارت ارشاد ، ملکيان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و دبير هيات نظارت با ارسال نامه ای به محمد نعيمی پور مديرمسئول روزنامه ياس نو خواستار توقف انتشار روزنامه شد.,



روزنامه ,ياس نو, به مديرمسئولی و صاحب امتيازی محمد نعيمي‌پور، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، از روز شنبه، ۲۶ ارديبهشت‌ماه، پس از نزديک به شش سال توقيف، دوباره منتشر شده بود.



دادگاه در اسفندماه سال گذشته مديرمسئول اين روزنامه را به پرداخت ۱۱ ميليون ريال جريمه نقدی محکوم کرد و آن طور که صالح نيکبخت، وکيل اين روزنامه، خبر داده بود با توجه به عدم اعتراض شاکيان در فرجه قانونی ۲۰ روزه، حکم رفع توقيف اين روزنامه در ابتدای سال جاری برای اجرا صادر شد.



آن طور که منابع خبری در ايران گزارش کرده بودند، قرار بود دور جديد اين روزنامه از دوم خرداد ۸۸ در دسترس مخاطبان ايرانی قرار گيرد، اما به نظر مي‌رسد نزديکی انتخابات رياست ‌جمهوری دهم مسئولان اين رسانه حامی ميرحسين موسوی از نامزدهای اصلی اين انتخابات را بر آن داشته بود که يک هفته زودتر به انتشار اين رسانه دست بزنند.



اين روزنامه که به لحاظ گرايش سياسي، وابسته به حزب مشارکت است، در انتخابات رياست جمهوری از ميرحسين موسوي، آخرين نخست‌وزير ايران، پشتيبانی مي‌کند.



,ياس نو, در دوره اول خود در اسفندماه سال ۱۳۸۱ و در آستانه انتخابات شوراهای دوم منتشر شد و پس از آن، حدود يک سال فعاليت خود را ادامه داد تا آنکه پيش از انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی توقيف شد.



در حالی خبر توقيف سومين بار روز نامه ياس نو منتشر می شود که مقامات رسمی ايران هنوز در اين باره اظهار نظر نکرده اند.


27 ارديبهشت 1388    08:07

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت : نبود شبکه فاضلاب، آب تهران را آلوده کرده است

مهر: منابع آب های زير زمينی تهران به علت نبود شبکه فاضلاب شهری در اين کلان شهر آلوده شده است. هادی حيدرزاده رئيس ستاد محيط زيست شهرداری تهران با بيان اين مطلب در گفت وگو با مهر، موضوع آلودگی آب تهران و استفاده ناگزير را از آب های زير زمينی چالشی جدی و واقعی برای پايتخت نشينان خواند که برخی مديران از نزديک شدن به آن پرهيز دارند.مشاور شهردار تهران در امور محيط زيست و توسعه پايدار با اشاره به اين که شهر تهران شبکه فاضلاب شهری ندارد و جزو 10 کلان شهر آخر جهان به لحاظ مديريت شبکه فاضلاب است افزود: پايين آمدن ميزان بارش از حد متوسط و همين طور بروز خشکسالی در سال‌های اخير از يک طرف و افزايش جمعيت و بالا رفتن تعداد واحدهای مسکونی و نياز به آب شرب از طرف ديگر ضرورت استفاده و برداشت آب را از سفره های زير زمينی آب در سطح تهران اجتناب ناپذير کرده است.اين کارشناس محيط زيست با اشاره به اذعان سازمان آب منطقه ای به چالش آلودگی آب در تهران اضافه کرد: استفاده از آب های زير زمينی و تزريق آب سفره ها به منابع آب مصرفی در شهر تهران با آگاهی کامل انجام می شود و می توان اين احتمال را داد که آب تهران آلوده به موادی از جنس نيترات باشد و بهتر است مسئولان وزارت نيرو در اين مورد اعلام موضع رسمی کنند.




27 ارديبهشت 1388    07:15

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
21:09 27 ارديبهشت 1388
dar avaz shabakehye fazel darim.fazele harandi, fazele lankarani va... az pishraftehtarin systemhaye fazelab ham behtar gandab suck mizanan.pas az sarnegooniye rezhim baraye sarfehjooii mitoonin az fozalaye bishtari estefadeh konin.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت :روزنامه ياس نو دوباره منتشر شد

بی بی سی :روزنامه ياس نو که پنج سال پيش به وسيله دادستانی توقيف شده بود، از روز شنبه ۲۶ ارديبهشت دوباره منتشر شد.



اين روزنامه در ۱۶ صفحه و با تاکيد بر مسايل سياسی منتشر شده است و عمده مطالب سياسی آن به حمايت از ميرحسين موسوی در انتخابات رياست جمهوری اختصاص دارد.



در صفحه اول اين روزنامه عکس بزرگی از خاتمی و موسوی چاپ شده که آقای موسوی و همسرش زهرا رهنورد را در حال پاسخ دادن به ابراز احساسات طرفدارانشان نشان می دهد. در بالای اين عکس نيز تيتر اول روزنامه نقش بسته است:"خاتمی _ موسوی برای ايران."



محمد نعيمی پور مدير مسئول روزنامه ياس نو که عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت است، در يادداشتی با اشاره به گذشته اين روزنامه نوشته: "بر همان عهد و پيمانيم."



به نوشته آقای نعميی پور، "ياس نو با همان پيمان و عهد بازگشايی می شود تا فروبستگی تفکر و روشنفکری دينی در زمان امروز را مانع شود."



روزنامه ياس نو در اسفند سال ۱۳۸۱ منتشر شد و مدت يک سال انتشار آن ادامه يافت تا آنکه در شب برگزاری انتخابات مجلس هفتم به دستور دادستانی تهران توقيف شد.



اواخر سال گذشته دادگاه، مدير مسئول روزنامه ياس نو را به پرداخت جريمه نقدی (يک ميليون و يک صد هزارتومانی) محکوم کرد و انتشار آن بلامانع اعلام شد.



روزنامه ياس نو و روزنامه شرق در زمان برگزاری انتخابات مجلس هفتم با حکم دادستانی تهران و به دليل انتشار نامه اعتراض آميز نمايندگان به آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در شب انتشار توقيف شدند.



بعد از اعتراض و تحصن گروهی از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم به رد صلاحيت شماری از داوطلبان اصلاح طلب، گروهی از نمايندگان مجلس، نامه انتقادآميری به آيت الله علی خامنه ای نوشته بودند که انتشار اين نامه در روزنامه های ياس نو و شرق به توقيف آنها در همان شب انتشار منجر شد.



بعد از آن نيز روزنامه "وقايع اتفاقيه" به دليل استفاده از کادر تحريری روزنامه ياس نو توقيف شد و مقامات قضايی اعلام کردند که مسئولان روزنامه "وقايع اتفاقيه" پذيرفته اند که اين روزنامه را در اختيار کادر روزنامه توقيف شده "ياس نو" قرار داده اند.



توقيف روزنامه "وقايع اتفاقيه" با واکنش روزنامه نگاران مواجه شد که معتقد بودند که ادامه چنين روالی امنيت شغلی و حق انتخاب شغل برای روزنامه‌نگاران را از بين می برد و بسياری از روزنامه‌نگاران روزنامه‌های توقيف شده بدون اينکه مرتکب جرمی شده باشند از حق قانوني، طبيعی و حقوق بشری خود محروم مي‌شوند.






27 ارديبهشت 1388    07:09

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت:تظاهرات در برلين در پاسخ به فراخوان کارگران ايران در حمايت از دستگير شدگان اول ماه مه

در پاسخ به فراخوان تشکل ها ی کارگری و کارگران کارخانجات مختلف در ايران ، از سوی جمعی از اعضای کمپين دفاع از دستگير شدگان در خارج از کشور، آکسيونی در شهر برلين برگزار شد. برگزاری اين آکسيون، با تظاهراتی بزرگ مقارن بود که که از سوی اتحاديه های سراسری کارگری در برلين، در اعتراض به سرمايه داری و نحوه برخورد با بحران اقتصادی اعلام شده بود. در اين تظاهرات بيش از صد هزار نفر شرکت داشتند.ايرانيان شرکت کننده در اين تظاهرات، ضمن ابرازهمبستگی با کارگران اروپا و دفاع از مطالبات آنان،با تشکيل صفی مستقل ، به جلب حمايت بين المللی از کارگران ايران و دستگير شدگان اول ماه مه پرداختند. تظاهرات کنندگان ايرانی در اين تظاهرات با حمل پلاکاردها و پخش هزاران اعلاميه شرکت کردند.


27 ارديبهشت 1388    10:59

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت :هدف گذاری تحريم کنندگان بنزين ايران روی شرکت های سوئيسی

سرمايه

اديا: درحالی که شماری از نمايندگان کنگره آمريکا خواهان مجازات شرکت هايی هستند که به ايران بنزين صادر می کنند، گزارش های تازه منتشر شده نشان می دهد که بيش از همه، شرکت های سوئيسی مدنظر اين تحريم ها هستند.بنابراين گزارش نزديک به دوهفته از زمانی که بحث ها درباره طرح تحريم واردات بنزين به ايران به اوج رسيده بود، می گذرد. با وجودی که به نظر می رسد اين طرح برای مدتی مسکوت باقی بماند، برخی گزارش ها نيز احتمال می دهد که چند شرکت، تحت فشار آمريکا، صادرات بنزين به ايران را قطع کرده باشند. روزنامه ,بازلر تسايتونگ, می نويسد، عقاب های آمريکايی قصد دارند مشکلات زيادی را برای ايران ايجاد کنند؛ به گزارش اين روزنامه، درحالی که 50 تن از نمايندگان کنگره آمريکا، پيش نويس دو قانون را به کنگره ارائه کرده اند تا تحريم ها عليه ايران را تشديد کنند، هدف اين دوقانون، مجازات شرکت هايی است که به ايران بنزين صادر می کنند. يکی از دو قانون پيشنهادي، مشخصاً شرکت های سوئيسی را مدنظر قرار داده است. در پيش نويس اين قانون آمده است که 80 درصد بنزين وارداتی ايران توسط شرکت های سوئيسی تامين می شود. روزنامه بازلر تسايتونگ می افزايد اين رقم واقعی نبوده و فقط مربوط به ماه فوريه 2009 است. در اين ماه شرکت های نفتی هندی و بريتانيايي، همکاری خود را با ايران به حالت تعليق درآورده بودند. از سوی ديگر، روزنامه ,ميتل لند تسايتونگ, احتمال می دهد اين شرکت ها تحت فشار آمريکا، صادرات بنزين به ايران را قطع کرده باشند. در ماه ژانويه سال جاري، خبرگزاری رويترزگزارش داده بود که شرکت ريلاينس، بر اثر فشار سهامداران و بانک های آمريکايي، بالاخره تصميم گرفت صادرات بنزين به ايران را قطع کند. 50 نماينده کنگره قصد دارند از طريق اين دوقانون به رئيس جمهور اوباما اين امکان را بدهند که شرکت هايی را مجازات کند که در زمينه صادرات بنزين به ايران فعال هستند. دويچه وله گزارش می دهد تعداد شرکت هايی که در اين زمينه فعاليت دارند، زياد نيست. در حال حاضر شرکت های ويتول ، گلنکور و ترافيگورا که مقر اصلی آنها در سوئيس است، در صادرات بنزين به ايران نقش فعالی دارند.

طرح های نمايندگان کنگره آمريکا علاوه بر شرکت های سوئيسي، از شرکت بريتيش پتروليوم، شرکت هندی ريلاينس و شرکت فرانسوی توتال و شرکت بيمه لويدز لندن نام می برند.


27 ارديبهشت 1388    07:04

نظر شما
نام:   افشا
ای-ميل:  
10:28 27 ارديبهشت 1388
وابستگی بتولیدات بیگانه نقطه ضعف هر دولت بورژوازی کمپرادور است


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27ارديبهشت :فرزندفروشى در عراق

اعتماد :امريکا و متحدانش شش سال است با اشغال عراق کودکان بسيارى را بى سرپرست کرده و روزهاى سختى را براى آنها رقم زده اند به گونه يى که برخى ها براى فرار از فقر فرزندان خود را مى فروشند. با گذشت شش سال از جنگ امريکا و متحدانش عليه رژيم صدام و حضور تمام عيار در اين کشور، با شعار زندگى بهتر براى مردم عراق متاسفانه ميليون ها عراقى روزهاى سختى را سپرى مى کنند. به گفته کارشناسان قربانيان اصلى جنگ شش ساله عراق ,کودکان, عراقى هستند که بر اثر جنگ هاى طايفه يى پدر يا مادر خود را از دست داده اند.



,سودابه الرغبى, کارشناس اجتماعى عراق درباره وضعيت کودکان عراقى به فارس گفت؛ هم اکنون کودکان عراقى در بدترين شرايط ممکن زندگى قرار دارند و از ساده ترين حقوق کودکانه خود نيز محرومند. اين کارشناس اجتماعى به پديده جديد ,فرزندفروشى, در شهرهاى عراق اشاره کرد و افزود؛ فقر و بدبختى در عراق موجب انتشار پديده ,فرزندفروشى, در عراق شده و بسيارى از خانواده هاى کم درآمد و فقير فرزندان خود را به باندهاى قاچاق انسان خواهند فروخت.



,الرغبى, هويت خريداران کودکان عراقى را نامعلوم عنوان کرد و گفت؛ هويت آنها تاکنون نامعلوم است اما آنچه مشخص است اين کودکان در داخل مرزهاى عراق باقى نخواهند ماند. پليس عراق نيز با اعلام اينکه هر ماه حداقل 15 کودک عراقى توسط باندهاى قاچاق انسان در عراق خريد و فروش مى شوند، هشدار داد و از دولت ,نورى المالکى, خواست گام هاى جدى براى ريشه کن کردن اين معضل جديد بردارد.



بسيارى از کارشناسان بر اين باورند اين کودکان پس از خروج از مرزهاى عراق مورد سوءاستفاده جنسى قرار مى گيرند و زندگى آنها به تباهى کشيده مى شود.



خانم ,سالمه محمود, کارشناس عراقى که اخيراً درباره اين موضوع تحقيق ويژه يى انجام داده به فارس گفت؛ بيشتر کسانى که توسط باندهاى قاچاق خريدارى مى شوند، دختران زير 18 سال بوده که به احتمال زياد به کشورهاى حاشيه خليج فارس منتقل خواهند شد و مورد سوءاستفاده جنسى قرار خواهند گرفت. بر اساس گزارشى که مجله ,تايم, امريکايى نيز در يکى از شماره هاى خود منتشر کرد، بسيارى از دختران عراقى که به دست خانواده هاى خود به باندهاى قاچاق فروخته مى شوند، باکره بوده و سن آنها زير 16 سال است. ,على الدباغ, سخنگوى دولت عراق نيز در گفت وگو با فارس، وجود پديده قاچاق کودکان عراقى را به خارج از مرزهاى اين کشور انکار نکرد اما از تلاش دولت عراق براى دستگيرى باندهاى قاچاق خبر داد و گفت؛ پليس عراق با همکارى نيروهاى پليس بين الملل باندهاى قاچاق کودکان عراقى را شناسايى و دستگير خواهد کرد. قاچاق کودکان و زنان عراقى به خارج از کشور به تازگى پس از انتشار گزارش هاى مکرر در رسانه هاى عراق، به يک بحران اجتماعى تبديل شده و کارشناسان بر اين باورند ادامه روند اين معضل آينده عراق را به خطر خواهد انداخت. سهولت قاچاق کودکان از عراق و بهاى اندکى که ربايندگان کودکان در اين کشور طلب مى کنند، موجب افزايش اين پديده در شهرهاى فقير عراق شده و اين کشور را به کانون قاچاق انسان در منطقه تبديل کرده است.


27 ارديبهشت 1388    07:50

نظر شما
http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



30 اردیبهشت 1388    10:14


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد