www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:16ارديبهشت//

16ارديبهشت.مجازات اعدام - سياست دولتی ايجاد وحشت/ گزارش فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر


16ارديبهشت.يک زن در ميان اعدام شدگان امروز


16ارديبهشت.بازداشتی های روز جهانی کارگر ممنوع الملاقات هستند


16ارديبهشت :هشدار عفو بين الملل در مورد ادامه اعدام نوجوانان در ايران


16ارديبهشت :گزارشی از تجمع شب گذشته جمعی از فعالان حقوق بشر در برابر زندان اوين


16ارديبهشت :4 نفر امروز در زندان اوين اعدام شدند.


16ارديبهشت :ميزان تلفات جاده‌ای "بسيار بالاتر از زلزله بم


16ارديبهشت :دستگيری روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران در ايران ادامه دارد


16ارديبهشت :در قالب طرح انضباط اجتماعی: اتهام؛ مجرد بودن، حکم؛ تخليه منزل!


16ارديبهشت :انفجار در بازار ميوه بغداد بيش از ده نفر را کشت


16ارديبهشت.آخرين وضعيت سه نوجوان زير اعدام در مصاحبه با وکلاى محکومان


16ارديبهشت. قتل يک شهروند به دست نيروی انتظامی در کرمانشاه


16ارديبهشت. در دو سال اخير 20 واحد صنعتى ديگر در قزوين تعطيل و كارگران آن بيكار شده‌اند


16ارديبهشت.تاييد سنگسار يک مرد در رشت


16ارديبهشت. معلمان در هفته معلم کتک خوردند


16ارديبهشت:75 روز بی خبری از وضعيت يک زندانی سياسی


16ارديبهشت.وزير نفت رژيم در آلمان




16ارديبهشت.مجازات اعدام - سياست دولتی ايجاد وحشت/ گزارش فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر


تغيير برای برابری




fideh- جمهورى اسلامى ايران مجازات مرگ را در قوانين خود حفظ کرده و در حال حاضر از نظر تعداد اعدام ها در جهان پس از چين در رتبه دوم و از لحاظ تعداد سرانه ى اعدام در رتبه ى اول قرار دارد. بنا به گزارش ائتلاف جهانى برضد مجازات اعدام، ايران در سال 2007 حداقل 317 نفر را اعدام کرده است. اين تعداد دوبرابر تعداد اعدام ها در سال 2006 و چهار برابر سال 2005 است. در سال 2008 ، تعداد 346 اعدام در ايران به ثبت رسيده است . در سه ماهه ى اول سال 2009، يعنى از دى تا ابتداى فروردين 1387، سازمان عفو بين الملل 120 مورد اعدام در ايران را ثبت کرده است. اين تعداد قطعا کمتر از تعداد واقعى است، زيرا آمار مربوط به تعداد اعدام هاى انجام شده در کشور در دسترس عموم قرار ندارد.




با نگرانى از تعداد رو به فزونى اعدام ها از يک طرف و تداوم رويه هايى که به صراحت در مغايرت با موازين بين المللى مربوط به مجازات اعدام هستند از طرف ديگر، فدراسيون بين المللى جامعه هاى حقوق بشر (FIDH) تصميم گرفت پژوهشى در باره ى کاربرد مجازات اعدام در ايران انجام دهد.




در دورانى که حرکت به سوى لغو مجازات اعدام در سراسر جهان رو به گسترش است، تمايز جمهورى اسلامى ايران در تعداد زياد اعدام هايى است که در شرايطى آشکارا ناقضِ موازين بين المللى حقوق بشر انجام مى پذيرد. محاکمه های ناعادلانه، اعدام نوجوانان، هدف گيری اقليت های قومی و مذهبی... مجازات اعدام در نقض آشکار تعهدات ايران بر اساس قانون بين المللی حقوق بشر انجام می پذيرد.




قوانينِ جمهورى اسلامى ايران مجازات اعدام را براى تعداد زيادى از جرائم صادر مى کنند، از جمله براى جرائمى که طبق قوانين بين المللى از نوع ,مهم ترين, جرائم به شمار نمى روند، به ويژه جرائم سياسي، اقتصادي، مواد مخدر و جرائم به اصطلاح جنسى و روش های اعدام (در انظار عمومي، سنگسار) غيرانسانی ترين و تحقيرآميزترين روش ها هستند.




گزارش فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر کاربرد مجازات اعدام در ايران را به عنوان بخشی از سياست دولتی سرکوب با هدف ايجاد وحشت در ميان مردم محکوم می کند





16 ارديبهشت 1388    23:29

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت.يک زن در ميان اعدام شدگان امروز




تغيير برای برابری- صبح امروزاز ساعت دو بامداد، جمعيت کثيری از مردم در برابر زندان اوين گرد امده بودند تا مانع اعدام 10 نفری بشوند که در فهرست اعدامی ها بودند، آنها ياحسين می گفتند و از خانواده ها طلب بخشش می کردند. اما در عين حال با ممانعت نيروهای پليس نيز رو به رو می شدند.




برادر زينب هم که خود را به سرعت به تهران رسانده بود آماده بود تا بلکه از خانواده شاکی بخشش بگيرد. سرانجام از 10 نفری که قرار بود اعدام شوند 4 نفر اعدام شدند، تلاش های برادر زينب نظر زاده نيز راه به جايی نبرد و زينب نيز جان باخت. خانواده سه نفر از اعدامی های جوان نيز به همت وکيل آنان آقای مصطفوی و مادران، بخشش و يا مهلت گرفتند. دو تن از مادرانی که بخشيده بودند هنگام خارج شدن از در زندان با استقبال کثير مردم مواجه شدند.




گفتنی است امروز چهارشنبه ساعت 6 بعد از ظهر به وقت برلين امنستی اينترنشنال در اعتراض به اعدام دلارا و ديگر اعدام ها جلو سفارت جمهوری اسلامی تجمعی برگزار می کند .





16 ارديبهشت 1388    23:26

نظر شما
نام:   shahla Nouri
ای-ميل:   shahla.n@bredband.net
11:19 17 ارديبهشت 1388
دوری گزیدن از احکام اسلامی و بخصوص قصاص، اقدامی بس قابل تقدقر است.


آنان که زیر بار این عمل ارتجایی پشتشان خم نمی شود، با احساس افتخار به زندگی ادامه خواهند داد.

باید از این عزیزان تقدیر به عمل بیاید تا دیگران هم ببیند و رژیم هم نتواند، قتل عمد دولتی را به حساب مردم داعدیده بگذارد.

دنیایی بدون سنگسار، اعدام و قصاص باید ساخت.

شهلا نوری


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت.بازداشتی های روز جهانی کارگر ممنوع الملاقات هستند




تغيير برای برابری - خانواده های بازداشت شدگان روز جهانی کارگر همچنان با جواب های ضد ونقيض مسئولين روبرو هستند. به گفته يکی از حاضران روبروی دادگاه انقلاب مسئولين به آنها اجازه ملاقات با مسئول پرونده ها را نمی دهند و فقط به دادن جواب های گمراه کننده اکتفا می کنند. او اضافه می کنند هر لحظه آنها را به تاريخ های نامعلوم ارجاع می دهند در حالی که بازجويی های بازداشت شدگان انجام شده و بازداشت بيش از اين کاملا غيرقانونی است.




روزگذشته خانواده های بازداشت شدگان روز جهانی کارگر دو نامه تنظيم کردند يکی خطاب به قوه قضائيه و ديگری خطاب به دادسرای انقلاب اسلامی تهران. آنها در در نامه های خود ضمن رد هرگونه مجرم بودن اعضای خانواده شان خوستار آزادی بی قيد وشرط آنها شدند. امروز هم جلوی دادستانی انقلاب جمع شدند و پليس مجددا سعی کرد آنان را پراکنده کند و آنها را تهديد به بازداشت کرد. عده ای ديگر از آنهابرای ملاقات زنان بازداشتی - امروز روز ملاقات زندانيان زن بود -به اوين رفتند اما به آنها گفته شد به دستور قاضی حداد کليه بازداشتی های روز کارگر ممنوع الملاقات هستند.




نيلوفر احمدپور همسر مسعود لقمان، روزنامه نگار ضمن اعتراض به بازداشت بی دليل همسرش که او را روزنامه نگار و فعال فرهنگی معرفی می کند می گويد:همسرش وکيل ندارد ومسئولين هم تا آن لحظه به آنها هيچ پاسخ روشنی نداده اند. فقط می گويند خودمان با شما تماس می گيريم و حتی در مورد وثيقه هم صحبتی نکرده اند.




اکرم رحيم پور همسر جعفر عظيم زاده می گويد: جواب مشخصی نمی دهند. اول گفتند وثيقه پنجاه ميليونی بياوريد. حالا می گويند بازجويی هاشون تکميل نشده است. او اضافه می کند که همسرش و ديگران هيچ گناهی نکرده اند که بازداشت شوند و بايد بدون قيد و شرط آزاد شوند.




مادر افسانه عظيم زاده يکی ديگر از بازداشت شدگان می گويد دخترش از بند عمومی زندان تماس گرفته و حالش هم خوب است. مسئولين پرونده هيچ پاسخی نمی دهند. حتی در مورد وثيقه هم صحبتی نکرده اند. او اضافه می کند پارک رفتن جرم نيست و بازداشت دخترش غيرقانونی است.




رزا فرج اللهی دختر مريم محسنی با تاکيد بر اينکه مادرش حق تجمع در روز کارگر را به رسميت می شناسد می گويد آنها مجرم نيستند بلکه از حقشان استفاده کرده اند. او اضافه می کند خانم منيژه محمدی وکيل خانم ها مريم محسنی و شاه نظری از بازداشت شدگان روز کارگر توانسته اند با مسئولين دادگاه انقلاب صحبت کنند. آنها قول داده اند تکليف پرونده های همه بازداداشتی ها را روشن کنند اما الان به خانواده ها می گويند تا شنبه جوابی نمی دهيم و کسی هم آزاد نمی شود.




مادر امير يعقوبعلی فعال دانشجويی و عضو کمپينضمن اعتراض به روند رسيدگی و عدم پاسخگويی مسئولين می گويد: در برخی سايت ها اعلام شده که پسرش عضو سنديکای شرکت واحد است در حالی که امير دانشجو است و طبيعتا چون در اين حرفه شاغل نيست نمی تواند عضو سنديکا باشد. اوبا اشاره به بی گناهی پسرش اظهار اميدواری کرد که هر چه زودتر آزاد شود.





16 ارديبهشت 1388    00:31

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت :هشدار عفو بين الملل در مورد ادامه اعدام نوجوانان در ايران


راديو فرانسه :محمد مصطفايي، وکيل مدافع صفر آنگوتی و امير خالقی که به اتهام قتل پيش از رسيدن به سن هژده سالگی به اعدام محکوم شده اند، از تعليق اجرای حکم اعدام اين دو تن به دستور مقامات قوi قضاييه خبر داد.




قرار بود اين دو تن صبحگاه امروز، چهارشنبه، شانزدهم ارديبهشت در زندان اوين اعدام شوند.




محمد مصطفايی در گفتگويی با خبرگزاری فرانسه گفت: " صبح امروز به زندان اوين مراجعه کرده و در آنجا اطلاع يافته است که اجرای حکم به حال تعليق درآمده است. وکيل مدافع امير خالقی و صفر آنگوتی افزود: نمی داند اين تعليق چه مدت به درازا خواهد کشيد.




روز سه شنبه، سازمانهای مدافع حقوق بشر از جمله عفو بين الملل و ديده بان حقوق بشر خواستار متوقف شدن اجرای اين دو اعدام و بطور کلی ممنوعيت صدور حکم اعدام برای کسانی شده بودند که پيش از رسيدن به سن هجده سالگی مرتکب قتل می شوند.




سازمان عفو بين الملل خواستار جلوگيری از اجرای حکم اعدام دو جوان در ايران شد که پيش از رسيدن به سن هژده سالگی مرتکب قتل شده اند. اين سازمان مدافع حقوق بشر در بيانيه ای که در روز سه شنبه منتسر کرد از تدارک اعدام اين دو جوان برای چهارشنبه (امروز) خبرداد.




در بخشی از اين بيانيه، سازمان عفو بين الملل بر اين نکته انگشت می گذارد که تدارک اعدام اين دو تن چند روز پس از اعدام دلارا دارابي، نشان می دهد که مقامات جمهوری اسلامی ايران هيچ احترامی برای قوانين و موازين بين المللی قائل نيستند. قوانينی که صراحتاً مجازات اعدام و اجرای آن را برای افراد زير هژده سال ممنوع کرده است.




دلارا دارابی نيز در سن هفده سالگی متهم به ارتکاب قتل شده بود ولی پس از يکبار اعتراف تا آخرين دقايق حياتش بر بيگناهی خود پای فشرد.




دو جوانی که عفو بين الملل در مورد برنامه ريزی اعدام آنان هشدار داده است، امير خالقی و صفر آنگوتي، نام دارند و به ترتيب در سن شانزده و هفده سالگی به مرگ محکوم شده اند.




در حال حاضر دست کم صد و سی و پنج نفر، که در سن کمتر از هژده سال به مرگ محکوم شده اند، در جمهوری اسلامی ايران در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.




عفو بين الملل در بيانيه خود تأکيد می کند که "اتفاق نظر جامعه بين المللی عليه اعدام افراد زير هژده سال مؤيد شناخت و پذيرش اين حقيقت است که با توجه به ناپختگي، آسيب پذيري، ساحت غريزی و غير ارادی شخصيت کودکان و نوجوانان و نيز توانائی آنان برای اصلاح پذيری و بازگشت به جامعه انساني، هيچگاه نبايد زندگی و حيات آنان را نابود کرد."




اين سازمان مدافع حقوق بشر در پايان بيانيۀ خود از مقامات جمهوری اسلامی ايران می خواهد با تصويب قوانينی تازه، يکبار و برای هميشه به اعدام افرادی که پيش از رسيدن به سن هژده سالگی مرتکب قتل می شوند، پايان دهند.




خبرگزاری فرانسه در پايان گزارش خود می نويسد مقامات ايرانی در حال تهيه طرحی قانونی هستند که در آن مجازات های سبک تری برای افراد به سن هژده سالگی نرسيده، پيش بينی شده و صدور حکم اعدام برای اين افراد را دشوارتر می سازد.





16 ارديبهشت 1388    18:12

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت :گزارشی از تجمع شب گذشته جمعی از فعالان حقوق بشر در برابر زندان اوين


کميته گزارشگران حقوق بشر :فرخنده احتسابيان




مثال هميشه چهارشنبه ی سياه، روز اعدام است. هوای ابری و دل گرفته حکايتی دارد انگار از همين نفس بريدن های بی حساب که ديگر شمارشی بر آن نيست. صبح شده است. تن های آويخته ی چهار نفر، مرگ را سوغات آورده است برای اوين هميشه اوين.




محمد مصطفايي، وکيل دادگستري، به داخل زندان می رود. تعداد اعدامی های در ليست، ده نفر بوده، 9 مرد و يک زن، زينب نظرزاده.




امير خالقی و صفر انگوتی زير هيجده سال بودند و حسين علی شير موقع ارتکاب جرم 23 سال داشت. و مادران صلح از قوه قضاييه خواستار توقف حکم هر سه شده بودند . قرار بود که در آخر نامه اسم زينت نظر زاده نيز نوشته شود که متاسفانه به دليل شتابزدگی فراموش شده بود . حکم اين سه نفر فعلا به تعويق افتاد. برای امير خالقی فرصت گرفته شد تا پول لازم تهيه شود و برای آن دو نفر ديگر بايد در اين فاصله زمانی کسب رضايت از اوليای دم گردد .




در آخرين لحظات مادری که برای اجرای حکم رفته بود عفو کرد ولی متاسفانه به دليل ازدحام جمعيت امکان شناسايی فراهم نشد. در نهايت دو نفر ديگر نيز رضايت دادند.




فضا بسيار سنگين و ازدحام جمعيت بسيار زياد بود . هنگام فراخواندن خانواده شاکيان صدای يا حسين يا زهرا بود که به گوش می رسيد . مادران صلح سعی می کردند به صدای بلند بگويند: ببخشيد يا عفو عفو! مردم حاضر در آنجا نيز با آنها همراهی می کردند .




اما در اين جشن مرگ انگار هيچ چيزی فراموش نشده بود. نيروهای بسياری در محل به حالت آماده باش بودند که در آخر تبديل به نيروهای گارد ويژه شده و به صورت ديوار جلوی مردم ايستادند. عجيب بود، عزيزان مردم را داشتند به قتل می رساندند و بی انتظار صدايی که به نشانه اعتراض سر برآورد از دلی که ترسان می تپد. بايد احساساتشان را افسار می زدند . مگر می شود؟




فضای بعد از اعلام نهايی بسيار فضای حزن آلودی بود . مادری فرياد می کشيد: می کشمشون! برادر برای شان خط و نشان می کشيد. در يک لحظه جای خانواده ها با هم عوض شده بود. آنهايی که تا لحظه ای پيش التماس می کردند حالا داشتند خط و نشان می کشيدند. انگار کسی نويد انتقام می داد. خونی که قانون می ريخت و دل بسته ای بايد جبرانش می کرد. باز توليد خشونت. می کشد، کشته می شود، می کشد، کشته می شود و چهارشنبه های سياه باز و باز در آغوش می کشند مرگ را.




هوا کم کم روشن می شد. تهديدها نيز پررنگ تر می شدند که اگر حاضران، محل را ترک نکنند زحمت بردن آنها به دوش مامورين خواهد افتاد!!! چاره ای نبود. حتی برادر زينب را که مظلومانه در آنجا ايستاده بود ترک کرديم ... . باخود گفتم: می شود روزی انسان را بسان انسان قضاوت کنيم؟!!




فرخنده احتسابيان





16 ارديبهشت 1388    15:07

نظر شما
نام:   سعید
ای-ميل:  
09:37 17 ارديبهشت 1388
با سلام


من یک پیشنهاد دارم

تلاش کنیم تا اولیای دم این حق را داشته باشند که برای خاطی علاوه بر مرگ بتوانند به جای آن حبس ابد طلب کنند

در حال حاضر قانون حداک,ر ۱۰ سال را پیش بینی کرده است ولی این دل صاحبان عزا را آرام نمیکند و البته میتوان آنها را به حبس ابد راضی نمود تا مرگ


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت :4 نفر امروز در زندان اوين اعدام شدند.


فارس: 6 نفر از 10 محكوم به قصاص از اولياى دم مهلت گرفتند و 4 نفر ديگر امروز اعدام شدند.




صبح امروز 10 نفر از محكومان به قصاص كه همگى متهمان پرونده قتل بودند در زندان اوين به پاى چوبه‌دار رفتند.


9 نفر از اين متهمان مرد بودند كه سن كوچكترين آنها 17 سال بود اما يك زن به نام زينب نيز در بين آنها به چشم مي‌خورد كه به واسطه قتل شوهرش به قصاص محكوم شده بود.


از ميان اين متهمان 4 نفر از جمله زينب، حميد، صفرعلى و حسن‌على به دار آويخته شدند اما 6 نفر ديگر موفق شدند از اولياى دم مهلت 6 ماه بگيرند و از پاى دار بازگشتند.





16 ارديبهشت 1388    13:31

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت :ميزان تلفات جاده‌ای "بسيار بالاتر از زلزله بم


همشهری :موضوع تلفات و آسيب‌های بالای ناشی از حوادث رانندگی در ايران در سال‌های اخير مورد بحث کارشناسان و رسانه‌ها بوده است.


آمار بالای مصدومين و عواقب بهداشتی و اجتماعی ناشی از آن لزوم ريشه‌يابی علمی و همه‌جانبه علل اين وضعيت را مطرح کرده است.




اخير در نشريه پزشکی Archive of Iranian Medicine دوماهنامه‌ای که بوسيله فرهنگستان علوم پزشکی ايران به زبان انگليسی منتشر مي‌شود،‌ گروهی از پژوهشگران ايرانی داخلی و مقيم خارج و پژوهشگران خارجی به بررسی اين موضوع پرداخته‌اند.




اين مقاله با عنوان "عواقب نامطلوب جراحات حمل و نقل جاده‌ای در ايران پس از موتوري‌شدن سريع" در شماره ماه مه 2009 اين نشريه منتشر شده است.




نويسندگان مقاله از جمله شامل دکتر محسن نقوی و دکتر فرشاد پورملک از دانشگاه واشنگتن در سياتل، دکتر سعيد شهراز از دانشگاه هاروارد،‌ دکتر ناهيد جعفری و دکتر محمد اسماعيلی مطلق از مرکز توسعه و ارتقای سلامت در وزارت بهداشت،‌درمان و آموزش پزشکی هستند.




نويسندگان در مقدمه مقاله به اهميت موضوع تلفات جاده‌ای از لحاظ بهداشتی اشاره مي‌کنند. بر اساس آمار وزارت بهداشت، حوادث رانندگی اکنون پس از حمله قلبی و سکته مغزی به سومين علت مرگ و مير، و اولين عامل معلوليت‌ها در ايران بدل شده است.




آنها با مقايسه ميزان تلفات جاده‌ای در ايران با کشورهای ديگر مي‌پردازند، و به فاصله زياد ايران با ميانگين‌های منطقه‌ای و جهانی اشاره مي‌کنند: در حاليکه در ايران در سال 2002، 44 مورد مرگ به ازای 100000 نفر جمعيت (حدود 30000 نفر) رخ داد در کشورهای حوزه مديترانه‌ شرقی و شمال آفريقا که براساس تقسيم‌بندی اپيدميولوژيک سازمان جهانی بهداشت، ايران در آن قرار دارد- اين رقم 26 است. در کشورهای مانند آلمان و کانادا اين رقم به ترتيب 9 و 6 و ميانگين جهانی حدود 19 در 100000 است.




اين ميزان تلفات جاده‌ای به قول نويسندگان "بسيار بالاتر شمار تلفات ناشی از زلزله بم در ساله 2003 است،‌که يکی از بدترين مصائب طبيعی در ايران در سال‌های اخير بوده است."




نويسندگان سپس به يک مشکل عمده در بررسی اين موضوع اشاره کرده‌اند و آن نقصانی است در نظام ثبت مرگ‌ها در ايران چه از لحاظ پوشش کشوری و چه از لحاظ کيفی از لحاظ دقت اطلاعات وجود داشته باشد و جود داشته است.




به گفته‌ نويسندگان در سال‌های اخير اصلاحاتی در اين نظام به عمل آماده و کيفيت و پوشش نظام ثبت مرگ بهبود يافته است. در نتيجه آمار قابل‌اعتمادتری از ميزان تلفات جاده‌ای به دست آمده و در نتيجه موضوع مورد توجه عمومی قرار گرفته است.




نويسندگان آمار مشروحی از ميزان تلفات و آسيب‌های ناشی از حوادث رانندگی به تفکيک سن و جنس و وسيله نقليه عامل حادثه در سال 2005 ارائه مي‌دهند و بعد به تجزيه و تحليل اين داده‌ها مي‌‍‌پردازند.




اين پژوهشگران بر مبنای اين اطلاعات، سعی مي‌کند به اين سوال اصلی پاسخ دهند که چرا ميزان مرگ و مير ناشی از حوادث رانندگی در ايران بالاست و اين علل را مطرح مي‌کنند:




خصوصيات ژئوپلتيک ايران




خصوصيات ژئوپلتيک و اجتماعی منحصر به فرد ايران که " به مشکلات ساختاری گسترده‌ای در بخش حمل و نقل" انجاميده است. آنها همچنين به درصد بالای جمعيت جوان در ايران را ذکر مي‌کنند که "ممکن است عامل خطرسازی برای قرارگيری بيشتر در معرض آسيب‌های ترافيکی باشد."




پارادوکس يارانه بنزين




نويسندگان به قيمت بسيار پايين بنزين و گازوئيل در مقايسه با ساير کشورها - ايران پس از ونزوئلا و ترکمنستان پايين‌ترين قيمت بنزين در جهان را دارد- به علت يارانه‌های دولتی اشاره مي‌کنند. اين پژوهشگران مي‌گويند قيمت پايين بنزين، به همراه قيمت پايين بيمه‌ها و هزينه پايين تعمير و نگهداری ماشين‌ها و موتورسيکلت، استفاده از اين وسائل نقليه را برای اغلب مردم امکان‌پذير مي‌کند،‌ و "‌در دراز با مدت به افزايش قابل‌توجه سفر" با اين وسائل نقليه منجر مي‌شود و اين موضوع به نوبه خود به طيفی از تاثيرات منفی مي‌انجامد از جمله کيفيت بد هوا و ازدحام ترافيکی در مراکز کلانشهری.




نويسندگان برای نشان دادن تاثير قيمت بنزين در حوادث رانندگی به وضعيت تلفات جاده‌ای در آمريکا را شاهد مي‌آورند که افزايش اخير در قيمت بنزين باعث کاهش مرگ‌های ناشی از حوادث جاده‌ای شد، از طرف ديگر آمريکا که در ميان کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) ارزان‌ترين بنزين را دارد، بالاترين رقم را صدمات ترافيک جاده‌ای را در ميان کشورهای پردرآمد را دارد. (رقم تلفات جاده‌ای در آمريکا 19 در 100000 است).




در عين حال آنها توضيح مي‌دهند که يارانه‌های سوخت به نفع فقرا نيست چرا که استفاده از وسائل نقليه خصوصی را تشويق مي‌کند و به اين ترتيب اين يارانه‌ها نصيب اقشار فقير نمي‌شود، به طوريکه بر اساس آمار سال 2000 ، بالاترين صدک درآمدی جامع نسبت به پايين‌ترين صدک درآمدي، 78 برابر بيشتر يارانه بنزين دريافت کرده بودند.




شکست در توسعه حمل و نقل عمومی




به گفته اين پژوهشگران در ايران بخش حمل و نقل نسبت به ساير بخش‌های اقتصادی بسيار توسعه‌يافته‌تر است. اما اين بخش دچار مشکلاتی اساسی هم هست، از جمله سهم پايين‌تر جاده‌ در استان‌های با بالاترين تراکم جمعيت، ميانگين بالای عمر وسائل نقليه، عقب‌ماندگی حمل ونقل ريلی نسبت به حمل و نقل جاده‌ای.




يک مشکل اساسی ديگر به نظر اين نويسندگان، "حمل و نقل غيررسمی و بدون نظارت مسافران بوسيله وسائل نقليه خصوصی"‌ در بسيار شهرهای بزرگ ايران است.




به قول آنها "مسافرکشی شغل دوم بسياری از کارمندان و شغل اول بسياری از بيکاران است و متاسفانه هيچ اطلاعات مفيدی در مورد ميزان و کيفيت اين نوع غيررسمی حمل مسافر در ايران وجود ندارد."




از طرف ديگر به گفته آنها ميزان حمل و نقل عمومی بين‌شهری در ايران در فاصله 10 ساله 1997 تا 2006 افزايش نيافته است و "نسبت حمل و نقل عمومی در کشور در سال 2008 تنها 7.1 درصد از کل"‌ بوده است.




اين عدم رشد حمل و نقل عمومی ممکن است "هم به علت افزايش شمار مسافرکش‌های غيررسمی و هم افزايش استفاده از خودروهای شخصی در کشور باشد."




سوددهی کم در اين بخش، به فرسودگی ناوگان وسائل نقليه عمومی بين‌شهری انجاميده است،‌ به طوری که مثلا "ميانگين عمر ميني‌بوس‌هايی که عمدتا برای حمل و نقل مسافر بين شهرهای کوچک و روستا مورد استفاده قرار می گيرند، 20 سال است."




در بخش توليد وسائل نقليه نيز توجه بيشتر به بازار سودآورتر توليد وسائل نقليه شخصی بوده است، نه توليد وسائل نقليه عمومی مانند اتوبوس و ميني‌بوس.




آنها مي‌گويند که اين غفلت از توسعه حمل و نقل عمومی اثرات عميقی بر ايمنی جاده‌ای به جای مي‌گذارد چرا که اتوبوس‌ها به خاطر حجم و اندازه محافظت بيشتری نسبت به اتومبيل و موتورسيکلت ايجاد مي‌کنند.




آنها نتيجه‌گيری مي‌کنند که "تغيير الگوی مسافرت شهری از اتوبوس به موتورسيکلت بيانگر تعويض يکی از ايمن‌ترين وسائل حمل و نقل با يکی از خطرناکترين آنها است."




رشد سريع توليد وسائل نقليه




نويسندگان به رشد سريع صنعت خودروسازی در ايران اشاره مي‌کنند در رابطه مستقيم با اقتصاد متکی بر نفت و گاز است.




آنها ضمن توضيح خصوصيات صنعت خودروسازی در ايران که حمايت‌های مختلف اقتصادی از آن به عمل مي‌آيد، مي‌گويند در چنين وضعيتی در پاسخ به تقاضای مردم برای داشتن اتومبيل و موتورسيکلت، نهايتا به توليد تعداد بيشتر و بيشتر وسائل نقليه شخصی مي‌انجامد.




به گفته آنها روند مشابهی در بسياری از کشورهای پيشرفته در نيمه اول قرن بيستم هم رخ داد.،‌اما دولت در اين کشورها به اعمال مقراراتی اتومبيل‌سازان را مجبور کردند که وسائل نقليه ايمن‌تری بسازند، در حاليکه رشد صنعت اتومبيل‌سازی در ايران بدون اعمال چنين کنترل‌هايی صورت گرفت.




يک تحول ديگر رشد بي‌سابقه توليد موتورسيکلت در دهه گذشته بوده است. از طرف ديگر به خصوص در سال‌های اخير تقاضا برای استفاده از موتورسيکلت به عنوان وسيله مسافرکش در شهرهای بزرگ مانند تهران در حال افزايش بوده است و افزايش نرخ بيکاری نيز اين وضعيت را تشديد کرده است.




فقدان تجهيزات ايمنی در اتومبيل‌ها و موتورسيکلت‌های غيرايمن




به گفته نويسندگان با وجود در دسترس بودن تکنولوژی ايمن‌سازی وسائل نقليه، اعمال مقرارت و استفاده از آنها تنها د رسال‌های اخير مورد توجه قرار گرفته است.




بر اساس نتايج يک بررسی در سال 2005 که در اين مقاله آمده است، اجبار به بستن کمربند ايمنی در اتومبيل تا حدودی با موفقيت روبه رو بوده است، اما "استفاده از کلاه ايمنی در موتورسيکلت‌ها تنها 7.3 درصد بود."




بعد ديگر مشکل فقدات تجهيزات ايمنی در وسائل نقليه است.






اين پژوهشگران مي‌نويسند:‌"عليرغم اينکه قانون از سال 1999 توليدکنندگان را ملزم مي‌کند که ماشين‌هاي‌شان را با کمربندهای ايمنی استاندار مجهز کنند،‌40 درصد ماشين‌های موجود پيش از سال 1999 توليد شده‌اند،‌ و کمربند ايمنی استاندارد ندارند، يا اصلا فاقد کمربند هستند."




"بر اساس آمار رسمی تنها هفت نوع ماشين از 37 نوع ماشين توليدشده يعنی تنها 6 درصد ماشين‌هاح دارای کيسه هوايی و سيستم ترمز ضدقفل‌شدن ABS هستند."




نويسندگان به خصوض رشد استفاده از موتورسيکلت را نگران‌کننده مي‌دانند چرا که آمار نشان‌دهنده سهم قابل‌توجه اين وسيله نقليه در حوادث مرگبار و غيرمرگبار جاده‌ای است.






آنها مي‌نويسند: "تقريبا هيچکدام از ميليون‌ها موتورسيکلت در حال حرکت تجهيزات ايمنی مانند حفاظ پا را ندارند. روستائيان صاحب 2 ميليون موتورسيکلت هستند‌و در جاده‌هايی ناايمن رانندگی مي‌کنند که تنها حدود نيمی از آنها گشت پليس وجود دارد."




آنها به خصوص عواقب افزايش شديد تقاضا برای خريدن موتورسيکلت بوسيله اقشار فقير در دهه‌های اخير اشاره مي‌کنند که بوسيله آنها به عنوان يک ابزار ارزان برای کسب درآمد از راه مسافرکشی در شهرهای بزرگی مانند تهران به کار مي‌ر‌وند.




آنها نتيجه‌گيری مي‌کنند: "افزايش حوادث جاده‌ای در ايران پيامد موتوري‌شدن عنان‌گسيخته و کنترل‌نشده حمل و نقل تحت تاثير نيروهای صنعت خصوصی بوده است. در واقع اين منافع اقتصادی هنگفت در ايران تعيين‌کننده اصلی سياست حمل و نقل بوده و منافع عمومی از لحاظ ايمنی حمل و نقل ناديده گرفته شده است."




نويسندگان در پايان مقاله‌شان اشاره مي‌کنند که ايران اولين کشوری نيست که با مشکل افرايش سريع تلفات جاده‌ای روبه‌رو بوده است و بسياری از کشورهای پردرآمد نيز پيش از دهه 1970 با همين مسئله مواجه بودند. اما در اين کشورها در از ابتدای دهه 1970 رشته‌ای از اقدامات به عمل آمد باعث معکوس‌شدن اين روند شد،‌از جمله اعمال شديدتر مقررارت ايمنی رانندگي، ساختن زيربناهای بهداشت عمومي، افزايش دسترسی افراد به خدمات بهداشتي،‌و کنترل رشد توليد وسائل نقليه موتوری.




اما در مورد ويژه ايران، اين پژوهشگران تاکيدشان بر "هدايت صنعت اتومبيل‌سازی به ساختن ماشين‌ها و موتورسيکلت‌های کمتر،‌ اما ايمن‌تر است"




و دستيابی به چنين هدفی به نظر آنها در گرو به کار بستن خطی مشي‌هايی مانند "جايگزينی بيمه‌های ارزان‌قيمت ماشين‌ها و موتورسيکلت‌ها با بيمه‌های با کيفيت بالا اما با قيمت بالا و اجباري، حل پارادوکس قيمت به طور مصنوعی پايين‌ نگهداشته‌شده سوخت، محدود کردن حمل کالا و مسافر بين و درون شهری و بين‌روستايی با موتورسيکلت، و افزايش ناوگان حمل و نقل عمومی و جذاب‌‌‌تر کردن آنهاست."




در نهايت آنها مقاله‌شان را با اين نتيجه‌گيری به پايان مي‌برند که حل مشکل تلفات بالای جاده‌ای در ايران "نيازمند همکاری طيف گسترده‌ای از افراد ذي‌نفع و يک رويکرد چند بعدی است که شامل آموزش، اعمال قانون،‌ طراحی بزرگراه‌ها،‌ طراحی وسائل‌ نقليه و مراقبت پزشکی مي‌شود."




اصل مقاله را در اين آدرس مي‌توانيد بخوانيد:




http://www.ams.ac.ir/aim/09123/0012.pdf
">http://www.ams.ac.ir/aim/09123/0012.pdf










16 ارديبهشت 1388    09:34

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت :دستگيری روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران در ايران ادامه دارد


کانون زنان ايرانی : گزارشگران بدون مرز دستگيری سه روزنامه نگار را در روز ١١ ارديبهشت و در حاشيه تظاهرات اول ماه مه محکوم می کند. " دستگيری اين روزنامه نگاران غير قانونی است. مقامات مسئول جمهوری اسلامی سرکوب روزنامه نگاران را بدون دليل و ارائه هيچ حکمی ادامه می دهند."




عليرضا ثقفی سردبير نشريه توقيف شده راه نو و عضو کانون نويسندگان ايران در تاريخ ١١ ارديبهشت و پيش از آغاز تظاهرات از سوی ماموران امنيتی شناسايی و بازداشت شده است. هاله ثقفی که شاهد دستگيری همراه با خشونت و ضرب و شتم همسرش بوده است اعلام کرده است که همسر و پسرش محسن ثقفی به زندان اوين انتقال يافته‌اند. محسن ثقفی در اعتراض به ضرب و شتم پدرش بازداشت شده است.




کاوه مظفری وب‌نگار سايت مدرسه فمينيستی نيز در همين روز از سوی ماموران انتظامی بازداشت شده است. کاوه مظفری پيش از اين چندين بار از سوی مقامات قضايی و امنيتی احضار شده بود.




ماموران وزارت اطلاعات در همان شب به همراه کاوه مظفری بدون هيچ حکم قضايی به منزلش رفته و پس از بازرسی منزل و ضبط همه اسناد و وسائل شخصی جلوه جواهری وب‌نگار سايت مدرسه فمينيستی را نيز بدون ارائه حکم بازداشت و با خشونت به همراه خود برده اند. جلوه جواهری پيش از اين بارها از سوی مقامات قضايی امنيتی احضار و زندانی شده است.




نسرين ستوده وکيل جلوه جواهری و کاوه مظفری به گزارشگران بدون مرز گفت " روند دستگيری موکلان من از آغاز تا بازرسی منزل از سوی ماموران وزارت اطلاعات غير قانونی است." وی همچنين اعلام کرد که شکايتی عليه اين ماموران را تهيه و به مقامات قضايی ارائه خواهد کرد.




مقامات قضايی برای آزادی جلوه جواهری خواهان وثيقه ای ١٠٠ ميليون تومانی شده اند. بنا بر گفته وکيلش اين وب نگار که غير قانونی و بدون هيچ دليلی بازداشت شده است، از پرداخت اين مبلغ خوداری کرده است.




ناصر رزافشان وکيل عليرضا ثقفی نيز با غير قانونی خواندن دستگيری موکلش به گزارشگران بدون مرز اعلام کرده است " عليرضا ثقفی به عنوان روزنامه نگار اين حق رادارد که در اين تجمع حضور يابد و اگر هم به منظور شرکت در تظاهرات به اين محل رفته است در قوانين جمهوری اسلامی شرکت در تظاهرات روز کارگر ممنوع نيست





16 ارديبهشت 1388    08:07

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت :در قالب طرح انضباط اجتماعی: اتهام؛ مجرد بودن، حکم؛ تخليه منزل!


آفتاب نيوز



در شرايطی که وضعيت اجتماعی به گونه‌ای پيش مي‌رود که آمار افراد مجرد جامعه مدام در حال افزايش است و عواملی همچون تورم فزاينده، بيکاري، افزايش آمار جدايي، تغيير شيوه‌های زيست و موجب تشديد اين روند شده‌اند؛ در چند روز گدشته بحث جمع آوری خانه‌های مجردی موجی از نگرانی را در ميان شهروندانی که ناچارند به اين طريق زندگی کنند برانگيخت.




ماجرا از آنجا آغاز شد که سردار رجب زاده فرمانده انتظامی تهران بزرگ در ابتدای اجرای طرح انضباط اجتماعی در منطقه ۱۲ که يکی از مناطق مرکزی تهران است از جمع آوری خانه‌های مجردی منطقه در کنار مبارزه با تبهکاران و فروشندگان و قاچاقچيان مواد مخدر و پی گيری اين طرح در ديگر مناطق تهران خبر داد و خانه‌های مجردی را عامل تجمع تبهکاران دانست. [+]




اما اعلام اين طرح با واکنش‌های مختلف رسانه‌ها و برخی صاحب‌نظران مواجه شد. آنچنان که مجيد نصيرپور نايب رئيس کميسيون اجتماعی مجلس در واکنش به آن از مشخص نبودن تعريف خانه مجردی و منع شرعی و قانونی ورود حکومت به حريم خصوصی مردم سخن گفت و سردار ساجدی نيا معاون عمليات پليس تهران با ابراز بي‌اطلاعی از چگونگی اجرای طرح آن را به برخورد با بيقوله‌های جرم‌خيز تقليل داد.




حال به نظر مي‌رسد با اجرای اين طرح يک جرم به جرايم قابل ارتکاب جامعه افزوده مي‌شود. اينکه کسی مجرد باشد و يا در اثر حادثه طلاق مجرد شود، اينکه يک فرد مجرد به خاطر محل کار يا تحصيل مجبور به زندگی مجردی باشد و از همه بدتر اينکه فرد به دليل مضيقه در معيشت اقتصادی ناچار باشد با اشخاص ديگری هم خانه شود، از ديد بانيان اين طرح مي‌تواند جرم باشد.




هيچ کس منکر آن نيست که وظيفه پليس پيش‌گيری از وقوع جرم و جلوگيری از گسترش جرم در هنگام وقوع جرايم مشهود است اما مسلم است که اين وظيفه بايد از مبادی قانونی خود انجام شود و مقابله با يک بي‌قانونی از راه زير پا گذاشتن قوانين ديگر امری است که به هيچ وجه قابل توجيه نيست.




دکتر نعمت احمدی کارشناس حقوقی و وکيل دادگستری در بررسی تعارضات قانونی اين طرح به آفتاب مي‌گويد: ,طرح جمع آوری خانه‌های مجردی با چندين اصل از اصول قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی مغايرت دارد. چنانکه اين طرح با اصل ۳۶ قانون اساسی که مي‌گويد حکم به مجازات و اجرای آن بايد ازطريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد، با اصل ۳۲ که مي‌گويند هيچ کس را نمی توان دستگير کرد مگر به حکم و ترتيب قانونی و در صورت بازداشت موضوع اتهام بايد با ذکر دليل ظرف مدت ۲۴ ساعت به متهم تفهيم شود و با ماده ۱۱۴ قانون مجازات اسلامی که تصريح مي‌کند متهم بايد از سوی دادگاه صالح و به صورت مکتوب احضار شود و مهم تر از همه با اصل ۳۷ قانون اساسی مبنی بر برائت افراد تا پيش از اثبات مجرميت در دادگاه صالح، مغايرت دارد,.




وی همچنين معتقد است: ,قوانين بسياری مقامات قضايی و انتظامی را از ورود به حريم خصوصی افراد منع کرده‌اند؛ اما مشخصاً ورود به محل زندگی افراد بدون مجوز قضايی مشخص و بدون طی مراحل مربوط به تفهيم اتهام با اصل ۲۲ قانون اساسی که مي‌گويد حيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مغايرت دارد. از سوی ديگر علی رغم اينکه اصل ۳۱ قانون داشتن مسکن متناسب با نياز هر فرد را حق او دانسته و دولت را موظف به تحقق اين اصل دانسته جمع‌آوری خانه‌های مجردی عده زيادی را مستقيم و غير مستقيم از داشتن مسکن محروم خواهد کرد,.




طرح مذکور علاوه بر داشتن چنين تناقضات قانونی در صورت اجرا مي‌تواند تبعات اجتماعی ديگری را نيز در پی داشته باشد. جرم انگاری تجرد و هراس جامعه از در اختيار قرار دادن امکان سکونت به افراد مجرد مي‌تواند بيش از پيشگيری از وقوع جرم خود عامل سوق يافتن افراد به ويژه جوانان به سمت اعمال مجرمانه در اثر نوعی سرخوردگی اجتماعی باشد.




دکتر قرايی مقدم استاد دانشگاه و جامعه شناس در اين مورد معتقد است: ,با افزايش تعداد دانشگاه‌ها در سطح کشور و به ويژه در شهر تهران که از امکانات خوابگاهی کافی برخوردار نيستند و همچنين وجود موج مهاجرت به شهرهای بزرگ جهت اشتغال، تعداد زيادی از جوانان ما ناچارند به صورت مجردی و گاه دسته جمعی زندگی کنند. حال مطرح کردن چنين مسائلی از سوی نيروی انتظامی نه تنها به افزليش نارضايتی جوانان از پليس دامن مي‌زند بلکه صدمات فرهنگي، روحی و روانی جبران ناپذيری را به اين قشر وارد مي‌آورد؛ زيرا اين مسئله باعث به وجود آمدن نگاه بدبينانه به فرد مجرد در خانواده‌ها و جامعه مي‌شود و نوعی انگ و برچسب زدن را تداعی مي‌کند که مي‌دانيم به لحاظ روانی تا چه حد در سوق يافتن افراد به عمل مجرمانه موثر است. حال در جايی که بايد قانون و نيروی انتظامی به عنوان نگهبان امنيت جامعه اين نگاه نا امن و بد بينانه را تعديل نمايد، مي‌بينيم که خود به آن دامن مي‌زند و سبب ايجاد نا امنی فکری و روانی و به وجود آمدن صفت بدبينی و جاسوسی در ميان مردم مي‌شود. همينطور اينکه کسانی پيش از آنکه جرم شان مشخص باشد دستگير و خانه شان پلمپ شود موجب کدر شدن چهره و وجهه نظام مي‌شود,.




دکتر قرايی در گفت‌وگو با آفتاب همچنين مي‌گويد: ,در اغلب کشور‌های دنيا مرسوم است که فرد پس از رسيدن به سن قانونی زندگی مستقل و مجردی خود را در پيش مي‌گيرد تا مستقل ومتکی به نفس بار بيايد، رشد کند و بتواند بياموزد چگونه از عهده اداره زندگی خود برآيد. بررسي‌ها نشان داده است کسانی که زندگی مجردی را تجربه کرده‌اند از نظر اجتماعی افراد کارآمدتری هستند و بهتر مي‌توانند در يک زندگی خانوادگی نقش ايفا کنند. زيرا بررسي‌ها نشان داده است کسانی که زندگی مجردی را تجربه کرده‌اند از نظر اجتماعی افراد کارآمدتری هستند و بهتر مي‌توانند در يک زندگی خانوادگی نقش ايفا کنند. با اين وجود رفتار جامعه ما طوری است که جوان را سايه پرور و متکی به غير بار مي‌آورد و متآسفانه چنين تصميماتی نظير طرح جمع آوری خانه‌های مجردی وقتی به اين نحو مطرح مي‌شود به اين مسئله دامن مي‌زند,.




دکتر حميدرضا جلايی پور جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران نيز با اينکه ترجيح مي‌داد در مورد اين طرح اظهار نظری نکند، به آفتاب گفت: ,افراد زيادی در اين جامعه حال يا به اختيار يا به اجبار به صورت مجردی و گاه گروهی زندگی مي‌کنند؛ اينکه بخواهيم به بهانه مبارزه با مجرمانی که آنها هم احتمال دارد اين چنين زندگی کنند، به اين شکل با خانه‌های مجردی برخورد و دولت و نيروی انتظامی را مستقيم وارد چنين طرح هايی کنيم به هيچ وجه درست نيست. در حاليکه لازم است شرايط را به گونه‌ای پيش ببريم که گروه‌های اجتماعی و خانواده‌ها خود به کنترل و هدايت امور بپردازند و نيروی پليس را بيشتر در مبارزه با جرم‌های محرز به کار بگيريم,.




در نهايت به نظر مي‌رسد کارشناسی نکردن امور، عدم توجه به تبعات استفاده از کلمات و تعاريف آنها در عرصه اجتماعی و نيز اقدام شتابزده از جمله دلايلی هستند که در ابتدا موجب مطرح شدن چنين بحث‌ها و واکنش‌های منفی در جامعه مي‌شوند و در نهايت گاه مسئولان را در موقعيتی قرار مي‌دهد که اظهارات رسمی خود را به شکل غير رسمی تکذيب کنند.





16 ارديبهشت 1388    10:25

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت :انفجار در بازار ميوه بغداد بيش از ده نفر را کشت


بی بی سی: انفجار در جنوب بغداد شماری کشته و زخمی بر جای گذاشته است.




روز چهارشنبه، 6 مه (26 ارديبهشت)، بمبی در بازار ميوه و سبزيجات محله الدوره، واقع در منطقه رشيد در جنوب بغداد، پايتخت عراق، منفجر شد که به گفته مقامات وزارت کشور عراق، دست کم يازده نفر را کشته و بيش از سی و پنج نفر ديگر را زخمی کرده است.




زخمی های اين انفجار به بيمارستان های بغداد انتقال يافته اند و منابع محلی احتمال افزايش آمار تلفات اين حادثه را منتفی ندانسته اند.






اين انفجار حدود ساعت 7 بامداد به وقت محلی و زمانی روی داد که مراجعه مشتريان برای خريد به اين بازار عمده فروشی آغاز شده بود.




اکثر ساکنان الدوره را پيروان تسنن تشکيل می دهند اما اين محله همچنين محل سکونت اقليت قابل توجهی از شيعيان، مسيحيان آشوری و ساير اقليت های دينی است.




در جريان حمله نيروهای ائتلاف به عراق در مارس 2003، اين محله، که گفته می شد محل پنهان شدن پسران صدام حسين است، هدف بمباران هوايی آمريکائيان قرار گرفت که تلفاتی نيز در پی آورد.






پس از سقوط رژيم سابق عراق، الدوره به تدريج به يکی از محله های نا امن و نا آرام بغداد مبدل شد که شاهد موارد متعدد بمب گذاری و درگيری های مذهبی به خصوص حمله به مسيحيان و مراکز دينی آنان بود.




محله خطرناک

تا سال 2007، از محله الدوره به عنوان يکی از خطرناک ترين نقاط عراق و محل تجمع شورشيان وابسته به شبکه القاعده نام برده می شد.




در پی اجرای سياست جديد آمريکا برای برقراری امنيت در بغداد و مناطق اطراف آن و تشکيل شوراهای بيداری برای مقابله با نفوذ شورشيان القاعده، شرايط محله الدوره طی حدود دو سال اخير بهبود يافته و حتی مسيحيان توانسته اند اماکن دينی خود را بازگشايی کنند.




با اينهمه، در هفته های اخير مناطق مختلف عراق، از جمله پايتخت اين کشور، شاهد وقوع چند مورد بمب گذاری بوده که مراکز پر رفت و آمد غيرنظامی را هدف قرار داده اند.




از جمله، ماه آوريل شاهد چند مورد بمب گذاری در محله هايی در بغداد بود که اکثر ساکنان آن را شيعيان يا مخلوطی از شيعيان و سنيان تشکيل می دهند که يادآور تنش های فرقه ای بود که در سال 2006 آغاز شد و يک رشته عمليات تلافی جويانه و پر تلفات را در پی آورد.




تشديد خشونت در بغداد پس از حدود دو سال آرامش نسبی در حالی گزارش می شود که قرار است نيروهای آمريکايی تا کمتر از دو ماه ديگر از تمامی مناطق شهری عراق خارج شوند و حفظ امنيت شهرها را به نيروهای عراقی واگذار کنند.




همچنين، براساس قرارداد امنيتی آمريکا و عراق، نظاميان آمريکايی تا پايان سال 2011 به طور کامل از عراق خارج خواهند شد و به اين ترتيب، اشغال خاک اين کشور خاتمه خواهد يافت.




مقامات عراقی تاکيد داشته اند که با وجود تشديد خشونت در چند هفته اخير، برنامه خروج نيروهای آمريکايی از مراکز شهری و خاک عراق طبق برنامه پيش خواهد رفت و نيروهای عراقی مصمم هستند امنيت اين کشور را بدون کمک خارجی حفظ کنند.





16 ارديبهشت 1388    10:29

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت.آخرين وضعيت سه نوجوان زير اعدام در مصاحبه با وکلاى محکومان


خبرنامه اميرکبير


در حالى که سخنگوى قوه قضائيه روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتى خود از تلاشهاى اين قوه براى جلوگيرى از اعدام ‏کودکان سخن گفت، آخرين تلاشها براى توقف اجراى حکم و نجات امير خالقى و صفر انگوتي، دو محکوم به اعدام نوجوان ‏که قرار است بامداد چهارشنبه در زندان اوين اعدام شوند، تا آخرين ساعات انتشار سايت روز، نتيجه بخش نبوده است. اين ‏در حالى است که حکم اعدام امين کارانديش در استان فارس نيز، بتازگى در شعبه ۲۷ ديوان عالى کشور مورد تاييد قرار ‏گرفته است.‏








امير خالقى و صفر انگوتى دو محکوم به ارتکاب قتل در سن زير ۱۸ سالگى که حکم اعدام دريافت کرده اند، روز دوشنبه ‏از زندان رجايى شهر جهت اجراى حکم به زندان اوين انتقال يافته و روز گذشته را در قرنطينه اين زندان به سر بردند و با ‏وجود اميد به اجراى توقف اجراى حکم توسط وکيلشان، تا آخرين ساعات روز گذشته خبر موثقى از توقف اجراى حکمشان ‏دريافت نشد.‏








محمد مصطفايى وکيل دادگسترى که روز گذشته جهت ارائه درخواستنامه توقف اجراى حکم راهى قوه قضائيه شده و ‏ساعتى را نيز در اين قوه به سوال و جواب گذرانده بود، دراين باره به روز مى گويد: امير و صفر هر دو در زير ۱۸ ‏سالگى مرتکب جرم شده اند و طبق تعهدات بين المللى دولت ما که حکم قانون دارد نبايد اعدام شوند. ‏








محمد مصطفايى همچنين در ادامه صحبتهايش به روز مى گويد: روز گذشته براى اينکه نامه توقف اجراى حکم را به دو ‏تن از مديران قوه قضائيه برسانم به آنجا رفتم. زمانى که رسيدم، آقاى جمشيدى در کنفرانس مطبوعاتى حضور داشتند و من ‏هم به آنجا رفتم. ‏








مصطفايى مى افزايد: خبرنگاران زيادى درباره اعدام ونجوانان و بويژه اعدام دلارا دارابى از ايشان مى پرسيدند. جناب ‏جمشيدى در پاسخ به يکى از خبرنگاران گفتند که حکم به وکيل ايشان ابلاغ شده بود و بنده که يکى از وکلاى دلارا بودم در ‏پاسخ به ايشان گفتم که اينطور نبوده و ابلاغى به ما صورت نگرفته بود. که ايشان هم گفتند مى توانيد شکايت کنيد. ‏








اين وکيل دادگسترى ادامه مى دهد که زمانى که مى خواستم از سالن خارج شوم، چند نفر همراهم آمدند و گفتند که به اتاقى ‏برويم و حدود يک ساعت آنجا مورد پرسش و پاسخ قرار گرفتم و بعد بيرون آمدم و البته توانستم نامه ها را به آقاى جمشيدى ‏و آقاى شيرج که مسوول دفتر آقاى شاهرودى هستند برسانم. وى اظهار اميدوارى مى کند که اجراى حکم اعدام اين دو ‏نوجوان تا بامداد فردا متوقف شود.‏








اين در حالى است که سخنگوى قوه قضائيه به عنوان مقام رسمى يک نهاد حکومتي، براى نخستين بار از تلاش براى ‏جايگزين کردن مجازاتى براى نوجوانانى که مجازات حد و قصاص دريافت مى کنند، سخن گفت. دکتر جمشيدى که روز ‏گذشته با توجه به اعدام غير منتظره دلارا دارابى در زندان رشت، مورد پرسشهاى بسيارى درباره اعدام نوجوان قرار ‏گرفته بود، از لايحه دادرسى اطفال در مجلس ياد کرد و گفت: تعيين مجازات‌هاى جايگزين و كاهش ميزان حبس براى سه ‏گروه سنى ۷ تا ۱۲ سال، ۱۲ تا ۱۵ سال و ۱۵ تا ۱۸ سال پيش بينى شده است. وى افزود: در مورد جرايمى كه بايد ‏مجازات‌هاى حد و قصاص جارى شود نيز با توجه به استفتاى صورت گرفته از مراجع تقليد مقرر شده است مجازات حد و ‏قصاص براى كودكان با ساير مجازات‌ها جايگزين شود. ‏








پيش نويس لايحه دادرسى اطفال توسط تيم حقوقى آيت الله شاهرودى روانه مجلس و کليات آن در سال ۱۳۸۵ تصويب شد. ‏اما با وجود بررسى هاى کميسيون حقوقى مجلس، اين لايحه که حساسيتهاى زيادى را نيز برانگيخته است، هنوز وارد ‏صحن علنى مجلس نشده است. اشاره سخنگوى قوه قضائيه به جدا کردن مبحث قصاص از اعدام و تعيين جايگزينى براى آن ‏احتمالا از نتايج اين بررسى است. ‏








‏ بعد از دلارا دارابى که نخستين اعدام شده نوجوان سال ۸۸ خورشيدى بود امير خالقى و صفر انگوتى براى دومين بار ‏نوجوانانى هستند که در معرض تهديد اجراى حکم هستند.امير خالقى در سال ۸۵ در حالى که به خاطر مصرف مشروبات ‏الکلى داراى اراده عقلانى نبود، منجر به قتل يک نوجوان ديگر شد و صفر انگوتى نيز به خاطر عشق به يک دختر ۱۴ ‏ساله، رقيبش را مورد اصابت تيغه چاقو قرار داد و حادثه اى که به خاطر حرکت موتور فرد مضروب به وجود آورد باعث ‏فرو رفتن چاقو در گلوى او و مرگش شد. امير در ۱۶ سالگى و صفر در ۱۷ سالگى محکوم به اعدام شدند و حکم آنها پس ‏از تاييد ديوان عالى کشور، استيذان رئيس قوه قضائيه را نيز دريافت کرد. ‏








در ادامه اخبار حکم اعدام براى زير ۱۸ ساله ها طبق گزارش سايت روز، حکم اعدام امين کارانديش در استان فارس نيز ‏که در نوجوانى مرتکب قتل جوان ديگرى شد و در شعبه ۵ دادگاه کيفرى استان فارس حکم اعدام دريافت کرد، بتازگى در ‏شعبه ۲۷ ديوان عالى کشور مورد تاييد قرار گرفته است. حسين رئيسى وکيل امين دراين باره به روز مى گويد: امين نيز ‏مانند امير، در سن ۱۷ سالگى در حالى که مست بود، در يک دعواى خيابانى مرتکب قتل دوستش شد. او براى اثبات ‏ادعاى خود مبنى بر اين که قصد قبلى در کشتن دوستش نداشته و در آن روز فاقد اراده بود، شهودى را به دادگاه معرفى ‏کرده بود. امين در زندان عادل آباد شيراز زندانى است. زندانى که در ان علاوه بر او يک زندانى محکوم به اعدام ديگر نيز ‏به اسم زربى بى خواجوى که تبعه افغانستان است در آنجا حضور دارد.‏








همچنين رئيسى از احتمال اجراى حکم اعدام افسانه ر. در زندان عادل آباد خبر مى دهد. افسانه ابتدا حکم سنگسار دريافت ‏کرده بود اما سپس اين حکم، به اعدام تغيير يافت.‏








همچنين روز گذشته فعالان زن براى پيش گيرى از اعدام يک زن به نام زينب نظرزاده در زندان اوين تلاشهاى بسيارى ‏کردند. همسرکشى زينب به گفته وکيلش فهيمه حاج محمدعلى نتيجه شرايط نامناسب او و بى حمايتى و بى توجهى از سوى ‏همه نهادهاى حمايتگر بوده است. حاج محمدعلى ابراز اميدوارى کردکه به دستور مقامات قضايى اجراى حکم متوقف شود ‏اما وضعيت اين پرونده نيز تا ساعات پايانى شب گذشته معلوم نشد.‏








سارا مقدم

روزآنلاين





16 ارديبهشت 1388    08:03

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت. قتل يک شهروند به دست نيروی انتظامی در کرمانشاه


مجموعه فعالان حقوق بشر


صبح روز گذشته يک شهروند کرمانشاهی توسط نيروهای انتظامی شهر مذکور به ضرب گلوله از پای درآمد




طی تيراندازی مستقيم ماموران گشت نيروی انتظامی در مقابل بانک مسکن شعبه نقليه کرمانشاه در ساعت 8 صبح، جوان سی ساله ای با هويت نامشخص با اصابت مستقيم گلوله به سر از پای در آمد.




ماموران مذکور دليل تيراندازی مستقيم خود را ظن به شهروند مذکور در خصوص قصد سرقت از بانک عنوان نموده اند اما نظر به ساعت قتل و همچنين به همراه نداشتن هيچگونه سلاحی محتمل به نظر می رسد که اين موضوع نيز جزوی از پرونده قطور خطای انسانی ناجا و يا ناشی از شرايط امنيتی منطقه باشد.



16 ارديبهشت 1388    08:45

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت. در دو سال اخير 20 واحد صنعتى ديگر در قزوين تعطيل و كارگران آن بيكار شده‌اند




ايلنا:‌ دبير اجرايى خانه كارگر استان قزوين گفت: بيش از دو سال از سفر رئيس‌جمهور به استان قزوين مي‌گذرد اما متاسفانه مشكلات كارگرى شركت‌هاى فرنخ، مه‌نخ، نازنخ،‌ پوشينه بافت و لامپ الوند حل نشده است.


عيدعلى كريمى در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا افزود: تنها كارى كه طى اين دو سال انجام شده، واگذارى كارخانه‌ها به شخص ديگرى بوده است؛ در صورتى كه اين كار تاكنون نتوانسته مشكلات كارگران را حل كند و اين در حالى است كه در دو سال اخير 20 واحد صنعتى ديگر نيز تعطيل و كارگران آن بيكار شده‌اند.


كريمى با بيان اينكه از سال 1376 تاكنون 100 واحد صنعتى در استان قزوين تعطيل شده است،‌ اظهار داشت: درحال حاضر 60 هزار كارگر استان بلاتكليف هستند، زيرا سوابق كارى آنها بين 18 تا 29 سال است و هنوز نمي‌توانند بازنشسته شوند.


دبير اجرايى خانه كارگر استان قزوين گفت: از دفتر رئيس‌جمهور انتظار داريم كه با ترتيب دادن ملاقاتى زمينه ارائه مشكلات كارگران سراسر كشور را به رئيس‌جمهور فراهم كنند.





15 ارديبهشت 1388    00:21

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت.تاييد سنگسار يک مرد در رشت


راديو آلمان



عليرضا جمشيدی سخنگوی قوه قضائيه جمهوری اسلامی ايران روز سه‌شنبه تائيد کرد که در اسفندماه سال گذشته مردی در شهر رشت سنگسار شده است. اين مرد کارمندی ۳۰ ساله بوده و به اتهام "زنای محصنه" سنگسار شده است. به گفته‌ی سخنگوی قوه قضائيه زنی که به شرکت در جرم متهم بوده، به علت توبه از مجازات رسته است. در سال‌های اخير بسياری از گروه‌های مدافع حقوق بشر سنگسار را "مجازاتی وحشيانه" دانسته و از جمهوری اسلامی به خاطر اعمال اين نوع از مجازات انتقاد کرده‌اند.





15 ارديبهشت 1388    00:13

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت. معلمان در هفته معلم کتک خوردند

راديو آلمای


معلمان استان تهران که در هفته معلم قصد ديدار با وزير آموزش و پرورش را داشتند توسط نيروهای امنيتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادی از آنان بازداشت شدند. علی باغاني، دبيرکل کانون صنفی معلمان از جزئيات اين واقعه مي‌گويد.




روز دوشنبه چهاردهم ارديبهشت سومين روز هفته بزرگداشت معلم در ايران، جمعی از معلمان استان تهران برای بيان خواست‌های خود مقابل ساختمان آموزش و پرورش در ميدان فردوسی تجمع کردند.اين تجمع با دخالت نيروهای امنيتی و لباس شخصی به زد و خورد کشيده شد و پنج تن از معلمان بازداشت شدند.




علی اکبر باغانی دبيرکل کانون صنفی معلمان مي‌گويد رسول بداقی عضو هيأت مديره کانون همچنان در بازداشت است ولی از وضعيت ساير بازداشت‌شدگان اطلاعی در دست نيست.




دويچه‌وله: آقای باغاني، در تجمعی که ديروز معلمان جلوی وزارت آموزش و پرورش داشتند آقای رسول بداقی از اعضای هيات مديره‌‌کانون صنفی فرهنگيان و پنج معلم ديگر بازداشت شدند. برای ما توضيح بدهيد که ديروز چه اتفاقی افتاد.




علی اکبر باغانی: کانون صنفی معلمان و دبيرخانه‌شورای هماهنگی معلمان سراسر کشور طبق بيانيه‌ای که قبلا صادر کرده بوديم در راستای عدم اجرای قانون خدمات کشوري، به معلمان گفته بوديم که روز دوشنبه جلو وزارتخانه بيايند تا با وزير و معاونت وزير در رابطه با اين موضوع صحبت کنيم. آقای احمدي‌نژاد رييس جمهور در تاريخ ۲۹ بهمن ۸۷ قول داده بودند که قانون خدمات کشوری را از اول فروردين اجرا بکنند ولی متاسفانه به قول خود عمل نکردند. معلمان در تهران و بعضی از شهرستان‌های اطراف تهران در مقابل ساختمان وزرات‌خانه و در شهرستانها در ادارات و در استانها هم در سازمانهای آموزش و پرورش تجمع داشتند. ما هم طبق قراری که داشتيم به جلو وزارتخانه رفتيم. من خودم وارد وزارتخانه شدم تا وزير را متقاعد کنم که با معلمان گفت‌وگويی داشته باشد يا نماينده‌ای برای اين کار اعزام بکند که چرا رييس جمهور قانون خدمات کشوری را که از سال ۸۶ تصويب شده و شورای نگهبان هم آن را تاييد کرده، اجرا نمي‌کند. متاسفانه ما را از وزارتخانه بيرون کردند، در وزارتخانه را در ساعات اداری بستند و از اين طرف هم متاسفانه پليس امنيت و نيروهای امنيتی آمدند و معلمانی را که برای بيان همين خواسته‌ی قانوني‌شان آمده‌بودند، محاصره کردند و زير فشار زياد قرار دادند و شروع کردند به برخورد با معلمين. تعدادی از معلمين را هم دستگير کردند، از جمله آقای بداقي، ولی قول دادند که همان لحظه آزادش مي‌کنند. به همين دليل، ما هم تا نزديک ساعت سه آنجا بوديم، ولی متاسفانه به قول خودشان عمل نکردند و هنوز هم آقای بداقی در بازداشت هستند.








غير از آقای بداقی چند نفر ديگر بازداشت شدند؟








آن لحظه تعداد زيادی بازداشت شدند. آقای بداقی از هيات رييسه کانون صنفی معلمان ايران و تعداد ديگری هم دستگير شدند که بعضي‌هاشان آزاد شدند. ما از تعداد آنها خبر نداريم. در واقع تعدادی هم دستگير شدند که ما خبر موثق ازشان نداريم. گويا يک خانم هم بازداشت شده است.








Bildunterschrift: Groansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: رسول بداقی عضو بازداشت‌شده کانون صنفی معلمانآيا ضرب و شتمی هم از سوی ماموران امنيتی صورت گرفت؟








بله. با وجود اين که ما هيچ اقدامی عليه پليس انجام نداديم، اصلا سياست کانون هم براين نيست، ولی متاسفانه ماموران معلم‌ها را کتک زدند و حتا پيراهن و لباس‌های تعدادی از معلم‌های ما پاره شد و مورد ضرب و شتم شديد نيروهای امنيتی قرار گرفتند. اما کانون مدارا کرد و اقدامی انجام نداد و وقتی ديديم فشار خيلی زياد است، من به معلم‌ها گفتم که پراکنده بشوند تا ما بتوانيم آقای بداقی را آزاد کنيم. با اين که قول دادند، متاسفانه آقای بداقی را آزاد نکردند.








آيا نيروهايی که معلم‌ها را کتک مي‌زدند لباس شخصی بر تن داشتند يا لباس فرم؟








معمولا در نشست‌های معلمين که تا حالا ما داشته‌ايم، انواع نيروها وجود دارند که اکثرا لباس‌دارهای نيروهای انتظامی هستند. اما نيروهای لباس شخصی هم هستند که حالا من نمي‌دانم پليس امنيت‌اند يا نيروهای خاصی ديگری هستند در هر حال آنها هم بودند. معمولا در اين نوع حضور معلمان حتا جلو سازمان، جلو مجلس يا وزارتخانه اين نيروها هم حضور دارند. در اين جريان هم لباس‌شخصي‌ها هم بودند.








آيا امروز برای آزادی آقای بداقی و ديگر بازداشت‌شدگان پيگيری کرديد؟








بله. ما از ديشب وارد اين جريان شديم. آقای بهشتی و بعضی از بچه‌های هيات مديره پيگير اين جريان بودند. من و چند نفر از اعضای هيات مديره به وزارت کشور رفتيم، و اين جريان را با آنها هم در ميان گذاشتيم. اما هنوز پيگيري‌ها برای آزادی ايشان نتيجه‌ای نداده است.








مي‌دانيد الان کجا نگهداری مي‌شوند؟








ايشان ظاهرا در دادسرای انقلاب در خيابان معلم هستند.








آقای باغانی ظاهرا در ساير شهرهای ايران هم تجمعات مشابهی برگزار شده است، از جمله در کرمانشاه. آيا خبری از تجمعات شهرستانها داريد؟








ما خبرهای موثق داريم که در اکثر شهرها، در ادارات آموزش و پرورش برای همين مسئله‌ی عدم اجرای قانون قرار بود با مديران بخش‌ها صحبت بشود و در مراکز استانها هم در سازمانها تجمعاتی بوده ازجمله در کرمانشاه و شهرهای ديگر ايران. چون هفته‌ی معلم است و خواسته‌های معلمين بايد از اين طريق به مسئولين گفته بشود، تجمعاتی بوده اما اين تجمعات خيلی منطقی و آرام و در درون آموزش و پرورش و ادارات انجام شده است. ولی متاسفانه اين برخورد شديد در تهران معمولا روی شهرستانها و استانها هم اثر معکوس مي‌گذارد.








و قدم بعدی کانون صنفی معلمان برای رسيدن به خواست‌هايتان که الان سالها است به دنبال آن هستيد و قرار بوده از اول فروردين اجرايی بشود و نشده، چه خواهد بود؟








هيات مديره‌کانون صنفی که الان آقای بداقی هم از آنها دستگير شده است، سه‌شنبه هفته‌ی آينده شايد هم زودتر از آن، يک جلسه عمومی خواهيم داشت و امروز هم با آقای کروبی ملاقاتی داريم که معلمين کشور آنجا جمع مي‌شوند. از ما دعوت شده تا در آن محلی که روز يکشنبه برای آقای موسوی برگزار شد و معلم‌ها آنجا صحبت کردند، تشکل‌ها و بخصوص کانون صنفی معلمان، امروز ساعت پنج با آقای کروبی جلسه‌ای خواهيم داشت و اين مسايل را مطرح خواهيم کرد که بلکه بتوانيم در صحبت با آقای مير حسين موسوی و آقای کروبی برای حقوق معلمان و رفع تبعيض و نابرابری عمل ‌کنيم. و در آينده‌هم در شورای هماهنگی معلمان سراسر کشور، طبق بيانيه‌ای مسايل را بيان خواهيم کرد.








مصاحبه‌گر: ميترا شجاعی




تحريريه: فريد وحيدی





15 ارديبهشت 1388    00:15

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت:75 روز بی خبری از وضعيت يک زندانی سياسی






فعالين حقوق بشر و دمکراسی: بنابه گزاشات رسيده از بند مخوف 209 از وضعيت و شرايط زندانی سياسی حامد يازرلو کارشناس هوا-فضا 75 روز می گذرد که هيچ خبری از او وجود ندارد.


زندانی سياسی حامد يازرلو کارشناس هوا- فضا 2 اسفند ماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات به منزلشان، دستگير و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوين انتقال داده شد.از زمان دستگيری او 75 روز می گذرد که در سلولهای انفرادی بند مخوف 209 بسر می برد.ولی تا به حال هيچ گونه تماس يا ملاقاتی با خانواده اش نداشته است و وضعيت و شرايط او در ابهام است.


سربازجوی بند 209 که با نانم مستعار علوی طی تماس تلفنی با اين خانواده آنها را تهديد کرد که از بيان وضعيت و شرايط فرزندشان با رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری خوداری کنند.در غير اين صورت عواقب بسيار بدی برای فرزندانشان خواهد داشت.سربازجو علوی گفت :او با بازجويش همکاری نمی کند و اتهامات را نمی پذيرد و تا زمانی که اتهامات را نپذيرد نمی تواند برود دادگاه بخاطر اينکه محکمه پسند نيست .


زندانی سياسی مهسا نادری 19 ساله دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه مفيد شهرستان قم،روز 2 اسفند ماه با يورش سربازجوی وزارت اطلاعات همراه با تعداد ديگری از مامورين وزارت اطلاعات دستگير و به سلول انفرادی بند 209 منتقل گرديد.دانشجوی زندانی حدود 25 روز پيش با خانواده اش تماس بسيار کوتاهی از بند 209 با خانواده اش داشت.او در حالی که به سختی صحبت می کرد در اين مدت کوتاه به خانواده اش گفت که تحت شکنجه های وحشيانه قرار گرفته و روزانه او را مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار ميدهند و شرايط جسمی اش در اثر شکنجه بسيار بد است او در حالی که شرايط وحشتناک خود را تشريح می کرد تلفن او را قطع گرديد. و از آنروز تا به حال ديگر هيچ ارتباطی با خانواده اش نداشته است.


در روزهای اخير مادر دانشجوی زندانی مهسا نادری را به ستاد پيگيری وزارت اطلاعات فراخوانده شد. او از ساعت 10:30 تا ساعت 13:00 تحت بازجوئی و تهديدات 2 سربازجويان وزات اطلاعات در بند 209 اوين با نام های مستعار رحمتی و علوی قرار داشت. علوی با رفتاری تهديد آميز و باخشونت تمام با ايشون برخورد می کرد .سربازجو علوی خطاب به خانم نادری گفت:ما مهسا را ممنوع تلفن کرديم،اگر او 6 ماه در سلول انفرادی بمونه حق اعتراض نداريد و به شما هم ربطی نداره او بايد نتبيه بشه. علوی ادامه داد:ما به شما رحم کرديم به شوهرت (محسن نادری) 1 سال زندان داديم می توانستيم به او 3 سال بدهيم.


زندانی سياسی فاطمه ضيائی 52 ساله در يورشهای 2 اسفند ماه دستگير و به سلولهای انفرادی بند 209 انتقال يافت. او از بيماری ام. اس رنج می برد و بايد در زمانهای تعيين شده داروی خود را مصرف نمايد و در غير اين صورت شرايط جسمی او حاد خواهد شد. و از آنجائی که بازجويان وزارت اطلاعات از هر شرايطی برای تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسی استفاده می کنند.تهديد جدی وجود دارد که علاوه بر شکنجه های جسمی و روحی داروهای او را قطع کنند و وی را در شرايط بحرانی قرار دهند و اين شيوه تا به حال بطور سيستماتيک عليه ساير زندانيان سياسی بکار برده شده.


زندانيان سياسی حسن ترلانی و ياسر عرفاتی که از 2 اسفند ماه دستگير شده اند دارای شرايط مشابه فوق هستند .آنها همچنان در سلولهای انفرادی بند 209 بسر می برند و خانواده های آنها از وضعيت و شرايط عزيزانشان بی خبر هستند


در حال حاضر بازجوئی دستگير شدگان توسط سعيد شيخان و بازجوی ديگری با نام مستعار رحمتی صورت می گيرد. سعيد شيخان از شکنجه گران بی رحم وقصی القلبی است وتاثيرات شکنجه های جسمی اين فرد عليه زندانيان سياسی تقريبا برای هميشه باقی ماندنی است .سعيد شيخان کسی بود که به مخچه زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی وارد آورد که او تا به حال از آثار آن رنج می برد.


پرونده دستگير شدگان 2 اسفند ماه در شعبه 3 امنيت دادگاه انقلاب می باشد و توسط فردی بنام حسينی پيگيری می باشد. اين فرد اخيرا در بند 209حاضر شد و مدت بازداشت آنها را برای 2 ماه ديگر تمديد کرد .حسينی از روبرو شدن با خانواده ها و دادن جواب مشخص به آنها خوداری می کند. حسينی تحت نظر حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد کار می کند .وتمامی اقدامات سرکوبگرانه اين فرد با مشورت حسن زارع دهنوی صورت می گيرد.


.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ،ادامه بازداشت زندانيان سياسی در سلولهای انفرادی ،تحت شکنجه قرار دادن آنها و بی اطلاع نگه داشتن خانواده ها از وضعيت عزيزانشان و تهديد خانواده ها توسط سر بازجوی وزارت اطلاعات را محکوم می کند و از کميسر عالی حقوق بشر خواستار اقدامات عملی برای آزادی آنها است .



16 ارديبهشت 1388    02:50

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16ارديبهشت.وزير نفت رژيم در آلمان

راديو آلمان




روز پنج‌شنبه‌ گذشته (۱۰ ارديبهشت‌/ ۳۰ آوريل)، بعضی از رسانه‌های گروهی ايران اعلام کردند که وزير نفت اين کشور برای گفت‌وگوهايی در زمينه‌ی انرژی به آلمان سفر خواهد کرد. موضوع يکی از اين نشست‌ها که روز چهارشنبه (۱۶ ارديبهشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌/۶ مه) با حضور وزير نفت ايران، غلامحسين نوذری و مسئولان شرکت ‌آلمانی بايرن ‌‌گاز صورت مي‌گيرد، مذاکره درباره‌ی تأمين گاز اروپا از ايران را نيز به‌شکلی حاشيه‌ای در برمي‌گيرد. شبکه‌ی اطلاع‌رسانی نفت و انرژی ايران، شانا، از دعوت گرهارد شرودر صدراعظم آلمان به تهران، به عنوان پيش‌زمينه‌ای برای آغاز اين سفر خبر داده است. شرودر، صدراعظم پيشين آلمان، اسفند ماه سال گذشته به دعوت مجيد سميعي، جراح برجسته‌ی مغز، برای افتتاح تالار افتخارات او و زدن کلنگ ساخت يک مرکز درمانی به تهران رفت و با محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران نيز ديدار کرد.








ديرک بارتس، سخنگوی مطبوعاتی شرکت بايرن گاز در گفت‌وگو با صدای آلمان، گفت که ,ماه گذشته اين شرکت دفتری کاری با کارمندی ايرانی در تهران گشوده است که هدف آن گردآوری داده‌های اوليه برای رايزنی با طرف ايرانی از جمله در وزارت نفت بوده است., گشايش اين دفتر با توافق وزارت نفت ايران در نشست ويژه‌ای به همين منظور صورت گرفته است.




نوسازی و آموزش نيروهای فنی




به گزارش خبرگزاری آلمان شرکت بايرن گاز قصد دارد به ايران در نوسازی شبکه‌ی پمپ‌‌های گازی اين کشور کمک کند. سخنگوی مطبوعاتی اين شرکت همچنين گزارش"فايننشنال تايمز" آلمان را درباره‌ی موضوع اين همکاری با ايران تأييد کرد. شرکت بايرن گاز، مجموعه‌ای از حوزه‌های تجاری را پوشش مي‌‌دهد که از اکتشاف منابع گازی در نروژ با کاربرد شبکه‌ای از خطوط لوله، تا تأمين گاز برای آلمان را در برمي‌گيرند. اين شرکت قصد دارد در زمينه‌ی خدمات آموزشی و تربيت کارکنان نيز به پيشرفت‌ها و تجربه‌هايی دست يابد. ايران در اين زمينه از ظرفيت بالايی برای آموزش افراد فنی و توسعه‌ی شبکه‌ی پمپ‌های گازی برخوردار است.




Bildunterschrift: Groansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: قرار است صنايع جانبی انتقال گاز و ساخت پالايشگاه‌های گازی در اولويت گفت‌وگوها قرار گيرند


در گفت‌وگوهای پيش روی شرکت آلمانی بايرن گاز با وزير نفت ايران قرار است صنايع جانبی انتقال گاز و ساخت پالايشگاه‌های گازی در اولويت قرار گيرند. شرکت بايرن گاز اشاره‌ کرده است که تاکنون هيچ قرارداد يا توافق‌نامه‌ای در اين زمينه امضا نشده است.








البته سخنگوی بايرن گاز اقدام جديد اين شرکت در برقراری مناسبات تجاری با ايران را چندان سازگار با قوانين بين‌المللی ندانست و آن را تخطی از تحريم‌های موجود به شمار آورد. او پيشرفت اين روند را مشروط به آينده‌ی گفت‌وگوهای ايران با ايالات متحده و توجه تهران به خواسته‌های جامعه‌ی بين‌المللی در مشکلات پيش رو دانست.








آلمان در بلندمدت برای تامين گاز مورد نياز خود به منابع ديگری به جز روسيه نياز دارد. به گفته‌ی سخنگوی مطبوعاتی بايرن گاز، با وجود آن که ايران دومين منابع گاز جهان را در اختيار دارد، گفت‌وگو درباره‌ی انتقال گاز از اين کشور هدف اصلی نشست‌ها نيست و اين موضوع در حال حاضر اولويت خاصی ندارد؛ زيرا آلمان قصد ايجاد نگرانی برای شريک تجاری مهم خود روسيه را از اين طريق ندارد.








نويسنده: پويا راستين




تحريريه: فريد وحيدی





15 ارديبهشت 1388    00:19

نظر شما
http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



18 اردیبهشت 1388    21:31


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد