www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:9ارديبهشت//

9ارديبهشت :گزارشى از خانه هاى کودک شوش و ناصرخسرو

9ارديبهشت :محاکمه صادر کنندگان کپسول اکسيژن مايع به ايران

9ارديبهشت :همسر سعيد درخشندی: نهادهای حقوق بشری در حمايت از زندانيان سياسی تبعيض قايل مي‌شوند:بسياری از مدافعان حقوق‌بشر نخست نگاه به وزن تبليغاتی افراد و زندانيان سياسی مي‌کنند

9ارديبهشت :معاون آموزشی وزير آموزش و پرورش :از نصب دوربين مدار بسته در مدارس بی خبرم: خبرنگار مهر :عکسهای مستندی از اين مدرسه در اختيار دارم

9ارديبهشت :مرگ 7 دانش‏آموز در راه استقبال از احمدي‏نژاد

9ارديبهشت :ممانعت نيروهای امنيتی از برگزاری جلسه کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه

9ارديبهشت :دعوت به شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در تهران از سوی ده نهاد کارگري، به همراه قطعنامه اين مراسم

9ارديبهشت :آموزش لائيک تنها اسلحه موثر در مقابله با بنيادگرايی است؛ گفت و گو با تسليمه نسرين

9ارديبهشت :افزايش ماليات ها در زمانه رکود

9ارديبهشت :ايران و وابستگی گازی اروپا به روسيه

9ارديبهشت :رصد مخفيانه کاربران اينترنتی توسط ,ناجا, در چند سال گذشته

9ارديبهشت :پيامدهای احتمالی طرح تحريم صادرات بنزين به ايران



9ارديبهشت :گزارشى از خانه هاى کودک شوش و ناصرخسرو

اعتماد :نيوشا مزيدآبادي؛ مى خواهم از ميانه کار بگويم. از لحظه يى که کودکان کار خانه کودک شوش وارد شدند. از آن زمان که فردين و فروزان و فرحناز با ديدگانى سرشار از اميد رو به روى ما نشستند و از آرزوها و دغدغه هاى فکرى شان گفتند. ديروز در نشست سالانه انجمن حمايت از کودکان که به مناسبت روز کارگر انجام شده بود، کودکانى سخن گفتند که از لحظه پيوستن به اين انجمن و خانه کودک پس از مدت ها کودکى شان را باز يافتند. فروزان و فرحناز، دو خواهر افغان اند که 7 سال است از کشور خود رخت بربسته اند تا مگر در کشور ما در آسايش و آرامش روزگارشان را سپرى کنند. بى خبر از آنکه حتى حق تحصيل هم ندارند. فردين پسر 14 ساله ايرانى از کودکان قديمى خانه کودک شوش است. مى گويد از 4 سالگى عضو خانه کودک شده و دوران کودکى اش را در کنار ديگر بچه هاى هم سن و سالش سپرى کرده. اين کودکان مسووليت زيادى دارند. فروزان و فرحناز در خانه کار مى کنند و علاوه بر آن جوراب هم بسته بندى مى کنند. فردين هم عصرها در خيابان دستفروشى مى کند و صبح به مدرسه مى رود.خانه کودک شوش شايد تنها جايى براى رسيدگى به اين کودکان بود که اين روزها علاوه بر مشکلات عديده يى که به سبب منطقه يى با آن دست و پنجه نرم مى کنند در گير و دار تغيير مکان بالاجبار اين مکان فرهنگى قرار گرفته اند. خانه يى که مى تواند روزنه يى براى اميد کودکان کار باشد، به وسيله شهردارى خراب مى شود. خانه کودک مشکلات اساسى دارد. به گفته مدير خانه کودک شوش؛ ,بافت منطقه به لحاظ سيماى شهرى و گروه هايى که در آن زندگى مى کنند، بافت متکثرى است که فضاى مسکونى را خدشه دار کرده و وجود کارگاه ها و پاساژهاى بلورفروشي، باعث ايجاد فضاى دوگانه يى شده است. به عنوان مثال در اين منطقه خيابان اوراق چى ها را داريم که کولى هاى ساکن اين منطقه اند و جمعيت ثابتى ندارند. در دروازه غار هم مهاجران افغان زندگى مى کنند که هنجارهاى خاص خود را دارند و گاه تنش هايى ايجاد مى کنند. بالطبع در اين محيط مجبوريم براى هر گروه راهکار خاصى در نظر بگيريم., درددل هاى فروزان و فرحناز هم همين بود. آنها حق تحصيل نداشتند چون شناسنامه ايرانى و هويتى ندارند و به محض ورود به مدرسه اخراج مى شوند. به گفته مدير خانه کودک شوش، از ديگر مشکلات اين انجمن و خانه کودک نبود فعاليت هاى



اجتماع محور است؛ ,هميشه بيم آن وجود دارد که در صورت نبود خانه کودک آيا باز هم گروه هاى محلى اقدامات اين انجمن را ادامه مى دهند و شورايارى هاى محله کارهايى براى ثبات و ماندگارى انجمن هايى از اين دست انجام مى دهند؟, خانه کودک ناصرخسرو هم در سال 80 تاسيس شد. شايد کودکان ناصرخسرو و پامنار وضعيت بهترى نسبت به کودکان دروازه غار داشته باشند. چون اين کودکان حداقل سايه مادر يا پدر بر سرشان است يا شايد خانواده هاى معتادى داشته باشند اما هنوز هم محيط خانواده شان از هم نپاشيده و اين محيط را حس مى کنند. اين بچه ها در سراجى ها يا چاپخانه ها کار مى کنند يا باربر و پادوى مغازه ها هستند. حسينى - مدير خانه کودک ناصرخسرو - مى گويد؛ ,نمونه هاى زيادى از کودکانى که زندگى دشوارى داشتند به اين مرکز مراجعه کردند و امروز وضعيت بهترى دارند و تحصيل مى کنند و به کلاس هاى علمى و فرهنگى مى روند. اين بچه ها در معرض باند هاى ناهنجارى همچون باند هاى مواد مخدر هم قرار مى گيرند.چون نان آور خانه اند نيازمند پول هستند و به دليل به دست آوردن پول بيشتر به اين باند ها مى پيوندند که سرنوشت بدى را براى آنها رقم مى زند., يکى از کودکان خانه کار ناصر خسرو که تبعه افغان است، مى گويد؛ ,12 سال دارم اما چون شناسنامه يى نداشتم مرا به مدرسه راه ندادند و مجبور شدم کار کنم تا شغلى داشته باشم و چيزى ياد بگيرم. در روز 10 ساعت کار مى کنم و 200 هزار تومان حقوق مى گيرم. من تحصيل را خيلى دوست داشتم و حاضر بودم تمام درآمدم را بدهم که سواد ياد بگيرم اما الان به کمک خانه کودک به صورت رايگان درس مى خوانم., از اين دست کودکان در خانه کودک شوش و ناصرخسرو زيادند. على اکبر اسماعيل پور يکى از اعضاى اين انجمن، تلنگر به افکار عمومى را به عنوان اصلى ترين هدف انجمن برشمرد که تا حدودى به سرانجام رسيده است. اسماعيلى در مقدمه سخنرانى خود به کشور هايى نظير هند و فيليپين اشاره کرد که فارغ از سابقه فرهنگى شان درباره مدد رساندن به کودکان کار، فعاليت هاى موفق ترى را انجام دادند. اين کشورها با وضع قوانينى پيرامون کار کودکان و حمايت از سازمان هاى غيردولتى که به کودکان کار مى پردازند، کارهاى موثرى را انجام دادند و تا حدودى اين معضل را رفع و رجوع کرده اند. اين در حالى است که به گفته اين عضو انجمن، در بسيارى از قوانين کار کودکان هنوز تغييرات عمده يى صورت نگرفته است. ,الان 9 سال است که اين کودکان مشکلات خود را بازگو مى کنند اما در قوانين تغيير چندانى مشاهده نشده، تنها تغييرى که انجام شده اين است که کارگاه هاى زير 10 نفر از شمول قانون کار خارج شده اند. اين در حالى است که بسيارى از اين کودکان در کارگاه هايى زير 10 نفر کار مى کنند و ما همچنان داريم به افکار عمومى تلنگر مى زنيم. اين تلنگر يعنى خبررسانى و گزارش هايى که در مطبوعات و رسانه ها چاپ مى شود. اما اين گزارش ها تنها براى عده معدودى است., مدير داخلى انجمن حمايت از کودکان هم ضمن شرح فعاليت هاى اين انجمن گفت؛ ,از اول اسفند 41 مورد کودک آزارى به مددکارى گزارش شده است که 64 درصد آن دختر و 36 درصد پسر بودند. اين آزارها 33 درصد جسمي، 36 درصد عاطفي، 14 درصد غفلت، 8 درصد جنسى و 9 درصد آموزشى بوده است. اکثر اين کودکان هم در خانه وضعيت دشوارى داشته اند به طورى که 18 درصد فرزندان طلاق، 32 درصد اعتياد در خانواده، 5 درصد جدايى و 2 درصد فوت بوده اند و 25 درصد باقى مانده اغلب در خانه هايى زندگى مى کردند که بين والدين درگيرى و مشاجره وجود داشته است. بر اساس آمار اعلام شده از سوى اين عضو 66 درصد آزارها از طرف پدران، 13 درصد مادران، 11 درصد نامادري، 7 درصد معلمان مدارس و 3 درصد ناپدرى بوده است., عسگرى با اشاره به تماس هايى که با صداى يارا در فروردين ماه صورت گرفته، گفت؛ ,در اين ماه با توجه به 15 روز تعطيلى 149 مشاوره حقوقى و مددکارى به صورت حضورى و تلفنى با مددکارى انجمن صورت گرفته، که از ميان آنها پرونده حميده کودک 11 ساله ساکن گنبد که توسط پدر و نامادرى مورد آزار و اذيت قرار گرفته و دچار فلج مغزى است، هنوز در حال پيگيرى است., فارغ از همه مشکلات زيادى که انجمن حمايت از کودکان پيش رو دارد، کودکانى را تربيت کرده است که داراى بينشى باز هستند. هنوز هم آرزوى فروزان 17 ساله در ذهنم هست که بى پروا براى کشورش صلح و آرامش مى خواست تا به آنجا برگردد و حرف هاى پايانى فرحناز 14 ساله که مى گفت؛ ,بچه هاى مهاجر هم حق دارند مثل کودکان ايرانى بازى کنند و درس بخوانند. اما چون شناسنامه نداريم نمى توانيم تحصيل کنيم. ما هم حق داريم مثل بچه هاى ايرانى در اين سن فکر کار و درآمد نباشيم.,


9 ارديبهشت 1388    20:45

نظر شما
نام:   فریاد
ای-ميل:  
17:39 10 ارديبهشت 1388
این واقعا ننگ آور است که کودکان افغان در ایران حق تحصیل ندارند.

چقدر شعار دادنهای اینها در صحنه بین اللملی با رفتارشان در کشور خودشان تفاوت دارد.

ننگ و نفرت بر رژیم جمهوری اسلامی.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :محاکمه صادر کنندگان کپسول اکسيژن مايع به ايران

بی بی سی:روزنامه گاردين چاپ لندن در شماره چهارشنبه 9 ارديبهشت (29 آوريل)، نوشته است که سه بازرگان مقيم بريتانيا به تلاش برای صدور غير قانونی کالای نظامی به ايران متهم شده و اکنون در لندن تحت محاکمه قرار گرفته اند.



به نوشته گاردين اين افراد می خواستند کپسولهای اکسيژن مايع به ايران ارسال کنند ولی دادستانی بريتانيا می گويد که اين کپسولها به خلبانان هواپيماهای نظامی امکان تنفس در ارتفاعات بالا می دهند.



گاردين می نويسد که ماموران گمرک در سال 2006 ميلادی در فرودگاه هيثرو (فرودگاه اصلی لندن) متوجه اين کپسولها و "بارنامه های تقلبی" همراه آنان شدند.



در پی آن، سه بازرگان به نامهای محسن اخوان نيک، 58 ساله، فرزند او محمد اخوان نيک 26 ساله و نيتيش جايتا، 43 ساله، مورد تحقيق قرار گرفتند و به نوشته گاردين، دادستانی مدعی است آنها می دانستند که دارند خلاف قانون عمل می کنند.



اين روزنامه می نويسد که يک عضو تيم دادستانی در جلسه محاکمه به اعضای هيات منصفه گفت متهمين می دانستند که اجازه قانونی صدور کپسولهای اکسيژن را نداشتند اما تلاش کردند به بهانه بهره برداری پزشکی از آنها، کپسولها را به ايران بفرستند.



هر سه بازرگان اتهامات وارد شده را در دادگاه رد کرده اند.



به نوشته گاردين ايران همچنان از هواپيماهای نظامی خريداری شده در دوره پيش از انقلاب استفاده می کند، هر چند که از ماههای آغازين تشکيل حکومت جديد تحت تحريمهای نظامی قرار داشته است.



دادستانان مدعی آنند که اين بازرگانان با دريافت لوازم و قطعات از آمريکا، آنها را با اسناد تقلبی به ايران صادر می کردند.



گاردين به نقل از يک دادستان درگير اين پرونده می نويسد که ايران هنوز 150 هواپيمای جنگنده آمريکايی از جمله هواپيماهای اف-4 و اف-5 در اختيار دارد.




9 ارديبهشت 1388    22:30

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :همسر سعيد درخشندی: نهادهای حقوق بشری در حمايت از زندانيان سياسی تبعيض قايل مي‌شوند:بسياری از مدافعان حقوق‌بشر نخست نگاه به وزن تبليغاتی افراد و زندانيان سياسی مي‌کنند

فعالان حقوق بشر در ايران

در سال ۱۳۸۵ فعال دانش‌جويی بنام سعيد درخشندی توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به اتهام اقدام اقدام عليه امنيت کشور به سه سال حبس تعزيری محکوم مي‌شود و تا کنون در زندان اوين به سر مي‌برد. منصوره اميری همسر سعيد درخشندی نسبت به عمل‌کرد سازمان‌های مدافع حقوق بشری انتقادهای فراوانی دارد و مي‌گويد: رساندن پيام و صدای زندانيان اعتقادی و سياسی حداقل کاری است که مي‌توان برای آنان انجام داد که اين امر نيازمند داشتن ارتباطات در نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های خبری است. همسر اين زندانی سياسی اعتقاد دارد، تقسيم‌بندی و درجه‌بندی کردن زندانيان سياسی توسط نهادها و مدافعان حقوق بشر و استفاده ابزاری به منظور پيش‌برد هدف‌های معين و خاص ازحقوق بشر در برخی از کشورهای دنيا نگراني‌ها و بدبيني‌هايی را نسبت به فعاليت‌های حقوق بشری به وجود آورده است. علاوه بر منصوره اميری برخی ديگر نيز بر اين باورند که فعاليت‌های گروه‌های حقوق بشری جنبه‌ی تبليغاتی داشته وآنان را به بولتن‌های خبری تشبيه مي‌کنند و برخی ديگر منافع کشورهای قدرت‌مند دنيا را در ميزان شدت عمل فعاليت‌های سازمان‌ها ومدافعان حقوق بشر و نوع برخورد آن‌ها با دولت‌ها و حکومت‌های نقض‌کننده‌ی قوانين حقوق بشر موثر مي‌دانند و از عمل‌کرد چندگانه‌ی اين نهادها انتقادهای فراوانی دارند.



بنا بر رسالتی که اين مجموعه در خصوص دفاع از حقوق کليه‌ی زندانيان سياسی فارغ از ديدگاه‌ها و ايدئولوژی فکری آنان بر عهده گرفته، همواره گزارش‌هايی را از وضعيت اين زندانيان منتشر کرده و هميشه نسبت به نقض حقوق اساسی وحقه‌ی آنان معترض بوده و هست.



آن‌چه در زير مي‌آيد گفت‌وگويی کوتاه با منصوره اميری همسر سعيد درخشندی در خصوص آخرين وضعيت اين زندانی سياسی است:



در ابتدا از شما مي‌خواهم آقای درخشندی را بهتر به ما معرفی کنيد؟



سعيد سال۱۳۵۲در شهرستان داران متولد شد. مدرک مهندسی صنايع را در دانش‌گاه يزد دريافت کرد. دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سياسی دانش‌گاه قم بود. فعاليت‌های دانش‌جويی خويش را از سال ۱۳۷۰ در انجمن اسلامی دانش‌گاه يزد آغاز کرد. و در گروه‌های دانش‌جويی هم‌چون دفتر تحکيم حضور ی فعال داشت. در ۳۰ مرداد ۱۳۸۵ به همراه ابوالفضل جهاندار به اتهام تلاش و ساماندهی دانش‌جويان برای براندازی نرم بازداشت و به سه سال حبس محکوم شد. و از آن تاريخ تا به الان در زندان اوين زندانی است.



شما از براندازی نرم به عنوان اتهام همسرتان سخن گفتيد. وزارت اطلاعات و دادگاه چه استنادهايی را بدين منظور مطرح کرده بودند؟



در گزارش‌های پرونده ذکر کرده بودند که وی از طريق آموزش افراد قصد اين‌کار را داشت. اين فقط يک اتهام واهی بود و همسرم اعتقاد به داشتن جامعه‌يی آزاد مبتنی بر موازين دموکراسی و حقوق بشر بود و با توجه به شناختی که از وی دارم حکمی که برای وی صادر شد را کاملا غير منصانه مي‌دانم .



در مدت بازداشت موقت و طی اين حدود سه سال زندان، به برخوردهايی از سوی مامورين امنيتی و قضايی می توانيد اشاره کنيد که بيان کننده نقض حقوق بشر باشند؟



اول از هر چيز بازداشت ايشان، که هرگز نبايد صورت مي‌گرفت. چرا که سعيد يک فعال دانش‌جويی بود که فعاليت‌هاي‌اش کاملا منطبق با اصول قاون اساسی بود. دوم صدور حکم ناعادلانه برای ايشان. پس از گذشت اين دو مرحله و قطعی شدن رای از مدت بازداشت وی تا امروز حتا يک ساعت به همسرم مرخصی ندادند. زماني‌که سعيد بازداشت شد با هم نامزد بوديم و به همين دليل اجازه‌ی ملاقات به ما نمي‌دادند و هر چه رايزی و مکاتبه کرديم تا يک ساعت مرخصی به او بدهند تا بتونيم عقد کنيم موفق نشديم و در نهايت با يک وکالت‌نامه که سعيد به پدرش داده بود توانستيم به عقد يک‌ديگر در بياييم و از آن به بعد به ملاقات‌اش مي‌رفتم. نکنته‌يی را هم که نبايد فراموش کنم توقيف کتاب‌های همسرم از حدود ۸ ماه پيش توسط مامورين بند ۲۰۹ زندان اوين است که عملا وی را محروم از مطالعه هم کردند. بد نيست اين را هم بگويم که يک‌سال از اين سه سال حبس را سعيد در سلول‌های انفرادی ۲۰۹ اوين با فشارهای مختلف جسمی و روحی به سر برد .



چرا تقاضای عفو مشروط ندادند که سريع‌تر آزاد شوند؟



اعتقاد ما بر اين است که انسانی که برای آزادی در کشورش تلاش مي‌کند هرگز خودش را مشروط نمي‌کند. تا الان هم هيچ شکايتی به دادگاه نبرديم چون مطمئن هستيم که قوه‌ی قضاييه مستقل عمل نمي‌کند و همه ی گفته‌های وزارت اطلاعات را انجام مي‌دهد.



فعاليت‌های مدافعان حقوق بشر چه تاثيری در روند پرونده و يا روحيه‌ی شما و همسرتان داشت؟



بي‌پرده با شما سخن بگويم. از فعاليت‌های اين نهادها راضی نيستم و نسبت به عمل‌کرد آن‌ها انتقاد دارم. و سپس تصميم به حمايت و اطلاع‌رسانی از وضعيت آنان مي‌کنند بدين معنی که اگر توانستند توسط آن شخص برای خود اعتباری کسب کنند از ايشان به نحوی مطلوب و مناسب حمايت مي‌کنند و اين زيبنده‌ی نام حقوق بشر نيست.



با شرايطی که بيان کرديد چه انتظاری از نهادهای حقوق بشری داشته يا داريد؟



محکوميت همسر من سه ماه ديگر تمام مي‌شود ولی دوست دارم نهادهای حقوق بشر بي‌طرفانه، صادقانه و خارج از هر گونه تقسيم‌بندی و مصلحت‌انديشی به حمايت از فعالين و مبارزين ما بپردازند و خودی و غی خودی نکنند. و از همه به صورت مساوی حمايت کنند. سوالی که از سازمان‌های حقوق بشری دنيا و اتحاديه‌های جهانی دارم اين است: چه‌گونه است که يک آمريکايی ايرانی تبار که به هر دليل بازداشت و براي‌اش حکم صادر مي‌شود با اين حجم وسيع خبری و فشارهای سياسی حمايت مي‌شود اما برای بسياری از کسانی که در داخل ايران برای ترويج دموکراسی فعاليت مي‌کنند و زندانی و بعضا اعدام مي‌شوند اين‌گونه عمل نمي‌شود؟



يعقوب مهرنهاد را مي‌شناختيد؟



خبر اعدام ايشان را از خبرگزاري‌ها شنديم.



حشمت امير ساران را چه‌طور؟



متاسفانه بعد از فوت‌اش در زندان ايشان را هم از طريق رسانه شناختم.



فرزاد کمانگر را که بايد بشناسيد؟



متوجه منظور شما از پرسيدن اين سوال‌ها شدم، نه تنها من بل‌که بسياری از افراد جامعه زمانی اين اشخاص را مي‌شناسند که ديگر شناخت آن‌ها فايده‌يی ندارد. مقصر هم ما نيستيم بل‌که اين رسانه‌ها و مدافعان حقوق بشر هستند که با همان تقسيم و درجه بندي‌هاي‌شان در اصول آرمانی فعاليت‌های خود دچارتعارض مي‌شوند و بين شخصيت‌های مختلفی که به نوعی نيازمند ياری آن‌ها هستند تبعيض قايل مي‌شوند.



سه ماه ديگر همسر شما آزاد مي‌شود، چه برنامه‌يی برای آينده داريد؟

هنوز در اين خصوص تصميم خاصی نگرفتيم. ولی من مطمئن‌ام که سعيد تمام تلاش‌اش را برای اصلاح جامعه و نهادينه کردن دموکراسی و حقوق بشر در وطن‌اش خواهد کرد.




9 ارديبهشت 1388    19:26

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :معاون آموزشی وزير آموزش و پرورش :از نصب دوربين مدار بسته در مدارس بی خبرم: خبرنگار مهر :عکسهای مستندی از اين مدرسه در اختيار دارم

مهر:معاون آموزشی وزير آموزش و پرورش با اظهار بی اطلاعی نسبت به نصب دوربينهای مدار بسته در مدارس گفت: قطعا اين موضوع را پيگيری خواهم کرد.

عباس رهی در گفتگو با خبرنگار مهر با بيان اين مطلب افزود: قطعا نصب دوربينهای مدار بسته در مدارس عموميت ندارد و بايد بررسی کرد که چرا اين اتفاق در برخی مدارس روی داده است.



معاون وزير آموزش و پرورش در واکنش به اينکه خبرگزاری مهر، عکسهای مستندی از اين مدرسه در اختيار دارد و حتی حاضر است با حضور وی به مدرسه مذکور مراجعه کنند، گفت: اخبار خبرگزاری مهر قابل اعتماد است و حاضرم که اين خبر را پيگيری کنيم.



اين در حالی است که صبح چهارشنبه در پی انتشار خبر نصب دوربين مدار بسته در برخی از مدارس دخترانه تهران دبير شورای عالی وزارت آموزش و پرورش از پيگيری اين شورا در اين باره خبر داد.



مهدی نويد ادهم در گفتگو با خبرنگار مهر با بيان اينکه هيچ قانونی در شورايعالی آموزش و پرورش مبنی بر نصب دوربينهای مدار بسته در مدارس برای کنترل دانش آموزان وجود ندارد گفته بود: اين موضوع هنوز در شورايعالی مطرح نشده ولی با شرايط پيش آمده بايد آن را بررسی کنيم.



معاون آموزش و نوآوری وزير آموزش و پرورش در ادامه افزود: قرار نيست که در مدارس کار پليسی انجام دهيم که بخواهيم دوربين نصب کنيم و به نظر من اين عمل اشتباه است.



رهی تاکيد کرد: اگر در کشورهای اروپايی و آمريکايی دوربين مدار بسته نصب می کنند، به اين علت است که دانش آموزان به سلاح مجهز اند و امکان قتل وجود دارد در حاليکه دانش آموزان ما دين محور و اخلاق مدار و مسلمان هستند.






9 ارديبهشت 1388    19:21

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:46 10 ارديبهشت 1388
cherto pert migeh adame shayad.too iran va kharej vva hameh jaye donya kare doorbinha faghat controle polisi va lagam zadan beh mardom ast.donya ro baraye hameh tabdile beh establ kardan. ghavanin ham yani kashk.baraye har madeh belakhareh yeh tabsareh peyda mikonan va ya misazan keh gholdorihashoono towjih koneh.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :مرگ 7 دانش‏آموز در راه استقبال از احمدي‏نژاد

تابناک: سايت جمهوريت مدعی شد:هفت دانش آموز در شهرستان فسا در استان فارس، بر اثر حادثه تصادف کشته شدند‬.



گفتنی است ‫اين دانش آموزان برای استقبال از محمود احمدی نژاد که در سفرهای استانی خود به شيراز رفته است، در مسير فسا به اين شهر بر اثر تصادف رانندگی جان باختند.




9 ارديبهشت 1388    20:52

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:42 10 ارديبهشت 1388
احمدی نژاد 40 ملیون بار به این کشور گند زده باید به سر و یقه اش بر گردد.

نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
02:15 10 ارديبهشت 1388
واقعا چه افسناک است که رئیس جمهوری اسلامی در اروپا خواهان رفراندم است برای نشان دادن استقبال مردم از معجزه هزار سوم آموزش وپرورش را مجبور می کند برای دیدن مئیت رجائی هفت دانش آموز در یک استان به کشتن بدهد و ۲۷ استان دیگر مانده تا دو آینده برای ظهور امام زمان قربانی کنند. آقائی رفته اداره ,بت احوال واسناد برای کودک اش شناسنامه بگیرید. مامور ,بت نام از انتخاب نام این پدر براش پسرش شگفت زده شد و پاسخ چنین نامی را نمی شود فرزندنت ,بت کنیم چونکه *احمدی نژاد* نام حانواده گی است شما باید نامی کوچک برای وی اتنخاب کنید. از پدر اسرار و از مامور انکار



بلاخره مامور کنجاو شد که چرا حتما می خواهید نام احمدی نژاد برای پسرت بگذارید ؟



پدره گفت این پسرم هنوز سه روز به دنیا آمده اما ۴۰ بار ریده است



تقدیمی به ریش مبارک رهبرمعظم سیدعلی و اکبر خان کوسه و اون جانور جنتی سخنگوی شورای نگهبان



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :ممانعت نيروهای امنيتی از برگزاری جلسه کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه

نيروهای امنيتی روز چهارشنبه نهم ارديبهشت ماه ۱۳۸۸ از برگزاری جلسه ,کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه, ممانعت به عمل آوردند.



اين جلسه قرار بود در دفتر مؤسسه حقوقی ,راد, که متعلق به محمد علی دادخواه- عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر- است، برگزار شود.



,کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه, مرداد ماه ۱۳۸۶ به ابتکار ,کانون مدافعان حقوق بشر, و به عنوان اولين اقدام ملی اين سازمان مردم نهاد، توسط جمعی از فعالان سياسی و اجتماعی تأسيس شد.

جلسات اين کميته پيش از پلمپ غيرقانونی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در اين مکان برگزار می شد اما پس از پلمپ اين دفتر، مکان برگزاری جلسات به مؤسسه حقوقی ,راد, منتقل شد.



بنابراين روز چهارشنبه نهم ارديبهشت ماه ۱۳۸۸ نيروهای امنيتی قبل از ساعت ۹ صبح که زمان برگزاری جلسه بود، پس از ورود به دفتر مؤسسه حقوقی راد مانع از ورود اعضای کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه به محل جلسه شدند. نيروهای امنيتی پس از تنظيم صورت جلسه اعلام کردند که از اين پس هيچ جلسه ای تحت هيچ عنوانی نبايد در اين محل برگزار شود.



به گزارش سايت کانون مدافعان حقوق بشر، ,کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و آزادانه, ۳۱ فروردين ماه ۱۳۸۸ در آستانه برگزاری دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، در بيانيه ای تحليلی ضمن تبيين شرايط موجود جهت برگزاری انتخابات پيش رو، نظارت نهادهای مدنی را تضمين کننده تحقق انتخابات آزاد، سالم و عادلانه عنوان کرده بود. ,کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و آزادانه, در بيانيه خود بر اين باور است که در فقدان فضای باز سياسي، نبود مطبوعات آزاد و محدوديت امکان فعاليت احزاب سياسی و سازمان های اجتماعی مردم نهاد، نظارت نهادهای مدنی ملی و بين المللی بر انتخابات رياست جمهوريپيش رو يکی از راهکارهای قانونی مؤثر است که مي‌تواند به برگزاری يک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه يارى رساند.



اما بيانيه ,کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه, با طرح خواسته نظارت نهادهای مدنی بر انتخابات رياست جمهوری دوره دهم در حالی منتشر شد که ,مهدی معتمدی مهر, يک روز قبل از انتشار آن بازداشت شده بود.




9 ارديبهشت 1388    16:21

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :دعوت به شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در تهران از سوی ده نهاد کارگري، به همراه قطعنامه اين مراسم

کميته گزارشگران حقوق بشر

کارگران! برای دفاع از حقوق انسانی خود و برخورداری از يک زندگی بهتر ، دوشادوش هم در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کنيم . تاريخ : روز جمعه ۱۱ ارديبهشت ماه ۸۸ ساعت : ۱۷



مکان : تهران خيابان کارگر ،داخل پارک لاله ميدان آب نما



اول ماه مه- ۱۱ ارديبهشت روز جهانی کارگرگرامی باد!



ما کارگران ايران، امروز يک پارچه و متحد، مطالبات زير را به عنوان حداقل خواسته های خود فرياد می زنيم و خواهان تحقق فوری اين مطالبات هستيم:



۱- تأ مين امنيت شغلی برای همه کارگران و لغو قراردادهای موقت و سفيد امضا و برچيده شدن فرم های جديد قرارداد کار



۲- حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار، خط مرگ تدريجی است! حداقل دستمزد کارگران بايد توسط نمايندگان واقعی و تشکل های مستقل کارگری تعيين گردد.



۳- برپايی تشکل مستقل کارگري، اعتصاب و اعتراض و تجمع حق مسلم ماست!



۴ - دستمزدهای معوقه بايد بدون عذرو بهانه پرداخت گردد!



۵- اخراج و بيکارسازی کارگران بايد متوقف گردد!



۶ - حقوق زنان و مردان درتمامی شئون اقتصادی اجتماعی بايد برابرباشد.



۷- بازنشستگان بايد ازيک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی برخوردارشوند.



۸ -کارگران با معلمان ( کارگران فکری) ، پرستاران وسايراقشارزحمت کش جامعه متحدند و ازمبارزات آنان پشتيبانی می کنند.



۹ - ازاعتراضات و خواسته های کارگران فصلی و ساختمانی قاطعانه پشتيبانی می کنيم.



۱۰-کارکودکان غيرانسانی و استثمارگرانه است. ما با فعالين لغو کارکودک هم سنگرهستيم.



۱۱- منصوراسانلو، ابراهيم مددی و ديگرکارگران زندانی بايد بدون قيد و شرط آزاد گردند و تعقيب های قضايی عليه ديگرکارگران بايد فوراً پايان پذيرد.



۱۲- ما خود را متحد با جنبش های اجتماعی ديگرمانند دانشجويان و زنان می دانيم.



۱۳- ما ازکارگران مهاجر مانند کارگران افغانی ، به عنوان بخشی ازهم طبقه ای های خود ، قاطعانه پشتيبانی می کنيم.



۱۴- ضمن تشکرازحمايت های جهانی ازکارگران ايران، ما کارگران ايران، خود را متحد با ديگرکارگران جهان می دانيم



۱۵- اول ماه مه، بايد تعطيل رسمی گردد و هرگونه ممنوعيت و محدوديت برگزاری مراسم اين روزملغی گردد.



زنده باد همبستگی بين المللی طبقه کارگر!



۱ مه ٢٠٠۹ - ۱۱ ارديبهشت ۱۳٨٨



قطعنامه کارگران ايران به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر



اول ماه مه روز همبستگی بين المللی طبقه کارگر و روز جوش و خروش کارگران در سراسر جهان برای رهايی از مشقات نظام سرمايه داری و بيان خواسته های آنان جهت برپايی دنيايی عاری از ستم و استثمار است .



امسال ما کارگران مراسم اول ماه مه را در شرايطی برگزار می کنيم که نظام سرمايه داری در گرداب يک بحران عظيم اقتصادی ويران کننده تری فرورفته است و در حال دست و پا زدن برای نجات خويش از آن به سر می برد .



بحران عظيم اقتصادی موجود و عجز دولت های سرمايه داری در مهار آن و سر ريز کردن بار اين بحران بر دوش کارگران جهان ، بيش از پيش گنديدگی اين نظام را پس از فروپاشی بلوک شرق و ادعای پايان تاريخ به نمايش گذاشت و ضرورت برپايی دنيايی فارغ از مناسبات ضد انسانی نظام سرمايه داری را به مثابه يگانه راه خلاصی بشريت از مصائب موجود در برابر کارگران وبشريت متمدن قرار داد .



اين بحران و تبعات ويرانگر آن بر زندگی و معيشت کارگران در سراسر جهان تا آنجا که به ايران مربوط می شود و بر خلاف بهانه تراشی های کارفرمايان و تبليغات قلم به دستان سرمايه ، هنوز سايه شوم خود را بر زندگی و معيشت روزمره کارگران در ايران نگسترانيده است و از نظر ما بيشترين مصائب و مشقاتی که امروزه ما کارگران با آنها دست به گريبانيم بيش از هر چيز حاصل سيطره اقتصادی ، اجتماعی و عملکرد سرمايه داری حاکم بر ايران است .



دستمزدهای به شدت زير خط فقر ، اخراج و بيکار سازی گسترده کارگران ، عدم پرداخت به موقع دستمزد ميليون ها کارگر، تحميل قرار دادهای موقت و سفيد امضاء و حاکم کردن شرکت های پيمانکاری بر سرنوشت کارگران و بازداشت و زندانی کردن آنان تا سرکوب تشکل ها و اعتراضات کارگری و اجرای احکام قرون وسطايی شلاق عليه کارگران و رايج کردن فرم قراردادهای برده وار جديد، مصائب و بی حقوقی هايی نيستند که با وقوع بحران در اقتصاد جهانی وارد ايران شده باشند .اين وضعيت سال هاست که ادامه دارد و هر ساله بر عمق و دامنه آن افزوده می شود .



ما کارگران در مقابل اين وضعيت بغايت ضد انسانی و گسترش عمق و دامنه آن سکوت نخواهيم کرد و اجازه نخواهيم داد بيش از اين حق حيات و هستی ما را به تباهی بکشانند . ما توليد کنندگان اصلی ثروت و نعمت در جامعه هستيم و حق مسلم خود می دانيم تا با بالاترين استاندارد های حيات بشر امروز در آسايش و رفاه زندگی کنيم .



داشتن يک زندگی انسانی حق مسلم ماست و ما برای تحقق آن تمامی موانع پيش روی خود را با برپايی تشکل های مستقل از دولت و کارفرما و با اتکا به قدرت همبستگی مان از سر راه خويش بر خواهيم داشت .



در اين راستا ما کارگران امروز يک پارچه و متحد ، مطالبات زير را به عنوان حداقل خواسته های خود فرياد می زنيم و خواهان تحقق فوری اين مطالبات هستيم



۱- تامين امنيت شغلی برای همه کارگران و لغو قراردادهای موقت و سفيد امضاء و برچيده شدن فرم های جديد قراردادکار ۲-ماحداقل دستمزد تصويب شده ازسوی شورای عالی کار را تحميل مرگ تدريجی برميليون ها خانواده کارگری می دانيم ومصرانه خواهان افزايش فوری حداقل دستمزدها براساس اعلام نظرخود کارگران ازطريق نمايندگان واقعی و تشکل های مستقل کارگری هستيم .



۳-برپايی تشکل های مستقل کارگری ، اعتصاب ، اعتراض ، تجمع و آزادی بيان حق مسلم ماست و اين خواسته ها بايد بدون قيد و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعی کارگران به رسميت شناخته شوند .



۴-دستمزدهای معوقه کارگران بايد فورا" و بی هيچ عذر و بهانه ای پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستی به مثابه يک جرم قابل تعقيب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به کارگران پرداخت گردد.



۵-اخراج و بيکار سازی کارگران به هر بهانه ای بايد متوقف گردد و تمامی کسانی که بيکار شده اند و يا به سن اشتغال رسيده و آماده به کار هستند بايد تا زمان اشتغال به کار از بيمه بيکاری متناسب با يک زندگی انسانی برخوردار شوند .



۶- ما خواهان برابری حقوق زنان و مردان در تمامی شئونات زندگی اجتماعی و اقتصادی و محو کليه قوانين تبعيض آميز عليه آنان هستيم .



۷- ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از يک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی هستيم و هرگونه تبعيض در پرداخت مستمری بازنشستگان را قويا" محکوم می کنيم .



۸-ما ضمن اعلام حمايت قاطعانه از مطالبات معلمان به عنوان کارگران فکری ، پرستاران و ساير اقشار زحمتکش جامعه ، خود را متحد آنها می دانيم و خواهان تحقق فوری مطالبات آنان و لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر هستيم .



۹- از آنجا که کارگران فصلی و ساختمان به طور کامل از هرگونه قوانين تامين اجتماعی محروم هستند ، ما از اعتراضات اين بخش از طبقه کارگر برای رسيدن به حقوق انسانی آنها دفاع می کنيم .



۱۰-سيستم سرمايه داری عامل کار کودکان است و تمامی کودکان بايد جدای از موقعيت اقتصادی و اجتماعی والدين ، نوع جنسيت و وابستگی های ملی و ن‍‍ژادی و مذهبی از امکانات آموزشی ، رفاهی و بهداشتی يکسانی برخوردار شوند.



۱۱-ما خواهان آزادی کليه کارگران زندانی از جمله منصور اسالو و ابراهيم مددی و لغو کليه احکام صادره و توقف پيگرد های قضايی و امنيتی عليه فعالين کارگری هستيم .



۱۲- ما بدينوسيله پشتيبانی خود را از تمامی جنبش های آزادی خواهانه و برابری طلب همچون جنبش دانشجويی و جنبش زنان اعلام می داريم و دستگيری ، محاکمه و به زندان افکندن فعالين اين جنبش ها را قويا" محکوم می کنيم .



۱۳-ما بخشی از طبقه کارگر جهانی هستيم و اخراج و تحميل بی حقوقی مضاعف بر کارگران مهاجر افغانی و ساير مليت ها را به هر بهانه ای محکوم می کنيم .



۱۴-ما ضمن قدردانی از تمامی حمايت های بين المللی از مبارزات کارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته های کارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان می دانيم و بيش از هر زمان ديگری بر همبستگی بين المللی طبقه کارگر برای رهايی از مشقات نظام سرمايه داری تاکيد می کنيم .



۱۵- اول ماه مه بايد تعطيل رسمی اعلام گردد و در تقويم رسمی کشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاری مراسم اين روز ملغی گردد .



زنده باد اول ماه مه



زنده باد همبستگی بين المللی طبقه کارگر



۱ مه ۲۰۰۹



۱۱ارديبهشت۱۳۸۸



کميته برگزاری مراسم روز جهانی کارگر



سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه



سنديکای کارگران نيشکر هفت تپه



اتحاديه آزاد کارگران ايران



هيئت بازگشايی سنديکای کارگران نقاش و تزئينات ساختمان



کانون مدافعان حقوق کارگر



شورای همکاری تشکل ها و فعالين کارگری



کميته پيگيری ايجاد تشکل های کارگری



کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری



شورای زنان



جمعی از فعالين کارگری




9 ارديبهشت 1388    11:39

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :آموزش لائيک تنها اسلحه موثر در مقابله با بنيادگرايی است؛ گفت و گو با تسليمه نسرين

ميدان زنان :برگردان احمد آزاد

نويسنده بنگلادشي، نسرين تسليما، زير فشار متعصبين مذهبی ناگزير به ترک کشورش و سپس هند شد و اکنون در فرانسه زندگی می کند. وي، که يک چهره شناخته شده مبارزه بر عليه تعصب مذهبی است، روز ۴ آوريل در جلسه ديدار لائيک بين الملل شرکت کرده بود. در زير مصاحبه وی را با خبرنگار روزنامه اومانيته (۹آوريل ۲۰۰۹) می خوانيد:



سوال: مبارزه شما بر عليه بنيادگرايی فقط به اسلام محدود نمی شود. شما همچنين تعصبات مذهبی مسيحيان، يهوديان و بودائيان را هم افشاء می کنيد. چه نقطه مشترکی بين اين ها وجود دارد؟



تسليما: من مخالف هرگونه تعصب هستم. آن چه که به من برمی گردد، من تمام عمرم از بنيادگرايی اسلامی رنج برده ام. من در يک کشور مسلمان به دنيا آمدم و بزرگ شدم. زمانی که من بنيادگرايی را نقد می کنم و همچنين مذهب را آن گونه که هست، چه بودائيسم باشد چه مسيحي، يهودی يا هندوئيسم، به اين دليل که به زنان ستم روا می دارند، هيچ کس مرا به مرگ تهديد نمی کند. اما زمانی که از اسلام صحبت می کنم، بنيادگرايان اسلامی با صدور فتوا، حکم مرگ مرا صادر مى کند و برای سر من جايزه می گذارند. اين گونه است که من از کشور خودم، بنگلادش، بيرون رانده شدم. بعد از آن که دهسالی در اروپا زندگی کردم به شهر کلکته درهند رفتم. در آن جا دوباره با فتوا روبرو شدم و کتاب هايم در ميدان شهر به آتش کشيده شد. در جريان معرفی يکی از کتاب هايم در حيدرآباد، از سوی مرتجعين مورد حمله قرار گرفتم. در کلکته به خيابان ها ريختند خواستار اخراج من شدند. در پاسخ، حکومت چپگرای هند، من را در يک خانه تحت مراقبت، سکنا داد. قبل از آن که مرا اخراج کند. از دولتی سر مرتجعين من امروز ناگزيرم يک بار ديگر در مهاجرت زندگی کنم. اين برای من بسيار دشوار است. من يک نويسنده بنگلای هستم. برای من دوری از کشورم بسيار دردناک است، جايی که ميتوانم با ديگر زنان کشورم، که برای حقوق و آزاديها مبارزه ميکنند همراهی کنم.



سوال: چرا بنيادگرايان تحديد حقوق زنان را هدف اصلی خود قرار داده اند؟



تسليما: در ديد آن ها قدرت مردها از ميزان تسلط شان بر زنان سنجيده می شود. مذهب سرچشمه بنيادگرايی است. درنتيجه هيچ مذهبی برابری زن و مرد را نمی پذيرد. اين مذهبی ها هستند که ستم به زنان را تشويق می کنند و آنها را از داشتن حقوق برابر بازميدارند. آن ها سيستم پدرسالاری را تحکيم می بخشند، که با آزادی زنان همخوانی ندارد.



سوال: نظر شمادر مورد درگيری هايی که اين چند وقت اخير دررابطه با ممنوعيت حمل روسری در مدارس عمومي، در اروپا و فرانسه پيش آمد، چيست؟



تسليما: من با قانون کشور فرانسه که حمل نشانه های مذهبی در مدارس عمومی را ممنوع کرده است، بسيار موافقم. برای يک جامعه لائيک، اين بسيار اهميت دارد که مدارس را همچون يک محيط آزاد انديشه و وجدان، که نشانه های مذهبی جايی در آن ندارد، حفظ کند. زمانی که بحث روی چادر متمرکز می شود، اين برای من يک نشان ستم است. زنان بايد پوشيدن چادر را رد کنند. و هر زمان که پذيرفتند که چادر داشته باشند، اين يک مسئله شخصی است. هر جامعه لائيکی بايد مدرسه و کليه محيط های عمومی را از هرگونه نشان مذهبی دور نگهدارد.



سوال: آيا تلاش تسخير فضای عمومی در اروپا توسط مذهبيون برای شما تازگی دارد؟



تسليما: اين نشان می دهد که اين سوال فقط در کشورهای اسلامی مطرح نيست. بنيادگرايان در اروپا هم پيشروی کرده اند، و همچنين مرتجعين مسيحی. در امريکا اينان بلافاصله پزشکانی که سقط جنين انجام می دهند را به مرگ تهديد می کنند. در اولين قدرت جهاني، امريکا، مسيحيان اوانجليست تا درون حکومت هم نفوذ کرده اند. در انگلستان مرتجعين اسلامی خواهان استقرار قوانين شرع درباره شهروندان مسلمان شده اند. کشيشان کليسای انگليس و سيستمداران مذهبی گفته اند که مخالف نيستند. اگر ما ترمزی در مقابل اين رشد بنيادگرايی نگذاريم، اگر آن را رها کنيم که هرکاری که دلش می خواهد بکند، اگر چپ و نيروهای پيشرو اروپا از مبارزه لائيک ها و اومانيست هابر عليه هر گونه ارتجاع، پشتيبانی نکنند، دراين صورت امکان عقب رفتن تمدن وجود خواهد بود.



سوال: آيا به نظر شما نيروهای چپ بيش از حد با بنيادگرايان مسامحه نمی کنند؟



تسليما: شهروندان مسلمان در اروپا در اقليت قرار دارند. در اين حالت، بخشی از چپ برای حفظ حقوق اقليت و جلوگيری از تبعيض، از نقد مذهب اسلام پرهيز کرده و حتی با بنيادگرايان مسامحه می کنند. به نظر من اين اشتباه سنگينی است. بدون چپ، چگونه می توان مبارزه برای لائيسيته و مبارزه برای حقوق زنان را پيش برد؟



اين مسئله را به راست ها واگذاريد. راست ها از اسلام و مسلمانان نفرت دارند. آن ها تلاش می کنند تا به وسيله لائيک ها، ايده های نژادپرستانه خودشان را تحکيم بخشند. ولی باور ما به چپ است. ما خواهان يک تحول پيشرو در جامعه هستيم. ما نبايد به راست اجازه دهيم تا راه مبارزه لائيک ما را، منحرف کند.



سوال: فکر نمی کنيد که مبارزه با تروريسم، که در اين چند سال اخير توسط امريکا دنبال شده، به تقويت بنيادگرايی کمک کرده و حربه توجيهی به دست آن ها داده است؟



تسليما: بنيادگرايان هيچ گاه از توجيه کم نخواهند آورد. زمانى که اردوگاه سوسياليسم وجود داشت، جنگ مذهبی آن ها بر عليه کمونيست ها بود، که متهم به دشمنی با مذهب بودند. پس از سقوط اروگاه سوسياليستي، آن ها بر عليه امريکا، به عنوان دشمن اسلام، مبارزه خود را برگرداندند. بنيادگرايان، برکنار از اين که کی هدف آن ها است، مستحق هيچ همدلی نيستند. با آن ها بايد، بی توجه به دلائلی که ايدئولوژی مخرب آن ها را توجيه می کند، بدون وقفه مبارزه کرد. در اساس دشمنی را، که آن ها هدف خود تعيين می کنند، اهميتی چندانی ندارد. آن ها دلائل لازم برای توجيه اعمال خود را از دل مذهب بيرون می کشند. خشک مغزی آن ها از مذهب ناشی می شود، و به نام مذهب است که هر کس را، که هم چون آنان به جهان نگاه نمی کند، تهديد کرده يا به قتل می رسانند. جنگ با امريکا نيست که مرتجعين را به ستمگری بر عليه زنان رانده است. اين ستم پيش از آن هم وجود داشت. به درستی بايد تاکيد کرد که سرچشمه بنيادگرايی در مذهب است.



جنگ امريکا بحث ديگری است. می توان با آن مخالف بود و در مقابل آن ايستاد. ولی اعمال بنيادگرايان واقعيتی است که بدون جنگ عراق و افغانستان نيز وجود داشته است. آن ها برای مبارزه خود بر عليه حقوق زنان، زدن آن ها، شکنجه آن ها، شلاق زدن آن ها و سنگسار کردن تا حد مرگ به نام اسلام، منتظر اين جنگ ها نبودند. در کشورهای مسلمان، زن ها زمان درازی است که در رنج هستند.



سوال: آيا فکر می کنيد که مذاکره با طالبان، امکان بازگشت صلح در افغانستان را فراهم می کند؟



تسليما: اگر ممکن است، چرا آن را امتحان نکنيم؟ اما هيچ راه حل پايداري، بدون تغيير سيستمی که طالبان می سازد، به دست نخواهد آمد. بايد مدارس مذهبي، که کارخانه توليد بنيادگرايی است، را بست و آموزشی لائيک و علمی را در پيش گرفت. اين اساسی است. تا زمانی که اين سيستم برقرار است، چه با طالبان مذاکره شود و چه آن ها را تعقيب و شکار کنند، به جای نخستمان بازخواهيم گشت. بايد مشکل را از ريشه حل کرد. در واقع من فقط طالبان را مسئول وضعيت وخيم افغانستان نمی دانم. زمانی که شما يک کودک دوساله را به مدرسه مذهبی می فرستيد که هم چگونگی کاربرد اسلحه را می آموزد و هم تنها يک چشم انداز آموزشی دارد و آن هم يادگيری قرآن است، و موعظه ها هم به استقرار حکومت اسلامی و يا کشتن زنان و غيرمسلمانان تشويق می کنند، تعجبی نبايد داشت که اين کودکان به متحجرينی تندرو تبديل شوند. اين کودکان هيچ پنجره گشوده ديگری بر روی جهان ندارند. آن ها هيچ امکانی برای بهره گيری از آموزش لائيک و عمومی ندارند. از اين رو است که آن ها را مسئول نمی شناسم، بلکه آن هايی که سازندگان اين سيستم هستند، که کودکان بيگناه را به طالبان تبديل می کند، مسئول هستند.



در جهان اسلام، با همدستی دولت ها، که در پی آراء بنيادگرايان هستند، مدارس مذهبی همچون قارچ در حال روئيدن است. بايد از واگذار کردن تعليم کودکان به ملايان مرتجع خودداری کرد. دولت ها بايد به وظيفه خود عمل کنند و بايد مدارسی بسازند که در آن ها کودکان از برابري، دمکراسي، آزادی بيان بشنوند. اگر کسی به آن ها اين ارزش ها را نياموزد، چگونه انتظار داريد که روزی آن ها خواهان اين ارزش ها باشند؟ آموزش لائيک تنها اسلحه موثر در مقابله با بنيادگرايی است.




9 ارديبهشت 1388    08:19

نظر شما
نام:   شماره یک
ای-ميل:  
14:40 9 ارديبهشت 1388
اگر مردهایی هستند که عشق به مذهب و اعتقادات مذهبی‌ دارند، قابل درک است، چون برای آنها قدرت و امکانات فراهم کرده و می‌کند، ولی‌ زنان در پوشش مذهب چه جایگاهی دارند که با آن به طور اساسی‌ برخورد نمیکنند و این اعتقادات را دور نمی‌‌اندازند؟ به عنوان م,ال به دور و بر خود نگاه کنین خواهید دید که متاسفانه، زنان ما هنوز اعتقادات مذهبی‌ دارند، هر چه همان مذهب ارزشی برایشان قائل نیست و حتی توهین هم به آنها روا میدارد!!!

نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
11:43 9 ارديبهشت 1388
با خواندن این مصاحبه به یاد خبر چند روز پیش سایت ها*از جمله همین روشنگری* افتادم که از قرارداد وزارت آموزش و پرورش ایران برای واگذاری ۴۲۰۰ مدرسه دخترانه به حوزه علمئیه خبر می داد. تازه در ایران حاکمیت اسلامی ۷ تا ۱۰ در صدد جمعیت ۶ تا ۶۰ سال از آموزش ابتدائی و خواندن ونوشتن محروم هستندن. فقر واعتیاد در سرزمینی که چهارمین منابع نفت ودومین ذخیره گاز جهان را دارد وحکومتش را دهمین قدرت نظامی می داند.





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :افزايش ماليات ها در زمانه رکود

راديو فرانسه: محمود شکری معاون سازمان امور مالياتی کشور گفت که در سال جاری و با احتساب ٣ هزار ميليارد تومان بدهی مالياتی بانک مرکزي، درآمدهای مالياتی دولت نسبت به پارسال ٤٠٪ افزايش می يابد. محمود شکری به اين رقم ١٧٠٠ ميليارد تومان ماليات بر ارزش افزوده را نيز اضافه کرده که، به گفته او، از ديگر منابع بودجه سال ٨٨ به شمار می رود. به اين ترتيب، درآمدهای مالياتی ای که قرار است ٥٠٪ منابع بودجه را تأمين کنند شامل همۀ مشاغل و صنوف کشور خواهد شد و از آن نيز ظاهراً گريزی نيست.



اما، اصرار دولت بر افزايش ٤٠ درصدی درآمدهای مالياتی خود تا اينجا واکنش نمايندگان اصناف و اتحاديه های توليدکنندگان و توزيع کنندگان را برانگيخته که با تأکيد بر رکود حاکم بر فعاليت های اقتصادی کشور اعلام می کنند که "زير بار افزايش ماليات نسبت به سال ٨٦ نمی روند." رئيس شورای اصناف کشور در توضيح افزوده است که در نتيجۀ اين رکود بسياری از واحدهای صنفی با کاهش درآمد و حتا با ورشکستگی روبرو شده اند و افزايش ماليات ها نتيجه ای جز تعطيلی بيشتر واحدهای صنفی و افزايش مجدد بيکاری نخواهد داشت.



در واکنش به اين اعتراض و درخواست، رئيس سازمان امور مالياتی کشور گفته است که "با شرايط فعلی" و با قانون موجود بودجه، "امکان چنين امری"، يعنی امکان چشم پوشی از افزايش درآمدهای مالياتی "برای ما وجود ندارد."



کدام شرايط؟



وابستگی بودجه سالانه دولت به درآمدهای نفتی که در چهار سال اول برنامه توسعه چهارم به ٦٢٪ رسيد و هم اکنون نيز برغم کاهش ٧٠ درصدی بهای نفت در بازارهای جهانی بالغ بر ٤٦٪ می شود.



بر اساس نماگرهای بانک مرکزي، کل درآمدهای حاصل از صدور نفت و گاز طی چهار سال اول برنامه چهارم توسعه (يعنی تا آذرماه ٨٧) بالغ بر ٢٦٩ ميليارد و ٢٠٠ ميليون دلار بوده است. در اين دوره، مصارف ارزی دولت البته، بدون احتساب برداشت از حساب ذخيره ارزی - ٢٢٢ ميليارد و ٢٠٠ ميليون دلار بوده که اگر بيش از ٨٠ ميليارد دلار برداشت از حساب ذخيره ارزی را نيز به آن بيافزاييم، کل مصارف ارزی دولت از ٣٠٠ ميليارد دلار نيز می گذرد.



بر پايه آمار رسمي، بيش از ٧١٪ درصد درآمدهای نفتی صرف رديف های بودجه عمومی دولت شده و تقريباً مابقی آنها خارج از بودجه عمومی بابت تسهيلات به بخش دولتي، تسويه يارانه های انرژي، بدهی دولت به شرکت ملی نفت و شرکت توانير پرداخت شده است.



در اين ميان واردات بيشترين حجم درآمدهای ارزی را به خود اختصاص داده است.



بر پايه نماگرهای بانک مرکزی ايران تنها در سال ٨٧ دولت نهم ٩٠ ميليارد دلار درآمدهای ارزی کشور را به واردات اختصاص داده که ٧٤ ميليارد دلار آن فقط صرف کالاهای مصرفی و خدماتی شده است. کارشناسان پيش بينی می کنند که حجم واردات ايران در سال جاری به ١٠٠ ميليارد دلار برسد که با احتساب ٦٠ ميليارد دلار دريافتی ارزی کشور، دولت نهم با ٤٠ ميليارد دلار کسری ارزی روبرو خواهد بود.



همين کسری است که بعضاً دولت را به تکاپوی افزايش درآمدهای مالياتی به هر قيمت واداشته است.



در چهار سال اخير دولت با استفاده از ابزار واردات سعی در جلوگيری از افزايش قيمت ها و تورم داشته و همزمان کوشيده است پاسخ تقاضای بازار را با کالاهای ارزان قيمت خارجی بدهد. عامل ديگری که ورود سيل آسای کالاهای مصرفی را به کشور تسهيل کرده، علاوه بر کاهش پی درپی تعرفه ها، سياست تثبيت قيمت ارز بوده که در حقيقت حُکم دهها ميليارد دلار يارانه ای را دارد که حکومت های پی در پی در ايران به توليد کنندگان خارجی پرداخته اند : ارزان بودن قيمت ارز حاصلی جز ترغيب واردات کالاهای ارزان تر خارجی به زيان توليدات داخلی نداشته است. افزايش ٢٥ درصدی نرخ ارز طی ١٠ سال اخير با وجود تورم ٢٥٠ درصدی چهار سال گذشته عملاً به زيان توليدکنندگان و صادرکنندگان ايرانی تمام شده است.



موجودی انبارهای کارخانه های خصوصی و دولتی و ميزان فروش شرکت ها در سه ماه آخر سال ٨٧ گويای اين است که کليه واحدهای توليدی کشور با کاهش توليد و تعديل نيروی کار روبرو هستند.



اخيراً رئيس اتاق بازرگانی ايران با اظهار اينکه توليدکنندگان کشور در وضعيت بحرانی قرار دارند، افزوده است که هم اکنون واحدهای توليدی کشور با ٣٠ تا ٤٠٪ ظرفيت خود کار می کنند. رئيس اتاق بازرگانی تهران نيز در اظهاراتی جداگانه افزوده بود که ناتوانی بانک ها در تأمين منابع مالی توليد، همراه با افزايش مداوم هزينه ها و دشواری فروش محصولات به دليل رقابت بی امان کالاهای خارجي، بنگاه های توليدی کشور را به شدت دچار کمبود نقدينگی کرده به طوری که حتا تأمين مواد اوليه را برای بسياری از آنان ناميسر ساخته است.



از جمله نتايج فوری اين وضع تعطيلی واحدهای توليدی و افزايش شمار بيکاران بوده است.



در حالی که عليرضا محجوب دبير خانه کارگر و نماينده مجلس اسلامی اخيراً از تعطيلی ٤٠٠ واحد توليدی و بيکار شدن ٢٠٠ هزار کارگر آنها در سال ٨٧ خبر داد، دبير انجمن صنايع نساجی ايران تنها از تعطيلی ٧٣٠ واحد نساجی کشور سخن گفت و افزود که علاوه بر واردات بی رويه، ورود قاچاق فرش ترکيه، کارگران و متخصصان داخلی را ورشکسته کرده است.



با ملاحظه اين وضع بعيد نيست که کسری ٤٥ ميليارد دلاری بودجه سال ٨٨ که حالا در قالب چالش منابع مالياتی خود را نمودار می کند، مالاً به رودرويی دولت از يک طرف و مشاغل و اصناف از طرف ديگر بيانجامد. زيرا، همانطور که مرکز پژوهش های مجلس گفته بود، افزايش ٤٠ درصدی درآمدهای مالياتی دولت در سال جاری به اين معنا است که دولت بخواهد بيش از رشد اقتصادی کشور از مردم ماليات بگيرد و اين بمنزله تحميل باری سنگينتر به توان تحليل رفته جامعه است.




9 ارديبهشت 1388    20:38

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :ايران و وابستگی گازی اروپا به روسيه

دويچه‌وله:اخيرا دو اجلاس مهم گازی در عشق آباد و صوفيه برگزار شد. موضوع اصلی اين نشست‌ها انتقال گاز حوزه دريای خزر به اروپا بود. ايران نيز صاحب ذخاير عظيم گازی است که برخی از کارشناسان آن را جايگزينی برای گاز روسيه قلمداد مي‌کنند.



ولاديمير سوکور، کارشناس "مؤسسه تحقيقی بنياد جيمز تاون در واشنگتن" است. اين کارشناس مقيم شهر مونيخ درباره مسايل مربوط به امور گاز تحقيق می کند و نوشته‌های او در روزنامه‌های غربی انتشار مي‌يابند. وی درمصاحبه با دويچه وله ضمن اشاره به "منافع مشترک گازی ايران و اروپا" از سياست‌های آمريکا در قبال ايران انتقاد مي‌کند.



وابستگی اروپا به گاز پروم



ولاديمير سوکور در گفت‌وگو با بخش فارسی دويچه وله مي‌گويد: ,به نظرمن سياست آمريکا در قبال ايران اشتباه بوده و اين سياست بايد تغيير يابد، ولی متاسفانه آمريکا و هم اتحاديه اروپا سياست تحريم عليه ايران را دنبال کردند. ايران صاحب ذخاير عظيم گازی است و سالهاست از آن بهره برداری نکرده است.,



کارشناس "مؤسسه تحقيقی بنياد جيمز تاون در واشنگتن" در ادامه صحبت‌هايش اشاره می کند: ,سياست آمريکا عليه ايران در خصوص تامين انرژی گازی به نفع روسيه تمام شده و کنسرن روسی گازپروم را در اروپا تقويت کرده است. اين سياست سبب وابستگی بيشتر اتحاديه اروپا به روسيه شده و اروپايی ها را مجبور کرده هزينه سنگينی به گازپروم بپردازند,



موافقت آمريکا با ورود ايران به پروژه نابوکو



در همايش صوفيه "ريچارد مورنينگستار"، نماينده ويژه رئيس جمهور آمريکا اطلاع داد که واشنگتن با تمام توان خود از پروژه خظ لوله نابوکو حمايت مي‌کند و حتی اين را محتمل دانست که از منابع سوختی ايران برای نابوکو استفاده شود.



برخی از صاحبنظران امور گاز از جمله ولاديمير سوکور، کارشناس "موسسه تحقيقی بنياد جيمز تاون در واشنگتن" معتقدند که بايد به تحريم‌ها عليه صنايع نفت و گاز ايران پايان داده شود. او مي‌گويد: ,ما در جهانی بسر مي‌بريم که راه‌يابی به ذخاير انرژی روز به روز دشوارتر مي‌شود. کنسرن‌های غربی نيز به اين منابع دسترسی ندارند. در چنين شرايطی نبايد عليه صنايع نفت و گاز ايران تحريم اقتصادی اعمال کرد و اين سياست اشتباهی است. تاکنون به دليل تحريم کشورهای غربي، در صنايع نفت و گاز اين کشور سرمايه گذاری نشده. در شرايط کنونی ولی بايستی برای انتقال گاز ايران به اروپا مذاکره را آغاز کرد,.



سوکور در ادامه صحبت‌هايش همچنين مي‌گويد، عدم سرمايه گذاری شرکت‌های غربی در صنايع گاز سبب شده است که ايران نتواند مصرف داخلی خود را پوشش دهد.



گاز − موضوع آتی مذاکرات ايران و آمريکا



ولاديمير سوکور پيشنهاد مي‌کند که مسئله‌ی گاز، يکی از محورهای اصلی گفت‌وگوی ايران و آمريکا باشد. وی در ادامه صحبت‌هايش به سياست آمريکا در قبال اروپا هم اشاره مي‌کند: ,استراتژی آمريکا در قبال اروپا، ممانعت از وابستگی اروپا به گاز روسيه است، ولی آمريکائي‌ها به دليل مخالفت با ايران خود به اين سياست صدمه مي‌رسانند. اگر گاز ايران به اروپا انتقال يابد موقعيت کنسرن روسی گازپروم به خطر خواهد افتاد. ايران تنها کشور دنياست که مي‌تواند با گاز پروم رقابت کند,.



ولادمير سوکور به منافع مشترک اروپا و ايران اشاره مي‌کند و نتيجه مي‌گيرد که گاز ايران و کشورهای حوزه دريای خزر، اروپا را از وابستگی به گاز روسيه نجات خواهد داد.



نويسنده: طاهر شيرمحمدی



تحريريه: فريد وحيدی




9 ارديبهشت 1388    18:45

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :رصد مخفيانه کاربران اينترنتی توسط ,ناجا, در چند سال گذشته

سرمايه : به گفته رئيس پليس کل کشور برخورد با خاطيان اينترنتی توسط گشت اينترنتی ناجا که فعاليت های اينترنتی کاربران را رصد می کند با شدت ادامه می يابد. رئيس پليس کشور درباره شروع به کار گشت اينترنتی ناجا تحت عنوان پليس آنلاين در اينترنت گفت: ,اين طرح که به شيوه های مختلفی انجام می گيرد با شدت ادامه خواهد يافت و در قالب آن، برخورد با سايت های مستهجن که فرهنگ مردم را هدف قرار داده اند با جديت انجام می شود زيرا قطعاً فرهنگ جامعه مهم تر از پول و مال جامعه است.,

سردار اسماعيل احمدی مقدم در حاشيه هشتمين اجلاس افسران رابط مبارزه با مواد مخدر که در محل سازمان پليس مبارزه با مواد مخدر نيروی انتظامی و با حضور نمايندگانی از 15 کشور مانند ترکيه، پاکستان، افغانستان، عربستان، روسيه، انگليس، کانادا، يونان، فرانسه و تونس برگزار شد، اضافه کرد: ,در اين طرح علاوه بر شناسايی و برخورد با سايت های مستهجن، کار رصد کردن انواع سايت هايی که به قصد کلاهبرداری از مردم به شکل شبکه های هرمي، ليزينگ و مسکن فعاليت می کنند، انجام می شود.,

وی افزود: ,افراد متخلف از بستر اينترنت برای جرم و کلاهبرداری های وسيع به خوبی استفاده می کنند زيرا برای مثال روزنامه ها در اين زمينه ضوابط سختی دارند لذا آنها به بستر اينترنت

پناه می برند چراکه اساساً در حوزه اينترنت قوانين مشخصی وجود ندارد.,

احمدی مقدم تصريح کرد: ,شايد اعلام اين موضوع مناسب نباشد زيرا به هوشيار شدن متخلفان خواهد انجاميد در حالی که اين طرح در چند سال اخير به صورت مخفيانه انجام می شد.,

سياست های نيروی انتظامی برای اعتياد

رئيس پليس کشور در پاسخ در مورد زمان آغاز اجرای طرح جمع آوری معتادان و انتقال خرده فروشان مواد به اردوگاه های کار اجباری نيز گفت: ,امروز جلسه طرح ريزی تشکيل شد و براساس آن، طرح جمع آوری پاتوق های معتادان از اوايل خردادماه در سراسر کشور و کمی زودتر در تهران آغاز خواهد شد. در قالب طرح نجات، تنها معتادان رها جمع آوری می شدند اما با توسعه اين طرح ما به کمک خانواده ها خواهيم رفت تا آنهايی که از نگهداری بيماران معتاد خود عاجز شده اند را به بخش خصوصی فعال در حوزه درمان اعتياد پيوند دهيم.,

وی همچنين درخصوص مصاديق اجرای طرح انضباط ترافيکی از

10 ارديبهشت ماه و واکنش های سخنگوی قوه قضائيه در اين زمينه اظهار داشت: ,بعيد می دانم قوه قضائيه اين طرح را غيرقانونی اعلام کند زيرا اساساً با اجرای قانون کسی مخالفت ندارد و البته در اين زمينه اجرای سخت گيرانه قانون دنبال می شود.,

رئيس پليس کشور درباره مجاز بودن توقيف خودروها و قفل زدن آنها به

13 مورد قانونی از جمله نداشتن مدارک لازم، مظنون بودن به سرقتی بودن خودرو،

سد معبر کردن، صلاحيت نداشتن راننده، نداشتن معاينه فنی و مدارک مالکيتی و مصرف مواد حين رانندگی اشاره کرد که امکان توقيف خودرو پس از اين موارد امکان پذير است.

فرمانده نيروی انتظامی ادامه داد: ,اگر پليس در جايی خلاف قانون در قالب اين طرح رفتار کرد حتماً ابتدا به خودمان مراجعه کنند و پس از آن نيز در صورت نياز می توانند شکايت احتمالی خود را در قوه قضائيه مطرح کنند اما قطعاً اجرای طرح انضباط اجتماعی پيامی به جز اجرای قانون نخواهد داشت.,

وی درخصوص حوادث اخير تروريستی پليس راه روانسر کرمانشاه اظهار کرد: ,برخی از اين پيش بينی ها صورت گرفته بود لذا شهيد شدن تعدادی از ماموران شريف نيروی انتظامی به علت رخ دادن آتش سوزی در يکی از محل های اقامتی آنها اتفاق افتاد و مستقيماً از عمليات تروريستی ناشی نشد بلکه بر اثر برخورد يک نارنجک با کانکس محل اقامت نيروها حاصل شد.,

سردار احمدی مقدم تصريح کرد: ,طبيعتاً اين وقايع نمی تواند بی ربط باشد و آنچه که در عراق اتفاق می افتد يا در اينجا و حتی مواردی که در مورد دستگيری اينگونه افراد توسط وزارت اطلاعات کشور صورت می گيرد، قطعاً بی ربط به هم نيست چراکه هر زمان دشمنان مايوس می شوند، اقدام به انجام اموری برای ناامن جلوه دادن فضای داخل کشور می کنند.,

در ادامه اين اجلاس سرتيپ دوم پاسدار حميدرضا حسين آبادی در ميان افسران رابط مبارزه با مواد مخدر

18 کشور دنيا، قاچاق مواد مخدر در منطقه را رو به رشد توصيف کرد و کاهش قيمت ناشی از توليد مازاد بازار مصرف جهانی را از مشکلات و تبعات قاچاق مواد مخدر عنوان کرد.

وی گفت: ,شاهد اين ادعا کشف به طور متوسط دو تن مواد مخدر در روز توسط نيروهای انتظامی و امنيتی جمهوری اسلامی ايران در سال 2008 است. قاچاق مواد مخدر از موضوعات مهمی است که طی سال های 2007 و 2008 از افغانستان در حجم بسيار بالايی به سمت جمهوری اسلامی ايران، پاکستان و کشورهای آسيای ميانه صورت گرفته، به طوری که کل کشفيات ايران در سال 2007 بالغ بر 555 هزار و 692 تن بوده است و اين ميزان کشف در سال 2008 به بيش از 691 هزار و 43 تن رسيده است.,

وی تغيير در الگوی قاچاق مواد مخدر در منطقه را قابل توجه عنوان کرد و افزود: ,شبکه های قاچاق ضمن استفاده از مسيرهای قديمي، مسيرهای جديدی را برای قاچاق مواد مخدر انتخاب کرده و مبادرت به قاچاق اين مواد افيونی می کنند. مسير شمال افغانستان به آسيای ميانه از مسيرهای فعال در سال های 2007 و 2008 بود و افزايش بازار تقاضای حشيش در کشورهای حوزه خليج فارس طی چند سال اخير موجب شده است دريای عمان و خليج فارس نيز به عنوان يکی از مسيرهای فعال منطقه در قاچاق حشيش به کشورهای عربی محسوب شود.,

وی در ادامه اظهار داشت: ,شبکه های قاچاق مواد مخدر با بهره گيری از سلاح برای حمل مواد مخدر ما را بر آن داشتند تا تبادل اطلاعات خود را با کشورهای حوزه خليج فارس گسترش دهيم.,

رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا حرفه ای تر شدن و افزايش توانمندی پليس جمهوری اسلامی ايران و استفاده از اطلاعات در انجام موفق عمليات ها را از دلايلی عنوان کرد که موجب کشف 65 درصدی از کشفيات پليس در سال 2008 مبتنی بر عمليات اطلاعاتی شد.

حسين آبادی تصريح کرد: ,تبادل اطلاعات با افسران رابط مستقر در منطقه و تقويت واحد تبادل اطلاعات منطقه ای پليس نيز از جمله اقدامات موثری بوده که موجب مبادله دو هزار و 421 پيام با افسران رابط و پليس کشورهای منطقه شده است.

وی اين تبادل اطلاعات را گام بسيار مهمی در جهت شناسايی شبکه ها، فعاليت قاچاقچيان و شناسايی مسيرهای انتقال مواد مخدر اعلام کرد.,

رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا از ديگر اقدامات منطقه ای و بين المللی در سال جاری ياد کرد و افتتاح مرکز تبادل اطلاعات منطقه ای در تهران را نام برد و گفت: ,با حضور کشورهای پاکستان، افغانستان و UNODC اجرای نخستين عمليات مشترک بين کشورهای ايران و پاکستان صورت گرفت. ارتقا و افزايش برنامه ريزی و همکاری با کشورهای همسايه از جمله پاکستان، افغانستان و ترکيه و نيز ايفای نقش برجسته افسران رابط جمهوری اسلامی ايران و هماهنگی با مقامات پليس کشورهای مزبور موجب اجرای عمليات منسجم و هماهنگ در کنترل مرزها شده است.,

افتتاح بزرگ ترين آزمايشگاه تشخيص مواد مخدر کشور

در حاشيه اين اجلاس همچنين بزرگ ترين آزمايشگاه پيشرفته مواد مخدر کشور افتتاح شد.

اين آزمايشگاه پيشرفته مواد مخدر با هدف تشخيص و تحليل انواع مواد مخدر صنعتی و روانگردان ها افتتاح شد و به گفته کارشناسان نيروی انتظامی در اين آزمايشگاه با آناليز مواد مخدر کشف شده مسيرهای مختلف ترانزيت اين مواد کشف می شود.


9 ارديبهشت 1388    08:10

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

9ارديبهشت :پيامدهای احتمالی طرح تحريم صادرات بنزين به ايران

دويچه‌وله: چندتن از سناتورهای کنگره‌ی آمريکا طرحی را ارائه کرده‌اند که بر اساس آن صادرات بنزين به ايران مورد تحريم قرار مي‌گيرد. علی مزروعي، کارشناس اقتصادی مي‌گويد، تصويب چنين طرح‌هايی از اشتباهات بزرگ دولت آمريکاست.



علی مزروعي، عضو کميسيون اقتصادی مجلس ششم در مصاحبه با دويچه وله مي‌گويد، حدود يک سوم بنزين مورد نياز ايران هم‌اکنون از طريق واردات تامين مي‌شود. با وجود اين، وی معتقد است که اين طرح در صورت تصويب نمي‌تواند تاثير مهلکی بر اقتصاد ايران بگذارد.



اين کارشناس اقتصادی همچنين معتقد است که اين طرح، ترجمه سخنان هيلاری کلينتون وزير امور خارجه آمريکاست. کلينتون چندی پيش گفته بود، در صورت ادامه فعاليت‌های هسته‌ای ايران، آمريکا ,تحريم‌های زمين‌گير کننده, عليه اين کشور اعمال خواهد کرد.



دويچه‌وله: آقای مزروعي، اگر اين طرح تصويب بشود، چه تاثيری بر مصرف بنزين و قيمت بنزين در داخل ايران مي‌تواند بگذارد؟



علی مزروعی: در ابتدا بگويم که اين هم يکی ديگر از اشتباهات آمريکا در رابطه با ايران است و من فکر مي‌کنم يکی از مشکلاتی که باعث شده روابط ايران و آمريکا نتواند رو به بهبود برود، اين تحريم‌هايی است که هرازگاهی در آمريکا نسبت به ايران مطرح مي‌شود و افزايش پيدا مي‌کند. اما در رابطه با اين که اگر اين تحريم انجام بشود چه تاثيری در وضعيت مصرف بنزين در ايران خواهد داشت، طبعا ما کاهشی را در مصرف بنزين مشاهده خواهيم کرد. برای اين که بخشی از مصرف بنزين ايران از خارج وارد مي‌شود و البته فکر مي‌کنم درسال گذشته با همين نگاه بود که بنزين سهميه‌بندی شد و طبعا با اين نظام سهميه‌بندی که وجود دارد دولت، مصرف بنزين را مديريت خواهد کرد و سهميه‌ی کنونی بنزين را به نسبتی که واردات بنزين کاهش پيدا مي‌کند کاهش خواهد داد و از اين نظر، کسانی که ماشين دارند و از بنزين استفاده مي‌کنند دچار مضيقه خواهند شد، ولی فکر نمي‌کنم مشکل حادی را بوجود بياورد.



چند درصد از بنزين مورد احتياج کشور الان از خارج وارد مي‌شود؟



آمارها متفاوت است، ولی فکر مي‌کنم بين ۲۰ ميليون تا ۳۰ ميليون ليتر در روز است و نزديک به يک سوم مصرف بنزين را در ايران ما الان از طريق واردات تامين مي‌کنيم.



اگر اين طرح تصويب بشود، شرکت‌هايی مثل توتال فرانسه و بريتيش پتروليوم هم مورد تحريم واقع مي‌شوند. آيا فعاليت اين دو شرکت در ايران به حدی هست که توقف فعاليت‌شان بتواند تاثير مهلکی بر اقتصاد ايران بگذارد؟



تا جايی که من اطلاع دارم، اين شرکتها الان در ايران فعاليت چندانی ندارند که افزايش اين تحريم‌ها بتواند تاثيری در کارشان داشته باشد. اينها مدتهاست که تقريبا فعاليت‌هايشان را در ايران رها کرده‌اند و مشغول فعاليتی نيستند که حالا با اين تحريم کم بشود.



آقای مزروعی در ابتدای صحبت‌تان اشاره کرديد که اين طرح هم يکی از اشتباهات آمريکاست. با توجه به اين که حدود يک هفته بعداز سخنرانی آقای احمدي‌نژاد در ژنو اين طرح ارائه شده است، برخي‌ها معتقدند که اين طرح مي‌تواند به سخنرانی آقای احمدي‌نژاد در کنفرانس مبارزه با نژادپرستی ربط داشته باشد. شما نظرتان در اين مورد چه است؟



تا آنجايی که من اطلاع دارم اين طرح قبل از اين سخنرانی و بحث‌های اخير در آمريکا مطرح شده بود و فکر مي‌کنم که نزديک به يک ماه پيش اين طرح مطرح شده است. اين که من گفتم اشتباه است، برای اين که اين گونه طرح‌ها آسيب‌هايش متوجه مردم مي‌شود و اين در حالي‌ست که دولتمردان آمريکايی پس از روي‌کارآمدن اوباما تلاش دارند روابط را با ايران بهبود ببخشند، حداقل نسبت به مردم ايران اظهار محبت مي‌کنند و اين طرح هيچ نسبتی با اين اظهار محبت‌ها ندارد.



اين طرح را چقدر مرتبط با سخنرانی چندی پيش خانم کلينتون مي‌دانيد که گفته بود مسير دوگانه‌ی ديپلماسی آمريکا در برابر ايران ادامه دارد و از تهيه‌ی مقدمات اعمال تحريم‌های خيلی شديد عليه ايران خبر داده بود؟



طراحان اين طرح من نمي‌دانم چقدر با دولت آمريکا و خانم کلينتون هماهنگ هستند. چون در بين‌شان هم دموکراتها هستند و هم جمهوريخواهان. ولی بازهم من فکر مي‌کنم حتا اين سخن خانم کلينتون هم در دوره‌ی جديد، اشتباه است و در واقع اين گونه سخن‌گفتن کمکی به حل مشکلی که بين ايران و آمريکا وجود دارد نمي‌کند. ولی خب مي‌تواند اين گونه استنباط بشود که تا حدودی همان ترجمه‌ی سخنان خانم کلينتون است.



همان طور که شما هم اشاره کرديد، در بين نمايندگان موافق اين طرح هم از دموکراتها وجود دارند و هم از جمهوري‌خواهان و اين طرح با سياست‌های اوباما يک مقدار تضاد دارد. شما فکر مي‌کنيد چرا چنين اتفاقی افتاده است؟



برای اين که در آمريکا، چه در حزب دموکرات و چه در حزب جمهوري‌خواه، همه‌ی افراد مثل هم فکر نمي‌کنند و يک نوع اختلاف فکری بين آنها هست. جمهوريخواهان که فکر مي‌کنم موضع قبلي‌شان هم همين بوده و هميشه به برخورد شديد با ايران فکر کرده‌و مي‌کنند. ولی در مورد دموکراتها فکر مي‌کنم بخشي‌ از آنها به هرحال از به‌نتيجه‌رسيدن سياست جديد دولت اوباما نگران هستند و فکر مي‌کنند اين سياست جواب نمي‌دهد. در واقع آنها فکر مي‌کنند که بايستی فشار بياورند تا شايد اين سياست‌ها موثر بيفتد.



آقای مزروعی فکر مي‌کنيد در صورت تصويب اين طرح و اعمال تحريم واردات بنزين به ايران، اين بار بيشتر بر دوش مردم ايران سنگينی خواهد کرد يا بر دوش دولت؟



هم بر دوش دولت سنگينی خواهد کرد و هم بر دوش مردم. منتها تفاوتش بسيار است. به هرحال دولت برای تامين بنزين مصرفی مورد سوال واقع خواهد شد و مورد فشار قرار خواهد گرفت. اما طبعا برای مردم هم تحمل‌اش سخت است، چون باعث مي‌شود کمتر بتوانند جابجا بشوند و به لحاظ اقتصادی به هرحال گردش اقتصاد ايران تحت تاثير قرار مي‌گيرد.







مصاحبه‌گر: ميترا شجاعی



تحريريه: فريد وحيدی




9 ارديبهشت 1388    08:07

نظر شما
http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



10 اردیبهشت 1388    22:54


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد