www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:7ارديبهشت//

7ارديبهشت :يک سرستون سنگى گاو معتلق به دوره هخامنشى در شوش تخريب شد

7ارديبهشت.گفتگو با يک پرستار در مورد مشکلات پرستاران در ايران

7ارديبهشت :آماده‌باش جهانی عليه شيوع آنفلوانزای خوکی

7ارديبهشت :فعالان حقوق زن در دادگاه يا اتاق بازجويي؟

7ارديبهشت :گرامشی و نظريه هژمونی: موسولينی: نبايد بگذاريم اين مغز فکر کند

7ارديبهشت :بازداشت خبرنگار قلم معلم

7ارديبهشت :30 درصد تهراني‌ها علائم آسم دارند

7ارديبهشت:اعتراضات زندانيان نسبت به وضعيت اسفبار غذای در زندان اصفهان

7ارديبهشت:اخراج کارگران وزنه

7ارديبهشت :طرح گسترش محله های يهودی نشين در بيت المقدس شرقی

7ارديبهشت :مبارزه براى حفظ سرزمين يخها


7ارديبهشت :ايران راه حل دو دولت فلسطينی و اسرائيلی را مي‌پذيرد

7ارديبهشت :انكار بيماری يا طرد بيماران، خطر شيوع ايدز را افزايش می دهد

7ارديبهشت :آغاز بحران کمبود نفت از سال 2013

7ارديبهشت :يکی از فعالان کمپين يک ميليون امضا امروزبه زندان اوين منتقل شد.

7ارديبهشت :طبق آمارهاى موجود و در بلاياى طبيعى زنان بيشتر از مردان در بحران مى ميرند



7ارديبهشت :يک سرستون سنگى گاو معتلق به دوره هخامنشى در شوش تخريب شد

ميراث فرهنگى:يک سرستون سنگى گاو، متعلق به دوره هخامنشى در کاخ آپاداناى شوش تخريب شد. اين سرستون سنگى در ايام نوروز سالم ديده شده بود و احتمال مي‌رود که تخريب آن طى يک هفته گذشته اتفاق افتاده باشد. اين سرستون گاو درکنار سنگ‌هاى دپو شده کنار کاخ آپادانا بود و درحال حاضر وضعيت ديگر سنگ‌هاى کاخ نيز مساعد نيست.





خبرگزارى ميراث فرهنگى_ گروه ميراث فرهنگى_ حسن ظهورى_ بخشى از يک سرستون گاو، متعلق به کاخ هخامنشى آپادانا در شوش به تاز‌گى تخريب شده است. طى اين تخريب بخشى از گردن اين سر ستون خرد شد.



به گزارش CHN بخشى از گردن يک سرستون گاو، متعلق به دوره داريوش اول که در گوشه‌اى از کاخ آپادانا شوش کنار ديگر سنگ‌هاى کاخ گذاشته شده بود؛ تخريب شد.



به گفته انجمن‌هاى دوستدار ميراث فرهنگى در شوش، اين سرستون سنگى هنگام بازديد ايام عيد سالم بود و اين تخريب طى يک هفته گذشته انجام گرفته است.



ميزان تخريب حدود 30 تا 50 سانتي‌متر از گردن گاو را شامل مي‌شود. اين درحالى است که اين سرستون امکان مرمت و بازسازى داشته است.



به گفته انجمن‌هاى دوستدار ميراث فرهنگى وضعيت باقى آثار سنگى رها شده درکنار کاخ آپاداناى شوش نيز وخيم است و از آنجاکه نگهبانى درستى براى مراقبت از اين آثار نمي‌شود، امکان تخريب آن آثار نيز وجود دارد.



همچنين گفته مي‌شود که بخش زيادى از محوطه کاخ آپادانا را خار و خاشاک دربرگرفته است.



از زمان کاوش فرانسوي‌ها در کاخ آپادانا شوش تاکنون اين آثار در گوشه کاخ دپو شده و به حال خود رها شده‌اند. هرچند اين آثار سنگى ناقص از زير خاک بيرون آورده شده‌اند اما هنوز امکان بازسازى و مرمت آن‌ها وجود دارد.



درکنار حوادث بي‏شمارى که هر روز محوطه‏هاى باستانى کشور را تهديد مي‏کند، اتفاقاتى که بر سر محوطه باستانى شوش آمده بي‏مانند است. حفارى غيرمجاز، ساخت و سازهاى غيرقانوني، تعرض به عرصه و حريم محوطه و غارت آثار باستانى ازجمله اتفاقاتى است که طى صد سال گذشته محوطه باستانى شوش را تحت و شعاع خود قرار داده و بخشى از آن هنوز هم ادامه دارد.




7 ارديبهشت 1388    20:57

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
16:36 8 ارديبهشت 1388
جا دارد مردم به سرگين مالی مرقد مطهر امام سيزده، چاه جم کران، مساجد و امامزاده ها بپردازند تا اين حزب اللهی ها حاليشان بشود و دست از اين کار بردارند. بايد گور خلخالی را پر از تپاله کرد.

نام:  
ای-ميل:  
10:50 8 ارديبهشت 1388
bavar nakonid keh sar sotoone asli kharab shodeh bashad. sabegheh dashteh vaghti ghatehii az banahaye sangi ra miborand va dar moozehhaye kharej miforooshand,beh jaye an ghatehii moshabeh misazand va dar jaye aval gharar midahand va ehtemalan takhribe an beh khatere rad gom kardan boodeh.sazmane mirase farhangi va bande vabasteh beh sarane hokoomat dar khorooje asare bastani beh komake barkhi ahzabe manteghehii amele mostaghime in taraj hastand.hala keh hokoomate iraq az khode anhast digar dasteshan baztar ham shodeh.

نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
02:12 8 ارديبهشت 1388
احتمالا به دستور شورای فرهنگی سازمان امنیت ملی/اسلامی ایران صورت گرفته است



همخوانی بودن با سال گاو*۸۸* وانتخابات دوره دهم از ولایت/دولت این هزینه ها را دارد. تا دوره دوازدهم انشالله آ,ار ۱۳۰۰ ساله چاه جمکران بیرون می آید و امام زمان سوار بر احمدی نژاد و راننده گی مهندس موسوی به محل اولش *گاو زائیده *بازسازی شده به نمایش می رسد با این خبر ها ما را نگران ریشه /تاریخ مان نکنید

H.A.Kianoush


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت.گفتگو با يک پرستار در مورد مشکلات پرستاران در ايران

روشنگری. اين گفتگو را در لينک زير از راديو برابری بشنويد



http://www.radiobarabari.net/files/2009/04/26/7.ram
">http://www.radiobarabari.net/files/2009/04/26/7.ram




7 ارديبهشت 1388    19:28

نظر شما
نام:   فوضول باشی
ای-ميل:  
11:42 10 ارديبهشت 1388
چیری که مهم است تعداد بیمارانی که به یک پرستار واگذار می شود هیچ ظوابتی ندارد. گاهی در حد 40 تا 50 و بیشتر یک پرستار باید بگرداند و مسولیت هر اتفاقی هم با پرستار است. قانون موظف است حد و مزر این را تعین کند. آن موقع خواهیم دید هیج پرستاری بیکار نیست.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :آماده‌باش جهانی عليه شيوع آنفلوانزای خوکی

همشهری :افزايش تلفات ناشی از آنفلوآنزای خوکی در مکزيک زنگ خطر را در سراسر جهان به صدا در آورده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه وزير بهداشت مکزيک، خوزه آنخل کوردوا، روز دوشنبه 27 آوريل (7 ارديبهشت) اعلام کرد تعداد تلفات آنفلوآنزای خوکی در مکزيک به 103 نفر، و شمار موارد احتمالی ابتلا به بيماری از 1324 نفر به 1614 نفر رسيده است.



رئيس‌جمهور مکزيک، فليپه کالدرون خواستار حفظ آرامش شد، اما خبرهای منتشرشده در مورد اينکه مردی که پس از بازگشت از مکزيک به اسپانيا به اين بيماری مبتلا شده است، باعث شدت يافتن آماده‌باش بين‌المللی و سقوط بازارهای سهام شده است.



چين، تايلند ‌و اندونزی به روسيه ملحق شده‌اند و و اردات گوشت خوک را از مکزيک و پنج ايالت آمريکا که تا به حال 20 مورد آنفلوآنزای خوکی از آنها گزارش شده‌ است، ممنوع کرده‌اند.



اتحاديه اروپا وزرای بهداشت کشورهای اروپايی را بر برگزاری يک اجلاس فوق‌العاده فراخوانده است، و دولت‌ها مقررات امنيتی شديدی را بر پروازها از مکزيک اعمال کرده‌اند و افراد مشکوک را قرنطينه مي‌کنند.



سازمان جهانی بهداشت هشدار داده است که گونه جديد ويروس آنفلونزای خوکی- که ظاهرا از مخلوط شدن با ويروس‌های آنفلوآنزای انسانی و آنفلوآنزای پرندگان در خوک‌های مبتلا به وجود آمده است- ممکن است به همه‌گيری جهانی (پاندمی) بينجامد و همه کشورها را فراخوانده است که "مراقبت‌ها را شدت بخشند."



اين ويروس جديد مي‌تواند از طريق سرفه و عطسه منتشر شود. مبتلايان دچار تب،‌سرفه و سردرد مي‌شوند.



خيابان‌های مکزيکو سيتي، شهری با 20 ميليون نفر جمعيت خالی شده است،‌ چرا که به ساکنان کشور دستور داده شده است که از اجتماعات اجتناب کنند،‌ و روز يکشنبه بازي‌های فوتبال در استاديون 105 هزار نفری آزتک بدون حضور تماشاگران برگزار شد.



ريچارد برسر، رئيس مراکز کنترل و پيشگيری بيماري‌های آمريکا اعلام کرد که هشت مورد بيماری در شهر نيويورک، هفت مورد در کاليفرنيا، دو مورد در تکزاس، دو مورد در کانزاس و يک مورد در اوهايو رخ داده است.



مقامات بهداشتی در ناحيه آسيا-اقيانوسيه که در سال‌های اخير در خط مقدم مواجه با همه‌گيري‌های سارس و آنفلوآنزای پرندگان، قرار داشته‌اند، بازرسي‌ها در فرودگاه‌ها را افزايش داده‌اند و از مردم خواسته‌اند تا در مورد علائم بيماری هشيار باشند.



وزير بهداشت نيوزيلند، تونی ريال، اعلام کرد که 9 دانش‌آموز و و يک آموزگار که اخيرا به مکزيک سفر کرده بودند،‌ "احتمالا" به آنفلوآنزای خوکی مبتلا شده‌اند.



دو استراليايی نيز بعد از بازگشت از مکزيک در بيمارستان مورد آزمايش قرار گرفتند، اما نتيجه آزمايش منفی بود. اما پروفسور پل کلي، متخصص اپيدميولوژی دانشگاه ملی استراليا گفت که شيوع آنفلوآنزای خوکی بسيار نگران‌کننده‌تر از آنفلوآنزای پرندگان است زيرا بسيار ساده‌تر ميان انسان‌ها منتشر مي‌شود.



مقامات تايلندی و اندونزيايی شناساگر‌های حرارتی در فرودگاه‌ها نصب کرده‌اند تا مسافران را مورد پايش قرار دهند. روسيه نيز اعلام کرد که پروازها از آمريکای شمالی و جنوبی را تحت مراقبت قرار مي‌دهد. مالزيا اعلام کرد که مسافران از آمريکا را تحت نظارت مي‌گذارد.



اسپانيا نيز به بيماريابی در ميان مسافران از مکزيک پرداخته است.



مورد ثابت‌شده آنفلوآنزای خوکی اسپانيا در شهر آلمنسا در ميان 10 نفری که تحت مراقبت گرفتند، يافت شد. دو بيمار نيز در اسکاتلند تحت مراقبت قرار دارند.



در خاورميانه يک اسرائيلی 26 ساله به علت بروز علائم آنفلوآنزا در بيمارستانی در شهر نتانيا بستری شده است. و همه افرادی که اخيرا از مکزيک بازگشته‌اند، تحت مراقبت قرار گرفته‌اند.



شرکت داروسازی سوئيسی روش نيز اعلام کرد که آماده تحويل محموله‌های بيشتر داروی ضدويروسی خود، تاميفلو، برای درمان ببماران است.



همچنين بازار سهام در واکنش به شيوع آنفلوآنزای خوکی نزول کرد. سهام شرکت‌های هواپيمايی به خصوص به خاطر نگرانی در مورد احتمال اعمال محدوديت‌های مسافرتي، سقوط کرده است.




7 ارديبهشت 1388    20:39

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :فعالان حقوق زن در دادگاه يا اتاق بازجويي؟

صدای آلمان : به‌تازگی پرونده‌های فعالان حقوق زن در ايران از شعبه‌‌ای در دادگاه انقلاب به شعبه‌ای ديگر از اين دادگاه سپرده شده است. روز شنبه (۵ ارديبهشت) قاضی اين شعبه برای پرستو الهياري، فعال حقوق زنان، حکم يکسال حبس تعزيزی صادر کرد.



در دو روز اخير فعالان حقوق زن در ايران در حال بحث و فحص بوده‌اند تا ببينند در پيوند با انتخابات رياست جمهوری ايران چه موضع و حرکتی مي‌توانند داشته باشند. روز شنبه (۵ ارديبهشت / ۲۵ آوريل) کنفرانسی مطبوعاتی در تهران برای اعلام موجوديت همگرايی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات برگزار شد. در اصفهان هم اعضای کمپين يک ميليون امضا در دو روز اخير به بحث در باره‌ی فرصتی نشستند که انتخابات برای طرح مطالبات جنبش حقوق زنان مي‌دهد.



به موازات اين فعاليتهای چشمگير که به منزله‌ی پيشرفتی تازه در جنبش زنان ايران ارزيابی مي‌شود، فشار بر فعالان اين جنبش ادامه دارد. روز شنبه (۵ ارديبهشت / ۲۵ آوريل) همزمان با کنفرانس مطبوعاتی تهران قاضی مغيثه، قاضی دادگاه رسيدگی به پرونده‌ی پرستو الهياري، وی را محکوم به يک سال حبس تعزيری کرد. الهياری از فعالان کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز عليه زنان است. جلسه‌ی دادگاه او در روز ۲۴ فروردين برگزار شد. اتهامی که به الهياری زده شده، اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت تبليغی عليه نظام است. پرستو الهياری در مصاحبه با دويچه وله گفت که برای اين اتهام مدرکی ارائه نداده‌اند و تنها در خود حکم به گزارش مامورين استناد شده و دفاعيات متهم و صحبت‌هايی که حين بازجويی از خود او پرسيده‌اند، مبنی بر برگزاری جلسات کمپين در خانه‌اش و جمع‌آوری امضا در اعتراض به قوانين تبعيض‌آميز عليه زنان.



دادگاه يا اتاق بازجويي؟



دادگاه پرستو الهياری در ادامه‌ی تفتيش منزل او در روز ۲۷ مهر ماه ۱۳۸۷و چند بار احضار تلفنی و کتبی وی برگزار شد. نه پرستو الهياری و نه زهره ارزني، وکيل وي، اجازه‌ی دفاع شفاهی نيافته‌اند. پرستو الهياری در اين مورد گفت: ,دادگاه شعبه‌ی ۲۸ انقلاب اسلامی با حضور نماينده‌ی دادستان و وکيل من بود. ولی خب ،متاسفانه تقريبا اجازه‌ی هيچ دفاع شفاهی به ما ندادند، يا خيلی سخت بود. تنها وکيل من توانستند لايحه‌ی کتبی را به ايشان بدهند. برای اينکه جلسه بيشتر شبيه به بازجويی بود تا دادگاه.,



به گفته‌ی الهياری بيشتر وقت دادگاه صرف آن شد که قاضی نظريات خود را در باره‌ی کمپين و فعاليتهای الهياری بيان کند. قاضی شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب، روحانی معممی است بنام مغيثه. قضاوت در مورد پرونده‌ی برخی از فعالان حقوق زن و ديگر فعالان حقوق مدنی به او سپرده شده است. نام کوچک وی در اخبار ذکر نشده و وکيلان و متهمان نيز نام کامل او را نمي‌شناسند.



پرستو الهياری تصميم دارد که به حکم قاضی اعتراض کند. وی در مورد حکمی که برايش صادر شده گفت: ,سقف مجازات اين ماده‌ی ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی که من با استناد به آن اين گونه متهم شده‌ام، يک سال حبس تعزيری است و قاضی دادگاه هم برای من سقف مجازات را در نظر گرفته است. موقع گرفتن حکم نوشتم که اعتراض دارم، حالا از تاريخ ديروز تا بيست روز بعد مهلت داريم که لايحه‌ی اعتراضي‌مان را به دادگاه تجديد نظر بدهيم.,



بي‌توجهی به قانون در روند محاکمه‌ها



قاضی مغيثه همچنين قاضی دادگاه رسيدگی به پرونده‌ی ناهيد کشاورز، يکی ديگر از فعالان حقوق زن در ايران، بود که در تاريخ ۲۶ فروردين برگزار شد. به کشاورز نيز اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق تبليغ عليه نظام زده شده است. به گفته‌ی نسرين ستوده، وکيل ناهيد کشاورز، در جلسه‌ی دادگاه دو اتهام به موکل وی تفهيم شد. يکی تبليغ عليه نظام از طريق جمع‌آوری امضا، دوم تبانی و اجتماع در مقابل دادگاه انقلاب در تاريخ سيزدهم سال ۱۳۸۵ که در آن تاريخ ناهيد کشاورز و تعداد ديگری از زنان به حمايت از پروين اردلان، نوشين احمدي، شهلا انتصاري، فريبا داودی مهاجر و سوسن طهماسبی که جلسه دادگاهشان بود به دادگاه آمده بودند تا در اين جلسه شرکت کنند. از ورود آنها ممانعت به عمل آمده بود و آنها ناگزير در پياده‌روی خيابان نشسته بودند که مورد هجوم پليس قرار گرفتند.



نسرين ستوده در مورد ناهيد کشاورز و ديگر موکلانش به دويچه وله گفت: , در اين ماجرا زنان مرتکب هيچ نوع جرمی نشده بودند و ضمنا بر اين موارد تا کنون دو حکم برائت برای خانمها صادر شده که من اميدوارم دادگاه به همه اين جوانب توجه کند و حکم برائت خانم ناهيد کشاورز را صادر بکند., ستوده همچنين اشاره کرد به اينکه قاضی دادگاه، مغيثه، مانع حضور همسر ناهيد کشاورز در جلسه دادگاه شده است. ستوده افزود، چون به طور رسمی اعلام نشده بود که دادگاه غيرعلنی است، دستور قاضی در اين مورد غيرقانونی بوده است.



نسرين ستوده همچنين سپردن پرونده‌های فعالان زن را از شعبه‌ی ۱۳ دادگاه انقلاب به شعبه‌ی ۲۸ غيرقانونی خواند. به گفته‌ی خانم ستوده، اين پرونده بايد قانونا در همان شعبه مي‌ماند تا رئيس جديد شعبه تعيين شود و طبق روال قانونی به اين پرونده‌ها رسيدگی کند. اما اين اتفاق نيفتاده و در اقدامی عجولانه اين پرونده‌ها از شعبه‌ی ۱۳ خارج شده و به شعبه‌ی ۲۸ سپرده شده است و اين به لحاظ قانونی اشکال دارد.



محمدعلی دادخواه در تاييد اين موضوع گفت: ,اصولا در يک رسيدگی عادلانه و منصفانه قرارهای آئين دادرسی و اصول متصور بر آن است که در هنگام رسيدگی دو قاعده بر دادرس بار مي‌شود. يکی قاعده‌ی اشتغال است که به مجرد اينکه دادگاه و دادرسی مشغول به رسيدگی به پرونده‌ای شد، نمي‌توانند آن پرونده را از آن قاضی و دادرس بگيرند. يکی هم قاعده‌ی فراق است. يعنی بعد از اينکه دادرس در خصوص پرونده اعلام نظر و رای کرد، نمي‌تواند مجددا در آن اظهار نظر بکند. مگر در موارد استثنايی و موارد عدولی.,



انتقال مريم مالک به بازداشتگاه وزرا



به گزارش سايت مدرسه فمينيستي، مريم مالک، يکی ديگر از فعالان کمپين يک ميليون امضا، نيز در روز شنبه (۵ ارديبهشت) در پی دريافت احضاريه کتبی به شعبه ۱۴ پليس امنيت مراجعه کرده و پس از چند ساعت بازجويی به دادگاه انقلاب و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شده است. اين خبر را چند تن از فعالان حقوق زن در پاسخ به پرسش دويچه وله در اين زمينه تاييد کردند. روز چهارشنبه‌ی گذشته (۲ ارديبهشت) نيز ماموران امنيتی دست به تفتيش منزل پدری مريم مالک و ضبط کامپيوتر و برخی لوازم شخصی اين فعال حقوق زنان زده بودند.

نويسنده: کيواندخت قهاری



تحريريه: فريد وحيدی




7 ارديبهشت 1388    18:55

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :گرامشی و نظريه هژمونی: موسولينی: نبايد بگذاريم اين مغز فکر کند

سرمايه:نام آنتونيو گرامشی از ديرباز تاکنون با مفهومی به نام ,هژمونی,برای اهالی سياست و فلسفه گره خورده است. مشهور است که مفهوم هژمونی (برتری) را نخستين بار او در دوران حضورش در شوروی و به منظور تشريح جنبش سوسيال دموکرات روسيه، که از 1890 تا 1917 جريان داشت، به کار برد. گرامشی در خانواده ای از طبقه متوسط پايين، در آلس، واقع در جزيره ساردينيا، ايتاليا به دنيا آمد. در هنگام کودکی گاهی از مدرسه فرار می کرد تا کمک خرج خانواده اش باشد. وی به سبب قوزی که بر پشت داشت از سوی همکلاسان و دوستانش مورد آزار قرار می گرفت و همين باعث شد تا به انزوا پناه ببرد و به مطالعه تاريخ و فلسفه بپردازد. در سی و پنج سالگی (يعنی ماه نوامبر 1926) گرامشی به جرم مخالفت با موسولينی بازداشت و روانه اردوگاه زندانيان سياسی شد. در خلال محاکمه اش، موسولينی درباره او گفت: ,نبايد بگذاريم اين مغز ديگر فکر کند., در سال 1927 گرامشی به زندانی در ميلان فرستاده شد و از آنجا به رم منتقل شد. او به بيست سال حبس محکوم شده بود. در سال 1929 بالاخره به گرامشی اجازه نوشتن دادند و هشتم فوريه اين سال نخستين تاريخ در ,دفترچه يادداشت های زندان, اوست. در خلال اين سال ها او وقت خود را به مطالعه تاريخ ايتاليا و اروپا، زبان شناسی و تاريخ نگاری گذرانده بود. گرامشی حافظه حيرت آوری داشت. در طول سال های زندان به او اجازه نمی دادند کتاب های کمونيستی بخواند و به اين ترتيب هر نقل قولی که در نوشته هايش آورده، خصوصاً نقل قول های مربوط به آثار مارکس، عبارت است از تعبيراتی که (تقريباً به طور دقيق) به خاطر می آورده است. سرانجام در بيست و هشتمين روز آوريل 1937 آنتونيو گرامشی پس از سال ها رنج در 46 سالگی از دنيا رفت و خواهرزنش، تاتيانا، هر 33 کتاب او را به صورت قاچاق از زندان خارج کرد و آنها را با استفاده از مجاری سياسی به مسکو فرستاد تا منتشر شوند. بر مبنای شايعه ای تاريخی - دانشگاهي، گرامشی تمام نامه های مهم اش را (خصوصاً آنهايی را که به احساسات و نظرات سياسی او مربوط می شده) خطاب به تاتيانا، خواهر همسرش گياليا، نوشته است. در هر حال همين زن بود که نوشته های گرامشی را در برابر نسل های آينده گشود.


7 ارديبهشت 1388    20:47

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :بازداشت خبرنگار قلم معلم

سرمايه : سجاد خاكسارى ، خبرنگار هفته نامه توقيف شده قلم معلم ديروز در ميدان بهارستان دستگير و بازداشت شد. به گفته محمد خاكسارى ، عضو هيات مديره كانون صنفى معلمان و پدر سجاد ، او براى تهيه گزارش و عكس از اعتراض معلمان حق التدريس به ميدان بهارستان رفته بود كه دستگير شده و به پليس امنيت در ميدان ارگ منتقل شد و قرار است امروز تحويل دادگاه انقلاب شود.



معلمان حق التريس روز يكشنبه براى پيگيرى وضعيت استخدام خود به تهران آمده بودند.



همچنين ديروز تعدادى از معلمان تهران و شهر هاى مختلف كشور در واكنش به اجرايى نشدن قانون خدمات كشورى در به مدارس رفته اما در كلاس درس خود حاضر نشدند.



اين اقدام معلمان پيش از اين در بيانيه اسفند 87 اعلام شده بود اما پس از مصاحبه رييس جمهوری و قول تجراى قانون خدمات كشورى در سال 88 تا امروز مسكوت ماند.



باقرى يكى از اعضاى كانون صنفى معلمان مى گويد:"معلمان پس از دريافت حقوق فروردين ماه و اعمال نشدن قانون تصميم به اجراى بيانيه كرده اند و فردا در ادامه اعتصاب خود به مدرسه نمى روند."



از سوى ديگر شيرزاد عبداللهى كارشناس مسايل آموزش و پرورش معتقد است احکام حقوقی فرهنگيان همواره در نيمه ارديبهشت ماه صادر مى شود:" احکام جديد معمولا در ارديبهشت ماه صادر می شوند.اگر واقعا معلمان به اين نتيجه برسند که احکام جديد را تا 15 يا 20 ارديبهشت صادر می کنند نيازی به تعطيلی مدارس نيست."



اجراى قانون خدمات كشورى مهم ترين خواسته معلمان در سال هاى اخير بوده است كه بارها به لاشكال مختلف آن را مطرح كرده اند .سازمان بين المللى آموزش نيز در روزهاى گذشته با ارسال نامه به مقامات دولت ايران خواستار اجراى اين قانون شده است.




7 ارديبهشت 1388    16:11

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :30 درصد تهراني‌ها علائم آسم دارند

ايلنا:رييس مركز مديريت بيماري‌هاى غيرواگير وخاص وزارت بهداشت گفت: در مطالعات انجام شده در برخى از مناطق تهران شيوع و علائم بيمارى آسم كه هنوز به مرحله تثبيت نرسيده تا 30 درصد گزارش شده است.



به گزارش خبرنگار ايلنا حسن آقاجانى در نشست مطبوعاتى تشريح برنامه‌هاى كميته كشورى آسم و آلرژى افزود: شيوع آسم و آلرژى دركشور و در ميان جوامع روستايى 6 درصد و در شهرها 10درصد است.

وى با بيان اينكه به تازگى آمار سال 87 از ميزان ابتلاى به آسم در كشور به دست نيامده ,ادامه داد: طبق آمار جمع‌آورى شده در سال 83 ميزان مرگ و مير ثبت شده توسط پزشكان ايرانى 2 هزار و 712 نفر بر اثر آسم فوت كرده‌اند و آمار هزينه‌اى بر اثر اين بيمارى 150 ميليارد ريال برآورد شد.

آقاجانى گفت: وضعيت جهانى آسم نيز از سال 1980 تا 1994 نشان داد كه 75 درصد افزايش داشته و اين در حالى است كه ميان كودكان و سالمندان 160 درصد افزايش يافته است.

وى با اشاره به اينكه در كشورهاى اروپايى و آمريكايى 20 درصد از بيماران آسم در وضعيت حاد و حمله‌اى قرار دارند، افزود: در سال گذشته در جلسه بين‌المللى ژنو 4 بيمارى قلبى و عروقي، ديابت , سرطان و بيمارى مزمن ريوى در اولويت اصلى برنامه‌ها قرار گرفت.

رييس مركز مديريت بيماري‌هاى غيرواگيردار ادامه داد: اين 4 بيمارى با شيوع بالا موجب افزايش ميزان صدمات اقتصادي، بار بيماري، ميزان غيبت از كار، بازنشستگى پيش از موعد و مشكلات روحى مي‌شود.

آقاجانى با اشاره به شيوع آلرژى و آسم در كشور همكارى بين بخشى سازمان‌ها را ضرورى دانست و افزود: وضعيت ترافيك، تردد خودروها با آلاينده‌هاى مضر كه هر يك مي‌تواند سبب آلرژى شود و وضعيت نامساعد هوا كه به صورت تصاعدى آلوده مي‌شود نيازمند همكارى مستمر است.

وى از تغيير بار بيماري‌ها و رفتن به سمت بيماري‌هاى اپيدميولوژى و غيرواگير در جهان خبر داد و گفت: كشورهاى پيشرفته برنامه‌ريزي‌هاى خود را درخصوص پيشگيرى از اين بيماري‌ها انجام داده و از اين بابت ايران زيرساخت‌هاى مناسب را ندارد و سرمايه‌گذارى در اين زمينه كم بوده اما اميدواريم با مشاركت مردم بازدهى برنامه‌ها افزايش يابد.




7 ارديبهشت 1388    18:57

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت:اعتراضات زندانيان نسبت به وضعيت اسفبار غذای در زندان اصفهان



فعالين حقوق بشر ودمکراسی: بنابه گزارشات رسيده از زندان مرکزی اصفهان،وضعيت غذايی زندانيان به لحاظ کمی و کيفی به نحو بی سابقه ای کاهش يافته است.

در پی کاهش يافتن کيفيت و کميت غذا ، يکنواخت بود وتقريبا غير قابل مصرف شدن آن، در روزهای اخير زندانيان زندان مرکزی اصفهان اقدام به اعتراضاتی نسبت به اين مسئله نمودند . شام و ناهار زندانيان سيب زمينی است و هر روز اين مسئله تکرار می شود.

نزديک به يکسال است که گوشت قرمز و سفيد و ماهی را از جيره غذائی زندانيان حذف کرده اند. آنها همچنين از ميوه و سبزيجات محروم هستند. حذف گوشت قرمز و سفيد و ماهی ،سبزيجات و ميوه از جيره غذايی زندانيان باعث شده است که زندانيان از سوء تغذيه رنج ببرند و بدن آنها را آسيب پذير نمايد.

شرايط درمان و بهداشت زندانيان اسف بار است و به زندانيان گفته می شود : که ما فقط کسانی را که با پتو از بند بيرون آورده شوند مداوا خواهيم کرد.بهداری زندان فاقد حداقل امکانات است و از اعزام بيماران به خارج از زندان خودياری می کنند.

وضعيت بهداشتی زندان؛ زندانيان از حداقل امکانات بهداشتی محروم هستند و اين مسئله باعث انتشار بيماريهای مختلف در بين بيماران شده است.

شرايط فوق باعث شده است که در سال گذشته خورشيدی بيش از 30 نفر اقدام به خودکشی نمايند که گزارش بعضی از آنها تا به حال به بيرون انتشار يافته است.

در پی اعتراضاتی که در بندهای مختلف زندان مرکزی اصفهان صورت گرفت. روز پنجشنبه 3 ارديبهشت ماه فردی بنام کفاشان مسئول بهداشت و درمان زندان، زندانيان بند 3 را در داخل مسجد واحد 1 جمع نمود و سعی داشت که اين مسئله را توجيه نمايد.

کفاشان گفت:روزی 100 نفر ورودي، تنها برای هر زندانی 600 تومان بيشتر بودجه نداريم . او اضافه کرد که اين بودجه در سال 1384 برای هر نفر 1000 تومان بوده .کفاشان همچنين ادامه داد که بودجه بهداشتی زندان به يک پنجم تقليل يافته است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،کاهش يافتن کيفيت و کميت غذای زندانيان ، يکنواخت کردن آن که باعث سوء تغذيه زندانيان شده است و توجيه نداشتن بودجه کافی را محکوم می کند.و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پايان دادن به نقض سيستماتيک حقوق بشر در زندانهای اين رژيم است.








7 ارديبهشت 1388    12:55

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت:اخراج کارگران وزنه

روشنگری: گروهی از کارگران اخراجی شرکت وزنه با انتشار گزارشی به شرايط و زمينه های تعطيلی شرکت خود اشاره کردند. متن اين گزارش به شرح زير است:



"شرکت وزنه تحت پوشش بانک ملت با سابقه ای بيش از چهل سال فعاليت صنعتی, پس از دو سال واگذاری به مجتمع صنعتی ماموت با اخراج 230 کارگر رسمی و قراردادی تعطيل گرديد. مجتمع صنعتی ماموت يکی از قدرتمندترين سرمايه داران بخش خصوصی است که در چند سال اخير با اقدام به خريد شرکت های مارال, مايان, ايران بلغار, اف.ام و وزنه دست به اخراج گسترده پرسنل قديمی اين شرکت ها زده است. ماموت بيش از 50 هزار نفر کارگر قراردادی در داخل ايران دارد که اکثر اين کارگران ساکن ساوجبلاغ می باشند. نفود اين شرکت در منطقه به اندازه ای است که شکايت کارگران از شرايط سخت کار در کارخانجات وابسته به اين مجتمع صنعتی در اکثر موارد بی نتيجه بوده است. پرداخت هدايا و کمک های نقدی و غيرنقدی به اداره کار و امور اجتماعی کرج و هشتگرد آن هم به صورت علنی موجب شده است که کارگران اخراجی اميد چندانی به احقاق حقوق خود از طرف اين نهادهای دولتی نداشته باشند.

لازم به ذکراست که واگذاری شرکت وزنه به ماموت در حالی انجام شده که برای اين معامله هيچ مزايده ای صورت نگرفته و شرکت 60 ميلياردی وزنه با قيمت 6 ميليارد آن به صورت کاملا غيرقانونی به شرکت ماموت فروخته شده است. مجتمع صنعتی ماموت پس از گذشت دو سال از اين واگذاری با استناد به اخطارهای محيط زيست, اقدام به اخراج کارگران و متوقف کردن فعاليت کارخانه نموده است. در صورتی که اين ايرادات به آسانی و با اصلاح شرايط توليدی قابل حل بوده اند.




7 ارديبهشت 1388    12:49

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :طرح گسترش محله های يهودی نشين در بيت المقدس شرقی

راديو فرانسه: اسرائيلی ها کار ساختمان نزديک به ٦٠ خانه دربخش شرقی بيت المقدس را آغاز کرده اند. اين بخش از سال ١٩٦٧ به تصرف دولت اسرائيل درآمده است. به گفته سخنگوی جنبش صلح، مخالف اسکان يهوديان، اين خانه ها برای نزديک به ٦٠ خانوارازيهوديان افراطی درمجاورت بخش فلسطينی نشين عرب السواحره، احداث می شود. وی افزود که کار ساختمان اين خانه ها دو ماه پيش در چارچوب طرح توسعه شرق بيت المقدس ودر يکی از دوازده محله يهودی نشينی شروع شده که دردست اسرائيلی هاست. سخنگوی اين جنبش ضمن تاکيد بر مخالفت با اجرای اين طرح تذکر داد که به اين ترتيب محله های يهودی نشين مانند کمربندی ، بيت المقدس شرقی را احاطه خواهند کرد. البته شهرداری بيت المقدس اطلاع داده است که نقشه احداث اين محله ها در سال ٢٠٠٠ تصويب شده بود.



جامعه بين الملل از جمله آمريکا، همواره ازطرح های ساختمانی شهرداری بيت المقدس انتقاد کرده اند. فلسطينی ها نيزاميدورهستند که در صورت تاسيس دولت مستقل، بيت المقدس شرقی را پايتخت آينده خود قراردهند. عليرغم مخالفت آمريکا، کميسيونی دروزارت کشوراسرائيل هم الحاق ١٢٠٠هکتار ديگر را درناحيه ماآل آدوميم را توصيه کرده است که يکی از پر جمعيت ترين مناطق يهودی نشين در کرانه باختری رود اردن است.



درصورت موافقت وزير کشوراسرائيل، شمارساکنان اين ناحيه به ٣٤٫٥٠٠ نفر خواهد رسيد. وزيرکشور اسرائيل رهبرحزب راست مذهبی شاس است. اجرای چنين طرحي، کرانه باختری رود اردن را به دو بخش تقسيم کرده و رفت و آمد فلسطينی هارا دشوار تر خواهد ساخت. آمريکا بارها مخالفت خود را با اين کار ابراز کرده است. به رغم اين اعتراض ها، کميسيون وزارت کشور اسرائيل بازتاب اجرای اين طرح در خارج از اين کشور را ناچيز دانسته است. آويگدور ليبرمن وزيرامورخارجه اسرائيل از حزب راست افراطی اسرائيل بيت نو، در گفتگوئی با راديوی ارتش با ذکر اين مطلب که نظرحزب او را می توان حدس زد افزود که ولی با احترام به دولت ائتلافی بنيامين نتانياهو، بايد موضعی متفکرانه اتخاذ کرد.






7 ارديبهشت 1388    17:59

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :مبارزه براى حفظ سرزمين يخها



ايرن رها کيهان: ,آيوتوگ, به زبان محلى يعنى "سرزمينى که هرگز يخ‌هاى آن آب نمي‌شوند." اين، نام يك پارك ملى در جزيره بافين در شمال كاناداست.

با اين حال تابستان گذشته در پارك ملى آيوتوگ، يخ‌ها و برف‌ها در حال آب شدن بودند و همين پديده باعث بوجود آمدن سيل و از بين رفتن دهکده مجاور اين پارک شد؛ باران‌هاى بي‌ُسابقه شديد سرزمين يخ بسته را کاملاً شسته و همينطور پل ارتباطى ساکنان را نيز قطع کرده و اجباراً باعث مسدود شدن قسمتى از منطقه عبور ومرور شده است.

شيلا وات کلويتر، به عنوان فعال محيط زيست تمامى سعى و تلاش خود را کرده تا نشان دهد اين اتفاق ناشى از تغييرات آب و هوايى و گرم شدن زمين است. به گفته شيلا، قطب شمال با سرعت بيشترى از هر منطقه ديگرى در سطح کره زمين در حال گرم شدن است و اين تغييرات باعث شده تا حيوانات ساکن اين منطقه مهاجرت کنند و تعدادى از آنها نيز نابود شده‌اند. حقيقت اين است که هيچکس همچون شيلا کلويتر آشکارا از اين قضيه متاثر نيست.

درسال 1995 شيلا به عنوان فعال محيط زيست در کنفرانس ICC نقش کليدى داشت و در مذاکرات U.N در مورد آلودگى آب قطب شمال و اينکه يک نوع ماده شيميايى سمى در اين آبها رو به افزايش است، اظهاراتى داشت.

او قاطعانه دادخواست و دعوى خود را عليه کميسيون آمريکايى حقوق بشر در مورد تغييرات آب و هوايى و اينکه اين کميسيون هيچگونه تلاشى در اين راستا انجام نداده است، مطرح كرد.

امروز شيلا 54 ساله مي‌گويد: اکثر مردم نمي‌توانند شرح و گزارشى از نظر علمي، اقتصادى و يا تکنيکى براى تغييرات آب و هوايى ارائه دهند، اما مسلماً آنها مي‌توانند يادداشتهاى ديگران را مطالعه کنند. او خواستار حفظ پارک ملى آيوتوگ، که در حال نابودى است شده و مي‌خواهد مردم از آسيب‌هاى ناشى از نابودى اين پارک آگاهى بيشترى يابند.




7 ارديبهشت 1388    18:02

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :ايران راه حل دو دولت فلسطينی و اسرائيلی را مي‌پذيرد

خبرگزاری فرانسه : محمود احمدي‌نژاد در مصاحبه‌ای با يک شبکه‌ی تلويزيونی آمريکايی سياست تاکنونی جمهوری اسلامی ايران در مناقشه‌ی خاورميانه را تعديل کرد. وی گفت که دولت متبوعش مخالفتی با راه حل دو دولت مستقل فلسطينی و اسرائيلی ندارد.



رئيس جمهوری اسلامی ايران روز يکشنبه (۲۶ آوريل) در يک مصاحبه با شبکه‌ی تلويزيونی "اِ بی سی" گفت که اگر فلسطيني‌ها در جهت راه‌حل دو دولت با اسرائيل تلاش مي‌کنند، تهران مخالفتی با آن نخواهد داشت.



به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از وبگاه اينترنتی شبکه‌ی "اِ بی سی"، احمدي‌نژاد گفت: ,هر تصميمی آنها (فلسطيني‌ها) بگيرند، برای ما قابل قبول است. ما به آنها چيزی را ديکته نمي‌کنيم. ما از هر تصميم آنها پشتيبانی خواهيم کرد.,



آيا ايران هم اسرائيل را به رسميت خواهد شناخت؟



احمدي‌نژاد افزود، او انتظار دارد ديگر کشورها نيز حقوق فلسطيني‌ها را به رسميت بشناسند. رئيس جمهوری اسلامی ايران در مورد اينکه، در صورت انعقاد يک قرارداد صلح ميان فلسطيني‌ها و اسرائيل، آيا ايران نيز اسرائيل را به رسميت خواهد شناخت، پاسخی روشنی نداد.



به گزارش خبرگزاری فرانسه، احمدي‌نژاد در اين مصاحبه يک بار ديگر حملات خود عليه اسرائيل را از سر گرفت و آنچه را که در کنفرانس ضدنژادپرستی در ژنو بيان داشته بود را تکرار کرد. وی گفت که دولت اسرائيل رژيمی کاملا ,نژادپرستانه, است.



احمدي‌نژاد کناره‌گيری دولت آمريکا از شرکت در کنفرانس ضدنژادپرستی را مورد انتقاد قرار داد. وی باراک اوباما رئيس جمهوری آمريکا را متهم کرد که از ,قتل‌عام عليه مردم نوار غزه, حمايت کرده است.



احمدي‌نژاد مذاکرات بي‌قيد و شرط با آمريکا را رد کرد



اينکه حاکميت جمهوری اسلامی ايران با آمريکا وارد يک مذاکره‌ی بدون قيد و شرط خواهد شد، از نظر رئيس جمهوری اسلامی منتفی است. وی گفت که گفتگوها بايد در چارچوب روشنی صورت گيرند و ,برنامه‌ی آن بايد روشن و واضح باشد,.



احمدي‌نژاد در زمينه‌ی مناقشه‌ی اتمی گفت که دولت متبوعش به‌زودی يک بسته‌ی پيشنهادی جديد ارائه خواهد داد و افزود: ,ما هميشه آماده‌ی گفتگو هستيم,.



بايد اشاره کرد که هيلاری کلينتون وزير خارجه‌ی آمريکا هفته‌ی گذشته در برابر نمايندگان پارلمانی کشورش گفته بود، در صورتی که پيشنهاد آمريکا در مورد مذاکره با ايران بي‌پاسخ بماند، آنگاه ايران بايد روی ,مجازات‌‌های سخت, حساب کند.




7 ارديبهشت 1388    16:09

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :انكار بيماری يا طرد بيماران، خطر شيوع ايدز را افزايش می دهد

خراسان: از در بزرگ نيمه آهنی- نيمه شيشه ای كه می گذرد و وارد سالن می شود، يكی زير گوشم نجوا می كند: ,او هم يك تزريقی است,.



فرد تازه وارد همين كه جلوی ميز متصدی مركز می رسد، نام خانوادگی اش را می گويد. او هم در ميان زونكن ها به جست و جوی نام ها می پردازد و پس از چند لحظه ، پرونده ای كم حجم و به رنگ نارنجی را از ميان انبوه پرونده ها بيرون می كشد... ,نه! اين پرونده برادرم است كه هفته پيش فوت شد. آن يكی پرونده من است.,



اين را همان شخصی كه وارد شد، می گويد. متصدی پذيرش مركز سری از تاسف تكان می دهد و پرونده نارنجی رنگ را باطل و سپس بايگانی می كند. از تازه وارد می پرسم: برادرت چرا فوت شد؟ و او با حالتی خونسردانه می گويد: ,به خاطر تزريق، بيش از حد تزريق كرده بود. 20 سال اعتياد و چند سال تزريقی بودن ديگر رگ و پی برايش باقی نگذاشته بود. روز آخری هم مواد زيادی به سرنگ كشيده بود. بعد از چند ساعت پيدايش كرديم. سنكوپ كرده بود....,



می پرسم: چرا ترك نمی كني؟ و او با اندكی مكث می گويد: باور كنيد كه من هم خسته شده ام. 20 سال اعتياد همه چيز را از من گرفته است؛ زندگی ام و خانواده ام را، ولی اراده ای هم برايم نمانده است.



البته شنيده ام كه برای ترك كردن پول زيادی هم لازم است. البته خودش هم می دانست كه اين ها بهانه ای بيشتر نيست و بعد انگار كه مرا با مامور جايی اشتباه گرفته باشد، قول داد كه اين دفعه، بار آخرش باشد و حتما ترك می كند!



صحبت هايش كه به اين جا می رسد، يكی از كاركنان مركز برگه ای را جلويش می گذارد تا جلوی اسمش را امضا كند.



از او می پرسد كه چند سرنگ لازم دارد. گويا هنوز در مورد نيازش ترديد دارد: ,گاهی وقت ها 2 بار تزريق می كنم، بعضی روزها هم 3 بار. حال شما 3 تا سرنگ بدهيد!, و در برابر پرسش من كه از اطلاعاتش در مورد ايدز و راه های انتقالش می پرسم، پاسخ می دهد: تا حالا نشده كه از يك سرنگ 2 بار استفاده كنم چون درباره ايدز خيلی شنيده ام....



اين جا يكی از مراكز گذری اعتياد و كاهش آسيب های اجتماعی (DIC) در حاشيه شهر بجنورد است كه از سوی بهزيستی راه اندازی شده است ولی در حال حاضر از سوی بخش خصوصی و البته با نظارت اداره كل بهزيستی خراسان شمالی اداره می شود.



در اين مركز، به افراد معتادی كه از سوی كارشناسان مربوط در حاشيه شهر و مناطق تجمع معتادان شناسايی شده اند و آن هايی كه خودشان به صورت خودمعرف مراجعه می كنند، مشاوره های مختلف داده می شود. به علاوه، در اين گونه مراكز بسته های بهداشتی نيز توزيع می شود كه در مورد معتادان تزريقی شامل سرنگ های بهداشتی نيز می شود تا بدين طريق از شيوع بيماری هايی هم چون ايدز جلوگيری شود. البته در هنگام مراجعه معتادان و در ساعت های خاصی از روز به آن ها مشاوره های رفتاري، بهداشتی و روانی نيز داده می شود تا از بروز رفتارهای پرخطر در آنان جلوگيری شود و در نهايت هم آنان را تشويق به ترك مصرف مواد می كنند. متادون درمانی برای داوطلبان هم از ديگر خدماتی است كه در اين مركز ارائه می شود.



به هر صورت، توزيع سرنگ رايگان، كه در اين گونه مراكز صورت می گيرد، يكی از اقدامات مثبت و دورانديشانه ای است كه به منظور كاهش سرعت شيوع بيماری ايدز در جمعيت معتادان كشور انجام می شود و تا حدودی توانسته است فراگيری موج گسترش ايدز در اين گروه پرخطر را به تاخير بيندازد.





وقتی كه موج برخيزد...

عفونت به ويروس HIV نخستين بار در كشور در سال 1365 و در كودكی هموفيلی كه فاكتورهای انعقادی وارداتی به وی تزريق شده بود، شناسايی شد. پس از آن نيز تعداد زيادی از بيماران هموفيلی مبتلا به ايدز شدند كه بعدها به موج اول شيوع ايدز در كشور معروف شد.



موج دوم شيوع ايدز در ايران، مربوط به گسترش اين بيماری در بين معتادان تزريقی بود در تمام اين سال ها نيز هر زمان كه آماری از تعداد مبتلايان به ايدز در كشور اعلام شده است، چيزی در حدود 70 درصد مبتلايان اثبات شده را معتادان تزريقی تشكيل می داده اند.



با اين وجود، با اطلاع رسانی های صورت گرفته و نيز در پيش گرفتن راهكارهايی نظير توزيع سرنگ بهداشتی رايگان در مراكز خاص يا مناطق تجمع معتادان، سرعت گسترش اين موج كاهش يافته است.



هرچند كه كارشناسان نسبت به فراگير شدن موج سوم ايدز در كشور هشدار می دهند: اما به گفته مسئولان، سرعت رشد بيماری ايدز در ايران كمتر از ديگر كشورها بوده است.



مسئول دفتر امور اعتياد اداره كل بهزيستی خراسان شمالی هم با اين نظر موافق است: ,در مقايسه با كشورهای ديگر، سرعت رشد اين بيماری در ايران كمتر بوده است. هم به دليل اعتقادات مذهبی مردم كشورمان و هم به خاطر برنامه ريزی های دستگاه های مسئول و به خصوص سازمان بهزيستی.,



دكتر ,مرتضی صفی خانی, هم چنين اساس كار در برخورد با اين بيماری را در پيش گيری می داند. به همين دليل است كه تاكيد می كند دراين زمينه، آموزش گروه های در معرض خطر و ساماندهی معتادان تزريقی و زنان خياباني، جزو كارهای بنيادی محسوب می شود. توزيع سرنگ رايگان در ميان معتادان از سوی مراكز DIC و تيم های سياری كه به مناطق آسيب پذير اعزام می شوند، دراين راستا انجام می شود.



وی در اين باره می گويد: در سياست های جديد درمان اعتياد، اولويت نخست به كاهش آسيب ها اختصاص داده شده است و اين هم كاملا منطقی است. چون به تجربه ثابت شده است كه آسيب اجتماعی كه روی آن فشار وارد شود، زيرزمينی و پنهان می شود. در حالی كه با سياست های جديد، نتيجه بهتری حاصل می شود و آسيب ها در جامعه شيوع كمتری پيدا می كند.



به گفته صفی خاني، در مراكز DIC، علاوه بر سرنگ و بسته های بهداشتي، صبحانه و يك وعده غذای گرم نيز در اختيار معتادان قرار می گيرد.



مراجعان به اين مراكز هم چنين می توانند از حمام استفاده كنند و در كنار تمام اين مزايا، مشاوره های پزشكی و رفتاری با استفاده از پوسترها و جزوات و فيلم های آموزشی نيز انجام می شود به علاوه، به تدريج كه اعتماد مراجعان به اين مراكز جلب شد، آنان را به سمت مصرف متادون به جای تزريق مواد، تشويق می كنند و در نهايت به سمت ترك تدريجی مصرف موادمخدر سوق می دهند.



البته گويا از چندی قبل سازمان بهزيستی كشور به كمك سازمان بهداشت جهانی كميته كشوری ويژه پيش گيری و كنترل ايدز را تشكيل داده است و در حال تدوين برنامه های خاص و اجرايی كردن آن هاست.



دكتر ,صفی خانی, در اين مورد می گويد: سياست اين كميته بر اين است كه در 2 حوزه وارد شود؛ يكی ارتباط ايدز با آسيب های اجتماعی نظير بحث معتادان تزريقی و ديگری بحث تماس های جنسی حفاظت نشده.



وی هم چنين موج سوم شيوع ايدز (انتقال از راه های تماس های جنسی) را خطرناك تر از اعتياد تزريقی می داند و در اين باره معتقد است: خطر انتقال ايدز از طريق اعتياد تنها در بين يك گروه خاص است، يعنی فقط آن هايی كه از سرنگ آلوده مشترك استفاده می كنند؛ در صورتی كه انتقال از طريق ارتباط جنسی تقريبا تمام جامعه را تهديد می كند.



در حال حاضر نيز برنامه ريزی ها جهت برگزاری دوره های آموزشی برای گروه های خاص و در معرض خطر با تمركز بر مسئله تماس های جنسی ايمن از طريق اين كميته و شاخه های استانی آن در حال انجام است و مسئولان سازمان بهزيستی اميدوارند با تعامل و مشاركت دانشگاه های علوم پزشكی و هماهنگی با آموزش و پرورش بتوانند اطلاعات مورد نياز را به افراد مختلف برسانند.





مسئوليت مشترك برای حفظ زندگی

براساس آمارهای جهاني، 90 درصد كسانی كه به ويروس HIV آلوده شده اند، از بيماری خود بی اطلاع هستند.



اين مسئله هم بيشتر به اين خاطر است كه ورود ويروس به بدن تنها علائمی شبيه آنفلوآنزا يا سرماخوردگی معمولی را ايجاد می كند و بسته به شرايط سيستم ايمنی بدن فرد مبتلا، بين 6 تا 10 سال زمان لازم است تا فرد وارد مرحله حاد بيماری ايدز شود؛ يعنی زمانی كه به علت ضعف مفرط دستگاه ايمنی افراد، انواع و اقسام عفونت های فرصت طلب كوچك و بزرگ به سراغ آن ها می آيد و در نهايت باعث مرگ قربانيان می شود.در تمام سال های گذشته، بحث اجباری بودن يا نبودن انجام آزمايش ايدز به هنگام استخدام يا ازدواج افراد، موافقان و مخالفان بسياری در جهان داشته است و بحث های زيادی را از جنبه اخلاق پزشكی در سطح جوامع، ايجاد كرده است. در ايران نيز چند سال قبل بود كه پيشنهاد اجباری شدن آزمايش ايدز پيش از ازدواج از سوی تعدادی از كارشناسان سازمان بهزيستی كشور ارائه شد كه با مخالفت وزارت بهداشت و كارشناسان مستقل، اجرايی نشد.



معاون مركز بهداشت شهرستان بجنورد كه گويا در مورد وضعيت ايدز در استان مطالعات زيادی داشته است، معتقد است: در حال حاضر افرادی كه رفتارهای پرخطر داشته اند، می توانند با مراجعه به مركز بهداشت از مشاوره های تخصصی برخوردار شوند و در صورت درخواست آن ها، آزمايش های لازم از آن ها گرفته می شود. يعنی اين آزمايش، كاملا اختياری است و نتيجه آن هم به طور كامل محرمانه باقی می ماند و تنها به خود فرد اعلام می شود.



دكتر ,مهناز مسرورنيا, هم چنين بر ضرورت تكرار آزمايش های تخصصی ايدز، برای اثبات قطعی عفونت افراد حتی در مورد كسانی كه رفتارهای پرخطری داشته اند ولی نخستين آزمايش آن ها منفی بوده است، تاكيد می كند؛ چون كه بيماری ايدز يك دوره پنجره دارد؛ يعنی وجود ويروس HIV در چند ماه ابتدايی ورود به بدن افراد در تست های آزمايشگاهی مشخص نمی شود و در واقع حالت پنهانی به خود می گيرد.



وی هم چنين اعتمادسازی در افراد ايدزی را يك استراتژی مهم برای كنترل شيوع بيماری می داند.



وی می گويد: ما تا هنگامی كه رضايت خود فرد را نداشته باشيم، در مورد بيماری اش حتی به همسر و خانواده اش هم چيزی نمی گوييم، چون اين كار ممكن است باعث شود فرد با از بين رفتن اعتمادش به جامعه، با تكرار رفتارهای پرخطرش سعی در گسترش و اشاعه بيماری در سطح عموم داشته باشد. ولی ما تلاش می كنيم با انجام مشاوره های تخصصی او را نسبت به راه های انتقال بيماری آگاه كنيم.



,مسرورنيا, هم چنين انجام رايگان تمامی آزمايش های لازم و پرداخت هزينه درمانی افراد مبتلا به ايدز را از ديگر خدمات ارائه شده به اين گروه از افراد برمی شمارد. البته وی اذعان می كند كه به علت ناآگاهی بسياری از افراد نيز انگ نامطلوب اجتماعي، بسياری از كسانی كه دارای رفتارهای پرخطر مثل تماس های جنسی حفاظت شده و غير ايمن بوده اند، برای انجام آزمايش رغبتی نشان نمی دهند و بنابراين موارد پنهانی از ابتلای به ايدز در سطح جامعه وجود دارد.



وی می گويد: بايد در نظر داشته باشيم كه آمارهای ما تنها مربوط به كسانی است كه شخصا مراجعه كرده اند و آزمايش داده اند؛ افرادی هستند كه از سوی زندان ها و بهزيستی معرفی می شوند و پس از انجام مشاوره های لازم مورد آزمايش قرار می گيرند. بنابراين آمارهای موجود هم تخمينی است و تنها همين كه بدانيم شمار مبتلايان به ايدز روبه افزايش است، برای هشدار دادن در مورد وضعيت پيش رو كفايت می كند.



البته تعداد ديگری از مسئولان دانشگاه علوم پزشكی خراسان شمالی نيز با اين توجيه كه به دليل شرايط خاص اجتماعی در كشور ما و پنهان كاری افراد، آمارهای موجود در اين زمينه چندان دقيق نيست، تنها بر لزوم گسترش اطلاع رسانی در سطح عموم جامعه و به ويژه جوانان و گروه های در معرض خطر تاكيد داشتند. هرچند كه يكی از اين كارشناسان آمارهای مربوط به مبتلايان به ايدز در استان را محرمانه دانست و هرگونه افزايش در شمار مبتلايان را منتفی اعلام كرد!



در هر صورت، دكتر ,مسرورنيا, با تاكيد بر اين كه برای اين بيماری هنوز هيچ درمان قطعی وجود ندارد، پرهيز از رفتارهای پرخطر در جوانان به ويژه تماس های جنسی محافظت نشده را يكی از مهم ترين روش های پيش گيری از شيوع ايدز در جامعه می داند و شروع درمان های دارويی رايج در هنگام مراجعه افرادی را كه به تازگی دارای چنين رفتارهايی بوده اند مانعی در برابر شدت يافتن خطر بروز علائم بيماری عنوان می كند.






7 ارديبهشت 1388    09:58

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :آغاز بحران کمبود نفت از سال 2013

سرمايه: تازه ترين آمارها نشان دهنده کاهش ميزان صادرات دريايی نفت اوپک هستند. به گزارش خبرگزاری رويترز، ميزان صادرات نفت خام اعضای اوپک از طريق دريا (به جز آنگولا و اکوادور) در چهار هفته منتهی به 9 مه (19 ارديبهشت) روزانه 130 هزار بشکه کاهش خواهد يافت. علت اصلی اين افت صادرات، کاهش تقاضای جهانی نفت است. البته بدی آب و هوا نيز در اين امر تاثير دارد. بروز بحران اقتصادی در جهان، اعضای اوپک را بر آن داشت تا در پاسخ به کاهش تقاضا، ميزان عرضه نفت خود را کاهش دهند. براساس تصميمات اوپک، از سپتامبر 2008 تاکنون، اعضای اين سازمان روزانه 2/4 ميليون بشکه از توليد نفت خود کاسته اند. با اين حال قيمت ها از 147 دلار به سطح 50 دلار در هر بشکه سقوط کرده است. براساس آمارهای موجود، ميزان پايبندی اعضای اوپک به سهميه های جديد حدود 80 درصد بوده است.

آمارهای غيررسمی نشان می دهند توليد اوپک در ماه های ژانويه و فوريه به ترتيب

27/26 و 62/25 ميليون بشکه در روز بوده است در حالی که براساس تصميمات سازمان، ميزان توليد اعضا بايد

84/24 ميليون بشکه در روز باشد. در اين ميان، عربستان می گويد ميزان توليد نفت اين کشور کمتر از سطح تعيين شده است.

به گزارش بلومبرگ، علی النعيمی وزير نفت بزرگ ترين صادرکننده نفت خام جهان در نشست روز شنبه وزيران نفت اوپک و

13 کشور آسيايی در توکيو با اعلام خبر فوق افزود: ,ميزان توليد کنونی عربستان کمتر از هشت ميليون بشکه در روز است. ما می کوشيم سطح توليد نفت اعضای اوپک را به سهميه تعيين شده کاهش دهيم.,

او علت اين امر را کاهش شديد تقاضا و افزايش چشمگير ميزان ذخاير نفت خام کشورهای صنعتی به ويژه آمريکا دانست. به گفته وزير نفت عربستان، توليد کنونی اين کشور 79/7 ميليون بشکه در روز است در حالی که سهميه تعيين شده از سوی اوپک برای اين کشور معادل 1/8 ميليون بشکه در روز است.

ابهام در نتيجه نشست آتی اوپک

يکصد و پنجاه و سومين نشست اعضای اوپک روز پنجشنبه 28 مه (هفت خرداد) در وين پايتخت اتريش برگزار خواهد شد. درباره نتايج احتمالی اين نشست تاکنون گمانه زنی های متعددی صورت گرفته است. طبق معمول اعضا به دو دسته موافق و مخالف کاهش توليد سازمان تقسيم شده اند. به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، عبدالله سالم البدری دبيرکل اوپک گفت: ,اين امکان وجود دارد که اعضای اوپک در نشست آتی سقف توليد خود را کاهش ندهند. با اينکه آمارها از کاهش تقاضا و افزايش ميزان ذخاير نفت خام کشورهای صنعتی حکايت می کنند اما پيش از هرگونه تصميم گيری درباره کاهش مجدد توليد، اعضا بايد به طور کامل کاهش 2/4 ميليون بشکه ای دسامبر گذشته را اعمال کنند. پيش از کاهش دوباره توليد، اعضا بايد پايبندی خود به سهميه های جديد را نشان دهند., پيش از اين، غلامحسين نوذری وزير نفت ايران گفته بود: ,اگر بازار نفت با مازاد عرضه روبه رو باشد، ايران از کاهش توليد اوپک در نشست آتی حمايت می کند., رافائل راميرز وزير انرژی ونزوئلا نيز در سخنانی مشابه خواستار کاهش دوباره توليد اوپک شده بود. در اين ميان، شيخ احمد عبدالله الصباح وزير نفت کويت گفت: ,اوپک هنوز تصميمی درباره تغيير سقف توليد خود در نشست 28 مه (هفت خرداد) نگرفته است., او قيمت 50 دلار برای هر بشکه نفت را در شرايط کنونی منطقی دانست و افزود: ,بايد به انتظار بروز آثار اقدامات کشورهای توسعه يافته همچون اجرای بسترهای مشوق اقتصادی بمانيم.,

بحران کمبود نفت در ميان مدت

سازمان بين المللی انرژی از بحران کمبود نفت از سال 2013 به بعد خبر داد. به گزارش رويترز، نوبو تاناکا رئيس اين سازمان گفت: ,کاهش سرمايه گذاری توليدکنندگان اوپکی و غيراوپکی نفت جهت افزايش ظرفيت توليد موجب کمبود شديد نفت خام از سال 2013 به بعد خواهد شد. در حال حاضر سرمايه گذاری در بخش بالادستی (اکتشاف و توليد) کاهش يافته و اين امر احتمال کمبود نفت در ميان مدت را تقويت می کند.,

به دليل کاهش شديد بهای نفت خام، بسياری از توليدکنندگان (به ويژه اعضای اوپک) بخشی از پروژه های مهم خود را تعطيل کرده اند.

به هم ريختگی سياست ها

بررسی آمارهای موجود و شرايط حاکم بر بازار جهانی نفت نشان دهنده به هم ريختگی سياست های توليدکنندگان و مصرف کنندگان و تا حدی سردرگمی آنهاست و در حالی که تقاضای جهانی نفت به دليل بحران و رکود اقتصادی به شدت کاهش يافته و به همين علت بهای نفت نيز سقوط کرده، مصرف کنندگان بزرگ و نهادهای حامی آنها از توليدکنندگان می خواهند عرضه نفت خود را کاهش ندهند. اين درحالی است که با کاهش تقاضا و قيمت نفت، ميزان درآمد توليدکنندگان به شدت کاهش يافته و اين کشورها توان تامين منابع مالی پروژه های اکتشاف و افزايش ظرفيت توليد را ندارند.

از سويی مصرف کنندگان بر ادامه اين نوع سرمايه گذاری ها پافشاری می کنند چون از آن می ترسند که اين وضعيت تا چند سال ديگر به اوج گيری مجدد قيمت ها و ثبت رکوردهای جديد بينجامد. بنابراين برای ادامه سرمايه گذاری و جلوگيری از افزايش شديد قيمت ها در ميان مدت، بهای کنونی نفت بايد به يک سطح منطقی برسد تا خواسته های هر دو طرف برآورده شود. دبيرکل اوپک در يک کنفرانس خبری که ديروز برگزار شد ابراز اميدواری کرد بهای نفت به بالای 70 دلار در هر بشکه برسد. اکثر اعضای اوپک اين رقم را منطقی می دانند. با اين حال امير قطر بهای 40 تا 45 دلار را رقم مناسبی برای کمک به اقتصاد کشورهای مصرف کننده می داند اما درباره اينکه قيمت مذکور برای توليدکنندگان هم مناسب است يا خير، اظهارنظری نمی کند. روشن است اين قيمت برای اکثر اعضای اوپک (به دليل بالا بودن هزينه های توليد) مناسب نيست. اظهارات امير قطر در حالی منتشر می شود که وزير نفت اين کشور درباره سقوط بهای نفت و تاثير منفی آن بر اقتصاد کشورهای خاورميانه هشدار داده است.

عبدالله العطيه در نشست وزيران انرژی اوپک و 13 کشور آسيايی در توکيو گفت: ,سقوط بهای نفت موجب کاهش شديد درآمد کشورهای خاورميانه شده و ثبات اقتصادی توليدکنندگان نفت را به خطر انداخته است. برای اولين بار طی 25 سال گذشته تقاضا برای نفت خام کاهش يافته است. قيمت ها هم از جولای 2008 تاکنون نزديک به 100 دلار سقوط کرده. به همين علت سرمايه گذاری کشورها و شرکت های نفتی در سراسر جهان کاهش يافته است., به گفته وي، اين وضعيت برای اقتصاد کشورهای خاورميانه خطرناک است.


7 ارديبهشت 1388    08:28

نظر شما
نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
11:52 7 ارديبهشت 1388
با این گزارش و اوضاع



قسمت مردم در ایران می شود که یک دولت چهارساله دیگر هم از طریق مافیای نفت ومافیای*انتخابات * پیش رو در ماه آینده*۲۲ خرداد* زیر نعلین اسلامی زندگی را باید بگذارند تازه گاز شروع می شود برای خفه کردن صدای آزادی خواهی مردم* کارگران / زنان و دانشجویان* که در چندین دهه در بدترین شرایط مبارزه را ادامه می دهند





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :يکی از فعالان کمپين يک ميليون امضا امروزبه زندان اوين منتقل شد.

تغيير برای برابری: مريم مالک از فعالان کمپين يک ميليون امضا امروزبه زندان اوين منتقل شد.



صبح امروز ششم ارديبهشت ماه، مريم مالک را از بازداشتگاه وزرا به پليس امنيت منتقل کردند و در پايان ساعت اداری پس از چند ساعت بازجويی به شعبه 2 دادياری امنيت دادگاه انقلاب بردند.



در دادياری امنيت، آقای حيدری فرد داديار امنيت به استناد مواد 499 و 500 قانون مجازات اسلامی اتهام تبليغ عليه نظام و اتهام جديدی به نام عضويت در کمپين يک ميليون امضا را به او تفهيم کرد که مريم نيز کليه اتهامات را رد کرد. داديار همچنين برای او قرار وثيقه بيست ميليون تومانی صادر کرد. اين در حالی است که مريم مالک در جلسه دادگاه اعلام کرد که امکان پرداخت چنين وثيقه ی سنگينی را ندارد.



قاضی حيدری فرد با اعلام اين که پرونده در مرحله تحقيقات است و بازجويی از مريم مالک ادامه خواهد يافت دستور انتقال او به زندان اوين را صادر کرد.




7 ارديبهشت 1388    08:24

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

7ارديبهشت :طبق آمارهاى موجود و در بلاياى طبيعى زنان بيشتر از مردان در بحران مى ميرند

اعتماد:رويا ملکى :,تعداد زنانى که در فاجعه سونامى در آسيا کشته شدند سه برابر بيش از مردان بود.,



,در چهار روستاى ناحيه ,آچه بسار, تنها 189 نفر از 676 بازمانده سونامى زن بودند و تعداد بازماندگان مرد سه برابر بازماندگان زن بود.,



,در چهار روستاى ناحيه ,آچه شمالى, 82 مرد جان باختند درحالى که شمار کشته شدگان زن 284 نفر بود.,



,در شهر کوالا کانگوى در آچه شمالى تعداد کشته شدگان زن به رقم تکان دهنده 80 درصد رسيد.,



هند نيز دچار سرنوشت مشابهى شد و در ناحيه کودالور تعداد زنانى که جان باختند سه برابر مردان بود.



,در يک روستاى هندى به نام پاچانکوپام، همه جان باختگان زن بودند.,



اينها بخشى از بررسى سه ماهه سازمان کمک رسانى آکسفام بود که در هند، اندونزى و سريلانکا اين ارقام را منتشر کرده است.تاريخ نشان داده است شرايط بحرانى و بلاياى طبيعى همواره ساکنان کره زمين را تهديد کرده و مى کند؛ بلايايى که با نابودى دارايى ها و از ميان رفتن محيط زيست با آسيب هايى همچون مرگ، جراحت، بيماري، سوءتغذيه و فشارهاى روحى و روانى همراه بوده اند. اگرچه اين بحران ها دامنگير همه اقشار و جنس هاى مختلف است اما در ميان گروه هاى مختلف افراد آسيب پذير زنان به دليل جنسيت شان نيازمند توجه بيشترى هستند چرا که به اعتقاد مهرداد بهارى روانشناس دوران بحران، زنان محدوديت بيشترى در دسترسى به منابع، ارتباط کمترى با شبکه هاى اجتماعي، حمل و نقل، کمبود اطلاعات، نداشتن مهارت ها، مالکيت در زمين و منابع اقتصادى دارند.وى مى گويد؛ بلاياى طبيعى به غير از مشکلات جسمي، تاثيرات روحى و روانى گسترده يى نيز بر زنان مى گذارد.



گرچه وقوع بلاياى طبيعى در سال هاى اخير در دنيا هزاران کشته و زخمى بر جا گذاشته است و آثار مخرب آن زندگى بسيارى از افراد را تحت الشعاع خود قرار داده، اما يکى از نتايج قابل توجه آن اهميت يافتن توانمندسازى زنان هنگام بلاياى طبيعى و اتخاذ راهکارهاى مناسب با توجه خاص به زنان بود.



بنا به گفته اين روانشناس زنان پس از بروز بلاياى طبيعى مسووليت پذير تر از مردان هستند.



شواهدى وجود دارد که زنان و مردان از عواقب بهداشتى متفاوتى در پى بلايا رنج مى برند و به نظر مى رسد تاثير متقابل عوامل اجتماعى و بيولوژيکى در اين روند موثر است.به هر حال با توجه به محدود بودن تحقيقات در مورد تفاوت هاى جنسى و جنسيتى در آسيب پذيرى و تاثير از بلايا و نبود الگويى از تفاوت هاى جنسيتى در اين باره به نظر مى رسد پرداختن به اين موضوع از اهميت خاصى برخوردار است. در سال هاى اخير توجه به تاثيرات بلايا با چشم اندازهاى متفاوتى همراه بوده است. به خصوص اينکه بسيارى از کارشناسان با تمرکز جنسيتى به تحليل موضوع پرداخته اند.



بنا بر تحقيقات و بررسى ها، زنان به صورت بى تناسبى نسبت به مردان تحت تاثير بلايا به دليل تفاوت هاى جنسى شان قرار مى گيرند. در تمام دنيا زنان و کودکان 14 بار بيشتر از مردان در بلايا مى ميرند. زنان و کودکان اغلب در فقر بيشتر و شرايط بدترى نسبت به مردان زندگى مى کنند، بنابراين در بلايا نيز بسيار آسيب پذيرند.



جريان سازى جنسيتى در محيط هاى ناپايدار، اولويت بندى جنسيتى در برنامه ريزى و پاسخگويى در مراحل فوريت ها از موارد مهم قابل توجه هنگام بلايا است. چرا که به گفته مهرداد بهارى هنگام وقوع حوادث، فرد قوى تر بيشتر قادر به نجات امور خود است و از همين رو اغلب مردها از خطر جان سالم به در مى برند.



کارشناسان و فعالان در بحث توانمندسازى زنان بر اين باورند که به کارگيرى اولويت توانمندسازى زنان در برنامه ريزى و پاسخگويى در شرايط اضطرارى از الزاماتى است که مى تواند آمار مرگ و مير زنان و درصد آسيب پذيرى زن را در بلاياى طبيعى به صورت جدى کاهش دهد. همچنين امدادرسانى ويژه با توجه به حساسيت هاى خاص زنان و ارزيابى و اجراى برنامه ها با توجه به نقش هاى سنتي، اجتماعى و اقتصادى مردان، زنان و کودکان در همه جوامع از ديگر امورى است که بايد به صورت جدى در دستور کار دولت ها قرار گيرد.



به اعتقاد اين کارشناسان توجه خاص به نيازهاى بهداشتى زنان، دسترسى آنها به تحصيل و آموزش، کمک به احياى فعاليت هاى اقتصادى با توجه به قوانين مربوط به مالکيت زنان و تجهيز گروه هاى زنان نيز مى تواند راهکار مناسبى براى توانمندسازى زنان باشد.



کشور ايران نيز در سال 1382 شاهد وقوع فاجعه عظيم انسانى در شهرستان بم (استان کرمان) بود. زلزله يى که با توجه به عمق و وسعت آن تبديل به يک فاجعه ملى شد. بيش از 70 درصد ساکنان شهر در زير آوار جان باختند يا زخمى و معلول شدند. عده زيادى از اين قربانيان زنان و کودکان بودند. براساس آمارهاى بين المللى در 27 سال گذشته 3/6 ميليون نفر بر اثر بلاياى طبيعى جان باخته اند و بيش از سه ميليون نفر آسيب ديده اند و بيش از 240 ميليارد دلار خسارت مالى وارد شده است.آمار نشان مى دهد بلاياى طبيعى رو به افزايش اند. بين سال هاى 1990 تا 2002 شدت بلايا در جهان 4/1 برابر شده است و نسبت جان باختگان 6/9 و آسيب ديدگان 5/2 و خسارت مالى 38 برابر شده است و به طور متوسط در هر سال از هر 31 نفر يک نفر از بلايا آسيب ديده و از هر 31هزار نفر يک نفر در اثر سوانح طبيعى جان خود را از دست داده است.با بررسى هاى به عمل آمده، بيش از 40 نوع بلاى طبيعى در جهان تشخيص داده شده است که هر کدام به چند زيرمجموعه تقسيم مى شود. با توجه به بررسى هاى به عمل آمده، وقوع حداقل 31 نوع بلاى طبيعى در ايران سابقه دارد. هرچند حوادث و رويدادهاى متعدد طبيعى در طول حيات بشر در جوامع مختلف منجر به بروز خسارات جانى و مالى فراوان شده و کماکان بسته به سطح توسعه يافتگى کشورها و جوامع بشري، همچنان خساراتى را وارد مى کند، اما جوامع پيشرفته با استفاده از تکنولوژي، توان علمى و فنى و سازماندهى اصولى توانسته اند به مقابله با اين بلايا برخيزند و ميزان خسارات ناشى از وقوع حوادث را به حداقل کاهش دهند.



جنسيت يک عنصر تعيين کننده در سلامتى و بيمارى روحى است. قدرت کنترل متفاوت مردان و زنان بر عوامل اقتصادى و اجتماعى تاثيرگذار بر سلامتى روحي، پايگاه متفاوت دو جنس در اجتماع، آسيب پذيرى آنها و ميزان تماس با عوامل خطرناک براى سلامتى روحى از اين دست تفاوت هاى جنسيتى است.



تفاوت هاى جنسيتى خصوصاً در اختلالات رايجى چون اضطراب و افسردگى محرز بوده و اين اختلالات منجر به تاثيرات جدى در سلامت عمومى افراد مى شود که تقريباً از هر سه زن يک نفر را تحت تاثير قرار مى دهد.



بيمارى هايى چون افسردگى نه تنها در زنان بيشتر شايع است بلکه دوام و پايدارى آن نيز در زنان بيش از مردان است.اين را من نمى گويم. خديجه يکى از زنانى که همه خانواده اش را در دل خاک هاى بم جا گذاشته است، مى گويد.او مى گويد نمى خواهد به ياد گورستان دسته جمعى بم بيفتد.خديجه 27ساله حالا در يک کارگاه دوخت کار مى کند و بى ميل به صحبت کردن از روز هاى زلزله زده بم مى گويد؛ بيشترين مشکل زنان در آن روز ها نبود امنيت بود.وى معتقد است؛ زلزله بم تنها يک زلزله نبود بلکه يک کابوس بود؛کابوسى که بعد از سال ها هنوز مهمان شب هاى خديجه است.اين زلزله زده بمى مى گويد؛ گرچه کمک هاى مردمى براى بم زياد بود ولى زنانى که تنها بازماندگان يک خانواده بودند يا کودکان و پيرها کمتر امکان دسترسى به امکانات و غذا ها را داشتند. از اين رو بسيارى از آنها دچار بيمارى هاى بعد از زلزله شده بودند.مهناز ديگر زلزله زده بم نيز با اشاره به بيمارى هاى مسرى بعد از زلزله مى گويد؛ زنان زلزله زده بمى نه تنها بيشترين قربانيان بيمارى هاى مسرى بودند بلکه از بيمارى هاى ديگرى همچون کابوس هاى شبانه و ناراحتى هاى روحى نيز هنوز رنج مى برند.



وى که همسر و فرزند پسر خود را از دست داده است، مى گويد؛ با گذشت يک سال از زلزله وقتى موقعيت را براى زندگى خود و دختر سه ساله ام مناسب نديدم مجبور به مهاجرت به تهران شدم و در حال حاضر براى امرار معاش مجبور به دو شيفت کار هستم. مهناز مى گويد؛ بعد از فاجعه توانستم اجساد اعضاى خانواده ام را پيدا کنم ولى تاکنون خبرى از خواهر 14ساله ام ندارم.



دکتر بهارى در واکنش به اين گفت وگو ها مى گويد؛ زنان واکنش ها و علائم روانى بيشترى بعد از وقوع بلايا نسبت به مردان از خود نشان مى دهند. زنان معمولاً نقش اصلى مراقبت از فرزندان را برعهده دارند و کمتر احتمال دارد به خاطر فرزند خود هنگام بروز بلايا محل حادثه را ترک کنند.اين کارشناس معتقد است؛ در صورتى که زنان، سرپرست خانواده خود را در حادثه از دست داده باشند با خطر از کف دادن کمک هايى که بعد از بحران توزيع مى شود نيز مواجه مى شوند و در پى اين تبعيض دچار فقر و تهيدستى مى شوند.دکتر بهارى مى گويد؛ در هر حال پس از بلايا فرصت هايى وجود دارد که زنان بتوانند شبکه هاى اجتماعى تشکيل داده و در انجمن هاى مردمى نقش رهبرى يا عضوى فعال را برعهده بگيرند و از حمايت هاى بيشترى برخوردار شوند.اين روانشناس با اشاره به علائم اختلالات روانى در افراد آسيب ديده مى گويد؛ اضطراب، احساس نگراني، دلهره و دلشوره، انتظار وقوع حوادث بد در آينده همراه با علائم جسمانى مانند تپش قلب، تنگى نفس، لرزش، تعريق، احساس کوفتگى و فشار عضلاني، کاهش تمرکز حواس و بى خوابى از علائم اضطراب است.بهارى افسردگى را از ديگر علائمى مى داند که پس از بحران زنان را تهديد مى کند و ادامه مى دهد؛ احساس غمگينى و بى علاقگى به زندگي، نااميدي، لذت نبردن از زندگي، آرزوى مرگ و در موارد شديد افکار يا حتى اقدام به خودکشي، بى اشتهايي، کندى در فکر و حرکت يا برعکس بى قرارى حرکتى و بى خوابى از علائم افسردگى است.



بهارى مى گويد؛ تجربه مجدد حادثه به اين صورت است که انگار دوباره حادثه اتفاق مى افتد و توهم وقوع فاجعه مى تواند در خواب يا بيدارى باشد به گونه يى که در برخى موارد شخص به شکلى عمل کند که انگار در همان موقعيت قرار دارد. اينها به غير از علائم جسمانى مبهم و بدون درد در زنان است.



دکتر ياسمين دخت ايزدخواه استاديار و عضو هيات علمى پژوهشگاه بين المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله تهران نيز در اين خصوص مى گويد؛ شواهد به دست آمده از قرون گذشته تا به حال حاکى از آن است که به رغم آسيب پذيرى زنان در سوانح طبيعي، آنان توانسته اند در شرايط ناگوار پس از سوانحى همانند زلزله، سيل، خشکسالي، توفان و... مسووليت اسکان و مراقبت از خانواده، برقرارى آرامش، تغذيه آنان و کمک به دوستان و همسايگان را بر عهده بگيرند.



آسيب پذيرى زنان در سوانح طبيعى



در پى بررسى سه ماهه سازمان کمک رسانى آکسفام که در هند، اندونزى و سريلانکا تهيه شده، مشخص شد تعداد زنانى که در فاجعه سونامى در آسيا کشته شدند سه برابر بيش از مردان بود.



خيزش امواج اقيانوس در روز 26 دسامبر 2004 در برخى مناطق به ازاى هر يک مرد جان چهار زن را گرفته است.کارشناسان اين موسسه مى گويند؛ زنان به اين دليل متحمل بيشترين آسيب شدند که در زمان وقوع سونامى در سواحل در انتظار بازگشت ماهيگيران بودند يا در خانه هاى خود از بچه ها مراقبت مى کردند. گروه بين المللى آکسفام تحقيقات خود را بر استان اندونزيايى آچه، ناحيه کودالور در هند و داده هاى جمع آورى شده از اردوگاه هاى سراسر سريلانکا متمرکز کرد.در چهار روستاى ناحيه ,آچه بسار, تنها 189 نفر از 676 بازمانده سونامى زن بودند و تعداد بازماندگان مرد سه برابر بازماندگان زن بود. در چهار روستاى ناحيه ,آچه شمالى, 82 مرد جان باختند درحالى که شمار کشته شدگان زن 284 نفر بود. در شهر کوالا کانگوى در آچه شمالى تعداد کشته شدگان زن به رقم تکان دهنده 80 درصد رسيد. هند نيز دچار سرنوشت مشابهى شد و در ناحيه کودالور تعداد زنانى که جان باختند سه برابر مردان بود.



کودالور به لحاظ ميزان تحمل خسارات مالى و جانى در هند در رتبه دوم بود. در يک روستاى هندى به نام پاچانکوپام، همه جان باختگان زن بودند.



همين وضعيت در سريلانکا تکرار شد به طورى که تعداد بازماندگان مرد در اردوگاه هاى اضطرارى از تعداد زنان بازمانده بسيار بيشتر است.



بکى بوئل مدير سياستگذارى آکسفام سونامى را ضربه يى سهمگين هم براى زنان و هم مردان خواند و اضافه کرد؛ بنا بر اين گزارش در زمان وقوع حادثه در سواحل اقيانوس هند، زنان بسيارى در سواحل در انتظار بازگشت ماهيگيران از دريا بودند.



در باتيکائولا در ساحل شرقى سريلانکا، موج سونامى درست زمانى که تعداد زيادى از زنان محلى در دريا حمام مى کردند، بلند شد. از آنجا که سونامى روز يکشنبه روى داد، بسيارى از زنان در آچه با کودکان خود در خانه به سر مى بردند. اما مردان در اکثر بخش هاى ,آچه, يا سرگرم انجام کارهاى روزمره در خارج از خانه بودند يا با قايق هاى خود در دريا به سر مى بردند و به اين ترتيب کمتر آسيب ديده اند چرا که امواج سونامى در دريا خفيف تر بود.



دکتر ايزدخواه در اين خصوص مى گويد؛ زنان در زمره يکى از گروه هاى آسيب پذير جامعه محسوب مى شوند. تحقيقات نشان داده است تعداد زنانى که همواره جان خود را در سوانح طبيعى از دست مى دهند به نسبت مردان بسيار بيشتر است. بنابراين زنان مى توانند از قربانيان اصلى يک سانحه محسوب شوند. ايزدخواه با استناد به آمارها و تحقيقات انجام شده، مى افزايد؛ تجربه سيل 1992 بنگلادش نشان مى دهد به دليل وجود سنت هاى حاکم محدوديت هاى فرهنگى و ممنوعيت هاى اجتماعي، زنان در نجات خود با مشکلاتى روبه رو شدند و بنابراين تعداد قربانيان زن به شدت افزايش يافت. (گزارش توسعه انسانى سازمان ملل 1995)



سال ها بعد دوباره تاريخ تکرار شده. در سونامى دسامبر 2004 در کشورهاى سريلانکا، اندونزى و هند (آکسفام 2005) و همين طور در سيل اخير جنوب آسيا در آگوست 2007 در کشورهاى بنگلادش، هند و نپال مشاهده مى شود زنان بسيارى به دليل ناآگاهى کافى جان خود را از دست داده يا به سختى به امرار معاش و زندگى پس از سانحه ادامه داده اند. (آکسفام 2007)



به اعتقاد استاديار و عضو هيات علمى پژوهشگاه بين المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله تهران برخى از عوامل کلى که در آسيب پذيرى زنان موثر است، عبارتند از؛ مشارکت نابرابر زنان در تصميم گيرى هاى مهم، ناآگاهى زنان از حقوق خود، استفاده نابرابر زنان از امر آموزش، مشکلات اقتصادى و فقر در زنان، ارائه چهره نامناسب از زنان در رسانه ها، بى تفاوتى زنان نسبت به مسائل به دليل نبود آگاهى و نابرابرى در امر بهداشت و تغذيه.



دکتر ايزدخواه مى گويد؛ در تحقيقات بسيارى نشان داده شده زنان آمادگى درک خطر بيشترى نسبت به مردان داشته و در عين حال آمادگى مشارکت در فعاليت هاى امداد اضطرارى را همانند و پاياپاى مردان داشته اند. به عنوان مثال در زلزله منجيل- رودبار اغلب خانواده هايى که در آن زن خانواده زنده مانده بود به خوبى اداره شده و امور بچه ها نظم و ترتيب يافته، خانه هاى موقتى بنا نهاده شده و کارها به روال عادى ادامه پيدا کرد. (شادى طلب 1373) بعد از رخداد زلزله 30 سپتامبر 1993 در لاتور در جنوب غربى هندوستان شبکه يى متشکل از 3500 زن از گروه هاى خودگردان فعالانه به نيازهايى از قبيل رسيدگى به امرار معاش، تامين آب و نيازهاى بهداشتي، حفظ سلامت و آموزش در کنار موارد ديگر توجه خاص مبذول داشتند. (استراتژى بين المللى کاهش سوانح، هند 2007)در ترکيه نيز پس از زلزله 1999 ايزميت ,مراکز زنان و کودکان, در قسمت هاى شمال غربى کشور راه اندازى شدند که به عنوان مرکزى براى ارائه خدمات به جامعه و فعاليت هاى ديگر به شمار مى روند. (استراتژى بين المللى کاهش سوانح، ترکيه 2007)



پس از زلزله آستانه لرستان در فروردين 1385 نيز زنان نقش بسيار مهمى در بازسازى پس از سانحه برعهده داشتند.



آنها همچنين از نظر روحى و احساسى به خانواده هايشان کمک کرده و در موارد متعدد ديگر از قبيل آماده کردن غذا، جمع آورى آب و تهيه سوخت کمک شايانى کردند. نقش بسيار موثر آنان در حفظ و تامين مايحتاج خانواده حتى بيش از مردان برآورد شده است.



پس از زلزله 2006 در جزيره جاوه اندونزى زنان دوشادوش مردان همکارى کردند. آنها به سامان بخشى امور در پناهگاه هاى موقت، آشپزخانه هاى جمعى و توزيع اقلام و ارائه کمک هاى روانى و يارى رسانى پرداختند. (استراتژى بين المللى کاهش سوانح، اندونزى 2007)



فعاليت هاى عمده زنان در کاهش خطر سوانح



زنان مى توانند نقش بسيار مهمى در گسترش فرهنگ ايمنى جامعه ايفا کنند و در مراحل مختلف يک بحران چه در عمليات پيشگيرى و چه حين و پس از وقوع بحران از توانمندى هاى خود تا حد ممکن استفاده کنند.



به اعتقاد ايزدخواه بايد به زنان قدرت بيشترى داد تا بتوانند در خصوص ,ايفاى نقش فعال در طراحي، تصميم گيري، برنامه ريزى و مشارکت در برنامه هاى کاهش خطرهاى ناشى از زلزله,به عنوان بخشى از طرح توسعه ملى فعاليت کنند.



اين استاديار ادامه مى دهد؛ همچنين مشارکت زنان در طرح هاى تخصصى و فنى مربوط به زلزله، آموزش، پژوهش و تدوين برنامه هاى جامع کاهش خطر، تشکيل گروه هاى کاري، پژوهشى و شوراهاى اجرايى براى ارائه تجربيات و مشارکت در فعاليت هاى اقتصادي، اجتماعى و فرهنگى توصيه مى شود.



به اعتقاد استاديار و عضو هيات علمى پژوهشگاه بين المللى زلزله شناسى و مهندسى زلزله تهران يادگيرى درباره زلزله و خطرهاى ناشى از آن و شناخت و آگاهى در خصوص هر پديده يى مى تواند به کاهش خطرات ناشى از آن پديده منجر شود بنابراين زنان بايد درباره زلزله، خطرات آن و منابع مربوط شناخت کافى پيدا کنند.



همچنين در کلاس هاى مربوطه شرکت کرده و سعى در گسترش فرهنگ ايمنى در خانه و محل کار کنند. تبادل اطلاعات و تجربيات با دوستان، همسايگان، کودکان و خانواده يکى از راه هاى توسعه فرهنگ پيشگيرى و ايمنى است.ايزدخواه با اشاره به مشارکت و برنامه ريزى در اقدامات کاهش خطر در سه فاز قبل، حين و پس از زلزله ادامه مى دهد؛ در اين مرحله زنان مى توانند به آموزش خانواده خود در خصوص موارد ايمنى سانحه و تمرين آن بپردازند. همچنين ضرورى است مواردى از قبيل تهيه لوازم مورد نياز جهت خروج از خانه، مديريت مورد نياز، دانستن اصول پزشکى اوليه، کنترل بيمارى ها، بهداشت محيط و تهيه غذا را فراگيرند. زنان قادرند با آگاهى هنگام زلزله به کمک سايرين پردازند.



آنان پس از زلزله نيز مى توانند در تهيه مايحتاج کمک کرده و علاوه بر تامين معاش، در صورت از بين رفتن مرد خانه، از نظر روحى روانى به افراد خانواده و همسايگان تسلى بخشند. همچنين در راستاى سازماندهى به مواردى از قبيل گردآورى اطلاعات و جمع آورى ضروريات افراد خانواده و محله، همکارى در رابطه با اطلاع رسانى سريع، حمايت از افراد آسيب ديده و کودکان بى سرپرست، مديريت اردوگاه ها، تشکيل انجمن ها و مشارکت فعال در امر اسکان مجدد، توانبخشي، بازسازى و... بپردازند.



به گفته اين استاد دانشگاه نقش زنان در توليد غذا و آماده سازى آن، همين طور تدارکات ضرورى به منظور رفع سوء تغذيه در زمان اضطرار بسيار حساس است و آنها مى توانند در ساعات و روزهاى اوليه پس از زلزله به آماده سازى و توزيع غذا در بين کودکان، سالمندان و نيازمندان و کمک به مجروحان و بيماران پرداخته و همزمان با شروع عمليات بازسازى در فعاليت هاى مربوط به کشاورزى يا توليد مواد غذايى در کارخانه ها همکارى کنند چرا که شواهد نشان مى دهد نقش زنان در يارى رساندن به کودکان، سالخوردگان و معلولان و کاهش تنش ها و آسيب هاى روانى در آنان جهت حفظ آرامش روحى در هر دو مرحله قبل و پس از زلزله بسيار مثبت بوده است.




7 ارديبهشت 1388    08:10

نظر شما
http://www.roshangari.com//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



10 اردیبهشت 1388    11:00


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد