www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:30فروردين//

30فروردين.انفجار معدن حداقل 15 کشته برجا گذاشت

30فروردين.آمريکا حاضر به شرکت در کنفرانس ضدنژادپرستی نيست

30فروردين :اعتصاب غذای صدها دانشجوی دانشگاه بوعلی سينا همدان

30فروردين.احمدی نژاد در نامه به سعيد مرتضوی خواهان رعايت حقوق رکسانا صابری و حسين درخشان شد!

30فروردين :واگذاری بيش از چهار هزار مدرسه دخترانه به حوزه علميه

30فروردين :فقر‌؛ مشوق فروش كليه:جوانانى كه در تامين برخى هزينه ها و مخارج زندگى خود درمانده اند، به فروش كليه روى مى آورند.

30فروردين :جای خالی آموزش روابط دو جنس مخالف در ايران قرن 21 !

30فروردين :تجمع کارکنان اخراجی سازمان فنی و حرفه‌ای با در دست داشتن آب و نان خشك

30فروردين :در ‌18‌ روز تعطيلات نوروز بيش از 19 ميليون مسافر نوروزى كنار خيابان خوابيدند

30فروردين :تب مالت در ايران به مرحله اپيدمی رسيده است

30فروردين :سالنامه جنبش دانشجويی در سال ۱۳۸۷

30فروردين :ايران بزرگ ترين واردکننده گندم در جهان

30فروردين.عکس:اوباما و چاوز دست هم را فشردند



30فروردين.انفجار معدن حداقل 15 کشته برجا گذاشت

اعتماد

انفجار ناشى از انباشت گاز در يک معدن زغال سنگ در زرند کرمان دست کم 15 کشته بر جاى گذاشت. به گزارش خبرنگار ما اين حادثه ساعت 30/9 صبح ديروز در معدن زغال سنگ باب نيروز واقع در 15 کيلومترى شهر کرمان به وقوع پيوست. هر چند در اخبار رسمى تعداد تلفات 12 نفر اعلام شده اما اخبار محلى از مرگ 15 تا 18 کارگر حکايت دارد.دقايقى پس از اين انفجار امدادگران معدن براى نجات کارگرانى که زير آوار مدفون شده بودند دست به کار شدند و سعى کردند راهى به اعماق زمين باز کنند. آنها که مى دانستند ابعاد اين حادثه بسيار گسترده تر از دو انفجار ديگرى است که يک سال و نيم قبل در همين معدن رخ داده بود قبل از هر اقدامى اهالى منطقه را که در محل حادثه تجمع کرده و نگران کارگران بودند دور و جاده منتهى به باب نيروز را مسدود کردند.مدتى طول کشيد تا امدادرسانان موفق شدند دهانه بسته معدن را باز کنند. آنها مى دانستند حدود 15 کارگر صبح زود وارد معدن شده اند و اکنون در آستانه مرگ قرار دارند. بعد از باز شدن دهانه معدن که بر اثر ريزش آوار کاملاً بسته شده بود، 15نفر از امدادگران به همراه مدير معدن توانستند وارد آنجا شوند. دقايقى بعد مقامات مسوول از جمله استاندار کرمان و فرماندار زرند نيز در محل حاضر شدند.در حالى که سرنوشت کارگران معدن در هاله يى از ابهام قرار داشت، 15 امدادگر در حالى که دو جنازه همراه داشتند از آنجا خارج شدند و اعلام کردند به علت انباشت بيش از حد گاز نه تنها اميدى به نجات کارگران وجود ندارد بلکه مهندس زارع - مدير معدن- نيز هنگام امدادرسانى دچار گاز گرفتگى شده و جان خود را از دست داده است.به اين ترتيب نام تمامى کارگران معدن در فهرست جان باختگان قرار گرفت. يکى از مسوولان اورژانس بيمارستان تامين اجتماعى زرند در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ ,فقط اجساد دو کارگر را به ما تحويل داده اند و کاملاً مشخص است شدت گازگرفتگى به حدى است که کسى از معدن زنده بيرون نخواهد آمد.,در همين حال يکى از مسوولان آتش نشانى زرند با بيان اينکه هيچ کمکى از آنها گرفته نشده است، گفت؛ اين انفجار را به ما اعلام نکردند و ما از اهالى شنيدم که معدن منفجر شده است. البته معدن خودش امدادرسان دارد و از همان افراد هم کمک گرفته اند.حسين اميرى نماينده مردم زرند در مجلس نيز درباره اين حادثه به خبرنگار ما گفت؛ از زمان وقوع حادثه مسوولان در محل حضور يافتند و از نزديک کار را دنبال مى کنند اما به دليل شدت انفجار هنوز امدادرسانى به پايان نرسيده است. اين معدن به دليل اينکه معدن زغال سنگ است به طور طبيعى گاز توليد مى کند و با جمع شدن اين گاز در اعماق معدن در صورتى که خارج نشود منفجر مى شود. اين حادثه هم به دليل خارج نشدن گاز رخ داد. وى افزود؛ اين حادثه را به دقت پيگيرى خواهم کرد تا علت اصلى انفجار مشخص شود.اين حادثه در حالى رخ داد که يک سال و نيم قبل نيز در دو انفجار جداگانه که به فاصله چند روز اتفاق افتاد يک بار چهار نفر و بار ديگر هفت نفر از کارگران معدن کشته شدند. کارگران اين معدن همگى از افراد فقيرى هستند که از روستاها و شهر هاى کوچک کرمان براى کار به اعماق زمين مى روند. يکى از اهالى منطقه درباره چنين حوادثى به خبرنگار ما گفت؛ ,متاسفانه بارها شاهد انفجار در اين معدن بوديم اما به جاى اينکه ايمنى را رعايت و دستگاه هاى لازم را براى خارج کردن گاز توليد شده ناشى از استخراج زغال سنگ نصب کنند مرتب پيمانکار عوض مى کنند و هيچ کار مفيدى براى اين معدن انجام نمى گيرد.,وى ادامه داد؛ وزير صنايع و معدن که چندى پيش به منطقه سفر کرده بود از نزديک در جريان مشکلاتى که اين معدن دارد و خطراتى که کارگران آن را تهديد مى کند قرار گرفت اما هيچ اقدامى انجام نداد.آخرين گزارش هاى رسيده از معدن باب نيروز حکايت از آن دارد که خارج کردن اجساد کارگران چندين روز ادامه خواهد داشت چرا که شدت گازى که از معدن خارج مى شود آنقدر زياد است که ورود به معدن را بسيار دشوار کرده است.




30 فروردين 1388    23:50

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين.آمريکا حاضر به شرکت در کنفرانس ضدنژادپرستی نيست

راديوآلمان



ايالات متحده‌ی آمريکا در کنفرانس ضدنژادپرستی سازمان ملل متحد که روز دوشنبه، ۳۱ آوريل در ژنو برگزار مي‌شود، شرکت نمي‌کند . وزارت خارجه آمريکا طی اطلاعيه‌ای دليل اين اقدام را بخش‌هايی از قطعنامه‌ی پايانی کنفرانس دانست، که در آن اسرائيل به‌طور يک جانبه محکوم مي‌شود. يکی از سخنگويان وزارت امور خارجه آلمان نيز در مورد احتمال شرکت اين کشور در کنفرانس گفت، هنوز مشخص نيست که آيا آلمان در اين کنفرانس شرکت خواهد کرد يا نه. رياست ادواری اتحاديه اروپا نيز در اين مورد اعلام کرده است که اگرچه به نظر نمي‌رسد تمام کشورهای اين اتحاديه حاضر به تحريم کنفرانس ضدنژادپرستی باشند، اما به احتمال زياد بسياری از کشورهای اين اتحاديه از هلند تبعيت کرده و نماينده‌ای به اين کنفرانس نمي‌فرستند.




30 فروردين 1388    23:31

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:43 31 فروردين 1388
مساله اعراب و اسراییل یک مساله نژادی نیست ]را اسراییل در منفرانس نژاد پرستی محکوم شده است؟ م,ر در سازمان ملل هم نماز را در دانش,اه میخوانند؟

مساله اسراییل و اعراب مساله جهانخواران و مردم غارت شده است.نه دینی است و نه نژادی.

نام:   فوضل باشی
ای-ميل:  
03:32 31 فروردين 1388
چون همه عوامل نژاد پرستی هستند و حتی در یک کنفرانس فرمالیته هم نمی خواهند شرکت کنند.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :اعتصاب غذای صدها دانشجوی دانشگاه بوعلی سينا همدان

خبرنامه اميرکبير: صدها تن از دانشجويان دانشگاه بوعلی سينا همدان در اعتراض به وضعيت نا مناسب غذا،اعتصاب غذا کردند.



امروز دانشجويان اين دانشگاه در طی يک تحصن خودجوش دانشجويی خواستار مطالبات خود که همانا بهبود وضعيت غذای دانشگاه، مشخص شدن وضعيت خوابگاه ها، بن های کتاب و بود، شدند.



به گزارش خبرنامه اميرکبير، دانشجويان با نصب طومار بر روی درب سلف مرکزی برای گرفتن مطالبات خود که در اين طومار ذکر شده بود اقدام به جمع آوری امضا کردند.



گفتنی است چنديست که دانشگاه از توافقات خود با دانشجويان که در تحصن پيشين توافق شده بود عدول کرده است. اين در حاليست که غير از مسئولان حراست دانشگاه هيچ يک از مسئولان در جمع دانشجويان حاضر نشد.




30 فروردين 1388    20:13

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين.احمدی نژاد در نامه به سعيد مرتضوی خواهان رعايت حقوق رکسانا صابری و حسين درخشان شد!

بی بی سی

محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری ايران در نامه ای به دادستان تهران خواهان رعايت عدالت برای رکسانا صابري، خبرنگار ايرانی-آمريکايی شده که دادگاه او را به اتهام جاسوسی به هشت سال زندان محکوم کرده است.



اين نامه که دفتر او خطاب به سعيد مرتضوي، دادستان تهران نوشته در باره رکسانا صابری و حسين درخشان، وبلاگ نويسی است که از وضعيت پرونده او اطلاع چندانی در دست نيست.



آقای احمدی نژاد در اين نامه گفته است که اين دو متهم بايد از کليه آزادی ها و حقوق قانونی برای دفاع از خود بهره مند باشند.



صادق زيباکلام، استاد دانشگاه و تحليلگر مسايل سياسی ايران در گفتگو با بی بی سی فارسي، با بی سابقه توصيف کردن ارسال اين نامه از سوی آقای احمدی نژاد، انتشار آن در آستانه سفر او به ژنو برای نشست دوربان دو را نوعی تبليغ سياسی برای رئيس جمهوری ايران دانست.



آقای زيباکلام افزود دليل ديگر برای نوشتن اين نامه به قوه قضائيه اين است که محکوم کردن خانم صابری پاسخ زيبايی به شاخه زيتون آقای اوباما با پيام نوروزی اش نبود.



جريان دادگاه رکسانا صابری از سوی جامعه جهانی مورد انتقاد قرار گرفته است. دادگاه او را به اتهام جاسوسی برای آمريکا به هشت سال زندان محکوم کرده است. عبدالصمد خرمشاهي، وکيل خانم صابری گفته است که به حکم صادره اعتراض خواهد کرد.



باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا و هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه از رای صادر شده برای خانم صابری ابراز ياس کرده اند. آمريکا گفته که از طريق سفارت سوئيس، حافظ منافع اين کشور در ايران موضوع را پيگيری خواهد کرد.



رئيس جمهوری ايران در نامه خود به دادستان تهران تاکيد کرده که حقوق متهمان نبايد ضايع شود.



رکسانا صابری بهمن ماه سال گذشته بازداشت شد و سپس به زندان اوين انتقال يافت. او که از پدری ايرانی و مادری ژاپنی در آمريکا به دنيا آمده و همانجا بزرگ شده است، از حدود شش سال پيش به ايران رفت و با مجوز دولت ايران به عنوان خبرنگار برای رسانه هايی چون راديوی عمومی آمريکا (ان پی آر) مشغول به کار شد. خانم صابری حدود دو سال پيش با دفتر بی بی سی در تهران هم همکاری داشت.



شبکه ان پی آر پيشتر تأييد کرده بود که مجوز فعاليت خانم صابری از حدود يک سال پيش از زمان بازداشت او تمديد نشد، اما خانم صابری به انتشار "اخباری کوتاه در موارد نادر" ادامه می داد.



خبر بازداشت حسين درخشان نيز پائيز سال گذشته پس از بازگشت او به ايران مطرح شد. اتهام های متوجه او هنوز رسما اعلام نشده است.



سخنگوی قوه قضائيه دی ماه سال پيش اتهامات او را مسايل و مواردی "در رابطه با ائمه اطهار" دانست اما پس از آن مقام های قضايی حاضر به اطلاع رسانی ديگری در مورد او نشدند و سخنگوی قوه قضائيه در آخرين نشست مطبوعاتی سال 87 خود در مورد پرونده حسين درخشان اظهار بي‌اطلاعی كرد و گفت "اكنون اطلاعات دقيقی در اين مورد ندارد."




30 فروردين 1388    18:09

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
23:17 30 فروردين 1388
in pasdare khabis haman kasist keh motahemin ra dar zendan mowrede shekanjeh va tajavoze jensi gharar midadeh ama hala hala keh hameh ba tavafoghate poshte pardeh dar mowrede jenayate khodash sokoot kardehand dam az haghe zendani mizanad.tof bar har chi adame bi sharafeh.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :واگذاری بيش از چهار هزار مدرسه دخترانه به حوزه علميه

راديو فرانسه: درايران وزارت آموزش و پرورش اين کشور با امضای قراردادی بيش از چهار هزار مدرسه ابتدائی و متوسطه را به حوزه علميه قم واگذار کرده است. قرارداد اين واگذاری از سوی مقامات دو نهاد به امضاء رسيده است.



هدف مسئولين امور آموزش و پرورش از اين سياست چيست؟ آيا حکومت در نظر دارد به تربيت کادرهای کاملاً مذهبی برای رتق و فتق امور کشور به پردازد؟





"شيرزاد عبداللهی" روزنامه نگار و کارشناس امور آموزشی در ايران می گويد ، مدارس واگذار شده مدارس دخترانه هستند و در واقع نوعی مبلغين امور مذهبی از اين مدارس فارغ التحصيل خواهند شد.




30 فروردين 1388    13:21

نظر شما
نام:   فرياد
ای-ميل:  
15:29 31 فروردين 1388
از اين وطن فروشان دغلباز هيچ خيانتي بعيد نيست اما از زمان سقط شدنشان تازه پرده ها كنار ميرود و جنايات و خيانتهايشان عيان خواهد شد .

نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
16:12 30 فروردين 1388
دیگر نفت و گاز به بچه آخوندها نمی رسد و کمک های مالی دولت به نهاد های مذهبی و حوزه راضی شان نکرده است



وزارت آموزش/ پرورش اسلامی دارد با کمک جنسی و واگذار کردن مدرسه دختران به حوزه ها صادرات بچه های خیابانی از مکانهای جمع آوری در بنیادها را گسترش می دهند تا دختران بیشتری که به مدارس معمولی می روند را در دام گرگدن های سپاه ائدیوژیک اسلامی قرار بدهند.



این ها صادراتی خواهند بود که جای فرش و پسته را خواهد گرفت و از طریق سفارت خانه ها مسئولان آینده فرهنگی اسلامی درجهان می شنوند.لباس ها از پاکستان/چین وارد می کند و عبای کهنه آخوند چادر وروپوش این دحتران است.



کمبود بوجه دولت در سال جاری در بخش این وزارت خانه حل می شود اضافه بوجه هم برای سینمار واداره جهان به وزارت خارجه خواهد رسید!!!



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :فقر‌؛ مشوق فروش كليه:جوانانى كه در تامين برخى هزينه ها و مخارج زندگى خود درمانده اند، به فروش كليه روى مى آورند.

جهان نيوز:هاشم قاسمى مديرعامل انجمن خيريه حمايت از بيماران کليوى ايران ، بيشترين اهدا کنندگان کليه در کشور را افراد ۲۵ تا ۲۶ ساله معرفى كرد كه در قبال دريافت پول، اقدام به فروش عضو خود به بيماران نيازمند مى كنند.

قاسمى در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: نتايج بررسيها نشان مى دهد ۷۰ درصد مشکلات مربوط به بيماريهاى کليوى در کشور در سنين ۲۰ تا ۴۴ ساله رخ مى دهد اما بيش از ۵۰ درصد اهداكنندگان كليه در رده سنى ۲۵ تا ۲۶ سال قرار دارند.



ايران با ۲۵ هزار پيوند در اهداى کليه از پيوند زنده در جايگاه برتر جهانى ايستاده است اين در حالى است که ۷۵ درصد از بودجه بهداشت و درمان دنيا صرف درمان بيماريهايى مى شود که مرتبط با کليه است.



تحقيقات علمى نشان مى دهد سالانه حدود يک ميليون سال از عمر سالم ايرانيها به دليل ابتلا به انواع بيماريهاى کليوى کم مى شود.



قاسمى حداکثر سن اهدا کنندگان کليه را ۳۵ سال بيان كرد و در اين زمينه گفت: شرايط جسمانى افراد بالاى ۳۵ سال اين امکان را نمى دهد که مگر در شرايط و موارد خاص، بتواند کليه خود را اهدا کند.



بيماران نيازمند کليه معمولا بين يک تا چهار ماه در انتظار هديه دهنده هستند و اين در حالى است که بيش از ۹۵ درصد کليه هاى اهدايى به صورت فروش کليه انجام مى شود.



قيمت هر كليه؛ پنج ميليون تومان



مديرعامل انجمن حمايت از بيماران کليوى همچنين با تکذيب شايعاتى مبنى بر گران شدن قيمت کليه گفت: در حال حاضر آنچه به عنوان هزينه بسترى و مراقبتهاى بعد از عمل پيوند به اهدا کننده کليه پرداخت مى شود حداکثر ۵ ميليون تومان است.

قاسمى تصريح كرد كه اخبار مربوط به افزايش قيمت کليه اهدايي، شايعه بوده و زائيده افکار سودجويان است.



مديرعامل انجمن حمايت از بيماران کليوى ايران توضيح داد: آنچه در حال حاضر به اهدا کننده کليه آن هم براى هزينه هاى بسترى و مراقبتهاى بعد از عمل پرداخت مى شود حداکثر ۵ ميليون تومان است که يک ميليون آن را دولت و ۴ ميليون مابقى را دريافت کننده کليه پرداخت مى کند.



وى با عنوان اين مطلب که انجام عمل پيوند کليه نيازمند شرايط خاصى است، گفت: با توجه به مرخصى پزشکان در روزهاى پايانى سال و تعطيلى که تا ۱۵ فروردين ادامه داشت عمل پيوند کليه از هفته گذشته آغاز شده است.



در حال حاضر انجمن خيريه حمايت از بيماران کليوى ايران داراى ۱۳۷ شعبه و دفتر در سراسر کشور است که بيماران دياليزى نيازمند پيوند مى توانند با مراجعه به اين مراکز نسبت به پيگيرى امور مربوط به درمان خود اقدام کنند.



بالغ بر ۳۵ هزار نفر بيمار دياليزى و پيوندى در کشور وجود دارد که روند درمانى آنان از وضعيت چندان مطلوبى برخوردار نيست و در حال حاضر بيش از ۳۳۰۰ دستگاه دياليز كار درمان آنان را انجام مى دهد كه نمى تواند همه آنان را تحت پوشش بگيرد.



فقر‌؛ مشوق فروش كليه

قاسمى از افزايش اهداى کليه از سوى بستگان و خانواده هاى درجه يک بيماران در کشور خبر داد و گفت: سال گذشته شاهد افزايش پيوند کليه از خانواده بيماران کليوى بوديم که حاصل فرهنگ سازى و اطلاع رسانى رسانه ها بوده است.



مديرعامل انجمن حمايت از بيماران کليوى ايران در عين حال ضمن هشدار نسبت به سوءاستفاده برخى از بيماران نيازمند پيوند کليه گفت: بيماران دياليزى و خانواده هاى آنان توجه داشته باشند براى دريافت کليه فقط از طريق مبادى قانونى اقدام کنند.



بنا به گزارشها، هم اكنون خريد و فروش كليه به بازارى داغ براى عده اى سودجو تبديل شده و در اين ميان، جوانانى كه در تامين برخى هزينه ها و مخارج زندگى خود درمانده اند، به فروش آن با قيمتهاى مختلف روى مى آورند.



با اين حال، قاسمى گفت كه ما فروش کليه را محدود ساخته ايم زيرا در غير اينصورت، امکان داشت قيمت آن به ۱۰ تا ۱۵ ميليون تومان هم برسد.


30 فروردين 1388    13:14

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :جای خالی آموزش روابط دو جنس مخالف در ايران قرن 21 !

عصر ايران :اين که پسران را از دختران و دختران را از پسران بترسانيم ، نتيجه اش اين خواهد بود که جامعه به دو نيم تقسيم می شود که هيچ کدام از دو قسمت ، بلد نيست با نيمه ديگر چگونه تعامل کند.

به همه جوان ها می گويم با دوست بازی سرنوشت خود را نابود نکنند...حرف پدر و مادر را گوش کنند...دوستی های اينترنتی آخر و عاقبت ندارد و...".



اين کلمات قصار توصيه هايی است که عده ای از جوانان سرخورده و يا بعضاً بزهکار پس از آنکه ميوه ممنوعه را چيده و به دام پليس افتاده اند و يا اينکه مصيبتی بر سر آنها رفته است، در مقابل دوربين های صداوسيما می نشينند و به طور کليشه ای جوانان هم سن و سال خود را نصيحت می کنند.



البته اين تصوير سازی از ناهنجاری های اجتماعی سال هاست که يکی از سياست های صداوسيما در " مصون سازی " جامعه به ويژه جوانان است ، اما به نظر می رسد اين گونه برنامه سازی ها و نشان دادن تصاويری از جوانانی که بنا به دلايل متعدد پا روی هنجارهای اجتماعی و قوانين گذاشته اند، تاثيرات آن چنان مثبتی در کاهش ميزان ناهنجاری های اجتماعی نداشته است.



اما نکته در اين است که پخش چنين برنامه هايی می تواند چه تاثيری در جهت اهداف سازندگان آن- که بدون شک خير است- داشته باشد؟



برداشت مهمی که می شود با نگاهی به برنامه های اينچنينی سيما داشت " شکاف عميق توصيه های ارايه شده از سوی اين برنامه ها با واقعيات اجتماعی و غرايز انسانی به ويژه با خواسته های غريزی دوران جوانی است " چرا که پيام اصلی اين گونه برنامه ها نفی موضوع ارتباط دختر و پسر در سطح اجتماع است.



اين توصيه طبيعتاً با واقعيت های جامعه کنونی ما فاصله دارد. به عبارت بهتر در حالی که در جامعه امروز ما زنان بيش از 60 درصد دانشگاه ها را پر کرده اند و در سطوح مختلف اجتماع حضور دارند ، سخن گفتن از "نداشتن رابطه دو جنس مخالف با يکديگر " نمی تواند چندان محل بحث باشد.



از اين رو است که هنگامی که چنين برنامه هايی با تم هايی پر رنگ از نفی ارتباط زن و مرد پخش می شود به جز تشديد احساس " اجتماع هراسی " و "ديگر هراسی" نقش ديگری در جهت بهبود تعاملات اجتماعی بازی نمی کند.



به ديگر سخن پيام اينگونه توصيه ها اين است که چون " از ارتباط دختر و پسر آفات بزرگی بر می خيزد بايد از اين گونه ارتباط ها اجتناب کرد".



اين توصيه مانند آن است که گفته شود چون " اگر به خيابان برويم ممکن است تصادف کنيم پس به خيابان نرويم".در حالی که ارايه چنين توصيه ای نه ممکن است و نه مفيد و بهتر است به جای چنين توصيه هايی به مردم نحوه عبور و تردد صحيح در خيابان ها و معابر اصلی شهر توضيح داده شود.



در اجتماعی که انسان ها جدای از جنسيت شان مجبور يا موظف به حضور اجتماعی اند چگونه می توان با خط بطلان کشيدن روی موضوعی غير قابل اجتناب ، همگان را به نفی ارتباط رهنمون شد و پنداشت که با چنين توصيه های حکيمانه و پدرانه ای موضوع حل و فصل می شود؟!



و آيا يکی از دلايل بالا رفتن آمار بزهکاری های اجتماعی در حوزه روابط زن و مرد در جامعه اين نيست که چون ما نتوانسته ايم عملا به جز "نفی کلی موضوع رابطه زن ومرد " فرمولی قابل قبول برای يک اجتماع قرن بيست و يکمی ارايه دهيم ، جوانان ما به هنگامی که بنا به هر دليلی با يکديگر ارتباط برقرار می کنند، آسيب پذير هستند؟



شايد يکی از دلايل عمده بروز آسيب ها (به ويژه آسيب پذيری زنان و دختران) در روابط اجتماعی اين باشد که نه خانواده های ما و نه نظام آموزشی ما نتواسته اند نحوه تعامل صحيح دو جنس مخالف در سطح اجتماع را در وجود نسل های جديد نهادينه کنند و فقط تا توانسته اند دايره ممنوعيات را برای نسل جديد توضيح داده اند.



واقعيت اين است که در جامعه امروزين ايران ، مردان و زنان و دختران و پسران ، در کنار يکديگر به کار و فعاليت و تحصيل مشغول اند و فرمول جداسازی ، چيزی جز يک شوخی نيست.



با اين حال ، آنچه مغفول مانده ، اين است که نحوه درست تعامل و ارتباط بيم دو جنس مخالف ، هرگز آموزش داده نمی شود و نتيجه نيز ، افراط و تفريط هايی می شود که در جامعه می بينيم: يا فرار از جنس مخالف و يا بی قيدی در ارتباط با او.

ترديدی نيست که هيچ کدام از اين دو حالت ، نمی تواند در راستای منافع جمعی جامعه امروز ايران باشد؛ بلکه تنها راهکار موجود ، آموختن چگونگی ارتباط همراه با حفظ ارزش های جامعه است و الا اين که پسران را از دختران و دختران را از پسران بترسانيم ، نتيجه اش اين خواهد بود که جامعه به دو نيم تقسيم می شود که هيچ کدام از دو قسمت ، بلد نيست با نيمه ديگر چگونه تعامل کند و بديهی است که چه انرژِی بزرگی از جامعه رهگذر اين مساله ، هدر خواهد رفت.





با اين حال ، متاسفانه برخی رويکردها در جامعه ، به گونه ای ديگر رقم خورده است؛ چندی پيش يکی از چهره های معروف ، از اين که در برنامه کودکانه عمو قناد (فيتيله) دختران و پسران 5 - 4 ساله ، کنار هم می نشينند ، انتقاد کرده بود که بازتاب رسانه ای فراوانی داشت و نشانگر وجود جدی چنين تفکراتی در سطوح مختلف جامعه است.



مخلص کلام آن که نه ممنوعيت کامل ارتباط با جنس مخالف و نه اين عرصه را بی قاعده رها کردن، هيچ کدام راهکار مناسبی به شمار نمی رود بلکه آنچه جايش در نظام آموزشی ،فرهنگی و حتی ساختارهای خانواده ها خالی است، آموختن روابط صحيح و انسانی بين دو جنس مخالف است و اتفاقاً بخش بزرگی از ناهنجاری ها ، عقده ها و سرخوردگی ها و بزهکاری ها و حتی مسائلی مثل طلاق و فروپاشی خانواده ها، ريشه در اين معضل تاريخی دارد.




30 فروردين 1388    14:30

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :تجمع کارکنان اخراجی سازمان فنی و حرفه‌ای با در دست داشتن آب و نان خشك

ايلنا:اين افراد با بيان اينکه حدود ۲۳۰ نفر از کارکنان فنی و حرفه‌ای استان تهران اخراج شده‌اند، مي‌گويند: اين رقم در سراسر کشور به بيش از سه هزار نفر مي‌رسد.



حدود ۲۰ نفر از کارکنان اداره کل آموزش فنی و حرفه‌ای استان تهران در اعتراض به اخراج خود در مقابل سازمان مرکزی آموزش فنی و حرفه‌ای کشور دست به تجمع زدند.



به گزارش خبرنگار ايلنا، اين افراد با بيان اينکه حدود ۲۳۰ نفر از کارکنان فنی و حرفه‌ای استان تهران اخراج شده‌اند، مي‌گويند: اين رقم در سراسر کشور به بيش از سه هزار نفر مي‌رسد.



چهارشنبه هفته گذشته هم اين افراد باتجمع در مقابل سازمان فنی و حرفه‌ای کشور خواستار پاسخگويی رئيس اين سازمان شدند. آنان با بيان اينکه نامه‌ای را در روز چهارشنبه هفته گذشته نگاشته و خواستار پاسخگويی رئيس سازمان فنی و حرفه‌ای کشور شده‌اند، تصريح کردند: بيشتر کارکنان اخراجی افرادی هستند که طی دولت نهم در سازمان فنی و حرفه‌ای شاغل شده‌اند.



بنا بر اين گزارش، در اين تجمع که نان خشک و آب در دستان کارکنان فنی و حرفه‌ای ديده مي‌شد، اين افراد عنوان کردند: منظورمان از اين حرکت اين است که يک ماه ديگر تکليف و سرنوشت ما آب و نان خشک خواهد شد.



يکی از تجمع‌کنندگان تصريح کرد: اگر رئيس سازمان فنی و حرفه‌ای جواب ما را ندهد، در مقابل وزارت کار و امور اجتماعی و مجلس تجمع خواهيم کرد. گفته مي‌شود كه هم اكنون گروهى از اين كاركنان در مقابل نهاد رياست جمهورى تجمع كرده‌اند.




30 فروردين 1388    13:07

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :در ‌18‌ روز تعطيلات نوروز بيش از 19 ميليون مسافر نوروزى كنار خيابان خوابيدند

آفتاب يزد:‌درحالى كه طبق آمار اعلام شده ازسوى ستاد تسهيلات سفرهاى نوروزي، مجموع ظرفيت شب اقامت كشور در ‌18‌ روز تعطيلات نوروز با احتساب هتل ها، هتل آپارتمان ها، مسافرخانه ها، مدارس تجهيز شده ، كمپ ها ‌و... 22ميليون و 851 هزار و 414نفر بوده است، سوال اينجاست كه به چه ترتيب در اين ظرفيت 22 ميليون ‌نفري، 42 ميليون نفر شب اقامت داشته‌اند و اين شكل از اقامت چطور رضايت 85 درصدى مردم را هم به ‌دنبال داشته است. ‌بسيارى از كارشناسان گردشگرى معتقدند كه با توجه به حجم بالاى ‌مسافر در ايام نوروز و ظرفيت محدود استانها در ارائه خدمات سفر، آمار اعلام شده از سوى سازمان ميراث ‌فرهنگى و گردشگرى مبنى بر رضايت حداكثرى از سفرهاى نوروزى واقعى نيست. ‌ ‌در اين خصوص قائم مقام ستـاد تسهيلا‌ت سفرهاى كشور در پاسخ به اينكه <‌ آمار رضايتمندى 85 درصدى مسافران نوروزى از خدمات سفر چطور تهيه شده است؟> گفت: ستاد دائمى تسهيلات سفر يك فرم نظر سنجى براى خدمات سفر در ايام نوروز تهيه كرد. موضوعات اين ‌فرم هم شامل اسكان و اقامت، تغذيه،حمل و نقل و خدمات راهها، اماكن تاريخي، اطلاع رساني، ايمنى و ‌انتظامى و خدمات شهرى است كه هركدام از اينها هم زيرگروه هايى دارد. اين فرم‌ها در هتل ها، كمپ ها ‌و ساير مراكزى كه محل تجمع مسافر بوده توزيع شد. بيش از 250هزار فرم نظر سنجى توزيع شده در واقع جامعه آمارى ما را تشكيل مى دهد. ‌لا‌ريجانى در گفتگو با ميراث خبر افزود: رضايتمندى بيشتر از 85درصد است و شما از آن مطلع نيستيد. ‌ وى در پاسخ به اين پرسش كه <بسيارى از مسافران نوروزى در شهرهاى محل گذر اقامت نداشته و از چند استان رد شده ‌اند. اينها كه حتى ساعاتى هم در استان محل گذر نبوده اند چطور مى توانند جزء جامعه آمارى ‌صحيح براى سوال درمورد خدمات گردشگرى محسوب شوند> اظهار كرد:كسى كه اقامت نداشته باشد بخش اسكان و اقامت درج شده در فرم نظرسنجى را پر نمى كند . ولى اگر ‌4‌ تا جاذبه را در مسير بازديد كرده است حداقل مى تواند در مورد خدمات شهرى و آمادگى جاذبه ها براى ‌بازديد اظهار نظر كند . تنها يك بخش در فرم نظرسنجى مربوط به موضوع اقامت است. خدمات سفر شامل خدمات ‌مسير هم مى شود و تنها خدمات مقصد نيست چراكه گردشگر وقتى از خانه بيرون مي‌آيد ديگر گردشگر ‌است تا به مقصد برسد. ‌ قائم مقام ستاد تسهيلا‌ت سفرهاى كشور در خصوص آمار تفكيك شده از مسافران نوروز و گردشگران نوروزى گفت: ما امسال هم حجم ترددهاى بين استانى را محاسبه كرديم و هم حجم نفرشب اقامت استانى را به دست ‌آورده ايم كه بيش از 99 ميليون <نفر- سفر> داشتيم ‌ ‌كه در واقع مجموع ورودى به استان‌هاى مختلف را <نفر- سفر> مى گويند. اين رقم ‌مى تواند بسيار بزرگ باشد چراكه خانواده اى ممكن است در تعطيلات نوروز به 5 استان برود. ‌ ‌ ‌لا‌ريجانى در پاسخ به اينكه <خانواده‌اى ممكن است از 5 استان رد شده و در استان ششم اقامت كند آيا رد شدن از يك استان ‌هم جزء آمار سفر آن استان است؟> اظهار داشت: گردشگر همان گردشگر است آيا ما مى توانيم به يك استان بگوييم آمارتان را پايين اعلام كنيد چون ‌گردشگر از استان شما رد شده است. در مقابل <نفر- سفر> آمار <نفر- شب> اقامت را هم محاسبه كرده ايم كه ‌به معنى اقامت شبانه گردشگر در مقصد سفر است كه آمار آن 42 ‌ ميليون نفر است. ‌ ‌وى در خصوص اينكه < به چه ‌ترتيب در ظرفيت 22 ميليون نفرى هتل ، هتل آپارتمان و غيره 42 ميليون نفر- شب اقامت داشته اند؟> گفت: بقيه همين مردمى هستند كه كنار خيابان ها و جاده ها چادر زده و خوابيدند.‌


30 فروردين 1388    10:23

نظر شما
نام:   توضیح دهید
ای-ميل:  
13:01 31 فروردين 1388
لطفا آقای کیانوش لاهیجی توضیح دهند که متن نویس ایشان قاطی میکند یا فارسی ما با فارسی ایشان فرق دارد. ایشان اطلاعات جالبی باید داشته باشند ولی نظراتشان به کلمات درهمریخته بیشتر شبیه است و بعضی وقتها اصلا قابل فهم نیست.

خواهشمند است به رفغ این معضل اقدام فرمایند.

نام:  
ای-ميل:  
01:11 30 فروردين 1388
islam hamin g...h keh ina daran moo beh moo piadash mikonan.ama motmaenan jomhoori nist.

نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
16:11 30 فروردين 1388
به آمار و ارقام جمهوری اسلامی نباید اعتماد کرد و از طریق گفته سران رژیم به مسائل جامعه ایران پی برد!



این مافیای که کشور را چپاول می کنند از هرچه علم و دانش و محاسبات در جهان امروزی است بدور هستندن!



نه از قانون جمهوری در ایران حاکم است و نه از اسلامی



از رابطه با کشورهای اسلامی و نیز غربی که اداره می شود حاکمیت ایران امروز را نمی شود در اینگونه تعاریف جای داد وهمچنین در گردشگری هم هرگز علمی بررسی کرد. مافیای سوخت بهمراه وزارت ارشاد اسلامی به سرقت مردم در دیدار نوروزی مشغول بودن و گروه دزد و غارت گر آماری داده اند. از همان پرژه های دولتی که ۹۱ هزار در ۴ سال گذشته داده است تازه ۱۹ هزار از مافیای ۲ خرداد بوده است. گویا ۲۲ خرداد از کیسه سیدعلی یک افعی دیگر در ۲۲ خرداد بیرون می آید



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :تب مالت در ايران به مرحله اپيدمی رسيده است

مهر :رئيس انجمن علمی بيماريهای عفونی نسبت به اپيدمی شدن بيماری تب مالت در کشور هشدار داد.

دکتر مينو محرز اظهارداشت: بيماری تب مالت روز به روز در حال افزايش است که می بايست نسبت به کنترل و پيشگيری از آن اقدام نمود.



تب مالت بيماری مشترک انسان و دام است که از طريق مصرف مواد لبنی آلوده منتقل می شود.



محرز در ارتباط با آمار افراد مبتلا به تب مالت افزود: رقم دقيقی در اين باره نمی توان ارائه کرد. چون اغلب مراجعات به مطبهای خصوصی است و بخش خصوصی نيز گزارشی به وزارت بهداشت نمی دهد اما مشاهدات و گزارشهای دريافتی از مناطق مختلف کشور نشان می دهد که آمار بيماران مبتلا در حال افزايش است.



رئيس انجمن علمی بيماريهای عفونی در خصوص علت افزايش تب مالت گفت: احتمالا اختلال در واکسيناسيون دامها که وظيفه دامپزشکی است موجب بروز اين مشکل شده و باعث گرديده که وزارت بهداشت سالها گرفتار اين مسئله شود.



بر اساس اعلام وزارت بهداشت، در سال 84 ميزان ثبت شده تب مالت 39 نفر به ازای هر 100 هزا نفر بود که اين ميزان در سال 86 به 30 نفر به ازای هر 100 هزا نفر تقليل پيدا کرد.



محرز با عنوان اين مطلب که تب مالت به مرحله اپيدمی رسيده و مربوط به يک نقطه از کشور نيست افزود: بيماران مبتلا اغلب ساکن شهرها هستند به طوری که بيش از 50 درصد بيماران مطب خودم در دو روز مبتلا به تب مالت بوده اند.



رئيس انجمن علمی بيماريهای عفونی با تاکيد بر اينکه برای پيشگيری از بيماری می بايست نسبت به کنترل بهداشتی موادغذايی که وظيفه وزارت بهداشت است اقدام نمود تصريح کرد: سازمان دامپزشکی نيز بايد با دقت در واکسيناسيون دامها مانع از اپيدمی شدن اين بيماری شود.






30 فروردين 1388    10:13

نظر شما
نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
11:31 31 فروردين 1388
سال گاو است در ایران اسلامی و این بیماری شدت پیدا می کند تا رهبری به آروزی *سال الگوی مصرف* برسد.



در پیام نوروزی رئیس دولت نهم آمده است که اختراعات ایران اسلامی بزرگ تر تمامی دوران سی ساله رژیم بوده است ودرحال تدوین فرمول برای اداره جهان است که از طریق بازسازی بیماری* وبا /// تب مالت// اعتیاد زیر سی سالها * و درمان اقتصاد جهان به کمک کیک زرد اتمی بزودی ایران را در جنگ دیگری با بیمارهای صدر اسلام خواهد کشانید.فقط دو دوره مانده تا دولت امام زمان*دوازده ام* تشکیل بشود فعلا در حال رسیدن به دولت دهم هستندن!!!



همه پاسداران/ سرداران رژیم اسلامی دکتر هستندن اما در رشته استراتژیک/ و روابط بین المل نمی دانیم چرا پزشکی را از رشته دکتر حذف کرده اند. گویا در حوزه با دعا وجن گیری به مبارزه بیماری ها مشغول هستندن. * سال موش فقط یک میلیارد دلار پول نفت به خرانه وارد نشده بود).





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :سالنامه جنبش دانشجويی در سال ۱۳۸۷

خبرنامه اميرکبير: سال ۱۳۸۷ سالی مملو از وقايع و اتفاقات مختلف همراه با شادی ها، غم ها، مشکلات و معضلات گوناگون برای جنبش دانشجويی ايران بود.



سال ۱۳۸۷ برای دانشجويان در مقابل زندان اوين آغاز شد، آن هنگام که خانواده های دانشجويان زندانی همچون توکلي، قصابان، منصوري، نصري، غزالي، فيض الله زاده، جهاندار، درخشندي، کريمی زاده، پيران و کانتوری در مقابل زندان اوين جمع شدند تا آغاز بهار را با ياد دانشجويان دربند همراه شوند، اما شايد دانشجويان و خانواده های آنان تصور نمی کردند که اين روزهای پر از فراز و نشيب را طی کنند تا در پايان سال و در آغاز سال بعد نيز، باز هم از مهروزی دولت در آزادترين کشور دنيا بهره مند شوند و واپسين لحظه های سال را نيز همراه با دانشجويان دربند همچون درخشندي، حکيم زاده، توکلي، قصابان، مشايخي، مصطفوي، ترکاشوند، دانشيار، سلمانپور، ترکمن، مددزاده، عبدالله پور و راهی زندان شوند.







در سال ۸۷، درگذشت محمد تقديری عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد در اثر سانحه رانندگی يکی از تلخ ترين وقايع برای دانشجويان فعال در انجمن های اسلامی و دفتر تحکيم وحدت بود.







يکی از اتفاقات بسيار تلخ و نگران کننده ۸۷ افزايش چشمگير خودکشی های دانشجويان و همچنين کشته شدن يا مجروح شدن دانشجويان بر اثر مشکلات محل تحصيل يا خوابگاه آنان بود. افزايش مشکلات اقتصادی همراه با فشارهای گوناگون بر دانشجويان در سال گذشته باعث شد تا افزايش خودکشی های دانشجويان بيشتر نمايان شود. به گزارش خبرنامه اميرکبير از آنجائيکه وزارت علوم تلاش وافری برای جلوگيری از پخش اخبار خودکشی انجام می دهد، هيچ گونه آمار دقيقی از تعداد دانشجويانی که دست به خودکشی زدند وجود ندارد. اما برخی از خودکشی های دانشجويان که در ۸۷ بر رسانه های مختلف مخابره شد عبارتند از:







خودکشی يک دانشجو در دانشگاه همدان با سلاح گرم، خودكشى دانشجوی كارشناسى ارشد دانشكده جغرافياى دانشگاه تهران و ۲ مورد ديگر خودکشی در اين دانشگاه، خودکشی دانشجوی دکترا دانشگاه شهيد بهشتي، خودکشی ۲ دانشجو در دانشگاه سيستان و بلوچستان، خودکشی يک دانشجوی دختر در دانشگاه زنجان، خودکشی نبی پيرمحمدی دانشجوی دانشگاه تهران، خودکشی دانشجوی دختر رشته ميکروبيولوژی دانشگاه دامغان، خودکشی دانشجوی پزشکی اصفهان.







همچنين وقايعی نظير مرگ ثريا رئيسی و شيوا دلفانی دانشجويان رشته شيمی و مديريت صنعتی دانشگاه مازندران بر اثر نشت گاز، مرگ پروانه خليلی دانشجوی دانشگاه لرستان به دليل برق گرفتگی و عدم وجود امداد، مرگ سعيده عبداللهی دانشجوی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبيعی گرگان بيش از پيش بی لياقتی مسئولين وزارت علوم را نمايان کرد اما آنان، بی تفاوت و بدون هيچ گونه پاسخگويی چشم بر تمامی اين وقايع بستند.







سال۸۷، سال فشار و محدوديت های مضاعف برای دختران دانشجو نيز بود. مسائل جنسيتی در دانشگاه ها بسيار اهميت يافته و مسئولين در پی کنترل دختران دانشجو بودند. با وجودی که پس از اعلام نتايج کنکور ۸۷ پرده از اجرا شدن بومی گزينی سازمان سنجش و وزارت علوم برداشته شد و اين طرح محل اعتراضات، تجمعات و نقدهای فراوانی قرار گرفت، طرح بومی سازی به بومی گزينی جنسيتی در کنکور سال آينده در مجلس تغيير شکل داد. يعنی دختران دانشجو برای تحصيل در رشته هايی خارج از محل زندگی خود نياز به کسب موافقت نامه کتبی والدين خواهند داشت. اين طرح جديد در کنار سهميه بندی جنسيتی پروژه محدود کردن ورود دختران به دانشگاه را نمايان ساخت. اما مسئله پوشش دختران دانشجو نيز بهانه ای ديگر برای برخورد با دانشجويان بود. احضارهای گسترده دختران به کميته های انضباطی که احضار بيش از ۵۰ دانشجوی دختر دانشگاه شيراز به بهانه واهی ,بدحجابی, نمونه ای از آن بود، در يک سال گذشته انجام شد. آيين نامه ها ی پوششی جديدی به دانشگاه ها ابلاغ شد و در آغاز سال تحصيلی گذشته فرهاد رهبر از طراحی يونيفرم واحد برای دانشجويان دانشگاه تهران خبر داد.







موضوع امنيت دختران دانشجو در دانشگاه ها يکی از محورهای اصلی تجمعات و تحصن های دانشگاه ها بود. وقايع دانشگاه سهند تبريز، زنجان و پيام نور قم در خصوص تعرض و تجاوز به دختران دانشجو، مسئله سوء استفاده مسئولين دانشگاه و حراست را از جايگاه قدرت مطرح ساخت. در اکثر اين موارد دانشجويان معترض به کميته های انضباطی احضار و حتی بازداشت شدند و برای آنان در دادگاه پرونده تشکيل شد که زنجان نمونه بارز آن بود. در واقع جای شاکی با متهم عوض شد و دختران دانشجوی قربانی مجبور به تغيير محل تحصيل و يا انصراف از تحصيل شدند.







سال ۱۳۸۷ نيز بر روال چند سال اخير با فشارهای بسيار بر دانشجويان همراه بود. انواع احضارها، احکام قضائی و انضباطي، بازداشت های دانشجويان، همراه با آزار و اذيت و شکنجه بی وقفه ادامه داشت. در سال گذشته حداقل ۱۱۲ نفر از دانشجويان برای مدت بيش از ۲۴ ساعت در بازداشت به سر برده و زندانی شدند که اين آمار نسبت به سال قبل از آن ۱۸ درصد افزايش يافت. همچنين حداقل ۳۸۳ دانشجو با احکام مختلف کميته انضباطی و يا احضار مواجه شدند که نسبت به سال قبل از آن در حدود ۲۴ درصد افزايش يافته است (برای مشاهده سالنامه دانشجويی در سال ۸۶ به اين لينک می توانيد مراجعه کنيد). لازم به ذکر است اين آمار و اسامی دانشجويان، تنها مربوط به وقايعی است که اخبار آن منتشر شده است. در حالی که در موارد بسياری اخبار بازداشت و يا احکام انضباطی دانشجويان به دليل انواع تهديدها از سوی دانشجويان منتشر نمی شود.







در آغاز سال تحصيلی ۸۷ نيز دانشجويان با فضای جديدی در دانشگاه ها مواجه شدند. نصب گيت ها و دوربين های امنيتی که عبور و مرور دانشجويان را کنترل می کند در دانشگاه تهران، تربيت معلم و ديگر دانشگاه ها از گام های اساسی وزارت علوم جهت کنترل و امنيتی ساختن فضای دانشگاه ها بود. اين دوربين ها و گيت ها در خوابگاه های پسران و دختران نيز نصب شد.







در انتهای سال گذشته نيز بازداشت بيش از ۷۰ دانشجوی دانشگاه اميرکبير در پی اعتراض دانشجويان به دفن شهيد در دانشگاه از جمله وقايع مهم بود. دانشجويان از سويی توسط نيروهای لباس شخصی و بسيج مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با چاقو، پنجه بوکس و اسپری فلفل مجروح شده و از سويی ديگر بازداشت شدند. گرچه بيشتر دانشجويان پس از يک شب بازداشت در کلانتری و يا در هفته بعد از آن آزاد شدند، اما ۴ دانشجوی دانشگاه اميرکبير در فردای اين واقعه با حمله به منازلشان بازداشت شدند تا به همراه ۵ دانشجوی ديگر، تعداد دانشجويان دربند اين دانشگاه به ۹ نفر برسد.







اما بی شک در سال گذشته اخبار مرتبط با آزادی دانشجويان جزو شادی بخش ترين اخبار بود. در اين ميان آزادی احسان منصوري، مجيد توکلی و احمد قصابان پس از ۱۵ ماه حبس ناجوانمردانه، اعطای مرخصی به ابوالفضل جهاندار پس از ۲۸ ماه زندان، آزادی صباح نصری و هدايت غزالی پس از ۱۸ ماه حبس جزو شادی بخش ترين اخبار بودند.







با وجود تمامی فشارها در سال ۸۷ نيز بارها دانشجويان دانشگاه های مختلف برای احقاق حقوق خود و در اعتراض به محدوديت ها و سرکوب ها دست به تحصن و اعتراض زدند. به گزارش خبرنامه اميرکبير، در اين ميان اعتراضاتی همچون اعتراضات و تحصن های دانشجويان دانشگاه های سهند تبريز، تربيت معلم، زنجان، دانشکده های فنی تهران، شيراز، همدان، اميرکبير، علامه، بابل، خواجه نصير، سيستان و بلوچستان، تهران، مازندران و ديده می شود. بزرگترين تجمع اعتراضی سال گذشته نيز به مناسبت روز دانشجو و به دعوت دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه تهران با نام ,دانشگاه فرياد آزادی, برگزار شد.







همچين در نيمه دوم سال ۸۷ مشکلات بسياری برای انجمن های اسلامی و ديگر تشکل های دانشجويی دانشگاه های مختلف از سوی وزارت علوم به وجود آمد. در رأس برخورد های صورت گرفته با تشکل های دانشجويی ,پروژه غير قانونی خواندن دفتر تحکيم وحدت, که اتحاديه انجمن های اسلامی دانشگاه های سراسر کشور است قرار داشت که با حمايت و پشتيبانی انجمن های عضو اتحاديه با شکست مواجه شد و وزارت علوم در اقدامی جديد دست به تعليق فعاليت انجمن های حامی دفتر تحکيم وحدت زد. در سال گذشته بيش از ۳۰ نشريه نيز در دانشگاه های مختلف توقيف شد که اسامی برخی از آنان در ادامه اين گزارش آمده است.







خبرنامه اميرکبير در تهيه ,سالنامه جنبش دانشجويی در سال ۸۷, اسامی دانشجويان بازداشت شده در سال گذشته را همراه با نام دانشجويانی که با احکام انضباطی مواجه شده اند به تفکيک دانشگاه تنظيم کرده است. همچنين در انتهای اين گزارش تيتر وقايع در زمينه دانشگاه به ترتيب تاريخ، از ابتدا تا انتهای سال ۱۳۸۷، آمده است.







تمامی تلاش دانشجويان بر اين بوده است که اين گزارش به صورت کامل و دقيق به مخاطبان ارائه شود. در صورتی که خبری در اين سالنامه از قلم افتاده است دانشجويان محترم می توانند نکات، مطالب و يا نظرات و انتقادات خود را به خبرنامه اميرکبير ارسال نمايند.





۱۱۲ مورد دانشجوی زندانی:







سعيد درخشندی (يزد)، ابوالفضل جهاندار (علامه)، عباس حکيم زاده (اميرکبير)، احمد قصابان (اميرکبير)، مجيد توکلی (اميرکبير)، احسان منصوری (اميرکبير)، مهدی مشايخی (اميرکبير)، نريمان مصطفوی (اميرکبير)، علی صابری (اميرکبير)، حسين ترکاشوند (اميرکبير)، اسماعيل سلمانپور (اميرکبير)، کوروش دانشيار (اميرکبير)، ياسر ترکمان (اميرکبير)، عابد توانچه (اميرکبير)، بهاره هدايت (امور اقتصاد و دارايی)، محمد هاشمی (امور اقتصاد و دارايی)، جواد عليخانی (اهواز)، رضا عرب (مازندران)، صباح نصری (تهران)، محمد پورعبدالله (تهران)، مجتبی باستانی (تهران)، محمد صالح ايومن (تهران)، رضا نگهداری (تهران)، پيمان پيران (تهران)، نسيم روشنايى (تهران)، مريم شيخ (تهران)، اميرحسين محمدى فر (تهران)، سحر يزدانى (شيراز)، يونس ميرحسينى (شيراز)، آلما رنجبر (شيراز)، کاظم رضايی (شيراز)، محسن زرين کمر (شيراز)، عبدالجليل رضائى (شيراز)، لقمان قديری گل تپه (شيراز)، امين درستی (شيراز)، اسماعيل جليلوند (شيراز)، حمدالله نامجو (شيراز)، آرش روستايی (شيراز)، هادی الم لی (شيراز)، سعيد خلعتبری (شيراز)، عنايت تقوی (شيراز)، احمد کهنسال (شيراز)، هدايت غزالی (علامه)، مجيد اسدی (علامه)، جواد عليزاده (علامه)، سعيد فيض الله زاده (علامه)، صادق شجاعی (علامه)، مهديه گلرو (علامه)، مجيد دری (علامه)، هستی خضروی (خواجه نصير)، محمد زراعتی (مشهد)، توحيد دولتشناس (مشهد)، فرزاد حسن زاده (مشهد)، مهدی قدسی (مشهد)، اشکان آرشيان (مشهد)، سجاد رجبى (آزاد مشهد)، محمد ميزبان (آزاد مشهد)، ياسر بهادرى (ايلام)، مهران عباس زاده (تربيت معلم)، شبنم مددزاده (تربيت معلم)، سيوان فرخزادی (تربيت معلم)، امين شجاع (تربيت معلم)، امين آريا (تربيت معلم)، محمد شريفی (تربيت معلم)، فرشاد دوستی پور (همدان)، محمد صيادی (همدان)، کاوه رضائی (همدان)، امين معصومی (اراک)، علی قلی زاده (شاهرود)، عسگر اکبرزاده (اردبيل)، اردشير کريمی خياوی (اردبيل)، مهدی کيانی (اردبيل)، آيدين قره باغی (اردبيل)، حسين حسينی (رازی اردبيل)، ياسر گلی (سنندج)، حبيب الله لطيفی (سنندج)، عليرضا داوودی (اصفهان)، جمال الدين رحمانی (اصفهان)، راشد عبداللهی (اصفهان)، محمد مهدى حبيبى (اصفهان)، مجيد ماکوئى (مالک اشتر اصفهان)، امير رضا اردلان (آزاد اصفهان)، ناهيد کلهر (قم)، هود يازرلو (معصومين قم)، امير سرابی (دامغان)، مجتبی عمادپور (دامغان)، امير علی بيات مختاری (دامغان)، بهرام واحدی (زنجان)، سورنا هاشمی (زنجان)، سلمان سيما (آزاد)، ودود اسدی (رشت)، حسين رحيمی (رشت)، مقصود احدى (تبريز)، منصور امينيان (تبريز)، امير مردانى (تبريز)، رضا اسد زاده (تبريز)، سجاد رادمهر (تبريز)، فراز زهتاب (تبريز)، آيدين خواجه اى (تبريز)، داريوش حاتمى (تبريز)، منصور امينيان (تبريز)، مقصود احدی (تبريز)، احسان نجفی (تبريز)، مهدی شيخ احمدی (تبريز)، پيمان غلامی (سهند تبريز)، علی عبداله زاده (سهند تبريز)، مهرداد حسينی (رازی کرمانشاه)، ساناز الهيارى (قزوين)، رحمان رحيم پور (اروميه)، هادی حميدی شفيق (آزاد اروميه)، صمد مولاقلی (شبستر) و محسن محمدی (يزد)









برخورد با تشکل های دانشجويی همچون







پروژه غيرقانونی خواندن دفتر تحکيم وحدت، تعليق فعاليت انجمن اسلامى دانشگاه صنعتی سهند تبريز، پلمب دفتر انجمن اسلامی دانشگاه بابل، بسته شدن انجمن دانشگاه تربيت معلم تهران، تخريب بردهای اطلاع رسانی انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی سينا همدان، توزيع شب‌نامه و سي‌دی بر عليه انجمن های اسلامی دانشگاه سيستان، انحلال انجمن اسلامی دانشگاه زنجان، انتشار شبنامه بر عليه انجمن اسلامی دانشگاه مازندارن، ضرب و شتم اعضای انجمن اسلامی دانشگاه بيرجند، تعليق تشکل آرمان دانشگاه صنعتی اصفهان، تعليق فعاليت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، تشکيل انجمن جعلی و دست نشانده در دانشگاه علوم پزشکی شيراز و برخورد غيرقانونی با اعضای عضو اين انجمن.







توقيف نشريات دانشجويی همچون







نشريه تشکل اصلاح طلب دانشگاه قزوين، كيمليك, و يولداش در دانشگاه زنجان، نشريات بانو و وريا در دانشگاه شيراز، داروگ و اتوپيا در دانشگاه اميرکبير، گام نو در دانشگاه اراک، نشريات نسيم، آراز، ستارخان، گونش، سحر در تبريز، نشريه بولود در دانشگاه آزاد مهاباد، ياغيش در دانشگاه اورميه، ايرانشهر، کاکتوس، طاق بستان و چرو در دانشگاه رازی کرمانشاه، نشريه پاتوق در دانشکده خبر، شاليز در دانشگاه گيلان، پرومته در دانشگاه يزد، نشريات هوال و نيسير در دانشگاه شهيد رجايي، تريفه در دانشگاه مازندران، سايان در دانشگاه پيام نور اردبيل، فيلتر شدن خبرنامه اميرکبير، فيلتر شدن سايت انجمن اسلامی دانشگاه اراک.









۳۸۳ مورد احکام و احضاريه های انضباطی







احکام انضباطی: محروميت از تحصيل، ممنوع الورود، احضار به کميته انضباطی







دانشگاه اروميه: رحمان رحيم پور







دانشگاه آزاد: اميررضا اردلان، محمد اسماعيل صلاحي، زهره اسدپور، شهناز ميرحيدري، مهشيد پور ميرزايي، شيوا نظرآهاري، الميرا چتريان، محسن محمدي، صمد مولاقلي، پارسا كرمانيان، عليرضا حيدري، اميرحسين نوربخش، محمد ميزبان، مسعود ولی خاني، امير زندي، محمد زحمتکش، رضا مشهدي، مجيد ديجوجين، محمد رضا طلايی نژاد، محمد حسن رحيمی نژاد، مهدی آقاجاني، محمود حسيني، مهدی درب اماميه، حسنعلی مير موسوي، فريبرز بابانژاد، آرزو رحيم خاني، ايوب حيدري، حميد ايزدمنش، سن برزگر، احمد محمدنيا، احسان باقري، شهناز ميرحيدري، مهشيد پور ميرزايی و الميرا چتريان







دانشگاه اصفهان: مازيار معصومي، على اجاقي، نرگس شريفي، ارسلان صادقي، جمال رحماني، راشد عبدالهي، اصغر قنبري، عليرضا داودي، بهزاد حکيمى نيا، مژده سمايي، کاوه محمدي، زويا شکوهي، حسين سرشومي، ابراهيم کتفمي، ندا اسدي، مرتضی رضايي، آرش انواري، زهرا مظاهري، احمد صادقی و پريسا عليزاده







دانشگاه امور اقتصاد و دارايی: محمد هاشمی







دانشگاه اميرکبير: متين مشکين، علی عزيزي، عباس حکيم زاده، احمد قصابان، مجيد توکلي، احسان منصوري، نريمان مصطفوي، ناصر پويافر، علی صابري، سجاد ويس مرادي، ياسر تركمن، مقداد خليل پور، پويان محموديان، آرمان صداقتي، پدرام رفعتي، كوروش محمود كلايه، يوسف رشيدي، على اصغرسپهري، ليدا محمودي، پاشا اميرمظفري، سعيد برزگر، رضا بلباسي، عليرضا تقوي، سجاد خادم، محمد خطايي، انوشيروان زاهدي، رسول سرمدي، کبير فاضلي، روشنک فاني، ابراهيم قربانپور، پاشا کوهساري، نويد گرگين، حميد مير حسيني، محمد نصيري، مهدی يعقوبی







دانشگاه ايلام: نورالله ايدي، اديب رستم‌پور، آريو برزن مرادخانی و يدالله محمودی







دانشگاه بابل: علی تقی پور، حميدرضا جهان تيغ، محسن برزگر، حسن برزگر، عميد مشرف زاده، معين اسلامی جم، علی كيايي، احمد محمد نيا، سياوش سليمی نژاد، ايمان صديقي، نيما نحوي، محمد علمي، حسام الدين باقری







دانشگاه بوعلی سينا همدان: امين نظري، سياوش حاتم، كاوه رضائي، محمد صيادي، رضا جعفريان، سيامک کريمي، احضار ۱۵ نفر از دانشجويان دانشگاه بوعلی سينا به کميته انضباطی پس از برگزاری مراسم ۱۶ آذر







دانشگاه تبريز: سجاد رادمهر، فراز زهتابي، امين امامي، ناهيد بابازاده، نادر مهد قره باغ، پيمان عارف، صمد پاشايي، احسان نجفي، مجتبی رزمي، نعيم احمدي، وحيد دهقان، آيدين تيموری







دانشگاه تربيت معلم: محمد شريفي، فاروق معروفي، امير سالاري، سيوان فرخزاد، مصلح فتاح پور، امين آريا، عباس رشيدی و خانم صداقتی







دانشگاه تربيت معلم سبزوار: احضار ۲۰ دانشجو به دليل برگزاری جلسه اعتراضی







دانشگاه تهران: حبيب فرحزادي، عزت الله تربتي، قادر كياني، زينب پيغمبرزاده، مسعود حبيبي، مجتبی باستاني، سلمان يزدان پناه، رضا نگهداري، ميلاد عزيزي، پگاه حمزه‌اي، مارال لطيفي، رضازاده، بهروز کريمی زاده، مرتضی مساکني، توحيد عليزاده، حسام سلامت، رضايي‌نيا، رضا قاضي‌نوري، سيد حامد احمد، اميد حسيني، امجد کرد نژاد، ميلاد چگيني، محسن ذاکري، محمدوريا عبدالهي، يونس توانا راد، بهزاد گرمرودي، امير فلاح، موسی عظيمی مهر، بهمن گلچين







دانشگاه پيام نور: وريا ‏مروتي، عسگر اکبرزاده







دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی: ميلاد اسدي، ميثم فرخ روز، آريو برزن مرادخاني، يدالله محمودي، حميد توکلي، علی پرويز، عباس سمد بابايی و احضار ۱۵ دانشجو به دليل شرکت در تجمع روز دانشجو







دانشکده خبر: احسان مازندراني، محمدصادق چنارى







دانشگاه رازی کرمانشاه: سيامن غياثي، فرحناز تاجه ميري، اشکان مسيبيان، محمد محمودی و سمانه فضل علی







دانشگاه زنجان: سورنا هاشمي، بهرام واحدي، عليرضا فيروزی







دانشگاه سوره: سهيل آصفی







دانشگاه سهند تبريز: پيمان انجيدنی







دانشگاه سيستان و بلوچستان: علی نمازي، کامران جليل، علی باقري، مرتضی اشرافي، ابراهيم اسکافي، علی صالحي، شهريار حسين بر، صابر رستاد، کامران جليل، ميلاد همتی پور







دانشگاه شاهرود: اشکان مدنی







دانشگاه شيراز: امين درستي، اسماعيل جليلوند، يونس مير حسيني، آلما رنجبر، عبدالله داووديان، امين کريمي، آرش روستايي، هادی الم لي، شکوه وصيلي، زهرا فتاحی زاده، اسماعيل معدنچي، راضيه جعفري، سعيد خسرو آبادي، کاظم رضايي، حمدالله نامجو، جليل رضايي، نويد غفاري، افشين هوشنگ، محسن زرين‌کمر، اکبر حسن‌پور، سعيد خلعتبري، لقمان قديري، دلير بارخدا، روح الله قاسمي، احسان هاشمي، نسيم دالوند، ندا اسكندري، محدثه محوى شيرازي، فاطمه آقايي، اسماعيل معدنچي، كامران محمدي، همت جهانشاهي، عباس رحمتي، هادی عسگري، محسن گوهری نيا، سعيد کوشکي، رحيم سليماني، سجاد فتاحي، سعيد آشنايي، سعيد لطفي، مجتبی شيخيان، ‌رضا فولادي، محمد رضا دهقان، هاشم حسين پور، ندا ضيغمي، ناهيد افراسيابي، سحر يزداني، مجتبی بخشنده، علی شيدايي، آرمين برازش، عنايت تقوي، افشين هوشنگ، احمد کهنسال







دانشگاه شهيد بهشتی: کتايون رحيمي، نيلوفر صادقي، بهمن هيوه چي، صابر بذر افشان، اميررضا محمدي، آيلر توسلي، زهرا کريمی راد، ناهيد مبيني، احسان ملک حسيني، شهرزاد محمديان، غلامرضا مدنيان







دانشگاه شهيد رجايی: روح الله دماوندي، هادى صادقي، ياسر ريگي، کيومرث فتحي، احمد کرمى و آرمان زاهدى







دانشگاه علامه طباطبايی: سعيد فيضل الله زاده، صادق شجاعي، مجيد دري، مرتضی اصلاحچي، مهديه گلرو، امير رئيسيان، مهربان کشاورز، فرهنگ سلامي، امير يعقوب علي، شيما فرزادمنش، عليرضا موسوي، نگين فرازمند، جواد عليزاده، رشيد اسماعيلي، عسل اخوان، سليمان محمدي، عليرضا ارشادى فر، کوروش جنتی







دانشگاه علم و صنعت: حميدرضا صحرايي، سجاد حسينی فخر، کارو صديقيانی







دانشگاه علوم پزشکی شيراز: سعادت دلفاني، نادر ديندار، سيد محسن فخری بافقي، طيبه جهانگيرفام، ياسر رحماني، مسعود خيراتي، مجتبی وکيلی







دانشگاه فردوسی مشهد: اشکان ذهابيان، حميدرضا اميرخاني، مهدی خسروي، امين رياحي، فرزاد حسن زاده، تينا حسيني، فريده عبادي، سميه شادمهري، رسول ارجمند، حميد رضا اميرخاني، زهرا احمديان، حسين نجفي، نويد صادق صابری و محسن صنعتی پور







دانشگاه امام خمينی قزوين: فرشيد آذر نيوش، پيام حيدر قزويني، ياشار دارالشفا، هنگامه فتاحی و مريم ايثاری







دانشگاه کاشان: محمد صديقى







دانشگاه مازندران: رضا عرب، ضيا نبوي، محمد فکري، مهدی داوديان، ميلاد حسينی کشتان، عادل اسلامي، آرنوش ازرحيمي، سياوش صفوي، ايرج حکيم زاده و علی اصغر ياغی







دانشگاه مفيد قم: علی نيکونسبتي، محمد نبی ابراهيمی







دانشگاه لرستان: آرش خاندل







دانشگاه هرمزگان: علی شجاعي، اميرحسين فتوحی







دانشگاه يزد: رحيم حسيني، حسن خليلي، افشين اکبريان




30 فروردين 1388    10:42

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30فروردين :ايران بزرگ ترين واردکننده گندم در جهان

اعتماد: ايران در سال 2009 بزرگ ترين واردکننده گندم در جهان مى شود. روزنامه فايننشال تايمز در تازه ترين شماره خود نوشت؛بر اساس پيش بينى وزارت کشاورزى امريکا، ايران در سال زراعى جارى 5/8 ميليون تن گندم وارد مى کند. وزارت کشاورزى امريکا همچنين گزارش داد؛ ايران با واردات 5/8 ميليون تن گندم، از مصر که زمانى بزرگ ترين واردکننده گندم بود،پيشى گرفت. ايران در حالى بر سکوى بزرگ ترين واردکننده گندم مى ايستد که مردم با تکيه بر وعده خودکفايى وزير جهاد کشاورزى اميدوار به قطع واردات بودند.



عقب نشينى وزير جهاد



نکته مهم عقب نشينى وزير جهاد کشاورزى از وعده خودکفايى در توليد گندم است. محمدرضا اسکندرى در گفت وگو با اعتماد- که در شماره امروز ضميمه چاپ شده است- نه تنها از شعار خودکفايى در توليد محصولات کشاورزى عقب نشينى کرد، بلکه عامل اصلى عدم تحقق شعار خودکفايى را برنامه چهارم معرفى کرد. او گفت؛ ,من با تکيه بر برنامه چهارم برنامه کارى خود را تنظيم کردم و بر اساس آن قول دادم., او در ماه هاى پايانى فعاليت دولت نهم با متهم کردن برنامه چهارم نه تنها وعده خودکفايى گندم را محقق نکرد بلکه ايران را به بزرگ ترين واردکننده گندم تبديل کرد. با اين حال وزير جهاد کشاورزى به الطاف الهى اميدوار بوده و معتقد است؛ ,اگر خدا لطف کند در سال جارى نيازى به واردات گندم نخواهيم داشت., او همچنين ميزان توليد گندم را در شرايط مساعد آب و هوايى 5/13ميليون تن پيش بينى کرد. ,البته پيش بينى اسکندرى همانند سال گذشته که نياز داخلى کشور به واردات گندم را پنج ميليون تن اعلام کرد و حدود



5/7ميليون تن گندم وارد کشور شد، قابل اتکا نبوده و احتمال افزايش واردات پررنگ تر به نظر مى رسد.,



پيش بينى وزارت بازرگانى



پيش بينى وزارت کشاورزى امريکا با توجه به صدور مجوز واردات هفت ميليون تن گندم بعيد به نظر نمى رسد. وزارت بازرگانى در سال جارى علاوه بر مجوز واردات پنج ميليون تن گندم، مجوز واردات دو ميليون گندم مازاد را صادرکرد، به طورى که قرارداد تجارى واردات اين محصول از سوى سازمان بازرگانى استان تهران در حال اجرا بوده و برخى محموله هاى وارداتى نيز آماده ارسال به کشور است. از اين رو افزايش واردات به 5/8 ميليون تن فاصله يى با پيش بينى وزارت بازرگانى ندارد.



جشن خودکفايى گندم با واردات



ايران که روزگارى بزرگ ترين واردکننده سنتى گندم بود، در سال 1383 با دستيابى به خودکفايى در توليد گندم، جشن خودکفايى را برپا کرد و روز 26 آبان را به عنوان روز خودکفايى گندم در تقويم ثبت کرد. محمد خاتمى رئيس جمهورى وقت در آن روز بيان کرد ,ايرانيان پس از 40 سال توانستند گندم خود را خودشان توليد کنند و بايد براى حفظ آن تلاش کرد., اظهارنظرى که در عمل سخت مى نمود و بيش از چند سال دوام نياورد. مسوولان وزارت جهاد کشاورزى دولت هشتم با تدوين طرح 10ساله خودکفايي، گام هاى اوليه را در کاهش واردات گندم برداشت. اين طرح به گونه يى تنظيم شد که طى اين مدت با ارتقاى ضريب مکانيزاسيون، بهره ورى آب، عمليات به زراعى و به نژادى گندم، بهبود حاصلخيزى خاک و پيشگيرى از ضايعات، از مزرعه تا نانوايي، افزايش قيمت تضمينى متناسب با تورم و مخصوصاً بسيج امکانات و منابع انسانى اعم از مروجان، کارشناسان و...، به حدى از پايدارى در توليد گندم برسيم که اگر خشکسالى به وقوع پيوست، با کاهش توليد و خريد قابل توجهى مواجه نشويم. اما اسکندرى مجرى طرح گندم در دولت قبل و وزير جهاد کشاورزى دولت نهم که با طرح وعده خودکفايى گندم راى مثبت نمايندگان مجلس را جلب کرد به جاى اصرار بر ادامه اجراى طرح خودکفايى مصوب دولت هشتم، تداوم خودکفايى گندم به شيوه خود را دنبال و قول خودکفاى و صادرات گندم را به مردم داد. او حتى از خودکفايى در تمامى محصولا ت کشاورزى و مخصوصاً خودکفايى يک تا سه ساله در مورد جو، برنج، ذرت و دانه هاى روغنى (کاهش وابستگى به 30درصد) نيز سخن گفت. جالب اينکه در آن دوران بيان کرد؛ ,اگر تحقق اهداف عملى نشد، خودم مى روم يا مرا برکنار کنيد., با گذشت بيش از سه سال و نيم از اظهارت اسکندري، نه تنها وزير برکنار نشده بلکه وزير جهاد کشاورزى با بزرگ کردن خشکسالى و ناکارآمد خواندن اهداف خودکفايى برنامه چهارم خود را تبرئه مى کند. دکتر عيسى کلانترى وزير پيشين کشاورزى با اشاره به قول هايى که وزير جهاد کشاورزى هنگام گرفتن راى اعتماد به مجلس داد، گفت؛ ,متاسفانه کسى در اين سال ها از او سوال نکرد که چرا قول هايى که داده بود عملى نشد. به همين دليل اين تلقى ممکن است شکل بگيرد که يا نظام به اوضاع کشور بى تفاوت شده است يا بخش کشاورزى بى اهميت است.,



به اعتقاد او سيستم دولت سيستمى رها شده است و حداقل در بخش کشاورزى و غذا نه کسى مسووليت مى پذيرد و نه کسى پاسخگو است. برنامه پنجم توسعه و چشم انداز 20ساله مورد توجه مسوولان نيست و جالب اينجاست که هيچ اتفاقى هم نمى افتد. به نظر مى رسد نوعى بى تفاوتى شکل گرفته و در مواردى نيز توجيه گرى که البته دليل آن مشخص نيست. دبيرکل خانه کشاورز گزارش بهمن ماه محمدرضا اسکندرى وزير جهاد کشاورزى به مجلس را مورد توجه قرار داد و گفت؛ وزير جهاد کشاورزى در اين گزارش اعلام کرد با وجود خشکسالي، ميزان خودکفايى کشور در توليد مواد غذايى در سال 87 به 94 درصد رسيده است، اين در حالى است که در سال گذشته 61 درصد نياز غذايى کشور از محصولات وارداتى تامين شده است. با تعريفى که آقاى وزير از خودکفايى کرده است، يعنى توليد داخل به علاوه واردات، ميزان خودکفايى به



94 درصد مى رسد. او با اظهار تاسف از تبديل شدن دوباره ايران به بزرگ ترين واردکننده گندم جهان گفت؛ در دولت خاتمى به هر دليلى در گندم خودکفا شديم (البته من با نحوه خودکفايى گندم در دولت خاتمى نيز مخالف بودم چون آن خودکفايي، خودکفايى پايدارى نبود) و خاتمى با خودکفايى در اين محصول استراتژيک دولت را تحويل احمدى نژاد داد اما دولت نهم نه تنها اين خودکفايى را حفظ نکرد بلکه ايران به بزرگ ترين واردکننده گندم تبديل شد و بيش از 5/7 ميليون تن گندم وارد کشور شد. کلانترى با بيان اينکه ميزان توليد شکر، پنبه و حبوبات به پايين ترين حد در سال هاى گذشته رسيده است، ادامه داد؛ ,بعد از 40 سال واردکننده پياز شده ايم، بعد از ده ها سال براى اولين بار واردکننده حبوبات شده ايم و حدود 120 هزار تن حبوبات در سال گذشته وارد کرده ايم؛ همچنين حدود 80 هزار تن گوشت وارد کرديم و اينها همه محصولاتى هستند که يا در گذشته وارد نمى شد يا واردات شان بسيار کم بود. در گذشته واردات پياز نداشتيم، واردات پنبه نيز بسيار کم بود و در توليد گوشت به مرز خودکفايى رسيده بوديم.,


30 فروردين 1388    11:30

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
23:18 30 فروردين 1388
an yek sali ham keh ba avamfaribi migan khodkafa boodeh, az zakhirheye mowjood pas az kharidehaye sale ghabl az an soorat gereft.yek sal neshestand va mesle moorcheh az anbar khordand.az in badtar nemishavad mardomo gool zad.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



2 اردیبهشت 1388    11:35


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد