13فروردين :جايزه روزنامه نگار بينالمللی سال بريتانيا برای کبودوند: متن نامه کبودوند که در اين مراسم خوانده شد.
سازمان حقوق بشر کردستان: بنياد جوايز مطبوعاتی بريتانيا (بريتيش پرس اوارد) محمد صديق کبودوند روزنامه نگار ايرانی و ريس سازمان حقوق بشر کردستان را به عنوان روزنامه نگار بين المللی سال 2009برگزيد،جايزه اين بنياد روز سه شنبه (31مارس) در مراسم باشکوهی که در لندن برگزار شد به وی اعطا گرديد.
محمدصديق کبودوند هم اکنون با اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق تشکيل سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در زندان اوين در حال سپری کردن 10.5 سال حبس ميباشد.
هيات داوران جوايز مطبوعات بريتانيا شامل يکصد روزنامه نگار مستقل است.
چهار شنبه /1 آوريل 2009
متن نامه کبودوند که در اين مراسم خوانده شد.
با تقديم گرم ترين درودها
در ابتدا تشکر و قدردانی خود را از نهاد برتيش پرس آوارد و مجموعه دست اندرکاران برنامه های تقدير و حمايت از روزنامه نگاران و نويسندگان رنج ديده در جهان،اعلام مينمايم .همين طور از اينکه بريتش پرس آوارد مرا به عنوان روزنامه نگار محبوس و تحت آزار سال 2009 معرفی کرده است ، نهايت سپاس و قدردانی ويژه ی خود رادر اين جا ابراز می دارم .اميد است اقدامات قابل تقدير نهاد برتيش پرس آوارد توجه جدی ديگر وجدان های بيدار جهان را به سوی وضعيت و شرايط رنج آور روزنامه نگاران و نويسندگان در جوامع بسته وسرزمين استبداد زده خاور ميانه جلب نمايد .در اين گوشه از جهان روزنامه نگارانی به دليل تعهد به رسالت حرفه ايشان و به خاطر افشا و بيان واقعيت ها و روشنگری هايشان و يا ابراز و بيان عقايد و نظراتشان و يا دعوت از حکومت ها برای احترام به کرامت و حقوق انسانی انسان ها تحت تعقيب و آزار و اذيت قرار می گيرند و يا در بازداشت و حبس به سر می برند .
همانگونه که در متون و اسناد حقوق بشری نيز مورد تاکيد است افرادبشری بايددر فکر کردن،انديشيدن،سخن گفتن و نوشتن و در ابراز و اظهار عقيده ی خود آزاد باشند هر انسانی بايد اين حق را داشته باشد که در باره ی اخلاق، مذهب، فلسفه سياست، حقوق و يا هر موضوع ديگری بيانديشيد، سخن بگويد و بنويسد .نبايد کسی را به علت نظر و انديشه و باورهايش مواخذه کرد و يا زندگی فردی و اجتماعی او را به مخاطره انداخت اعلاميه جهانی حقوق بشر می گويد هر کسی حق دارد از آزادی وجدان و عقيده و آزادی بيان بهرمند شود هيچ فردی نبايد از داشتن عقايد و افکار خود بيمناک باشد و هر فردی حق دارد که در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار با تمام وسايل ممکن بيان، بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد .
اين آزادی ها و ديگر حقوق و آزادی های اساسی بشر تحت هيچ شرايطی حتی دردوره های وضعيت اضطراری نبايد محدود شود و يا به حالت تعليق در آيد هيچ دولتی نبايد اتباع خود را به ترک باور و اعتقاد خود و قبول و پذيرش عقيده و مذهب و سياست رسمی وادار سازد و يا از داشتن انديشه ها و عقايد متفاوت منع کند.
اما در سرزميينی که ما درآن زندگی می کنيم کسی نمی تواند از اين حقوق و يا هيچ يک از حقوق و آزادی های تصريع شده در اسناد حقوق بشری به طور آزادانه برخوردار شود،در اين سرزمين هيچ کس درابراز و بيان افکار و عقايد واقعيش آزاد نيست مردم مجبور اند آن طور بيانديشند و بگويند که حکومت دوست دارد، اظهار نظر افراد تنها در صورتی مجاز است که به نفع حکومت مذهبی حاکم بيان شود، مردم ناگريز هستند آن چه را بخواهند که حکومت می خواهد، هر گاه کسی بر خلاف آنچه که حاکميت ميخواهد بيانديشد و يا عقيده ای را بيان کند به جرم داشتن نظر و عقيد ای متفاوت مورد تعرض قرار می گيرد، دستگير و بازداشت می شود و به حبس و زندان محکوم می گردد وحتی ممکن است ,مرتد, شناخته شود که مجازات آن اعدام است .
در حالی که آزادی و وجدان انسانی با زمينه های اجتماعی و سياسی زندگی افراد بشری در ارتباط است و در حالی که انديشه و باور هر انسانی که در قلمرو پنهان وجود وذهن وی جای دارد، تنها با ظهور بيرونی و ابراز بيان آن موجوديت می يابد، اما حاکمان سرزمين ما ادعا می کنند مردم آزادند در داشتن عقيده ای خود، اما مشروط به آنکه آن را اظهار و ابراز نکنند. دولت حاکم سرزمين ما با توقيف و بستن روزنامه ها ونشريات و حتی مسدود کردن فضاهای مجازی که خود آمار پنج ميليون سايت اينترنتی مسدود شده را ارائه می دهند، مانع ازآزادی بيان و آزادی تفحص و تحصيل و اشاعه ی اطلاعات و افکار می شوند .
درسرزمينی که ما در آن زندگی ميکنيم افراد نه تنها در بيان انديشه و نظر و عقيده ی خود آزاد نيستند که در پوشيدن ،شنيدن و ديدن نيز آزاد نيستند،فهم و شعور و صلاحيت افراد انسانی حتی در تشخيص و تعيين سلايق و علايق شخصيشان زير سوال است ،مردم سرزمين من نميتوانند آن طور که خود می خواهند بپوشند ،بشنوند،بيبينند و بگويند.
خصوصی ترين ارتباطات و مناسبات فردی و شخصی افراد ساکن سرزمين ما زير ذره بين قرار دارد و خلوتگاه های منازل و پستوی خانه ها نيز تحت نظر دولت و حکومت است ودر اين جا هيچ جنبه ای از زندگی فردی نيز از تعرض و دست اندازی در امان نيست مردم حق هيچگونه انتقاد و اعتراضی را ندارند، هر انتقاد و اعتراضی با سرکوب مواجه است،منتقدان و معترضان با تعقيب و بازداشت و آزار و اذيت و مجازات روبرو می شوند .در اين جا هر نوع تجمع و گردهمايی حتی تجمعات چند نفره به عنوان اقدام عليه امنيت نظام و حکومت تلقی شده و مستوجب مجازات و حبس و زندان است.
در سر زمين ما،مردم در اداره امور و تعيين سرنوشت خويش ،حق دخالت آزادانه ندارند.آنان ناگزيراند هر آنچه که حکومت برای آن ها تعيين ميکند ،بپذيرند .حاکمان اين سر زمين در حالی از حقوق مردم فلسطين و لبنان و کشورهای دور دست سخن ميگويند که خود حقوق مردم داخل کشور را رعايت نمی کنند .بيش از نيمی از جمعيت اين سرزمين به عنوان مليت های حاشيه ای و اقليت های ملی نه تنها از هيچ گونه حقوقی برای حفظ هويت و موجوديت ملی و فرهنگی و زبانی بر خوردار نيستند بلکه از حقوق برابر در اداره امور کشور و حتی در منطقه ی خود بهره ی ندارند و از تبعيض و نابرابری و بی حقوقی رنج می برند.
پانزده درصد جمعيت کرد اين سر زمين در حالی هويت و موجوديتشان در آستانه نابودی قرار گرفته که بيان حقوق و مطالبات ناديده گرفته شده اين مردم که يکی ازسه ملت بزرگ تشکيل دهنده ی جمعيت اين سر زمين اند ،به عنوان جرم نابخودنی مستوجب مجازات های بسيار سنگين و سخت است.
سردمداران سرزمين ما در حالی از حقوق مسلمانان اقليت های مذهبی در کشور های ديگر داد سخن سر ميدهند که اقليت های مذهبي،گروهای و فقه های مذهبی و پيروان طريقت های خاص و نيز پيروان اهل سنت به عنوان يکی از مذاهب اسلامی بيش از يک چهارم جمعيت کشور را تشکيل ميدهند از حقوق و آزادی های مذهبی جهت حفظ آيين وآزادی پيروی از آن بی بهره اند و بلکه از انجام و بر پايی آيين ها و مراسم های خاص خود منع ميشوند و يا با سرکوب مواجه اند.
حاکمان سرزمين ما از ايجاد محدوديت برای حجاب زنان مذهبی در برخی کشورها صدای اعتراضشان بلند است و حجم وسيعی از امکانات روزنامه ها و رسانه های عمومی و راديو و تلويزيون را به اين گونه موضوعات اختصاص می دهنددر حاليکه در داخل کشور سر هر خيابان و کوچه ماموران و نيروی انتظامی و امنيتی زنان ايرانی را به جرم پوشيدن لباس مورد علاقه شان مورد ضرب و شتم قرار می دهند و يا دستگير و بازداشت می کنند، زنان ايرانی به عنوان نيمی از جمعيت اين سرزمين با تبعيض های شديدجنسي،عرفي،اجتماعی و فرهنگی مواجه اند و قوانين برگرفته از سنن مذهب حاکم تبعيض های حقوقی و قانونی مرد سالارانه عليه زنان تجويز و تحميل کرده است.
در اين سرزمين حاکمان در حالی از توسعه و پيشرفت با قدرت و شوکت حرف می زنند که بر اساس آمارهای دولتی بيش از نيمی از ساکنان اين سرزمين زير خط فقر دست و پا می زنند ميليون ها نفر از کارگر ان و مزد بگيران بر اساس آخرين آمار های موجود تنها يک پنجم مزد سطح زندگی در خط مرز فقر را دريافت می کنند و ميليون ها نفر از فقرزدگان در نقاط دور افتاده حواشی ايران در کلبه های زيست می کنند که فقر و فلاکت ار سرو روی آنها می بارد .
در حالی حکومت گران از نشاط و سر زندگی سخن می گويند که نيمی از جمعيت اين سرزمين به ويژه جوانان آلوده و خمار انواع مواد مخدر خانمان سوز شده اند در حالی از عفاف و سلامت در جامعه سخن به ميان می آيد که هزاران زن با روسپی گری و فاحشه گری امرار معاش می کنند و حتی برخی خانواده های فقر زده برای کسب لقمه نانی و ادامه ی گذران فلاکت بار خود زنان جوان را برای تن فروشی راهی شيخ نشينی های عربی در جنوب می کنند و سرانجام اينکه در حاليکه حاکميت شبانه روزی از عدالت می گويد که افراد اندکی به واسطه ی ارتباط و مناسبات پيچيده شان با کانون های قدرت و ثروت در مقابل به خاک سياه نشاندن ميليون ها انسان به ثروت های افسانه ای دست می يابند و در حالی از سلامتی دستگاه های دولتی حکومتی سخن می گويند که فساد رشوه و ارتشا به بهای سيه روزی ميليون ها ايرانی عده ای را سرمست از قدرت و ثروت کرده اند.
امروز در سرزمين ما هيچ روزنامه نگاري، هيچ منتقدويافعال حقوق بشری نسبت به آنچه که به صورت کوتاه به استحضار رسيد و در باره ی علل و عوامل شور بختی ها و نقض و لگد مالی حقوق بشر امکان هيچ گونه پی جوی و پيگيری ندارد. هرگاه در چنين شرايطی کسی از عدالت به معنای واقعي، از حقوق بشر،دموکراسی و آزادی های اساسی و حقوق و مطالبات مردم و شفافيت سخنی به ميان آورد بی شک سرو کارشان با بازداشت و حبس و زندان خواهد بود. ممکن است گفته شود اين موارد جزو وظايف و کارکردهای احزاب است اما در غياب احزاب سازمانهای سياسی مستقل چه بايد کرد ؟
در پايان يکبار ديگر مراتب تشکرو سپاس خودر ا از اقدام قابل تقدير و احترام برانگيز بريتيش پرس آورد به لحاظ حسن توجه به روزنامه نگاران و نيز از کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران به خاطر تلاش ها و هماهنگی های انجام شده با سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در رابطه با وضعيت اينجانب ابراز می دارم .
تهران زندان اوين 25 مارس 2009 محمد صديق کبودوند
13 فروردين 1388 03:46
نظر شما