2شهريور:کودک آزاری در ايران بدون راهکار عملی
منبع: مجله زيگ زاگ
http://zigzagmag.net/article/default.aspx/590
">
http://zigzagmag.net/article/default.aspx/590
گفتگو با "سعيد مدنی"، کارشناس و فعال مدنی درباره کودک آزاری.
پديده کودک آزاری و روند رو به رشد آن در ايران، فعالان جامعه مدني، کارشناسان و برخی از مسوولان را به فکر يافتن راه حل انداخت. توجه ويژه به اين موضوع از حدود يک دهه پيش آغاز شد. در اين ميان برخی از فعالان اين حوزه همانند ,سعيد مدنی, به بررسی و تحقيق در مورد کودک آزاری پرداختند. همين امر سبب مصاحبهای با سعيدمدنی شد که در پی ميخوانيد:
در ابتدا حيطههای کودک آزاری را تعريف کنيد؟
کودک آزاری در تعريف نهايی به مجموعه رفتارهايی گفته مي شود که سلامت جسمی و روانی کودک را به صورت خودآگاه يا ناخودآگاه در معرض خطر قرار ميدهد. تا مدتهای طولانی تاکيد بر رفتارهايی بود که به صورت مستقيم به کودک آسيب وارد ميکرد مانند ايراد ضرب و جرح يا سوزاندن اما به تدريج آزارها دامنه وسيع تری را در برگرفت. به تدريج کارشناسان متوجه شدند که ريشه بسياری از اختلالات روانی در بزرگسالي، در کودکی است. به طور مثال در مطالعه ای در خصوص روسپيگری مشخص شد که بخش قابل توجهی از زنان و کودکانی که افدام به خودفروشی ميکنند دخترانی بودند که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند. بنابراين ديگر دايره آزار کودکان دايره وسيعی از آزارهای جسمي، جنسي، روحي، روانی و غفلت است. به طور مثال پدر و مادری که به تامين لباس و غذای کودک توجه نميکنند نيز کودک آزاری انجام ميدهند. اگر کودک از لحاظ امکانات آموزشی و بهداشتی مورد توجه قرار نگيرد، مورد کودک آزاری واقع شده است.
چرا در ايران با اين پديده رو به رو هستيم؟
نخست بايد بگويم که کودک آزاری مختص ايران نيست. درهمه کشورها و جوامع کودک آزاری مشاهده ميشود. برای جلوگيری از سوء استفاده مصطلح بايد بگويم در عين حال که مشکلات اجتماعی از جمله کودک آزاری در همه کشورها وجود دارد اما روند آن از اهميت بسيار بالايی برخوردار است. يعنی اين که ممکن است در کشورهای پيشرفته نيز کودک آزاری مشاهده شود، اما اقدامات و توجهاتی که به اين موضوع ميشود، روند اين معضل را کند کرده است. اما آنچه اين مسئله را در ايران بسيار جدی کرده است، روند صعودی کودک آزاری در کشور است. بايد به اين نکته توجه داشت که اين مسئله بايد در اولويت بررسی مسائل اجتماعی گنجانده شود. دليل اين امر نيز اين است که از لحاظ تاثير اين پديده بر کودک آزار ديده است، به طور قطع وی در بزرگسالی نميتواند فرد موثری در جامعه باشد. بنابراين ممکن است به لحاظ طولانی بودن اثرات کودک آزاری تاثير منفی بر نيروی انسانی جامعه داشته باشد. از لحظ شيوع جمعيت مورد آزار نيز اين موضوع از اهيمت ويژهای برخوردار است.
سعيد مدنی باورهای سنتی و مسائل مذهبی را در شيوع يا کاهش اين امر چقدر موثر ميبينيد؟
در ايران مانند بسياری از کشورها آداب و سنن جاری نقش موثری در کاهش و افزايش اين پديده دارد. اما نميتوان ارزيابی قطعی دراين حوزه داشت. مطالعات نشان داده در جوامع مذهبی در مقايسه با غير مذهبی آزار کمتر است. گرايش عمومی در اديان معطوف به حمايت از کودک است. اما اين به آن معنا نيست که در ميان اين رسوم و سنتها مواردی از آزار وجود ندارد. به طور مثال در بخشی از جامعه ايران ختنه دختران مطرح است. اين خودنوعی از آزار محسوب ميشود. در همين حال تفکر سنتی در جامعه وجود دارد که کودکی که بعد از دو يا سه سالگی امکان کنترل ادرار را ندارد، ميسوزانند و يا تنبيهات سخت جسمی ميکنند. اين تفکر حاصلش فاجعه است. در پزشک قانونی مواردی زيادی از اين کودکان وجود دارد. اما بايد گفت مذهب در ايران آثار دوگانه ای دارد، از يک سو توجه به کودک، اهميت به پرورش و مهربانی با کودک و از طرفی نيز مالکيت کودک از سوی پدر و پدربزرگ پدری است. اين تلقی آثار بسيار سويی به همراه داشته است. پدر به اعتبار اين که مالک کودک است برای خودش به طور مشروع اين حق را قائل شده که هر بلايی ميتواند بر سر کودک بياورد. انگيزه پدر ممکن است در اين راستا انگيزه مثبتی باشد اما بايد به اين نکته توجه داشت که با رفتاری غير انسانی سروکار داريم که کودک آزاری محسوب ميشود. رويکرد مذهب در ايران رويکردی متضاد است که آثار مخرب و مثبت به همراه دارد.
عواملی که در شيوع کودک آزاری تاثيرگذارند، چه عواملی هستند؟
به نظر من يکی از دلايل و شواهد نشان دهنده شيوع کودک آزاری عوامل اقتصادی و اجتماعی است. درمطالعات نشان داده شده که در خانواده های معتاد احتمال وقوع آزار بالاتر است. روند رو به رشد اعتياد در ايران نيز موجب افزايش روند کودک آزاری ميشود. مشکلاتی که در اين حوزه نقش ايفا ميکنند، به شکل زنجيره ای به هم پيوند خورده اند. در مطالعات نشاده داده شده که در خانواده های پرجمعيت کودک آزاری بيشتر از خانواده های کم جمعيت است. همچنين در خانواده های طلاق يا خانواده هايی که به نوعی مشکل دارند آمار کودک آزاری بيشتر است. نکته حائز اهميت ديگر در اين پديده اقتصاد است. اين امر نياز به توجه جدی دارد. در خانواده های فقير شيوع کودک آزاری بيشتر است. در حالي که شاخص فقر و نابرابری در ايران روند نامطلوبی را طی ميکند، افزايش جمعيت خط فقر کودک آزاری را نيز افزايش ميدهد. بنابراين در حالی که فکر ميکنم بايد به عامل فرهنگی نقش دين و مذهب توجه داشت اما عوامل دامنه دار هستند و عامل فرهنگی حرکتش درايران کندتر از ديگر عوامل است.
دليل حرکت کند عوامل فرهنگی در چيست؟
منظورم تغيير عامل فرهنگی است. دين عامل تاثيرگذار است. تاثير در دوره های کوتاه مدت و ميان مدت تغيير چندانی نميکند، اما عاملی مانند اقتصاد ظرف چندماه تاثير خود را ميگذارد. اگر در نظر بگيريم که يک سوم خانواده های ايرانی مستاجر هستند و مالک نيستند، افزايش ۴۰ درصدی اجاره بها در مسکن آثار خيلی جدی خواهد داشت که يکی از مهم ترين آن ها آزار کودکان است.
در اين بخش بايد به نقش ناکارآمد سازمان های اجتماعی نيز اشاره کرد. بخشی از بودجه و منابع مالی دراختيار دستگاه ها و متوليان حوزه کودکان قرار دارد. اين گروه بايد آموزش و مديريت اقتصادی و اجتماعی را برای کاهش اين امر در دستور کار قرار دهد. دراين زمان فاجعه زمانی رخ ميدهد که خود اين مراکز از افرادی استفاده کنند که برای ارتباط با کودکان آموزش نديده اند و آن ها را مورد آزار قرار ميدهند، مانند حادثه ای که در زنجان رخ داد. موارد بسياری از اين دست وجود دارد که کمتر گزارش ميشود.
در حال حاضر براساس آمار، کودک آزاری از قشر کم درآمد به قشر متوسط وارد شده است، دليل اين امر را در چه ميبينيد؟
مسئله اصلی اين است که کودک آزاری فقط به عوامل اقتصادی خلاصه نميشود. عوامل متعددی در اين حوزه وجود دارد. مانند عوامل فردی که فرد آزار دهنده دچار اختلال روان باشد.
يعنی اين که گفته ميشود کودک آزاران بيمار روانی هستند، صحيح است؟
خير قطعاً اينطور نيست. درست است کسی که آزار ميدهد قطعاً از شخصيت انسانی اش دور شده است، اما به اين معنا نيز نميتواند باشد که هرکس که کودک را آزار ميدهد دچار اختلال روانی است. دستهای از عوامل خانوادگی است. در ميان پدران و مادرانی که تحصيلات کم دارند، زوج های جوان اين امر شايع تر است. عوامل محيطی نيز در اين حوزه نقش دارند. محل سکونت يکی از اين موارد است. به طور مثال حادثه ,پاکدشت, که به ۲۷ کودک تجاوز شده و سپس آن ها را به قتل رسانده بودند. در مناطقی که کودکان مجبور به کارند نيز آمار کودک آزاری بيشتر است.
مناطق جغرافيايی نيز در افزايش يا کاهش کودک آزاری موثرند؟
در ايران مطالعه ملی به تفکيک منطقه نداريم. اما ميتوان گفت محيط جغرافيايی از عوامل تاثيرگذار است. به طور مثال فقر در ,سيستان, بيشتر از ,تهران, است. امکان افزايش کودک آزاری نيز به تناوب بيشتر ميشود. در مناطق جنوب تهران نسبت به شمال تهران کودک آزاری بيشتر است. کودک آزاری تک عاملی نيست. ببينيد در خانواده فقير مشکل اقتصادی وجود دارد اما مثلاً ساختار خانواده حفظ شده است. اما در خانواده متوسط مشکل اقتصادی کمتر است ولی ساختار خانواده حفظ نشده است؛ پس امکان کودک آزاری درخانواده متوسط بيشتر ميشود. در يک نگاه در خانواده های پر درآمد کودک آزاری روحی روانی بيشتر است، در خانواده های کم درآمد کودک آزاری جسمی و جنسی بيشتر ديده ميشود.
به کودک آزاری جنسی اشاره کرديد، مسئلهای که به دليل سنت و باورهای دينی کمتر در خصوص آن صحبت ميشود. در اين خصوص تاکنون تحقيقی انجام شده است؟
در اين خصوص تاکنون چند تحقيق انجام شده است. کودک آزاری جنسی از موارد حاد کودک آزاری محسوب ميشود و سازمان پزشکی قانونی اين موارد را مورد بررسی قرار ميدهد. در عين حال کودکان آزار ديده جنسی نگران هستند و ترجيح ميدهند که اين آزارها را اعلام نکنند. آزار جنسی از مواردی است که بيشتر توسط آشنايان و نزديکان انجام می شود و خانواده ها هم تمايل دارند که کمتر اين موضوعات مطرح شود زيرا سرنوشت خانواده دگرگون ميشود. اين موضوع در حالتی که تبعات جدی داشته باشد و موجب بارداری و آثار سخت جسمی و روحی شود به پزشکی قانونی ارجاع و جنبه قضايی پيدا ميکند. در واقع آنچه ديده ميشود نوک کوه يخ است. براساس آمار، دختران بيش از پسران مورد کودک آزاری قرار می گيرند و زودتر از پسران نيز گزارش ميدهند.
دليل عدم گزارش پسران در چيست؟
عوامل متعددی دارد. از يک سو دختران حساسيت ويژه ای دارند و والدين نيز توجه متفاوتی دارند. از موارد نگران کننده مطالعه ای است که در ,رفسنجان, انجام شده و براساس آن درميان دوهزار دانشآموز، حدود ۶۹ درصد اعلام کردهاند مورد آزار قرار گرفتهاند اما نوع آزار در اين تحقيق مشخص نيست. در مطالعه ای که در سال ۸۰ در تهران انجام شده ۳۱ درصد دانش آموزان راهنمايی به نوعی دچار آزار جنسی شده بودند که اين رقم قابل توجهی است.
يکی ديگر از مسائل، عدم اطلاع رسانی پزشکان در اين حوزه است. چرا پزشکان با مشاهده چنين مواردی گزارش نميکنند؟
اين يک مسئله خيلی مهم است. اگر پزشکی در گوشه ای از روستاهای ايران يک مورد ,مالاريا, ببيند آن را بلافاصله به مرکز گزارش ميدهد. اما اگر ده ها مورد آزار جسمی و جنسی را ببيند الزامی به اعلام ندارد. نکته اصلی اين است که در کشور ما سيستم گزارش دهی کودک آزاری وجود ندارد، نوعی نابسامانی و ناآگاهی در اين حوزه ديده ميشود. هيچ مرجعی مسوولين را وادار نکرده که موارد کودک آزاری را اعلام کنند.
فکر ميکنيد الزامی شدن گزارش، پزشکان را راغب به اعلام مواردکودک آزاری ميکند؟
اين سئوال هميشه در برابر کسانی که حساسيت دارند، وجود دارد که آيا قانون مشکلگشا است؟ در جواب بايد بگويم قانون به تنهايی راه حل نيست. بايد مجموعه ای از مداخلات و کنترل انجام شود. الزام به گزارش دهي، به همراه افزايش آگاهی عمومی در اين حوزه و ارائه خدمات و مشاوره می تواند به سلامت روان در جامعه منتهی شود. الزامی شدن گزارش به احتمال زياد سبب ميشود که پزشکان اقداماتی را در اين حوزه انجام دهند. البته نبايد اين موضوع را از نظر دور داشت که مشکلاتی نيز بر سر راه پزشکان به وجود می آيد مانند رابطه پزشک و بيمار و احتمال کاهش اعتماد به پزشک. اما با همه اين مسائل نبايد سيستم گزارش دهی اجرا نشود.
در حال حاضر قوانين موجود نيز در برخی موارد نمی تواند کمکی به حل اين معضل کند، در مقايسه ای بين قوانين قبل و بعد از انقلاب چه تفاوت هايی ميبينيد، قوانين فعلی تا چه حد به احقاق حق کودکان کمک ميکند؟
واقعيت اين است که ارزيابی قطعی در مقايسه قوانين قبل و بعد از انقلاب نميتوانم انجام دهم. از يک سو برخی قوانين بعد از انقلاب تشديد کننده مجازات مواردی است که بزه کودک است. در عين حال نيز برخی مواردی پيدا شده که تفاوتی بين مجازات بزه ديده کودک و بزرگسال قائل نميشود. گروه دوم قوانين نيز مشوق کودک آزاری است که اين قوانين نيازمند اصلاح جدی است. در برخی از قوانين ما مانند اصل سوم در بند ۱۲ قانون اساسی آمده است: ,نظام اقتصادی بايد در جهت کاهش فقر و افزايش رفاه و برطرف کردن محروميت تغذيه، کار و بهداشت باشد., اين بدان معنا است که بسياری از زمينه های وقوع کودک آزاری کاهش مييابد. در برخی قوانين نيز مشوق کننده کودک آزاری است مانند آنچه در قانون مدنی ميبينيم، ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی عقد نکاح که براساس عقد نکاح قبل از ۱۳ سالگی دختر و ۱۵ سالگی پسر منوط به اذن ولی است. از ديگر موارد مسووليت های کيفری است. قبل از انقلاب سياست قضايی چند مرحله ای بود به اين معنا که تا يک سنی هيچگونه مسووليت کيفری متوجه افراد نبود، از ۱۴ سال به بعد افراد مسووليت داشتند اما نه به اندازه مسووليت بزرگسالان. از ۱۸ سال به بعد نيز وضعيت واحدی شامل همگان ميشد. مانند قوانين بسياری از کشورهای پيشرفته. اما بعد از انقلاب اين قانون دو مرحله ای شد. دختر ۹ ساله و پسر قبل از ۱۴ سال يک مسووليت داشت و اگر فرد ۱۴ سال و يک روز ميشد، مسووليتش همانند يک فرد ۲۰ ساله است. اين قوانين است که بايد اصلاح شود.
2 شهريور 1387 14:30
نظر شما