www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:16مرداد//

16مرداد.توافق 6 قدرت بزرگ برای افزايش فشارها به ايران

16مرداد :جنايت هيروشيما؛صبح امروز حدود ۴۵ هزار نفردر هيروشيما گردآمدند تا ياد قربانيان بمباران اين شهر را گرامی بدارند

16مرداد :سرباز آمريکايی :امکانات بهداشت و درمان در "کمپ بوکا"، بزرگترين بازداشتگاه آمريکا در عراق، نامناسب است.

16مرداد :رايزنی تلفنی گروه 1+5 درباره پرونده هسته ای ايران آغاز شد

16مرداد :نه به همه مظاهر نوبنيادگرايى!؛ بيانيه تحليلی گروه ميدان زنان به مناسبت دومين سالگرد

16مرداد :سفر معاون ارشد محمد البرادعی به تهران

16مرداد :بهشتى که در آتش نفت مى سوزد

16مرداد :كنسرت گيتار "ليلى افشار"در کرمان لغو شد

16مرداد :مديرعامل سازمان مديريت بحران شهر تهران :سيستم بيمارستان ها با زلزله 3 ريشترى از کار مى افتد

16مرداد.خودداری از پاسخ تا وقتی در باره بسته پيشنهادی 1+5 شفاف سازی صورت گيرد,

16مرداد :رواندا دولت فرانسه را به ايفای نقشی فعال در نسل کشی 1994 که طی آن حدود 800 هزار نفر به قتل رسيدند متهم کرد

16مرداد :پايگاه نظامی آمريکا در 40 کيلومتری مرز ايران

16مرداد :اعتراض برنده نوبل ادبيات به ترجمه بدون‌اجازه آثارش در ايران



16مرداد.توافق 6 قدرت بزرگ برای افزايش فشارها به ايران

بی بی سی

پنج عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد به همراه آلمان که برای تشويق ايران به پذيرش خواست جامعه جهانی برای تعليق غنی سازی اورانيوم در تلاش هستند، برای اعمال دور تازه ای از فشارها به ايران توافق کرده اند.

ايالات متحده آمريکا، بريتانيا، فرانسه، چين، روسيه و آلمان اعضای گروه موسوم به ۱+۵ اين تصميم را در پی گفت و گوی تلفنی مديران کل وزارت خارجه و پس از خودداری تهران از دادن پاسخ روشن به بسته پشنهادی ۱+۵ گرفتند.



روسيه می گويد که هنوز امکان گفت و گو با ايران فراهم است و وزيران خارجه ۱+۵ سپتامبر با يکديگر ديدار خواهند کرد اما دانا پرينو، از سخنگويان وزارت خارجه آمريکا پيش از گفت گوی تلفنی اعضای ۱+۵ گفته است که در قبال سياست فعلی تهران راهی جز توسل به اقداماتی تنبيهی بيشتر وجود ندارد.



دانا پرينو، جورج بوش رئيس جمهور آمريکا را در تور آسيايی اش همراهی می کند.





در پی ديدار دو هفته پيش سعيد جليلی مسئول پرونده اتمی ايران با خاوير سولانا مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا که با حضور نمايندگان ۱+۵ از جمله آمريکا، در ژنو سوئيس برگزار شد، دو طرف توافق کردند تا در "روزهای آينده" به گفت و گو های خود ادامه دهند.



چند روز پس از اين ملاقات، از ايران خواسته شد تا ظرف مدت ۱۵ روز به بسته پيشنهادی ۱+۵ پاسخ آری يا خير داده شود. تماس های دو طرف روز دوشنبه هفته جاری با گفت و گوی تلفنی آقايان جليلی و سولانا ادامه يافت و ايران روز سه شنبه نامه ای يک صفحه ای را از طريق تنمايندگی خود در بروکسل به خاوير سولانا تقديم کرد.



بر اساس گزارش خبرگزاری ها که به نسخه ای از اين نامه دسترسی يافته اند، نامه ايران حاوی موضوع تازه و پاسخ مشخصی نيست.



تهران در اين نامه گفته که حاضر است در اولين فرصت " پاسخی روشن" به پيشنهاد ۱+۵ ارايه دهد درحالی که به طور همزمان منتظر "پاسخ روشن" ۱+۵ به سوالات و ابهامات جمهوری اسلامی است.



در اين نامه به جزئيات ابهامات و سئوالات ايران اشاره ای نشده و تنها گفته شده که مرحله دوم مذاکرات در صورت تمايل ۱+۵ می تواند در اسرع وقت آغاز شود.



روز گذشته همزمان با ارسال نامه ايران به دفتر آقای سولانا "يک مقام آگاه" در شورای عالی امنيت ملی ايران به خبرگزاری های داخلی اين کشور گفته بود که اين نامه حاوی پاسخ ايران به بسته پيشنهادی نيست و تنها متن مذاکرات تلفنی روز دوشنبه سعيد جليلی و خاوير سولانا است.



ايالات متحده پيش از تحويل اين نامه به آقای سولانا اعلام کرده بود که نامه ايران پاسخ نهايی به بسته پيشنهادی است اما اينک با انتشار نامه يک صفحه ای ايران مشخص شده که اين نامه نه متن مذاکرات تلفنی سعيد جليلی و خاوير سولانا بوده و نه نشانی از تمايل ايران به پذيرش يا رد بسته پيشنهادی دارد.



در حالی که گفت و گو بر سر برنامه اتمی ايران در گوشه و کنار جهان ادامه دارد، اولی هاينونن معاون دبير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی برای گفت و با مقام های جمهوری اسلامی عازم تهران شده است.



اولی هاينونن، معاون امور پادمان آژانس بين‌المللی انرژی اتمی است که در سال جاری خورشيدی دو بار ديگر نيز به تهران سفر کرده بود.



سفر مقام های آژانس به ايران معمولا پيش از برگزاری جلسه شورای حکام اين سازمان که به طور فصلی در مقر آژانس در وين پايتخت اتريش برگزار می شود، شدت می گيرد.



آژانس بين المللی انرژی اتمی در جلسه زمستان سال ۱۳۸۶ خود پرونده اتمی ايران را به شورای امنيت سازمان ملل متحد ارجاع داد.



شورای امنيت تا کنون سه قطعنامه تحريمی عليه ايران وضع کرده است که از ضرب الاجل آخرين قطعنامه برای توقف غنی سازی اورانيوم، بيش از سه ماه می گذرد






16 مرداد 1387    23:40

نظر شما
نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
01:51 16 مرداد 1387
قدرت بزرگ های راه عراق بر آخوندها باز می کند



اما اگر احمدی نژاد از پس روحانیت و باند رسمنجانی*هاشمی* بر آید می تواند راه لیبی را در مورد مساله هستی حل کند.



مردم ما در ایران از خارجه بخر یکسری شاه ها که یکی هم حاضر نیست وزیر بشود کمکی نمی توانند بگیرند. در طرف در تهران می خواهند چند مخالف باقی مانده را کشیک مات کنند



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :جنايت هيروشيما؛صبح امروز حدود ۴۵ هزار نفردر هيروشيما گردآمدند تا ياد قربانيان بمباران اين شهر را گرامی بدارند

صدای آلمان:صبح روز چهارشنبه، ۶ اوت (۱۶ مرداد) حدود ۴۵ هزار نفردر هيروشيما گردآمدند تا ياد قربانيان بمباران اين شهر را گرامی بدارند. در مراسمی که حدود ۴۵ دقيقه طول کشيد، اسامی قربانيانی تازه به فهرستی افزوده شد، که در اين ميان دربرگيرنده نام ۲۵۸ هزار و ۳۱۰ نفر است. مراسم با يک دقيقه سکوت شرکت‌کنندگان آغاز شد. شهردار هيروشيما خبر از پژوهشی داد که در مورد پيامدهای روحی بمباران هيروشيما صورت گرفته است.





مراسم يادبود قربانيان بمباران ۶۳ سال پيش هيروشيما، حدود ۴۵ دقيقه طول کشيد، مراسم غمناکی که هر سال برگزار مي‌شود. هر سال در روز ششم اوت، سر ساعت ۸ و ۱۵ دقيقه، درست در همان ساعتی که بمب‌افکن آمريکايی Enola Gay محموله مرگباری را که بر آن نام Little Boy (پسر کوچک) نهاده بودند، بر هيروشيما فرو افکند، ناقوس صلح هيروشيما به صدا درمي‌آيد و يک دقيقه سکوت برقرار مي‌شود.



فهرست قربانيان



امسال، مثل هميشه نخست وزير ژاپن و گروهی از سياستمداران عالي‌رتبه در مراسم حضور داشتند. آن‌ها با سخنراني‌های کوتاه‌شان ابراز اميدواری کردند که چنين فاجعه‌ای ديگر هيچگاه تکرار نشود. اما آگاهی نسبت به نيروی ويرانگر بمب اتم رو به کاهش است و خاطره آن در حال زوال. هر سال شماری ديگر از جان‌بدربردگان از آن فاجعه مي‌ميرند؛ بخشی از آنان بر اثر پيامدهای پسين اشعه راديواکتيو. سپس نام آنان به فهرستی اضافه مي‌شود که بر روی سنگ يادبودی در هيروشيما حک شده است، فهرستی که هم اکنون نام ۲۵۸ هزار و ۳۱۰



قربانی را بر آن مي‌توان بازيافت.



يکی از جان‌بدربردگان زمانی خاطره خود را از بمباران چنين تعريف کرده است: ,برقی را ديدم به رنگ سفيد و آبی که درون معبدی را که در آن بودم کاملا روشن کرد. اما بعد هيچ صدايی شنيده نمي‌شد. از خودم پرسيدم که شايد در جايی دور انفجاری رخ داده است. چند ثانيه گذشت و صدای انفجار را شنيدم. بعد، آن ابر دود عظيم و باورنکردنی را ديدم که از زمين به طرف آسمان بلند شده بود. چندرنگه بود: سفيد، سياه، صورتی. بزرگتر و بزرگتر شد، همانی که بعدها اسمش را قارچ اتمی گذاشتند.,



اين مرد که در آن هنگام ۴۳ سال داشت، از بمباران جان سالم به در برد، بي‌آنکه آسيب چندانی ببيند. اما اشعه راديواکتيو بر او نيز تاثير گذاشت. او ۴۰ سال بعد بر اثر بيماری سرطان درگذشت.



هيباکوشاها



در ژاپن جان‌بدربردگان از بمباران هيروشيما را هيباکوشا مي‌نامند. آنان را تا مدت‌های مديد به حاشيه جامعه رانده بودند. خيال مي‌کردند که جراحات آنان مسری است و نيز نمي‌خواستند به ياد واقعه دهشتناکی بيافتند که تمامی يک شهر را نابود کرده بود. هر بار که کسی از درد خود شکايت مي‌کرد و خسارت مي‌خواست، بايد دادگاهی تشکيل مي‌شد تا به شکايتش رسيدگی کند. به‌تازگی دولت ژاپن سياست خود را تغيير داده و به قربانيان بمباران کمک مي‌کند، برای نمونه به آنان حق برخورداری از درمان رايگان را مي‌دهد. اما به زحمت بتوان درد روحی آنان را تسکين داد. بسياری از آنان از اين فکر رنج مي‌برند که چرا زنده مانده‌اند و به جای آنان دوستان يا اعضای خانواده‌شان از بين رفته‌اند.



پي‌آمدهای روحی بمباران



از سال ۱۹۹۹ تا کنون تاداتوشی آکيبا، شهردار هيروشيماست. او همواره در سخنراني‌هايش خواستار از ميان بردن سلاح‌های اتمی شده و از دولت ژاپن انتقاد کرده که به مسئله پرداخت خسارت به قربانيان بمباران هيروشيما، هيباکوشا، بي‌توجه است. شهردار هيروشيما در سخنرانی امسال خود بر رنج و درد جان‌بدربردگان تاکيد کرد و خبر از پژوهشی داد که به مدت دو سال و به طور فشرده انجام گرفته و در آن پيامدهای درازمدت روحی بمباران هيروشيما بررسی شده است. آکيبا گفت: ,ششم اوتی ديگر و ترس‌های ۶۳ سال پيش بی کم و کاست در برابر چشم جان هيباکوشاها پديدار مي‌شود، با آنکه ميانگين سن آنان از ۷۵ سال گذشته است. فريادهای خواهش مي‌کنم، آب به من بده يا کمکم کنيد در گوش آنان تکرار مي‌شود. پژوهشی که صورت گرفته بايد حقيقتی را به ما بياموزد که از دل رنج زاده شده است، آن هم اين حقيقت را که کار ديگری نمي‌توانيم با سلاح‌های اتمي‌بکنيم، مگر آنها را از بين ببريم.,




16 مرداد 1387    21:06

نظر شما
نام:   کیانوش" لاهیجی"kianoush
ای-ميل:  
22:06 16 مرداد 1387
در شهر ما هم در پشت دفتر مرکزی دانشگاه در Vasalund Parken



در زیر نم نم باران تعدادی جمع شده بودنند از جمله Gunnar westberg که پسر نوزده ساله اش در بازدید اولین رئیس جمهوری در حاکم امریکا از کشورش بازدید رسمی داشته است درخردادماه ۲۰۰۱



وی مقاله ای امروز در روزنامه داگنز نی هتر دارد



DN .se



که بیشتر در Gp. داشته است من نظرایاتم رانوشتیم



امروز خبر دارد که تا ۱۲ سال دیگر تمامی سلاح های اتمی برچیده خواهندشد و قبلا امریکا/ روسیه توافق کرده بودنند که قبل از سال دوهزار اینکار را بکنند!



جالب اینکه بیانیه ای تهیه شده است که خطاب به وزیر امور خارجه سئوید است و شرکت کننده گان تائید کردن. زنان سئویدی برای صلح آزادی IKFF شرکت داشته اند و نیز حزب چپ و نماینده ای از شورای شهر و گروه موزیک که از سال ۸۲ هرساله شرکت بخر سال ۱۹۹۵بهمراه دو کشیش در جمع بودنند. از انیستوی فیلم سئوید و مادری ایرانی حضور بهم رسانید. استادی فعال از ترکیه نیز در شروع بوده در جمع شرکت زنان همیشه جایگاه بیشتری دارند



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :سرباز آمريکايی :امکانات بهداشت و درمان در "کمپ بوکا"، بزرگترين بازداشتگاه آمريکا در عراق، نامناسب است.

بی بی سی: يک سرباز آمريکايی به بخش خبری بی بی سی گفته است که امکانات بهداشت و درمان در "کمپ بوکا"، بزرگترين بازداشتگاه آمريکا در عراق، نامناسب است.

اين سرباز که پس از يک سال کار در درمانگاه کمپ بوکا اخيرا به آمريکا بازگشته تلفنی از خانه اش در آمريکا با بی بی سی گفتگو کرده است.



او ادعا کرده که در حال حاضر مسئولان اين بازداشتگاه، که در نزديکی بصره قرار دارد، از افراد غيرماهر برای رسيدگی به نيازهای درمانی زندانيان استفاده می کنند و سيستم بايگانی اين درمانگاه نيز نامناسب است.



اين نظامی آمريکايي، که به خاطر امنيت شغلی اش نمی خواهد هويتش افشا شود، گفت که مسئولان کمپ بوکا معمولا کمبود امکانات درمانی زندانيان را ناديده می گيرند.



در ماه ژوئن امسال يک گروه جديد مسئول بخش درمانگاه کمپ بوکا شد و رئيس کنونی اين گروه همه اين ادعاها را رد کرده است.



اين سرباز آمريکايی می گويد که برای خدمت در درمانگاه کمپ بوکا فقط چهار ماه دوره پزشکی ديده است: "اکثر بيماران اين بازداشتگاه به کسانی مانند من ارجاع داده می شوند. وظيفه ما اين بود که از وضعيت بيمار را يادداشت کنيم و تصميم بگيريم که کدام يک از آنها بايد مورد معاينه پزشک قرار بگيرد. اما من دانش تشخيص خيلی از علائم بيماری را نداشتم."



در حال حاضر آمريکا 21 هزار نفر را در سراسر عراق و 18 هزار نفر را در کمپ بوکا تحت بازداشت دارد. اما شمار زندانيان رو به کاهش بوده است چون آمريکا اخيرا زندانيانی را که کم خطر تلقی می شوند را آزاد می کند.



اين سرباز آمريکايی همچنين بر اين باور است که کمبود امکانات در کمپ بوکا، برای مثال خراب بودن دستگاه های تهويه هوا و سرويس های گرمازا و خنک کننده، بر سلامت زندانيان تاثير نامطلوب گذاشته است.



دمای هوا در جنوب عراق در فصل تابستان به 50 تا 55 سانتيگراد و در فصل سرما به چند درجه زير صفر می رسد.



مسئولان کمپ بوکا اصرار داشته اند که نشان دهند با بازرسی و تحقيق از شرايط زندان مشکلی ندارند و به همين دليل از رسانه های بين المللی دعوت کرده اند که از اين بازداشتگاه ديدن کنند.



از سال 2003 به اين سو گروه های متعدد از سوی کميته بين المللی صليب سرخ از کمپ بوکا ديدن کرده اند.



يافته های آنها همچنان محرمانه باقی مانده است اما هشام حسن، سخنگوی هيئت صليب سرخ جهاني، گفت که مشکلاتی که اين سرباز با بی بی سی مطرح کرده است در بازبينی بعدی اين سازمان بررسی خواهد شد.



سرهنگ جان مک گرات، فرمانده مسئول درمانگاه های کمپ بوکا و کمپ کراپر، در گفتگو با بی بی سی بر مهارت همکارانش تاکيد کرد.



او گفت: "ما مسئول هستيم مراقبت های پزشکی را که در اختيار 8 هزار نظامی آمريکايی فعال در اين کمپ ها قرار می دهيم در اختيار 20 هزار زندانی نيز قرار دهيم."



سرهنگ مک گرات در ارتباط با عدم تبهر نظاميان اين درمانگاه ها در ارائه مراقب های پزشکی گفت: "مهارت ها در کادر پزشکی ما متفاوت است. همه آنها برای انجام مراقبت های پزشکی اورژانس دوره ديده اند و اين جا مکانی برای گذراندن دوره آموزشی است. اعضای کادر پزشکی ما خيلی خوشحالند که هر روز تحت آموزش پزشکان زبده قرار دارند."



او همچنين گفت که سيستم بايگانی درمانگاه ها الکترونيکی شده است و 95 درصد زندانيان در بدو مراجعه به درمانگاه ها پرونده پزشکی خود را همراه دارند.



سعد سلطان، رئيس امور انسانی وزارت حقوق بشر عراق به بی بی سی گفت که هر هفته هيئتی از کمپ بوکا ديدن می کند.



او گفت: "صادقانه بگويم من از وضعيت زندانيان در اين کمپ راضی هستم چون امکانات زندانيان اين کمپ از زندانيانی که در زندان های عراقی حبس هستند، خيلی بهتر است. مراقبت های پزشکی در بوکا نيز خيلی مناسب است."




16 مرداد 1387    18:00

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :رايزنی تلفنی گروه 1+5 درباره پرونده هسته ای ايران آغاز شد

مهر: کنفرانس تلفنی نمايندگان کشورهای عضو گروه 1+5 درباره پرونده هسته ای ايران برای بررسی نامه روز گذشته تهران، لحظاتی پيش آغاز گرديد.

شبکه خبری فرانس -24 لحظاتی پيش خبر داد که کنفرانس تلفنی نمايندگان کشورهای عضو گروه 1+5 شامل آمريکا، روسيه، فرانسه، انگلستان و چين به علاوه آلمان راس ساعت 15 و 45 دقيقه به وقت تهران آغاز شد.



"دانا پرينو" سخنگوی کاخ سفيد ساعتی پيش با بهانه قرار دادن اين مطلب که ايران در زمان تعيين شده پاسخ مناسبی را به بسته پيشنهادی غرب نداده، مدعی شد آمريکا و هم پيمانانش اقدامات تنبيهی خود عليه تهران را افزايش خواهند داد.



ايران روز گذشته پاسخ کتبی خود را به خاوير سولانا مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا تسليم کرد که امروز قرار است درباره آن بحث و گفتگو شود.






16 مرداد 1387    17:53

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

16مرداد :نه به همه مظاهر نوبنيادگرايى!؛ بيانيه تحليلی گروه ميدان زنان به مناسبت دومين سالگرد

سرآغاز



دو سال پيش، پس از چند هفته تلاش سخت براى نجات جان اشرف کلهري، زنى که قرار بود 5 مرداد 85 در زندان اوين سنگسار شود، سايت ميدان زنان به عنوان بازتاب‌دهنده فعاليت‌هاى گروهى که در آن زمان نامى نداشت، آغاز به کار کرد. در آن زمان برخى از ما با همکارى شبکه وکلاى داوطلب(1) و گروهى از فعالان جنبش فرامليتى زنان حرکتى را آغاز کرديم که نام کمپين "قانون بي‌سنگسار" به خود گرفت. برخى ديگر از ما بيش از يک سال بود براى ورود آزادانه زنان به ورزشگاه‌ها به عنوان تماشاگر، تلاش مي‌کرديم و گروهى ديگر، به خصوص در شهرستان‌هاى کرمانشاه و مشهد، پيگير مطالبه حق تابعيت مادرى براى فرزندان زنانى بودند که با مردان افغان يا عراقى ازدواج کرده بودند. سايت ميدان زنان، عرصه‌اى براى همه اين گروه‌ها شد تا در آن بتوانند صداى خود را منعکس کنند. اين پايگاه اينترنتى از دى ماه 85 تاکنون، ميزبانى اخبار و گزارش‌هاى مربوط به طرح منشور زنان را نيز برعهده داشته است.



عليرغم گوناگونى گروه‌ها و فعالان درگير در کمپين‌ها و موضوعات مختلف مطرح شده از طريق سايت ميدان از همان آغاز کار، آن‌گونه که در بخش "درباره ما"(2) نيز آمده است، دغدغه همه ما چالش با نظام‌ها و ساختارهاى مردسالار، غيردموکراتيک و زن‌ستيز بوده است. دغدغه‌اى که همان‌گونه که در ادامه خواهد آمد، هم‌اکنون، پس از دو سال، روشن‌تر و شفاف‌تر شده است.



ميدان زنان، در اين دو سال راهى دراز پيموده است. ساختار آن از چند کمپين و حرکت اعتراضى حول محور يک وب‌سايت، به شبکه‌اى سيال، متشکل از افراد و گروه‌هايى با تخصص‌ها و دستورکارهاى متفاوت تغيير شکل داده است. در عين حال، حدود يک سال پس از آغاز کار، گروه به اين نتيجه رسيد که با وجود دستيابى به موفقيت‌هاى ملموسى چون نجات جان چهار زن و يک مرد محکوم به سنگسار به طور قطعى و توقف سنگسار سه زن ديگر، تابو شکنى طرح موضوع سنگسار در رسانه‌هاى عمومى و تغييراتى هر چند جزيى در مورد مجازات سنگسار در لايحه مجازات اسلامي، همچنين زنده نگه داشتن طرح خواست ورود زنان به ورزشگاه‌ها بر مبناى اعتراض به جداسازى جنسيتى در فضاهاى عمومى در قالب ابتکاراتى چون پخش تراکت در ميدان‌هاى بزرگ تهران در آستانه بازي‌هاى ملي، برگزارى برنامه‌هاى پخش فيلم، پيگيرى مسأله از طريق نهادهاى منطقه‌اى و بين‌المللى مرتبط مانند کنفدراسيون فوتبال آسيا و فدراسيون جهانى فوتبال و جز آن،(3) شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادى و فرهنگى که سرنوشت زنان را در ايران تعيين مي‌کنند به گونه‌اى است که نمى توان تنها با پيگيرى دو يا چند دستور کار مشخص، از کنار ساير مسائلى که روزبه‌روز هم بر تعداد و اهميت‌شان افزوده مي‌شد به سادگى گذشت. مطرح شدن لايحه حمايت خانواده که از ديدگاه گروه ميدان زنان، لايحه حمايت از خانواده مردسالار بود، اجراى طرح ارتقاء امنيت اجتماعى که به معنى ناامنى هر روزه براى زنان در خيابان و تمامى فضاهاى عمومى بود، اعمال غيرقانونى سهميه‌بندى جنسيتى عليه زنان در ورود به دانشگاه‌ها و طرح لايحه جديد مجازات اسلامى از جمله موضوعاتى بود که ميدان زنان به عنوان يک گروه فمينيستى فعال نمي‌توانست بي‌تفاوت از کنار آن‌ها بگذرد. ضمن اين‌که به طور مداوم، کنشگرانى به گروه افزوده مي‌شدند و دغدغه‌ها و حساسيت‌هاى تازه‌اى را با خود به گروه مي‌آوردند. به اين دلايل، گروه ميدان زنان تصميم گرفت نسبت به طيف گسترده‌ترى از مسائل روز واکنش نشان دهد و نه تنها با ايجاد بخش‌هاى ويژه مربوط به اعتراض به لايحه حمايت خانواده، طرح ارتقاء امنيت اجتماعي، سهميه‌بندى جنسيتى و لايحه مجازات اسلامي، اخبار و ديدگاه‌هاى فمينيسيتى- اعتراضى مربوط به اين مسائل را بازتاب دهد، بلکه در عرصه عمل نيز فعالانه وارد شود. از اين رو در موضوع لايحه حمايت خانواده، شبکه ميدان زنان در تهران، کرج، اصفهان، يزد، سمنان، اهواز، رشت، همدان، و... بيش از دو هزار کارت پستال "نه! به لايحه حمايت خانواده" را براى نمايندگان مجلس فرستاد که عاملى مؤثر براى متوقف ماندن روند تصويب اين لايحه در مجلس هفتم بود. فعالان شاخه دانشجويى ميدان زنان در کارزار دانشجويى اعتراض به سهميه‌بندى جنسيتى درآموزش عالي، در کنار پخش بروشور در دانشگاه‌هاى مختلف کشور براى آگاهي‌رسانى نسبت به سهميه‌بندى جنسيتي، تجمع دانشجويى دانشگاه علم و صنعت را در آستانه روز جهانى زن 1386 پيشنهاد دادند و در برگزارى آن مشارکت کردند. آن‌ها همچنين از طريق "شبکه وکلاى داوطلب"، پرونده اعتراض دانشجويان دختر را نسبت به نقض حقوقشان در اثر اعمال سهميه‌بندى جنسيتى در ديوان عدالت ادارى پيگيرى مي‌کنند. در حال حاضر نيز بروشورهاى "همه‌پرسى درباره لايحه مجازات اسلامى" در حال پخش شدن ميان مردم است.



در آستانه دومين سالگرد، گروه ميدان زنان پس از چندين ساعت بحث و گفت‌وگوى درونى به اين نتيجه رسيد که تحليل خود را از وضعيت زنان در ايران امروز، مسائل جنبش زنان و گفتارى که از دل اين تحليل بيرون آمده و حرکت خود را براساس آن پيش مي‌برد منتشر سازد تا هم به منزله اعلام مواضع باشد و هم ابزارى براى گفت‌وگو با ساير گروه‌هاى فعال در جنبش زنان و ديگر جنبش‌هاى اجتماعى. به همين دليل صميمانه از تمامى کسانى که متن اين بيانيه را مي‌خوانند، دعوت مي‌کنيم براى تقويت و توسعه اين گفتار و استراتژي‌هاى حول آن، نظرات خود را با ما در ميان بگذارند.



مسائل زنان در ايران امروز





پيش از پاسخ دادن به اين پرسش که "مهم‌ترين مسائل زنان در ايران امروز چيست"، بايد به اين پرسش پاسخ گوييم که منظور ما از "زنان" چيست. آيا مراد ما زنان طبقه متوسط شهرى است يا زنان طبقه فرودست؟ آيا منظورمان زن شيعه فارس متعلق به اکثريت جامعه ايران است يا زن سنى بلوچ که از زواياى گوناگون در اقليت واقع شده است و صدايى ندارد؟ آيا مراد ما از زن، زن خانه‌دار است يا شاغل و جز اينها. سئوال محتوم بعدى اين است که چه کسي، با چه پيشينه اجتماعي، سياسي، متعلق به کدام طبقه، با چه ميزان از تحصيلات، زن يا مرد، با چه ديدگاه و ايدئولوژى و... "مهم‌ترين مسائل" را تعريف مي‌کند؟



گروه ميدان زنان با آگاهى از اين که هيچ‌گونه مسأله‌يابى نمي‌تواند بدون پاسخ‌گويى جامع به دو پرسش بالا مورد ارزيابى قرار گيرد؛ بنابراين:



- با توجه به امکانات و دانش محدودى که همه فعالان جنبش زنان در دستيابى به پاسخى که جامع و دربرگيرنده همه مسائل همه زنان ايران با همه تنوعشان باشد دارند؛



- با آگاهى از اين‌که "ما که هستيم" قطعاً در پاسخ هر يک از ما به پرسش مورد بحث تأثير خواهد گذاشت؛



- با دانستن همه محدوديت‌ها و بدون اين ادعا که آنچه ما "مسائل زنان" مىدانيم، لزوماً همه مسائل همه زنان را در بر خواهد گرفت؛ سعى کرده است در حد وُسع خود به اين پرسش پاسخ دهد.



از نظر ما مهمترين مسائل فعلى زنان، بدون هيچ‌گونه اولويت‌بندي، شامل دو دسته کلى مسائل ناشى از سياست‌هاى رسمى و مسائل ناشى از عرف و سنت مى شوند. هرچند دست زدن به اين طبقه‌بندى مستلزم مسامحه فراوان است؛ زيرا مسائل زيادى وجود دارند که هم جنبه عرفى و هم جنبه حکومتى دارند و نيز نيک مي‌دانيم که عرف و سياست‌هاى رسمى در زمينه مسائل زنان، تقويت‌کننده و بازتوليد‌کننده يکديگرند و رابطه‌اى دو سويه با هم دارند.



الف- مسائل ناشى از سياست‌هاى رسمى:



منظور از مسائل ناشى از سياست‌هاى رسمي، کليه مسائلى است که از طريق قانون، سياست‌ها و رويه‌هاى حکومتى بر زندگى زنان اِعمال مي‌شود و مهم‌ترين آن‌ها به شرح زير است:



1. سياست‌هاى دولتى خانه‌نشين کردن زنان شامل کم کردن ساعات کار زنان، نيمه‌وقت کردن اشتغال زنان، محدوديت استخدام زنان در بخش دولتي، افزايش مرخصى زايمان، خصوصى کردن مهدهاى کودک، سهميه‌بندى جنسيتى دانشگاه‌ها، زنانه-مردانه کردن نظام آموزشى از ابتدايى تا تحصيلات عالى که تغيير کتاب‌هاى درسى در جهت رشد کليشه‌هاى جنسيتى را هم در بر مي‌گيرد، اعمال جداسازى جنسيتى در فضاهاى عمومى که زنان را از دسترسى به بسيارى از مکان‌هاى عمومى محروم مي‌سازد و ساير فضاهاى عمومى مختلط يا مردانه را براى آنها ناامن مي‌کند، جلوگيرى از آگاهي‌سازى جنسيتى و ترويج و تقويت کليشه‌هاى جنسيتى از طريق رسانه‌هاى عمومى و سازمان‌هاى دولتى و...



2. نظام حقوقى حاکم بر زندگى زنان: اين نظام در حوزه حقوق خانواده، قوانين حاکم بر يک خانواده مردسالار را که در آن مرد رئيس خانواده است و در مقابلِ وظيفه اداره مالى خانواده، حق تصميم‌گيرى مطلق و غيرقابل تفويض درباره کليه امور مربوط به خانواده و زن و فرزندان را دارد، اِعمال مى کند. اين حق شامل تصميم‌گيرى براى محل زندگى (اقامتگاه) زن، اشتغال زن در بيرون از خانه، ميزان و شکل روابط جنسي، تعداد فرزندان و زمان باروري، ولايت بر فرزندان، حق خاتمه زندگى مشترک (در قالب طلاق) و حضانت فرزندان بعد از 7 سالگى مى شود. در چنين نظامي، مردان به عنوان نان‌آوران خانواده، در اکثريت قريب به اتفاق موارد دو برابر زنان ارث مي‌برند و تابعيت زن و فرزندان، مستقيماً به تابعيت مرد وابسته است. در اين نظام، مرد مادامى که از تمکن اقتصادى برخوردار است، مجاز است چهار همسر دائم و تعداد نامحدودى همسر موقت اختيار کند. قوانين مجازات نيز به کمک حفظ خانواده مردسالار مي‌آيند و مجازات‌هاى سختى در مورد روابط جنسى خارج از ازدواج وضع مي‌کنند که اگرچه براى زن و مرد يکسان‌اند، اما در عمل زنان را بيشتر مورد هدف قرار مي‌دهند.(4) در نظام حقوقى مبتنى بر خانواده مردسالار، پدر مالک جان فرزندان خود است؛ بنابراين مي‌تواند آن‌ها را به قتل برساند اما مجازاتى برابر با ساير قاتلان در انتظار او نباشد. در اين نظام، تا پيش از ازدواج، پدر حاکم بر مقدرات دختر خود است و اجازه ازدواج دختر با اوست و پس از آن شوهر است که حاکم بر مقدرات زن مى شود. فرودست‌سازى زنان در نظام حقوقى مسلط شامل قوانينى نيز مي‌شود که ارزش شهادت دو زن در محضر دادگاه را برابر با شهادت يک مرد مى داند و به زنان اجازه رئيس‌جمهور شدن و حتى قضاوت به معناى واقعى آن را نمي‌دهد.



3. سياست‌هاى مربوط به کنترل سکسواليته و بدن زنان شامل تشديد و تداوم استفاده از روش‌هاى قهرآميز براى تعيين نوع پوشش و آرايش زنان که اخلاق جنسى مبتنى بر شيئ جنسى بودن زنان و غيرت‌ورزى مردان را ترويج مي‌کند. به اين ترتيب، سياست‌هاى دولتى به همه مردان اين حق را مي‌دهد که زنان، رفتار آن‌ها و نحوه پوشش آن‌ها را به عنوان "ناموسِ خود" کنترل کنند. افزايش آمار و گستره جغرافيايى قتل‌هاى ناموسى تنها يکى از نتايج اين سياست‌ها بر عرف جامعه و اِع