4مرداد :گزارشی از كوههاى شمال تهران:براى راه رفتن هم پول بدهيد!
موج:ناصر بزرگمهر:مشكلى را كه در اين يادداشت طرح ميكنم، ارتباطى به دولت نهم ندارد و هرگونه انتقادى را بايد نثار كسانى كرد كه تفكر خودكفايى شركتها و سازمانهاى دولتى و نيمه دولتى را با مجوز و بيمجوز براى سودجويى و لفت و ليسهاى چربتر در ساليان گذشته و در دولتهاى مختلف تاكنون آغاز كرده و ادامه ميدهند.
اما بدون شك حل اين مشكل را بايد در دولت نهم دنبال كرد و رسانه ملى و مطبوعات هم بايد جايگاه خدمات عمومى از جيب دولت به نفع مردم و در جهت رفاه آنان را تعريف كنند تا مردم بيشتر به حقوق شهروندى خود طبق قانون اساسى آشنا شوند.
مجلس شوراى اسلامى هم بايد با وضع قوانين مناسب، براى هميشه تفكر خودكفايى دستگاههاى خدماتى از جيب مردم را پاك كند.
بگذاريد قصهاى را در همين رابطه برايتان نقل كنم. در شمال تهران، كوههايى واقع شده است كه مردم خسته از شهر، به عنوان ارزانترين وسيله تفريحي، ورزشى ميتوانند انتخاب نمايند و با راه رفتن در آن، انرژيهاى پنهان خود را فروكش كنند.
در انتهاى خيابان ولنجك، معروفترين جاده پيادهروى با عنوان توچال يا بام تهران قرار دارد. مسيرى كه ميتواند يكى از زيباترين و پرجاذبهترين محلهاى توريستى و گردشگرى تهران باشد. متاسفانه عملكرد مديريت ضعيف بر اين مجموعه در سالهاى گذشته تاكنون نه تنها كوچكترين فضاى جديد و يا جاذبه و نوآورى را در اين مسير راه پيمايى فراهم نكرده است بلكه در سالهايى كه گذشت، مسير كوهستانى هر روز زشتتر و شرايط آن نامساعدتر گرديد.
جادهاى كه آغاز آن يك پاركينگ است تا ايستگاه اول به طول دو، سه كيلومتر با آسفالتى كه كمتر از جگر زليخا نيست، شما را در مسيرى قرار ميدهند كه قلوهسنگهاى آسفالت را زير پا احساس ميكنيد. در اين مسير كه قرار است مردم پيادهروى كنند با گذاشتن مينيبوس و اتوبوسهايى كه در ابتدا و انتهاى مسير هم از خاموش كردن خوددارى ميكنند، فضايى از دود و گازوئيل را به بام تهران هديه كردهاند و معلوم نيست چرا كسانى كه آمدهاند مثلا پيادهروى كنند، نبايد از همان ابتدا پيادهروى را آغاز كنند؟
حضور صدها اتومبيل شخصى كه با سرعتهاى كم و زياد از اين مسير ميگذرد، يكى ديگر از مشكلاتى است كه در مسير پيادهروي، هر لحظه جان و نفس مردم را تهديد ميكند، اخيرا به ناوگان اتوبوس و مينيبوس و وانت و اتومبيلهاى شخصي، تاكسى هم افزوده شده است.
وجود غرفههاى فروش مواد غذايى در ابتدا و انتهاى مسير كه از كمترين سيستم بهداشتى بهرهمند هستند و به شيوه قهوهخانههاى سرگردنه مواد غذايى خود را عرضه ميكنند. نيمرو، شامل 2 عدد تخممرغ، كمى نمك و چند تكه نان به مبلغ بيست و دو هزار ريال و يك عدد چاى به مبلغ سه هزار ريال ناقابل عرضه ميشود. از همين مبالغ نيمرو و چاي، قيمت بقيه مواد غذايى را ارزيابى كنيد.
وقتى به قيمتها اعتراض ميشود، كيوسكداران از اجارههاى ميليونى روزانه، سخن ميگويند كه در نهايت بايد از جيب مردم گرفته شود.
در طول مسير چراغهاى برق نيز يكى در ميان هميشه سوخته و خاموش هستند و دريغ از كمى نورپردازى كه مي تواند كوههاى مشرف به اين جاده را ديدنيتر كند.
ساختمانهاى نيمه تمامى كه عمر آنها به تخت جمشيد ميرسد و روزى قرار بوده است رستوران يا تفرجگاه مناسبى باشد با ستونها رها شده نشان از سرمايههايى مى دهد كه سالهاست از بين رفته است..
درختها و بوتههاى گل يكى در ميان خشكيدهاند و زباله در همه جا به چشم ميخورد.
معروفترين نقطه اين منطقه تلهكابين است كه قرار است مردم را از ايستگاه اول به ايستگاه هفتم ببرد، امسال قيمت بليط تله كابين يكباره صد در صد افزايش يافته و ايستگاه آخر را بايد به مبلغ يكصد و پنجاه هزار ريال خريدارى كرد كه البته ميتوانيد محاسبه كنيد يك خانواده پنج نفره را كه اگر بخواهند با تلهكابين به ايستگاه آخر رفته و چاى و نيمرو بخورند، چه بلايى به سرشان ميآيد!
بدون شك پرداخت يك ميليون ريال براى مديران تلهكابين كه خود هرگز براى بستگان و دوستان و آشنايان ريالى پرداخت نكردهاند، بسيار ساده و آسان است.
پاركينگ ورودى از سال 87 از مبلغ پنج هزار ريال به ده هزار ريال افزايش يافته است و هيچكس نميگويد گرانفروشى صد درصدى با كدام يك از فرمولهاى اقتصادى دولت هماهنگ است.
جاده نامناسب، قيمتهاى گران، خدمات ضعيف، بيتوجهى به مردم و دهها مشكل ديگر در محلى كه قرار است مردم كمى آرامش گرفته و مثلا ورزش و تفريح كنند با اطلاعيهاى كه اين روزها در محل ورودى نصب گرديد و مراجعين را جهت دريافت كارت عضويت ورود به دفتر فروش راهنمايى ميكند، كامل شده است.
آنطور كه آقايان هـ و الف از كاركنان توچال ميگفتند، بزودى قرار است در طرح جديد، نوآورى كرده و براى راه رفتن هم از مردم پول بگيرند، مردمى كه در منطقه ولنجك زندگى ميكنند، سالى يكصد هزار ريال، مردمى كه از راه دور ميآيند سالى پانصد هزار ريال و آنهايى كه تصادفى ميآيند بليط يكبار مصرف دوهزار ريالى تهيه نمايند. در اين ميان هم براى سياه كردن ملت و دولت، خانواده شهدا و جانبازان و حتما مسئولين هم به رايگان ميتوانند راه بروند و در طبيعت خدا قدم بزنند. واقعاً كه بايد از اين همه مديريت تله كابين توچال و توجه به پيام نوآورى و شكوفايى در خدمت به مردم قدردانى كرد؟!
يكى از شعارهاى بدون معنى كه در پلاكاردهايى كه اخيراً در اين مسير نصب شده وبه تصوير كشيده شده است، نوشته شده كه از آن بالا صدايت ميزنند، يعنى بجاى اميد به زندگي، مردم را به نااميدى و مرگ دعوت ميكنند، اميدوارم مديريتهايى كه بقاى ماندن خود را در جيب مردم جستجو ميكنند و به جاى استفاده از خلاقيت و نوآورى و بازسازى محيط مناسب و ايجاد فضاى بهتر با قيمتهاى مناسب و ارزان اما با مشتريان بيشتر دست در جيب مردم ميكنند، بدانند كه كسى از آن بالا، آنها را هم بزودى صدا خواهد زد.
البته روزى كه در شهر، گرانفروشى و مردمفروشى آغاز شد و براى مدرسه رفتن، درس خواندن، درمان شدن، سلامتي، بهداشت، بيمارستان، دانشگاه، كتاب خواندن و حتى مردن در بهشت زهرا، همه چيز پولى شد و محلهاى مطلقا ايستادن ممنوع با پرداخت هزينه آزاد شد و براى رفتن داخل شهر و پارك اتومبيل و دهها مورد ديگر به راحتى از مردم پول گرفته شد، بايد فكر ميكرديم كه يك روز هم براى راه رفتن بايد هزينه بپردازيم.
به نظر ميرسد وضع هر قانونى فقط با كار كارشناسى و توسط هيات دولت، مجلس شوراى اسلامي، شوراى شهر و نهادهاى مرتبط امكان پذير است. هرچند اين روزها هر سازماني، هر تصميمى را كه بخواهد اجرايى ميكند.
اميدوارم دادستان عمومى تهران به اين اجحافات كه در حق مردم ميشود به عنوان مدعيالعموم رسيدگى كند و گرنه بزودى براى از خانه بيرون آمدن و نفس كشيدن هم بايد هزينه پرداخت كنيم. زيرا سازمانهاى خدمتگذار فراموش كردهاند كه چگونه بايد مديريت شوند!
4 مرداد 1387 17:14
نظر شمانام: مادر
|
| ای-ميل: |
22:34 4 مرداد 1387
|
بقول م,ل معروف ..جانا سخن از زبان ما میگویی....
شما همه درد دل مارا گفتید ....دل من که خیلی
سوخته ..... |