www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:4مرداد//

4مرداد.مقاله اکونوميست در مورد رابطه خامنه ای و احمدی نژاد:ناخرسندی خامنه ای از افشای فساد و سوء استفاده های چند صد ميليون دلاری آخوندهای نزديک به خودش توسط پاليزبان؟/ استفاده از احمدی نژاد به عنوان سپر بلا؟...

4مرداد. احضار ۵ فعال سياسى به دادگاه انقلاب مراغه

4مرداد.افتضاح پشت پرده توقف سه ماهه انتشار روزنامه همشهری

4مرداد :گزارشی از كوههاى شمال تهران:براى راه رفتن هم پول بدهيد!

4مرداد :اكونوميست:تغيير مواضع آمريكا در خاورميانه

4مرداد :سی نفر در سحرگاه يکشنبه اعدام خواهند شد

4مرداد.اعترافات وزير سلاخی فرهنگی

4مرداد.متن , بسته سياستى و نظارتى سيستم بانكى درسال87 ,

4مرداد :دختران را نمى توان حذف کرد؛ گفتگو با على اکبر باغاني، دبير کانون صنفى معلمان ايران

4مرداد.رويای ملالی جويا: پايان دادن به درهم تنيدن "اسلام" و "سياست"، پايان دادن به اشغال و ,روزی که در آن يک "زن" زمام امر اين کشور را در دست گيرد.,

4مرداد.استقبال بی سابقه از اوباما در برلين/ وعده به همه از مدافعان محيط زيست تا بلاگرهای ايرانی

4مرداد:هشدار دو مقام ارشد سابق آمريكايى در مورد اقدام نظامى عليه ايران

4مرداد.خطر نيروگاه اتمی حتی در کشورهای پيشرفته:دوبار حادثه و نشت مواد آلوده در نيروگاه اتمی فرانسه



4مرداد.مقاله اکونوميست در مورد رابطه خامنه ای و احمدی نژاد:ناخرسندی خامنه ای از افشای فساد و سوء استفاده های چند صد ميليون دلاری آخوندهای نزديک به خودش توسط پاليزبان؟/ استفاده از احمدی نژاد به عنوان سپر بلا؟...

بی بی سی

چه کسی رئيس است؟

در شماره 24 ژوئيه هفته نامه بريتانيايی اکونوميست مطلبی به نقش محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور، و آيت الله علی خامنه اي، رهبر جمهوری اسلامی اختصاص يافته است.

اين گزارش با عنوان "چه کسی رئيس است؟ رابطه معماگونه رهبر و رئيس جمهور" انتشار يافته و با اين سئوال آغاز می شود که: نظر واقعی آيت الله علی خامنه اي، رهبر جمهوری اسلامي، نسبت به محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور مبارزه جو و عوامگرای ايران چيست؟



اکونوميست می نويسد که پس از انتخاب آقای احمدی نژاد در سال 2005، که برای بسياری از مردم غير منتظره بود، عموما چنين تصور می شد که رئيس جمهور جديد فردی دست آموز است که يک مقام تشريفاتی را برعهده گرفته اما تا کنون، به وی آزادی عمل قابل توجهی داده شده به نحوی که سياست های اقتصادی لجام گسيخته و سياست خارجی خطرآفرين او ايران را تقريبا به طور دائم گرفتار بحران کرده است.



اين نشريه می افزايد که در عين حال، حتی ايرانيان نزديک به محافل دولتی نيز نمی توانند مشخصا بگويند که آيا رئيس جمهور در نقش دستيار مورد اعتماد رهبر خدمت می کند يا اينکه فردی خودسر با جاه طلبی های بزرگ است که خواب را از چشم آيت الله خامنه ای ربوده است؟



اکونوميست می نويسد که از نظر قانون اساسي، آيت خامنه ای زاهد مآب به وضوح فرد قدرتمندتری در جمهوری اسلامی است و هيچ تصميم مهمی بدون تاييد او اتخاذ نمی شود و برخی کارشناسان غربی معتقدند که آقای خامنه ای در حال حاضر از هر زمان ديگری در طول نوزده سال رهبری خود قدرتمندتر است و اداره کنندگان نهادهای متنفذ در ساختار پيچيده حکومتی در ايران، از جمله سپاه پاسداران، شورای نگهبان، رياست جمهوری و مجلس از سوی آيت الله خامنه ای منصوب شده يا افرادی با سر سپردگی بی چون و چرا به او هستند.



اين هفته نامه می افزايد که در عين حال، آيت الله خامنه ای از اختيارات خود به شکلی کم سر و صدا استفاده می کند به نحوی که غالبا به نظر می رسد که از امور کشور به دور است.



رئيسان جمهوری و رهبر



اکونوميست می نويسد که ظاهرا آيت الله خامنه ای از سال 1989 به بعد به خارج از ايران سفر نکرده، ندرتا با روزنامه نگاران يا مقامات غربی که به ايران سفر می کنند ديدار می کند و حتی قبل از انتخاب محمود احمدی نژاد هم، عمدا يا سهوا، تحت الشعاع رئيسان جمهور قرار داشته است.



اين نشريه به عنوان نمونه از محمد خاتمي، رئيس جمهور از سال 1997 تا 2005 ياد می کند و می نويسد که آقای خاتمی که افکار اصلاح طلبانه داشت، با شعار گفتگو تمدنها از جناح چپ صحنه را از رهبر ربود در حاليکه به نظر می رسد که آقای احمدی نژاد با لفاظی های گزنده عليه اسرائيل و نفی هولوکاست، از سمت راست او را به حاشيه رانده است و علاوه براين، آقای احمدی نژاد در سرتاسر جهان چنين الغا می کند که خود او رهبر اصلی ايران است تا جايی که جان مک کين، نامزد حزب جمهوريخواه در انتخابات رياست جمهوری آمريکا، گفته است که قدرت نهايی در ايران در دست آقای احمدی نژاد است، و نه آقای خامنه ای.



اين هفته نامه می افزايد که در همانحال، ممکن است که آقای احمدی نژاد پا را از گليم خود فراتر گذاشته باشد زيرا ماه گذشته، و چند هفته پس از تهديداتش به افشای نام مقامات فاسد، يکی از متحدان عقيدتی او به نام عباس پاليزدار، که پيشتر از کارمندان مجلس بود، گفت که شماری از رهبران روحاني، از جمله چند تن از افراد نزديک به آيت الله خامنه اي، از موقعيت خود برای سوء استفاده های چند صد ميليون دلاری از بيت المال بهره برده و حتی مخالفان خود را به قتل رسانده اند.



اکونوميست می نويسد که سالهاست که مردم ايران می دانند که روحانيون ارشد جمهوری اسلامی جيب های گشادی دارند اما افشای اسامی مفسدان توسط يکی از افراد درون رژيم مانند آقای پاليزدار اتفاقی بی سابقه بود.



اين هفته نامه يادآور می شود که برخی از کارشناسان غربي، از جمله گری سيک، استاد دانشگاه کلمبيا و مشاور امنيت ملی آمريکا در زمان رياست جمهوری جرالد فورد، جيمی کارتر و رونالد ريگان، اين واقعه را نشانه ای از جاه طلبی های آقای احمدی نژاد و به چالش کشيدن موقعيت رهبر جمهوری اسلامی و حتی نوعی کودتای خزنده توسط رئيس جمهور برای تمرکز هرچه بيشتر قدرت در دست های خود توصيف کردند.



اکونوميست می افزايد که آنچه روی داد اين بود که حتی قبل به حرکت در آمدن چنين موجي، عباس پاليزدار و تعدادی از دوستان او به اتهام "نشر اکاذيب" و "تشويش افکار عمومی" بازداشت شدند و هنگامی که آشکار شد که آيت الله خامنه ای از افشاگری او به خشم آمده است، رئيس جمهور به سرعت از آقای پاليزدار دوری جست و او را فردی فاسد و بی هويت توصيف کرد.



انتقاد از احمدی نژاد و حمايت آيت الله خامنه ای



به نوشته اکونوميست، پس از اين واقعه، ضد حمله عليه آقای احمدی نژاد ادامه يافت و علی اکبر ولايتي، يک از وزيران خارجه متنفذ سابق و از نزديکان آيت الله خامنه اي، در اقدامی کم سابقه، و ظاهرا با تاييد او، مقاله ای را در روزنامه فرانسوی ليبراسيون منتشر کرد و در آن سياست های رئيس جمهور را "غيرمنطقی" خواند و صراحتا گفت که رهبر جمهوری اسلامی تصميم گيرنده نهايی در ايران است.



اين نشريه می نويسد که آقای احمدی نژاد، که معمولا فردی مبارزه جو محسوب می شود، در برابر اين اهارات سکوت کرد در حاليکه يکی از مقامات ارشد سابق ايرانی که با آيت الله خامنه ای ارتباط دارد تاکيد داشت که "بدون حمايت رهبر، آينده سياسی احمدی نژاد تمام شده است."





اکونوميست در ادامه می افزايد که اما در همان زمانی که به نظر می رسيد آقای احمدی نژاد از چشم آيت الله خامنه ای افتاده، رهبر جمهوری اسلامی به دفاع از او برخاست و اعلام داشت که "مسئول پيشبرد موضوع هسته اي، شورايعالی امنيت ملی است که در راس آن رئيس جمهور محترم قرار دارد و آنچه که از طرف رئيس جمهور و مسئولان در خصوص موضوع هسته ای بيان می شود، مورد اجماع همه مسئولان کشور است."



به نوشته اين هفته نامه، ممکن است آيت الله خامنه ای خود را موظف بداند که به خصوص در مورد موضوع هسته اي، وحدت ملی را به نمايش بگذارد و يا ممکن است مايل باشد احساسات گاه خصمانه مردم عادی ايران نسبت به حکومت به سوی رئيس جمهور منحرف شود.



اکونوميست می نويسد که در مجموع، روشن نيست که دو فردی که در راس جمهوری اسلامی قرار گرفته اند نسبت به هم چه احساسی دارند و اينکه آيا در انتخابات رياست جمهوری در تابستان سال آينده، آيت الله خامنه ای از انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد حمايت خواهد کرد اما هر که در اين انتخابات برنده شود، تا زمانی که آيت الله خامنه ای شصت و نه ساله رهبری جمهوری اسلامی را در دست دارد، تغيير اساسی در سياست خارجی ايران بسيار نامحتمل به نظر می رسد.
4 مرداد 1387    00:07

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد. احضار ۵ فعال سياسى به دادگاه انقلاب مراغه

دسترنج

بنا به اخبار رسيده به دسترنج از آذربايجان، دادگاه انقلاب شهر مراغه ۵ تن از فعالين سياسى اين شهر را، به نام های ياشار حكاك پور، داوود عظيم زاده، حامد يگانه پور، مجيد پ‍ژوه فام و عليرضاحقى را به دادگاه احضار نمود.



حكاك پور، عظيم زاده، يگانه پور، پژوه فام و حقى در رابطه با ناآرامي‌هاى خرداد ماه ۸۵ بايد روز دوشنبه ۷/۵/۸۷ در دادگاه انقلاب مراغه حضور يابند. لازم به ذكر است كه وكالت اين افراد را محمد رضا فقيهى بر عهده دارد






4 مرداد 1387    00:15

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد.افتضاح پشت پرده توقف سه ماهه انتشار روزنامه همشهری

دسترنج

پس از انتشار خبر درگيری مظاهري، رييس بانک مرکزی و صمصامي، سرپرست وزارت اقتصاد و داراريی در همشهری عصر روز چهار شنبه و تکذيب اين خبر توسط رييس بانک مرکزي، هيات نظارت بر مطبوعات ساعت 7.30 صبح روز پنجشنبه تشکيل جلسه داد و قصد توقيف روزنامه همشهری را داشت که پس از رايزنی قرار شد انتشار همشهری عصر به مدت 3 ماه به طور داوطلبانه متوقف شود.





يک مقام آگاه با رد خبر توقيف روزنامه همشهری گفت: همشهری عصر به طور داوطلبانه سه ماه فعاليت خود را متوقف کرد و از 2 آبان ماه کار خود را با نيروی جديد آغاز مي‌کند.

اين منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرنگار دسترنج گفت: پس از انتشار خبر درگيری مظاهري، رييس بانک مرکزی و صمصامي، سرپرست وزارت اقتصاد و داراريی در همشهری عصر روز چهار شنبه و تکذيب اين خبر توسط رييس بانک مرکزي، هيات نظارت بر مطبوعات ساعت 7.30 صبح روز پنجشنبه تشکيل جلسه داد و قصد توقيف روزنامه همشهری را داشت که پس از رايزنی قرار شد انتشار همشهری عصر به مدت 3 ماه به طور داوطلبانه متوقف شود.

اين منبع آگاه افزود: کليات خبر درگيری صمصامی ومظاهری را خبرنگار همشهری از رييس بانک مرکزی دريافت کرد و جزييات آن توسط دو منبع جداگانه در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی مورد تاييد قرار گرفت اما پس از انتشار، رييس بانک مرکزی اقدام به تکذيب آن کرد.

وی افزود: متاسفانه رييس بانک مرکزی يک بار هم با روزنامه همشهری مصاحبه کرد اما فردای آن روز مصاحبه را تکذيب کرد و يک روز پس از تکذيب با خبرنگار همشهری تماس گرفت و به خاطر تکذيب خبر از وی عذرخواهی کرد.

وی افزود: فضا به‌گونه‌ای است که مسوولان يک روز مصاحبه مي‌کنند و فردا آن را تکذيب مي‌کنند و اين واقعا جای تاسف دارد.

اين منبع آگاه با اشاره به تيم حرفه‌ای مشغول به کار در همشهری عصر گفت: پس از برخی تحولات از 2 آبان ماه با اضافه شدن نيروهای جديد همشهری عصر کار خود را آغاز مي‌کند.






4 مرداد 1387    00:14

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :گزارشی از كوههاى شمال تهران:براى راه رفتن هم پول بدهيد!

موج:ناصر بزرگمهر:مشكلى را كه در اين يادداشت طرح مي‌كنم، ارتباطى به دولت نهم ندارد و هرگونه انتقادى را بايد نثار كسانى كرد كه تفكر خودكفايى شركتها و سازمانهاى دولتى و نيمه دولتى را با مجوز و بي‌مجوز براى سودجويى و لفت و ليس‌هاى چربتر در ساليان گذشته و در دولت‌هاى مختلف تاكنون آغاز كرده و ادامه مي‌دهند.

اما بدون شك حل اين مشكل را بايد در دولت نهم دنبال كرد و رسانه ملى و مطبوعات هم بايد جايگاه خدمات عمومى از جيب دولت به نفع مردم و در جهت رفاه آنان را تعريف كنند تا مردم بيشتر به حقوق شهروندى خود طبق قانون اساسى آشنا شوند.

مجلس شوراى اسلامى هم بايد با وضع قوانين مناسب، براى هميشه تفكر خودكفايى دستگاههاى خدماتى از جيب مردم را پاك كند.

بگذاريد قصه‌اى را در همين رابطه برايتان نقل كنم. در شمال تهران، كوههايى واقع شده‌ است كه مردم خسته از شهر، به عنوان ارزانترين وسيله تفريحي، ورزشى مي‌توانند انتخاب نمايند و با راه رفتن در آن، انرژي‌هاى پنهان خود را فروكش كنند.

در انتهاى خيابان ولنجك، معروفترين جاده پياده‌روى با عنوان توچال يا بام تهران قرار دارد. مسيرى كه مي‌تواند يكى از زيباترين و پرجاذبه‌ترين محل‌هاى توريستى و گردشگرى تهران باشد. متاسفانه عملكرد مديريت ضعيف بر اين مجموعه در سالهاى گذشته تاكنون نه تنها كوچكترين فضاى جديد و يا جاذبه و نوآورى را در اين مسير راه پيمايى فراهم نكرده است بلكه در سالهايى كه گذشت، مسير كوهستانى هر روز زشت‌تر و شرايط آن نامساعدتر گرديد.

جاده‌اى كه آغاز آن يك پاركينگ است تا ايستگاه اول به طول دو، سه كيلومتر با آسفالتى كه كمتر از جگر زليخا نيست، شما را در مسيرى قرار مي‌دهند كه قلوه‌سنگ‌هاى آسفالت را زير پا احساس مي‌كنيد. در اين مسير كه قرار است مردم پياده‌روى كنند با گذاشتن ميني‌بوس و اتوبوس‌هايى كه در ابتدا و انتهاى مسير هم از خاموش كردن خوددارى مي‌كنند، فضايى از دود و گازوئيل را به بام تهران هديه كرده‌اند و معلوم نيست چرا كسانى كه آمده‌اند مثلا پياده‌روى كنند، نبايد از همان ابتدا پياده‌روى را آغاز كنند؟

حضور صدها اتومبيل شخصى كه با سرعت‌هاى كم و زياد از اين مسير مي‌گذرد، يكى ديگر از مشكلاتى است كه در مسير پياده‌روي، هر لحظه جان و نفس مردم را تهديد مي‌كند، اخيرا به ناوگان اتوبوس و ميني‌بوس و وانت و اتومبيل‌هاى شخصي، تاكسى هم افزوده شده است.

وجود غرفه‌هاى فروش مواد غذايى در ابتدا و انتهاى مسير كه از كمترين سيستم بهداشتى بهره‌مند هستند و به شيوه قهوه‌خانه‌هاى سرگردنه مواد غذايى خود را عرضه مي‌كنند. نيمرو، شامل 2 عدد تخم‌مرغ، كمى نمك و چند تكه نان به مبلغ بيست و دو هزار ريال و يك عدد چاى به مبلغ سه هزار ريال ناقابل عرضه مي‌شود. از همين مبالغ نيمرو و چاي، قيمت بقيه مواد غذايى را ارزيابى كنيد.

وقتى به قيمت‌ها اعتراض مي‌شود، كيوسك‌داران از اجاره‌هاى ميليونى روزانه، سخن مي‌گويند كه در نهايت بايد از جيب مردم گرفته شود.

در طول مسير چراغ‌هاى برق نيز يكى در ميان هميشه سوخته و خاموش هستند و دريغ از كمى نورپردازى كه مي‌ تواند كوههاى مشرف به اين جاده را ديدني‌تر كند.

ساختمانهاى نيمه تمامى كه عمر آنها به تخت جمشيد مي‌رسد و روزى قرار بوده است رستوران يا تفرجگاه مناسبى باشد با ستونها رها شده نشان از سرمايه‌هايى مى دهد كه سالهاست از بين رفته است..

درختها و بوته‌هاى گل يكى در ميان خشكيده‌اند و زباله در همه جا به چشم مي‌خورد.

معروفترين نقطه اين منطقه تله‌كابين است كه قرار است مردم را از ايستگاه اول به ايستگاه هفتم ببرد، امسال قيمت بليط تله كابين يكباره صد در صد افزايش يافته و ايستگاه آخر را بايد به مبلغ يكصد و پنجاه هزار ريال خريدارى كرد كه البته مي‌توانيد محاسبه كنيد يك خانواده پنج نفره را كه اگر بخواهند با تله‌كابين به ايستگاه آخر رفته و چاى و نيمرو بخورند، چه بلايى به سرشان مي‌آيد!

بدون شك پرداخت يك ميليون ريال براى مديران تله‌كابين كه خود هرگز براى بستگان و دوستان و آشنايان ريالى پرداخت نكرده‌اند، بسيار ساده و آسان است.

پاركينگ ورودى از سال 87 از مبلغ پنج هزار ريال به ده هزار ريال افزايش يافته است و هيچكس نمي‌گويد گرانفروشى صد درصدى با كدام يك از فرمولهاى اقتصادى دولت هماهنگ است.

جاده نامناسب، قيمت‌هاى گران، خدمات ضعيف، بي‌توجهى به مردم و دهها مشكل ديگر در محلى كه قرار است مردم كمى آرامش گرفته و مثلا ورزش و تفريح كنند با اطلاعيه‌اى كه اين روزها در محل ورودى نصب گرديد و مراجعين را جهت دريافت كارت عضويت ورود به دفتر فروش راهنمايى مي‌كند، كامل شده است.

آنطور كه آقايان هـ و الف از كاركنان توچال مي‌گفتند، بزودى قرار است در طرح جديد، نوآورى كرده و براى راه رفتن هم از مردم پول بگيرند، مردمى كه در منطقه ولنجك زندگى مي‌كنند، سالى يكصد هزار ريال، مردمى كه از راه دور مي‌آيند سالى پانصد هزار ريال و آنهايى كه تصادفى مي‌آيند بليط يكبار مصرف دوهزار ريالى تهيه نمايند. در اين ميان هم براى سياه كردن ملت و دولت، خانواده شهدا و جانبازان و حتما مسئولين هم به رايگان مي‌توانند راه بروند و در طبيعت خدا قدم بزنند. واقعاً كه بايد از اين همه مديريت تله كابين توچال و توجه به پيام نوآورى و شكوفايى در خدمت به مردم قدردانى كرد؟!

يكى از شعارهاى بدون معنى كه در پلاكاردهايى كه اخيراً در اين مسير نصب شده وبه تصوير كشيده شده است، نوشته شده كه از آن بالا صدايت مي‌زنند، يعنى بجاى اميد به زندگي، مردم را به نااميدى و مرگ دعوت مي‌كنند، اميدوارم مديريت‌هايى كه بقاى ماندن خود را در جيب مردم جستجو مي‌كنند و به جاى استفاده از خلاقيت و نوآورى و بازسازى محيط مناسب و ايجاد فضاى بهتر با قيمت‌هاى مناسب و ارزان اما با مشتريان بيشتر دست در جيب مردم مي‌كنند، بدانند كه كسى از آن بالا، آنها را هم بزودى صدا خواهد زد.

البته روزى كه در شهر، گرانفروشى و مردم‌فروشى آغاز شد و براى مدرسه رفتن، درس خواندن، درمان شدن، سلامتي، بهداشت، بيمارستان، دانشگاه، كتاب خواندن و حتى مردن در بهشت زهرا، همه چيز پولى شد و محل‌هاى مطلقا ايستادن ممنوع با پرداخت هزينه آزاد شد و براى رفتن داخل شهر و پارك اتومبيل و دهها مورد ديگر به راحتى از مردم پول گرفته شد، بايد فكر مي‌كرديم كه يك روز هم براى راه رفتن بايد هزينه بپردازيم.

به نظر مي‌رسد وضع هر قانونى فقط با كار كارشناسى و توسط هيات دولت، مجلس شوراى اسلامي، شوراى شهر و نهادهاى مرتبط امكان پذير است. هرچند اين روزها هر سازماني، هر تصميمى را كه بخواهد اجرايى مي‌كند.

اميدوارم دادستان عمومى تهران به اين اجحافات كه در حق مردم مي‌شود به عنوان مدعي‌العموم رسيدگى كند و گرنه بزودى براى از خانه بيرون آمدن و نفس كشيدن هم بايد هزينه پرداخت كنيم. زيرا سازمانهاى خدمتگذار فراموش كرده‌اند كه چگونه بايد مديريت شوند!


4 مرداد 1387    17:14

نظر شما
نام:   مادر
ای-ميل:  
22:34 4 مرداد 1387
بقول م,ل معروف ..جانا سخن از زبان ما میگویی....

شما همه درد دل مارا گفتید ....دل من که خیلی

سوخته .....


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :اكونوميست:تغيير مواضع آمريكا در خاورميانه

ايسنا: مجله "اكونوميست" در تحليلى نوشته است: اگر چه سفر باراك اوباما، نامزد دموكرات‌ها براى كسب راى در رياست جمهورى آمريكا به خاورميانه و اروپا درصدر اخبار قرار گرفته است، اما اين موضوع نمي‌تواند اذهان را از توجه به تغييرات اخير در مواضع آمريكا در قبال خاورميانه منحرف كند و همه شاهد تغييراتى در سياست جورج بوش، رييس جمهور فعلى اين كشور هستند.



اين مجله در ادامه آورده است: اولين تغيير سياست آمريكا در قبال ايران است؛ سال‌هاست كه اين كشور به همراه متحدانش با استفاده از تحريم‌هاى اقتصادى به عنوان بخشى از سياست هويج و چماق در ايران اعمال فشار مي‌كردند تا اين كشور صراحت بيش‌ترى را در پاسخ‌گويى درباره برنامه هسته‌يى خود به كار برد.



به نوشته مجله" اكونوميست" اگر چه ايران بارها بر صلح آميز بودن فعاليت هسته‌يى خود تاكيد كرده است، اما بسيارى از دولتمردان بر اين باورند كه اين كشور به دنبال ساخت سلاح هسته‌يى است؛ اما هم اكنون دولت آمريكا بعد از 29 سال در مذاكرات هسته‌يى ايران در ژنو همراه با كشورهاى عضو گروه 1+5 در ادامه سياست هويج و چماق شركت كرد و اين امر گام مثبتى براى بوش به شمار مي‌آيد.



اين مجله در ادامه مطلب نوشته است: آمريكا و ديگر كشورهاى عضو گروه 1+5 تنها در صورت تعليق غني‌سازى اورانيوم پيشنهادهاى بي‌شمارى در زمينه اقتصادى و تكنولوژى به ايران خواهند كرد و از طرف ديگر بسيارى از ايرانيان خواهان روابط گسترده با جهان و آمريكا هستند.



مجله"اكونوميست" با اشاره به تغيير موضع آمريكا در مقابل عراق مبنى بر تعيين جدول زمان‌بندى براى خروج نيروهاى خود از عراق، اين مساله را به عنوان شگرد ديگر حكومت بوش در اواخر تصدي‌اش نام برده است.



اين مجله در پايان با اشاره به تغيير سياست آمريكا با سوريه ادامه داده است كه آخرين تغييرى كه مي‌توان در سياست آمريكا مشاهده كرد موضع اين كشور در قبال فلسطين است.




4 مرداد 1387    17:46

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد :سی نفر در سحرگاه يکشنبه اعدام خواهند شد

مهر ، دادستانی تهران طی اطلاعيه ای اعلام کرد: سی نفر از محکومين قطعی و اشرار تهران دارای اتهاماتی مانند قتل عمد با آلات قتاله ، فروشندگان و توزيع کنندگان مواد مخدر در سطح گسترده، مشارکت در باند مسلح قاچاقچيان مواد مخدر ، که از افراد شرور و سلب کنندگان امنيت و آسايش عمومی همراه با تهديد ، آزار و اذيت ، ايراد ضرب و جرح عمدی با سلاح سرد و گرم ، داشتن رابطه نامشروع، سرقت های متعدد و تظاهرات مستانه ، هستند ، در سحرگاه روز يکشنبه مورخ 6/5/87 با توجه به طی مراحل دادرسی و قطعيت احکام صادره از سوی عالی ترين مرجع قضايی به دار مجازات آويخته خواهند شد


4 مرداد 1387    17:42

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:37 4 مرداد 1387
تظاهرات مستانه ديگر چه صيغه ايست؟ يعني آنان مست كرده اند و در خيابان شروع بتظاهرات كرده اند؟ نشر اين خزعبلات حتما براي بيدادگريهاي دادستان تهران و همقطاران جنايت پيشه اش براي استتار توحش و آدمكشي است! چه جانيان ددمنش و خونخواري!



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

4مرداد.اعترافات وزير سلاخی فرهنگی

اگر استاندارهای فرهنگی خودمان را مبنا قرار دهيم،توليدات فرهنگی ما ممکن است به تعداد انگشتان دست باشد..اگر بنا بر ايده آل عمل کنيم بايد در سينما و همه اينها را ببنديم

*ميگويند برواصلاح کن،اصلاح می کند باز هم می گويند اصلاح کنف اصلاح ميکند، بازهم...




روشنگری.پرسش و پاسخ زير که در وبسايت خبرگزاری فارس منتشر شده، بهتر از هر افشاگری ماهيت واپسگرای رژيم و جمود ذهنی کاربدستان آن را نشان ميدهد که حتی نمی فهمند اعتراف يک مامور حکومتی به اينکه نماينده و مجری اميال اقليتی محض هستند، اعتراف به نابرحق بودن و عدم مشروعيت رژيم هم هست، حتی اگر آن اقليت نيرويی پيشرو باشد، چه رسد به اينکه نيرويی منزوی و در حال زوال باشد. نکته جالب توجه اينجاست که عليرغم ظاهر پرسش و پاسخ، جناب وزير سلاخی حتی يک قدم جلوتر از سوال کننده نيست، برعکس آنها عينا مثل هم هستند:اهل گور. وهرندی دايم به سوال کننده اطمينان ميدهد مردم و جامعه را به زور وزارت طالبانی ارشاد و قوه های قهريه ديگر به همان گورستان که جای سوال کننده است , روانه , خواهد کرد.



مشروح پرسش و پاسخ وزير ارشاد با دانشجويان درباره فرهنگ و هنر



خبرگزارى فارس: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، طى روزهاى اخير در اردوى تابستانى دانشجويان بسيجى به تشريح وضعيت فرهنگى كشور پرداخت كه بازتاب اظهارات سينمايى وى در اين سخنان واكنش ,صفارهرندى, را در پى داشت. مشروح پرسش و پاسخ وزير ارشاد با دانشجويان درباره فرهنگ و هنر را مي‌خوانيد.





سوال: با توجه به اينكه سينما و تلويزيون يكى از مهمترين عناصر تاثير گذار در فرهنگ جامعه مى باشد چرا فيلمهاى توليدى به گونه اى است كه ما در كنار پدر و برادر خود خجالت مى كشيم پاى اين فيلمها بنشينيم يا موسيقى هايى كه مجوز وزارت ارشاد دارد ولى محتوا و متن آن هيچ تناسبى با اسلام و جمهورى اسلامى ندارد؟

پاسخ: يكى از موضوعات قابل توجه اين است كه كارهايى كه در حوزه سياسي، اقتصادي، صنعتى و امثال هم اتفاق مى افتد گاهى وقت ها خيلى آسانتر است از كارى كه در حوزه فرهنگ اتفاق مى افتد. دليل آن هم اين است كه حوزه فرهنگ يكسره با روح و روان و عواطف آدمها كار دارد. مسائل اقتصادى خيلى ربطى به مسائل اعتقادى و فرهنگى و روانى و ... ندارد. راحت مى شود يك قطعه اى را توليد كرد. اين قطعه مثلا توليد اين جا باشد، توليد آن شهر باشد، توليد آن كشور باشد، فرقى ندارد. اما فرآورده فرهنگى دقايقش بايد مورد توجه قرار بگيرد. نكته دوم اين كه عرصه فرهنگ، عرصه تكاپو و فعاليت خود مردم است.

درست است كه ما درجايگاه هدايت، نظارت و حمايت نشستيم اما عامل اصلى ما نيستيم. ما عامل اصلى در ساخته شدن همه توليدات فرهنگى نيستيم. فوقش اين است كه فلانى مى خواهد يك كتاب بنويسد مجوز آن اثرش را مى آيد از ما مى گيرد؛ كار را خود او رفته توليد كرده. كارى كه ما مى كنيم نظارت است. طرف رفته فيلم سينمايى را توليد كرده؛ ما اعمال نظارتمان ما چند مرحله اى است. اول، آمده مجوز ايده كلى را از شوراى پروانه ساخت فيلم گرفته، ايده كلى را آمده مطرح كرده يك مجوزى هم گرفته كه برود بسازد. ما مى گوييم ايده عيبى ندارد اما همان ايده را يك كسى ممكن است برود باهاش يك كارى بكند كه وقتى مى آيد در شوراى پروانه اكران، افرادى كه آنجا حاضر هستند مى گويند اين خيلى فاصله دارد با آن ايده اولى كه شما مطرح كرده بوديد. مى فرستندش مى گويند برو اصلاحش بكن. او مى رود اصلاح مى كند، مى آورد باز هم مى گويند كه به نظر مى رسد هنوز دچار يك سرى اشكالات است باز مى برد اصلاح مى كند و مى آورد. من اين را هم بايد بگويم اين دوستانى كه در شوراى اكران، شوراى صدور مجوز پروانه ساخت نشستند اين ها همه شان همكاران حكومتى و دولتى من نيستند. بعضى هايشان همكاران هنرمند ما هستند يعنى از جنس خود توليدكنندگان فيلم هستند يعنى نماي