www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:2مرداد//

2مرداد :رضازاده از حضور در بازي‌هاى المپيك منع شد

2مرداد :افغانستان هرچندزير خط کامل فقر قرار دارد و فقير ترين کشور جهان به حساب مى آيد، اما براى سرمايه داران بهترين کشور به حساب مى آيد.

2مرداد :حکم اعدام بعد از ١٨ سال بلاتکليفی

2مرداد :مراسم هشتمين سالگرد درگذشت احمد شاملو با ممانعت پرسنل انتظامى حاضر در محل، برگزار نشد.

2مرداد :پس از ۱۳ روز بي‌توجهی به اعتراضات, کارگران لاستيک البرز بخشی از کارخانه را به آتش کشيدند

2مرداد :ايران دومين واردكننده بنزين در جهان است

2مرداد:دود ناشی از آتش در کارخانه لاستيک البرز فضای اطراف اين کارخانه را دربرگرفته است

2مرداد:نيويورک تايمز منتشر کرد:محورهای مفاد سند غير رسمى ارائه شده از سوی رژيم در ژنو

2مرداد:طلاب مشهدی برای برخورد با خودروهای حامل سگ و گربه مجوز گرفتند

2مرداد:توقيف نشريه دانشجويی "ستارخان" در تبريز

2مرداد:اعتراض به ادامه بازداشت های خودسرانه در ايران

2مرداد:هدف نماينده آمريکا در ژنو بر هم زدن روند توافقات ميان جليلى و سولانا بود



2مرداد :رضازاده از حضور در بازي‌هاى المپيك منع شد

همشهری آنلاين:

حسين رضازاده قهرمان نامدار وزنه‌بردارى ايران و جهان، از حضور در بازي‌هاى المپيك منع شد.

به گزارش ايسنا حسين رضازاده، پرافتخارترين ورزش‌كار تاريخ ايران، به دستور پزشكان از حضور در بازي‌هاى المپيك منع شد.



اين در حالى است كه هجده روز ديگر مراسم افتتاحيه بيست و نهمين دوره بازي‌هاى المپيك در شهر پكن برگزار مي‌شود و مردم و مسوولان ايران رضازاده را بخت نخست كسب مدال طلا در اين بازي‌ها مي‌دانستند.




2 مرداد 1387    21:05

نظر شما
نام:   Ehsan
ای-ميل:  
00:08 2 مرداد 1387
آیا مطمئنید که دلیل سیاسی ندارد؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :حکم اعدام بعد از ١٨ سال بلاتکليفی

http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article389
">http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article389

آسيه امينی:دخترى 9 ساله از يکى از روستاهاى اطراف فومن، به خاطر فقر خانواده و نيز به دليل ريشه داشتن اين تفکر که پسران خانواده مى توانند همراه پدر کار کنند اما دختران اگر در خانه بمانند، نان خورى اضافه اند، فرستاده مى شود به شهر رشت و در خانه مردى نسبتا جوان که با همسر و دو فرزندش زندگى مى کند، تا به عنوان کلفت ( خدمتکار) به کار بپردازد.



آنچه بعدها - چهار سال پس از آن- به سر اين دختر مى آيد و سرنوشت او را چنان رقم مى زند که از 13 سالگى تا 31 سالگى يعنى 18 سال!- را بلاتکليف در زندان بگذراند و اين روزها پس از طى شدن اين همه سال دوباره مثل روز نخست حکم اعدام بگيرد، بدون دانستن شرايط اجتماعى و اقتصادى روزگار وى و بدون شناختن طبقات اجتماعى يک نسل گذشته کشور ما و بدون شناخت دقيق از ويژگى هاى اين طبقات ما را خيلى زود به بن بستى مى اندازد که همواره اين عدم شناخت از شرايط اجتماعى و صرفا تمسک جستن به قانون – که با پيش فرض عدم انعطاف پذير بودن- از همان آغاز تکليف را تعيين مى کند؛ اعتراف اوليه مبنا قرار مى گيرد و حکم بر اساس آن تا خط پاخر يک حرف را تکرار مى کند: "اعتراف کرده اى به قتل، پس اعدام مى شوى!"



همه آنهايى که نسلى قبل تر را از نظر نظام طبقاتى تجربه کرده اند مى دانند که مساله نظام طبقاتى تا همين دو دهه گذشته در کشور ما بسيار پر رنگ و تاثير گذار بر روابط اجتماعى بود. نويسنده اين مطلب به عنوان کسى که دستکم بخش عمده اى از کودکى اش در اين نظام طبقاتى گذشته است، اين داستان و پشت پرده آن را خوب مى شناسد. بنابراين به گمانم در بازخوانى پرونده صغرى نجف پور شناخت شرايط اجتماعى و اقتصادى خانواده هايى که به طور معمول در خانه هايشان خدمتکار يا خدمتکارانى حضور داشتند، ممکن است نتيجه اى متفاوت از حکم فعلى صغرى پيش چشممان بگشايد.



بسيارى از خانواده هايى که در تا همين يکى دو دهه پيش به اصطلاح دستشان به دهنشان مى رسيد – لازم هم نبود که حتما توان مالى بسيار بالايى داشته باشند – بر سياق گذشته اى که روابط طبقاتى در جامعه بر اساس خان و خان زادگى و رعايا تعيين مى شد، همچنان در خانه هايشان از حضور نوکرها و کلفتها براى رتق و فتق امور استفاده مى جستند. اين رسم يا نظم اجتماعى تا ساليانى پس از انقلاب نيز برجا بود و اگر چه همچون گذشته ديگر خان و خان زاده اى بر جا نمانده بود و برجا نمانده، اما برخى از خانواده ها بويژه در مناطق شمالى ايران – حتا هنوز هم- در خانه يکى دو کلفت داشته و دارند که بر اساس نوع فعاليتشان، نوع جنسيتشان انتخاب مى شد. بر اين اساس معممولا خدمتکارهاى خانگى دخترانى بودند از خانواده هاى پر جمعيت روستايى و بسيارى از آنها از مناطق ييلاقى شمال به خدمتکارى فرستاده مى شدند.



و همه کسانى که آن دوره را به ياد دارند، نيز به خاطر مى آورند که دخترى که در خانه ارباب خود (که معمولا او را آقا خطاب مى کرد) به عنوان کلفت مشغول به کار مى شد، همواره چنان فرودست و گوش به فرمان بايد مى بود که به محض کوچکترين نارضايتى از سوى کارفرما يا همان "آقا" يا "خانم"، نرمترين تنبيه، بازگرداندن وى به نزد خانواده بود تا از سوى پدر و ساير اعضاى خانواده به عنوان دخترى سرکش و نا فرمان، تنبيه شود. بسيارى از دختران اين تبار، تنبيه بدنى و مجازات تن را ترجيح مى دادند به اينکه دوباره به دامان فقر و پر خشونت خانواده برگردند و باز سرايى ديگر و خانواده اى ديگر که معلوم نبود بهتر از قبل باشد..



کلفت خانواده به جز گفتن "چشم" يا سکوت، اظهار نظر ديگرى نمى دانست. کلفتها و نوکرها معمولا حق درس خواندن و با سواد شدن نداشتند و در مورد دختران معمولا حق الزحمه آنها به پدر خانواده پرداخت مى شد. در واقع دختران هم در خدمت خانواده هاى خود بودند زيرا خرجى رسان آنان محسوب مى شدند و هم کارگر خانه هاى مردم بودند.



دختران و زنان شمالى چه از طبقه خوانين و چه رعايا، کم نشنيده اند داستان تکرارى تجاوز و استفاده جنسى از دخترکانى را که براى کار به خدمت گرفته مى شدند. من که از همان حوالى ام مى دانم که چه امر معمولى بوده است آن روزگار، شنيدن داستانهايى که شايد با آب و تابى بيش از واقع از سرگذشت دختران کشتزارهاى برنج، بوته هاى چاي، کمرگاه دشتها و مراتع شمال و نيز پستوى خانه ها و انبارهاى بزرگ اربابي، روايت مى کردند. نام اين دختران البته هرگز جايى به عنوان شاکى برده و شنيده نشد و همه اين روايتها تنها قصه هاى زمزمه وارى بوده است که شايد سرگذشت بسيارى را تغيير داده است.



صغرى نيز از همين دسته بوده است. صغرى نجف پور دخترى بود که در 9 سالگى در خانه زن و مردى رشتى به کلفتى پذيرفته شد. وقتى او به عنوان کارگر در آن خانه مشغول به کار شد، تنها پنج سال از فرزند کوچک آن خانه يعنى امير بزرگتر بود و تقريبا همبازى او محسوب مى شد.



امير در هشت سالگى بر اثر ضربه اى که به سر وى وارد شد، به قتل رسيد و جسد کوچکش در چاه خانه که در سنگى بزرگى داشت انداخته شد. تعفن ناشى از جسد، بالاخره جويندگان پسر گمشده را بر سر چاه کشاند و اولين مظنون، غريبه کوچک آن خانه يعنى صغراى 13 ساله بود.



باز به تجربه هاى شخصى ام بر مى گردم. در خانه ما نيز در همان حوالى شمال، مانند بسيارى از خانه هاى ديگر در حياط منزل چاه حفر شده بود. چاهى عميق با در سنگى بزرگ. من که 18 سال در آن خانه زندگى کردم هرگز به ياد ندارم توانسته باشم به تنهايى ان در سنگى بزرگ را بلند و جابجا کنم.



باري، صغرا متهم شد به قتل پسرک خانه و انگيزه قتل بعدها توسط ولى امير، حسادت عنوان شد. نمى دانم آيا در همان زمان توان صغرى در جابجا کردن آن در سنگى سنجيده شد يا اينکه اقرار اوليه به قتل، براى اثبات جرم، کافى تشخيص داده شد.



چندى نگذشت که صغرى دوباره دهان گشود و داستان ديگرى روايت کرد. او اين بار از بارها و بارها مورد تجاوز جنسى قرار گرفتن، سخن گفت. و نيز تاکيد کرد که امير را همان کسى به قتل رسانده است که به من تجاوز مى کرد و علت قتل پسرک نيز همين بوده که ناگاه سرزده از راه رسيده و شاهد آنچه که نبايد مى ديد، بود.



بررسى ها شروع شد. صغرى مورد معاينه قرار گرفت. و اين بار صغراى 13 ساله به جرم زنا! 100 ضربه شلاق را تحمل کرد، و کسى را که او به عنوان متجاوز معرفى کرده بود، به علت انکار زنا ( بخوانيد تجاوز) تبرئه کرد.



صغرى محکوم به اعدام شد و چند سال بعد در 17 سالگى تا پاى چوبه دار رفت. مادر پسرک که شاکى پرونده بود توان اجراى حکم را نيافت و رضايت نيز نداد. اين نمايش سياه، بار ديگر در 21 سالگى صغرى تکرار شد و باز به پايان نرسيد.



دو سال پيش که براى پى گيرى پرونده دلارا دارابى به شهر رشت مى رفتم نخستين بار داستان او را جسته و گريخته شنيدم. بعد دانستم که نسرين ستوده داوطلبانه وکالت او را پذيرفته است. اما همواره در پرداختن به اخبار زندگى صغرى اين هراس وجود داشت که "شايد بشود از مادر، رضايت گرفت و پرونده را خاتمه يافته تلقى کرد". اما اين روزها مى شنويم که چنين نشده است. پرونده صغرى با وجود بازنگرى در هيات نظارت، دوباره به نقطه اول و آخر رسيده است. او محکوم به اعدام است زيرا در اقرار اوليه اش قتل را به گردن گرفته است. قانون انعطاف ناپذير است و دانستن پرده هاى ديگر اين زندگى شايد که در اين آخرين گامها دريچه اى جديد بگشايد به روى دخترکى که در بچگى پير شد.



و باقى اين ماجرا را از زبان نسرين ستوده وکيل صغرى بخوانيد:



مى خواهم از صد ضربه شلاقى شروع کنم که به جرم زنا بر بدن صغرى کوفته شد. صغرى از 9 سالگى خدمتکار خانه اى شد که به گفته خودش دائم مورد تجاوز قرار مى گرفت. اين قابل پذيرش است که دخترى که همه مسووليتش به صاحبان آن خانه سپرده شده، به جرم "زنا" و نه تجاوز، مجازات شود؟



ببينيد از نظر قانونى صغراى ده ساله، مسووليت کيفرى دارد. بنابراين ممکن است از نظر اجتماعى يا از نظر حقوق بين الملل، اين موضوع قابل پذيرش نباشد، اما از نظر قانون مجازات اسلامى که صغرى به استناد به آن مجازات شده، او مسووليت کيفرى داشته و عمل تجاوز هم به دليل انکار مرد، ثابت نشد.



صغرى هم از اين مرد نام نبرده؟



چرا او وى را معرفى کرد ولى من به خاطر حفظ منافع موکلم از بردن نام او معذورم. ضمن اينکه ادعاى صغرى در دادگاه ثابت نشد. البته اين سوال نيز پاسخ داده نشد که پس شريک او چه کسى بوده! بالاخره عمل زنا يک عمل يک نفره که نيست و چطور ممکن است که يک طرف بر اثر اقرار، مجازات شود و طرف ديگر همان عمل بر اساس انکار تبرئه؟!



و در مورد قتل، آيا انگيزه قتل مى توانسته حسادت باشد؟



ببينيد بعضى چيزها بايد با واقعيت هم جور باشد. مقتول پسرى 8 ساله بوده و صغرى دختر ريز جثه اى 13 ساله. چطور ممکن است او بتواند اين پسر را به قتل برساند و او ر ا تا چاه ببرد، در سنگى بزرگ چاه را بردارد و او رها کرده و در را دوباره بگذارد ( و همه اين کارها در فرصتى کوتاه انجام شود) ! اين داستان منطقى به نظر نمى آيد. اگر حتى صغرى مقتول را هل داده بود – که خودش بعدها گفته من اين کار را نکردم – باز هم قتل عمد محسوب نمى شد و يک اتفاق بود وباز اگر هم قتل عمد محسوب مى شد، حرف آخر اين است که او 13 ساله بود و طبق قوانينى بين المللى لازم الاجرا، نبايد حکم اعدام دريافت کند.



اما او در عين حال همه اينها را هم انکار کرده و گفته است که قاتل به من گفت که تو بگو کار من بوده و من بزودى تو را از زندان در خواهم آورد. داستانى که مى دانيم هرگز عملى نشد.



چرا همه جا تنها نام مادر امير به عنوان شاکى پرونده آورده شده؟ آيا پدر او شکايتى ندارد؟



سوابق پرونده نشان از پى گيرى بيشتر از سوى مادر دارد، اما اين که چرا چنين بوده است را بايد از خود پدر پرسيد.



آيا آنها فرزندان ديگرى نيز داشته اند؟



بله امير يک برادر داشت و يک فرزند پسر ديگر نيز در سالهاى بعد از مرگ او به دنيا آمد.



در اين سالها آيا خانواده صغرى از او حمايت کردند؟ آيا آنها پى گير پرونده بودند؟



نه به اندازه اى که بايد پى گير مى بودند.



چرا؟ آيا فکر مى کنيد فقر عامل اصلى اين عدم پى گيرى بوده است؟



نه الان آنها آنقدرها هم فقير محسوب نمى شوند. زندگى تقريبا متوسطى دارند. ظاهرا آن زمانها يعنى دوران بچگى صغرى فقير بوده اند. من يک بار از آنها درخواست کردم براى پى گيرى پرونده بيايند که مادر و برادر و زن برادرش آمدند. اما پدر نيامد.



چرا؟



اظهار کردند که ناراحتى معده دارد. ولى به نظر مى رسيد که دختر بودن (باکره بودن) صغرى برايش خيلى مهم بوده است. پيش داورى نکنيم. ولى واقعا جاى سوال دارد. اين پدر فرزندان پسر نيز داشته است. اما دختر کوچکش را براى کار به شهر مى فرستاده و پسرانش را نزد خود نگاه مى داشته. و با اين حال دختر ماندن فرزندش برايش اين قدر اهميت دارد! وقتى که صغرى 17 ساله بود و پاى چوبه دار مى رفت وصيت نامه اى خطاب به پدرش نوشت. نوشت تو نگذاشتى من از زندگى ام خيرى ببينم، ولى به برادران و خواهرانم توصيه مى کنم که خوب زندگى کنند.




2 مرداد 1387    20:03

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :مراسم هشتمين سالگرد درگذشت احمد شاملو با ممانعت پرسنل انتظامى حاضر در محل، برگزار نشد.

ايسنا:مراسم هشتمين سالگرد درگذشت احمد شاملو - شاعر معاصر - برگزار نشد.



به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مراسم كه بنا بر اعلام خانواده، قرار بود طبق روال هرساله، ساعت 17 امروز (چهارشنبه، دوم مرداد) در امام‌زاده طاهر كرج - مدفن شاعر - برگزار شود، در نهايت، با ممانعت پرسنل انتظامى حاضر در محل، برگزار نشد.




2 مرداد 1387    19:12

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :پس از ۱۳ روز بي‌توجهی به اعتراضات, کارگران لاستيک البرز بخشی از کارخانه را به آتش کشيدند

ايلنا:اعتراضات کارگران کارخانه لاستيک البرز امروز شکل ديگری به خود گرفت.



به گزارش خبرگزاری کار ايران “ايلنا”، پس از ۱۳ روز بي‌توجهی به اعتراضات کارگران کارخانه لاستيک البرز اين افراد دست به اقدام جديدی زدند.



کارگران اين کارخانه صبح امروز قسمتی از کارخانه را که در جاده ساوه واقع شده است، به آتش کشيدند و در اين منطقه تجمع کردند.



به گفته‌ی يکی از کارگران، تعداد اين افراد به ۶۰۰ نفر مي‌رسيد و با فريادهای الله اکبر و صلوات اعتراض خود را به شيوه‌ای جديد نشان مي‌دادند.



وی افزود: چنانچه شکل امروز اين اعتراض‌ها به نتيجه نرسد، اين کارگران برای نشان دادن اعتراض خود جلوی درب مجلس تجمع خواهند کرد، تا بلکه به نتيجه‌ای برسند.



گفتنی است تلاش‌های خبرنگار ايلنا برای تماس با اداره کار شهرستان اسلامشهر برای پيگيری اين مساله همچنان بي‌نتيجه مانده است.




2 مرداد 1387    19:43

نظر شما
نام:   عبود
ای-ميل:   zedejang5@yahoo.com
11:13 4 مرداد 1387
با درود , زماني كه هيج منبع كاركري آتش زدن بخشي از كارخانه لاستيك البرز را تاييد نكردند و خبر آتش زدن لاستيك را منتشر كردند جرا بايد اين خبر توسط روشنكري منعكس يابد .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد :ايران دومين واردكننده بنزين در جهان است

همشهری: ايران با واردات سالانه 5 ميليارد دلار بنزين، پس از آمريكا دومين واردكننده بزرگ بنزين در سطح جهان است

نشريه كانادايى , گلوب اند ميل, در گزارشى اعلام كرد:‌ با توجه به اينكه ايران دومين واردكننده بزرگ بنزين در جهان پس از آمريكاست، واشنگتن دور جديد تحريم‌هاى خود را بر ممانعت از صادرات بنزين به ايران قرار داده است.



به نوشته اين نشريه، در ربع قرن گذشته ايالات متحده تحريم‌هاى اقتصادى مختلفى را عليه ايران اعمال كرده است كه اكنون آشكار شده كه اين تحريم‌ها اثر چندانى بر ايران نداشته است.



در گزارش گلوب‌اند ميل آمده كه واشنگتن در دور تازه فشارهاى خود عليه ايران علاوه بر محدوديت‌هاى بانكي، در پى قطع كردن صادرات بنزين به اين كشور است.



اين نشريه افزوده كه ايران با وجود اينكه چهارمين توليدكننده بزرگ نفت جهان است، اما توان توليدات پالايشگاهى اين كشور خصوصاً ظرفيت توليد بنزين و گازوئيل آن، بسيار محدود است و ايران در اين زمينه به واردات گسترده، وابسته است.



بر اين اساس، ايران 40 درصد بنزين مورد نياز خود را از كشورهاى خارجى و عمدتاً از اروپا، هند و ونزوئلا وارد مي‌كند. اين گزارش حاكى است، ايران در سال‌هاى اخير به‌طور متوسط حدود 5 ميليارد دلار صرف واردات بنزين كرد تا پس از آمريكا، دومين واردكننده بزرگ بنزين در جهان لقب بگيرد.



به نوشته اين نشريه، دولت بوش در تلاش است كشورهاى اروپايى را براى قطع صادرات بنزين به ايران متقاعد سازد تا بتواند ايران را در مذاكرات هسته‌اي، تحت فشار قرار دهد.



اين در حالى است كه مطالعات مفصل اقتصاددانان مؤسسه بين‌المللى پترسون در واشنگتن نشان داده كه از جنگ جهانى اول تاكنون دوسوم تحريم‌ها با شكست مواجه شده است.



اين مطالعات همچنين نشان مي‌دهد كه افزايش قيمت نفت، اهرم فشار آمريكا عليه ايران را به‌طور جدي، كاهش داده است چون تحريم صنعت نفت ايران، به شدت بازار جهانى نفت را به هم مي‌ريزد و موجب افزايش هزينه‌هاى اقتصادى در سراسر جهان مي‌شود




2 مرداد 1387    08:15

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد:دود ناشی از آتش در کارخانه لاستيک البرز فضای اطراف اين کارخانه را دربرگرفته است



اتحاديه آزاد کارگران ايران: کارگران لاستيک البرز در يازدهمين روز اعتصاب و در اعتراض به عدم توجه کارفرما و نهادهای دولتی به خواسته هايشان، اقدام به آتش زدن لاستيک در محل کارخانه نموده و در مقابل درب دژبانی در درون کارخانه تجمع کرده اند.



هم اکنون دود ناشی از آتش در کارخانه لاستيک البرز فضای اطراف کارخانه را در بر گرفته است و کارگران اين کارخانه مصمم هستند برای رسيدن به خواسته هايشان ضمن ادامه اعتصاب به اين شکل از اعتراض خود (آتش زدن لاستيک) ادامه دهند.



کارگران لاستيک البرز سه ماه است دستمزدهای خود را دريافت نکرده اند و کارفرما عليرغم گذشت چهار ماه از سال هشتاد و هفت، هنوز بن کارگری سال هشتاد و شش اين کارگران را پرداخت نکرده است.



ايميل: k.ekhraji@gmail.com



فاکس: 02144514795




2 مرداد 1387    02:00

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد:نيويورک تايمز منتشر کرد:محورهای مفاد سند غير رسمى ارائه شده از سوی رژيم در ژنو



فرارو: نيويورک تايمز در شماره روز سه شنبه با اشاره به سند غير رسمى ايران كه در مذاكرت 1+5 ژنو مطرح شد، برخى از مفاد اين سند غير رسمى را منتشر كرد.



به نوشته اين روزنامه، سبك اين سند با روش سخت‌گيرانه مذاكره‌كنندگان قبلى ايران بسيار متفاوت است.



به ئگزارش فارس ، نيويورك‌تايمز مي‌افزايد: اين سند غيررسمى خواستار دستكم سه دور ديدار با "خاوير سولانا" مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپايى شده است كه اين ديدارها با چهار ديدار در سطح وزارى خارجه ادامه خواهد يافت.



به علاوه اين ديدارها با توقف هرگونه تحريم عليه ايران هم در داخل و هم در خارج شوراى امنيت سازمان ملل آغاز خواهد شد.



بر اساس اين گزارش، سند غير رسمى ايران همچنين شامل هيچگونه محدوديت در توليد اورانيوم غني‌شده به عنوان موضوع اصلى اختلاف ميان تهران و غرب نيست.



اين نشريه آمريكايى مي‌افزايد: طبق اين سند، 1+5 از اشاره يا بحث درباره موضوعات مختلف كه به طور بالقوه مي‌تواند مانع پيشرفت مذاكرات شود، منع شده است.



نيويورك‌تايمز تصريح كرد: ايران در حالى در اين سند بر توقف تحريم‌هاى كنونى بين‌المللى عليه تهران تاكيد كرده كه از سوى ديگر تنها بر "توافق جامع" براى مشوق‌ها تمركز كرده است.



بر اساس اين سند غير رسمي، موضوع هسته‌اى ايران ديگر توسط شوراى امنيت يا شوراى حكام 35 عضوه آژانس بين‌المللى انرژى اتمى بررسى نخواهد شد و تنها خود آژانس بين‌المللى انرژى مي‌تواند موضوع ايران را بررسى نمايد.
2 مرداد 1387    02:07

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد:طلاب مشهدی برای برخورد با خودروهای حامل سگ و گربه مجوز گرفتند

اعتماد: بسيج و طلاب حوزه علميه مشهد در راستای طرح امنيت اجتماعی امکان برخورد با رانندگان متخلف را يافتند.



رئيس پليس امنيت اخلاقی خراسان رضوی گفت: بدحجابی جرم است و به همين دليل از طرح مبارزه با آن عقب نشينی نمی کنيم و اين طرح تعطيل هم نخواهد شد و آن را با قدرت ادامه خواهيم داد. به گزارش ايسنا ناصر نجاران در جمع خبرنگاران ادامه داد: در اين طرح به افراد زيادی تذکر داده شده و عده يی نيز دستگير شده اند، اما تعداد کمی از آنها به مراجع قضايی فرستاده می شوند.



بر اساس آمار در مشهد از هر هزار نفر تنها دو نفر به مراجع قضايی فرستاده شده و بقيه با تذکر متنبه شده اند و با تعهد عدم تکرار که در کامپيوتر ثبت می شود آزاد می شوند، اما اگر برای بار دوم دستگير شدند روانه مراجع قضايی می شوند که خوشبختانه تکرار اين عمل بسيار کم بوده است. وی با اشاره به اينکه طرح ارتقای امنيت اخلاقی طرحی ملی است، يادآور شد؛ اين طرح با همان کيفيت که در تهران و ساير نقاط کشور اجرا می شود در مشهد هم اجرا می شود و نتيجه خوبی تاکنون داشته است، زيرا بسياری از افراد از قانون بی اطلاع هستند و زمانی که از آن اطلاع پيدا می کنند ديگر چنين کاری را تکرار نمی کنند.



وی در مورد طرح مبارزه با خودروهای مزاحم گفت: با خودروهای سواری که حيوان حمل می کنند از جمله سگ و ميمون يا گربه برخورد خواهد شد. سرهنگ نجاران با بيان اين مطلب که در اين طرح کار به دو صورت است، افزود: در حالت اول به وسيله نيروهايی است که در سطح شهر با لباس شخصی تردد می کنند و موارد مشاهدات خود را برای پليس ارسال می کنند.



وی ادامه داد؛ در اين طرح از ارگان های زيادی کمک گرفته شده است اما تعداد قبوض محدود است و به طور مثال از نيروهای بسيج، حوزه علميه و دانشگاه هم استفاده شده که همگی اين افراد کاملاً قابل وثوق هستند. رئيس پليس امنيت اخلاقی خراسان رضوی خاطرنشان ساخت؛ در يک روش ديگر به صورت محسوس و با خودرو در خيابان توقف می کنيم. وی در رابطه با اقدامات پليسی پس از اعلام گزارش های مردمی گفت: دو نوع گزارش درخصوص منازل مزاحم وجود دارد، در حالت اول شکايت از باب مزاحمت و مظاهر علنی فساد است که اگر مواردی باشد مانند پارتی ها اين موارد سريعاً توسط کلانتری محل رسيدگی می شود اما گزارش هايی درخصوص فساد پنهانی وجود دارد که داخل منازل اتفاق می افتد که اگر بنا باشد با يک تلفن ماموران به داخل منازل بريزند کاری غيرقانونی و غيرشرعی انجام شده است اما اين توصيه را به شهروندان می کنيم که در صورت وجود چنين مساله يی موارد مشکوک را به پليس امنيت اخلاقی اطلاع دهند و ما تحقيقات لازم را انجام می دهيم و در صورت مثبت بودن برخورد خواهيم کرد و نيازی به حضور گزارش دهنده هم نيست.






2 مرداد 1387    03:55

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد:توقيف نشريه دانشجويی "ستارخان" در تبريز

خبرنامه اميرکبير: نشريه دانشجويی ستارخان که در مورد مسائل و مشکلات آذربايجان و بصورت ماهنامه در دانشگاه تبريز منتشر مي‌شد، توقيف شد.



توقيف اين نشريه بدون طی شدن روال قانونی آن و بدون اطلاع مديرمسئول اين نشريه، حسين اديبان و بدون حضور او در جلسه‌ بررسی تخلفات صورت گرفته است.



به گفته يکی از دانشجويان دانشگاه تبريز "فشار نسبت به اين نشريه دانشجويی از زمان انتشار اولين شماره های آن بوده است. بطوريکه نشريه، پس از شماره دوم خود در آبان ۸۴ با سنگ اندازی غيرقانونی مسئولين به مدت ۶ ماه منع انتشار شد و پس از انتشار شماره سوم آن در ارديبهشت ۸۵ با شکايت های رسمی حراست دانشگاه جامعه اسلامی دانشجويان و اطلاعات سپاه پاسداران آذربايجان شرقی مواجه و در تابستان ۸۵ مدير مسئول آن جهت دفاع از اتهامات به کميته ناظر نشريات دانشگاه تبريز احضار شد. ولی با وجود تبرئه و رفع اتهام همچنان از نشر مجدد آن ممانعت می گرديد."



وی افزود: "اخيرا با پيگيری های دانشجويان دانشگاه تبريز و مدير مسئول آن، شماره چهارم اين نشريه به همراه ويژه نامه ای در مورد اعتراضات دانشجويان در آذربايجان در خرداد ۸۷ منتشر شده بود که همان ويژه نامه بهانه ای برای توقيف آن شد."




2 مرداد 1387    03:57

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

2مرداد:اعتراض به ادامه بازداشت های خودسرانه در ايران

روشنگری: "کميته پيگيری بازداشت‌های خودسرانه" در اطلاعيه جديدی خواستار توقف روند بازداشت‌های خودسرانه در ايران شد. متن کامل اطلاعيه به شرح زير است:



"هر کس حق آزادی و امنيت شخصی دارد. هيچکس را نمی توان خودسرانه (بدون مجوز) دستگير يا بازداشت(زندانی) کرد. از هيچ کس نمی توان سلب آزادی کرد مگر به جهات و طبق آيين دادرسی مقرر به حکم قانون." ( بند يک از ماده ۹ ميثاق حقوق مدنی و سياسی)



"کميته پيگيری بازداشت‌های خودسرانه" پيش از اين بارها در اطلاعيه‌های خود، مراتب اعتراض خود را به بازداشت‌هايی که خارج از موازين قانونی و حقوق بشری صورت گرفته، اعل&