www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى:12خرداد//

12خرداد :دستگيری 1098 زن در تهران

12خرداد:دانشجوی زندانی در معرض خطر جدی شکنجه قرار دارد

12خرداد:يک سال پس از طرح امنيت اجتماعی سرانجام اراذل و اوباش چه شد؟

12خراد.دستگيری 11 نفر به عنوان عاملين تيراندازی به کاروان راهيان نور

12خرداد :تحصن كارگران چوب طالقانى به همراه اعضاى خانواده‌هاى خود در مقابل وزارت كار

12خرداد.دو خانواده بی خانمان زيرچادر در کنار اتوبان


12خرداد.لاريجانی بدون مخالف رئيس مجلس رژيم شد

12خرداد :آرايش فشن در تهران ممنوع است

12خرداد. تعطيلى کوى دانشگاه در 18 تير

12خرداد:بيست و هشتمين روز اعتصاب و اعتراضات كارگران نيشكر هفت تپه

12خرداد دونشريه ديگردردادگاه

12خرداد:عکسی از خودکشی يک پرتقال

12خرداد.ايران در رتبه 60 جذب گردشگر/کاهش 50 درصدی گردشگر خارجی در سال 85

12خرداد.نگرانی از وضعيت يک روحانی زندانی

12خرداد.اسقف توتو، کشيش سرشناس مبارز عليه رژيم آپارتايد،از مشاهده آثار محاصره و تحريم غزه ,شوکه شد,

12خرداد: چهار دانشجوی دانشگاه تبريز از تحصيل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند



12خرداد :دستگيری 1098 زن در تهران

نوانديش:اداره اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى استان تهران: تعداد يك هزار و 98 نفر از زنان بدحجاب دستگير شدند و از اين تعداد 954 نفر با اخذ تعهد كتبى آزاد و تعداد 114 نفر نيز با تشكيل پرونده تحويل مراجع قضايى شدند


12 خرداد 1387    19:51

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

12خرداد:دانشجوی زندانی در معرض خطر جدی شکنجه قرار دارد

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران: بنابه گزارشات رسيده خانم نازيلا دشتی 50 ساله زندانی سياسی سابق و از خانواده های کشتار 1367 و فرزند ايشان آقای هود يازرلو 21 ساله دانشجوی مديريت صنعتی دانشگاه معصومی قم روز شنبه 4 خرداد ماه بدون احضاريه و فقط با تماس تلفنی به شعبه 2 امنيت دادگاه انقلاب احضار شدند.آنها پس از چند ساعت انتظار توسط فردی به نام ضرغامی با تحقير و توهين به اطاق بازجويی اش برده شدند. اين فرد بدون رعايت کردن حداقل اصول اوليه رفتاری خانم دشتی را با نام کوچک و با فرياد احظار کردند و پس از مدت زمان کوتاهی فرزند ايشان را با همين شيوه به اطاق خود برد. وقتی که آقای يازرلو برای پاسخ دادن به بازجوئی ها، قصد نشستن بر روی يکی از صندلى ها را داشت با برخوردهای تحقير آميزی و وحشيانه ضرغامی مواجه گرديد و از نشستن او ممانعت به عمل آورد. ضرغامی با اين شيوه برخورد سعی داشت که خانم و آقای يازرلو را وادار به واکنش نمايد و نهايتا آنها را بازداشت کند که آنها با صبر و بردباری و متانت اين امکان را به او نمی دادند ولی ضرغامی به فرياد کشی ها و اهانت خود ادامه می داد.از طرفی ديگر موسوی رئيس اين شعبه در آنجا بود و باحالت تاييد سکوت اختيار کرده بود

ضرغامی با تهديد خطاب به آقای هود يازرلو گفت : بچه قبل از اينکه تو دنيا بيايی با بزرگاتون چه کارها که نکرديم، نمی دونی که سال 60 ما چه کار می کرديم، حالا من به تو نشون می دم که بفهمی يعنی چه. ضرغامی ادامه داد من از سن 19 سالگی و 22 سال است که در زندان کار می کنم. ضرغامی پس از اين تهديدها و رفتارهای غير انسانی و تاييد حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد بدون هيچ دليلی دستور بازداشت اين دانشجو را صادر کرد، واو را به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوين منتقل کرد. گفته های ضرغامی اعترافاتی است که او در گذشته بازجو و شکنجه گر بوده و در شکنجه زندانيان سياسی در دهه 60 نقش مستقيم داشته است که خود گواهی بر اين است که بازجويان سابق متصديان امروز دادگاههای انقلاب هستند.

انتقال آقای يازرلو به بند 209 و تهديدات ضرغامی عليه ايشان نشان ميدهد که او دستور شکنجه های جسمی و روحی اين دانشجو را صادر کرده است و او در معرض خطر جدی شکنجه های جسمی و روحی بازجويان وزارت اطلاعات قرار دارد.

از روز شنبه 4 خرداد ماه تا به حال از وضعيت و شرايط اين دانشجو هيچ خبری در دست نيست. مراجعات خانواده او به شعبه 2 امنيت تا به حال بی نتيجه بوده است. و جواب مشخصی به اين خانواده داده نشده است. اين خانواده درنگرانی فزاينده ای بسر می برند.

خانم نازيلا دشتی همراه با پسرشان آقای هود يازرلو سال گذشته برای ديدن خواهرشان که 25 سال موفق به ديدار ايشان نشده بودند عازم عراق شدند. خانم دشتی پس از ديدار با خواهرشان به ايران بازگشتند. در تاريخ 9 خرداد 1386 مامورين وزارت اطلاعات به منزل آنها يورش بردند ومقدار زيادی از وسائل اين خانواده که عبارت بودند از : کامپيوتر، کتاب، سی دی ،آلبوم های عکس خانوادگی را با خود بردند. در 22 خرداد 1386 خانم نازيلا دشتی و فرزندشان هود دشتی را دستگير و به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل کردند. پس از چند هفته بازداشت در سلولهای انفرادی بند 209 اوين باقرار وثيقه های سنگين آزاد شدند مبلغ وثيقه خانم دشتی 100 ميليون تومان و قرار وثيقه هود 200 ميليون تومان بود. در تاريخ 23 خرداد دکتر هانی يازرلو زندانيان سياسی سابق و از فعالين سياسی شناخته شده ايران هستند پدر خانواده و فرزند بزرگ ايشان را به مدت 6 ساعت تحت بازجوئی بازجويان وزارت اطلاعات قرار داشتند. خانم دشتی خواهر و برادر خود را که به نام های فريبا دشتی و هود دشتی در قتل عام های سال 1367 از دست داده اند.

. موسوی رئيس شعبه 2 امنيت و ضرغامی معاون او کسانی هستند که در پرونده سازی عليه دانشجويان زندانی 16 آذر و اذيت و آذر خانواده های آنها نقش مستقيم داشتند . اين افراد در هماهنگی با بازجويان وزارت اطلاعات در صدور حکم های قضائی برای قرار دادن فعالين دانشجوئی ، و زندانيان سياسی در سلولهای انفرادي، نوع بازجوئيها و فشارها را بر زندانی برای گرفتن اعترافات تحت شکنجه و پرونده ساری عليه آنها اقدام می کنند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران ، رفتارهای غير انسانی ،دستگيری خودسرانه و انتقال به سلولهای انفرادی بند 209 اوين جهت شکنجه را محکوم می کند و از سازمانهای جهانی حقوق بشری خواستار اقدامات فوری برای ممانعت از شکنجه اين دانشجوی زندانی است.




12 خرداد 1387    17:33

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

12خرداد:يک سال پس از طرح امنيت اجتماعی سرانجام اراذل و اوباش چه شد؟

کميته ی دانشجويی گزارشگران حقوق بشر:اوايل ارديبهشت ماه سال گذشته، سردار رادان فرمانده کل نيروی انتظامي، با اعلام طرحی به نام" امنيت اجتماعی" خبر از برخورد با افرادی داد که از آنان به نام " اراذل و اوباش" ياد می کرد. کمتر از يک هفته پس از اعلام فرمانده نيروی انتظامي، نيروهای سياه پوش با نقاب، درحالی که با خشونتی زياد، وارد منازل افراد می شدند، اقدام به بازداشت کسانی نمودند که به زعم نيروی انتظامی در رديف " اراذل و اوباش" قرار می گرفتند.

تصاوير منتشر شده از برخوردهای صورت گرفته، موج اعتراض فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را به دنبال داشت. با اين وجود، اين دستگيری های توام با خشونت، طی چند ماه در تهران و شهرستان های اطراف ادامه يافت.

در سالگرد اجرای اين طرح، گزارش زير به بررسی چگونگی انجام طرح و وضعيت کنونی بازداشت شدگان می پردازد.



اعتراض خانواده های بازداشت شدگان

خانواده ی بازداشت شدگان، که اغلب در جريان هجوم نيروهای انتظامي، مورد آزار قرار گرفته بودند و شاهد ضرب و شتم شديد فرزندانشان بودند، با مراجعه مکرر به دادگاه انقلاب و پليس امنيت خواهان اطلاع از وضعيت فرزندان خود شدند، با اين حال مسئولان از دادن پاسخ روشن به آنان خودداری کرده و با توهين و تهديد از آنها می خواستند که از ادامه پيگيری های خود منصرف شوند.

مادر ميثم لطفی می گويد: "در طی زمانی که ما در برابر پليس امنيت در ميدان سپاه تجمع می کرديم، تنها با توهين روبرو می شديم. به ما می گفتند پيگيری نکنيد، هيچ کدامشان زنده باز نمی گردند."



اينجا جهنم است

افراد دستگير شده، به سوله کهريزک انتقال يافتند و طی مدت بازداشت در آنجا روزهای کابوس واری را پشت سر گذاردند. بازداشت شدگان می گويند: " تا دو هفته ی اول آب آلوده با گازوئيل به ما می دادند و يک سيب زميني، جيره ی غذای روزانه مان بود." و شکنجه و ضرب و شتم وحشيانه ای که انگار تمامی نداشت. در اين ميان بودند کسانی که بيش از سايرين مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند، اين افراد را معمولا کسانی که پرونده های سنگين تری داشتند و يا افرادی که اسمشان از سوی ماهواره ها اعلام شده بود، تشکيل می دادند.

م.ل می گويد:" روز تولد حضرت زهرا، آمدند و ما را به صف کردند و گفتند می خواهيم از شما پذيرايی کنيم و سپس درحد مرگ کتکمان زدند. ابتدا ما را در حياط به صف کردند و يکی يکی به ميان جمع 20 نفره ی نقاب دارانی می بردند که آماده بودند برای ضرب و شتم ما، وقتی به اين دايره ی نقاب دار وارد می شدي، کمتر از 1 دقيقه طول می کشيد تا به هر آنچه کرده و نکرده ای اعتراف کني، هيچ کس نبود که فرياد غلط کردم را زير لگدها و باتوم های ماموران سر ندهد. يا اينکه لختمان می کردند و وادارمان می نمودند روی اسفالت داغ غلت بزنيم."

او ادامه می دهد، حداقل 10 نفر را با چشم خود ديده است که بر اثر اين ضرب و شتم ها و عدم رسيدگی پزشکی جان باخته اند. که از جمله اين افراد، پسری حدود 30 ساله است که ميثم لطفي، در هنگام مرگ وی حضور داشته است. او می گويد" کبدش ترکيده بود، و روی زمين پر از خون شده بود، و اطرافش پر از مگس و بوی تعفن بود. يکی از نگهبانان مرا صدا زد و از من خواست که روی جنازه اش آب بريزم، بعد هم او را لای پتويی پيچيدند و بردند."

يا دو برادر دوقلويی که پس از مرگ يکی از آنها، ديگری با تزريق آمپول ديوانه شد.

م.ل می گويد:" يکبار آمدند و 30 نفرمان را جدا کردند و گفتند می خواهيم به پرونده هايتان رسيدگی کنيم، بعد برگه های سفيدی را به ما دادند تا امضا کنيم و ما هم به ناچار آنها را امضا کرديم، سپس فهميديم که حکم اعداممان بوده است. آز آن پس هر بار که صدايمان می کردند، فکر می کرديم برای اعدام می رويم."

آنهايی که بازداشت در کهريزک را تجربه کرده اند، هنوز هم از يِاداوری آنچه بر آنان گذشت، به هراس می افتند. و مرتب می گويند:"چرا کسی از آنجا بازديد نمی کند، هنوز هم هستند کسانی که در چنان شرايطی زندگی می کنند، پس مدافعان حقوق بشر کجا هستند. آنجا جهنم است، آنجا آخر دنياست"



قفس های شير

نگهداری متهمان در سوله کهريزک، در قفسهايی است که به آن قفس شير می گويند، در هر قفس حدود 40-50 نفر نگهداری می شوند، بدون هيچ گونه امکانات بهداشتی. بطوريکه نگهبانان برای فرار از بوی تعفن و آلودگي، ناچار به استفاده از ماسک می باشند.

م.ل می گويد:" نگهبانان برای تحقير زندانيان، هرازگاهی با تمسخر از ما می پرسيدند که هنوز هم شير هستيد، و ما در جواب می گفتيم که ديگر موش شده ايم، آزادمان کنيد."



اعدام مصنوعی

کسانی که مطابق با ليست نيروی انتظامی به اعدام محکوم شده بودند، حداقل يکبار تا پای چوبه دار برده شدند. ميثم لطفي، حسين عشرتي، هانی خواندار، حامد اکبری و .. کسانی هستند که اعدام مصنوعی را در طی اين مدت تجربه نمودند. هانی خواندار در ملاقاتی به مادرش گفته است که 3 بار ساعت 4 صبح او را تا پای چوبه دار بردند، و پس از اينکه قران زير بغلش گذراده و چشمانش را بستند، دوباره به بند بازگرداندند.

بازداشت شده ی ديگری می گويد:" ما را برای اعدام می بردند، در حالی که پيش از ما عده ای را اعدام کرده بودند، اينطور وانمود می کردند که ما نفرات بعدی هستيم.. حتی از پله ها بالا می رفتيم، اما.."

با اين حال اعتراضات گسترده فعالان حقوق بشر، منجر به اين شد که دادگاه انقلاب احکام اعدام خود در مورد تعدادی از بازداشت شدگان را به اجرا در نياورد. اما برای از بين بردن اين افراد، روش های ديگری انديشيده شده بود.

هانی خواندار می گويد:" يک شب، در نيمه های شب، سه مأمور مرا به بيابان بردند و بعد از اينکه دستها و پاهايم را باز کردند، از من خواستند تا فرار کنم!." ديگر بازداشت شدگان نيز اين حرف را تاييد می کنند، آنها می گويند:" نيروی انتظامی قصد داشت ما را اين گونه بکشد و سپس طوری وانمود کند که ما در حال فرار بازداشت شده ايم."

با اين حال پس از آزادی از زندان نيز، تعدادی از افراد ياد شده به بهانه های مختلف مورد اصابت گلوله قرار گرفته و جان باخته اند و در اين ميان، خانواده های اين افراد وادار به سکوت شده اند.



حقوقدانان چه می گويند"



نيروی انتظامی به جز موارد برخورد با جرايم مشهود، حق بازداشت واحضار هيچيک از شهروندان را ندارد. جرم مشهود يعنی هنگامی که جرم در حضور ماموران پليس اتفاق بيفتد. ماموران پليس تنها در چنين صورتي، آنهم چنانچه بلافاصله پس از وقوع جرم، مجرم را در حال فرار ببينند، اجازه بازداشت دارند. "

حقوقدانان معتقدند، از انجا که واژه" ارذل و اوباش" هيچ تعريف مشخص حقوقی ندارد و مطابق با ماده 2 مجازات اسلامی که بر قانونی بودن جرم و مجازات تاکيد کرده و اعلام ميدارد:" هر فعل يا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب می شود."، عملکرد نيروهای انتظامی در برخورد با افراد مذکور و اطلاق عنوانی به نام اراذل و اوباش به آنان، غيرقانونی است.

مطابق با اعلاميه جهانی حقوق بشر، انسان دارای کرامت است، و هيچ مقامی حق ندارد حيثيت و کرامت انسانی افراد را از بين ببرد. اصول 21 و 22 قانون اساسی نيز با تاکيد بر احترام به کرامت انسانی افراد، رفتارهايی راکه موجب تعرض به حيثيت افراد جامعه شده و حقوق مادی و معنوی آنها را مخدوش مينمايد زير سئوال برده است.

ماده 6 اعلاميه جهانی حقوق بشر،عنوان می کند که " هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی او در همه جا به عنوان يک انسان در مقابل قانون محترم شناخته شود." همچنين ماده 5 اين اعلاميه نيز هرگونه اعمال ظالمانه،شکنجه و رفتاری را که برخلاف انسانيت و شئون بشری باشد، منع کرده است." حال آنکه در برخوردهای صورت گرفته از سوی نيروی انتظامی نه تنها کرامت ذاتی انسان ناديده انگاشته شده، بلکه نيروهای مزبور، پيش از آنکه متهمان در دادگاه های صالحه مورد محاکمه قرار گرفته و جرمشان اثبات شود، اقدام به برخوردهای خشن، شکنجه، و حبس افراد نموده اند.

بنا بر اعلام نيروی انتظامي، از شمار کسانی که در جريان طرح مبارزه با اراذل و اوباش بازداشت شدند، شماری بی گناه بوده اند که پس از تحمل دو ماه شرايط طاقت فرسا در زندان کهريزک آزاد شدند.



سرانجام اراذل و اوباش چه شد

از ميان بازداشت شدگان سال گذشته، هم اکنون هانی خواندار و حامد اکبري، پس از گذشت حدود 14 ماه همچنان در بند 2-الف( بند اطلاعات سپاه) نگهداری می شوند، و از شرايط پرونده آنان اطلاعی در دست نيست.

افراد آزاد شده از سوله کهريزک نيز خبر می دهند که تعدادی از اين بازداشت شدگان سال گذشته، همچنان در کهريزک نگهداری می شوند.

مادر هانی خواندار که به دليل پيگيری های متعدد خود برای روشن شدن وضعيت فرزندش، به مدت 1 ماه بازداشت و در بند سپاه به سر برد، با ابراز نااميدی نسبت به رسيدگی عادلانه به پرونده پسرش می گويد:" همه مواردی که در پرونده هانی وجود دارد، اتهام است و هيچ کدام ثابت نشده است." هانی خواندار که در مدت بازداشتش در بند سپاه دچار بيماری "گری" شده است، در اخرين ملاقات خود به مادرش گفته است که در صورت انتقالش به بند عمومي، قرار است از سوی زندانيان ديگر کشته شود.!

افرادی که با قيد وثيقه از زندان آزاد شدند، با تشکيل پرونده هايی در پايگاه امنيت، می بايست هفته ای يکبار خود را به مقر نيروی انتظامی معرفی کرده و امضا بدهند. اين پرونده ها بر اساس ميزان جرايم فرد، رنگ هايی چون قرمز، زرد و يا سبز دارد که افراد با پرونده ی قرمز، اعدامی هايی هستند که از زندان آزاد شده اند.

فرزندانتان را نجات دهيد

يکی از بازداشت شدگان می گويد:" زمانی که هانی خواندار وحامد اکبری را از دادگاه انقلاب به زندان می بردند، آنها سرشان را از پنجره ماشين بيرون آوردند و فرياد می زدند:" مادرها فرزندانتان را نجات دهيد، همه آنها دارند در کهريزک می ميرند." و سپس با ضربات مشت و لگد ماموران ساکت شدند.



آنها ديوانه اند..



مادر ميثم لطفي، می گويد:" بچه هايی که از اين دوره بازداشت، آزاد شده اند، کسانی که کهريزک را ديده اند، هيچ کدام حالات عادی يک انسان را ندارند. همه ی آنان دچار اختلالات شديد روحی و روانی شده اند." او ادامه می دهد:" آنها همگی ديوانه شده اند و حالا از سايه خود نيز می ترسند."

مادرهانی خواندار نيز می گويد:" نمی دانم، وقتی پسرم پس از اين مدت فشار و شکنجه از زندان آزاد شود، چگونه توان بازگشت به اجتماع را دارد، نمی دانم او ديگر می تواند انسان باشد يا نه؟!"



اعلام طرح جديد نيروی انتظامی

با اعلام طرح جديد نيروی انتظامي، اکنون علاوه بر اين ارگان، نيروهای بسيج نيز می توانند وارد عمل شده و اقدام به برخورد با شهروندان نمايند.

تعدادی از خانواده ها می گويند، که نسبت به اين طرح بسيار مضطربند، چرا که نگرانند، اين نيروها به تعمد گزارشهای خلاف واقع در مورد فرزندانشان به مقامات امنيتی بدهند و در آن صورت، می بايست دوباره شاهد بازداشت های غيرقانونی باشيم.

اين گمانه ها زمانی قوت می گيرد، که بازداشت شدگان در مراجعات هفتگی خود به پليس،گزارش هايی را در پرونده خود می بينند، که از سوی نيروهای بسيج محلی به پايگاه امنيت ارسال شده است.

اين گزارش های غيرواقعي، در طی هفته های گذشته موجبات بازداشت 48 ساعته شماری از افراد موسوم به ارذل واوباش را فراهم آورد.




12 خرداد 1387    17:01

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

12خراد.دستگيری 11 نفر به عنوان عاملين تيراندازی به کاروان راهيان نور

خبرگزارى فارس

به دنبال پيگيري‌ها واقدامات اطلاعاتى - عملياتى سربازان گمنام امام زمان (عج) در اداره كل اطلاعات استان خوزستان، عاملين تيراندازى به كاروان راهيان نور شناسايى و دستگير شدند.





به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از روابط عمومى وزارت اطلاعات، عاملين اين جنايات تروريستي، در فروردين‌ماه سال جارى با تيراندازى به اتوبوس راهيان نور در محور سوسنگرد - هويزه و منطقه حميديه باعث به شهادت رساندن امام جمعه موقت شهرستان تايباد از توابع استان خراسان رضوى و مجروح نمودن 7 نفر از هموطنان شده بودند.

بر اساس اين گزارش، مامورين وزارت اطلاعات با اشراف اطلاعاتى بر منطقه، در چند عمليات موفق شدند 11 نفر از عوامل باند تروريستى مزدور و وابسته به بيگانه را دستگير كنند.








12 خرداد 1387    16:55

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

12خرداد :تحصن كارگران چوب طالقانى به همراه اعضاى خانواده‌هاى خود در مقابل وزارت كار

دسترنج: كارگران كارخانه صنايع چوب طالقاتى به همراه اعضاى خانواده‌هاى خود صبح امروز در اعتراض به 17 ماه بي‌حقوقى در محوطه ساختمان وزارت كار و امور اجتماعى متحصن شدند.

به گزارش دسترنج، در اين تحصن كه تا لحظاتى پيش ادامه داشت، نزديك به ۲۰۰ مرد و زن و كودك در آن شركت داشتند و تحصن كنندگان از وزير كار خواستند تا براى پاسخگويى درجمع آنها حاضر شود.

يكى از كارگران تحصن كننده گفت: از وزير كار انتظار داريم تا در مورد اقدامات ۱۷ ماه گذشته مديران اين وزارت خانه پاسخگويى كارگران چوب طالقانى باشد.

كارخانه صنايع چوب طالقانى كه با ۵۳ كارگر در منطقه احمدآباد واقع شده است و يكى از واحدهاى سازنده مبلمان و در و پنجره‌هاى چوبى محسوب مي‌شود، در ۱۷ ماه گذشته تعطيل بوده است و مطالبات كاركنان آن پرداخت نشده است.

به عقيده كارگران از اواخر سال ۸۵ كه پاى برخى از مديران ارشد وزارت كار و امور اجتماعى به بهانه پرداخت تسهيلات به اين كارخانه باز شد، مشكلات موجود به تدريج آغاز شد.

يكى از كارگران گفت: در اواخر سال ۸۵ مالك خصوصى كارخانه در ازاى دريافت تسهيلات، با يك قرارداد صورى ۶۰ درصد كارخانه را در اختيار يكى از مسوولان ارشد وزارت كار قرار داد. اما هيچ گاه اين تسهيلات پرداخت نشد.

وى گفت: به دليل پرداخت نشدن تسهيلات، از مدتى قبل اين قرارداد صورى لغو شد و اداره كارخانه دوباره به مالك اولى واگذار شد.

تحصن امروز كارگران چوب طالقانى در حالى بود كه به گفته كارگران، چندى پيش نيز اين كارگران در مقابل ساختمان مركزى اين كارخانه و در مقابل استاندارى تهران تجمع كردند كه در هر بار برخى از كارگران از روى نااميدى قصد خودسوزى و خودكشى داشتند.




12 خرداد 1387    15:55

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

12خرداد.دو خانواده بی خانمان زيرچادر در کنار اتوبان

خبرگزارى فارس: اگر از كنار اتوبان صياد شيرازى عبور كرديد، كناره‌هاى آن را با دقت ببينيد، جايى كه 2 چادر رنگ و رو رفته و كهنه در دو طرف خيابان علم شده است، زير هر يك از اين چادرها خانواده‌اى 4 نفره زندگى مي‌كند، يكى 50 روز و ديگرى يك‌ سال.





به گزارش خبرنگار اجتماعى فارس، كنار اتوبان صياد رو به شمال بالاتر از ميدان سبلان، در دو سوى بزرگراه دو چادر برپاست، سمت راست محمد با زن و دو بچه 50 روز است كه پس از جواب شدن از سوى صاحبخانه در چادر ساكن شده است، كمى آن طرف‌تر آن سوى خيابان محمود زير چادر كهنه سبز رنگش اطراق كرده است پسرش را به بهزيستى سپرده و با زن و دختر 11 ساله‌اش روز را به شب و شب را به صبح مي‌رساند.

محمود حميدوند 41 سال دارد اما صورت تكيده و دندان‌هاى شكسته‌اش پيرتر نشانش مي‌دهد، صدايش گرفته است، مي‌گويد: بچه همين خيابان سبلان هستم، 3 ماه است كه اينجا با خانواده‌ام زير چادر زندگى مي‌كنيم، البته بيش از يك سال است كه در به دريم و جا‌به‌جا مي‌شويم، تابستان‌ها كنار خيابان زير چادر زندگى مي‌كنيم و زمستان‌ها هر چند شب خانه يكى مي‌رويم.

محمود خودش را كارگر ساده ساختمان معرفى مي‌كند و اضافه مي‌كند: پسر 10 ساله‌ام را از زور ندارى به بهزيستى سپرده‌ام، 2 سال است كه پسرم در بهزيستى است، دخترم هم تا چند وقت پيش خانه مادرزنم بود اما الآن مادرزنم هم چون مستاجر است دچار مشكل شده است و مجبورم او را هم پيش خودم اينجا به چادر بياورم.

وى ادامه مي‌دهد: از خيلي‌ها تقاضاى كمك كرده‌ام، كميته امداد رفتم، ‌گفتند اگر زنت طلاق بگيرد ماهى 25 هزار تومان به او مستمرى مي‌دهيم، خيلى دويديم اما نتيجه نداد، هر چى داشتيم در اين مدت بردند، حتى شناسنامه‌هايمان را هم بردند. نرفتم كلانترى و ثبت احوال دنبال شناسنامه، پول مي‌خواهد و من ندارم.

وى مي‌گويد: در تمام 41 سال زندگي‌ام حتى100 هزار تومان هم وام نگرفته‌ام، حالا هم اگر وام بخواهيم ضامن معتبر و هزار جور سند و مدرك مي‌خواهد كه من ندارم، اين جور وام‌ها مگر براى امثال من نيست، من از كسى توقع ندارم، طلبكار كسى نيستم، خودم زمين خورده‌ام و بايد بلند شوم اما اگر به من وام بدهند، حاضرم كار كنم و پس بدهم.

محمود در ادامه مي‌گويد: مشكل من ندارى است، آخرين جايى كه در خانه زندگى كردم، بهارستان بود، آن قدر هزينه زندگى بالا بود كه نتوانستم ادامه دهم، قبض برق و آب 60 هزار تومان آمده بود‌ اما من فقط يك لامپ و يك تلويزيون سياه و سفيد داشتم، يك شير آب هم بود كه چند خانواده از آن استفاده مي‌كرديم، 60 هزار تومان پول زيادى بود.

وى اضافه مي‌كند: دزدى كه نمي‌توانم بكنم، يعنى مي‌توانم اما آيا درست است، اينجا هم در اين 3 ماهى كه زندگى مي‌كنم، فقط يك‌بار مأمور شهردارى آمد و اسم و مشخصات ما را نوشت و رفت، 15 روز پيش هم يك خانم از شهردارى آمد و گفت نگران نباشيد حل مي‌شود‌ اما خبرى نشد.

آن طرف خيابان محمد با زن و 2 فرزندش زندگى مي‌كند، ,محمد . الف,، مي‌گويد: بچه همين تهران هستم، خيابان سبلان نزديك موتور آب زندگى مي‌كرديم، 50 روز پيش صاحبخانه، خانه‌اش را خواست و تخليه كرديم بعد از آن ديگر نتوانستم خانه‌اى بگيرم، هر جا مي‌روم، مي‌گويند 2 ميليون ماهى 150 هزار تومان، من هم ندارم، الآن كه ديگر هيچى ندارم، مجبورم بيايم اينجا در چادر زندگى كنم.

او نيز خود را كارگر ساده ساختمان معرفى مي‌كند و ادامه مي‌دهد: همه اسباب زندگي‌ام را شهردارى برد، حتى كفش زنم را هم بردند، پسرم كلاس دوم راهنمايى است، دخترم هم مدرسه مي‌رود، مجبورم اينجا كنار زنم بمانم كه تنها نباشد، كار نمي‌توانم بكنم. درآمدى ندارم.

محمد مي‌گويد: هر چه تلاش كرديم ديگر شهردارى اسباب زندگي‌ام را پس نداد و الآن همه دارايى ما همين‌هايى است كه زير چادر مي‌بينيد، من هيچى ندارم، به مسئولان بگوئيد، مجبوريم، هيچ كس نمي‌خواهد با آبرويش ‌بازي‌ كند يا اين وضع زندگى ناموسش باشد‌. چرا كسى كمكمان نمي‌كند.






12 خرداد 1387    16:57

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

12خرداد.لاريجانی بدون مخالف رئيس مجلس رژيم شد

فارس



به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزارى فارس على لاريجانى تنها كانديداى رياست مجلس هشتم در راي‌گيرى به عمل آمده در جلسه علنى صبح امروز يكشنبه مجلس از مجموع 259 رأى مأخوذه حائز 237 راى موافق شده و به رياست مجلس برگزيده شد.

در راي‌گيرى به عمل آمده 22 نماينده نيز راى ممتنع دادند و به اين ترتيب لاريجانى بدون راى مخالف به رياست مجلس برگزيده شد.






12 خرداد 1387    16:05

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

12خرداد :آرايش فشن در تهران ممنوع است

به گزارش برنا، به تازگى بخشنامه‌اى از سوى اتحاديه صنف آرايشگاه هاى مردانه در پايتخت ابلاغ شده است که بنابر آن تمامى آرايشگران را از کوتاه کردن موى مردها طبق مدل‌هاى نامناسب و همچنين پيرايش خلاف عرف و هرگون&#