www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

نه انقلاب مخملي، نه انقلاب توئيتري، بلکه...

جنبش توده ای که در چند هفته گذشته برپا شد سی سال است که در حال شکل گیری . عکس از اعتراضات در شیراز

http://www.roshangari.net/
جنبش توده ای که در چند هفته گذشته برپا شد سی سال است که در حال شکل گيری است

روشنگری.ارسال اخبار، تصاوير و ويديوها از طريق اينترنت در جريان مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران بعد از کودتای انتخاباتی رژيم، توانست سد سانسور را بشکند و سياست رژيم را برای در انزوا قرار دادن و سرکوب جنبش دور از چشم مردم شکست دهد. اما تقليل مبارزات مردم در اين دوره به استفاده از اينترنت باعث ميشود خصلت اصلی و مهم تر حرکت مردم ايران ناديده گرفته شود. بايد توجه داشت در شرايط ايران و زيرفشار سنگين سرکوب رژيم، حتی همين کار يعنی به خدمت گرفتن وسايل ارتباطی نوين جهت در هم شکستن سد سانسور، مستلزم تلاش دلاورانه و تقبل خطرهای بزرگ است. اين دلاوری از توان شگرف يک جنبش واقعی توده ای نشات گرفته که روی شانه اقشار وسيعی از توده های مردم اعم از طبقات زحمتکش و متوسط، زنان، دانشجويان و ديگران برپا شده است. Reese Erlich که خود به عنوان گزارشگر در ايران بوده است، در مقاله زير ميکوشد با کمک مشاهدات خود اين واقعيت را توضيح دهد.ارليش در اين مقاله هم مثل مقاله قبلی اش [که در همين ستون ترجمه شد] اين نظر را که جنبش کنونی جنبش ,بالای شهری, هاست رد کرده و ترکيب متنوع و حضور گسترده قشر زحمتکش در آن را مورد تاکيد قرار ميدهد.

***
ايران يک ,انقلاب توئيتری, را از سر نمی گذراند. اين اصطلاح ويژگی ها و اهميت جنبش توده ای را که در ايران در حال تکامل است نشان نداده و کاهش ميدهد.
همه چيز اينگونه آغاز شد: حکومت ايران از سفر خبرنگاران خارجی به بيرون بدون اجازه مخصوص جلوگيری کرد و بعد آنها را در اتاق ها و دفاتر هتل های شان محصور کرد. CNN و بقيه شبکه های کابلی در جستجوی راهی برای نشان دادن تظاهرات عظيم و سرکوب حکومت به شدت به تب و تاب افتادند.از اين رو در شرايط استيصال به سايت های اينترنتی مثل فيس بوک و توئيتر روی آوردند تا اخباری به دست بياورند. از آنجا که گزارشگران بيشتر اطلاعات خود را از ويديوهای يوتيوب و توئيتر به دست می آوردند، مضمون ,انقلاب توئيتری, خلق شد.

ماخبرنگاران عاشق عبارات جذاب هستيم، و توئيتر که حالا در غرب در اوج است، کلمه مناسبی است. اين اصطلاح گيراست ولی شديدا گمراه کننده هم هست.
اولا اکثريت بزرگی از ايرانيان دسترسی به توئيتر ندارند. من وقتی در تهران گزارش می دادم، شخصا با کسی برخورد نکردم که مرتبا از آن استفاده کند. رقم نسبتا کوچکی از جوانان که توانايی اقتصادی دارند از آن استفاده ميکنند. اما بخش بزرگ تری به اينترنت دسترسی دارند. به هر حال در آغاز بيشتر تظاهرات ها يا از طريق انتقال دهان به دهان، يا به کمک تلفن های موبايل و پيامک ها سازمان داده شد.

ولی حتی,انقلاب اس.ام.اس, هم آن حالت ژيگولويی را که به نظر ميرسد ندارد بويژه وقتی که مجبور باشيد آنرا روی يک کی بورد نازک تايپ کنيد.

مهم تر اين است که تلويزيون های شبکه اي، آگاهانه يا ناآگاهانه حاميان جنبش را به کسانی که از توئيتر استفاده ميکنن منحصر ميکنند. من شاهد آن بودم که ده ها هزار نفر از جوانان در روزهايی که به انتخابات منتهی شد بطور خودبخودی به کارزارهای خيابانی آمدند. بسياری از آنها هرگز از توئيتر استفاده نکرده بودند.
احساس رضايت جمعی آنها نه فقط به خاطر شرکت در کارزار انتخاباتی موسوی اصلاح طلب، بلکه به خاطر اين بود که بعداز سال ها برای نخستين بار ميتوانستند آزادانه نظر خود را بيان کنند. وقتی حکومت فقط دو ساعت بعد از پايان رای گيری احمدی نژاد محافظه کار را برنده اعلام کرد، مردم از شدت خشم به جوش آمدند.

طی چند روز بعد از آن صدها هزارنفر از ايرانی ها به خيابان های تهران و ساير شهرهای سراسر ايران ريختند. آنها دهان به دهان، يا بوسيله تلفن راه پيمايی های سکوت را سازمان دادند، زيرا حکومت ارسال پيامک را قبل از انتخابات قطع کرده بود. برخلاف تصور عمومی که ايجاد شده، در اين تجمع ها همه شرکت داشتند از زنان چادری تا کارگران و روحانيون، نه فقط کسانی که از توئيتر استفاده ميکنند. راه پيمايی های خود بخودی در جنوب تهران برپا شد که مشخصا بخش فقير نشين تر است و اين گمان ايجاد شده است که بايد پايگاه احمدی نژاد باشد.

اين جنبش در درجه اول يک جنبش اصيل توده ای متشکل از دانشجويان، کارگران، زنان و طبقه متوسط است. جنبش ممکن است به اندازه کافی قوی نباشد که امروز نظام را سرنگون کند، ولی بذر مبارزات آينده را می کارد.

ايرانيان نخست عليه چيزی که آنرا تقلب گسترده در آراء ميدانستند اعتراض می کردند، ولی جنبش به سرعت در عمق و دامنه گسترش يافته و متحول شد. در هفته بعد از انتخابات 14 ژوئن ميليون ها ايرانی منفذی برای ابراز 30 سال خشم فروخورده خودعليه يک رژيم سرکوبگر باز کردند.
جوانان ايرانی بويژه از اين امر نفرت دارند که احمدی نژاد حامی ميليشای مذهبی است که به دختران و پسران جوانی که در خيابان ها گردش می کنند يا به زنانی که موهای شان را به اندازه کافی زير حجاب نپوشانده اند حمله می کنند.
کارگران از رشد 24 درصدی تورم که دستمزد واقعی آن ها را می بلعد متنفرند.
فعالان مستقل اتحاديه ای برای دستمزد مناسب و حق سازمان يابی می جنگند.

بعضی از معترضين خواهان نوعی حکومت ميانه روتر اسلامی هستند. ديگران خواهان جدايی دين از دولت و بازگشت به دموکراسی پارلمانی هستند. همه آنها به خوبی ميدانند که وقتی ايران يک نظام پارلمانی واقعی تحت رهبری دکتر مصدق داشت، سيا آنرا در سال 1952 سرنگون کرد تا شاه را به عنوان ديکتاتور برجای آن مستقر کند. من يک ايرانی نديدم که خواهان دخالت آمريکا باشد. اين جور بحث ها مخصوص محافل واشينگتن است.

بعضی از دوستان ايرانی از من می پرسيدند چرا سيدعلی خامنه ای با تمام قوا پشت احمدی نژاد ايستاد در حاليکه رياست جمهوری او چنين هزينه های سنگينی در داخل و خارج بر کشور تحميل کرده است.
خامنه ای نخست به اين دليل از احمدی نژاد حمايت کرد که نظرات ايدئولوژيک و مواضع سياسی آنها مشترک است. بعد رهبران مذهبی بالامقام جنبش توده ای را که حول کارزار موسوی بوجود آمد تهديد مستقيم برای ثبات و دوام حکومت در آينده ارزيابی کردند.

از 21 ژوتن مقامات بالای مذهبي، نظاميان و سرويس ها اطلاعاتي، تمام دستگاه های خود را بطور کامل بسيج کرده اند تا جنبشی را که برای تحول اجتماعی و اقتصادی بوجود آمده در هم بشکنند.

جنبش توده ای که در چند هفته گذشته برپا شد سی سال است که در حال شکل گيری است. اين يک انقلاب توئيتری نيست، يک انقلاب مخملی از آن نوع که در اروپای شرقی شاهدش بوديم نيست.


منبع:
http://www.zmag.org/znet/viewArticle/21814


   28 تیر 1388    20:42


نظر شما
نام:   alireza Nazeri
ای-میل:   alnazeri@hotmail.com
03:51 16 بهمن 1388
Any movement requires certain elements to form its infrastructure and becomes a united front. A movement without vision, specified objectives, and lack of risk management, will eventually lose its potential. The green movement does not qualify itself as a well defined and a progressive front because the leaders did not draw a path of what to expect from the movement! The goals for immediate future are cloudy and stakeholders do not receive a clear message and its outcome. The struggle can not hold to its promises simply to the lack of proper leadership. The different layers of the stakeholders are evolved with their motion and follow their instinct rather than the fact that a plane without an engine can not fly high ground.

نام:  
ای-میل:  
20:21 14 مرداد 1388
این نکته خیلی مهمی است که باید همه به آن توجه و حساسیت نشان دهند. کسی که جنبش سبز را انقلاب توئیتری می نامد هیچ درکی از حرکت مردم ندارد. در اوایل جنبش، کسانی که در خارج از کشور زندگی می کردند از سر ناآگاهی دائما نام انقلاب توئیتری را بر زبان می آوردند، ولی خوشبختانه این روزها از این لفظ کمتر استفاده میشود.

نام:  
ای-میل:  
23:21 30 تیر 1388
سيا مصدق را در سال 1952 سرنگون کرد?


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

بازگشت
آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
19خرداد.«انگيزه» های مادی و معنوی فرماندهان سپاه در دفاع از «نظام» 2010‑06‑09
سرکوب دگرانديشي، زندانی شدن ناعادلانه صدها بيانيه مطبوعاتی عفو بين الملل در سالگرد 22 خرداد
 2010‑06‑09
1فروردين.فيلم و متن کامل پيام نوروزی کروبی 2010‑03‑21
*هاشمی رفسنجانی در سالنامه بهار 2010‑03‑21
29اسفند.پيام نوروزی مهدی کروبی:اگر نظام فرد يا دسته خاصی..است، ما مخالف اين جور نظام هستيم. 2010‑03‑20

اخبار ومقالات مربوط به انتخابات ریاست جمهوری رژیم اسلامی در روشنگرى(كليك كنيد)


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد