|
|||||||||
| |||||||||
|
ببين تفاوت ره ازکجاست تابه کجا
روشنگری.بسياری از وقايع نابابی که در جهان ميگذرد، وقتيکه در قياس با اوضاعی قرار بگيرد که در ايران برقرار است، ديگر چندان وخيم به نظر نمی آيند. متاسفانه. شرکت باراک اوباما در برنامه ی شومن معروف آمريکايی جی لنو در شب قبل از نوروز ايرانی و اتفاقی که در آن افتاد يکی از موارد مناسب برای قياس را فراهم آورد. با اين که روال برنامه ی جی لنو به گونه ای است که دعوت شدگان به مصاحبه ظاهرا ,يک لحظه خصوصی, را با تماشاچيان ميگذرانند، امااوباما در اين برنامه تلاش کرد سياست دولت خود در مورد کمک های عظيم ميلياردی به شرکت های ورشکسته مالی و در واقع بزهکاران مالی را توجيه کند، آن هم در حالی که رسوايی پرداخت ميليون ها دلار ,انعام, به مديران بدکردار AIG توسط خودشان از منبع کمک های مالی دولت، آمريکايی ها را به شدت به خشم آورده است و موردی ديگر از رسوايی های مالی اخير آمريکا را بوجود آورده است. اما يک اتفاق ديگر در اين برنامه مساله دفاع اوباما از برنامه کمک دولتی را تحت الشعاع قرار داد. اين اتفاق در يکی از همان ,لحظه های خصوصی, روی داد. ماجرا از اين قرار بود که جی لنو از اوباما که بسکت علاقه دارد می پرسد آيا بين بازی های بسکت وقت کرده از سالن معروف بولينگ کاخ سفيد ديدن کند. اوباما در پاسخ خود ميگويد او خودش هم بولينگ بازی کرده است. وقتی لنو از او در مورد ميزان پيشرفت در بولينگ سوال ميکند، اوباما چنان رکورد پائينی را ذکر ميکند که موجب خنده تماشاچيان ميشود. در اينجاست که اوباما ,گاف, ميدهد و در توضيح رکورد کم خود مثلا با ,فروتنی, ميگويد:, يک چيزی مثل المپيک ويژه,. المپيک ويژه مثل پاراالمپيک مخصوص رقابت بين قهرمانان معلول است. در اولی کسانی شرکت ميکنند که کم توانی آنها به مشکلات فيزيکی مربوط است، در المپيک ويژه قهرمانانی شرکت ميکنند که با مشکلات ذهنی مثل داون سندروم به دنيا آمده اند. ,گاف, اوباما بلافاصله غوغا برپا کرد. نخستين کسانی که متوجه اشتباه لپی او شدند مشاوران خود او بودند. حتی قبل از اينکه شو روی آنتن فرستاده شود،اوباما شخصا به تيم شريور رئيس المپيک ويژه تلفن زد و عذر خواهی کرد. بلافاصله بعد از آن کاخ سفيد طی بيانيه ای رسما اين اشتباه را پس گرفت و اظهار تاسف کرد. بعد اوباما جامعه معلولين را برای بازی بسکت يا بولين به کاخ سفيد دعوت کرد. با اينکه تام شريور به تلويزيون ای بی سی رفت و گفت اوباما در تلفن به نحوی موثر عذرخواهی کرده و گفته که قصد توهين به معلولين را نداشته است، اما واکنش به ,گاف, اوباما گسترده بود و خبرنگار نشريه اينديپندنت در لس آنجلس نوشت، شو که تا هنگام اشتباه لپی اوباما خوب پيش رفته بود، به يک ,فاجعه روابط عمومی, برای اوباما تبديل شد. او اضافه کرد همين نوع فاجعه بود که وقتی اوباما اعلام کرد در اين برنامه شرکت ميکند منتقدين پيش بينی آن را ميکردند. از زمان جان اف کندی هيچ رئيس جمهوری حاضر نشده بود در اين برنامه شرکت کند و حالا نيز برخی از منتقدين پيش بينی کرده اند که ممکن است نخستين حضور او در شو احتمالا آخرين آن هم باشد. شوی جی لنو در سراسر جهان ديده ميشود. در برنامه شب پنج شنبه قبل از نوروز دو نکته بود که فاجعه يا بدشانسی محسوب ميشود. يکی فاجعه عمومی مربوط به بحران مالی و دفاع رئيس جمهوری که روی دوش مردم معترض به قدرت رسيده از سياست های دولت در نجات سرمايه داران به بهای تعطيلی کارخانه ها و از دست رفتن مشاغل، بيکاری های گسترده، کاهش مزدها، بی خانمانی مردم، روی هوا رفتن پس اندازهای ده ها ساله برای بازنشستگی که يک فاجعه دراز مدت برای ميليون ها و حتی ميلياردها انسان نه فقط در ايالات متحده بلکه در سراسر جهان است، و ديگری يک بلای تبليغاتی برای شخص باراک اوباما. و منتقدان در سراسر جهان نسبت به هردو نکته واکنش نشان داده و آنها را زير ذره بين نقد قرار دادند. اما برای يک ايرانی که به اين صحنه نگاه ميکند، هردو اين بلاها نسبت به يک فاجعه بزرگ تر رنگ می بازد، به خاطر شکافی که بين رعايت حق در اين و آن سوی دنيا وجود دارد. در آمريکا وقتی رئيس جمهور ضعف خود در يک بازی ورزشی را به ضعف معلولين تشبيه ميکند، اين توهين به حق معلولين محسوب ميشود والبته بايد بشود. اساسا حالا معلولين و نيروهای دمکرات در تلاش هستند فرهنگ زبان ملت ها را که در آن ها کوری يا کری يا نقض عضوهای ديگر حتی ,فحش, تلقی ميشود، عوض کنند. اما در ايران زنان تحقير شده و کهتر به شمار می آيند چون زن هستند، ارمنی کهتر شمرده ميشودو حق رهبری را از دست ميدهد، چون مسيحی است، سنی يا بهايی يا يهودی يا بی دين کهتر شمرده ميشود چون بهايی و يهودی و بی دين است، اصلا به آدميزاده در اين ملت توهين ميشود چون آدم ها ميخواهند مثل آدم های نقاط ديگر دنيا، غرايز طبيعی خود را به شيوه ای مدنی ارضا کند، بنوشند، برقصند، بخوانند، هرچه ميخواهند بپوشند و هرچه فکر ميکنند بگويند و بنويسند.و همه ی اين توهين ها و تحقيرها و کهتر شمردن ها نه فقط در عمل بلکه در قانون و برپايه زندان و شکنجه و اعدام و اخيرا ,آدم کشی خاموش, در زندان ها صورت ميگيرد. در ايران همه حق ها نسبت به ,حق موجوديت, يک رژيم که به لحاظ ماهوی و صوری متعلق به فرقه ای مرده از اعصار کهن است و به علت وصله ناجور بودنش برای عصر جديد پيرايه های محيرالعقولی هم به خود بسته که حتی در پستوهای تاريخ هم پيدا نميشد، ,ناحق, محسوب ميشود. از اين رو دسته دسته آدم در خيابان ها به بازجويی ميشوند، کتک ميخورند، به زندان ميروند و در زندان ,مرده, ميشوند و اتهام اغلب هم مستقيم يا غير مستقيم ,توهين به نظام مقدس, و , مقام شامخ رهبری, يا دنباله های رهبری است. به همين جهت است که غالبا بسياری از مسايل مهم جهانی که عوارض بسياری از آنها دامنگير ايرانيان هم ميشود در چشم ايرانی رنگ می بازد و مبارزه بخش بزرگی از مردم و حتی فعالين اجتماعی و سياسی فقط به تلاش برای بقايی محترمانه در عصر جاری و حمايت از هويت خود به عنوان يک انسان، حتی يک انسان منفرد، محدود ميشود. اما اگر رژيم با قوانين و سياست های خود هرلحظه به ما يادآوری ميکند که بودن و زيستن و صاحب ,حق, بودن مطابق معيارهای عصر نوين، توهين به نظام ولايت و مقام شامخ رهبری آن و دنباله های رهبری آن است و به خاطر آن بايد زن در خيابان کتک بخورد و وبلاگ نويس در گوشه زندان بميرد، يک حکم ضمنی ديگر هم توسط خود رژيم صادر شده است و آن اين است که: وجود اين رژيم و اين نظام و اين نوع ,رهبری,، توهين نه فقط به مردم ايران بلکه توهين به عصر جاری و مردمان عصر جاری در سراسر جهان است. اين واقعيتی است که حتی ديدن يک شوی تفريحی در آن سر دنيا بارديگر آن را تاييد و يادآوری ميکند. 1 فروردین 1388 16:02 نظر شما
بازگشت |