روز جهانی زن:دستاوردهای مبارزه زنان ايران و چشم انداز بلافصل
*مبارزات زنان ايران توانسته است صدای زن ايرانی را از پشت حصارهای بلند مردسالاری رژيم واپس گرای مذهبی به گوش افکار عمومی جهانی برساند..
*آن چه فعاليت های نهادهای مستقل زنان را اوج و عروج می بخشد, کار پيگير و هدفمند در حوزه اجتماعی است....
روشنگری: روز جهانی زن امسال در حالی فرا می رسد که سرکوب فعالان جنبش زنان در ايران همچنان ادامه دارد. سال گذشته بر اساس آمار سرکوب های حوزه زنان که غالبا از سوی فعالين نهادها و تشکل های زنان گزارش شده است, بيش از 300 مورد نقض فاحش حقوق بشر به شکل اخص مربوط به فعالين زنان بوده است. البته همه اذعان دارند که آمار سرکوب ها به مراتب وسيع تر و پردامنه تر است. احضار زنان به دادگاه, بازجويی در زندان, صدور احکام زندان و ممنوع الخروج کردن فعالين, سلب حقوق زنان روزنامه نگار, صدور احکام وثيقه, صدور احکام اعدام و اجرای احکام اعدام برخی از اصلی ترين محورهای سرکوب فعاليت های زنان بوده است.
دقت در حوزه های سرکوب فعاليت های تشکل های مستقل از رژيم در طول يک سال اخير تا جايی که گزارش شده است, (1) دو نکته کليدی را در رابطه با فعاليت های جاری حوزه زنان روشن می کند: اولا, سرکوب ها نشان از وجود فعاليت های مفيد و موثر و قابل ستايش فعالين زن دارد. همين فعاليت ها تاکنون نگذاشته اند آب خوش از گلوی رژيم زن ستيز جمهوری اسلامی پائين برود و توانسته است صدای زن ايرانی را از پشت حصارهای بلند مردسالاری رژيم واپس گرای مذهبی به گوش افکار عمومی جهانی برساند؛ توانسته است رژيم رسوای جمهوری اسلامی را هر جا که خيز برداشته است تا حقی را ضايع و سرکوب تازه ای را عليه زنان سازمان دهد, رسواتر کند. اين دستاورد مهمی است که مبارزات و مقاومت های تاکنونی فعالين زن به رژيم تحميل کرده است. همين مقاومت اگر نبود, رژيم قطعا وحشيانه تر و با دست بازتر به سرکوب زنان می پرداخت و حملات دامنه دارتری را عليه حقوق و آزادی های زنان سازمان می داد.
ثانيا: امری که کمبود آن محسوس است خلا دردناک اطلاعات موثق مربوط به حوزه سرکوب اجتماعی زنان است. راستی چه تعدادی از زنان کشور از دست همسرانشان کتک می خورند؟ يا مورد تجاوز جنسی قرار می گيرند؟ تبعيض به خاطر جنسيت در حوزه اشتغال و بازار کار به چه ميزان است؟ ابعاد فجايعی که مذهب و شرع در زمينه حق طلاق, وراثت, حضانت کودک, آموزش, سلامتی يا حتی اموری چون معاشرت و مسافرت به ميليونها زن شهری و حاشيه شهری و روستايی در کشور تحميل کرده اند چگونه است؟ تن فروشی, اعتياد, فرار از خانه و موارد نظير آنها تا چه حد وسعت يافته است؟ در حقيقت بخش عمده, اساسی و زيربنايی از موارد نقض حقوق زنان در ايران که درآميختگی, مذهب, اقتصاد واپس مانده سرمايه داری پيرامونی و فرزند خلف اين دو يعنی مردسالاری به آن جنبه ساختاری داده و آن را به بخشی "عادی" و "طبيعی" از مناسبات جاری ميان زنان و مردان تبديل کرده است در حوزه اجتماعی جريان دارد. اين به معنای آن است که قدرت اصلی جنبش زنان در ايران در مقابله با رژيم مردسالار در آگاه سازی, سازماندهی و توانمندسازی همين توده ميليونی زنان کشور و توجه اکيد به حوزه اجتماعی و مطالبات اين حوزه نهفته است.
موارد گزارش شده سرکوب فعالين زنان در سال گذشته در وجه عمده به واکنش رژيم نسبت به فعاليت های مطبوعاتی, رسانه ای و تبليغاتی بخشی از فعالين زنان مربوط است. هرچند بخشی از اين فعاليت های تبليغاتی و رسانه ای برای اطلاع رسانی پيرامون کارزارهايی بوده است که با اقدامات عملی در ميان زنان برای برانگيحتن اعتراض به محورهای مشخصی از نقض حقوق شان ارتباط داشته است؛ مثل رشته اعتراضاتی که اخيرا در رابطه با لايحه تعدد زوجات صورت گرفت, با اين حال عدم توازن ميان حجم فعاليت های عملی در حوزه اجتماعی از يک سو و تبليغات, اطلاع رسانی رسانه ای و روشنگری مطبوعاتی عام پيرامون نقض حقوق زنان از سوی ديگر انکار ناپذير است. البته شدت و جامعيت سرکوب, ارتباط با لايه های وسيع زنان و کار آگاه گرانه و سازمانگرانه بر محور مطالبات اخص خود زنان را در جامعه ای که تا مغز استخوان به مردسالاری آلوده است, و رژيم با همه ابزارهای سرکوب عمل می کند, به کاری بسيار دشوار تبديل کرده است, با اين حال آن چه فعاليت های نهادهای مستقل زنان را اوج و عروج می بخشد, کار پيگير و هدفمند در همين حوزه است. فعاليت ها در اين زمينه به شرطی که تبليغات رسانه ای و اطلاع رسانی پيرامون آن متناسب با پيشرفت واقعی در حوزه اجتماعی و در متن اقدام در اين حوزه صورت بگيرد, می تواند به تدريج و بر حسب قدرت انگيزش و نفوذ اجتماعی سازمان يافته در ميان زنان, حفاظ قدرتمند نسبتا نامشروطی برای فعالين زنان بوجود آورد, در حالی که جستجوی منابع حمايت و قدرت در برابر سرکوب رژيم, از طريق ترجيح فعاليت های اخص رسانه ای و بدون تمرکز بر حوزه اجتماعی, اگر هم همبستگی با فعالين سرکوب شده زنان ايجاد کند, به آن خصلت موقت و مشروط و درآميخته با انبوهی از ملاحظات و معادلات سياسی می بخشد و قادر نيست حفاظ اطمينان بخشی برای فعالان زنان و تشکل هايشان ايجاد کند. اين در حالی است که فعالين زن که جسورانه عليه رژيم وحشی و مردسالار جمهوری اسلامی ايستاده اند و از حقوق زنان دفاع و برای آن مبارزه می کنند, هم به همبستگی و حمايت های مقطعی و هم به حمايت های پايدار نيازمند هستند و چنين ترکيبی است که می تواند به شيوه بنيادی مبارزه زنان را تقويت و تحکيم کند.
در آستانه روز جهانی زن, تلاش و کوشش پيگير در ايجاد تکيه گاه و پايگان واقعی در ميان توده زنان کشور با توجه و تمرکز بر حوزه اجتماعی, بی ترديد اصلی ترين گام در تقويت عمومی جنبش زنان کشور است.
(1) نگاه کنيد به لينک زير در روشنگری:
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20090306222241.html
17 اسفند 1387
22:52
نظر شما
نام:
|
| ای-میل: |
12:47 3 فروردین 1388
|
با درود
هموطن گرامی- منظور شما از ایدئولوژی، ایدئولوژی احزاب و سازمانهاست. و این در حالی است همانطور که نوشته بودم منظور من شناخت علمی هر پدیده ای است که با توجه به شکل و محتوا و مکانیسم های آنها، از این طریق به شناخت کلی در مورد آن دست یافته و بعد آنها را تئوریزه می کنیم. و همخوانی و یا عدم همخوانی این تئوری ها با واقعیت حقیقی آن پدیده ها نیز در عمل قابل اثبات هست.
دست یابی ما به یک شناخت محتوایی عمیق مانع از آن می شود تا با تغییر شکل ها و تشکل ها ما میزان های اصلی را گم کرده و از جهت تکاملی دور و یا گمراه شویم.
اما ایدئولوژی احزاب می تواند درست و یا غلط و یا بخشی درست و بخشی دیگری غلط باشد. ولی این دلیل نمی شود که ما از هر چه تئوری است وحشت داشته باشیم.
اساسا هر پدیده ای با نظام و قوانین و مکانیسمی خلق شده و می شوند. اگر موضوع اصلی انسان است باید یک شناخت دقیقی حتی بطور نسبی هم شده از این ارگانیسم پیچیده در ارتباط با خودش،انسانهای دیگر، طبیعت و خالق آن و ... داشته باشیم. تا هم حق و هم مسئولیت او چه به عنوان فرد و چه به عنوان تشکل ( خانواده، سندیکا، جامعه، طبیعت و ... ) معلوم شود.
بنابر این پیشنهاد می کنم که نوشته ها هر چه ساده تر بهتر و مخصوصا معلوم بودن معنای محتوای واژه های بکار رفته، که شکل های آنها همیشه در حال تغییر بوده و می باشند، بسیار مهم است.
در این کار دو فایده هست: یکی اینکه قابل فهم برای همگان است ( روشنگری ) و دوم اینکه اگر دیگران در تصحیح و تکمیل آن نکاتی دارند تا بتوانند با شما در میان بگذارند و پس از مدتی به سرنوشت تئوری های قبلی دچار نگردد.
موفق باشید
|
نام: مملی
|
| ای-میل: |
15:04 2 فروردین 1388
|
آقا کریم کم لطفی کردی ! نوشتار سکولار بسیار مصغر و پر معنی است و باید در موقع مطالعه رویش درنگ کرد. آنوقت خواهی فهمید که بدرستی آن هرگز نمیتوان شک کرد. قدری در مطالعه درنگ کن و سعی کن به تکیه کلام جملات پی ببری که خود کمک بزرگیست. |
نام: کریم
|
| ای-میل: |
01:02 1 فروردین 1388
|
با درود
وقتی ما مطلبی را با چند بار خواندن متوجه نشدیم و یا انسجامی در آن نیافتیم آن وقت باید بدرستی آن شک کرد چرا که می تواند سفسطه باشد که با علم اشتباه بگیریم.
با پوزش باید بگویم این در مورد نوشته های این هموطن ( که با مخلوط کردن حرف های درست و نادرست در هم ) کاملا صدق می کند.
اساسا هیچ شئی، پدیده ای و ... بدون شکل و محتوا نبوده و نیست. و ایدئولوژی هر پدیده ای یعنی همخوانی داشتن تئوری از یک طرف با مکانیسم ها و اجزای ترکیب شکل و محتوای آن پدیده ها از طرف دیگر.
بنابر این هیچ چیز بی نظمی وجود ندارد و این انسان است که می تواند دانسته و یا ندانسته این بی نظمی را به وجود بیاورد.
و این خطا در رابطه با اخلاق کاملا قابل درک است چرا که جوهر و محتوا و کارکردهای این واژه ها و مفاهیم اکثرا پوشیده می باشند. ( مگر اینکه آگاهانه باشد )
و هر سیاست نیز شکلی است که نشئت گرفته از یک محتوا که خود را با کلمات و واژه هایی تشریح و تئوریزه می کند.
|
نام: secular
|
| ای-میل: |
11:38 25 اسفند 1387
|
سروران گرامي ،
هيچي خواسته اي برآورده نخواهد شد مگر در چهارچوپ ساختار سالم .
لذا وجود سنديکا بدون آنکه مشروعيت خويش را از حاکميت ايدئولوژيک اخذ کند واجب الوجود است .
زيرا از ديدگاه جنبش تحولخواه سکولار اين سنديکاها خواهند بود که نقش احزاب را بعهده خواهند گرفت و خود بر سرنوشت خويش حاکم خواهند گشت.
هر ايدئولوژي که حق قيوميت و نمايندگيتان را برعهده گيرد در موضع قدرت دشمن خردتان است. زيرا منافع و آرمان ايدئولوژي ارجع بر منافع انساني شماست. گاردهايتان را بر روي تمامي ايدئولوژيها بنديد و خود سخنگوي خود باشيد و از خرد خود ياري جويد.
زنده باد فرزندان ايرانزمين
زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
-----------------------------------------------------------
سروران گرامي,
قدرت يعني فلسفه زور از اينروست که اپوزيسيونها و احزاب براي صعود به قله آن با چهره هاي چند وجهي ظاهر ميگردنند.
وظيفه اي آنان نه عروج جنبشهاي مدني و سنديكايي براي كسب قدرتست بلکه افول جامعه مدنيست, زيرا عروج جامعه مدني يعني افول ايدئولوژيها كه قطعا و قهرا با اصول و تعاريف اوليه ايدئولوژيها در تضاد است.
ايدئولوژيها در يك تئوري با يكديگر همسويند و آن حذف رقيب و كوتاه كردن دست جامعه مدني از قدرت و تصميم گيري هاي سياسي و تحميل ايدئولوژي خود بعنوان آرمان نجاتبخش بشريت و ورود به جهنم مدينه فاضله آنان.
لائیسیته = جدایی سياست از ايدئولوژي مذهبي, بعبارت ديگر خارج نمودن يك رقيب و جانشيني ايدئولوژهاي ديگر براي کوتاه کردن دست جامعه مدني از قدرت سياسي .
هدف از همكاري ايدئولوريها بخشي از پلان محسوب ميگردد و مقطعيست زيرا استراتژي هر كدام در تضاد بايكديگر است در حقيقت آن روي سكه قبضه كردن كامل قدرت و كمرنگ كردن جمهوريتست .
سكولاريته در عصر مدرنيته = جدايي ايدئولوژيها از سياست, بعبارت ديگر پلورالیسم انديشه ها از متن جامعه مدني در غالب جنبشها و سنديكاهاي مدني (فراايدئولوژي) بر ميخيزد و سياست را بتصوير ميكشد. در حقيقت جنبشها و سنديكاها نقش احزاب را ايفا مينمايد بدون آنكه نمايندگي ايدئولوژيها را داشته باشند و يا قيوميت خويش را به ايدئولوژيهاي ديگر واگزار نمايند. حاصل چنين پرسه اي, آنچه را كه اجتماعيست سياسي و آنچه را که سياسيست اجتماعي ميداند.
سكولاريته در عصر مدرنيته بر سه رکن اساسی استوار گشته است كه آن سه اصل در غالب منشور حقوق بشر تفسير ميگردد:
- اتكا به خرد و دانش مدرن براي پاسخگويي به نيازهاي زميني
- حذف ايدئولوژيها و قيوميتها از سياست
- نگرش عقلاني نسبت به اخلاق و احترام به آزاديهاي فردي و شهروندي
سالروز ملي شدن نفت برهمگان مبارک باد
ياد دکتر مصدق سکولار, دکتر فاطمي و يارانش گرامي باد
زنده باد فرزندان ايرانزمين
زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
arezu
22/12/87
|
نام: روشن
|
| ای-میل: |
22:05 23 اسفند 1387
|
با عرض معذرت بالاخره من متوجه نظر این هموطن Secular نشدم ، آیا این عقل است که حد و حدود عقل مدرن را تعین می کند و یا این آزادی است که عقل انسان را در مشاهده و مقایسه با اعمال و پدیده های مردود شده تکامل می بخشد؟ راستی اگر آزادی پیش شرط تکامل عقل به مدرن شدن است !؟ که بنده به آن اعتقاد دارم ، تضمین آن چیست؟ دیکتاتوری زائیدهً کدام یک از پدیده های روضه شده است ؟ یا اصولاً دیکتاتوری مقولهً جدا از حوزه عقل و اندیشهً انسانهاست.؟ مخربترین نوع حاکمیت چه نامیده میشود.؟ آیا آن هم محصول ایدولوژیست؟ چه تضمینی برای مصونیت جامعه از شکل گرفتن ایدولوژیها و دیکتاتوری هست؟ آیا در خفقان و به محصور گرفتن اراده و اختیارات انسان در تعیین سرنوشت سیاسی اجتماعی تکامل مورد ایده آل جنابعالی امکان پذیر هست.؟ نمو نهً ان در کجاست؟ یا در رویاهاست؟ چه عللی موجب عقبماندگی جامعهً ایرانی در گذشته شده است؟ نقش حاکمیت ها و به خصوص سلطنت (سلطهً شاهان مستبد) از نظر شما در چه مرحله ائئ بایستی قرار گیرد؟ |
نام: secular
|
| ای-میل: |
02:16 21 اسفند 1387
|
سروران گرامي,
سکولاريسم مسير فرهنگي را از طريق جاده تحول انديشه ميپيمايد. آموزش مدرن رکن اصلي تکامل خردست. عقل خودبنياد بدنبال ببار نشستن و تکامل انديشه هاست, نه مجهول ساختن دستاوردهاي عقل مدرن.
جنبشهاي مدني مملو از انديشه هاي نوگراست که تجمع آنها با تکيه بر استدلالهاي عقلانيست. حاصل اين تجمع تکيه برخرد جمعي و حفظ احترام به آزاديها و تفکرات فرديست که در دل خود روشنفکر فراايدئولوژي را ميپروراند.
در عصر مدرنيته ايدئولوژيها از ابزار مجهول سازي براي سردرگمي آدمي در مدار ايدئولوژي دگماتيسم خويش سود ميجويند. اين محصور سازي با ترکيب نامعقول واژهها آغاز ميگردد که مغلطه اي بيش نيست نظير :
دمکراسي ايراني, دمکراسي حداقلي, فمینیست ايدئولوژيها , ناسيوناليسم سکولار ، جمهوري ايدئولوژيها و ...
استراتژي جنبشهاي مدني براي نهادينه کردن جامعه مدني بر پايه قوانين حقوق بشرست. فمینیست ايدئولوژيها پيامي بجز تحکم آرمانهاي ايدئولوژيها را با خود بهمراه ندارد زيرا خردي آزاد نيست تا بياني آزاد باشد.
براي رسيدن به استراتژي نهايي طبقه بندي خواسته ها مد نظر است نه حذف و بي بها نمودن خواسته ها زيرا محدود ساختن خواسته ها بمعناي قبول محدوديتهاي تحميل شده است بعبارت ديگر واژه خواسته حداقلي بمعناي قبول ظلم حداکثريست.
جنبش 1 ميليون امضا هسته مادر است که هدف, گسترش و تکامل آنست و تمامي هسته ها زير مجموعه اي از آن بشمار ميرود و نه بلعکس.
هر هسته اي ميبايست بين 100 تا 200 نفر عضو داشته باشد تا براي مرحله بعدي يک نماينده معرفي نمايند. انتخاب اين نماينده يا در جهت تصميم گيري در مورد يک پروژه ميباشد و يا براي زمان خاصيست. مجموعه اين تحولات درجهت سهولت در تصميم گيري و ايجاد بستري مناسب براي اجراي پلانهاست.
حاکميت ولايت سلطنته جاهل حوزه اي خردستيز خارج از مدار فکري خويش مقوله اي را پذيرا نيست مگر آنکه پايه هاي لرزنشان را در مقابل فاکتورهايي نظير افزايش سطح آگاهي پيرامون حقوق شهروندي و فردي ، توان و گسترش جنبشها , همسويي با جنبشهاي مدني و سنديکايي ديگر , فروپاشي نظام اقتصادي و ... ناتوان بيند
حاکميت تير و کمان حوزه اي در مقابل امواج خروشان قرار گرفته است که به اقتدار خردستيزشان پايان خواهد داد.
8 مارس بر جنبش فمینیستی زنان ايرانزمين مبارک باد
زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
4/12/87
arezu
|

آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
تکيه بر سرنيزه, آخرين پناهگاه ديکتاتوری *علاوه بر ناکامی کودتاچيان در تسليم مطلق "خواص ناراضی", حاصل سياست آنها در ارعاب از طريق اعدام, حضور گسترده شبانه خانواده های زندانيان سياسی در مقابل زندان اوين و ايستادگی و مقاومت و موجی از محکوميت اعدام ها در داخل و خارج از کشور بود... 2010‑02‑02
وای که اگر ذره ای آزادی در اين کشور بلاکشيده بود... *رسانه حامی کودتا در يک توهين بی شرمانه, جوانان شجاع و آزاديخواه کشور را که با شوری حماسی و با دست خالی در برابر سرکوبگران ايستادگی کرده و با خون خود حماسه آفريده اند, "سربازان خيابانى سران فتنه و قدرت طلب" ناميده, که با "لقمه حرام" رشد کرده اند.. 2010‑01‑23
موج گسترده اعدام, بازداشت, شکنجه, در آستانه مراسم ده روزه سالگرد انقلاب بهمن *نمودار سرکوب ها مبين آن است که کودتاچيان بر اساس يک سيستم اولويت عمل می کنند, و مثلا به اعدام های وحشيانه در کردستان اولويت خاصی داده اند.. اخبار و گزارش های منتشره نشان می دهد که بخشی از بازداشت های روزهای اخير با فراخوان های مربوط به مراسم ده روزه سالگرد انقلاب بهمن مربوط است.... 2010‑01‑22
بيانيه جمعی از فعالين جنبش زنان برای برون رفت از بحران لغو کليه قوانين تبعيض آميز و ضد زن موجود..به رسميت شناخته شدن حق زن بر بدن و ذهن خويش؛ شامل لغو حجاب اجباری و..رفع خشونت عليه زنان در کليه عرصه های خصوصی و اجتماعی..جدايی دين از دولت..محاکمه کليه دست اندرکاران، عاملان و آمران جنايات سه دهه گذشته... 2010‑01‑19
بندهای پنچ گانه نامه کروبی هر نيرويی يا هر پلاتفرمی, خواه با هر ميزان ماده و بند, که بتواند به هر ميزان تيغ آخته سرکوب شکنجه گران و قاتلان کودتاچی را کند نموده و برای جنبش اعتراضی مجال تحرک فراهم کند, جنبش اعتراضی بدور از نيات و انگيزه ها يا ترديدها و مقاصد آن نيرو يا تدوين گران آن پلاتفرم, قطعا از آن در مسير درهم شکستن ساختارهای ديکتاتوری موجود بهره برداری خواهد کرد. 2010‑01‑11
اخبار ومقالات مربوط به یادداشت سیاسی
در روشنگرى(كليك كنيد) |