www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

ما همه رئيس هستيم

دست چپ:تمرین خشونت علیه حیوان در بصره، دست راست: گوردون براون در میان سربازان بریتانیا در عراق

http://www.roshangari.net/
روشنگری. برای برخی مشاهده ويديويی که لينک آن در زير مقاله داده شده دشوار و حتی اگر قلب ضعيف داشته باشند خطرناک است. ولی شايد خواندن آنچه در ويديو ميگذرد به همان دشواری نباشد: سرباز پرنده سفيد را زير بغل گرفته و می خندد. او کارش را خوب بلد است و توضيح ميدهد چطور بايد عمل کرد، و سرباز،شايد گروهبان پهلوی دستش حرف او را تاييد و تاکيد ميکند اين کار خيلی آسان است. سرباز سرش را جلو ميبرد، سر پرنده را در دهان ميگيرد و با دندان گردن آن را از تن جدا ميکند. سرباز حالا پرها و خونی را که در دهانش جمع شده تف ميکند و با لگد چيزی را روی زمين پرت ميکند. سرباز ديگر دوربين ويديو را روی صحنه گرفته و لبخند پيروزی سرباز را ضبط ميکند. رفقای گروه از شادی قهقهه سر ميدهند وصدای يکی از سربازان شنيده ميشود: , يک دور کف,. بعد دوربين پائين ميرود و چيزی را که سرباز ,شجاع, لگد زده بود نشان ميدهد. پرنده بی سر روی زمين پر پر ميزند.حالا نوبت سرباز مافوق است که توانايی خود را در اعمال خشونت جلو دوربين به نمايش بگذارد. او پرنده ديگری را در چنگال خود ميگيرد، سراو را در دهان و ميان دندان های خود قرار ميدهد و صحنه تکان دهنده تکرار ميشود. حالا صدای سربازی شنيده ميشود: ,ما همه رئيس هستيم.,

اين ويديو که روز 18 ژانويه توسط ,News of The World , پخش شد، صحنه ای از تمرينات ,معمولی, سربازان است. فيلمبرداری با برنامه ريزی قبلی و طبق دستور توسط خود گروه انجام ميگيرد.
ويديوی مزبور در اواخر اکتبر در شمال بصره فيلمبرداری شده است. به نوشته ,News of The World , افرادی که در فيلم ديده ميشوند سربازان پياده باتليون دوم ,رويال آنجليان رجيمنت, مخصوص ماموريت های ويژه هستند. اين گروه 15 نفره در پايگاه القرنيه برای انجام عمليات مستقر شده بودند. يک منبع وزارت دفاع انگليس به رسانه مزبور گفته است آنچه در ويديو ديده ميشود،,صحنه يک تمرين برای بقاست.,

در مقابله با واکنشی که ويديو ايجادکرده منابع نظامی به توجيهات ديگری نيز متوسل شده اند که عذر بدتر از گناه است، از اين قبيل که مرغ ها قرار بود برای غذا کشته شوند و در کشتن آنها سنت های محلی در نظر گرفته شده است. اين توجيه بيش از آنکه مسووليت را به گردن ,مردمان عقب مانده, و ,سنن وحشيانه , ی آنها بياندازد اين سوال را مطرح ميکند آيا فرماندهان از سنت های محلی برای آموزش خشونت ضد انسانی به سربازان ياری ميگيرند؟

يک منبع نظامی ديگر گفت: برخلاف آنچه ظاهر ويديو القا ميکند اينکار برای تفريح يا ورزش صورت نمی گيرد. آب، غذا و گرما عناصر حياتی برای بقا هستند و تامين غذا از زمين کليد تهيه همه اينهاست.
البته اين راز سر پوشيده ای نيست که نه فقط غذا بلکه حتی ظرف و قاشق و چنگال سربازان انگليسی و آمريکايی و ديگر نيروهای خارجی در عراق و ساير مناطق جنگی در بسته بندی های آماده با هواپيما به منطقه ارسال ميشود و آنها برای ,تامين بقا,ی خود نيازی به جز اين ندارند که دست به دهان منتظر شرکت های دلالی باشند که با هر جنگ جديد، قراردادهای ميليونی به دست می آورندو چنانکه همه خوانده ايم در مقابل خشونت هايی که عليه مردم محلی اعمال کردند، مصونيت داشتند.

يک منبع نظامی ديگر صحنه های دلخراش را اينطور توجيه کرد: تمرين ها برای اين است که به پليس عراق نشان دهد چطور بايد عمل کند.
توضح جالبی است. آيا سرباز عراقی بعد از سال ها تجربه تاريخی زير دست صدام حسين به اندازه کافی خشونت نياموخته است که نياز دارد درس خشونت را از هم قطاران انگليسی آن هم با مراجعه به سنن محلی بياموزد؟

يا شايد حقيقت همان است که ويديو فورا به ذهن می آورد: آمادگی روانی برای دست زدن به کشتار. بويژه کشتار در ميان مردمی که نبايد به آنها به چشم ,انسان, و , شهروند, نگاه کرد و ,کنوانسيون ژنو, ربطی به آنها ندارد. يک هفته قبل انتشار اين ويديو، همين رسانه ويديوی مربوط به پرنس هری را انتشار داد که اصطلاح ,پاکی, – اشاره به پاکستانی ها-را به عنوان فحش به کار برده بود. اگر چه پرنس هری سرانجام مجبور به عذر خواهی شد، اما چه کسی نميداند- و انبوه گزارشات مربوط به جنگ های عراق و افغانستان اين را تاييد کرده است- که اغلب سربازان مهاجم ,پاکی, و اصطلاحات مشابه را به همان معنايی که منظور پرنس هری بود به کار ميبرند.

فيلمبرداری از صحنه که آشکارا به قرار قبلی صورت گرفته است، بی اختيار آدم را به ياد صحنه های تاريخی ابوغريب و ژست پيروزی سربازان درصحنه شکنجه در مقابل دوربين می اندازد. درحقيقت هدف ها در اينجا و آنجا زياد از هم فاصله ندارد. فرماندهان نظامی با مقرر کردن اين نوع تمرين ها و ضبط و ثبت آنها به سربازان آموزش ميدهند: ,اعمال خشونت و کشتار در اينجا از شما جنايتکار جنگی نمی سازد، قهرمان جنگی می سازد.,
نزديک يک ميليون کشته در عراق، موشک باران عروسی ها در افغانستان، کشتن شهروندان غيرنظامی در پاکستان، کشتارهای بی حساب وآوارگی ميليونی در سومالي، قتل 400 کودک در غزه تحت عنوان ,نمايش با شکوه قدرت, ، تکه پاره کردن و سوزاندن مردم توسط بمب های فسفری و خوشه ای و ,هوشمند, در فلوجه و بيروت و غزه... اينها را فرماندهان و سياستمداران ,اجرا, نمی کنند.آنها در هنگامه ی اجرا چه بسا که در بزمی نشسته اند، يا به ديدار بازی فرزند خودشان در تيم مدرسه رفته اند. آنها فقط ,آمران, هستند، مثل , آمران قتل های زنجيره ای, در ايران. مجريان در ميدان های جنگ سربازان هستند. آنها هستند که بايد , آمادگی روانی, کسب کنند. راستی وقتی آنها به ياد قربانيان پرپر شده ی خود می افتند چه فکر ميکنند؟
هيچ! اگر سرباز ,خوبی, باشند و آموزش فرماندهان در روان آنها نشسته باشد، به ,درجه, ای که خواهند گرفت فکر ميکنند، به ,سوابق درخشان, برای بنای آتيه ای روشن، شايد هم يکی از آنها روزی مثل جان مک کين نامزد حزب جمهوريخواه برای رياست جمهوری اين دوره،به خاطر بمب های که بر سر کودکان و دهقانان ويتنامی ريخت لقب ,قهرمان جنگی, بگيرد. اين سربازی است که وقتی می بيند ديو در درونش بر انسان غلبه کرده با غرور فرياد می زند:,همه ما رئيس هستيم.,

شايد بگوييد عادت دادن سربازان به اين نوع خشونت ها در همه ارتش های جهان معمولی است. البته. سرباز نياز دارد به خشونت عادت کند. در ارتش مستبدان برای سرکوب سرکوب شورش اکثريت و درخواست های اقليت، در ارتش دموکراسی ها برای پاکسازی و قتل عام مردمان کشورهای ديگر. در اين دنيای که ما در آن زندگی می کنيم،,جنگ, از الزامات يعنی از لوازم کار دولت است و دولت ها هميشه بايد آمادگی برای جنگ داشته باشند: يا با خودی يا با ,غيرخودی,. به همين جهت حتی در دموکرات ترين کشورهاهم وقتی صحبت از بودجه دفاعی يعنی بودجه برای جنگ و لوازم آن ميشود، سياستمداران فورا چکمه ها را جفت به هم می کوبند و سلام نظامی ميدهند. در کره شمالی يا ايران مجاز است مردم از گرسنگی بميرند، اما بودجه جنگی مجاز نيست لاغر شود. اوباما خواهان تغيير بود اما به همه بودجه های جنگی بوش رای داد. در مورد ملت ها جای نگرانی نيست. احتمالا گورينگ بود که گفته بود بسيج ملت برای جنگ کار دشواری نيست. کافی است به مردم بگوييد کشور در خطر است. و دفاع از خود در برابر خطر ابتدايی ترين و ,مشروع, ترين غريزه هر حيوانی است حتی اگر به سطح انسان تکامل پيداکرده باشد. تفاوت موجود دوپا با بقيه اين است که بيش از هر حيواني، با هم نوع جنگيده، از هم نوع آسيب و آزار ديده و به دست هم نوع کشته ميشود.

در زمانی نه چندان دور دانشمند آمريکايی فوکو ياما گفته بود اينجا که هستيم پايان تاريخ بشر است. زمانی دورتر از آن دانشمند آلمانی کارل مارکس گفته بود تاريخ انسان وقتی آغاز ميشود که تقسيم جامعه به طبقات متخاصم پايان يابد و جای آن را جامعه ای متشکل از انسان های آزاد و برابر بگيرد.

امروز با قاطعيت می توان گفت هنوز نه تاريخ ديو و دد فوکوما پايان يافته است ونه تاريخ انسان مارکس شروع شده است.

اما هنوز هم ميليون ها ميليون از ما هر وقت سربازی را می بينيم که سر پرنده ناتوانی را با دندان می کند تا راحت بتواند روی عروسی ها بمب بيندازد، يا وقتی انسانی را بر بالای دار می بينم، يا يک زندانی عقيدتی را که ستمگری در بند کرده است، يا ميليون ها ميليون انسانی را که هستی شان در تلاش برای بقا خلاصه ميشود و در کنارآنها تعداد اندکی مولتی ميليونر که تخت ناز و نعمت و قدرت شان را بر دوش زحمت آن انبوه استوار کرده اند، بی اختيار به خود می گوييم:
از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

و همين احساس است که اميد يک ,پايان, و طليعه يک , آغاز, را نويد ميدهد.





*لينک ويديو در ,News of The World ,
http://www.newsoftheworld.co.uk/news/133895/HENIMALS-British-Army-officer-BITES-the-head-off-a-live-chicken-in-a-sickening-training-exercise-filmed-by-his-own-men.html

   18 بهمن 1387    01:30


نظر شما
نام:  
ای-میل:  
09:06 9 اسفند 1387
areh shoma dorost migin ama hagh ba ishooneh.

نام:  
ای-میل:  
09:25 22 بهمن 1387
فرامرز و کيانوش درست تر می گويند. آن دوست بی نام کماندو هم درست می گويد.
منتها مساله اين است که دفاع از خود و جنگ در برابر دشمن متجاوز، عادلانه است، و کشتار مردم بی سلاح و تجاوز به کشورها، ناعادلانه است.
کماندوهای کشورهای متجاوز از قرنها پيش برای تبديل شدن به ابزار آدمکشی، تمرين خالی شدن از احساس را می کرده اند. برای همين هم آدمهای روانی در بين سربازان ويژه انگليسی و آمريکايی و ... بسيار پيدا می شوند.
اما سرباز و رزمنده هم انسان است و هيچکس روحيۀ درندگی را نمی پذيرد. من خودم در جنگ با عراق بودم، در چند محور جنگيدم و خيلی چيزها ديدم، هم خشونت جنگی، هم انسانيت و دوستی. ما با اسيران عراقی رفتار انسانی داشتيم و آنها را نه کنک می زديم و نه کاری ديگر می کرديم. کسی، که همين چند لحظه پيش به ما شليک می کرد و بيرحمانه می جنگيد، پيش ما نشسته و چايی می خورد، عکس زنش و دخترش را جلوی فواره ای در ميدانی در نمی دانم کدام شهر بود به ما نشان می داد و ما هيچ چيزی از حرفهای او نمی فهميديم اما احساس او را درک می کرديم. سرباز بودن، چريک بودن، مبارزه کردن خشونت لازم دارد، اما آدم آدم است و سالها پس از جنگ می تواند در تنهايی خودش به خودش بگويد که من جنايت نکردم و سرش را راحت روی بالش بگذارد و بخوابد. اما آنجور سربازها آدمهای روانی هستند که آخر کارشان به خودکشی و يا تيراندازی به دانش آموزان آمريکايی و ... می کشد. چندين بار همين موضوع اتفاق افتاده است.
ع.ع. هم بايد بداند که اتفاقا همين مذهب اسلام آدم را جنايتکار بار می آورد. چون همه می دانند که موضوع چيست دليل و مدرک نمی آورم. خود سپاه پاسداران و ... از پيامبر اسلام مثال می آورند که کشتن و قتل و نامردی کردن را توصيه می کرد.

نام:   بینام از نروژ
ای-میل:  
16:20 21 بهمن 1387
سال ۱۳۵۸ برابر با ۱۹۸۰، در ایران صحبت از کماندوهای انگلیسی و روش تمرینات آنها را از زبان یکی از کماندوها بازگو میکرد. آن کماندو میگفت که کندن سر یک مرغ و کذاشتن آن (گردن) در دهان یکی از عادیترین تمرینات آنها بوده است. منظورم اینستکه اینگونه تمرینات (برای عادی شدن کشتن انسانها) همیشه در میان گروههای کماندویی بوده و دیدن این صجنه ها دیگر خیلی عجیب بنظر نمیرسد.

نام:   ع . ع
ای-میل:  
16:19 21 بهمن 1387
اينهائي كه دم از كشتار و قتل و جنايات مي زنند و منطقشان اين است كه بكش تا كشته نشوي و براي انسان ارزش قائل نيستند و اگر كسي خود اين افراد را بكشد در آن صورت منطق كشتن را قبول مي كنند و از ديگران مايه مي گذارند ... اگر اين افراد قدرت كشوري در دستشان بود و به جنگ افزارهاي اتمي مسلح بودند همه بشر را بخاطر اينكه منطق ايشان را قبول ندارند مي كشتند و اينها در كشتن انسان حتما شناگري قابلي هستند و خدا رحم كرده كه آب گيرشان نيامده و قدرت و مال و مكنت به دستشان نرسيده در ان صورت در روي زمين هزاران هيروشيما و ناكازاكي بوجود مي اوردند ....

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
15:53 21 بهمن 1387
باسلام ودرود ........اقایان ..خانمها .. " قیاس مع الفارق " چرا . همه درست می گویید . بحث و جدل بین " لفظ و معنیست " نزد ما /و اول باید بین " کلماتی" که نزد هر یک از ما " معانی" متفاوتی دارد به یک " تعریف " همسان و یا نزدیک به ان دست یابیم تا نظرات و "افکار و باورهایم" یکدیگر را درک کنیم . مفهوم -- جنگ -- عدالت -- بی ایمانی و با ایمانی / حال بماند به که و چه .از همه مهمتر "ارزشهای " و " باید و نباید های" که هر کس نزد خود دارد و با انهاقضاوت و داوری وعمل و تصمیم می گیرید و انجام میدهد....!. در " ابراز " و " عمل" نمشود به کسی گفت : اینطور " فکر یا عمل " کن / تا خودش به " باور این فکرو عمل" برسد و قبول کند . چرا میان این دهها هزار " سایت فارسی " من و شما جهت " مسائل و اخبار " " روشنگری " را انتخاب نموده ایم . اگر از جهت " دید و باور " به "روشنگری " نزدیک نبودیم / مراجعه می کردیم . ممکن است در بعضی از مسائل با هم و " روشنگری" "اختلاف نظر و سلیقه " داشته باشیم ولی "اختلاف عقیده و باور" نداریم . "لفظ و معنی " بسیاری از مسائل و نظرات بین ما و "روشنگری " " محکم و متشابه " است . هدف "روشنگری " انهاست و " گرفتن " ما ................................ای بسا هندو ترک همزبان......ای بسا دو ترک چون بیگانگان..........................پس زبان محرمی خود دیگریست......همدلی از هم زبانی بهترست....بدرود

نام:   فرامرز
ای-میل:  
12:06 21 بهمن 1387
به بی نام: که پس اینطور: "سیاست یعنی بیرحمانه کشتن"؟ با این تعریف شما از سیاست اسراییل خوب کاری کرد که کودکان فلسطینی را بیرحمانه کشت. آخوند خوب کاری می کند که نوجوان را بیرحمانه می کشد و زن را سنگسار می کند؟ بوش خوب کاری کرد که یک میلیون نفر را در عراق به نام دمکراسی آواره کرد و صدها هزار نفر را به خاک و خون کشید. دارودسته بن لادن که با چاقو جلوی دوربین سرمی برند, خوب کاری می کنند؟ این بیچاره ها که تقصیر ندارند, دارند برای خودشان "سیاست "می ورزند. شما از وحشی گری, جنایت علیه بشریت و توحش به طرز بسیارشرم آوری دفاع می کنید. ولی من گمان نمی کنم که با این دفاع بتوان جنایت و کشتار و حشی گری را به عنوان یک امر عادی و طبیعی که باید به آن حساس نبود و به آن اهمیت نداد جا انداخت. نمی توانید جانم. با کشتن حس عشق و احترام به همنوع و حقوقش تحت عنوان "سیاست" و آن زمانی که در برابر کشتار بیرحمانه کودک مظلوم فلسطینی و کودک بینوای ایرانی خاموش بمانیم و با بی تفاوتی شانه تکان بدهیم و بگوییم " به من چه" دست همه جنایتکاران را باز گذاشته ایم تا هر سبعیتی را به عنوان "سیاست" توجیه کنند. از "سیاست" مورد توجه شما و منطبق با تعریف شما فقط خون افراد بیگناه و مظلوم می بارد. مضحک است که سعی می کنید مخالفان نظرتان را "احساساتی" بخوانید. یعنی چی احساساتی؟ احساس مقدمه ادراک است. وقتی مفهوم یک پدیده یا امر جاری در ذهن هنوز تصویری مه آلود دارد و قادر نیست به دقت جزئیات را ترسیم کند و رابطه پدیده یا مقوله را با مقوله همجوار تبیین کند, نخسیتن پله شناخت یعنی احساس شکل می گیرد. به این ترتیب احساس فرزند ادراک است و جانمایه خود را از تلاش برای رمززدایی از پیچیدگی های مفهومی مفاهیم و پدیده های نو می گیرد. بدون احساس عبور به ادراک و منطق مقدور نیست. آن که در برابر ظلم و جنایت و بی عدالتی حس ندارد, و معتقد است که حتی نباید حس داشت, با یک آدم آهنی فرقی ندارد. انسانیت در وجود او مرده است. روانشناسان چنین افرادی را پسیکوپات می نامند و معمولا در قتل های فجیع دنباله دار , به دنبال افرادی با خصوصیاتی می گردند که حس انسانیت در آنها مرده است و خونریزی و کشتن همنوع برایشان عادی و طبیعی و حتی لذت بخش است.

نام:  
ای-میل:  
10:40 21 بهمن 1387
علی عزیز
نظر شما را هم خواندم، جنگ عادلانه بسیار عالیست، پس طبق گفته شما اجازه دهید آنرا ترسیم كنیم
مثلا سربازان دشمن از دو طرف به یكدیگر بگویند، ای دشمان زبون بیائید، ماشه ها را عادلانه بچكانیم و یكدیگر را عادلانه بكشیم
و یا یك اعدامی به دژخیمان خود بگوید كه، لطفا من را عادلانه اعدام كنید
ویا یك زندانی به بازجویان و شكنجه گران خود بگوید كه، لطفا من را عادلانه شكنجه كنید
و یا یك ماهی كوچك به كوسه بگوید كه، لطفا من را عادلانه بخورید
ویا لقمه غذائی كه درحال تناول آن هستید، بیكباره دهان باز كرده و از شما بخواهد كه، لطفا من را عادلانه بجوید
معلوم استكه شما هم بیشتر احساساتی هستی تا واقع بین، بشما هم دوستانه پیشنهاد میكنم كه از سیاست دور بمانید زیرا همانطور كه برای كیانوش عزیز هم نوشتم، سیاست یعنی بیرحمانه كشتن برای زنده ماندن و پیروزی، درست مثل جنگ كه بیرحمانه كشتن تنها راه زنده ماندن و پیروزیست
این راز بقاست

نام:  
ای-میل:  
09:11 21 بهمن 1387
bi rahmi nesbat beh doshmane tabaghati va kasani keh mardome keshvarat ra fadaye jibhaye goshad kardan fargh darad ta bi rahmi nesbat beh morghe bi defa va bichareh. in nahayate bozdeli ast keh ba ingooneh harekat pardeh pooshi mishavad. dar ravanshenasi beh an migooyand jaygozini.

نام:  
ای-میل:  
09:07 21 بهمن 1387
كیانوش عزیز
آخرین اظهار نظرت را كه خواندم، حقیقتا خنده ام گرفت، زیرا نشان دادی كه تا چه حد احساساتی هستی
مثل اینكه اصلا به تجربیات جنگ ایران و عراق و جنگ با رژیم حاكم بر ایران كه در پائین آوردم اصلا توجهی نكردی و یا اینكه نمیخواهی توجه كنی

مسلما جوهر این مقاله انتقاد از نظامی است که جنگ و آدمکشی در آن به امری عادی و حتی لازم تبدیل میشود، ولی باید توجه داشته باشی كه جنگ و آدمكشی مختص این روزها نیست، بلكه از اولین روز شروع تاریخ بشری آغاز شده و هم اكنون هم ادامه دارد و ادامه هم خواهد داشت

این را نیز فراموش نكن كه اصولا جوهر ارتش و نظامیگری چه از نوع رژیمی باشد و یا انقلابی یعنی كشتن برای زنده ماندن و پیروزی، در این ارتباط توصیه میكنم یكی از كتب چه گوارا انقلابی كبیر را بخوانی، خاطرات بولیوی بتو كمك خواهد كرد كه نظامیگری را از منظر یك انقلابی كبیر یاد بگیری

در پائین نوشتم كه هر چه بیرحمانه تر بكشی شانس زنده ماندن و پیروزیت بیشتر خواهد شد، بعنوان نمونه رژیم را ببین، از روز اول حاكمیت خود، بی رحمانه میكشد، و علت اصلی سر پا ماندنش هم همین است و بس
توصیه دوستانه من بشما اینستكه وقت خودت را تلف سیاست نكنی، به امور دیگر بپرداز بیشتر موفق خواهی بود، زیرا سیاست یعنی بیرحمانه كشتن برای زنده ماندن و پیروزی، درست مثل جنگ

از آن روزی كه دست حضرت قابیل
گشت آغشته بخون حضرت هابیل
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

از آن روزی كه فرزندان حضرت آدم
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود گر چه آدم زنده بود



نام:   کیانوش
ای-میل:  
02:47 21 بهمن 1387
جوهر این مقاله انتقاد از نظامی است که جنگ و آدمکشی در آن به امری عادی و حتی لازم تبدیل میشود. نویسنده بی نام متاسفانه موضوع را درک نکرده است به همین جهت او و همفکرانش اینجا کلاس سربازی آنهم از نوع گارد جاویدی ها و پیرهن سیاه ها و لباس شخصی ها راه انداخته اند تازه به آدم یادمیدهند که باید خون بخوری تا زنده بمانی و هیچ هم به فکر شان نمیرسد که دنیای دیگری ممکن است و حداقل می شود آرزویش را کرد. این را در بهترین حالت میگویند مسخ شدگی بدترین حالت را نمی خواهم حدس بزنم

نام:  
ای-میل:  
20:41 20 بهمن 1387
جناب علی آقای گل عتایت فرموده و قدری بیشتر در مورد این سخن خودتان (( جنگ اگر عادلانه باشد )) شرح و توضیح قابل فهمی بدهید که بسیار ممنون میشوم. جنگ عادلانه در کدام یک از تعاریف لغت و فلسفه جنگ آمده است؟ مگر تا بحال در کدام مقطع از تاریخ جنگی رخ داده که عادلانه؟؟؟ بوده است. اصلا چگونه و برمبنای چه چیزی میتوان جنگ و عدالت را در رابطه با یکدیگر آورد؟ یا قبول کنید که از روی احساس سخن گفته اید یا دلیل و مدرک قابل درک و فهم ارائه فرمایید. شاد و خرم باشید

نام:   علی
ای-میل:   .
18:49 20 بهمن 1387
در جواب هموطن قمی و بی نام:
جنگ اگر عادلانه باشد انگیزه های لازم را در انسان برای دفاع از جان و ناموس ایجاد میکند و احتیاجی به آن نیست که اول او را به یک "حیوان وحشی" تبدیل کنند و سپس به میدان بفرستند. چنین شیوه ای آن کسانی را لازم است که هر روز با لگد در خانه مردمی را که به سرزمینشان تجاوز کرده اند ، میشکنند و در مقابل چشمان گریان و دست و پای لرزان کودکان خردسال ، اعضای خانواده را میکشند. آن گونه که صد ها بار چنین تصاویری را از جنایات متجاوزین در عراق و فلسطین دیده ایم.
مردم ویتنام و نیزکشورهایی که مورد تجاوز فاشیسم قرار گرفتند ، با حفظ روحیه انسانی خود جنگیدند زیرا حریف آنان زن و کودک نبود و کشوری را به خاطر منافع خود مورد تجاوز قرار نداده بودند.

خود این دوست قمی مثالی از دوست خوبش میزند که در جبهه جنگ علیه متجاوزین عراقی ، با نیروی فوق العاده مقاومت کرده است. آیا این دوست ایشان نیز کله مرغ و گربه را با دندان کنده بود تا آماده شود؟
نخیر .غیرتش و اعتقاد به عادلانه بودن نبردش به او این نیرو را میداد.

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
12:28 20 بهمن 1387
باسلام ....در دنیای " وا نفسا" با همه پیچیدگی های که در ان " مستور " است به نظر من / هر مقطعی از " زمان و مکان و اشخاص " به نحوی در جای خود قرار دارند ود در همان " زمان و مکان و شخصیت " مورد قضاوت و بررسی باید قرار بگیرند . قضاوت در مورد عملی که در یک " سر بازخانه " انچنانی انجام می شود / تا قضاوتی که در یک مثلا " انجمن حمایت از حیوانات " انجام می گیرد بسیار متفاوت است . دوستی دارم که بسیار متین و با شخصیت است واز لحاظ اخلاقی والا . همین شخص تعریف میکرد در جنگ ایران و عراق در مرحله با یک سرباز عراقی تن به تن در گیر شد که بسیار تنومند و قوی بوده . میگفت : وقتی در یک سنگر با او روبر و شدم مثل یک گربه وحشی از ترس مرگ شده بودم . به روی سر ش پریدم و با دندان گردن او را گرفتم . هرچه کرد او را رها نکردم و با خوردن خون بسیاری از او بالاخره از پای در امد . و وقتی نیروها به من رسیدن از خستگی و سنگینی جنازهاش خود نیز نزدیک بود از پای دراییم . حال قضاوت در این موردبین شخصیت حال و گذشته این ادم و عملی که در ان مقطع انجام داده باید چطور باشد . بدرود

نام:  
ای-میل:  
10:49 20 بهمن 1387
داشتم پاسخ كیانوش عزیز را مینوشتم كه دوستی در كنارم پرسید
پس صلح چی
پاسخ دادم
صلح یعنی تعادل در تضادها
كه معنای آن میشود مرگ، بدون تضاد زندگی جریان نخواهد داشت،
با توجه به نكته بالا آیا میتوان گفت كه صلح چیزی بیش از یك رویای ساده اندیشانه نیست
راستی تضاد اصل چندم دیالكتیك است، آیا میدانید

Peace is Balance in Conflicts

نام:  
ای-میل:  
19:53 19 بهمن 1387
جناب کیانوش سوراخ دعا را گم کرده اند. عزیز جان صحبت از جنگ است. چنانچه کشوری بخواهد امیال پلید امپریالیستی خودش را به کشور دیگری تحمیل کند مبادرت بزورگویی یعنی جنگ میکند.
اما حکوت جبار و واپسگرایی که ملت تحت سیطره خود را قصابی میکند جنگ نامیده نمیشود. من نمیدانم شما سی سال پیش چندساله بودید ولی زمانیکه جرثومه های وحشی و فاسد محمدرضا به مردم بیدفاع و مظلوم حمله و تیراندازی میکردند در خیابانها و کوچه ها مردم در ورودی منزل خود را میگشودند و بنجات هممیهنان خود میپرداختند. این احساس والای ایرانیست و شما نمیتوانید نام این کردار ایادی مزدور و سرسپرده اجنبی را جنگ بنامید. امید است در عرصه قضاوت ما ایرانیها قدری دوراندیشانه عمل کنیم.
جنایات آخوندی ماحصل و فرآورده همین باور سخیف و وحشتناک سامی بقدمت 1400 سال است و اکنون هم مشاهده میفرمایید چه وکلای پر و پا قرصی مانند ع ع دارد. نوشتار و افاضات ایشان را مطالعه بفرمایید تا بصحت عرض بنده پی ببرید. شاد و خرم باشید

نام:  
ای-میل:  
19:52 19 بهمن 1387
كیانوش عزیز

من هم مثل شما دوست داشتم و دارم كه جنگی در كار نباشد، اما خود من در جنگ ایران و عراق از و عضو ستاد نیروهای مخصوص عملیات ویژه بودم، با اینكه خیلی جوان بودم شاید بجرات بتوانم بگویم كه یك بچه بتمام معنا ، برای زنده ماندن در جنگ كه قانونی جز بی رحمی نمیشناسد مجبور بودم تمامی این نوع آموزشها را پشت سر بگذارم، و اگر در شلیك ذره ای تعلل بخرج داده بودم تا امروز زنده نمیماندم تا اینها را برای شما بنویسم. نه ذره ای در شلیك تعلل كردم و نه در كشتن و سر از بدن جدا كردن ذره ای احساسی شدم، زیرا همانطور كه نوشتم، اگر نكشی كشته خواهی شد. نباید بفر باشی كه آیا طرف مقابلت زن و بچه و غیره و ذالك دارد یا نه، زیرا طرف مقابل تو نیز به اینكه تو هم ممكن است عزیزانی داشته باشی یا نه فكر نمیكند، پس در رویا روئی با دشمن بخودت تردید راه نده، این قانون جنگ است

همانطور كه در پائین هم اشاره كردم، گاهی اوقات جنگ یگانه راه رسیدن به پیروزی است، و صد البته كشتن یگانه راه دفاع از خود در برابر آدمكشان و آدمخواران رژیمی چون حاكمان بر ایران، در جنگ با ایشان نیز اگر ذره ای تعلل میكردم، امروز زنده نمیبودم تا اینها را برای شما بنویسم. شما مسلما در شرایط جنگی قرار نگرفته ای، زیرا آنجا كه پای جان و دفاع از خود در میان باشد، بشما قول میدهم كه همین شما، با چنگ و دندان سر دشمنت را از هم خواهی درید. من از این مسائل بسیار دیده ام، هم در جنگ داخلی و هم در جنگ ایران و عراق

پس همانطور كه در پائین هم نوشتم، اگر نكشی كشته خواهی شد، پس بكش تا زنده بمانی، این تنها قانونمندی حاكم بر میدان جنگ است

اگر مبارزان ما چه آنها كه علیه شاه میجنگیدند، و چه آنها كه علیه جمهوری سیاهی و تباهی امروزی میجنگیدند، فقط یكدهم قانونمندیهای جنگی را در مصاف خود با جمهوری اسلامی و یا شاه بكار میبستند، امروز روز وضع ایران و ایرانیان این نبود كه هست، ولی متاسفانه مبارزان ما در میدان جنگ خود علیه رژیم، فقط و فقط به حقوق بشر و احساسات پاك انسانی میاندیشیدند، چیزی كه جائی در میدان نبرد بویژه نبرد نابرابر ندارد

این را نیز اضافه كنم كه یكی از بزرگترین اشتباهات ما این بود كه نبرد مسلحانه را تاكتیك میخواندیم ولی عملا آن را استراتژك وار بكار میبستیم، امید دارم هیچگاه پایت به دفاع از خودت نرسد، ولی اگر روزی مجبور بدفاع از خودت شدی آنروز ایننوشته های من را بخاطر داشته باش، بكش تا زنده بمانی، این قانون جنگ است، هر اندازه كه بیرحمانه تر بكشی، شانس زنده ماندنت و پیروزیت بیشتر است


نام:   ع . ع
ای-میل:  
18:02 19 بهمن 1387
در عنوان چرا بزرگان پايدار در كيفر مصون بمانند ؟
متني از ع . ع است كه به عنوان ما رئيس هستيم ارتباط پيدا مي كند .
انسان بي ايمان به خدا و آخرت و اسير نفس و قدرت شدن و خودخواهي و برتري جوئي و انسان كشي و تمرين براي قسي القلب بودن سبب شده تا انسان بدتر از حيوانات درنده همانند كفتار باشد
و اين است منطق انسان ... نميدانم چه اسمي بايد برايش گذشت تا نام انسان لوث نشود
بروان ها و بلر ها و بوش ها و چيني ها و صدام ها و خميني ها ( كشتار 67 و هزاران موارد ديگر كه خود امضا و دستور داده به اسم بقاي مذهب تشيع و بقاي نظام و ... حتي به قبرهاي مرده ها هم رحم نمي كنند ) و چنگيز ها و تيمور ها و هيتلر ها و استالين ها و نرون ها و هزاران انسانهاي كه در غزه و لبنان و جاهاي ديگر آفريقا انسان مي كشند بايد چه اسمي براي اينها گذاشت و اين كشتارها نشانه بي ايماني به خدا نيست و در قراني ايه اي است از طرف خدا مي گويد و اگر مي خواستم مردم را به جرم گناهشان بكشم يك نفر روي زمين زنده نبود يعني همه انسانها گناهكارند و ذات انسان كه اسير نفس خود است و كنترلي بر ان نباشد به سوي كشتار سوق پيدا مي كند ولي براي كنترل انسان ايمان داشتن به خدا و روز قيامت و روز حساب و كتاب كه در عنوان چرا بزرگان پايدار از كيفر مصون بمانند در متن ع . ع كه چطور انسان براي خود پرونده مي سازد گفته شده است و اين انسانها و سربازان و كه اسير سياستمداران هستند و بازيچه انها و تمام سياستمداران از نيروي عوام براي رسيدن به اهداف قدرت و پول خود سو استفاده كرده و بعنوان عرق ملي و وطن پرستي سوء استفاده مي كنند و مردم هميشه بازيچه ساستمداران هستند و مردم هم با تبليغ تاثير پذير از گفتار آنها و براي رسيده به قوت و لايموت و خوردن و خوابيدن و رفع شهوت و غذا ( مدفوع ) .
بيائيم كمي به عملكرد انسانها و سياستمداران در عصر رسانه ها كه بهتر عصر براي رسيدن به خيلي واقعيت ها است نظري داشته باشيم كه چرا انسان اين قدر قصي القلب است و مي تواند هم انسان باشد و هم حيوان و چه چيز اين دو شرايط را تميز ميدهد و راه خوب را بر مي گزيند ... شايد ايمان به خدا و روز حساب كتاب و دنياي ديگر و ثبت و ضبط عملكرد انسان در روحش بعنوان پرونده ... ايمان به اين مي شود همه چيز را تحت كنترل در آورد و هر انساني پليس و كنترل كننده خود خواهد بود و لازم نيست كه ميلياردها دلار خر ج شود و پليس كه خود انسان تحت تاثير نفس است استخدام شود ....
ايمان به خدا ... و خالق كائنات و مهمل ندانستن هدف آفرينش سبب ميشود كه انسان به حق و حقوق همديگر احترام بگذارد و جنايات نكند و خود را همانند اين سربازان به سوي حيوان شدن سوق ندهد و نفس خود را حيواني نكند بلكه انسان باشد و هزاران وي ديگر ... خدا آخر و عاقبت اين انسان را به خير گرداند

نام:   خدا حافظ انسان!
ای-میل:  
17:38 19 بهمن 1387
هرچه از زمان فروپاشی شوروی می گذرد ، بیشتر به این مطلب معتقد می شوم که یکه تازی آمریکا در عرصه جهانی ، یک بازگشت فرهنگی به عصر حجر بیش نیست. در جهانی شدن مورد نظر امپریالیسم جایی برای انسانیت و عواطف در نظر گرفته نشده است. کار بجایی خواهد رسید که قربانیان این نظم نیز به خورد خود میدهند که " آنچه راجع به انسانیت گفتند و نوشتند، همه افسانه بود و انسان اصولا انسان نیست."
آنچه در نظام های سوسیالیستی سابق تبلیغ میشد ولی چیز دیگری بود. رمان های آن ها رابخوانید ، فیلم هایشان را ببینید، که حتی آنجا که راجع به جنگی که 29 میلیون قربانی از آن ها گرفت ، مینویسند، جز ترویج روح بشر دوستی چیزی مد نظر ندارتد.
سوسیالیسم تنها در عرصه اقتصادی رقیب این وحشی ها نبود. مهمتر از آن فرهنگش بود که باید محو و نابود گردد.

نام:   کیانوش
ای-میل:  
17:37 19 بهمن 1387
در حالیکه در خود انگلستان انتشار این ویدیو باعث خشم مردم و شرمندگی ارتش شده، اینجا دو خواننده شما به دفاع و تبرئه آن برخاسته اند آنهم در ایرانی که ارتش مکررا سوار تانک توی خیابان ها توپ را بطرف مردم می گیرد. این خودش چه چیزی را در مورد نظر این دو خواننده میگوید

نام:  
ای-میل:  
12:36 19 بهمن 1387
گفتار و نوشتار این دوست گرامی در مورد عملیات چریکی و روش پیروزی جنگی کاملا درست و متین و برابر روش متداول است.
سخن در اینستکه باید بهر راه ممکنی که میشود از بروز توحش که همانا جنگ است جلوگیری و پرهیز کرد اما اگر دیوانه ای برخاسته از یک ملت جاهل و نادان به این توحش هولناک روی آورد- در انجام توصیه های این دوست گرامی باید سعی و اهتمام کرد و هرگونه احساس را منکوب نمود که پیروزی قطعی در بکار بستن قاطع این روش است.شاد و خرم باشید

نام:  
ای-میل:  
09:25 19 بهمن 1387
آنچه كه در این فیلم میبینید امری است بسیار طبیعی در تمامی ارتشهای جهان علی الخصوص در نیروهای كماندوئی و تكاور، رنجرهای ارتش و همچنین اعضاء تیمهای عملیات یویژه، كه در تمامی ارتشهای جهان در طول مدت دورههای نظامی آموزش داده میشود

حال اینكه چیزی نیست، عملا در نیروهای كماندوئی ویژه حتی آموزش راحترین شیوههای بریدن سر انسان هم با استفاده از ماكتهای انسانی، آموزش داده میشود و تا زمانیكه فرد آموزش گیرنده به آن حد از تبحر در انجام دقیق آموزشها نگردد، از اعزام به عملیات ویژه و همچنین ترفیع خبری نیست

فكر میكنید ارتش ایران در زمان هخامنشی، و یا ناصرالدین شاه و یا شاهنشاه عاری از مهر و یا جمهوری اسلامی از اینكارها آموزش نمیدهد، بعضا حتی مرغهای یك وعده ناهار و یا شام یك پادگان نظامی را به همین شیوه سر میكنند و به آشپزخانه میفرستند تا غذا را آماده كنند

لطفا در امور نظامی، اگر به مبارزه مسلحانه اعتقاد ندارید وارد نشوید و احساسی برخورد نكنید، زیرا اگرچه گاهی اوقات جنگ بد است، ولی بسیاری از مواقع تنها راه نجات و چاره است

تفاوت بین ارتشهای حكومتی با ارتشها و واحدهای جنگ چریكی در همین است، برای همین هم هست كه نیروهای جنگ چریكی معمولا از ارتشهای حكومتی شكست میخورند، زیرا با احساس شلیك میكنند، شلیك با احساس یعنی شكست

میدان مبارزه نظامی خوب یا بد، درست یا غلط میدان فراموشی كامل احساسات است، یعنی اگر نكشی كشته خواهی شد، پس بكش تا زنده نمانی، حال چه فرقی میكند كه با احساس بكشی یا بی احساس

فرقش در این استكه اگر در میدان جنگ اجازه دهی احساساتت بر تو علبه كنند، تو خواهی باخت و دشمن پیروز خواهد شد، شعار های تو خالی تفاوت شلیك انقلابی با شلیك ضد انقلابی را هم دور اندازید زیرا شلیك شلیك است، انقلابی و غیر انقلابی بر نمیدارد، پس اگر در صحنه جنگ قرار گرفتی، فقط ماشه را بچكان، وگرنه میبازی



نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد