|
|||||||||
| |||||||||
|
پناهگاهی برای بازيافتن امنيت سرکوب شده
http://www.roshangari.net/ روشنگری. يواکيم لادفوگد عکاس دانمارکی در اواخر بهار امسال مجموعه عکس هايش از بدن سازی,Bodybuilding, را منتشر کرد. نشريه انگليسی اينديپندنت در توضيح اثر لادفوگد نوشت چيزی بين , احترام, و , بيزاری, او را به دنبال تهيه اين عکس ها کشاند: ,احترام, به پشتکار مدل هايش برای به دست يابی به بدن مطلوب، ,بيزاری, به خاطر موجودی عجيب و غريب و , آسکسوئل, که حاصل اين پشتکار است. به عبارت ديگر لادفوگد يا منقد او، روانشناسی بدنسازان را جذاب و قابل احترام، اما ظاهر آنها را رماننده و ناپسند يافته اند.اما بدنسازان توقعی کاملا معکوس دارند. احترام به پشتکار به چه درد آنها ميخورد؟ آنها ميخواهند ظاهرشان احترام و تحسين جلب کند و تماشاگر، زيبايی اندام شان را بستايد. از طرف ديگر مگر نه اين که زيبايی يک چيز قراردادی است و بسته به زمان و مکان معيارهای آن تفاوت ميکند؟ اگر چه لادفوگد موارد افراطی را انتخاب کرده ولی وقتی قراردادها يا به اصطلاح ,مدروز, اندام تمرين ديده را زيبا به شمار می آورد، اغلب مردم هم آن را زيبا می بينند. پس شايد چيزی در روانشناسی بدنسازان، در همان پشتکاری که لادفوگد می ستايد، خود را پنهان کرده است که او را ميرماند و می ترساند؟ ((... به نظر ميرسد واقعيت هم همين باشد. وقتی خوب به حرف های اين عکاس هنری گوش بدهيم، به نظر ميرسد نه ظاهر، بلکه باطن بدنسازان است که لادفوگد را مضطرب ميکند و او اين اضطراب و ترس خود را در تصاوير به بهترين وجهی به نمايش درآورده است. به بخش هايی از گزارشی که اينديپندنت در مورد اثر او داده است توجه کنيد: لادفوگد نخستين مدل هايش را ازميان کسانی انتخاب کرد که در مسابقات قهرمانی زيبايی اندام سال 2001 در دانمارک و مسابقات بعد آن شرکت کردند. او ترکيبی از رنگ های سياه و سفيد و تصاوير رنگی انتخاب کرد و نوری را به کار برد که مدل ها را تيره تر از آنچه بودند نشان ميداد. بعد اين تصاوير را در مجموعه ای تحت عنوان ,آينه, منتشر کرد، عنوانی که خود شيفتگی ,مدل, هايش را بازتاب ميدهد. لادفوگد در مورد مدل هايش ميگويد: , برای شخص من، همه ی آن ها آنها بطرز عجيبی فوتوگرافيک هستند. بدن سازی از زوايای مختلفی مثل تئاتر است. روغنی که آنها به کار می برند برای اين است که خطوط عضلات آنها را به نمايش بگذارد و روی صحنه قابل تشخيص باشد. در نتيجه آنها بطور برجسته ای به چشم می آيند، مثل آدمی که ازيک کره ديگر آمده باشد. اين بويژه در مورد زنان صادق است که سينه های غيرطبيعی شان تنها چيزی است که آنها را از مرد ها متمايزميکند. اگرچه آنها به نظرمن همزمان وحشتناک و مسحور کننده هستند، ولی برای من مهم بود که قصد القاء هدفی را نداشته باشم. من از آنها خواستم لبخند نزنند و ژست ويژه ای نگيرند. فقط خودشان باشند... لادفوگد کار خودش را , مستند هنری, ميخواند، هرچند او برای آشنايی با مدل هايش وقت زيادی صرف نکرد. در برخی از موارد مدت آشنايی فقط 30 ثانيه بود. از نظر او عکس ها به تنهايی و بدون شرح حالی از اين قبيل که مدل کيست و چرا اين کار را ميکند گوياتر هستند. او ميگويد: , به نظرم آمد چشم های شان قصه می گويند. من در بعضی از آنها ميديدم وقتی که دختر بچه يا پسربچه کوچکی بودند در مدرسه مورد آزار قرار گرفته اند. شايد به آنها گفته باشند بيش از حد چاق هستند، يا دماغ شان , عيب, دارد يا قيافه مضحکی دارند. بعد احساس کردم اين آدم ها ممکن است خواسته باشند به همسالان شان نشان بدهند ميتوانند زيبا باشند. فکر ميکنم اين احساس عدم امنيت بود که من در اعماق وجود آن ها می ديدم. بعضی ها را ميديدم که ميخواستند خود را به چشم بکشند. به ساحل بروند و نشان بدهند چقدر بدن شان زيباست. بعضی وقتی ها احساس می کردم کافی است از صورت آنها عکس بگيرم. ولی بعضی وقت ها عکس تمام بدن جالب بود., اولين بار که او از قهرمانان عکس گرفت در زيرزمينی بود که بوی شيرينی و روغن کاکائويی که قهرمانان به بدن شان می مالند فضای آن را پر کرده بود. او ميگويد آنوقت بود که متوجه شد آنها فقط از نظر استتيک جالب نيستند، بلکه کلک هايی در ورزش آنها هست. برای مثال فهميد بالا تنه ی حجيم آنها، محصول تمرينات توان فرسايی است. به اين معنا که قبل از هر ,ديدار, نياز به ماه ها تدارک هست، از جمله رژيم های بسيار دشوار غذايي، مثلا امتناع از خوردن مواد شيرين و غذاهای چرب. مسابقه دهنده ها بايد يک هفته قبل از مسابقه از خوردن نمک خودداری کنند زيرا نمک آب را جذب ميکند و برای آنها حياتی است که عضلات شان دهيدراته باشد. اين باعث ميشود رگ های آنها برجسته تربه نظر بيايد. ,مدل, ها به اين کفايت نمی کردند، آنها روز قبل از مسابقه نان گرده برنجی و شربت های انرژی حاوی ودکا ميخورند. به گفته لادفوگد گرده های برنجی آخرين قطرات آب عضلات آنها را ميمکد و الکل باعث ميشود خون آنها سريع تر جريان پيدا کند. تازه بعد از اين روی پوست بدنشان پنج لايه کرم تيره می مالند تا رنگ تيره مورد نظر را پيدا کند. کشيدن هرلايه روی بدن نيم ساعت طول ميکشد. اگرآنها شغلی تمام وقت داشته باشند، تحمل همه اينها خيلی دشوار می شود. ولی اغلب آنها آماتور هستندو بايد روزها کار بکنند، مثلا به عنوان مربی بدن سازی و امثال آن. لادفوگد می گويد , آنها خيلی رنج می برند. در واقع اگر شما شيفته آن باشيد که عضلات بزرگ داشته باشيد، تا آخر خط می رويد. من وقتی جوان بودم دلم می خواستم فوتباليست باشم. برای رسيدن به مقصودم حاضر بودم هرکاری بکنم، اگر لازم بود دوای ضددرد بخورم. من ترديدی ندارم بعضی از کسانی که عکس شان را گرفته ام دچار يک مشکل پزشکی شده اند که آنها را مجبور ميکند به دنبال افزايش وزن بروند. بعضی از آنها به اين کار معتاد شده اند. وقتی نتوانند به سالن تمرين بروند، احساس می کنند چيزی را از دست داده اند., *** لادفوگد به اينديپندنت ميگويد قصدش از اين کار بازی با عکس ها، و روايت فوتوگرافيک يک ماجراست نه ,نجات دنيا,. طبيعتا مخاطبين او هم انتظار ندارند هنرمند دنيا را نجات دهد، اما روايت هنری لادفوگداين سوال را به ذهن مخاطب ايرانی می آورد:بين فشار و سرکوب بيرونی و نمايش افراطی زيبايی در کشور ما چه رابطه ای هست؟ وقتی در شرايط کاملا دموکراتيک، فشاراجتماعی پنهان و آشکار ولی غير اجباري، چنان ,احساس ناامنی, بوجود می آورد که فرد فشار بيرونی را به فشاردرونی تبديل ميکند تا از طريق غلبه بر آن اعتماد به نفس خود را باز يابد، در جايی که فشار بيرونی به صورت سرکوب آشکار و علنی و به ضرب و زور چماق و زندان اعمال ميشود، انسان ها چه حال و روزی پيدا می کنند؟ جای تعجب نيست که ايران رکود دار آمار عمل بينی در جهان است يا ايران و عربستان در صدر کشورهای مصرف کننده وسايل آرايش قرار گرفته اند. در کشوری که هر ثانيه و دقيقه به اعصاب و روان مردم تيغ می کشند، چه بسا مردمی که برای بازگرداندن اعتماد به نفس خود تيغ جراحی را از نان واجب تر و در نتيجه از پرنيان نرم تر بيابند. چه بسا آنها هم مثل مدل های ,فوتوگرافيک, لادفوگد حس امنيت زخم خورده را ترميم می کنند. آن هيولای رماننده وزشتی که ,حس بيزاری, در لادفوگد بوجود آورد، در خود مدل ها نيست، نه در ظاهر و نه در باطن و روانشناسی آنها. در آن فشاراجتماعی بيرونی است که از اعضای جامعه قربانی می گيرد. اين حقيقت در جايی که آن هيولای زشت و خودکامه زنجير و چماق و دار در اختيار دارد، بهتر از يک دموکراسی به نمايش ميگذارد. *مقاله اينديپندنت را در لينک زير بخوانيد. عکس های بيشتر از مجموعه ,آينه, لادفوگد را نيز در اينجا ميتوانيد پيدا کنيد. http://www.independent.co.uk/arts-entertainment/art-and-architecture/features/body-works-photographs-from-the-weird-world-of-bodybuilding-817038.html 19 مهر 1387 17:52 نظر شما بازگشت |