www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

کرزای پاکستان؟

خلیلزاد که موفق شد حمید کرزای را در کابل بنشاند، به شدت از مشرف خشمگین بود که حاضر نبود دست نشانده او در کابل را 100 در 100 تایید کند.

http://www.roshangari.net/
روشنگری. گزارشات رسانه های رسمی آمريکا نشان ميدهدآقای زلمای خليل زاد در کشورهای خاورميانه رئيس جمهور برکنار يا برگمار ميکند. حميد کرزای برای افغانستان گزينه موفقی از آب در نيامد و بعد از هفت سال جنگ اوضاع افغانستان بيش از پيش رو به وخامت رفته است. با وجود اين بنا بر قراين گردانندگان سياست در واشينگتن تصميم گرفته اند تجربه کرزای را در پاکستان تکرار کنند و با اتکاء به رئيس جمهوری که به کمک پرونده فسادش به گروگان گرفته شده، جنگ را به درون پاکستان بکشند. اين البته بهترين خدمت به طالبان های پاکستان است. حالا ابرهای سياه که مدت هابود بر فراز پاکستان ديده ميشد، بيش از پيش متراکم شده وبه غرش در آمده اند. بعد از چندين عمليات نظامی در درون مرز پاکستان که به مرگ افراد غير مسلح انجاميد، خبرگزاری های مستقل از قول منابع امنيتی پاکستان خبر دادند روز دوشنبه 15 سپتامبر نيروهای نظامی پاکستان در مرز افغانستان به هلی کوپترهای آمريکايی که ميخواستند برای انجام ماموريت در درون پاکستان سرباز پياده کنند، شليک کرده اند. اگرچه مقامات آمريکايی خبرها را انکار کردند اما اعتراض هفته پيش مقامات نظامی و دولتی پاکستان به عمليات آمريکا در درون پاکستان نشان دهنده نگرانی مقامات ارتش از گسترش نارضايی در ميان مردم و صفوف ميانی و پايين نيروهای نظامی و امنيتی است.
مردم پاکستان با حمايت پرشور خود از قاضی پاکدامن افتخار چودری نشان داده اند نه طالبان ها را ميخواهند نه نيروهای مداخله گر خارجی را بلکه تشنه دمکراسی و عدالت هستند. اما قاضی چودری و دمکراسی به درد , جنگ با ترور, دولت بوش نميخورند وفعلا آمريکا تصميم گرفته است با حمايت از نخبگان فاسدی که 50 سال است پاکستان را به خاک سياه نشانده اند و برگماری کرزای ها برای بنيادگرايان و طالبان های سياهکار پايه اجتماعی فراهم کند.

ضمنا فراموش نکنيم پاکستان با ايران هم مرز است. طارق علی نويسنده پاکستانی تبار انگليسی و يکی از تحليل گران مطلع مسايل پاکستان در مصاحبه ای با خبرگزاری مستقل آمريکايی ,دمکراسی ناو, ضمنا يادآوری شکست آمريکا در ويتنام و کشيدن جنگ به کامبوج، آن وضعيت را با گرفتاری کنونی آمريکا در افغانستان و همسايگی آن باپاکستان و ايران قرينه قرار داده و نسبت به گسترش جنگ و عواقب فاجعه بار احتمالی آن هشدار داد. مقاله زير را او هنگامی که مقدمات برگماری زرداری فراهم ميشد در معرفی زرداری و اوضاع کنونی پاکستان نوشت که ترجمه آزاد آن را ميخوانيد.

پدرخوانده در نقش رئيس جمهور
آصف علی زرداری که به حکم تقدير شوهر بی نظير بوتو شد و بعد به هرکاری دست زد تا به گمنامی برنگردد، به زودی رئيس جمهور پاکستان خواهد شد. کسانی که در جهت باد ميروند و پاکستان هرگز از کمبود آن رنج نخواهد برد نمايش شادی به راه خواهند انداخت و اعضای دارو دسته ی قديمی زرداری , که هم اکنون تعدادی از آن ها به عنوان سفير کشورهای غربی برگزيده شده اند, در باره پيشرفت دمکراسی در کشور به زبان بازی خواهند پرداخت. نزديک ترين دوستان زرداری هم که در بهره برداری از عوايد قدرت در دوره گذشته با او سهيم بودند و به او وفادار مانده مانع به جريان انداختن اسناد دولتی مربوط به فساد او شدند، مشعوف خواهند شد. جای تعجب ندارد که تعريف دمکراسی در پاکستان از يک فرد به فرد ديگر فرق ميکند.

ولی در کوچه بازار کسی از انتقال قدرت از يک ژنرال بيد زده به يک سياستمدار کرم زده ابراز شادمانی نخواهد کرد. علاقه ای که در برخی از مناطق کشور نسبت به خانواده بوتو وجود دارد، قابل انتقال نيست. اگر بی نظير بوتو زنده مانده بود، به زرداری هيچ پست رسمی داده نمی شد. او دو سياستمدار ارشد ديگر را برای رياست جمهوری در نظر می گرفت. اگر روش دمکراتيک تری را بر ميگزيد، هرگز حزبش را چنين به سخره نمی کشيد و آنرا به اموال خانوادگی خود تقليل نداده به ارثيه پسرش تبديل نمی کرد تا از اين طريق شوهرش تا هنگام بلوغ پسر نايب السلطنه شود. همين، و تنها همين بود که به زرداری کمک کرد تا در راس قرار گيرد.

بسياری از نزديک ترين حاميان حزب مردم که اعضای ناراضی خانواده آنرا حزب خانواده بوتو ميخوانند) حتی هنگام حيات بوتو از زرداری بيزار بودند. زرداری را به خاطر حرص و آز و روش پدرخوانده وارش سرزنش کرده و سقوط بوتو از قدرت در دوره پيشين را به گردن او می انداختند. اما اين به نظر من تاحدودی غير منصفانه است. بی نظير از همه چيز مطلع بود. اين يک تجارت مشترک بود. سياست به تنهايی هرگز انگيزه زندگی بی نظير را تشکيل نمی داد و چشم او هميشه به دنبال شيوه زندگی و رفتار اجتماعی سوپر ثروتمندان بود. زرداری در تامين اين هدف هيچ شرمی به خود راه نمی داد.

امروز زرداری دومين ثروتمند کشور است و املاک و حساب های بانکی او در قاره های جهان پخش است، از جمله يک اقامتگاه چند ميليونی در سوری انگلستان. بسياری از اعضای حلقه درونی فاميل که توسط زرداری به حاشيه رانده شدند، از او نفرت دارند( زرداری با فراهم کردن وسيله انتخاب خواهر غيرسياسی خود در منطقه لارکانا، که تاکنون تيول خانواده بوتو محسوب ميشد، بينی آنها را به خاک ماليد). عموی بی نظير، ممتاز بوتو که رئيس طايفه است با صدای بلند او را محکوم کرده است. برخی حتی تا آنجا پيش رفته اند که مسووليت مرگ بی نظير را به گردن او می اندازند. اين احمقانه است. زرداری فقط سعی ميکند ميراث بوتو را تحقق ببخشد.

زرداری بطور قطع اتهام قتل برادر زن خود، مرتضی بوتو را در زمان نخست وزيری همسرش به گردن دارد، ولی اين پرونده هرگز برای محاکمه نرفت. جالب و نمونه وار اينکه، از اولين اقدامات زرداری بعد از پيروزی حزبش در رای گيری های فوريه منصوب کردن شعيب سودل به مقام رئيس آژانس امنيتی فدرال بود. او پليس عاليرتبه ای بود است با کمين گذاری و قتل مرتضی بوتو ارتباط داشت. پاداش وفاداری هميشه با شتاب پرداخت ميشود.

در کل کشور موقعيت زرداري، که هميشه نازل بوده، بيش از پيش سقوط کرده است. اکثريت 190 ميليون شهروند پاکستانی ممکن است فقير، بی سواد يا کم سواد باشند، ولی غريزه آنها معمولا سالم است. در يک نظر سنجی که چند ماه پيش توسط New America Foundation به عمل آمد آشکار شد نسبت خيلی پائينی از مردم، کمتر از 14 در صد او را تاييد ميکنند. رقم مزبور اين نظر را تاييد ميکند که او بدترين گزينه ی ممکن برای نمايندگی مليت در حال فروپاشی پاکستان به شمار می آورد. مردم در انتخاب او هيچ نقشی بازی نخواهند کرد. مجاری پارلمانی هم اکنون نتايج را تعيين کرده اند. من افشاگری های اخير را باور ندارم که بر اساس آنها گفته ميشود پزشکان روانی تشخيص داده اند او به بيماری فراموشی دچار است و به علت از دست دادن حافظه قادر به تشخيص فرزندانش نيست. روشن است که اين را برای دادگاه های لندن و ژنو که قرار بود او را به اتهام فساد محاکمه کنند، سرهم بندی کرده بودند. از زمانی که او به عنوان شخصيت تعيين کننده در ,جنگ با ترور , برکشيده شده، همه اينها متوقف شده است.

يک معمای کوچک مانده است. چرا آمريکا ناگهان از حمايت ژنرال مشرف کنار کشيد؟ هلن کوپر و مارک مازتی در مقاله خود در نيويورک تايمز در 26 اوت به اين سوال پاسخ داده اند. بر اساس گزارش آنها وزارت خارجه آمريکا خواهان سقوط عجولانه و غير محترمانه مشرف نبود. ولی دور از چشم وزارت خارجه، يک گروه از نئوکان های تندرو به رهبری زلمای خليل زاد، سفير آمريکا در سازمان ملل، مخفيانه مشغول مشاوره دادن به آصف زرداری بوده و به او کمک ميکردند تا طرحی برای برکناری ژنرال را به اجرا درآورد. يک مقام بلند پايه آمريکايی به نيويورک تايمز گفت : "طی ماه گذشته آقای خليل زاد با آقای زرداري، رهبر حزب مردم پاکستان چندبار در هفته تلفنی صحبت ميکرد تا اينکه با اين تماس های غير موجه ی او مقابله شد: ,... آقای بوچر در يک پيام خشمگينانه به آقای خليل زاد نوشت: ممکن است بپرسم شما مشغول فراهم آوردن چگونه , مشاوره و کمکی , هستيد؟ اين چطور کانالی است؟ حکومتي، شخصي، خصوصي؟, کپی اين پيام به ساير مقامات سطح بالای وزارت خارجه ارسال شد. يکی از مقامات دولت که يک کپی از ای - ميل مزبور را دريافت کرده بود، آنرا در اختيار نيويورک تايمز گذاشت."

خليل زاد تا مغز استخوان محفل گرا و در توطئه گری استاد است. او که موفق شد حميد کرزای را در کابل بنشاند (با نتايج فاجعه باری که اکنون بسياری در واشينگتن به آن معترف اند)، به شدت از مشرف خشمگين بود که حاضر نبود دست نشانده او در کابل را 100 در 100 تاييد کند. خليل زاد حالا فرصتی به دست آورده بود که مشرف را تنبيه کرده و همزمان تلاشی بکند تا معادل کرزای را در پاکستان خلق کند. زرداری برای اين محاسبه مناسب بود. او ميتواند بطور کامل يک مخلوق واشينگتن باشد. دولت سوئيس با تصميم به آزادی کردن ميليون ها دلار حساب های بانکی سوئيس او که تا به حال به خاطر اتهامات فساد مسدود بود، به اين امر کمک کرد. زرداری مثل همسر متوفی اش تطهير شد، درست مثل شستشوی پول هايی که در زمان عهده دار بودن وزارت سرمايه گذاری بالا کشيده بود. اين نقطه ضعف، او را به يک رئيس جمهور مطيع پاکستان تبديل ميکند.

اکثريت مردم عميقا با حضور آمريکا/ ناتو در افغانستان خصومت می ورزند. حدود 80 درصد موافق توافقی بر اساس مذاکره و عقب نشينی تمام نيروهای خارجی هستند. سه روز پيش يک تيم از فرماندهان آمريکايی , برای تعقيب تروريست ها, وارد پاکستان شدند و بيست بيگناه به قتل رسيدند. زرداری به آزمايش گذاشته شد. ولی اگر او اجازه بدهد سربازان آمريکايی برای ماموريت های های , تجسس – و – ويرانسازی, وارد استان های مرزی شوند، پست او عمر کوتاهی خواهد داشت و نظاميان به نوعی يا شکلی بازخواهند گشت. فرماندهی عالی توانايی آن را ندارد که خشم فزاينده صفوف پائينی ارتش از اجبار به قتل مردم خودی را تاب بياورد.

رئيس جمهور در قانون اساسی 1972 پاکستان به عنوان يک مقام تشريفاتی طراحی شده بود. ديکتاتورهای نظامی در قانون اساسی دستکاری کرده و آن را به نفع خود تغيير دادند. آيا زرداری به قانون اساسی پدر زن مرحوم خود باز خواهد گشت يا از قدرت هايی که به آن داده شده استفاده خواهد کرد؟

کشور شديدا نيازمند رئيس جمهوری است که توانايی اعمال نوعی اتوريته اخلاقی را داشته و به عنوان وجدان کشور عمل کند. رئيس برکنار شده دادگاه عالي، افتخار چودری به ذهن می آيد، همينطور شخصيت هايی مثل عمران خان و آی. يی. رحمان( رئيس کميسيون حقوق بشر)، ولی نخبگان حاکم و حاميان آن در واشينگتن که منافع خود را در نظر دارند، هميشه نسبت به منافع کشور نابينا بوده اند. آنها بايد محتاط باشند. جرقه هايی که در مرز افغانستان برپا ميشود ميتواند آتشی برپا کند که مهار آن دشوار باشد.


منبع:
http://www.counterpunch.org/tariq09082008.html


   28 شهریور 1387    02:03


نظر شما
نام:   ناظر
ای-میل:  
14:58 30 شهریور 1387
شما خيلي تند و ايديال داوري مي کنيد ؛ مي ترسم ماوويست و يا چيزي از اين دست نباشيد.


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد