رايس:ما ان جی او نيستيم
 | کاخ سفید: قبول تعهد در مورد این کودک، گزینه های آمریکا در ,موارد بعدی, را محدود میکند. خوان مین، 3 ساله، یکی از قربانیان نسل سوم ماده نارنجی در تخت بیمارستانی در شهر هوشی مین. عکس از آسوشیتدپرس |
http://www.roshangari.net/
روشنگری. کندوليزارايس وزير امورخارجه کنونی آمريکا در ژانويه سال 2000 به عنوان مشاور جرج بوش، نامزد وقت رياست جمهوری آمريکا، رئوس سياست خارجی پيشنهادی خود برای آينده را در مقاله ای در فارين افيز منتشر کرد. محور مقاله خانم رايس توضيح ,منافع ملی, در سياست خارجی آمريکا در شرايط حذف ,خطر شوروی, بود و فارين افيرز چکيده نظر او را اينطور خلاصه کرد:, دولت جمهوريخواه بايد اولويت کليدی خود را تغيير دهد و روی ايجاد يک قدرت نظامی متمرکز شود که قدرت آمريکا را تضمين نموده ، بتواند با رژيم های سرکش مقابله کرده و پکن و مسکو را مهار کند. مهم تر از همه، رئيس جمهور آينده بايد نقش ويژه آمريکا به عنوان رهبر جهان را به راحتی به اجرا در آورد.,
در اين مقاله خانم رايس دولت بيل کلينتون را مورد انتقاد قرار داده بود که از يک طرف از , ثمرات بازسازی نظامی ريگان, استفاده کرده و , با گام های ديوانه وار در خارج نيرو پياده ميکرد، بطور متوسط هر نه هفته يک بار..,. به نوشته رايس دولت آمريکا در زمان کلينتون , بيش از هر زمان ديگر در 50 سال اخير در خارج نيرو پياده کرد,، اما از طرف ديگر سهم هزينه های نظامی نسبت به توليد کل ملی را افزايش نداد و اين بود که به نظر رايس قابل انتقاد بود نه نظامی کردن سياست خارجی در دوره کلينتون. به نظر خانم رايس عدم افزايش هزينه های نظامی متناسب به ميليتاريزه شدن سياست خارجي، ارتش آمريکا را تضعيف کرد، از اين رو رايس توصيه ميکرد: , رئيس جمهور بعدی بايد اين کوتاهی را جبران کند, ... , آمادگی نظامی بايد نقش مرکزی را در صحنه بگيرد,.. , بايد سلاح های جديد ساخته شود تا نيروهای نظامی بتوانند ماموريت های شان را انجام دهند, ..., به جای ادامه تکيه بر بنياد ساختار نظامی دوره جنگ سرد، بايد بر اولويت های پنتاگون برای ايجاد قدرت نظامی قرن 21 متمرکز شد, ... ,برتری تکنولوژی نظامی ايالت متحده بايد به نحوی باشد که نيروهای نظامی سبک بال تر، مهلک تر، متحرک تر و چابک تر, شده .., و قادر باشد از راه دور دقيق هدف را زير آتش بگيرد, ... برای اينکار , بايد در تخصيص منابع تجديد نظر کرده و نسل جديدی از تکنولوژی نظامی ساخته شود.,
رايس در عين حال عدم توجه کافی دولت کلينتون بر , ماموريت نيروهای مسلح , را مورد انتقاد قرار داده و تاکيد کرده بود رئيس جمهور بعدی بايد برنامه نظامی را به نحوی پيش ببرد که , نظاميان آمريکا بتوانند بنحوی تعيين کننده عليه هر قدرت نظامی خصمانه در منطقه آسيا- اقيانوس آرام، خاورميانه، خليج فارس و اروپا دست به اقدام بزنند.,
ابديتی پايان ناپذير از ,کوتاه مدت, های جهنمی
خانم رايس در شماره ژوئيه – اوت 2008 همان نشريه مقاله ديگری در رابطه با سياست خارجی آمريکا تحت عنوان ,بازنگری در سياست خارجی, منتشر کرد. آن زبان تهاجمی و تهديد کننده اندکی تلطيف شده، ولی مضمون همان است. او بارديگر بر نقش , آمريکا، بويژه دستگاه نظامی آن در "ملت سازی" , تاکيد کرده و مينويسد: , در سال 2008 اين مطلقا روشن است که ما طی سالهای آينده درگير "ملت سازی" خواهيم بود, ..., واشينگتن نسل جديدی از رهبران نظامی را برای ماموريت های ضد شورشی و تثبيت آماده کرده است و ما با موارد بيشتری روبرو خواهيم بود, ... بايد نوع جديدی از همکاری بين دستگاه نظامی و نهادهای مدنی ايجادکنيم که قدرت سخت و قدرت نرم آمريکا را بهتر در هم ادغام کند.,
يک نکته قابل توجه در اين مقاله برخورد رايس به تناقضات بی شمار بين ادعاهای مربوط به دفاع از ارزش های دمکراسی و حقوق بشر با واقعيت های فاجعه بار جاری است. رايس در واکنش به اين تناقضات مينويسد:
, هدف مزبور[ادعاهای مربوط به دموکراسی و حقوق بشرو..] به خاطر اين واقعيت پيچيده شده است که آينده خاورميانه با بسياری از منافع حياتی ما گره خورده است: امنيت تامين انرژي، عدم گسترش سلاح های اتمي، دفاع از دوستان و متحدان، انکشاف درگيری ها کهنه و مهم تر از همه نياز به موتلفان فوری در مبارزه عليه اسلام افراطی. اما اين نادرست است که بگوييم ما بايد يا بين منافع امنيتی خود يا ايده آل های دموکراتيک يکی را انتخاب کنيم. بايد پذيرفت در مواقعی در کوتاه مدت بين منافع و ايده ال های ما تنش بوجود می آيد. آمريکا يک ان جی او [NGO] نيست. ما بايد بين انبوهی از روابط خودمان با کشورها تعادل ايجاد کنيم. ولی در دراز مدت امنيت ما از طريق موفقيت در ايده ال های ما يعنی آزادي، حقوق بشر، بازار آزاد، دموکراسی و حاکميت قانون تامين ميشود.,
پاسخ خانم رايس در انتقاد به تناقض آشتی ناپذير ادعاهای آمريکا در مورد دمکراسی با واقعيت های مخوف ناشی از سياست خارجی آمريکا، به زبان ساده اين است: لگد مال کردن ارزش ها حق ماست، اگر در خدمت منافع ما باشد. زيرا ما يک ان جی او نيستيم که ما را با پای بندی به ارزش ها مورد ارزيابی قرار دهيد، يک قدرت دولتی هستيم و قدرت های دولتی حق دارند برای حفظ منافع خود با ناديده گرفتن ارزش ها مصالحه کنند.
و رايس هم در مقاله قبل هم در اين مقاله تاکيد ميکند اولويت اصلی سياست خارجی همه دولت های قبلی و آتی آمريکا حفظ موقعيت برتر آمريکا در جهان است. نتيجه روشن است: آمريکا برای خود اين حق را قايل است بيش از همه دولت های ديگر در خدمت منافع خود با ارزش ها، دموکراسی و حقوق بشر معامله کرده و آن ها را لگدمال کند.
عبارت کليدی در سياست توصيه شده توسط خانم رايس ,کوتاه مدت, است. در اين سياست زمان برای ابد به , کوتاه مدت, های به هم پيوسته و پايان ناپذيری تقسيم ميشود که در آن دولت های حال و آتی آمريکا موظفند برای حفظ , منافع ملی, آمريکا يعنی حفظ رهبری آن از حمايت از يک سری ديکتاتوری ها و مصالحه با برخی از جنايات و برخی از جنايتکاران به حمايت از يک سری ديگر از ديکتاتور ها و برخی ديگر از جنايات و جنايتکاران، ,تغيير مسير, دهند: از حمايت از رژيم های قرون وسطايی در خاورميانه تا سازش با آلترناتيو اسلامی در انقلاب ايران، از خلق القاعده و طالبان و ,مصالحه , با صدام حسين و به گاز بستن مردم کرد و سربازان ايرانی در جنگ هشت ساله تا حمايت از ,تروريست های بدفرجام, صدام حسين و تبديل آن به ميليشيای دولتی و باز حمايت از رژيم های قرون وسطايی به منظور مبارزه با , اسلام فاشيستی,... و شايد فردا مصالحه با ,تروريست های شيعه , وابسته به رژيم ايران برای مبارزه با , تهديد, های جديدی که مارک آنها بعدا اعلام خواهد شد: روسي، چيني، هندي، کمونيست يا يک مارک جديد تر
و حاصل اين سياست های , کوتاه مدت, برای ملت هادر دراز مدتی که اکنون طول آن به سده رسيده است، عبارت است از تقويت شرايط برای حکومت شيخ ها، ملک ها، سلطان ها، ملاها، طالبان ها، صدام ها،مشرف ها، مبارک ها، دزدها، غارتگران و آدم فروشانی که به هيچ ارزشی به جز منفعت خود باور ... و به خاک افتادن های مکرر زير فشار انبوه کودتاها، توطئه ها، جنگ ها که قربانيان و طول زمان مجموعه آنها چندين برابر دوجنگ جهانی شده است، و زيستن با شکم گرسنه دم دهانه آتش زای کوهی از سلاح های آتشين.
,کوتاه مدت, هايی که از يک ,جنايت توده ای, به ,جنايت توده ای, ديگر گذر ميکند: از استفاده از بمب هسته ای در هيروشيما و ناکازاکی تا استفاده از بمب ناپالم در ويتنام،از استفاده از گازهای شيميايی و اورانيوم ضعيف شده در جنگ اول خليج فارس و تا استفاده از بمب های فسفرسفيد در افغانستان، صربستان، کوزوو، فلوجه ...
ومنافع آمريکا ايجاب ميکند در , دراز مدت, روی همه اين جنايات با نقابی پوشيده شود که روی آن با خط زرين ارزش ها نام برده ميشوند: آزادي، حقوق بشر، دمکراسي، حکومت قانون,
بنابراين اگرچه چندش انگيز است، اما عجيب نيست که آخرين قتل عام ها توسط سلاح های کشتار جمعی در يوگسلاوي، افغانستان و عراق علنا , مداخله بشردوستانه, خوانده شد.
در تدارک "موارد بعدی"!
خانم رايس نوشته است , ما با موارد بيشتری روبرو خواهيم شد,. مسلما....
و در اين , موارد بيشتر, و بعدي، اقدام به قتل عام آن قدر ضروری است که دولت آمريکا قاطعانه از امضای هرنوع قرارداد و مصوبه ای که مانع استفاده از سلاح های کشتار جمعی توسط ارتش آمريکا و اقدام به قتل عام شود، خودداری ميکند.
تام فاتروپ روزنامه نگار مستقل انگليسی در10 فوريه امسال در وبلاگ نشريه گاردين از نمونه تازه ای از اين نوع توصيه های کاخ سفيد برای , مواردبيشتر, در پرونده استفاده از گازنارنجی پرده برميدارد. به چکيده ای از يادداشت او که در زير می آيد توجه کنيد. تام فاتروپ يک ربع قرن در مناطق بحرانی و در گير جنگ و مناقشه در آسيای شرقی و ساير کشورهای در حال توسعه کار کرده و گزارشات او در گاردين، اکونوميست، ساندی تايمز و تلويزيون ها کانال 4 انگليس، سی بی اس استراليا، سوئد، هلند و برنامه های وزين و مستقل ديگر کشورها به عنوان گزارش عينی و مستقل منتشر ميشود.
ماده ای برای توليد رنج
گاردين 10 فوريه
سه دهه بعد از آنکه سربازان و ديپلومات های آمريکايی دستپاچه خود را به آخرين هواپيماهايی رساندند که در آوريل 1975 از سايگون بيرون می رفتند، سم هايی که از خود برجای گذاشتند هنوز ويتنامی ها را مسموم ميکند. رابطه با آمريکا از دهه 90 عادی شده، ولی انکار پذيرش حقوق قربانيان ,ماده نارنجی, محور اصلی مشاجره باقی مانده است.
ويتنامی ها نه تنها هنوز هم از برخورد با بمب های منفجر نشده معلول ميشوند، بلکه صدمات جبران ناپذير ناشی از آلودگی آب و مواد غذايی با اين سم مهلک و نامريی همچنان از مردم قربانی ميگيرد و آنها را به بيماری هايی مثل سرطان و از شکل افتادگی ها و نقص عضوهای فلج کننده دچار ميکند.
80 ميليون ليتر سم نارنجی روی جنگل های ويتنام ريخته شد که حوزه وسيعی از جنگل های بارانی غيرقابل بازسازی را نابود کرده و به جای آن زمينی که دهه ها به سم ديوکسين آلوده شده اند برجای گذاشت. آثار اين سلاح شيميايی حتی روی کودکانی که آن سال ها بوجود نيامده بودند بصورت نقض عضوهای موسوم به همين سم برجای ميماند و اکنون نسل سوم کودکان مبتلا به آن به دنيا می آيند.
3160 روستا در جنوب ويتنام زير بمباران اين سم قرار گرفت و هم اکنون 800000 نفر با عوارض شديد اين سم دست به گريبانند که به مراقبت های سخت نياز دارند. ماه گذشته يک گروه ويتنامی های آمريکايی گزارش دادند حداقل 14 ميليون دلار لازم است تا سم ديوکسينی که آمريکايی ها روی يکی از سايت ها در دنانک نزديک يک پايگاه سابق آمريکا پاشاندند، پاکسازی شود. هزينه پاکسازی کامل سه منطقه در نزديکی پايگاه های سابق آمريکا که شديدا زير بمباران سم قرار گرفتند 60ميليون دلار است. سال گذشته کنگره آمريکا مبلغی که به نحو رقت باری اندک است يعنی 3 ميلون دلار را درخواست کرد، در حاليکه همزمان ميلياردها دلار بودجه برای پيشبرد جنگ و تداوم کاربرد سلاح های کشتار جمعی را تصويب نمود.
اخيرا يک پژوهش نشان داد غلظت ماده نارنجی در منطقه اصلی زير ضرب، يعنی حول پايگاه سابق هوايی در دنانگ 300 تا 400 بيشتر از ميزان مجاز بين المللی است. پژوهش مزبور اين مساله را مورد تاييد قرار داد که سم ديوکسين همراه با باران وارد زهکشی های شهر شده و منطقه مسکونی بيش از 100000 نفر را آلوده ميکند.
دکتر آرنولد شکترDr Arnold Schecter، يک متخصص برجسته آمريکايی در حوزه آلودگی با سم ديوکسين، نمونه خاک اطراف پايگاه سابق هوايی در بين هوا را در 2003 مورد بررسی قرار دارد و مشاهده کرد سطح ديوکسين آن 180 بار بالاتر از ميزانی است که انستيتوی حفاظت محيط زيست آمريکا مجاز دانسته است. دولت آمريکا آن موقع به اين مساله واقف بود. دولت آمريکا رسما 13 نوع معلوليت مربوط به ماده نارنجی را به رسميت شناخته و در مورد سربازان آمريکايی که بتوانند ثابت کنند در تماس با اين سم بوده اند، هزينه مداوای رايگان را تقبل ميکند.
ولی واشينگتن با سرسختی هر نوع مسووليتی در رابطه 4 ميليون شهروند و سرباز ويتنامی را که به ميزان چند برابر سربازان آمريکايی در معرض اين سم قرار گرفته و آسيب ديده اند، نپذيرفته و از تقبل هرنوع تعهدی در برابر آنها سرباز ميزند.
در فوريه 2004 انجمن ويتنامی های قربانی ماده نارنجی [VAVA]، شکايتی قانونی عليه شرکت های مونسانتو، داو شميکال و 35 شرکت ديگر تنظيم کرد که برای کاربرد در جنگ ويتنام سم ديوکسين تهيه ميکردند و آن را به دادگاهی در نيويورک ارائه داد. دادخواهان و وکلای آنها مخصوصا همان دادگاهی را انتخاب کردند که سربازان مبتلای آمريکايی هم برای شکايت به آن مراجعه کرده بودند. در مورد شکايت آن سربازان که در سال 1984 به آن رسيدگی شده بود، هفت شرکت آمريکا حاضر شدند 180 ميليون دلار به 291000 سرباز آمريکايی طی 12 سال بپردازند. در توافقات خارج دادگاه کمپانی ها حاضر به پذيرش مسووليت نشده و ادعا ميکردند ازنظر علمی ثابت نشده که ماده نارنجی در ايجاد سرطان، نقض عضو هنگام تولد و بيماری های اتو ايمون نقش دارد.
در سال 2005 دادگاه آمريکا همانطور که انتظار ميرفت درخواست خسارت ويتنامی ها در رابطه با جنايت جنگی و جنايت عليه حقوق بشر را رد کرد. اين شکايت هنوز در دادگاه های آمريکا در جريان است.
چرا واشينگتن سرسختانه و مصممانه از پرداخت هرنوع خسارت به قربانيان جنگ ويتنام سرباز می زند، و حتی حاضر نيست کمک های انسانی به آنها را بپذيرد؟ کليد پاسخ به اين مساله را ميتوان در مداخله کاخ سفيد در پرونده شکايت ويتنامی ها عليه کمپانی های توليد سموم شيميايی پيداکرد. دولت آمريکا در اين مداخله استدلال کرده بود اگر دادگاه اجازه بدهد اين قضيه موفق شود، امنيت ملی زير ضرب قرار گرفته و انتخاب گزينه های ممکن در زمان جنگ محدود خواهد شد.
در دادگاه نيويورک، ست واکسمن Seth Waxman وکيل مدافع کمپانی های توليد سموم شيميايي، استدلال کرد مجازات کسانی که در دوره جنگ از سم استفاده کرده اند سابقه ندارد. او گفت اينکار ميتواند تصميمات دولت آمريکا در ميدان های جنگ را زير ضرب ببرد.او با اشاره به استفاده از اورانيوم ضعيف شده که نيروهای آمريکا در عراق به کار برده اند گفت:,اين بر ديپلوماسی کنونی ما تاثير ميگذارد.,
قبول مسووليت در مورد ماده نارنجی ميتواند واشينگتن را با دعاوی مربوط به استفاده از ناپالم، بمب فسفری و انواع قتل عام های نوع مای لای روبرو کند.
اين تراژيک است که صدها هزار قربانی ويتنامی از دريافت خسارت محروم ميشوند زيرا دولت آمريکا و ارتش آن ميخواهند هيچ محدوديتی در مورد سلاح های مورد استفاده آنها ايجاد نشود و برای متدهای بازجويی و شکنجه ای که مورد استفاده قرار ميدهند، محدوديتی ايجاد نشود. آنها شديدا مراقب اند که عدالت بين المللی محدود باشد به کشورهای در حال توسعه و چند کشوری که به محکمه رفته اند مثل رواندا، سيرالئونه و صربستان.
دولت آمريکا با سرباز زدن از امضای مصوبه مربوط به ايجاد يک دادگاه بين المللي، برای خود تضمين فراهم ميکند که دست قوانين بين المللی به دامن آمريکا نرسد.
*مقاله فاوتروپ در گاردينhttp://commentisfree.guardian.co.uk/tom_fawthrop/2008/02/agent_of_suffering.html
*مقاله سال 2000 کندوليزا رايس در فارين افيرز
http://www.thenation.com/blogs/dreyfuss/327897/the_unique_reality_of_condi_rice
*مقاله سال 2008 کندوليزارايس
http://www.foreignaffairs.org/20080701faessay87401/condoleezza-rice/rethinking-the-national-interest.html
*نقدکوتاهی از مجله نيشن بر مقاله کندوليزارايس
http://www.thenation.com/blogs/dreyfuss/327897/the_unique_reality_of_condi_rice
24 خرداد 1387
17:23
نظر شما
نام: مشفق
|
| ای-میل: philipscomhouse@hotmail.com |
10:24 5 مرداد 1387
|
با سلام و درود خدمت همه
من معتقد هستم كه براي از بين برد دشمن بايد كه از دشمنان دشمن هم استفاده شود (يعني جنايات امريكا رو شود اسرايل محكوم به اين و ان شود تا گوينده محبوب ديگران شود و در پهلويش طرز تفكر و ايديولوژي حاكم بر جوامع اسلامي هم كوبيده شود چون هدف اصلي همين است و اون ديگر روكش، شما حالا ميدانيد كه دنيا يك قطبي است صرف امريكا پس چه اشكالي دارد كه امريكا خودش را خوب بگويد يا بد زور و قدرتش سخن ميگويد و اين افشا گري هاي كه توسط خودش ميشود هيچ ضرري به خودش ندارد . من طرفدار رژيم ايران نيستم و لي وقتي در ذهن خود به مقايسه ايران و امريكا ميپر دازم ميبينم كه ايران ميخواهد خودش را حفظ كند و براي آن تلاش دارد ولي امريكا محفوظ است و ميخواهد جهت چاق شدن ديگران را ببلعد |
نام: مشفق
|
| ای-میل: philipscomhouse@hotmail.com |
10:10 5 مرداد 1387
|
با سلام و درود خدمت همه
من معتقد هستم كه براي از بين برد دشمن بايد كه از دشمنان دشمن هم استفاده شود (يعني جنايات امريكا رو شود اسرايل محكوم به اين و ان شود تا گوينده محبوب ديگران شود و در پهلويش طرز تفكر و ايديولوژي حاكم بر جوامع اسلامي هم كوبيده شود چون هدف اصلي همين است و اون ديگر روكش، شما حالا ميدانيد كه دنيا يك قطبي است صرف امريكا پس چه اشكالي دارد كه امريكا خودش را خوب بگويد يا بد زور و قدرتش سخن ميگويد و اين افشا گري هاي كه توسط خودش ميشود هيچ ضرري به خودش ندارد |
نام: خواننده مطلب
|
| ای-میل: پاسخی به خانم شادی معروف |
03:54 10 تیر 1387
|
با خواندن دیدگاههای مختلف پی بردم یک مطلب چقدر می تواند مفید یا بدون تاثیر باشد. اما وقتی نظر شادی را خواندم از این همه سواد و حافظه تعجب کردم. ایشان نوشته اند: "
خمینی و نظامش اولین و بزرگترین ناقض آزادی و حقوق سیاسی مردم ایران بوده و اولین و بزرگترین دشمن مردم ایران بوده و هست و هر کس به هر بهانهً ایی اذهان و نیروهای مردم را از دشمن اصلی داخلی منحرف کند ، خود بخود در خونریزیهای داخل دخیل بوده و منافع استعمار را نیز تاًمین می کند".
من هم موافقم که خمینی و حکومت اسلامی مخالف آزادی انسانها و خواهان دیکتاتوری مذهبی هستند اما خمینی اولین و بزرگترین ناقص آزادی نیست. همه دولتهای کشورهای اسلامی آزادیخواهان را سرکوب کرده اند و به جز اینها حکومت های سلطنتی در ایران جز اعمال دیکتاتوری، نوع دیگری از حکومت داری را تجربه نکردند. به همین دلیل، مردم در سال 1357 خانواده شاه را بیرون کردند. زیرا یکی از سرکوبگران آزادی بود.
ایا فکر می کنید با حمله نظامی آمریکا به ایران ازادی به ایران هدیه می شود. آیا در عراق و افغانستان نشانه ای از امنیت و آزادی مشاهده می شود که برای ایران هم چنین نسخه ای بپیچیم! . خدا خدا کنیم که امریکا به ایران حمله کند.
فکر کنید و 8 سال جنگ عراق با ایران را به خاطر بیاورید؛ جنگی که با تجاوز نیروهای ارتش صدام حسین شروع شد و با جنگ افروزی جمهوری اسلامی ادامه پیدا کرد؛ نتیجه اش چه بود. آزادی به ارمغان آمد یا اینکه نه تنها چیزی تغییر نکرد بلکه مردم بیشتر مورد سرکوب واقع شدند. |
نام: و.
|
| ای-میل: |
09:03 31 خرداد 1387
|
سخنان جناب فرامرز گرامی را تایید میکنم. اینکه این افراد بخواهند با نامهای گوناگون نظر دهند هم هیچ سودی به حالشان نخواهد داشت. |
نام: و.
|
| ای-میل: |
09:03 31 خرداد 1387
|
این مقاله شما تحسینبرانگیز بود.
از نویسندهٔ مقاله برای افشاکردن جنایات آمریکای جهانخوار بسیار سپاسگزارم. لطفا دربارهٔ جنایات صهیونیستها هم مطلبی بنویسید که معتقدم سهم بسیار زیادی در این ظلمها دارند لابی اینها در آمریکا و اروپا بسیار قدرتمند است و بیشتر رسانههای اصلی جهان را در اختیار دارند. گوشهای از قدرت اینها در تعظیم همهٔ کاندیداهای ریاستجمهوری آمریکا (اوباما و مککین و ...) نمایان است.
در پایان میخواهم با جملهای از تورات سخنم را پایان دهم
هرجا ظلمی دیدید به پا خیزید و به سوی ما بگرایید. |
نام: فرامرز
|
| ای-میل: |
05:38 30 خرداد 1387
|
جواب به "هوشیار" و "هوشیار"ها.
1- تا جایی که من مطالب سایت روشنگری را تعقیب کرده ام, و سیاست ها و اصولیت هایش را, به نظرم این طور می رسد که اتهامات شما محال است تغییری در سیاست این سایت پدید آورد. روشنگری تا هست چراغی خواهد بود برای روشنایی راه مردم و علیه دشمنان داخلی و خارجی این مردم که نمادهای برجسته امروز آنها خامنه ای, بوش, المرت هستند. داستان تهوع آور دشمن اصلی و دشمن فرعی مجاهد را به نام مبارزه با آخوند یک روز بغل صدام و یک روز بغل آمریکا می اندازد, ولی روشنگری چنانچه مواضعش نشان می دهد با این نوع سیاه و سفید کردن های بچه گانه بکلی بیگانه است. این روایت سیاه و سفید در این دنیای رنگارنگ و پر نیرنگ فعلی راستش خریداری ندارد و فقط باعث پوزخند آدم هایی می شود که با سیاست قصد سوداگرای شخصی و باز کردن دکان و فرقه بازی های منحط ندارند.
2- باز بر اساس درک شخصی ام از سبک کار این سایت می گویم, با صد هزار خروار فحش و اتهام زنی هم نخواهید توانست مانع درج مطالبی از نوع آن چه به قلم آقای فریدون گیلانی در ستون عمومی سایت روشنگری آمده است بشوید! نه مجاهدین! نه سلطنت طلبان, نه سایر مدافعان پنهان و آشکار آمریکا و اسراییل و آخوند با شانتاژ و اتهام زنی و تهمت پراکنی دست شان به جایی نخواهد رسید و مجبور خواهند بود تحمل کنند. این البته برداشت تجربی من به عنوان یک خواننده همیشگی مطالب این سایت است. حالا دیگر خود دانید. تا دلتان می خواهد ناسزا بگویید و اتهام بزنید. |
نام:
|
| ای-میل: |
03:56 30 خرداد 1387
|
جناب هوشيار يا م-آذري سابق يا هركه و هرچه كه هستيد اراجيف سركارعالي درج شد و اميد است كه بدين طريق عقده دلتان خالي شده باشد.
اما من نميدانم شما به چه جرائتي و حقي در رباعيات خيام اين خداي خدايان دستكاري فرموده و قسمتي را من درآوردي تغيير داده ايد. اصل اين رباعي كه با كنكاش خستگي ناپذير صادق هدايت در كتابش بنام خيام آورده چنين است:
اي صاحب فتوي ز تو پر كارتريم
با اينهمه مستي از تو هشيارتريم
تو خون كسان خوري و ما خون رزان
انصاف بده كدام خونخوارتريم
ومسلما شما صاحب فتوي را ميشناسيد كه اينك علي گدا است.
اين خداي خدايان و ابر مرد بلامنازع تاريخ پر افتخار ايران حدود نهصد سال پيش اينچنين از اين فرومايگان خونخوار ياد ميكرده حال شما مدعي هستيد كه عزيزان روشنگري روي خط جهنمي خميني جلاد و خونخوار هستند. زهي بيشرمي |
نام: هوشیار
|
| ای-میل: |
20:26 29 خرداد 1387
|
آقایان به اصطلاح روشنگری از جنایات رژیم ملایان می نویسند ولی یک دفعه دایهً مهربانتر از مادر مردم لبنان و فلسظین ... شده و برای رد گم کنی گناه و جرم آن را به گردن جرج بوش و اهود الموت ... می اندازند!! واقعاً که شما از جنس خمینی هستید و در نعل وارونه زنی و تحریف حقایق از وزارت اطلاعات رژ یم هم استادتر شده اید . تبریک می گویم زیرا که هنوز هم بعد از 30 سال جهل و جنایت حاکمان دیکتاتور ایران و فریبکاری اما راهتان را گم نکرده و شعارهای امام گور به گور شدهً خودتان خمینی را بر علیه نیرورهای ملی و آزادیخواه و مبارز را تکرار میکنید. ! ای مفتی شهر ز تو پر کارتریم***با این همه مستی زتو هوشیارتریم ***تو خون کسان خوردی و ما خون رزان*** انصاف بده کدام خونخوارتریم ؟؟؟ |
نام:
|
| ای-میل: |
20:27 28 خرداد 1387
|
جناب آذري نوشته خود را بار ديگر مرور بفرماييد شايد خودتان به ضد و نقيض گويي خود پي ببريد.
1) اين مقاله در مورد جنايات يانكي هاي جاني و خونخوار است. در مورد جنايات فجيع و غير انساني آمريكا بحث كرده و اين اصلا ربطي بجنايات آخوندها در داخل كه اظهرمن الشمس است ندارد.
2) اگر اظهار نظرهاي حضرتعالي در زير نوشتارهاي مربوطه نيامده صرفا و فقط ميتواند دو علت داشته باشد:
الف) در موقع ارسال نظر اشتباهي رخ داده كه نوشتار شما به روشنگري نرسيده يا
ب) بعلت خشم و نفرت شما به رژيم خوفناك و خونخوار عمامه بسرها مبادرت بناسزاگويي فرموده ايد (كه كاملا قابل درك و فهم است) واين اصولا خارج از اصول روزنامه نگاريست و معالا درج هم نميشود. براي ابراز تنفر و خالي كردن دل پر خود ميتوانيد از لغات صفتي استفاده كنيد ولي بهيچ وجه اجازه فحاشي نيست.
در مورد دشمن هم توضيحات سركار گنگ و مبهم است. مگر دشمن اصلي و فرعي دارد؟
و اما شما نمونه اي را ذكر و ياد آوري نفرموده ايد كه كه در كدام نوشتار نويسندگان در سايت و بقول جنابعالي ((نمی توان علل و یا تاوان جرم و جنایت حاکمان دیکتاتور در خانهً و میهن خود ایران را از همسایه و یا از دیگران طلب کاری کرد!!)) يك چنين طلبي كرده اند؟ و اما جمله تكميلي شما را در ادامه متنتان كه به اينصورت است ((مگر به قصد انحراف افکار و نیرو های داخل از مسیر سرنگونی نظام ولایت فقیه .!؟)) ميتوان بجرات مغرضانه و انتقام جويانه تلقي كرد. چرا؟ براي اينكه ماحصل چنين تهمتي با بررسي دقيق چنين معنا ميدهد كه نيروهاي داخل چنان ابله و نادانند كه با خواندن مطالب سايت ( بگذريم از اينكه براستي دور از حقيقت است) بلافاصله تحت تاثير قرار ميگيرند ومعالا افكارشان منحرف ميشود؟ شگفتا! عجب استدلال محكمي؟؟؟!!!
و در جمله بعدي سركار اين مغلطه اي را كه بنده عرض كردم بخوبي بنمايش گذاشتيد و فرموده ايد ((و البته به همین دلیل کاملاً قابل فهم است که چرا شما نظرات قبلی مرا در ج نکردید .)) داوري چنين استدلالي را بعهده عزيزان روشنگري و حاميان محترمشان واميگذارم.
در خاتمه بقول معروف و همانطور كه از جمله بنديهاي سركار ميتوان دريافت براي خالي كردن عقده دلتان تهمتي ناجوانمردانه به اينصورت ((زیرا همچون ملایان حاکم از افشای حقایق و آگاهی و اتحاد مردم سرنگونی طلب در داخل می ترسید.)) به زحمتكشان عزيز و محترم روشنگري زده ايد. خوب يك چنين نوشتاري كه سر تا پا تهمت و افترا است بايستي حسن ختامي هم داشته باشد كه بيشتر موئثر !!!باشد و آن چنين است ((زنده باد آزادی و برقرار باد دمکراسی در ایران.)) و اين آخرين جمله بايد حقانيت نوشتار قبل از آنرا تداعي كند. شما تصور ميفرماييد كساني كه اين سايت شريف را مطالعه ميكنند چقدر نادان و ابلهند؟
با تمام اين احوال و با وجود اينكه نظر حضرتعالي في الواقع چيز ديگري بوده و نميتوان اظهار نظر ناميد بلكه بيشتر و براستي سر تاسر تهمت و افترا است اما سايت محترم روشنگري آنرا درج كرده زيرا متن آن از ناسزاگويي مبرا است.
بنده خودم يكي از خوانندگان سايت روشنگري هستم و گاهي مواقع نميتوانم تحمل كنم كه مقاصد و ناراحتي هاي شخصي جاي بحث مفيد و آموزنده را بگيرد. بهر شكل براي شما با تمام اين احوال آرزوي سعادت خوشبختي و تندرستي دارم.
|
نام: خسرو
|
| ای-میل: http://bikar.wordpress.com |
20:46 28 خرداد 1387
|
جناب م.آذری
من از خوانندگان دائمی این سایت هستم و هر هفته دهها مطلب درمورد جنایات رژیم و قتل عامهای زندانیان سیاسی در آن درج می شود
شما با "منطق" مضحکتان می خواهید روشنگری را وادار به خودسانسوری کنید و میخواهید از جنایات جانیان بین المللی چون بوش و یهود اولمرت که دستشان به خون میلیونها انسان فقط در منطقه خاورمیانه آلوده است چیزی ننویسد
چه منطق مسخره ای: چون رژیم اسلامی جنایتکار است پس جنایتکاران آمریکایی و دیگران حق ادامه جنایت را دارند و کسی هم نباید در این باره بنویسد
چه رسوایی بزرگی برای ما که عده ای که "هموطن" ما هستید و هر جا که به آمریکا و اسرائیل گفته شود بالای چشمتان ابروست فوری وارد شده و در مقالاتی که اصلا ربطی به موضوع ندارد خاک پاشی کرده و مزدوری و وطن فروشی خود را پشت شعار سرنگونی جمهوری اسلامی پنهان می کنند. معمولا طیف رسوای مجاهد و سلطنت طلب کارشان شده خرابکاری در سایتهای مترقی
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر تجاوزگران بین المللی به سرکردگی آمریکا
ننگ بر مزدوران رژیم اسلامی و بیگانگان |
نام: م- آذری
|
| ای-میل: |
18:21 28 خرداد 1387
|
ً بهتر بود در این مقاله قربانیان 8 سال جنگ خانمانسوز فتح قدس خمینی جلاد و هزاران هزار قربانی و انسان دیگر مثلاً دهها هزار شکنجه و اعدام شدگان آزادیخواه بدست قاتلان حاکمان جلاد و دژخیمان مزدور در ایران نیز بایستی به قربانیان اضافه شود، ولی چهرهً معصو م این کودک در بالای متن از جرم و جنایت دشمن اصلی مردم ایران در داخل و از هواداران توده ایی آن چیزی نمی کاهد . نمی توان علل و یا تاوان جرم و جنایت حاکمان دیکتاتور در خانهً و میهن خود ایران را از همسایه و یا از دیگران طلب کاری کرد!!، مگر به قصد انحراف افکار و نیرو های داخل از مسیر سرنگونی نظام ولایت فقیه .!؟ و البته به همین دلیل کاملاً قابل فهم است که چرا شما نظرات قبلی مرا در ج نکردید . زیرا همچون ملایان حاکم از افشای حقایق و آگاهی و اتحاد مردم سرنگونی طلب در داخل می ترسید. زنده باد آزادی و برقرار باد دمکراسی در ایران. |
نام:
|
| ای-میل: |
16:45 27 خرداد 1387
|
به چهره اين كودك معصوم و بيگناه در بالاي اين نوشتار نظر بيافكنيد شايد - آنهم شايد بعضي از كساني كه در اصالت دشمني جنايتكاران خونخوار و آدمكش يانكي شك دارند متوجه شوند كه ارمغان آتي يورش اين وحشيان ددمنش و افسار گسيخته براي ميهن كهنمان چگونه است. آيا آخوندهاي جاني در يورش مزدوران خود به مردم چنين عواقبي را باعث ميشوند؟
اينست كه يانكي جنايتكار اولين و اصيلترين دشمن ميهنمان است. در اينمورد مثال فراوان است مانند كودكاني كه بعد از فرار خفت انگيز اين وحوش از ويتنام
چشم بجهان گشودند. اين موجودات بيگناه حالا بيش از بيست و پنج سال از سنشان ميگذرد بدون هيچ دلبل منطقي و انساني تاوان جنايتهاي اين كشور فاسد و جهنمي را پس ميدهند. چه بصورت معلول و چه بصورت بي هويتي مانند بچه هاي ويتنامي دورگه كه بيگناهند و مطرود هستند اينها تماما ارمغاني است كه اين آدمخواران وحشي و مجتمع در امريكاي مملو از وحوش تربيت شده به انسانهاي بيدفاع و بي تقصير هديه ميآورند. حال اگر انصاف داريد بگوييد كدام دشمن اولويت دارد آخوند جاني و آدمكش يا اراذل سخيف و وحشي و جاني يانكي؟ پيكره اطفال ناقص از عراق حداقل بعلت تازه ترين ارمغان اين ددمنشان بايستي مورد ديد قرار گرفته باشد. |
نام: سهراب
|
| ای-میل: |
11:17 27 خرداد 1387
|
آقای مجید آذر ی یا کسانی دیگر که عموما از طیف مجاهد و شاه اللهی هستند. بالاخره حرف آخرتان چیست؟ آیا آمریکا که نقشه های وحشتناکی برای مردم ما و میهن مان دارد دشمن هست یا نه؟ این مقاله و یا مقالات دیگر در این سایت و سایت های مشابه منکر این نشدند که رژیم اسلامی دشمن اصلی ماست. چرا تا کسی در مورد ماهیت تجاوزکارانه نقشه های آمریکا حرف می زند شما ها سریع وکیل مدافع آمریکا می شوید؟ هزار بار گفتم و تکرار می کنم هرکس که حیات مردم و میهن مان را تهدید کند دشمن است. فرق نمی کند خارجی باشد یا داخلی. یعنی هم رژیم جمهوری اسلامی و هم آمریکا دشمنان مردم ما هستند. نوکران ریز و درشت این دو نیروی سیاه سعی دارند به نحوی افشاگریهای روشنگرانه درباره ارباب مربوطه خود را خنثی کنند. این جماعت نه انسانند (زیرا برای رسیدن به اهداف پلیدشان جان میلیونها انسان برایشان اهمیتی ندارد) و نه ایرانی که از دوطرف (رژیم و آمریکا) در پی از هم پاشاندن میهن مان هستند |
نام: مجید آذر ی
|
| ای-میل: |
11:42 27 خرداد 1387
|
من هم نقل قول آقای بینام از مصدق کبیر را تاًئید می کنم که > ولی فراموش نکنیم که دیکتاتورها در داخل و غاصبین حق حاکمیت مردم، ضد آزادی و مانع اصلی رشد و آگاهی و توانایی ملت ایران ...و نیز مانع ثبات سیاسی داخل بوده و زمینه های عقب ماندگی را مهیا نموده و خود بخو د مزدور بیمزد استعمار و تاًمین کننده گان منافع کلان چپاولگران و سود جویان می باشند . درست به همین دلیل دشمن مردم ایران نیز در داخل ایران و همین دیکتاتورها می باشند که از همان اول مانع اصلی فعالیت سیاسی آزاد احزاب و گروهها .... و مانع مدیای آزاد( نشریات و روزنامه ها و رادیو تلویزیون و اینترنت ...) بوده و به مثابه آلت دست، جاده صاف کن و مزدور استعمار عمل کرده و مردم ایران را به فقر و فلاکت رسانده است. بنابراین اگر شاخص آزادی و حق فعالیت سیاسی آزاد و آگاهی تو ده های مردم (دمکراسی) و بدنبال آن رشد و ترقی باشد، دشمن اصلی مردم نیز با اضداد آن در داخل یعنی ملایان دیکتاتور حاکم و هوادارانش می باشد و لا غیر . پیروز باشید. |
نام:
|
| ای-میل: |
18:25 26 خرداد 1387
|
عزيزي از سايت روشنگري انتقاد فرموده اند كه چرا با يك مثال كوچكي كه روشن كننده فساد مالي دستگاه خودفروش رجوي و مزدورانش بوده در زير مقاله مربوط به جناب آقاي احمد پوري بسيار محترم نيامده و بقول خودشان سانسور شده است. با نهايت احترام به ايشان دو نكته را ياد آوري ميكنم:
1) ممكن است در ارسال نوشته اشتباهي رخ داده و نوشتار جنابعالي به سايت روشنگري نرسيده ويا
2) از شدت ناراحتي خودتان از دستگاه مزدور نامبرده كه كاملا قابل فهم و درك است متاسفانه مبادرت بناسزاگويي غير قابل نشر شده ايد. البته مسلما جنابتان قسمت كوچكي از مفاسد بيشمار اين دستگاه خود فروش و نان بنرخ روزخور را افشا فرموده ايد كه بهر حال دانه گندمي از يك سيلوي پر ولبريز وعيان بوده است.
اين تشكيلات چنان رسواي خاص عام است كه هدر دادت وقت براي رسوايي بيشترش عبث بوده و نبايد موجب پريشاني و ناراحتي سركار باشد. موفق باشيد
|
نام:
|
| ای-میل: |
14:54 26 خرداد 1387
|
دشمنان آزادی و دمکراسی در هر زمان و مکان- اصلی و فرعی-دیروز و امروز-بزرگ و کوچک-در قدرت و اپوزسیون-سرمایه داران جهانی- منطقه ای- داخلی-استعمار گران قدیم و جدید و نوکران مزدورشان چه در قدرت امثال شاه-پدرش-صدام و خمینی و اپوزسیون نمایان سلطنتی و ساواکی های سابق و باند مافیایی رجوی ( منتظر امداد های غیبی عمو سام و موساد) برای منافع خود دست به هر جنایتی میزنند و خواهند زد و همگی با جان-مال-امید-زندگی روح- روان-افکار-سرنوشت-شادی من و شما در اشکال مختلف(تعریف-تمجید-تطمیع تا وقتی که موافق باشی و زمان مخالفت با تهدید-ترور- انواع تهمت و افترا-شکنجه-زندان-اعدام و بازی میکنند )
درود بر همه کسانی که دست به افشا گری و روشنگری میزنند و دست و ماهییت پنهان جنایت کاران در قدرت و اپوزوسیون را رو می کنند
من از سایت روشنگری انتقاد دارم چون هفته پیش در مقاله فساد در رهبری اپوزوسیون نوشته آقای احمد پوری نمونه کوچکی از دزدی باند مافیایی رجوی از مردم پاکدل را که من در زیر مقاله نوشتم سانسور کرد و به عقیده من یکی از هزاران دلایل که محض نمونه شاه-صدام و خمینی 37-35-30
خون مردم را مکیده اند همین سکوت و سانسورهاست |
نام:
|
| ای-میل: |
13:31 26 خرداد 1387
|
بنده نوشتار جناب سهراب را بدون در نطر گرفتن آخرين جمله و جناب خسرو را كلا قبول دارم و عرض ميكنم جانان سخن از زبان ما ميگوييد.
البته طبق تجربه اي كه دارم شديدا معتقدم كه يانكي هاي خون آشام بدون برو و برگرد اصلي ترين دشمن ايران هستند. و اما اميدوارم و تنها ميتوانم اميدوار باشم كه هميهنان به اندازه كافي آشنايي با آخوند وملا و آيت الله و جنايتكاران همانندشان و سخافت باورشان پيدا كرده باشند.
( تا ملتی دانا و رجالی توانا نباشند کار مملکت بهمين منوال خواهد گذشت )اين سخن بزرگترين راد مرد تاريخ جديد ايران زنده ياد دكتر محمد مصدق كبير است. |
نام: Rosa
|
| ای-میل: http://www.dailymotion.com/video/x3aphf |
00:21 25 خرداد 1387
|
http://www.dailymotion.com/video/x3aphf
The Shock Doctrine Short Film
http://www.naomiklein.org/shock-doctrine/short-film
|
نام: خسرو
|
| ای-میل: http://bikar.wordpress.com |
22:18 25 خرداد 1387
|
من نمی دانم این چه منطقی است که چون جمهوری اسلامی دشمن اصلی هست پس چشم و گوش مان را به روی فاجعه ای که تجاوزگران و قلدران آمریکایی برای مردم ما تهیه دیدند ببندیم. ننیخواهم به دوستانی که در پایین کامنت نوشتند برچسب بزنم اما معمولا مجاهدین و سلطنت طلبان که به هر قیمتی می خواهند به قدرت برسند، حتی به بهای جان میلیونها نفر از مردم بیگناه میهن ما و کار مزدوری و میهن فروشی و نوکری آمریکا را به حد مشمئز کننده ای رساندند با چنین طرفندهای تبلیغاتی وارد می شوند
ا
مخالفت تنها با رژیم منفور جمهوری اسلامی کسی را آزادیخواه و انقلابی نمی کند. تمام ساواکیهای سابق و بسیاری ماموران اطلاعاتی رژیم و پاسداران سابق فرار کرده به آمریکا هم همین شعارها را می دهند. آمریکا و رژیم اسلامی هردو دشمن مردم ما هستند. فراموشی هرکدامشان یعنی همراهی با این دشمنان مردم |
نام: shadi
|
| ای-میل: |
22:43 25 خرداد 1387
|
شاخص و معیار من برای تعیین و تشخیص دوست و دشمن از معتقدین و ملتزمین عملی به آزادی و حاکمیت مردم می گذرد و ربطی به خارجی و داخلی بودن ندارد. خمینی و نظامش اولین و بزرگترین ناقض آزادی و حقوق سیاسی مردم ایران بوده و اولین و بزرگترین دشمن مردم ایران بوده و هست و هر کس به هر بهانهً ایی اذهان و نیروهای مردم را از دشمن اصلی داخلی منحرف کند ، خود بخود در خونریزیهای داخل دخیل بوده و منافع استعمار را نیز تاًمین می کند. |
نام: سهراب
|
| ای-میل: |
16:43 25 خرداد 1387
|
جناب نیرومند و شادی
گویا شما در دنیای دیگری زندگی می کنید. یا اینکه همینجا هستید و فقط خود را به ندانستن می زنید. دشمن دشمن است. چه داخلی چه خارجی. اینکه جمهوری اسلامی رژیمی پلید است و باید برای سرنگونی اش تلاش کرد معنایش کم گرفتن خطر بزرگ و ویرانگر تجاوزات خارجی نباید باشد. بویژه در شرایط کنونی خطر جانیان بین المللی به سرکردگی آمریکا که میلیونها انسان را نه در جاهای دور بلکه در همین همسایگی مان یعنی عراق و افغانستان به کشتن داده و می دهند خطری بزرگ و همپای خطر رژیم اسلامی است. من شخصا بخاطر اینکه جنایات این دو دشمن بر همگان روشن است، هرکس که یکی را ندید بگیرد و یا کم بها دهد مزدور یکی از آنها می دانم. وگرنه باید آدم پرت و نا آگاهی باشد که حرفش بی معنا و پوچ هست
نه به رژیم جنایتکار اسلامی
و نه به تجاوزکاران جنایتکار بین المللی به سرکردگی آمریکا
هر راه دیگری مشکوک بوده و مبلغ آن عوامل یکی از این دو دشمن می باشد |
نام: نیرومند
|
| ای-میل: |
14:09 25 خرداد 1387
|
آیا بی ثباتی سیاسی داخل کشور و فقر وفلاکت داخل ایران ناشی از سیاستهای ضد مردمی و غلط حاکمان دیکتاتور ایران نیست؟ اگر هست چرا منجی و یا مثلاً دشمن خود را در خارج از مرزها جستجو می کنیم؟ آیا این شیوهً تحلیل مال دیکتاتورهای ایران برای تبرعهً خودشان از عمکردهای ضد مردمی خودشان نیست ؟ یعنی آیا ما اینقدر بر سرنوشت خود و فرزندانمان بی تفاوت هستیم؟ هر گز چنین مباد |
نام: shadi
|
| ای-میل: |
14:07 25 خرداد 1387
|
حاکمان ایران منتخب مردم ایران نیست. پروژهای مخفی و هسته ایی حاکمان دیکتاتور ایران مربوط به مردم ایران نیست. دفاع از اهداف شوم حاکمان ایران، دفاع از منافع مردم ایران نیست. آزادی بیان و قلم و اندیشه و دمکراسی اولین و اساسی ترین حق مسلم مردم ایران برای رسیدن به ثبات سیاسی و عدالت اجتماعیست. هر کس و هر کشوری برای بقای حاکمان دیکتاتورایران کمک کند دوست مردم ایران نیست. |
بازگشت
|