|
|||||||||
| |||||||||
|
,ملا بلر, در لباس جديد
روشنگری. تونی بلر روز 30 ماه مه 2008 بنياد مذهبی خود را تحت عنوان ,بنياد ايمان Faith Foundation در نيويورک افتتاح کرد. در مراسم افتتاح او گفت: , ايمان مذهبی در قرن بيست و يکم همان نقش را بازی خواهد کرد که ايدئولوژی سياسی در قرن بيستم., اين حرف را در قالبی ديگر ساموئل هنتيگتون زده بود، البته بلر ظاهرا به عنوان راه حل ,برخورد تمدن های, هانتيگتون اضافه کرد:, در عصر گلوباليسم هيچ چيز مهم تر از اين نيست که مردم از فرهنگ ها و مذاهب مختلف يک ديگر را بهتر درک کرده و در صلح و احترام متقابل زندگی کنند., اما اگر قرار باشد حاکمان جهان به مذهب همان نقشی را بدهند که به ايدئولوژی های سياسی در قرن بيستم دادند، به جای جنگ سرد بايد شاهد ادامه جنگ داغی بود که هم اکنون زمين خشک شده و قحطی زده را از خون سيراب کرده است. بگذريم از اينکه آن استراتژی و جنگ هم که تحت عنوان تقابل ,ايدئولوژی های سياسی, پيش برده شد، خيلی هم سرد نبود. با هيروشيما شروع شد و زير باران گلوله و راکت و بمباران های فرشی و ناپالم و انواع نوآوری های ,هنرمندانه, برای کشتار انسان و ويرانسازی شهرها و سوزانيدن درخت و مزرعه و جنگل پيش رفت. علت آنکه بلر نيويورک را به عنوان مقر اين بنياد برگزيده فقط اين نيست که حاميان او، بويژه منتور اصلی او رابرت مرداک سلطان رسانه اي، در آمريکا اقامت دارند، بلکه مهم تر اينکه موعظه های مذهبی او در آمريکا بخصوص نيويورک بيش از اروپای سکولار گوش شنوا پيدا ميکند. در اروپا و خود انگلستان يکی از اتهامات يا لااقل سوء ظن ها نسبت به بلر دخالت دادن مذهب در سياست دولت بود. به همين جهت کارگزاران کاخ نخست وزيری انگلستان دايم مجبور بودند در مقابل سوال های کنجکاوانه به انکار برخيزند و در اين رابطه جمله مسوول روابط عمومی بلر و نزديک ترين فرد دولت به او، آلستر کمپل، شهرت عام يافت که در مقابل سين و جيم ها گفته بود:"we don't do God" البته کمپل هم کسی بود که هيچکس انتظار شنيدن حرف راست را از او نداشت. او همان کسی است که بر اساس شهادت دکتر کلی نقش اصلی را در تنظيم جملات سرقت شده از يک رساله دانشجويی و تحويل آن به بلر داشت تا آنها را به عنوان سند مسلح بودن صدام حسين به سلاح کشتار جمعی به نمايندگان مجلس مقدس انگليس تحويل دهد، آنهم در شکلی کاملا ,سکسی, يعنی با اين ادعا که صدام ميتواند چند ساعته انگلستان را با سلاح هسته ای آماده به شليک اش از جا بکند. وقتی هم که تقلب آشکار شد تونی بلر و مشاورش کاری کردند که دانشمند بيچاره عاقبت به خودکشی دست زد و گناه قتل او هم مثل قتل و آوارگی ميليون ها عراقی و هزارها سرباز آمريکايی و انگليسی به گردن بلر و شرکايش افتاد. اگر تصور ميکنيد بلر از سرعذاب وجدان و به اميد بخشودگی گناهان خود روی به مذهب آورده است، معلوم ميشود از انقلاب 57 درس نگرفته ايد و باز هم ملاها ميتوانند به آسانی شما را فريب دهند، کافی است شکل و شمايل و حرف های خود را تغيير دهند. بلر شواهد کافی به دست ميدهد که در راستای جرايم گذشته به کار خود ادامه ميدهد. اولا روزنامه اينديپندنت افشا کرده نخستين آدمی که او از همان زمان نخست وزيری برای رياست بنياد مذهبی آتی خود در نظر گرفته و او را تشويق به احراز اين مقام ميکرد کسی نيست به جز روت ترنر، يکی ديگر از مشاوران تبليغاتی بلر که در جريان رشوه گيری برای پخش مقام های اشرافی چهار بار توسط پليس دستگير شد و اتهام فاسد مالی ديگری را نيز در پرونده خود دارد. ثانيا بلر همزمان با کار ملايی در بنياد جديدش، به عنوان نماينده جامعه بين الملل در مذاکرات بين اسرائيل و فلسطين از بی پناهی مردم فلسطين استفاده کرده ودر حين کمک به زمين دزدی اسرائيل آنطور که مطلعين امور خاورميانه گزارش داده اند، با همکاری مقامات دست نشانده در دولت موقت فلسطين مختصر دارايی های ملی را که برای مردم فلسطين مانده به عنوان معامله تجاری به سرمايه داران انگليسی و اسرائيلی واگذار ميکند. نقش جديدی که بلر بر عهده گرفته با سياستی که او در دوره نخست وزيری دنبال ميکرد، کاملا انطباق دارد. اين پديده ای کاملا شناخته شده است که نوليبرال ها با از هم پاشاندن ساختارهای اجتماعی مبتنی بر همبستگی انسانی و حمايت از حرص و آز سرمايه داران در بهره کشی و گسترش نابسامانی ها و آسيب های اجتماعی و فروپاشی شيرازه اجتماع، به مذهب به عنوان يک ابزار سياسی و وسيله ای برای ايجاد تعادل روی می آورند و از آن بهره های فراوان ميگيرند. در هر حال عليرغم انکار مصرانه آلستر کمپل، تونی بلراز همان زمان که در مقام نخست وزيری بود، مقدمات معامله گری با خدا و مذهب را فراهم ميکرد. به گزارش روزنامه اينديپندنت خود بلر در مصاحبه ای با روزنامه تايم گفت از ,ديرزمان, در حال برنامه ريزی برای ايجاد اين بنياد بوده است و... , در واقع پشت صحنه جلساتی با تعدادی از رهبران مذهبی و ديپلومات ها برگزار کرده ونتايج سياسی برنامه جديدش را مورد بحث قرار داده بود., اينديپندنت اضافه ميکند بلر وقتی در اورشليم نيست، هيچ فرصتی را برای موعظه از دست نمی دهد. در دانشگاه ييل در آمريکا نيز يک کار پاره وقت گرفته و موضو ع درسش عبارت است از ,ايمان و گلوباليسم,. او در سخنرانی اش برای دانشجويان به موعظه های کم خرج از اين قبيل دست ميزند:, آدم ها را از روی برخورد شان با زير دست شان و نه فرادستانشان مورد قضاوت قرار دهيد., اما موعظه های ديگر او هزينه کمرشکنی داشت که البته از جيب مردم و در واقع با خون مردم پرداخت شد. اينديپندنت از يکی از آنها ياد کرده است: در سال 2006 وقتی روزنامه نگار انگليسی مايکل پارکينسون در مورد تصميم سه سال قبل او برای حمله به عراق او را زير فشار قرار داد، آقای بلر گفت:, در نهايت، قضاوتی هست... اگر به خدا باور داشته باشيد، که آنهم کار خداست., بلر بعد از پايان دوره نخست وزيری وقتی ديگر نگران واکنش جامعه سکولار انگليس در مورد مقاصد او مبنی بردخالت دادن عقايد مذهبی اش در سياست نبود، تغيير کيش خود به مذهب کاتوليک را رسما اعلام کرد. نه تغيير کيش و نه تاسيس يک بنياد مذهبی در آمريکا توسط بلر کسی را متعجب نمی کند. او آنقدر با مردم نيرنگ کرده است که هر رنگی از او قابل انتظار است. سوال اين است آيا کليسا حاضر است با استقبال از مجرمی که نه تنها به جنايات خود اعتراف نميکند، بلکه مسووليت آن ها را هم به گردن خدا مياندازد، بار اين گناه را بپذيرد؟ 12 خرداد 1387 18:14 نظر شما
بازگشت
|