آيا نفت در حال تمام شدن است
http://www.roshangari.net/
روشنگری. هرچه توليد نفت نسبت به تقاضا کاهش پيدا ميکند، خصومت شرکت های بزرگ نفتی و حاميان سياسی آنها با ملی بودن نفت و اشتياق و اصرار آنها به خصوصی کردن منابع نفتی کشورهای نفت خيز و تصاحب آنها افزايش می يابد. گويا آنچه بر سر جامعه انسانی و محيط زيست بشر آورده اند کافی نيست که در فکر افزايش توليد نفت هم هستند. اما حالا ديگر از ,پايان دوران نفت, صحبت ميرود. رسيدن منحنی توليد نفت به نقطه اوج و بعد سقوط تدريجی آن ,پيک نفت,، دهه ها پيش توسط کارشناسان زبده انرژی مطرح شده بود. در هفته اخير که بهای نفت بطور ناگهان به شدت افزايش يافت، رسانه ها مکرر به اين تئوری اشاره کردند. بدون اين تئوری هم نحوه مصرف نفت يکی از برجسته ترين شواهد نحوه غيرعقلانی و حتی ضد عقلانی کنترل و سازماندهی جامعه توسط نيروهای بازار و سرمايه است. اين حکايت و آسيب های غيرقابل جبرانی که رابطه نفت و سودجويی سرمايه، برای ساختارهای موجود جهان بوجود آورده، تکان دهنده اما دراز است. فعلا به گزارش نشريه اينديپندنت بسنده ميکنيم که فقط خبرهای داغ روز را دنبال کرده است.
آيا جهان دارد از نفت تهی ميشود؟
استفن فولی. نيويورک
جمعه 23 مه 2008
در فرانسه ماهيگيران تصفيه خانه های نفت را در محاصره قرار دادند. در بريتانيا، رانندگان کاميون برای يک اکسيون يک روزه برنامه ريزی کرده اند. در ايالات متحده ماشين سازی فورد توليد خودروهای ويژه مسابقات ورزشی را که مصرف سوخت آنها بالاست کاهش ميدهد و شرکت های هواپيمايی بهای بليط های خودرا بالا می برند.
نگرانی تب آلود از افزايش بهای نفت در جهان بالا گرفته و موسسات درجه اول ارزيابی مواد سوختي، توانايی صنايع برای انطباق با تقاضای به شدت فزاينده را به نحو تشويش آوری اندک ارزيابی ميکنند.
روز گذشته آژانس بين المللی انرژی International Energy Agency هشدار داد بهای نفت طی 13 روز متوالی به يک رکود جديد دست يافت. بهای نفت خام سبک در روزهای اخير به رقم بالای بشکه ای 135دلار رسيد،اين در حالی است که فقط 5 ماه از زمانی گذشته است که قيمت نفت به بشکه ای 100 دلار رسيده بود. کارشناسان در لندن و وال استريت پيش بينی می کنند صرفنظر از اينکه چقدر مصرف کنندگان اعتراض و سياستمداران شکايت کنند، بهای نفت به 200 دلار خواهد رسيد. منطق اقتصادی آن ساده است: عرضه و تقاضا.اولی کم و دومی در حال رشد است.
مصرف کنندگان فشار ناشی از اين مساله را در هر گوشه زندگی خود احساس ميکنند. درد قبل از همه در ايستگاه های بنزين احساس ميشود. در بريتانيا، بهای بنزين از حدود 114 پنس در ليتر به گالنی 5.15 رسيد. در ايالات متحده، جايی که رانندگان بهای بسيار پائين تری می پردازند، بنزين گالنی بيش از 4 دلار , دو پوند, است. بعلاوه هزينه تامين سوخت خانواده ها در سراسر جهان در حال افزايش است و ضربات آن بيش از همه دامن کشورهای فقير را می گيرد. ,بريتيش گاز,، بزرگ ترين توليد کننده برق و گاز بريتانيا، بعد از يک افزايش بهای 15 درصدی در ژانويه مجددا در فکر افزايش بهاست.
شرکت های هواپيمايی که قبلا بهای سفر رابه نسبت افزايش بهای انرژی افزايش داده بودند، اکنون در فکر بالا بردن بهای بليط هستند.آمريکن ايرلاينز اينکار را در هفته گذشته انجام داد و در آغاز کار برای کنترل بار از مسافران پول طلبيد. کارخانه داران نيز بهای کالاهای شان را برای جبران هزينه ناشی از افزايش قيمت سوخت کارخانه بالا برده اند. به اين ترتيب کاهش بهای کالاها که از زمان انتقال توليد به کشورهای دوردست آغاز شده بود، پايان يافت.
ساموئل بودمن مشاور انرژی پرزيدنت بوش روز گذشته به کنگره آمريکا گفت: بهای نفت به خاطر اين واقعيت رو به افزايش است که تقاضا از توليد بالاتر است. ما همه ظرفيت های اضافی نفت در سيستم را مکيده ايم.. و ديگر با هيچ جادويی نمی توان مشکل انرژی را بطور فوری حل کرد يا بهای بنزين را در ايستگاه های بنزين پايين کشيد.,
در جهان روزانه 87 ميليون بشکه نفت مصرف ميشود که يک چهارم آن توسط ايالات متحده صورت ميگيرد. عربستان سعودی تنها کشوری است که تصور ميرود ظرفيت توليد سريع تر نفت را داشته باشد. چين در آستانه يک انقلاب صنعتی است و به منابع هرچه بيشتر نفت نياز دارد، با وجود اين توليد جهانی دو سال است که متوقف شده است. دولت سعودی درخواست اخير آقای بوش مبنی بر افزايش توليد را رد کرده گفت کمبود نفت درحال حاضر وجود ندارد. در حاليکه اقتصاد دانان نگرانند که کمبود تقريبا فرارسيده است، کافی است يکی از منابع استفاده شده، رو به اتمام برود.
آژانس بين المللی انرژی (IEA)مستقر در پاريس ديروز اعلام کرد احتمال دارد در تخمين های تاکنونی در مورد ظرفيت کشورهای توليد کننده نفت برای به راه انداختن منابع جديد و تامين تقاضای فزاينده برای دهه بعد، زياده روی شده باشد. توليد جهانی نفت در سال 2030 که بنا بر محاسبه قبلی IEA[سازمان بين المللی انرژ ی]،برابر بود با 116 ميليون بشکه در روز، ممکن است به زحمت حتی به 100 ميليون برسد.
فيث بيرول اقتصاد دان ارشد (IEA) ميگويد صنعت نفت وارد , يک نظام انرژی نوين, شده است که در آن تامين تعادل بين عرضه و تقاضا دشوار تر است. او اضافه کرد: , وقتی قيمت ها در اثر انقلاب ايران بالا رفت، تقاضا کاهش يافت، ولی چيزی که در چند سال اخير اتفاق افتاده است با تئوری های اقتصادی انطباق ندارد. بهای نفت بين 2004 و 2006 به شدت بالا رفت و تقاضا هم عملا افزايش شد. اين ممکن است گيج کننده به نظر برسد، ولی دليل آن خريداران جديدی است که از راه ميرسند، مثل چين و اقتصادهای خاورميانه که در آنها دولت هابرای سوخت يارانه می پردازند و افزايش قيمت ها در بهايی که مصرف کننده می پردازد بازتاب پيدا نمی کند. ,
سياستمداران در ايالات متحده شديدا مخالف شرکت های نفت ملی کشورهای در حال توسعه هستند که نميتوانند به سرمايه گذاری های لازم برای توليد بيشتر و کاهش فشار بر بازار دست بزنند. آقای بوش و اعضای کابينه اش در هر فرصتی هواداران محيط زيست را تحت فشار قرار ميدهند که آنها بايد احتياج شديد عمومی به نفت را در يابند و کنگره بايد اجازه بدهد در مناطق قطبی و آلاسکا که محيط حفظ حيات وحش اعلام شده، حفاری صورت بگيرد.
در هر حال بانک سرمايه گذاری گلدمن ساکس در ماه اخير اعلام کرد بهای نفت ميتواند طی سال آينده تا 200 دلارافزايش يابد و در سطح بالای 100 دلار ثابت خواهد ماند تا تقاضای ايالات متحده به نحو چشمگير کاهش يابد. علايم کوچکی که نشان دهنده اين روند باشد ديده ميشود. روز گذشته فورد اعلام کرد قصد دارد توليد خودرو را بيش از آنکه در اوايل امسال اعلام کرده بود کاهش دهد. بيشترين کاهش در توليد SUVو pick-up truck صورت خواهد گرفت زيرا مشتريان آمريکايی بيش از پيش به خودروهای سبک که بنزين کمتر مصرف می کنند روی می آورند.آلن مولی مدير اجرايی شرکت گفت فروش اينگونه ماشين ها از 11 درصد سهم بازار در چند هفته قبل به 9 درصد رسيده است.
منبع:
http://www.independent.co.uk/news/business/news/is-the-world-about-to-be-running-on-empty-832874.html
3 خرداد 1387
00:51
نظر شما
نام:
|
| ای-میل: |
01:25 9 خرداد 1387
|
نرود ميخ آهنين در سنگ
اي كه پير ناداني بسوزد
آنكس كه نداند و نداند كه نداند
در جهل مركب ابدالدهر بماند |
نام: عمران
|
| ای-میل: |
18:33 9 خرداد 1387
|
آقاي محترمي كه آفرينش از طبيعت ميداني وقتي از نظر علمي به آفرينش هسته گلهاي رنگارنگ - هسته ميوه ها - تخم پرندگان - و تركيب اوول و اسپرماتوزوئيد و آفرينش مورچه و حركات آنها و حركات و آفرينش و عكس العمل هاي غريزه اي كليه حيوانات نگاه كني اين باور كه تكامل طبيعت در اثر مرور زمان سبب بوجود نيامدن اين منطق علمي آفرينش نشده است .
تكامل طبيعت گفتگوي حيوانات و پرندگان و ماهيها و ساختار گفتگوي و رفلكس هاي موجودات زنده را چگونه تشريح مي كند و اين نظم آفرينش را آفريننده اي بايد آفريده باشد كه مي توان خالق و آفريننده كائنات را به يك سيسم عامل علمي هوشمند منطقي و قانونمند كه همه آفرينش از او آفريده شده است ( مثل سيستم عامل كامپيوتر ي كه خود ريز كامپيتوتر ها را بيافريند ) ... انسان با تمام علم و دانش خود قدرت اين را ندارد كه يك مورچه و پشه با تمام خصوصيات نرم افزايش بيافريند مورچه وقتي در تابستان از تخم خارج مي شود فورا شروع ميكند به جمع آوري مواد غذائي براي زمستانش كه از او خبر ندارد و نديده و تجربه كسب نكرده ولي در غريزه او كه يك نرم افزار منطقي است از خالقي و آفريننده دانا و آگاه وعالم نشات گرفته شده است .
اگر بيائيم در يك گوي قرعه كشي ده عدد توپ هاي به رنگهاي سفيد - زرد - آبي - مشكي - نارنجي - قرمز - سبز - قرار دهيم و گوي را بچرخانيم تا توپ ها از گوي خارج شوند ... چند بار بايد تمام توپ ها از گوي بيرون بريزيم تا ده تا توپ هاي سفيد - زرد - آبي - مشكي - ناريجي - قرمز - سبز پشت سر هم قرار گيرند شايد صدها ميليارد سال هم اين كار را بكنيم نمي توانيم توپ ها تصادفي و طبيعي پشت سر هم قرار گيرد ولي با عقل و منطق مغز انسان در عرض چند دقيقه مي توان اين كار را انجام داد و با اين مثال اين را مي خواستم بگويم كه طبيعت و تكامل طبيعت نمي تواند اين نظم آفرينش در ميان تخم گلها و تخم هندوانه خربزه و طالبي و سيب و انار انگور با حشرات و حيوانات بي نهايت و ماهيها را با اين نظم و علم بيافريند و طبيعت هم نمي تواند علم ژنتيك را بيافريند اين منطق خدا و يا به عبارت ديگر خالق و آفريننده كائنات چه ارتباطي به منطق ارتجاعي افكار اخوند ها ارتباط دارد و خداي اخوند يك جسمي است محدود در بالا نشسته وا لان خدا اخوندها قدرت و پول است و بس و ديگر هيچ و نماز و روزه و عبادت براي استثمار افكار گروهي ساده دل و مقلد است كه اخوندها( مراجع تقليد ) قلاده به گردن مقدلدين خود انداخته تا با اسم خدا و گفتار و زبان بازي به بازي بگيرند و حكومت كنند و ديگر هيچ . |
نام:
|
| ای-میل: |
06:27 7 خرداد 1387
|
اقای عمران لطفا این خرافاتی که از زبان خدایت میگوئی پیش خودت نگهدار!. با هیچ علم و دانشی نمیتوان وجود نبوده خدا را ثابت کرد ! تو خدائی را در مغر خود ت افریدی نه خدا ترا افریده . همه چیز نتیجه تکامل طبیعت است . علم میگوید که خدائی وجود ندارد اما اخوند میگوید که خدا هست . حال اقای عمران تو علم را قبول داری تا اخوند را ؟. زود .تند .سریع !
|
نام: عمران
|
| ای-میل: |
18:18 6 خرداد 1387
|
اگر خدا هيچكس را روي زمين نمي كشت شما راضي بوديد و اگر مرگ را آفرينش بشر بر ميداشت در آن حالت بشر راحت بود و خدا را عادل در زندگي ميدانست در اين صورت روي كرده محدود زمين جمعيت روي زمين تا كنون به 50 ميليارد نفر رسيده بود و هيچكس جاي خوابيدن نداشت و بايد اسمانخراش صد هزار طبقه درست مي كردند تا انسان را روي زمين جاي دهند و اين جمعيت روز بروز به 60 ميليارد و 70 ميليارد نفر ميرسيد و آنوقت شما ارزوي مرگ مي كرديد و مي گفتيد چرا خدا مرگ را نيافريد !!!!! |
نام:
|
| ای-میل: |
22:18 4 خرداد 1387
|
خدا اگر عرضه داشت از اول طوري درست ميكرد كه همه چيز روبراه باشه نه اينكه اينهمه جنايت و بدبختي و هزاران مصيبت بيآفريند كه بعد انسانهايش را عاقبت بخير كند. اين افسانه ها ديگر خريداري ندارد. بايد به اين خدا گفت:
به خير تو اميد نيست شر مرسان |
نام: عمران
|
| ای-میل: emsh1328@yahoo.com |
15:03 4 خرداد 1387
|
از تاريخ بشر و عصر حجر حدود صد هزار تا يك ميليون سال مي گذرد ( دوره دوم دوران چهارم زمين شناسي ) و يا بقولي بعد از رانده شدن جدمان آدم و حوا از بهشت ميلياردها انسانها به دنيا آمده اند و از بين رفته اند و گرفتار مسئله نفت و جنگ ستيزي آن نبوده اند و با روشن كردن آتش و هيزم سالها را مي گذراندند وقتي بشر به عصر تمدن و تكنولوژي و عصر كنوني كه صد تا 200 از آن مي گذرد گرفتاريهاي آن زياد شده است و گرفتار تمدن و نفت و ساختن هواپيما و اتم و كشتار وسيع و با يك بمب اتم و يا بمب نوتروني ( كه فقط انسان و موجود زنده را مي كشد ) شده است و هر روز مسئله درگيري هاي او زياد مي شود و اكنون مسئله نفت سبب شده كه انسانهاي كنوني كه از دوران نفت بيش از 100 سال نمي گذرد و الان مسئله نفت و گاز در مسئله سوخت ماشين ها و كارخانه ها و حركت كشتي ها سبب شده تا آمريكا و انگليس و كشورهاي ديگر صعنتي به بهانه اسلحه هاي كشتار جمعي در كشورها به كشورهاي مانند عراق و بعد ايران كه نفت دارند حمله كرد و در آينده عربستان سعودي و كشورهاي ديگر و به ابر قدرتها چين هم دارد اضافه مي شود و بطور كلي بايد گفت :
بشر تا بسوي تمدن شتافت
دگر روي آسودگي را نيافت
در تيره بختي به رويش گشود
چو بر اختراع و صنايع فزود
چو آماده شد صنعت و پيشه را
فرو كوفت بر ريشه اش تيشه را
اتم شد مسخر ولي مرگ را
فنا كردن بار را برگ را
بشر تا تا گرفتار ديوانگي است
گرفتار خونريزي خانگي است
ببايد از اين دانش مرگ زاي
گريزان شدن تا به ديگر سراي
و يا در پس جنگل و كوهها
رها گشتن از چنگ اندوهها
سعادت در آَنجا بدست آيدت
كه دوري از اين ديو پست آيدت
يقين دان كه گر دير يا زود شد
ز دستش جهان محو و نابود شد
...................................
دريغا ز دنياي آسودگي
آز آن روي زيباي آسودگي
خوشا زندگي در مغارات دور
ز آسيب جنگ و ز آفات دور
چه خوش عالمي بود عهد حجر
ز شور و شر اين جهان بيخبر
...............................
بيا تا هم امروز كاري كنيم
به فرداي خود اشكباري كنيم
به درگاه داور نياز آوريم
نيازي بدان كار ساز آوريم
كه بخشد نجاتي به بيچارگان
از اين غولها و جهانخوارگان
اشعار از استاد شفيقي عنبراني (تالشي )
...........................................
بشر تا ميليارد ها نفر تا صد سال پيش با اسب و الاغ و قاطر و شتر و حيوانات كه هزاران سال است از آن مي گذرد به راحتي در عصر حجر و غار ها و منزلهاي گلي و ديگر امكانات ابتدائي با دوستي و محبت و امنيت و هزاران وديعه الهي خوب زندگي مي كردند و همديگر ا دوست داشتند اگر جنگي هم اتفاق مي افتاد حاكمان قدرت طلب و كشور كشا بودند كه مردم ساده و راحت را با جنگهايشان به جان هم مي انداختد و مي كشتند و حالا تمام آن امنيت ها از بين رفته و مردم گرفتار تمدن و صنعت شده اند و بايد گفت :
بشر ها همان مادرند و پدر
همان دوستداران نوع بشر
كجا مادر و يا پدر جنگجوست
كجا اهرمن طبع و درنده خوست
بهر جاي مادر بود مادر است
سياه و سفيدي نه اندر خور است
چسان بيند آين گوهر تابناك
كه فرزند او خفته در خون و خاك
چسان بيند اين مظهر مهر و نور
جوان رشيدش در ْآغوش گور
پدر چون كشد بار اين درد؟ چون؟
كه باشد جگر گوشه اش غرق خون
.......................................
اين است داستان تراژدي حيات بشر كه روزي هم بدست خود بشر قدرت طلب و بي ايمان به آخرت و خدا و دنياي ديگر كه اين بي اعتقادي و دنيا پرستي سر سلسله مصبت و گرفتاري انسانها نابود خواهد شود
موفق باشد خدا آخر و عاقبت همه انسانها را به خير گرداند انشاالله |
بازگشت
|