|
|||||||||
| |||||||||
|
راز بقا
روشنگری. هفته نامه اکونوميست در 60 سالگی تاسيس اسرائيل مقاله ای دارد تحت عنوان,فلسطينی های آواره,. مقاله راز ماندگاری مقاومت را به خوبی نشان ميدهد. گزارش کوتاه شده ای از اين مقاله را ميخوانيد. *** مقاله با توصيفی از وضعيت پناهندگان فلسطينی در اردوگاه نهرالبارد واقع در شمال لبنان بعد از تهاجم سال گذشته شروع ميشود.[ فجايع مخوفی که بر پناهندگان غيرنظامی در اين تهاجم رفت اساسا به افکارعمومی گزارش نشد و نه فقط توسط رسانه های غربی. زيرا حتی احزاب اسلامی بويژه حزب الله لبنان مداخله و جانبداری از پناهندگان را به نفع خود نمی ديدند.م] اکونوميست نوشته است حدود500 جهادی که به اين اردوگاه آمدند فلسطينی نبودند، بيشتر آنها از عربستان سعودي، عراق، سوريه وديگر کشورها آمده بودند و از دست فلسطينی های ساکن اردوگاه کارزيادی ساخته نبود، زيرا دولت لبنان هيچ مسووليتی در رابطه با 12 اردوگاه پناهندگی فلسطينی خود برعهده نميگيرد و موسسات خود پناهندگان نيز بعد از سقوط سازمان آزادی بخش فلسطين(PLO)قدرتی ندارد.اما به هرحال خانه های همه پناهندگان زير آتش سنگين ارتش لبنان با خاک يکسان شد وکليه 20000 پناهنده ساکن آنها مجبور به ترک اردوگاه شدند. حالا اردوگاه به آرامی بازسازی ميشود و پناهندگان به خانه های کناره اردوگاه که کمتر آسيب ديده اند باز ميگردند. صاحب قهوه خانه موقت که در جاده اصلی و مخروبه بساط خود رادوباره برپاکرده، يک تابلو رنگارنگ را برافراشته که روی آن نوشته است: , ماالبارد رادوباره می سازيم و به فلسطين باز ميگرديم., اکونوميست در ادامه می نويسد مرکز البارد کاملا ويران شده است. ياسرالحاجی يک مهندس 27 ساله که خانواده اش از سفد واقع در شمال فلسطين (اکنون بخشی از اسرائيل) آمده اند، و داشت به دوستش کمک ميکرد تا تل های خاک اتاق نشيمن بدون ديوار او را با بيل کنار بزند، تنفسی می گيرد و به دهها ستون سيمانی کج و مخروبه اشاره ميکند. ساختمان چهار طبقه تمام هستی خاندان او از جمله مغازه بقالی شان را تشکيل ميداد: ميوه 60 سال مبارزه در تبعيد. او با لحنی خشک ميگويد: , اين است nakba ,نکبت, برای نسل من., اکونوميست در ادامه می نويسد 10 ميليونی فلسطينی جهان، که 70 درصد آنها پناهنده يا نسل بعدی آنها هستند، در اين احساس تلخ با حاجی سهيم اند. خلق های ديگر هم از تراژدی های عظيم رنج برده اند، ولی رنج فلسطينی نه تنها پايان نمی يابد، بلکه به شيوه وحشتناکی خود را تکرار ميکند. بدتر اينکه تحت تاثير آن، سياست منطقه و ورای آن مسموم شده است. در نظرسنجی های 6 سال گذشته سه چهارم اعراب مداوما فلسطين را در ميان اولويت های خود قرار داده اند. به عبارت ديگر از سال 1948 تاکنون چيز زيادی تغيير نکرده است. در آن زمان فشار پائين، پنج حکومت عرب را مجبور کرد عليرغم بی ميلی خود نيروهايی را برای جلوگيری از تشکيل دولت اسرائيل بفرستند. در جنگی که به دنبال آمد، حدود 750000 نفر از مناطقی رانده شدند که به دولت يهود تبديل شد. سربازان از بازگشت آنها به خانه های شان جلوگيری نموده و بطور سيستماتيک 531 روستای آباء و اجدادی آنها را ويران کردند. اين را فلسطينی ها ,نکبت, nakba ميخوانند. در جنگ 6 روزه ژوئن 1967، بيست و دو درصد باقيمانده فلسطين تاريخي، تحت حکومت اسرائيل در آمد و 250000 فلسطينی ديگر آواره شدند. در تبعيد، فلسطينی ها مورد آزار، حمله و تعقيب قرار گرفتند. مبارزان سازمان آزادی بخش (PLO)بعد از خيزش 1970 مجبور به فرار به اردن شدند. مسيحيان لبنان اردوگاه های تل زعفر و قرنطينه را در سال های 70 ويران کرده و فلسطينی ها را در صبرا و شتيلا قتل عام کردند. اسرائيل در همان سال، سازمان آزادی بخش فلسطين را دربيروت تحت محاصره نظامی قرار داد و رهبران آن را به تبعيد دوباره در تونس فرستاد. سوری ها در سال 1984 در تريپولی همين کار را کردند. کويت در سال 1991، 300000 فلسطينی را به خاطر آنکه رهبرشان ابلهانه از حمله صدام به کويت دفاع کرده بود، بيرون کرده و به امارات خليج فرستاد. معمر قذافی در سال های 90 هزاران تن از آنها را به جرم امضای قرارداد صلح با اسرائيل در اسلو تحت تعقيب قرار داد و بيرون کرد.از زمان حمله به عراق در 2003 تقريبا تمام 20000 فلسطينی ساکن اين کشور را به سوی مرزها راندند و هنوز بسياری از آنها در اردوگاه های خاکی کوير در پريشانی زندگی ميکنند. اينکه فلسطينی ها عليرغم اينهمه مصيبت احساس ملت بودن را حفظ کرده اند، گواهی بر استقامت آنهاست. با وجود اين موانع بر سر راه يک پارچگی آنها امروز بيش از هميشه است. اکونوميست اين موانع را نام می برد: حدود 5 ميليون آنها در فلسطين تاريخی زير کنترل اسرائيل زندگی ميکنند. در ساحل غربی اسرائيل با ساختن شهرک های اشغالی و پايگاه های نظامی حدود 40 درصد خاک را تصرف کرده است. در واکنش به انتفاضه سال 2000، اسرائيل با برپا کردن ديوارها و ايستگاه های نگهبانی در اين مناطق، 2.5 ميليون فلسطينی را در دهها جزيره محصور از هم جدا کرده است. از ژوئن گذشته که حماس کنترل غزه را به دست گرفت، 1.5 ميليون ساکن غزه در يک نوار 146 مايل مربعی زندانی شده و با کمک غذايی قطره چکانی سازمان های بين المللی خود را زنده نگه ميدارند. 1.1 ميليون فلسطينی ساکن اسرائيل وضع بهتری دارند ولی از نظراقتصادی و قانونی مورد تبعيض قرار ميگيرند. با توجه به تبعيض هايی که عليه آنها روا ميشود جای تعجب ندارد که نظرسنجی ها نشان ميدهد 62 درصد آنها در اين وحشت به سر می برند که اسرائيل سرانجام آنها را بيرون خواهد راند. اکونوميست در ادامه تصويری از آوارگان و تبعيديان فلسطينی در خارج از سرزمين های اشغال شده از اردن تا آمريکا و السالوادور و شيلی و مشکلات اغلب آنها به خصوص در کشورهای عربی به دست ميدهد و اضافه ميکند فاصله ها و مرز ها تنها عواملی نيستند که فلسطينی ها را از هم جدا ميکنند. مذهب، رشد فزاينده شکاف بين بخش های فقير و ثروتمند، اختلافات سياسی و سرانجام تفاوت پناهنده ها و غيرپناهنده ها را نيز بايد به اين عوامل اضافه کرد. دفاع از هويت ملي، برای مقابله با ستم در ادامه مقاله اکونوميست آمده است آژانس امداد سازمان ملل UNRWA مسئوليت تامين رفاه 4.5 ميليون پناهنده فلسطينی در خاورميانه را برعهده دارد. حدود نيمی از فلسطينی هايی که در قلمروهای اشغال شده، از جمله در غزه، زندگی ميکنند پناهنده هستند. يک چهارم اسرائيلی های فلسطينی نيز مساکن اصلی شان را از دست داده اند. در ادامه مقاله آمده است پناهندگی شورمندانه به فلسطينی بودن خود افتخار ميکنند، حتی ثروتمندان و افراد موفق آنها به شدت پيوند خود را با هويت خود حفظ ميکنند. آنها ممکن است ويلاهای بزرگ بخرند، ولی اغلب جای آن را کنار اردوگاه هاانتخاب ميکنند. 20000 پناهنده ساکن اردوگاه Balata در حاشيه شمالی شهر نابولوس در ساحل غربي، هنوز با همان لهجه روستای شان صحبت ميکنند که اکنون به اسرائيل تبديل شده است، حتی نسل دوم وسوم پناهندگان اوليه هم از اين امر مستثنی نيستند. وقتی UNRWA بعد از اينکه بخشی از اردوگاه با بولدوزرهای اسرائيل با خاک يکسان شد، به آنها پيشنهاد داد زمينی خريده و آنها را در کنار اردو گاه جنين اسکان دهد، اين پيشنهاد را رد کردند. به همين ترتيب ساکنين بی خانمان شده ی نهرالبارد در تلاش هستند تا وقتی اردوگاه شان بازسازی شود، براساس ساختار روستای اصلی زادگاه شان جليله ناحيه بندی و نامگذاری شود. در امان پايتخت اردن، فلسطينی های اغلب سکولار و ثروتمند که در بالای تپه ها زندگی ميکنند از بخش مذهبی و محافظه کار جمعيت که خانه های آنها فشرده به هم در شيب تپه ها قراردارد، اجتناب ميکنند و ساکنين ساحل غربی هنوز از خاطره هجوم غزه ای های جويای کار در سال های 90 احساس اشمئزاز ميکنند. سنتا اين بيشتر فلسطينی های مرفه مسيحی هستند که ميل به مهاجرت دارند و به اقليت ناچيزی تبديل شده اند که با تقويت اسلام گرايان تند رو مورد تعقيب هم قرار ميگيرند. اسلو، اشتباه بزرگ عرفات و منشاء اصلی صعود حماس اکونوميست آنگاه سخنان گلدن ماير را يادآوری ميکند که در 1968 گفته بود: ,چيزی به نام مردم فلسطين وجود ندارد, و سپس اضافه ميکند حالا تاريخ نويسان صاحب اعتبار قبول ميکنند آغاز شکل گيری ملت فلسطين به قرن 19 برميگردد. با وجود اين هنگام وقوع ,نکبت, احساس ملی فلسطينی ها رقيق تر بود از احساس ملی يهوديان در دوهزاره ی قبل، هنگامی که يهوديان سنن غليظ مذهبی و سده هااداره خود توسط قوانين شريعت را در خورجين داشتند. اکونوميست راز ماندگاری مقاومت فلسطينی ها را چنين شرح ميدهد: اين سرگذشت سلب مالکيت و آرزوی بازگشت به خانه است که بخش های مختلف فلسطينی ها را به هم پيوند ميدهد. نقش تاريخ در اين رابطه کمتر است. در ادامه مقاله اکونوميست ميخوانيم به ياسر عرفات رهبر سازمان آزاديبخش و بزرگ ترين شاخه اش يعنی حزب سکولار فتح، در فاصله سال های 1969 و 2004، ,عليرغم همه نقايصش اين اعتبار را بايد داد, که هويت شکننده فلسطينی ها را حفظ و تقويت کرد. و او در حالی موفق به اين کار شد که آرزوی های فلسطينی ها را به طرف صلح با اسرائيل بر پايه مفهومی امکان پذير سوق داد. اين به معنای تحول از اشتياق در زمينه ای ملموس يعنی بازگشت به همه سرزمين های از دست رفته به يک وعده انتزاعي، يعنی تشکيل يک دولت ملی در قطعه زمينی بسيار کوچک تر بود. اما ياسر عرفات در 1993 قرارداد اسلو را امضا کرد، کاری که امروز بيشتر فلسطينی ها اشتباه ميدانند، زيرا اين قرارداد هيچ وعده قابل اعتمادی برای تشکيل يک دولت فلسطينی در ازای به رسميت شناختن اسرائيل نميداد و سرانجام نيز در سال 2000 در کمپ ديويد به شکست انجاميد. اکونوميست در ادامه مينويسد بسياری از فلسطينی های مستاصل از جنگ، به يک پاسپورت و جايی که بتوان آن وطن خواند قانع بودند، ولی برای فلسطينی های فقيرتر اسلو به معنای فروختن فلسطين بود. در حاليکه ساختن شهرک های اشغالی در ساحل غربی رو به گسترش ميگذاشت، و نهاد جديدی که تحت عنوان ,Palestinian Authority , تشکيل شده بود بيش از پيش در فساد غوطه ور ميشد،و مذاکرات هم شکست خورده و به خونريزی منجر شد، شمار بيشتری از فلسطينی ها اززير پرچم عرفات خارج شدند و به حماس روی آوردند. اکونوميست در ادامه به رشد حماس می پردازد: تشکيل آن در سال 1987، فاصله گرفتن از مواضع سلفش اخوان المسلمين مصر و کنارآمدن تدريجی با ايده صلح با اسرائيل، تقويت پايه هايش در ميان مردم از طريق ارائه کار اجتماعی و شهرت به درستکاری و عدم پذيرش روندهای رياکارانه صلح به نفع اسرائيل، پيروزيش در انتخابات پارلمانی 2006، بهره برداری از نفرت مردم از الفتح به خاطر تحت الحمايه آمريکا شدن، و به دست گرفتن کنترل غزه در يک اقدام پيشگيرانه در تابستان گذشته و مقاومت در برابر فشار اسرائيل. وحشت از پايان يافتن اميد به راه حل دو دولت و برخی قطعنامه های سازمان ملل که رسما غير معتبر محسوب ميشوند. اکونوميست نتيجه کلی اين اوضاع را با ذکر ارقام يک نظر سنجی که در فوريه امسال به عمل آمد، نشان ميدهد: در گزينش مردم برای مقام رياست جمهوری برای اولين بار محبوبيت اسماييل هانيه بر محمود عباس پيشی گرفت. به نوشته اکونوميست، 4700 کشته بعد از انتفاضه دوم و فلاکت بيشتر صد هزار نفر ديگر، موضع مردم نسبت به اسرائيل را سخت تر کرده است. شمار فزاينده ای از فلسطينی ها اکنون معتقدند اسرائيل طوری در ساحل غربی رخنه کرده است که ديگر راه حل دو دولت از دست رفته است. حدود يک چهارم فلسطينی ها اکنون طرفدار يک دولت دو مليتی با حقوق برابر برای همه شهروندان هستند، چيزی که يهوديان اسرائيلی هرگز حاضر به پذيرش آن نيستند. اين امر هم موضع حماس را در برابر فتح تقويت ميکند. حالا صدای نارضايی از درون فتح نيز به گوش ميرسد که برعباس فشار می آورد موضع خود را در مذاکرات سخت تر کند. شامی شامی نماينده وابسته به فتح در پارلمان از اردوگاه پناهندگی جنين ميگويد:, اگر آقای عباس با هرچيزی موافقت کند بدون اينکه حق بازگشت پناهندگان را بگيرد، آنوقت يک انتفاضه پناهندگان روی خواهد داد., در عمل آقای شامی يک فرمول آشنا را توصيه ميکند: مناقشه بايد در انطباق با قطعنامه 194 مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1948 حل شود. اين قطعنامه اعلام ميکرد:, پناهندگانی که ميخواهند به خانه خود برگردند و با همسايگان خود در صلح زندگی کنند، بايد در سريع ترين وقت ممکن اجازه اين کار را پيدا کنند., و قطعنامه خواهان جبران خسارت به بقيه بود. اکونوميست در ادامه مينويسد بزرگ ترين نظرسنجی در مورد گزينه بازگشت در سال 2003 توسط يکی از معتبرترين موسسات نظرات سنجی فلسطيني، خليل شکاکي، به عمل آمد. او از پناهندگان ساحل غربي، غزه، اردن و لبنان پرسيد در ميان اين گزينه ها کدام را انتخاب ميکنند: رفتن به اسرائيل، يا ماندن در چارچوب يک دولت فلسطيني، يا اخذ حق شهروندی در نقطه ای ديگر. آنهايی که به اسرائيل نروند، خسارت دريافت ميکنند. در مجموع 10 درصد گفتند ميخواهند به اسرائيل بروند (در لبنان اين رقم 23 درصد و در اردن 5 درصد بود). برخی نظر سنجی شکاکی را زير سوال برده اند، بخشا به اين علت که او اين شرط را اضافه کرده بود که بازگشت محدود به سهميه مورد قبول اسرائيل خواهد بود که در عمل عدد ناچيزی خواهد بود: اعداد غيررسمی به رقمی حدود 10000 در سال اشاره ميکنند که برابر است با نيمی از ارقام مهاجرت ساليانه يهوديان به اسرائيل. اگر شانس معقولی برای بازگشت وجود داشته باشد، عده بيشتری خواهان بازگشت به اسرائيل خواهند بود. اکونوميست ادامه ميدهد اما حتی در صورت قبول ارقام شکاکي، نظرسنجی ها نشان ميدهد برای بيشتر فلسطينی ها به رسميت شناختن ,حق, قانونی آنها مهم تر از ,بازگشت, فيزيکی است. به گفته عباس شيبلک بنيانگذارSHAML گخ يک مرکز پژوهشی در رام الله است: , اگر ما نتووانيم حق بازگشت را به دست آوريم، به اين معناست که روايت اسرائيل از تاريخ را پذيرفته ايم., چه کسی منبع پرداخت خسارت را تامين ميکند؟ اکونوميست سپس به نکته ديگری اشاره ميکند: احتمالا پرداخت خسارت هم مثل خود وعده دولت توخالی است. اکونوميست می نويسد خود پرداختن خسارت نيز مانع کمی نيست. گروه محور Aix Group که يک تيم پژوهشی اسرائيلی – فلسطينی – فرانسوی است، تخمين ميزند رقم عادلانه برای جبران و رسيدگی به 4.5 ميليون پناهنده ی رسما ثبت شده بين 55 و 85 ميليارد دلار خواهد شد. اکونوميست در ادامه به شرايط بسيار دشوار کنونی می پردازد که در آن نه فقط مساله پناهندگان بلکه حتی توافقی قابل قبول در مورد خود سرزمين راه درازی در پيش دارد. اکونوميست معتقد است محمود عباس که فقط بخشی از دولت را، آن هم بطور خيلی متزلزل، در دست دارد، در موقعيتی نيست که بتواند تقاضاهای اسرائيل در مورد قرار داد صلح به اجرا در آورد. اهود المرت نيز اگر از يک اينچ بگذرد، آتش غضب راست ها را شعله ور ميکند. اکونوميست آنگاه مضمون تهی مذاکرات کنونی را چنين بازتاب ميدهد: هردو طرف حالا روی چيزی مذاکره ميکنند که اسرائيل هم اکنون آن را از ,مذاکره روی صلح نهايی, که در آناپليس روی ميز قرار داشت، به مذاکره روی ,چارچوب توافقات, تقليل داده است. اکونوميست درانتها چيزی را موفقيت ميخواند که اندکی پيش در رابطه با قرارداد اسلو مشابه آن را از قول فلسطينی ها اشتباه بزرگ عرفات خوانده بود، تازه آن را نيز غيرمحتمل ميداند: ,چشم انداز بد است. ولی اگر، عليرغم همه انتظارات، آنها به توافقی دست يابند، مثلا، مقدار زمينی که اسرائيل حاضر است در ساحل غربی و غزه رها کند، حتی بدون اين که مرزها را به دقت مشخص نمايد، اين ميتواند سالروز غم انگيز 60 سال ,نکبت,، را به جشن تبديل کند., منبع: http://www.economist.com/research/articlesBySubject/displaystory.cfm?subjectid=348984&story_id=11332217 *عکس صفحه اول از فستيوال ساليانه فيلم و هنر فلسطين در هوستون آمريکاست 23 اردیبهشت 1387 02:13 نظر شما
بازگشت |