|
|||||||||
| |||||||||
|
مالکی به بازار می رود
روشنگری. به پنجمين سالگرد حمله به عراق نزديک ميشويم. اين تهاجم، و شکست آن، يکی از مهم ترين عواملی است که در روندهای جاری در سياست جهانی و در آينده قابل پيش بينی نقش بازی کرده و خواهد کرد، بيش از همه در رابطه با خاورميانه و البته ايران. اين در حالی است که هرتلاشی به عمل می آيد تا اين تصور در جهان بوجود آيد اوضاع در عراق به حالت ,عادی, بر ميگردد وبويژه اعزام نيروهای اضافی آمريکايی در سال گذشته موفقيت آميز بوده است. قابل توجه اين است که هم دولت های آمريکا و انگليس که مهاجمان اصلی هستند وهم دولت نوری مالکی که به نظر ميرسد مطلوب ترين دولت دست نشانده برای آمريکا نباشد وآشکارا برنامه هايی برای تعويض يا تضعيف آن در دست اجراست، در عادی جلوه دادن اوضاع عراق منافع مشترک دارند.پاتريک کابرن خبرنگار اينديپندنت در گزارشی که از در پايان هفته اول ماه مارس از عراق ارسال کرد شرح حالی از ,به بازار رفتن, مالکی نخست وزير عراق را که در هماهنگی کامل با نيروهای نظامی آمريکا صورت گرفت به عنوان نمونه به نمايش گذاشته است. کابرن در اين مقاله نخست نمونه ای از شيوه تبليغات کنونی در مورد عادی جلوه دادن اوضاع عراق را به دست داده است. يک اصل اساسی در اين تبليغات رهاکردن محافظه کاری در دروغگويی است. تا چه حد ميتوان دروغ گفت؟ حد و مرزی وجود ندارد. مهم نيست که بخش بزرگی از شنوندگان واقعيت را ميدانند. مهم اين است که با اتکاء بر روانشناسی مردمی که در ديگر کشورهای جهان از اوضاع سياسی بی خبرند و يا ترجيح ميدهند بی خبر بمانند تا روزگار خود را بدون عذاب وجدان بگذارند و با ياری گرفتن از رسانه های خودی بتوان بر فضای عمومی سياسی تاثير گذاشت. کابرن با اشاره به سخنان قاسم عطا يکی از فرماندهان نظامی دولت عراق نمونه جالبی به دست داده است. او که سخنگوی مرکز تامين نيروی امنيتی عراقی تحت تعليمآمريکاست در تاريخ 15 فوريه گفت: , حتی يک نفر در ماه گذشته در درگيری های فرقه ای کشته و آواره نشده است., اين ,اطلاع رسانی, دولت دست نشانده مقامات اشغال در حالی بود که دو هفته قبل از آن يعنی در اول فوريه در دو عمليات بمب گذاری در بازار بغداد 99 نفر کشته شدند. به نوشته کابرن هردو بمب گذاری در متن درگيری های فرقه ای روی دادند. هدف اين دو بمبگذاری قتل عراقی های شيعه بود. کابرن مينويسد يک سياستمدار محلی که اوراق هويت کشته شده ها را برای مقامات مربوطه می فرستد به او گفت معمولا تعداد واقعی قربانيان دو برابر آن است که رسما گزارش ميشود. کابرن سپس به شرح ماجرای بازديد مالکی از نقطه ای در مرکز شهر بغداد می پردازد. اين بازديد يک روز بعد از ادعای قاسم عطا صورت گرفت و مالکی ميخواست در رسانه ها اين تصوير را به نمايش بگذارد که حالا ديگر امنيت در شهر برقرار است و نخست وزير ميتواند از منطقه سبز، اقامتگاه مقامات خارجی و حکومت تحت حمايت آنها، بيرون آمده و به شهر برود و خريد کند. مالکی برای اين کار خيابان المنصور را برگزيد که مرکز سفارت های خارجی است. به نوشته کابرن نه خود بازديد بلکه تمهيدات امنيتی قبل از آن بود که شنيدن دارد، خلاصه ای از شرح ماجرا اين است: ... يک دوست عراقی به من گفت:, بعد از ظهر روز جمعه من در منصور بودم. حدود ساعت 3.15 متوجه شدم حرکت عجيبی در منصور به راه افتاده است. سربازان با اونيفورم ها ی سبز تحت فرماندهی ژنرال ها و کلنل ها ناگهان مثل سيل به راه افتادند. آنها تمام خودروهايی را که در خيابان ها پارک شده بودند و تمام ساختمان ها را بازرسی می کردند. چند دقيقه بعد يک ستون بزرگ از خودروها ظاهر شد با سه کاميون هوموی ارتش آمريکا در جلو و عقب و وسط آن. پنج خودروی سياه مجهز به حفاظ امنيتی در ميان آنها بود. آنها جلوی مغازه بستنی فروشی معروف الرعاد ايستادند. ولی حدود 15 دقيقه کسی از خودرو ها پياده نشد و در اين مدت سربازان تمام مغازه های دور وبر را بازرسی کردند. آنوقت نگهبانان و مقامات ظاهر شدند. مالکی در وسط آنها بود و در خيابان شروع به قدم زدن کرد. وحشت همه را فرا گرفت، چون وقتی او را ديدند فکر کردند حضورش ميتواند به آنی منجر به شروع يک حمله بشود. بعضی از زن ها پا به فرار گذاشتند و من هم فکر کردم برايم خيلی خطر دارد که آنجا بمانم. شنيدم که مالکی به يک زن که می گفت شوهرش در بمب گذاری کشته شده و يک گدای نابينا، هريک 500 هزار دينارعراقی [200 دلار] داد. بعد دو پيراهن از فروشگاه معروف ماريو زنگوتی Mario Zengotti خريد که بعد از آن فورا تعطيل شد، زيرا صاحبش احتمالا فهميد که بغداد پر از آدم هايی است که ممکن است او را به خاطر فروش لباس به نخست وزير بکشند... 250000 گلوله برای هر کشته عراقی برای اطلاع از واقعيت تشويش آميز در پشت اين صحنه های نمايشی بايد به روزنامه نگاران، تحليل گران و ناظران مستقل مراجعه کرد. اما حتی بدون مراجعه به گزارشات واقعی روز، فقط کافی است به آمار نيروهای تخريبی که طی پنج سال در عراق به کار گرفته شده نگاهی بيندازيم تا در مورد مشکلات عظيم کنونی وعواقب وخيم آتی آن به گمانه زنی بپردازيم. در ماه اوت سال 2007 وقتی که چهار سال و نيم از اشغال عراق گذشته بود نشريه تحقيقی مادرجونز تصويری از حمله به عراق توسط مجموعه ای از آمار منتشر کرد که توجه بسياری را به خود جلب کرد. در ميان آمارهای متعدد به چند نمونه زير نگاه کنيد: * تعداد سربازان آمريکايی مستقر در عراق: 162000 * تعداد مامورينی که توسط بخش خصوصی استخدام شده اند و دولت از جيب ماليات دهنده ها هزينه آنها را می پردازد: 180000 * مخارج ماهيانه جنگ عراق و افغانستان: 12 ميليارد دلار * تعداد گلوله هايی که نيروهای آمريکايی برای کشتن هر عدد ,دشمن, در عراق شليک ميکنند: 250000 * تعداد کودکانی که در اثر جنگ عراق دچار مشکل يادگيری شده اند: 92 درصد * بهای يک تابوت در بغداد: 50 تا 75 دلار، قبل از جنگ 5 تا 10 دلار *تعداد کشته های عراقی در اثر جنگ: يک ميليون, بر اساس محاسبه جاست فارين پاليسی, *تعداد پناهندگان عراقی 4.5 ميليون نفر, 2 ميليون داخلی, *تعداد عراقی هايی که آمريکا در سال 2007 پناهندگی آن ها را پذيرفت: 133 به عبارت ديگر پنج سال بعد از اينکه جسد شولا دختر بچه عراقی که برای نخستين بار تصوير جسدش به عنوان کودک قربانی تهاجم به روی اينترنت فرستاده شد، حالا اکثريت قريب به اتفاق ميليون ها کودک عراقی که بعد از جنگ به دنيا آمده اند، در حالی به سن مدرسه رفتن نزديک شده اند که به علت محاصره شدن در دريای خون و اشک و صدای گلوله و بمب و عفريت فقر و ناامنی قدرت يادگيری خود را از دست داده اند. تازه بيش از 300000 نيروی آمريکايی در عراق حضور دارند که ماندن، ماموريت انجام دادن، عقب کشيدن آن ها هم برای آمريکايی ها و هم برای عراقی ها مشکل بوجود می آورد. برای کسی که اندکی تعقل داشته باشد روشن است عوارض تهاجمی که با چنين نيروی تخريبی عظيمی صورت گرفته، حتی اگر به سرانجام هم رسيده بود، چنان وخيم است که نه عراق، نه آمريکا و نه سياست جهانی طی سال های دراز نميتوانند خود را از زير بار آن خلاص کنند و به ,حال عادی, برگردند. در حاليکه تهاجم به عراق هنوز به مرحله پايانی خود وارد نشده است، چه رسد به اينکه به ,سرانجام, رسيده باشد. وقتی که ,خدا, مشوق عمليات انتحاری باشد اما سکوت و بدتر از آن دروغ گويی در مورد اوضاع، نتايج وخيم ديگری هم دارد و آن دامن زدن به ياس و نااميدی قربانيان اين تهاجم است. گزارش تکان دهنده ای که رابرت فيسک گزارشگر ديگر روزنامه اينديپندنت در آستانه سالگرد تهاجم به عراق در رابطه با عمليات انتحاری تهيه کرده، عواقب خطرناک اين ياس را به نمايش می گذارد. گزارش رابرت فيسک نشان ميدهد در برابر نيروی غول آسا و بيرحم مهاجم، جنبشی آئينی از عمليات انتحاری به راه افتاده که تاريخ منطقه کمتر نظير آن را ديده است. آماری که او داده است تکان دهنده است هرچند اين آمار تنها با بررسی چهار روزنامه عربي، آمار رسمی دولت عراق، دو خبرگزاری بيروت و رسانه های غربی و تنها طی يک دوره يک ماهه به دست آمده و به همين دلايل ارقام آن همانطور که فيسک خود مکرر تاکيد ميکند به شدت محافظه کارانه و مسلما کمتر از ميزان واقعی است. فيسک می نويسد طی دوره اشغال لبنان توسط اسرائيل بعد از سال 1982، اگر حزب الله ماهی يک بار عمليات انتحاری انجام ميداد رقم فوق العاده ای محسوب ميشد. طی انتقاضه فلسطين در سال های 80 و 90، چهار عمليات طی يک ماه، بی سابقه به شمار می آمد. حالا در عراق بنا بر محافظه کارترين آمارها بطور متوسط دو عمليات هر سه روز يک بار انجام می گيرد... , و هرچند نه دولت عراق و نه منصوب کننده آمريکايی آن حاضرنيستند اعتراف کنند، اما از هر 1000 قاتل انتحاری به زحمت هويت 10 تن آن ها معلوم ميشود.,..که آن هم اغلب از طريق خانواده های آنهاست... ,هيچکس نميداند دست و پای خونين يا بدن بی سر بمب انداز انتحاری متعلق به که بوده است, و نام او چيست. برای قاتلان انتحاری مرز وجود ندارد.آنها از افغانستان و پاکستان به اروپا يا از لبنان و عربستان به عراق ميروند. عراق به يک مقصد تبديل شده چون فلسطين دشوارتر است. مرکز صدور آنها کدام کشور است؟ ,هيچ چيز بهتر از دواظهار نظر متضاد در ماه مارس گذشته فقدان اطلاعات مقامات را به نمايش نميگذارد,. اشاره فيسک به سخنان همزمان مشاور رايس و نوری مالکی است. اولی گفته بود 90 درصد آنها از سوريه می آيند، همان زمان نوری مالکی گفت بيشتر آنها از عربستان سعودی می آيند. در حاليکه برخی مقامات عراقی به فيسک گفتند آنها از جايی خيلی نزديک تر می آيند: بيشتر آنها خود عراقی ها هستند. اگرچه گروه بندی هايی از بمب اندازان انتحاری وجود دارد، ولی مرکزی که بتوان آن را ,مغز, بمب اندازی ها خواند وجود ندارد. ,حتی نفوذ جهان گير اينترنتی برای تقويت عمليات انتحاری در عراق کافی است., آيا يک تفسير عقلانی از به راه افتادن اين کيش وحشت ميتوان به دست داد؟ فيسک در پاسخ به اين سوال يادآوری ميکند نخستين عمليات انتحاری هنگامی که نيروی های آمريکايی به طرف بغداد پبش ميرفتند صورت گرفت: گروهبان علی جعفر موسی النومانی با خودروی بمب گذاری شده خود به ايستگاه نگهبانی نيروهای دريايی آمريکا در ناصريه حمله کرد. او همسر و پنج فرزند داشت، در جنگ با ايران 88/1980 سرباز بود و برای جنگ با آمريکايی ها بعد از اشغال کويت داوطلب شده بود. بعد دو زن شيعه دست به عمليات انتحاری زدند. به نوشته فيسک طی پنجسال بمب اندازان انتحاری بيشتر روی نيروهای امنيتی عراقی که آمريکايی ها تعليم ميدهند متمرکز شده اند تا خود آمريکايی ها. حداقل 365 حمله عليه نيروی پليس يا پارا ميليتر عراقی صورت گرفته است. هدف ها از جمله عبارت بودند از حداقل 147 ايستگاه پليس با 1577 کشته، 43 مرکز فراخوانی سرباز و پليس با 939 کشته، 91 ايستگاه بازرسی با حداقل 564 کشته، 92 مرکز امنيتی با 465 کشته و تعداد بيشماری از مراکز پليس. برعکس تعداد حملات به مراکز آمريکايی کمتر بوده است از جمله فقط 24 پايگاه آمريکايی که طی آن 100 آمريکايی کشته شدند، 43 نگهبانی و مرکز بازرسی آمريکايی که 116 پرسنل آمريکايی و 56 شهروند نظامی عراقی در آن ها کشته شدند و 15 تن از اين شهروندان براثر تيراندازی سربازان آمريکايی در واکنش به عمليات به قتل رسيدند. به نوشته فيسک ,جهت گيری بمب اندازان انتحاری اولويت در هدف گيری نظامی را طی شورش نشان ميدهد. در سال 2006 به تدريج حمله به آمريکايی کمتر شده و حمله به نيروهای پليس و مراکز سرباز گيری طی دو سال گذشته افزايش می يابد.فيسک سپس به کشتارهای هولناک فرقه ای و ارقام فله ای کشته های آن می پردازد. در اين رابطه هدف هر عمليات منفرد را به راحتی نميتوان تعيين کرد. فيسک خاطر نشان ميکند اکنون کمتر کسی به خاطر می آورد بيشترين رقم کشته در يک عمليات منفرد مربوط به ايزدی ها بود با 516 کشته و 526 زخمی در انتقام از ,قتل ناموسی, دختر ايزدی که عاشق مردی سنی شده بود و احتمالا توسط سنی ها صورت گرفت. اما توجيه خود آنهايی که به عمليات انتحاری دست می زنند چيست؟ فيسک با يکی از آنها که روانه عراق ميشد ملاقات کرد. خالد جوانی 18 ساله، خوش سيما، با موهای ژل زده که تی شرت مدل آرمانی پوشيده بود. وقتی فيسک سعی کرد او را متقاعد کند که او بايد از فکر کردن به عمليات انتحاری دست بردارد و ميتواند مثلا از طريق روزنامه نگاری بر تعداد بيشتر ی از مردم جهان اثر بگذارد، او با نگاهی خسته که با سنش در تناقض بود به او نيشخند ميزند: , شما ماموريت خودتان را داريد، من ماموريت خودم را., وقتی فيسک و همراهش ميخواهند او را به اين وسيله تحت تاثير قرار دهند که عدم فضيلت رهبرانی را يادآوری کنند که خودشان زنده ميمانند ولی آنها را به کام مرک ميفرستند او پاسخ ميدهد نه برای بشر بلکه برای خدا شهيد ميشود. فيسک مينويسد: ,همان استدلال کهنه. ميتوانستيم صدها راه خوب، راه مسالمت آميز، برای برخورد به بی عدالتی های جهان به او نشان بدهيم، ولی در لحظه ای که خالد نام خدا را آورد، تلاش ما بيهوده بود. عقلانيت – ياميتوانيد بگوييدانسانيت – کنار زده ميشود.اگر يک رئيس جمهور غربی ميتواند برای پيروزی ,خير بر شر, جنگ به راه بيندازد، ضد او هم ميتواند همان کار را بکند., مرگ و نه زندگی راهنمای کسانی است که به عمليات انتحاری دست ميزنند، کيشی که نه مرز، مليت، حزب، رهبر، تعقل و محاسبات سياسی يا هرچيز سياسی و واقعی ديگر، بلکه عدم عقلانيت محض به مغز راهنمای آن تبديل شده است، واکنش به تهاجمی است که مفهوم تعقل را به تسليم در برابر زور تقليل داد و با اتکاء به زور اسحله و قدرت نامحدود سياسی و ثروت انبوه، همه ارزش ها و محاسبات انسانی را به تمسخر گرفت و زير چکمه های خود نابود کرد. فيسک تاکيد ميکند:,اين وحشت انگيز ترين و فاجعه بارترين ميراث تهاجم پنج سال پيش جرج بوش به عراق است., 25 اسفند 1386 03:56 نظر شما
بازگشت
|