www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار







حواصيل بر فرق
!مبارك منقار زد



خورشيد خانم



اولين هنرپيشه زن ايران
اولين فيلم ناطق ايران



قمرالملوك وزيرى

اندر دل من هزار خورشيد بتافت
آخر به كمال ذره اى راه نيافت     ابن سينا

ابن سينا نابغه جهانى

امروزاول شهريور روز پزشك و روز بزرگداشت فيلسوف و پزشك بزرگ ابو علىسينا مىباشد. بدين مناسبت مختصرى از زندگى پرتلاطم و آثار اين انديشمند بزرگ ايرانى را تهيه كرده تاكمكى باشد در شناساندن يكى از بزرگان كشورمان

اين نابغه بزرگ در 54 يا 55 سالى كه زندگى كرد يا زندانى و فرارى بود و يا در مشاغلى مانند وزارت, اما با اينهمه توانست 270 كتاب بنويسد (گرچه فقط 160 از آنها باقى مانده) ازجمله كتاب قانون در طب, شفا در فلسفه, دانشنامه علايى, البر و الائم در اخلاق, الهديات, القولنج, حى بن يقظان يعنى زندة بيدار, نجات,لسان العرب در علم لغت, الحاصل و المحصول در فلسفه
كتاب قانون اولين بار در قرن دوازدهم ميلادى به زبان لاتين كه زبان علمى در اروپا بود ترجمه شد. و سپس به ايتاليايى برگردانده شد و چند قرن كتاب استاندارد تمامى دانشكده هاى پزشكى در اروپا بود, ترجمه لاتين قانون سى بار تجديد چاپ شد
نظريه هاى پزشكى ابن سينا با اينكه بيش از هزار سال از تاريخ تولد وى مىگذرد و با اينكه علم پزشكى بخصوص در نيم قرن اخير پيشرفت كرده, هنوز مورد توجه و احترام است


سازمان علمى تربيتى يونسكو سال 1980 ميلادى را به خاطر هزارمين سال تولد ابن سينا سال ابن سينا نامگذارى كرد . در پاريس بدين مناسبت تاج گل نثار پيكره ابن سينا در محله اودئون گرديد و يكى از بيمارستانهاى پاريس به نام ابن سينا(بيمارستان آويسن) نامگذارى شد. پىير روسو وى را پرنس پزشكان مىداند و انجمن داروسازان انگليسى در روى آرم خود تصوير ابوعلى سينا را نقش كرده است

وى با ديگر انديشمندان همدوره خود روابط نزديك و دوستانه اى داشت. با ابوريحان بيرونى نامه نگارى مىكرد, ابو السعيد ابوالخير كه همدوره ابن سينا بوده و همديگر را ملاقات كرده بودند در مورد وى مىگويد: آنچه من مىبينم او مىداند. و وصيت كرد كه وى را در كنار ابن سينا دفن كنند و قبر وى كنار قبر ابن سينا است, به درخواست ابوالحسن عروضى كه خود از متفكران و نويسندگان مشهور زمان بود ابن سينا كتابى در حكمت بنام مجموع نوشت , و سپس كتاب بزرگ و بيست جلدى فلسفى الحاصل و المحصول را نوشت

ابن سينا در سال 372 و به روايتى 363 هجرى قمرى برابر با 980 ميلادى متولد شد و خودش در اتوبيوگرافى اش مىنويسد: پدرم اهل بلخ بود و در زمان نوح بن منصور به بخارا رفت و در دستگاه دولتى به كار پرداخت و عمل روستاى خرميثن از روستاهاى بزرگ بخارا به او واگذار شد. در نزديكى آن روستا قريه ديگرى بود به نام افشنه كه پدرم از آنجا همسرى اختيار كرد كه من و برادرم از او متولد شديم

در سنين كودكى نزد ابو علا سرخسى در مكتبخانه وى در بخارا به تحصيل تجويد و ترتيل پرداخته و سپس حساب و جبر و مقابله را نزد محمود مساح كه از شخصيتهاى مهم محيط علمى بخارا بود آموخت. در اوايل نوجوانى نزد اسماعيل زاهد از دانشمندان زمان به تحصيل فقه پرداخت. هندسه , نجوم و منطق را نزد عبدالله ناتلى خواند. ابن سينا با اينكه تبحر زيادى در رياضى, نجوم, فلسفه و تاريخ داشته و حتى از ذوق ادبى بهره مند بوده و اشعارى به فارسى و عربى از وى بجاى مانده كه يك نمونه اش ارجوزه كه شامل هزار و بيست و شش بيت هست اما در جهان او را در درجه اول بعنوان پزشك مىشناسند

در جوانى به بخارا رفت و با مداواى بيمارى امير سامانى به شهرت وى افزوده گشته و توانست به كتابخانه بخارا كه يكى از بزرگترين كتابخانه هاى جهان بود دست يابد.پس از انقراض سامانيان و قدرت گيرى محمود غزنوى دوران دربدرى , فرار, زندان و زندگى پرتلاطم وى آغاز گشت. اول به گرگانج كه درآنجا خوارزمشاه شوهرخواهر محمود غزنوى حاكم بود رفت. سلطان محمود كه در تعصب و كشتار دگرانديشان و فرستادن سرشان به نزد خليفه عباسى يد طولايى داشت, بعداز شنيدن اين مطلب كه يك پزشك رافضى (در آن دوره تقريبا تمام دگرانديشان را به اين نام مىناميدند) در قلمرو خوارزمشاه اقامت دارد با فرستادن نامه به وى درخواست فرستادن ابن سينا به نزد خويش را نمود, اما ابن سينا به همراه دانشمند ديگرى بنام ابوسهل مسيحى كه او هم از طرف سلطان محمود در خطر بود از گرگانج فرار كردند. ابو سهل بين راه در كوير براثر بى آبى و بيمارى فوت كرد و ابن سينا به نيشابور رفت

يك هفته در نيشابور بود كه ديد تصوير بزرگى بر ديوار شهر نصب است و مردم مىگويند اين عكس ابن سيناى كافر است و هركس اورا دستگير كند پاداش مىگيرد. ابن سينا متوجه شد كه شكلى كه به ديوار نصب است از نظر لباس شبيه به شكلى است كه او در گرگانج داشت اما صورتش شبيه به او نيست, زيرا نقاشى كه بدستور سلطان محمود شكل را كشيده ابن سينا را نديده بود.اتهام كفر و زندقه تا آخر عمر همراهش بود و خودش دراين باره شعر زير را سروده است

محكمتر از ايمان من ايمان نبود كفر چو منى گزاف و آسان نبود
پس در همه دهر يك مسلمان نبود در دهر چومن يكى و آنهم كافر

چون جانش را در خطر ديد به گرگان فرار كرد و مورد استقبال حاكم آنجا قابوس وشمگير (آل زيار) قرار گرفت. اضافه كنم كه بعدها فردوسى هم از ترس محمود به گرگان و آل زيار پناه آورد. در گرگان متوجه شد كه تعداد زيادى ازمردم گرفتار عوارض دستگاه گوارش هستند, و اين امر انگيزه اى شد براى نوشتن رساله اى بهداشتى كه در آن آداب غذا خوردن رااز لحاظ بهداشت شرح داد

پس از سقوط قابوس, ابن سينا به رى رفت , در رى مجدالدوله ديلمى و مادر او سيده خاتون ديلمى حكومت مىكردند و مقدم ابن سينا را كه شهرتش به آنجا هم رسيده بود گرامى داشتند و حتى وى را به مقام وزارت منصوب كردند. اما پس از مدتى ابن سينا كه فضاى رى را بخاطر اختلافات مجدالدوله و مادرش متشنج ديد به همدان رفت. درآنجا هم مورد استقبال شمس الدوله ديلمى قرار گرفت و به وزارت منصوب گشت. در اينجا بود كه عليرغم وقت كم بخاطر شغل وزارت كتاب فلسفى شفا را نوشت. بعداز مرگ شمس الدوله, سماالدوله به حكومت رسيد و ابن سينا در فرصتى كه پيش آمد شروع كرد به نوشتن بخش پايانى كتاب شفا, مدتى بعد به جرم اينكه با علاالدوله, حاكم اصفهان نامه نگارى مىكند او را دستگير و زندانى كردند. در چهار ماهى كه ابن سينا در زندان بود كتاب الهديات, رساله حى بن يقظان يعنى زندة بيدار و كتاب القولنج را نوشت

ابن سيناى پزشك
براى خواندن ادامه مطلب اينجا كليك كنيد

گردآورنده سينا



Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد